اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Jan 23 2013

خاتمی: انتقاداز کدیور، تقدیراز عسگراولادی، براندازی مشکلات ایران راحل نمیکند/ بجای نقدامام، شاهدتخریب چهره اوییم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: آدم کمی بدبین می شود که چه دستی در کار است که هم کسانیکه انتصاب به انقلاب دارند در دو جهت دو طیف؛ طیف افراطی تندرو درونی و طیفی از آن طرف که به اصل انقلاب وابسته بوده ولی دچار تندروی است و نیز کسانی که با اصل اسلام و انقلاب مخالفند دست به دست هم داده اند و به تخریب چهره امام می پردازند و این امر جای تأسف دارد.

خاتمی گفت: آدم کمی بدبین می شود که چه دستی در کار است که هم کسانیکه انتصاب به انقلاب دارند در دو جهت دو طیف؛ طیف افراطی تندرو درونی و طیفی از آن طرف که به اصل انقلاب وابسته بوده ولی دچار تندروی است و نیز کسانی که با اصل اسلام و انقلاب مخالفند دست به دست هم داده اند و به تخریب چهره امام می پردازند و این امر جای تأسف دارد.

سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام (ره) ضمن انتقاد از 3 طیف تندرو که عملا به تخریب چهره امام مشغولند، تلویحا و بدون ذکر نام، از محسن کدیور انتقاد و از عسگراولادی تقدیر کرد.

متن کامل سخنان رئیس جمهور سابق ایران در ادامه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در روزهای آغازین بهمن هستیم و در اینجا صحبت از بهمن و بیست و دوم بهمن شد. جا دارد که ما به عنوان نقطه عطفی در تاریخ ملت ایران و اغاز مرحله جدید حیات سیاسی؛ اجتماعی و تاریخی مردم مان از آن یاد کنیم. و نیز از نقش ممتازی که حضرت امام در این جریان داشتند.

واقعا اگر امام نبودند چنین انقلابی رخ نمی داد.
درست است که در درون انقلاب ما گرایش های مختلف وجود داشتند ولی فراگیری انقلاب و حضور جامع همه اقشار ملت در اثر نقشی بود که امام داشتند.دم از انقلاب زدن و امام را ندیدن امری نادرست و جفا به تاریخ است. یک تحلیل گر که درست قضایا را بررسی می کند این نقش را می بیند پیوند بین امام و انقلاب ما یک پیوند واقعی است نه اینکه به زور بخواهیم آن را تحمیل کنیم.

گروه ها و جریانات هر کدام جای خود را دارند،هر چند معتقدم ریشه انقلاب را باید در صد سال قبل جستجو کرد ولی نقش امام در بالفعل شدن جریان و آمدن مردم و توده های عظیم مردم غیر قابل انکار است. حالا کسانی بپسندند یا نپسندند این نقش را نمی توانند انکار کنند. حاکمیت وشخصیت امام بود که سبب شد حکومت دو هزار و پانصد ساله یک جریانی که همه نیروهای دنیا پشت سر او بودند و همه می دانیم که چه کار با مملکت کرد آن را کنار بزنند واگر امام نبود تحقق پیدا نمی کرد این را اشاره کردم چون معتقدم به امام جفا می شود.

البته بر خلاف آنچه رایج شده است که رهبری دینی که در نظام ما هست از امام گرفته تا رهبر کنونی قابل نقد نیستند ؛ این غلط است نه ،آنها هم انسان هایی هستند مثل انسان های دیگر و باید هم نقد شوند اتفاقا یکی از مسائلی که هست ایجاد ساز و کارهای درست و حسابی است که همه چیز نقد شود از جمله اندیشه امام ،رفتارهای ایشان و کسانی که بعد از ایشان آمده اند آن شاء الله تا دوره های بعد خواهند آمد این حرف نادرستی است که هاله تقدس بکشیم و سدی ایجاد کنیم که نتوان به آن نزدیک شد؛ اما این مساله با تخریب خیلی فرق دارد.

من احساس می کنم امروز گاه تخریب امام (نه نقد امام)، یعنی ندیدن جایگاه بلندی که امام داشته و پیوندی که با انقلاب ما داشته و تداوم انقلاب در اثر این پیوند دارد رایج می شود. این مساله غیر از این است که بگوئیم در فلان جا با در فلان کار هم می توان به تصمیم و کار امام یا رهبری ایراد گرفت. خود امام هم فرموده اند که ممکن است ایشان هم اشتباه بکنید. ولی تخریب این نقش ممتاز امام، جریانی است که این روزها به شکل جدیدی در امده.

عده ای بودند که انقلاب منافع انها را از بین برد با انقلاب و اسلام هم مخالف بودنداز اول هم به جای نقد ناسزا می گفتند و تخریب می کردند، ولی متأسفانه در سال های اخیر یک نوع جریانی در داخل که امکانات فراوانی هم از نظر تبلیغاتی دارد و صدایش هم بلند است چهره ای از امام می خواهد نشان بدهد که گویا امام مظهر خشونت؛نفی دیگران طرد دیگران،عدم تحمل هیچکس و هیچ چیزی که نمی پسندیدند بودند و متاسفانه در رسانه های ارتباط جمعی ما اینگونه می اید برای توجیه رفتارها و کردارهای نادرستی که احیاناً هست. و این جفای بزرگی است به امام در کنار کسانیکه امام و انقلاب و هیچ چیز را قبول ندارند و سعی میکنند با کوبیدن امام و فحش دادن و نفی امام که از اول انقلاب هم بوده اصل انقلاب را رد بکنند و در واقع عقده هایشان را به خاطر منافع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که از دست داده اند باز کنند در کنارش جریان دیگری را می بینیم که به نام انقلاب و اسلام ، گاهی چهره ای از امام نشان می دهد که گویا آنچه که رخ داده و هست و نادرست است امام خیلی بدتر و بالاترش را انجام دادند یعنی گویا انچه در این سالها رخ داده خیلی ملایم تر بوده از آن چیزی که امام می خواستند رخ بدهند برای توجیه یک سری مسائل. افراطیون این کار را می کنند که خیلی مساله خطرناک است.

اما وجه سوم این که بعضی از کسانیکه در درون در طیف انقلاب هم قرار می گیرند یعنی ممکن هم است نسبت به حکومت فعلی و رفتار ما و اصلاح طلبان و غیر اصلاح طلبان اعتراض داشته باشند و با هم اختلاف داشته باشیم ولی معمولا در مجموعه ای قرار می گیرند که متعلق به انقلاب است یا توقع این است که چنین باشد انها هم دست به کار شده اند برای تخریب شخصیت امام آن هم با استناد به مطالبی که پایه و اساس آن معلوم نیست چگونه هست و کمک می کنند به دو جریان دیگر که امام را می خواهند تخریب کنند.

آدم کمی بدبین می شود که چه دستی در کار است که هم کسانیکه انتصاب به انقلاب دارند در دو جهت دو طیف؛ طیف افراطی تندرو درونی و طیفی از آن طرف که به اصل انقلاب وابسته بوده ولی دچار تندروی است و نیز کسانی که با اصل اسلام و انقلاب مخالفند دست به دست هم داده اند و به تخریب چهره امام می پردازند و این امر جای تأسف دارد.
آن دو دسته دیگر که اصلا حرف های ما را نمی شوند ولی کسانیکه واقعا فکر میکنیم اصل انقلاب را قبول دارند خواهش می کنیم دست از این کار غلط و نادرست بردارند و این نتیجه اش هم هر چه باشد به نفع کسانی است که نه اسلام را می خواهند و نه انقلاب را نه ایران را و نه دلشان برای مردم ایران سوخته است.

نکته دیگر اینکه 22 بهمن که سالروز پیروزی انقلاب ما است قبل از آن امام یک دولت تشکیل داد در راس دولت یک شخصیت بسیار متین و معتبری که سابقه مبارزات و تفکر اسلامی داشت اقای مهندس بازرگان را گذاشتند با اینکه خیلی کسان دیگر بودند ولی امام ایشان را انتخاب کرد این رویکرد نشان داد که امام خیلی فراگیرتر از دیگران به انقلاب و ایران و نظام می اندیشند و می خواهند همه کسانیکه به ایران و اسلام اتصال دارند در درون باشند و از وجودشان بهره گیری شود.
تازه وقتی خواستند دولت موقت را تشکیل دهند گفتند چون ملت مرا قبول دارد من دولت را تعیین می کنم امام از اول این بر نکته مهمی تأکید می کنند و آن این که واقعیتی و پدیده ای به نام ملت وجود دارد و اوست که تصمیم می گیرد و من هم به نمایندگی از او این کار را می کنم.
دستور کاری هم که برای دولت موقت تعیین می کنند عبارت است از تمهید انعقاد مجلس مؤسسان (که بعد شد مجلس خبرگان) برای تنظیم قانون اساسی،رفراندوم اصل نظام و بعد همه پرسی قانون اساسی و استقرار همه امور طبق قانون مصوب مردم.
امام اگر همان روزهم می گفت جمهوری اسلامی همه می پذیرفتند اما امام گفت همه پرسی برای اصل نظام و طبق نظر مردم عمل شود.

اینها امور بسیار مهمی است که در انقلاب ها کمتر می بینیم و بعد روی جمهوری اسلامی تأکید می شود و اینقدر اصرار که جمهوری باشد می شد بگویند خلافت یا امارت یا همه حرف هایی که زده می شود.

مگر بغل دست ما امارت اسلامی وجود نداشت مگر امروز جریانات تندی که فکر می کنند که همه دستاوردهای بشری نادیده انگاشته شود و دیدگاه های تنگ و تلخ و خشک به نام اسلام بر مردم تحمیل شود مگر اینها نیستند و کسانی که جز فشار و خشونت و حذف و تبعیض به هیچ چیزی پای بند نیستند مگر همین ها به امام فشار نمی اوردند که شما انحراف دارید و می گفتند جمهوری بدعت است ولی امام روی جمهوری اسلامی تاکید داشت.

آنچه امروز ما داریم دنبال می کنیم اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم جمهوری یعنی جمهوری باشد جایگاه مردم مشخص باشد نسبت دولت با مردم معلوم و حکومت تابع مردم باشد در مقابل مردم مسؤول باشد حکومت بداند رای مردم چیست و طبق آن اقدام کند.

حکومت مصالح ملی را در نظر بگیرد و این امکان را ملت داشته باشد که آن را جا به جا کند اینها جمهوری است البته اسلامی هم باید باشد. اسلامی که احکامش؛ اخلاقش، ادبش باید اجرا شود البته اسلامی در جمهوری اسلامی رسمی است که در عرصه حکومت و اجتماع با معیارهای جمهوریت و دموکراسی سازگار باشد هم طبعا دموکراسی اش بر خلاف معیارهای اساسی اسلام نباشد نه هر اسلامی؛ اسلامی که رای مردم را قبول ندارد اسلامی می گوید فرد و یا جریان خاصی به هر قیمتی شده بر مردم حکم براند و هیچ کس هم حق و اراده و اختیاری نداشته باشد، این اسلام با جمهوری اسلامی سازگار نیست.

ما اسلامی می خواهیم که به رای مردم اعتقاد داشته باشد حرمت مردم نگه داشته شود ازادی بیان و اندیشه و نیز تامین مصالح ملی رعایت شود و این همان. اسلامی که در انقلاب آمده بود. در ایران انقلاب شده مصالح ملی ایران از اولویت های مهم است در سیاست خارجی در مسائل اقتصادی و اجتماعی پیشرفت؛ توسعه و عدالت. این ها مسائلی است که بایددر جمهوری اسلامی باشد .ما جمهوری اسلامی را چنین دیدیم و می بینیم و چنین از آن دفاع می کنیم.

وضع کنونی را خیلی بد می دانم فکر می کنم مساله تحریم ها و مشکلاتی که هست یا ایران را به تسلیم وا دارد یا خود به خود مثل شمعی که اب می شود از بین برود و این خطر بسیار بزرگی است .در دل ایران هم مشکلات زیادی وجود دارد و همین دلیل هم هست می گوییم نباید براندازی شود چون به اصل انقلاب و جمهوری اسلامی اعتقاد داریم و اگر هم انتقادی داریم اینکه چرا از اصولی که به اصل نظام و جمهوری اسلامی لطمه می زند انحراف پیدا شده باید برگردیم به اصولی که در متن انقلاب و مورد قبول مردم بود.

این طور نیست که اگر هم براندازی شود مشکلات ایران حل خواهد شد.از هرج و مرج تا تجزیه مسائلی است که می تواند ایران را تهدید کند به همین دلیل ما نه اصلا می توانیم تصور کنیم با حمله خارجی و دخالت بیگانه که هیچ منافع ما را نمی خواهد ایران شکل دیگری را پیدا کند نه بصورت های دیگر به عنوان فروپاشی و از بین رفتن اما در عین حال گفتیم و می گوئیم که برای جلوگیری از اینها باید تجدید نظری در سیاست ها رویکردها بشود. کوبیدن بر تبل نفرت و عده ای را از صحنه بیرون کردن به هر قیمتی و هرگونه رفتاری با انها مجاز بودن و از آن طرف مصونیت دادن به هتاکان و حمله کنندگان و در مقابل حتی امکان دفاع از خود را به طرف مظلوم ندادن هم ناورا است و هم بر خلاف مصالح کشور است .

من تشکر می کنم از بعضی شخصیت های متین و با سابقه ای که شجاعت می کنند در این موقعیت و دم از نزدیکی دلها به همدیگر می زنند از این نفرت افکنی موجود جلوگیری می کنند و می دانم هزینه هم می پردازند.این نشانه ایمانشان و ظرفیت آنهاست که این کار می کنند این کار کار درستی است.

ما باید تجدید نظر بکنیم و به خاطر آن خطر بزرگ که احتمالش هر چه باشد محتملش بسیار قوی است. شاید به سوی همدلی برویم با حفظ مواضع خودمان، کسانیکه منطقی تر فکر میکنند به مصالح ملی بهتر می اندیشند ولو اینکه نظریات متفاوتی دارند می توانند دلها را به هم نزدیک کنند.
شما بخصوص جوانان هم می توانید نقش داشته باشید و آن پیوندها را ایجاد کنید در حالیکه از آن مواضع اصولی نباید منحرف شوید میتوانید در تلطیف فضا جریاناتی مثل شما که هم جوانید و هم خوش فکر، موثر باشید.

این مساله را قبول دارم که تا انتخابات می شود دور هم جمع می شویم و بعد هم می رویم تا سال بعد و انتخابات دیگر.

اصلاح طلبی و هر جریانی که وجود دارد خوب است برنامه های اساسی تری داشته باشد که اتفاقا در متن آن برنامه هاست که انتخابات و موضع گیری هم مشخص تر میشود.

ما باید رویمان را بیشتر به سمت مردم بگردانیم تا به سوی حکومت.نه اینکه پشت به حکومت کنیم نه حکومت به ما پشت کرده و ما هم با بزرگواری این پشت کردن انها را تحمل می کنیم.
اینکه خیال کنیم همه مشکلات در حکومت حل می شود این طور نیست مردم را باید توجیه کنیم.

باید دستاورهای دوران اصلاحات را گفت امروز هم خیلی ساده می شود مقایسه کرد باید دید خیلی از امور آن روزها بهتر بوده یا امروز!؟
خوشبختانه مسائلی که در این سالها پیش امد جبران کرد کم کاری ما را و مردم خودشان مقایسه می کنند.

No responses yet

Jan 22 2013

نشریه جهان صنعت: ٣٣ میلیارد دلار در بانک‌های ایران مفقود شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: با گذشت بیست و چهار ساعت از انتشار خبر انفصال محمود بهمنی- رئیس بانک مرکزی ایران از پست خود، هنوز روشن نیست که وی برکنارشده، درخواست بازنشستگی کرده است یا همچنان در رأس بانک مرکزی ابقا شده است.

رئیس بانک مرکزی، خود شخصاً درخواست بازنشستگی را تکذیب کرد و گفت: حدود چهل سال از خدمتم می گذرد و طی سال ها چندین بار نسبت به ارائه درخواست بازنشستگی اقدام کرده ام.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمود بهمنی درمورد برداشت پول شبانه از بانک‌های کشور گفته است: «تمام برداشت‌های انجام شده توسط بانک مرکزی از حساب بانک‌ها براساس مصوبه هیئت دولت به حساب خزانه واریز شده که تمام مدارک آن موجود است. وی در ادامه گفت: بانک مرکزی براساس مصوبه دولت، در صورت نیاز باز هم از حساب بانک‌ها برداشت و به حساب دولت واریز می کند».

در این حال، نشریه جهان صنعت گزارش داد، دلیل صدور حکم انفصال محمود بهمنی- رئیس بانک مرکزی، از سوی دیوان محاسبات، این است که «٣٣ میلیارد دلار در بانک‌ها گم شده است».

عزت الله یوسفیان- نماینده آمل در مجلس شورای اسلامی و کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، در خصوص این حکم انفصال گفته است: در یکی از جلسات اخیر، بهمنی احضارشد تا در خصوص ارزهایی که به بانک‌های ذیربط داده است توضیح دهد و در این نشست قرار بر آن شد تا ارز به قیمت واقعی فروخته شود.

وی در ادامه، به نقل از بهمنی- رئیس بانک مرکزی، گفته است: پولی که از فروش ارز بدست می آید برای بیت‌المال است و باید به حساب آن واریز شود، با توجه به دستوراتی که از مقامات بالا داشتم این سپرده‌ها را تهاترکردم.

این عضو کمیسیون برنامه و بودجه، در خصوص اینکه چند تا بانک در این امر دخیل بوده اند گفت: ١٨ بانک خصوصی و دولتی دراین مورد نقش داشتند که حدود ٣٣ میلیارد دلار معلوم نیست کجا رفته و مصرف چه خرج هائی شده است.

یک نماینده دیگر در مجلس اسلامی گفته است: این مبلغ یعنی ٣٣ میلیارد دلار، در بانک‌های مختلف جابجا شده و این کار توسط بانک مرکزی صورت گرفته است؛ اما هیچ گونه جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهند و نمی گویند که در کجا این پول‌ها خرج شده، زیرا حتی از تولید ملی هم حمایت نشده است.

No responses yet

Jan 22 2013

محمدرضا باهنر: احمدي نژاد را بعدها شناختيم، شاید دولت بخواهد کاغذ چاپ کند ودراختیار مردم قرار دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فرارو: ساعت هشت صبح، اینجا تهران است دفتر جامعه اسلامی مهندسین ومن منتظر دیدار با دبیر کل این حزب یعنی مهندس محمد رضا باهنرهستم. مهندس باهنر که هر ایرانی با شنیدن نام او به یاد رشادت‌هاي برادر شهیدش محمد جواد باهنر می‌افتد.

وی از جمله اصولگرایانی است که در طی این چند ساله که از انقلاب اسلامی می‌گذرد بر سر مواضع اصولگرایی خود مانده است و مانند برخی دیگر از اصولگرایان از ویژگی پرچم که هر سمتی که باد بیاید می‌روند خصلتی را بر نگزیده است. خود درباره فعاليت‌هاي سياسي‌اش مي‌گويد:«سابقه تشکیلاتی – سیاسی ما برمی گردد به زمان حزب جمهوری اسلامی که من در شورای مرکزی حزب جمهوری بودم، زمانی که مقام معظم رهبری دبیر کل این حزب بودند.

بعد از آن نیز تشکل‌های صنفی و سیاسی را راه‌اندازی کردیم که من از موسسین جامعه اسلامی مهندسین بوده‌ام و درحال حاضر نیز 6 دوره است که دبیر کل جامعه مهندسین هستم و در جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز همواره نايب رئیسی این جبهه را با وجود برادر بزرگوارمان آقای عسگر اولادی که پدر معنوی جبهه هستند وریاست جبهه به عهده ایشان است بر عهده داشتم.»

وقتی از کاندیدا توری وی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پرسیدم با تاکید براینکه هیچ امر غیر ممکنی در عالم سیاست وجود ندارد، گفت: قصد کاندیدا شدن در انتخابات را ندارم. این در حالی است که کوهکن، رئیس واحد سیاسی جبهه پیروان خط امام و رهبری گفته است: «اگر دو نفر کاندیدای ریاست جمهوری باشند یکی از آن‌ها حتما باهنر است». با این دیدگاه اولین سوال را با حال هوای انتخاباتی پرسیدم:

مواضع سیاسی جبهه پیروان و جامعه روحانیت مبارز در انتخابات آینده چیست؟ نظر شما در خصوص آرایش سیاسی جناح‌ها و گروه‌های دیگر در انتخابات پیش رو چیست؟
در کل از این نکته نمی‌توانم بگذرم که همیشه در انتخابات تلاشمان این بود که بین اصولگرا‌ها وحدت به وجود بیاوریم.

همانطور که گفتید و ما آینده را پیش بینی می‌کنیم انتخابات سه قطبی است. قطب اول اصولگرایان هستند که مهم‌ترین تشکل‌ها جبهه پیروان خط امام(س) ورهبری با ۱۵ تشکل هستند. البته جامعه روحانیت وجامعه مدرسین گاه وارد انتخابات در حد مصداق نیز می‌شوند ولی گاه نه ‌فقط خط و مش کلی انتخابات را پیگیری می‌کنند. در هر انتخابات مثل انتخابات دوره نهم حضور جدی وپیگیری را داشتند و در حال حاضر نیز مباحثی دارند و نمی‌توانیم برای آن‌ها تعیین تکلیف کنیم. هر چه را که مصلحت بدانند، انجام می‌دهند ولی در کل انتخابات را‌‌‌ رها نمی‌کنند. آن‌ها تکلیف شرعی دارند و احساس وظیفه می‌کنند که مردم را هدایت و راهنمایی کرده وسیاست‌های کلان را طراحی کنند و اگر مصلحت دانستند وارد مصادیق نیز می‌شوند.

قطب دیگر اصلاح طلبان هستند، البته فتنه گران جایی برای حضور در انتخابات ندارند مواضعی که ایشان اتخاذ کرده، مواضع جبهه پیروان خط امام ورهبری نیست؛ حتی مواضع موتلفه نیز نیست و موضع شخصی ایشان است. دیگری مجموعه دولت وآقای احمدی‌نژاد است که آن هم برای خود پدیده خاصی است که آن را هم باید خودشان تعریف کنند. ما گاهی اوقات احساس می‌کنیم نرم افزار این آقایان را نمی‌شناسیم به همین دلیل باید محتاطانه درباره آن‌ها صحبت کرد. ولی درکل مواضع ثابت و مشخصی را از ایشان ندیدیم و سیاست‌های کلی ایشان را نیز قابل نقد می‌دانیم.

در این میان اما افرادی از همفکران شما نظیر آقای عسگر اولادی اظهارت متفاوتی را اتخاذ کرده‌اند، شما این نظرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در رابطه با اظهارات اخیر آقای عسگر اولادی؛ باید با خود ایشان صحبت کنید. این مواضعی که ایشان اتخاذ کرده مواضع جبهه پیروان خط امام ورهبری نیست؛ حتی مواضع موتلفه نیز نیست و موضع شخصی ایشان است. اگر بخواهیم جلو برویم همه فتنه‌های دنیا زیر نظر شیطان است و آمریکا و صهیونیسم نیز از تبارشیطان هستند که تحت حکومت شیطانند و به صورت انسان متجلی شده‌اند. اگر فردی کسی را بکشد، دیگر کشته است حال اگر بگوید با نیت طرف را کشته یا بدون نیت فرقی با هم ندارد. هر اسمی برای سران فتنه بگذارید از جنایت‌های آن‌ها نمی‌توان گذر کرد که برای بهم زدن تعادل در کشورو جدا کردن مردم از نظام تلاش کردند. برای اینکه بیداری اسلامی در دنیا را که برخاسته از تفکر اسلام و امام (س) بود را برعکس جلوه دهند و در ‌‌‌نهایت تلاش کردند که اسلامی بودن نظام را زیر سوال ببرند. ازاین رو آن‌ها حق ورود به صحنه سیاست ومدیریت کشور را ندارند. چرا که خسارت‌ها وضرر وزیان‌هایی که وارد کردند غیر قابل جبران است.

آقای مهندس بحث کاندیداتوری شما به کجارسید، به طور کامل منتفی شد؟
بله بنده قصد کاندیدا شدن درانتخابات ریاست جمهوری را ندارم، البته همان‌طور که می‌دانید باید این نکته را در نظر داشت که در عالم سیاست هیچ مسئله غیر ممکنی وجود ندارد.

به اعتقاد شما جبهه‌های تازه تاسیس نظیر جبهه پایداری چگونه در انتخابات ریاست جمهوری نقش ایفا می‌کنند؟
به اعتقاد بنده گروه‌هایی نظیر جبهه پایداری در انتخابات حضور پر رنگی خواهند داشت. بخشی ازجبهه پایداری به جناح دولت نزدیکی دارند وبخشی دیگر نیز به اصولگرایان نزدیک هستند. اگر بخواهیم آرایش دقیق‌تر آن‌ها رابدانیم باید منتظر گذر زمان باشیم. فکر می‌کنم اگر بخواهیم تشکیلاتی و از منظر جریان‌شناسی به انتخابات پیش رو نگاه کنیم انتخابات سال آینده سه قطبی خواهد بود واگر اتفاق مهمی نیافتد به احتمال زیاد انتخابات مثل انتخابات سال ۸۴ خواهد بود یعنی انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود.

آقای مطهری و برخی دیگر از چهره‌های سیاسی از‌هاشمی رفسنجانی درخواست کردند که برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری اعلام حضور کند. آیا شما با این رویه موافقید؟
من فکر می‌کنم که حضورآقای‌هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدا در صحنه انتخابات به هیچ وجه به مصلحت خودشان و مصلحت کشور نیست و این مسئله را خودشان نیز اعلام کردند که بعنوان کاندیدا نخواهند آمد.

با توجه به سخنان آقای‌هاشمی چرا شاهد پافشاری برخی جریانات برای کاندیداتوری ایشان هستیم؟
همانطور که قبلا گفتم در عالم سیاست هیچ چیز غیر ممکن نیست. اما اگر آقای‌هاشمی من را مورد مشورت قرار دهد به او می‌گویم که کاندیدا نشود، همان‌گونه که در سال ۸۴ نیز به ایشان توصیه کردم که کاندیدا نشود. اما ایشان مصلحت خودشان را می‌دانند و همین‌طور می‌توانند در انتخابات تاثیر‌گذار باشند و باید تلاش کنند که انشاا… با سیاست‌های کلی نظام همراهی کرده و تلاش کنند که ما آینده خوبی را برای کشور رقم بزنیم.

بعضی از اصولگرایان و حتی اصلاح‌طلبان از حضور مشایی به عنوان یک کاندیدای قوی در انتخابات می‌ترسند به نظر شما این شخص می‌تواند از فیلتر‌های شورای نگهبان گذر کرده ورقیب مهمی باشد؟
من این را قبول ندارم که این فرد شخصیت قوی است. شخصی اسم بچه‌اش را گذاشته بود رستم ومی ترسید به او نزدیک شود. صحنه انتخابات به هیچ وجه به مصلحت خودشان و مصلحت کشور نیست. در ‌‌‌نهایت هم شورای نگهبان تصمیم می‌گیرد. اما در نظر سنجی‌ها نیز ایشان در حد واندازه یک کاندیدای قوی نیست.

یکی از معیارهای ریاست جمهوری این است که فرد رجل سیاسی باشد. آیا این فرد جزو رجل سیاسی محسوب می‌شود؟
تصمیم گرفته بودیم که برای رجل سیاسی تعریف خاصی داشته باشیم ولی این کارمغایر با قانون اساسی بود ما مذاکراتی نیز با شورای نگهبان داشتیم و به شورای نگهبان توصیه کردیم که برای واژه‌های رجل سیاسی و رجل مذهبی محتوایی تعریف کند، چرا که در اصل اگر یک شخص‌ واقعا هم مومن باشد درتعریف رجل مذهبی نمی‌گنجد. درصدر اسلام نیز این قضیه صدق می‌کرد. زمان پیامبر (ص) تمامی یاران ایشان دارای‌شان ومنزلت خاصی بودند ولی دلیلی نداشت هریک از این شخصیت‌های مومن و باتقوا در مسائل حکومتی نیز دخالت داده شوند.

با توجه به این‌که مدت زمانی است دولت ومجلس در دست اصولگرایان است به نظر شما آیا در انتخابات بعدی این موازنه بر هم می‌خورد یا اصولگرایی همچنان حاکمیت را در دست خواهد داشت؟
من فکر می‌کنیم در کشور هیچ راه و روزنه امیدی به غیر از اصولگرایی وجود ندارد. یعنی به طور حتم باید رئيس‌جمهور بعدی اصول‌گرا باشد و فردی بیاید تا پارامتر‌های کشور رادر رابطه با مسائل اقتصادی و معیشتی مردم و نیز فشارهای خارجی وسیاست‌های بین الملل وبرخی مسائل فرهنگی را با یک تیم قدرتمند جلو ببرد. ‌ این تیم باید پیشرفت کشور را در راستای سند چشم انداز پیگیری کند؛ ‌ کاری که بسیار مهم و سنگین است. چرا که متاسفانه باید گفت جریان فتنه که امتحان بدی را پس داد و به گروه انحرافی نیزهیچ اعتمادی نیست چرا که این گروه پدیده جدیدی است و حرف‌های عجیب وغریبی می‌زند وگاهی سوء استفاده‌های مالی وموردهای دیگر نیز در پرونده‌شان به ثبت رسیده است.

از این رو راه نجات کشور رفتن به سمت اصولگرایی است و اصولگرا‌ها نیز باید یک تیم قدرتمند را سازماندهی کنند وکار راجلو ببرند.

از این رو چرا در دوره روی کار بودن اصولگرا‌ها شاهد مشکلات معیشتی و اقتصادی در کشور بودیم؟
ظرفیت‌های کشور از لحاظ طبیعی ومالی بسیار بالاست ازهمه مهم‌تر از نظرنیروی انسانی متعهد با ضریب هوشی بالا، بسیار غنی هستیم و این نقطه عطف را در وضعيت اقتصادی حال حاضر کشور می‌توان مدیریت کرد. شاید برخی‌ها به ویژه دولتی‌ها بخواهند که تمام تقصیر‌ها را به گردن تحریم بیندازند. آری تحریم‌های خارجی به ما فشار آورده اما من فکر می‌کنم که فشار نا‌بخردی‌های داخلی از تحریم‌ها بیشتراست و می‌طلبد با مبارزه جدی، تدبیر، عقل، خرد گرایی واحترام به خرد جمعی، مشورت‌پذیری واستفاده از همه ظرفیت‌های نیروی انسانی کارهای مفید انجام داد وان شاءا… در آینده، فضا هم فضای روشنی است.

به نظر شما مدارا کردن اصولگرایان وکوتاه آمدن آنان در برابر احمدی‌نژاد سبب شد که دولت در برابر آن‌ها و به ویژه مجلس ایستادگی کند؟
در این رابطه یک خبرنگار از من سوال کرد تو چرا از احمدی‌نژاد سال ۸۴ دفاع می‌کردی ولی ازاحمدی ۸۹ دفاع نمی‌کنی، من گفتم احمدی‌نژاد تغییر نکرده من اطلاعاتم در رابطه با او افزایش پیدا کرده است. حتی اگر به احمدی‌نژاد حسن‌ظن داشته باشیم دو ایراد بزرگ به وی وارد است؛ یکی اینکه به هیچ وجه به خرد جمعی اعتقاد ندارد. خرد جمعی به مجلس ختم نمی‌شود، دردولت نیز احمدی‌نژاد اهل گفت‌و‌گو نیست. وقتی وی به نتیجه‌ای می‌رسد باید انجام شود. حال وزرا جرات دارند به آن رای ندهند! دوران این نوع حکومت کردن گذشته و این نوع حکومت برای قرون وسطي است که یک نفر فرمان می‌داد و همه تایید می‌کردند. عالم‌ترین، متدین‌ترین، خردمند‌ترین فرد نیز نیاز به خرد جمعی دارد وباید توجه داشت که در حال حاضر دنیا را سازمان‌ها و سیستم‌ها و احزاب مدیریت می‌کنند. برای مثال پزشکی که به مجلس راه می‌یابد باید در تمام مسائل رای دهد ولی نمی‌تواند بگوید که در تمام رشته‌ها تخصص دارد؛ چرا که این حرف انحراف و خطاست. باید خرد جمعی کار کند رئیس دولت در ضمن اختیاراتی که دارد باید با خرد جمعی جلوبرود. از این مهم نیز نمی‌توان گذشت که وزرا در ضمن اینکه مسئولیت دارند، یک سری اختیارات هم دارند که نباید سلب شود. آن‌قدر که در طول این دولت عزل وزیر داشتیم در سی سال گذشته نداشتیم. اما اين‌امربه معناي این نیست که رئیس جمهورهای قبلی مقتدر نبودند اما قرار نیست هر کسی که کوچک‌ترین مخالفتی داشت حذف شود. دومین ایراد احمدی‌نژاد این است که درحرکت‌هاو رفتار‌ها ازیک سیاست کلان پیروی نمی‌کند؛ برای مثال دولت اعلام می‌کند که درصد بیکاری در کشور بالاست. این در حالی است که بیکاری با تورم و نقدینگی در ارتباط است و ما نمی‌توانیم یک مسئله را به تنهایی حل کنیم از این رو باید یک سبد سیاستی طراحی کنیم تا چنانچه دولت خواست مسئله اشتغال را حل کند از طرف دیگر تورم انفجاری نداشته باشیم. در اوایل، دولت احمدی‌نژاد تا حدودی دراین سیاست موفق بود و برای نمونه در بحث مسکن توانست تا حدی قیمت‌ها را کنترل کند ولی در ادامه مانند فنری فشرده شده آزاد شد به گونه‌ای که در حال حاضر شاهد هستیم که بانک مسکن تنها برای مسکن مهر چهل هزار ميلیارد تومان به بانک مرکزی بدهکاراست.

اجازه بدهید سوالات را در زمین مجلس پیش ببریم شما به عنوان نايب رئیس مجلس اطلاع دارید دولت چه تعداد از مصوبات مجلس را اجرا نکرده است؟
ما قبول داریم که احمدی‌نژاد گاهی قوانین را اجرا نمی‌کند ولی من معاون نظارت مجلس بودم و این قوانین را رصد می‌کردم به این صورت نیست که هر قانونی را دولت اجرا نکرده، بلکه ۹۰ درصد آن را اجرا می‌کند و ده درصد باقی مانده نیز دوصورت دارد، صورت اول این است که استدلال کنند امکان اجرای قانون وجود ندارد وما هم می‌گوییم اشکال ندارد و دولت می‌تواند دلایل خود را برای مجلس بیان کند که چرا این قانون امکان اجرا ندارد. صورت دوم که بسیار معدود اتفاق می‌افتد قوانین تصویب شده‌ای است که دولت می‌گوید من آن را قبول ندارم وآنجاست که مجلس می‌گوید قانون تورا قبول ندارد. البته گاهی قانون نیز نقص دارد که با هماهنگی و همدلی قابل حل شدن است و اگر کسی بگوید من قانون را قبول ندارم ما در برابرآن از تمام امکاناتمان استفاده می‌کنیم تا دولت را موظف کنیم قانون را اجرا کند. اما این امر هزینه دارد وباید بخشی از وقت مجلس صرف شود تا دولت واداربه اجرای قانون شود. حال این سوال پیش می‌آید که چرا این ظرفیت‌ها باید به جای حل مسائل مملکت صرف تفهیم قانون به دولت شود؟

در صورت اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها امکان استیضاح رئیس جمهور وجود دارد؟
تا مجلس فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها را تصویب نکند دولت حق اجرای آن را ندارد. اما با توجه به‌شناختی که از دولت وجود دارد امکان اجرای آن هست و اگر بخواهد آن را اجرا کند، باید به مردم پول بدهد. اما این پول را از کجا می‌خواهد بیاورد؟ دولتی که با کسری بودجه عمومی مواجه است و نتوانسته بودجه عمرانی را تخصیص بدهد و اصلا پولی وجود ندارد که بخواهد اختصاص دهد. شاید دولت بخواهد کاغذ چاپ کند ودراختیار مردم قرار دهد که نه مجلس اجازه این کار را می‌دهد ونه دولت این اقدام را انجام می‌دهد. در این باره دستور رئیس جمهور کافی نیست واگر وی دستوری خلاف قانون دهد مسئولان ذی ربط مکلف به اجرا نیستند و اگرهم اجرا کنند باید پاسخگو باشند و صرف اینکه دستور از مقام بالا‌تر است کافی نیست.

آیا این طرح استخدامی دولت در ادامه مخالفت‌ها با مجلس است و یا یک طرح انتخاباتی است؟
این طرح استخدامی مصوبه‌ای در دولت داشت که رئیس مجلس طبق اصل ۱۴۲ قانون اساسی آن را با مصوبات مجلس تطبیق داده و اعلام نظر کرد که این مصوبه تخلف قانونی است واین‌کار نباید صورت گیرد.

پس چرا این مسئله را رئیس جمهور دررسانه ملی مطرح کرد؟
این بحث در حد حرف است و حکم صادره را کسی امضا نمی‌کند.

No responses yet

Jan 22 2013

محسن هاشمی:اصلاح طلبان فریب سناریوی افراطیون برای انتخابات را نخورند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد

اکثریت تندرو ها بدشان نمی‌آید که اصلاح‌طلبان نیایند. تا بتوانند بین خود با هم رقابت کنند. این البته با شرایط فعلی خیلی هم بعید نیست. بعضی از این گروه‌ها چون فرض می‌کنند که در نهایت اصلاح‌طلبان جدی شرکت نخواهند کرد، سعی می‌کنند با نزدیک شدن به ایده‌های اصلاح‌طلبانه بخشی از این رای را جمع‌آوری کنند. در این موضوع رقابتی بین اصولگرایان جدید و سنتی و دولتی‌ها ایجاد شده است. البته اصولگرایان سنتی از بقیه بیشتر هراس دارند که مجددا کاندیدای احتمالی وابسته به دولت بتواند با استفاده از ابزار دولت مجددا به پاستور برسد

اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد

اعتماد قرار بود با محسن هاشمی درباره مواضع پدرش پیرامون انتخابات و پروژه وحدت ملی گفت‌وگو کند. اما زمان موعود که فرا رسید، ورق برگشته بود و دیگر سخن گفتن از آن مفاهیم هم به خطوط قرمز اضافه شده بود. این‌گونه بود که در بین ملاحظات و مصلحت‌هایی که اقتضای فضای سیاسی این روزهاست هرچه گفتیم پاسخی به رسم امانت شنیدیم و نه آنچه می‌توان منتشرش کرد.

از عالیجناب سرخپوشی که اصلاح‌طلبان هم معنایش را درست نفهمیدند تا وضعیت این روزهای خواهر و برادرش سخن گفتیم و به نقد آرای هاشمی که رسیدیم، پسر بزرگ هاشمی ترجیح داد باب نقد آیت‌الله هاشمی در گفت‌وگو با او گشوده نشود و ابهامات، سوالات و نقدهای ما درباره توصیه‌های سیاسی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را خود ایشان پاسخ گوید. می‌گفت من این روزها در دفتر آقای هاشمی سمتی ندارم و سخنگوی ایشان هم نیستم. ممکن است حرفی بزنم که نظر ایشان نباشد و ایجاد مشکل شود. در نهایت هم آنچه میان ما رد و بدل شد و فرصت انتشار یافت، نظراتی بود که فرزند هاشمی درباره لزوم اعتدال و نجات کشور از خطر می‌گفت.

راهکارش هم، گذشت کردن بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان، تکیه به عقلانیتی که می‌گفت در بخشی از اصولگرایی صدایش به گوش می‌رسد و پیشگام شدن چهره‌هایی بود که حاضرند فداکارانه مردم را به مشارکتی مجدد فراخوانند، حتی اگر در نهایت مردم از خود آنها عبور کنند. می‌گفت در مواقع بحرانی گاهی لازم است افراد فداکاری کنند و روی میدان مین بروند تا راه باز شود و این مثال را وقتی زد که از احتمال شکست خوردن طرح وحدت ملی از او سوال کردیم.

ابتدا در این باره توضیح بدهید که آیت‌الله هاشمی، از چه جایگاهی به بحث انتخابات وارد شده‌اند و به عنوان یک کنشگر سیاسی دارای موضع مشخص اقدام به طرح بحث می‌کنند یا به عنوان یک فرد که هیچ نقشی در تحولات سیاسی ندارد و صرفا به عنوان یک عنصر با تجربه قصد نصیحت کردن دلسوزانه دارد؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید ببینیم که جامعه در چه شرایطی قرار دارد و چه انتظاری از افراد مختلف دارد. ما در حال حاضر در شرایطی هستیم. به شرایط مهم انتخاب مردم وارد می‌شویم و همه باید نقش فعالی را بازی کنند. در این میان نقش دانشگاهیان، روشنفکران، تکنوکرات‌ها، نویسندگان، روحانیت و حتی اصناف و گروه‌های مرجع از بقیه آحاد مردم مهم‌تر است. لذا لازم است که همه در ارائه پیشنهادها و برنامه‌هایی که منجر به شکوفایی کشور در دولت آینده می‌شود فعال شوند و حتی پیگیری مطالبات را در مرحله بعد از تشکیل دولت آینده بنمایند. مسلما این روش، تقویت دولت بعدی در جهت حمایت از مردم است و امکان بازسازی نظام اجتماعی و مبارزه با بیکاری، توسعه پایدار، تنش‌زدایی داخلی و خارجی و در نهایت رسیدن به ایرانی واقعا اسلامی در تمام ابعاد را خواهد داد.

لذا طبیعی است که فردی مانند هاشمی‌رفسنجانی و حتی خانواده او نیز نمی‌توانند بی‌تفاوت باقی بمانند. باید در ابعادی که قانون انتخابات اجازه می‌دهد تمام تلاش خود را برای تغییر شرایط موجود، به کار‌گیریم. می‌بینیم که کشور به هر دلیلی که فرصت طرح آنها نیست با مشکلات مختلفی مواجه است.

پس از نزدیک به 5/7 سال بعضی کارهای بدون برنامه و هدف و خارج از چارچوب برنامه‌های پنج‌ساله و بیست ساله و چشم‌انداز، اکنون به نقطه‌یی رسیده‌ایم که فرصت چند ماهه در زمان انتخابات به وجود می‌آید که بتوان حرف‌ها را برای اصلاح امور زد و نظرات را به مردم عرضه کرد و براساس آیه شریفه « فبشر عبادی‌الذین یستمعون فی‌القول و یتبعون احسنه» لازم است که همه فعال باشند در غیر این صورت به وظیفه دینی و عرفی و اجتماعی و سیاسی خود عمل نکرده‌اند.

البته اصولگرایان معتقدند که دستاوردهای این دولت به گونه‌یی که شما می‌گویید نیست بلکه در بسیاری از موارد بهتر از دولت‌های قبلی عمل کرده است. برای این سخنان خود هم استنادی دارید؟
واقعیت این است که رییس دولت دهم از انتقاد و ارائه آمار و ارقام حتی کمی منفی هم به هیچ‌وجه خوشش نمی‌آید. همیشه تلاش شده است که جلوی ارائه آمارهای منفی را بگیرد و دایم از افرادی حرف می‌زند که در کار دولت سنگ‌اندازی و مانع تراشی می‌کنند. مشخص است که آمارها نشان‌دهنده چالش‌های اجتماعی است. ارقامی مانند خط فقر، نرخ بیکاری، نرخ جرایم، نرخ تورم، نرخ توسعه و تولید و بالاخره نرخ آسیب‌های اجتماعی و… همه و همه باید دقیق ارائه شود که متاسفانه نمی‌شود. خلاصه وعده‌های اجرا نشده و طرح‌ها و حرف‌های با اجرای ناقص و جواب نداده دولت بسیار زیاد شده است.

البته دولت سعی می‌کند عدم اجرای آنها را در طول سال‌های گذشته به دلیل موانع و سنگ‌اندازی‌هایی که از ذکر آنها نیز خودداری می‌کند اعلام ‌کند. قرار نیست که مردم برای حل مشکلات‌شان دایما به ضریح ائمه و راز و نیاز متوسل شوند. اگر مشکلات‌شان حل نشد این طور تلقین شود که علت آن عدم ایمان مناسب به اعتقادات‌شان و عدم بصیرت است. در هر صورت مشخص است که دولت نهم و دهم نتوانسته است جامعه و اقتصاد کشور را مناسب و در شأن جمهوری اسلامی اداره کند. از واردات بی‌رویه کالاهای خارجی کاملا معلوم است که شرایط کار و تولید را نتوانسته‌اند در کشور ایجاد کنند، یا اینکه از نرخ رشد توسعه معلوم است که درآمدهای کشور در جای نامناسب و خارج از برنامه‌ها خرج می‌شود. نقش دولت در تورم و نابسامانی بازار ارز روشن و مشخص است ولی با وجود این مساله، دولت پرداخت یارانه به بخش تولید را قبول ندارد. به همین دلیل نزدیک به 6000 واحد تولیدی و صنعتی کشور به سمت تعطیلی می‌روند. البته با این نگاه، دولت سهم هیچ بخشی را در هدفمندی یارانه‌ها نداده است حمل و نقل، بهداشت هم همین وضعیت را دارد. در ضمن بانک‌ها وضعیت مناسبی ندارند. مطالبات معوق و بدهی دولت به بانک‌ها افزایش جدی پیدا کرده است.

همانطور که گفتید این شرایط خیلی از افراد اعم از دانشگاهی و حوزوی را به این نتیجه می‌رساند که لااقل راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی را بیان کنند. اما آیا آقای هاشمی هم از همین منظر صرفا به بیان نظرات خود می‌پردازند یا به عنوان یک کنشگر سیاسی برای نقش آفرینی در این عرصه هم برنامه دارند؟
اگر هاشمی‌رفسنجانی دست به ارائه پیشنهاد جدیدی در وانفسای مشکلات فعلی می‌زند به دلیل آن است که با تجربیاتی که در طول 60 سال مبارزه و کار به دست آورده و هوشمندی که در ایشان سراغ داریم، این امکان را در خود و نیروهای وفادار به خود و مردم ایران می‌بیند که با استفاده از انتخابات پیش رو کشور را به سمت اعتدال پیش برند. ایشان به صورت جدی و اضطراری وارد گود شد، تاجلوی افزایش بیش از حد مشکلات را بگیرد.

برای برون رفت از وضعیتی که از آن یاد می‌کنید آیا جامعه نیاز به توصیه‌های آیت‌الله هاشمی دارد یا ایشان فراتر از توصیه و نصیحت راهکار اجرایی هم برای این مقطع دارد و به فکر عملی کردن آن است؟
متاسفانه در این 5/7 سال با وجود درآمد ارزی نفتی بیش از 600 میلیارد دلاری و به قول ریاست دولت درآمد ارزی صادراتی بیش از 200 میلیارد دلار یعنی روی هم رفته 800 میلیارد دلار و با وجود آماده بودن بخش مهمی از زیربناهای کشور با همت سه دولت گذشته، متاسفانه وضعیت مناسبی نداریم و حتی می‌شود گفت در بعضی از جهات نیز عقب گرد هم داشته‌ایم. متاسفانه برای جلوگیری از مشکلات بیشتر و حتی… از طریق مُسکِن و سرم غذایی به وسیله پرداخت یارانه به صورت ریالی به مردم و نه یارانه تولید اقداماتی انجام می‌دهند.

جالب اینکه باز هم با وجود جواب نگرفتن از یارانه‌ها تاکید در افزایش یارانه‌ها برای اهداف خاصی دارند قطعا نمی‌توان به این سیاست‌ها ادامه داد و باید با روشی که همه طرف‌های درگیر را به میدان بیاورد مساله را حل کرد.

لذا باید حرف‌های امیدوارانه زد و به جامعه امید داد و به نظر فقط با وحدت در تمام زمینه‌ها می‌شود از این موانع عبور کرد و اعتماد را برگرداند. گفتن حقیقت و استفاده از هوشمندی مردم و واقع گرایی و عملگرایی از مواردی است که در طرح «وحدت ملی» هاشمی‌رفسنجانی مطرح بوده است. اجرایی شدن این طرح می‌تواند سطح امیدواری را در کشور به سطح مطلوب برساند و این موضوعی است که هم‌اکنون کشور به آن احتیاج دارد. باید دولتمردان بعد از انتخابات سال 92 کسانی باشند که از تجربه و تخصص قابل قبولی برخوردار باشند.

برداشت من از پاسخ شما این است که اگر دولت تخصص گرا و معتدلی روی کار بیاید طرح آیت‌الله هاشمی امکان عملی شدن پیدا می‌کند. اما مشکل اصلی موانعی است که بر سر راه تشکیل چنین دولتی وجود دارد. در واقع اینکه آیت‌الله هاشمی بگویند دولت خوب چه دولتی است، یک بحث است و اینکه برای شکل‌گیری چنین دولتی برنامه داشته باشند بحث دیگر. سوال من این است که در بحث دوم، برنامه آقای هاشمی چیست؟
آنچه مهم است این است که نباید گذاشت گروهی که کشور را به این وضع کشاندند با استفاده از ابزارهای خاص خودشان و قدرت نقدینگی و تصمیم‌گیری دولتی و ارگان‌های وابسته مجددا این وضع را در دوره جدید بر کشور تحمیل کنند. لذا لازم است که شرایط و اوضاع را مطرح کرد و به بحث عمومی در موضوع دموکراسی و رای مردم در چارچوب قانون اساسی ایران و زوایای عمل نشده آن را طلب کرد.

مردم واقعا منتظرند که میان سیاستمداران و نخبگان اجتماعی و سیاسی توافق‌‌هایی صورت گیرد که می‌شود نام آن را همان وحدت خواسته شده از طرف هاشمی‌رفسنجانی دانست. بعد از شکل‌گیری این وحدت، ارزش‌های انسانی و اسلامی می‌تواند در ایران شکوفا شود. مسلما ایرانیان می‌خواهند که در فضای وحدت هم زیستی و زندگی کنند که بدون بی‌عدالتی سیاسی و اقتصادی و هرج و مرج اجتماعی نیز باشد. شاید در شرایط فعلی هاشمی بتواند با توجه به نفوذ خود در جامعه چه در بین اصولگرایان واقعی و چه اصلاح‌طلبان معتدل و چه در بین مردم کوچه و بازار با نقش مثبت، وحدت جامعه را از مشکلاتی که آن را تهدید می‌کند نجات دهد. او می‌تواند با اتحاد این نیروها در مقابل افراط و تفریط بایستد.

آیا محوریت آقای هاشمی را همه سران و بزرگان اصولگرایی خواهند پذیرفت یا نسخه آقای هاشمی برای کسانی نوشته شده که معلوم نیست آن را می‌پذیرند یا خیر؟
البته صحبت از وحدت فقط از طرف هاشمی‌رفسنجانی مطرح نمی‌شود. می‌بینیم که برای مثال آیت‌الله مهدوی کنی ریاست محترم مجلس خبرگان هم از وحدت صحبت می‌کنند ولی ایشان به عنوان دبیرکل جامعه روحانیت، فقط اصولگرایان را به وحدت و ائتلاف فرا می‌خوانند. یا اگر صحبت از تخریب دیگران است فقط گفته می‌شود که اصولگرایان یکدیگر را تخریب نکنند و متاسفانه به گروه‌های دیگر کاری ندارند. یا آیت‌الله مصباح با صحبت از اینکه اصولگرایان سعی می‌کنند یکدیگر را تخریب کنند ناراحت هستند و به دیگر گروه‌های موجود در کشور کاری ندارند.

ولی توقع از این بزرگان این است که همه مردم و گروه‌ها را تحت پوشش خود قرار دهند و اگر توصیه‌یی می‌کنند برای همه باشد. صحبت‌های اخیر آقای عسگراولادی در این چارچوب بود. لازم است واقعا از ایشان تشکر شود. ایشان فرمودند که انتخابات را به میدان جشن ملی تبدیل کنیم، ایشان حتی گفتند که موضع حزبی‌شان نیست و نظر شخصی ایشان است.

این تفکر هاشمی است که سعی می‌کند فراجناحی عمل کند و در جهت تعادل جامعه و جلوگیری از افراط‌‍‌ها و تفریط‌ها در هر گروه چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب یا چه راست و چپ حرکت کند.

ائمه جمعه و جماعات هم‌چنین وظیفه‌یی دارند که متاسفانه چنین نیست. هاشمی سعی می‌کند چنین تفکری را در ارکان بالای جامعه مطرح کند تا به کل جامعه برگردند. همه گروه‌های مرجع باید تلاش کنند که رقابت سالم ایجاد شود نه اتهام و تخریب یکدیگر.

در زمانی که نقش دین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی پر رنگ است، اگر کوچک‌ترین اشتباهی شود مسلما این دین است که ضرر می‌کند. اگر اصولگرایی جریانی پیرو دین است لازم است که کل جامعه را تحت پوشش قرار دهد و با دید پدرانه به همه نگاه کند.

فکر می‌کنید، افرادی که نام بردید اعم از روحانیون سرشناس جناح راست و ائمه جمعه و… به فرض اینکه وحدت با معیارهای آقای هاشمی را هم بپذیرند، برای اصلاح‌طلبان هم جایی در دایره وحدت قائل هستند؟
امروز تکلیف اصولگرایان یا راست‌ها تقریبا برای انتخابات روشن است. و اکثریت آنها بدشان نمی‌آید که اصلاح‌طلبان نیایند. تا بتوانند بین خود با هم رقابت کنند. این البته با شرایط فعلی خیلی هم بعید نیست. بعضی از این گروه‌ها چون فرض می‌کنند که در نهایت اصلاح‌طلبان جدی شرکت نخواهند کرد، سعی می‌کنند با نزدیک شدن به ایده‌های اصلاح‌طلبانه بخشی از این رای را جمع‌آوری کنند. در این موضوع رقابتی بین اصولگرایان جدید و سنتی و دولتی‌ها ایجاد شده است. البته اصولگرایان سنتی از بقیه بیشتر هراس دارند که مجددا کاندیدای احتمالی وابسته به دولت بتواند با استفاده از ابزار دولت مجددا به پاستور برسد.

یعنی شما معتقدید که در غیاب اصلاح‌طلبان، تیم دولت بیشتر از جناح راست شانس پیروزی در انتخابات را دارد؟
اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات نباشند، رقابت بین اصولگرایان شکل می‌گیرد و در این رقابت، امکانات دولت بیشتر از همه است. حالا اینکه دولتی‌ها چگونه از این امکانات استفاده کنند مساله دیگری است. ولی به هر حال وقتی اصولگرایان و دولتی‌ها بخواهند با هم رقابت کنند به دنبال آرای خاموش متعلق به اصلاح‌طلبان می‌روند و در این رقابت کار اصولگرایان سنتی خیلی سخت می‌شود.

خب در این عرصه، پذیرش وحدت مورد نظر آقای هاشمی از سوی بزرگان جناح راست معطوف به چشم‌پوشی از حضور اصلاح‌طلبان است، فکر می‌کنید اگر اصولگرایان به طرح وحدت آقای هاشمی روی خوش نشان دهند معنایش کنار گذاشته شدن اصلاح‌طلبان خواهد بود؟
اصلاح‌طلبان یا چپ‌ها در شرایطی قرار گرفته‌اند که می‌شود آنها را به چهار دسته تقسیم کرد.

تعدادی از آنها نظیر آقای عارف و آقای کواکبیان سعی می‌کنند منفردا و بدون هماهنگی با بقیه اعتماد نظام را به دست آورند و به رقابت انتخاباتی وارد شوند.

تعداد دیگر مانند آقای عبدالله نوری و آقای عباس عبدی معتقد به شرکت هستند ولی به آن نگاه بازسازی تشکیلاتی اصلاح‌طلبان را دارند و شاید برایشان اهمیت چندانی نداشته باشد که ببرند یا ببازند ولی آنچه برایشان او اولویت دارد حضور جدی و سازماندهی شده در عرصه سیاست ایران است.

گروه سوم که بارزترین چهره آن آقای موسوی خویینی‌هاست، معتقد به شرکت در هر حالتی نیستند. معتقدند که باید با عزت و جدی ولی با اطمینان به برد وارد شد، اگر نه دلیلی بر حضور نمی‌بینند. در نهایت گروه آخر که عمدتا خارج‌نشین یا زندان رفته هستند، اعتقاد به شرکت ندارند و می‌شود از آنها با نام تحریمی‌‌ها یاد کرد.

هاشمی سعی دارد که اصولگرایان معتدل و عاقل، اصلاح‌طلبان از نوع گروه اول، دوم و سوم را دور هم جمع کند و مشکلاتی که در ابتدای مصاحبه از آن صحبت شد را برطرف کند و در نهایت در جامعه بازسازی امید کند.

حتی اگر وزن اجتماعی برخی از این گروه‌هایی که نام بردید بیشتر از سایرین باشد، برای وحدت از آنها چشم‌پوشی می‌شود؟
در هر صورت مواضع افراطی از هر طرف که باشد به نفع کشور نیست. مواضع افراطی به‌درد ورود به سیاست نمی‌خورد و مقطعی و موقتی است و اگر روی آن پافشاری شود فقط به درد قهرمان‌سازی‌های مقطعی می‌خورد. باید در این فکر بود که اقدامات سیاسی و اجتماعی چه تاثیری برای بهبود وضعیت مردم و آینده کشور و بازسازی امید در کشور دارد نه اینکه قهرمان‌سازی کرد. قهرمانان اینچنینی در نهایت فرصت‌سوزی می‌کنند. اخیرا دیدم که آقای علی مطهری گفته‌اند که رییس‌جمهور آینده بهتر است از ساکتین فتنه باشد به نظرم حرف عاقلانه‌یی است!! در این دوره فقط عقل‌گرایان و عمل‌گرایان می‌توانند هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان را از بن‌بستی که هر یک به ترتیبی با آن مواجه شده‌اند نجات دهند.

شما نشانه‌یی سراغ دارید که به استناد آن بتوان گفت اصولگرایان حضور چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب را که مصداق تندروی هم نیستند، بپذیرند؟
ببینید باید به این مساله هم در همین چارچوب نگاه کنیم که بخشی از اصولگرایان افراطی اصلا دل‌شان نمی‌خواهد اصلاح‌طلبان وارد میدان انتخابات شوند، تا بتوانند با استفاده از امکانات ارگانی که در اختیار دارند، برنده انتخابات باشند. لذا هر وقت جو کمی مثبت می‌شود و این احساس به وجود می‌آید که همه گروه‌ها می‌توانند در انتخابات شرکت کنند، این بخش تندرو فضا را دوباره به سمت رادیکال شدن می‌برند تا این امیدسازی را از بین ببرند. مثلا بعد از سخنان اخیر مقام معظم رهبری هم این افراد همین برخوردها را داشتند. مقام معظم رهبری گفتند برخی از «دلسوزان» نظام حرف‌هایی می‌زنند و ایشان نگرانند که این حرف‌ها مورد سوءاستفاده ضد انقلاب خارج‌نشین قرار بگیرد. معلوم است که منظور ایشان گروه‌هایی مانند منافقین و سلطنت‌طلب‌ها بود. اما باز همین گروه‌های تندرو با صحبت‌هایی نظیر سخنان آقای جنتی در نماز جمعه، این حرف‌های درست و متعادل را تبدیل به حرف‌هایی کردند که امید به مشارکت و حضور فعال همه گروه‌ها در انتخابات کمرنگ شد.

در اینجا باید معتدلین هر دو طرف مراقب باشند و هم آن سه گروه اصلاح‌طلبی که نام بردم و هم اصولگرایان معتدل و عاقل، باید فضا را آرام کنند و دور هم جمع شوند تا امید را در کشور بازسازی کنند. بازسازی امید در یک کشور بسیار مهم است. گسستی که در حال ایجاد شدن در جامعه است، نتیجه حرکت‌های افراطی است و همیشه نتیجه افراط و تفریط، گسست بوده است. اگر ما به سمت جلوگیری از این گسست‌ها حرکت نکنیم، امید از دست می‌رود. وقتی هم که امید از دست رفت و مردم از گروه‌های مرجع ناامید شدند و فکر کردند که هیچ کس نمی‌تواند کاری کند، امیدشان را به جای دیگر می‌بندند. اگر امید مردم به جایی خارج از کشور برود، برای کشور، برای انقلاب و برای همه آن چیزهایی که از آن دفاع کرده‌ایم و می‌کنیم خطر به وجود خواهد آمد. این هم فقط دغدغه آقای هاشمی نیست و من همانطور که گفتم در آن سمت بزرگانی همچون آقای مصباح و آقای مهدوی‌کنی و در این سمت هم بزرگانی همچون آقای خاتمی، آقای نوری و آقای موسوی‌خویینی‌ها باید همه به فکر باشند که این گسست اتفاق نیفتد. چون همه در یک کشتی نشسته‌ایم و سوراخ شدن این کشتی برای همه خطرناک است.

آیا به صرف متقاعد شدن چهره‌های اصلاح‌طلبی که نام بردید، امید در بدنه اجتماعی به وجود می‌آید؟
اولا اصلاح‌طلبان نباید فریب افراطیون طرف مقابل را بخورند. چون افراطی‌های طرف مقابل الان رسانه‌های متعدد در اختیار دارند و هر طور بخواهند حرف می‌زنند. اما این خیلی مهم است که نظرات آنها به عنوان نظر بزرگان نظام تلقی نشود. اینکه یک نفر صحبت تندی می‌کند، حتی اگر از تریبون نماز جمعه باشد، نباید به حساب بزرگان نظام گذاشته شود. چون اگر اینها نظرات بزرگان نظام باشد، جایی برای امید باقی نمی‌ماند. اما وقتی فرض بر این باشد که این اظهارات تند، نظر بزرگان نظام نیست، آن وقت این سه گروه اصلاح‌طلبی که نام بردم در ذهن خود باید به این فکر کنند که حرکت‌های تند حتی اگر از سوی برخی مراجع امنیتی و نظامی هم صورت بگیرد، به پای تندروهایی است که در این مراجع نفوذ کردند نه اینکه مورد تایید نظام و بزرگان نظام باشد. اگر این پیش فرض وجود داشته باشد می‌توانند با گفت‌وگو با لایه‌های بالایی حکومت مشکلات را حل کنند. کشور به این گفت‌وگو‌ها نیاز دارد و اگر کشور از حالت افراط و تفریط خارج نشود خطرناک است. الان در شرایطی هستیم که دو طرف باید افراطیون را سر جای خودشان بنشانیم. الان هم ما می‌بینیم که در این سمت حرف‌هایی زده می‌شود که با تحریم انتخابات مخالف هستند و از طرف مقابل هم می‌بینیم چهره‌های باسابقه مانند آقای عسگراولادی به میدان آمده‌اند تا این باب گفت‌وگو باز شود و اینها نشانه‌های خوبی است. صدای غالبی هم که از مجلس به گوش می‌رسد، صدای عقلگرایی و اعتدال است. همین که روزنامه‌های شما اجازه فعالیت دارند نشان می‌دهد گروهی در کشور هستند که می‌خواهند عقلگرایی و اعتدال حاکم شود.

شما به سوال من پاسخ ندادید. آیا بدنه اجتماعی به صرف گفت‌وگو کردن مثلا آقای خاتمی با سران جناح مقابل اقناع خواهد شد؟ با همین پیش‌فرض که حرکت‌های رادیکال، اراده بزرگان نظام نیست، آیا کسانی که از این حرکت‌ها آسیب دیده‌اند در شرایط موجود می‌توانند با این امید که بزرگان معتدل با هم به وحدت رسیده‌اند، مشارکت کنند؟
این نوع صحبت‌های شما احساسی و افراطی است. همین حرف‌ها را به روش بهتری می‌توان بیان کرد که منجر به وحدت شود. الان فضای کشور در حال انتخاباتی شدن است و ما باید از این فضا برای بیان منطقی حرف‌ها استفاده کنیم نه اینکه دوباره فضا را احساسی کنیم. حتی اگر لازم باشد برای ایجاد چنین فضایی، باید از برخی‌ها از کدورت‌های پیش‌آمده هم گذشت کنند، باید هواداران خود را توجیه کنند تا این فضای اعتدال به وجود بیاید.

آیا بزرگان اصلاح‌طلب اگر بخواهند هواداران خود را اقناع کنند تا از آنچه پیش آمده بگذرند و دوباره به مشارکت فکر کنند، می‌توانند بعد از انتخابات هم هر نتیجه‌یی که به دست آمد، همان هواداران را اقناع کنند یا ممکن است هواداران اصلاحات از خود اصلاح‌طلبان هم عبور کنند؟
بله، سیاسیون در این مواقع باید فداکاری کنند. اگر هم به میدان بیایند و تلاش کنند اما نتیجه‌یی که مورد انتظار است به دست نیاید، ممکن است مشکلی که شما می‌گویید به وجود بیاید. اما ما می‌گوییم اگر از این روش استفاده کنند می‌شود از گسست جلوگیری کرد. ممکن هم هست که وظیفه خود را انجام دهند و بعد از ناکامی، بدنه اجتماعی آنها معترض شود و بگوید شما ما را به این وادی کشیدید و هیچ نتیجه‌یی هم به دست نیاوردیم و ممکن است از آنها عبور کنند. اما راهی به جز این نیست و همیشه هم در شرایط بحرانی وقتی معتدلین به میدان می‌آیند، اگر نتوانند کار را به نتیجه برسانند فدا می‌شوند. اما این مانند زمانی است که در جبهه‌ها برخی از افراد داوطلب می‌شدند و روی میدان مین می‌رفتند تا راه را باز کنند. در فضای سیاسی هم اگر معتدلین شکست بخورند بالاخره افراطیون یک جناح حاکم می‌شوند و این افراد معتدل به لحاظ محبوبیت اجتماعی دچار خسران می‌شوند. اما معتدلین اگر به این راه اعتقاد دارند باید فدا شدن در این راه را هم نپذیرند.

و در نهایت ا‌گر طرح وحدت مورد نظر آیت‌الله هاشمی با اقبال مواجه نشود، ایشان در انتخابات آینده حضوری هم‌سطح حضورشان در انتخابات مجلس نهم خواهند داشت؟
این مساله را باید با بررسی شرایط انتخابات پاسخ داد. اگر شرایط به گونه‌یی نباشد که ایشان بتواند در انتخابات اثرگذار باشد، باید دید کاندیداها چه کسانی هستند و شاید بتوان از یک کاندیدا حمایت کرد.

No responses yet

Jan 22 2013

مرتضوی در تامین اجتماعی می‌ماند: این بار «با حکم سرپرستی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خُسن آقا: رزیمی که هر عضو آن یاغی شده و دیگر گوش به فرمان رهبر نیست!
رادیوفردا: در پی انتشار خبر عزل سعید مرتضوی از سمت مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی، خبرگزاری فارس امروز سه‌شنبه، سه بهمن، نوشت که او بار دیگر به سازمان تامین اجتماعی بازگشته است و این بار سمت «سرپرست» این سازمان را بر عهده دارد.

بر اساس گزارش این خبرگزاری، محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری ایران، که طبق «مصوبه اخیر دولت» اختیارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نصب و عزل مدیرعامل یا سرپرست سازمان تامین اجتماعی را بر عهده گرفته حکم سرپرستی سعید مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی را امضا کرده است.

خبرگزاری فارس روز دوشنبه، دو بهمن، از برکناری سعید مرتضوی، مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی ایران، خبر داده بود.

این خبرگزاری به نقل از منابع خود نوشته بود که اعضای هیئت امنای سازمان تأمین اجتماعی در جلسه‌ای که دوشنبه برگزار شد، به این نتیجه رسیدند که سعید مرتضوی از مدیریت بر سازمان تأمین اجتماعی عزل شود.

خبر عزل سعید مرتضوی از مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی و انتصاب او در مقام سرپرست این سازمان در شرایطی منتشر می‌شود که دیوان عدالت اداری تاکنون دو بار حکم مدیرعاملی او در سازمان تامین اجتماعی را باطل کرده است، اما دولت محمود احمدی‌نژاد همواره از ادامه فعالیت‌های او در این سازمان دفاع کرده است.

این اصرار دولت و حمایت‌های او از سعید مرتضوی واکنش منفی بسیاری از نمایندگان مجلس را در پی داشته است که از عدم صلاحیت او برای احراز سمت مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی سخن می‌گویند.

اما با انتشار دومین حکم دیوان عدالت اداری علیه آقای مرتضوی در آخرین روزهای ماه دی، فشارها بر دولت محمود احمدی‌نژاد برای برکناری او افزایش یافت، تا جایی که نمایندگان مجلس تهدید به استیضاح وزیر تعاون، رفاه و امور اجتماعی کردند.

آنها همچنین ادامه حضور آقای مرتضوی در سازمان تامین اجتماعی را «تخلف آشکار و در حکم تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال دولتی و عمومی» دانستند.

سعید مرتضوی که سابقه سال‌ها قضاوت در دستگاه قضایی ایران را دارد، به واسطه جرایم پرونده کهریزک از سمت قضاوت تعلیق شده است.

پرونده کهریزک مربوط به بازداشتگاه گمنامی در اطراف تهران است که جمعی از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ در آن حبس شده بودند. اما این بازداشتگاه زمانی به مرکز توجهات تبدیل شد که خبر کشته شدن چند تن از معترضان در آن انتشار یافت.

در نهایت نیز سعید مرتضوی به واسطه آن‌چه مسئولیت او در این رخداد خوانده شده است از سمت‌های خود در قوه قضاییه ایران تعلیق شد، اما محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، تصمیم گرفت او را در دولت خود به کار بگیرد که این تصمیم به مناقشات دنباله‌داری میان دولت و مجلس قانون‌گذاری ایران تبدیل شد.

No responses yet

Jan 22 2013

محسن رضایی٬ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام: رهبر سران قوا را تهدید به برخورد کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محسن رضایی٬ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید علی خامنه‌ای به سران قوای مقننه٬ قضائیه و مجریه هشدار داده اگر اختلاف‌های آن‌ها ادامه یابد با آن‌ها «برخورد» خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای رضایی این مطلب را روز دوشنبه (دوم بهمن) طی سخنانی در همایش «اقتصاد مقاومتی» در بومهن بیان کرده است.

وی بدون آنکه به نام روسای قوا و اختلاف آن‌ها اشاره کند٬ گفته «کاری کردند که مقام معظم رهبری فرمود اگر این مسائل ادامه پیدا کند، من برخورد می‌‏کنم.»

رضایی افزوده است: «این منازعات خیانت است؛ حال چرا باید در شرایط تحریم، کارهایی صورت گیرد که بالا‌ترین مقام کشور به مسئولان چنین سخنی بگوید.»

دو روز پیش نیز حمید رسایی٬ نماینده مجلس از «اتمام حجت» رهبر جمهوری اسلامی با سران قوا خبر داده و نوشته بود آقای خامنه‌ای از سران قوای مجریه و مقننه خواسته برای حل مشکلات راهی بیابند.

به نوشته رسایی در پی این «اتمام حجت» بود که جلسه چهارشنبه گذشته احمدی‌نژاد با نمایندگان در مجلس با کمترین حاشیه برگزار شد.

پس از برگزاری این جلسه روسای قوا مجریه و مقننه به همراه برخی مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس از شامگاه شنبه (۳۰ دی) جلسات مشترکی برای حل و فصل مشکلات آغاز کرده‌اند.

بر اساس مصوبه یکی از این جلسات به دولت اجازه داده شده مبلغ دو میلیارد دلار از حساب صندوق توسعه ملی برای تامین سبد حمایتی اقشار کم درآمد برداشت کند.

وضعیت معیشتی مردم بر اثر تحریم‌ها٬ ناکارآمدی دولت و اختلاف عمیق میان مقام‌های مسئول منجر به نگرانی خامنه‌ای مواجه شده است.

رهبر جمهوری اسلامی از سران قوا خواسته به طور جدی راهی برای مقابله با تحریم‌های بین‌المللی پیدا کنند.

محسن رضایی هم از «سوء مدیریت»، «خود‏زنی» و «خود‏تحریمی» به عنوان سه عامل مشکلات کنونی جامعه ایران در کنار تحریم‌های بین‌المللی نام برده است.

رضایی گفته این تحریم‌ها «بسیار سخت»، «سنگین»، «ناجوانمردانه» و «ظالمانه» است به طوری که فروش نفت و درآمد‌های جمهوری اسلامی را به نصف کاهش داده است.

No responses yet

Jan 21 2013

دیوان محاسبات خبر صدور حکم انفصال بهمنی را تایید کرد/تلاش بانک مرکزی برای تکذیب خبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

مهر: مدیر کل روابط عمومی و امور بین الملل دیوان محاسبات کشور خبر صدور حکم انفصال از خدمت محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی را تایید کرد.

رحمت الله شریفی در گفتگو با خبرنگار مهر، با تایید خبر صدور حکم انفصال از خدمت برای رئیس کل بانک مرکزی اظهارداشت: این خبر درست است اما به دنبال صدور این حکم آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی تقاضای تجدید نظر داده است.

به گفته وی هیات‌های مستشاری دیوان محاسبات رأی انفصال از خدمت رئیس کل بانک مرکزی را صادر کرده و از تاریخ ابلاغ حکم به رئیس کل بانک مرکزی، وی 20 روز فرصت دارد تا نسبت به تجدید نظر این حکم اقدام کند اما هنوز درخواست تجدید نظر ارائه نشده است.

شریفی گفت: این حکم به بانک مرکزی ابلاغ شده و مربوط به مسائل ارزی است.

به گزارش مهر، شعبه سوم مستشاری دیوان محاسبات کشور حکم انفصال از خدمت محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی را به خاطر برداشت غیرقانونی شبانه از حساب بانکها بابت مابه‌ التفاوت ارز دریافتی صادر کرده است.

براساس این گزارش،روابط عمومی بانک مرکزی با ارسال نامه ای به خبرگزاری مهر نوشت که خبر صدور حکم انفصال رئیس کل بانک مرکزی صحت ندارد.

روابط عمومی بانک مرکزی همچنین تهدید کرده است که موضوع را از طریق مراجع قانونی پیگیری خواهد کرد.

No responses yet

Jan 20 2013

شایعه آزادی کروبی و موسوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دادناک: به گزارش دادناک سایت مشرق در خبری کوتاه نوشت: «شنیده ایم که هاشمی رفسنجانی در دیدار تعدادی از دانشجویان، خبر از زندگی آزاد موسوی و کروبی داده و گفته است من که پیگیری کردم گفتند حصر این افراد تقریبا برداشته شده است.»

همچنین این سایت گزارش داده است که برخی نزدیکان کروبی هم مدعی شده اند کروبی در حال حاضر زندگی بدون حصر داشته و تنها تیم حفاظتی با خود دارد.

تاکنون هیچ مرجع رسمی این خبر را تائید نکرده است.

مشرق در حالی به نقل از هاشمی رفسنجانی رفع حصر از میر حسین موسوی را مطرح کرده است که اواخر هفته گذشته دادستان کل کشور تاکید کرد که موسوی و کروبی باید توبه کنند.

سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: «موسوی و کروبی افرادی هستند که نسبت به نظام و ملت ظلم کرده و مرتکب خلاف شدند و چنانچه از کرده خود توبه نکنند و جبران مافات نکنند قطعاً صلاحیت حضور در انتخابات و کاندیداتوری ریاست جمهوری را ندارند.»

No responses yet

Jan 20 2013

آب در لانه مورچه‌گان: گله آیة اله یزدی از مواضع شخصی ممدوحی به نام جامعه مدرسین/تکذیب محکومیت سخنان عسگراولادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بازتاب امروز: شنیده های خبرنگار بازتاب حاکیست آیت الله یزدی از اظهار نظر شخصی آیت الله ممدوحی علی سخنان عسگراولادی گلایه کرده و گفته است، وقتی جامعه مدرسین رییس دارد و ضابطه دارد، چرا فردی نظر خود را به عنوان نظر جامعه بیان می کند؟

در این حال 19 دی، سایت تخصصی استان قم در پی تماس با اعضای برجسته جامعه مدرسین خبر داد: این جامعه هیچ نظری در رابطه با سخنان آقای عسگر‌اولادی نداشته است.

در پی درج خبری به نقل از آیت‌ا… ممدوحی در رابطه با محکومیت نظر آقای عسگر‌اولادی از سوی جامعه مدرسین، خبرنگار ما در تماسی که با برخی از اعضای جامعه مدرسین داشت اعلام کردند نظرات آقای ممدوحی شخصی است و در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هیچ مطلبی دربارة نظرات آقای عسگر‌اولادی تصمیم‌گیری نشده است.

پیش از این دفتر جامعه مدرسین اعلام کرده بود نظرات جامعه مدرسین از طریق اطلاعیه یا دبیر این جامعه اعلام می‌شود.

همچنین آیت‌ا… سید محمد غروی با بیان اینکه نظرات آقای عسگر اولادی از روی صدق و صفاست تصریح کرد: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصمیمی درباره اظهارات آقای عسگر اولادی نگرفته است.

عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه در گفت‌و گو با 19 دی با اشاره به طرح نظرات آقای عسگر اولادی در جلسه جامعه مدرسین گفت: در جلسه جامعه مدرسین دیدگاه‌های آقای عسگر اولادی طرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفت ولی هیچ تصمیمی در مورد آن گرفته نشد.
آقای غروی با بیان اینکه مواضع جامعه مدرسین از طریق اطلاعیه رسمی و یا توسط رئیس اعلام می‌شود خاطرنشان ساخت: بقیه حضرات اعضای محترم جامعه مدرسین تنها نظرات خودشان را بیان می‌نمایند.

عضو شورای حوزه علمیه با تأکید بر اینکه هیچ کسی دارای عصمت نیست گفت: آقای عسگر اولادی یک مطلبی را اظهار کرده‌اند هر چند مورد پسند ما نباشد ولی آن را از روی صدق و صفا و با نیت خوب گفته‌اند.نبایستی به خاطر این اظهارات به شخصیت ایشان جسارت شود.
وی افزود: آقای عسگراولادی از یاران اولیه امام و انقلاب بودند که تعداد آنها به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. و در این سال‌ها در خدمت مردم و انقلاب بوده و هیچ‌گاه طلبکار نبوده است. نباید برخی از افراد برخوردی کنند که ضد انقلاب خوشحال شوند.

آیت‌ا… غروی هر گونه برخورد افراطی با شخصیت‌های اسلامی و انقلابی که از استوانه‌های نظام و انقلاب هستند را ضربه به انقلاب توصیف و بر حفظ حرمت شخصیت‌ها تأکید کرد.
وی تأکید کرد: آقای عسگراولادی از ارکان اصول‌گرایان هستند. امروز بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که از داخل اصول‌گرایان به آقای عسگر اولادی اسائه ادب شود. برخی افراد نباید کاری کنند که مخالفان اصول‌گرایان خوشحال شوند.

No responses yet

Jan 20 2013

خاتمی: تا صحبت از انتخابات آزاد می‌شود، حمله می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق ايران،  از شرايط سياسی کشور در آستانه برگزاری يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری انتقاد کرده و گفته است: امروز تا صحبت از انتخابات آزاد می شود حمله می کنند.

به گزارش  روز شنبه ۳۰ ديماه وبسايت «بنیاد باران»، محمد خاتمی در ديدار با اعضای حزب «اراده ملت ايران» با اشاره به انتخابات رياست جمهوری آينده ايران گفته است: «ما می گوئيم انتخابات آزاد يعنی انتخاباتی که از جمله مهندسی نشود. وقتی که يک شخصيت حقيقی که ممکن است شخصا خيلی اعتباری هم نداشته باشد ولی انتصاب به يک جايگاه مهم حقوقی دارد که رسما قانونا و شرعا حق دخالت در انتخابات و سياست را ندارد رسما می گويد مهندسی کردن منطقی و معقول انتخابات وظيفه ماست!»

محمد خاتمی اضافه کرده است: «ما می گوئيم با اين ها هم برخورد شود و اين اطمينان به مردم داده شود که انتخابات مهندسی نمی شود.»

اشاره محمد خاتمی به اظهارات علی سعيدی، نماينده آيت الله علی خامنه ای در سپاه پاسداران، است که ۱۹ ديماه با اشاره به اين که سپاه  «چارچوب‌ها و معيارها»  را در انتخابات «تبيين می‌کند»،  گفته بود: «اين به معنای دخالت در انتخابات نيست بلکه وظيفه ذاتی ما مهندسی معقول و منطقی انتخابات است.»

اين اظهارات خبر ساز علی سعيدی واکنش هايی را در پی داشت. طی سال های اخير شماری از اصلاح طلبان سپاه پاسداران را به دخالت غير قانونی در انتخابات متهم کرده اند.

محمد خاتمی در ادامه با اشاره به وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران گفته است: « امروز عملکردها باعث شده تا مردم خودشان مقايسه کنند و با همه وجود دريابند که چه زمانی معيشت مردم، امنيت مردم، بنيه اقتصادی کشور و امنيت آن بهتر بود.»

رییس جمهوری سابق ایران اضافه کرده است:‌«آدم احساس می کند کوه فاخری به نام ايران مانند يک کوه يخ در حال آب شدن است و می ترسم ميراث چند هزار سال در ظرف چند دهه از بين برود.»

طبق اين گزارش محمد خاتمی در بخش ديگری با انتقاد از شرايط سياسی برای شرکت در انتخابات آينده رياست جمهوری گفته است: «امروز تا صحبت از انتخابات آزاد می شود حمله می کنند! الحمدلله رهبری هم که اظهار کردند که همه انتخابات گذشته آزاد بوده است و مردم شرکت کنند و گفتند که از آزادی و سلامت انتخابات دفاع می کنند.»

اشاره محمد خاتمی به اظهارات رهبر ايران است که پيشتر نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» هشدار داده و گفته بود که انتخابات در ايران پس از انقلاب اسلامی همواره «آزاد» بوده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت،‌ طی ماه‌های اخير خواستار انتخابات آزاد و رقابتی برای بازگشت اعتماد مردم و عبور کشور از بحران شده است.

يازدهمين انتخابات رياست جمهوری ايران در ۲۴ خردادماه سال ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد.

محمد خاتمی در ادامه سخنان خود درباره انتخابات در ايران  تصريح کرده است: «‌‌اين اطمينان به مردم داده شود که انتخابات مهندسی نمی شود. بايد اعتماد مردم را جلب کرد.»

رييس جمهوری سابق ايران اضافه کرده است: «وقتی صراحتاً گفته می شود که اجازه داده نمی شود جرياناتی در انتخابات شرکت کنند برای چه بايد شرکت کنند؟ می گويند ما اجازه نمی دهيم، ولی شما بايد شرکت کنيد ولی آن طوری که ما می خواهيم! اين طوری که نمی شود.»

محمد خاتمی تصریح کرده است: «انتخابات حق همه است بايد شرکت کرد منتهی به شرطی که بتوان شرکت کرد.»

محمد خاتمی همچنين گفته است: «ما بايد به سمتی برويم که فضايی ايجاد شود همه آنهايی که دلشان برای اصل نظام و جامعه و کشور و انقلاب و بخصوص برای اين مردم می سوزد بيايند. در شرايطی که مشکل های بين المللی تشديد شده؛ امروز وحدت و همبستگی های داخلی مهم است. من از اينکه مردم حتی از اصلاح طلبان هم عبور کنند نگران می شوم. بايد ببينيم که ما چکار کرده ايم که اين ذهنيت در بخشی از جامعه ما ايجاد شده؟!»

در حالی محمد خاتمی از شرایط موجود در آستانه انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرده است که به دلیل پیامدهای  دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری، شماری از چهره های اصلی اصلاح طلبان در زندان و حصر به سر می برند.

در انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۳۸۸ ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح‌طلبان، به نتايج اين انتخابات اعتراض کردند. آنها خواهان ابطال نتايج اين انتخابات شدند. اين انتخابات اعتراضانی را در پی داشت که به گفته مخالفان دولت ايران دهها نفر در اين اعتراضات کشته شدند. اما آيت الله علی خامنه ای به رغم اين اعتراضات از اين نتخابات حمايت کرد.

مهدی کروبی، ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد، همسر ميرحسين موسوی، از بهمن ماه سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می برند. شمار زيادی از چهره های اصلاح طلبان و روزنامه نگاران پس از انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده و هم اکنون در زندان به سر می برند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .