اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Feb 19 2013

اسناد پشت پرده دستور احمدی نژادو لابی شمقدری برای اسکار فرهادی/ کثیریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,هنر

هاشمی نامه: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
کیوان کثیریان در خبر نوشت:

مصاحبه جواد شمقدری با ایلنا گفت و گوی مهمی است. بخش های کلیدی دارد که در آینده نزدیک به تفصیل به آن خواهم پرداخت.(متن کامل)
اما جذاب ترین بخش این گفت و گو پاسخ به سوالی درباره اسکار سال گذشته فیلم ‘جدایی نادر از سیمین’ است. نکات جالبی دارد که برای نخستین بار مطرح می شود. بخش هایی از آن را عیناً بخوانید:

‘در رابطه با اسکار هم چندبار گفته‌ام زمانی که قرار بود مسئولیت سینمایی آن زمان را برعهده بگیرم از آقای احمدی‌نژاد پرسیدم اگر بخواهید در یک جمله من را نصیحت کنید چه می‌گویید ایشان گفتند برو سینمای ایران را بین‌المللی کن و من گفتم اولین گام این است که اسکار بگیریم و او گفت خوب اینکار را انجام بده و این اتفاق افتاد. خیلی‌ها در این سی سال تلاش کردند اسکار بگیرند اما موفق نشدند اما الان شد. آن سال که جدایی نادر از سیمین جایزه اسکار را گرفت می‌شد فیلم دیگری به جشنواره جهانی برود و اسکار نگیرد و جدایی نادر از سیمین می‌توانست در فجر انتخاب نشود و اگر انتخاب می‌شد می‌توانست جایزه نگیرد. این‌ها یک برنامه‌ریزی بوده است. … در فرآیندی فیلمی انتخاب شد رفت و حمایت شد. برنامه‌ریزی شد اما بعضی‌ها منکر هستند و می‌گویند برنامه‌ریزی شده نبود، تصادفی بود. آن‌ها ممکن است خلقت و هستی را هم تصادف بدانند البته آن‌ها در خیالات خودشان سیر می‌کنند. … و ما طراحی کردیم و حتی لابی‌گری کردیم تا این اتفاق بیفتد و برای همه ایرانیان مهم بود که یک فیلم ایرانی اسکار بگیرد. فیلمساز برای ما مهم نبود بلکه مهم این بود که فیلم از سینمای ایران جایزه بگیرد.’

ادعاهای جالب توجهی است. قصد تحلیل و رد این حرف ها را ندارم. بعضی چیزها بدیهی است. فقط به نظرم یادآوری چند رویداد و خبر به همراه چند نکته کفایت می کند.

اول: اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما وقتی جایزه ‘درباره الی’ را گرفت، حرف های جنجالی و پرحاشیه ای زد. او همان وقت ها روزهای اول فیلمبرداری ‘جدایی نادر از سیمین’ را می گذراند. پس از این حرف ها بهانه ای که معاونت سینمایی منتظرش بود از خانه سینمایی ها گرفت و معاون سینماییِ آن موقع، یعنی همین آقای شمقدری بیانیه تند و تیزی منتشر کرد که به بیانیه ‘انالله واناالیه راجعون’ معروف شد. درآن بیانیه درباره اصغر فرهادی گفته شد: ‘ بی‌خبران و غافلان، پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می‌کنند. چه باید کرد!؟ کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می‌راند، چه پاسخی دارد؟!… من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود طلب عفو و بخشش می‌نمایم.’ (متن کامل)
{دقت بفرمایید هنوز خبری از حمایت و برنامه ریزی نیست. ضمن اینکه اگر قدرت لابی گری دوستان اینقدر زیاد است، چرا روی یک فیلمساز که بی خبر و غافل نباشد برنامه ریزی نشد؟ چرا روی یک فیلمساز متعهد که مغرور و جاهل نبود سرمایه گذاری نشد؟ و یا روی یک فیلم ارزشی؟}

دوم: پس از یکی دو روز ناگهان سجادپور، مدیرکل نظارت وقت پروانه ساخت فیلم اصغر فرهادی را لغو کرد و درحالیکه 20 درصد از فیلمبرداری انجام شده بود، پروژه متوقف شد (اینجا). بعد از آن با برخی وساطت ها فیلمبرداری این فیلم از سر گرفته شد.
{دقت بفرمایید؛ حمایت؟}

سوم: بعد که فیلم به جشنواره بیست و نهم فجر آمد و با استقبال اکثریت مطلق منتقدان مواجه شد، در اختتامیه جشنواره، داوران جایزه بهترین فیلم را به ‘جرم’ دادند! تا یکی از بزرگترین گاف های داوری در جشنواره فیلم فجر رقم بخورد. ‘جدایی نادر از سیمین’ سیمرغ های کارگردانی، فیلمنامه ، فیلمبرداری، بازیگری مکمل مرد و صدا را از داوران گرفت و سیمرغ انتخاب مردم و بهترین فیلم منتقدان را هم مال خود کرد. (اینجا)
{دقت بفرمایید از راهیابی ‘جدایی…’ به عنوان حمایت یاد شده چون می توانست در بخش مسابقه پذیرفته نشود! از سیمرغ ها به عنوان برنامه ریزی یاد شده چون می توانست به این فیلم داده نشود. البته جشنواره ما و داوران ما آنقدر کلاس شان بالا بود که فیلم بهتری نسبت به ‘جدایی…’ در آستین داشتند.}

چهارم: هیات انتخاب فیلم برای اسکار که تشکیل شد، زمزمه هایی مبنی بر تمایل برای ارسال فیلمی دیگر به راه افتاد. مثل جهانگیر الماسی که فیلم هایی چون آلزایمر و آسمان محبوب را مناسب اسکار می دانست(اینجا) و مخالفان فیلم هم بر آتش این زمزمه دمیدند. سجادپور هم این فیلم را فیلم خوبی نمی دانست و گفته بود: ‘در فیلم جدایی نادر از سیمین وقتی با 50 کارشناس صحبت کردم، تنها حدود سه نفر متوجه لایه‌های دوم و سوم فیلم شده بودند. در حالی‌که‌ بیشتر کارشناس‌ها همان لایه اول را دیدند که در آن حلال و حرام، دروغ و راست بود، بنابراین وقتی سازنده آن‌قدر محافظه کاری کرده، نتوانسته پیامش را خوب منتقل کند.’ (اینجا)
بالاخره با انتخاب درست ‘جدایی نادر از سیمین’ برای معرفی به اسکار، همه نفس راحتی کشیدند. (اینجا)
{دقت بفرمایید از این انتخاب به عنوان حمایت و برنامه ریزی یاد شده. آقای سجادپور هم دارد حمایت می کند}

پنجم: ‘جدایی…’ جایزه های برلین را برد و کم کم جشنواره های مختلف را فتح کرد، بیشتر دیده شد، جدی تر گرفته شد و روز به روز شانس اش برای اسکار افزایش یافت. جواد شمقدری در اظهارات مشهورش در گچساران به نیت تحقیر اسکار گفت: ‘اسکار هم مثل جشن سینمای گچساران است’ (اینجا)
{دقت بفرمایید که چرا باید رییس جمهور برای چنین جایزه بی اهمیتی دستور بدهد و چرا معاون سینمایی باید برای چنین جایزه بی ارزشی برنامه ریزی و لابی کند؟ و چرا بعدش باید تبریک بگوید؟}

ششم: بازار نظر دادن و پیش بینی داغ شد. همه احساس کردند برای این فیلم ممکن است اتفاقات خوبی بیفتد. جواد شمقدری هم وارد این بازار اظهارنظر شد و جمله مهمی گفت: ‘انتخاب یا انتخاب نشدن این فیلم، نشانه سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران است که می‌خواهند چه سیگنال‌هایی را بدهند. فکر می‌کنم اگر بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه دهند یا تشدید کنند‌، جدایی نادر از سیمین را انتخاب نمی‌کنند.’ (اینجا)
نظر سجادپور هم جالب است: ‘شخصا به دلیل سیاسی کاری و نگاه غرب زده اسکار، مسولان این مراسم ترجیح می‌دهند به نماینده سینمای ایران جایزه ندهند اما اگر این جایزه داده شود اسکار ناچار به انجام این کار شده است.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید هیچ صحبتی از ‘لابی’ نیست. با لابی که سیگنال نمی دهند! همه چیز به ‘سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران’ موکول شده است. هنوز دوستان باورشان نمی شد که فتح اسکار اتفاق بیفتد و داشتند زمینه چینی می کردند که درصورت شکست احتمالی بگویند؛ دیدید؟ ما که گفتیم!}

هفتم: فتح جایزه گلدن گلوب که اتفاق افتاد، همه چیز خیلی جدی شد. سجادپور سریع وارد عمل شد تا ثابت کند موفقیت تا دلتان بخواهد پدر و مادر دارد. او گفت: ‘وظیفه ما حمایت از این فیلم بود که انجام دادیم چون مطمئن باشید اگر حمایت های معاونت سینمایی نبود فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی و در حال حاضر گلدن کلوب را کسب نمی کردند’ (متن کامل اینجا)
{کلاً دقت بفرمایید!}

هشتم: اتفاق بسیار بزرگ فتح جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی رخ داد و فیلم اصغر فرهادی اسکار گرفت. تبریک های مسوولان دولتی سینما از سه جهت رسید. جواد شمقدری، سجادپور و میرعلایی (اینجا، و اینجا).
{دقت بفرمایید لابی گری ها به نتیجه رسیده، دستور رییس جمهور اجرا شده ولی هیچکس حاضر نیست پزش را بدهد! عجیب نیست؟ نه وزیر ارشاد پیام تبریک می دهد و نه رییس جمهور! تلویزیون هم که انگار نه انگار. مگرمهم نبود؟ مگر تنها نصیحت رییس جمهور نبود؟ مگر اولین گام بین المللی شدن سینما نبود؟ مگر برنامه ریزی شده نبود؟ مگر برای همه ایرانیان مهم نبود؟}

نهم: اظهارنظرهای مخالف مثل همیشه سرجایش بود. ‘سلحشور: جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمی توان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است. مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن کلوب ایفا کرد وبرای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید؛ دزد! این اظهارات هرگز با واکنشی از طرف مسوولان سینمایی مواجه نشد. انگار نه انگار که برنامه ریزی و لابی و… از سوی مسوولان رسمی دولت در کار بوده!}

دهم: بعد از کسب اسکار، اصغر فرهادی به ایران آمد. از میان مسوولان رسمی جز مدیرعامل فارابی کسی در فرودگاه دیده نشد. (گزارش کامل اینجا)
{دقت بفرمایید نه نصیحت کننده، نه برنامه ریز این جایزه، نه لابی گر، نه حمایت کننده، هیچکس به فرودگاه نیامد تا ثمره تلاش ها و حمایت هایش را ببیند و افتخار این جایزه را مال خود کند. تواضع تا کجا؟!}

یازدهم: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
این بحث تعلق اسکار به لابی های صهیونیستی بارها و بارها از سوی دوستان و متعلقینشان تکرار شده است از جمله در همین یادداشت تبریک شمقدری به فرهادی: ‘قضاوت آمریکایی در مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد و رای دهندگان آکادمی اسکار در مقابل لابی اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد واکنش متفاوتی نشان دادند و این ترک آغاز فروپاشی استیلای لابی اسرائیلی بر جامعه و همه نهادهای آمریکایی است.’
{دقت بفرمایید به تکرار کلمه لابی!و اینکه آقای شمقدری با چه کسانی لابی کرده؟ با صهیونیست ها؟}

وحالا بعد از یک سال جواد شمقدری خبر از لابی می دهد، از دستور و نصیحت رییس جمهور، از حمایت های بی دریغ، از برنامه ریزی، از اولین گام بین المللی شدن. معلوم نیست این جایزه اسکار چرا در یکسال گذشته اینقدر بی صاحب بوده؟ بگذریم. راستی وعده ما سه ماه و اندی دیگر پای صندوق های رای!

No responses yet

Feb 19 2013

ازسرگیری پروژه اختلاف افکنی و القای حاکمیت دوگانه توسط ‘خبرگزاری خاص’

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

شبکه‌ایران: پس از ارسال انبوه این پیامک، خبرگزاری مذکور با گزینش چند جمله از برخی وبلاگ های بی نام و نشان و پیامک کردن این جملات به مخاطبانش، تلاش کرده اتهام بزرگ خود به دولت را مستند نشان دهد.

شبکه ایران / از اولین ساعات امروز، یک خبرگزاری تازه تاسیس، با ارسال انبوه چندین پیامک، دولت را متهم کرده که به دنبال ایجاد بحرانی جدید در سطوح بالای نظام است.
این خبرگزاری که خود را منتسب به یک نهاد خاص می داند، در اتهامی ضدامنیتی به دولت، خبری جعل کرده و آورده است: “گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگ ها و فضای مجازی شده است”
پس از ارسال انبوه این پیامک، خبرگزاری مذکور ضمن پیگیری خط القای حاکمیت دوگانه، با گزینش چند جمله از برخی وبلاگ های بی نام و نشان و پیامک کردن این جملات به مخاطبانش، تلاش کرده اتهام بزرگ خود به دولت را مستند نشان دهد.
در همین حال، یک مقام مسئول در گفتگو با خبرنگار شبکه ایران، ضمن تکذیب صریح ادعای این خبرگزاری تاکید کرد با توجه به محتوای ضدامنیتی پیامک های این خبرگزاری، دستگاه های ذیربط باید به سرعت بااتهام زنندگان برخورد کنند تا مخالفان دولت، بیش از این جرات اتهام زنی های بدون سند را نداشته باشند.
این مقام مسئول در پایان خاطرنشان کرد؛ در گذشته نیز بارها تاکید کرده ایم، عملکرد سایت ها، وبلاگ ها و صفحاتی که گاه به اسامی اشخاص منتسب به دولت و یا به طرفداری از دولت منتشر می شوند، ارتباطی به دولت و یا شخصیت های دولتی ندارند.

No responses yet

Feb 19 2013

مهندسی معکوسِِِِ خبرسازانی که هیچگاه خود را مخاطب رهبری نمی دانند + مطلب تکمیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

وبلاگ آرمانشهر: ساعتی پیش (حدود ۱۲ ظهر)، بزرگواری، پیامکی را که خبرگزاری «ن» وابسته به …، به مخاطبانش ارسال کرده بود، برایم فرستاد. متن این پیامک به شرح زیر است:

«ن:: غیرقابل انتشار/ گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگها و فضای مجازی شده است.»

در مورد این پیامک چند نکته لازم به ذکر است:

۱- این کدام دستور تشکیلاتی است که فی المثل به بنده که وبلاگم یکی از دو وبلاگ پربیننده احمدی نژادی است، نرسیده است و بازتابی هم از آن در وبلاگم دیده نمی شود؟

۲- روشن است که سازندگان این خبر با دیدن مطالبی که در صرفاً دو سه وبلاگ از میانِ دهها وبلاگ احمدی نژادی منتشر شده است، مهندسی معکوس کرده اند. یعنی با دیدن آن دو سه وبلاگ گفته اند بگذار چنین خبری بسازیم و اگر کسی سندش را خواست به آن دو سه وبلاگ ارجاعش می دهیم. قید «غیرقابل انتشار» را هم در ابتدای خبر گذاشته اند که مخاطبِ خبر، پیش خودش فکر کند چه خبر است و به چه اطلاعات ذیقیمتی دسترسی دارد.

۳- کمافی السابق، گردانندگان این خبرگزاری، به هیچ وجه خودشان را مخاطبِ توصیه ها و دستورهای مکررِ رهبری در مورد رعایت تقوا و انصاف و پرهیز از اتهام زنیِ بدون سند و مدرک نمی دانند.

۴- باید از این حضرات پرسید با وجود چنین خبرسازیهایی که این پیامک تنها یک نمونه از آن است، چرا وقتی احمدی نژاد به آنها می گوید علیه دولت و یارانش جوسازی می کنید، به آنها برمی خورد؟

۵- اساسا این حضرات در مورد وبلاگنویسان احمدی نژادی چه خیال کرده اند؟ احتمالا قیاس به نفس می کنند که فکر می کنند فقط با دستور از بالا می توان و باید نوشت. آیا این حضرات فکر کرده اند این وبلاگها، وبلاگهایی سازماندهی شده هستند که یک مشت مواجب بگیرِ بدون فکر آنها را می گردانند و منتظر نشسته اند تا هر توصیه و دستوری از بالا به آنها رسید اجرا کنند؟ پس داشته باشند و داشته باشید لینکِ برخی از وبلاگهای احمدی نژادی را که نشان می دهد خبرسازی به اصطلاح محرمانه حضرات، چقدر پوچ است. اینها وبلاگهایی است که من دیده ام و ممکن است بیشتر از این هم باشند و اگر باز هم دیدم ان شاءالله به آنها لینک خواهم داد. ضمنا به مطالبی لینک می دهم که قبل از تاریخ و ساعت انتشار پیامک خبرگزاری «ن» نوشته شده اند تا بهانه ای دست بهانه جویان نباشد:

محب الاولیا: لاحکم الا حکم سیدعلی

نیمه خالی لیوان: سمعاً و طاعةً

محمود صارمی: منو کشتی، خوش به حالم

مهر جاودان: مالک غلاف کن… اگر برنگردی، علی را می کشند

روح بانمک: مقصر را یافتم! (پی نوشتهای مطلب)

رئیس جمهور ایرانیان: ما تا آخر ایستاده ایم

ضمیر خودآگاه: به بهانه سخنرانی رهبری معظم در جمع مردم تبریز

عمار سیدعلی: ما همه سرباز تو ایم خامنه ای

گوش قرمز: و اینک این احمدی نژادیهای غمگین

احمدی نژاد در محاصره: رهبری، فصل الخطاب نهایی

نورالانوار: اولین کارت زرد رهبری به محمود عزیز

هویتنا: امتحان احمدی نژاد و احمدی نژادیها

سایت رایحه ظهور، مورخ ۲۹ بهمن: آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند

باریک بین: تاملی در سخنان رهبری

مطلب تکمیلی، مورخ ۱ اسفند: وبلاگهای «همسازی» و «خطخطی» فیلتر شدند. وبلاگ «ما می توانیم» هم در اثر دلخوری نویسنده اش از نحوه پیامک سازی چند سامانه پیامکی از محتوای آن و تعمیم دادن آن به تمام وبلاگنویسان احمدی نژادی، توسط خود مدیر وبلاگ حذف شد.

No responses yet

Feb 19 2013

در واکنش به سخنان ۲۸ بهمن خامنه‌ای صورت گرفت: انتقاد صریح بلاگر‌های حامی احمدی‌نژاد از رهبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: گروهی از وبلاگ‌نویسان حامی محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به سخنان علی خامنه‌ای٬ فعالیت خود را متوقف و انتقاد‌های بی‌سابقه متوجه رهبر جمهوری اسلامی کرده‌اند.

وبلاگ‌ «ندایی از درون»٬ «همسازی» و «خط‌خطی» از جمله وبلاگ‌هایی هستند که نسبت به انتقاد آقای خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در دیدار با گروهی از مردم تبریز اعتراض کرده‌اند.

این وبلاگ‌ها به همراه گروهی دیگر از حامیان احمدی‌نژاد به اینکه رهبر جمهوری اسلامی در سخنان خود انتقاد‌های کم‌رنگی از علی لاریجانی داشته معترض هستند.

وبلاگ «ندایی از درون» نوشته تا زمانی که معنای کلمه ‌ «دفاع» و «یک قدری» برای وی روشن نشود یا «حکمت» آن را نفهمد فعالیت‌های خود را متوقف می‌کند.

وبلاگ «همسازی» نیز با انتشار پستی از اینکه خامنه‌ای اقدام احمدی‌نژاد را «غلط»٬ «نادرست»، «خلاف شرع»، «خلاف قانون»، «خلاف اخلاق» و «تضییع حقوق» دانسته و در مقابل عمل لاریجانی را «کمی زیاده روی در دفاع از خود» ارزیابی کرده٬ انتقاد کرده است.

این وبلاگ نوشته «اعتراف می‌کنم در درک این مقایسه رهبری ناتوانم و حل موضوع برایم غامض، مسئله‌ای برایم پیش آمده که هضم آن خارج از توان فکر و اندیشه‌ام است. بنابراین تا زمان درک حکمت این کلام امام عزیزم و تشخیص حق و حقانیت دیگر در این وبلاگ مطلبی نخواهم نوشت.»

«همسازی» در ادامه آورده است: «اتفاق پیش آمده و نحوه سخنان رهبری در آن جلسه حادثه کوچکی نبود این حق را برای اینجانب قائل باشید مدتی به این اتفاق و حواشی آن فکر کنم.»

وبلاگ «خط‌خطی» هم در تازه‌ترین پست خود نوشته که سخنان علی خامنه‌ای «منصفانه» نبوده است.

این وبلاگ نوشته «از کجا می‌توان گفت که پخش فیلم طلب رشوه و کارچاق کنی توسط برادر دو تن از روسای قوای کشور، خلاف شرع و قانون است؟ اصلا کدام قانون فیلمبرداری مخفی از یک عمل مجرمانه را ممنوع کرده است؟ کدام قانون افشای چنین واقعیتی را رد کرده است؟»

این وبلاگ‌نویس حامی احمدی‌نژاد ادامه داده «آیا این خلاف قانون و شرع نیست که کارتل رسانه‌ای وابسته به یک نهاد نظامی، همچون کانون توطئه، صبح تا شب بگردد و علیه رییس جمهور سوژه سازی کند؟»

وی پرسیده «آیا توهین‌های بیشرمانه طرف مقابل تنها «کمی زیاده روی» است؟ لابد توهین‌های آن دیگری که اصلا از شیر مادر هم حلال‌تر است.»

وبلاگ «خط‌خطی» در پایان آورده است: «آخر احمدی‌نژاد را که همه می‌زنند، دیگر چه نیازی به خلاف و شرع و قانون خواندن و هشدار دادن است؟ پس کی قرار است که نهیب به این جریانات و رسانه‌های جهنمی زده شود؟»

وبلاگ «هویتنا» هم از دیگر حامیان احمدی‌نژاد است که به بروز اعتراض‌های گسترده نسبت به انتقاد‌های علی خامنه‌ای از رئیس دولت دهم اشاره کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی ۲۸ بهمن ماه پس از حدود سه هفته به وقایع رخ داده در جلسه استیضاح وزیر سابق کار واکنش نشان داد و انتقاد‌هایی از لاریجانی و احمدی‌نژاد کرد.

گروهی از حامیان احمدی‌نژاد از برخورد «دوگانه» رهبر جمهوری اسلامی با روسای قوای مقننه و مجریه ناراضی هستند و به صورت علنی نارضایتی خود را اعلام کرده‌اند.

——-
نوشته وبلاگ خط خطی:

انتقاداتی بر سخنان رهبری + پی نوشت

پیرو سخنرانی رهبری در دیدار جمعی از اهالی تبریز و مواضع ایشان در خصوص اتفاقات یکشنبه مجلس، دوستی خواست مطلبی برای روزنامه بنویسم. عذر خواستم و گفتم من با سخنان رهبری موافق نیستم و نمی توانم مطلبی در یک روزنامه رسمی بنویسم که مایه دردسر نشود. از طرفی هنوز اهل نفاق و دورویی نشده ام که در دل چیزی داشته باشم و روی کاغذ گونه ای دیگر بنویسم.

سخنان امروز رهبری را هنوز منصفانه نیافته ام. گیرم که کار احمدی نژاد یک خطای تاکتیکی باشد، اما از کجا می توان گفت که پخش فیلم طلب رشوه و کارچاق کنی توسط برادر دو تن از روسای قوای کشور، خلاف شرع و قانون است؟ اصلا کدام قانون فیلمبرداری مخفی از یک عمل مجرمانه را ممنوع کرده است؟ کدام قانون افشای چنین واقعیتی را رد کرده است؟

باری موضوع اصلی، پخش فیلم و حتی باج خواهی کردن نیست، که این مسایل متاسفانه در کشور به وفور زیاد است. مسئله اصلی آن است که رییس جمهور منتخب و قانونی کشور، حداقل سه سال است از سوی برخی ارگانهای رسمی اطلاعاتی، نظامی، قضایی، تقنینی مستقیم و غیرمستقیم، متهم به بدترین فسادها و فجایع می شود، نه تنها دادگاهی تشکیل نمی شود، که حتی فرصت دفاع و تبیین هم به متهم مظلوم داده نمی شود. روز به روز این حلقه طناب در گردن وی تنگتر می شود، و هر گاه که فریادی زند، سریع معیارها و موازین اخلاقی چماق وار بر سرش کوبیده می شود که چیزی نگو، وحدت برهم می خورد! اخلاق چه می شود!

آیا اخلاق و قانون برای عربده کش هایی که در مجلس شورای اسلامی!! رییس جمهور را به بدترین اهانتها می نوازند، حد و منعی نگذاشته است؟ آیا قاضی القضات کشور حق دارد که با جریان انحرافی نامیدن رییس جمهور و اطرافیانش، مدعی شود که آنها در فساد اقتصادی غوطه ورند و اعتقاد به روابط با نامحرم دارند؟

آیا این خلاف قانون و شرع نیست که کارتل رسانه ای وابسته به یک نهاد نظامی،  همچون کانون توطئه، صبح تا شب بگردد و علیه رییس جمهور سوژه سازی کند؟

یک مستند درباره حضرت مهدی ساخته می شود، بی هیچ دلیلی به سازندگان آن اتهام زده می شود که از دولت پول گرفته اند، سر هر کوی و برزن و تریبونی هم این اراجیف فریاد می شود، آخرش چه شد؟

….

این همه جفا و بداخلاقی قابل اغماض است، ولی یک فریاد که بلند شود، می شود خلاف شرع و قانون؟ و آیا توهین های بیشرمانه طرف مقابل تنها “کمی زیاده روی” است؟ لابد توهین های آن دیگری که اصلا از شیر مادر هم حلال تر است!

آخر احمدی نژاد را که همه می زنند، دیگر چه نیازی به خلاف و شرع و قانون خواندن و هشدار دادن است؟ پس کی قرار است که نهیب به این جریانات و رسانه های جهنمی زده شود؟

اینها تالمات امروز من بود، در خودم ریختم و فکر کردم. شاید هم حق با نظر من نباشد؛ البته مبانی فکری ام درباره ولایت فقیه باعث شد که دچار بحران فکری نشوم. شاید هم مسایل دیگری در میان باشد که من از آن بیخبرم.

به هر صورت دغدغه من این بود که اگر امام زمان (ع) در این قضیه بودند چه می کردند؟ آیا الزاما مطابق نظر من رفتار می کردند؟ هیچ یقینی در این رابطه نداشتم، یاد این جمله زیبای احمدی نژاد افتادم که “زندگی در سایه ولایت فقیه، تمرین زندگی در حکومت امام معصوم است” حتما این واقعه امتحانی الهی برای من و امثال من است، من همچنان موافق نظر رهبری نیستم، ولی مبانی ام حکم می کند که این انتقاد را نزد خود نگه دارم و بر اساس آن اقدامی نکنم.

البته کرکره وبلاگ را هم پایین نخواهم کشید، حاشا که ما میدان عدالتخواهی و مبارزه با اشرافیت فاسد را خلی کنیم!


پی نوشت:

ماده (697) قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 مقرر مي‌دارد:

«هر كس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به كسي امري را‌صريحاً نسبت دهد يا آن‌ها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب مي‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي كه‌موجب حد است به يك ماه تا يك سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و يا يكي از آن‌ها حسب مورد محكوم خواهد شد.

تبصره – در مواردي كه نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد هر چند بتواند صحت اسناد را ثابت نمايد مرتكب به مجازات مذكور محكوم خواهد‌شد.»

روشن است که انتشار اتهامات فاضل لاریجانی تنها در صورتی جرم محسوب می شود که رییس جمهور قادر به اثبات آن در دادگاه نباشد.

طبق نظر یک حقوقدان: “فلسفه اين نحوه نگارش ماده (697) قانون مجازات اسلامي بر اين اساس بوده است كه مردم عادي در راستاي كشف جرائم ارتكابي در جامعه واردعمل شده و به دادستان كه وظيفه اصلي او كشف جرائم و تعقيب مجرمان است، كمك نمايند.” +

No responses yet

Feb 18 2013

دزدی‌های کلان موتلفه: آقای احمدی نژاد، اگر جرات دارید، پا روی دم موتلفه بگذارید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

هاشمی نامه: شرکت سرمایه گذاری ایرانیان که متعلق به تعدادی از اعضای موتلفه و فعالان اقتصادی همسو با آن بود، شرکت بازگانی پتروشیمی را خارج از بورس حدود 110 میلیارد تومان خرید، در حالیکه این مبلغ حتی یک دهم ارزش واقعی شرکت مذکور نیز نبود
در حالی که محمود احمدی نژاد، در دوران تبلیغات انتخابانی دوره اول خود از مبارزه با مافیای نفتی سخن می گفت، بزرگترین مافیا در صنعت پتروشیمی در دولت دهم پدید آمده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، صنعت پتروشیمی کشور که در دوران سازندگی سنگ بنای آن گذاشته شد و در دوره اصلاحات با فعالیت گسترده در پارس جنوبی توسعه یافت، در دولت احمدی نژاد به میوه چینی رسید و صادرات محصولات پتروشیمی در سالهای اخیر به 20 تا 30 میلیارد دلار در سال رسیده است که بخش عمده درآمدهای غیرنفتی دولت را تشکیل می دهد.

گزارشهای رسمی مالی شرکت بازرگانی پتروشیمی، میزان فروش آن را در سال گذشته 5300 میلیارد تومان و 9 میلیارد دلار بوده که مجموعا در حدود 15میلیارد دلار براورد می شود و نشان می دهد حجم فروش امسال این شرکت افزایش چشمگیری دارد.

در این میان یکی از عناصر مهم در صنعت پتروشیمی، موضوع فروش محصولات است که با توجه به آن که رقم صادرات این بخش بسیار بالاست، تنها 5 درصد تفاوت قیمت در فروش محصولات به رقم هنگفتی معادل یک تا یک و نیم میلیارد دلار در سال و یا حدود 4 هزار میلیارد تومان منجر می شود. از این رو فروش محصولات پتروشیمی به قیمت بازار و نه زیر آن، یکی از مهمترین مسایل تامین مالی صنعت پتروشیمی محسوب می شد.

براین اساس تلاشهایی صورت گرفت تا عرضه محصولات پتروشیمی ایران به بازارهای جهانی با مدیریت و قیمت واحد و به صورت علمی صورت گیرد و در این راستا شرکت بازرگانی پتروشیمی مسئول این فعالیت شد.

عملکرد شرکت بازرگانی پتروشیمی که یک شرکت دولتی محسوب می شد، در فروش مناسب و با قیمت بازارهای جهانی، موجب گردید تا عناصر سودجو که از قدرت و رانت اطلاعاتی برخوردار بودند، به فکر تصاحب این قلک بیفتند و از این رو شرکت سرمایه گذاری ایرانیان که بخش عمده مالکیت آن متعلق به تعدادی از اعضای موتلفه و فعالان اقتصادی همسو با آن بود، شرکت بازگانی پتروشیمی را خارج از بورس با مبلغی حدود 110 میلیارد تومان خریداری کرد. در حالیکه اولا این مبلغ حتی یک دهم ارزش واقعی شرکت مذکور نیز نبود و ثانیا با توجه به خصوصی سازی واحدهای پتروشیمی، این شرکت جنبه حاکمیتی و ستادی داشت و لزومی به واگذاری آن به بخش خصوصی در این شرایط احساس نمی شد.

واگذاری 55درصد از شرکت بازرگانی پتروشمی به این گروه، که در پوشش سرمایه گذاری ایران وارد شده و با حفظ سهام اکثریت مطلق 51 درصدی برای خود، 4 درصد را به شرکتهای پوششی واگذار کردند، نشان می دهد چگونه گلوگاه های اقتصادی به دست باندهای خاص می افتد.

حضور علی نقی خاموشی به عنوان پدرخوانده این جریانات در راس هیات مدیره سرمایه گذاری ایران و شرکتهای تابعه و همچنین عضو دیگر این باند، عباس صمیمی به عنوان مدیرعامل سرمایه گذاری ایران نشان می دهد که یک شرکت به ظاهر در اختیار دولت، چگونه در پشت پرده توسط این طیف اداره می شود.

با این حال، شرکت مذکور به یکی از متمول ترین باندهای اقتصادی در ایران واگذار گردید، در حالی که جناح بازار و موتلفه که فاقد تخصصهای لازم برای حضور در حوزه پیچیده بازرگانی پتروشیمی بودند، با کمترین هزینه بیشترین درآمد را به چنگ آوردند.

از سوی دیگر ناکارآمدی این گروه در اداره شرکت مذکور، موجب تکروی تعدادی از واحدهای پتروشیمی در فروش محصولات و عدم کارآمدی این شرکت گردیده است.

اکنون این سوال از رییس دولت دهم وجود دارد که با وجود این همه شعار علیه مافیای نفتی، چرا گلوگاه صنعت پتروشیمی تقریبا به بهای رایگان به یکی از باندها واگذار شده است؟ و آیا وی جرات دارد پا روی دم این مافیا گذاشته و سهام اکثریت شرکت بازرگانی پتروشیمی را از دست باند موتلفه پس بگیرد؟

«بازتاب» در ادامه گزارشهای خود علیه مفسدان اقتصادی، گزارشهای مبسوطی علیه مافیای پتروشیمی منتشر خواهد کرد.

No responses yet

Feb 18 2013

تایید دیدار سه عضو دولت خاتمی با رهبری/عبدی: خاتمی به دیدار رهبری برود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: وی درباره جزییات این دیدار افزود: ملاقات بسیار خوبی بود که درباره جزییات آن فعلا حرفی نمی‌زنیم اما اصل این دیدار انجام شده است.

اعتماد نوشت: پس از سه سال و ۸ ماه از آخرین گفت‌وگوی رو در رو بین اصلاح‌طلبان و رهبری نظام، سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب به دیدار رهبری رفتند.

مجید انصاری، عبدالواحد موسوی‌لاری و اسحاق جهانگیری سه نفری بودند که شاید به نمایندگی از اصلاحات رفتند تا گزارش دهند.

این خبری بود که در میان حجم ترکش‌های ادامه‌دار ماجرای مجلس و احمدی‌نژاد کمتر مورد توجه قرار گرفت.

حال اما به نظر می‌رسد شرایط تغییر کرده است. پس از سه سال و 8 ماه از آخرین گفت‌وگوی رو در رو بین اصلاح‌طلبان و رهبری نظام، سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب به دیدار رهبری رفتند.

مجید انصاری، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری سه نفری بودند که شاید به نمایندگی از اصلاحات رفتند تا گزارش دهند. این خبری بود که در میان حجم ترکش‌های ادامه‌دار ماجرای مجلس و احمدی‌نژاد کمتر مورد توجه قرار گرفت.

انصاری: فعلاً در مورد جزئیات این دیدار چیزی نمی گویم

آن طور که روز گذشته انصاری گفت این دیدار در فضایی مناسب انجام شده است.

این عضو مجمع روحانیون گفت: دیداری داشته‌ایم که خوب بود. به هر حال خدمت ایشان رسیدیم و در رابطه با مسائل کلی کشور صحبت کردیم.

وی درباره جزییات این دیدار افزود: ملاقات بسیار خوبی بود که درباره جزییات آن فعلا حرفی نمی‌زنیم اما اصل این دیدار انجام شده است.

عضو مجمع روحانیون مبارز درباره نقطه نظرات مقام معظم رهبری پیرامون گزارش‌های ارائه شده تنها به همین که در چند بند صحبت کردیم بسنده کرد.

انصاری با رد هرگونه صحبت در این دیدار پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده تاکید کرد که این دیدار به هیچ‌وجه انتخاباتی نبوده و صرفا پیرامون مسائل جاری کشور صورت پذیرفته است.

موسوی لاری تایید کرد

عبدالواحد موسوی لاری نیز دیدار با رهبری را تایید کرد

وی گفت: درباره بیان جزییات این دیدار باید مشورت‌هایی صورت گیرد که پس از آن می‌تواند جزییات را در اختیار رسانه‌ها قرار دهد.

عبدی: خاتمی باید به دیدار رهبری برود

عباس عبدی اما تحلیل خود از دیدار سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب با رهبری را اینگونه بیان کرد: به نظر من دوستان اصلاح‌طلب کار بسیار خوبی کرده‌اند که البته دیر هم انجام شد.

وی ادامه داد: حتی می‌توان این جلسات را در سطح بالاتری در اصلاح‌طلبان انجام داد و هیچ مانعی برای آن نیست. چه بسا اگر دیدارها توسط رهبران اصلاح‌طلب انجام شود در بهبود وضعیت موجود جامعه موثرتر باشد. این کار را البته آقای خاتمی و برخی دیگران باید انجام دهند.

عبدی با بیان اینکه اساسا در سیاست نفس موضوع شکل گرفتن گفت‌وگو یک هدف است، اظهار داشت: ایجاد گفت‌وگو بین دو طرف که اختلاف نظر‌هایی دارند می‌تواند هدف تلقی شود و آنچه در پی آن می‌آید موضوع ثانویه است.این آغازی است که می‌تواند حفظ شود و در آستانه انتخابات این دیدارها می‌تواند به تلطیف فضای عمومی میان طرفین بینجامد.

این تحلیلگر اصلاح‌طلب البته پیش‌فرض‌هایی را هم متصور است که درباره آن گفت: باید اراده‌یی برای از میان برداشتن اختلاف‌های موجود بین دو طرف وجود داشته باشد. حال کیفیت برداشتن موانع موضوع دیگری است اما اصل این است که وضعیت موجود برای کشور مطلوب نیست و کسی هم از آن سود نمی‌برد. اصلاح‌طلبان وقتی تعامل سازنده با حاکمیت نداشته باشند بنیه سیاسی کشور ضعیف می‌شود و این به نفع حاکمیت نیست. البته عده‌یی هنوز تصور می‌کنند حذف یک گروه می‌تواند موفقیت را تضمین کند اما وضعیتی که میان دولت و مجلس به وجود آمده باید درس بزرگی برای آنها باشد.

عبدی با توصیه به اصلاح‌طلبان برای کنار نکشیدن از عرصه سیاسی کشور بیان کرد: از سوی دیگر اصلاح‌طلبان هم باید به این موضوع توجه داشته باشند که با کنار کشیدن از صحنه سیاسی نمی‌توانند اهداف خود را در خدمت به جامعه محقق کنند. ساخت‌های قدرت معمولا طرف مقابل را تا این حد به رسمیت نمی‌شناسند که درباره قدرت با یکدیگر گفت‌وگو کنند. بنابراین اگر به این نقطه برسیم کمال مطلوب است.

وی با بیان اینکه گفت و گو در سطحی از عرصه عمومی در حال وقوع است، گفت: اصلاح‌طلبان باید تلاش کنند به عرصه عمومی بازگردند. وقتی این اتفاق رخ دهد خود به خود می‌توان به گفت‌و گو در اتاق‌های در بسته فکر کرد. در واقع باید اصل تفاهم در عرصه عمومی شکل گیرد تا بتوان آن را در مذاکرات پیگیری کرد.

گفتنی است سایت «بازتاب»، چند روز پیش خبر داده بود که اخیرا سه تن از اعضای دولت اصلاحات با مقامات عالی رتبه نظام دیدار کرده و در این دیدار گزارشهایی از وضعیت کشور را ارائه داده اند.

No responses yet

Feb 18 2013

۲۴ ساعت پس از عذرخواهی از علی خامنه‌ای: حمله لاریجانی به احمدی‌نژاد به بهانه نقد بنی‌صدر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: علی لاریجانی٬ رئیس مجلس ساعتی پس از عذرخواهی از علی خامنه‌ای به بهانه نقد عملکرد ابوالحسن بنی‌صدر٬ باردیگر محمود احمدی‌نژاد را «منحرف» و «ضد روحانیت» معرفی کرد.

آقای لاریجانی شامگاه یکشنبه (۲۹ بهمن) طی سخنانی در جمع گروهی از فرماندهان سپاه به نقد عملکرد ابوالحسن بنی‌صدر پرداخت. گروهی از محافظه‌کاران از احمدی‌نژاد به عنوان «بنی‌صدر دوم» یاد می‌کنند.

وی در این جلسه گفته است: «بنی صدر به دلیل اینکه زحمتی در راه تفکر اسلامی نکشیده بود حرف‌های سطحی می‌زد و انحراف ایجاد می‌کرد. وی کم سواد بود و حتی آیه‌های قرآن را غلط ادا می‌کرد.»

لاریجانی افزوده که بنی‌صدر به دنبال «عبور» از روحانیت بود و نقد‌هایی جدی به این قشر داشت و معتقد بود روحانیت نباید وارد قدرت شود.

این اظهارات رئیس مجلس کنایه صریحی به محمود احمدی‌نژاد است که به گفته محافظه‌کاران در پی حذف روحانیت از عرصه قدرت است.

علی لاریجانی در شرایطی به حملات خود علیه رئیس دولت دهم ادامه می‌دهد که در ۴۸ ساعت گذشته دو بار به طور علنی از علی خامنه‌ای به خاطر ادامه دادن به اختلاف‌ها با احمدی‌نژاد عذرخواهی کرده است.

عوض حیدر‌پور٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که یکی از امضاء‌کنندگان نامه عذرخواهی ۲۶۵ نماینده مجلس از آقای خامنه‌ای است هم در گفتگو با سایت «فردا» به احمدی‌نژاد حمله کرده است.

آقای حیدر‌پور گفته براساس اطلاعاتی که در اختیار دارد٬ تیم احمدی‌نژاد در بهمن ماه امسال قصد داشته «آشوب خیابانی» به راه بیندازد.

وی افزوده «خطری که ما احساس می‌کنیم این است که یک ماجرایی بد‌تر از فتنه ۸۸ در حال رقم خوردن است» که عاملان آن «ظاهر ارزشی» هستند و در «داخل نظام نیز جایگاه و پست» دارند.

این نماینده مجلس همچنین اظهار کرده که «اگر جریان انحرافی را به خودرویی مانند اتوبوس تشبیه کنیم، راننده این خودرو شخص رئیس جمهور است.»

No responses yet

Feb 18 2013

نصایح رهبری و ‘راهبرد رابین‌هودی’ احمدی‌نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: رهبر ایران در سال‌ها و ماه‌های اخیر بارها ناچار شده در دعوای میان سران سه قوه مداخله کند

بحران تنازع بقا در لایه اول مدیریت سیاسی ایران که در هفته‌های گذشته به اوج خود رسیده است، با سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در جمع گروهی از مردم تبریز و واکنش محمود احمدی‌نژاد به آن وارد مرحله‌ تازه‌ای شد.

آقای احمدی‌نژاد بعد از گذشت ۲۴ ساعت از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای، در پیامی خطاب به او بر ادامه کار دولت تا “آخرین لحظات” تاکید کرد و گفت به “عنوان خادمان ملت” در این مسیر “کوچک‌ترین قدمی بر خلاف مصالح کشور بر نخواهیم داشت”.

این در حالی است که علی و صادق لاریجانی؛ روسای دو قوه مقننه و قضاییه، بلافاصله بعد از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در دو بیانیه جداگانه، اعلام کرده بودند که مجلس و دستگاه قضایی، “اندرزهای مشفقانه” رهبر ایران را مبنای عمل خود قرار خواهند داد.

همچنین ۲۶۵ نفر از نمایندگان مجلس با انتشار بیانیه‌ای از “آنچه که در مجلس شورای اسلامی در حوزه استیضاح گذشت” عذرخواهی کرده و “اطاعت از فرمایشات رهبر عالیقدر” را واجب شرعی و قانونی دانسته بودند.

با وجود همه این‌ها، آقای احمدی‌نژاد به جای عذرخواهی و عقب‌نشینی و اعلام اطاعت از رهبر ایران، بر ادامه راه بر اساس برداشتی که خود از “مصالح کشور” دارد، پافشاری کرده است.

قبل از انتشار نامه رئیس‌جمهوری به رهبر ایران، رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی از جمله صدا و سیما که مستقیما تحت نظر آیت‌الله خامنه‌ای اداره می‌شود، صریحا خواهان عذرخواهی رئیس‌جمهوری شده‌ بودند.
‘خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق’

آیت‌الله خامنه‌ای که همیشه سعی می‌کرد در اختلاف مقام‌های جمهوری اسلامی، میانه دعوا را بگیرد، در ماجرای افشاگری اخیر اقدام محمود احمدی‌نژاد را به صراحت “خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق” توصیف کرد تا نشان دهد نظر او این بار به نظر برادران لاریجانی نزدیک‌تر است.

پیش‌تر علی لاریجانی رئیس قوه مقننه، افشاگری رئیس‌جمهوری را “خلاف اخلاق” دانسته بود و برادرش صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه، آن را “خلاف تمام موازین شرعی و قانونی و جرم” اعلام کرده بود.

رهبر ایران، البته مجلس را هم از سرزنش خود بی‌نصیب نگذاشت و استیضاح وزیر تعاون و سخنان مطرح شده در این جلسه را “بی‌فایده” توصیف کرد و افزود “دفاع رئیس محترم مجلس” هم قدری زیاد‌ه‌روی بود و لزومی نداشت. با این حال ماهیت سخنان رهبر ایران در مورد آقای احمدی‌نژاد، تردیدی باقی نمی‌گذارد که خلاف‌کار اصلی از دید او چه کسی است.
تجاهل‌العارف

آقای احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح وزیر تعاون، فیلمی را از گفتگوهای فاضل لاریجانی، برادر روسای دو قوه قضاییه و مقننه با سعید مرتضوی، رئیس سازمان تامین اجتماعی پخش کرد. به استناد این فیلم، فاضل لاریجانی از سعید مرتضوی می‌خواست او را با یکی از سرمایه‌گذاران کلان کشور آشنا کند تا در قبال دریافت دو ملک به ارزش تقریبی یک و نیم میلیارد تومان و دریافت ماهیانه ۱۵هزار دلار، مشکلات او را در مجلس و قوه قضاییه حل کند. فاضل لاریجانی در این فیلم، از سرمایه‌داران دیگری نام برد که با پرداخت مبالغی و با استفاده از نفوذ او در مجلس و قوه قضاییه، ‌مشکلاتشان -از جمله مشکل بدهی معوقه‌شان به سیستم بانکی کشور- را حل کرده‌اند

رهبر ایران در سخنرانی خود با ارائه روایتی ناقص از ماهیت اتهامات مطرح شده توسط رئیس‌جمهوری، افشاگری او علیه قوای دیگر را عملا ناوارد دانست.

آقای احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح وزیر تعاون، فیلمی را از گفتگوهای فاضل لاریجانی، برادر روسای دو قوه قضاییه و مقننه با سعید مرتضوی، رئیس سازمان تامین اجتماعی پخش کرد. به استناد این فیلم، فاضل لاریجانی از سعید مرتضوی می‌خواست او را با یکی از سرمایه‌گذاران کلان کشور آشنا کند تا در قبال دریافت دو ملک به ارزش تقریبی یک و نیم میلیارد تومان و دریافت ماهیانه ۱۵هزار دلار، مشکلات او را در مجلس و قوه قضاییه حل کند. فاضل لاریجانی در این فیلم، از سرمایه‌داران دیگری نام برد که با پرداخت مبالغی و با استفاده از نفوذ او در مجلس و قوه قضاییه، ‌مشکلاتشان -از جمله مشکل بدهی معوقه‌شان به سیستم بانکی کشور- را حل کرده‌اند.

محمود احمدی‌نژاد با پخش این فیلم، به طور مشخص فاضل لاریجانی را به انجام کاری متهم کرد که در عرف عام به آن “کارچاق‌کنی” گفته می‌شود و برادرانش علی لاریجانی و صادق لاریجانی را تلویحا همدستان او در این کار غیرقانونی معرفی کرد.

به بیان دیگر، رئیس‌جمهوری تلاش کرد که با ارائه این فیلم در مجلس، وجود فساد در بالا‌ترین سطوح قانون‌گذاری و قضایی کشور را برملا کند؛ اتهام بسیار سنگینی که طرح آن به این شکل و در این سطح، کاملا بی‌سابقه بود.

توصیف این ماجرا از زبان آیت‌الله خامنه‌ای اما به گونه دیگری بود. رهبر ایران در سخنرانی خود، با تجاهل یا بی‌اعتنایی نسبت به ماهیت افشاگری محمود احمدی‌نژاد علیه برادران لاریجانی، بدون نام بردن از فاضل لاریجانی یا اشاره به نسبت او با روسای دو قوه گفت “اگر یک فردى متهم به فساد است، نمی‌شود به خاطر او دیگران را متهم کرد. حتّى اگر ثابت هم می‌شد، چه برسد به اینکه ثابت نشده است. دادگاهى نرفته، محاکمه‌اى نشده. به استناد متهم کردن یک نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ قضائیه را متهم کند؛ این کار درست نیست، این کار غلط است”.

تاکید آیت‌الله خامنه‌ای بر رعایت اصول قانونی در حالی صورت می‌گیرد که خود او و رئیس قوه قضاییه، بدون دادگاه و محاکمه، محمود احمدی‌نژاد را متهم به رفتار «خلاف قانون» کرده‌اند. صادق لاریجانی پا را از این هم فرا‌تر گذاشته و بدون محاکمه، رئیس‌جمهوری را «مجرم» اعلام کرده است.

رهبر ایران، البته اتهام دیگری را هم به فهرست طولانی اتهامات رئیس‌جمهوری اضافه کرد: “تضییع حقوق اساسی مردم”.
عهدشکنی رئیس‌جمهوری؟

محمود احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح وزیر تعاون گفته بود “من رئیس‌ جمهور این کشور هستم و دارم از حقوق اساسی ملت دفاع می‌کنم”.

آیت‌الله خامنه‌ای با ایراد اتهام “تضییع حقوق اساسی مردم” به آقای احمدی‌نژاد، عملا این مدعای او را کذب دانست و با گفتن اینکه “این کار‌ها متناسب با تعهد‌ها نیست؛ با سوگندهائى که خورده شده، مناسب نیست”، رئیس‌جمهوری را تلویحا به شکستن سوگند و عهد خود متهم کرد؛ اتهامی که در صورت اثبات، کفایت رئیس‌جمهوری را برای ادامه کارش زیر سوال می‌برد.

آیت‌الله خامنه‌ای با این وجود تصریح کرد که فعلا قصد دارد به “نصیحت خیرخواهانه و مشفقانه” بسنده کند و از حامیانش خواست اقدامی نکنند. از مجموعه اظهارات و رفتارهای آیت‌الله خامنه‌ای در ماه‌های گذشته چنین برمی‌آید که او ترجیح می‌دهد چند ماه آخر ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد بدون تنش به پایان برسد تا در انتخابات آینده، برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف شود؛ خواسته‌ای که آشکارا با عزم آقای احمدی‌نژاد برای حضور جدی یکی از نزدیکانش در انتخابات منافات دارد.
راهبرد ‘رابین‌هودی’ احمدی‌نژاد

اقدامات محمود احمدی‌نژاد در ماه‌های گذشته حاکی از تصمیم قاطع او برای جلوگیری از حذف بی‌دردسرش از عرصه سیاسی است. علی لاریجانی حدود پنج ماه پیش در جلسه علنی مجلس، آقای احمدی‌نژاد را به استفاده از شیوه‌های رابین‌هودی متهم کرده بود. شاید بتوان از این تشبیه، برای توصیف راهبرد آقای احمدی‌نژاد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آینده استفاده کرد.

آقای احمدی‌نژاد از برنامه آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکانش برای حذف بی‌سروصدای خود آگاه است. او در عین حال می‌داند که توان رویارویی مستقیم با رهبر ایران را ندارد. بنابراین به جای وارد شدن در نبرد کلاسیک و رودررو، ترجیح می‌دهد از شیوه پارتیزانی و غیرمستقیم برای پیشبرد اهداف خود، سود ببرد. استفاده از این شیوه غافل‌گیرانه به او امکان می‌دهد که زمان و مکان حمله را خود انتخاب کند و حریف را در موضع تدافعی و واکنشی قرار دهد.

او با استفاده از همین شیوه توانست ضربه‌ای کاری به حیثیت برادران لاریجانی وارد کند. ضربه محمود احمدی‌نژاد به صادق لاریجانی که از منصوبین رهبر ایران است، در واقع ضربه‌ای به رهبر ایران هم محسوب می‌شد بدون آنکه هزینه‌های رویارویی مستقیم با رهبری را به او تحمیل کند.

این بازی دوگانه، محمود احمدی‌نژاد را از یک مزیت نسبی دیگر هم بهره‌مند می‌کند. او می‌داند که مقابله با رهبر ایران، می‌تواند به افزایش محبوبیت او در بخش‌هایی از جامعه ایران کمک کند و برای نامزد احتمالی مورد حمایت او در انتخابات پیش رو، به اصطلاح “رای‌آور” باشد. بنابراین، با شیوه رویارویی غیرمستقیم، بدون پرداخت هزینه واقعی، سود واقعی تقابل با رهبری را از آن خود می‌کند.
بازی سه سر باخت

بعید است که آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکان او از این شیوه بی‌اطلاع باشند، پس چرا شاهد اقدام مشخصی از طرف او نیستیم؟ پاسخ این پرسش را شاید بتوان در متغیرهای تازه‌ای جستجو کرد که وقایع انتخابات ۱۳۸۸، بر معادله موازنه قدرت آیت‌الله خامنه‌ای تحمیل کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در دو انتخابات ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸، با استفاده از محمود احمدی‌نژاد توانست یک جناح سیاسی مهم و چند شخصیت موثر را از صحنه سیاسی ایران حذف کند. کنار رفتن این وزنه‌های سیاسی، موازنه قدرت آیت‌الله خامنه‌ای را دچار تغییر و معادله‌ای تازه را با متغیرهای کاملا جدید، جایگزین آن کرد. با ورود افراد و مهره‌های جدید به بازی بزرگان، رقابت بین آن‌ها برای نزدیک‌تر شدن به منبع اصلی قدرت و تثبیت خود، تنازع بقا در لایه‌های بالای مدیریت کشور را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داد و آیت‌الله خامنه‌ای برای پایان دادن به این منازعات، چاره‌ای جز ورود در این دعوا‌ها نداشت.

روند صعودی ورود آیت‌الله خامنه‌ای برای پایان بخشیدن به منازعات سیاسی، به تدریج خود او را به یکی از طرفین دعوا تبدیل کرد؛ روندی که در انتخابات گذشته به اوج خود رسید. در بحران پس از انتخابات ۱۳۸۸، رهبر ایران با دفاع تمام قد از آقای احمدی‌نژاد، عملا وزن سیاسی خود را در ترازوی رئیس‌جمهوری نهاد که این‌ روز‌ها در مقابل او ایستاده است.

رهبر ایران، اگر به حضور نامزد مورد تایید آقای احمدی‌نژاد در انتخابات تن دهد، باید خطر پیروزی احتمالی او را هم به جان بخرد؛ احتمالی که در صورت تحقق، در مدت چهار ساله به هیچ وجه به نفع آیت‌الله خامنه‌ای نخواهد بود.

اگر به سمت حذف احمدی‌نژاد در ماه‌های پیش از انتخابات حرکت کند، باید هزینه سیاسی عظیم آن در شرایط شکننده اقتصادی فعلی را هم پذیرا شود. و نهایتا اگر برخورد نهایی را تا انتخابات به تعویق بیاندازد، علاوه تحمل هزینه‌های سیاسی و اقتصادی برکناری رئیس‌جمهوری، باید هزینه یک بحران انتخاباتی دیگر را هم پرداخت کند که مشروعیت سیاسی حکومت را با چالشی جدی روبرو خواهد ساخت.

شاید آقای احمدی‌نژاد با علم به این مشکلات است که کماکان به نبرد پارتیزانی خود در فضای سیاسی ادامه می‌دهد و رهبر ایران هم چاره‌ای جز تحمل او ندارد.

No responses yet

Feb 18 2013

تئوری حجاریان، ابزار دست احمدی‌نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

مرثیه‌های خاک: الف. “تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانه‌اند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشسته‌اند كه يك بهانه‌اى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مى‌بينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند”.

عبارت بالا، سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در اردیبهشت سال 90 و پس از خانه‌نشینی یازده روزه محمود احمدی‌نژاد است. اختلاف رهبر و رییس جمهوری‌اسلامی بر سر عزل یا ابقای وزیر اطلاعات، باعث شد که محمود احمدی‌نژاد خانه‌نشینی را برگزیند و جنجالی در عرصه سیاست ایران، ایجاد شود.

Untitled

این‌ اما تنها هشدار رهبر جمهوری‌اسلامی پیرامون “حاکمیت دوگانه” نبود. او یک سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در دیداری با نمایندگان مجلس هشتم، بحث حاکمیت دوگانه را دارای منشا خارجی دانسته و همچنین بارها به انتقاد از مطرح شدن چنین بحثی در زمان حاکمیت اصلاح‌طلبان پرداخته است. وی در ماه‌های اخر دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، از مجلس ششم به عنوان یکی از نهادهایی نام برده بود که در پی ایجاد حاکمیت دوگانه بود: “اين‏ها مى‏خواستند كارى كنند كه در رأس نظام، بين رهبرى، رئيس‏جمهور و ديگر مسئولان دعوا و اختلاف باشد؛ دائم اين تصميم بگيرد، آن نقض كند. صريحاً هم گفتند حاكميت دوگانه، و در خيلى از جاها اين را اعمال كردند. چند سال قبل بنده مسأله‏ى مبارزه با فساد را مطرح كردم و آن نامه‏ى هشت‏ماده‏يى را نوشتم؛ اما از داخل مجلس شوراى اسلامى- كه بايد مركز مبارزه‏ى با فساد باشد- فرياد اعتراض به اين شعار بلند شد؛ با اين بهانه كه مبارزه‏ى با فساد، سرمايه‏ها را از كشور فرارى مى‏دهد! درحالى‏كه قضيه بعكس است … اين‏ها مى‏گفتند مبارزه‏ى با فساد جزو موانع سرمايه‏گذارى است؛ ببينيد چقدر فاصله است! مبارزه‏ى با فساد مطرح مى‏شود؛ به جاى اينكه عناصر دست‏اندركار استقبال كنند و در حد وظايفِ خود ايفاى نقش كنند، بعكس عمل مى‏كنند. اين، يكى از گوشه‏هاى كوچك حاكميت دوگانه است كه اين‏ها دنبال مى‏كردند”.

اما آیا واقعا آن‌گونه که آیت‌الله خامنه‌ای مایل بود، دولت محمود احمدی‌نژاد حاکمیت دوگانه را از میان برد و هماهنگی میان قوای مختلف با هم و همچنین اطاعات از رهبر جمهوری‌اسلامی را باعث شد؟

ب. حاکمیت دوگانه در فرهنگ سیاسی ایران برای نخستین بار توسط سعید حجاریان به عرصه عمومی راه پیدا کرد. سعید حجاریان در دوران فترت اصلاح‌طلبان، درباره نظریه خود این‌گونه نوشت: “دوگانگي در كلية شئون و مشروعيت دوگانه حكومت درحوزة سياست، وضعيت طبيعي و بالفعل ماست، بايد به حاكميت دوگانه تبديل شود؛ به زعم من حتي بايد تلاش كرد تا دوگانگي حاكميت استمرار يابد”. وی استمرار حاکمیت دوگانه را موجب تقویت نهادهای مدنی، شفافیت، پذیرش قواعد بازی توسط برخی مخالفان، استمرار مشروطه‌طلبی و کم‌هزینه شدن اصلاحات دانست و نوشت: “حاكميت دوگانه در جهت توزيع عملي قدرت حقيقي است ( نه توزيع حقوقي روي كاغذ). هر علتي كه در حدوث حاكميت دوگانه مؤثر باشد، علت مبقية (دوام بخش)آن نيز خواهد بود، به همين دليل نبايد غفلت كرد و آن را به فراموشي سپرد. آن‌چه باعث شكست اصلاحات دوم خرداد شد نيز فراموشي و دست كشيدن از اين علل و عوامل بود، جنبش اجتماعي- سياسي دوم خرداد به حال خود رها و انگشتر سليمان بقاي اصلاحات سياسي گم شد، حاكميت دوگانه دوام نيافت و اصلاحات سياسي رو به سراشيبي نهاد و دولت مستعجل شد”.

تلاش برای پررنگ کردن حاکمیت دوگانه و استفاده از آن، البته همواره منجر به دموکراتیزه شدن سیستم سیاسی نمی‌شود. استفاده از منابع مشروعیت در سیستم سیاسی برای رسیدن به هدف، ممکن است در جهت حذف یکی از دو بال حاکمیت برای ایجاد حکومتی یکدست و اقتدارگرا باشد. اهمیت استفاده و پافشاری بر حاکمیت دوگانه در آن است که در صورت استفاده درست از آن، می‌توان آن را به نوعی آزمون فیصله‌بخش سیستم دانست که جهت‌گیری آتی آن را مشخص خواهد کرد.

آن‌چه که رییس دولت دهم در حال انجام آن است، چیزی نیست جز ایجاد و پافشاری بر حاکمیت دوگانه. این دوگانه سازی اما برخلاف دوران اصلاحات نه برای دموکراتیزاسیون، بلکه برای حذف یا ناکارآمد کردن یکی از بلوک‌های قدرت و قبضه قدرت انجام می‌گیرد

اما شاید این سوال به وجود آید که محمود احمدی‌نژاد چگونه از این تئوری استفاده می‌کند؟ احمدی‌نژاد به عنوان یک شخصیت حقوقی و رییس جمهوری اسلامی، تنها رییس قوه از میان قوای سه‌گانه جمهوری اسلامی است که مشروعیت خود را به طور مستقیم از رای مردم کسب کرده است (بدون توجه به اعتراض‌هایی که نسبت به نحوه برگزاری انتخابات و شمارش آرا در دو انتخابات سال‌های 84 و 88 وجود دارد). او براساس قانون اساسی دومین مقام رسمی کشور و بالاترین مقام اجرایی سیستم است.

اختلاف‌هایی که در سال‌های گذشته به وجود آمده، احمدی‌نژاد را متوجه این نکته کرد که او قادر نیست بازی قدرت را آن‌گونه که خود مایل است، پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری انجام دهد. در چنین نقطه‌ای بود که او با تکیه بر تئوری حاکمیت دوگانه تلاش کرد تا مرز خود میان رییس‌جمهوری (با مشروعیت مردمی) با آیت‌الله خامنه‌ای (به عنوان مظهر مشروعیت الهی) را پررنگ‌تر کند. آن‌چه در این میان بسیار به کار او آمد، این نکته بود که مجالس هفتم، هشتم و نهم، هم به دلیل نحوه برگزاری انتخابات و کاندیداها، هم به دلیل مواضع نمایندگان و هم به دلیل مواضع و پیشینه روسای مجلس، به نوعی آلت دست رهبر جمهوری اسلامی محسوب می‌شدند. قوه‌قضاییه نیز که به دلیل انتخاب رییس آن توسط شخص ولی‌فقیه، از دیرباز دارای چنین خصلتی بوده است. نکته دیگر آن‌که حضور دو برادر در راس دو قوه – علی لاریجانی در مجلس و صادق لاریجانی در قوه قضاییه – و سابقه آنان، باعث شده است که بحث خاندان سالاری و حضور “مافیا” در جمهوری اسلامی را برای عامه مردم باورپذیرتر کند.

احمدی‌نژاد در چنین میدانی با یک تیر، دو هدف را نشانه گرفت: هرگونه درگیری میان دولت با دیگر قوا، در واقع تقابل او با رهبر جمهوری اسلامی تلقی شد ـ و می‌شود. احمدی‌نژاد در واقع به دنبال فرستادن این پیغام است که قصد او محدود کردن قدرت رهبر جمهوری اسلامی است و می‌خواهد حقوق قانونی “رییس جمهوری” را بار دیگر استیفا کند. تلاش برای کنار گذاشتن وزیر اطلاعات، برکناری وزیر خارجه و وزیر کشور و دردست گرفتن ابتکار عمل در سیاست خارجی ـ پیش کشیدن بحث مذاکره با آمریکا، تعیین دستیار برای مسایل دیپلماتیک، که با واکنش آیت‌الله خامنه‌ای مواجه شد، ـ در واقع چیزی نیست جز به چالش کشیدن قدرت و حوزه نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای که گرچه به طور قانونی در اختیار وی نیست، اما همواره آن را به طور سنتی دارا بوده است. او در نهایت هم‌چون سلف خود اقدام به تشکیل هیات نظارت بر قانون اساسی هم کرد تا نشان دهد که به دنبال آن است تا براساس قانون اساسی، هر مقامی در حوزه اختیارات خود، دست به اقدام بزند.

این درگیری‌های احمدی‌نژاد برای طیفی از دموکراسی‌خواهان ایرانی جالب توجه است. این برای نخستین بار در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است که رییس‌جمهوری این‌چنین و تا این حد، مقابل رهبر می‌ایستد و نظرات او را به چالش می‌کشد. کاهش قدرت مطلقه رهبر جمهوری اسلامی و ایستادگی مقابل او، سال‌هاست که از آرزوهای دموکراسی‌خواهان است. علاوه بر آنان که خواستار تغییر کلی و براندازی جمهوری اسلامی هستند، کم نیستند مشروطه‌طلبانی که در این سال‌ها تلاش کرده‌اند حوزه نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای را در چهارچوب قانون اساسی محدود سازند و البته هیچ‌گاه نیز موفق به انجام این کار نشدند.

احمدی‌نژاد با زیرکی تلاش می‌کند تا بدون درگیر شدن در بحث اهداف خود برای قدرت و آینده، در این نکته با دموکراسی‌خواهان ایرانی به تفاهم برسد که محدود شدن قدرت آیت‌الله خامنه‌ای امری است قانونی و ضروری. بازوهای آیت‌الله خامنه‌ای در حاکمیت ـ سپاه پاسداران، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، بنیادهای اقتصادی و … ـ دامنه حضور و قدرت او را به طور غیررسمی آن‌قدر پیش برده‌اند که از زمین بازی سیاست چیزی باقی نمانده است. در واقع رهبر جمهوری‌اسلامی که قرار بود به نوعی نقش داور را در عرصه سیاست بازی کند، اکنون خود تبدیل به فعال مایشا شده و احمدی‌نژاد سعی دارد نشان دهد که تلاش وی برای بازگرداندن آیت‌الله خامنه‌ای به جایگاه اصلی خود مطابق قانون اساسی است.

از سوی دیگر، احمدی‌نژاد روی باورهای عوام و این عبارت قدیمی که “نمی‌گذارند کارش را انجام دهد”، حساب ویژه‌ای باز کرده است. او از همان زمانی که کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری نهم شد، تلاش کرد با معرفی باندهای مختلف حاضر در قدرت، خود را موردی جدا از آن‌ها و “از جنس مردم” معرفی کند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 او آگاهانه تنها هاشمی‌رفسنجانی را به عنوان رقیب خود برگزید. این انتخاب، می‌تواند نشان‌دهنده مسیری باشد که او در سال‌های بعد نیز برگزید: هاشمی رفسنجانی با سابقه حضور در قدرت به اندازه عمر جمهوری‌اسلامی، نماینده تام و تمام جمهوری اسلامی و حاکمیت شناخته می‌شد. احمدی‌نژاد این روش را بعدها نیز ادامه داد و تلاش کرد هر بار با معرفی باندهای مختلف در جمهوری اسلامی به عنوان رقبای خود، از آن‌ها به عنوان عوامل اصلی عدم پیشبرد برنامه‌هایش نام ببرد. او در عین حال تلاش می‌کند این مساله را در میان عوام جا بیندازد که مبارزه با فساد و بهبود اوضاع اقتصادی مردم، تنها در شرایطی رخ خواهد داد که او یا نزدیکانش در قدرت باشند.

پ. محمود احمدی‌نژاد در سال‌های گذشته تلاش کرده تا دوگانه‌هایی چون مجلس ـ دولت، مجمع تشخیص مصلحت ـ دولت، قوه قضاییه ـ دولت و … را پررنگ کند. درگیری‌هایی که در سال‌های گذشته میان دولت و قوای دیگر رخ داده را می‌توان در همین ظرف تحلیل کرد.

او با تکیه و تاکید بر آرایی که به طور مستقیم از مردم گرفته، مخالفان خود را به چالش می‌طلبد و بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کند. آن‌چه که رییس دولت دهم در حال انجام آن است، چیزی نیست جز ایجاد و پافشاری بر حاکمیت دوگانه. این دوگانه سازی اما برخلاف دوران اصلاحات نه برای دموکراتیزاسیون، بلکه برای حذف ـ یا ناکارآمد کردن ـ یکی از بلوک‌های قدرت و قبضه قدرت انجام می‌گیرد. نقشه‌ای که از دموکراسی‌خواهان و عوام، به عنوان ابزاری کارآمد برای رسیدن به هدف خود سود می‌برد.

No responses yet

Feb 17 2013

تو دهنی دلنشین احمدی نژاد به خامنه ای: رييس جمهور در نامه اي به رهبر معظم انقلاب: دلبستگي و ارادت اينجانب و اعضاي محترم دولت به جنابعالي هميشگي است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

سایت ریاست جمهوری: رييس جمهور در نامه اي به رهبر معظم‌انقلاب با تاكيد بر اينكه دلبستگي و ارادت اينجانب و اعضاي محترم دولت به جنابعالي هميشگي است تصريح كرد: اينجانب و همكارانم در دولت تا آخرين لحظات مسئوليت دلبسته به ارزش هاي انقلاب اسلامي كمر بسته خدمت به كشور و مردم خواهيم بود.

رييس جمهور در نامه اي به رهبر معظم‌انقلاب با تاكيد بر اينكه دلبستگي و ارادت اينجانب و اعضاي محترم دولت به جنابعالي هميشگي است تصريح كرد: اينجانب و همكارانم در دولت تا آخرين لحظات مسئوليت دلبسته به ارزش هاي انقلاب اسلامي كمر بسته خدمت به كشور و مردم خواهيم بود.

متن كامل پيام دكتر محمود احمدي نژاد بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي)

مقام معظم رهبري

با سلام و تحيت

عطف به بيانات حضرتعالي در روز شنبه 91.11.28 به استحضار مي رساند كه اينجانب و همكارانم در دولت تا آخرين لحظات مسئوليت دلبسته به ارزش هاي انقلاب اسلامي كمر بسته خدمت به كشور و مردم خواهيم بود و اطمينان مي دهم كه همه تلاش ما به عنوان خادمان ملت ، در مسير اعتلاي كشور و رفع مشكلات كشور خواهد بود و كوچكترين قدمي برخلاف مصالح كشور بر نخواهيم داشت .

دلبستگي و ارادت اينجانب و اعضاي محترم دولت به جنابعالي هميشگي است. دوام سلامت و توفيقات حضرتعالي را از ايزدمنان مسئلت دارم.

محمود احمدي نژاد

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .