اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Jun 24 2015

خامنه ای: موضوع مذاکره با امریکایی ها مربوط به زمان دولت قبل است و فرستادن واسطه اوباما به تهران برای درخواست مذاکره.

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: تیم مذاکره کننده ایران امین، غیور، شجاع و متدین هستند/ همه مسؤولان ایران به دنبال توافق خوب، منصفانه و عزتمندانه هستند/ واسطه ای از طرف اوباما به ایران آمده بود
متوجه باشیم که تیم هسته ای برخی از مسائلی را که مورد انتقاد است می داند اما بعضی ضرورتها او را به برخی اقدامات می کشاند.
عصر ایران – حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه شنبه) در دیدار رمضانی سران قوا و مسئولان و مدیران ارشد نظام، ضمن «تبیین پیامدهای مثبت، چالش ها و راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی»، درباره روند مذاکرات هسته ای نکات تعیین کننده ای بیان کردند و با اعلام و تشریح صریح خطوط قرمز هسته ای ایران تأکید کردند: امریکایی ها به دنبال نابود کردن صنعت هسته ای ایران هستند در مقابل همه مسئولان ایران ضمن تأکید بر خطوط قرمز، به دنبال توافقی خوب یعنی توافقی منصفانه و عادلانه، عزتمند و منطبق با منافع و مصالح ایران هستند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب اسلامی، ایشان در ابتدا با اشاره به ماه مبارک رمضان که ماه تقوا است، به تبیین دو نوع تقوای شخصی و اجتماعی پرداختند و گفتند: تقوای شخصی در واقع آن حالت و مراقبت دائمی است که انسان را از ضربه های مهلک معنوی در امان نگه می دارد و البته در امور دنیوی او نیز تأثیرات بسیار مهمی دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای تقوای جامعه را قابل تعمیم به مسائل اجتماعی و اقتصادی دانستند و تأکید کردند: تقوای جامعه در مسائل اقتصادی، همان اقتصاد مقاومتی است که کشور را در مقابل تکانه های ناشی از حوادث جهانی یا در مقابل تیرهای زهرآگین سیاستهای معارض جهانی حفظ می کند.

ایشان با یادآوری هشدارهای مکرر خود در سالهای گذشته درخصوص لزوم استحکام بخشی کشور در مقابل خیز اقتصادی قدرتها خاطرنشان کردند: در این سالها مسئولان در حد و توان خود تلاشهای خوبی را انجام دادند اما موضوع اقتصاد مقاومتی باید با استفاده از همه توان و ظرفیت کشور پیگیری و محقق شود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه الگوی اقتصاد مقاومتی در برخی کشورهای دیگر اجرا و تأثیرات مثبت آن دیده شده است، نقطه کانونی اقتصاد مقاومتی را درون زایی و نگاه به درون دانستند و گفتند: این درون زایی به معنای انزوا طلبی نیست بلکه تکیه به ظرفیت ها و توانایی های درونی، با نگاه به بیرون است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه تدوین سیاستهای اقتصاد مقاومتی محصول خرد جمعی و مشورت های طولانی بوده است، افزودند: بعد از ابلاغ این سیاستها، بسیاری از صاحبنظران اقتصادی آن را تأیید کرده اند و اکنون اقتصاد مقاومتی وارد ادبیات و فرهنگ رایج اقتصادی کشور شده است.

ایشان مدل اقتصاد مقاومتی را، مقابل مدل قدیمی دیکته شده از طرف قدرتها به کشورهای جهان سوم دانستند و خاطرنشان کردند: این مدل قدیمی مبتنی بر نگاه به بیرون است اما مدل اقتصاد مقاومتی، الگویی مترقی و متکی به ظرفیت های درونی است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ممکن است عده ای اینگونه تصور کنند که مدل اقتصاد مقاومتی، الگویی مطلوب است اما امکان تحقق آن وجود ندارد در حالیکه قاطعانه می گویم، اجرای الگوی اقتصاد مقاومتی در شرایط کنونی کشور و با توجه به ظرفیت های موجود، کاملاً امکان پذیر است.

حضرت آیت الله خامنه ای بعد از این مقدمه به بیان برخی از ظرفیت های فراوان کشور که می توانند مبنای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی قرار گیرند، پرداختند. نیروی جوان تحصیل کرده ی متخصص و دارای اعتماد به نفس اولین ظرفیتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: وجود این تعداد نیروی جوان تحصیل کرده در کشور از برکات انقلاب است به شرط آنکه سیاستهای غلط موجب پیر شدن جامعه و کاهش نیروی جوان، نشود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به وجود 10 میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی و بیش از چهار میلیون دانشجوی در حال تحصیل در کشور که 25 برابر اول انقلاب است، تأکید کردند: این تعداد نیروی تحصیل کرده جوان و متخصص از افتخارات نظام اسلامی و یک فرصت بسیار بزرگ است.
ایشان جایگاه اقتصادی کشور را یکی دیگر از ظرفیت ها برشمردند و افزودند: براساس آمارهای جهانی، جمهوری اسلامی ایران دارای رتبه بیستم در اقتصاد دنیا است که در صورت بهره برداری از ظرفیت های استفاده نشده، امکان رسیدن به رتبه دوازدهم اقتصاد دنیا وجود دارد.

رهبر انقلاب اسلامی جایگاه اول ایران در مجموع ذخایر نفت و گاز را از جمله ظرفیت ها دانستند و با اشاره به موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور به عنوان نقطه اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب، گفتند: همسایگی با 15 کشور، با جمیعتی 370 میلیونی به عنوان بازار خارجی بسیار نزدیک و همچنین جمعیت بیش از 70 میلیون کشور به عنوان بازار داخلی بزرگ، از دیگر ظرفیت هایی هستند که اگر فقط به همین بازار داخلی توجه شود، وضعیت تولید دگرگون خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای زیر ساخت های اساسی کشور در انرژی، حمل و نقل، ارتباطات، نیروگاهها، و سدها و همچنین تجربه مدیریتی متراکم در کشور را از دیگر ظرفیت ها برشمردند و خاطرنشان کردند: ما باید از این ظرفیت ها بصورت مناسب و صحیح استفاده کنیم زیرا مشکل کشور، نبود طرح و یا سخن صحیح و کارشناسی نیست بلکه مسئله اصلی که در محیط های نخبگانی هم تکرار می شود، استفاده شایسته نکردن از طرح ها و سخن های صحیح است.
ایشان برخی مشکلات را ناشی از چالش های درونی کشور دانستند و در بیان بخشی از این چالش ها، گفتند: چالش بزرگ کشور ما سهل انگاری در عمل و ساده و سطحی نگریستن به مسائل است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: مباحث لفظی و روشنفکری کار را پیش نمی برد بلکه حل مسائل، نیازمند حرکت و اقدام و پیگیری بلندمدت امور است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه به نتیجه رسیدن برخی کارهای بزرگ شاید نیازمند سپری شدن مدت زمانی به اندازه یک نسل باشد، افزودند: آن زمانی که درباره نهضت علمی در کشور، در دانشگاهها صحبت می شد، شاید کسی باور نمی کرد که بعد از 10 تا 15 سال حرکت علمی کنونی در کشور، به همت اساتید و جوان های با استعداد بوجود آید اما امروز در مقایسه با آن سالها، شاهد پیشرفت چشمگیر و در برخی زمینه ها شاهد پیشرفت خیره کننده هستیم.

راههای موازی و آسان ولی در عین حال مهلک، یکی دیگر از چالش های داخلی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و در تبیین این موضوع گفتند: برخی اوقات تأمین برخی کالاها و نیازها از دو مسیر امکان پذیر است. یک مسیر از طریق اروپا و آسان و مسیر دیگر از طریق غیر اروپا ولی سخت. مسیر اول انسان را در تنگنا قرار خواهد داد و دوستان او را ضعیف و دشمنان او را قوی می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: یکی دیگر از چالش های درونی که خطای بسیار بزرگ و اساسی است، این است که تصور شود با فاصله گرفتن از مبانی اعتقادی و اصول نظام اسلامی، همه راهها باز خواهد شد.

ایشان خاطرنشان کردند: مسئولان در دولت خدمتگزار، انسانهای معتقد به مبانی و اصول انقلاب هستند و من از آنها گله ای ندارم ولی در مجموعه دست اندرکاران، برخی تصور می کنند با کوتاه آمدن از اصول، درها گشوده خواهد شد در حالیکه نتیجه این خطای بزرگ را در سالهای اخیر در برخی کشورها دیده ایم.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تنها راه پیشرفت، ایستادگی و پافشاری بر مبانی و اصول است.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از چالش های درونی را این موضوع دانستند که برخی تصور می کنند، مردم مشکلات را تحمل نخواهند کرد.
ایشان گفتند: اگر حقایق امور با صداقت لازم و به درستی برای مردم بیان شود، مردم خواهند ایستاد و مقاومت خواهند کرد.

ایشان، تردید در توانایی های درونی کشور را یکی دیگر از چالش ها خواندند و افزودند: باید به دانشمندان جوان خود و به مجموعه های مردمی در امور اقتصادی اعتماد و از توانایی های آنها استفاده کرد.

رهبر انقلاب اسلامی شرط اصلی برای تحقق اقتصاد مقاومتی را عزم راسخ و جدی و پرهیز از سهل انگاری و راحت طلبی و تکیه بر مدیریت جهادی برشمردند و تأکید کردند: مدیریت جهادی عبارت است از توکل بر خداوند و استفاده از تدبیر و عقلانیت و در عین حال پیش بردن کارها با عزم راسخ و بدون هراس از جوانب.

حضرت آیت الله خامنه ای، ترویج فرهنگ متناسب با اقتصاد مقاومتی را در کنار بکارگیری مدیریت جهادی، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: صدا و سیما، رسانه ها، مسئولین، ائمه جمعه و همه کسانی که سخن آنان در میان مردم تأثیرگذار است، باید ترویج گر فرهنگ اقتصاد مقاومتی باشند.

ایشان، صرفه جویی، مصرف کالاهای داخلی بویژه در دستگاههای دولتی، مقابله جدی با واردات بی منطق، مقابله جدی با قاچاق، توجه ویژه به کارگاههای تولیدی کوچک و متوسط و بازنگری در سیاستهای پولی و فعالیتهای نظام بانکی را از ضروریات اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی برشمردند و تأکید کردند: شرط اصلی تحقق همه این موارد، همدلی و همزبانی و انسجام درونی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه همه باید به دولت و مسئولان کمک کنند، افزودند: حاشیه سازی از هر طرفی غیر قابل قبول است و باید از آن پرهیز شود.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی مباحث مربوط به اقتصاد مقاومتی تأکید کردند: ما می توانیم در زمینه اقتصادی کارهای بزرگی انجام دهیم و از این گذرگاه حساس عبور کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهم شان درباره موضوع هسته ای، قبل از تشریح برخی جزئیات مذاکرات و تبیین صریح خواسته ها و خطوط قرمز هسته ای، سه نکته را مورد تأکید قرار دادند.

نکته اول اینکه هر آنچه رهبری در جلسات عمومی می گوید عیناً همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می گوید بنابراین این خط تبلیغی غیرصحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است، خلاف واقع و دروغ است.

دومین نکته ای که حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان مقدمه بحث هسته ای بیان کردند، امانت داری، غیرت، شجاعت و تدین اعضای تیم مذاکره کننده کشورمان بود.
ایشان گفتند این تیم، با غیرت ملی و دقت کامل و با قصد باز کردن گره و پیش بردن کار کشور، در مقابل تعداد کثیر مذاکره کنندگان طرفهای مقابل، مشغول تلاش است و انصافاً با شجاعت، مواضع را بیان و دنبال می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند هرکسی از جزئیات مذاکرات با خبر شود حتماً به این مطالبی که درباره تیم هسته ای گفته شد، اذعان خواهد کرد البته آنها ممکن است در تشخیص و عمل خطا کنند اما متدین و غیور هستند.

مخاطب سومین نکته مقدماتی رهبری، منتقدان هسته ای بودند.
ایشان افزودند: با انتقاد مخالف نیستم و آن را لازم و کمک کننده می دانم اما این یک واقعیت است که انتقاد کردن از عمل کردن آسان تر است چرا که دیدن عیبهای طرف مقابل راحت است اما درک دشواریها و نگرانی های او، مشکل می باشد.
رهبر انقلاب افزودند: این حرف من، نباید مانع ادامه انتقادها شود اما متوجه باشیم که تیم هسته ای برخی از مسائلی را که مورد انتقاد است می داند اما بعضی ضرورتها او را به برخی اقدامات می کشاند.

حضرت آیت الله خامنه ای سپس به بیان تاریخچه کوتاهی از روند مذاکره با امریکاییها پرداختند که به درک روند مذاکرات کمک قابل توجهی می کند.
ایشان گفتند: موضوع مذاکره با امریکایی ها مربوط به زمان دولت قبل است و به فرستادن واسطه به تهران برای درخواست مذاکره مربوط می شود.

رهبر انقلاب در توضیح بیشتر افزودند: در آن زمان، یک نفر از محترمین منطقه به عنوان واسطه به دیدارما آمد و به صراحت گفت رئیس جمهور امریکا از او خواهش کرده که به تهران بیاید و درخواست امریکایی ها برای مذاکره را مطرح کند امریکایی ها به این واسطه گفته بودند می خواهیم ضمن شناخت ایران به عنوان قدرت هسته ای، مسئله هسته ای را حل و فصل کنیم و تحریم ها را ظرف 6 ماه برداریم البته ما به آن واسطه گفتیم به امریکایی ها و حرفهایشان اطمینانی نداریم، اما با اصرار آن واسطه، قبول کردیم که این مسئله را یک بار دیگر امتحان کنیم و مذاکرات شروع شد.

رهبر انقلاب اسلامی با تذکر دو نکته مهم در هماوردیهای جهانی خاطرنشان کردند: در هر رویارویی دیپلماتیک دو میدان وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد میدان اصلی که میدان واقعیت، عمل و تولید دارایی است و مدیران دیپلماسی و سیاست که عرصه تبدیل این داراییها به امتیاز و تأمین منافع ملی است.

ایشان افزودند: دست خالی هر کشور در میدان اول، محدوده انعطاف او را در میدان دوم می بندد و با توجه به همین منطق، ایران با دستاوردهای مهم و قوی وارد میدان مذاکره شد که برخورداری از قدرت تولید سوخت 20 درصد، یکی از آنها بود.
رهبر انقلاب یادآوری کردند همه قدرتهای هسته ای از فروختن سوخت 20 درصد برای تولید داروهای هسته ای در مرکز تهران خودداری می کردند و حتی جلوی خرید ما از کشورهای دیگر را می گرفتند اما جوانان دانشمند و افتخارآفرین ایران، این سوخت را تولید و به صفحه سوخت تبدیل کردند و طرف مقابل مات شد.

ایشان افزودند: علاوه بر سوخت 20 درصد، دستاوردهای واقعی و میدانی دیگری هم داشتیم و در واقع راهبرد ایستادگی ایران در مقابل فشارها جواب داد و امریکایی ها به این نتیجه رسیدند که تحریم ها اثر مورد نظر و مطلوب آنها را ندارد و باید راه دیگری پیدا کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نگاه شک آلود ایران به طرف امریکایی گفتند: با وجود این، ما حاضر بودیم اگر امریکایی ها سر حرفها و وعده های خود به آن واسطه منطقه ای ایستادند ما هم هزینه بدهیم چون در مذاکرات می توان براساس عقل و محاسبه، عقب گردهایی نیز داشت اما آنها اندکی بعد از مذاکرات زیاده خواهی و بدعهدی را آغاز کردند.

رهبر انقلاب با اشاره به اینکه توافق خوب از نظر ایران یعنی توافق عادلانه و منصفانه افزودند: در جریان مذاکرات امریکایی ها 6 ماهِ وعده داده شده برای لغو تحریم ها را ابتدا به یک سال تبدیل کردند و بعد با زیاده خواهی های مکرر مذاکرات را طولانی و حتی تهدید به تحریم بیشتر کردند و از نظامی گری و روی میز و زیر میز سخن گفتند.

حضرت آیت الله خامنه ای در نوعی جمعبندی از روند مذاکرات تأکید کردند: تأمل و مطالعه در روند مطالبات امریکایی ها نشان می دهد هدف آنها ریشه کن کردن صنعت هسته ای ایران، از بین بردن ماهیت هسته ای کشور و تبدیل آن به یک کاریکاتور و تابلوی بی محتوا است.

ایشان با اشاره به نیاز حقیقی و مطالعه شده کشور به 20 هزار مگاوات برق هسته ای افزودند: آنها ضمن تلاش برای نابودی صنعت هسته ای و محروم کردن ایرانیان از فواید فراوان این صنعت، قصد دارند ضمن ادامه فشارها، تحریم ها را نیز به نوعی حفظ کنند.

رهبر انقلاب سپس در تبیین واقعیات صحنه پیچیده مذاکرات با امریکایی ها، یک نکته مهم دیگر یعنی نیاز دولت امریکا به توافق هسته ای را مورد بررسی قرار دادند.
ایشان افزودند: اگر آنها بتوانند به اهداف خود در مذاکرات برسند به یک پیروزی بزرگ رسیده اند چرا که ملت استقلال طلب ایران را تسلیم کرده اند و کشوری را که می تواند الگوی دیگر کشورها باشد شکست داده اند و تمام بدعهدی ها و چانه زنی های آنها برای تحقق همین اهداف است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر خواستهای منطقی ایران از اول مذاکرات تا امروز خاطرنشان کردند: ما از ابتدا گفته ایم می خواهیم تحریم های ظالمانه برداشته شود که البته در مقابل آن، حاضریم یک چیزهایی بدهیم به شرط اینکه صنعت هسته ای متوقف نشود و لطمه نخورد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان به ترسیم صریح خطوط قرمز هسته ای پرداختند.

ایشان به عنوان اولین خط قرمز گفتند: ما برخلاف اصرار امریکایی ها محدودیتهای بلند مدت 10، 12 ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به آنها گفته ایم.
رهبر انقلاب ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز حتی در زمان محدودیت را دومین خط قرمز ایران اعلام کردند و افزودند: آنها می گویند در مدت 12 سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.

رهبر انقلاب در توضیح سومین خط قرمز هسته ای تأکید کردند: تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریم ها هم در فواصل معقول برداشته شود.
ایشان افزودند: امریکایی ها درباره تحریم ها یک فرمول پیچیده، چند لایه و عجیب و غریب مطرح می کنند که معلوم نیست از آن، چه چیزی در می آید اما ما صریحاً مطالبمان را می گوییم.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه بحث درباره خطوط قرمز مذاکرات هسته ای افزودند: لغو تحریم ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریم ها لغو شود ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم.
رهبر انقلاب افزودند: اجرائیات لغو تحریم ها نیز باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین تأکید کردند: ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس، مخالفیم چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست بنابراین ما به آن بدبین هستیم.
ایشان افزودند: می گویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند» این چه حرف نامعقولی است چگونه اطمینان پیدا کند مگر اینکه وجب به وجب این سرزمین را بازرسی کند.
رهبر انقلاب مخالفت قاطع با «بازرسی های غیر متعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی» را از دیگر خطوط قرمز هسته ای اعلام کردند.

رهبر انقلاب به صراحت تأکید کردند: در ایران، همه از جمله بنده، دولت، مجلس، دستگاه قضایی، دستگاههای امنیتی و نظامی و همه نهادها خواهان توافق خوب هسته ای هستیم توافقی که عزتمندانه، منصفانه و مطابق با مصالح و منافع ایران، تدوین شود.
رهبر انقلاب افزودند: اگر چه دنبال لغو تحریم ها هستیم اما آنها را از زاویه ای نوعی فرصت می دانیم چرا که باعث شده به نیروها و ظرفیتهای داخلی توجه بیشتری داشته باشیم.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در ابتدای سخنان خود به لزوم بهره گیری از برکات ماه مبارک رمضان بویژه بهره مندی از ادعیه این ماه و مضامین والای آن توصیه کردند و گفتند: ماه مبارک رمضان، ماه خشوع و استغفار و ماه بازگشت به خدا و خودسازی و اخلاق است.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام والمسلمین روحانی با اشاره به آغاز به کار دولت یازدهم در 22 ماه قبل، رویکرد دولت در زمینه مسایل داخلی را حسن اعتماد، رفتار مسالمت آمیز، کاهش فاصله ها و دوری از افراطی گری دانست و گفت: رویکرد دولت در زمینه سیاست خارجی تعامل سازنده با جهان با خط قرمز «حفظ استقلال، عزت و غرور ملی» و در زمینه مسائل فرهنگی، فضای بازتر برای همه اصحاب فرهنگ و هنر با خط قرمز اخلاق و احکام اسلام بوده است.

آقای روحانی حل و فصل مسئله مذاکرات در چارچوب احقاق حقوق هسته ای و تامین نیازهای جامعه و کشور را دو اولویت دولت برشمرد و افزود: آنچه کشورهای قدرتمند را پای میز مذاکره آورد، مقاومت ملت ایران در برابر فشار بدخواهان و شکست تحریم ها بود.

رئیس جمهور با بیان اینکه تحریم هرگز موفق نخواهد بود و ملت ایران حتی در شرایط تحریم قادر است مسائل اجتماعی، اقتصادی سیاسی و فرهنگی خود را بخوبی حل و فصل کند، گفت: در شرایط تحریم توانستیم با کمک مردم، تورم را مهار کنیم و از رکود خارج شویم و در همان شرایط تحریم بود که رشد سرمایه گذاری بالا رفت.

رئیس جمهور افزایش ذخائر کالاهای استراتژیک، رفع موانع صادرات، ارائه لایحه خروج از رکود، کاهش واردات گندم، تغییر الگوی کشت کشاورزی، ارائه خدمات درمانی، کمک به اقشار کم‌درآمد و ارائه یارانه کالایی، کاهش اتکا به نفت در بودجه، صرفه جویی در هزینه های جاری، راه اندازی 8 هزار واحد صنعتی تولیدی و برداشتن قدمهای مفید در حوزه محیط زیست را از جمله اقدامات دولت در شرایط تحریم خواند.
آقای روحانی کاهش درآمدهای نفتی دولت را از شرایط خاص امسال دانست و افزود: باید با تلاش، وحدت، همدلی و انسجام، از مشکلات بخوبی عبور کنیم که این کار را با کمک مردم انجام خواهیم داد.

رئیس جمهور با تاکید بر اینکه نباید بگذاریم در شرایط کنونی فرسایش های غیرضروری در جامعه ایجاد شود، اظهار داشت: در صورتی که طرف مقابل زیاده خواهی نکند توافق در دسترس خواهد بود و از این گردنه تاریخی عبور خواهیم کرد.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ملتهای منطقه امروز تحت فشار مضاعف در برابر مداخلات برخی کشورها و تروریستها قرار دارند خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران پیشتاز مبارزه با تروریسم و حمایت از ملت های منطقه بوده و این راه را ادامه خواهد داد.

No responses yet

Jun 19 2015

دبیر شورای نگهبان(نمیرالمومنین): ما در مذاکرات نسبت به طرف مقابل سوء‌ظن داریم، اینها با وقت گذرانی و به عقب انداختن مذاکرات، می‌خواهند ما را به ستوه بیاورند تا ناچار به تسلیم شویم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایسنا: دبیر شورای نگهبان گفت: آمریکایی‌ها درس شیطنت را سال‌های متمادی خوانده‌اند، قدرت عوام فریبی و فریبندگی دارند. اینها با امروز و فردا کردن و وقت گذرانی و به عقب انداختن مذاکرات، می‌خواهند ما را به ستوه بیاورند تا ناچار به تسلیم شویم.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آیت الله جنتی در نشست هفتگی شورای نگهبان که با حضور فقها و حقوقدانان این نهاد برگزار شد، ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و آرزوی بهره‌مندی از فیوضات و برکات آن، به مراسم باشکوه تشییع پیکر شهیدان گلگون کفن دفاع مقدس اشاره کرد و اظهار کرد: من این حضور مردمی را واقعاً تبریک عرض می‌کنم. این مراسم یادآور جمعیت انبوه مردم در 22بهمن و 9 دی‌ بود.

دبیر شورای نگهبان پیام این مراسم را پایبندی مردم به آرمان‌های امام و شهدا دانست و خطاب به دشمنان و برخی افراد در داخل کشور، خاطرنشان کرد: برخی خیال می‌کنند که می‌شود راه شهدا و خط امام را تحریف کرد و با دشمن سازش کرد. آنها فکر می‌کنند که می‌توان مسأله حمایت از مستضعفین و مبارزه با مستکبرین را نادیده گرفت. آنها تصور می‌کنند که برای حل مشکلات خودمان، باید تسلیم بشویم، همه شعارهای گذشته را پس بگیریم و تاریخ جدیدی را آغاز کنیم؛ در حالی که شهدا نشان دادند، اینطور نیست.

وی با اشاره به حضور گسترده اقشار و اشخاص مختلف جامعه در این مراسم، گفت: ما در تشییع شهدا کسانی را دیدیم که شاید به ظاهر فکر نمی‌شد، اینقدر نسبت به شهدا عشق و علاقه داشته باشند و راه آنها را بپسندند، اما آنها آنجا حاضر بودند. من امیدواریم کسانی که باید پیام این حضور را دریافت کنند، متوجه باشند که مردم راهی غیر از راه شهدا را قبول ندارند و بدانند اگر از این راه فاصله بگیرند، از مردم فاصله می‌گیرند و منزوی خواهند شد.

وی تصریح کرد: ما نباید از وظایف خودمان غافل بشویم بلکه باید تکلیف خودمان را بفهمیم. ما برای پاسداری از دستاوردهای خون شهدا و ادامه راه آنان مسئولیت داریم. نباید کاری کنیم که روز قیامت در مقابل خدا، پیغمبر، ائمه علیهم السلام و شهدا شرمنده باشیم تا خدای ناکرده در فردای قیامت این شهدا گریبان ما را بگیرند و بگویند شما چه کردید؟!

جنتی در ادامه با تاکید بر لزوم حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی مانند مبارزه با استکبار جهانی، حمایت از مستضعفین و پیروی از دستورات ولی فقیه، به بیانات مقام معظم رهبری در 14 خرداد اشاره کرد و افزود: ما باید مطابق منویات ایشان، تصمیم بگیریم، وظیفه خودمان را تشخیص بدهیم و به آن عمل کنیم. ما باید همانگونه که ایشان فرمودند، تحریف‌کنندگان راه امام را بشناسیم و به خود تحریف‌ها شناخت پیدا کنیم تا بتوانیم بصیرت‌افزایی کنیم و این امور را به مردم نیز انتقال دهیم.

وی با بیان اینکه نباید راهی را انتخاب نمود که غضب و عذاب الهی را به دنبال دارد، تاکید کرد: راهی که شهدا پیمودند همین راهی است که رهبر عزیزمان به آن معتقدند. همان مسیری است که امام رضوان الله علیه می‌رفتند. مسیر شهدا مشخص است. راه شهدا، راه ایثار، فداکاری، گذشت از مطامع دنیوی و راه “هیهات منا الذله” است.

دبیر شورای نگهبان در پایان با اشاره به مذاکرات هسته‌ای، اظهار کرد: ما نسبت به طرف مقابل بدبینی و سوء‌ظن داریم. بالاخره آمریکایی‌ها درس شیطنت را سال‌های متمادی خوانده‌اند، قدرت عوام فریبی و فریبندگی دارند. اینها با امروز و فردا کردن و وقت گذرانی و به عقب انداختن مذاکرات، می‌خواهند ما را به ستوه بیاورند تا ناچار به تسلیم شویم. از خداوند متعال می‌خواهم ما را در نیل به اهداف شهدا موفق بدارد.

No responses yet

Jun 18 2015

انتقاد وزیر دفاع آمریکا از عزم اندک عراق برای مقابله با داعش

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر دفاع آمریکا در جلسه‌ی کمیته‌ی نیروهای مسلح کنگره بار دیگر دولت عراق را به کم‌کاری در مبارزه با داعش متهم کرد. او گفت “انهدام داعش” از اولویت‌های اصلی آمریکا است.

اشتون کارتر، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا، روز چهارشنبه (۱۷ ژوئن/ ۲۷ خرداد) بار دیگر تعهد دولت عراق در مبارزه با گروه تروریستی “دولت اسلامی” را زیر سئوال برد.

کارتر که به همراهی ژنرال دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در کمیته‌ی نیروهای مسلح کنگره‌حضور پیدا کرده بود، تاکید کرد که دولت عراق درحالی که قرار بود دست‌کم ۲۴ هزار نیروی عراقی را برای آموزش‌های نظامی تحویل نیروهای آمریکایی دهد، تاکنون تنها ۷ هزار نیرو را معرفی کرده است.

آمریکا چندین ماه است که مستشاران نظامی خود را برای آموزش نیروهای عراقی و تلاش برای انهدام نیروهای داعش به عراق فرستاده است. نیروهای آمریکایی در عملیات‌های زمینی تاکنون به طور مستقیم وارد نشده‌اند و تنها به بمباران هوایی مواضع داعش بسنده کرده‌اند.

وزیر دفاع آمریکا همچنین دولت عراق را متهم کرد که به دلایل “فرقه‌گرایانه” نیروهای سنی و کرد را چندان جدی درگیر مبارزه با اعضای داعش نمی‌کند.

کارتر با تاکید بر این‌که خاورمیانه “دوره‌ای از هرج‌ومرج و آشفتگی” را تجربه می‌کند، گفت استراتژی آمریکا در منطقه مقابله با چالش‌ها و دشواری‌هایی است که از سه کشور ایران، عراق و سوریه سرچشمه می‌گیرند.

او همچنین “انهدام گروه دولت اسلامی” را یکی از اولویت‌های اصلی آمریکا در منطقه برشمرد و وعده داد: «آمریکا گروه دولت اسلامی را کاملا منهدم خواهد کرد.»

وزیر دفاع آمریکا پیش از این نیز در اظهارات مشابهی مدعی شده بود که نیروهای ارتش عراق “عزم جنگیدن با داعش” را ندارند. وی از ارتش عراق انتقاد کرده بود که به‌رغم این‌که شمار نیروهایش بیشتر و تجهیزاتش پیشرفته‌تر است، در رمادی به سرعت عقب‌نشینی کرد. این اظهارات کارتر با واکنش تند حیدر علی عبادی، نخست‌وزیر عراق مواجه شد.

عده‌ای از نمایندگان جمهوری‌خواه در کنگره‌ی آمریکا مداخله‌ی دولت باراک اوباما در نبرد با داعش در عراق را ناکافی می‌دانند و خواهان حضور نیروهای آمریکایی در عملیات‌های زمینی‌اند. در این نشست ژنرال دمپسی، به نمایندگان منتقد گفت که “محدودیت‌های جدی” وجود دارد که مداخله‌ی بیشتر نیروهای آمریکایی را با چالش مواجه خواهد کرد.

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا افزود: «من به صلاح نمی‌دانم که نیروهای آمریکایی را صرفا به این دلیل که نیروهای داخلی ضعیف عمل می‌کنند، به خطر بیاندازیم.»

جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، از “اولویت‌های” آمریکاست

اشتون کارتر همچنین تاکید کرد که جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی، یکی از دغدغه‌ها و اولویت‌های جدی آمریکا در خاورمیانه است.

در این نشست مک تورن‌بری، سناتور جمهوری‌خواه ایالت تگزاس دولت ایران را متهم کرد که “پول و اسلحه در اختیار طالبان قرار می‌دهد.” او همچنین ایران را متهم به حمایت از حوثی‌های یمن کرده و از وزیر دفاع دولت اوباما پرسید که استراتژی آمریکا برای مبارزه با ایران به جز مذاکرات هسته‌ای چیست؟

اشتون کارتر در پاسخ این نماینده‌ی جمهوری‌خواه گفت که استراتژی اصلی و فعلی آمریکا “دیپلماسی خستگی‌ناپذیر” است. با این‌حال تاکید کرد که آمریکا کماکان با جدیت به پشتیبانی از متحدان منطقه‌ای خود در خاورمیانه ادامه خواهد داد.

وزیر دفاع آمریکا همچنین تاکید کرد که آمریکا از همه‌ی تلاش‌ها برای مقابله با حمایت نظامی ایران از شیعیان حوثی پشتیبانی می‌کند.

No responses yet

Jun 04 2015

جدال توییتری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با نیویورک تایمز بر سر ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: ماری هارف، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا پاسخ گزارش نیویورک تایمز درباره افزایش ذخایر اورانیوم ایران را در توییتر داد. وی این گزارش را نادرست خواند و گفت از خواندن آن “بهت‌زده” شده است.

ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گزارش نیویورک تایمز درباره افزایش ذخایر اورانیوم ایران را نادرست خواند.

خانم هارف روز چهارشنبه ۳ ژوئن (۱۳ خرداد) در توییتر خود پاسخ گزارش نیویورک تایمز را خط به خط داده است. او گفته خودش و همکارانش در وزارت امور خارجه آمریکا از خواندن این گزارش “بهت‌زده” شده‌اند. وی همچنین با نام بردن از نویسنده این گزارش، دیوید سنگر، فاکت‌های اولیه این گزارش را “غیر واقعی” خوانده است.

دیوید سنگر، خبرنگار امور امنیت ملی نیویورک تایمز، در واکنش به توییت ماری هارف، به گزارش تازه‌ای از موسسه علوم و امنیت بین‌المللی اشاره کرد و مدعی شد که مبنای گزارش او بوده است.

خانم هارف این بار در توییترش این روزنامه‌نگار را مستقیما مورد خطاب قرار داد و بندهایی از گزارش او را نادرست دانست.

بیشتر بخوانید: راه حل مناقشه اتمی ایران مذاکره است نه حمله نظامی

نیویورک تایمز در این گزارش خود مدعی شده بود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده که ایران ذخایر اورانیوم خود را در ۱۸ ماه گذشته تا ۲۰ درصد افزایش داده و این خلاف ادعای باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکاست که می‌گوید فعالیت‌های اتمی ایران متوقف شده است.

ماری هارف همچنین تصریح کرده که بر اساس توافق تعیین‌شده، ذخایر اورانیوم ایران می‌تواند تغییر کند اما تا پایان مهلت مقرر (پایان ماه جاری میلادی) باید به حداقل تعیین‌شده برسد. وی همچنین اظهار امیدواری کرده که ایران بر تعهد خود پایبند بماند و تا پایان ماه ژوئن ذخایر اورانیوم خود را کاهش دهد.

پس از این بحث توییتری، دیوید فرام تحلیلگر محافظه‌کار آمریکایی که برخی سخنرانی‌های جورج بوش را هم در زمان ریاست جمهوری‌اش می‌نوشت، خانم هارف را متهم به دفاع از ایران کرد.

ماری هارف پاسخ این واکنش را نیز داد و نوشت او از ایران دفاع نمی‌کند بلکه از توافق ژنو دفاع می‌کند که همه طرف‌ها به آن پایبند هستند.‌

با نزدیک شدن به مهلت مقرر برای توافق نهایی اتمی با ایران (۳۰ ژوئن/ ۹ تیر) مذاکرات ایران و کشورهای پنج به علاوه یک فشرده‌تر شده است. ششمین دور مذاکرات روز پنج‌شنبه (۱۴ خرداد / ۴ ژوئن) در وین آغاز می‌شود. این مذاکرات در سطح معاونان وزرای امور خارجه کشورها خواهد بود. ریاست تیم مذاکره‌کننده‌هسته‌ای ایران بر عهده عباس عراقچی خواهد بود.

No responses yet

Jun 02 2015

چرا آمریکا کاروان داعش را در راه رمادی بمباران نکرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سقوط شهر رمادی، مرکز استان انبار، بزرگترین استان عراق، در حالی صورت گرفت که نیروهای آمریکایی، نظاره گر ورود کاروان داعش به داخل شهر رمادی بودند و هیچ واکنشی از خود نشان ندادند. این امر با سیاست جدید آمریکا مبنی بر بمباران هوایی مواضع داعش در سوریه و عراق که از مرداد ماه سال گذشته به اجرا در آمد، در تناقض بود.

عکس های کاروان داعش، شامل نفربرها و ادوات جنگی که در صفی طولانی در حال ورود به رمادی بودند به سرعت در فضای مجازی منتشر شد. آنچه که بیشتر مایه شگفتی شد، گزارش ۲۸ ماه مه (۷خرداد ۱۳۹۴) نشریه آمریکایی بلومبرگ بود.

در گزارش مزبور از منابع و مقامات اطلاعاتی آمریکا (که خواسته بودند نامشان فاش نشود) نقل شده بود که “اطلاعات قابل توجهی از برنامه حمله (گروه) دولت اسلامی به رمادی در اختیار داشتیم.”

در پی این حوادث، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، آمریکا را به “شریک بودن در توطئه” و “نداشتن اراده” برای مقابله با داعش متهم کرد. وی خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا گفت: “آقای اوباما! فاصله پایگاه‌های شما ‌با رمادی چند کیلومتر است و چه طور می‌شود کشتار در یک کشور صورت گیرد، شما به بهانه حمایت از آن ملت در آن کشور استقرار پیدا کنید، اما هیچ غلطی نکنید، این اسمش چیست؟”

در همین اثناء انتشار مدارکی از طبقه بندی خارج شده مربوط به سال ۲۰۱۲ که نشان می‌داد آمریکا به همراه متحدین غربی اش، به علاوه ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس، از شکل گیری یک “قلمرو سلفی” در شرق سوریه (در همسایگی مرز غربی عراق) حمایت می‌کرده اند، به تردید ها نسبت به سیاست آمریکا در مبارزه با داعش دامن زد.

بی انگیزگی و کم اثر بودن نیروهای ارتش عراق، به خصوص “نیروهای مخصوص” آن کشور که آمریکایی‌ها برای آموزش و تجهیز آنها تلاش گسترده‌ای داشته‌اند، چاره‌ای جز این پیش پای حکومت عراق نگذاشت که برای مقابله با داعش دست به تشکیل گروه موسوم به “بسیج مردمی” بزند

در هر حال، سیاست دوگانه آمریکا در برخورد با داعش، درک موضع واقعی آمریکا را مشکل می‌کند. آمریکا از ماه اوت ۲۰۱۴ تصمیم به حمله هوایی به مواضع داعش گرفت. این تصمیم فقط در حد حرف نبود. نمی‌توان انکار کرد که اگر بمباران های بی وقفه نیروهای داعش در جریان محاصره کوبانی نبود، نیروهای محدود و محاصره شده کرد، به احتمال قوی از عهده امواج نیروهای داعش که وارد شهر می‌شدند بر نمی‌آمدند. نمونه دیگر حملات گسترده هوایی آمریکا علیه داعش را می‌توان در عملیات باز پس‌گیری سد موصل یافت. حتی در جریان آزاد سازی تکریت، هر چند که نقش اصلی را شبه نظامیان شیعه بازی کردند، اما پیش از آغاز حمله زمینی، آمریکایی ها حملاتی را برای هموار کردن راه نیروهای موسوم به “حشد الشعبی” (بسیج مردمی) بازی کردند.

بی انگیزگی و کم اثر بودن نیروهای ارتش عراق، به خصوص “نیروهای مخصوص” آن کشور، که آمریکایی ها برای آموزش و تجهیز آنها تلاش گسترده ای داشته اند، چاره ای جز این پیش پای حکومت عراق نگذاشت که برای مقابله با داعش دست به تشکیل گروه موسوم به “بسیج مردمی” بزند که شبه نظامیان شیعه نیروی غالب آن را تشکیل می‌دهند. در درون سازمان مزبور، شبه نظامیان شیعه هوادار ایران، که تاریخ تشکیل برخی از آنان به دهه هشتاد میلادی باز می‌گردد، بنا به گفته مقامات آمریکایی، موثرترین نقش را در مبارزه علیه داعش بازی می‌کنند. گفته می‌شود که قاسم سلیمانی نقش هماهنگ کننده را بین این نیروهای نیابتی ایران بر عهده دارد.

آمریکایی ها از این تحولات نگرانند. در یک جلسه استماع در برابر کمیته نیروهای مسلح سنا که در ماه مارس تشکیل شد، سناتور جان مک کین رئیس کمیته مزبور از اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا سئوال کرد که آیا اینکه ایران عملا رهبری جنگ را بر عهده گرفته وی را نگران نمی‌کند؟ کارتر پاسخ داد: “چرا می‌کند. ما تحولات را بسیار از نزدیک زیر نظر داریم”.

آمریکایی‌ها مواضعی ضد و نقیض در مواجهه با داعش در پیش گرفته‌اند. از یک سو طی هزاران سورتی پرواز مواضع آنها بمباران می‌کنند، از سوی دیگر در جریان حمله آنان به رمادی، با آنکه ظاهرا از پیش هم از قضیه مطلع بوده‌اند، هیچ گونه واکنشی از خود نشان نمی‌دهند

با وجود چنین پیش زمینه ای در عراق، آمریکایی ها مواضعی ضد و نقیض در مواجهه با داعش در پیش گرفته اند. از یکسو طی هزاران سورتی پرواز مواضع آنها بمباران می‌کنند، از سوی دیگر در جریان حمله آنان به رمادی، با آنکه ظاهرا از پیش هم از قضیه مطلع بوده اند، هیچ گونه واکنشی از خود نشان نمی‌دهند. چگونه می‌توان این رفتار آمریکا را تفسیر و تحلیل کرد؟

سه تئوری مختلف را می‌توان برای توضیح این دوگانگی برخورد در نظر گرفت:

تلفات غیرنظامی

نظریه اول: همانطور که خانم جنییو دیوید، سخنگوی “مرکز فرماندهی آمریکا” می گوید، علت خودداری آمریکا از انجام حملات هوایی در جریان حمله داعش به رمادی خطر کشته شدن غیر نظامیان بی شمار، یا آنگونه که در فرهنگ نظامیان بکار می‌رود “تلفات جانبی” بالا بوده است.

این در حالی است که در مورد رمادی کاروان نظامی داعش ساعت ها در راه رسیدن به شهر بود، اما در جاده مورد حمله هواپیماهای آمریکایی قرار نگرفت. در گزارش بلومبرگ آمده است که آمریکا “قبل از سقوط شهر رمادی ناظر تجمع ستیزه جویان، خودروها و ادوات جنگی سنگین (گروه) دولت اسلامی در حاشیه شهر رمادی بود… (با این حال) دستوری برای اجرای حملات هوایی علیه کاروان صادر نشد.”

ژنرال دمپسی و اشتون کارتر

پیام برای عبادی

نظریه دوم: آمریکا از اهمیت حملات هوایی اش استفاده کرده و با عدم دخالت در رمادی خواسته این پیام را به حیدر عبادی، نخست وزیر عراق بدهد که یا رابطه اش را با شبه نظامیان مورد حمایت ایران قطع کند و یا حداقل از آنان فاصله بگیرد و بیش از این باعث قدرت گرفتن آنها نشود.

اما به گفته کارشناسان نظامی، قدرت هوایی در نبرد علیه یک نیروی نامنظم نقش مهمی دارد، اما تنها با در اختیار داشتن یک نیروی زمینی باتجربه و با انگیزه بالا می‌توان بر یک نیروی چریکی غالب شد. نمونه بارز این امر، جنگ برای آزادی تکریت بود.

ژنرال مارتین دمپسی، فرمانده نیروهای مشترک آمریکا در ماه مارس در گزارشی به سنای آمریکا گفت که دو سوم نیروهایی که موجب آزادی تکریت شدند شبه نظامیان شیعی حمایت شده توسط ایران بودند. به عبارت دیگر، اگر نظر آمریکا، وارد آوردن فشار به آقای عبادی باشد، او چاره ای ندارد جز آنکه در شرایط موجود که ارتش عراق به خوبی وظایفش را انجام نمی‌دهد، بین یک قدرت هوایی (آمریکا) و یک قدرت زمینی با انگیزه (شبه نظامیان طرفدار ایران) برای مبارزه با داعش، قدرت زمینی را انتخاب کند.

از طرفی اگر قصد آمریکا از ساکت ماندن در سقوط رمادی دور کردن آقای عبادی از نیروهای نیابتی ایران بوده، رویکرد مزبور شاید نتیجه عکس دهد و باعث اتکای بیشتر نخست وزیر عراق به آن نیروها شود.

به طور مثال، تا قبل از سقوط رمادی، شبه نظامیان شیعه حق وارد شدن به استان انبار را نداشتند. ترس آقای عبادی این بود که با ورود شبه نظامیان شیعه، جنگ فرقه ای در بگیرد. اما با سقوط شهر رمادی، آقای عبادی از شبه نظامیان شیعی درخواست کمک کرد.

ژنرال جان آلن

نوسان و موازنه

نظریه سوم: آمریکا از سال ۲۰۱۴ دو نوع تهدید را برای خود در عراق تعریف کرده است. یکی نیروهای داعش و دیگری ایران. ترس آمریکا این است که رفته رفته نیرو های نظامی نیابتی ایران در عراق به موقعیتی مانند حزب‌الله در لبنان دست یابند و ایران علاوه بر نفوذ سیاسی، از یک قدرت نظامی خارج از سیستم ارتش منظم عراق برخوردار شود. این نگرانی را در اظهارنظرهای بسیاری از مقامات آمریکایی می‌توان یافت.

حرکات به ظاهر متناقض آمریکا در برخورد با داعش می‌تواند ناشی از این نگرش باشد که آمریکا پیوسته در حال مقابله با این دو تهدید، یعنی داعش و ایران، در نوسان است به نحوی که موازنه، به طور قاطع به نفع یکی از دو طرف بر هم نخورد.

جان آلن، نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا در ائتلاف جهانی برای مبارزه با داعش در مصاحبه ای در روز ۲۸ ماه مه (۷ خرداد) در پاسخ به این سئوال که آیا شما در عراق در کنار ایران مبارزه می‌کنید حرف های ژنرال دمپسی را نقض کرده و می‌گوید که نیروی غالب در تشکیلات بسیج مردمی که ما با آنان همکاری داریم شبه نظامیان وابسته به ایران نیستند. او اضافه می‌کند: “ما آن شبه نظامیان (طرفدار ایران) را حمایت نمی‌کنیم.”

اما مشخص نیست آمریکا چگونه می‌خواهد از نیروی بسیج مردمی عراق در مبارزه با داعش حمایت کند به طوری که شبه نظامیان نزدیک به ایران از این حمایت سود نبرند.

از طرف دیگر در حالی که آمریکا رهبری ائتلاف جهانی مبارزه با داعش را بر عهده گرفته، تکرار صحنه‌هایی مانند رمادی می تواند به اعتبار آمریکا در مبارزه با گروه مزبور و “مبارزه با تروریسم” آسیب بزند.

No responses yet

Jun 01 2015

شهروندان آمریکا در اسارت شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: روزنامه آمریکایی “واشنگتن پست” گزارش داد که شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌چند شهروندان آمریکایی را در زندان‌های خود اسیر کرده‌اند. وزارت خارجه آمریکا با تایید این خبر حاضر نشد اطلاعات بیشتری در این رابطه منتشر کند.

روزنامه آمریکایی “واشنگتن پست” در گزارشی نوشته است که که چهار شهر وند آمریکایی در زندان‌های شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌در نزدیکی صنعا، پایتخت یمن،، پایتخت این کشور به سر می‌برند.

گفته می‌شود که سه نفر از این شهروندان آمریکایی در امر تجارت فعالیت می‌کرده‌اند و نفر چهارم تابعیت مضاعف آمریکایی و یمنی داشته است. “واشنگتن پست” همچنین نوشته است که دولت آمریکا تا کنون موفق به آزادی این شهروندان از زندان‌های یمن نشده، زیرا این کشور با شورشیان شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌ارتباطی ندارد.

نماینده وزارت امور خارجه آمریکا با تایید این خبر اعلام کرد که این وارت‌خانه همه سعی خود را برای آزادی شهروندان آمریکایی از زندان شبه‌نظامیان حوثی به کار برده است. نماینده وزارت خارجه آمریکا در ادامه گفت که به خاطر حفظ حریم خصوصی این شهروندان حاضر نیست اطلاعات بیشتری در این رابطه منتشر کند.

گفت‌وگوهای عمان

همزمان با این خبر یکی از نمایندگان دولت یمن که به خاطر درگیری‌های موجود در این کشور در ریاض، پایتخت عربستان سعودی اقامت دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رویترز اعلام کرد که گفت‌وگوهایی میان شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌و مقامات آمریکا در سلطان‌نشین عمان آغاز شده است.

گفته می‌شود هدف این گفت‌وگوها یافتن راهکاری برای پایان درگیری‌های خونین در یمن است. این نماینده دولت یمن در ادامه گفت: به ما اطلاع داده‌اند که این دیدار‌ و گفت‌وگو به خواست دولت آمریکا آغاز شده است.»

هنوز شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌و دولت آمریکا این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند. در صورتی که این خبر صحت داشته باشد، نخستین ارتباط مستقیم میان دولت آمریکا و شورشیان حوثی یمن‌برقرار شده است.

آمریکا مهم‌ترین متحد عربستان سعودی در مبارزه علیه شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌است. عربستان در ماه مارس سال جاری ائتلافی از چندین کشور برای مبارزه با شبه‌نظامیان حوثی تشکیل داد.

دولت آمریکا نیز وظیفه کمک‌های نظامی و تکنیکی به نیروهای ائتلاف را به عهده گرفته است. عمان اما به رغم عضویت در شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس (GCC)، در ائتلاف علیه دولت یمن نیست.

بمب‌های خوشه‌ای عربستان در یمن

سازمان‌های حقوق بشری انتقاد کرده‌اند که در یمن بمب‌های خوشه‌ای که در سراسر جهان ممنوع اعلام شده‌اند، به کار رفته‌اند. سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای نسبت به استفاده این بمب‌ها در شمال یمن اعتراض کرده است.

این سازمان حقوق بشری اعلام کرده که در شمال یمن، که مرکز فعالیت‌های شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی است، آثار استفاده از بمب‌های خوشه‌ای دیده شده است. دیده‌بان حقوق بشر از بعضی مجروحان کودک نیز در میان آسیب‌دیدگان این بمب‌های خبر داه است.

دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده که اعضای این سازمان خود در شمال یمن دیده‌اند که بمب‌های خوشه‌ای از هواپیماها به زمین پرتاب شده‌اند و چون تنها ائتلاف کشورهای عرب به رهبری عربستان سعودی بمباران مواضع شبه‌نظامیان حوثی را به عهده دارند، مشخص می‌شود که آنها مسئولیت استفاده از این بمب‌ها را به عهده دارند.

دیده‌بان حقوق بشر در ادامه از عربستان سعودی خواسته است که استفاده از بمب‌های خوشه‌ای را پایان دهد، زیرا این بمب‌ها می‌توانند در صورت منفجر نشدن مدت‌ها انفجارپذیر باقی بمانند و خطری دائمی باشند بخصوص برای کودکان.

No responses yet

May 24 2015

دهشیار: تحولات جدید منطقه، قدرت سعودی را افزایش داده است / رقبای عربستان در مضیقه مالی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

خبرآنلاین: بین الملل > خاورمیانه – حسین دهشیار در کافه خبر استدلال می کند عربستان به دلیل برخورداری از دلارهای بی پایان نفتی و همچنین حمایت های بی دریغ آمریکا، صاحب قدرت بیشتری نسبت به قبل شده است در حالیکه رقبای سعودی در منطقه هیچ یک از این دو را ندارند.

سعید جعفری پویا

در چند دهه اخیر تحولات در خاورمیانه شکل تازه ای به خود گرفته است و به مرور زمان فصل تازه ای از حضور قدرت های بین المللی در معادلات منطقه ای بروز و ظهور پیدا کرده است. ایالات متحده آمریکا که تا همین یک دهه پیش به صورت مستقیم نیروهای نظامی خود را در افغانستان و عراق پیاده کرد و به بهانه مبارزه با تروریسم هزینه های فراوانی را هم به مالیات دهندگان آمریکایی و هم به مردم ستمدیده افغانستان و عراق وارد کرد حالا دیگر ترجیح می دهد خود به صورت مستقیم مداخله ای نداشته باشد. شاید این ایده تنها محدود به دوره ریاست جمهوری فردی دموکرات به نام باراک اوباما باشد و بازگشت دوباره جمهوری خواهان، به ویژه نئومحافظه کاران به قدرت سبب رجعت به سیاست های پیشین آمریکایی شود اما گزینه روی میز تحول در مفهوم دخالت غربی در معادلات خاورمیانه ای است.

حسین دهشیار استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی یکی از کسانی است که معتقد است خاورمیانه همچون گذشته اهمیت خود را برای ایالات متحده حفظ کرده و هر نوع کاهش ارزش این منطقه در نظر واشینگتن را رد می کند. دکتر دهشیار که تحصیل کرده آمریکاست و سالها در این کشور زندگی کرده بر این باور است همین اهمیت سبب می شود کشوری چون عربستان همچنان بر حمایت های آمریکایی ببالد و با تکیه دادن بر این حمایت دست به اقدامات پیش بینی نشده در سپهر سیاسی خاورمیانه بزند. فارغ التحصیل دانشگاه تنسی که کمتر حاضر به گفتگو می شود دعوت ما را پذیرفت تا در کافه خبر میزبان او باشیم و با حوصله پاسخگوی سوالات ما در خصوص تغییرات معادله قدرت در منطقه خاورمیانه و همچنین بازتعریف تاثیرگذاری آمریکا در این معادلات بود. آقای دهشیار بر خلاف بسیاری از تحلیلگران معتقد است در تحولات جدید نه تنها قدرت و نفوذ عربستان در معادلات خاورمیانه کم نشده که اتفاقا تمام رخدادها در نهایت به سود سعودی تمام شده است.

آمریکا در خاورمیانه می خواهد چه کار کند. با توجه به جدی تر شدن خطر چین برخی از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه مانند سابق اولویت اول آمریکا نیست. به نظر شما خاورمیانه ارزش پیشین خود را از دست داده است؟

خیر. خاورمیانه اصلا اهمیتش را از دست نداده و همچنان هم به شدت برای آمریکا مهم است. ممکن است شرق آسیا روزی برای آمریکا مانع و عاملی برای اینکه جایگاه آمریکا در صحنه جهانی مورد رقابت قرار گیرد، مورد توجه قرار گیرد، ولی خاورمیانه از نظر ارزشی برای آمریکا حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا خطر یا تهدید امنیتی محسوب نمی شود چرا که کشورهای منطقه آن چنان درگیر مشکلات و معضلات داخلی و منطقه ای خود هستند که هرگز امکان این وجود ندارد که بازیگری در این منطقه رشد کند. ولی این منطقه برای مسائل ارزشی برای ایالات متحده مهم است. آمریکایی ها اینجا را متمایز نگاه می کنند. چین رقیبی است که آمریکا می خواهد چارچوبی برایش تعریف کند که در آن چارچوب با آن کشور رقابت کند در نتیجه آمریکا چین را یک خطر نمی داند همانطور که بریتانیا آمریکا را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خطر نمی دانست. اما خاورمیانه به شدت برای آمریکا مهم است. درست است که نسبت به گذشته خودش حضور کمرنگ تری دارد ولی مسئله این است کشورهای دیگر این بار را به دوش می کشند.

سوال اینجاست که چرا به نظر شما همچنان حائز اهمیت است؟

آمریکا در بلند مدت می خواهد ارزش هایی در جهان حاکم شود که با دیدگاه های آمریکا تطابق داشته باشد. یک زمانی امکان تحقق این امر سخت است ولی خواستش مطرح است پس هر زمانی که آمریکا امکان این امر را داشته باشد آن را محقق خواهد کرد. چیزی که آمریکا در بلند مدت طرفدارش است این است که در این منطقه متوجه است هیچ کشوری نمی خواهد با آمریکا رقابت کند.

چون دغدغه چین شرق آسیا است، روسیه هم آسیای مرکزی و قفقاز را پی می گیرد. ضمن اینکه قدرت آنها در سطحی نیست که بخواهند در سطح جهانی چندین دغدغه داشته باشند و اولویتشان مسائل منطقه ای است. آمریکا به خاطر ویژگی هایی که دارد در چند جای جهان دغدغه دارد پس خاورمیانه هم جز دغدغه های آمریکا است همانطور که اروپا و آمریکای لاتین هم هستند. در نتیجه خواست آمریکا این است که این منطقه در شرایطی قرار گیرد که نه تنها دوست آمریکا از نظر اتحادیه های نظامی باشد، که به دوست آمریکا از نظر ارزشی هم تبدیل شوند و منطقه در مسیری حرکت کنند و نهادها و ارزش هایی پیش آید که در نهایت برای آمریکایی ها قابل قبول باشند. وقتی یک آمریکایی وارد این منطقه می شود برای فهم کلامش به مشکل برنخورد.

ما وقتی وارد عربستان می شویم می دانیم چه باید بکنیم ولی وقتی یک آمریکایی به این کشور می رود چون مناسبات حاکم بر این کشور متفاوت است نمی داند باید چه رفتاری انجام دهد. اما وقتی آمریکایی وارد اروپا می شود چنین مشکلی ندارد. در نتیجه ایالات متحده می خواهد منطقه به شکلی در آید که آن ارزش های تطابق داشته باشد و این منطقه بسیار برای این کار نامساعد است و بیشترین میزان تعارض با ارزش های آمریکا در خاورمیانه به چشم می خورد و کار برای آمریکا بسیار سخت است. پس کاری را که آمریکایی ها مثلا در شرق اروپا و شرق آسیا کردند می خواهند در این منطقه شکل دهند ولی خاورمیانه به شدت تعارض دارد، اروپا آسان تر بود برای اینکه فرهنگش نزدیک تر بود.

شرق آسیا هم ساده تر بود به دلیل اینکه فرهنگ تلاش گر و البته مطیعی دارند. این منطقه در مجموع منطقه ای است که بیشترین تعارض را با ارزش های آمریکایی دارد. آمریکایی ها می خواهند این منطقه را شخم بزنند و بذر بپاشند تا ارزش هایی در آن حکمفرما شود که وقتی یک آمریکایی را دید به دیده دشمن به آن ننگرد. پس می خواهند ارزش ها به نوعی تغییر کند که اگر فردا فردی به خودش بمب بست و منفجر کرد، شهروندان خاورمیانه ای همان توجیهی را برای اقدام این فرد به کار ببرند که آمریکایی ها به کار می برند. وقتی آمریکایی می گوید تروریسم بقیه هم بدون اینکه فکر کنند می گویند تروریسم چون بقیه هم مانند آمریکایی ها فکر می کنند. از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی خاورمیانه در سیستم سرمایه داری هضم شده و حتی تکان هم نمی توانند بخورند. چون حتی اگر شما با آمریکا دشمن باشید باید نفتتان را بفروشید. از نظر نظامی هم حداکثر کاری که این کشورهای خاورمیانه ای می توانند انجام دهند فروکردن انگشت در چشمان آمریکاست و نمی توانید به آمریکا حمله کنید یا منافع این کشور را به خطر بیندازید.

از نظر سیاسی هم همه پذیرفته اند رای دادن خوب است و حتی صدام حسین هم پذیرفت رای بدهد. وقتی شما در جامعه ای هستید که می گویید رای دادن خوب است پس آن فرهنگ را پذیرفتید. حال آمریکا می خواهد این رویه آگاهانه باشد و در مسیری گام بردارید که آنها می خواهند به این دلیل که هزینه های اقتدار آمریکا در جهان کاهش پیدا می کند و مهمتر از همه وقتی ارزش های شما شبیه ارزش های آمریکایی باشد رفتار شما قابل پیش بینی می شود. آمریکایی ها می خواهند دریابند که کشورهای خاورمیانه در آینده چه کاری انجام می دهند و فعلا قابل پیش بینی نیستند. در خاورمیانه آمریکایی ها دغدغه بلند مدت دارند چون از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی شما را تحت کنترل دارند شما وقتی رای می دهی یعنی نهاد غربی را پذیرفته ای، وقتی می گویی سرمایه خوب است پذیرفته ای نگرش اقتصادی غربی مفید است. وقتی حاضر می شوید در کشورتان پیتزا بفروشید یعنی قبول کرده اید سرمایه داری خوب است. وقتی شما نفتتان را می فروشید قبول کردید سیستم سرمایه داری حاکم است. اینجا فقط یک چیز باقی مانده و آنهم ظاهر و قیافه شماست که به تدریج شبیه آنها می شوید و خیلی هم ساده است و مهمتر از همه اندیشه های شماست که باید اصلاح شود. یعنی دیگر نگویید زن درجه دوم است. دیگر نگویید دموکراسی بد است، بگویید جامعه مدنی خوب است.

موضوع ناهمواری که به آن اشاره کردید بسیار ناهموار است و اساسا امکان تحقق این امر خیلی بعید است، چه اقداماتی می تواند حصول به این نتیجه را نزدیک تر سازد؟

در جایی مانند اروپا سالها جنگ مذهبی بوده است. در همین اروپا دو جنگ جهانی داشتید، کسانی که دگراندیش بودند به پایشان زنجیر می بستند و به اعماق دریا می انداختند. آن اروپا امروز به اتحادیه اروپا تبدیل شده است. در آمریکا زمانی فردی به دلیل رنگ پوست بودن با مشکلات عدیده مواجه می شد. در دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که پدر باراک اوباما به آمریکا مهاجرت کرد در ایالت آلاباما اگر یک دختر سفید را با یک پسر سیاه می دیدند احتمال زیاد آن پسر را دار می زدند. حالا بعد از پنجاه سال پسر همان مرد سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا است. همه چیز ممکن است اما مولفه هایی هستند که می تواند این روند را تسریع کند یا مانع شود. موانعی که در این منطقه وجود دارد بسیار سنگین و زیاد است. ولی در بلند مدت این اتفاق می افتد همانطور که کسی فکرش را هم نمی کرد در اروپا جنگ های مذهبی از بین برود.

امروز دعوا در عربستان یا سوریه بر سر چیست؟ سر دو گروه مذهبی خاص با یکدیگر می جنگند. بنابراین همانطور که آمریکا و اروپا تغییر کردند، خاورمیانه هم تغییر می کند. توسیدید سه دلیل را برای جنگ بیان می کند: افتخار، ترس و منفعت. بنابراین آنهایی که آن زمان در اروپا می جنگیدند مانند همین امروز یکی از این سه مورد بوده است. حالا شاید امروز نام غرور به هویت تغییر کرده باشد. بنابراین توجیه جنگیدن کلیسا بود نه اینکه واقعا برای کلیسا جنگیده باشند، اما در یک مقطع زمانی دریافتند که کلیسا به عنوان مانعی بر سر رشد سرمایه گذاری مطرح شده است و چون این را متوجه شدند کلیسا را ناکار کردند. حالا جنگ ها سر چیست؟ سر ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مسائلی از این دست است.

حالا هم منطقه مجبور است برای جنگ ها توجیهی پیدا کند. عربستان به حوثی ها حمله نکرده به این دلیل که انها زیدی هستند، همین عربستان در سال ۱۹۶۲ به زیدی های شمال یمن برای جنگ با جنوب کمک کرد. چرا؟ در جنوب آقای ناصر حضور داشت. همین عربستان در سال ۲۰۱۲ تمام تلاش خود را متمرکز کرد که آقای علی عبدالله صالح از کار عزل نشود. عربستان یک زیدی به نام علی عبدالله صالح، با مخالفان ایشان شروع به صحبت کرد که حکومت انتقالی پیدا شود و ایشان مصونیت پیدا کنند و بعد هم صالح به عربستان رفت، پس توجیه عربستان این نیست که دینشان متفاوت است، توجیه این است که عربستان اینها را یک خطر می بیند، بنابراین اروپایی ها فهمیدند که از دین و مسیحیت استفاده می شود برای چپاول مردم. در منطقه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند که عربستان دغدغه اش مقوله های ارزش مذهبی نیست، بلکه مسائل دیگری در این راستا تعیین کننده است. به همین دلیل شما می بینید اتحادها در این منطقه موقت است و به سادگی شیفت می کند. یک روز شما کسانی را میبینید با هم متحد شدند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. آمریکایی ها هم در منطقه نگاه نمی کنند ارزش های شما چیست؟

آمریکایی ها با آقای قذافی وقتی سلاح هایش را تحویل داد دوست شدند ولی فردایش به این کشور حمله کردند. آمریکایی ها با عربستان دوست هستند، چرا؟ چون می بینند منافعشان تامین می شود، وقتی منافعشان دیگر مطرح نباشد از این کشور هم می گذرند. یکی از علت هایی که حوثی ها موفق بودند به این دلیل بود که اکثر نظامی های یمنی طرفدار آقای عبدالله هستند و به این دلیل که در مدت طولانی که عبدالله روی کار بوده به دوستانش پست داده است و یکی از دلایلی که حوثی ها توانستند به جنوب بروند همراهی نظامیان با آنها بود. چرا آقای عبدالله به حوثی ها کمک کرد، آنهم در شرایطی که دشمن شماره یکش بودند، به خاطر اینکه دیدند برای منافعشان باید شیفت کنند. چرا که به اینها به هیچ چیز مومن نیستند و فقط به منافع مومن هستند. البته این ایرادی ندارد ولی مشکل کار آنجاست که این منافع، منافع شخصی است. حتی منافع حزب و یک منطق نیست و همه چیز در چارچوب مباحث شخصی تعریف و تبیین می شود. شما آن فرد را می ترسانید که منفعتش را قطع کنید. کاری که آمریکایی ها انجام می دهند در آن موفق هم شده اند این است که دریافته اند در این منطقه منافع شخصی است. جنگ هایی که در منطقه به نام دین انجام می گیرد دلیلی فراتر دارد و به منافعی مربوط است که توسیدید به انها اشاره کرد.

آقای دکتر سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا آمریکا در سالهای اخیر از مدیریت تحولات خاورمیانه ناتوان بوده است؟

یکی از خوبی های غربی ها این است که مسائل را از منظر تئوریک مورد توجه قرار می دهند و برای مشکلات یک چارچوب تئوریک تبیین می کنند و در آن چارچوب به مسئله نگاه می کند. مثلا من فردی واقع گرا هستم پس در لنز واقع گرایی می فهمم که باید بر سر افراد کوبید تا آدم شوند. یک زمانی فرد لنز لیبرال دارد، در نتیجه با حرف زدن تو سر افراد می زند. فرد دیگری هم هست که لنز سازه انگاری دارد یعنی اینکه با افراد از منظر هویتی برخورد می کند و با تاکید بر مسائل قومیتی و زبانی افراد را رام می کند. آمریکایی ها از دوره اوباما کسانی که بر سر کار آمدند لنز متفاوتی نسبت به مسائل دارند یعنی اینکه قبلی ها می گفتند ثبات به هر قیمتی به ویژه در دوران جنگ سرد، یعنی ما به خاطر ثبات هر کاری را باید انجام دهیم. پس از دوران جنگ سرد امریکایی ها متوجه شدند می توان در جایی هم بی ثباتی باشد ولی خطری برای آمریکا نداشته باشد، یعنی می توان در منطقه جنگ باشد ولی خطری برای آمریکایی ها ایجاد نشود چرا؟ برای اینکه پیشتر به این دلیل بر ثبات به هر قیمت تاکید می کردند که اگر در سومالی بی ثباتی می شد روس ها در صحنه حضور می یافتند، چینی ها می آمدند.

اما الان که روس ها و چینی ها چنین قصدی ندارند. جنگی هم اگر باشد کسی این خلا را پر نمی کند و خودشان از پس یکدیگر بر می آیند. بالاخص این تفکر در دورانی که اوباما روی کار امد، جدی تر شد که اگر جنگ و بی ثباتی در منطقه باشد، درست است که ممکن است مشکلاتی پدید آورد ولی این خلا را دشمن آمریکا، رقیب آمریکا نمی تواند پر کند. کشورهای دشمن آمریکا که در منطقه حضور دارند چطور؟ خیر، آنها هم در این سطح نیستند که جای آمریکا را پر کنند. اگر بی ثباتی شود و کشورهایی ضد آمریکایی بجگند، دو اتفاق می افتد، یک هزینه های بسیاری برای کشورهای دوست و دشمن آمریکا اعمال می شود چون جنگ پیش آمده و به هر حال هزینه هایی پدید آمده به کشورهای دشمن آمریکا لطمه می زند. این کشورها ضعیف تر می شوند. دوستان آمریکا هر چه جنگ بیشتر شود بیشتر به آمریکا وابسته می شوند و می گویند آمریکا باید هوای ما را داشته باشد.

پس عربستان چرا تا این اندازه بی مهابا به یمن حمله کرده است؟ چرا که متوجه شده دشمنان عربستان از نظر مالی وضعیشان خوب نیست در نتیجه می گوید جنگی راه بیندازد تا آنها هم وارد این جنگ شوند تا هزینه برایشان تراشیده شود ولی اگر دشمنان عربستان وارد جنگ شوند درآمدی ندارند و هزینه هایشان بیشتر می شود. عربستان ولی ثروتمند است ضمن اینکه اگر هم اتفاقی بیفتد آمریکا پشت عربستان هست ولی دشمنان عربستان نه پول دارند و نه آمریکا را. در نتیجه آمریکا می گوید آنها را وارد جنگ کنیم و جبهه های زیادی برای آنها باز کنیم، در نتیجه چه اتفاقی می افتد؟ در چندین و چند جبهه که باید بجنگند، درآمدشان هم که کم شده، با آمریکا هم که دعوا دارند. در این شرایط عربستان می گوید من دو ویژگی دارم که آنها ندارند. یک من آمریکا را دارم و دوم پول زیادی دارم. عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت برای تنها ۲۵ میلیون جمعیت دارد. پس پول نفت و حمایت آمریکا همچون یک ناز بالش برای عربستان است، اگر هم شکست بخورد و سقوط کند روی این نازبالش می افتد. اما کشورهای دیگر نه آمریکا را دارند و نه پول را، در نتیجه اگر اشتباه کنند سقوط آزاد خواهند داشت. یکی از ویژگی های عربستان محافظه کاری است و این رویه از زمانی که فیصل روی کار آمد وجود داشته و همیشه سعی می کردند با سر به زیری کارهای خود را انجام دهند بدون اینکه کسانی را ناراحت کنند اما در چند سال اخیر عربستان سیاست خارجی به شدت فعالی را در پیش گرفته است. زمانی آقای قذافی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی با دست به عبدالله اشاره کرد و با صریح ترین بیان اظهار داشت شما نوچه و نوکر آمریکا هستید ولی عبدالله هیچ نگفت. همین عربستان به کشورهای پان عرب به ویژه کشورهایی که نزدیک لبنان هستند باج می داد که فقط عربستان را اذیت نکنند حالا همین کشوری که باج می داد ساکت باشند بی مهابا به کشور مستقلی به نام یمن حمله می کند و به شدت در سوریه فعال است و همین کشور عامل اصلی است که ۴ هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند. چرا فعال است به این دلیل که خیالش راحت است دشمنانش ضعیف شدند، پان عربیسم برای همیشه از بین رفته و دشمنان اصلی اش به دلیل نداشتن پول تضعیف شدند و در عین حال در حال چالش با آمریکا هستند و حالا عربستان هم پول را دارد و هم آمریکا را.

اما دشمنان عربستان در منطقه از منظر ژئوپلتیکی دست بالا را دارند و تغییر و تحولات در این حوزه ها به سود دشمنان و به ضرر عربستان بوده است.

بله. شاید جغرافیای این دشمنانِ عربستان شیک تر و زیباتر باشد ولی این جغرافیا را باید عملیاتی کرد. یک کشور ممکن است جمعیت بیشتر، جغرافیای بیشتری داشته باشد اما برای اینکه بتواند از اینها استفاده کند به سرمایه و پول نیاز دارد. اقتصاد بعضی از این کشورها نقصان دارد، این کشورها اکثرا تک محصولی هستند. ضمن اینکه مصرف گرایی در این کشورها فزونتر شده بدون اینکه درآمد افزایش یافته باشد.

در نتیجه شما معتقدید عربستان نه تنها در موضع ضعف نیست بلکه در موضع قدرت است؟

عربستان در جایگاهی قرار گرفته که کارهایی که انجام می دهد دو آینده در انتظارش است. یا موفق می شود و یا خیر. کشورهای مخالف عربستان هم در چنین شرایطی قرار دارند. فقط یک تفاوت میان آنها وجود دارد اگر عربستان موفق نشود آن نازبالشی که پشت اوست یعنی دلارهای زیاد نفتی و حمایت آمریکا، هزینه هایش را به حداقل می رساند ولی اگر طرف مقابل با شکست مواجه شود نازبالشی وجود ندارد و سقوط آزاد خواهد داشت. ساختار قدرت در عربستان احتمال اینکه شکست احتمالی هم در انتظارش باشد را هم محتمل دانسته است. عربستان ممکن است در یمن، سوریه، لبنان و خیلی جاهای دیگر شکست بخورد ولی اگر سقوط کند ساختار قدرت سیاسی با مشکل جدی مواجه نمی شود ولی اگر کشورهای دیگر با مشکل مواجه شوند ساختار قدرت با مشکل مواجه می شود. پس اردوغان اگر در سوریه ببازد، باخته و اتفاقی نمی افتد اگر عربستان هم ببازد باخته، اگر اسد بماند هیچ اتفاقی برای اردوغان در سطح کلی نمی افتد ولی بقیه اگر ببازند چه؟ و اینجاست که متوجه می شویم این انگاره که عربستان توانمند نیست اشتباه است. ممکن شخصا حضور نداشته باشد ولی همین که ریاض خیالش راحت است چنین پشتوانه ای دارد راحت تر دست به اقدام می زند. این کشور سالهاست که با همین منوال اداره می شود و قوانین و رسوم چند صد سال قبل در این سرزمین پیاده می شود ولی هیچ کس کاری به این کشور ندارد؟ چرا؟ چون آمریکا نمی خواهد. فقط کافیست یک کشور یکی از ویژگی های عربستان را داشته باشد تا همه جهان به سمتش حمله می کنند. شما فکر می کنید چرا عربستان اینهمه سلاح می خرد؟ نیازی ندارد. به خاطر این است که نمی تواند به صورت مستقیم به آمریکا پول دهد، این تسلیحات را می خرد تا آمریکا را به خود نزدیک نگاه دارد و آنها هم هوای سعودی را داشته باشند. عربستان با اینهمه تجهیزات حتی نتوانسته از پس حوثی ها بر آید.

اما اینجا یک تناقضی وجود دارد. در تحلیل های آمریکایی و اروپایی هم بسیار می بینیم که می گویند عربستان در موضع ضعف قرار گرفته است.

ابتدا باید ببینیم دشمنی با آمریکا چه هزینه ای دارد و دوستی با آمریکا چه منافعی دارد و دوم اینکه باید ببینید شما کجا ایستاده اید؟ منبع فروش عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت است. ممکن است کشوری از نظر مساحت چند برابر عربستان باشد ولی یک ششم این درآمد را داشته باشد و اینکه در مقام مقایسه با گذشته مصرف گراتر هم شده و روابط آمریکا هم با آنها بدتر شده است.

اما ما در حال حاضر در تحلیل های آمریکایی هم زیاد می بینیم که دیگر عربستان نمی تواند منافع آمریکا را تامین کند. دوما ما در سخنرانی آقای اوباما داشتیم که ایشان تاکید می کند کشورهای عربی باید خودشان مشکلات خود را حل کنند و همه مسائل را متوجه عامل خارجی نبینند اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که یک تغییر باوری در محافل غربی در حال شکل گیری است که حمایت ها از عربستان باید سمت و سوی دیگری پیدا کند؟

آمریکایی ها اعتقادشان این است که سیستمی که در عربستان وجود دارد در نهایت نمی تواند نتیجه بخش باشد ولی مسئله ای که هست این است به این ساختار دست نمی زند به این دلیل که منفعتشان را به خطر نمی اندازد و نیازی نیست برای تداوم قدرت در عربستان هزینه ای پرداخت کند ولی آمریکا برای تداوم قدرت حسنی مبارک باید هزینه پرداخت کند، نه اینکه حسنی بدتر باشد که اتفاقا خیلی بهتر از خاندان آل سعود است که دیدیم او را به راحتی کنار گذاشتند ولی عربستان هزینه ای ایجاد نمی کند و برای آمریکا هزینه ای ایجاد نکرده، در داخل آمریکا هم چیزی در مورد عربستان گفته نمی شود چون متوجه هستند چه منفعتی به ایالات متحده می رساند، بنابراین نه اینکه از نظر آمریکا عربستان جایگاه خوبی داشته باشد ولی متوجه هستند که حضورشان هزینه ای تولید نمی کند. اگر هزینه تولید کرد، آن زمان موضوعاتی چون حقوق زنان، حقوق بشر و امثالهم پدید می آید.

ولی الان شاهدیم که هزینه هم تولید می کند. گسترش افراط گرایی در خاورمیانه و به قول خودتان همان ۴ هزار کشته ای که ارتش آمریکا در اثر پشتیبانی های عربستان در عراق متحمل شد بخشی از این هزینه هاست.

شما برای رسیدن به اهدافتان همیشه باید هزینه پرداخت کنید. فقط مسئله این است این هزینه به صرفه است یا خیر. اگر آمریکایی ها بخواهند در این منطقه تغییراتی ایجاد کنند که می خواهند، محققا حضور و رفتارشان باعث افراط گرایی می شود ولی در بلند مدت این افراط گرایی جواب نمی دهد. به همین دلیل آمریکایی ها مخالفتی با حکومت اسلامگرایان در کشوری مانند مصر نکردند. به این دلیل که آمریکایی ها می دانند این گروه ها نمی توانند اهدافی که دارند و بر زبان می آورند را پیاده و عملی کنند و چون نمی توانند، ما در دهه ۱۹۵۰ پان عربیسم را داشتیم اما خیلی راحت سقوط کردند و طرفی نبستند. بعد از آن گروه های پان اسلامیست در کشورهای عربی به قدرت رسیدند اما آنها نتوانستند وعده های خود را عملی کنند. بله افراط گراها در منطقه قدرت گرفته اند ولی سوال اینجاست منابع قدرت امریکا را می توانند تهدید کنند؟ حتما پاسخ منفی است. منابع قدرت آمریکا ساختار مالی قدرت آمریکا، ساختار سیاسی قدرت آمریکا، ساختار فرهنگی و نظامی قدرت آمریکا است.

درست است که دو برج عظیم در نیویورک را منفجر کردند ولی الان به جای دو تا، چهار برج در حال ساختن هستند. وقتی این گروه ها بخواهند حکومت کنند تجربه نشان داده که به شدت با مشکل مواجه می شوند. وقتی می بینید پان عربیسم جواب نداده پان اسلامیست هم جواب نداده سراغ چه می روید؟ همان شخم زدنی که در ابتدا اشاره کردم. حالا مستعد می شوید بگویید داعش بد است. چرا بد است؟ چون آمریکایی خواسته که چنین باوری داشته باشید و در مسیری قرار داده که شما چنین تصور و باوری داشته باشید.

اما ما مولفه های دیگری هم می بینیم که خود کشورهای عربی تاکید دارند حمایت های غرب و آمریکا از انها کم شده و نگرانی ها در این خصوص دیده می شود.

کم نشده، شیوه بیان حمایت ها تغییر کرده. تا زمانی که حضور اینها برای آمریکا کارآمد باشد آمریکا از آنها حمایت می کند. هر زمان ناکارآمد شوند دیگر حمایتی در کار نخواهد بود. آمریکا با هیچ کس دوست و رفیق نیست. آمریکا یا با کشورها متحد استراتژیک است مانند انگلستان و فرانسه. یک سری متحد موقعیتی دارند که هر زمان اینها در چارچوبی حرکت می کنند که جایگاه و هویت شمار ارتقا می دهد، ارزش های شما را ارتقا می دهد شما با آنها هستید ولی هر زمان بین این کشورها اتحاد غیر استراتژیک و موقعیتی جواب ندهد شما شیفت می کنید. آمریکا انگلستان را عوض نمی کند ولی آمریکا به راحتی مصر را عوض می کند، به راحتی حاضر می شود با آقای اسد گفتگو کند همین آمریکایی که می گفت اسد باید برود.

به اعتقاد شما اگر در تحولات بهار عربی بوش در کاخ سفید حضور داشت باز هم آمریکایی ها حاضر می شدند مبارک از قدرت کنار رود؟

بله. حتما. شما می توانید لیبرال باشید ولی لیبرال واقعگرا باشید. موضوع این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که این فرد دیگر جواب نمی دهد بنابراین باید گذاشت تا برود.

نگاه شما کلان است و در نوع خودش می تواند صحیح باشد اما این نگاه کلان هم باید به روندها توجه داشته باشد. به عنوان مثال ما با عربستانی رو به رو هستیم که از درون بسیار متزلزل است. همین عزل و نصب های تازه به این شکل بی سابقه نشان می دهد اوضاع در این کشور عادی نیست. در نظامی که خودتان هم تایید کردید مشهور به محافظه کاری است این اقدامات اصلا مصداق محافظه کاری نیست. بحث ملت های عرب هم هست، آنها همجنان از حکام خود ناراضی هستند که شامل عربستان هم می شود، در این اوضاع چگونه می توانیم از افزایش قدرت سعودی سخن بگوییم؟

شما یک تغییر تئوریک در عربستان می بینید. یعنی از حکومتی که در صحنه خارجی انفعالی است وارد یک حکومت به شدت انقلابی می شویم. این ساختار سیاسی بر این منطق شکل گرفته که انفعالی باشد. در ادامه پادشاه جدیدی به نام سلمان روی کار می آید و به دلایل خاصی که دارد می خواهد در تحولات منطقه فعال تر باشد و خیلی طبیعی است که در درون این ساختار قدرتی که هست انشعاب ایجاد می شود. ما سالها به سمت انفعالی بودن می رویم ولی فرد جدیدی می آید و می خواهد این انفعال را تغییر دهد. در نتیجه خیلی طبیعی است که شکافی در این راستا ایجاد شود. حالا کادر قدیم مانند آقای فیصل اعتقاد دارند که باید به آرامی حرکت کرد ولی نیروهای جدید بر فعالیت بیشتر نظر دارند. در حال حاضر قدرت دست نیروهای جوان است، نتایج اتفاقاتی که می افتد نشان خواهد داد کدامیک از این دو جناح حرفش صحیح بوده. اگر جناح سلمان ببرد کاملا این نظریه تقویت می شود و جایگاه آقای سلمان و دوستانش تثبیت می شود ولی اگر مخالفان و نیروهای قدیمی تر بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و اقدامات تازه جوان ها قرین موفقیت نباشد شما می بینید که آقای سلمان سریعتر قدرت را ترک خواهد کرد و حتی پیش از مرگ از عرصه کنار گذاشته خواهد شد.

عکس ها: لیلا افشار

No responses yet

May 21 2015

وزارت خارجه آمریکا: بنا نداریم به هر نظر رهبر ایران پاسخ بدهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید آن کشور بنا ندارد شروع به واکنش نشان دادن به هر نظری که رهبر ایران می‌دهد، بکند. ​

این گفته‌ها در پاسخ به سوال خبرنگاران در ارتباط با گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در مورد اجازه ندادن به مصاحبه با محققان برنامه اتمی ایران، بیان شده است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، روز ۳۰ اردیبهشت، در سخنانی، با اشاره به مذاکرات میان تهران و قدرت‌های جهانی برای رسیدن به توافقی نهایی در مورد برنامه اتمی، گفت «اجازه نمی‌دهیم از هيچ يک از مراکز نظامی هيچ‌گونه بازرسی از سوی بيگانگان انجام شود».

او همزمان افزوده است «می‌گويند اجازه‌ مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای بايد داده شود؛ اين يعنی بازجويی… من اجازه نمی‌دهم بيگانگان با دانشمندان و فرزندان عزيز ملت که اين دانش را به اينجا رساندند بيايند حرف بزنند.» [جزئیات گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای]

ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، ساعاتی بعد، در پاسخ به پرسشی در مورد این گفته‌ها، به خبرنگاران گفت «آمریکا با ایران توافق کرده‌ طی فرآیندی، ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران بررسی شود که بخشی از آن نیز شامل امکان دسترسی می‌شود.»

خانم هارف در ادامه، برای نمونه، افزوده است «تحت پروتکل الحاقی، که ایران به آن متعهد خواهد شد، و گفته است که در بخشی از توافق خود به آن متعهد خواهد شد، آژانس بین‌االمللی انرژی اتمی، امکان دسترسی خواهد داشت».

به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، این بخشی از مذاکراتی‌ست که در حال حاضر در جریان است.

به گفته ماری هارف، اگر طرف‌های مذاکره با ایران، اطمینان لازم برای دسترسی به ابعاد احتمالی نظامی، تاسیسات یا فعالیت‌های احتمالا نظامی، برنامه اتمی را نگیرند، آن موقع مشکل به وجود خواهد آمد.

خانم هارف در بخشی دیگر از سخنان خود تاکید کرده است که در حال حاضر نمی‌خواهد جزئیات دقیقی از آنچه ابعاد احتمالا نظامی برنامه اتمی ایران، را شامل می‌شود، بگوید. اما تاسیسات، افراد و اطلاعات، همه بخشی از مذاکرات است.

ایران و قدرت‌های جهانی در حال انجام مذاکراتی در پی چهارچوب توافقی صورت گرفته در لوزان سوئیس، در ۱۳ فروردین ماه، هستند که هدف از آن تدوین سندی نهایی در مورد برنامه اتمی تهران است. توافقی که از یک سو امکان راستی‌آزمایی جامع صلح‌آمیز بودن برنامه اتمی را و از سویی راه برون‌رفت از تحریم‌های جهانی علیه ایران را بیابد.

No responses yet

May 20 2015

پنتاگون: دو کشتی نظامی ایران کشتی راهی به یمن را همراهی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: وزارت دفاع آمریکا می‌گوید دو کشتی نظامی جمهوری اسلامی، کشتی تجاری‌ای که به گفته مقام‌های ایران حامل کمک‌های انسان‌دوستانه و راهی یمن است را همراهی می‌کنند.

سرهنگ استیو وارن، سخنگوی پنتاگون، وزارت دفاع ایالات متحده، ۲۹ اردیبهشت ماه، به خبرنگاران گفت آن کشور «گام‌به‌گام» این کشتی تجاری را زیر نظر دارد.

او در عین حال گفته است در این لحظه آمریکا نگرانی خیلی زیادی در این مورد ندارد.

خبرگزاری رویترز از قول کسانی در کشتی گفته قرار است روز پنج‌شنبه به بندر حدیده -در ساحل دریای سرخ در غرب یمن- برسد.

خبرگزاری رویترز در عین حال می‌گوید مشخص نیست که کشتی‌های جنگی در چه فاصله‌ای از کشتی تجاری «ایران شاهد» هستند.

به گفته این خبرگزاری یک مقام دفاعی ایالات متحده گفته است کشتی‌های نظامی، کشتی تجاری را «مشایعت» می‌کنند. آنچه می‌تواند در عین حال به این معنی باشد که آنها به طور عمومی در منطقه‌ای در نزدیکی کشتی تجاری هستند.

يک مقام آمريکايی هم که نامش فاش نشده به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته است، شواهدی در دست نيست که اين کشتی حامل سلاح برای شبه‌نظاميان حوثی باشد.

پیشتر در آغاز اردیبهشت‌ماه و در پی گزارش‌هایی در مورد احتمال ارسال دریایی سلاح از ایران برای شورشیان یمن، که ممکن است خطر رودرویی آنها با نیروی دریایی آمریکا را در منطقه همراه داشته باشد، رئیس‌جمهوری آمریکا گفته بود به تهران صریحا در مورد ارسال اسلحه هشدار داده شده است.

روز گذشته روزنامه لبنانی السفیر، مصاحبه‌ای را با علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌المللی رهبر جمهوری اسلامی، منتشر کرده بود که در آن آقای ولایتی تاکید کرده بود ایران «مصمم» به رساندن کشتی «حامل کمک‌ها» به سواحل یمن است.

مقام‌های ایرانی دخالت در اوضاع یمن را، اتهامی که از سوی دولت سرنگون شده عبد ربه منصور هادی، به تهران وارد شده، رد می‌کنند. در عین حال گروهی از چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی حمایت خود را از حوثی‌ها که با شورش خود، دولت یمن را سرنگون کردند، اعلام کرده‌اند.

در حال حاضر ائتلافی از کشورهای عربی در حال انجام حملاتی هوایی علیه شورشیان است، که روز سه‌شنبه «سنگین‌ترین» آنها از زمان پایان آتش‌بس پنج روزه، انجام شد.

No responses yet

May 16 2015

هشدار آیت‌الله خامنه‌ای در مورد امنیت خلیج فارس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: علی خامنه‌ای دو روز بعد از نشست رئيس‌جمهور آمریکا با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس آمریکا را مسبب شرایط ناهنجار کشورهای اسلامی خواند. او همچنین در مورد امنیت منطقه خلیج فارس هشدار داد.
آیت‌الله خامنه‌ای

رهبر جمهوری اسلامی روز شنبه (۲۶ اردیبهشت / ۱۶ مه) به مناسبت فرا رسیدن سالروز بعثت پیامبر اسلام با شماری از مسئولان حکومتی ایران و سفیران کشورهای اسلامی دیدار و سخنانی ایراد کرد. او در سخنرانی خود ضمن بیان اینکه “جاهلیت مدرن امروز بسیار خطرناک‌تر و مجهزتر از جاهلیت قبل از اسلام است” گفت: «شرایط کنونی کشورهای اسلامی و ناامنی، برادرکشی و تسلط گروه‌های تروریستی در کشورهای منطقه، نمونه‌هایی از جاهلیت مدرن امروز است، که نتیجه طراحی قدرت‌های استکباری و در رأس آنها آمریکا است.»

خامنه‌ای دو عنصر اصلی این جاهلیت را “شهوت” و “غضب” برشمرد و اظهار داشت که امروز هم مانند دوران پیش از اسلام “شاهد شهوت‌رانی بی‌منطق و بی‌مهار و قساوت و کشتار بی‌حد و مرز هستیم با این تفاوت که جاهلیت کنونی متأسفانه مجهز به سلاح علم و دانش شده و بسیار خطرناک‌تر است.”

به اعتقاد رهبر جمهوری اسلامی: «در مقابل، اسلام نیز مجهزتر و نیروی عظیم اسلامی با استفاده از ابزارهای گوناگون در دنیا گسترده شده و امید به موفقیت نیز بالا است.»

رهبر جمهوری اسلامی، مقامات آمریکایی را به دروغ‌گویی متهم کرد و گفت که آنها “رسماً از گروه‌های تروریستی در سوریه و پشتیبانان آنها حمایت می‌کنند.” او در این رابطه گفت، آمریکایی‌ها “خودشان به دست داشتن در ایجاد خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی همچون داعش اذعان کردند.”

خامنه‌ای سپس به پشتیبانی ایران از برخی از نیروها در عراق، سوریه، لبنان و سرزمین‌های فلسطینی پرداخت و گفت، جمهوری اسلامی حمایت خود از این نیروها را ادامه خواهد داد. او ملت‌های یمن، بحرین و فلسطین را “از جمله ملت‌های مظلوم” برشمرد و گفت: «ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد.»

امنیت خلیج فارس
دیدار اوباما با سران کشورهای عرب حوزه خلیح‌ فارس در روز ۱۴ ماه مه ۲۰۱۵

دیدار اوباما با سران کشورهای عرب حوزه خلیح‌ فارس در روز ۱۴ ماه مه ۲۰۱۵

خامنه‌ای، یکی دیگر از “ادعاهای دروغین” آمریکا را اظهارات مقامات این کشور در باره امنیت منطقه خلیج فارس خواند. او با بیان اینکه “امنیت منطقه خلیج فارس باید به وسیله کشورهای همین منطقه تأمین شود” اظهار داشت: «آمریکا به ‌دنبال تأمین امنیت منطقه خلیج فارس نیست و صلاحیت اظهار نظر در این خصوص را هم ندارد.»

رهبر جمهوری اسلامی در مورد امنیت در منطقه خلیج فارس هشدار داد و گفت: «اگر منطقه خلیج فارس امن باشد، همه کشورهای منطقه از این امنیت بهره‌مند خواهند شد اما اگر خلیج فارس ناامن شود، برای همه کشورهای منطقه ناامن خواهد بود.»

دو روز پیش از سخنان رهبر جمهوری اسلامی‌، باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمریکا در روز پنجشنبه (۱۴ مه / ۲۴ اردیبهشت) پس از پایان نشستی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت، بحرین و عمان) در کمپ دیوید بر تعهد کشورش در مورد حفظ امنیت متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس تاکید کرده بود. این نشست برای جلب حمایت سران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از سیاست هسته‌ای اوباما در قبال ایران برگزار شد.

اوباما همچنین اظهار داشت که آمریکا آماده است برای حفظ منافع خود در منطقه خلیج فارس از همه ابزارهای قدرت استفاده کند.

“پیامبر و قرآن” به جای “دیوید”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نیز در سخنانی به مناسبت فرا رسیدن بعثت پیامبر اسلام تاکید کرد: «آنچه می‌تواند تاریخ آینده و جامعه توأم با قسط و عدل را بسازد، نه شمشیر و گلوله و کاخ‌های مرتفع، بلکه حق و وحی است.»
حضور دائمی کشتی‌های جنگی ایران در تنگه هرمز

حضور دائمی کشتی‌های جنگی ایران در تنگه هرمز

رئیس جمهوری اسلامی در این سخنان که پیش از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای ایراد شد تاکید کرده است که “شریعت اسلامی نسبتی با خشونت ندارد.” به گفته او، هر کس که به نام اسلام خشونت ایجاد ‌کند “چیزی از شریعت نفهمیده” است.

روحانی همچنین به هراس همسایگان مسلمان ایران از جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است: «ایران به هیچ کشوری تجاوز نکرده و نمی‌کند اما اگر مورد تجاوز قرار بگیرد، پاسخش همانند دفاع هشت ساله پشیمان‌کننده خواهد بود.»

رئیس جمهور ایران در ادامه سخنان خود کشورهای مسلمان منطقه را دعوت کرده است که به جای “کمپ دیوید” به “کمپ پیامبر و قرآن” پناه ببرند.

اخیرا سیاستمداران بلندپایه جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند، از نگرانی همسایگان ایران بکاهند. وزیر امور خارحه ایران هم در گفت‌وگو با مجله آلمانی اشپیگل به نگرانی‌های همسایگان ایران اشاره کرده و ابراز تعجب نموده که «برخی در منطقه بی‌دلیل دچار وحشت شده‌اند‌.»

سیاستمدار بلندپایه ایرانی ضمن تاکید بر اینکه کشورش قصد تسلط بر منطقه را ندارد افزود: «ما از داشتن کشوری با این جغرافیا و وسعت خرسند هستیم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .