اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'شورش' Category

Dec 03 2019

پیام یک شهروند از ماهشهر: ناجوانمردانه همکارانم را کشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: روایت ماهشهر

سلام
اسم من هرمز و محل کارم شهرستان ماهشهر است.

در درگیری‌های حدود ساعت ده – یازده صبح دوشنبه 26 آبان‌ماه دو تن از همکاران پتروشیمی هم در اثر رگبار شلیک تیربار دوشکا ماموران در شهرک چمران (جراحی) کشته شدند. «احمد چراغیان» متولد شهرستان جایزان از کارمندان بهره برداری پتروشیمی تندگویان ماهشهر و «سالم سنجری (سنجریان)» از کارمندان ترانسپورت حمل و نقل کارکنان پتروشیمی بندرامام از منزل به شرکت.

همان‌طور که در گزارش شما آمده، راه‌های منتهی به شرکت‌ها توسط مردم معترض بسته شده بود. امکان حمل و نقل نفرات از شرکت‌ها به خانه و برعکس وجود نداشت. آقای سنجری بر حسب وظیفه کاری‌اش که مسئول چک کردن راه‌ها و این‌که امکان حرکت سرویس‌ها هست یا نه، هر روز و قبل از زمان حرکت شیفتها بود.

شرکت‌های پتروشیمی علاوه بر نفرات روزکار، نفرات شیفت هم دارد که ساعت ۵:۳۰ و۱۳:۳۰ و ۲۱:۳۰ از ماه‌شهر و شهرک‌های بعثت و چمران و کوره‌ها و سربندر، به سمت پتروشیمی‌های منطقه ویژه حرکت می‌کنند. آقای سنجری مسیرها را بازرسی می‌کرد که در صورت امکان، نفرات جایگزین کارگرها و نفراتی که در شرکت مانده و از خانواده‌ها بی خبرهستند را مشخص کند. ولی وقتی به فلکه ورودی شهرک می‌رسد، ماموران به او شلیک کرده و او جان می بازد.

آقای چراغیان هم از نفراتی بود که در شرکت مانده بود و امکان برگشت به خانه را نداشت. او دارای سه فرزند بود. بعد از دو روز ماندن در شرکت، صبح اقدام به بازگشت به سمت خانه می‌کند. مقداری از مسیر را پیاده می‌رود و مقداری هم با ماشین تا نزدیکی شهرک جراحی و پادگان نزدیک شهرک که قبل از فلکه ورودی شهرک چمران است. او از آن‌جا پیاده یا شاید با موتور یکی از نفراتی که جاده را بسته بودند – چون شهرک چمران تقریبا همه یکدیگر را می‌شناسند و اکثر معترضان از دوستان هم و از خود مردم آنجا بودند – به سمت خانه می‌رود. ولی چون حرکت او همزمان با به رگبار بستن مردم معترض بوده و او هم جان باخته است.

این نکته ضروری را هم بگویم که مردم معترض ماه‌شهر و شهرک‌های اطراف، فقط ورودی خروجی شهر را بسته بودند. داخل شهر همه چیز عادی بود. کوچک‌ترین بی‌احترامی به هیچ‌کس نکردند. می‌توانم قاطعانه بگویم که حتی یک شیشه هم از بانک یا مغازه‌ای شکسته نشد. معترضان اصلا وارد شهر نشدند. فقط زمانی که بر اثر رگبار گلوله‌ها مجبور شدند برای در امان ماندن به داخل شهر بیایند.

فکر نمی‌کردند افرادی که پشت تویوتا و تیربار دوشکا نشسته‌اند، این‌قدر بی‌رحم باشند که برایشان داخل و بیرون شهر، مرد و زن و بچه و افراد مسن فرقی ندارد.

گویا خانواده کشته شدگان را تهدید کرده‌اند اگر حرفی بزنند، سرنوشت بدی در انتظارشان هست. حتا اجازه نوشتن در مورد عزیزان‌شان را نداده‌اند.

حتا خود ما هم تا در پیام یا تماس تلفنی جمله یا کلماتی در مورد اتفاقات می‌گوییم، خیلی سریع اس ام اس دریافت می‌کنیم که: «انتشار اخبار و…طبق ماده فلان و فلان مقدار جرم و حبس دارد. لطفا فریب گروهک‌های ضد نظام را نخورید و…»

ولی من دلم طاقت نیاورد تا در مورد این دو نفر اطلاعی ندهم. ناجوانمردانه این دو نفر را که کاملا بی‌گناه هستند، کشته‌اند ولی خون آنها پایمال نشده و نادیده گرفته نشود. هر چند که تمام معترضان بی‌گناه بودند و فقط از شرایط اقتصادی به تنگ آمده بودند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Dec 01 2019

جزییات جدید از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات‎؛ «پیکر ۱۵۶ نفر در بهشت زهرا دفن شد»‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی خبر داد که پیکر ۱۵۶ نفر از قربانیان اعتراضات اخیر ایران در بهشت زهرای تهران دفن شده و ۸۰ پیکر دیگر نیز به شهرستان‌های ایران فرستاده شده است.

این وبسایت روز شنبه ۹ آذر نوشت که «منابع موثق به نقل از مسئولین بهشت زهرا به کلمه گفته‌اند که پیکر ۱۵۶ نفر از هموطنان به غسال خانه این آرامستان انتقال داده شده و ۸۰ پیکر به شهرستان‌ها فرستاده شده است».

این وبسایت همچنین جزئیات دیگری از تعداد افراد کشته شده در شهرهای استان تهران را منتشر کرده است.

براساس این گزارش، در شهر شهریار حداقل ۵ نفر، در بخش کهنز ۱۷ یا ۲۰ نفر، بخش‌های فردوسیه امیریه و وحیدیه ۱۰ یا ۱۳نفر، بخش ملارد ۸ نفر، قلعه حسن خان ۸ یا ۱۰ نفر، یوسف آباد صیرفی ۶ نفر، جاده ساوه ۱۰ یا ۱۲ نفر، اسلام شهر ۸ یا ۱۰ نفر، حدفاصل ملارد و شهریار شامل روستاهای لم آباد، اسفند آباد و بکه حدود ۱۲ یا ۱۴ نفر، اکبرآباد و وجیه آباد بیش از ۲۰ نفر و در رودهن ۱۶ نفر کشته شده‌اند.

وب‌سایت کلمه تعداد افراد کشته شده در جریان اعترضات آبان را ۳۶۶ نفر اعلام کرده است.

عفو بین‌الملل نیز در آخرین آمار خود قربانیان را «دست‌کم ۱۶۱ نفر» تخمین زده است.

با این حال دادستان کل کشور آمار منتشر شده درباره شمار کشته‌ها و بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر در ایران را رد کرد. وی اما در عین حال هیچ آماری ارائه نداد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور روز شنبه درباره تعداد افراد کشته و بازداشت‌شده در جریان اعتراضات گفت: «من آخرین آمار را ندارم.»

وی اضافه کرد: «خوشبختانه افرادی که خارج از کشور هستند هیچ دسترسی به اطلاعات و آمار ندارند؛ آمارهای مختلفی می‌دهند و هیچ کدام از آنها اعتبار ندارد.»

با این حال دادستان کل کشور بدون اشاره به فرد خاصی گفت: «هیچ مقامی مجاز نیست بدون داشتن آمار و اطلاعات دقیق، چنین اظهاراتی داشته باشد.»

جمال عرف، معاون سیاسی وزیر کشور، نیز ضمن «نامعتبر دانستن» آمار اعلام شده درباره کشته‌شدگان اعتراضات آبان وعده داد که دادستانی کل کشور بر اساس آمار دریافتی از پزشکی قانونی آمار را اعلام خواهد کرد.

روز شنبه همچنین سخنانی به نقل از معاون وزیر کشور منتشر شد که گفته بود حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، چند روز پیش از اجرای طرح افزایش قیمت بنزین از زمان اجرای آن مطلع بوده است.

آقای روحانی گفته بود که تعیین زمان اعلام افزایش قیمت بنزین را به وزارت کشور واگذار کرده و خود او صبح روز جمعه بیست و چهارم آبان از این موضوع مطلع شده است.

ساعاتی پس از انتشار سخنان آقای عرف، دفتر معاون سیاسی وزیر کشور سخنان منتشر شده را «مخدوش» خواند و اعلام کرد که تعیین زمان بندی دقیق اجرای این طرح در دولت مطرح نشده است.

​

No responses yet

Nov 29 2019

ادامه شناسایی و بازداشت ده‌ها تن از معترضان در تهران، اصفهان و شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


رادیوفردا: مقام های انتظامی و امنیتی ایران روز پنجشنبه هفتم آذر ماه از ادامه بازداشت دستکم ۵۰ نفر از شرکت‌کنندگان در اعتراض‌های اخیر در چند شهر ایران از جمله تهران، شیراز و اصفهان خبر داده‌اند.

فرمانده انتظامی غرب استان تهران می‌گوید، ۳۰ نفر از عوامل اصلی« اغتشاشات در ناآرامی های اخیر شهرستان‌های غرب استان دستگیر شده‌اند.

در پی تجمع‌ها و اعتراضات گسترده در ایران که به دنبال افزایش قیمت بنزین رخ داد، مقام‌های مسئول در کشور به پیروی از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی از این اعتراضات به عنوان «اغتشاش» و از معترضان به عنوان «اشرار» یاد می‌کنند.

محسن خانچرلی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران گفته است، «در ادامه شناسایی عناصر اصلی اغتشاش و اخلالگران حوادث اخیر که باعث تخریب اموال عمومی و بروز ناامنی درشهرستان‌های غرب استان تهران شده بودند، دستگیری عوامل اصلی ناامنی های اخیر همچنان در دستور کار پلیس قرار دارد.»

این مقام پلیس اضافه کرده است:« ماموران با کار اطلاعاتی گسترده، ۳۰ نفر از عوامل اصلی و محرک اغتشاشات شهرستان های استان را شناسایی و پس از هماهنگی قضائی، متهمان را در عملیات های جداگانه در مخفیگاهشان دستگیر کردند.»

محسن خانچرلی می گوید، افراد بازداشت دستگیر شده که «در تجمعات اخیر دست به خرابکاری و حمله به ماموران زده بودند»، پس از دستگیری به اتهامات خود اعتراف کردند.

به دنبال افزایش بهای بنزین در هفته گذشته، بسیاری از شهرهای ایران شاهد تظاهرات بی‌سابقه بود و طبق برآوردهای رادیو فردا و سازمان عفو بین‌الملل، پاسخ حکومت به اعتراض ناراضیان دست‌کم ۱۴۳ کشته و حدود پنج هزار بازداشتی به دنبال داشته است.

بازداشت ها در اصفهان

مهدی معصوم بیگی، فرمانده انتظامی استان اصفهان هم روز پنجشنبه از دستگیری هفت تن دیگر از رهبران و عاملان اصلی «اغتشاش‌های اخیر در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و پلیسی» توسط ماموران امنیتی خبر داد.

فرمانده انتظامی استان اصفهان گفته است:«در ادامه شناسایی عناصر اصلی اغتشاش و اخلالگران نظم عمومی که با سوءاستفاده وموج سواری بر اعتراضات مردم در خصوص طرح سهمیه بندی بنزین اقدام به تخریب و آتش زدن سازمان یافته اموال و اماکن عمومی و دولتی و تعرض به جان و مال مردم کردند، روز گذشته در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و پلیسی هفت نفر دیگر از این افراد در مخفیگاه های خود شناسایی و دستگیر شدند.»

این مقام پلیس اصفهان هم می‌گوید، بازداشت شدگان به اتهامات خود «اقرار» و اعتراف کرده‌اند.

بازداشت ۹ تن در شیراز

رهام بخش حبیبی، فرمانده نیروی انتظامی استان فارس گفته است : «۹ نفر از عاملان اصلی ارتباط با شبکه‌های معاند و بیگانه و ۲ نفر از آشوبگر اصلی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی ناآرامی‌های هفته پایانی آبان ۹۸ در شیراز دستگیر شدند. »

این مقام قضایی استان فارس هم گفته است که متهمان بازداشت شده به «جرایم» خود اعتراف کرده‌اند.

در حالی این مقام‌های قضایی از اعتراف متهمان خبر داده‌اند که مشخص نیست آیا بازداشت شدگان از حقوق اولیه‌ای مانند دسترسی به وکیل برخوردارند یا خیر.

اعتراف افراد علیه خود و دیگران یکی از روش‌های رایج در دستگاه های امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران است. پیش از این بسیاری نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر از نقض سیستماتیک متهمان بازداشت شده در ایران انتقاد کرده‌اند.

در همین زمینه، ابوالفضل بهرام‌پور، کارشناس امور دینی دعوت‌شده به صداوسیمای جمهوری اسلامی، در سخنانی در شبکه اول تلویزیون دولتی گفته معترضانی که «اکنون در زندان ما هستند» باید «زجرکش شوند».

او در ادامه مجازات‌های در نظرگرفته شده می‌گوید «باید به‌ دار آویخته شوند».

در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ دست کم چهار تن از معترضان در بازداشتگاه کهریزک کشته شدند.
با استفاده از ایرنا و رادیو فردا؛خ

No responses yet

Nov 28 2019

گفت‌وگو با چند پزشک در ایران؛ دستور کشتن معترضان را داده بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: سرکوب در شهرهای اطراف تهران و کرج مثل شهریار، قلعه حسن‌خان و تمام شهرک‌های بین تهران و کرج بسیار شدید بوده است.

«در بیمارستان فیاض‌بخش پیرزنی را آورده بودند که از پنجره بیرون را تماشا می‌کرده است و تیر خورده بود به قلبش.»
این را یک پزشک می‌گوید در روزهایی که حکومت هیچ آمار رسمی از تعداد کشته‌ها و مجروحان اعتراضات خیابانی اخیر به گران شدن ناگهانی بهای بنزین ارایه نمی‌دهد. جمعی از پزشکانی که در بیمارستان‌های مختلف ایران مشغول به کار هستند و هویت‌ آن‌ها از سوی «ایران‌وایر» تایید شده است، از وضعیت بیمارستان‌های مختلف در روزهای اعتراضات گزارش می‌دهند.

آن‌ها که خود را با عنوان «پزشکان گم‌نام حقوق انسانی» معرفی می‌کنند، می‌گویند در جریان سرکوب این اعتراضات، هم از گلوله‌های جنگی و هم از گلوله‌های ساچمه‌ای استفاده شده است و بیشتر جمجمه و قلب معترضان هدف قرار گرفته‌اند.

یکی از آن‌ها می‌گوید: «انگار فقط به قصد کشت شلیک کرده بودند. حتی به آن‌هایی که از لب پنجره یا از روی پشت‌بام بیرون را نگاه می‌کردند هم شلیک شده بود؛ مثل پیرزنی که به بیمارستان فیاض‌بخش منتقل شد و تیر به قلبش خورد.»

تعدادی از این پزشکان که در بیمارستان‌های اطراف تهران کار می‌کنند، آماری را از کشته‌شدگان در بیمارستان‌های تامین اجتماعی در سه روز اول اعتراضات، یعنی تا روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ تهیه کرده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که در بیمارستان‌های وابسته به تامین اجتماعی در اطراف تهران، در سه روز نخست اعتراضات ۱۰۴ نفر جان باخته‌اند که جزییات آن به این صورت است: «بیمارستان تامین اجتماعی شهریار ۱۵ نفر، بیمارستان سجاد شهریار ۳۶ نفر و بیمارستان فیاض‌بخش ۱۴ نفر. در بیمارستان‌های اسلام‌شهر ۹ نفر، رباط کریم ۱۰ نفر و قلعه حسن‌خان نیز ۲۰ نفر کشته شده‌اند.»

یکی از این پزشکان که در بیمارستان کوچکی در شهر قدس کار می‌کند، می‌گوید: «در یک شیفت کاری، ۱۲ نفر کشته شده را خودم دیدم که از بین آن‌ها ۱۰ نفرشان با شلیک گلوله به سر جان داده بودند. یک نفر گلوله به قلبش اصابت کرده بود و یک نفر هم به گردنش.»

به گفته این پزشک، سرکوب در شهرهای اطراف تهران و کرج مثل شهریار، قلعه حسن‌خان و تمام شهرک‌های بین تهران و کرج بسیار شدید بوده است.

آمار کشته‌های بیمارستان‌های «طالقانی»، «امام رضا» و «امام خمینی» کرمانشاه نیز از سوی این پزشکان در سه روز نخست اعتراضات ۱۶ نفر اعلام شده است: «در کرمانشاه در بیمارستان طالقانی هشت نفر، بیمارستان امام رضا سه نفر و بیمارستان امام خمینی پنج نفر کشته شده‌اند. توجه کنید که این آمار شامل بیمارستان‌های ارتش، سپاه و نیروی انتظامی نمی‌شود.»

به گفته این پزشکان، بیمارستان‌های تابع «دانشگاه علوم پزشکی ایران» که برخی مناطق تهران و بیمارستان‌های «امام سجاد» شهریار و «مرکز درمانی حضرت فاطمه» رباط کریم را نیز در برمی‌گیرند، ۶۴ کشته و بیش از ۶۰۰ نفر زخمی را به عنوان آمار قطعی اعلام کرده‌اند.

یکی از پزشکان به «ایران‌وایر» می‌گوید: «تعداد زخمی‌هایی که گلوله‌های ساچمه‌ای به آن‌ها اصابت کرده بود، بسیار زیاد بودند. ما از اندام‌ها عکس می‌انداختیم و اگر گلوله به استخوان نرسیده بود، به آن‌ها می‌گفتیم بروند و خودشان بعدا برای در آوردن ساچمه به پزشک جراح مراجعه کنند. چون اگر ساچمه در بافت نرم باشد، فقط خطر عفونت بافت نرم را دارد که با آنتی بیوتیک مداوا می‌شود.»

به گفته این پزشکان، بیمارستان‌های جوانرود، بوکان و مریوان بیش از ۳۰ کشته داشته‌اند: «جوانرود ۱۵ نفر، مریوان حداقل ۱۰ نفر و بوکان حداقل هفت نفر کشته شده‌اند.»

یکی از پزشکان می‌گوید: «سرکوب، شدیدتر از آن‌چه دیدید و شنیدید، بود. این بار از روز اول دستور کشتن صادر شد؛ حکم تیر برای این که قلب و جمجه مردم معترض را هدف بگیرد.»

No responses yet

Nov 28 2019

محمود صادقی از احتمال مشارکت عناصر حکومتی در تخریب اماکن عمومی خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران اینترنشنال: محمود صادقی، نماینده مجلس ایران از «احتمال مشارکت برخی عناصر» حکومتی در تخریب اماکن عمومی در جریان اعتراضات اخیر مردم ایران خبر داد.

صادقی، روز چهارشنبه ششم آذر، در توییتر نوشت: «باتوجه به برخی گزارش‌های نگران‌کننده درباره‌ی احتمال مشارکت برخی عناصر (شاید خودسر) در حمله و تخریب اماکن عمومی، ضروری است نهادهای ذی‌ربط، بویژه وزارت اطلاعات این موضوع را بررسی و نتیجه را به مردم گزارش دهند.»

این نماینده مجلس مشخص نکرد که این «عناصر» به چه دستگاهی از جمهوری اسلامی وابسته بودند، اما معمولا عبارت «خودسر» درباره نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی که به طور غیررسمی وارد عمل می‌شوند، گفته می‌شود.

پیشتر ویدئوها و گزارش‌های مختلفی از آتش زدن بانک‌ها و دیگر اماکن عمومی به دست نیروهای امنیتی ایران منتشر شده که گفته می‌شود با هدف «اغتشاشات» نشان دادن اعتراض‌های مردمی و توجیهی برای «اشرار» خواندن معترضان صورت گرفته است.

No responses yet

Nov 27 2019

یک نماینده مجلس:‌ بیش از «هفت هزار نفر» در اعتراضات اخیر بازداشت شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد که در اعتراضات اخیر بیش از «هفت هزار نفر» بازداشت شده اند.

این نخستین بار است که آماری در زمینه تعداد بازداشت‌های یک هفته اعتراضات گسترده در ۲۷ استان ایران اعلام می‌شود.

بر اساس گزارش شماره روز سه‌شنبه پنجم آذر روزنامه «اعتماد»، حسین نقوی حسینی پيش از برگزاری نشست مشترك روز دوشنبه دو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجي مجلس و شوراها و امور داخلی كشور با مسوولان سياسی و امنيتی، عدد و رقم بازداشتی‌های ناآرامی ايران را حدود «هفت هزار نفر» اعلام كرد.

وی در عین حال، «اعلام تعداد دقيق بازداشتی‌ها و همچنين ساير مباحث مربوط به موضوع بنزين و جنجال‌هايش را به اظهارنظر مقامات رسمی موكول كرد».

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز آماری درباره کشته‌شدگان اعتراض‌های اخیر اعلام نکرده‌اند.

وزیر کشور ایران به عنوان رئیس شورای امنیت کشور که مسئولیت سرکوب و قطع اینترنت را به عهده داشت، در مصاحبه سه‌شنبه خود با شبکه یک تلویزیون حکومتی ایران در این زمینه سکوت کرد. ولی بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، دستکم ۱۴۳ تن در این اعتراض‌ها کشته شدند هرچند تعداد می‌تواند بیشتر از این باشد.

No responses yet

Nov 27 2019

اعتراض‌های ایران؛ ویدیوی ستارخان و لحظه ‘ثبت حقیقت’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: یوسف لطیف پور روزنامه‌نگار سینمایی

سرکوب معترضان در خیابان ستارخان تهران از نمای نزدیک

تصاویر ثبت شده روی تلفن‌های همراه شهروندان ایرانی که در زمان قطع اینترنت در این کشور، مثل آب پشت سد یک هفته‌ای زمان مانده بودند، اکنون و با باز شدن تدریجی اینترنت به سوی ما سرازیر می‌شوند. یکی از آن‌ها، نمای پیوسته‌ای، نزدیک به چهل ثانیه، است که از درون ماشینی در حال حرکت در خیابان ستارخان تهران در روز جمعه گرفته شده است. این تصویر ویدئویی، به عنوان “سی و پنج ثانیه‌ای که وضعیت ایران را برای بیننده‌اش خلاصه می‌کند”، کاری بسی بیش از خلاصه‌سازی کرده است. چه چیزهایی در آن می‌بینیم و آن چه می‌بینیم چطور با دیگرچیزهایی که در حافظه بصری‌مان داریم ترکیب می‌شوند که به این تأثیر برسند؟ یوسف لطیف‌پور، روزنامه نگار یادداشتی در اینباره برای صفحه ناظران نوشته است.
ناظران

با این که دوربین در حال حاضر بزرگ‌ترین سلاح برای ثبت حقیقت است، واقعیت این است که این وسیلۀ ۱۲۵ ساله این روزها به ندرت این نقش را بازی می‌کند. معمولاً این تصادف و تقدیر است که به ثبت لحظه‌هایی مثل این می‌انجامد، چنان که گویی این خود حقیقت است که به سراغ لنز آمده است.

بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه پسر دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیر افتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)؛ نمایی از نگاه دلمردۀ دخترکی نوجوان به دوربین فیلمبردار نازی، قبل از بسته شده درِ واگن پر ازدحامی که او را به اردوگاه مرگ می‌برد.

درباره اعتراضات آبانماه در صفحه ناظران بخوانید:

اتفاقاتی که هفته پیش در ایران رخ داد، و تصاویری که از آن ضبط و پخش شد از یک نظر شبیه نمونه‌های ذکر شده در بالا است، اما تفاوتی اساسی هم دارد: هر دوی این نماها را کسانی ثبت کرده‌اند که خطری خود آن‌ها را تهدید نمی‌کرده است (فیلم محمدالدوره را فیلمبردار شبکۀ دوم تلویزیون فرانسه گرفته و فیلم مربوط به اردوگاه‌های مرگ را یک فیلمبردار اس اس که کارش گزارش‌های تصویری روزمره بوده است).
شیلی
Image caption از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد

در ایران اما، ثبت کنندۀ تصویر، به همان اندازه آدم‌های به مخاطره افتادۀ درون قاب، در معرض خطر قرار دارد. از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” (۱۹۷۵) ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما، زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد.

یک وجه اشتراک مهم نمای مرگ فیلمبردار آرژانتینی در جریان کودتای شیلی و تصویر سی و پنج ثانیه‌ای از تهران این است که در هر دو، خشونت در هر فریم موج می‌زند، اما در عین حال به طور مشخص دیده نمی‌شود (مثلاً کسی در جلوی دوربین آسیب فیزیکی نمی‌بیند یا کشته نمی‌شود). برای همین بارها قابل تماشاست و هربار تماشا حقانیتش را مضاعف می‌کند. بهتر است هر کسی که تصویر اصل را روی موبایلش دارد از آن مثل گنج محافظت کند.

ژان لوک گدار، کارگردان فرانسوی/سوییسی می‌گوید: “تراولینگ [نمای متحرک] یک مسألۀ [یا قضاوت/موقعیت] اخلاقی است”، چون بدون تدوین و شکستن یک واقعه به نماهای متعدد، واقعیت را چنان که هست در زمان و مکان ثبت می‌کند. گدار نقش نمای بلند در نشان دادن تنش‌های سیاسی در جوامع را بیش از یک باز آزمود و احتمالاً بیش‌تر از هر نمای دیگری در کارنامۀ بلندش برای نمای پیوستۀ هفت دقیقه و چهل ثانیه‌ای از یک راهبندان در فیلم “آخر هفته” (۱۹۶۷) شناخته می‌شود که می‌توانست در یکی از خیابان‌های شهرهای ایران در هفته پیش گرفته شده باشد.
محمدالدوره حق نشر عکس AFP
Image caption بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیرافتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)

اما حتی گدار هم نمی‌تواند چندلایگی وقایع و تنوع کنش‌ها و واکنش‌ها را در یک نما و کمتر از چهل ثانیه تصویر کند. گسترۀ احساسات در این نمای منتشر شده از تهران به شکلی تکان‌دهنده غنی است و انگار بعد از صدها جلسه تمرین ثبت شده باشد:

ناباوری – مشاهده و گذاشتن دو دست روی سر مثل یک عزادار، ناباورانه به منظر توحش نگریستن.

فریادِ زنان – در حالی که تابوی دست نزدن به زنان معترض توسط پلیس‌های مرد دیگر شکسته شده و زنان امروز به همان اندازه قربانی سرکوب فیزیکی‌اند که مردان، هنوز منظرۀ زنی که تنها سلاحش برای آزادی دوست، مرد، همراه یا شهروندی دیگر از چنگال پلیس فریاد زدن است تأثیر خودش را از دست نداده. فردی (که شاید حتی مرد باشد)، این تنها و آخرین سلاح مقاومتش در مقابل گوش‌های ناشنوای مردی تفنگ به دست را می‌آزماید: فریاد.

تیز و بزها- در سرنبش و مقابل بانک پارسیان، جوان یا نوجوانی به چالاکی یک آهو از زیر چماق درمی‌رود. این نمایی است که کارگردان‌هایی مثل امیر نادری و مسعود کیمیایی همیشه آرزوی ساختش را داشته‌اند.

زن روسری سبز – او از ماشینش در مقابل یکی از پلیس‌های ضدشورش حمایت می‌کند. احتمالاً می‌خواهد آن را از پارک در بیارود. در میانۀ بلبشویی مثل این که شما احتمالاً نمی‌خواهید در شعاع چند کیلومتری حادثه باشید، به مدل ایرانی، مذاکره و چانیه ‌زنی ادامه دارد.

مهاجمان – وقتی نما به خیابان بغلی می‌رسد، دسته‌ای از پلیس‌ها را می‌بینیم که سرمازده و مغموم به نظر می‌رسند. یکی روی دوش دیگری می‌زند. او وقتی شب با نان سنگک تازه و پنیر به خانه می‌رود ممکن است سرکوچه‌ به یکی از همسایه‌ها بربخورد که امروز زیر باتومش رفته. و احتمالاً آن شب، همسایه، بدون نان سنگک تازه به خانه‌اش می‌رود.

بیشتر بخوانید:

میکلوش یانچو، کارگردان مجارستانی، که به عنوان یکی از بزرگترین استادان نماهای بلند شناخته می‌شود، نمای بلند را تنها راه ثبت تاریخ به عنوان رویدادی از حرکت‌های آرایش یافته مردمی و پیدا کردن رابطه آن با فضا و زمانی که مردم در آن سیر می‌کنند می‌دانست. نمای خیابان ستارخان فرضیۀ او را ثابت می کند، به خصوص وقتی آن را با انبوهی از نماهای گرفته شده از بالای بام‌ها و پل‌ها مقایسه کرد.

نماهای از بالا در شناساندن نقشه گسترده‌تر حرکت مردم اهمیت زیادی دارد. مثلاً پل معالی‌آباد شیراز را شهروندی در تصویری که بعد حماسی دارد ثبت کرده است. لایه‌های پل در آنی به میدان نبرد تبدیل می‌شوند. گلوله‌ها شلیک می‌شوند. مردم می‌گریزند. ماشین‌ها مثل اسب‌ها رم می‌کنند. زنی در کنار فیلمبردار با حیرت می‌پرسد: “چی شد؟!” ایکاش می‌دانستیم.

وقتی دوربین در خود خیابان است ناگهان همان آدم‌هایی که در نگاه از بالا سایه‌هایی متحرک بوده‌اند، به موجوداتی از گوشت و خون تبدیل می‌شوند. در ویدئویی که من نامش را “دختری به کوچه مرگ سرک می‌کشد” گذاشته‌ام، دختری یا زنی جوان، رو سری به سر، درِ حیاط یک خانه را باز می‌کند و با جسدی که هنوز از آن خون می‌رود در پیاده‌روی مجاور روبرو می‌شود؛ مردم در گریز از سمت چپ به راست قاب می‌گریزند. کسی از پشت سر زن این لحظه را فقط در چهار ثانیه ثبت کرده است.

وقتی چندباره نگاه می‌کنید، این احتمال بیشتر می‌شود که در واقع این یک شال قرمز است که که کنار سر مرد روی زمین افتاده، اما به هرحال او حرکت نمی‌کند. فقط یکی از چند رهگذری که در مقابل دوربین در حال گریزند نیم نگاهی به پیکر روی زمین افتاده می‌کنند.

این تصویر در چهار ثانیه دری را نشان می‌دهد که رو به خشونتی بیرحمانه و بی‌دلیل باز می‌شود. مرز بین سبعیت و حریم امن داخل فقط در چند سانتی‌متر شکاف در است و در چهار ثانیه طول تصویر؛ به عبارت دیگر، مرزی نیست.
برتو

بعضی ها از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از درون ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت”

اما در نمای خیابان ستارخان، این کش و قوس بدن‌ها و تلاطم آن‌هاست که داستان را بازگو می‌کند. در مقایسه با آن، فیلم‌های امروز سینمای ایران، خالی از روح و تکنیک‌اند. در فیلم‌های فیلم‌برداری شده از درون ماشین کارگردانان ایرانی، کارگردان داخل اتوموبیل را خلوت و حریم امن خود می‌کند. اما در تصاویر اتوموبیلی مردم ایران، دنیای درونی (حریم امن) و دنیای بیرونی (خیابان‌های بی‌ترحم) یکی ‌شده‌اند و هر لحظه جای یکی می‌تواند با دیگری عوض شود.

تصاویر گرفته شده از خیابان‌های ایران از درون اتوموبیل متحرک سابقه‌ای طولانی دارند و معمولاً برای کارکرد مشاهده بدون دخالت به کار می‌روند. ساموئل خاچیکیان و کارگردانان دیگری از دهۀ ۱۳۳۰ برای ثبت روح زندگی در شب‌های تهران از آن استفاده کردند و کارگردانانی دیگر، از فیلم‌های خیابانی دهه‌های پنجاه تا امروز، سردرگمی در همان خیابان‌ها را نشان دادند. بعضی کارگردان‌ها در ماشین فیلم می‌سازند چون جای بهتری برای رفتن ندارند. بعضی از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از داخل ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت” (۱۹۶۷).

اما ثبت‌کنندۀ آن سی و پنج ثانیه در ستارخان داستان دیگری دارد: او هم می‌خواهد در آن زمان و مکان حضور داشته باشد و هم قدر امنیت اتوموبیلش را می‌داند؛ خوب می‌داند که از راستۀ شقاوت علیه شهروندان عبور خواهد کرد و نمای آخرش، که ماشین سرعت می‌گیرد و از غائله دور می‌شود، نوعی رهایی برای تصویر به ارمغان می‌آورد.

ما، تماشاگران تصویر در زمان و مکانی دیگر، قدر آن سرعت گرفتن و دور شدن از صحنه را می‌دانیم چون معنایش این است که ثبت کنندۀ لحظه به سلامت به خانه رسیده و حالا تصویرش را برای همه ما فرستاده است.

No responses yet

Nov 25 2019

عفو بین الملل: دست‌کم ۱۴۳ نفر در اعتراضات اخیر ایران کشته شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که شمار کشته‌شدگان در اعتراضات اخیر ایران دست‌کم به ۱۴۳ نفر رسیده است.

این نهاد مدافع حقوق بشر روز دوشنبه ۴ آذر با انتشار اطلاعیه‌ای گفت که گزارش‌های موثق از افزایش شمار کشته‌شده‌های اعتراضات ایران طی ده روز اخیر حکایت دارد.

بر اساس این گزارش در استان البرز ۹ نفر، در استان آذربایجان شرقی، ۱ نفر، در استان اصفهان ۷ نفر، در استان فارس ۱۵ نفر، در استان کرمان ۱ نفر، در استان کرمانشاه ۳۴ نفر، در استان خوزستان ۴۰ نفر، در استان کردستان ۱۲ نفر، در استان کردستان ۱۲ نفر و در استان آذربایجان غربی ۴ نفر کشته شده‌اند.

آخرین آمار عفو بین الملل شمار قربانیان این اعتراضات را ۱۱۵ نفر عنوان می‌کرد، اما در گزارش کنونی تعداد جان‌باختگان تا ۱۴۳ نفر افزایش یافته است.

برآوردهای محتاطانه رادیو فردا، بر اساس جمع‌بندی اطلاعات موثق، تا روز ۲۹ آبان حاکی از کشته شدن دست‌کم ۱۳۸ نفر در ۳۱ شهر ایران در اعتراضات داشت.

عفو بین الملل در اطلاعیه خود به ویدیوهای دریافتی از ایران اشاره می‌کند و می‌گوید که این ویدیوها نشان می‌دهد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به طور تعمدی معترضان غیرمسلح را از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار می‌دهند؛ در عین حال گزارش شده که یک نفر نیز در پی اسنتشاق گاز اشک‌آور و یک نفر دیگر هم بر اثر ضرب و شتم کشته شده‌اند.

عفو بین الملل سپس از واکنش جامعه جهانی نسبت به این رخداد انتقاد می‌کند و می‌گوید: «اگرچه کمسیر حقوق بشر سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و شماری از کشورها اقدام حکومت ایران در کاربرد خشونت علیه معترضان را محکوم کرده‌اند، اما به رغم مستندات رو به افزایشی که وجود دارد، هیچ کدام آنها به‌طور خاص اشاره‌ای به این واقعیت نکرده‌اند که نیروهای امنیتی ایران قصد استفاده از قوه قهریه برای کشتار معترضان را داشتند.»

این اطلاعیه در ادامه می‌افزاید: «گزارش‌های هولناک شاهدان، اطلاعات فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران خارج از ایران، و تصاویر ویدیویی بسیاری که واحد دیجیتال عفو بین الملل آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌، شاهدی بر این واقعیت است که نیروهای امنیتی به طور عمدی از اسلحه گرم علیه معترضان غیرمسلح استفاده می‌کردند در حالی که هیچ خطر جانی از جانب معترضان متوجه آنها نبود.»

به گفته عفو بین الملل، اجساد بسیاری کشته‌شده‌ها هنوز به خانواده‌های آنها تحویل داده نشده و خانواده‌ها حتی مجبور شده‌اند پول گلوله‌ای را که عزیزانشان با آن کشته شده‌اند، بپردازند؛ همچنین گزارش‌هایی نیز از قطع روند درمان مجروحان در بیمارستان‌ها و مرخص کردن اجباری آنها از بیمارستان منتشر شده است.

با این حال حبیب‌الله آصفی، معاون امنیتی استانداری خوزستان، موضوع دریافت پول در ازای تحویل اجساد را به شدت تکریب کرده و گفته که تاکنون چیزی درباره آن نشنیده است.

عفو بین الملل در نهایت تاکید داشته که شمار کشته‌شده‌ها باید بیش از این تعداد باشد و این نهاد همچنان به تحقیقات خود در این باره ادامه خواهد داد.

No responses yet

Nov 23 2019

بهبهان پس از درگیری؛ به‌ظاهر آرام، عمیقا غمگین

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


ایران وایر: در اعتراضات بهبهان دست کم هشت معترض کشته و بسیاری زخمی شدند، تصویر از ساختمان یکی از شعب بانک ملی که در آتش خشم معترضان خاکستر شد.

اینجا بهبهان است، شهری به‌ظاهر آرام با مردمی عمیقا دل‌شکسته.

حوالی هرکدام از میدان‌های اصلی شهر یک ساختمان سوخته می‌بینی. نرده‌های حایل بین پیاده‌رو و خیابان درهم‌تنیده‌اند، بانک قوامینی که ضلع جنوبی فلکه دختر است کاملا سوخته، میدان هلال‌احمر، میدان استیل، میدان مراحل و فلکه شیراز هرکدام از گذرگاه‌های عبوری و اصلی شهر، زخمی به تن دارند.

«فریبا»، معلم تاریخ دبیرستان و ساکن شهر بهبهان به ایران‌وایر می‌گوید: «ویرانی دیوارها و جای سوختگی روی ساختمان‌ها همه ماجرا نیست، چیزی که به‌شدت احساسش می‌کنی حس غم و اندوه باقیمانده روی تن شهر است. مردم در خودشان هستند. مثل آنکه حس کنند امیدی به گشایش نیست.»
او معتقد است دلیل غمی که بر فضا مستولی شده است استیصال مردم است: «از یک‌سو، دولت حاضر به انتقال آرام قدرت نیست و از سوی دیگر، هر اعتراض مردم با ده برابر خشونت پلیس مواجه می‌شود و مردم واقعا نمی‌دانند تکلیف کارشان بااین‌همه ستم و فشار چیست؟»

به گفته او هفته‌‌ای که گذشت خیابان‌ها رسما صحنه جنگ تن‌به‌تن بود.

فریبا از همان اوایل صبح روز بیست و پنجم آبان که می‌خواست از خودپرداز بانک رفاه کارگران مبلغی پول دریافت کند درگیر ماجرا شد.
«زمانی به آنجا رسیدم که مردم در حال سنگ پراندن به شیشه‌های بانک بودند. یک آقای قوی‌هیکلی که لباس آبی تیره به تنش بود سنگی برداشت که به سمت شیشه بانک پرتاب کند، یک‌باره از آن‌سوی شیشه‌ها کله یک نفر از کارمندان بانک معلوم شد که پناه گرفته بود پشت میزها. همان مرد لباس آبی مردم را متوقف کرد و گفت یک همشهری آنجاست. مردم بااینکه هیجان‌زده بودند و کنترلشان سخت بود اما منتظر ماندند تا کارمندی که ته بانک گیرافتاده بود ازآنجا خارج شد و بعد به بانک حمله کردند. مامورها ایستاده بودند و هیچ اقدامی برای پراندن و دور کردن مردم انجام نمی‌دادند.»

این معلم می‌گوید چیزی که جامعه آموزشی بهبهان را غمگین کرده تیر خوردن یک دختر نوجوان در حیاط یکی از مدارس شهر بوده است.
«یک دختر دبیرستانی وسط حیاط مدرسه «غزل موسوی» تیر خورد و مرد. واقعا کسی نمی‌داند چه طوراین دختر هفده‌ساله تیر خورده است؟ اصلا آن ساعت روز او چرا آنجا بوده یا چطور تیر از دیوارهای مدرسه عبور کرده و به او اصابت کرده؟»

به گفته فریبا که معلم تاریخ دبیرستان دخترانه شهرستان بهبهان است در مورد تعطیلی مدارس اعلام رسمی وجود نداشته اما مسوولان مدرسه خودشان با اولیا تماس گرفته بودند و گفته بودند که بهتر است به خاطر امنیت فرزندانتان آن‌ها را به مدرسه نیاورید. از روز گذشته مدارس بازهم به راه افتاده اما بااین‌حال برخی خانواده‌ها اعتماد نمی‌کنند و می‌گویند مایل به آمدن فرزندانشان سر کلاس درس نیستند و البته مدرسه هم سخت‌گیری زیادی روی موضوع حضوروغیاب دانش‌آموزان ندارد.

او می‌گوید بااینکه شهر بهبهان کوچک است و جمعیت آن‌چنانی ندارد اما در هفته گذشته همه رفت‌وآمدها مسدود شده بود. به گفته این زن ساکن بهبهان کماکان و باوجود آرام شدن فضا بازهم همه‌جا مامور ایستاده و اجازه تجمع بیش از سه نفر را نمی‌دهند و مردم را متفرق می‌کنند.

فریبا می‌گوید مامورها سنگ پرتاب می‌کردند و مردم هم متقابلا جواب می‌دادند تفاوتشان در این بود که مامورها سپر دفاعی و کلاه‌خود و تجهیزات دفاعی داشتند و کمتر آسیب می‌دیدند اما مردم آسیب جدی می‌دیدند و برای همین هم بیمارستان‌ها لبالب از زخمی‌شدگانی بود که سر و دست‌وپاشکسته وسط راهروها خوابیده بودند.

فریبا دم غروب یکی از همین روزها وقتی از مدرسه برمی‌گشته، زنی تقریبا هفتادساله را در آستانه پاساژ «شهر شب» نشسته روی دو زانو دیده که خون از سرش سرازیر شده بوده: «با صورت زخمی و مانتوی پاره نشسته بود کف زمین و تمام صورتش را خون گرفته بود. سرش با ضربه باتوم شکسته بود. می‌گفت اصلا برای اعتراض نیامده بوده بلکه می‌خواسته برود به دختر باردارش که ماه آخر بارداری است سر بزند. می‌گفت هیچ‌کس نبود اما وقتی از پیچ پارک شهر به سمت پاساژ شهر شب پیچیدم یک نفر سوار موتور حتی قبل از اینکه مرا ببیند از پشت دیوار با باتوم به من حمله کرد و من مطمئنم او نمی‌دانست چه کسی قرار است از پیچ کوچه سر برسد. سرش را با یک‌تکه از چادرش بستم و کمی آب به او دادم و دستش را گرفتم و از کوچه‌پس‌کوچه رد شدیم تا از منطقه خطر عبور کرد، او را تا خانه دخترش رساندم اما سرش نیاز به بخیه و درمان جدی داشت. پیرزن که دور می‌شد فکر کردم چقدر زمان می‌برد که زخم‌های یک زن تقریبا هفتادساله ترمیم بشوند؟»

«م. نراقی» پرستار بیمارستان «شهیدزاده» است. او روز دوم درگیری بر بالین جوانی که در پی اصابت گلوله زخمی شده بود، حاضر بوده و با او چند کلمه‌ای حرف زده است. جوانی که چند دقیقه بعد، از شدت خونریزی درگذشته است.

«آن جوان هنوز به هوش بود؛ اما خون زیادی را ازدست‌داده بود و داشتند اتاق عمل را برایش مهیا می‌کردند. دستش را گرفتم. گفت به مادرم خبر بده. رفتم برای تجهیزات اتاق عمل کمک کنم اما آمدند گفتند مرد. مامورها جسدش را بردند. نمی‌دانم به کجا؛ اما من تصور نمی‌کنم با توجه به مشاهداتی که داشتم بشود تعداد کشته‌شدگان را هشت نفر تخمین زد.»
او می‌گوید خیلی‌ها می‌آمدند و می‌گفتند فرزندشان از خانه بیرون رفته و برنگشته. مجبور شدیم اسامی زخمی‌شدگان را روی بورد ورودی بیمارستان نصب کنیم. آدم‌هایی بودند که به بیمارستان تامین اجتماعی و مرکز درمانی دیگر شهر هم سرزده بودند اما اسم وابسته‌شان در هیچ جا ثبت‌نشده بود.

او می‌گوید شش نفر از زخمی‌شدگان را برای به خاک‌سپاری تحویل داده‌اند:
«آن‌طور که شنیده‌ام تحت تدابیر شدید امنیتی شش نفر به خاک سپرده شدند و تاکید شده بود که هیچ‌کس هم حق ندارد در مراسم این شش نفر حاضر باشد. من تصور نمی‌کنم از کسی در شهر بهبهان برای تحویل پیکر عزیزشان پولی دریافت کرده باشند اما می‌دانم به خانواده‌ها بعضا گفته بودند چهل میلیون تا دویست میلیون بدهید. به دستگیرشده‌ها هم گفته‌اند به خانواده زنگ بزنید پول بیاورند برای آزادی‌تان. گفته بودند به یک جوان که باید خسارت بانک‌ها را از خودتان دربیاوریم. می‌خواهند رعب و وحشت را بیشتر کنند با این حرف‌ها تا کسی جرات نکند دست به این کار بزند.»

«سالار»، حوالی میدان ابن‌سینا سکونت دارد. او می‌گوید هر سه پمپ‌بنزین شهر ازکارافتاده‌اند و یکی از همسایگانشان برای اینکه بنزین بزند به روستای «جیزون» رفته و متاسفانه هنگام عبور از عرض جاده برای پر کردن یک دبه بنزین، ماشین به او اصابت کرده و او ساعت‌ها گوشه جاده افتاده و درنهایت به علت خونریزی درگذشته است.
او می‌گوید با شناختی که نسل‌اندرنسل از روحیه مردم شهرش دارد آن‌ها به‌هیچ‌وجه نه اسلحه گرم نگهداری می‌کنند و نه دست به سلاح می‌برند.
«بهبهانی‌ها مردمی بسیار صلح‌طلب و آرامند. اصلا فرهنگ نگهداری سلاح در شهر وجود ندارد. شاید عشایر اطراف شهر که عمدتا لر هستند بنا به‌ضرورت زندگی و زندگی کوچ‌نشینی و عشایری سلاح گرم داشته باشند که برای شکار و یا مراسم عروسی و جشن‌ها استفاده می‌کنند، اما اساسا بین مردم بهبهان چنین رویه‌ای وجود ندارد. شایعه‌شده که تیراندازی از سوی مردم باعث جری شدن نیروی انتظامی و شروع درگیری‌ها و استقرار یگان ویژه شده اما چنین چیزی درست نیست چون مردم مسلح نیستند. ضمن اینکه کشته‌شدگان غالبا جوانانی هستند که اهل روحیه ستیزه نیستند و یا کسانی که برای تماشا راهی خیابان شده بودند.»

سالار می‌گوید حجم خشونت و درگیری‌هایی که مردم شهر شاهدش بودند منجر به داغ شدن بازار شایعات شده است: «چیزهای ترسناکی دهان‌به‌دهان گفته می‌شود. می‌گویند تمامی کشته‌شدگان با گلوله مستقیم به گلو مرده‌‌اند و تک‌تیراندازها سوری و عراقی و آموزش‌دیده هستند. این حرف‌ها چه درست باشد و چه در حد شایعه باشد به‌اندازه کافی ترسناک است.»

سالار به‌عنوان یک شهروند معمولی از این‌که هیچ تلاشی برای گفت‌وگو با مردم انجام نشد دلگیر است:
«یک نفر نیامد با مردم حرف بزند ولی در عوض آمدند با باتوم تا یقه آدم‌هایی که آرام نشسته بودند وسط میدان بانک ملی و شعار می‌دادند. به‌جای دلجویی داشتند تهدید می‌کردند. برای همین هم درگیری‌ها بالا گرفت و حدفاصل بانک ملی تا اداره آموزش‌وپرورش و فلکه شیراز عملا تبدیل به میدان جنگ تن‌به‌تن و سنگ‌پرانی شد.»

او می‌گوید از دیروز اوضاع شهر به‌ظاهر آرام شده اما زیرپوست شهر نگرانی بابت بازداشتی‌ها و دل‌شوره عاقبت آن‌ها وجود دارد: «گفته‌شده آن‌قدر تعداد بازداشتی‌ها زیاد است که زندان بهبهان ظرفیت آن‌ها را نداشته و آن‌ها را به زندان شیبان اهواز منتقل کرده‌اند. گویا خیلی‌ها را از طریق فیلم دوربین‌های مداربسته ساختمان‌های دولتی شناسایی کرده‌اند. بین مردم شایعه شده که چند نفر را که در ماجرای آتش زدن بانک‌ها مداخله داشته‌‌اند، بی‌صدا اعدام کرده‌اند. این خبرها تایید شده نیستند اما تاثیر بسیار بدی بر روحیه مردم گذاشته، دستیابی به خبر درست هم ممکن نیست چون کماکان خیلی‌ها اینترنت ندارند.»

No responses yet

Nov 22 2019

سرتیپ آبنوش: اعتراض‌های اخیر جنگ جهانی تمام عیار بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش

رادیوفردا: فرمانده عملیات سازمان بسیج گفته که اعتراض‌های اخیر کل کشور را فرا گرفت و فقط خدا ما را نجات داد.

سرتیپ سالار آبنوش، فرمانده عملیات سازمان بسیج، اعتراض‌های اخیر در ایران را «جنگ جهانی تمام عیار» توصیف کرده که «یک دفعه کل کشور را فرا گرفت» و تاکید کرده که «فقط خدا ما را نجات داد».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او که روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان در همدان سخنرانی داشته، پایان دادن به این اعتراض‌ها را «معجزه» خوانده است.

اظهارات این مقام ارشد بسیج درباره گستردگی اعتراض‌ها در حالی است که پیش از این حسن روحانی، رئيس‌جمهور ایران معترضان را تعدادی معدود خوانده بود.

آبنوش همچنین گفته است در جریان اعتراض‌های اخیر «اینترنت با تاخیر قطع شد» ولی «قطع اینترنت کمک کرد که ساماندهی گروه‌های پیچیده» بهم بریزد.

او درباره این گروه‌ها توضیحی نداده ولی گفته است در «بازجویی‌ها اطلاعات زیادی به دست آوردیم» و «اطلاعات تکمیلی پس از اعترافات اعلام خواهد شد».

این مقام ارشد بسیج همچنین از اعتراض برخی به رهبر جمهوری اسلامی خبر داده و گفته است این عده فکر می‌کردند که «رهبری به خاطر فشار به اقشار ضعیف» به گران شدن اعتراض خواهند کرد.

با این حال سرتیپ آبنوش گفته آیت‌الله خامنه‌ای برای اینکه محاسبات «فتنه‌گران» را بر هم بزند، از گران‌شدن بنزین دفاع کرده است.

او توضیح بیشتری در این زمینه نداده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .