اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Feb 09 2018

پرونده یکی از معترضان به حجاب اجباری «به دادگاه ارسال شده است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: رئیس کل دادگستری استان تهران بدون ذکر نام و جزئیات، خبر داد که پرونده یکی از معترضان به حجاب اجباری در هفته‌های گذشته، مشهور به «دختران خیابان انقلاب» به دادگاه ارسال شده‌است.

غلامحسین اسماعیلی، روز جمعه، ۲۰ بهمن، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت که پرونده یکی از «متهمان کشف حجاب‌های اخیر» برای رسیدگی به دادگاه ارسال شده‌است.

وی اعلام کرد که از تعداد پرونده‌های موجود در دادسرا در این باره «آمار دقیقی» در اختیار ندارد.

در نظام قضایی جمهوری اسلامی، چنانچه دادسرا دربارهٔ پرونده‌ای قرار منع تعقیب صادر نکند و فرد را مجرم بداند، پرونده را همراه با کیفرخواست برای صدور حکم به دادگاه ارسال می‌کند.

پلیس تهران نیز روز ۱۲ بهمن از بازداشت ۲۹ نفر که در اعتراض به حجاب اجباری روسری‌های خود را در خیابان‌ها برداشته‌اند، خبر داده بود.

در همین حال پیش از نسرین ستوده، وکیل دادگستری، از تشکیل پرونده در دادسرا برای نرگس حسینی، و زنی که در شبکه‌های اجتماعی نام او ویدا موحد اعلام شده، خبر داده بود.

وی روز شنبه ۱۴ بهمن، در صفحه فیس‌بوک خود نوشته بود که اتهامات اعلام شده دربارهٔ نرگس حسینی از سوی دادسرا باعث تعجب او و آرش کیخسروی، دیگر وکیل خانم حسینی شده‌است.

به گفته خانم ستوده، در دادسرا سه اتهام «تشویق به فساد»، «عدم رعایت حجاب شرعی» و «تظاهر به عمل حرام» به موکلش تفهیم اتهام شده‌است.

مطرح شدن این اتهام‌های سنگین برای خانم حسینی در حالی است که براساس تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، مجازات زنانی که «بدون حجاب شرعی» در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، حبس ۱۰ روز تا دو ماه یا جزای نقدی از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال است، یعنی دادگاه می‌تواند متهم را به یکی از دو مجازات یا حبس حداکثر تا دو ماه یا جزای نقدی حداکثر تا ۵۰ هزار تومان محکوم کند.

اعتراض علنی به حجاب اجباری از دی‌ماه و با انتشار فیلمی از اعتراض علنی یک زن جوان به حجاب اجباری در خیابان انقلاب آغاز شد.

این زن که به «دختر خیابان انقلاب» مشهور شده‌است، روسری خود را به یک چوب وصل کرده بود و با ایستادن روی یک پست برق، آن را مانند پرچم تکان می‌داد.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، که وضعیت این زن را پیگیری کرده بود، روز هشتم بهمن اعلام کرد که او آزاد شده‌است.

خانم ستوده پیش از آن با اعلام اینکه هنوز نام این دختر را نمی‌داند، افزوده بود که «او کودک ۱۹ ماهه‌ای دارد و ۳۱ ساله است».

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی، نام این زن را «ویدا موحد» اعلام کرده‌اند اما هیچ گزارش دیگری منتشر نشد که این موضوع را تأیید کند.

پس از آن، در روز نهم بهمن، تصاویری دیگری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد دست‌کم شش تن در تهران و یک نفر در اصفهان با بالا رفتن از پست‌های انتقال برق، این اقدام را تکرار کرده‌اند.

این اقدام‌های اعتراضی بازتاب‌های گسترده‌ای داشت و مقامات قوه قضائیه شدیداً به آن حمله کردند.

با این حال، برخی از نمایندگان مجلس، از جمله سهیلا جلودارزاده، نماینده مجلس، حرکت اعتراضی این زنان را نتیجه «تنگنای غیرلازم»، «فشارها» و «رفتار اشتباه» حکومت دانسته‌اند.

همزمان، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری نتایج دو پژوهش را منتشر کرده که نشانگر افزایش آمار تعداد افرادی است که حجاب را امری اختیاری دانسته‌اند. روش این نظرسنجی و درصد اعلام‌شده از میزان این افزایش، البته به طور مستقل قابل تأیید نیست.

همچنین محمد مالجو، پژوهشگر و اقتصاددان نیز داده‌های حاصل از سومین «پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» از سوی دفتر طرح‌های ملیِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۹۴ را بررسی کرده و نتیجه گرفته‌است که این داده‌ها «با صدای بلند می‌گویند اکثریت بزرگی از ایرانیان ساکن در داخل کشور با مطالبه دختران خیابان انقلاب موافقند».

به نوشته وب‌سایت «نقد اقتصاد سیاسی» در ایران، بر اساس این تحقیق که حاصل تحلیل داده‌های طرح پیمایش در ماه‌های شهریور و مهر سال ۱۳۹۴ بوده‌است، بیش از ۷۸ درصد موافق با حجاب اختیاری و نزدیک به ۲۲ درصد نیز موافق با حجاب اجباری‌اند. آمارهای اعلام‌شده در ایران از سوی نهادهای مستقل قابل رد یا تأیید نیست.

No responses yet

Feb 08 2018

دانشگاه مریلند یا ″شعبه جمهوری اسلامی″؛ واکنش کاربران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: گزارش ما از نظرسنجی دانشگاه مریلند درباره “میزان رضایت مردم از جمهوری اسلامی”، با واکنش‌های زیادی روبرو شد. گوشه‌ای از این واکنش‌ها را بخوانید که در آنها از نظرسنجی عمدتا با بدبینی یاد شده است.

روز گذشته (سه‌شنبه، ۶ فوریه/ ۱۷ بهمن) گزارشی در دویچه‌وله منتشر شد که به نتایج نظرسنجی “ایران پل” و دانشگاه مریلند پرداخته بود. ما تلاش کردیم این نظرسنجی را تا آن‌جا که داده‌های نظرسنجی اجازه می‌دهد، بررسی کنیم.

با توجه به واکنش‌های بسیاری که کاربران در شبکه‌های اجتماعی نشان دادند، تصمیم گرفتیم گوشه‌ای از آن‌ها را در این‌جا بازتاب دهیم.

اکثر مخاطبان به شدت از آن‌چه در این نظرسنجی به عنوان “نظر مردم” منتشر شده، انتقاد کرده و گفته‌اند که نتایج منتشرشده کاملا “خلاف واقعیت” است. گروهی چنین نظرسنجی‌هایی را از بیخ و بن قبول ندارند و می‌گویند روش و پایه و اساس درستی ندارد. گروه دیگری به دانشگاه مریلند تاخته‌اند و به طنز نوشته‌اند «دانشگاه مریلند احتمالا رفته پاسگاه‌های بسیج و سپاه نظرسنجی کرده». البته چند مورد نادر واکنش مثبت هم به این نظرسنجی دیده شد. بخشی از واکنش‌ها را در پی می‌خوانید:

تردید درباره منشاء نظرسنجی

«واقعا مایه شرمساری و‌ وقاحت است این چنین نظرسنجی کردن. آیا برای نظرسنجی نباید جامعه آماری آن مشخص باشد؟ چه کسانی در این نظرسنجی شرکت کردن که برخورد با جوانانی که در اعتراض به تباه شدن سرمایه‌های کشورش برخاسته را مجاز می‌داند؟»
«این نظرسنجی حتماً با دخالت و توسط عامل دستگاه حکومت دیکتاتوری در ایران تهیه شده و فاقد اعتبار می‌باشد. اگر پژوهشگری که در ایران زندگی می‌کند و به میان مردم ایران در تمام شهرها رفته و سئوالاتی که این عامل وابسته طرح و آماری بطرفیت از حاکمیت تنظیم و به دانشگاه مریلند ارائه نموده است را انجام دهد، قطعاً جواب‌هایی برخلاف آنچه منتشر شده را بدست خواهد آورد.»

«دانشگاه مریلند احتمالا شعبه‌ای از جمهوری اسلامی است وگرنه ما که در ایران زندگی کردیم بیش از ۹۰ درصد مردم از شرایط موجود ناراضی هستند و در جو اختناق نتیجه هیچ آماری درست نیست حکومت با اعمال زور و استبداد تمام موئلفه‌های آزادی و حقوق بشر رو له کرده و اجازه تنفس به جامعه نمی‌دهد»
«خوب باید ببینم از کیا نظرسنجی کردن مثلا رفتن حوزه علمیه. اما به نظر من بهترین نظرسنجی همون انتخابات هست».
در تضاد با آن‌چه در ایران مشاهده می‌شود

بسیاری از کاربران به مشاهدات خود و عدم انطباق آن با آن‌چه در نظرسنجی آمده، اشاره کرده‌اند. چند نمونه از این دست:
«این نظر سنجی برای کسی که در ایران زندگی می‌کند به هیچ وجه با مشاهدات عینی و تجربیات ملموس همخوانی ندارد. به نظر می‌رسد جامعه آماری از میان طرفداران نظام و اعضا بسیج انتخاب شده باشند. و موسسه مورد نظر نیز با نظام نزدیکی منافع داشته باشند. اینکه عنوان دانشگاه مریلند پشت این نظرسنجی باشد نیز نمی‌تواند دلیل بر صحت آن باشد».
«در مورد نظرسنجی دانشگاه مریلند باید بگم که این نظرسنجی هم طبق روال گذشته به دست عوامل نظام انجام انجام شده و هیچ صحتی ندارد. من در این جامعه زندگی می‌کنم و می‌دانم که این آمار به هیچ وجه درست نیست».
«خواستم در مورد نظرسنجی دانشگاه مریلند نظرم رو اعلام کنم. من یک دانشجو ساکن شهر شیراز هستم و با ‌توجه به برخورد‌های اجتماعی من در سطح اجتماع و حتی با افرادی در شهرهای دیگر می‌توانم با اطمینان بگم که بر اساس تجربه من حداقل نود درصد مردم مخالف سیاست‌های اسلامی جمهوری اسلامی در داخل کشور و دخالت‌های منطقه‌ای آن هستند».
راه و رسم نظرسنجی

روش نظرسنجی هم مورد انتقاد بسیاری از کاربران قرار گرفته و گاه دستمایه طنز برخی از آنها شده است:
«حتما دوستانی که رفته بودن این سوال ها را پرسیدند با چهار تا مامور رفته بودن

No responses yet

Feb 08 2018

۷۵ درصد جمعیت نظرسنجی از وضع موجود در کشور ناراضی‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: نتایج یک نظرسنجی در ایران که با توجه به اعتراضات سراسری دی ماه انجام شده است، نشان می‌دهد ۴۱ درصد افرادی که از وضعیت موجود کشور ناراضی هستند، گفته‌اند که تمایل دارند در تجمعات اعتراضی شرکت کنند. این نظرسنجی همچنین میران جمعیت ناراضی را نزدیک ۷۵ درصد برآورد کرده است.

این نظرسنجی را مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) انجام داده که نتایج آن موضوع نشستی در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری با حضور مشاور رئیس جمهور و جمعی از اقتصاددانان و جامعه‌شناسان بوده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، محمد آقاسی رئیس ایسپا در توصیف بخشی از داده‌های این نظرسنجی گفت ۷۴.۸ درصد از افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده‌اند از شرایط کشور ناراضی هستند که از این میان ۴۱ درصد افراد می‌گویند که در صورت مسالمت‌آمیز و قانونی برگزار شدن اعتراضات در آن تجمعات مشارکت خواهند داشت. در مقابل ۴۸ درصد آنها هم اعلام کرده‌اند که در هیچ شرایطی در تجمعات شرکت نمی کنند.

اعتراضات اخیر در ایران روز هفتم دی از مشهد با شعارهای اقتصادی شروع شد، اما به سرعت به دیگر شهرهای کشور نیز سرایت پیدا کرد و در نهایت حدود ۱۰۰ شهر در سراسر ایران را متاثر از خود ساخت. همچنین شعارهای معترضان نیز در ادامه متوجه رهبری جمهوری اسلامی و کل نظام شد.

رئیس ایسپا می‌گوید حدود ۸۰ درصد از مشارکت‌کنندگان در نظرسنجی این نهاد، مشکلات اقتصادی را مهم‌ترین دلایل نارضایتی از شرایط فعلی عنوان کرده‌اند. همچنین ‌۳۱ درصد از مشارکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که به نظرشان تجمعات خودجوش و به خاطر شرایط نامساعد کشور بوده است. ۲۶.۴ درصد معتقد بودند که این تجمعات ریشه خارجی داشته و ۲۳.۷ درصد نیز بر این باور بودند که تجمعات را برخی نیروهای داخلی ساماندهی کرده‌اند.

مقامات جمهوری اسلامی عموما کشورهای خارجی از جمله عربستان سعودی، آمریکا و اسرائیل را به دست داشتن در اعتراضات اخیر متهم کرده‌اند. نخست وزیر اسرائیل چنین اتهامی را «خنده‌دار» خوانده و آمریکا نیز «بی‌عدالتی‌ها» و «سرکوب‌های گسترده» را دلیل اعتراضات دانسته است.‌ در این حال شماری از اصلاح‌طلبان نیز با انتشار بیانیه‌ای نسبت دادن این اعتراضات به کشورهای خارجی را توهین به مردم نامیده‌اند.

محمد آقاسی رئیس ایسپا می‌گوید که ۶۰ درصد از پاسخ دهندگان به این نظرسنجی اعلام کرده‌اند که وضع موجود در کشور را با انجام برخی اقدامات قابل اصلاح می‌دانند در حالی نظرسنجی این مرکز در سال ۹۳ نشان می‌داد ۶۳.۴ درصد با این گزاره موافق بوده‌اند.

معترضان در برخی از شعارهای خود اصلاح‌طلبان را نیز هدف قرار داده‌اند که شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» از مشهورترین آنهاست.

گزارش خبرگزاری ایسنا می‌گوید که حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس جمهور ایران و رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک در این نشست با توجه به داده‌های نظرسنجی ایسپا هشدار داده است که در صورت ادامه وضع موجود احتمالا همه بازنده خواهند بود.

وی همچنین عنوان کرده است: « مردم ظاهرا صدا ندارند، اما آن زمان که صدای آنها به سیاستمداران می‌رسد معمولا دیگر زمان برای اصلاحات دیر شده است.»

به گفته وی، «۶۰ درصد جامعه ایرانی هنوز به اصلاح پذیر بودن شرایط کشور اعتقاد دارند، اما از سویی دیگر ۳۱ درصد این اعتقاد خود را از دست داده‌اند و اصلاح را تنها از طریق تغییرات اساسی امکانپذیر می‌دانند».

آقای آشنا در ادامه اظهار داشت: «بر اساس نتایج نظرسنجی [ایسپا] ۳۷.۵ درصد از مردم فکر می‌کنند که اعتراضات ادامه خواهد یافت و این به معنی کاهش امنیت روانی مردم و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری در کشور خواهد بود.»

وی در نهایت گفت: «باید باور کنیم که این اعتراضات یک هشدار جدی برای تصمیم‌گیران بود؛ معلوم نیست که چه تعداد از این هشدارهای جدی دیگر خواهیم داشت اما آنچه که معلوم است این است که اگر این هشدارها را جدی نگیریم با فاجعه مواجه خواهیم شد.»

ایسنا در ادامه گزارش خود اظهارات احمد توکلی از چهره‌های اصول‌گرا را نیز بازتاب داده که گفته است از ویژگی‌های اعتراضات اخیر این بود که حکومت ایران برای نخستین بار به طور صریح حق اعتراض مردم را مشروع دانسته است.

وی اضافه کرد: «یکی از دلایلی که باعث شد حوادث دی ماه ۹۶ راحت‌تر پایان بیابد، هماهنگی میان تحلیل سران کشور درباره تجمعات و علل برگزاری آنها بود. در این زمینه رهبری، رئیس‌جمهوری، وزیر کشور و سایر مسئولان همه مانند یکدیگر حرف میزدند و به همین دلیل ماجرا راحت‌تر پایان یافت.»

این اظهارات در حالی است که بنا به اعلام مقامات جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر دست‌کم ۲۵ نفر کشته شدند.

یک نماینده مجلس در ۱۴ بهمن گفته بود که «پنج هزار نفر» در جریان اعتراضات در شهرهای ایران، بازداشت شده و «۵۰۰ نفر» همچنان در بازداشت هستند.

بر اساس گزارش ایسنا؛ س.ن

No responses yet

Feb 06 2018

آیت‌الله جنتی: من نگران سال آینده‌ام که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

خرداد: باید مانع حرکت ماشین‌های میلیاردی در خیابان‌ها شد/ باید صدای مردم را شنید/ باید آمریکا و اسرائیل و عربستان سر جایشان بنشانیم
خرداد: رییس مجلس خبرگان با بیان اینکه صدای اعتراضات باید بلند اما طبق موازین قانونی باشد، گفت:‌من نگران سال آینده‌ام که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد چرا که باید احتمالات را بررسی کرد و مدنظر قرار داد.

به گزارش خرداد به نقل از ایلنا، آیت‌الله احمد جنتی عصر امروز در نشست هماهنگی برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، با بیان اینکه خداوند پیروزی انقلاب اسلامی را نصیب ملت ایران کرد و شاید در آینده هم نصیب هیچکس نشود، گفت: انقلاب اسلامی توانست توطئه‌های سیاسی و امنیتی را از بین برود و حتی برخی باور نمی‌کردند که این انقلاب ۴۰ سال سرپا بماند.

دبیر شورای نگهبان به دستاوردهای نظام در سال‌های پس از انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: شناخت تهدیدات داخلی و خارجی موضوع مهمی است که باید به آن توجه کرد. البته من نگران سال آینده‌ام که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد چرا که باید احتمالات را بررسی کرد و مدنظر قرار داد.

وی به تلاش‌های دشمنان انقلاب برای ضربه زدن به این نظام اشاره کرد و گفت: باید صدای مردم را شنید و با آنها همصدا شد. مسئولان نباید خود را از مردم جدا کنند. وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است. زمانی که غذا می‌خورم ناراحتم که چرا ما دستمان به دهانمان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امکان را ندارند. مسئولان باید با وضع فقیرانه زندگی کنند تا فقرا از غصه دق نکنند؛ وقتی وضع معیشتی بد باشد همین فقرا در خیابان اعتراض می‌کنند چرا که نمی‌توانند زندگی را تحمل کنند.

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه گفت: نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که صدای اعتراض کسی بلند نشود. صدای اعتراضات باید بلند اما طبق موازین قانونی باشد. ما یک مجموعه وظایف عمومی داریم و باید مانع حرکت ماشین‌های میلیاردی در خیابان‌ها شد. باید برای مردم مستضعفی که نان برای خوردن ندارند و این ماشین‌های گران‌قیمت را در خیابان‌ها می‌بینند، فکری کرد.

وی به اقدامات صورت گرفته از مسئولان برای بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم اشاره کرد و گفت:‌قرار شده وزرا و مسئولان با مردم صحبت کنند و به مردم بگویند که چه کرده‌اند و چه می‌توانند بکنند تا مردم آرام شوند. باید مردم را قانع کرد تا متوجه شوند که به فکرشان هستیم و اگر هم نتوانسته‌ایم کاری کنیم تصمیم داشته‌ایم ولی موفق نشده‌ایم.

رییس مجلس خبرگان بر لزوم هرچه باشکوه‌تر شدن چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی تاکید کرد و گفت: در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همه باید بدانند ما با آمریکا و اسرائیل و عربستان طرف هستیم و باید اینها را سر جایشان بنشانیم. آنها باید بدانند که با مردم طرف هستند نه اینکه صرفا با مسئولان نظام طرف باشند. بلکه ۸۰ میلیون جمعیت کشور در مقابل آ‌نها هستند.

دبیر شورای نگهبان مساله امروز را توطئه براندازی نظام و اسلام عنوان کرد و بیان داشت: باید توطئه‌ها را خنثی کرد و مساله براندازی را جدی گرفت.

No responses yet

Feb 06 2018

تیراندازی به فردی که قصد داشت وارد نهاد ریاست جمهوری در تهران شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: گزارش‌ها از تهران حاکی از تیراندازی به فردی است که تلاش کرده وارد محوطه ساختمان ریاست جمهوری شود.

محسن همدانی، معاون امنیتی استاندار تهران با تأیید این خبر گفت که این فرد تلاش کرده از گیت‌های نهاد ریاست‌جمهوری بگذرد و به دلیل داشتن سلاح سرد با مأموران حفاظت درگیر شده است.

به گفته آقای همدانی این حمله ساعت ۱۱ رخ داده و این فرد “با سلاح سرد به نیروهای حفاظت حمله کرده که این امر منجر به تیراندازی مأموران و مصدوم شدن فرد مهاجم شده است.”

معاون استاندار تهران گفته این فرد ۳۵ ساله بعد از زخمی شدن بازداشت و به بیمارستان منتقل شده است.

آقای همدانی به خبرگزاری فارس گفته که این فرد کفن‌پوش بوده است.

پیشتر خبرگزاری‌ها از تیراندازی به سوی فردی خبر داده بودند که قصد داشته با قمه وارد محدوده ساختمان ریاست جمهوری ایران شود.

به گفته خبرنگاران این تیراندازی در حالی رخ داده که این فرد در حال عبور از گیت دوم محوطه ریاست جمهوری در خیابان پاستور در مرکز تهران بوده است.

به گفته معاون استاندار تهران هنوز دلیل اقدام این فرد مشخص نیست.

اواسط خرداد ماه امسال حمله مسلحانه داعش به ساختمان مجلس ایران و آرامگاه آیت‌الله خمینی ۱۷ کشته به جا گذاشت.

در آن زمان مهاجمان به ساختمان مجلس موفق شدند از گیت‌های محافظتی و امنیتی عبور کنند و به داخل یاختمان مجلس راه پیدا کنند.

این حمله باعث بروز انتقاد از وضعیت امنیتی مجلس و افزایش تدابیر امنیتی در اطراف آن شد.

No responses yet

Feb 05 2018

گزارشي از کرمانشاه ۳ ماه بعد از زلزله؛ زندگی در منفی ۱۰ درجه بدون کانکس/”شپش” مهمان مناطق زلزله‌زده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,حوادث,سیاسی

آرمان: یکی از اهالی روستای بزمیر آباد؛ روستایی که کمترین میزان رسیدگی را از جانب مسئولان دیده و به لطف سازمان‌های مردم نهاد تا این لحظه دوام آورده است تا آخرین لحظه حضور در روستا بار‌ها و بار‌ها از مشکلات دخترک ۱۳ ساله‌اش می‌گوید که دچار عفونتی شده است که ممکن است در سنین بالا‌تر او را درگیر سرطان دهانه رحم کند؛ دختر ۱۳ ساله‌ای که از کمترین حق یک شهروند و مهم‌تر از آن حق یک کودک محروم است؛ “بهداشت”، سه ماه پس از زلزله!
به گزارش آرمان به نقل از ايلنا، فضا دست کمی از روزهای اول پس از وقوع زمین لرزه ندارد. درست مثل ساعت های اولیه که هوا رو به تاریکی می‌رفت و مردم در کنار پیاده‌رو و یا فضاهای سبز آتش‌هایی کوچک و بی‌جان روشن می‌کردند؛ شوکه و آرام بودند، اما به محض دیدن ماشین های حمل چادر به سمت آن هجوم می‌بردند، صدای آب در تمام شهر شنیده می‌شد، لوله های آب ترکیده، صدای گریه بچه ها و فریادهایی منقطع در بیمارستان تخریب شده شهر که در فضای باز آن تنها یک چادر وجود داشت با میزی بزرگ که پر از داروهایی بدون نظم و ترتیب بود و زنی در کنار میز در آن سرمای استخوان سوز که با تاریکی بیشتر هم می‌شد از درد به خود می‌پیچید؛ درست مثل الان، سه ماه بعد از حادثه که مردم همچنان از درد به خود می‌پیچند، با مشکلاتی به مراتب بیشتر، با بیماری هایی واگیردار که منطقه را به شکلی تب‌دار جلوه می‌دهد.

همه چیز مثل روزهای اول است؛ مردم با کنسرو روز را به شب می‌رسانند، کودکان دچار سوتغذیه شده‌اند، وضعیت بهداشتی بحرانی شده است و کودکی ۸ ساله در جواب سوالم که چند بار حمام رفته است، می‌گوید: «چار بار خاله.» یک حمام برای ۱۰ خانوار اگر هم شانس بیاورند، ۵ خانوار از یک سرویس بهداشتی استفاده می‌کنند.

از بیمارستان صحرایی خبری نیست، نوزادان در صف ویزیت اندک متخصصان اطفال حاضر در مناطق هستند؛ تازه اگر شانس بیاورند و در سرپلذهاب باشند، وضعیت روستاها که بماند؛ منهای رفت و آمد مردم در روزهای اول و بارقه های امیدی که در دل مردم در همان روزها ایجاد شد؛ شباهتی به منطقه ای ندارد که به سمت ساخت و ساز برود. بیشتر ویرانی است و ناامیدی عمیقی که در عمق رفتار مردم مشاهده می‌شود، حتی از شوک و آرامش روزهای اول هم خبری نیست، آنها با واقعیت مواجه شده و عصبانی هستند تا جایی که به محض ورود تریلی و یا کامیون های مخصوص حمل کانکس های مسکونی و سرویس بهداشتی که به جرات می‌توان گفت بیشترین آن کمک‌های مردمی هستند، بی محابا به سمت آن خیز برمی‌دارند و با فریاد کمترین حق خود را می‌خواهند؛ بهداشت!

برخی از نیروهای حاضر در منطقه به مردمی که برای کمک آمده‌اند، اصرار می‌کنند که کانکس‌ها به آنها تحویل داده شود، تا کار توزیع را خودشان بین مردم انجام دهند. در یکی از روستاهای دشت ذهاب به تازگی کار ساخت سرویس بهداشتی آغاز شده که شباهتی به سرویس های بهداشتی مرسوم ندارد، دیوارهای کوتاه و ساخته شده از بلوک که به یک باد بند است؛ بدون در و پیکر! تنها پاسخ به این سوال که آیا این سرویس ها واقعا معقولانه ساخته شده یا خیر، این است که “بالاخره تکمیل می‌شود”. نیروهای حاضر در منطقه در پاسخ به این سوال که آیا بعد از سه ماه شروع به ساخت سرویس بهداشتی آن هم با توجه به اینکه متوسط 10 خانوار از یک سرویس استفاده می‌کنند، کمی دیر نیست؟ تنها “سکوت” می‌کنند.

دانش‌آموزان روزی سه ساعت به مدرسه می‌روند آن هم در صورتی که هوا سرد نباشد، بدون وسایل گرم ‌کننده توان درس خواندن ندارند، بعضی از خانواده ها ترجیح می‌دهند که بچه‌ها در چادرها درس بخوانند تا از بیماری های واگیردار در امان باشند؛ آنهایی هم که به مدرسه می‌روند وضعیت مناسبی ندارند، از دفتر و مداد خبری نیست؛ مشخص نیست که اگر سازمان های مردم نهاد در منطقه حضور جدی نداشتند وضعیت تا چه اندازه وخیم‌ و بحرانی‌تر می‌شد. دانش آموزان بعد از مدرسه در کنار چادرها راه می‌روند یا روی آوارها جایی پیدا می‌کنند برای حرف زدن از روزهایی دور، هرکدام از آنها سقفی داشتند و دلخوش به آن، لااقل محرومیت هنوز به دیوارهای خانه آنها نفوذ نکرده بود، حداقل از گزند سرمای استخوان سوز بخصوص در ساعت های پایانی روز در امان بودند.

همه چیز درهم ریخته و پیچیده است، آوار زلزله از تیر آهن، گچ وآجر تغییر ماهیت داده و جای خود را به مشکلات عفونی زنان، سرماخوردگی های سخت، مشکلات عدیده زنان باردار، بیماری های مشترک بین دانش آموزان و سرمای خشک زیر صفر درجه داده است؛ در حالی که همچنان مشکل کانکس در مناطق زلزله زده وجود دارد و به راحتی می‌توان این را گفت که هنوز حدود نیمی از مردم کانکس برای زندگی ندارند؛ فریادهایی که پشت وعده مسئولان و سلبریتی ها گم شده است کودکی جان خود را بخاطر سرما و بیماری از دست می‌دهد؛ اما برخی به فکر دهکده‌هایی خاص هستند که در حال حاضر دردی از مردم دوا نمی‌کند.

همه چیز درست مثل ساعت های اولیه زلزله است؛ فقط صدای هلی کوپترهای امداد جایش را به وزش بادهایی نسبتا شدید و خاک های شناور داده است، شهر از رفت وآمد آدم های مهم نفس راحت می‌کشد؛ آنها که وعده دادند و تا این لحظه کاری نکردند. برای ساختن و برای مردم مناطق زلزله زده روی خطی وجود ندارد از زیر خط باید شروع کنند. دست اندازهای اداری نیز تمامی ندارد وامروز بدتر از دیروز مجبورند همه چیز را رها کرده و ساعتها در صف های اداری ساخت وساز انتظار بکشند تا شاید کسی بگوید نوبت شماست. از باران خبری نیست، با بی آبی وخشکی امسال محصول کشاورزی هم در کار نیست.

التماس سرپرست های خانواده از مسئولان و مردم برای داشتن سرپناهی مثل کانکس و سرویس بهداشتی و نگاه پریشان وسرگردان کودکان ونوجوانان در برابر این درخواست‌های بی پاسخ، نگرانی‌هایی از تیره‌روزی آینده کودکانی ایجاد کرده است که نکند به سرزمین خود کمترین احساس مسئولیتی نکنند.

کودکان به محض ورود یک غریبه به مناطق به سمت آنها می‌دوند و عکس های سلفی می‌گیرند، مادرها بارها و بارها با سینی چای پذیرای مهمانان تازه وارد هستند؛ اما هیچ کدام از اینها نمی‌تواند بار روحی و روانی مشکلات را از خانواده ها کم کند. کودکان به دفعات بیمار می شوند، درآمدی هم وجود ندارد که هزینه پزشک متخصص را بدهند.بیماری کودکان مزمن شده است، دردناک ترین نمونه بیماری مربوط به سارینا است که در نهایت جانش را گرفت. در نیمه های شب حال سارینا به شدت وخیم و بیهوش می‌شود. پدرش، او را با وانت به بیمارستان سرپل ذهاب منتقل می‌کند؛ مسیرهایی سخت که بارها خطر آن را در شب از نزدیک احساس کرده ام؛ نه تنها من بلکه تمامی رسانه ای ها که از روزهای اول تا به امروز در مناطق حضور دارند، می‌دانند جاده های مواصلاتی استان کرمانشاه تا چه اندازه خطرناک است.

سارینا به سختی به بیمارستان منتقل می‌شود؛ اما در بیمارستان به دلیل نبود امکانات و پزشک متخصص نتوانستند کاری برای دخترک انجام دهند و عنوان کردند که باید سارینا به بیمارستان امام رضا (ع) در کرمانشاه منتقل شود.در نهایت سارینا توسط پدرش (و نه آمبولانس) به بیمارستان کرمانشاه منتقل شد؛ اما بعد از گذشت حدود 2 ساعت روی دست‌های پدر جان ‌می‌دهد، حادثه ای که حتی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور را به روستای ناوه فره کشاند؛ اما در نهایت اعلام می‌شود که کودک دوساله بدلیل غفلت خانواده جان باخته است!

عده ای خوب بلدند، صورت مسئله را پاک کرده و برای پاک کردن آن از سیاهی وتیرگی استفاده کنند و تقصیر همه اشتباهات وکوتاهی های خود را گردن خانواده و مردم بیندازند و حتی حاضر نیستند کمی از صورت مسئله را درک کنند که کودکِ بیمار نه خودش مقصر است نه خانواده اش، بلکه مقصر کسانی هستند که از حق امروز کودکان می‌گذرند و در برابر این انسانهای بی گناه احساس مسئولیت نمی‌کنند.

وقتی خبر فوت سارینا در شهر و روستاهای زلزله زده پیچید، موجی از نگرانی بخصوص برای مادران این مناطق بوجود آمد؛ روستای ناوه فره و دیگر مناطق این بار عزادار بلایای طبیعی نبودند؛ بلکه بدلیل سهل انگاری در تحت پوشش قرار دادن کودکان به سوگ نشست. علاوه بر کودکان، وضعیت زنان باردار و کسانی که نیاز به سونوگرافی دارند قصه ای طولانی است که برای آن تنها می‌توان به چند جمله از مسئول خانه بهداشت اکتفا کرد:«ماه اصلی سونوگرافی در ماه پنجم باید باشه، اما این ماه رد می‌شه، بدون اینکه سلامت مادر و نوزاد بررسی بشه و این باری بر دوش منطقه ست، چرا که اغلب زوج ها نسبت های فامیلی دارن و مشکلات ژنتیکی خیلی زیاده.»

علاوه بر مشکل عدم تایید سلامت نوزاد و مادر، نبود سرویس بهداشتی در مناطق برای زنان باردار و معلولان و سالمندان است که وضعیت را به شدت برای آنها بحرانی کرده است؛ بطوری که به محض ورود به یکی از روستاها التماس می‌کنند؛ فقط یک سرویس بهداشتی برای آنها فراهم شود و زن‌ها و معلولان را نشان می‌دهند.

شپش به وفور در سر افراد یافت می‌شود؛ خانه های بهداشت و بیمارستان ها دارویی برای مبارزه با آن نمی‌دهند و باز هم سازمان های مردم نهاد هستند که باید این نیاز را تامین کنند، اما این کافی نیست چراکه در برخی از روستاها تا دوبار هم شپش زدایی صورت گرفته است، اما باز هم مشکلی حل نشده است.

علاوه بر این، بحث اصلی و نگرانی سازمان‌های مردم نهاد این است که مناطق زلزله زده در نقاط گرمسیری هستند یعنی سرمای استخوان سوز مناطق در شب در چند ماه آینده آن طور که گفته می‌شود؛ جای خود را به گرمایی تا ۵۰ درجه خواهد داد که مشخص نیست با این وضعیت بهداشتی چندین نفر را درگیر بحران خواهد کرد. یکی از اهالی روستای بزمیر آباد؛ روستایی که کمترین میزان رسیدگی را از جانب مسئولان دیده و به لطف سازمان‌های مردم نهاد تا این لحظه دوام آورده است تا آخرین لحظه حضور در روستا بار‌ها و بار‌ها از مشکلات دخترک ۱۳ ساله‌اش می‌گوید که دچار عفونتی شده است که ممکن است در سنین بالا‌تر او را درگیر سرطان دهانه رحم کند؛ دختر ۱۳ ساله‌ای که از کمترین حق یک شهروند و مهم‌تر از آن حق یک کودک محروم است؛ بهداشت، سه ماه پس از زلزله!

No responses yet

Jan 31 2018

دختران انقلاب:‌ از زندان و شکنجه نمی‌ترسیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: نرگس حسینی دومین دختر خیابان انقلاب بازداشت شده و به گفته نسرین ستوده برایش وثیقه 500 میلیونی تعیین شده است

امروز، نهم بهمن ماه تصویر هشت زن در تهران و اصفهان و مشهد که روی بلندی ایستاده، شال‌های سفید و رنگی خود را به چوبی وصل کردند و در هوا تکان می‌دهند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. حرکتی که در پی کمپین «چهارشنبه‌های سفید» به راه افتاد و حالا به «دختران خیابان انقلاب»‌ یا «دختران انقلاب» موسوم شده است. این نام اشاره به ویدا موحد دارد، نخستین زنی که این حرکت را در خیابان انقلاب تهران انجام داد.

یکی از این دختران، شیما بابایی است. ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۶، وقتی شیما بابایی سر کار بود، پلیس «امنیت اخلاقی» با منزل مادر او تماس گرفت و گفت شیما باید برای «پاره‌ای از توضیحات» به دفتر این نهاد مراجعه کند. او با همسرش به این نهاد مراجعه و درخواست احضاریه کتبی کرد. احضاریه همان لحظه آماده شد و مهر خورد. چهارشنبه بود و شیما هم با شال سفید به پلیس امنیت اخلاقی رفته بود. مامور پلیس به او گفت روز شنبه مراجعه کند. روز شنبه که همراه با پدرش به پلیس «امنیت اخلاقی» رفت. ماموری به نام «رفیعی»‌ او را بازجویی کرد که «چرا با حجاب مخالفی؟» اما در پی بحث، صدای «رفیعی» بالا رفت و در پاسخ اعتراض پدر شیما، با او دست به یقه شد.

پدر شیما «جانباز»‌ جنگ ایران و عراق است: «پدرم عصبانی شد و گفت شما با جانباز مملکت این‌طور رفتار می‌کنید؟ من به جنگ نرفتم تا دخترم حق پوشش نداشته باشد و این‌گونه به اعتراضش پاسخ داده شود. هولش دادند بیرون از اتاق اما من را به دادسرای ناحیه ۲۱ فرستادند. دادستان دادسرا به من گفت “تن‌ت می‌خاره، سابقه سیاسی داری و علیه نظام تبلیغ می‌کنی.” گفتم بله، تنم برای گرفتن حق‌م می‌خاره. بهم جواب داد “برو به شعبه ۶ دادیاری و اگر امروز حال تو را نگیرم، خودم نیستم.”

دادیار که فامیلی اش “دهقانی” بوده، برخوردی ظاهرا ملایم داشته و به شیما گفته فرهنگ جامعه ما، قدرت پذیرش حجاب اختیاری ندارند و با توجه به رفتارهای شیما از طرف دادستان دستور دارد برای او قرار وثیقه‌ای سنگین تعیین کند تا نتواند تهیه کند و در بازداشت بماند. با این حال دادیار برای او قرار کفالت صادر کرد اما وقتی پدرش می‌خواست فیش حقوقی‌اش را ضامن آزادی فرزندش کند مشخص شد پلیس «امنیت اخلاقی» برای او هم به اتهام «توهین به پلیس» شکایت تنظیم کرده است. در نهایت شیما را برای ۵ ساعت بازداشت کردند تا یک وکیل ضامن او شد. در آذرماه برای پدر شیما هم «حکم جلب»‌ صادر شد.

حالا با وکیل او تماس گرفته‌اند که شیما بابایی به دادگاه مراجعه نکرده است. اگرچه او نه احضاریه‌ای دریافت کرده و نه تلفنی خبری به او داده‌اند، اما هشتم بهمن برایش دادگاه غیابی تشکیل شده:‌ «منتظریم تا حکمی که غیابی برایم صادر کرده‌اند دریافت کنم. اما برای همین رفتار، اگر باز هم احضاریه بفرستند، مراجعه نخواهم کرد.»‌

شیما می‌گوید مبارزه با «حجاب اجباری» را انتخاب کرده و به نظرش «اگر ما این حق را پس بگیریم، راه برای گرفتن دیگر حقوق‌مان هم باز می‌شود. الان که دختران انقلاب را می‌بینم که این‌قدر زیبا از حقوق‌شان دفاع می‌کنند، احساس غرور می‌کنم که توانستم سهم کوچکی در این جریان داشته باشم. بارها گفته‌ام، در راه رسیدن به ایران آزاد حاضرم جانم را هم بدهم. هزینه‌اش هرچقدر باشد می‌پردازم. اگرچه این هزینه ناعادلانه است.»‌

«شاپرک» دختر دیگری است که از آغاز کمپین چهارشنبه‌های سفید فعال بوده است. او می گوید خستگی از زندگی «دوگانه»‌، «دروغ» و «ریاکاری»‌ باعث پیوستن‌ش به این کمپین شده: «ایرانی‌ها دروغ نمی‌گویند بلکه دروغ را زندگی می‌کنند. برای همین حجاب به ما توهین می‌کنند. اگر مورد تعرض قرار بگیریم می‌گویند حتما ظاهرمان بد بوده است. اگر مردی برای طلاق به دادگاه عکس‌های شخصی زنش را که بی‌حجاب است نشان دهد، دادگاه حق را به مرد می‌دهد. حقوق‌ ما مدام نادیده گرفته می‌شود. اگر حق‌مان را از حجاب بگیریم، به حقوق دیگرمان هم دست پیدا خواهیم کرد.»‌

«شاپرک» هر چهارشنبه شال سفید در دست می‌گیرد و در شهرستان محل سکونت‌ش تردد می‌کند. می‌گوید از طریق همین کمپین و ویدیوهایی که هر هفته در صفحه اینستاگرامش منتشر می‌کند، حرف‌های دلش را می‌زند. اما مورد حمله و تهدید هم قرار می‌گیرد: «در همین اینستاگرام مدام تهدید می‌کنند که “پشت در خانه‌ات هستیم یا می‌ریزیم توی خونه‌ات.” من حتی با پای شکسته هم از این حرکت نایستادم. حتی یک‌بار آنقدر ایستادم که دستانم درد گرفته بود اما ادامه دادم.»

او اگرچه از سوی دوستان و خانواده‌اش حمایت نمی‌شود، اما همسرش مدافع اوست: «دوستانم مدام ایراد می‌گرفتند که تو مادر هستی و نباید این کار را بکنی. اما بعد از “ویدا موحد” که فرزند ۱۹ ماهه دارد، به آن‌هایی که حس گناه مادری به من می‌دادند گفتم اتفاقا فرزندان انسان‌های آزادی‌خواه از دیگر کودکان چندین گام جلوتر هستند. وقتی کاریکاتور مانا نیستانی منتشر شد که زنان از پوسته تخم بیرون می‌آیند، تمام وجودم لرزید، اشک در چشمانم جمع شد و به شوهرم گفتم، ببین ما هستیم. شجاع‌تر شدم که بروم روی بلندی و من هم شال سفید به چوبی ببندم و در هوا تکان دهم.»‌

او هم می‌گوید نه از «زندان»‌ می‌ترسد، نه از «شکنجه»‌ و نه حتی از «مردن» بلکه فقط از «لحظه بازداشت» هراس دارد و آن لحظه را در افکارش به پریدن از بلندی تشبیه می‌کند: «تنها چیزی که مشکلات ما را حل می‌کند، مبارزات مدنی و حق‌طلبی است. من می‌خواهم به زنان مثل کالا نگاه نشود. ما جنس دوم نیستیم. دلم می‌خواهد در زندگی‌ام با گشت ارشاد مداخله نکنند. برای آن‌که جلوی آزار را بگیریم، حتی اگر این کمپین هم خاموش شود، من همچنان به راهم ادامه خواهم داد و تا روزی که زنده هستم، در ایران روسری سر نخواهم کرد و تمام چهارشنبه‌ها، سفید می‌پوشم.»‌

No responses yet

Jan 29 2018

دختری دیگر؛ #دختر_خیابان_انقلاب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد بر همان سکویی که نخستین دختر معترض به حجاب اجباری ایستاده بود و با همان پرچم سفید، دختر دیگری ایستاده است.

پیش از این نیز زن دیگری بر همین سکو ایستاده بود، این زن که پیش از ناآرامی‌های ایران در دی ماه این اقدام را انجام داده بود، به یکی از نمادهای این اعتراضات هم بدل شد.

نسرین ستوده وکیل دادگستری پس از مدتی که بحث بازداشت این زن (دختر خیابان انقلاب) مطرح شده بود و کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به بی اطلاعی از وضعیت وی ابراز نگرانی کرده‌اند، اعلام کرد که او ۳۱ ساله و مادر یک کودک ۱۹ ماهه است که بازداشت شده است. خانم ستوده روز گذشته اعلام کرد که این زن آزاد شده است.

واکنش کاربران به این حرکت اعتراضی متفاوت است؛ گروهی که عمل و شجاعت او را تحسین می‌کنند. مانند ژانت، کاربر توییتری که این اقدام وی را “قهرمانانه” توصیف کرد.

بگذر از پست توییتر شماره از @dchnp9

پایان پست توییتر شماره از @dchnp9

در عین حال گروهی دیگری بر این عقیده هستند که هدف این دختران دیده شدن است.

یک کاربر توییتر با انتقاد از این اقدام نوشت.
بگذر از پست توییتر شماره از @SAliTwo

پایان پست توییتر شماره از @SAliTwo

کتی، کاربر دیگر توییتر هم در پاسخ به کسانی که می‌گویند هدف این دختران دیده شدن است، به سرکوب زنان در ایران طی سالها اشاره می‌کند.
بگذر از پست توییتر شماره از @yekvakil

پایان پست توییتر شماره از @yekvakil

عده‌ای از کاربران هم مخالف انتشار عکس‌های این دختر هستند.

سارا یکی از مخالفان انتشار عکس در توییتر خود نوشت: “با این کار هویت واو فاش و امنیت‌اش به خطر می‌افتد.”
بگذر از پست توییتر شماره از @Akaaaa1516

پایان پست توییتر شماره از @Akaaaa1516

در کنار هشتگ #دختر_خیابان_انقلاب، واکنش‌ها با هشتگ‌های #حق_انتخاب #دختران_خیابان_انقلاب و #حجاب_اجباری توییت می‌شوند.

No responses yet

Jan 23 2018

صادرات رایگان نخبه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دانشجویی,سیاسی

شهروند: فرشید شکر خدایی، رئیس انجمن بهره‌وری ایران: تمام دانشگاه‌های ایران به جز دانشکده‌های مدیریت زیانده هستند نخبه‌های ما علاقه‌ای به تحصیل در علوم پایه ندارند سالانه 180 هزار نفر از افراد تحصیلکرده از ایران خارج می‌شوند
«صادرات» البته نه از نوع کالا و خدمات، بلکه این‌بار ماجرای صادرات رایگان نخبه است، صادراتی که نه ارزش افزوده‌ای دارد و نه درآمدی. آن‌گونه که گزارش صندوق بین‌المللی پول می‌گوید ایران از نظر فرارمغزها رتبه نخست جهان را به خود اختصاص داده است. آمارها نشان می‌دهد که سالانه تا 180‌هزار نفر از افراد تحصیلکرده از ایران خارج می‌شوند. طبق آمار رسمی‌گذرنامه در‌ سال 87 روزانه 15 کارشناس‌ارشد، 4 دکتر و 54تا 75 نفر لیسانسه از ایران خارج می‌شدند. حالا شرایط بدتر شده و تعداد تحصیلکرده‌هایی که از ایران خارج می‌شوند تا چندین برابر افزایش یافته است. همین چند وقت پیش بود که رئیس پارلمان بخش خصوصی تهران نسبت به تبعات مهاجرت 1.5‌میلیون ایرانی هشدار داد. بخش خصوصی که به اذعان نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران داغدار جذب نیروی متخصص است، حالا بیش از هر زمانی عملکرد نظام آموزش عالی را مورد انتقاد قرار می‌دهد. از بی‌کیفیتی دانشگاه‌های ایران گرفته تا هزینه سربار آنها برای اقتصاد. بی‌توجهی به نیازهای بازار از دیگر انتقادات بخش خصوصی به عملکرد این نظام است. فرامرز انتصاریان، رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران درخصوص عملکرد دانشگاه‌هایی همچون شریف، امیرکبیر، علم و صنعت می‌گوید: این دانشگاه‌ها همانند خط تولید ماشینی است که بهترین مواد اولیه را دریافت و بهترین خودرو را تولید می‌کند، اما محصول نهایی خود را رایگان صادر می‌کند. درواقع سال‌ها منابع کشور را برای ایجاد ارزش افزوده برای دیگر کشورها هزینه کردیم. در چنین شرایطی نمی‌توان گفت کدام دانشگاه ما باکیفیت است و کدام بی‌کیفیت. فرشید شکرخدایی، نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران هم معتقد است که در نظام آموزشی ما تعریف درستی از مشتری وجود ندارد. مشتری آموزش پرورش، آموزش عالی است و مشتری آموزش عالی خود همین نظام است. درحالی دانشگاه‌های ما با خط‌کش تعداد قبولی‌ها در مقطع بعدی سنجیده می‌شود که در همه جای دنیا عملکرد دانشگاه‌ها براساس متوسط درآمد فارغ‌التحصیلان آن ارزیابی می‌شود. البته او بر این باور است که شرایط برای فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم پزشکی بسیار متفاوت است.
رشد بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها
براســاس آخرين آمار مركز ملي آمار ايران، كشور ما حدود 3ميليون و360‌هزار نفر بيكار دارد كه يك ميليون و 800‌هزار نفر آنها را افراد بين 15 تا 29‌سال تشكيل می‌دهند؛ ميانگين سني خاصي كه پاي فارغ‌التحصيلان دانشــگاه‌ها را هم به ميان می‌كشد. در سال‌های اخير با توجه به افزايش ظرفيت دانشگاه‌های كشور و آســان شدن تحصيل در مدارج بالای علمي، تعداد دانشجويان نيز با رشد چشمگيري همراه بوده و در مقايسه با يك دهه اخير بيش از دو برابر شده و به رقم 5 ميليون نفر رسيده است. این رشد اما در شرایطی حاصل شده که آمارها از افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار در کشور خبر می‌دهد. شکرخدایی در این‌باره می‌گوید: دانشجویان ما برای بازار کار تربیت نمی‌شوند. لیسانس تربیت می‌کنیم که فوق لیسانس بخواند. فوق لیسانس تربیت می‌کنیم که دکترا بخواند و دکتراهایمان را برای عضویت هیأت علمی آموزش می‌دهیم. در این پروسه صنعت و نیاز بازار کار هیچ جایگاهی ندارد.
80‌درصد داوطلبان
علاقه‌مند به تحصیل در 20 رشته
حدود نيمي از دانشجویان در رشته‌های علوم انساني درس می‌خوانند و 30‌درصد نيز رشته‌های فني را انتخاب كرده‌اند. به گفته مســئولان وزارت علوم، 80‌درصد جمعيت داوطلبان كشور تنها در 20‌درصد رشته‌ها علاقه‌مند به ادامه تحصیل هستند که در صدر آن پزشکی و سپس رشته‌های مهندسی برق، کامپیوتر، عمران و رشته‌های حقوق و روانشناسی قرار دارد. علت اين انتخاب‌ها، در كنار علاقه، دستیابی به بازار کار مناسب اعلام می‌شود.
حفاظت محیط‌زیست بیکارترین رشته تحصیلی
با اين حال آخرين بررسي‌ها نشان می‌دهد، رشته‌های علوم رايانه با40 و معماري و ساختمان سازی با 26‌درصد فارغ‌التحصيل بيكار در رتبه‌های دوم و چهارم بيكارترين رشــته‌های كشور قرار دارند درحالي‌كه بسياري از دانشــجويان، علاقه‌مند به تحصيل در رشته‌هایی نظير كامپيوتر، معماري و عمران هستند. رتبه نخست بيكارترين رشته‌ها به حفاظت محيط زيست با 49‌درصد اختصاص دارد. نایب‌رئیس انجمن مدیریت کیفیت در این خصوص می‌گوید: پذیرش دانشجو در ایران براساس نیاز بازار کار صورت نمی‌گیرد همین مسأله موجب شده که فارغ‌التحصیلان برخی از رشته‌ها بیش از نیاز واقعی کشور باشد. مگر ما چه تعداد فارغ‌التحصیل برای رشته‌های همچون محیط‌زیست نیازداریم.
آموزشگاه‌های کنکور رقیب صنعت شدند
بهترين آمار نيز از آن خدمات پزشــكي با 19 و رياضيات و آمار با 18‌درصد است. فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم پایه اما درحالی کمترین نرخ بیکاری را از آن خود کرده‌اند که به اذعان فعالان بخش خصوصی بیشتر فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها به جای صنعت، راهی آموزشگاه‌های کنکور شده‌اند. آموزشگاه‌هایی با گردش مالی 8 میلیاردی كه توانسته‌اند حقوق‌های میلیونی برای مدرسان خود در نظر بگیرند، حالا بسیاری از نخبه‌های رشته‌های علوم پایه را جذب خود کرده‌اند. شکرخدایی معتقد است: فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها از کارکرد کاربردی علومی که یاد گرفته‌اند، فاصله گرفته‌اند. درحالی‌که این افراد می‌توانند با انجام کارهای محاسباتی به بهره‌وری و پیشرفت بیشتر بنگاه‌های صنعتی کمک کنند، اما برای این افراد در بازار کسب و کار هیچ جایگاهی در نظر گرفته نشده است. در بهترین حالت واحدهای صنعتی بزرگ بودجه ناچیزی در منابع خود را برای استخدام یک کارشناس علوم پایه اختصاص می‌دهند، اما همین بودجه اندک در واحدهای کوچک تقریبا صفر است. او با اشاره به حجم بالای تقاضا در رشته‌های مهندسی و پژشکی، ادامه داد: متاسفانه نخبه‌های ما هنر و ادبیات فارسی و علوم پایه نمی‌خوانند و علاقه‌ای به استخدام در آموزش و پرورش به‌خصوص در مقاطع ابتدایی ندارند، ما گمان می‌کنیم هرکس که نخبه است باید پزشکی بخواند، باید مهندس شود درحالی‌که علوم پایه پاشنه آشیل توسعه در هر کشوری محسوب می‌شوند.
کیفیت دانشگاه‌های ایران چطور است؟
کیفیت دانشگاه‌های ایران چطور است. سوالی که انتصاریان پاسخ متفاوتی برای آن دارد: «هیچ دانشگاه باکیفیتی در ایران نداریم. شاید فکر کنید که دانشگاه‌هایی همچون شریف یا علم و صنعت باید کیفیت بالایی داشته باشند. اما مسأله اینجاست که دانشگاه صنعتی‌شریف در تبدیل دانش‌آموز به دانش‌آموخته بسیار خوب عمل می‌کند، اما محصول این دانشگاه درایران نمی‌ماند و کارایی در اقتصاد و زندگی ما ندارد که نشان دهد این دانشگاه باکیفیت است یا بی‌کیفیت. مثل این است که شما بهترین مواداولیه را دریافت کنی، بهترین خودرو را نیز بسازی ولی درنهایت محصول نهایی را به صورت رایگان به دیگر کشور‌ها صادر کنی.
دانشگاه‌های ایران زیانده هستند
«تمام دانشگاه‌های کشور به جز دانشکده‌های مدیریت زیانده هستند و هزینه آموزش آنها بیش از درآمدشان است.» فرشید شکرخدایی معتقد است اگردرآمد حاصل از برگزاری دوره‌هایی همچون MBA و نمونه‌های مشابه آن را کنار بگذاریم تمام دانشگاه‌های ما زیانده هستند. تا کی قرار است این دوره‌ها را برگزار کنیم. بالاخره روزی عمر این دوره‌ها در نظام آموزشی ایران به پایان می‌رسد.
ارتباط پزشکی با بازار کار
رتبه نخست پزشکی ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا و هفدهم در جهان از موفقیت جهانی ایران در این رشته‌ها حکایت می‌کند. موفقیتی که فعالان بازار ریشه آن را در ارتباط ایجاد شده بین دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها می‌دانند. رئیس کارگروه رقابت، خصوصی‌سازی و سلامت اداری اتاق بازرگانی ایران با اشاره به موفقیت نظام آموزش پزشکی ایران، گفت: پزشکانی که از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل می‌شوند شرایط بهتری از مهندسان و رشته‌های علوم انسانی دارند. دلیلش این است که در نظام آموزش عالی، پزشکي با کار عجین است و بیمارستان جزو دانشگاه است. به این معني که بازار کار با نظام آموزشی عجین شده و پیوسته است. این درحالی است که دانشگاه‌های رشته‌های مهندسی هیچ ارتباطی با کارخانه‌ها ندارند. این درحالی است که به اذعان رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران، در ژاپن شرکت‌های بزرگ کارمندان خود را از کلاس ششم، هفتم هشتم و نهم انتخاب می‌کنند. نظام آموزش پزشکی ما همین‌طور است. در نظام آموزش پزشکی نیز تا حدودی وضع این‌طور است. پزشکان و پرستاران در دوران تحصیل و دوره‌های آموزشی خود حقوق دریافت می‌کنند.او ادامه می‌دهد: این درحالی است که هیچ مدرسه حسابداری با شرکت حسابداری قرارداد ندارد و هیچ شرکتی هم حسابدار خود را از 16سالگی استخدام نمی‌کند. در کشورهای غربی نظام آموزشی به‌خصوص در دوران دبیرستان متمرکز بر مصرف و هدف است. بنابراین تعداد دروس در این دوره از 5 درس فراتر نمی‌رود. وقتی دانش‌آموزی در رشته حسابداری تدریس می‌کند دروس مربوط به آن رشته را مطالعه مي‌كند و در سن 16سالگی هم قادر به انجام این کار و ورود به بازار کار است.
لینک منبع خبر

No responses yet

Jan 21 2018

انتقاد از بازداشت کودکان آب‌نبات فروش در بروجرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: انتشار تصاویر چند کودک کار در کانال روابط عمومی شهرداری بروجرد که به اتهام آب‌نبات فروشی دستگیر شده بودند، انتقادها واکنش‌های زیادی به همراه داشته است.

رضا بهنودفر، نایب رییس شورای شهر بروجرد، در پی واکنش ها به این اقدام با انتقاد از شهرداری این شهر به خبرگزاری تسنیم گفت: “مسئول سایت و روابط عمومی شهرداری بروجرد برای ارائه توضیحات فراخوانده شده اما به دلیل اینکه توضیحات ارائه داده‌شده برای اعضای شورا قانع‌کننده نبود با خاطیان این قضیه به‌صورت قانونی برخورد می‌شود.”

همزمان مهناز افشار، بازیگر سینما، که به عنوان سخنگوی پویش (کمپین) “بدسرپرست تنهاتر است” فعالیت می‌کند، در نامه‌ای سرگشاده به معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، از برخورد با این کودکان انتقاد کرده است.

در بخشی از نامه خانم افشار آمده است: “شهرداری بروجرد در یک رفتار غیرانسانی، کودکان قربانی فقر و خشونت و آسیب‌دیده از کار در خیابان را دستگیر کرده و از آن‌ها که به ردیف با سرهای پایین ایستاده‌اند، همچون مجرمان سابقه‌دار عکس گرفته و با افتخار در کانال رسمی‌اش منتشر کرده است، انگار نه انگار که فرد فرد ما به عنوان شهروندان جامعه به خاطر به وجود آمدن فاجعه کودکان کار و آسیب دیده مقصر و گناهکاریم. فاجعه‌تر آنکه بلافاصله بعد از انتشار این عکس و تقبیح آن از سوی رسانه‌ها نایب‌رئیس شورای شهر بروجرد، لابد برای حفظ آبرو مصاحبه‌ای کرده و گفته که با خاطیان که روابط عمومی شهرداری بروجرد باشد برخورد خواهد شد، البته نه به خاطر دستگیری کودکان، که به دلیل انتشار تصاویر آنان.”

درباره کودکان کار بیشتر بخوانید:

در همین حال جمعیت امام علی نیز در توییتر خود از برخورد صورت گرفته با این کودکان به شدت انتقاد کرد و خواهان عذرخواهی از این کودکان شده است. این تشکل از اصلی‌ترین نهادهای خیریه کمک به کودکان است.

این موضوع در میان دیگر کاربران توییتر نیز واکنش هایی داشته است.

زهرا کشوری خبرنگار در توییتی از کم‌توجهی سازمان‌های غیردولتی به این مساله انتقاد کرده است.

کاربر دیگری نیز در توییت خود این اقدام شهرداری بروجرد را مورد نقد قرار داد و نوشت: “شاید به جرم آقازاده نبودن ونداشتن ژن خوب ؟! بزرگترهم که بشوند احتمالا در زندان خودکشی می کنند!”

در ادامه همین واکنش‎‌ها کاربر دیگری در توییتر با اشاره به ناآرامی های اخیر در ایران و مشکلات معیشتی در ایران به این موضوع پرداخته و نوشته است: “بازداشت کودکان آبنبات فروش، قطع دست سارق گوسفند، بازداشتهای پیشگیرانه، خودکشی شدن در زندان، جسدهای رها شده، کارگران بدون حق و حقوق …”

طرح جمع‌آوری کودکان کار که امسال در قالب طرح جمع آوری متکدیان مطرح شده با مخالفت نمایندگان مجلس و فعالان حقوق کودک روبرو شد. پس از مدتی از اجرای این طرح اعلام شد این طرح از قالب طرح جمع آوری متکدیان خارج شده و قرار است مورد بررسی قرار بگیرد و به شکل دیگری اجرا شود.

این طرح با کمک شهرداری‌ها، بهزیستی و فرمانداری‌ها اجرا می‌شد.

به گفته فعالان حقوق کودک، برخورد قهری با کودکان کار راهکار کاهش تعداد کودکان کار نیست. این موضوع نیازمند ساماندهی معیشتی این کودکان و خانواده‌های آنها است.

براساس آمار رسمی حدود دو میلیون کودک کار در ایران زندگی می کنند، هر چند فعالان حقوق کودک می‌گویند آمار کودکان کار در ایران تا حدود هفت میلیون نفر هم می‌رسد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .