اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Jan 20 2013

ایستادگی «حبیب» خوش تیپ از نظر اسهال طلبان خوش تیپ تر!!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی


بهار: «حبیب‌الله» دیگر«حبیب»نیست. دست‌کم حبیب همه اصولگرایان؛ یاران قدیمی و شاگردان همیشگی. هم آنان که «استاد»، استاد از زبانشان نمی‌افتاد. جلوی پایش بلند می‌شدند که هیچ، تا «استاد» ننشسته بود، نمی‌نشستند. به اشاره ابروهایش نگاه می‌کردند که فلان فکر به ذهنشان مجال آمدن بیابد یا نه. هم آنان که تلاش می‌کردند شانه بیشتری به شانه «استاد» بمالانند. با «استاد» بودن و دری برای «استاد» باز کردن و پای درس سیاست «استاد»نشستن و پشت سر«استاد» به نماز ایستادن افتخاری بود برایشان. حالا استاد«حبیب‌الله عسگر اولادی» تعارفی زده که اگر مواضعش در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» به مذاق هم حزبی‌هایش در«حزب موتلفه اسلامی» خوش نمی‌آید، می‌رود. برخی هم شتابان در باز کرده‌اند که: «برو؛ راه بازوجاده دراز.» انگار برخی اصولگرایان مدت‌هاست دنبال فرصتی باشند تا برنامه‌ای بگذارند که«استاد» از موتلفه برود. خطای عسگراولادی از دیدشان این است که «آب» بر «آتش» ریخته. آب اما آتش را تا الان خاموش نکرده که هیچ بر شدت‌اش هم افزوده است. این خصلت آب است. هم خاموش می‌کند هم شعله ور. تند روی آتش ریخته شود همین می‌شود دیگر. آتش «گر» می گیرد. به‌خصوص آن‌که عده‌ای نخواهند این آتش بخوابد. نزدیک انتخابات ریاست‌جمهوری است و برخی از «گر» آتش کارشان گرم می‌شود و جایشان نرم. حبیب‌الله عسگراولادی در یک ماه گذشته از هر ابزاری استفاده کرد تا نظرش را راجع به وقایع پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بگوید. سخنرانی کرد. مقاله نوشت. پاسخ نامه هم داد.
پله به پله بالا رفت تا رسید به نقطه بحرانی اصولگرایان. در جمع دبیران حزب موتلفه اسلامی، «میرحسین موسوی»و «مهدی کروبی»، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 که الان در «حصر» روزگار می‌گذرانند را «برادر» خطاب کرد و با احترام از آنان یاد کرد. گفت این دو تن «فتنه‌گر» و «فتنه‌ساز» نیستند و آنان را «مجرم» نمی‌داند. پاسخی هم به نامه اصلاح‌طلبان داد. مفصل. همین خودش این روزها خطای بزرگی است. آن هم نامه کسانی که برخی از آنان حتی در وقایع پس از انتخابات بازداشت هم شده‌اند یا رسانه شان توقیف شده. در همین نامه، دبیرکل حزب «منحل» اعلام شده مشارکت را «محترم» خطاب کرد. موضع جدید «استاد» این است که «جریان اصلاحات یک جریان مشروع در انقلاب است»، «دوستان خوبی را از دست دادیم»، «ما در هیچ حالتی نباید باب گفت‌وگو را بسته بدانیم» و «دوباره می‌توانیم برادرانه همدیگر را در آغوش بگیریم» و «باید براساس خردجمعی مردمسالاری دینی را نهادینه کنیم»؛ حرف‌هایی که اگر برای مردم بدیهی است و توضیح واضحات، برای اصولگرایان عبور از خط‌های قرمز است و ریختن آب به آسیاب. هفت اصلاح‌طلب تا موضع متفاوت «استاد» اصولگرایان را دیدند نامه نوشتند «شرایط گفت‌وگو خاصه گفت‌وگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده است» و آن را بدترین اتفاق سال‌های اخیر دانستند؛ حبیب‌الله عسگر اولادی هم پاسخ داد«این حرف درستی است». آنان از «استبداد سیاسی و خودکامگی و خطر آن در نهضت ملی صد ساله اخیر نوشتند و این‌که باید فرهنگ مردمسالاری و تعامل حزبی نهادینه شود»؛ دبیرکل سابق حزب موتلفه هم جواب داد «این هم سخن حقی است». اصلاح‌طلبان نوشتند«ساکتین انقلاب چنان بر طبل خشونت، افراط و تندروی و ظاهر فریبی کوبیده‌اند که انقلابیون واقعی را از همراهی با انقلاب باز دارند»؛ «دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری» هم پاسخ داد«صمیمانه عرض می‌کنم انقلابیون نباید صحنه را خالی کنند و اسیر تندروی‌ها شوند». اصلاح‌طلبان از«میانداری اهل افراط بی‌ریشه و بی‌تعهد به منافع ملی» سخن گفتند و «مشاور مقام معظم رهبری» پاسخ داد «جانا سخن از دل همه ما می‌گویید». اصلاح‌طلبان نوشتند«باید پاسخگوی تندروی‌ها و ندانم کاری‌هایی باشیم که اعتدال و فضیلت را به حاشیه راند»؛ این بار هم عسگر اولادی جواب داد«این حرف درستی است». هر چند عسگر اولادی نقدهایش را هم به آنان نوشته؛ که چه نباید می‌کردند و چه باید. اما هرچه آنان گلایه کردند عسگر اولادی با مهر تایید شد بدرقه کرد. لابد اصولگرایان وقتی پاسخ های«استاد» به نامه رقیبان اصلاح‌طلبشان که به نمایندگی از اصلاح‌طلبانی که می‌توانند و اصلاح‌طلبانی که مجال نمی‌یابند نامه نوشتند را خواندند، مدام به خودشان امیدواری می‌دانند که این نامه تکذیب می‌شود. شاید برخی از آنان انتظار این حرف‌ها را هم داشتند. مواضع قبلی و برادر برادر کردن عسگر اولادی آنان را سِر کرده است. عسگر اولادی «مواضع بردارانه‌اش» را هر جا و هر بار اعلام کرد این را هم گفت که این‌ها «موضع شخصی» اوست. اما مگر می‌شود کسی قرنی در اردوگاهی باشد و مواضعش شخصی پذیرفته شود. لابد عسگر اولادی از زمانی که تصمیم گرفت بر موضع جدید بنشیند خودش هم می‌دانست باید منتظر رو کج کردن‌های زیادی باشد. شاید برای همین پیش از بیان این دیدگاه‌ها از موتلفه یک سالی مرخصی خواسته تا راحت حرفش را بزند. یک سالی که شاید سال آخر باشد. خودش گفته در سن و سالی است که باید«توشه» برای «سرای باقی» برگیرد و تاکید کرده «ما و شما بزودی به ملاقات خدا خواهیم رفت.» عسگراولادی باتجربه‌تر از این است که نداند «موضع جدید» چه تبعاتی برایش دارد. موضع متفاوت و موعظه جدید«استاد» در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» و اصلاح‌طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در چه صورت‌هایی که خون ندوانده و چه زبان‌هایی را که به روی استاد- حالا پشت سر یا جلوی سر- به سرخی نکشانده. چه صداهایی که بلند نکرده و چه ابروهایی که به نشانه اخم در هم گره نکرده. حالا لابد اصولگرایان با خودشان می‌گویند استاد آفتاب لب بام است اما ما که هستیم و همچنان مشتاق اعمال مدیریت تمام اصولگرایانه بر کشور. موضع جدید استاد هرچه هست «میل» برخی از اصولگرایان را به او کم کرده. میلی که شاید حفظ آن با هر آفتابی که از لب بام می‌گذرد اهمیتش برای حبیب‌الله عسگراولادی کمتر می‌شود. رفتن در 80 سالگی میل به «میل» را از بین نبرد، حتما کم می‌کند؛ حالا می‌خواهد آن فرد«استاد» اصولگرایان باشد یا هرکس دیگری.

No responses yet

Jan 20 2013

آیا هاشمی پاسخ زیباکلام را می‌دهد؟ هاشمی به دنبال صدور انقلاب نیست/ او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب هم نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مشرق: چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟
گروه سیاسی مشرق ــ صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب و مرد همیشگی میدان دفاع از آیت‌الله هاشمی بهرمانی(رفسنجانی) در شماره اخیر نشریه “آسمان” یادداشتی طولانی را با عنوان “کالبدشکافی یک تضاد” منتشر کرد.

او در این یادداشت به بهانه صحبت‌های اخیر یکی از چهره‌های کشور علیه هاشمی رفسنجانی به معرفی آیت‌الله 78 ساله به زعم خود می‌پردازد و در ادامه نسبت‌های عجیبی و غریبی را به هاشمی مرتبط می‌کند.

او در این یادداشت اینطور مدعی می‌شود که هاشمی دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیست و در ادامه این خصلتی ساختگی برای آیت‌الله هاشمی را مورد تقدیس قرار می‌دهد.

خوانش یادداشت این تحلیلگر اصلاح‌طلب سوالات مهمی را پیرامون شخصیت آیت‌الله هاشمی به ذهن متبادر می‌کند که شاید بهتر باشد آیت‌الله به آنها پاسخ دهد و موضع خود را با مجیزگویان پیرامون خود مشخص کند.

در ادامه گزیده‌هایی از یادداشت زیباکلام را می‌خوانید:

***

ــ این فقط آیت‌الله جنتی نبوده و نیست که آقای هاشمی رفسنجانی زحمت پاسخ دادن به وی را به خود نداده و نمی‌دهد. امروزه در کنار آقای جنتی می‌بایستی از آیت‌الله مصباح، سیداحمد علم‌الهدی، سیداحمد خاتمی، حمید رسایی، سیدحمید روحانی، جعفر شجونی و در مراحل بعدی از صف طولانی از اصولگرایان مکلا نام برد. از جناب حداد عادل گرفته تا جناب حسین شریعتمداری، مهدی کوچک‌زاده، سردار کوثری تا برسیم به رده‌های دیگر که شامل عباس سلیمی نمین و این دست نمایندگان فکری جناح راست می‌شود. واقع مطلب آن است که از سال 84 که این روند به راه افتاده تا به امروز آقای هاشمی رفسنجانی به هیچیک از توهین‌ها، تحقیرها و هتک حرمت‌ها پاسخ نداده است.

ــ فراموش نکرده‌ایم که در جریان انتخابات سال 1384 چگونه آقای احمدی نژاد و طرفدارانش آن موج گسترده و نیرومند ضد هاشمی رفسنجانی را به راه انداختند و با تمام توان سعی کردند که تصویر هاشمی را اینگونه برای توده‌ها و محرومان دربیاورند که او، خانواده‌اش و اطرافیانش سمبل اشرافی‌گری، خوردن، بردن و سوء استفاده از بیت‌المال هستند. و حالا احمدی نژاد قهرمان، این رابین هود اسلامی، آمده تا بساط اشرافی‌گری و زورگویی یا به قول آقای جنتی “گردن کلفتی” این باند خودکامه و متجاوز به بیت‌المال را سرنگون کند و به جای آن سفره عدالت و رسیدگی به محرومین و مستضعفین را پهن کند.

ــ این هم حکایتی است که در جامعه مارکسیست زده ما، “گناه” هاشمی آن بود که می‌خواست “ایران را ژاپن اسلامی” نماید. واقعاً که جنایتی از این بیشتر قابل تصور نیست که یک نفر خواسته باشد ایران عقب‌مانده را به ژاپن تبدیل نماید.
بعد دوم خرداد شد. عباس عبدی و اکبر گنجی به همراه طیفی از دوم خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان سرمست از باده پیروزی دوم خرداد و مغرور از اینکه کار تمام شده است، زدن هاشمی رفسنجانی را شروع کردند. در روزنامه‌های منتسب به دوم خردادی‌ها سعی کردند تا با نقد به هاشمی خود را در هیبت روشنفکری، دگراندیشی و فرهیختگی درآورند. از دید یا به زعم اصلاح‌طلبان رادیکال، هاشمی رفسنجانی مسئول همه نابسامانی‌ها و مصیبت‌های بعد از انقلاب بود.

ــ علیرغم تفاوت و تنوع در گرایشات سیاسی تمامی مخالفین از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست، تمامی آنها در یک وجه اساسی با یکدیگر مشترکند. جملگی آنها تندرو، رادیکال، افراطی و یا آرمان گرایانی ایده‌آلیست هستند که هاشمی رفسنجانی را بزرگترین مانع تحقق آرمان‌هایشان می‌پندارند. بعلاوه جملگی خود را حقیقت مطلق و مطلق حقیقت می‌پندارند و غیر خود را باطل، منحرف، گمراه، وابسته، ترسو، فریب خورده و…

ــ هاشمی رفسنجانی در اساس فردی است معتدل، میانه‌رو، واقع‌گرا و واقع‌بین. او نه یک آرمانگراست، نه یک ایده‌آلیست و نه به مدینه فاضله‌ای باور دارد.
او نه با فرهنگ، تمدن، کشور، ملیت، مردم و مذهب دیگری سر جنگ دارد و نه به دنبال صدور انقلاب به کشورهای دیگر و در سطحی گسترده‌تر به همه دنیاست. او حتی با غرب و آمریکا هم دشمنی ندارد. و نه اصراری دارد تا به جهانیان نشان دهد که ایرانی‌های مسلمان از دیگران بالاتر، برتر و شایسته‌تر هستند.

ــ شاید حتی خود هاشمی هم نتواند به درستی و خیلی دقیق به ما بگوید او دقیقا از چه زمانی آن آرمان‌ها و رویاهای انقلابی را پشت سر گذارده و وارد دنیای واقعیات می‌شود. اما یقینا این تحول اتفاق افتاده است. تماس با آمریکایی‌ها در جریان مک فارلین در سال‌های اواسط دهه 1360 و رفتن خیلی جدی به دنبال عادی‌سازی رابطه با آمریکا، بازگشایی دانشگاه‌ها و عملا پایان بخشیدن به جریان انقلاب فرهنگی علیرغم مخالفت شدید دانشجویان رادیکال اسلام‌گرا و سایرین که همچنان به دنبال اسلامی کردن دانشگاه‌ها و اسلامی کردن علوم انسانی بودند؛ و بالاخره و مهمتر از همه ترغیب و مجاب کردن مرحوم امام در پذیرش قطعنامه 598 و پایان دادن به جنگ با عراق، جملگی حکایت از این می‌کنند که او یقینا در همان سال‌های نخست انقلاب از آرمان‌گرایی انقلابی به درآمده و وارد دنیای واقعیت‌ها شده بود.

ــ جهت‌گیری اقتصادی ایشان بعد از جنگ و در نخستین دوره ریاست جمهوری‌اش تردیدی باقی نمی‌گذارد که او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلابی نیست.

ــ هاشمی رفسنجانی با هدف عادی سازی و تنش‌زایی با غرب در حقیقت اصل انقلابی تضاد با نظام سلطه را هم به چالش درآورده بود. او البته نه موفق شد اصلاحات اقتصادی‌اش را به ثمر برساند و نه توانست تحولی در تنش‌زدایی با غرب به وجود آورد. او به زحمت توانست روابط با عربستان و همسایگان عربمان در خلیج فارس را تا حدودی به سمت تنش زدایی و کاستن از دشمنی‌ها سوق دهد. اما نه در عرصه عادی سازی رابه با آمریکا و نه حتی اروپا توانست موفقیتی به دست آورد.

ــ اگرچه خود او رسما و علنا به قطار دوم خرداد و اصلاح‌طلبی نپیوسته بود اما عقبه سیاسی‌اش در آن قطار جا خوش کرده بودند.

ــ می‌رسیم به آخرین نکته: ایران امروزی مملو از چهره‌ها و شخصیت‌هایی است که همچون آقای هاشمی رفسنجانی نه دیگر به ستیز و دشمنی با غرب باور دارند، نه معتقدند که ایران اسلامی یک مسئولیت جهانی دارد مبنی بر رهبری یک پیکار یا جهاد تاریخی علیه نظام سلطه و استکبار جهانی به رهبری آمریکا، و به جای همه این وظایف انقلابی، به فکر آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و این دست خواسته‌هاست. فی‌الواقع بجز اصولگرایان، آنهم بیشتر و عمدتا اصولگرایان تندرو، اساساً کسی دیگر به آن ادبیات و جهانبینی باور ندارد.

ــ چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان، از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟

ــ عملکرد اصولگرایان و احمدی نژاد ظرف قریب به 8 سال گذشته در حقیقت به نفع جایگاه و اعتبار هاشمی رفسنجانی تمام شده.

ــ می‌ماند این پرسش ساده: آیا هاشمی رفسنجانی آنگونه که اصولگرایان تندرو و افراطی آرزو می‌کنند و اصرار می‌ورزند، تمام شده است؟ شاید حق با اصولگرایان تندرو باشد و هاشمی رفسنجانی از نظر سیاسی دیگر تمام شده باشد، و شاید هم تحولات آینده ایران نشان دهد که اصولگرایان تندرو در این باور که هاشمی را تمام شده تصور کرده بودند یک مقداری شتابزدگی به خرج داده بودند.

***
به گزارش مشرق، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که زمانی مقام معظم رهبری ایشان را رکن رکین نظام نامیده‌اند و امام راحل نیز درباره ایشان فرمودند: “هاشمی زنده است چون نهضت زنده است”؛ شاید بهتر باشد به سؤالاتی که با خواندن یادداشت آقای زیباکلام درباره ایشان ایجاد شده پاسخ بدهند.

سوال اول: از آقای هاشمی این انتظار وجود دارد که پاسخ بدهند آیا واقعاً دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیستند؟!

سوال دوم: تئوری ژاپنیزه کردن ایران در زمان طرح مورد تقبیح مقام معظم رهبری قرار گرفت. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ادعای زیباکلام درباره قصد ایران برای ژاپنیزه کردن ایران تکذیب می‌کنند یا اینکه با سکوت خود، آنرا تلویحاً تأیید می‌کنند؟

سوال سوم: امام راحل ما “صدور انقلاب” را بعنوان یکی از اساسی‌ترین خواست‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی مطرح کرده‌اند. این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها بر این خواست انقلابی به انحاء مختلف صحّه گذاشته‌اند. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچنان به بحث صدور انقلاب اعتقاد راسخ دارد یا اینکه آنها را وا نهاده و به کناری گذاشته است؟

و سوال چهارم: صادق زیباکلام جامعه ما را جامعه‌ای مارکسیست‌زده معرفی می‌کند. از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این انتظار وجود دارد که بعنوان فرمانده جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی و یک کارشناس مبرّز مسائل دینی به این ادعا پاسخ بدهند و بگویند که آیا ایشان نیز همانند زیباکلام جامعه ایران را مارکسیست زده می‌دانند یا جامعه‌ای اسلامی؟

No responses yet

Jan 19 2013

اماخبرهای انتشار یافته و انتشار نیافته در باره موقعیت هاشمی رفسنجانی و فرزندان او می گویند:

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

انقلاب اسلامی: باوجود این، در 9 دیماه 91، خبرگزاری مهر گزارش کرده است: 10 ماه پس از تقاضای صدور مجوز چاپ کتاب «صراحت‌نامه» (مصاحبه با هاشمی رفسنجانی در باره نامه به مقام معظم رهبری و…) انتشار این کتاب در انتظار مجوز ارشاد است و مدیر اداره کتاب می‌گوید مجوز «به زودی» صادر می‌شود.

کتاب «صراحت نامه» شامل متن کامل گفتگویی است که هاشمی رفسنجانی با ماهنامه مدیریت ارتباطات انجام داده و سال گذشته در این ماهنامه منتشر شده است. با وجود این، پس از 10ماه که از تقاضای صدور مجوز برای انتشار کتاب می گذرد، کتاب کماکان در انتظار صدور است و بنا بر اعلام ناشر هنوز پاسخی به تقاضای او داده نشده است.

◀در 8 دی 91، خبر آنلاین، قول علم الهدی امام جمعه مشهد را گزارش کرده است. او از جمله گفته است: «در ﺳﺎل 88 در ﺷﻬﺮﯾﻮر ﻣﺎه ﮐﻪ اﻋﻀﺎء ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺒﺮﮔﺎن رﻫﺒﺮي ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮت آﻗﺎ رﺳﯿﺪﻧﺪ اﯾﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﮔﻔﺘﻢ – و آﻗﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ آﻗﺎي ﻫﺎﺷﻤﯽ رﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﮐﺮدﻧﺪ- ﻣﯽداﻧﯿﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﭘﺸﺘﺶ ﺧﺎرﺟﯽﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻓﺘﻨﻪ ﮐﻨﻨﺪ و در واﻗﻊ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻘﻠﺐ در اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت را آنﻫﺎ ﻣﻄﺮح ﮐﺮدﻧﺪ؟. آﻗﺎي ﻫﺎﺷﻤﯽ رﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺳﺮي ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺗﮑﺎن دادﻧﺪ و ﺑﯿﺎﻧﺎت ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈﻢ رﻫﺒﺮي را ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﺮدﻧﺪ.»

انقلاب اسلامی:اما هاشمی رفسنجانی، در نامه خود، پیشاپیش در باره تقلب، به خامنه ای هشدار داده بود. در یک جای نامه گفته بود: « در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت» و درپایان نامه نیز باز گفته بود: « لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته بحق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد».

خامنه ای، هشدار او را نشنید و تقلب بزرگ روی داد و هاشمی رفسنجانی موضع گرفت. پس نمی توانسته است قول خامنه ای را تصدیق کرده باشد. پس یا علم الهدی دروغ گفته است و یا، هاشمی رفسنجانی ناگزیر از این اعتراف شده است که عامل خارجی که تقلب در انتخابات را مطرح کرده است، او و فرزندش مهدی هستند.شاهد از راه رسید و زاکانی فاش گفت آنچه را هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی در باره تقلب در انتخابات گفته بوده اند. در زیر قول او و توضیح ما را می یابید.

◀ در 11 دی 91، محسنی اﮊه ای، «دادستان کل»، گفته است: از سه روز پیش، فائزه هاشمی را به خاطر «اقداماتی مخالف مقررات زندان» به زندان انفرادی برده اند تا تنبیه شود. هم او گفته است:کیفر خواست مهدی هاشمی یا صادر شده و یا بزودی صادر می شود و دادگاه تشکیل می گردد.

◀ بنا بر اطلاع از داخل، از منبع دیگری، این نه واواک و اطلاعات سپاه هستند که بر نوارهای چهارگانه گفتگوهای مهدی هاشمی رفسنجانی دست یافته اند و آن را منتشر کرده اند، بلکه این در خارج از کشور است که این نوارها، در زمانی که تیم طائب مدرکی در اختیار نداشته و نمی یافته است، منتشر شده اند و تیم طائب از آن سود جسته است.

◀ طرف اصلی هاشمی رفسنجانی و خانواده او، حالا دیگر احمدی نژاد و گروه او نیستند، بلکه گردانندگان سپاه و مافیاهای نظامی – مالی هستند. بیت خامنه ای، خصوص مجتبی خامنه ای، می خواهند هاشمی رفسنجانی قدرت نگیرد و در همان حال نمی خواهند یکسره از صحنه بیرونش کنند. زیرا از هاشمی رفسنجانی ضعیف، در تعادل قوا، هم در رﮊیم و هم با «روحانیت» کار ساخته است.

◀ در 15 دی91، بی بی سی فارسی خبر داد که علی مطهری و چند «نماینده» دیگر نزد هاشمی رفسنجانی رفتند و از او خواستند نامزد ریاست جمهوری بگردد. او نپذیرفت. اینان از او خواستند که نامزدی را معرفی کند. و علی مطهری این خبر را تکذیب کرد.

❊زاکانی: هاشمی رفسنجانی می گفت در انتخابات ریاست جمهوری تقلب شده و محسن رضائی می گفت: 8 میلیون از این آراء آب است:

در 17 دی 91، بولتن نیوز، مصاحبه طولانی علی رضا زاکانی، «نماینده» مجلس مافیاها و عضو کمیته ای را انتشار داده است که از سوی مجلس مأموریت یافت به اعتراضهای موسوی و کروبی به «انتخابات» ریاست جمهوری رسیدگی کند. او از جمله گفته است:

« آقاي هاشمي ضمناً بيان كردند كه شائبه تقلب به شكل جدي وجود دارد، وي به گفته آقاي ر‌یشهري استناد كردند كه ايشان خودش به ايشان گفته بود كه يكي از افراد شهرري كه پدرش در كهك قم مي‌نشينند، رفته بود به پدرش سر بزند و در آنجا در روز جمعه پانزدهم خرداد، يعني يك هفته قبل از انتخابات، مي‌رود و مي‌بيند پدرش نيست و وقتي پدرش برمي‌گردد مي‌بيند سرانگشت ايشان جوهر استامپ دارد. سؤال كرده و پدرش گفته بود رفتم به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهم و 50 هزار تومان هم پول گرفته‌ام. ايشان مي‌گفت: «آقاي ريشهري اين را گفته بود». نكته دوم اين بود كه مي‌گفت: «آقاي رضايي مي‌گويند حدود 8 ميليون اين آرا، «آب» است، يعني آب توي آن بسته‌اند و عدد رأي پايين‌تر است». پرسيديم: «خود ايشان گفته‌اند؟» گفتند: «بله»، پرسيديم: «استدلالشان چيست؟» به استدلالشان نپرداختند.

همان روز پيش آقاي رضايي رفتيم. آقاي نادران، آقاي جلالي، آقاي ابوترابي و بنده و آقاي دانش‌جعفري – ‌كه مسئول ستاد آقاي رضايي بود- هم حضور داشتند. ايشان گلايه كردند و گفتيم به اين گلايه‌ها رسيدگي خواهيم كرد، اما پرسش اول ما اين است كه شما كه گفته‌ايد 7 يا 8 ميليون رأي نادرست است، با چه استدلال اين را بيان كرديد؟ آقاي رضايي پاسخ داد: «چون حوزه‌هاي انتخابيه مصرف تعرفه‌شان را به ستاد مركزي انتخابات اعلام مي‌كردند، تا ساعت پنج بعدازظهر روز بيست و دوم ميزان مصرف تعرفه 17ميليون اعلام شده بود و از ساعت پنج بعدازظهر تا ده شب را ضربدر دقيقه و 60 ثانيه مي‌كردند و ميانگين افراد را هم بيان مي‌داشتند و مي‌گفتند امكان ندارد در آن فاصله 21 ميليون نفر ديگر رأي داده باشند».من پرسيدم، مگر ما رأي‌گيري الكترونيك داريم كه هر كدام خورد، در مركز شماره بيفتد. رأي‌گيري دستي است. ممكن است در جايي شش بسته تعرفه مصرف كرده باشد و اعلام نكنند و بعداً اعلام كنند، لذا اين استدلال از اساس باطل است و بر چارچوب منطقي شكل نگرفته است. به نظرم خود ايشان هم مجاب شد».

انقلاب اسلامی:بدین سان، شاهد از راه رسید و مسلم شد که هاشمی رفسنجانی گفته است در انتخابات تقلب شده است. پس اگر خامنه ای مدعی شده باشد، خارجی ها تقلبی بودن انتخابات را پیش کشیده اند، این کار را توسط هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی کرده اند. و اما، به خاطر خوانندگان گرامی می آورد که خامنه ای مدعی شد 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند. در همان زمان، گذشته از گزارشهائی که از تهران و شهرهای ایران دریافت کرده و منتشر کردیم، بر اساس حداقل زمان لازم برای این که یک رأی دهنده رأی بدهد و بر این اساس که از 8 صبح تا 10 شب در تمام ایران متصل رأی داده باشند، محاسبه انجام دادیم و مسلم شد که حد اکثر 26.8 میلیون تن می توانسته اند رأی داده باشند. و اینک فاش می شود که محسن رضائی همان روش را بکار برده و دانسته است که «8 میلیون رأی» آب است. اما بدون تردید، دست کم 13 میلیون رأی آب بوده است. چرا که وقتی از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر، 17 میلیون رأی می دهند و بدون تردید، در شهرهای کوچک و روستاها، پیش از پایان زمان مقرر، اخذ آراء پایان می یابد، در 5 ساعت، حتی نصف این تعداد نیز رأی اخذ نمی شود. بر فرض که حتی از نصف بیشتر، 9 میلیون رأی اخذ شده باشد، باز کل آراء 26 میلیون می شود. و حقیقت اینست که در آنتخابات» خرداد 88 کمتر از این عده رأی داده اند و بدون تقلب ممکن نبود نام احمدی نژاد را از صندوق بیرون آورد.

No responses yet

Jan 19 2013

ابراز نگرانی احمد خاتمی از اظهارات عسگراولادی درباره موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد خاتمی از اظهارات اخیر حبیب‌الله عسگراولادی درباره میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتقاد کرده و گفته است به «احترام بزرگی» او، به این سخنان واکنش نشان نداده است.

به گزارش ایسنا، این خطیب نماز جمعه تهران در ۲۹ دی ماه گفته است «تطهیر سران فتنه» و «تخفیف جرم» آنها دارد به یک جریان تبدیل شود.

احمد خاتمی گفته است در حالی که هنوز سه سال از اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نگذشته است، «این خیلی گزنده است که کسی بگوید آنها سران فتنه نبودند.»

آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و اغلب اصولگرایان، اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ را «فتنه» می‌خوانند. شماری از این چهره‌ها نیز نامزدهای معترض به آن انتخابات و همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی را «سران فتنه» خوانده‌اند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به نحوه برگزاری و نتایج این انتخابات اعتراض کردند. آنان از بهمن ماه ۱۳۸۹ بدون محاکمه در حبس خانگی بوده‌اند.

احمد خاتمی در دهه گذشته همواره مواضعی علیه اصلاح‌طلبان داشته است، بدون اشاره مستقیم به سخنان اخیر حبیب‌الله عسگراولادی گفته است: «چه بسا شخصیتی حرفی بزند که ما حرفش را قبول نداشته باشیم ولی بزرگی‌اش را قبول داریم و چه بسا واکنش ما برای این باشد که بزرگی‌اش محفوظ بماند. اما اینکه کسی بگوید سران فتنه افراد نجیب، شریف، مومن و متدینی بودند حرف بسیار نادرستی است.»

آقای عسگراولادی، از چهره‌های عمده اصول‌گرا و عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی، در هفته‌های گذشته در اظهارات متعددی گفته است میرحسین موسوی و مهدی کربوی را «سران فتنه» نمی‌شمرد.

در آخرین اظهارنظر، حبیب‌الله عسگراولادی در ۲۶ دی ماه میرحسین موسوی و مهدی کروبی را «برادر» خود خواند و گفت که آنها مجرم نیستند.

این چهره سیاسی کهنه‌کار ایرانی از «آفتاب عمرش لب بام است» و تصریح کرد که او برای خوشامد کسی حرف نمی‌زند.

او یادآوری کرد که در دادگاه‌های ایران، عضو هیات منصفه بوده است و در این جایگاه نظرش این است که آقایان موسوی و کروبی مجرم نیستند.

حبیب الله عسگراولادی در حال حاضر دبیرکل «جبهه پیروان خط امام و رهبری» است که بزرگترین ائتلاف اصول‌گرایان ایران است.

به گفته آقای عسگراولادی، این دو نامزد معترض انتخابات ۸۸ «فتنه‌ساز نیست، اما راهی باز شده، باید از فتنه تبری بجویند. من باز می‌گویم که فتنه‌گر آمریکا، اسرائیل و انگلیس‌اند و باید از اینها تبری بجویند.»

هم‌زمان مرتضی نبوی، مدیرمسئول روزنامه رسالت و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایلنا گفت: «برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند.»

او در عین حال با اشاره به اظهارات اخیر آقای عسگراولادی درباره مهدی کروبی و میرحسین موسوی گفت: «نظر او در رابطه با موسوی و کروبی نظر شخصی بوده و رسانه‌های ما باید توجه کنند که نظر شخصی افراد نظر کل اصولگرایان نیست.»

احمد خاتمی در نمازجمعه تهران همچنین با شااره به ادعای اصلاح‌طلبان درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و اتهام تجاوز به معترضان بازداشت‌شده، این دو موضوع را دروغ خواند و بار دیگر اظهارات رهبر جمهوری اسلامی را یادآوری کرد که اخیرا گفته است انتخابات در ایران، آزاد است.

انتخابات سال ۸۸ که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد انجامید، اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات را در پی داشت که این نتیجه را نپذیرفتند و آن را حاصل «تقلب» و «مهندسی آرا» دانستند. این نتایج، اعتراض‌های گسترده‌ای در ایران بر انگیخت. در جریان سرکوب این اعتراض‌ها که تا بهمن سال ۸۹ ادامه پیدا کرد، عده‌ای از معترضان کشته شدند و صدها نفر نیز بازداشت شدند.

شماری از فعالان سیاسی و مدنی و روزنامه‌نگاران پس از این اعتراض‌ها بازداشت و محاکمه شدند و گروهی از آنان همچنان در زندان هستند.

اصلاح‌طلبان و معترضان به حمایت علنی گروهی از اعضای شورای نگهبان که مسئولیت نظارت بر انتخابات را دارد، اشاره کرده‌اند و بی‌طرفی این نهاد را در این باره زیر سئوال برده‌اند.

رفتار شورای نگهبان اعتراض اصولگرایان و از جمله محسن رضایی و نزدیکانش که دیگر نامزد اصولگرای این انتخابات بود را برانگیخت. علی مطهری و علی لاریجانی نیز از این «جانب‌داری‌ها» انتقاد کرده‌اند.

همچنین طبق گزارش‌ها، داود دانش‌جعفری در جلسه دیدار نمایندگان نامزدها با رهبر جمهوری اسلامی پس از برگزاری انتخابات و راهپیمایی بزرگ معترضان در تهران، آیت‌الله خامنه‌ای را به جانب‌داری از محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های نزدیک به انتخابات متهم کرد.

درباره نحوه برگزاری انتخابات و آمار اعلام‌شده نیز ستاد هر سه نامزد و از جمله ستاد محسن رضایی مدعی شدند که آمار اعلام‌شده، مخدوش است. این ستادها از جمله به رُند بودن شمار آرا در شمار زیادی از صندوق‌ها، پیشی‌گرفتن آرا بر تعداد رای‌دهندگان در شماری از مناطق ایران و همین‌طور تاخیر اولیه در اعلام آرای باطله و تغییر نسبت آرا در چند مقطع زمانی اشاره کرده‌اند.

همچنین در روز برگزاری انتخابات، نیروهای لباس‌شخصی در ستادهای اصلی انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی ریختند و دسترسی گروهی که این دو نامزد به عنوان «ستاد صیانت از آرا» تشکیل داده بودند، به شماره‌های تلفن و امکانات ارتباطی دیگر قطع شد.

در آذرماه سال ۸۸ اظهارات یک مقام امنیتی که با عنوان «سخنان معاون وزیر اطلاعات در جمع روحانیون مشهد» و به نام «سردار مشفق» معرفی شده است، منتشر شد که در این سخنان به تحلیل صحنه سیاسی ایران و وظایف سپاه در این باره پرداخت و به‌صراحت از فعالیت‌های سپاه درباره انتخابات و در برخورد با اصلاح‌طلبان سخن گفت.

در مرداد ماه ۸۹، هفت فعال سیاسی اصلاح‌طلب در شکایت‌نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه و نیز رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، برخی از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران به دخالت‌های «غیرقانونی» در روند انتخابات متهم و درباره آنان اعلام جرم کردند.

این نامه به امضای محسن امین‌زاده، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضان‌زاده، فیض‌الله عرب‌سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهزاد نبوی منتشر شد که هر هفت نفر، در جریان محاکمه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ به تحمل حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند.

اصلاح‌طلبان معترض و دیگر منتقدان و از جمله برخی از چهره‌های اصولگرا، در سه سال اخیر همواره از نحوه برگزاری انتخابات خرداد ۸۸ و سرکوب اعتراض‌های پس از آن انتقاد کرده و خواستار فرصت‌دادن به معترضان برای مطرح‌کردن اعتراض خود در رسانه‌های کشور و همچنین در دادگاه‌ها شده‌اند.

No responses yet

Jan 17 2013

دیدار عسگراولادی در سفارت انگلیس مال 30 سال قبل بود!/ تفرشی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: آقای عسگراولادی مشتاق بود تا درباره امور سیاسی صحبت کند و چند نکته جالب گفت. او گفت که حجت‌الاسلام خامنه‌ای قطعا رییس جمهور بعدی خواهد بود و او [عسگراولادی] انتظار دارد که مانند گذشته، همه نامزدهای دیگر، در آخرین دقیقه انصراف دهند.

مجید تفرشی پژوهشگر تاریخ در وبلاگش نوشته است:

یک سال قبل تقریبا در چنین روزهایی اسناد محرمانه تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا درباره تحولات ایران در سال 1981 را به صورت یک مجموعه مقاله و ویژه نامه در روزنامه شرق منتشر کرده و متن آنها را نیز بعدا در همین وبلاگ منتشر کردم. چند سایت مختلف از جمله سایت تاریخ ایرانی نیز بازنشر کردند. بخشی از این مطالب اشاره به دیدار و گفتگوی اسدالله عسگراولادی معاون اتاق بازرگانی ایران با ایان مکردی وابسته اقتصادی دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران بود که خلاصه ای از آن را نیز منتشر کردم. چندی قبل آقای عبدالرضا داوری از حامیان سرشناس آقای محمود احمدی نژاد، در مطلبی، ضمن اشاره ای به وبلاگ من از برخی از این اسناد به عنوان ابزاری برای کوبیدن مخالفان دولت کنونی ایران استفاده کرده بود. اکنون دوستان و همکاران آقای داوری ضمن حذف نام من به عنوان یابنده و منتشرکننده و دارنده کپی این اسناد، ضمن استفاده ابزاری از این اسناد برای پرونده سازی نا به جا، جوری وانمود کردند که گویی خودشان به این کشف مهم نائل شده اند.

اکنون ضمن انتشار عکس اصل اسناد و ترجمه کامل آن و بیوگرافی از مکردی، مصاحبه ای را که جناب آقای فتاح غلامی با من در این باره انجام داده را در این جا منتشر می کنم.

ترجمه سند:

محرمانه

دریافت و ثبت شماره 35، 28 سپتامبر 1981 [6 مهر 1360]

اتاق بازرگانی ایران (آی.سی.سی)

من در 15 سپتامبر [24 شهریور] گفتگوی جالبی با آقای [اسدالله] عسگراولادی معاون مدیر اتاق بازرگانی که برادرش وزیر بازرگانی و نامزد سابق ریاست جمهوری است داشتم. پس از آن که ما ;کارمان- درباره سفر رود و مارتین-[مسئولان هیات اعزامی بازرگانی بریتانیا به ایران] را تمام کردیم، آقای عسگراولادی مشتاق بود تا درباره امور سیاسی صحبت کند و چند نکته جالب گفت. او گفت که حجت‌الاسلام خامنه‌ای قطعا رییس جمهور بعدی خواهد بود و او [عسگراولادی] انتظار دارد که مانند گذشته، همه نامزدهای دیگر، در آخرین دقیقه انصراف دهند. چیزی در قانون اساسی وجود ندارد که مانع رسیدن یک روحانی به سمت ریاست جمهوری بشود، ولی او با شگفتی اعلام کرد که روحانیان به زودی هر دو سمت ریاست جمهوری و نخست وزیری را اشغال خواهند کرد. او گفت که در حکومت دو جناح وجود دارد: روحانیان بنیادگرا و میانه‌روترهای غیرروحانی- بی‌تردید در این قسمت او مشخصا برادرش را در نظر دارد-.
آنان [غیرروحانیان میانه‌رو] سعی می‌کنند تا روحانیان را در امور حساس اقتصادی و سیاسی هدایت کنند، ولی همواره در این راه موفق نیستند. عسگراولادی برای مثال به وجود ناخوشنودی درباره سفر حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به کره شمالی اشاره کرد.-او افزود، روابط نزدیک‌تر با کره شمالی نتیجه دخالت و تلاش جاسوسی کره جنوبی به دستور اکید آمریکا بود-.
عسگراولادی گفت که دولت جدید سه اولویت خواهد داشت: الف- پایان دادن به جنگ، و او امکان مصالحه براساس مذاکره را منتفی ندانست. او به طور تاکتیکی اعتراف کرد که در جنگ نمی‌توان پیروز شد و گفت که هزینه جنگ در حال سنگین‌ شدن است. علاوه بر آن، [جنگ] موجب ضعف ایران و گشودن باب دخالت اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد.

ب- سرکوب سازمان مجاهدین خلق (ام.کی.او). عسگراولادی مدعی شد که حکومت موفقیت‌هایی در جمع و جور کردن اعضای مجاهدین خلق به دست آورده و سلسله فرماندهی آنان را در هم شکسته است. با این همه حکومت هنوز عمیقا نگران نفوذی‌های مجاهدین خلق است و تصفیه شدید در پیش خواهد بود. او گفت که مجاهدین خلق بختی ندارد و هیچ کسی آنان را به عنوان بدیل حکومت در نظر نمی‌گیرد و آنها حتی جایی در هیچ دولت تشکیل شده در تبعید نیز نخواهند داشت.

ج- تصفیه چپ‌گرایان از ادارات دولتی. او گفت که حکومت در حال دریافتن این موضوع است که نگرانی اصلی آنان اتحاد جماهیر شوروی و اشتغال چپ‌گرایان و اعضای حزب توده است که هم موجب خطر و هم تضعیف امنیت است. او گفت که کمونیسم جایی در ایران ندارد و حکومت باید مطمئن شود که در آینده نفوذ چپ‌گرایان کاهش نزول خواهد کرد.

3.از عسگراولادی درباره پیشنهاداتش برای بهبود روابط [ایران] با بریتانیا سوال شد. او متوجه بود که امید کمی برای بهبود روابط با آمریکا وجود دارد. ولی من [مکردی] توضیح دادم که اروپاییان کاملا قادر به تصمیم‌گیری مستقل سیاست‌های خود درباره ایران هستند. من گفتم که بازگشایی سفارت [بریتانیا]، نشانگر اظهار آشکار خواست بریتانیا در به رسمیت شناختن استقلال و ثبات ایران خواهد بود. این مساله اعلام عمومی به رسمیت شناختن حکومت [ایران] توسط ما است و فراهم آوردن تماس‌ها در ابعاد مختلف کاری به رفع موانع تعلیق [مناسبات] و پررنگ کردن روابط کمک خواهد کرد. تجارت در هر دو مسیر بهتر خواهد شد و بهبود درک بیشتر به دنبال آن خواهد آمد. با این حال من گفتم که تداوم زندان اندرو پایک [بازرگان بریتانیایی متهم به جاسوسی در ایران]

مانع عمده‌ای در متقاعد ساختن دولت علیاحضرت ملکه بر این است که ایران صادقانه خواهان بهبود روابط است. دستگیری او [پایک] دلیل اصلی نیست، بلکه مساله عدم تفهیم اتهام و ارجاع او به دادگاه و مخالفت با ملاقات او با اعضای خانواده و مقامات کنسول‌گری است. عسگراولادی گفت که این موضوع را به “مقامات مربوطه” منتقل خواهد کرد. –لابد منظورش برادرش و همکاران او بود- و منتظر یک جواب در اوایل هفته آینده خواهد بود. او از من پرسید که آیا رسمی یا “غیررسمی” صحبت می‌کنم و من پاسخ دادم که او می‌تواند پیشنهاد ما برای گشودن سفارت را سیاست رسمی بداند.

4. عسگراولادی به خوبی مطلع و دارای ارتباطات زیاد است. دیدگاه او درباره خطر شوروی، به عنوان بزرگترین صادر کننده خشکبار ایران که در صورت غلبه کمونیسم چیز زیادی برای از دست دادن دارد، را باید کاملا جدی گرفت. اگر چیزی که او می‌گوید دقیق باشد، این نشانه بیشتری از قصد دولت، تحت نفوذ ضدشوروی، برای انحلال [حزب] توده، است. علاوه بر آن، پرس و جو درباره بهبود روابط با بریتانیا، نشانه خوش‌آیندی مبنی بر آن است که دست کم جناح میانه‌رو در حکومت، به نیاز به داشتن چند دوست در غرب پی برده‌اند

[امضا]

ا.اف.مکردی (I.F.
McCredie)

16 سپتامبر 1981 [25 شهریور 1360]

No responses yet

Jan 16 2013

روزنامه جمهوری اسلامی از قول خوانندگانش خواهان معافیت جنتی از نماز جمعه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی:روزنامه محافظه کار و پرنفوذ جمهوری اسلامی در شماره روز چهارشنبه بیست و هفتم دی (شانزدهم ژانویه) به نقل از خوانندگان خود گفته که احمد جنتی در نماز جمعه تهران “الفاظ نامناسب” به کار می‌برد و از قول مخاطبان این روزنامه خواهان معافیت او از اقامه نماز جمعه تهران شده است.

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون کلیک “جهت اطلاع” خود نوشته است که “طی روزهای اخیر تعداد زیادی از خوانندگان روزنامه در تماس‌های تلفنی از نوع اظهارات آیت‌الله جنتی در نماز جمعه تهران و به‌کار بردن تعبیرات زننده انتقاد کردند.”

آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته تهران گفت “شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند و یکی از آنها که از همه گردن کلفت‌تر است مدتها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر او این خط را دنبال کردند.”

روزنامه جمهوری اسلامی از قول خوانندگان خود گفته “اگر آیت‌الله جنتی نمی‌توانند از عصبانی شدن خودداری کنند بهتر است از امامت نماز جمعه معاف شوند.”

در هفته های اخیر شخصیت هایی چون اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق، و محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری کنونی، در اظهار نظرهایی جداگانه خواستار برگزاری انتخابات “آزاد” شده‌اند.

اظهارات آقای جنتی ظاهرا واکنشی در حمایت از گفته‌های آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی بود که پیش از آن به افرادی که”مکرر می گویند انتخابات باید آزاد برگزار شود” هشدار داده بود که مراقب باشند حرف هایشان “مردم را از انتخابات مأیوس نکند.”

احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و یکی از امامان جمعه موقت تهران است. به تازگی رئیس ستاد نماز جمعه تهران گفته است که آقای جنتی به دلیل کهولت سن از این به بعد کمتر به عنوان امام و خطیب در نمازجمعه تهران حاضر خواهد شد.

احمد جنتی ۸۵ ساله پس از درگذشت آیت الله خمینی، موسس جمهوری اسلامی، به عنوان از امامان موقت جمعه تهران منصوب شده و به طور متوسط همچون دیگر امامان جمعه موقت تهران ماهی یک بار نماز جمعه پایتخت را اقامه کرده است.

برخی از اظهارات او در خطبه های نماز جمعه تهران در سال های اخیر جنجال برانگیز بوده است.

از جمله او در یکی از خطبه های نماز جمعه پس از انتخابات مساله ساز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ خواستار اعدام مخالفانی شده بود که نتیجه اعلام شده انتخابات را حاصل تقلب گسترده به نفع محمود احمدی نژاد می دانستند.

احمد جنتی به عنوان دبیرشورای نگهبان که مرجع تفسیر قانون اساسی، تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع اسلام و تأیید صلاحیت نامزدهای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است از مقامات قدرتمند و پرنفوذ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

No responses yet

Jan 16 2013

عماد افروغ در اظهاراتی کم‌سابقه: مردم در برابر سرکوب‌ها ایستاده و مراقب فریب‌ها باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: عماد افروغ٬ نماینده سابق مجلس از مراجع تقلید و مردم خواست در برابر استبداد فردی سکوت نکنند و به طور غیرمستقیم به مردم هشدار داد مراقب ترفند‌های حاکمان روحانی جمهوری اسلامی باشند.

آقای افروغ این مطالب را در گفتگویی که از وی روز دوشنبه (۲۵دی) در سایت «شفقنا» منتشر شده٬ بیان کرده است.

وی در این گفتگو بی‌آنکه به نام علی خامنه‌ای و گروهی از روحانیون حاکم بر ایران اشاره کند٬ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به طور بی‌سابقه‌ای مورد انتقاد قرار داده است.

مهمترین گزار‌های این گفتگو به این شرح است:

● هیچ مستبدی بدون بی‌تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد.

● بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی‌ها و مقاومت‌های مردمی می‌هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می‌کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند.

● اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی‌تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد.

● زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری‌ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه‌سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را.

● سکوت و بی‌تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکمتر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

● جهل، ترس، منفعت‌طلبی، فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می‌تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد.

● نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغز‌ها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

● بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند.

● در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست.

● تصمیم‌گیری‌های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است و مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن و تعریف شده باشد.

● هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود.

● یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

● مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آن‌ها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند.

● اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است و اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد.

● نشود که عده‌ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند.

● در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت‌اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت.

● فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود.

● مسئولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد.

● اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند.

● حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد.

● باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

متن اصلی:

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

34 سال پیش، گسترش نهضت اسلامی در ایران و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) و تلاش های خالصانه مردم ایران، بالاخره کنترل امور را از دست نیروهای رژیم شاه خارج کرد و موجب شد در کمتر از یک ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شود؛ خواسته اصلی مردم ایران در انقلاب، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود؛ خواستی که در مقاطع مختلف تاریخی در بسیاری از کشورهای مسلمان خاورمیانه وجود داشته اما رسیدن به آن همواره دور از دسترس می نمود. ایران در سال 57 و بسیاری از کشورهای عربی خاورمیانه، در سال های اخیر توانستند به حکومت های مستبد نه بگویند اما این موضوع که استبداد همیشه راه بازگشت به جوامع را دارد و نگاه برخی کارشناسان به موضوع استبدادپرور بودن فرهنگ خاورمیانه یی موجب شد خبرنگار شفقنا این دغدغه را با دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و با سابقه تدریس جامعه شناسی سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تربیت مدرس به بحث بگذارد.

عماد افروغ معتقد است: آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. اشتباه است که ما آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تعبیر و تفسیر کنیم، کما اینکه شعار ما در انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید شده است. به هر حال اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر و مقاومت‌ نیروهای مبارز و حرکت‌های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی می‌بودیم. اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد تصویر بسیار روشنی از نحوه مقابله با استبداد است.

بین مستبد و مردم رابطه متقابل وجود دارد

سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر می‌کند

دکتر عماد افروغ در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، ریشه استبداد را در اقتدارگرایی حاکم و سکوت جامعه در برابر آن دانست و اظهار کرد: هیچ مستبدی بدون بی تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد و در واقع یک رابطه متقابلی بین مستبد و مردم یا به تعبیری رابطه متقابلی بین ارعاب و رعب وجود دارد. باید دقت داشت که بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی ها و مقاومت های مردمی می هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند. به هر حال اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد. زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، قطع نظر از ریشه‌های ساختاری و فرهنگی، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را در برابر یکه تازی و یکه سالاری هدف قرار داد. بنابراین اینها را باید دو روی یک سکه دید و متعاملاً و متقابلا بررسی کرد. سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

ترس، مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی مردم و فریب و اغوا از سوی مستبدان از دلایل ظهور استبداد

او درباره دلایل ظهور استبداد در یک جامعه گفت: جهل، ترس، منفعت طلبی، به تعبیر قرآنی فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد. مستبد شاید با سلاح ترس، زور و … نیاید بلکه با سلاح نرم، یعنی فریب و اغوا و جنگ روانی و شبیه سازی توده وار و به کارگیری ابزارهای هژمونیک و استیلایی فرهنگی و روانی به همان نتیجه ای برسد که یک نفر با ارعاب و سلاح و شمشیر می رسد. از این رو نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغزها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

وظیفه صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های اغوایی و القایی قدرت را برملا کنند

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، آگاهی سازی مردم را از وظایف روشنفکران دانست و افزود: بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند؛ در شرایط اغوا وظیفه روشنفکران دو چندان می‌شود چرا که شکل پیچیده‌تری از قدرت اعمال می‌شود، شکلی که اعمال شونده از اعمال کننده قدرت و ترفندهای او هیچ اطلاعی ندارد.

افروغ با بیان اینکه انسان‌ها به راحتی می‌توانند ترس، زور و تهدید را بچشند و لمس کنند اظهار کرد: اما در مقابل، فهم اغوا و شبکه‌های اغوایی و القایی با هدف ایجاد یکپارچگی و یکرنگی در جامعه، کار هر کسی نیست. این وظیفه در وهلۀ اول بر دوش کسانی است که فهم بهتر و فراغ بال بیشتر ی دارند و به نیازهای واقعی مردم واقف اند و بین نیازهای واقعی و نیازهای متصور آنان خلط نمی‌کنند. در این مقوله نمی‌توان رضایت مردم را اساس قرار داد، چه بسا مردم به دلیل درک غلط از نیازهای واقعی خود، از موقعیت خود راضی باشند مانند برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است، اما در یک ذات شناسی انسانی و نیازشناسی واقعی، برده، برده است؛ چه از وضع خود راضی باشد و چه نباشد. برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است در واقع تحت تأثیر شبکه‌های القایی و اغوایی صاحبان قدرت است.

اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود

او درباره واکنش جامعه در برخورد با استبداد تصریح کرد: در نظام های سلطنتی، تا حدودی سنت ها و قواعدی بر تصمیم‌گیری‌های شخص حاکم، غالب است، اما در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست و در واقع تفاوت میان نظام‌های استبدادی با نظام‌های دموکراتیک، جمهوری، الیگارشیک و یا حتی نظام‌های سلطنتی همین یکه سالارانه بودن شخص حاکم با هر قالب و لعاب است. بنابراین گام اول، آگاهی بخشی نظری، مفهومی و مصداقی نسبت به مبانی نظام های استبدادی و برملا کردن تصمیم های بی قاعده شخص مستبد است. بر این اساس، مردم هر چه نسبت به حقوق خود آگاه‌تر شوند و اهمیت حضور خود در تصمیم‌گیری‌ها، تصمیم‌سازی‌ها و مشارکت در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و در لایه های اجرایی، تصمیم‌گیری و نظارت را بیشتر و بهتر درک کنند، به طور قطع دامنه و دایره مانور استبداد و نظام‌های استبدادی تقلیل پیدا می‌کند. در واقع آن اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد یک تصویر روشنی از مقابله با استبداد بود.

این استاد جامعه شناسی ادامه داد: اگر بخواهیم یک وجه متجسد و متجسم از مقابله با استبداد را نشان دهیم، می‌توانیم انقلاب اسلامی را به تصویر بکشیم و اینکه چه طور این انقلاب اتفاق افتاد و مردم چه خواسته‌ای داشتند و چگونه به نیازهای واقعی خود رسیدند و اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر، مقاومت‌ نیروهای مبارز و کسانی که به گونه‌ای زندانی و شکنجه شدند، و حرکت های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی ‌بودیم. بنابراین اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد تصویری بسیار روشن از نحوه مقابله با استبداد است.

اشتباه است که آزادی را در قالب استقلال صرف تفسیر کنیم

او در مقاله ای که در چهارمین نشست اندیشه های راهبردی بیان کرده بود، آزادی را مرتبط با سوژۀ اندیشنده و در مغایرت با جبرگرایی و تاریخیگرایی تفسیر کرده بود، در گفت وگو با شفقنا نیز به تفاوت میان استقلال و آزادی اشاره و تصریح کرد: یکی از شعارهای اساسی مردم در انقلاب اسلامی در کنار شعارهای دیگر، آزادی بود و این آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. یک وجه آزادی می‌تواند در قالب استقلال تعریف شود، اما اشتباه است که آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تفسیر کنیم. کما اینکه شعار ما «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید می‌شد و چه کسی است که حسب بازی تفاوت ها وقتی واژه استبداد را می‌شنود بلافاصله ذهنش به سمت آزادی سوق پیدا نکند. بنابراین باید دقت کنیم که وقتی بحث استبداد مطرح می‌شود، بلافاصله در برابر آن، پای مفهومی به نام آزادی به میان می‌آید و این آزادی می‌تواند جلوه‌های مختلفی در سطح کلان، میانه و خرد داشته باشد و باید دقت کرد که این سطوح ممکن است با هم ارتباط داشته باشند اما قابل تقلیل به یکدیگر نیستند.

آگاهی جامعه مانع از ظهور استبداد می شود

افروغ درباره راه های مقابله با استبداد در یک جامعه اسلامی معتقد است: راه ابتدایی مقابله با استبداد، زیر سوال بردن نظری و مفهومی نظام‌های استبدادی است و گام دوم این است که انسان از نفسانیات و تمنیات میل گرایانه درونی خود رها و آزاد شود و به یک آزادی معنوی برسد و عمل آزاد قاعده مند و منضبط را تمنا کند. در واقع عمل آزاد برای انسان آزاد است و هر چه انتخاب انسان اخلاقی تر و دینی تر ‌ باشد، تمنای برد عمل بیشتری دارد، اما اگر انسان اسیر امیال، هوا و هوس و نفسانیات خود شود به راحتی می‌توان او را تهدید و تطمیع کرد و یا تحت تاثیر فرآیندهای معطوف به زور و تهدید به سکوت کشاند، یا تصمیمی از سر مصلحت ناروا را به او تحمیل کرد و یا او را فریب داد. اما اگر انسان آگاه و خودآگاه باشد و با انتخاب اخلاقی و دینی، من واقعی خود را بشناسد، مسلماً چنین انسانی را به راحتی نمی‌توان تهدید کرد و در چنین شرایطی استبداد هیچ گاه زمینه ظهور و بروز نخواهد داشت. البته این معنا هیچ مجوزی برای استفاده از اهرم های زوز و تهدید و اغوا برای هدایت مردم به سوی آرمانهای متعالی برای صاحبان قدرت صادر نمی کند.

تصمیم گیری های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی در مورد نقش نهادهای ناظر مدنی در جلوگیری از استبداد گفت: اما در کنار این بعد انسان شناسی، نباید برای جلوگیری و تحکیم استبداد از نقش نهادهای ناظر مدنی که به عنوان نهادهای واسط مطرح می‌شوند، غافل شویم. همیشه و در هر مقطع و شرایط و نظامی عده‌ای باید از تصمیم‌گیران پرسش کنند و شخص تصمیم‌گیر و حاکم را مجبور به پاسخ کنند، چرا که باید این اطمینان به مردم داده شود که تصمیماتی که گرفته می‌شود از روی قاعده و ضابطه است و به هیچ وجه شبهه شخصی ندارد؛ چون وقتی شبهه شخصی پیدا کرد و در پس آن قاعده و ضابطه‌ای نبود این عین دیکتاتوری است. مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن وتعریف شده باشد. مردم ایران یک نظام مردم سالاری دینی را دنبال و تأسیس کردند و معتقدند قواعد و ضوابط ما باید الهی، دینی و اسلامی باشد و با مقبولیت و حضور مردم هم همراه شده باشد.

شخصی که خودساخته نباشد به دیکتاتور مبدل می شود

افروغ در پاسخ به سوالی درباره وقایع تاریخی خاورمیانه و تغییر موضع افرادی که روزی انقلابی شناخته می شدند مثل قذافی به اشخاصی مستبد و دیکتاتور اظهار کرد: هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود. فرد حاکم باید از تقوای درون وایمان معنوی برخوردار باشد و همچنین مشمول نظارت قرار گیرد. در واقع در نظام مردم سالاری دینی فرمان رهبر و نظارت مردم هر دو شرعیت دارند. نظارت مردم هم از باب حقانیت است و هم از باب مقبولیت.

عده ای بر تصمیمات سیاستمداران نظارت کنند

این استاد دانشگاه به ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از ظهور استبداد مجدد در یک جامعه رها شده از استبداد پرداخت و گفت: مردم جامعه باید حقوق خود را بشناسند و در واقع نگاه صرف تکلیف‌گرا به خود نداشته باشند و بدانند که در یک نظام سیاسی حقی هم دارند، ساز و کارهای نظارتی را تعبیه کنند، نهادهای مدنی تشکیل دهند و نهادهای مدنی تاریخی خود را برای نظارت بر سیاستمداران تقویت کنند.

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی پیشنهاد کرد: با توجه به شرایط تاریخی و واقعیت‌های روز یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و انحراف صاحبان قدرت بگذاریم

او در این زمینه به مردم توصیه کرد: مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آنها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند، مگر آنکه خلافش ثابت شود؛ این تصور صرفاً به عنوان یک مکانیزم روحی – روانی است و در واقع بدین معنا نیست که صاحبان قدرت الزاماً بد یا منحرف هستند، بلکه این تفکر نسبت به صاحبان قدرت باید به لحاظ فرهنگی و روانی در مردم نهادینه شود و با توجه به وجه ساختاری قدرت در ایران و رابطه قدرت – ثروت و تسری آن به رابطه قدرت- منزلت به دلیل وجه اسلامی و ایدئولوژیک نظام، مردم باید هوشیار باشند چرا که هر لحظه ممکن است اتفاقات ناگواری رخ دهد. لذا اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است. همه مردم باید به آگاهی لازم برسند و خود نیز در ایجاد و گسترش این آگاهی نقش داشته باشند و به منظور انتقاد از صاحبان قدرت باید به شرایط روحی و روانی مورد نیاز نزدیک شویم. ما باید موکل و صاحبان قدرت، وکیل باشند؛ از این رو مراقب باشیم داستان برعکس نشود که او موکل و ما وکیل باشیم و در واقع صاحبان قدرت از طرف ما وکالت دارند. وکالتی بر پایه فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی و مبانی و مولفه های آن.

اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد

افروغ ادامه داد: جامعه نباید اینگونه باشد که اگر یکی از آحاد جامعه به این نتیجه رسید که گوشه ای از جامعه فاسد است، برای اثبات حرف خود به در و دیوار بزند و تلاش های بسیار کند و در نهایت هم با وجود مدارک متقن به هیچ نتیجه ای نرسد و تازه بدهکار هم باشد، بلکه بر صاحب قدرت است که سلامت خود را ثابت کند. نشود که عده ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند. به هرحال ما در این قضیه نیاز به فرهنگ سازی داریم چرا که در جامعه ما اعتماد بیش از حد و وجه احساسی و عاطفی پررنگی از سوی مردم نسبت به صاحبان قدرت وجود دارد و وجود این مساله ما را به مقصد نمی‌رساند و با مشکل رو به رو می کند.

در سیاست اصل را بر عدم برائت بگذاریم

او برای حل این مشکل راه حل هایی را عنوان کرد و افزود: در کنار راه حل‌هایی که به لحاظ ساختاری در کتاب رابطه اخلاق و سیاست به دست داده ایم یک راه حل فرهنگی، روحی و روانی هم پیشنهاد می کنیم و آن این است که در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت. چنین گروه هایی به یک حکومت سالم و دین با فضیلتی به نام اسلام ضربه های بسیاری می زنند؛ از این رو ما باید انتقادپذیری بین خود را ترویج کنیم که یکی از راه های انتقادپذیر شدن، توسعه روحیه پرسشگری افراد و پاسخگویی صاحبان قدرت است.

فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود

این استاد دانشگاه، نهادینه شدن این فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی را ضروری دانست و افزود: فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود و باید توجه داشت این بدین معنا نیست که آنان الزاماً بد هستند، بلکه فقط به لحاظ یک مکانیزم روحی و روانی جهت گسترش امر نظارت است.

مسوولان سعه صدر داشته باشند

او درباره ماحصل سرکوب مردم و صدمه به انقلاب گفت: ما در نظامی به سر می‌بریم که مبنایی دارد و در آن حقوق و تکالیف متقابل تعریف شده است؛ از این رو اگر مردم را به حقشان در کنار تکلیفشان فرا می‌خوانیم مسوولان را هم به سعه صدر دعوت می‌کنیم. مسوولان باید به عبارت امام علی(ع) توجه داشته باشند که آلت و ابزار سیاست، سعه صدر است. مسوولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد

توقع مردم از یک نظام اسلامی اقناع و نفوذ صاحبان قدرت است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، توقع مردم از صاحبان قدرت نظام اسلامی را نفوذ در قلب ها دانست و تصریح کرد: اگر از بین گونه‌های مختلف قدرت گونه های زور، اجبار، اغوا، نفوذ و اقناع را در نظر بگیریم، توقع ما در یک نظام اسلامی این است که صاحبان قدرت بیشتر به اقناع و نفوذ تمایل داشته باشند و در حقیقت نفوذ در قلب‌ها را اساس کار خود قرار دهند؛ از این رو محبت، صداقت و پرهیز از دروغ، نیرنگ و ریا که حضرت امام خمینی (ره) از آن به عنوان سیاست‌های شیطانی یاد می‌کردند، راهکار نفوذ در قلب‌هاست.

او به وظیفه مردم در این زمینه اشاره کرد و افزود: اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند و از مفهومی به نام اعتبار قدرت غافل نشوند و آن‌هایی که منبع اعتبار قدرت هستند بدانند که چه مسوولیت سنگینی در جامعه بر دوش آنهاست.

افروغ به فعال بودن صاحبان اعتبار قدرت تأکید و بیان کرد: ما معمولاً کسانی را که صاحب اعتبار و منزلت در جامعه هستند را کانون‌ها و مراجع اصلی اعتبار قدرت در جامعه می‌دانیم. حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد و از سوی دیگر اگر آنان واکنش نشان ندهند، مسلم است که بر گستاخی صاحب قدرتی که می‌خواهد از حقوق مردم و تکالیف خود تجاوز کند، افزوده خواهد شد. بنابراین آنها باید وظیفه تاریخی خود را درک کنند، زبان بی زبان‌ها باشند، در مقابل ظلم و تعدی بایستند و از ایجاد فاصله از آرمان‌ها جلوگیری کنند و بدانند اگر این گونه نباشند و ایستادگی نکنند، به طور قطع فرآیند پیچیدۀ سرکوب رخ خواهد داد. این سرکوب شاید غیر آشکار باشد، از این رو باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

گفت وگو از سمانه معارف – شفقنا

انتهای پیام

No responses yet

Jan 16 2013

ماجرای خواب عسگراولادی و حمایت مجدد وی از موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: حبیب‌الله عسگر اولادی در تازه‌ترین سخنان خود بار دیگر بر مواضع اخیرش در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاکید کرد و با اعلام اینکه «آقای موسوی و کروبی را برادر خود می‌دانم» گفته است که این افراد «مجرم» نیستند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که چند روز پیش حبیب‌الله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو هیات موتلفه در سخنانی گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی «راس فتنه» نبوده‌اند و آنها «یاران انقلاب» بوده‌اند.

این سخنان واکنش‌ها و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت تا در نهایت «انتخاب» نوشت که عسگر اولادی در این زمینه خواب خمینی را دیده است و خمینی به او گفته از شرایطی که برای کروبی پیش آمده ناراحت است.

انتخاب افزوده بود که عسگر اولادی این خواب را با خامنه‌ای در میان می‌گذارد و در نهایت خامنه‌ای هم به این عضو هیات موتلفه اجازه می‌دهد هر طور دوست دارد موضع بگیرد.

با افزایش انتقادها، حبیب‌الله عسگراولادی بار دیگر به میدان آمد و این بار با «برادر» خواندن میرحسین و کروبی؛ و اینکه این افراد مجرم نیستند گفت: «برخی خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده‌اند که در موردشان بی‌ربط می‌گویند.»

وی همچنین ماجرای خواب دیدن خود را هم تکذیب کرد؛ اما باز هم به حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخت.

در واکنش به این سخنان هم امروز سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت انتشار سلسله گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی اعضای حزب موتلفه اسلامی با بریتانیا را آغاز کرد که در نخستین بخش این گزارش به برخی روابط سیاسی و تجاری اسدالله عسگراولادی با سفارت بریتانیا و برخی فعالیت‌های وی در لندن اشاره شده است.

در همین حال امروز مرتضی نبوی٬ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در موضع‌گیری همسو با آقای عسگراولادی گفت: ‌«برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.»

No responses yet

Jan 16 2013

احمدی نژاد در مجلس: شرمنده؛ وقت ندارم حرفهایتان را گوش بدهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: احمدی نژاد در حالی به مجلس رفت که پیش از این پیش بینی می شد وی اظهارات تندی بر زبان آورد، اما سخنرانی وی ملایم تر از پیش بینی ها بود؛ هرچند طعنه ها و کنایاتی به مجلس و قوه قضاییه داشت.وی در گل واژه امروز خود گفت: خدایی که زمین حاصلخیز را آفریده حتما آب آن را هم تامین کرده است.

محمود احمدی نژاد بعد از حدود یک ساعت و نیم سخنرانی در مجلس، بدون گوش دادن به نظرات نمایندگان مجلس را ترک کرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، احمدی نژاد در حالی به مجلس رفت که پیش از این پیش بینی می شد وی اظهارات تندی بر زبان آورد، اما سخنرانی وی ملایم تر از پیش بینی ها بود؛ هرچند طعنه ها و کنایاتی به مجلس و قوه قضاییه داشت.

احمدی نژاد در سخنانش به نظر رهبر انقلاب درباره هدفمندی یارانه ها اشاره کرد و گفت که براساس این نظر، مشکل زیادی بین مجلس و دولت وجود ندارد.

وی با اشاره به مشترک بودن 95 درصد نظر دولت و مجلس، از احضار مسئولان اقتصادی دولت، به ویژه وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی توسط نهادهای نظارتی گلایه کرد و افزود: وقتی مدیران من دوسوم وقت خود را ولو به دلایل درست احضار می شوند تا درباره التهابات اقتصادی پاسخ بدهند، پس کی به کار کشور برسند؟

وی درباره اصل 138 قانون اساسی نیز که به بررسی مصوبات دولت توسط مجلس اشاره می کند پرداخته و گفت: بنابر نظر شورای نگهبان، رییس جمهور نمی تواند تصمیمی که برخلاف منافع کشور و قسم وی است، امضا کند.

احمدی نژاد با تکرار مداوم این نکته که مردمی که قالی می بافند، نباید روی حصیر بنشینند، بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور تاکید می کرد، اما راه حلهایی که ارائه داد، بر تامین علوفه از داخل کشور و همچنین دادن زمین به مردم تاکید کرد.

وی در گل واژه امروز خود گفت: خدایی که زمین حاصلخیز را آفریده حتما آب آن را هم تامین کرده است.

احمدی نژاد در پایان سخنرانی خود با وجود اینکه هیات رییسه مجلس قبلا از وی خواسته بود به اندازه وقت سخنرانی خود برای شنیدن نمایندگان مجلس وقت اختصاص دهد، با عنوان کردن اینکه وقت ندارد و برنامه اش از قبل تنظیم شده است، بلافاصله به همراه اعضای دولت مجلس را ترک کرد.

نکته جالب، گلایه احمدی نژاد از کمبود وقت مدیران اقتصادی دولت برای انجام دادن کارها به دلیل جلسه در نهادهای نظارتی بود، در حالیکه وی تیم اقتصادی دولت را بدون دلیل با خود به مجلس آورده بود و چند ساعت وقت آنان گرفته شد.

همچنین با وجود حضور لاریجانی در کرسی ریاست مجلس، احمدی نژاد خطاب های خود را با ابوترابی، نایب رئیس مجلس مطرح می کرد که باعث شد این تصور برای افرادی که از رادیو نطق را گوش می دادند، ایجاد شود که لاریجانی هنگام سخنرانی رییس دولت در مجلس حضور نداشته است.

لاریجانی پس از رفتن احمدی نژاد در پاسخ به سخنان وی گفت: خوب بود احمدی نژاد وقت می گذاشت و نظر نمایندگان را می شنید.

وی درباره ادعاهای احمدی نژاد درباره قانون اساسی گفت: تطبیق مصوبات دولت با قانون اساسی با رییس مجلس است و رییس مجلس هیات تطبیق تشکیل داده است، اما دولت نپذیرفت و رهبری موضوع را به هیات حل اختلاف ارجاع دادند و هیات حل اختلاف نیز از شورای نگهبان تفسیر رسمی خواست و این تفسیر را به دولت و مجلس ابلاغ کرد و رهبری نیز به دولت صراحتا در مورد اجرای نظر مجلس دستور دادند. دیگر چه مشکلی دارد؟ در مورد استخدامها نیز همین رویه است و اگر قانون در کشور اجرا شود، آن وقت می توان گفت عدالت رخ داده است و بدون قانون عدالتی در کار نیست.

سپس نمایندگان به ارائه نظرات خود پرداختند.

متن کامل سخنان احمدی نژاد:

احمدی نژاد:تو رو به جدت، گفتم یا نگفتم؟
سخنان احمدی نژاد در مجلس در نیمه نخست به تعارفات سیاسی نسبت به مجلس وشعارها ونظریه پردازی گذشت.

محمود احمدی نژاد سخنرانی خود در مجلس شورای اسلامی را آغاز کرد.

به گزارش خبرنگار بازتاب، سخنان احمدی نژاد در مجلس در نیمه نخست به تعارفات سیاسی نسبت به مجلس و شعارها و نظریه پردازی گذشت.

وی در ابتدا ضمن تبریک فرا رسیدن ماه ربیع خطاب به نمایندگان گفت که برای شکل‌گیری ذهنیت مشترکی به مجس آمده‌ام. همه ما در یک سنگر قرار داریم و دولت و مجلس با یک تعهد مشترک در عرصه مدیریت کشور یعنی خدمت به ملت، صیانت از ارزش‌های الهی، آبادانی و رفع محرومیت‌ها، حضور دارند.

** آمده‌ام که ذهنیت مشترکی بیش از گذشته شکل بگیرد

رئیس جمهور اضافه کرد: آمده‌ام تلاش کنم که ذهنیت مشترکی بیش از گذشته شکل بگیرد؛ مطلب اولم در رابطه با دولت و مجلس است. همه ما یکی هستیم و در یک سنگر قرار داریم. ما مأموریت مشترکی داریم ولی فقط تقسیم کار شده است.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: امروز مجلس و دولت می‌خواهند خدمت و اصلاح کنیم. مبنای کار ما دوستی و همراهی برای خدمت به مردم، رفع مشکلات مردم و تعالی کشور است. این دولت بیشترین احترام را به نمایندگان قائل بوده است. برای اولین بار در سفرهای استانی از نمایندگان محترم برای تشریک مساعی برای حضور در جلسات هیئت دولت دعوت شد.

وی خاطرنشان کرد: هیچکس نمی‌تواند بگوید رئیس جمهور خواسته یک نماینده را در پیگیری مسائل منطقه‌ای و ملی به دلیل مواضع او رسیدگی نکرده است؛ البته متاسفانه عده‌ای به طور مستمر اخبار خلاف منتشر می‌کنند و با ایراد اتهامات بی‌اساس می‌خواهند فضای برادری مجلس و دولت را مخدوش کنند.عده ای از تخریب رابطه مجلس و دولت سود سیاسی و احتمالا اقتصادی می برند.

رئیس‌جمهور اضافه کرد: امروز دو موضوع اساسی و مهم دربرابر ما قرار دارد؛ موضوع اول و مستمر روند رشد کشور است. ما یک انقلاب و ملت بزرگ هستیم و باید پیشرفت و حرکت کنیم و موضوع دوم تحریم دشمنان است.

احمدی نژاد ادامه داد: در دوره انقلاب کارهای فراوان و افتخار آمیزی انجام شده است؛ بخصوص در سال‌های اخیر با همراهی و همدلی مجلس و دولت کارهای بسیار ارزشمند و ماندگاری انجام شده است.

وی خاطرنشان کرد: قبلا در تابستان قطعی برق داشتیم اما در این 5-6 سال تقریبا معادل کل دوران قبل ظرفیت تولید برق، علی‌رغم افزایش مصرف سرانه و تعداد خانه‌ها و کارخانه‌ها ایجاد شد.

** سالانه یک میلیارد دلار از صادرات برق درآمد داریم

رئیس‌جمهور ادامه داد: امروز سالانه یک میلیارد دلار از صادرات برق درآمد داریم؛ در تولید فولاد ظرفیت دو برابر شده و درصادرات غیرنفتی از 7 به 43 میلیارد دلار رسیده‌ایم.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: طرح‌های عظیم مسکن مهر، مسکن روستایی، مردمی کردن اقتصاد، طرح عظیم هدفمندی یارانه ها، سهام عدالت و … جزو افتخارات ماست. همه اینها کارهای خوب و افتخار آمیزی است، اما همه می‌دانیم که ظرفیت کشور بسیار بیشتر است؛ موانع ساختاری در اقتصاد ایران وجود دارد که مشکل آفرین است.

وی ادامه داد: ملتی که می‌خواهد مستقل و سرافراز و الهام بخش زندگی کند، دشمن دارد و دشمن نمی‌خواهد ما پیشرفته باشیم؛ این باور همگانی است. بهانه دشمن برای دشمنی موضوع هسته‌ای و حقوق بشر است. در موضوع هسته‌ای ابهامی باقی نمانده و همه را توضیح دادیم.

** مشکل دشمن حقوق بشر نیست، پیشرفت و اقتدار ماست

رئیس‌جمهور با طرح این سوال که وضع غرب و دنیا در حقوق بشر چگونه است، خاطرنشان کرد: چه کسی می‌تواند ادعا کند حقوق ملت خود را کامل ادا کرده است؛ مشکل آنها حقوق بشر نیست، پیشرفت و اقتدار ماست. البته ما هم نباید به دست آنها بهانه بدهیم. دشمنان بدانند که ملت ایران دست آنها را به طور کامل خوانده است.

احمدی‌نژاد افزود: دشمن مدعی است که سنگین‌ترین تحریم‌ها را اعمال کرده است؛ فروش نفت، بانک مرکزی و مبادلات پولی و . . .؛ حتما تحریم‌ها مشکلاتی را بوجود می‌آورد. می‌خواهند از مردم انتقام بگیرند و همه می‌دانند که آنها گام به گام همه توانشان را به کار می‌گیرند برای فشار به ملت ایران و در دنیا هم هیچ مقاومتی تقریبا در مقابل آنها وجود ندارد. تحریم‌‌ها به طور طبیعی باعث یک سلسله مشکلات می‌شود.

وی اضافه کرد: فشار به قشر وسیعی از مردم که جزو اهداف اصلی دشمن است ولی تسلیم در برابر دشمن از ساحت دولت و مجلس و مردم و نظام جمهوری اسلامی به دور است؛ تسلیم در برابر دشمن از ساحت دولت و مجلس و مردم و نظام جمهوری اسلامی به دور است.

رئیس‌جمهور، جهت‌گیری اول یعنی دور زدن تحریم‌ها و … را هم در میان‌مدت و دراز‌مدت به ضرر کشور دانست و گفت: کسی که حمله می‌کند برنده است، لذا باید تحول ساختاری کرد.

** اقتصاد کشور 4 ضعف عمده دارد

وی با بیان اینکه 4 ضعف عمده داریم، ضعف اول را در اقتصاد عنوان کرد و اظهار داشت: جریان ثروت و سرمایه، اعم از نیروی انسانی کارمند، در جهات خاصی شکل گرفته است؛ به لحاظ جغرافیایی از مناطق دورتر و محروم‌تر و برخوردارتر و مرکزی‌تر، این جریان دائما ادامه دارد.

رئیس جمهور با تأکید بر اینکه نمی‌شود اقتصاد کشور دست 3-4 هزار نفر باشد و بقیه مردم پیرو آنها باشند، گفت: عامل این، ضعف سیستم بانکی است؛ البته منظور از سیستم بانکی مدیران و مسئولان آن نیستند. سیستم به گونه‌ای است که ثروت را از نقاط دور منتقل می‌کند به برخوردها و نقاط مرکزی؛ ضعف سوم اقتصاد ما، اتکای بودجه هزینه‌ای دولت به ارز نفتی است.

احمدی نژاد ادامه داد: به‌طور متوسط همواره بودجه‌های هزینه‌ای دولت وابستگی‌اش به درآمد نفت اضافه شده و این خود از عوامل اصلی تورم مستمر و است.

** 4 راه‌حل احمدی‌نژاد برای حل مشکلات

وی راه حل این مشکلات را در چهار محور و راه حل دانست و اظهار داشت: راه‌حل اول این است که ما جریان ثروت و سرمایه را مسیرش را تغییر بدهیم؛ تا این مسیر تغییر نکند، مشکلات سر جایش است؛ تمرکز ثروت و سرمایه در یک شهر مضر است؛ 25 درصد تولید ناخالص ملی در تهران می چرخد و فرصت برای مناطق محروم کم است. باید سفته بازی را از اقتصاد کشور خارج و از فعالیت‌های پایدار حمایت و تقاضاهای کاذب را به صفر برسانیم.

رئیس جمهور ادامه داد: دومین راهکار بنده، مردمی‌کردن اقتصاد است؛ باید طرح‌هایی را اجرا کنیم که همه مردم در تمام سرزمین فرصت سازنده اقتصادی پیدار کرده و فعال شوند.

احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: راه‌حل اصلی و سوم، استفاده حداکثری از منابع ملی و سرزمینی و بومی است؛ این مسئله رشد را پایدار و آسیب‌پذیری را به حداقل می‌رساند.

وی، راهکار چهارم خود رت قطع رابطه بودجه هزینه‌ای دولت با ارز نفتی عنوان کرد و گفت که این کار حتما سخت است اما باید انجام شود.

** پیشنهاد اول

“پیشنهاد اول بنده این است که از زمین که بالاترین ثروت خدادادی ملت ایران است، استفاده کنیم. وسعت ایران به لطف خدا 187.3 میلیون هکتار است؛ از این میزان، 25 میلیون هکتار دشت مرکزی و کویر مرکزی است که نوعا معدن است؛ حدود 103 میلیون هکتار جنگل و مرتع است و از این 103 میلیون هکتار 14 میلیونش جنگل است. 2 میلیون در شمال کشور و 12 میلیون در دامنه زاگرس است.”

رئیس‌جمهور در ادامه سخنانش تصریح کرد: حدود 45 میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم ولی فقط 14 میلیون کشت می‌شود. ممکن است برخی بگویند آب نیست، آب کم داریم اما داریم؛ مگر می‌شود که خداوند زمین حاصل‌خیزی خلق کند اما آب مورد نیاز را خلق نکند. ثروت‌هایی که در بازار سکه و ارز می چرخد چرا نباید به سمت تامین منابع آبی کشور برود.

** پیشنهاد دوم

احمدی‌نژاد ادامه داد: راهکار دوم استفاده از معادن است؛ بررسی کردیم و دیدیم معادن کشور و وسعت زمینی که برای صرفه اقتصادی هر معدن، گروه معدن‌کار کافی وجود دارد؛ معادن کشور قابل تقسیم به 250 هزار بلوک معدنی است. الان کمتر از 15 هزار بلوک استفاده می‌شود.

** پیشنهاد سوم

وی راهکار سوم را هدفمندی یارانه‌ها اعلام کرد و گفت که هدفمندی یارانه‌ها استفاده از منابع ملی است.

“در گام اول هدفمندی، ضریب جینی از 40 به 37 درصد رسید؛ نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند به فقیر در شهری از 12.45 برابر به 10.17 رسید؛ در روستایی از 12.63 به 9.35 برابر رسید؛ هیچکدام از طرح ها در 50-60 سال اخیر نتوانسته شاخص‌ها را اینقدر تغییر دهد.

رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه 17 و نیم میلیارد دلار در سال 90 نیاز ما به واردات فرآورده کم شده است، گفت: در همین دوره و در سال 90، نزدیک 11 میلیارد دلار به صادرات غیرنفتی کشور افزوده شد و 3 میلیارد دلار نیز واردات کشور کاهش پیدا کرد.

احمدی‌نژاد تأکید کرد: برخی می گویند هدفمندی قیمت ارز را بالا برد، این اشتباه است، هدفمندی حتی نقدینگی و برخی مسائل راهبردی را هم کاهش داد. دشمن بنزین را تحریم کرد، اما با هدفمندی طرح دشمن خنثی و نیاز ما به واردات به نزیک صفر رسید.

وی افزود: در تمام دنیا بیمه بیکاری تنبلی می‌اورد. چه کسی از پول بیشتر بدش می آید. طرح هدفمندی طرح بسیار موفقی بود و دنیا ملت ایران را تحسین کرد. این کار موجب افتخار نظام، دولت و مجلس شد اما همزمان دشمنان نگران شدند از این که ظرفیت عظیم دولت و ملت را دیدند.

** می‌توان مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها را اجرا کرد

رئیس جمهور ادامه داد: می‌توان مرحله دوم هدفمندی را اجرا کرد، دولت مطالعاتش کامل است؛ تبعات و آثار این اقدام را پیش‌بینی کرده‌ایم. اگر چنین ظرفیتی در اقتصاد کشور است باید همه بدانند و باید برای تشریح یک طرح، اعداد و ارقام آن اعلام شود.

احمدی نژاد اضافه کرد: من باور دارم که می‌توانیم حداقل معیشت را برای مردم تامین و فقر را ریشه کن کنیم.

وی خاطرنشان کرد: نه در فاز اول و نه در فاز دوم، هدف دولت از هدفمندی یارانه‌ها، انتخاباتی نیست؛ برخی دوستان همزمان می‌گویند طرح مضر بوده و شکست خورده و برخی می‌گویند برد انتخاباتی دارد. دولت حاضر است که خطرها را بپذیرد تا دولت‌های بعدی بتوانند کارهای مهمتری انجام دهند.

** پیشنهاد چهارم

رئیس‌جمهور همچنین اظهار داشت: اصلاح نظام و سیستم بانکی راهکار چهارم ماست؛ چندتا بانک وکیل همه ملت شده‌اند و ملت را کنار گذاشته‌ایم. ثروت ملت را در چند بانک بلوکه کرده‌ایم. امیدوارم در آینده برای تشریح طرح اصلاح نظام بانکی خدمت نمایندگان برسم.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه بیشترین ملاقات نمایندگان در دولت نهم و دهم اتفاق افتاده است، گفت: 90درصد مشکلاتی که شما بیان می‌کنید، مشکلات مردم است.

وی افزود: این دولت هر حرفی می‌زند تجربه نشان داده که می‌ایستد و اجرا می‌کند، دولت خودش را فدا می‌کند تا طرح‌ها اجرا شود. دولت هر طرحی که اعلام می‌کند اگر پشتیبانی و حمایت شود، تصمیم‌گیری و اجرا متمرکز باشد، دولت موفقیتش را تضمین می‌کند. ما خودمان را به ضمانت می‌گذاریم.

رئیس جمهور ادامه داد: بعضی در ملاقات‌ها توصیه می‌کنند، 6 ماه بیشتر به پایان دولت نمانده است، رها کن، نمی‌شود کاری کرد؛ سوال می‌کنم که روز اول و آخر دولت با هم چه تفاوتی می‌کند؟ مگر انگیزه‌ها تفاوت کرده است؟ هر روز مهم است و هر روز می توان کار مهم کرد.

” ما تعهد داده‌ایم که تا آخرین روز کار می‌کنیم، هر دولتی هم که مردم برگزینند همه باید پشتیبانی کنیم و برای همه عزیز است؛ دولت کار محرمانه‌ای ندارد، اول هر حرفی را به مردم می‌گوییم و بعد اجرا می‌کنیم. در موضوع بانکی تندترین عبارت و اتهامات به پاکترین اعضای دولت زدند البته ما فعلا جایی برای شکایت نداریم.”

احمدی‌نژاد تصریح کرد: هر طرحی که دولت می خواهد اجرا کند، کمک کنید شما، دولت تضمین می‌کند آن را.

وی خاطرنشان کرد: ما سندی داریم که تنظیم کننده روابط و مبنای مسئولیت‌ها و بخش‌های گوناگون حکومت است و آن قانون اساسی است؛ سه قوه مستقل داریم و بخشی از اختیارات ناظر بر قوای دیگر است و معنای این دخالت نیست. سازمان بازرسی کل کشور بر دستگاه‌های اجرایی نظارت می‌کند، دیوان محاسبات بر حساب‌های دستگاه‌هایی اجرایی نظارت می‌کند و این استقلال ما را محدود نمی‌کند.

** تغییرات پی در پی در برخی قوانین مشکل‌زاست

رئیس جمهور در ادامه سخنانش تأکید کرد: ما هیچگاه در قانونگذاری به معنای دخالت، دخالت نمی‌کنیم اما عزیزان اگر تصمیمات دولت، حتی انتصاب افراد به مسئولیت‌ها با طرح و مصوباتی متوقف شود، دولت چطور می‌تواند کار کند. اگر دائما در قانون هدفمندی و بودجه تغییراتی به وجود بیاید، واقعاً برنامه‌ریزی به مشکل می‌خورد.

احمدی‌نژاد افزود: معتقدیم قانون اساسی هندسه‌ای برای نظام حکومتی است؛ اگر این هندسه از تعادل خارج شود، کشور ضرر می‌کند. مثلاً دولت در قوای دیگر یا قوای دیگر در دولت دخالت کنند.

وی یادآور شد: مدیریت اجرایی کشور باید متمرکز باشد دولت بدنه کارشماسی کل کشور و وقوای دیگر است؛ اگر دولت دید که مثلا به حقوق مردم اجحاف می‌شود باید به قوه قضائیه مراجعه کند. دولت مانند سایر قوا متعلق به همه است.

رئیس‌جمهور تأکید کرد: بین خود و خدا، در این شرایط سخت قضاوت کنید؛ می‌شود وزرای اقتصادی و رئیس کل بانک مرکزی تقریباً بیش از دو سوم وقت هفته را در نهادهای نظارتی باشند و مدام فشار بیاورند.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: دولت و مجلس هیچ دعوایی با هم ندارند، راه تفاهم باز است. امروز آمدم اینجا حرف مشترک دولت و مجلس را فریاد بزنیم که ملت ایران در برابر دشمنان دست بسته نیست. ما باید با هم باشیم و کارهای بزرگ انجام دهیم.

وی خاطرنشان کرد: من چون برنامه تنظیم کردم، معذورم از اینکه بمانم و به صحبت‌های نمایندگان گوش کنم؛ هر وقت صلاح دانستید هماهنگ کنید می‌آیم حرف عزیزان را گوش می‌دهم؛ بهترین سخن، سخن برادران و خواهران مجلس است.

احمدی نژاد درباره شایعه فروش دلار 2500 تومانی برای تامین یارانه ها گفت: آقای ابوترابی تو رو به جدت، گفتم یا نگفتم که ما یارانه ها را فقط با توافق دولت ومجلس اجرا می کنیم

فعلا جایی برای شکایت از تخریب دولت نداریم

No responses yet

Jan 16 2013

مصاحبهٔ کامل شهرام همایون با هوشنگ بوذری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .