اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

May 03 2013

شرقی غمگین سلاخی شد و دم برنیاورد: فریدون و قاتلش اکبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

روز: چهارده سال پیش روزنامه نیویورک تایمزدر گزارشی پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای نوشته بود: “دومین خودکشی بین متهمین به قتلهای زنجیره ای در زندان اوین اتفاق افتاد. شخصی که خودکشی کرده، اکبر خوش کوش یکی از ۲۷ بازداشتی است که بعد از اینکه وزارت اطلاعات قبول کرد که کارمندانش در قتل‌ها دست داشته‌اند، آن‌ها را بازداشت کرد. مقامات رسمی می‌گویند که مغز متفکر این جنایات در زندان خودکشی کرده است”.

اکبر خوش‌کوش‌‌ همان فردی است که در جریان دادگاه معروف به اختلاس ۱۲۳میلیارد تومانی، نامش در دادگاه توسط فاضل خداداد مطرح شد. بعدها روزنامه‌نگاران اطلاعات بیشتری از او منتشر کردند. خوش کوش از جمله اعضای وزارت اطلاعات بود که در قتل مخالفان جمهوری اسلانی در خارج از کشور مشارکت داشت و به همین دلیل او را “فرنگی کر” می‌نامیند.

سایت بازتاب در مطلبی به افشاگری علیه اکبر خوش کوشک رییس گروه ضربت وزارت اطلاعات در دوران علی فلاحیان دست زد. در این افشاگری سایت بازتاب با ذکر لقب خوش کوشک و تخصصش در ترورهای برون مرزی جمهوری اسلامی با نام “اکبر فرنگی کار”، او را عامل قتل فریدون فرخزاد در سلسله قتل های زنجیره ای پیش از دولت خاتمی شروع و در دوران خاتمی به اوجش رسید ذکر کرد.

به نوشته بازتاب “خوش کوشک رئیس گروه ضربت وزارت اطلاعات دوران علی فلاحیان، که بدلیل نقشش در تیم ترورهای خارج از کشور به “اکبر فرنگی کار” معروف است، پس از خود کشی شدن “سعید امامی” معاون سیاسی وزارت اطلاعات و عامل قتل درمانی، برای مدتی بازداشت شد و به همکاری با اسرائیل اعتراف کرد؛ اعترافاتی که هرگز پخش نشد، اما فیلم شکنجه های همسر سعید امامی، در ادامه پروژه اسرائیلی معرفی کردن قتل ها در سطح وسیعی منتشر شد.او پس از آزادی، به فعالیت های اقصادی ادامه داد و بنبانگذار موسسه مالی اعتباری توسعه شد.”اکبر خوش‌کوشک هنگامی که در جوخه‌‌های ترور نظام در اروپا سازماندهی شد با اشاره به سابقه‌اش در کشتی فرنگی، گفت که “فرنگی‌کار” است! می‌گویند وی در ترور “فریدون فرخزاد”، احتمالاً دکتر “کاظم رجوی” و بمب‌گذاری در حرم امام رضا و… شرکت داشته‌‌ است. اشتهار او به دست داشتن در تروریسم بین‌المللی تا آن‌جا بود که در دهه ۹۰ دولت کانادا یکی از دلایلی را که براساس آن به تقاضای پناهندگی منصور آهنی مأمور وزارت اطلاعات در ونکوور کانادا جواب منفی داد داشتن عکس مشترک با اکبر خوش‌کوشک در شهر رم بود. او به پاس بیرحمی‌اش در مقابله با مخالفان نظام علاوه بر مسئولیت در تیم ترورهای خارج از کشور به سمت مشاور عملیاتی وزیر اطلاعات در دوران فلاحیان رسید.در دهه هفتاد و در اوج فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات او و “جواد خجسته باقرزاده” برادر زن خامنه‌ای همراه با برادران “افراشته” بطور غیرقانونی موبایل از دوبی وارد کرده و در بازار آزاد می‌فروختند. خوش‌کوشک سپس زمینی را با حمایت دستگاه اطلاعاتی و به زور در بالای خیابان پاسداران تصاحب کرد و با کلاهبرداری از این و آن به ساخت و ساز در آن مشغول شد و برای آنکه کسی جرأت نکند به او چپ نگاه کند دو طبقه از ساختمان مزبور را به سعید امامی و “مصطفی‌ کاظمی” که از مسئولان اصلی دستگاه امنیتی و سرکوب دوران فلاحیان بودند اجاره داد و در طبقه‌ی دیگرش خودش زندگی می‌کرد. به این ترتیب سه نفر از مهره‌های اصلی قتل‌های زنجیره‌ای همسایه هم بودند و در یک مجتمع زندگی می‌کردند.”

فرخ زاد که در محل سکونتش شهر بن در کشور آلمان با ضربات چاقو به قتل رسید یکی از چهره های برجسته علیه حکومت جمهوری اسلامی بود. او که در زمینه های مختلف هنری تلاش هایی انجام داده بود بیشتر به عنوان شومن مطرح است اما در رزومه ی کاریش می توان به دریافت جایزه شعر در آلمان اشاره کرد و فعالیت های موسیقایی اش. اون در زمینه های شاعر، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر نیز فعالیت داشته است. فریدون فرخزاد در برنامه هایی که برگزار می کرد با خطاب قرار دادن شخص روح الله خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی او را به تمسخر و نقد می کشید و نظام روی کار آمده را صراحتا دیکتاتوری آخوندی خطاب می کرد.

چرا فرخ‌زاد کشته شد؟

بسیاری از منتقدان و مخالفین حکومت دلیل اصلی کشته شدن فرخ زاد را سخنرانی معروفش در کنسرت آلبرت هال لندن می دانند. در این سخنرانی فرخ زاد از نقد حکومت فراتر رفته و در جاهایی به تمسخر دین اسلام پرداخته بود. در بخشی از این سخنرانی فریدون فرخ زاد با زبان برهنه اش می گوید: “يه ملت رو ملتی که حافظ و سعدی خونده يک انگشت به دهنش يک انگشت به ماتحتش راه بره تو خيابونها!؟ اين دينه؟ اين دستور دينیِ؟ اينو آوردن تو ايران گذاشتن بجای فرهنگ سعدی،مولوی و حافظ.(بعضی از جماعت به عنوان اعتراض سوت می زنند) سوت نزنيد گريه بايد بکنيم بر احوال خودمون. شما در لندن در تئاتر آلبرت هال نيازی به انگشتهای منهم نداريد. خودتون ماشاالله بهمه انگشت می رسونيد از طريق روزنامه و اعلاميه و فلان،ولی اونائی که تو ايران هستند اون چهل ميليون، بايد ديگه دين گفت شرع دين، اين مال بالا اون مال پايئن. حالا با اين چکار ميشه کرد!؟ من نمی دونم ولی خوب حتماً برای اون چيزی پيدا ميکنند. اما بماند راجع به اين کتاب من امشب با شما صحبت ميکنم.درضمن اين کتاب هست توی لندن. بخرين، بخونينن تا ببينن که برسر ملت ايران اين نيامده که باغ مونه گرفتن آخه بعضی وقتها می شينن همچی ميگن که آقا تمام اين صندق قباله خونه اس گرفتن،چکار کنم؟! خوب کردن گرفتن! کسی که يک صندق قباله خونه داره، اما هيچ کس نميگه سعدی رو گرفتن،حافظ رو گرفتن،مولوی روگرفتن،فروغ فرخزاد،پروين اعتصامی اينها رو کسی نميگه! ميگه ماشين بنزم رو گرفتن. آقا دوست آخوند نداری پس بگيرم.بماند اينا بعداً اشاره به اين کتاب جالب ميکنم براتون.ميخواهم يک آواز بخونم براتون ما ها با هر طرز تفکر سياسی، يک چيز مشترک داريم، وطن مشترک،آب وخاک مشترک وفرهنگ مشترک،وطن ما ايرانه………من بچه که بودم بابام افسربود. بعد ميوه می آورد خونه ظهرها مردم مياوردند ديگه که زن و بچه شون بخورن بعد ما فوری می دويدم ميوها رو می خورديم بعد مادرم ميزد رو دست ما می گفت: نخور!، بچه که نتونه شکمشُ نگهداره بزرگ بشه اونجاشم نگه نمی داره.همين جوری هم شد، جدی ميگم واقعاً همين جوری شد. ولی خوب فکر می کنم باباهای شما هم همين چيزها رو به شما گفته بودند هم چين چيز خنده داری نيست حالا اين بماند. تو آلمان يک بوريس بکر بود تنيس بازی کرد تمام مردم آلمان ايستادند که بوريس بکر قهرمان،رئيس جمهوررفت خم شد جلوی پسر هفده ساله و فلان. حالا ما که الحمدالله رئيس جمهور نديديم که جلوی ما خم بشه اگه َم ميشُد اتفاقاً بد نبود.ولی خوب نه واقعاً حيف انگشت اونا که الحمدالله يکی شون آبدار بوده، روسای جمهورشون يکی ديوانه بوده، يکی شون نمی دونم خمير گير بوده، يکی شون بنا بوده، رئيس مجلس نانوا بوده تو نجف، اون يکی ها بماند با قصاب و عطار وبقال خوب بشيد اينها ممکنه فردا رئيس جمهور ايران بشن اينقدر بد نباشيد باها شون بماند”

این رویکر تند فروخ زاد را بسیاری سبب این می دانند که بر اساس حکم ارتداد وزارت اطلاعات دست به حذف این چهره زده است. در کنار این موضع گیری منتقدان اما نقل دیگری نیز وجود دارد که فریدون فرخ زاد پیش از کشته شدن به قصد بازگشت به ایران به سفارت مراجعه می کند و یکی از دلایلی که هیچ اثر درگیری ای در منزلش مبنی بر ورود عاملان قتل دیده نمی شود همین آشنایی ضاربین و فرخ زاد از یکدیگر بوده است. نقل است که دلیل این تصمیم خستگی اش از غربت و بیماری فرخ زاد بوده که قصد داشته به خانه و کاشانه اش برگردد و تاوان گفته هایش را هرچه باشد بپردازد اما شاید اگر می دانست تاوان گفته هاش مرگ است، از این موضوع صرفه نظر می کرد.

سوابق فریدون فرخ‌زاد

فریدون فرخ زاد پیش از انقلاب نیز حواشی ای خاص خود داشت که پس از انقلاب نیز ادامه دار بود. یکی از این شایعات هموسکچوآل بودن و همجنسگرا بودن اوست که نه رد کرده بود و نه تایید و جایی به تاکید و با سند بر گرایش جنسی این شومن مخالف نظام جمهوری اسلامی مطرح نشده است.

فریدون فرخ زاد که برادر فروغ فرخ زاد نیز هست را می توان در میان نامه نگاری هایش با خواهر شاعر و مطرحش بیشتر شناخت. در این نامه ها چهره ی عاطفی فریدون فرخ زاد در نگرانی ها، روابط، زندگی و دغدغه هایش که برای خواهر شاعرش می نوشت ملموس به چشم می خورد. فروغ که فریدون را پایگاه عاطفی خود می دید نیز از مشکلات زندگی اش چه در زمان زندگی با پرویز شاپور چه مصائب پس از جدایی اش از شاپور بسیار نوشته. نامه نگاری های این دو چهره ی فرهنگی هنری که بر اساس سبب فامیلی خواهر و برادر نیز بودند بسیار جذاب و جالب است. نکته ی جالب دیگر سرنوشت هر دوست، یکی با ضربات چاقو به مسخ مرگ رفت و دیگری در یک بعد از ظهر دلگیر پس از تصادفی مشکوک ضربه مغزی شد.

فریدون فرخ‌زاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران مدت کوتاهی را در بازداشت به سر برد و سپس به شهر لس آنجلس در امریکا مهاجرت کرد. او کتاب در نهایت جمله آغاز است عشق، را در این شهر منتشر کرد و در ۱۶ مرداد ۱۳۷۱(۶ اوت سال ۱۹۹۲) کشته شد. هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجاره عقب مانده” و خاک سپاری جسد سلاخی شده فرخزاد در “گوری رایگان در شهر بن” نسیب زندگی اش بود. س از قتل فریدون فرخزاد، پیکر وی در بخشی از گورستان شهر بُن در گور مجانی[۳۲]به خاک سپرده شد که متعلق به شهرداری آن شهر بود. با گذشت پانزده سال از زمان قتل شهرداری بن برای تخریب آرامگاه فرخزاد و شماری دیگر از قبرهای نزدیک وارد عمل شد. در مقابل با تلاش جمعی از دوستداران فریدون فرخزاد به سرپرستی علیرضا قلی پور و هماهنگی با شهرداری شهر بن، قبر جدیدی برای نگهداری از بقایای پیکر فریدون فرخزاد خریداری و طی مراسمی فریدون فرخزاد در مکانی تازه و دائمی مجدد به خاک سپرده شد. علیرضا قلی پور – که وکالت رسمی خانواده فرخزادها را در خارج از کشور بر عهده دارد، – می‌گوید قصد دارد در نهایت پیکر فریدون فرخزاد را به ایران بازگرداند که پس از گذشت این همه سال این امر موضوعی بعید به نظر می رد.

از مجموعه اشعار او می توان به “من از مردن خسته‌ام”، “در نهایت جمله آغاز است عشق”، “فصلی دیگر(به آلمانی)” اشاره کرد و پنج برنامه ی تلوزیونی و دوازده آلبوم که او به عنوان خواننده ای ماندگار ترانه هایش را اجرا کرده است.

چگونگی قتل فرخ‌زاد

عباس رحمتی از دوستان فریدون فرخ زاد درباره ی حواشی کشته شدن او در مطلبی تحت عنوان “فریدون فرخزاد چگونه به قتل رسید” نوشته است: “چند سال بود که فریدون تلاش می کرد، مادرش را که بسیار دوستش می داشت به آلمان بیاورد، تا بتواند، درمان بیماری اش را در اروپا پیگیری کند. از آنجائی که رژیم می دانست، فریدون مادرش را خیلی دوست دارد، از این در وارد شد و از آن بعنوان پاشنه آشیل، استفاده کرد و وارد مذاکره با فریدون فرخزاد شد!

در واقع چون رژیم ترور فریدون را در سر می پروراند، وزارت اطلاعات خود را پشت این موضوع گذاشته بود و نفرات امنیتی خود را طوری تربیت کرده بود که با فرخزاد از درهای مختلف وارد شود تا بتواند در یکی از این فرصت ها، وی را ترور کنند، از یک طرف قول ویزا دادن به مادرش را مطرح کرده بودند، و از طرفی گفته بودند این که راحت است، آقای رفسنجانی رفروم کرده و می توان گفت شما روزی در ایران شو اجرا خواهید کرد(مثلا میخک نقره ای) و طوری نشان داده بودند که شادروان فرخزاد باورش شده بود.

از طرفی فرخزاد در کنسرت ها و شوهایی که برگزار می کرد، بیشتر از رساله و احکام خمینی که جمع آوری کرده بود صحبت می کرد و فتوی ها و مزخرفات خمینی و آخوند ها را به مسخره می گرفت، مثلا در کنسرتی که در نوروز ۱۳۶۷ در لندن برگزار شد، خمینی را بخاطر فتوی هایش سکه یک پول کرده بود و وقتی مردم به آن گفته ها می خندیدند، می گفت این بدبختی یک ملت است، ملتی که حافظ و سعدی را داشته حال، آنها را ازش گرفته اند و باید به این مزخرفات عمل کند.

آخرین کنسرتهای فرخزاد در کانادا برگزار می شود، در یکی از کنسرت هایش در شهر تورنتو خمینی و آخوند ها را شدید به باد انتقاد میگیرد و پرده از قتل برادرش(دکتر فرخزاد) بر می دارد، بطوریکه همان شب زمانی که فریدون برای استراحت درخانه یکی از دوستانش بسر می برد، ناگهان تلفن زنگ می زند و بعد صاحب خانه فرخزاد را صدا می کند که “فری با تو کار دارد” بعد از تمام شدن صحبت های تلفنی، دوستش میپرسد« فری چرا اینقدر عرق کرده ای و رنگ و رویت عوض شده است؟» فرخزاد در جوابش می گوید: اینها همیشه مرا تهدید میکردند و من هم جدی نمی گرفتم، ولی این بار تهدیدهایشان جدی تر بود،طرف به من می گفت یا درهمین کانادا ترا می کشیم و یا در اروپا ترا خواهیم کشت! وقتی که در کانادا، موفق به کشتن او نمی شوند، ترور ش را به بعد موکول می کنند.

بعد از مدتی که آبها از آسیاب می افتد و فریدون هم کمی از آن تهدید فاصله می گیرد و یا تقریبا از یاد می برد، ماموران و آدم کشان به فرخزاد زنگ می زنند و به آن می گویند، همانطوریکه آقای رفسنجانی قول داده بود نوارهای ویدئویی میخک نقره ای شما را پیدا کردیم و حالا این نوارها حاضر است و قصد داریم خودمان حضورآُ آنها را تحویل تان دهیم، فریدون که مثبت فکر می کرد و دلش می خواست هر چه زودتر به نوارهایش برسد در جواب به آنها، می گوید: چه بهتر از این!

فراموش نکنیم، در آن زمان سفارت رژیم در بن بود و فرخزاد هم در حومه بن زندگی می کرد، خلاصه یک جایی را برای ملاقات معین می کنند.

بعد از ملاقات اولیه فریدون که سر از پا نمی شناخت برای پذیرایی آنها را به خانه دعوت می کند و شاید هم خود آدم کشان طوری تنظیم کرده بودند که وی را در خانه اش ملاقات کنند ولی چیزی که کاملا مشخص است این بوده که فریدون از توطئه خائنانه آنها بی خبر بود ه است. فریدون خوشحال، بخاطر گرفتن آلبوم های میخک نقره ای اش آنها را به خانه می برد و حتا از سر کوچه برایشان یک هندوانه هم میخرد(طبق تحقیق پلیس) و به خانه بردن قاتلان همان و جدا کردن سر فرخزاد همان! درست همان طوری که سر شاپور بختیار را در فرانسه جدا کردند(هر دو نفر را تقریبا شبیه بهم با چاقو آشپز خانه سر بردند)

در خانه مشخص نیست که قاتلان در ابتدا با او چه رفتاری داشته اند ولی گزارشات پلیس نشان از بریدن سر و دستان وی را دارد، البته همه اینها گفتند و نوشتن اش ساده است، دوستی که این ماجرا را تعریف می کرد، می گفت بنا بود که با فریدون کنسرت و شوی بعدی را تدارک ببینیم، به همین خاطر چند روزی قبل از برگزاری کنسرت با او تماس گرفتیم(اولین کنسرت بعد از کانادا بود که قصد داشتیم در اروپا برگزار کنیم) تلفن خانه اش مرتب زنگ اشغال می زد و هرگز قطع نشد. به خانه اش مراجعه کردیم، زنگ زدیم کسی درب را باز نکرد. سگی که در آپارتمان فریدون بود مرتب پارس می کرد و درب خانه هرگز باز نشد! به همسایه هایش مراجعه کردیم همه ابراز بی اطلاعی می کردند به اداره پلیس مراجعه کردیم و موضوع را با آنها در میان گذاشتیم، به پلیس گفتیم: که این روزها، ما یک کنسرت در دست اجرا داریم ولی نمی دانیم چرا تلفنش مرتب بوق اشغال می زند و این غیر طبیعی است و درب خانه را هم کسی باز نمی کند و سگش هم مرتب پارس می کند و باز این هم غیر طبیعی است. پس از مراجعه پلیس، با اینکه وضعیت را کاملا غی طبیعی می دانست و می دید که، بوی خون می آید و سگ مرتب پارس می کند، باز با کمال خونسردی می گفت چیزی نیست و ما نمی توانیم کاری کنیم شما بروید ما تحقیق می کنیم و نتیجه را به اطلاع تان می رسانیم، ما هم که کاری نمی توانستیم بکنیم با نگرانی و ناراحتی بر گشتیم و باز مرتب زنگ زدیم و زنگ ولی فقط بوق اشغال شنیدیم. و نگران کننده تر اینکه از طرف فریدون هم هیچگونه تماس تلفنی گرفته نشد.

فردای روز بعد باز به خانه فری رفتیم بوی خون همه جا را گرفته بود. مجددا سراغ پلیس رفتیم، پلیس که اوضاع را وخیم می دید، خلاصه درب آپارتمان را باز کردند و وارد خانه شدند، ولی با جنازه تکه تکه شده ی فریدون مواجه شدند. فریدون غرق در خون بود و سر و دستش را از تنش جدا کرده بودند و از آنجائیکه خود می دانستند از طرف چه کسانی این گونه قتل ها، صورت می گیرد زیاد هم تعجب نکردند. در واقع این قتل هم در ادامه قتل های زنجیره ای در داخل و خارج کشور مثل آلمان و فرانسه و اطریش و سوئیس بود که هیچ کدام از قاتلین هم دستگیر نمی شدند و در صورت دستگیر شدن هم تحویل رژیم داده می شد” و شاید این تنها روایت نزدیک به واقعیت در مرگ فرخ زاد باشد.

No responses yet

Apr 18 2013

هرگونه کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه(بجز در ایران) را محکوم می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

تعامل: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.
به گزارش تعامل، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در آستانه 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان منتخب و اعضاء پایگاههای بسیج شهرکهای سازمانی و همچنین تعدادی از خانواده های ارتشیان، ارتش جمهوری اسلامی ایران را مایه افتخار و ارتشی مردمی، علمی، اعتقادی، دارای ابتکارات گوناگون و آزموده شده خواندند و با اشاره به غیر منطقی بودن جبهه استکبار به سرکردگی امریکا، تأکید کردند: امروز، تمدن غرب بواسطه تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی به اصول انسانی در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

فرمانده کل قوا در این دیدار در تشریح ویژگیهای منحصر بفرد ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مردمی بودن ارتش اشاره کردند و افزودند: در نظام جمهوری اسلامی ایران، ارتش به دلیل فداکاری و مجاهدت و نه به دلیل زورگویی و قدرت، مورد تکریم مردم و دارای پشتوانه مردمی است.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص علمی بودن ارتش خاطرنشان کردند: پیشرفتها و گستره کارهای علمی و پژوهشی نیروهای مسلح از جمله ارتش در زمینه صنایع دفاعی و الکترونیکی حیرت آور و غیرقابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی و حتی سالهای اول انقلاب است.
ایشان تأکید کردند: همه این پیشرفتها در شرایطی به دست آمده است که بدخواهان ملت ایران، در دادن کمترین امکانات بخل ورزیدند اما جوشش درونی استعدادهای جوانان و فرزندان این ملت، شگفتی آفرید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگی دینی و اعتقادی بودن ارتش، افزودند: انجام کار براساس احساس تکلیف و تعمیق روحیه دینی و انقلابی موجب شده است که ارتش جمهوری اسلامی ایران به یک ارتش متعهد و پایبند به اعتقادات و ارزشها تبدیل شود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین ارتشی قطعاً در هر امتحانی سربلند بیرون خواهد آمد.

فرمانده کل قوا، آزموده بودن ارتش به دلیل حضور سرافرازانه در 8 سال دفاع مقدس را یکی دیگر از امتیازات ارتش برشمردند و خاطرنشان کردند: ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات گوناگون در دوران دفاع مقدس نقشی برجسته داشت و کارهای بزرگی انجام داد.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ارتشیان گفتند: به ارتشی بودن خود افتخار کنید و همت خود را، حفظ و تقویت این ویژگیهای ممتاز قرار دهید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به رویکرد متفاوت نیروهای مسلح ایران در مقایسه با ارتش های دنیا، افزودند: ارتش، سپاه و بسیج یک فرهنگ و جهت گیری جدیدی را به دنیا عرضه کرده اند که الگوی بدیعی در مقابل جهت گیری استعماری و سلطه گرانه بیشتر ارتشهای دنیا است.

ایشان در خصوص روحیه سلطه گری مجموعه های نظامیِ جبهه استکبار بویژه آمریکا، خاطر نشان کردند: این مجموعه های نظامی در هر جایی که حضور پیدا میکنند مایه فساد اخلاقی و فشار بر مردم و کشتار آنان هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعای آمریکاییها مبنی بر مخالفت با وسائل کشتار جمعی افزودند: بر خلاف این ادعا، هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا، کودکان و زنان و مردم بیگناه افغانستان و پاکستان را قتل عام میکنند و تروریستهای مورد حمایتِ آشکار و پنهان آمریکا نیز در عراق و سوریه، مردم را می کشند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین تناقض گویی های آمریکا خاطر نشان کردند: آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه سکوت میکنند اما بعد از چند انفجار در آمریکا ، همه دنیا را پر از جنجال میکنند.

ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران به پیروی از منطق اسلام با هرگونه انفجار و کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه مخالف است و آنرا محکوم میکند.

ایشان افزودند: رفتار آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه ، متناقض است و بر همین اساس معتقدیم که آمریکا و جبهه مقابل جمهوری اسلامی ایران، غیر منطقی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: به دلیل این تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی ها به اصول انسانی تمدن غرب در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.

ایشان تأکید کردند: این روحیه و تفکر آمریکا و غرب که خود را تافته جدا بافته از دیگران میدانند، عامل سرنگونی و زوال روزافزون آنهاست.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اندیشه های منطقی حاکم در نظام جمهوری اسلامی خاطر نشان کردند: این اندیشه های منطقی، پایه های یک تمدن عمیق و ماندگار است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود از فداکاریها، همدلی ها و همراهی های همسران، خانواده ها و فرزندان ارتشیان تجلیل کردند و افزودند: خانواده های محترم ارتشیان باید همواره به داشتن چنین مردانی احساس عزت و افتخار بکنند.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ، امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش گزارشی از توانایی ها و آمادگی های ارتش جمهوری اسلامی ایران بیان کرد.

در ابتدای این دیدار تعدادی از جانبازان ارتش جمهوری اسلامی از نزدیک با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

No responses yet

Apr 17 2013

اعدام نه نفر در شیراز به اتهام محاربه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: حکم اعدام ۹ شهروند به اتهام محاربه، صبح امروز سه شنبه، بیست و هفتم فروردین ماه، در شیراز به اجرا درآمده است.

به گزارش روابط عمومی دادگستری فارس، احکام اعدام ۶ نفر از این افراد به نام‌های (غ-ن)، (ا-ح-ن)، (م-ز)، (ب-د)، (م. ه. آ) و (ب. الف) در محل ارتکاب جرم آنان و در ملاءعام اجرا گردید و سه نفر دیگر از این متهمان نیز که محل ارتکاب جرم آنان روستا‌ها و جاده‌های اطراف شیراز بود در محل زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شدند.

بر اساس این گزارش، این شهروندان از سوی شعبه‌‌ی دوم دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به اتهام “محاربه از طریق شرکت در سرقت‌های مسلحانه متعدد مقرون به آزار و اذیت و ایجاد رعب و وحشت، قتل و آدم ربایی” به اعدام در ملاءعام محکوم گردیده بودند.

احکام اعدام این نه نفر که بنا بر اعلام دادگستری فارس، در “فرایندی سریع”، صادر شده بود، توسط شعبه‌ی یازدهم دیوان عالی نیز تایید شد.

No responses yet

Apr 15 2013

خانواده مرتضی سویدی در مصاحبه با روز: خانه را خراب کردند، بچه ۱۵ ساله را کشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

روز: “یکی یکی خانه ها را خراب کردند تا رسیدند به خانه سویدی. پدر و مادرش خانه نبودند، در غیاب خانواده اجازه ورود ماموران را نداد، بالای پشت بام رفت به ماموران سنگی انداخت و دو گلوله پاسخ گرفت. یکی توی قلبش و دیگری توی سرش. او فقط ۱۵ سال داشت”.

این را خانواده مرتضی سویدی می گویند؛ نوجوان ۱۵ساله خوزستانی که روز شنبه بر اثر اصابت دو گلوله کشته شد، جنازه اش را ماموران با خود بردند و تا لحظه تنظیم این گزارش آن را به خانواده تحویل نداده اند. خانواده ای که می پرسند مرتضی اگر سنگی زده یا هر جرمی مرتکب شده چرا او را بازداشت نکردند؟چرا با دو گلوله پاسخ دادند؟

منطقه معین زاده، آخر گلستان یکی از حاشیه نشین های شهر اهواز است؛ منطقه ای فقیرنشین که به گفته ساکنان، شهرداری خواهان تخلیه خانه هاست و در مقابل مقاومت صاحبان خانه ها، با بولدوزر و تراکتور اقدام به تخریب خانه ها کرده است.

عادل سویدی از بستگان مرتضی سویدی در مصاحبه با “روز” توضیح میدهد: گلستان يكي از مناطق شهر اهواز و نزديك به دانشگاه چمران و بيمارستان گلستان است. انتهای گلستان منطقه جنبیه یا معین زاده است که خانواده مرتضی آنجا زندگی میکنند. این منطقه حاشیه ای و فقیر نشین است و حدودا ۳۰ خانوار آنجا زندگی می‌کنند. عبدالصادق، پدر مرتضی این زمین را با پول کم خریده بود، زمین کشاورزی بود و آنجا دو اتاق ساخته برای خانواده‌اش. او ۸ دختر و ۲ پسر دارد که غیر از دو دختر، بقیه در همین دو اتاق زندگی میکنند. شهرداری اخطار داده که باید منطقه را تخلیه کنید. گویا دارند پلی به سمت دیگر رود کارون در همان منطقه احداث میکنند. از طرفی هم گفته می شود که قصد دارند در این منطقه شهرک سازی کنند. برای همین این سی خانوار را مجبور به ترک خانه هایشان می کنند. بدون اینکه در مقابل پولی به آنها بدهند یا جایی برای اسکان آنها در نظر بگیرند.

آقای سویدی که همسر عمه مرتضی سویدی و پسر عموی پدر اوست می افزاید: یکباره با بولدوزر و تراکتور ریخته اند برای تخریب خانه ها. به مردم گفته اند خانه ها را ترک کنید. اکثر خانواده ها بیرون رفته ‌اند ولی ۵ – ۶ خانواده مانده اند همین طور خانه ها را تخریب کرده اند تا رسیده اند به خانه مرتضی. پدر و مادر او خانه نبوده اند و او اجازه ورود به منزل به ماموران نمیدهد. وقتی تخریب خانه عمویش را که در همسایگی آنهاست می بیند بالای پشت بام می رود و سنگی می اندازد و فریاد میکشد که چرا خراب میکنید. یکی از ماموران که درجه سرگردی هم داشته شلیک میکند و سر و قلب او را نشانه می گیرد. دو گلوله به او میزند و این بچه هم جانش را از دست میدهد.

به گفته اقای سویدی، ماموران سپس جنازه مرتضی را با خود برده و تاکنون تحویل خانواده نداده اند: پس از شلیک به مرتضی، عمو و پسر عموی او را هم بازداشت کرده و همراه با جنازه برده اند تا الان هم هیچ خبری نداریم که آنها را کجا منتقل کرده اند.

سوال میکنم که این زمین ها متعلق به شهرداری یا دولت بود؟ آیا خانواده مرتضی سندی برای خانه مسکونی شان داشتند؟ آقای سویدی پاسخ میدهد: حدودا ۴ سال پیش این زمین ها را خریدند و هر کدام دو یا سه اتاق ساختند و آنجا زندگی میکردند. می گفتند چند تکه زمین ارزان است دقیق نمیدانم چقدر خریده بودند اما فقط زمین بود و ملکی روی آن نبود. زمین ها سند هم داشت. اما چند هفته پیش از شهرداری و سپس نیروی انتظامی گفته اند که سندهای شما جعلی است و باید اینجا را تخلیه کنید. این مردم اما جایی ندارند بروند. دولت هم سعی نکرد جایی برای اسکان شان بدهد یا در مقابل زمین های شان پولی بدهد. در این شرایط مردم طبیعی است که مقاومت میکنند و حاضر به تخلیه خانه هایشان نمی شوند. خب اصلا تخلیه کنند کجا بروند؟ زن و بچه هایشان را کجا ببرند؟ همین طور نمی شود بیایند بگویند سندهای شما جعلی است و بروید بیرون.

آقای سویدی سپس می گوید:الان مساله دیگر این نیست، مرتضی مگر چه کرده بود؟ چرا باید با دو گلوله او را بکشند؟ چرا اصلا باید اسلحه را به سوی او نشانه بگیرند؟ این بچه اگر کاری کرده بود می توانستند او را بازداشت کنند ببرند زندان همانطور که الان عمو و پسر عمویش را بازداشت کرده اند. برای چی او را کشتند؟ جنازه اش را برای چی با خود برده اند و نمی دهند؟

او می افزاید: مساله فقر است و کمربند فقری که منطقه را فرا گرفته. سالها تحت عنوان پروژه نیشکر، زمین های کشاورزی روستائیان را از انها با پولی اندک خریدند. آنها هم راهی اهواز و آبادان و دیگر شهرها شدند. آقای سودانی، نماینده مجلس یکبار در مجلس به 120 هزار هکتار اشاره کرد که تحت عنوان همین پروژه نیشکر خریداری شده بود. خب مردم با پول اندک می رسند به این شهرها و نمی توانند خانه یا زمینی بخرند یا کرایه بدهند. به ناچار به حاشیه نشینی روی می آورند. مردمی فقیر که پو ل ندارند نباید زندگی کنند؟ چه باید بکنند؟ الان پدر مرتضی در همان خانه ای که تخریب شده و یک اتاقش مانده نشسته مریض است و بیرون هم نمی آید می گوید مرتضی را کشتند اینجا را هم سر من خراب کنند آخر من کجا را دارم بروم. این سیاست های دولت درست نیست این باعث تنش بیشتر می شود. الان ببینید تعداد زیادی از فعالان عرب را بازداشت کرده اند از این طرف با مردم چنین می کنند آن هم دقیقا زمانی که حساسیت شدید وجود دارد و کلا هر سال این موقع فضا را در خوزستان امنیتی میکنند.

بازداشت ۱۸۰ شهروند عرب در خوزستان

اشاره آقای سویدی از بازداشت تعداد زیادی از فعالان عرب، بازداشت بیش از ۱۸۰ نفر در استان خوزستان در هفته های اخیر است. مرکز اسناد حقوق بشر ایران گزارش داده است که در ۵ هفته اخیر بیش از ۱۸۰ نفردر شهرهای اهواز، شادگان و حمیدیه بازداشت شده‌اند و هنوز از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان اطلاع دقیقی در دست نیست.

به گفته فعالان عرب، هرسال مصادف با فروردین ماه، وضعیت در استان خوزستان امنیتی‌تر می‌شود. وب سایت بی‌بی سی گزارش داده است که فروردین ۱۳۸۴ انتشار نامه‌ای منسوب به محمدعلی ابطحی، مدیر دفتر رئیس جمهوری وقت ایران در زمان محمدخاتمی، باعث درگیری و ناآرامی‌هایی در استان خوزستان شد که شماری کشته بر جای گذاشت.

گفته شده بود که در این نامه، مدیر دفتر رئیس‌جمهوری وقت ایران دستور داده است که علاوه بر تغییر ساختار جمعیتی بومی، بعضی نام‌های عربی به واژه‌های فارسی تغییر یابد.

آقای ابطحی صدور این نامه را تکذیب کرد. فروردین سال ۱۳۹۰ هم در سالگرد این واقعه، درگیری شدیدی در استان خوزستان روی داد که به گفته شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، دست‌کم ۱۲ کشته بر جا گذاشت.

No responses yet

Apr 12 2013

ابراهیم نکو٬ نماینده مجلس: «نظام» در بحث رسانه‌های مجازی، «خط‌قرمز‌هایی» دارد که «هیچ فردی» نباید از آنها عبور کند و ستار بهشتی گفته بوده «از مسئولان خوشش نمی‌آید.»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: ابراهیم نکو٬ نماینده رباط کریم می‌گوید «نظام» در بحث رسانه‌های مجازی، «خط‌قرمز‌هایی» دارد که «هیچ فردی» نباید از آنها عبور کند و ستار بهشتی گفته بوده «از مسئولان خوشش نمی‌آید.»

آقای نکو که نمایندگی رباط کریم٬ شهر محل سکونت ستار بهشتی و خانواده او را در مجلس بر عهده دارد٬ این اظهارات را با روزنامه «بهار» روز پنج‌شنبه ۲۲ فروردین ماه بیان کرده است.

وی افزوده که «آزادی بیان به این معنا نیست که ستار بهشتی و امثال ایشان بیاید و مسئولان نظام را زیر سوال ببرد و این روش در هیچ جای دنیا قابل قبول نیست.»

این نماینده مجلس عملکرد قوه‌قضاییه در پیگیری پرونده مرگ ستار بهشتی را «مناسب» دانسته و ادعا کرده است: «اگر به این موضوع درست نگاه کنیم در هیچ جای دنیا به علت مرگ یک نفر، رییس پلیس فتا شهری مثل تهران بزرگ را اخراج نمی‌کنند.»

نکو همچنین سوال علی مطهری از وزیر کشور درباره علت مرگ ستار بهشتی را «محکوم» کرده و افزوده برخلاف نظر مطهری «نیازی» به عذرخواهی وزیر کشور و مسئولان از خانواده بهشتی وجود ندارد.

وی در ادامه اظهار کرده است: «در دادستانی ستار بهشتی گفته بود که من در وبلاگم این مطالب را نوشته‌ام و آن‌ها را تکذیب نکرد. وی عنوان کرده {بود} که از مسئولان خوشش نمی‌آید.»

این نماینده مجلس توضیح بیشتری نداده است که رابطه اظهارات ستار بهشتی و مرگ وی در زندان چه بوده است.

آقای نکو که به گفته خودش حتی یک بار هم با خانواده ستار بهشتی دیداری نداشته٬ گفته است: «مادر ستار بهشتی صحبت‌هایی با رییس دفتر من در رباط‌کریم داشته و آنجا خواستار اجرای درست قانون برای جرم پسرش بوده است و مازاد آن را خواستار نبوده‌اند و وفاداری خودشان را به رهبری و نظام بیان کرده‌اند.»

ستار بهشتی وبلاگ‌نویس اهل رباط‌کریم آبان ماه سال گذشته از سوی پلیس فتا بازداشت و در حین بازجویی جان خود را از دست داد که تاکنون علت اصلی مرگ وی مشخص نشده است.

No responses yet

Apr 11 2013

روایت تکان‌دهنده خواهر ستار بهشتی از تهدیدهای بی‌پایان ماموران امنیتی: علنا می‌گویند می‌بریمت کهریزک

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :علنا جلوی من را در خیابان می گیرند و می گویند می بریمت کهریزک، از ترانه موسوی می گویند. هنوز هم که هنوز است تحت فشار هستیم. می خواهند سکوت کنیم و حرف نزنیم. وقتی مادرم مصاحبه می کند تلفن های تهدید آمیزشان را به من شروع می کنند که برای چی مادرت مصاحبه کرد، ببین خوشحال باش که این هفته هم تونستی سر خاک برادرت بروی….

با گذشت بیش از پنج ماه از کشته شدن ستار بهشتی، خواهرش با اشاره به اینکه هنوز پرونده برادرش پس از گذشت ۵ ماه از حادثه به دادگاه ارائه نشده است، خبر داد که این خانواده همچنان تحت فشار و تهدید برای سکوت و مصاحبه نکردن با رسانه های خارج از کشور است.

سحر بهشتی به کمپین بین الملل حقوق بشر گفت:« علنا جلوی من را در خیابان می گیرند و می گویند می بریمت کهریزک، از ترانه موسوی می گویند. هنوز هم که هنوز است تحت فشار هستیم. می خواهند سکوت کنیم و حرف نزنیم. وقتی مادرم مصاحبه می کند تلفن های تهدید آمیزشان را به من شروع می کنند که برای چی مادرت مصاحبه کرد، ببین خوشحال باش که این هفته هم تونستی سر خاک برادرت بروی.»

سحر بهشتی در حالی از تهدیدهای ماموران امنیتی به خانواده اش خبر داد که سه شنبه ۲۰ فروردین ماه وزیر کشور برای پاسخ به سوال علی مطهری در خصوص علت مرگ ستار بهشتی در مجلس حاضر شد و البته در واکنش به سوال علی مطهری، نماینده مجلس گفت که فقط «باید منتظر رای قوه قضاییه ماند.» محمد مصطفی نجار، وزیر کشور در گزارشش ستار بهشتی را فردی نامید که «از طریق درج مطالبی در وبلاگ خود اقدام به تبلیغ علیه نظام کرد و با فعالان سیاسی معاند نظام همکاری داشت و با آنها در تماس بود.» با این حال وزیر کشور اعلام نکرد که فعالان سیاسی معاند نظام که ستار با آنها همکاری داشته است چه کسانی بوده اند.

این در حالیستکه علی مطهری روزسه شنبه گفت که در وبلاگ ستار بهشتی مطلب توهین آمیز پیدا نکرده است و همچنین اشاره کرد: «اتهام وی انتقاد یا توهین به مسئولان نظام در وبلاگش بوده است که البته در قانون توهین تعریف خاصی دارد و شامل الفاظ رکیک می شود اما بنده چنین چیزی را در نوشته های ستار بهشتی پیدا نکردم.»

علی مطهری، عضو کمسیون فرهنگی مجلس در اظهارات خود با اشاره به وبلاگ نویسان دیگری که در بازداشت هستند خواست تا به آنها سخت گیری نشود و همچنین در خصوص این ادعا که مادر ستار بهشتی اعلام رضایت کرده است، گفت:«ممکن است بگویند مادر ستار بهشتی رضایت داده است اما او گفته است حکم بازداشت دخترم را به من نشان دادند تا از من رضایت بگیرند نمی خواستم داغ دیگری روی سینه ام بماند و مجبور شدم و امضا کردم. حتی اگر مادر او نیز رضایت داده باشد حق مدعی العموم برای پیگیری پرونده محفوظ است.» علی مطهری و تعداد دیگری از نمایندگان در جلسه امروز مجلس اعلام کردند که از پاسخ های وزیر کشور در خصوص علت مرگ ستار بهشتی قانع نشده اند.

سحر بهشتی در خصوص آخرین وضعیت پرونده برادرش گفت:« پرونده هنوز به دادگاه فرستاده نشده است. حصر وراثت از ما خواستند که با وکیل به شعبه سوم دادسرای جنایی دادیم و گفتند که مقداری از تحقیقات مانده است ولی این امید را دادند که به زودی پرونده به دادگاه بفرستند و گفت شکنجه گر ستار در زندان است. »

خواهر ستار بهشتی که متولد سال ۱۳۶۴ و دارای یک پسر است با اظهار اینکه از این تهدید ها خسته شده اند و از گفتنش دیگر نمی ترسد گفت: « به خدا دیگر از جان خودمان سیر شدیم، خسته شدیم. مثلا جمعه آخر سال که می خواستیم برویم سر خاک برادرم به من تلفن زدند و تهدیدم کردند: “می گیریم و می بریمت، نرو. کتکت می زنیم.” حتی برای سر خاک رفتن یه جورهای ما تحت فشار هستم. دور تا دورمان پر از مامور است. وقتی به سرخاک هم می رویم، ماموران زن به من می گویند: ” پاشو برو دیگه، چی می خواهی نشستی!” همش با ترس زندگی می کنم. دیگر وقتی می خواهم از خانه بیرون بروم اشهدم را هم می گویم.»

سحر بهشتی گفت:« ستار را کشتند و فشارهایشان را از سر خانواده ستار کم نمی کنند. ما مورد ظلم قرار گرفتیم ما ظالم نیستیم، ما کشته دادیم ما نکشتیم. هر وقت هم حرف می زنم بهم می گویند که مراقب الفاظت باش.»

سحر بهشتی در پاسخ به این سوال که این تهدید های تلفنی و خیابانی از سوی چه کسانی صورت می گیرد، گفت:« از سوی ماموران امنیتی. آخر معلوم نیست که برای چه ارگانی هستند، همه شان لباس شخصی هستند. کارت شان را که به من نشان نمی دهند.»

سحر بهشتی در خصوص رضایت مادرش که مرتب از سوی مسولان به آن اشاره می شود، گفت: «آقا ستار ۴ روز بود که کشته شده بود به مامان بدون اطلاع من می گویند که می خواهیم شکنجه گران ستار را بهت نشان دهیم و با برادر و همسر من می برند و آنجا که می روند هر کدامشان را به یک گوشه می کشند و پلیس های امنیت این ها را دوره می کنند و به مادرم می گویند “از کجا معلوم که وقتی برگردی خانه سحرت زنده باشد شاید سحرت را هم بکشیم مثل ستار. دیگر رضایت بده، تمام کن، نگذار به قول گفتنی سحرت را هم ازت بگیریم.” دادشم را تهدید می کنند که خواهرت را می بریم. اصلا یک چیزهای نامربوطی گفته بودند که افتضاح است. از کهریزک بهش توضیح می دهند و از ترانه موسوی. به شوهرم هم گفته بودند که حکم بازداشت سحر در دست ماست، سحر را می بریم، مصاحبه کرده با صدای آمریکا و همه اینها را بهش گفته بودند. اینها هم خب ترسیده بودند و بنده خدا مادرم مجبور شده بوده چون دیگر نمی خواسته داغ دل دیگری رو دلش بیاید اجبارا یک امضا می دهد اما نسبت به شخص یا اشخاصی این رضایت نیست. حتی خانم پور فاضل (وکیل) گفت که این رضایت چه رضایتی بوده زمانیکه خودتان می گفتید که ستار به مرگ طبیعی رفته، سکته کرده. برای مرگ طبیعی رضایت گرفتید؟ رضایتی که با تهدید باشد اصلا مورد قبول نیست.»

خواهر ستار بهشتی درباره خواسته خود و خانواده اش گفت:« به ما یک نفر را به عنوان شکنجه گر اصلی ستار معرفی کردند که ستار زیر دست او کشته شده است. مادرم همچنان خواهان مجازات عادلانه است و اصلا و ابدا قرار نیست که فعلا رضایت بدهیم و یا حتی پیشنهادهای دیگری که شده را قبول کنیم. ما فقط خواستار تشکیل دادگاهی عادلانه و علنی هستیم. تنها خواست مان این است که عدل علی برگزار شود، همین و بس. چون ستار بی گناه و زیر شکنجه کشته شد. ماموران بدون حکم وارد خانه مادرم شدند، او را بردند و چهار روز بعد کشتندش و آخر سر به ما می گویند خفه شویم، هنوز هم می گویند خفه شید.»

ستار بهشتی، متولد سال ۱۳۵۶، کارگر و وبلاگ‌نویسی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس بوک” بازداشت شده بود. در مدت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در همین جریان درگذشت و در گورستان رباط کریم نزدیک محل زندگیش به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران تاریخ، مرگ ستار بهشتی ۱۳ آبان ماه نوشته شده است.

پس از انتشار خبر مرگ بهشتی، ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی زندن اوین در نامه‌ای که در سایت کلمه منتشر شد اعلام کردند که ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در بند ۳۵۰ اوین بوده و آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بوده‌است.»

No responses yet

Apr 11 2013

چرا دانمارک کمک مالی برای مبارزه با مواد مخدر در ایران را قطع کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ردویچه‌وله: آمار بالای اعدام شدگان مرتبط با مواد مخدر در ایران، دولت‌های اروپایی را نسبت به ادامه کمک‌های مالی به این کشور مردد کرده است. دانمارک اعلام کرد که کمک‌های خود به ایران را قطع خواهد کرد.

دولت دانمارک اعلام کرده که کمک‌های نقدی خود به برنامه مبارزه با مواد مخدر ایران را قطع می‌کند. به گفته وزیر توسعه دانمارک، این کشور در ارزیابی‌هایی که کرده به این نتیجه رسیده که پول‌های اهدایی به جمهوری اسلامی به اعدام‌های بیشتر و زندانی‌های بیشتر ختم می‌شود و “اعدام و زندانی کردن انسان‌ها در شرایط غیرانسانی کاری نیست که مالیات‌دهندگان دانمارکی از آن حمایت کنند”.

سازمان‌های عدالت برای ایران، همه با هم علیه اعدام، حقوق بشر ایران، عرصه سوم و مرکز اسناد حقوق بشر ایران با ارسال نامه‌ به دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل UNODC، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، اتحادیه اروپا، احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران و دولت‌های نروژ، کانادا، بریتانیا، آلمان، لهستان، بلژیک، ایرلند و ژاپن از آنها خواسته بودند تا کمک‌های خود به برنامه مبارزه با مواد مخدر ایران را مورد بازبینی قرار دهند.

در این نامه با اشاره به بند ۶ میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی که ایران آن را امضا کرده است، تصریح شده که بر اساس این بند در کشورهایی که مجازات اعدام همچنان لغو نشده، صدور این حکم باید محدود به مهمترین جرائم شود. در حالی که جرائم مربوط به مواد مخدر به تشخیص کمیته حقوق بشر سازمان ملل جزو مهمترین جرائم نیستند.
شادی صدر می‌گوید خواست سازمانهای حقوق بشری تعلیق کمک‌های مالی به ایران و مشروط کردن این کمکها به رعایت حقوق بشر از سوی ایران است شادی صدر می‌گوید خواست سازمانهای حقوق بشری تعلیق کمک‌های مالی به ایران و مشروط کردن این کمکها به رعایت حقوق بشر از سوی ایران است

این در حالی است که ۷۰ درصد اعدام‌های صورت گرفته در ایران مربوط به جرائم مواد مخدر است.

شادی صدر موسس سازمان عدالت برای ایران به دویچه‌وله می‌گوید آنچه از سازمان ملل خواسته شده نه قطع کمکها بلکه تعلیق آنها تا زمانی است که دولت جمهوری اسلامی تضمین دهد که اعدام‌ها متوقف می‌شود و کسانی که به اتهامات مواد مخدر دستگیر و زندانی می‌شوند از شرایط انسانی و از حقوق اولیه یک متهم برخوردارند.

در حقیقت این سازمانها خواستار تعلیق کمک‌ها و مشروط کردن آنها به رعایت حقوق بشر توسط دولت ایران هستند.

جزئیات چگونگی استفاده از کمک‌های مالی باید منتشر شود

خانم صدر می‌گوید یکی از خواسته‌های سازمان‌های غیردولتی از سازمان ملل و همین طور از دولت ایران و از کشورهایی که این کمک‌ها را ارائه می‌دهند این بوده که جزئیات مربوط به این قراردادها را در اختیار عموم قرار دهند.

به عقیده خانم صدر این حق مردم و به خصوص مالیات دهندگان اروپایی است که بدانند مالیات‌های‌شان کجا صرف می‌شود: «آیا مالیات‌های‌شان واقعاً صرف این می‌شود که ورود مواد مخدر از افغانستان به ایران کاهش پیدا کند، در ایران مصرف مواد مخدر پایین بیآید و سیاست‌های درستی برای درمان معتادان یا پیشگیری از اعتیاد اتخاذ شود یا این که این پول‌ها صرف تجهیز نیروی نظامی و مأموران وزارت اطلاعات می‌شود، صرف خرید تجهیزات بسیار گران‌قیمت برای تقویت پلیس ایران و مأموران ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌‌شود تا تعداد بیشتری از انسان‌هایی که بسیاری از آن‌ها قاچاقچیان خرده‌پا و یا معتادان ساده هستند، دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام شوند».

به گفته شادی صدر برنامه‌ی مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد و نیز جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه جزئیات قراردادهای خودشان و این که این کمک‌ها دقیقاً صرف چه موضوعاتی می‌شود را اعلام نکرده‌اند.

وی به خصوص بر این نکته تاکید می‌کند که سیاست جمهوری اسلامی در کنترل و مبارزه با مواد مخدر نه بر پیشگیری و درمان که بر مجازات و اقدامات تامینی و امنیتی استوار است.

دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در تهران؛ تحت کنترل جمهوری اسلامی
بر اساس قوانین جدید ایران، هرکس بیشتر از ۳۰ گرم هروئین، کوکائین یا مرفین به همراه داشته باشد به اعدام محکوم می‌شود بر اساس قوانین جدید ایران، هرکس بیشتر از ۳۰ گرم هروئین، کوکائین یا مرفین به همراه داشته باشد به اعدام محکوم می‌شود

درخواست‌های مکرر سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری بین‌المللی از دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در تهران برای شفاف سازی برنامه‌های مبارزه با مواد مخدر در ایران و نحوه استفاده از کمک‌های بین‌المللی تا کنون بی پاسخ مانده است.

شادی صدر می‌گوید این دفتر حتی از ارائه اطلاعات به دو سازمان عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر نیز خودداری کرده است. او می‌گوید: «به نظر می‌رسد دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در تهران کاملاً تحت کنترل وزارت کشور جمهوری اسلامی‌ست و در همکاری نزدیک با ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران و توجیه‌گر و اجراکننده‌ی سیاست‌های رسمی آن‌هاست».

سال ۱۳۸۹ زمانی که مجلس ایران سرگرم بررسی اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر بود، دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در تهران به دولت‌های اروپایی و نیز سازمان‌های بین‌المللی وعده داده بود که با استفاده از اهرم‌های مختلف کاری کند تا مجازات اعدام برای مواد مخدر حذف شده و یا برای موارد بسیار نادر در نظر گرفته شود.

نتیجه این اصلاحیه اما تشدید قوانین بود به طوری که در حال حاضر هرکس بیش از ۳۰ گرم هروئین، مرفین، کوکائین و یا دیگر مشتقات شیمیایی مرفین و کوکائین و نیز قرص‌های روان گردان به همراه داشته باشد به اعدام محکوم خواهد شد.

شادی صدر می‌گوید: «مشکلی که الان کشورهای اروپایی با UNODC پیدا کرده‌اند این است که توانایی کافی برای مواجهه با دولت ایران ندارد و قادر نیست دولت ایران را وادار کند که موازین حقوق بشر و استانداردهای اولیه را رعایت کند. بنابراین نگرانی اروپایی‌ها این است که هزینه‌ی بسیار هنگفتی که هرساله پرداخت می‌کنند، بدون رعایت استانداردهای حقوق بشری صرف می‌شود».

به نوشته یک روزنامه دانمارکی، دولت این کشور سالیانه ۵ میلیون کرون دانمارک یعنی بیش از ۷۰۰ هزار یورو برای مبارزه با مواد مخدر به ایران کمک می‌کرده و تا دو سال آینده نیز باید ۷ میلیون کرون (حدود یک میلیون یورو) دیگر می‌پرداخته است.

پیدا کردن یک راه حل جایگزین

با قطع کمک‌های مالی بین‌المللی به برنامه مبارزه با مواد مخدر ایران، این برنامه به شدت دچار کمبود مالی خواهد شد. به عنوان راه حلی جایگزین برای این مسئله، آیا دولت‌های اروپایی و نهادهای بین‌المللی می‌توانند به جای کمک به دولت ایران به سازمان‌های غیر دولتی فعال در زمینه مبارزه با مواد مخدر کمک کنند؟

شادی صدر می‌گوید یکی از مشکلات اساسی سازمان ملل و نهادهای مرتبط با سازمان‌ملل در کشورهایی مثل جمهوری اسلامی همین مسئله است یعنی این سازمانها به‌جای این که با نهادهای واقعی غیردولتی کار کنند که قطعاً هم انگیزه‌ بیشتری دارند و هم تعهد بیشتری نسبت به خدمت‌رسانی به مردم دارند و هم فساد کمتری در آن‌ها وجود دارد، یا با دولت کار می‌کنند یا با سازمان‌های غیردولتی که دولت آن‌ها را ساخته و به دولت وابسته‌ هستند.

دولت‌های اروپایی نیز مستقیما با ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران ارتباطی ندارند بلکه از طریق سازمان ملل و در اعتماد مطلق به سازمان ملل این کمک‌ها را ارسال می‌کنند.

به گفه خانم صدر الان به دلیل اعتراضات بسیار زیاد سازمان‌های غیردولتی،‌ حساسیت‌این دولت‌ها جلب شده و دیگر نمی‌توانند به سازمان ملل اعتماد مطلق داشته باشند. اقدام دولت دانمارک نیز در همین راستاست.

ژانویه ۲۰۱۲، دی ماه ۱۳۹۱ نیز سازمان “رپریو” که یک نهاد مدافع حقوق زندانیان در بریتانیاست اعلام کرد که ایران ۳/۶ میلیون پوند کمک از بریتانیا برای مبارزه با قاچاق موادمخدر دریافت کرده اما این مبلغ را صرف اعدام مجرمان کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از این سازمان بریتانیایی، کمک دولت بریتانیا به برنامه مبارزه با موادمخدر ایران ازطریق مستقیم و ازطریق اداره مبارزه با جرائم و موادمخدر سازمان ملل از سال ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۱۱ بیش از چند میلیون پوند و شامل عینک‌های دید در شب، ج.پی.اس (مکان‌نمای راهنما در جاده‌ها) و آموزش نیروهای عملیاتی ایران بوده است.

بازرسان این سازمان اعلام کردند که چون ایران بالاترین رقم اعدام مجرمان مواد مخدر را دارد بنابراین دولت بریتانیا به طور غیر مستقیم به افزایش اعدام کمک کرده و این اقدام را “شرم‌آور” دانستند.

No responses yet

Apr 11 2013

حسن میرزا‌خان، از مجروحان حوادث پس از انتخابات درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کمیته گزارشگران حقوق بشر: حسن میرزاخان از مجروحان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، روز گذشته برابر با دوشنبه، ۱۹ فروردین، در اثر وخامت وضعیت جسمی‌ در بیمارستان طالقانی شهر تهران درگذشت.

حسن میرزا‌خان در روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در پی‌ ادامه تظاهرات سکوت معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری مورد اصابت گلوله به ناحیه ستون فقرات قرار گرفته بود که به همین دلیل دچار عارضه قطع نخاع شده و در طی سه سال گذشته در وضعیت بغرنجی زندگی‌ می‌‌کرد.

این در حالی است که مراسم تشییع آقای میرزا‌خان که در هنگام وفات ۲۶ سال داشت امروز سه‌شنبه، ۲۰ فروردین توسط مقامات بنیاد شهید جمهوری اسلامی و نیرو‌های نزدیک به طیف اصول‌گرا انجام شد و پیکر ایشان در قطعه‌ شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است.

No responses yet

Apr 09 2013

علیرغم پیگیری علی مطهری: مجلس مانع از رفع ابهام پرونده بهشتی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: پیگیری علی مطهری برای مشخص شدن علت مرگ ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس با اعلام رضایت ۱۳۴ نماینده مجلس از توضیحات مصطفی محمدنجار٬ وزیر کشور ناکام ماند.

آقای مطهری روز سه‌شنبه (۲۰ فروردین) در ارتباط با پرونده قتل ستار بهشتی وزیر کشور را به مجلس کشانده بود که ۱۳۴ نماینده مجلس برخلاف وی از توضیحات وزیر کشور درباره این پرونده قانع شدند.

مطهری در این جلسه از محمد‌نجار درباره علت مرگ این وبلاگ‌نویس پرسش‌هایی مطرح کرد و گفت که به خاطر عذرخواهی نکردن مقام‌های مسئول از خانواده ستار بهشتی و بی‌اعتنایی به جلب رضایت آنها٬ این پرونده را پیگیری کرده است.

محمدنجار نیز در پاسخ گفت که «هیچ مسئولی در ناجا٬ وزارت کشور و قوه قضائیه از این وقایع رضایت ندارد» و «ناجا به محض وقوع این تخلف رئیس پلیس فتا از مقام خود عزل و مامورین خاطی» را به دادگاه معرفی کرد.

وزیر کشور افزود: «ما برای کاهش آلام خانواده متوفی کمک‌های لازم مادی و معنوی را انجام داده‌ایم و عذرخواهی ساده مشکلی را حل نخواهد کرد.»

این توضیحان محمدنجار نتوانست مطهری را قانع کند که در ‌‌نهایت این سوال به رأی گذاشته شد و نمایندگان با ۱۳۴ رأی موافق، ۷۵ رأی مخالف و ۲۵ رأی ممتنع توضیحات محمدنجار درباره پرونده مرگ بهشتی را قانع کننده دانستند.

در جریان حضور وزیر کشور در مجلس نیز اسماعیل کوثری با انتقاد از پیگیری این پرونده از سوی مطهری در تذکری شفاهی از وی پرسید که چرا تاکنون پرونده «دانشمندان هسته‌ای ترور» شده را پیگیری نکرده است.

مطهری نیز در پاسخ به این پرسش گفت: «ما به عنوان نمایندگان مجلس باید از افرادی حمایت کنیم که نه حکومت و نهاد خاصی از آن‌ها حمایت نمی‌کند و مردم نیز جرأت حمایت از آن‌ها را ندارند.»

ستار بهشتی وبلاگ‌نویس اهل رباط‌کریم آبان ماه سال گذشته از سوی پلیس فتا بازداشت و در حین بازجویی جان خود را از دست داد که تاکنون علت اصلی مرگ وی مشخص نشده است.

No responses yet

Apr 08 2013

«درگذشت یک زندانی امنیتی در ایران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: گزارش ها حاکی است، علیرضا کرمی خیرآبادی که به اتهام های امنیتی از جمله هواپیماربایی در زندان به سر می برد، در پی مشکلات جسمی و بیماری، درگذشته است.

گزارش شده که آقای کرمی خیرآبادی روز شنبه هفدهم فرودین ماه درگذشته است. منابع خبری در تهران در گفت وگو با رادیو فردا خبر مرگ وی را تایید کره اند. هنوز جزییات دقیقی در مورد مکان مرگ او اعلام نشده است.

برخی گزارش ها می گوید علیرضا کرمی خیرآبادی که در زندان رجایی شهر به سر می برد، در هفته های اخیر نیاز به مراقبت پزشکی در بیمارستان داشته که به دلایل مختلف انجام نشده و سپس در حالی که وضع او وخیم بوده به بیمارستان منتقل شده وهمان جا جان سپرده است.

تاکنون مقام قضایی و امنیتی ایران به خبر در گذشت این زندانی واکنشی نشان نداده اند.

عليرضا کرمی خيرآبادی به اتهام هواپيماربايی نزدیک به ۱۶ سال را در زندان گذراند و به حبس ابد محکوم شده بود.

وی کارمند شرکت نفت ایران بود که طبق اعلام اخبار مرتبط به پرونده اش، متهم است که هواپيمای این شرکت را ربوده و به عراق برده است. سپس به اردن رفته و پس از يکسال زندان در اردن، دولت اردن او را به ايران تحويل داد.

علیرضا کرمی خیرآبادی در شهریور ۱٣٨۶ رنج نامه ای از زندان نوشته و به شرایط نامناسب خود اعتراض کرده بود. وی گفته بود در حالی که حکم مصادره اموال نداشته، دارایی او مصادره شده و به خانواده اش پس داده نمی شود.

سایت هرانا، مربوط به شبکه فعالان حقوق بشر ایران روز پنجم فروردین ماه در گزارشی نوشته بود وی به دلیل مشکل مننژیت به طور اورژانسی به بیمارستان منتقل شده و به دلیل مشکلات بیماری قبلی و ویروسی، نیازمند مراقبت جدی پزشکی است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .