اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Mar 15 2019

رئیس دفتر خامنه‌ای: جوانانی که می‌گویند از دست رفتیم، بدانند که اشتباه می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در مراسم معارفه امام جمعه جدید شهر همدان، رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «جوانانی که می‌گویند از دست رفتیم باید بدانند که اشتباه می‌کنند.»

به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر آیت‌الله خامنه‌ای، در جمهوری اسلامی «ریزش داریم، اما رویش ده‌ها برابر است».

آقای گلپایگانی روز پنج‌شنبه در مراسم معارفه امام جمعه شهر همدان سخنرانی داشت که در ادامه سیاست «جوان‌گرایی» در روند انتخاب امامان جمعه در ایران جای امام جمعه‌ای مسن را می‌گرفت.

حبیب‌الله شعبانی موثقی، امام جمعه جدید، متولد ۱۳۵۶ است.

اوایل ماه جاری امام جمعه زاهدان ضمن اعلام استعفای خود خبر داده بود که قرار است تعداد دیگری از امامان جمعه مسن، بر اساس فهرستی که در دفتر رهبر جمهوری اسلامی تعیین شده تغییر کنند.

به گفته محمدی گلپایگانی، «هر هفته نزدیک به یک‌هزار نماز جمعه در نقاط مختلف کشور برپا می‌شود».

No responses yet

Mar 15 2019

عجایب مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ نهادی برای دور زدن قوانین ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران نهادی است که احتمالا مشابهی در جهان ندارد؛ شورایی متشکل از معتمدان رهبر جمهوری اسلامی که وظیفه اصلی و علت شکل‎گیری آن، تصمیم‎گیری برای دور زدن یا نزدن «قانون اساسی» یا دستورات «شرعی» اسلام است.

اختلاف مجلس شورای اسلامی و دولت با نظرات شورای نگهبان از سال ۱۳۶۰ بر سر مصوبه مجلس درباره «قانون کار» شروع شد. با رد این مصوبه از سوی شورای نگهبان، رییس وقت مجلس در نامه‌‌ای به روح‎الله خمینی، خواستار اعمال ولایت و تنفیذ مقام رهبری و تایید مصوبه مربوط به قانون کار شد. آیت‎الله خمینی رای اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی را نافذ دانست و اجازه داد این مصوبه به طور موقت به صورت قانون اجرا شود. اما این پایان کار نبود.

از سال ۱۳۶۳ اختلافات با شورای نگهبان بر سر ادامه اجرای قانون کار و «قانون اراضی شهری» در حال اوج گیری بود. اعضای دولت و مجلس با اعتراض به رفتار شورای نگهبان، خواهان دخالت روح‏الله خمینی ‌شدند تا با استفاده از قدرت او، جلوی شورای نگهبان را بگیرند. آیت‎الله خمینی در شهریور این سال خطاب به شورای نگهبان گفت: «رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده اید… شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‌کنید.»

شورای نگهبان به جز قانون کار و اراضی شهری، با طرح‌ها و لوایح متعددی مخالفت کرده که از جمله آن‎ها، مصوبه مجلس درباره «قانون تجارت خارجی» و قوانین مربوط به معادن است. این مصوبه‌ها از سوی شورای نگهبان خلاف شرع خوانده شدند اما مجلس و دولت بر تایید آن اصرار داشتند. از دیدگاه اعضای شورای نگهبان، دخالت آیت‎الله خمینی به نفع مصوبات مجلس، شورای نگهبان را تضعیف می‌کرد.

آیت‎الله خمینی در زمان اعتراض شورای نگهبان به فشار دولت و مجلس هم حمایت خود را از این نهاد نشان می‌داد: «شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ‎کس، فقط و فقط خدا را در نظر بگیرد. احکام اولیه باید جاری شود و آن روز که اضطرار پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خدا است را باید اجرا کرد. باید بنیان از امروز محکم شود.»

سه سال دیگر هم به این صورت طی شد. اما سرانجام در سال ۱۳۶۶ «علی خامنه‌‌ای»، رییس جمهوری وقت، «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس وقت مجلس شورای اسلامی، «عبدالکریم موسوی اردبیلی» رییس وقت دیوان عالی کشور، «میرحسین موسوی» نخست وزیر وقت کشور و «احمد خمینی» طی نامه‌ای به آیت‏الله خمینی، نوشتند در تاسیس نهادی که مشکل مزمن شده را بتواند حل کند عجله به خرج دهد: «اطلاع یافته‌‌ایم که جناب‎عالى در صدد تعیین مرجعى هستید که در صورت حل نشدن اختلاف مجلس و شوراى نگهبان، از نظر شرع مقدس یا قانون اساسى یا تشخیص مصلحت نظام و جامعه، حکم حکومتى را بیان نماید. در صورتى که در این خصوص به تصمیم رسیده باشید، با توجه به این که هم اکنون موارد متعددى از مسایل مهم جامعه بلاتکلیف مانده، سرعت عمل مطلوب است.»

سرانجام آیت‎الله خمینی در هفدهم بهمن ۱۳۶۶ در پاسخ به این نامه دستوری داد که به تاسیس یک نهاد تازه با نام مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر شد. لحن این نامه عدم تمایل و بی میلی روح‎الله خمینی را به وضوح نشان می‌دهد: «گرچه به نظر این جانب پس از طى این مراحل زیر نظر کارشناسان که در تشخیص این امور مرجع هستند احتیاج به این مرحله نیست لکن براى غایت احتیاط، در صورتى که بین مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان شرعاً و قانوناً توافق حاصل نشد، مجمعى مرکب از فقهاى محترم شوراى نگهبان و حضرات حجج اسلام خامنه‎اى، هاشمى، اردبیلى، توسلى، موسوى خوئینى‌ها و جناب آقاى میرحسین موسوى و وزیر مربوط براى تشخیص مصلحت نظام اسلامى تشکیل گردد و در صورت لزوم، از کارشناسان دیگرى هم دعوت به عمل آید و پس از مشورت‏هاى لازم، رأى اکثریتِ اعضاى حاضرِ این مجمع مورد عمل قرار گیرد. احمد در این مجمع شرکت مى نماید تا گزارش جلسات به این جانب سریع‎تر برسد.»

به ابن ترتیب، نهادی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش‏بینی نشده بود متولد شد و بالاتر از آن، بر خلاف قانون اساسی، اختیار داشت مصوبه‌های مجلس را که شورای نگهبان خلاف قانون اساسی یا خلاف شرع اسلام تشخیص می‌دهد، با دور زدن این شورا، تایید و آن را به قانون لازم‏الاجرا تبدیل  کند.

تعداد اعضای مجمعی که آیت‎الله خمینی فرمان تشکیل آن را داد و هم‎‏چنین شرح اختیار و وظایف آن بر خلاف وضعیت امروزی، بسیار محدود بود. تعداد اعضای مجمع ۱۳ نفر و وظیفه آن صرفا تصمیم‌گیری درباره مصوبه رد شده مجلس با اکثریت آرا بود.

با بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در مرداد ۱۳۶۸ به همه‌پرسی گذاشته شد، مجمع تشخیص نظام ۱۸ ماه پس از تاسیس، تازه وارد قوانین ایران شد و علی خامنه‌‌ای که حالا جانشین آیت‎الله خمینی شده بود، برای اولین بار ترکیب آن را تعیین کرد.
اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس و چند چهره سیاسی، از جمله «محمدرضا مهدوی کنی»، «محمدعلی موحدی کرمانی»، «حسن صانعی»، «عبدالله نوری» و میرحسین موسوی که دیگر نخست وزیر نبود، به جمع قبلی اضافه شدند. سه سال بعد «حسن روحانی» و «حسن حبیبی» هم با حکم دیگری از آیت‎الله خامنه‌‌ای، به این جمع پیوستند و تا سال ۱۳۷۵ با این ترکیب باقی ماندند.

مجمع که در زمان آیت‎الله خمینی رییس نداشت، در سال ۱۳۶۸ با حکم علی خامنه‌‌ای دارای مقام ریاست شد که تا نزدیک به هشت سال در اختیار رییس جمهوری وقت باقی ماند. هم‎زمان با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، جایگاه این مجمع هم در ساختار جمهوری اسلامی ایران ارتقا پیدا کرد و او تا آخر عمر، یعنی حدود ۲۰ سال بعد هم رییس مجمع تشخیص مصلحت باقی ماند.

مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها نهاد حکومتی در ایران است که رییس جمهوری در آن عضو حقوقی به شمار می‌رود و رییس آن شخص دیگری است و او باید تحت ریاست فرد دیگری قرار بگیرد. نهادی که با اکراه آیت‌الله خمینی و بر خلاف قانون اساسی، با ۱۳نفر عضو تشکیل شد، اکنون بیش از ۵۰ عضو حقیقی و حقوقی دارد و به غیر از تصمیم‎گیری درباره مصوبه‌های رد شده از سوی شورای نگهبان، سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی را به آیت‎الله خامنه‌‌ای پیشنهاد می‌کند و مصوبه‌های مجلس را هم با آن تطبیق می‌دهد؛ وظیفه جدیدی که آیت‎الله خامنه‌‌ای به آن محول کرده و از آن با عنوان شورای نگهبان دوم یاد می‌شود.

جلسات مجمع با حضور دو سوم اعضا رسمیت پیدا می‌کند. در مواردی که مجمع درباره مصوبه رد شده شورای نگهبان تصمیم می‌گیرد، برای تایید آن به دو سوم رای مثبت اعضا نیاز است. برای همین است که مصوبه‌های مجلس درباره کنوانسیون‌های «مبارزه با پول‎شویی» و «مقابله با جرایم سازمان یافته فراملی» تاکنون به نتیجه نرسیده‎اند. تصمیم گیری درباره سایر امور مثل تصویب سیاست‌های کلی، با رای اکثریت، یعنی نصف به علاوه یک انجام می‌شود. پس از تصویب، آیت‎الله خامنه‌‌ای اختیار دارد درباره تایید یا رد و یا اصلاح سیاست‌های کلی تصمیم بگیرد و درباره اجرا یا کنار گذاشتن آن مختار است.

در سلسله مراتب داخلی مجمع، به غیر از رییس، دبیر آن قدرت زیادی نسبت به دیگر اعضا دارد. او دستور کار مجمع را تعیین و افراد حقوقی را بنابر موضوعی که در دستور کار است، به جلسات دعوت می‌کند و رابط مجمع با رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

مبهم بودن برخی از بخش‌های آیین‎نامه داخلی مجمع و شرح وظایف دبیر، این فرصت را به او می‌دهد که در صورت عدم حضور رییس مجمع، اختیارات ویژه خود را اعمال کند. در فاصله بیماری «محمود هاشمی شاهرودی»، رییس پیشین مجمع تا درگذشت او و انتخاب رییس جدید، «محسن رضایی»، دبیر فعلی این نهاد از اختیاراتش برای مخالفت با برخی از مصوبه‌های مجلس استفاده کرد و جلوی لازم‎الاجرا شدن برخی از مصوبه‌ها را به بهانه تعارض آن با سیاست‌های کلی نظام گرفت.

مجمع قدرت زیادی بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد و در واقع، نهاد مستشاری رهبر در مسایل کلان کشور است. پس از عزل یا درگذشت رهبر فعلی هم تصویب برخی از وظایف رهبری برای اجرا توسط «شورای موقت رهبری»، انتخاب جایگزین هریک از اعضا شورای موقت رهبری در صورت عدم توانایی انجام وظایف و عضویت همه اعضای ثابت آن در شورای بازنگری قانون اساسی، بخشی از قدرتی است که این نهاد دارد.

آیت‎الله خامنه‌‌ای که خود بر اساس قانون اساسی دارای قدرت مطلقه است، هنوز به طور کامل از همه اختیاراتی که در ارتباط با مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد، استفاده نکرده است.

No responses yet

Mar 02 2019

واکنش صادق لاریجانی به سخنان روحانی درباره لوایح پول‌شویی؛ «مغالطه‌آمیز» و «نادرست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنان رئیس جمهور ایران درباره بلاتکلیف ماندن لوایح مرتبط با گروه ویژه اقدام مالی در این نهاد را «مغالطه‌آمیز»، «نادرست» و «سخنی هضم ناپذیر» خواند.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، روز سه‌شنبه درباره این لوایح گفته بود: «نمی‌شود کشور را به دست ده، بیست نفر داد و هر تصمیمی که گرفتند، بگوییم تابعیم. صاحب این کشور ملت بزرگ است.»

به گزارش خبرگزاری فارس، صادق لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز شنبه ۱۱ اسفند در واکنش به این سخنان گفت: «تعجب می‌کنم از آقای رئیس‌جمهور که نسبت به مسائل حقوقی هم مطلع است، چرا اینگونه سخن می‌گوید؟»

آقای لاریجانی «شبهه‌افکنی» در مورد تصمیمات نهادهای «برآمده از قانون اساسی» جمهوری اسلامی را نادرست خواند و افزود: «چه کسی گفته که نهادهای قانونی برآمده از رای مردم نیستند؟»

وی تاکید کرد که فقهای شورای نگهبان توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شوند و «رهبری هم با تعیین مجلس خبرگان که منتخب مردم هستند برگزیده شده است».

سخنان آقای لاریجانی در حالی بیان شده که وی پیش از این بارها نظارت مجلس خبرگان رهبری بر رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای زیر نظر او را رد کرده است.

رئیس قوه قضائیه از جمله سال ۹۴ گفته‌های اکبر هاشمی رفسنجانی درباره نظارت مجلس خبرگان رهبری بر نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی را «بی‌پایه»، «نادرست» و «آرزو‌ها و توقعات غیرقانونی» خوانده بود که به گفته وی، «ربطی به قانون اساسی ندارد».

اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری نیز موضوع نظارت این مجلس بر رهبر جمهوری اسلامی را رد کرده و بارها از پیگیری «مطالبات» آیت الله خامنه ای از این مجلس خبر داده‌اند.

همچنین احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد، روز جمعه در انتقاد از سخنان حسن روحانی گفته بود: «همه کاره ملت، رهبری است و اعضای مجمع را هم رهبری تعیین کردند و گفتند که این مسائل را بررسی کنند.»

کشمکش بین موافقان و مخالفان دو لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم و الحاق ایران به کنوانسیون کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی (پالرمو) در ماه‌های اخیر به موضوعی خبرساز در عرصه سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

مجمع تشخیص مصلحت نظام روز شنبه ۱۱ اسفند در آخرین جلسه خود در سال جاری برای چهارمین بار درباره لایحه پالرمو به نتیجه نرسید و رأی‌گیری درباره این لایحه به سال آینده موکول شد.

در همین حال صادق لاریجانی گفت که رهبر جمهوری اسلامی در نامه خود به مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار آن شده که این لوایح با «امعان نظر (دقت)» بررسی شوند.

گروه ویژه اقدام مالی، اف‌ای‌تی‌ِاف، روز جمعه ۳ اسفند در پایان نشست یک‌هفته‌ای خود در پاریس بار دیگر به ایران مهلت داد و اعلام کرد تعلیق ایران از لیست سیاه این گروه تا ماه ژوئن، چهار ماه دیگر، تمدید می‌شود.

این گروه تاکنون چهار بار به جمهوری اسلامی ایران فرصت داده‌ است تا با تصویب قوانین و رعایت استانداردهای جهانی از فهرست سیاه این گروه درآید.

با استفاده از خبرگزاری‌های فارس و ایسنا و رادیو فردا/ ا. م/ س.ن

No responses yet

Feb 28 2019

خاطره عباس معروفی از دیدار با رئیسی: دوست دارم «سمفونی مردگان» شما را بخوانم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: آن‌وقت در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.»
«اتفاقاً نسخه‌ای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره!» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم. شما هم باید بگیری.» ۳۰۰ تومان را روی میز گذاشت…»

به گزارش عصر ایران، شهاب‌الدین طباطبایی، روزنامه‌نگار، در روزنامه شرق نوشت:

رویکرد سیدابراهیم رئیسی در قبال جریانات فرهنگی، ناشران کتاب، رسانه‌ها و آثار روشنفکران سوالی است که در چند ماه گذشته به اندازه پررنگ‌شدن نامش برای ریاست قوه، پررنگ شده است. خاطرات عباس معروفی در مواجهه با ابراهیم رئیسی به عنوان دادستان تهران شاید برای خیلی از اهالی فرهنگ و رسانه تکراری باشد اما با توجه به شایعات این روزها خواندنی است. عباس معروفی، یکی از نویسندگان مشهور کشور و مدیر مجله ادبی «گردون» است که در نخستین سال‌های دهه ۷۰ توقیف آن بازتاب فراوانی در محافل داخلی و خارجی داشت.

برای امانت‌داری بخشی از گفت‌وگوی او با نشریه ادبی «الفبا» در شرح ماجرای دیدار خود با سیدابراهیم رئیسی را برایتان می‌آورم: «سرانجام روز ۱۹ آذر ۱۳۷۰، بازجویم حکم توقیف موقت گردون را به دستم داد. از آنجا مستقیماً به اداره مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیر کل گفت که کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم و برای اولین بار با محسن سازگارا، مدیرعامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. او آن روز خیلی با من حرف زد و گفت که باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یک سو او می‌دوید، از سویی حمید مصدق و از سوی دیگر خودم.

یکی از غم‌انگیزترین دوره‌های زندگی من همین ۱۸ ماه تعطیلی گردون بود که همه رفت‌وآمدها، تلفن‌ها و ارتباط‌هایم قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شده‌ام. نمی‌دانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز به من تلفن می‌زد و دلداری‌ام می‌داد. نامه‌نگاری، ملاقات، دیدار و گفت‌وگو هیچ‌کدام فایده‌ای نداشت تا اینکه قاضی پرونده‌ام در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام».

فروشکستم. حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضی‌ام داده بود، وزارت ارشاد هم کن‌فیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان «سال بلوا» را می‌نوشتم و این جمله جایی خودنمایی می‌کرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون می‌سوختم. حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه‌شنبه حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت شش صبح سه‌شنبه آنجا باشم. این سه‌شنبه رفتن‌ها، چهار بار طول کشید و نوبت به من نرسید، بار پنجم، ساعت ۱۲ من توانستم آقای رئیسی را ببینم. در هر دیدار پنج نفر می‌توانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند. نفر اول که آخوند پیری بود، به دادستان جوان و خوش‌تیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند و به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت: بفرمائید! خودم را معرفی کردم، رئیسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباس معروفی معروف؟»

«بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بی شاخ و دم که هر روز کیهان می‌نویسه»

«شما بمونید. نفر بعدی؟»

سه نفر بعدی هم مطلبشان را گفتند و رفتند. دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه می‌کنید؟»

«رمان می‌نویسم، کتاب چاپ می‌کنم، ادیتوری می‌کنم، هر کار که بشه چون دفترم بازه اما شما انتشار گردون رو توقیف کردین.»

«خب فکر می‌کنی چرا توقیف شده؟»

«همکاران شما از من می‌پرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ را منتشر می‌کنم؟»

«این سوال من هم هست.»

«مجله روی پای خودش ایستاده، ۲۲ هزار تیراژ داره.»

«چند سالته؟»

«سی‌وسه.»

«این چیزهایی که درباره شما در روزنامه‌ها می‌نویسن، من فکر کردم بالای ۶۰ سال رو داری.»

آن‌وقت در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.»

گفتم: «می‌دونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبوده‌ام.»

با حیرت خیره‌ام شد: «حتی خانم‌بازی هم نکرده‌ای؟»

گفتم: «نه! من زن و سه تا دختر دارم.»

به پشتی صندلی‌اش تکیه داد با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوش‌سیما و خوش‌تیپی است. گفت: «‌پریشب در قم منزل یکی از علما، آقای فاضل میبدی بودم. قسمتی از کتاب «سمفونی مردگان» شما را خوندم. می‌خواستم ازش بگیرم، دیدم براش امضا کردی. بهم نداد. دلم می‌خواد بخونمش.»

اتفاقاً نسخه‌ای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره.» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم، شما هم باید بگیری.» ۳۰۰ تومان را روی میز گذاشت و گفت: «تعجب می‌کنم! چرا این قدر راجع به شما بد می‌نویسن؟ امکانش هست فوری کلیه گردون‌ها رو به من برسونید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟»

گفتم: «با کمال میل. فردا براتون میارم.»

گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا!» و تلفن روی میزش را طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری!» و بعد خواست که ناهار بمانم. تشکر کردم، یک دوره گردون از شماره ۱ تا ۲۰ را به دستش دادم و خداحافظی کردم. حدود یک هفته بعد، پرونده من از دادستانی انقلاب «عدم صلاحیت» خورد و به دادگستری ارجاع داده شد.

در این دوره که خاتمی هم در آخرین روزهای وزارت ارشاد، هیأت‌منصفه را تشکیل داده بود، باعث شد گردون در دادگاه تبرئه شود. در تاریخ ۱۶۷ ساله مطبوعات ایران من نخستین مدیر مجله‌ای بودم که با حضور هیأت‌منصفه محاکمه و تبرئه شدم.
کیهان در تیتر اولش نوشت: «تشکیل هیات‌منصفه برای نجات یک مجله ضد انقلاب!»

No responses yet

Feb 27 2019

از افشاگری درباره “مافیای گوشت” تا تکذیب آن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: روزنامه ایران “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ا‌ی” را عامل اصلی گرانی سرسام‌آور گوشت می‌داند. در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده است.

براساس اعلام بانک مرکزی، قیمت گوشت قرمز و گوشت پرندگان در بهمن‌ماه امسال نسبت به بهمن سال گذشته ۹۲ درصد افزایش داشته است.

روزنامه “ایران” در گزارشی در این باره می‌نویسد “قاچاق دام زنده که این روزها به عنوان مقصر اصلی گرانی گوشت از آن صحبت می‌شود، تنها ۱۰ درصد در گرانی گوشت تأثیر داشته” و “علت ۸۰ درصد از گرانی گوشت را باید جای دیگری جست‌وجو کرد”.

دادستان تهران نیز چند روز پیش از تشکیل اولین پرونده‌ در رابطه با گرانی، تأمین و توزیع گوشت قرمز در شعب ویژه خبر داد و گفت، چهار نفر در این پرونده بازداشت شده‌اند.

عباس جعفری دولت‌‌آبادی چهارم اسفند در نشست دادستانی در مورد مقابله با گران‌فروشی، “تنوع قیمت گوشت‌های توزیع‌شده، انحصار در توزیع، عادلانه نبودن سهمیه‌ها نسبت به جمعیت مناطق و نگهداری گوشت‌ها در مبادی اصلی و دلالی در بازار گوشت” را از جمله مشکلات بازار گوشت در حال حاضر خوانده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

“شبکه‌ای چندنفری عامل اصلی غائله گوشت”

روزنامه “ایران” بر اساس تحقیقات خود از منابع میدانی مطلع می‌نویسد، برای توزیع گوشت، شبکه‌ای میان چند نفر شکل گرفته و شراکت آن‌ها برای واردات و توزیع گوشت وضع را به این‌جا رسانده است.

ستاد تنظیم بازار کشور برای کاهش التهاب بازار گوشت قرمز و مرغ سه راهکار ارائه کرده که به گزارش “فصل اقتصاد” عبارتند از: ممنوعیت و وضع تعرفه برای صادرات، صدور مجوز واردات جوجه یک‌روزه و محصول نهایی و اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به نهاده‌ها.

اما “ایران” می‌نویسد، با این که به طور رسمی، نزدیک به ۱۰۰ واردکننده مجوز واردات گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومانی را دارند “بررسی در میان منابع مختلف به‌ویژه فهرست دریافت‌کنندگان ارز دولتی بانک مرکزی نشان می‌دهد که کم‌تر از پنج شرکت، بخش عمده واردات را در دست گرفته‌اند. شرکت پشتیبانی امور دام نیز گوشت‌هایی را که آن‌ها وارد می‌کنند، ابتدا به چهار مرکز تحویل می‌دهد تا آن‌ها را بنا بر سهمیه تعریف‌شده در میان فروشگاه‌های مختلف توزیع کنند”.

روزنامه “ایران” این واسطه‌گری‌ها را علت غلائله گوشت در نیمه دوم سال ۹۷ می‌داند و می‌نویسد، “انحصار توزیع” و “واردات و توزیع شبکه‌ای” عوامل اصلی عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان‌اند.

بر اساس این گزارش، با احتساب افزایش ۱۵درصدی، قیمت ‌تمام‌شده گوشتی که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کشور شده باید کم‌تر از کیلویی ۳۰هزار تومان باشد. در حالی که عبور قیمت گوشت از کیلویی ۱۰۰هزار تومان در هفته‌های گذشته به این معناست که گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومان وارد ‌می‌شود و با ارز ۱۵هزار تومان به فروش می‌رسد.

در ادامه می‌آید: «یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های واردکننده، طی دو ماه گذشته حداقل شبی ۳۰ تن گوشت وارد می‌کرده است. بر این اساس، تنها از این محل شبی یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان عاید شبکه و شرکایی که در این میان از واردات تا عرضه قرار دارند، می‌شود.»

تکذیب وجود “انحصار در واردات گوشت قرمز”

در همین حال علی‌اکبر مهرفرد، معاون وزارت جهاد کشاورزی وجود هر گونه انحصار در زمینه واردات گوشت را تکذیب کرده و گفته است: «مجوز واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت به ۲۷۴ شرکت صادر شده است.»

به گزارش پایگاه‌ اطلاع‌رسانی وزارت جهاد کشاورزی، مهرفرد در گفت‌‌وگویی تلفنی با برنامه “پایش” شبکه یک صداوسیما فروش مجوز واردات گوشت را نیز تکذیب کرد.

مجری درباره فعالیت خود او در زمینه واردات گوشت می‌پرسد و مهرفرد پاسخ می‌دهد: «من در حال حاضر هیچ سهامی و مدیریتی در هیچ شرکت خصوصی ندارم؛ البته قبل از آن که وارد این مسئولیت بشوم، از گردونه دولت خارج بودم و فعالیت‌هایی را با برخی دوستان داشتم.»

چهار ماه است که گرانی گوشت خبرساز شده و وزارت صنعت، معدن و تجارت برای برون‌رفت از این بحران، سیاست تأمین نیاز داخلی بر اساس واردات از کشورهای استرالیا، آسیای میانه، رومانی و برزیل را در پیش گرفته است. به نحوی که میزان واردات گوشت قرمز در سال ۹۷ نسبت به مدت مشابه آن در سال ۹۶ از نظر وزنی ۱۳درصد و به لحاظ ارزشی ۲۱ درصد افزایش داشته است.

No responses yet

Feb 27 2019

نسخه تحریف‌شده ‘ای‌ایران’؛ انجمن موسیقی خواستار پیگرد قانونی آستان قدس شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

بی‌بی‌سی: خانه موسیقی ایران ضمن اعتراض به نسخه شیعی – سیاسی سرود “ای ایران”، آستان قدس رضوی را برای انتشار نسخه تحریف شده این سرود به پیگرد قانونی تهدید کرد. همزمان، گلنوش خالقی، دختر روح‌الله خالقی، سازنده آهنگ ای ایران نیز به اقدام آستان قدس رضوی اعتراض کرده است.

هیأت مدیره خانه موسیقی نسخه شیعی – سیاسی آستان قدس رضوی از سرود “ای ایران” را “مجعول” خواند.

خانه موسیقی با یادآوری این نکته که سرود “ای ایران” به ثبت ملی رسیده، دخل و تصرف آستان قدس در آن را “غیرقانونی و تحریف کلام سرود ملی” دانست.

خانه موسیقی همچنین از سازمان میراث فرهنگی ایران خواست به عنوان متولی اصلی آثار ملی کشور نسبت به این “حرکت زشت” واکنش نشان دهد.

به تازگی در ایران، آستان قدس رضوی نسخه‌ای از سرود مشهور ‘ای ایران’ منتشر کرده با شعری در مدح ایران اسلامی. این سرود با انتقادهای گسترده در شبکه های اجتماعی روبرو شده و بعضی گفته اند نباید از نمادهای ملی برای اهداف سیاسی استفاده کرد.
◾داستان آفرینش “ای ایران” در گفت‌وگو با گلنوش خالقی
◾پنجاهمین سال خاموشی خالق سرود ‘ای ایران’

بیش از ۷۵ سال پیش، حسین گل گلاب شعر سرود ‘ای ایران’ را نوشت و روح الله خالقی آهنگش را ساخت و غلامحسین بنان آن را خواند.

خانه موسیقی ایران سرود “ای ایران” را “مورد وثوق قاطبه مردم ایران” خواند و هشدار داد که “اینگونه کارها نه تنها کمکی به تحکیم مبانی عقیدتی و دینی مردم نمی کند بلکه بر ضد خودش عمل خواهد کرد”.

خانه موسیقی ایران که نهادی مستقل و غیر دولتی است، در سال ۱۳۷۸ آغاز به کار کرد که واقع تنها واحد صنفی برای نوازندگان، آهنگسازان و دیگر اهالی موسیقی است.

گلنوش خالقی: بازی افراد نادان با سرود ملی

گلنوش خالقی، موسیقی‌دان و دختر سازنده سرود ای ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای “دستکاری” در این سرود را محکوم کرده است.

خانم خالقی در بیانیه خود نوشت: “این سرود که صرفا بازگو کننده کشور ایران است، متاسفانه توسط افرادی نادان و نابخرد به بازی گرفته شده است”.

خانم خالقی همچنین خواستار محکومیت گسترده دستکاری در این “اثر تاریخی” شد: “امیدوارم شاهد واکنش و حضور پرشکوه ملت ایران در اعتراض به این اعمال ناپسند باشم. بر این باورم که چنین اثر ملی هیچگاه با چنین ترفندهائی دچار خدشه نخواهد شد”.

No responses yet

Feb 23 2019

نگاهی به موضع‌گیری‌ها و سوابق عباسعلی سلیمانی؛ امام جمعه مستعفی زاهدان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «عباسعلى سليمانى اسبوکلایی»، زاده سوادکوه دراستان مازندران، پیش از انقلاب فقط مشغول تحصیل در حوزه بوده و مانند بسیاری از دیگر طلبه های مازندرانی و استادش «میرزا هاشم آملی»، پدر برادران «لاریجانی»، از< روز گذشته عباسعلی سلیمانی امام جمعه زاهدان، از سمت خود کناره‌گیری کرد. او  در خطبه‌های نماز جمعه این هفته  از نمازگزاران خداحافظی کرد و از وجود یک لیست برای تغییر امامان جمعه خبر داد؛ لیستی که  به گفته او زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و با هدف جوانگرایی تهیه شده است. او خودش را اولین شهید این لیست خوانده و گفته است: «بنده اولین شهید این تفکر زیبا هستم که در ادامه نیز سایر عزیزان به این شهادت نائل می شوند.»

پیشتر «ایران وایر» در مجموعه گزارش امامان جمعه تاثیرگذار،  به زندگی، سوابق و موضع‌گیری‌های عباسعلی سلیمانی پرداخته بود به مناسبت خبر  کناره گیری او از امامت جمعه زاهدان، این گزارش بازنشر می‌شود.

شمالی است، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شرق کشور است و امام جمعه زاهدان. شیعه است و نماینده آیت الله «علی خامنه ای» در امور اهل سنت. معتقد است که در حق اهل سنت تبعیضی رخ نمی دهد، چون آن ها از خدمات درمانی، رفاهی و آموزشی برخوردارند. می گوید در واگذاری سمت‌های دولتی که همواره مورد اعتراض اهل سنت است، نیز تبعیض وجود ندارد، چون در واگذاری مناصب، «لیاقت» ملاک است.

«عباسعلى سليمانى اسبوکلایی»، زاده سوادکوه دراستان مازندران، پیش از انقلاب فقط مشغول تحصیل در حوزه بوده و مانند بسیاری از دیگر طلبه های مازندرانی و استادش «میرزا هاشم آملی»، پدر برادران «لاریجانی»، از سیاست دوری کرده است.

او به گفته خودش، پس از حمایت میرزا هاشم آملی و برخی از روحانیون شاخص دیگر، به عنوان امام جمعه بابلسر انتخاب شد. درسال 1380 اما جایگاه خاصی پیدا کرد و از امام جمعه بابلسر به سِمَتِ امام جمعه زاهدان منصوب و نماينده رهبر جمهوری اسلامی  در استان سيستان و بلوچستان شد.
دو سال بعد نیز نمایندگی آیت الله علی خامنه ای در امور اهل سنت اين استان را برعهده گرفت. امامت جمعه در شهر زاهدان و در جایی که مولوی «عبدالحمید»، موثرترین امام جمعه و رهبر مذهبی اهل سنت در ایران حضور دارد، نقش سلیمانی را ویژه تر کرده است. اما با وجود تاکیدات وی بر وحدت شیعه و سنی و حضورش در نشست های اهل سنت، جنگ سردی در لایه‌های زیرین بین او و مولوی عبدالحمید در جریان است.

سال 1393 و پس از لغو سخن‎رانی مولوی عبدالحمید در مراسم استقبال از رییس جمهوری، شایع شد که دلیل این اتفاق، مخالفت امام جمعه زاهدان بوده است. او اما درمراسم دیگری این موضوع را تکذیب کرد.

نماینده رهبرجمهوری اسلامی در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان ساختاری موازی با حوزه های علمیه اهل سنت در این منطقه راه اندازی کرده است. او دی ماه سال 1389 نیز از آموزش‌های مذهبی در برخی مدارس اهل سنت که آن را «افراطی» خوانده، انتقاد کرده و گفته بود: «در این مدارس، مُدرسانی با تفکر وهابی‌گری و آموزش‌های انحرافی، طلبه‌ها را شست‎وشوی مغزی می‌دهند.»

سلیمانی خبر داده بود که جمهوری اسلامی طرح پنج ساله سامان‎دهی مدارس اهل سنت را در دست اجرا دارد و بر اساس آن، از این به بعد طلبه‌های اهل سنت در چارچوب یک طرح خاص جذب شده، تحصیل خواهند کرد و مدرک خواهند گرفت: «دقت خواهد شد که از لحاظ فکری، افراطی نباشند.»

این اظهارنظر امام جمعه زاهدان، واکنش مولوی عبدالحمید را به دنبال داشت که پیش از آن هم از دخالت‌های نمایندگان ولی فقیه در امور مدارس اهل سنت به شدت انتقاد کرده و گفته بود: «نمایندگان ولی فقیه چرا برای مدارس اهل سنت تصمیم بگیرند؟ تصمیم مدارس اهل سنت با خود علمای اهل سنت است.»

با این وجود، نماینده رهبر جمهوری اسلامی  اصرار داشت که اهل سنت در این منطقه باید به طرح «سامان‎دهی مدارس و حوزه های علمیه اهل سنت» تمکین ‌کنند.

مولوی عبدالحمید پیش از این دخالت ها، خطاب به رهبر جمهوری نوشته بود: «ما را در تولا نگذارید. ما را فشار نیاورید. بازداشت نکنید علمای ما را. احضار نکنید. ما انتظار پدری از مقام معظم رهبری داشتیم که پدری بکنند بین شیعه و سنی و تفاوت نباشد و نامه‌هایی که ما می فرستیم و شکایت می‌کنیم، فریاد می‌کنیم، فریاد ما را جواب بدهند.»

آخرین مورد از تقابل‌های امام جمعه زاهدان با بزرگان اهل سنت این استان، روی موضوع تجاوز به دختران ایرانشهر رخ داد. سلیمانی، امام جماعت اهل سنت را که افشاگر خبر این تجاوزها بود، فردی «ناپخته» خواند و گفت: «بدون مشورت با دستگاه قضایی، اطلاعاتی، سپاه و انتظامی این خبر را داده است که این شایعه در حد بسیار وسیع علیه نظام اسلامی هزینه‌ساز شد.»

امام جمعه زاهدان همچنین در برکناری «علی اوسط هاشمی»، استاندار اصلاح‌طلب سیستان  بلوچستان، در آبان ماه سال 1396 نیز نقش داشت.

او پس از معرفی استاندار جدید، در مصاحبه با «اعتماد آنلاین» درباره عملکرد علی اوسط هاشمی گفته بود: «آن را باید از خود آقای هاشمی پرسید که در روز آخر در مراسم تودیع خیلی از خودش تعریف کرد. جدای از این، داوری مردم هم باید ضمیمه شود. ما دیدیم که نماینگان به اتفاق سعی کردند که او را پذیرا نباشند. باید پرسید که چرا پذیرا نبودید.»

ادعای سلیمانی درحالی بود که به گزارش «عصر هامون»، سایت محلی زاهدان، برخی نمایندگان استان در جلسه با معاون وزیر کشور، از جابه جایی علی اوسط هاشمی ابراز ناراحتی کرده بودند. اگرچه بعضی دیگر نیز به این جابه جایی، استقبال نشان دادند.

سلیمانی دل خوشی چندانی نیز از اقدامات «علی یونسی»، ‌دستیار ویژه رییس جمهوری ایران در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی نداشت. او و دیگر امامان جمعه مناطق سنی نشین از این که یونسی بدون هماهنگی با آن ها نشست هایی را با روحانیون اهل سنت برگزار می کرد، انتقاد می کردند.

یونسی هم‏ به دلیل سابقه داشتن سمت وزارت اطلاعات، آن گونه که این امامان جمعه انتظار داشتند، از آن ها حرف شنوی نداشت.

او درسفرهای رییس جمهوری به سیستان و بلوچستان، با نهاد ریاست جمهوری درگیری داشت. زیرا می خواست در مراسم استقبال، درماشین «حسن روحانی» بنشیند. اما ماموران تشریفات اعلام می کردند که براساس پروتکل این سفرها، تنها استاندار درخودروی رییس جمهوری می نشیند.

روابطش با دولت «محمود احمدی نژاد» اما ویژه بود. سلیمانی روابط خوبی با «اسفندیار رحیم مشایی» نیز داشت و درنشست های مازندرانی ها در تهران، موضوعات استان را با او درمیان می گذاشت تا از نفوذش براحمدی نژاد برای حل آن ها استفاده کند.

با این وجود، بعدها متناسب با سخنان جنجالی مشایی و دوری احمدی نژاد از آیت الله خامنه ای، پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1392، با انتقاد از حرکت تبلیغاتی رییس جمهوری وقت در سپردن پرچم ایران به مشایی، گفت: «پرچم ایران حق شخصی و ارثیه وی نبوده و حتی در حوزه اختیارات او هم نیست که به فرد دیگری تحویل دهد.»

امام جمعه زاهدان البته علاقه خاصی به دیگر سوادکوهی ها نیز دارد و نظراتش درباره «رضاه شاه» با دیگر روحانیون متفاوت است. او درمصاحبه ای گفته بود که سوال درباره رضاشاه، سخت ترین سوالی بوده که از پرسیده شده که درپاسخ گفته بوده است:«در برقراری امنیت کشور مَرد بود، در انجام خدمات عمومی مَرد بود، در مبارزه با مذهب نامرد بود، در کشف حجاب نامرد بود، در اتحاد لباس نامرد بود و در مبارزه با روحانیت هم نامرد بود.»

عباسعلی سلیمانی در موضوعات سیاسی کشوری حضور موثری ندارد اما به دلیل اهمیت خاص استان سیستان و بلوچستان، از امام جمعه های تاثیرگذار در نهادهای حکومتی است.

No responses yet

Feb 23 2019

محمد مومن؛ پایان سفیر معتمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد دانش‌زاده قمی مشهور به محمد مومن که روز پنجشنبه در سن ۸۱ سالگی درگذشت، از مرموزترین و متنفذترین بازیگران پشت‌پرده سیاست ایران بود. او دوبار تا آستانه مرگ پیش رفت، سال ۷۴ در جریان یک تصادف سخت که دو ماهی او را خانه‌نشین کرد و سال ۹۰ به دلیل عارضه قلبی. بار سوم اما زندگی‌اش با مرگ مغزی تمام شد.

محسن کدیور، محمد مومن را «شناسنامه فقهی نظام» توصیف کرده است،‌ تعبیری مهم و ریشه‌دار. سابقه این تعبیر را باید در تلاش‌های دامنه‌دار و اعتبار بالای محمد مومن در میان مراجع، حوزه علمیه و نهادهای فقهی نظام جست. او از معتمدان چهار چهره مهم بود: روح‌الله خمینی، حسینعلی منتظری، علی مشکینی و علی خامنه‌ای.

رابطه مومن و خمینی به پیش از انقلاب باز می‌گردد. او هم شاگرد درس روح‌الله خمینی بود و هم به کلاس درس مصطفی خمینی می‌رفت و در خلال این رفت و آمدها، یک رخداد مهم در کارنامه‌اش ثبت شده است. سال ۱۳۴۹، ۱۳نفر از اعضای جامعه مدرسین امضا کرده بودند که خمینی مرجع تقلید است. کارشان سیاسی بود، می‌خواستند خمینی را مرجع تقلید اعلام کنند که حکومت پهلوی نتواند او را زندان یا اعدام کند. محمد مومن که رفته بود عراق، موضوع را به خمینی خبر داد، در نقش یک سفیر. سال‌ها بعد، آبان سال ۷۳، محمد مومن دوباره سفیر شد، این بار نامه‌ای از آیت‌الله منتظری در دست داشت که مرجعیت علی خامنه‌ای را نفی کرده بود؛ «آقای مومن گفتند چون این مطلب مطابق عقیده خود من می‌باشد، من می‌برم.»

نقش واسطه و سفیر را مومن خیلی‌ جاهای دیگر بازی کرده، از جمله سال۹۰ وقتی وحید خراسانی، جمهوری اسلامی را «دستگاه فاسد» نامید و حاکمانش را اهل مال و مقام خواند، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محمد مومن را نزد او فرستاد تا قانعش کنند که کوتاه بیاید و نرم‌تر سخن بگوید.

مومن در جنگ و جدال‌های بین حسینعلی منتظری و احمد آذری‌قمی با علی خامنه‌ای هم نقش سفیر را بازی می‌کرد. احمد آذری‌قمی روایت می‌کند که واسطه‌گری مومن برای پس گرفتن وسائلش از نهادهای امنیتی فایده نداشته و محسن کدیور هم به نقل از خود مومن نوشته:‌ «[پاییز ۷۷] از ایشان [خامنه‌ای] درخواست کردم اگر اجازه بفرمایند حصر بیت‌ آیت‌الله آذری [قمی] برداشته شود تا بلکه ایشان بتواند برای درمان بیماری حادش روانه بیمارستان گردد که در غیر این صورت در مورد ایشان، بیم جانی می‌رود. آقا [خامنه‌ای] در پاسخ خواسته‌ من گفتند: به درک.»

محمد مومن در جلسه ۱۴خرداد ۶۸ که اعضای خبرگان برای تعیین جانشین خمینی گردهم آمده بودند، آن‌گونه که در ویدئوی مربوط به جلسه مشخص است، به رهبری خامنه‌ای رای نداده بود. چند ماه بعد از رهبر شدن خامنه‌ای اما زمانی که «شورای افتای رهبری» تشکیل شد، محمد مومن هم یکی از ۹ نفری شد که به جلسات این شورا دعوت شد و از فعال‌ترین اعضای این شورا بود. تشکیل این شورا، پیشنهاد فقهای ساکن قم بود و محمد مومن سفیرشان شد تا برود نزد رهبر. رهبر قبول کرد و به مومن گفت در این شورا حاضر باشد. وعده دیدار «پنج‌شنبه» هر هفته بود. روش کار شورا ساده بوده. به روایت محمود هاشمی شاهرودی و محمد مومن، یکی از اعضای جلسه موضوعی را برای «تحقیق و اجتهاد و استنباط» انتخاب می‌کرده و ساعت‌ها درباره آن بحث و بررسی می‌کنند. اگر «تحقیقات انجام شده» برای رهبر قانع‌کننده می‌بود، بر اساس آن نظر خود را اعلام می‌‌کرد. محمد مومن گفته که این جلسات برای «علمیت‌سنجی» بوده و اینکه دیگران بی‌واسطه با مقام علمی و توانایی فقهی رهبر آشنا شوند ولی محسن کدیور هدف اصلی این جلسات را «بازآموزی و آماده‌سازی» آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند؛ «آموزش ضمن خدمت.»

چند ماهی از این جلسات نگذشته بود که شهریور ۶۹، محمد مومن از جمله هفت‌ عالم ساکن قم بود که اجتهاد خامنه‌ای را در حد تصدی رهبری جمهوری اسلامی کتبا تایید کردند. مومن اما آذر سال ۷۳ وقتی جامعه مدرسین می‌خواست خامنه‌ای را به عنوان «مرجع تقلید» معرفی کند، از جمله مخالفان بود و حامی مرجعیت تقلید حسینعلی منتظری. مخالفت مومن سبب شد که در تجمع حامیان خامنه‌ای مقابل منزل منتظری، علیه مومن هم شعار داده شود. این تجمع و تهدید، نقطه عطف و پایان بود و اثر خودش را گذاشت. مومن که گویا چشمش ترسیده بود، پشت سر منتظری نرفت و دیگر نه تنها معترض مرجعیت خامنه‌ای نشد، بلکه از جمله مدافعان و مبلغان رهبر شد. البته رهبر هم در ستایش از او کم نگذاشته است. خرداد ۸۸، وقتی نمایندگان کاندیدا‌های انتخابات ریاست‌جمهوری به دیدار خامنه‌ای رفتند، رهبر جمهوری اسلامی در وصف مومن گفت: «اگر در این نظام نتوان به کسانی مانند آیات مومن و جنتی اعتماد کرد، به هیچ فرد دیگری هم نمی‌توان اعتماد کرد.»‌

عطالله‌ مهاجرانی، سال ۹۲ وقتی عبدالکریم سروش نوشت محمد مومن هم مثل برخی فقهای دیگر، بهتان زدن به مخالفان از جمله دادن نسبت لواط یا زنا به مخالفان حکومت را مجاز می‌داند، ضمن رد این اتهام، محمد مومن را «فقیه آزاده و دقیق‌النظری»‌ دانست که کوشیده «سلیقه سیاسی خود را بر نظر فقهی خویش حاکم نکنند.»

زندگی سیاسی دو دهه آخر محمد مومن و دفاع مطلقش از وجوه سیاسی خامنه‌ای و نظارت استصوابی و کارنامه احمد جنتی و حذف چهره‌های جریان مخالف مانند محمدعلی دستغیب یا حسن خمینی اما نشان داد که این داوری مهاجرانی حداقل درباره مومن «متاخر» چندان روا نیست.

محمد مومن در مسیر چرخیدن به سمت رهبر و جناح او، چنان پیش رفت که همه گذشته‌اش از جمله رای‌ ندادن به رهبری خامنه‌ای و مخالفت با مرجعیت او را تکذیب کرد و گفت اصلا خودش به خامنه‌ای پیشنهاد داده بود که رهبر شود و حتی به دروغ گفت که رای‌‌گیری برای انتخاب خامنه‌ای به عنوان رهبر، به صورت «قیام و قعود» نبوده و مخفی بوده است.

او همچنین در ستایش از رهبر ‌گفت خامنه‌ای لطف و ذخیره خدا برای ما و مردم بوده و مرجع تقلید مثل او کمتر پیدا می‌شود. مومن که روزگاری واسطه‌گری می‌کرد تا علمایی چون آذری قمی و منتظری در کشاکش جدال‌ها با ولی فقیه، حیات سیاسی و شخصی آرام‌تری داشته باشند، دو دهه بعد در صف اول حذف محمدعلی دستغیب از مجلس خبرگان ایستاد. دستغیب ساز مخالفت با خامنه‌ای می‌زد و مومن دیگر سفیر و واسطه نبود، او در جناح رهبر ایستاده بود، دستغیب را «آدم ناباب» می‌خواند و می‌گفت اگر بخواهد دوباره عضو خبرگان شود، جلوی او می‌ایستیم.

دومین نقش برجسته سیاسی محمد مومن مربوط به «شورای نگهبان قانون اساسی» بود. او پیش از عضویت در شورای نگهبان، عضو «شورای عالی قضایی بود» و سرپرستی دادگاه‌های عالی و «وظیفه تعیین قضات» را بر عهده داشت. این سمت‌ها را او با حمایت منتظری و اعتماد علی مشکینی گرفته بود. تیر ۶۲ با پایان یافتن این مسئولیت‌ها با حکم روح‌الله خمینی عضو شورای نگهبان شد، تا زمان مرگش. محمد مومن در شورای نگهبان «ممتحن» بود و مصحح امتحانات کتبی. او که عالی‌ترین ناظر امتحان داوطلبان ورود به مجلس خبرگان رهبری بود، سوال‌های امتحانات را می‌نوشت و علی مومن، فرزندش هم در اجرای آزمون‌ها او را یاری می‌داد.

علاوه بر این، قدرت نفوذ فقهی و اعتبارش نزد علمای قم سبب می‌شد هر گاه شبهه‌ای در قلع و قمع کردن کاندیداهای مجالس مختلف پیش می‌آمد و زور سخنگوی شورای نگهبان یا جنتی به توضیح و توجیه نمی‌رسید، محمد مومن هم به کمک‌شان بیاید تا حجت تمام شود و به تعبیر او «مخالفین نفهم داخلیِ» شورای نگهبان را وادار به سکوت و پذیرش کنند، از جمله در ماجرای ردصلاحیت‌های گسترده مجلس ششم، وقتی که ۱۰، ۱۲ نفر از وزرای دولت خاتمی برای مذاکره رفتند، محمد مومن بود که از جانب شورای نگهبان رفت و با آنها بحث کرد و نظر منفی را گفت یا در ماجرای ردصلاحیت حسن خمینی برای مجلس خبرگان، او بود که با رسانه‌ها مصاحبه کرد تا بحث را جمع کند. او در همین حال به سبب عضویت در «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، گرایش‌های سیاسی و انتخاباتی داشت، از جمله حمایت او از محمود احمدی‌نژاد که حاشیه‌ساز هم شد.

دیگر نهاد مهم که او تا زمان مرگ عضوش بود، «مجلس خبرگان رهبری» بود. او در این مجلس مثل حسن روحانی -که روزگاری شاگرد محمد مومن بود- به نمایندگی از مردم سمنان انتخاب می‌شد و چهره مهم و متنفذی بود. یک بار سال ۹۳ برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شد ولی رای نیاورد ولی بارها در هیات رئيسه در مقام نایب رئیس اول یا دوم یا منشی حضور داشت.

مرگ محمد مومن در سپهر عمومی خلا بزرگی حس نمی‌شود ولی در سطوح بالادستی یکی از مهم‌ترین معتمدان متنفذ جناح آیت‌الله خامنه‌ای که همواره می‌توانست یک کارت بازی موثر باشد، از دست رفته است. خسارت کمی نیست.

نظرات نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Feb 22 2019

انتقاد حمید رسایی آیفون‌دار از روحانی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انصاف نیوز: «حمید رسایی» نماینده‌ی اصولگرای سابق مجلس که موبایل آمریکایی گرانقیمت «آیفون» او سوژه‌ی رسانه‌ها شده بود، در یادداشتی با عنوان «مانور تجمل» به برقی بودن پلکان هواپیمایی که رییس جمهور به آن سوار شده بود، انتقاد کرد.

به گزارش انصاف نیوز، آقای رسایی نوشته است:

«حسن روحانی، نماد مدیریت اشرافی و رفاه طلبانه است. از نگاه چنین افرادی، معیارهای آبروی مسوولان جمهوری اسلامی، دفتر شیک، ماشین شیک، خانه شیک و … است. این تفکر فرسنگ‌ها با آنچه خمینی (ره) برای آن انقلاب کرد و صدها هزار شهید با خونشان آن را آبیاری کردند، فاصله دارد. پلکان برقی هواپیما با شیشه دودی و چراغ، آخرین دستآورد برجام که در بازگشت از سفر سوچی توسط روحانی رونمایی شد. روحانی به حق، میراث‌دار هاشمی رفسنجانی است.

انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

آیت الله قرهی کجاست؟ [+توضیح مهم]

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


برخی شنیده‌های انصاف نیوز درباره‌ی شخصی به نام «آیت الله روح الله قرهی»، رییس حوزه علمیه امام مهدی (عج) با تداوم تعطیلی کلاس‌های اخلاق و سخنرانی‌های او تقویت شده است؛ از جمله اینکه در حال حاضر لباس روحانیت نمی‌پوشد.

در تیرماه امسال خبرگزاری فارس در خبری کوتاه نوشته بود «آیت‌الله روح‌الله قرهی به علت بیماری دستگاه گوارش و عوارض شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس در بستر بیماری است. عارضه‌ی گوارشی وی که از سال گذشته آغاز شده، همچنان ادامه یافته و اکنون نیز به علت وجود غده در ناحیه شانه تشدید شده است که پزشکان منتظر جواب MRI هستند. جلسات ماه مبارک رمضان گذشته‌ی این استاد اخلاق نیز برگزار نشده است». در حالی که هشت ماه از انتشار این گزارش در خبرگزاری فارس می‌گذرد اما همچنان خبر تازه‌ای از او رسانه‌ای نشده است.

خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، در سال ۹۶ حدود ۳۰ خبر با برچسب آیت الله قرهی منتشر کرده اما امسال حتی یک خبر هم با این برچسب منتشر نکرده است. همچنین خبرگزاری شبستان سال گذشته ۳۴ خبر با همین برچسب منتشر کرده بود اما امسال خبری از او منتشر نکرده است.

خبرنگار انصاف نیوز در این باره چند بار تلاش کرد با حوزه‌ی علمیه‌ی او تماس بگیرد اما هیچکس پاسخگو نبود، به همین دلیل با چند نفر از مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی امام مهدی و نزدیکان یا اعضای حزب جبهه پایداری تماس گرفت تا از صحت و سقم این شایعات باخبر شود، هرچند آن‌ها هم اظهار بی‌اطلاعی کردند. جبهه‌ی پایداری رابطه‌ای نزدیک با آیت الله قرهی داشته است و در همایش‌های خود میزبان او بودند. در مقطعی هم قرار بود که او به همراه آیت لله جنتی و آیت الله مصباح یزدی، عضو شورای فقهی این حزب باشند.

حمید رسایی عضو سابق جبهه پایداری در این‌باره به خبرنگار انصاف نیوز گفت که نه با آقای قرهی ارتباطی دارد و نه هیچگونه خبری از او دارد.

از سوی دیگر مهدی کوچک زاده نماینده‌ی سابق مجلس و عضو جبهه‌ی پایداری نیز درباره‌ی این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.

احمد سالک عضو دیگر این حزب نیز به خبرنگار انصاف نیوز گفت در اینباره هیچگونه خبری ندارد.

همچنین نصرالله پژمان‌فر، عضو این حزب گفت: از این موضوع اطلاعی ندارم و بهتر است درباره‌ی این موضوع از حوزه‌ی علمیه امام مهدی بپرسید.

روح الله حسینیان، عضو دیگر جبهه پایداری هم درباره‌ی صحت و سقم شایعات شنیده شده ابراز بی‌اطلاعی کرد.

آیت الله روح الله قرهی که از سال ۱۳۵۵ تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد، دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ دارد و در تهران به تدریس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌های نیروی انتظامی، علامه طباطبایی، امام صادق و تهران پرداخته است. او از سال ۱۳۸۱ حوزه علمیه امام مهدی را در شهرک حکیمیه تهران راه انداخت.

ویدیوهایی از آیت‌الله قرهی با عناوینی چون «پیش‌بینی آیت الله قرهی قبل از انتخابات ریاست جمهوری» و کلیپ‌های دیگر سیاسی او در فضای مجازی توسط اصولگرایان بازتاب پیدا می‌کرد اما از عجیب‎ترین اظهارات او یکی از سخنانش در درس خارج فقهش بود. سایت تابناک در تاریخ ۱۸ دی ۹۴ نوشت: «سایت فتن به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج) نوشت است سخنان آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر این حوزه علمیه در درس خارج فقه خود با موضوع «فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان» را منتشر کرده که در بخشی از آن آمده: حوادث دیگری هم در شرف وقوع است که لازم است من این نکته را هم در اینجا بیان کنم – که بنا دارم این نکته جدید را چندین مرتبه دیگر هم بیان کنم – و آن، این که بدانید انقلاب اسلامی، نهایتاً تا پنجاه سال عمر می‌کند و بیشتر از این، طول نمی‌کشد».

رسانه‌های اصولگرا در سال‌های اخیر تا ابتدای امسال سخنان او را به صورتی گسترده پوشش می‌دادند.

در نهایت خبرنگار انصاف نیوز نتوانست کسب اطلاع کند که آیا شایعات درباره‌ی آیت الله روح الله قرهی صحت دارد یا خیر؟


تکمیلی در جمعه ۳ اسفند ۹۷:

«غیبت آیت الله قرهی به دلیل بیماری است»
توضیح مدیر پایگاه اطلاع رسانی حوزه امام مهدی ع

مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) درباره‌ی خبر «آیت الله قرهی کجاست؟» گفت: در سال گذشته مشکل شیمیایی آیت الله قرهی بالا گرفت و در بیمارستان بستری شدند. در این میان ستون فقرات ایشان هم مشکل پیدا کرد؛ تا دو ماه بعد از عید در بیمارستان بستری بودند، به خانه منتقل شدند و در استراحت مطلق به سر می‌برند.

علی هادیان وکیل و مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) در گفت‌وگو با خبرنگار انصاف نیوز افزود: آیت الله قرهی در حوزه‌ی امام مهدی (ع) مدرس فقه و اصول بودند. با وجود این همه سابقه‌ی ایشان، بعضی‌ها ذهن‌ها را خراب می‌کنند. الان هم حوزه‌ای دیگر نیست و فقط مسجدی است که بچه‌های حوزه در آن فعالیت می‌کنند.

او درباره‌ی اینکه «جبهه‌ی پایداری را نمی‌توان به حاج آقا نسبت داد»، گفت: در دوره‌ی اولی که احمدی نژاد کاندید شد، آیت الله به خاطر مردمی بودن احمدی نژاد گفت از او حمایت کنیم تا رای بیاورد. حالا شما بعد از ۸ سال از آقای رسایی احوال حاج آقا را می‌گیرید. او یکبار هم پای خود را در حوزه نگذاشته است و معلوم است که خبر ندارد.


توضیح در ساعت ۱:۲۶ بعدازظهر جمعه:

با عرض پوزش از مخاطبان، بخشی از گفت‌وگو با آقای هادیان درباره‌ی عناوین شایعات انتسابی پس از انتشار به درخواست ایشان تغییر داده شد. فایل صوتی گفت‌وگو در انصاف نیوز موجود است.

انتهای پیام

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .