اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Mar 31 2017

انتشار یادداشت‌های مرتضی مطهری درباره فساد و انحراف روحانیت شیعه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: انتشار مجموعه یادداشت‌های مرتضی مطهری در انتقاد از انحراف و فساد روحانیت شیعه از سوی علی مطهری آغاز شد.

این یادداشت‌های صریح و تند در جلد ۱۵ مجموعه آثار مرتضی مطهری به تازگی منتشر شده که با انتقاد‌هایی نیز در حوزه‌های علمیه مواجه شده است.

مطهری در این یادداشت‌ها انتقاد‌ها و حملات بسیار تندی متوجه روحانیت شیعه کرده که در تاریخ شیعه و جمهروی اسلامی این انتقاد‌ها کم‌سابقه است.

گزیده انتقاد‌های مطهری از روحانیت شیعه در سال ۱۳۳۸ شمسی به روایت رسول جعفریان:

– آمدن مطهری به تهران {در سال ۱۳۳۸} به نوعی برای سرخوردگی از قم، اخلاقیات حاکم بر حوزه وبرخی از مناسبات موجود در سیستم جاری آن بود.

– یادداشت‌هایی که از مطهری از سال‌های ۳۷ تا ۴۰ مانده نشانگر تلاش وی برای یافتن پاسخ‌های تازه به مسائل و معضلات و از سوی دیگر در انتقاد به روحانیت است.

– مطهری: از وقتی که برای روحانیت دربار درست شده… دیدن رؤسای روحانی تمنای ریاست را در وجود طلاب بیدار می‌کند… همین وضع ریاست مآبی این آقایان است که اخلاق عمومی طلاب را فاسد کرده است.

– مطهری در انتقاد از «روح گریز از کار» در علما: تا کار به موضوع سهم امام و پیش نمازهای بیکار و تنبل کشید که هم خود عضو عاطل هستند و هم مانع و سد پیشرفت‌های دینی هستند.

– مطهری: شما اگر به روحیه ملاهای تهران آشنا باشید می‌دانید که فقط چشمشان به چهار تا بازاری قدیمی است.

– مطهری: وای به حال اجتماعی که … واعظ و هادی‌های حقیقی ضعیف بشوند ولی انگل‌هایی از آخوندهای بیکاره و بی سواد، چاق و دارای بهترین زندگی‌ها بشوند.

– مطهری:روحانی امروز ما حال همان والی را دارند، فقط بلدند که گلوی ضعفایی از رعایا و یا هم صنفان خود را بگیرند و بفشرند.

– مطهری: تا وقتی که رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمی‌شود.

– مطهری: اصول تربیت روحانی بر شخص سازی و طبقه سازی و استخدام احساسات مذهبی و عمل اسلامی مردم به نفع اشخاص و افراد و طبقه معینه است، نه بر تعظیم و توقیر و تحکیم اصول و مبانی.

– مطهری: روحانیت از لحاظ طبقاتی، بی‌رنگی است و بی طبقگی، یعنی طبقه‌ای است برای ایجاد رابطه حسنه بین طبقات و برای از بین بردن مفاسد سایر طبقات، ولی در میان ما به صورت یک طبقه در آمده است.

– مطهری: در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانه‌ای از شیوع ظاهر پرستی و روح تملق در میان ماست. پیشرفت سریعی که در یک قرن اخیر ما کرده‌ایم این است که بر القاب روحانی افزوده‌ایم. یعنی سیر القاب در این دو سه قرن مساوی است با ده برابر ده قرن اول اسلامی. پس کی می‌گوید که ما پیشرفت نکرد‌ه‌ایم؟

No responses yet

Mar 20 2017

خطیب نماز جمعه مردم را به عزاداری در ایام نوروز فراخواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در آستانه سال نو در ایران، خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به همزمانی عید نوروز با سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام مردم را فراخواند کاری کنند که حزن و اندوه در ایام عید بر شادی و سرور غلبه داشته باشد.

محمدعلی موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران، مردم را به عزاداری به‌مناسبت سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام فراخواند. او این بیانات را تنها ۱۲ ساعت پیش از حلول سال نو اظهار کرد. این در حالی‌ست که ایرانیان از فقیر و غنی با تهیه جامه‌های نو و غبارروبی از خانه، خود را برای تحویل سال نو و جشن‌ و سرور و دید و بازدید در ایام نوروز آماده کرده‌اند.

موحدی کرمانی در خطبه نماز جمعه گفت: «همه ما شیعه هستیم و باید فضای ما در این ایام فضای فاطمی باشد و حزن و اندوه در جامعه بر سرور و شادی غالب شود. باید نشست و محافل گرم نوروز ما با نام حضرت فاطمه شروع شود و عزاداری کنیم. چرا که نمی‌توانیم این صحنه را به فراموشی بسپاریم.»

امام جمعه موقت تهران که خود از طرفداران “ولایت مطلقه فقیه” است، “دفاع از ولایت” را یکی دیگر از درس‌های برگرفته از زندگی حضرت زهرا به جامعه اسلامی دانست و گفت: «… آن حضرت آنقدر همت داشت که برای دفاع از ولایت پس از رحلت پیامبر به سراغ خانه‌های مهاجرین و انصار می‌رفت تا آن‌ها را در دفاع از ولایت هوشیار کند.»

حمله به آمریکا

موحدی کرمانی در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن پشتیبانی از هیئت ایرانی در مذاکرات هسته‌ای با غرب، آمریکا را “جنایتکار و آدمکش” معرفی کرد و خواستار محاکمه دولت این کشور در یک دادگاه جهانی شد.

امام جمعه موقت تهران از جمله گفت: «مرحبا به مردم ایران و مرحبا به هیئت مذاکره‌کننده ایرانی که ایستاده است و از حقوق ملت دفاع می‌کند و زیر بار زور نمی‌رود.» او افزود: «آمریکابی‌ها می‌گویند ما نمی‌فهمیم ایران دست از سلاح‌ هسته‌ای برداشته است. در صورتی که هیئت مذاکره‌کننده ایرانی هیچگاه نمی‌تواند برای غربی‌ها و آمریکائی‌ها خلق فهم کند.»

موحدی کرمانی ضمن حمله شدید به آمریکا اضافه کرد: «همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، آن‌ها هدفشان دشمنی با اسلام و انقلاب است و موضوع هسته‌ای صرفا بهانه‌ است.»

خطیب نماز جمعه خواستار تشکیل یک “دادگاه جهانی در برابر افکار عمومی” شد تا در آن “آمریکا در برابر همه جنایت‌هایش پاسخ دهد.” وی خطاب به آمریکا گفت: «شما از تروریست حمایت و آدم کشی می‌کنید و در نهایت شکست می‌خورید. باید به شما بگویم شما شکست خورده هستید، چرا که خداوند شکست را برای شما و عزت را برای اسلام مقرر کرده است.»

No responses yet

Mar 14 2017

صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه: اسلام در کلام برخی مسئولان کمرنگ شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه گفته که «اسلام و تحقق اهداف اسلامی در کلام برخی مسئولان کشور کمرنگ شده است.»

آقای لاریجانی افزوده «متاسفانه امروزه با کثرت رسانه‌هایی که از ناحیه غرب ایجاد، تغذیه و تقویت می‌شوند، القائاتی صورت می‌گیرد که موجب فاصله گرفتن دغدغه‌های اشخاص از اهداف متعالی می‌شوند.»

رئیس دستگاه قضایی اضافه کرده «همه باید هوشیار باشند که قطعاً دشمن با صرف هزینه‌های گزاف به دنبال ایجاد همبستگی ملی و استحکام بنیان خانواده در کشور ما نیست.»

لاریجانی همچنین با انتقاد از برخی «رو در بایستی‌ها و شرمندگی‌ها» از اجرای «احکام نورانی اسلام» به «بهانه‌های مختلف نظیر مسائل حقوق بشری» هم گفته «شاخص ما برای حقوق بشر، شاخص‌های مبتنی بر نگاه مضمحل و منحط فرهنگ ماتریالیستی و لیبرالیستی نیست.»

وی افزوده «همه دستگاه‌ها و از همه مهمتر دستگاه اجرایی باید در مسیر تحقق احکام اسلام قدم بر دارند و بر این اساس نباید مدیرانی به کار گماشته شوند که احکام و معیارهای اسلامی را از صمیم قلب قبول ندارند.»

No responses yet

Mar 11 2017

در اعتراض به برکنار نشدن استاندار؛ ائمه جمعه خراسان جنوبی نمازهای جمعه را اقامه نکردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مهر: بیرجند- ائمه جمعه شهرستان های خراسان جنوبی در اعتراض به سخنان هنجار شکنانه استاندار و برکنار نشدن وی از سمتش، امروز نمازهای جمعه را اقامه نکردند و ائمه جمعه موقت نماز را خواندند.

به گزارش خبرنگار مهر، ائمه جمعه، روحانیون و طلاب و جمعی از مردم استان خراسان جنوبی در پی اعتراض به سخنان استاندار خراسان جنوبی در جمع هنرمندان این استان که در ۲۸ بهمن ماه برگزار شده بود از روز ۱۸ اسفند در مدرسه علمیه سفیران هدایت بیرجند تحصن کرده اند.

این تحصن امروز وارد سومین روز شده و ائمه جمعه استان با حضور در این تحصن به نشانه اعتراض نمازهای جمعه شهرستان ها را اقامه نکردند.

نمازجمعه های امروز شهرستان ها به امامت ائمه جمعه موقت اقامه شد و محور سخنان آنها نیز اعتراض به سخنان استاندار و بی توجهی وزارت کشور به اعتراض مردم بود.

همچنین ائمه جمعه استان امروز در محل تحصن اعلام کردند در صورت برکنار نشدن استاندار نمازهای جمعه هفته آینده تعطیل خواهد شد.

ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه امروز امام جمعه فردوس به عنوان سخنگوی متحصنین در نشست خبری در جمع خبرنگاران حاضر خواهد شد.

No responses yet

Mar 08 2017

شاکی پرونده سعید طوسی: ما با حکومت خصومت نداریم، به دنبال حق خود و اجرای عدالت هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

آمدنیوز: شبکه‌ی جهانی «در تی وی» طی گفت‌وگویی با شاکیان پرونده «سعید طوسی» قاری متجاوز قرآنی کشور، پرده از وقایع تازه‌ای در این پرونده برداشته است.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، در ابتدای این ویدیو، «وحید بهشتی» مکالمه خود با «سعید طوسی» قاری قرآن متجاوز را پخش و عنوان نمود که «آقای طوسی به دلایلی از جمله قطع شدن صدا از انجام گفت‌وگو با ‘در تی وی’ استنکاف کرده است.»

پس از آن یکی از شکات پرونده تجاوز «سعید طوسی» قاری متجاوز قرآن از «بی‌عدالتی‌ها و اجحاف‌ها» در خصوص رسیدگی به این پرونده سخن گفت و اظهار داشت: «دلیل اصلی رسانه‌ای شدن پرونده سعید طوسی، اتهامات او نبوده بلکه اعمال نفوذهای وی برای جلوگیری از اجرا شدن عدالت بوده است.»

این شاکی پرونده «سعید طوسی» که دارای مقام رتبه اول اذان کشوری است، پس از بیان خلاصه‌ای از سیر قضایی پرونده اظهار داشت: برخی اظهار می‌کنند اسناد منتشر شده سعید طوسی چرا در «آمدنیوز» منتشر شده، در حالی‌که باید گفت شما توقع داشتید این اسناد در «انصاف نیوز» منتشر شود؟

وی گفت: «ما خصومتی با حکومت نداریم، ما فقط به دنبال حق خود هستیم، آقای طوسی طی دو فقره توبه‌نامه به صراحت اقرار کرده با نوجوانان قرآنی کشور رابطه جنسی داشته است، شهود متعددی برای این پرونده وجود دارد، اظهارات عاری از صداقت و متناقض متهم و پیامک‌های مختلف نیز در پرونده هست.»

رتبه اول اذان کشور گفت: مقامات قضایی می‌خواهند بگویند با رسانه‌ای شدن پرونده، تأثیری در روند رسیدگی به وجود نیامده و یک قاضی این پرونده به دلیل اصرار بر مجرمیت سعید طوسی از شعبه ۵۶ دادگاه منتقل شده و عملا بعد از پنج سال نیز هنوز پرونده رسیدگی نشده، این نشان‌دهنده بیماری دستگاه قضایی ماست.»

وی اظهار کرد: «از طرفی نمی‌توانند سعید طوسی را تبرئه کنند، چون دلایل قوی در پرونده وجود دارد. از طرفی هم نمی‌توانند او را مجازات کنند چون گفته صد نفر را با خود به پایین می‌کشم.»

مشروح این گفت‌وگو را در لینک زیر مشاهده نمایید.

No responses yet

Mar 06 2017

ماجرای عکس «ناهنجار» با تیم ملی اسکی زنان آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: تیم ملی اسکی ایران بدون علیرضا مقدید از مسابقات جهانی فنلاند بازگشت. مقامات فدراسیون اسکی درباره وضعیت او ابراز بی اطلاعی می‌کنند.

علیرضا مقدید به عنوان یکی از ملی‌پوشان ایران، در رقابت‌های قهرمانی جهان حضور یافت اما هنگام بازگشت، سایر اعضای تیم ملی را همراهی نکرد.

او سپس در شبکه اینستاگرام، پیام‌های ارسالی رئیس فدراسیون اسکی را منتشر کرد که حاوی واکنشی تند نسبت به عکس‌های یادگاری آقای مقدید در فنلاند بود.

رئیس فدراسیون اسکی، خود نیز در مصاحبه‌های مختلف، صحت پیام‌های ارسالی را تأیید کرد.

سیدعبدی افتخاری گفت: «مقدید تصاویر ناهنجاری در اینستاگرامش قرار داده بود که خواستم حذف کند. قول داد این کار را انجام دهد اما متأسفانه انجام نداد.»

آقای افتخاری به سایت میزان گفت: «امیدوارم مقدید سر عقل بیاید و به هتل برگردد. باید منتظر بمانیم تا بازگشت یا عدم بازگشت او مشخص شود و پس از آن نسبت به این اتفاق، موضع خودمان را اعلام خواهیم کرد.»

تصاویر «ناهنجار» مورد نظر رئیس فدراسیون اسکی جمهوری اسلامی ایران کدام عکس‌ها هستند؟

نگاهی به صفحه مجازی علیرضا مقدید نشان می‌دهد او بعد از سفر تیم ملی به فنلاند، دو عکس مشترک در فضای عمومی و با پوشش رسمی مسابقات، در کنار پنج نفر از اعضای تیم ملی اسکی زنان آمریکا منتشر کرده است.

جسی دیگینز قهرمان جهان در تیمی اسپرینت سال ۲۰۱۳، برنده مدال نقره جهان در ماده ده کیلومتر آزاد ۲۰۱۵، با یک نقره و یک برنز از همین مسابقات جهانی فنلاند.

سادی بیورنسن دارنده مدال برنز تیمی اسپرینت در این مسابقات. لیز استفن از دیگر اعضای ملی‌پوش آمریکایی حاضر در عکس است که در المپیک زمستانی سوچی نیز حضور داشت.

صفحه‌ای که تا قبل از مصاحبه رئیس فدراسیون اسکی، حدود ۳۰۰ نفر تعقیب‌کننده داشت و حالا بیش از ۷۰۰ نفر. حتی همین تعداد هم بیانگر صفحه‌ای است کاملاً خصوصی.

نظیر عکس‌های فوق، بارها در رشته‌های مختلف ورزشی برای تیم‌های ملی ایران و ورزشکاران در رده‌های مختلف سنی دیده شده است.

تاکنون پیش نیامده بود که یک رئیس فدراسیون، شخصاً خواستار حذف عکس از صفحات شخصی ورزشکاران شود.

آقای افتخاری در مصاحبه دیگری به خبرگزاری ایسنا گفته: «جوانی کرد. اگر هم برگردد نه قرار است او را زندانی کنیم و نه اعدام. فنلاند در بیش از ۹۰ درصد موارد مهاجران را رد می‌کند و مقدید هم قهرمان صاحب نامی نیست. به نظرم حتماً به ایران برمی‌گردد.»

محمدرضا داورزنی معاون وزیر ورزش نیز تصمیم مقدید در ترک اردوی تیم ملی ایران را نکوهش کرده و خواستار «رفتار عاقلانه» از سوی او شده.

داورزنی در حاشیه مجمع فدراسیون وزنه‌برداری به خبرنگاران گفت: «فدراسیون و دستگاه دیپلماسی قضیه را دنبال می‌کنند تا او برگردد. امیدوارم تصمیم عاقلانه‌ای بگیرد. این حرکت برای خود، خانواده‌اش و برای کشور نامناسب است.»

بهرام ساوه‌شمشکی دبیر فدراسیون اسکی از وضعیت مقدید ابراز بی‌اطلاعی کرده و به سایت تسنیم گفته است: «کاروان ما از ژاپن به تهران رسید. خبر جدیدی از مقدید نداریم.»

با گذشت یک هفته از اعلام خبر، مقدید نه تنها عکس‌های مورد نظر را از اینستاگرام خود پاک نکرد، بلکه در آخرین پستی که منتشر کرده، خطاب به رئیس فدراسیون اسکی نوشته است: «مانند کوه یخ سنگدل و بی روح و کشنده استعدادها هستید.»

No responses yet

Mar 06 2017

اظهارات کریمی قدوسی در نماز جمعه مشهد، مخالف امنیت ملی شناخته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: محمد جواد جمالی، سخنگوی هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان در مجلس ایران گفته است که این هیئت سخنان جواد کریمی قدوسی، نماینده مشهد در نمازجمعه این شهر را در تضاد با امنیت ملی کشور دانسته و به او تذکر داده است.

روز گذشته اعلام شد که ۱۸ نماینده سنی مجلس در اعتراض به سخنان آقای کریمی قدوسی در مشهد، نامه‌ای به علی لاریجانی رئیس مجلس نوشتند، سخنان او را “تفرقه‌‌آمیز” و خارج از حیطه نمایندگی دانستند و به گفته آنها سبب “نارضایتی، اختلاف” و “حتی نا امنی اجتماعی” می‌شود.

به گفته آقای جمالی این نامه که همراه با فایل صوتی سخنان آقای کریمی قدوسی ارسال شده بود، از سوی آقای لاریجانی جهت بررسی به هیئت نظارت ارجاع داده شد.

آقای جمالی به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفت: “با توجه به استماع فایل صوتی سخنرانی آقای کریمی قدوسی و اظهارات ایشان در این جلسه و همچنین صحبت‌های نمایندگان اهل سنت، تمامی اعضای هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان سخنان آقای کریمی قدوسی را خلاف شئون نمایندگی و در تضاد با امنیت ملی دانسته و تذکرات لازم به ایشان داده شد.”

قرار است این هیئت هفته آینده تصمیم نهایی خود را درباره این موضوع اعلام کند.

  • جنجال بر سر اظهارات منسوب به ظریف در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس
  • محمد خاتمی: در گذشته نمانیم
  • جلسه نمایندگان مجلس ایران درباره ‘اعتراف ظریف به اشتباه’

آقای کریمی قدوسی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه هفته گذشته مشهد با اشاره تلویحی به دفن ابوبکر و عمر بن خطاب، از خلفای راشدین در مسجد النبی و در کنار پیامبر اسلام، از دفن اکبر هاشمی رفسنجانی در کنار آیت‌الله خمینی انتقاد کرد.

او از الفاظی استفاده کرده بود که “توهین” به مقدسات اهل سنت تلقی شد.

در واکنش به نامه نمایندگان سنی، آقای کریمی قدوسی نیز نامه‌ای منتشر کرده است و در آن توضیح داده “جریان فتنه، انحراف، نفاق، اسلام آمریکایی و اعتراض به کل این جریان” هدف اصلی مواضع او بوده است.

با این حال او در این نامه نوشت که “انتظار نبود بعضی از همکاران از فراکسیون اهل سنت در دیدار با سران فتنه در هفتم اسفند ماه ۱۳۹۵ شرکت کنند.”

به گفته او، این دیدار در حالی انجام شد که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران چند روز پیش از آن “نسبت به قهر مردم با فتنه‌گران” مواضع شفافی را اعلام کرده بود.

اشاره آقای قدوسی به دیدار حدود پنجاه نماینده عضو فراکسیون امید (اصلاح‌طلب و میانه‌رو) از جمله چند نماینده سنی عضو این فراکسیون با محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران در سالگرد انتخابات مجلس دهم ایران بوده است.

رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبران اصلاح‌طلبان و معترضان به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ از عنوان “فتنه‌گر” استفاده می‌کنند.

No responses yet

Mar 05 2017

میراث فرهنگی دفن «شهدای گمنام» در محدوده باستانی پاسارگاد را تایید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: مقام‌های سازمان میراث فرهنگی ایران می‌گویند که جنازه «دو شهید گمنام» در «حریم درجه دو» پاسارگاد و در فاصله حدود دو کیلومتری مقبره کوروش، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، دفن شده است.

این خبر تازه پس از آن منتشر می‌شود که یک بار این اقدام تکذیب شده است.

روابط عمومی میراث فرهنگی روز شنبه، ۱۴ اسفند، گزارش داد که این جنازه‌ها دو روز پیش در «ابتدای ورودی روستای مادر سلیمان و در حریم درجه دو پاسارگاد» دفن شده است.

محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی کشور، با اشاره به این مسئله گفت که «با توجه به اهمیت و رعایت حریم منظری مجموعه‌های تاریخی و جهانی و همچنین حفظ قداست مکان تدفین شهدا لازم است که ساخت هر گونه یادمانی برای مکان تدفین شهدا با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی کشور و بر اساس ضوابط و معیارهای قانونی صورت گیرد».

مصیب امیری، مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس، هم گفت که «پیش از این درخواست‌هایی مبنی بر تدفین شهدای گمنام در محوطه تاریخی پاسارگاد وجود داشت، اما با رایزنی‌های انجام‌شده از سوی سازمان در تهران و ارائه توضیحات و توجیهات پیرامون محدودیت‌های موجود، مکانی جدیدی در محدوده حریم درجه دو محوطه در نظر گرفته شد».

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، آقای امیری افزود: «سه شهید دوران دفاع مقدس برای تشییع و خاکسپاری به شهرستان پاسارگاد منتقل شده بودند که پیکرهای مطهر دو شهید برای تدفین به روستای پاسارگاد انتقال یافت.»

این مقام میراث فرهنگی گفت: «محل تعیین شده برای تدفین و ایجاد المان شهدای گمنام در محدوده حریم درجه ۲ محوطه تاریخی است و بر اساس قوانین میراث جهانی، ساخت المان یا ساختمان به ارتفاع حداکثر ۴.۵ متر ممنوعیت و محدودیت قانونی نداشته و ندارد.»

تایید خبر دفن چند قربانی جنگ ایران و عراق در حریم درجه دو پاسارگاد در حالی است که یک روز پیش گزارش شد که به دنبال پیگیری مقامات سازمان میراث فرهنگی، این اقدام منتفی شده است.

وب‌سایت «آبان‌پرس» نیز خبر داد که به دنبال پیگیری‌های مقامات سازمان میراث فرهنگی جنازه این دو نفر در تپه «نورالشهدا» که «بوستان شهدای گمنام» نیز نامیده می‌شود، دفن شده است.

اما اکنون اعلام شده که این مسئله در حریم درجه دو پاسارگاد رخ داده است.

پاسارگاد محل دفن و مقبره کوروش، نخستین پادشاه هخامنشی است که در سال‌های اخیر و در برخی مناسبت‌های ملی ایرانیان، به محلی برای تجمع مردم بدل شده است.

No responses yet

Feb 07 2017

آیه الکرسی خواندن و فوت کردن ابوالفضل قناعتی عضو شورای شهر برآتش پلاسکو+فیلم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

آپارات: «ابوالفضل قناعتی» در جلسه روز یکشنبه شورای شهر تهران: ساعت حدود 11 آتش در حال فروکش کردن بود که به آقای شریف زاده گفتم دست شما درد نکند، من روز یکشنبه به صورت ویژه از شما تشکر خواهم کرد. یک آیه الکرسی هم به ساختمان پلاسکو خواندم و فوت کردم و به سمت ساختمان شورا راه افتادم که خبر رسید ساختمان پلاسکو فرو ریخت.

No responses yet

Jan 13 2017

در رفتن هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران امروز: امیر مُمبینی

در آغاز،
به بانو فائزه‌ رفسنجانی، که از زاویه‌ی ترقی‌خواهی مورد احترام است، در گذشت پدرشان را تسلیت می‌گویم. باشد که آرامش برای ایشان پدید آید و بر اندوه رفتن پدر فائق آید.

مهر و پیوند میان همسران و والدین و فرزندان سنگ‌پایه‌ی مناسبات فرازمند اجتماعی است و پاسداشت این مهر و مسئولیت، خاستگاهی برای مهر به انسان و مسئولیت در قبال جامعه است. دریغا که حُکام ایران این مهر و مسئولیت را پاس نداشتند و دریغا که بدرود گفته‌ی خانواده‌ی هاشمی، علی‌اکبر رفسنجانی، در آن‌سوی افق افسانه‌های بود و نبود، طنین صدای مادری را در گوش دارد پای چوبه‌ی دار فرزندش در زندان اوین، به هنگامی که فرزند اشکریزان از مادر می‌خواهد پیش از مرگ شیر خود را بر او حلال کند و مادر، آن بقچه‌ی باستانی خرافات، مسحور امر امام و حلقه‌ی نزدیکانش، کلامی جز به خشونت و نفرت نثار فرزند بیگناه خود نمی‌کند.

مرگ هر انسانی، جز در موارد استثنایی، غم‌انگیز است. یا به بیان دیگر، باعث دلسوزی می‌شود، اگر چه واکنش‌ها همه یکسان نیست. شاید علت این دلسوزی فهم سوگ هستی آدمی است. شاید ترس انسان از مرگ خویش باعث آن می‌شود، چون، همدردی برای هر انسانی از نخواستن آن درد برای خود سرچشمه می‌گیرد. در این میان، مرگ کسانی که مرگ دیگران برایشان مهم نیست، یا بدتر از آن، ناظر خونسرد یا عامل مرگ دیگر انسانها می‌شوند، از گونه‌ای دیگر است. و مرگ هاشمی رفسنجانی از نوع دیگریست.

میلیونها نفر به خیابانها ریختند. همه جا از جمعیت پر شده بود در مراسم او. اما، اگر کسی جانب واقعیت را داشته باشد آنگاه ناچار از بسیاری می‌پرسد و قانع می‌شود که:

– انبوهی براستی سوگوار شخص او بودند.
– انبوهی از او بیزار، لیکن از حریفان او بیزارتر بودند.
– انبوهی خوشه‌چینی می‌کردند.
– برخی سلطنت می‌خواستند و مراسم او را برای لق کردن دندان ولایت استقبال کردند.
– برخی سرنگونی می‌خواستند و مراسم او را برای تقویت مخالفت گسترش می‌دادند.

اما در مجموع، آنها که برای حفظ وضعیت موجود و دفاع از رهبر و میراث مشترک رهبران جمهوری اسلامی به خیابانها سرازیر شدند کمترین کمترین‌ها بودند. آنها، حداقل اکثریت آنها، این همایش را دوست نداشتند و اگر ممکن می‌شد به دستور رهبر در خانه می‌ماندند. خیابانها باردیگر شاهد حضور همان جنبشی بودند که رگه‌ی اصلی‌اش را سبز نامیدند و چهره‌هایش در حصر قرار دادند.

هاشمی پس از خمینی و منتظری مهمترین فرد در طراحی و بنای جمهوری اسلامی بود. آن سه برای جامعه‌ی مدرن ایران و برای مجموع مردمی که در قالب عقیدتی آنها نمی‌‌گنجیدند، یک زندان به پهنای ایران ساختند. زندانی که نامش نظام ولایت فقیه شد.

خمینی در حالی درگذشت که همچنان مشغول سخت‌تر کردن شرایط این زندان برای زندانیان نظام بود.

منتظری در حالی در گذشت که از مشارکت خود در طراحی و بنای این زندان پشیمان شده بود، جبهه‌ی سیاسی خود را تغییر داده بود و کوشید با قیمتی که برای او سنگین بود تبهکاری‌های ناشی از زندان هولناک ولایت فقیه را کاهش دهد.

رفسنجانی اما در حالی در گذشت که می‌خواست آن زندان را از طریق بازسازی شرایط زیست در آن و ایجاد تعدیل‌هایی که تحمل زندان را برای اسیران ممکن می‌کند حفظ و استوار کند و عمر هزار ساله بدهد. او می‌دانست به هر بهانه‌ای این بساط تغییر کند، حتی اگر او همراه این تغییر باشد، باز به عنوان یکی از معماران آن متهم خواهد بود. پس، بود خود را در بود آن زندان می‌دید و بود آن زندان را در بهبود وضعیت آن زندان. پس، او معمار زندان، پاسدار نظام و مهمترین کس در تلاش برای بهبود وضعیت زندان یا نظام ولایت بود. همه‌ی آنها که به زندان عادت کرده‌اند، یا در زندان کسب و کاری براه انداخته‌اند، یا امیدی به نجات از آن زندان ندارند، او را سخت دوست می‌داشتند. هیچ کس به اندازه‌ی یک زندانبان خوب مورد علاقه‌ی عادت کردگان به زندان و بازرگانان فکری و مادی زندان نیست.

از سه معمار عمده‌ی نظام گفتم. از این سه، او گرسیوز نظام بود، در رکاب افراسیاب نظام که خمینی بود، و به موازات پیران نظام که منتظری بود. در سه‌چهر قدرت در اسطوره‌ی ایرانی، آنگونه که در شاهنامه آمده است، افراسیاب حاکم و قدرت عریان است، پیران ویسه حضور خیر در جبهه‌ی شر و گرسیوز عامل تدبیر و نیرنگ است. منتظری نمادی از پیران ویسه شد. مهربان و محبوب و قربانی خوبی خود. اما حکایت گرسیوز دیگرگونه است. او بسیار پیچیده عمل می‌کند. خونسرد و ساکت است و مبهم سخن می‌گوید و در مه عمل می‌کند. او از تدبیر تیغی بُراتر از شمشیر می‌سازد. می‌بُرد، اما نه با شمشیری بر دست. تدبیر او را آهنگر سیاست به شمشیر بدل می‌کند. آدمی از دست او کلافه می‌شود و وی را گُجسته می‌خواند. افراسیاب برجسته، پیران خُجسته و گرسیوز گُجسته.

آیا به راستی او گرسیوز گُجسته بود؟ در تمام طول تاریخ ایران نداریم کسی را که، هم معمار یک نظام باشد هم ایرادگیر آن. هم در قله‌ی حاکمیت نشسته باشد و هم در اپوزیسون آن. هم رهبر مصلحت نظام باشد و هم رهبر مصلحت اپوزیسیون آن نظام. هم خفه‌کننده‌ی یک جنبش باشد و هم در رأس آن. هم حضور پهناورش تمام ارکان و ارگانهای نظام را آکنده کند، هم حضورش در تمام ارکان جنبش اعتراضی رخنه کند. هیچکس دیگری در تاریخ معاصر ایران نتوانسته است مثل او در حالی که در بالاترین رده‌ی حکومت استوار است تمام اپوزیسیون خودی را نیز در چنگ بگیرد.

اما چگونه می‌توان همزمان هم روی قله‌ی حکومت بر صندلی نشست بود و هم پای پیاده با اپوزیسیون در دامنه‌ی کوه راهپیمایی کرد؟ حکمتی در این کار است بسی آموزنده. به ایوان می‌رویم و دست را سایبان چشم می‌کنیم و می‌نگریم.

کسی را می‌بینیم که همراه خمینی مشغول بالا بردن برج و باروی قلعه‌ی نظام فقاهتی است. خمینی می‌گوید، سیم خاردار برای بالای باروها یادت نرود! اطاعت می‌کند و با یک لبخند خفیف، در حالی که گوشه‌ی نگاهش را با یک زاویه‌ی نود درجه به تماشاگران می‌تاباند می‌گوید، چند کبوتر سفید هم برای تزئین این دیوارهای متبرک در لانه‌های بالای باروها بگذاریم تا آسمان را بی‌پرواز نگذارند.

رنگ سپید کبوترهای صلح چشم تماشائیان را خیره می‌کند و کمتر متوجه بنایی او می‌شوند. می‌گویند، چه رحمتی دارد آقا!

کسی را می‌بینیم در حال خواندن یک گزارش. هویدا و جمعیتی از پیرمردهای رژیم پیشین را با چوب و چماق له و لورده کرده‌اند و فردا می‌خواهند آنها را اعدام کنند. سرش را می‌خاراند و رو به امام می‌گوید، نمی‌دانم آنها توی کدام زندان هستند بدبخت‌های گول‌خورده. امام سرش را می‌چرخاند و می‌گوید، بهتر است همین حالا راحت بشوند. او لبخندش را نگه می‌دارد و گزارش بعدی را برمی‌دارد.

تماشائیان کلمه‌ی بدبخت‌ها را از او می‌گیرند و گوششان تیز می‌شود که شاید رحمتی در این حرف باشد، و حواس‌شان از کار بنایی او پرت می‌شود.

کسی را می‌بینیم در زندان شاه شعرهای سعید سلطانپور را می‌خواند، با گاگیک آوانسیان والیبال بازی می‌کند، با زندانی دیگری سوپ برای همه درست می‌کند، با بقیه‌ی زندانیان سر سفره می‌نشیند، ورزش می‌کند، بحث می‌کند، می‌خندد و شادی می‌کند، و گاهی هم می‌گوید، بهترین گوشه‌ی بهشت خدا مال چپ‌هاست. کمرش که درد گرفت سهراب نامی از چپ‌ها مالشش داد و ویکس بر آن مالید و کیسه‌ی گرم نهاد و قرص به او داد و غذایش را برایش برد، تا راحت بخوابد و فردا سالم از خواب برخیزد و نماز خود را بخواند. آنگاه، سالی چند پس از آن روزگار، او را می‌بینیم در رأس نظام و در حضور امام گزارشی را می‌خواند. قرار است همه‌ی زندانیان سیاسی، همه‌ی آن انسانها را بدون محاکمه اعدام کنند. شکنجه و اعدام. می‌بیند، گاگیک سالخورده روده‌هایش از شکم بیرون زده و فریاد درد می‌کشد. سعید با لباس عروسی توی خون غلط می‌زند، سایرین زیر ضربات شلاق و شکنجه‌های روانی مثل جسم بدون خون خشک و رنگ پریده منتظر مرگ هستند. می‌بیند که فرزندان خردسال قروانیان مثل بیت امام حسین در صحرای کربلا پشت در زندانها اشک می‌ریزند. می‌بیند گروه گروه انسان‌های اسیر را اعدام می‌کنند. نفسی عمیق می‌کشد و رو به امام می‌گوید، هر چه می‌کشیم از دست این منافقین پلید است. این زندانیان بدبخت چه کفاره‌ای پس می‌دهند. خدا به دادشان برسد. امام رو به او می‌گوید، کار را باید سرعت بدهند و آن کفار را به درک واصل کنند. او لبخندش را کم می‌کند، دیگر صدای سعید را نمی‌شنود و روده‌های گاگیک را نمی‌بیند. گزارش بعدی را می‌خواند و وانمود می‌کند که در جریان جزئیات کار نیست.

جماعت کلمه‌ی زندانیان بدبخت را می‌گیرند و یادشان می‌رود که او دارد ساختمان را بالا می‌برد و گزارش بعدی را می‌خواند.

گزارش بعدی روی زانوان اوست:

زن بدون اجازه شوهر حق سفر ندارد!
سکوت.

تعدد زوجات مجاز است!
سکوت.

صیغه و متعه نامحدود است!
سکوت.

ازدواج با دختران خردسال مجاز است!
سکوت.

میراث‌بری زن نصف مرد است!
سکوت.

دیه زن نصف مرد است!
سکوت.

مردان در حضانت فرزندان مقدم هستند!
سکوت.

سنگسار اسلامی است
سکوت.

به صلیب کردن شرعی است.
سکوت.

و …

بعد به همسر و دختر خود فکر می‌کند و اینگونه می‌شنویم: به امید خدا مسایل حاد سیاسی را پشت سر می‌گذاریم و به برخی کمبودها از جمله در مورد حقوق نسوان که در برخی عرصه‌ها توسط برخی بی‌تجربگی‌ها بعضی مواقع و در بعضی شرایط ممکن است صورت گرفته باشد رسیدگی می‌کنیم.

جماعت رسیدگی به حقوق نسوان را در ذهن ثبت می‌کنند و نمی‌خواهند ببینند که او دارد ساختمان را بالا می‌برد.

او مدام یا دیوار نظام را بالا می‌برد یا دیوار را مرمت می‌کرد و یا می‌کوشید به گونه‌ی برخی تعمیرات را مطرح کند. وقتی که امام درگذشت، او قاطع‌ترین کس برای تداوم ولایت فقیه شد. نه به این خاطر که فکر می‌کرد ولایت فقیه بهترین شکل حکومت است. نه! او احتمالا فکر می‌کرد بهترین شکل مناسب برای دور کردن رقیب اصلی خود، آقای خامنه‌ای، از عرصه‌ی رقابت برای رهبری دولت و سیاست کشور این است که او را در پست ولایت فقیه اسیر کند و از دستش خلاص شود. اگر او فکر می‌کرد که سپردن این مقام به خامنه‌ای منجر به سلب قدرت از خود او می‌شود حتی یک در میلیارد هم چنین پیشنهادی نمی‌کرد. اما، او خامنه‌ای را هم به بیراهه کشاند. خامنه‌ای می‌توانست برای شورایی شدن ولایت قانع شود. او انتظار این مقام را برای خود نداشت. اما هاشمی او را به رأس ولایت کشاند و قربانی ولایت فقیه‌اش کرد. خامنه‌ای کمتر از همه‌ی «بزرگان» نظام ممکن بود پشت تداوم ولایت مطلقه قرار بگیرد. اما، این کار شد، و ولی فقیه، به جای این که از کیخسرو اوستا درس بگیرد و شیطان نهفته در قدرت را بازشناسد، مثل دکتر فاستوس گوته مسحور مفیستوفلس شد و پا به میدانی عجیب گذارد که رستگاری در آن کمتر بود. همه‌ی قدرت کم کم زیر فرمان ولی فقیه قرار گرفت و دولت در حد نهاد مدیریت تدارکات تنزل مقام داد.

پس، کلمات اشاره و اعتراضات هاشمی افزایش می‌یابد. بازی را تا حدی باخته بود و باید راهی پیدا می‌شد. رقابت دو رهبر هر دو را بیش از پیش به تقابل کشاند. بعد می‌بینیم که این تقابل برای تماشائیان تداوم همان کبوترهای سفید تلقی می‌شود. آقا ناگهان با بال‌های سبز بر فراز تهران به پرواز در می‌آید. روی صفحه شطرنج او مهره‌های سبز شروع به حرکت می‌کنند. اما کاری چندان پیش نمی‌رود. زمانی که انتخابات خبرگان بود، حسن نوه خمینی رد صلاحیت می‌شود. حال، این بهترین جا بود که با یک تیر دو نشان اصلی زده شود. پشت میکروفن می‌رود. آی هوار! هوار هوار! و اعتراض می‌کند:

صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیون‌های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

بدینگونه، او بدون تعرض به رهبر، به عنوان حامی بزرگ خاندان خمینی و مدافع اشبه امام، یعنی همانند و جانشین امام، زیر مجموعه را مورد انتقاد قرار می‌دهد. به آنها گوش زد می‌کند که نان و آبتان از آنجا آمده است. و تمام می‌کند جمله را با تقاضای سهم خود:

زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

جمله آخوندی را غیرآخوندی بخوانید:

زمانی که همه ما در قدرت نشستگان بابت این همه نعمات که از آسمان خمین روی سفره‌مان ریخته است باید به هم تبریک بگوییم، شما اینقدر حواستان پرت است که از هدیه‌ی لازم به اشبه امام و مهمتر از آن وکیل مدافع او پرهیز می‌کنید؟

این خطابه‌ی گرسیوزی توسط عادت‌کردگان به زندان تعبیر شد به خیزش شکوهمند هاشمی در سمت مدافعه از مردم و اصلاحات و جنبش سبز.

حرکت دادن مهره‌ی آ سید حسن نوه‌ی خمینی بسیار زیرکانه بود. بدینوسیله می‌توانست هم حق به جانب باشد، هم مدافع خانواده بی‌سرپرست امام باشد که در کربلای جماران گیر کردند، هم این مهره را وسیله مناسب تعرض به جبهه‌ی مخالف کند. چه بسا این آقا مناسب جانشینی ولی فقیه باشد، و چه بسا این مهره این بار بتواند روی صفحه‌ی شطرنج طبق اصول به حرکت درآید. اگر مهره‌ی قبلی ایشان، یعنی آقای خامنه‌ای نتوانست ایشان را تامین کند شاید این یکی بتواند. نوه‌ی خمینی، که تنها یک ماه قبل از آن با یک جبروت طاغوتی، وقتی روحانی به گونه‌ای نیشدار از امام تجلیل کرده بود با خشم و تحقیر در او نگریست، حالا باید به دلیل اشبه امام بودن پا در رکاب قدرت بگذارد.

تماشائیان، جمله‌ی «شما صلاحیت خود را از کجا آوردید» را که شنیدند دیگر چیزی نمانده بود از برق مواضع آقا غش کنند. آخر، اگر این تماشائیان مجهول حاج حسن را در معادله‌ی بغرنج هاشمی رفسنجانی باز می‌شناختند که ایران به این روز نمی‌ افتاد. حالا هم، این نوه‌ی معصوم و مظلوم که نور از سیمای قشنگش می‌بارد روی صفحه‌ی شطرنجی که هاشمی پهن کرد خودش خودش را به حرکت درخواهد آورد و برای مات کردن حریفان تلاشها خواهد کرد. خوب شرط اولش را دارد و آن جنبش سبز است، جنبشی که به جای تولید هدف و فکر پشت سر هم قهرمان تولید می‌کند. کشور پر شده است از قهرمان‌هایی که اغلب معلوم نیست حرف حسابشان چیست و با قافیه‌ی تکراری امام ره کدام راه را می‌خواهند طی کنند.

گرسیوز البته گام‌های دیگری هم برداشت که زندانیان قلعه‌ی ولایت دلشان نمی‌خواهد آنها را مورد توجه قرار دهند. او روز ششم شهریور در جلسه مجمع تشخیص مصلت گفت:

«یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، (انتشار نوار صحبت آقای منتظری راجع به اعدام‌ها) خدشه وارد کردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند.»

دقت کنید! نباید اجازه داد به اهداف خود برسند! یعنی نباید اجازه داد از اعدام‌ها حرف بزنند. باید فرزند منتظری که از دشمنان است و احتمالا اشبه پدر خود است ساکت و منسی شود و به کسی نگوید که پدرش چه گفت و بیت امام چگونه پشت آن اعدام‌ها ایستاده بود. اگر این حرفها زده شود همه می‌فهمند که خود ایشان چقدر پشت اعدام‌ها ایستاده بودند و چگونه عبای خود را بر پیکرهای خونین زندانیان مظلوم کشیدند.

آخر گرسیوز روزگار! چرا باید فرزند منتظری به خاطر فرزند خمینی و شخص شما ساکت شود و نگوید که پدرش راجع به اعدام‌ها چه گفت و در عوض باید هدیه‌های خاص به بیت امام داده شود و راه رفتن شیخ حسن به سوی مقام ولایت فقیه آب و جارو شود تا بیت هاشمی مهره‌ی دیگری را در آن بالا تعبیه کند؟ آیا غیر از این است که آقای خامنه‌ای رقیب شما همان زمان رفت قم و با منتظری در باره این اعدام‌ها هم‌نظری کرد و این برای شما تولید کننده‌ی یک ضعف در آن ستیز قدرت بود؟

ایشان گویا یادشان نبود که خود در دی ماه ۱۳۶۷ در خطبه‌‌ی نماز جمعه در دانشگاه تهران با اذعان به اعدام زندانیان سیاسی، منکر گستردگی این کشتار شد و گفت:

«تعداد زندانیان اعدام شده به هزار هم نمی‌‌رسد»
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌‌رسید!
آخر:
مگر ما نان مفت داشتیم که به آنها بدهیم!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .