اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

Apr 06 2013

وزیر کشور در راه مجلس برای توضیح درباره مرگ ستار بهشتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: پس از قانع نشدن علی مطهری، نماینده مجلس، از توضیحات قبلی وزیر کشور درخصوص مرگ ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس جان‌باخته در زندان، سؤال از وزیر کشور در این‌ خصوص بار دیگر روز سه‌شنبه هفته جاری در مجلس بررسی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی مطهری، نماینده تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، روز شنبه، ۱۷ فروردین، از بررسی سؤال خود از مصطفی محمد نجار، وزیر کشور، درباره مرگ ستار بهشتی در جلسه سه‌شنبه مجلس خبر داد.

علی مطهری درباره سؤال خود از وزیر کشور در گفت‌وگو با مهر گفت: «انتظار داشتیم از خانواده ستار بهشتی و مردم عذرخواهی شود و رضایت خانواده او گرفته شود که این کار انجام نشد.»

وی در ادامه این‌ گونه اظهار نظر کرد که در ارتباط با مرگ ستار بهشتی «مأموری اشتباهی کرده است»، و افزود که «اگر با صداقت از خانواده ستار بهشتی عذرخواهی می‌شد وضعیت، خیلی بهتر بود.»

علی مطهری در ادامه گفت: «معتقدم این عذرخواهی باعث تضعیف نیروی انتظامی نمی‌شد، بلکه باعث تقویت نیروی انتظامی بود.»

​​سؤال مطهری درباره مرگ ستار بهشتی در جلسه ۵ دی‌ماه کمیسیون امنیت ملی با حضور وزیر کشور مورد بررسی قرار گرفت که وی اعلام کرد از پاسخ وزیر کشور قانع نشده است.

در همین حال گیتی پورفاضل، وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی، روز شنبه ۱۷ فروردین در گفت‌وگو با رادیوفردا گفت که بررسی سؤال آقای مطهری از وزیر کشور در مجلس «در روند قضایی این پرونده تأثیری ندارد».

وی همچنین افزود که «متأسفانه در سالی که گذشت ما نتوانستیم پرونده را در دادگاه ببینیم.»

گیتی پورفاضل در ادامه با ذکر این‌ که «این پرونده بسیار حساس است» گفت که پرونده مرگ وی در بازداشتگاه نیروی انتظامی هنوز در مرحله تحقیقات مقدماتی است.

ستار بهشتی به‌‌واسطه فعالیت‌های اینترنتی خود روز ۹ آبان، توسط پلیس سایبری ایران، فتا، بازداشت شد و ۱۳ آبان‌ماه در بازداشت پلیس فتا درگذشت.

گیتی پورفاضل، وکیل این پرونده، روز پنج‌شنبه، ۲۴ اسفندماه، نیز در گفت‌و‌گو با رادیوفردا گفت با تأکید بر این‌ که این وبلاگ‌نویس در زندان «شکنجه» شده و در اثر «فشار فیزیکی و روانی» در زندان درگذشته است پلیس فتا «به هیچ وجه» نمی‌تواند از قبول این مسئولیت شانه خالی کند.

وی در خصوص این پرونده افزود: «الان دیگر خیلی چیزها برای مردم و به‌خصوص برای دولت‌مردان و دست‌اندرکاران کاملا واضح شده. بنابراین با این پته‌هایی که روی آب افتاده، نمی‌توانند دیگر این پرونده را به نحوی که دوست دارند جمع و جور کنند.»

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون در مورد علت مرگ ستار بهشتی اظهارات متفاوتی ارائه کرده‌اند که شامل مواردی چون «خودسری پلیس»، تأکید بر وجود آثار ضرب و جرح بر پنج‌ جای بدن آقای بهشتی، «ضربه یا فشار روانی»، و احتمال فوت به خاطر «ترس و نگرانی از شرایط زندان» می‌شود.

پزشکی قانونی نیز اواخر آبان‌ماه اعلام کرد که ستار بهشتی بر اثر «مرگ طبیعی» جان خود را از دست داده است٬

No responses yet

Apr 05 2013

آماری تفصیلی مجازات اعدام در ایران در سال ۱۳۹۱

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: پنجمین گزارش “سازمان حقوق بشر ایران” با ذکر دستکم ۵۸۰ مورد اعدام در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. طبق این گزارش، ۶۰ درصد اعدام‌ها در ملاءعام انجام شده‌اند و در بیش از ۱۵ زندان ایران اعدام‌های اعلام نشده و مخفی صورت گرفته‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران پنجمین گزارش سالانه خود را با تاکید بر این نکته منتشر کرده که به دلیل سرکوب مدنی، نبود آزادی مطبوعات و فقدان شفافیت نظام قضایی ایران، امکان ثبت کلیه موارد اعدام در این کشور میسر نیست.

در این گزارش آمده که آمار اعدام در سال ۲۰۱۲ با در نظرگرفتن احتمال وجود تعداد زیادی اعدام مخفیانه، جزو بالاترین میزان اعدام سالانه در ۱۵ سال گذشته است. دستکم ۵۸۰ نفر در این سال اعدام شده‌اند که ۷۶ درصد آنان به ارتکاب جرایم مربوط به قاچاق مواد مخدر متهم بوده‌اند. ۲۹۴ مورد از اعدام‌ها توسط منابع رسمی گزارش شده و باقی مربوط به گزارش منابع غیررسمی هستند.

در این گزارش، تنها ۸۵ مورد از ۳۲۵ مورد اعدام مخفی زندان وکیل آباد لحاظ شده است. بر این اساس ۶۰ درصد از کل اعدام‌های سال گذشته در ایران در ملاءعام اجرا شده‌‌اند و یک‌سوم قربانیان آن مرتبط با قاچاق مواد مخدر بوده‌اند. در گزارش تاکید شده که تعداد اعدام‌ها به‌خصوص اعدام ‌در ملاءعام پس از اعتراضات سال ۲۰۰۹ به صورت چشمگیری افزایش یافته و به نسبت پیش از آن شش برابر شده‌اند.

سازمان یاد شده اعلام کرده که دستکم ۹ زن، ۲۷ شهروند افغان و یک شهروند پاکستانی در سال ۲۰۱۲ در ایران اعدام شده‌اند. اعدام یک مرد جوان “به سبک طالبان” در استادیوم فوتبال سبزوار و اعدام دو مرد جوان به جرم زورگیری و قطع انگشتان یک مرد در شیراز از نمونه‌هایی هستند که این سازمان آنها را شیوه‌های جدید ارعاب خوانده است.

مواد مخدر در ردیف اول جرایم

سازمان حقوق بشر ایران یادآوری کرده که قسمت اعظم اعدام‌ها در جمهوری اسلامی مجازات جرایم مرتبط با مواد مخدر هستند، اما به دلیل محرومیت این محکومان از پوشش خبرهای بین‌المللی و نبود کارزاری برای نجات جان‌شان، مورد توجه قرارنمی‌گیرند و هویت بسیاری از آنها فاش نمی‌شود.

در گزارش این سازمان از افزایش اعدام زندانیان وابسته به اقلیت‌های قومی، خصوصا زندانیان عرب، بلوچ و کرد ابراز نگرانی شده است. در سال ۲۰۱۲ چهار فعال عرب اهوازی به دار آویخته شدند. پنج نفر دیگر نیز به اتهام “محاربه” در معرض اعدام قرار دارند. نام این متهمان محمد علی عموری‌نژاد، هاشم شعبانی، هادی راشدی، مختار آلبوشوکه و جابر آلبوشوکه است. شش زندانی کرد سنی در دسامبر ۲۰۱۲ در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند و دو زندانی کرد دیگر به نام‌های زانیار و لقمان مرادی در صف اعدام قرار دارند.

در نمودار ترسیم شده توسط سازمان حقوق بشر ایران دیده می‌شود که جرایم مرتبط با مواد مخدر و پس از آن جرایمی چون تجاوز، قتل، محاربه و سرقت مسلحانه بیشترین میزان مجازات را در سال ۲۰۱۲ داشته‌اند.

این سازمان به شکنجه، اعتراف اجباری و برگزاری دادگاه‌های “ناعادلانه” در رابطه با اعدام‌های مربوط به مواد مخدر اشاره کرده و می‌نویسد که بیشتر محکومان جرایم مواد مخدر، متعلق به طبقات پایین اقتصادی-اجتماعی ایران هستند.

پراکندگی جغرافیایی اعدام‌های رسمی و مخفیانه

به نوشته سازمان حقوق بشر ایران، استان فارس بعد از تهران و کرج بالاترین امار اعدام‌های رسمی را دارد. زندان ارومیه پس از تهران و کرج و زندان وکیل‌آباد مشهد بالاترین آمار اعدام‌های گزارش‌نشده را داراست. بیش از نیمی از اعدام‌های یزد و سیستان-بلوچستان و تمامی اعدام‌های استان گیلان به صورت مخفی بوده و از طریق رسانه‌ها اعلام نشده‌اند. بسیاری از زندانیان بلوچ در دیگر زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.

این سازمان می‌‌گوید که استان‌های تهران، کرج و خراسان رضوی با ۶۵ مورد بالاترین میزان اعدام در سال گذشته را داشته‌اند. بر این اساس، آمار اعدام‌های مخفی یا اعلام‌نشده در تهران و کرج ۱۱۴ مورد یعنی تقریبا ۱۷۵ درصد از اعدام‌های رسمی و گزارش‌شده بیشتر است.

این سازمان می‌گوید در حال بررسی گزارشی از ۲۴۰ اعدام دیگر در زندان وکیل‌آباد است که در گزارش اخیر محاسبه نشده‌اند. بنا بر گزارش یادشده، از ۹۵ اعدام مخفی استان خراسان رضوی، ۸۵ مورد در زندان وکیل ‌آباد مشهد انجام شده و ۱۰ مورد دیگر مربوط به زندان تایباد هستند.

سنگسار احتمالی چهار زن

در بخشی از گزارش سازمان حقوق بشر ایران به نقل از وب‌سایت “ملی مذهبی” به سنگسار احتمالی چهار زن و انتقال اجساد آنها به پزشک قانونی تهران اشاره شده است. در گزارش آمده که منبع تماس این سازمان، با اطمینان مرگ این چهار زن را ناشی از سنگسار و دخالت قوه قضاییه می‌دانست، اما پزشک قانونی این ادعا را رد کرد. جرایم این چهار زن در پرونده آنها، “مشارکت در رفتارهای غیراخلاقی جنسی و سوءمصرف مواد مخدر” عنوان شده بود.

در گزارش قید شده که به علت مسائل امنیتی امکان دسترسی به جزییات بیشتر این پرونده نیست اما موضوع در دست بررسی و پیگیری است. این سازمان هم‌چنین تاکید کرده که مقامات ایرانی به دلیل حساسیت افکار عمومی جهان نسبت به اعدام زنان، تنها نام سه زن زندانی را به طور رسمی در فهرست اعدام‌شدگان ثبت کرده‌اند. آمار این سازمان از اعدام زنان در سال گذشته ۹ نفر است که از منابع موثق و غیررسمی کسب شده‌اند.

لزوم دخالت سازمان ملل

سازمان حقوق بشر ایران با اتکاء به گزارش‌های تایید نشده، از خطر اجرای حکم اعدام در مورد دستکم ۳۰۰۰ نفر در زندان وکیل‌آباد مشهد نوشته و از سازمان ملل خواسته که یک کمیته حقیقت‌یاب برای پیگیری درستی چنین اخباری به ایران بفرستد.

منابع این سازمان گفته‌اند که در حال حاضر قریب به ۲۰ هزار زندانی در وکیل‌آباد محبوس هستند که به دلیل کمبود جا مجبورند روی پله‌ها و در راهروها بخوابند. آمار زندانیان سال ۲۰۱۱ در این زندان ۱۳۰۰۰ هزار نفر بوده در حالی که گنجایش این زندان ۳۰۰۰ نفر است.

این سازمان در پایان گزارش سالانه خود از جمله خواستار تمدید ماموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، پایان فوری تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، تامین دادگاه‌های عادلانه و پیوستن ایران به عهدنامه تعلیق مجازات اعدام شده است؛ از کشورهای کمک‌کننده به “برنامه پیکار جهانی با مواد مخدر” نیز خواسته شده که همکاری و کمک مالی خود به ایران را مشروط به تعلیق مجازات مرگ مرتبط با قاچاق مواد مخدر سازند.

سازمان حقوق بشر ایران یک سازمان غیرانتفاعی با اعضای داخل و خارج از ایران است که به عنوان یک سازمان بین‌المللی در نروژ ثبت شده است. این سازمان که از سال ۲۰۰۵ کار خود را آغاز کرده، دو دفتر محلی در نروژ و ایتالیا دارد و بخش کمپین اینترنتی آن در کانادا مستقر است.

No responses yet

Mar 21 2013

وکیل دادگستری: پذیرش اتهام کوچکتر توسط مرتضوی برای رهایی از اتهام مشارکت در قتل است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: به گفته یک وکیل دادگستری، اقرار سعید مرتضوی به اتهام “پذیرش سفارش” برای رهایی از اتهام “مشارکت در قتل” صورت گرفته است. مرتضوی در دادگاه پرونده کهریزک از “وظیفه پدری” عبدالحسین روح‌الامینی ایراد گرفته بود.

سایت “خبرآنلاین” در گزارشی با عنوان “شکایتی جدید از مرتضوی” به قلم مصطفی ترک همدانی وکیل دادگستری نوشته است در دادگاه موسوم به کهریزک “اتفاقات عجیبی” رقم می‌خورد. در این گزارش آمده انتشار لایحه دفاعیه سعید مرتضوی متهم ردیف اول از جمله این اتفاقات عجیب است و سعید مرتضوی باید پاسخگوی “سفارش‌پذیری آزادی متهمین از ضرغامی” باشد.

در آخرین جلسه دادگاه متهمان پرونده کهریزک، سعید مرتضوی که متهم به مشارکت در قتل است در دفاعیات خود به دوستی عبدالحسین روح‌الامینی، که پسرش محسن روح‌الامینی در کهریزک کشته شده، با عزت‌الله ضرغامی مدیرعامل صدا و سیما اشاره کرده و از “انجام وظایف پدری” او ایراد گرفته بود. عبدالحسین روح‌الامینی، مشاور محسن رضایی در انتخابات سال ۸۸ بود.

سعید مرتضوی متهم به مشارکت در قتل در دفاعیات خود استدلال کرده بود: «پدر محسن روح‌الامینی می‌توانست با اطلاع دادن دستگیری فرزندش به دادستانی، از رفتن فرزندش به کهریزک و در نتیجه کشته شدن او جلوگیری کند. بنابرین وظیفه پدری‌اش را انجام نداده است.»

در یادداشت مصطفی ترک همدانی وکیل دادگستری که پنج‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۲ منتشر شده آمده است این‌که یک قاضی مرتکب پذیرش سفارش و اجرای آن شود یکی از بالاترین تخلفات انتظامی قضات است و هیچ قاضی و دادستانی در حالت عادی زیر بار چنین اتهامی نمی‌رود پس چرا قاضی مرتضوی چنین تخلفی را به راحتی اقرار کرده و پذیرفته است؟

این وکیل دادگستری در پاسخ به سوال خود، پذیرفتن چنین اتهامی از سوی سعید مرتضوی را اقرار به اتهام کوچکتر برای رهایی از اتهام کلان عنوان است و نوشته است: «عجیب نیست که عزت‌الله ضرغامی مدیرعامل صدا و سیما نیز تاکنون در رد اظهارت مرتضوی واکنشی نداشته است.»

ماموران کهریزک: به ما گفتند اراذل و اوباش آدم نیستند و حرمتی ندارند

در روزهای اخیر حسن کمالی وکیل خانواده محمد کامرانی از کشته‌شدگان در بازداشتگاه کهریزک گفته بود: «اگر من به عنوان کسی که می‌دانم یک مکان شرایطی دارد که قرار گرفتن متهم در آن می‌تواند موجب سلب حیات‌اش شود و کسی را به آن‌جا بفرستم، دیگر نیازی نیست که به ماموران بگویم که بزنید او را بکشید، زیرا مکان خودش کشنده است.»

آن‌طور که وکیل خانواده محمد کامرانی سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ به سایت “تابناک” گفته است ماموران کهریزک خودشان اذعان کرده‌اند که نوع رفتارشان با متهمان یک رویه بوده است.

حسن کمالی ادامه داده است: «از ماموران کهریزک پرسیدند کسی به شما آموزش داده که این‌طور رفتار کنید. گفته‌اند ما همین‌طور آموزش دیدیم، به ما گفتند اراذل و اوباش آدم نیستند و حرمتی ندارند خب ما با کسانی که آدم نیستند باید چطور رفتار کنیم.»

سه متهم اصلی پرونده کهریزک

سعید مرتضوی در زمان وقوع جنایات در بازداشتگاه کهریزک، ریاست دادستانی تهران را برعهده داشت و به دستور او معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به این بازداشتگاه اعزام شدند.

متهمان اصلی پرونده کهریزک سه قاضی یعنی سعید مرتضوی دادستان سابق تهران، حسن زارع دهنوی (معروف به قاضی حداد) معاون او و علی‌اکبر حیدری‌فر‌ دادیار دادسرای تهران هستند.

به دنبال افشای جنایت‌های بازداشتگاه کهریزک که دست‌کم به شکنجه و کشته‌شدن ۴ نفر از معترضان بازداشت‌شده در تابستان ۱۳۸۸ انجامید، سعید مرتضوی به عنوان متهم اصلی این پرونده از خدمت قضایی منفصل شد. محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی سه زندانی‌ای هستند که در بازداشتگاه کهریزک کشته شدند.

سابقه تاسیس بازداشتگاه کهریزک به سال ۱۳۸۶ برمی‌گردد. در تابستان آن سال، پلیس ایران طرحی موسوم به “مبارزه با اراذل و اوباش” را به اجرا گذاشت. در این طرح، دستگیرشدگان پس از ضرب و شتم و گردانده شدن در محلات مختلف تهران به کهریزک فرستاده می‌شدند.

No responses yet

Mar 19 2013

اتهام تبلیغ علیه نظام به ابوالفضل عابدینی، شاهد پرونده ستار بهشتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام نیوز: در حالی که ماه ها از کشته شدن ستار بهشتی گذشته و هنوز دادگاه این قربانی بازداشتگاه فتا تشکیل نشده است، شاهد پرونده ستار بهشتی به جای متهم و عامل قتل و شکنجه به تبلیغ علیه نظام شد.

به گزارش کلمه، ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار و فعال حقوق بشر دربند توسط شعبه ۱۲ بازپرسی دادگاه انقلاب به تبلیغ علیه نظام متهم شد و بازپرس پرونده پس از تفهیم اتهام این زندانی سیاسی قرار ۳میلیارد ریالی برای اتهامات وی صادر کرده است.

ابوالفضل عابدینی در جریان قتل ستار بهشتی بعنوان شاهد در دادسرا حضور پیدا کرد و اظهارات خود را به قاضی این پرونده بیان کرد واز قاضی خواسته بود که حوادث کهریزک تکرار نشود وجای متهم را باشاکی وشاهد جابجا نکنند.اما بلافاصله و تنها دو روز بعد در اقدامی عجیب این فعال حقوق بشر به زندان اهواز تبعید شد. وی در اعتراض به این مسئله اعلام کرد که دست به اعتصاب غذا خواهد زد. همچنین دیگر زندانیان سیاسی این بند نیز در حمایت از وی از پذیرش غذا اجتناب کردند. در نتیجه این اعتراضات بود که پس از یک هفته عابدینی به بند ۳۵۰ بازگشت.

در جریان رسیدگی به پرونده قتل ستار بهشتی ۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.

این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

اینک در حالی که حتی سخنگوی قوه قضاییه نیز وجود آثار ضرب و شتم بر بدن ستار بهشتی را تایید کرده است، ابوالفضل عابدینی که شاهد وضعیت وخیم جسمانی این وبلاگ نویس بوده به تبلیغ علیه نظام متهم می شود.

ابوالفضل عابدینی از جمله زندانیان بازداشت شده پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که یکبار در تیرماه سال ۸۸توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از گذراندن ۴ماه با سپردن وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد و سپس به ۱۱ سال حبس محکوم شد.

این خبرنگار و فعال کارگری در اسفند ماه همان سال بار دیگر بازداشت شد. ولی اینبار توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر که این بازداشت محکومیت یکساله را برایش به اتهام تبلیغ علیه نظام بهمراه داشت.

No responses yet

Mar 18 2013

آیت‌الله هایی که فرزندان خود را به کشتن دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: فرزند مهدی خزعلی، نویسنده و فعال سیاسی منتقد جمهوری اسلامی اخیرا اعلام کرده که پدربزرگش نه تنها توصیه خود برای بازداشت و زندانی نگه داشتن فرزندش را تکذیب کرده بلکه گفته برای آزادی او تلاش می کند.آیت الله ابوالقاسم خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری و پدر مهدی خزعلی است.

پدر به حمایت قاطعانه از رهبر جمهوری اسلامی شهرت دارد اما پسر چند سالی است که در مخالفت با عقاید پدر فعالیت می کند.

در ماه های اخیر گزارش های متعددی درباره رضایت و حتی حمایت آیت الله خزعلی از برخورد قضایی و امنیتی با فرزندش در رسانه ها منتشر شد. اما نوه این آیت الله ۸۸ ساله گفته که پدربزرگش در آخرین دیدار با او، این مسئله را به شدت تکذیب کرده و در عین حال از دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی هم گلایه کرده است.

با وجود این، رسانه ها و شخصیت های مختلف در جناح حاکم اصولگرا، همواره حمایت یا لااقل سکوت ابوالقاسم خزعلی در قبال برخورد با فرزندش را نشانه ای از احترام به قانون، مقابله با پدیده آقازادگی و درس عبرتی برای دیگر مقام های ارشد حکومت دانسته اند تا حمایت از اعضای خانواده خود را به پشتیبانی از نظام ترجیح ندهند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، هدف و مخاطب اصلی این کنایه است.

قربانی دادن برای اثبات وفاداری

قربانی کردن فرزندان برای کمک به حفظ حکومت، می تواند بهترین و تأثیرگذارترین نشانه از وفاداری به نظام سیاسی مستقر تلقی شود.

در روابط انسانی و اجتماعی، رابطه ای عمیق تر و عاطفی تر از رابطه والدین با فرزندان وجود ندارد. در متون مقدس نیز برای ابراز وفاداری و سرسپردگی ابراهیم (نیای هر سه دین مسیحیت، یهودیت و اسلام) به خداوند، آمادگی او برای قربانی کردن فرزند، معیار ایمان شناخته می شود.

به همین سبب است که دل کندن از فرزند و سپس قربانی کردن او برای بقای حاکمان، این پیام را به روشن ترین و صریح ترین شکل ممکن به صاحبان قدرت می رساند که کمترین تردید درباره امکان اطمینان به او و سپردن مناصب کلیدی و حساس به وی وجود دارد .در چنین شرایطی، پدر یا مادر قربانی کننده می توانند تا بالاترین مقام های حکومتی ارتقا یابد.

در حکومت جمهوری اسلامی از سه پدر که حاضر شدند برای حفظ حکومت از فرزندان خود بگذرند و حتی در کشته شدن آنها نیز شریک باشند، به عنوان نمونه نام برده می شود. این پدران در ادبیات رسمی حکومت، نمادهای از خود گذشتگی در برابر امام، رهبری، انقلاب و قانون معرفی می شوند.

اما قرائت رسمی که فداکاری این پدران را روایت می کرد در گذر زمان با شک و شبهاتی روبرو شد.

آیت الله محمد محمدی گیلانی

حاکم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب در اویل انقلاب اسلامی و رئیس سابق دیوان عالی کشور بود.

این آیت الله ۸۵ ساله برای سالها در اذهان عمومی با صدور فرمان قتل یا اعدام فرزندان خود به علت مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی شناخته می شد.

اما پس از آنکه روزنامه کیهان (زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی) و هفته نامه پرتو سخن (به صاحب امتیازی موسسه بین المللی امام خمینی به ریاست آیت الله مصباح یزدی) در مهرماه ۱۳۹۱ با اشاره به نحوه برخورد محمدی گیلانی با فرزندانش، از اکبر هاشمی رفسنجانی خواستند تا او نیز رویه مشابهی اتخاذ کرده و دست از حمایت از فرزندانش بردارد، تاریخ ورق خورد.

ابتدا روزنامه جمهوری اسلامی (روزنامه نزدیک به روحانیون محافظه کار) نوشت که یکی از سه پسر آیت‌ الله محمدی گیلانی در درگیری با مأموران نظامی کشته شده و دو پسر دیگر او در حال فرار به سوی مرز ترکیه در اطراف ارومیه با واژگون شدن خودرو و از ترس اینکه مبادا توسط مأموران دستگیر شوند با خوردن سیانور خودکشی کردند.

بر اساس گزارش ها، فرزندان این روحانی که در آن هنگام حاکم شرع انقلاب و از نزدیکان آیت الله خمینی بود، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی “منافقین” خوانده می شوند.

چند روز بعد، حسینعلی نیری، از نزدیکان همیشگی محمدی گیلانی و معاون دیوان عالی کشور نیز با هشدار نسبت به “تحریف حقایق و حوادث تاریخی” جمهوری اسلامی گفت که آیت‌الله محمد محمدی گیلانی در مرگ فرزندان خود “نقشی” نداشته است.

نیری که آیت الله حسینعلی منتظری از او به عنوان یکی از عوامل اصلی اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ نام برده، از محمدی گیلانی به عنوان فردی “عارف”٬ “رئوف” و “مهربان” یاد کرد که نمی‌توان تصور کرد “درصدد کشتن فرزندان خود بر آید.”

اما بارزترین تفاوت میان روایت معاون دیوان عالی کشور با روایت روزنامه جمهوری اسلامی در این بود که نیری گفته بود پسر بزرگ محمدی گیلانی به نام محمدجعفر “در سال ۱۳۵۸ و بر اثر تصادف و عفونت بیمارستانی” درگذشت نه آنگونه که روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود در درگیری مسلحانه.

معاون دیوان عالی کشور در پایان نامه خود که آن را هم روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرده بود، افزود: “چه لزومی دارد برای بعضی اهداف سیاسی چهره مهربان و عطوف بزرگان حوزه را خشن و زشت تر از شمر و نادر و مغول معرفی کنیم.”

آیت الله احمد جنتی

دبیر ۲۰ ساله شورای نگهبان و از مورد اعتمادترین مقام های حکومتی در نزد آیت الله خامنه ای است
.
محمد حسین جنتی، فرزند آیت الله احمد جنتی نیز از نمونه هایی بود که در اوایل انقلاب در جریان یک درگیری مسلحانه با نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شد. او از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بود.

گزارش رسانه های نزدیک به حکومت می گوید جنتی نذر کرده بود اگر پسرش که در آن هنگام فراری بود، دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.

حسین جنتی قبل از انقلاب نیز به دلیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و محکوم به حبس ابد شده بود. او در آبان سال ۵۷ از زندان آزاد شد و پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان فعالیت خود را شدت بخشید.

در پاییز ۱۳۶۰ خانه حسین جنتی که وی به همراه همسرش در آن زندگی مخفیانه داشت، به محاصره نیروهای سپاه در آمد. پس از درگیری، حسین خود را از پنجره ساختمان به پائین پرت کرد تا فرار کند اما کشته شد. همسر او که برای خرید بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می‌گریزد.

آیت الله غلامرضا حسنی

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه است.

این آیت الله ۸۶ ساله، مخفیگاه پسر بزرگ خود به نام رشید را به کمیته های انقلاب لو داد. رشید در آن هنگام از اعضای سازمان فدائیان خلق ایران بود.او در تهران به طور مخفیانه زندگی می کرد تا اینکه پدرش از محل اختفای او مطلع می شود.

آنگونه که آیت الله حسنی در خاطراتش گفته “جایش را شناسایى کردیم. در کمیته انقلاب تهران با آیت ‌الله مهدوى کنى تماس گرفتم و گفتم: یک موردى هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم است … گفتم اگر مقاومت یا فرار کرد، بزنید، نگزارید فرار کند و اگر هم تسلیم شد، دستگیر کنید و به کمیته تحویل بدهید. آنها رفتند و او را دستگیر کردند.”

امام جمعه شهرستان ارومیه در ادامه افزوده: “رشید را بعد براى بازجویى و محاکمه به تبریز انتقال دادند. او چون محل فعالیت‌ هایش آذربایجان بود در این شهر محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گردید.”

آیت الله حسنی بعدها نیز از این اقدام خود دفاع کرد: “وقتى خبر اعدام رشید را شنیدم، چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصى ولو پسرم باشد، شوخى ندارم و با هیچ احدى در این مورد عقد اخوتى هم نبستم. هنوز هم اگر یکى از فرزندانم بر ضد انقلاب و رهبرى خداى ناکرده فعالیت کند، همان کارى را خواهم کرد که با رشید کردم.”

با وجود این، امام جمعه ارومیه در مصاحبه ای که سال ۱۳۹۰ با خبرگزاری حوزه های علمیه (رسا) انجام داد، نتوانست ناراحتی خود را از اعدام فرزندش پنهان کند: “سخت بود. مخصوصا آن روزهایی که در کنار من با شاه می جنگید، خیلی مؤثر بود و من هم نمی توانستم به آنها برسم و من هم مقصر هستم. چون من بودم و این کشور و این استان و این جنگ کردستان. واقعا وقت نگذاشتم به خانواده ام برسم. شاید در اینجا حق با او باشد نتوانستم برسم والا اگر خودم می توانستم برسم اینطور نمی شد. الان هم رنج می برم. پسر من دیروز با شاه می ‌جنگید و امروز در لیست اعدامی ها باشد برایم فوق العاده سخت است؛ اما او از خط انقلاب خارج شده بود.”

No responses yet

Mar 16 2013

ارسال نتیجه دادگاه نمادین اعدامیان دهه ۶۰ ایران به سازمان ملل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: در این دادگاه نمادین بازماندگان و خانواده اعدامیان دهه شصت، به‌ویژه سال ۱۳۶۷ درباره رویدادهای آن دوره شهادت دادند

دادگاه ایران تریبونال نتایج تحقیقات ۹ ماهه خود درباره اعدام زندانیان سیاسی ایران در دهه ۶۰ شمسی را اعلام کرد.

پیام اخوان از دادستان‌های این دادگاه به بی‌بی‌سی فارسی گفته است نتیجه و جمع‌بندی شواهد این دادگاه در نامه‌ای به‌بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل متحد فرستاده شده است.

در این نامه از آقای‌ بان خواسته شده از طریق سازمان ملل حکم این دادگاه را پیگیری کند.

این دادگاه، در پی بررسی اظهارات زندانیان دهه ۶۰ در ایران و بازماندگان اعدام‌های آن دهه، در ‌‌نهایت حکومت ایران را به “جنایت علیه بشریت” کلیک محکوم کرده است.

حکم این دادگاه ضمانت اجرایی ندارد و به صورت نمادین صادر شده است.

برگزار کنندگان ایران تریبونال، این دادگاه نمادین را “محکمه‌ای مردمی” می‌خوانند و می‌گویند “هزینه‌های تحقیقات و برگزاری محکمه را مردم و خانواده بازماندگان اعدام‌های دهه ۶۰ پرداخت کرده‌اند.”

آنها تأکید کرده‌اند که قصد دارند اتهام‌های مطرح شده علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران را در دادگاه‌های بین‌المللی دنبال کنند.

فریبا صحرایی، خبرنگار بی‌بی سی فارسی که در محل نشست جمع بندی نتیجه دادگاه بود، می‌گوید دادستان‌های دادگاه ایران تریبونال تأکید دارند که رأی این دادگاه به معنای پایان کار نیست، بلکه آغازی است برای رسیدگی قضایی بین المللی به پرونده “کشتارهای دهه ۶۰ شمسی در ایران”.

کلیک مرحله اول این دادگاه تابستان پارسال در لندن برگزار شد که در آن ۸۰ نفر از شاهدان و بستگان اعدام شدگان روایت خود را از روند اعدام زندانیان بیان کردند.

کلیک مرحله دوم دادگاه هم در شهر لاهه هلند برگزار شد و شاهدان بیشتری در مقابل هیات منصفه حاضر شدند.

یک گروه دادستانی متشکل از هشت حقوقدان ایرانی و غیرایرانی به سرپرستی پیام اخوان و جفری نایس رسیدگی به این دادگاه را به عهده داشتند.

به گفته برگزارکنندگان، یکی از دلایل تشکیل این دادگاه این بوده است که زندانیان سیاسی اعدام شده و آنهایی که بعد‌ها از زندان آزاد شدند، “در هیچ دوره‌ای از دهه شصت به وکیل و مشاوره حقوقی دسترسی و حق دفاع از خود نداشتند.”

یکی دیگر از دلایل برگزاری دادگاه، مستند کردن ادعاها و شواهدی بود که در هیچ محکمه قضایی ثبت نشده است.

این دادگاه با الهام از دادگاه نمادین رسیدگی به جنایات جنگی ویتنام تشکیل شد. دادگاه نمادین رسیدگی به وقایع جنگ ویتنام در دهه ۱۹۶۰ میلادی را عده‌ای از روشنفکران و فعالان حقوق بشر از جمله برتراند راسل و ژان پل سار‌تر در دانمارک و سوئد برگزار کردند.

این گروه به سرپرستی برتراند راسل، فیلسوف بریتانیایی، تصمیم گرفت دولت و ارتش آمریکا را به اتهام “جنایت جنگی در ویتنام” به دادگاه فرا بخواند.

بدون اینکه حکم لازم الاجرایی برای شخص یا دولتی صادر شود، این دادگاه در محکومیت دولت آمریکا نزد افکار عمومی تاثیر زیادی داشت.

No responses yet

Mar 15 2013

وکیل ستار بهشتی: شوک منجر به مرگ از سوی بازجو وارد آمده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: روز گذشته برخی از مقام های مسوول در پرونده مرگ ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی مدعی شدند وی بر اثر شوک مرده است و عنوان کرده اند پرونده بررسی علت مرگ وی مختومه شده است اما وکیل خانواده ستار بهشتی با تاکید بر باز بودن پرونده گفته است اگر علت مرگ شوک هم باشد این شوک از سوی بازجو به ستار بهشتی وارد آمده است.

با گذشت چندمین ماه از مرگ ستار بهشتی در بازداشتگاه فتا و عدم برگزاری هرگونه دادگاهی در این زمینه روز گذشته مهدی دواتگری نماینده مجلس شورای اسلامی ادعا کرد که این پرونده بسته شده است. در حالی که گیتی پورفاضل، وکیل خانواده بهشتی در آخرین اظهار نظر در این رابطه گفته است:« چنین چیزی صحت ندارد و پرونده هنوز در مرحله مقدماتی است.»

این تحولاتی در حالی است که دو هفته پیش گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی با اشاره به کند شدن روند رسیدگی به پرونده فرزندش این رویکرد را غیرمنطقی توصیف کرده و گفته بود: متاسفانه تا کنون خبری از رسیدگی به پرونده ستار نیست. قرار بوده بعد از چهلم به پرونده فرزندم رسیدگی کنند، اما الان می گویند شش ماه طول خواهد کشید.
مادر ستار بهشتی تهدید کرده بود که اگر دادگاه علنی تشکیل نشود، او خود را در مقابل دادگاه خواهد کشت.
با این حال تاکنون هیچ مقام قضایی ای خبری پیرامون زمان برگزاری دادگاه بررسی قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس ایران اعلام نکرده است.
اما مهدی دواتگری مسئول پیگیری پرونده مرگ ستار بهشتی در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، درباره آخرین جزئیات مربوط به مرگ ستار بهشتی مدعی شده است: «شوک روانی و فیزیکی علت مرگ ستار بهشتی است و به عبارتی این پرونده بسته شده است.»
اما وکیل خانواده ستار بهشتی در گفتگو با صدای آلمان گفته است که چنین چیزی صحت ندارد و پرونده بسته نشده است.
به گفته خانم پورفاضل پرونده ستار بهشتی هنوز در مرحله مقدماتی است و حتی به دادگاه نرفته تا مختومه شود. پورفاضل می‌گوید تنها ممکن است پزشکی قانونی گزارش جدیدی درباره علت مرگ ارسال کرده و علت قطعی مرگ را اعلام کرده باشد که در آن صورت، باز باید دید شوک روانی و فیزیکی توسط چه شخصی به ستار بهشتی وارد شده است. وی تصریح دارد که این شوک قطعا توسط بازجو به ستار بهشتی وارد شده است.

No responses yet

Mar 15 2013

مهدی دواتگری: پرونده ستار بهشتی مختومه شد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام نیوز: مسئول پیگیری پرونده مرحوم ستار بهشتی، وبلاگ نویس مقتول در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی ادعا کرد: “شوک روانی و فیزیکی دلیل مرگ ستار بهشتی بود و پرونده وی نیز به عبارتی بسته شده است.”

مهدی دواتگری در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، درباره آخرین جزئیات مربوط به مرگ ستار بهشتی گفت: این مسئله پیشتر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح و دلیل فوت ستار بهشتی نیز مشخص شد.

مسئول پیگیری پرونده مرگ ستار بهشتی تصریح کرد: علت مرگ ستار بهشتی در گزارشات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس عنوان شده و به عبارتی این پرونده بسته شده است.

وی در پاسخ به این سوال که علت اصلی مرگ ستار بهشتی چیست، اظهار داشت: شوک روانی و شوک فیزیکی علت مرگ ستار بهشتی است.

لازم به ذکر است پیش از این علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص علت مرگ ستار بهشتی به باشگاه خبرنگاران گفته بود “استرس و شوک روانی علت مرگ ستار بهشتی است”.

بدین ترتیب یکی دیگر از پرونده های قتل و شکنجه و بازداشت منتقدین توسط نهادهای جمهوری اسلامی، با فشارِ نهادهای فراقانونی مختومه شد.

No responses yet

Mar 13 2013

عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سرزمین رویایی: دوستانی که از انتخابات صحبت می‌کنند از کدام انتخابات صحبت می‌کنند؟ من نمی‌فهمم. من نادان‌ام. من حافظه‌ام را از دست داده‌ام. من الله و اکبرها و اشک‌آورها را یادم رفته است. من ساده‌لوحم. من فکر می‌کنم هنوز وقتی موسوی و کروبی و رهنورد در زندان هستند این‌ها می‌خواهند انتخابات برگزار کنند. رای‌های شما را هم خواهند شمرد. من به آدمهایی فکر می‌کنم که اگر قدرت‌طلبی این‌ها نبود الان زنده بودند. الان ندا سهراب و امیر و … زنده بودند. الان محسن روح‌الامینی زنده بود و پزشک کهریزک کسانی را معاینه نکرده بود که با بطری بهشان تجاوز کردند و جانش را در دستش نگرفته بود. شاید داشتند برای عید آماده می‌شدند. شما به انتخابات فکر کنید و آمدن و نیامدن خاتمی را مزه ‌مزه کنید. من به آخرین نگاه ندا فکر می‌کنم و تنهایی میرحسین.

No responses yet

Mar 11 2013

روح الامینی بعداز 3 سال دویدن متهم هم شد، مرتضوی:او وظیفه پدریش را درست انجام نداده!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: دکتر روح الامینی بعداز 3 سال و نیم دویدن و شکایت و پیگیری درباره قتل فرزندش و دو قربانی دیگر کهریزک، نه تنها هنوز به نتیجه خاصی نرسیده، بلکه از سوی مرتضوی متهم به بی مسوولیتی در قبال فرزندش هم شد!

به گزارش خبرنگار “بازتاب”، امروز سعید مرتضوی، دادستان سابق و معلق شده تهران و همکار قاضی اش، علی اکبر حیدری فر، سناریوی جدیدی را برای رهایی از اتهامات در پیش گرفتند.
از یک سو حیدری فر، بعد از رایزنی های مرتضوی با وی، او را درباره کهریزک تبرئه کرد و خود مسوولیت فرستادن جوانان بازداشتی به کهریزک را پذیرفت، اما این بازداشتگاه مربوط به نیروی انتظامی را قانونی دانست و به دلیل افتتاح در زمان موسوی لاری، آن را دسته گل اصلاح طلبان دانست!

مرتضوی هم ضمن تاکید بر مرخصی بودن خود، کهریزک را بازداشتگاه قانونی خواند که مربوط به اراذل و اوباش هم نبوده و در عین حال پدر مرحوم محسن روح الامینی را به بی مسوولیتی در قبال فرزندش متهم کرد.
وی گفت: آقای روح الامینی اگر وظیفه پدری اش را خوب انجام می داد، قبل از تماس پلیس امنیت حداقل به ما می گفت که فرزندش دستگیر شده است.

به گزارش مهر، مرتضوی ظهر دوشنبه پس از پایان سومین جلسه دادگاه گفت: آقای ضرغامی از صمیمی ترین دوستان روح الامینی است. وی ابراز تاسف کرده که این دوست باسابقه که بسیار به هم نزدیک بوده اند وقتی فرزندش دستگیر شده حتی به وی نگفته است.
وی افزود: روح الامینی تا قبل از رسانه ای شدن موضوع پیگیری نکرده بود. سوال من این است آیا شما مسئولیت پدری خود را می پذیرید؟ این در حالی است که آقای محسنی اژه ای بارها از سیما تاکید کرد که نگذارید فرزندانتان در این حوادث حاضر شوند ولی از روزی که اینها دستگیر شدند تا وقتی که پلیس امنیت تماس گرفت، یک هفته طول کشید ولی آقای روح الامینی اصلاً تماس نگرفتند و حتی به ضرغامی هم نگفتند.

**ادعای عجیب بازپرس کهریزک!
علی اکبر حیدری فر امروز بعد از خروج از دادگاه در جمع خبرنگاران در سخنانی عجیب گفت: درباره حوادث تیر 88 دستور بازداشت صادر نشده بود و پلیس امنیت جرم مشهود را مشاهده کرد و افراد مجرم دستگیر شدند. از 700 نفری که 18 تیر دستگیر شدند من 300 نفر را آزاد کردم و 19 تیر برای سایر افراد تحقیقات قضایی انجام شد. در این قضایا هیچ دستوری از سوی قاضی مرتضوی صادر نشد و من شخصا اقدام کردم.

وی در پاسخ به اینکه آیا مسئولیت حوادث را به عهده می گیرید، گفت: من مرتکب قصوری نشده ام که به گردن بگیرم ولی اقدامات را شخصا انجام دادم. البته ما هیچ اطلاعی از اقدامات رخ داده در بازداشتگاه نداشتیم.
دادیار دادستانی وقت تهران که امروز به عنوان متهم پرونده کهریزک دادگاهی شده است، درباره اینکه آیا این بازداشتگاه زیر نظر سازمان زندانها بوده، گفت: بله سال 86 آقای شاهرودی به رئیس وقت سازمان زندانها آقای یساقی دستور دادند این بازداشتگاه زیر نظر سازمان زندانها باشد، حالا اگر زیر نظر سازمان زندانها نرفته مقصر خود سازمان زندانهاست.

حیدری فر در پاسخ به اینکه مگر اوین جا نداشت، گفت:واقعا اوین جا نداشت البته این را هم باید بگویم که افتتاح بازداشتگاه کهریزک با دستور موسوی لاری انجام شد یعنی این بازداشتگاه دسته گل اصلاحات است.
به گزارش بازتاب، ادعای حیدری فر درباره ندادن حکم بازداشت در حالی است که بازپرس طبق قانون باید کلیه متهمان را قبل از انتقال به زندان دیده و بعد از تحقیقات قضایی، درباره بازداشت یا عدم بازداشت آنها تصمیم بگیرد و این در حالی است که به نظر می رسد وی اساسا این متهمان را قبل از انتقال به کهریزک ندیده بود!

*مرتضوی: کی گفته کهریزک مال اراذل و اوباش بوده؟
مرتضوی هم در جمع خبرنگاران، اظهار داشت: امروز به دفاع از اتهام معاونت در قتل پرداختم.

وی ادعا کرد: کوچکترین اتهامی متوجه قضات نیست و قضات مسئول رسیدگی قضایی به پرونده هستند و اگر در خصوص متناسب نبودن قرار با اتهام و یا نحوه رسیدگی به موضوعی وجود داشته باشند مورد مواخذه قرار می گیرند.

دادستان سابق تهران ادامه داد: ماموران نیز 80 کیلومتر آن طرفتر از تهران اقدامات خودسرانه ای انجام دادند که قاضی از آن بی خبر بوده است و در حال حاضر نمی تواند پاسخگو باشد. بازداشتگاه کهریزک رسمی و قانونی بوده و مربوط به اراذل و اوباش نبوده است. اراذل و اوباش در قانون تعریف نشده مطلبی ژورنالیستی است. در این بازداشتگاه متهمان مواد مخدر نگهداری می شدند و سالها قبل بند نسوان بوده و متهمان مفاسد اخلاقی آنجا نگهداری می شدند. از 10 شهرستان استان تهران به این بازداشتگاه متهم اعزام می شده است.
وی اظهار داشت: رئیس دادگاه تاریخ بعدی محاکمه را مشخص نکرده است. در جلسه امروز آخرین دفاع من گرفته نشد و نوبت به دفاع آقایان حیدری فر و حداد نرسید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .