No responses yet

Jun 11 2017

اجرای حکم شلاق و جزای نقدی ۲۰ نفر در قزوین «به دلیل روزه‌خواری»

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دادستان عمومی و انقلاب قزوین از صدور و اجرای حکم «شلاق» و «جزای نقدی» برای ۲۰ نفر به اتهام «روزه‌خواری» خبر داد.

اسماعیل صادقی نیارکی روز یک‌شنبه (۲۱ خرداد) به خبرگزاری مهر گفت حکم این افراد پس از بازداشت، صادر و به اجرا گذاشته شده است.

صادقی نیارکی افزود این افراد جزء ۹۰ نفری هستند که در ارتباط با «روزه‌خواری» در استان قزوین برای آنها پرونده تشکیل شده است.

این مقام قضایی، مرجع تشکیل پرونده برای ۹۰ نفر را «شعبه‌ای ویژه» مستقر در دادسرا معرفی کرده است.

صادقی نیارکی همچنین ادعا کرده که «مؤمنان و شهروندان قزوین» از این «اقدام بی‌نظیر» دادستانی این استان استقبال کرده‌اند.

وی همچنین هشدار داده «افرادی که در ملاءعام روزه‌خواری کنند، دستگیر و در صورت احراز عامدیت در این کار، مجازات خواهند شد.»

مرداد ماه سال ۱۳۹۳ نیز دادستان عمومی و انقلاب قزوین از اجرای حکم شلاق ۲۰۰ نفر در استان قزوین به خاطر «روزه‌خواری علنی» خبر داده بود.

دادستان قزوین در آن زمان نیز اجرای حکم شلاق برای این ۲۰۰ نفر را اقدامی «بی‌نظیر» دانسته که «مؤمنان نیز از این کار استقبال کرده» بودند.

۹ تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم یک مقام قضایی شهر شیراز از دستگیری ۵۰۰ نفر در این شهر به اتهام «روزه‌خواری» در ماه رمضان خبر داده و گفته بود که بیش از ۲۵۰۰ نفر از شهروندان شیرازی نیز در این خصوص تذکر شفاهی گرفته‌اند.

سوم تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم ۴۱ دختر و ۵۱ پسر در کافی‌شاپ هتل «شهریار» تبریز هنگامی که مشغول صرف غذا و نوشیدنی بودند، بازداشت شده بودند.

۲۲ تیر ماه سال ۱۳۹۳ نیز فرمانده نیروی انتظامی استان فارس از اجرای دو مورد حکم ۸۰ ضربه شلاق به اتهام «تظاهر به روزه‌خواری» در شهر شیراز خبر داده بود.

هر ساله پیش از آغاز ماه رمضان در ایران، مقام‌های نیروی انتظامی و قضایی هشدار می‌دهند که با افرادی که در مکان‌های عمومی اقدام به «روزه‌خواری» کنند، برخورد خواهد شد.

برخی از مقام‌های قضایی در استان‌های ایران نیز از تشکیل شعبه‌های ویژه برای پرونده‌های «روزه‌خواری» خبر داده‌اند.

در سال‌های گذشته همچنین برخی افراد در استان‌های ایران به اتهام «روزه‌خواری» شلاق خورده‌اند.

این برخوردها در حالی است که در قانون مجازات اسلامی به مجازات روزه‌خواری در ملأ عام اشاره نشده است، و بر اساس گزارش‌ها، قضات در احکام خود به این بخش از قانون مجازات اسلامی استناد می‌کنند که «تظاهر به هر عمل حرامی در انظار عمومی جرم است».

براساس قانون مجازات اسلامی، هر کس به طور علنی مرتکب عمل «حرامی» شود به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود.

ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مشمول افراد غیرمسلمان هم می‌شود و این افراد مجاز به روزه‌خواری در ملاءعام نیستند.

No responses yet

Jun 10 2017

آتش به اختیار

نوشته: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.
عصر ایران – مقام معظم رهبری در دیدار اخیر دانشجویان با ایشان جملاتی را بیان داشته اند که بازتاب رسانه ای گسترده ای داشته است: « در دانشگاه خیلی می شود کار کرد، اتفاقاً در دانشگاه باید کار کرد. چه کسی باید در دانشگاه کار بکند؟ شما. شما تشکّلها هستید که در دانشگاه باید کار بکنید. البته خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتباً می گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌ قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار… . »

ایشان در تبیین مصداق های این موضوع افزودند: « اهتمام به تخاطب واقعی؛ فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحث های دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است؛ این‌جور با مخاطبین تان بنشینید؛ و مانند این کارها. »

در پی این بیانات، برخی افراد در دو سوی مخالف یکدیگر، تحلیل هایی را مطرح کرده اند:

– برخی نیروهای انقلابی، با تفسیر نادرست از این بیانات دچار این سوء فهم شده اند که رهبری فتوایی داده و طی آن، دست این نیروها را برای هر اقدامی باز گذاشته اند و آنها از این پس می توانند فارغ از قوانین جمهوری اسلامی ایران، دست به هر اقدامی بزنند و در توجیه آن بگویند که رهبری فرمودند خودتان تصمیم بگیرید و عمل کنید، آتش به اختیارید.

– در مقابل، برخی افراد خارج از نظام، تفسیری تندروانه از آن سو دارند و مدعی هستند که با این آتش به اختیاری، باید منتظر اقدامات خطرناکی مانند آنچه در قتل های زنجیره ای و حمله به سفارت عربستان و انگلیس رخ داده باشیم!

واقعیت این است که هر دو گروه، این سخن رهبری را بدون توجه به منظومه سخنان ایشان تفسیر کرده اند*. رهبر انقلاب همواره بر رعایت قانون تأکید کرده و حتی رویدادهایی مانند حمله به سفارت عربستان را “بسیار بد و به ضرر اسلام و ایران” دانسته اند.

از این رو، نمی توان “آتش به اختیار”ی که رهبر انقلاب گفته اند را مترادف با خودسری و اقدامات فراقانونی دانست چه آن که نه فقط رهبر انقلاب، که هیچ مقامی در هیچ جای دنیا، حکم به اقدامات غیرقانونی در کشور تحت اداره خود نمی دهد.

جالب اینجاست که هر دو گروه، در “تفسیر به رأی” های خود از این عبارت، دنباله جمله رهبری را نخوانده اند که مصداق هایی از این آتش به اختیاری را بیان می کنند: “اهتمام به تخاطب واقعی، میزگرد، سخنرانی، نشریه، بحثهای دونفره و سه‌نفره و جلسات تحلیل.”

قطعاً از این سخنان، مجوز قانون شکنی و آن گونه که برخی ها می خواهند القا کنند مجوز خودسری و قانون شکنی استخراج نمی شود و کسانی که در دو سوی مخالف یکدیگر، می خواهند سوء استفاده کنند، صرفاً در حال بیان دیدگاه های سیاسی خویش هستند، نه تحلیل منصفانه بیانات رهبری؛ چه آن که رهبر انقلاب آتش به اختیاری را در عرصه “مخاطبه” توضیح داده اند نه اقدامات غیر قانونی.
نزدیک ترین مثال به این قضیه، امر به معروف و نهی از منکر است که در وجه زبانی اش، نیازی به اجازه گرفتن از حکومت نیست ولی کسی حق ندارد به این بهانه، مثلاً افراد را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.

پی نوشت:
* مخالفت با قوانين و مقررات و دستورات دولت اسلامی که به‌طور مستقيم توسط مجلس شورای اسلامی وضع شده و مورد تأييد شورای نگهبان قرار گرفته‏اند و يا با استناد به اجازه قانونی نهادهای مربوطه وضع شده‏اند، برای هيچکس جايز نيست و در صورت تحقّق مخالفت توسط فردی در اين خصوص، بر ديگران تذکر و راهنمايی و نهی از منکر لازم است (البته با وجود شرايط نهی از منکر).

No responses yet

Jun 07 2017

بازداشت ۹۰ دختر و پسر به اتهام آب‌بازی در سپیدان فارس

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دبیر قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان،‌ در استان فارس،گفته است، ۹۰ دختر و پسر جوان درقالب تور مختلط تفریحی وگردشگری در ارتفاعات روستای ارشیری سپیدان بازداشت شده اند.

به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان»، سرهنگ روح الله رستمی، دبیر قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان گفته است: در پی کسب اخبار و اطلاعاتی مبنی بر اینکه تعداد ۹۰ دختر و پسر جوان در قالب تور مختلط تفریحی وگردشگری در ارتفاعات روستای ارشیری سپیدان مشغول به تفریح هستند با اخذ مجوزهای قانونی با هماهنگی نیروی انتظامی به منطقه مذکور اعزام» شدند.

این مقام سپاه اضافه کرده است: «بسیجیان قرارگاه امربه معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان با هماهنگی مراجع قضایی و طی مراحل قانونی به ارتفاعات روستای اردشیری این شهرستان مراجعه کرده و افراد را که در آب مشغول تفریح و آب بازی بودند را بازداشت کردند.»

سرهنگ روح الله رستمی این دختران و پسران را به «هنجار شکنی» در ماه رمضان متهم کرده است.

وی همچنین از کشف «مشروبات الکی» از این تورخبر داده است.

در ماه‌های گذشته فرماندهان انتظامی در برخی از استان‌های ایران در موارد متعدد از سرکشی به باغ‌ها و باغ‌تالارهایی که به گفته آنان احتمال برگزاری جشن مختلط در آنها وجود دارد، خبر داده‌اند.

همچنین در ماه‌های گذشته انتشار گزارش‌های مبنی بر بازداشت شهروندان استان‌های مختلف، به اتهام شرکت در «‌پارتی‌های مختلط»افزایش یافته است.

در برخی از موارد حاضران در این پارتی‌ها به شلاق محکوم شده اند که واکنش هایی در پی داشته است.

در خردادماه سال گذشته نیز اجرای حکم شلاق برای ۳۵ دانشجو به دلیل شرکت در یک «پارتی مختلط شبانه» در قزوین با اعتراض‌ها و انتقادهای زیادی در ایران مواجه شد.

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش و شلاق خوردن این دختران و پسران را به عنوان اقدامی «انزجار برانگیز» محکوم کرد.

کمیساریای عالی حقوق بشر در بخشی از بیانیه خود گفته بود: «به کارگیری این روش مجازات بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیر آمیز که می‌تواند مصداق شکنجه تلقی شود از سوی نهادهای مسئول در ایران مطلقا نامتناسب و شنیع است».

No responses yet

Jun 03 2017

خالی بندی مقام عظمای جغرافیای ایران: گردشگری ایران، جاذبه‌های بی‌بدیل

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

روزنامه دنیای اقتصاد پرویز کردوانی
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.
گردشگری ایران، جاذبه های بی بدیل
پرویز کردوانی*
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.

به هر حال، ما اینهمه امکانات داریم ولی درآمد ما از محل گردشگری ناچیز است. آمریکا 50 ایالت دارد. آمریکا، آلاسکا را دارد تا فلوریدا. یعنی زمستان در آلاسکا دمای هوا منهای 80 تا 90 درجه زیر صفر است و در فلوریدا هم می توانند شنا کنند. ما هم، همین طور است. یعنی شرایط طبیعی ایران، در طول دوران تکامل کره زمین به گونه ای شده است که اینهمه ارتفاعات و کوه را داریم. مثلا دمای هوا در قله دماوند در زمستان به منهای 80 یا 90 درجه زیر صفر می رسد و در همان ساعت می توانیم در چابهار به دریا برویم و شنا کنیم. تازه اصلا چابهار ما با فلوریدای آمریکا قابل مقایسه نیست و ما وضع بهتری داریم.
برای این که در سال گذشته فلوریدا یخبندان شد و خرمای آنجا دچار سرمازدگی شد ولی در چابهار، هیچوقت دمای هوا پایین تر از 15 درجه نمی رود. به همین دلیل، ایران در همه جنبه ها استعداد دارد. از نظر داشتن کوه، ایرانی مناطق کوهستانی زیادی دارد و در کوهستان ها، ابشارهای زیادی داریم و جنگل ها و مرتع زیادی داریم و زراعت دیم زیادی نیز داریم. میوه های سردسیری زیادی هم وجود دارد. در کوهستان ها نیز بارندگی اتفاق می افتد و آب به دشت ها سرازیر می شود و دشت های مثل تهران و کرج را داریم.

هر توریستی در هر فصلی به ایران بیاید این امکانات متنوع برای او وجود دارد. دو تا کویر و بیابان هم داریم که از لحاظ اقتصادی هم قابل توجه است. من نظریه جدیدی به سازمان ملل داده ام و آن را پذیرفته است که این کویرها نعمت بسیار بزرگی از لحاظ اشتغال و از لحاظ درآمد است. کویر یعنی نمکزار. بزرگترین دنیا در ایران قرار دارد؛ همین کویری که از شرق ورامین شروع می شود تا جنوب گرمسار و بعد سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار و جنوب این کویر به یزد و استان اصفهان می خورد.
این بزرگترین کویر دنیا است و بعد از ما، بولیوی بزرگترین کویر را دارد. این کویر، انواع زیبایی ها را دارد. کویرها نیز انواع مختلفی دارند و به کویرهای گیاه دار و کویرهای فاقد گیاه تقسیم می شوند. از کویرهای که گیاه دار هستند در زمینه های مختلف اقتصادی می توان استفاده کرد. به عنوان چراگاه شتر. بهترین چراگاه برای شتر، کویر است و خار شتر است. بعد هم می توان برای چراگاه حیات وحش از آن استفاده کرد. بیشتر گیاهان کویری و شاید تا 90 درصد آن، صنعتی و دارویی هستند. سومین جنبه هم، زیبایی کویرهایی است که گیاه دارند. وقتی بهار می شود کویری که گیاه دارد، انواع درخت گز دارد و گزها انواع گل های بنفش دارند. انواع گیاهان سبز رنگ و سفید رنگ در کویر وجود دارد و خصوصا اگر در آن حیات وحش باشد جذابیت های آن بیشتر می شود.
به هر استانی که می روم و سخنرانی می کنم می گویم استان شما استثنا است. اما به من می گویند آقای دکتر شما به همه جا استثنا می گویید و من می گویم برای این که هر استان با استان دیگر فرق می کند. مثلا به استان کرمانشاه می روید که منطقه سردسیری دارد و در طرف غرب استان کرمانشاه، منطقه گرمسیری دارد و خرما دارد. کسانی که باید برای رونق گردشگری کاری انجام بدهند فعالیت چندانی انجام نداده اند و بیشتر، سراغ تحقیق رفته اند. اعتقاد دارم که ما حتی باید به مناطق روستایی برویم و گردشگری را توسعه بدهیم. در جنوب دشت کویر و در نزدیکی منطقه جندق، روستاهای فرحزاد و مصر و عروسان قرار دارد. در آنجا خانواده طباطبایی آمده اند خانه اجدادی خود را در روستای فرحزاد جندق، خیلی خوب مرمت کرده اند و خارجی ها خیلی به آنجا می روند و توالت های تمیزی دارد. غذاهای ایرانی هم در آنجا درست می کند.
بنابراین، خیلی جاها هست که می تواند موجب رونق گردشگری شود. باید مردم روستاها را تشویق کنند که در این زمینه فعال شوند. یعنی استانداران به فرمانداران بگویند و فرمانداران هم به بخشداران بگویند و بخشداران به دهیارها بگویند و جلسه بگذارند و بگویند خودتان، خانه خود را آماده کنید یا امکانات خود را آماده کنید. میوه ای دارید یا محصولی دارید نشان دهید. اگر پنج تا اتاق دارید خودتان از دو تا اتقاق استفاده کنید و سه تا اتاق را برای توریست ها خالی کنید. باید این کارها را انجام دهند ولی باید به آنها امکانات بدهند. باید برای روستاها جاده بکشند.
الان می گویند در شهرهای بزرگ مثل اصفهان و مشهد دارند هتل هفت ستاره م

ی سازند. در حالی که در دنیا هتل هفت ستاره وجود ندارد و بیشتر پنج ستاره است. باید استعدادهای مناطق مختلف کشور را شناسایی کنند و از روستاها نیز باید شروع کنند و بعد بیایند به بخش و شهر و بعد شهرهایی مثل اصفهان و تهران که جای خود را دارند. تا الان دستگاه ها بودجه خود را صرف تحقیقات کرده اند. واقعا دیگر تحقیقات کافی است. الان باید امکانات بدهند.
فرض کنید همین کویری که گرمسار دارد و آن همه ظرفیت دارد یا بیابان لوت که گرمترین نقطه کره زمین است و تمام دانشمندان دنیا آرزو دارند به اینجا بیایند و چقدر منبع درآمد عظیمی است ولی امکانات کافی برای اقامت در آنجا وجود ندارد. مردم برای کویرنوردی به کرمان و شهداد سفر می کنند ولی یکسره باید به بیابان لوت بروند و برگردند. نه غذایی در آنجا هست و نه ماشینی دارد و نه امکاناتی دارد. در حالی که هر منطقه اقلا باید هتل وجود داشته باشد. در شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان، دریاچه نمک و کاروانسرای مرنجاب وجود دارد. فرماندار آن شهرستان از من دعوت کرد و به آنجا رفتم. گفتم شما باید در اینجا مرکزی درست کنید و هتل و ماشین و امکانات داشته باشد و رستوان بسازید و بیایید تور گردشگری ببرید و برای مثال، امروز صبح، گردشگران را از این مسیر ببرید و غذا هم در آنجا به آنها بدهند و شب برگردید و فردا هم مسیر دیگری ببرید.
خلاصه این که، ایران استعداد زیادی دارد. از نظر جاذبه توریستی و به خصوص جاذبه طبیعی بعد از آمریکا، ما هستیم. یعنی هیچ کشوری بیشتر از آمریکا و ایران، بیشترین زیبایی را از لحاظ زیبایی و ظرفیت ندارد. وقتی به طور طبیعی ما اینهمه استعداد داریم هزینه زیادی نخواهیم داشت. جاده و ماشین و امکانات می خواهد که گردشگران به این مناطق بروند. بنابراین باید به این مسائل رسیدگی شود. کشوری مثل اسپانیا، درآمد نفتی ندارد ولی میلیاردها دلار درآمد توریستی دارد. فرانسه هم همین طور است. ما هم در شب ها، کویر و بیابان مان زیبا است.
شب ها کسی به کنار دریا نمی رود یا شب ها کسی به جنگل نمی رود. بنابراین، باید در بیابان محلی درست کنند و ساختمان بسازند و ایوان بزرگ باید داشته باشد. تا صبح نسیم خنک کویر و بیابان را استشمام می کنند و ستاره ها را تا صبح می بینند. خنکی شب، گرمای روز را جبران می کند و بعد هم تا صبح باید بیدار بمانند مثل «گرند کنیون» آمریکا. میلیون ها توریست به آریزونای آمریکا می روند.
در آریزونا، رود کلرادو در طول میلیون ها سال دره عمیقی درست کرده است که آن را دره گرند کنیون نامیده اند. میلیون ها مسافر به آنجا می روند و تا صبح در آنجا بیدار می مانند. ما هم باید این نوع کارها را انجام دهیم. گردشگران گرمای روز را تحمل می کنند ولی در شب، نسیم خنک در بیابان می وزد و ستاره ها را می بینند و تا صبح بیدار می مانند. وقتی صبح، آفتاب می زند در آن زمان باید در کویر و بیابان عکس بگیرند.
بنابراین، ما همه چیز داریم. جنگل داریم. دریا داریم و می تواند توریست آبی به ایران بیاید. توریست اسکی می تواند بیاید. توریست آب می تواند بیاید. ما همه چیز در این مملکت داریم و هر زمان هم که توریست بیاید کشور ما برای او جاذبه گردشگری زیادی دارد.

No responses yet

May 30 2017

بازداشت 15 زن و مرد در یک پارتی در گرگان

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: دادستان گرگان از دستگیری ۱۵ زن و مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد وگفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

به گزارش میزان؛ دادستان گرگان از دستگیری ۱۵ زن و مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد وگفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

حجت الاسلام والمسلمین سید مصطفی حقی از دستگیری ۸ زن و ۷ مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد و گفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

وی گفت: در پی رصد‌های انجام گرفته از سوی پلیس، شب گذشته مکان برپایی پارتی در یکی از سفره خانه‌های سنتی اطراف شهرستان گرگان مورد شناسایی قرار گرفت و با صدور حکم قضائی، پلیس ۱۵ زن و مرد حاضر در پارتی را که در حال مصرف مشروبات الکلی و رقص وپایکوبی به صورت مختلط بودند، دستگیر کرد.

No responses yet

May 29 2017

گفت‌وگو با یک قاتل؛ همین روزها آزاد می شوم

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «کسانی این جا هستند به اسم “آدم‎خوار”. پرونده آن ها رنگارنگ است. هر کاری که فکرش را بکنی، کرده اند. همین الان که داخل‎ زندان هستند هم از هیچ کاری واهمه ندارند؛ از قتل بگیر تا هر کاری که ذهن آدم بتواند تصورش را بکند. خط قرمز ندارند. خود مرا می بینی؟ روی بازویم خال‏کوبی کرده ام “نو کیدز، نو وومن”(نه بچه ها نه زن‎ها). توی قاموس من ضعیف کشی نیست ولی آن ها به امثال من می خندند.»

از او خواسته بودیم با یک نفر که مرتکب قتل شده ولی ذاتا شرور نیست حرف بزنیم که قصه زندگی خودش را گفت در همین چند سطری که اول گزارش خواندید. از آدم های بی رحم هم گفت؛ آدم های بی رحمی که کنار او زندگی می کنند: «یک نفر این جا هست به اسم “کامی کامیون” که خیلی منفور بقیه زندانی ها است. نه کسی با او معامله می کند، نه کسی هم‎خرجش می شود. راننده کامیون بوده اما بعد از این که یک مهاجر به خواهرش تجاوز کرده، کینه به دل می گیرد و چند کارگر غیرایرانی را به یک بهانه می کشاند داخل کامیون گوشت. در را بسته، یخچال کامیون را روشن کرده و وسط بیابان رهایشان کرده است.»

شروع می کنیم به جست وجو در اینترنت درباره کامی کامیون. هیچ اطلاعاتی در مورد او نیست. می گوید قاتل خودش گفته هیچ کس از جریان کارش خبر ندارد. آن ها عمدا نگذاشته اند رسانه ای بشود چون نمی خواهند جو دشمنی با کشور همسایه را دامن بزنند.

قرار می گذاریم ساعت سه نیمه شب به وقت ایران زنگ بزنیم. اندرزگاه 2 زندان «قزل حصار» روزها ساکت است. زندانی ها تمام روز را می خوابند و شب که می شود، تا صبح بیدار می مانند. با این روش، بدون نظارت زندان‎بان روزگارشان بهتر می گذرد. دور هم جمع می شوند و دمی به دود می دهند. همه چیز هم یافت می شود؛ حتی «جرم» و «کراتم» و «مسکالین» که بیرونی ها هم به آن ها دسترسی ندارند.

زنگ که می زنیم، صدای ولوله می آید. آدم های آن سوی خط با هم حرف می زنند. تق تق قاشق و صدای شستن ظرف و ظروف به گوشم می رسد و یک نفر وسط آن هیاهو داد می زند: «حسن تشت لباس شویی زیر تختم را برگردان تا چپ و راستت نکرده ام!»

با وجود آن همه هیاهو، آقا مرتضی اما راحت و آسوده حرف می زند. هیچ احساس غمی لابه لای کلماتش نیست. مابین حرف هایش، با بی خیالی و لاابالی گری شروع می کند با این و آن حرف زدن و سوال و جواب کردن. می گوید همیشه این طور نبودم. روزهایی بود که از احساس گناه و ترس داشتم به جنون می رسیدم. هر جا می رفتم، خیال آن مرحوم با من بود.

یک زن مسیر زندگی او را تغییر داده بود. آن ها ساکن «مهدی آباد» کرج بودند؛ خودش و هفت خواهر و برادرش. جایی که همه جور خلاف کاری توی کوچه هایش وول می خورد؛ آدم هایی که روزهای ملاقات زندان قزل حصار، روز شادمانی آن ها است. وسط کوچه دور هم جمع می شوند و با ملاقات پدر و برادر و فرزندشان، یک کارناوال شادی راه می اندازند: «جزو اولین ساکنان مهدی آباد بودیم. محله لرها می نشستیم چون پدرم خرم آبادی بود. آن موقع جمعیت این جا هزار نفر هم نمی شد. حالا برای خودش شهری شده. خانواده زندانی های اعدامی و ابدی این جا زندگی می کنند تا به زندان نزدیک باشند.»

پدرش خرید و فروش مواد می کرده است: «معتاد به شیره و تریاک بود و هر روز بساط منقل و وافور راه می انداخت جلوی من و پنج برادر کوچک تر و یک دانه خواهرم. 12 سال پیش به جرم حمل مقدار قابل توجهی مواد مخدر دستگیرش کردند. تا مدت ها سایه اعدام بالای سرش بود اما مادرم می رفت خانه های مردم توی «کیان‎مهر» کلفتی. با پول کلفتی برای پدرم وکیل گرفت و با تلاش وکیل، اعدام پدرم شد حبس ابد. او هم همین جا است؛ سالن شش اندرزگاه افغان هایی که بیش ترشان مرتکب قتل شده اند و منتظر حکم اعدام هستند.»

«مرتضی» می گوید می خواست درس بخواند و به سرنوشت پدرش دچار نشود. صبح ها می رفته کارگری و عصرها مدرسه شبانه. او تنها فرزند پدرش بود که گاهی به ملاقاتش می رفت. یک بار حین همین رفت و آمدها، پدرش یک پاکت نامه می دهد و می گوید آقا «رسول»، هم‎بندی اش التماس دعا دارد که این نامه را برسانند دست خانواده. آدرس هم لای جوف نامه بوده. پرسان پرسان می رود تا خانه آقا رسول را پیدا کند: «همان جا بود که با “مرضیه” آشنا شدم؛ دختر آقا رسول. زیبا بود و کاری. این جا توی مهدی آباد رسم است که زندان باعث و بانی وصلت خیلی ها شده. این جا همه آدم هایش یک نقطه مشترک دارند و آن هم زندان است. من عاشقش شدم. هم پدرم به این وصلت راضی بود چون آقا رسول قلدر سالن شش بود و می توانست هوای پدرم را داشته باشد، هم خودم دل‎باخته شده بودم.»

مرضیه همه زندگی اش بوده. بعد از پا گذاشتن این دختر به زندگی او، همه چیز برایش معنا پیدا کرده است. می گوید همه کاری می کرده است برای رضایت خاطر آن زن ولی ناگهان فکر می کند مرضیه به او خیانت می کند: «شبانه روز نشسته بود به مردک پارچه فروش پیام می داد. ما وضع مالی خوبی نداشتیم. تازه یک مغازه کوچک خریده بودم؛ همان جا توی مهدی آباد. دم‎پایی پلاستیکی می فروختم. چه طورمی شود با ماهی 500 هزار تومان هی بروی طاقه طاقه پارچه ابرایشم بگیری و بیاوری؟ از این جا بود که فهمیدم این ها یک سر و سری با هم دارند. عاشق چشم و ابرویش نبود که پارچه گران قیمتش را در راه خدا بدهد به آن زن.»

مرتضی اشتباه می کرده. دادگاه بعد از تحقیقات مفصل متوجه شده که اصلا خیانتی در کار نبوده. حتی یک پیام کوتاه بین مرضیه و مقتول رد و بدل نشده بوده. مرضیه ماه به ماه و قسطی پول پارچه ها را می داده. مرتضی اما ول کن نبوده. پارچه فروش بی گناه را با 18 ضربه چاقو کشته بوده و بعد خواسته مرضیه را بکشد. زن چابک بوده و از دستش فرار کرده. شبانه بین خرابه های مهدی آباد دنبالش کرده. مرضیه کفش نداشته. تمام پاهایش خونی بوده و آخرش توی قبرستان همان حوالی، پلیس سر می رسد و نجاتش می دهد.

مرتضی دوست ندارد این بخش از داستان را بشنود. قبول ندارد این روایت را. می گوید دادگاه اشتباه می کند، مرضیه به من خیانت کرد: «از یک سال قبل که ماجرا را فهمیدم، شروع کردم به نزدیک شدن به پارچه فروش. اولش از سلام و علیک شروع شد ولی کم کم اعتمادش به من جلب شده بود. به بهانه این که برادرم چند قواره پارچه کشمیری از بندرعباس وارد کرده، او را کشاندم خانه. قبلش مرضیه را بسته بودم به یک صندلی توی زیر زمین. می خواستم شاهد مرگ عشقش باشد. بعدش هم می خواستم کار او را یک سره کنم. مردک التماس می کرد. می گفت اشتباه می کنم. جلوی چشم های مرضیه کاردآجینش کردم. وقتی رفتم سراغ مرضیه، او فرار کرده بود. مردک پارچه فروش نیمه جان بود که ولش کردم و دویدم دنبال مرضیه اما من را وسط قبرستان دستگیر کردند.»

حکم مرتضی قصاص است. می گوید بعد از قتل، زندگی او برای همیشه نابود شد. حتی یک شب نیست که سر راحت زمین بگذارد. مدام کابوس می بیند. همیشه قیافه مقتول جلوی نظرش است؛ وقت خواب، زمانی که حمام می کند، وقتی که تلویزیون می بیند: «زنم رفته دنبال رضایت خانواده شاکی. گفته هر جور شده رضایت شان را می گیرم. بعد از این ماجرا پشت سرم ماند. وکیل گرفت؛ درست مثل مادرم. حاضر نشد طلاق بگیرد. گفت طلاقم هم بدهی، من منتظرت می مانم تا برگردی. همین امروز و فردا است که بیایم بیرون. من که 10 سال عمرم سوخت اما شما برای خواننده هایتان بنویسید قتل جرمی است که برگشت ندارد. به هیچ قیمتی جان کسی را نگیرید. انگار که جان خودتان را گرفته اید. برای همیشه خودتان را می کشید. راه نجات هم ندارید. گیرم که مرضیه هم مرا از این دیوارها نجات بدهد، هیچ کس من را از کابوس آن مرد مرده نجات نمی دهد.»

رویای مرتضی برای آزادی شاید درست نباشد. یکی از زندانیان که واسطه تماس «ایران‎وایر» و مرتضی بود، می گوید: «آزادی کجا بود؟ زنش گفت دنبال رضایت شاکی ام و نیاز به پول دارم. مرتضی سند مغازه اش را کرد به نام مرضیه که برود و بفروشد و مثلا بدهد برای رضایت اما مرضیه همه چیز را فروخته و قاچاقی از مسیر کردستان از ایران خارج شده. نامه اجرای احکامش هم آمده. سه بار هم او را برده اند قرنطینه پیش از اعدام و برگردانده اند شاید رضایت بگیرد. همین روزها است که حکم آقا مرتضی را اجرا کنند.»

نخواستیم این بخش ماجرا را از آقامرتضی بپرسیم. نتوانستیم هم پی گیری کنیم از بس که پر از درد و زخم بود.

No responses yet

May 27 2017

دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

نوشته: در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: یادداشت اختصاصی دکتر ناصر فکوهی، انسان شناس

ایران همواره سرزمین فرهنگ‌ها، زبان‌ها، سبک‌های زندگی و تنوع بی‌اندازه ای از همه جنبه‌های فرهنگ بوده‌است و سیاست‌های گوناگون توانسته‌اند این تنوع را مدیریت کنند و هر وقت نتوانسته‌اند این کار رابکنند، کشور از دست رفته است.
دکتر ناصر فکوهی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مدیر موسسه “انسان‌شناسی و فرهنگ” در مطلبی برای عصرایران به موضوع نژادپرستی و تنوع فرهنگی در ایران امروز پرداخت.

متن کامل این متن در پی می آید:

از فرازهای سخنرانی پس از انتخابات آقای روحانی جمله ای بود که ایشان از وحدت ایران در قالب همگرایی همه قومیت‌های آن، با ذکر نام آن‌ها از جمله کردها، عرب‌ها، گیلک ها و مازنی ها و … آورده بودند.

این امر در راستای برنامه های دولت ایشان از دوره نخست بود و باید اذعان کرد که همانگونه که دولت ایشان وعده داده بود، برای نخستین بار تدریس زبان‌های قومی در برخی از مناطق مربوط آغاز شدند و اصل 15 قانون اساسی پس از ده‌ها سال و برغم فشار بسیار شدید از طرف پان‌ایرانیست‌ها و گروه‌های شوینیست و باستان‌گرای ضد‌انقلاب به اجرا در‌آمد. این رویکرد به حق، با پاسخ مثبتی از جانب همه هموطنان ما و از جمله در مناطق قومی روبرو شد که رای بالایی را به دولت جدید ایشان دادند و با اهداف انقلاب اسلامی تجدید عهد کردند.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

همین نکته البته درباره موضوع عدالت اجتماعی نیز مطرح بوده و هست. انتقادی که ما چندین بار از دولت نخست ایشان کردیم، آن بود که برغم همه نکات مثبت خود در حوزه اقتصادی، هنوز سیاست‌های نولیبرالی را در بسیاری از بخش‌ها پیش می‌برد در حالی که باید چرخشی اساسی در این زمینه به طرف شکل‌دادن به یک دولت رفاه برای همه ایارنیان در زمینه‌های بهداشت و آموزش و مسکن و مهار تورم در آینده انجام بگیرد، در خالی که اگر کمک هزینه‌ای هم داده می شود (یارانه) خاص اقشار فقیر باشد. اما در این یادداشت کوتاه فرصت پرداختن به این موضوع که در آینده به آن خواهیم پرداخت، نیست.

بحث ما در این یادداشت کوتاه، اشاره به موضوعی است که در حال حاضر شاید چندان برای دولت و برای مردم ما نگران‌کننده به نظر نرسد، اما چنین است و می‌تواند در آینده خطرات باز هم بیشتری را به همراه بیاورد: اقلیت‌های فرهنگی مذهبی ایران امروز در منطقه خاور‌میانه شاید از بالاترین حد از آزادی برخوردار باشند ولی هنوز راه زیادی برای رسیدن به موقعیتی آرمانی و قابل دفاع کامل در پیش داریم.

این امر را می‌توان هم در مورد اقلیت‌های غیر شیعی مسلمان گفت، هم درباره اقلیت‌های مذهبی غیر‌مسلمان. اقوام ایرانی، از این لحاظ نباید به مثابه «اقلیت» مطرح شوند زیرا ایران مجموعه‌ای از این اقوام است و چیزی خارج از اقوام و زبان‌های ایرانی این کشور را نمی سازد و هیچ سلسله‌مراتبی در یک جهت یا در جهت دیگر قابل قبول نیست.

از این لحاظ باید روشن باشد که دفاع درست و به حق ما از زبان فارسی به مثابه یک زبان ملی و بین المللی به معنی دفاع ما از قومیتی با عنوان «فارس» و از آن بی معنا تر «نژاد»ی به نام «آریایی» که هیچ کدام وجود خارجی به معنای جدید و علمی کلمه ندارند، نیست. اولا آنچه در ایران «قوم فارس» نامیده شده، برخلاف نظری رایج شده به وسیله مستشرقین، فاقد اولین مشخصات قومی از لحاظ انسان شاختی است مثل حتی نام «فارس» ها، که خودشان نیز خود را فارس خطاب نمی کنند (کاری که دیگر اقوام می کنند زیرا مبنایشان زبانی است)، نه اسطوره شناسی فارس وجود دارد و نه زبان فارس، و غیره.

آنچه قوم فارس نامیده می شود در واقع ترکیبی از جمعیت های بسیار گوناگون پارسی زبان است که در گویش های بسیار متفاوت وجود دارند، گویش هایی گاه چنان متفاوت که برای یکدیگر غیر قابل درک هستندو این ربطی به زبان فارسی ندارد. اما «نژاد» نه تنها مفهوم نژاد یعنی شباهت های جسمانی و روانی افرادی که در یک پهنه زندگی می کنند به طور کامل منسوخ و از لحاظ علمی بی پایه است، مفهم «آریایی» نیز که «ایران» احتمالا از آن آمده است، اشاره به گروه قومی، جمعیتی یا مردمی خاصی نداشته است هر چند به تعبیر برخی از ایرانیان از جمله گراردو نیولی این واژه برای ساکنان این پهنه معنایی «قومی» هم داشته است. اما باز هم «قومی» بودن در معنای امروزین انسانشناختی مورد تردید بسیار است . این واژه به نظر نامی عام و صفتی است به همان معنای «نجیب» که در برخی از زبان های باستانی آن منطقه در حدود هزاره دوم پیش از میلاد رایج بوده است.

به عبارت دیگر این‌ها اقوام و مردمانی بوده اند مختلف و «نجیب» (معنای اصلی آریایی) که از هزاران سال پیش به این سو به تدریج در این پهنه، «پهنه انسان‌های نجیب»، ساکن شده‌اند و به اقوام و ادیان گوناگون تعلق داشته اند؛ از لحاظ ژنتیک هم یکدست بودن ساکنان این پهنه یا هر پهنه دیگر انسانی به صورت مطلق سخن بی ربطی است. اما زبان فارسی را نیز باید محصول تلاش بیش از یکصد سال معاصر ایرانیان و تلاش بیش از هزارسال ِ شاعران و نویسندگان ایران از همه اقوام آن بوده است و به همه آنها تعلق دارد.

افتخار ما از لحاظ سیاسی امروز آن است که گاه برای مثال در مورد اقلیت های دینی غیرمسلمان، آنها از لحاظ رقم بسیار کوچک هستند، اما پیشینه دراز مدت در کشور ما داشته و همگی خدماتی تاثیر گزار در ساختن تاریخ و فرهنگ کشور ما در کارنامه خود دارند و به همین ترتیب نیز از حق نماینده داشتن در مجالس قانونگذاری ما برخوردارند.

همه این گروه‌های بزرگ کوچک در کنار همه مردم ایران، همگی خود را جزئی تفکیک ناپذیر از ایرانیان در وحدت ملی‌شان می دانند و در وفاداری آنها به این پهنه و در پیشینه آنها در دفاع از کشور در دوران دفاع مقدس کم ترین شکی نمی‌توان روا داشت. این نکته‌ای است که به درستی از طرف رئیس جمهور محترم مطرح شده است.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

اما متاسفانه همزمان با این سخنان، برخی از روزنامه‌های موسوم به اصلاح طلب، همچنان ستون های خود را در اختیار افراد و گرایش‌های خطرناک پان‌ایرانیست، ضد‌ملی، ضدانقلاب، شووینیست، نژادپرست و رسما باستان‌گرا قرار می‌دهند که در حال شکل‌دادن به نسل جدیدی از پان‌ایرانیست‌های فاشیست در ایران هستند. از مشخصات اصلی این گروه‌ها اینکه خود را به دروغ خود را کاملا نسبت به قدرت مرکزی وفادار نشان می‌دهند، اما با گستاخی و وقاخت تمام، انگشت اتهام را به سوی اقوام ایرانی به خصوص عرب های ایران می‌گیرند و به برخی گرایش های نژادپرستانه در نزد آدم‌هایی عقب‌مانده و بی‌فرهنگ از دو طرف در این زمینه دامن می‌زنند.

در نتیجه، دائما بحث هایی انحرافی را پیش می‌کشند که گویی در جنگ تحمیلی، مساله، نه تجاوز یک قدرت دیکتاتوری و منفور بعثی به ایران به مثابه یک کشور مستقل و چند‌فرهنگی بوده، بلکه ما با نمونه‌ای جدید از جنگ میان «عرب ها» و «پارسیان» روبرو بوده‌ایم. سخنی که دقیقا به وسیله صدام در تمام طول جنگ‌تحمیلی مطرح شده‌بود. چنانکه دائما از خیالاتی انحرافی و حوادثی تاریخی چون «قادسیه» سخن می‌گفت تا «برتری عرب بر عجم» را به عنوان هدف اصلی جنگ مطرح کند.

این در حالی بود که در ایران هرگز گفتمان رسمی به طرف استفاده از بحث‌های انحرافی نژاد‌پرستانه نرفت و در این رویداد بزرگ، عرب‌های خوزستان از بزرگترین مدافعان کشور بودند و لحظه ای در ذهن و رفتار خود تردیدی در دفاع از کشور خویش نشان ندادند: هزاران تن از این جوانان شهید شدند تا از ایران و پایندگی و آینده آن دفاع کنند. برای این جوانان لحظه ای جنگ به معنای جنگ «فارس و عرب» نبود.

اما متاسفانه برخی روزنامه های اصلاح طلب در روزهای اخیر و البته پیش از آن، بار دیگر همچون سال های گذشته که نظریه مطرود «اسلام ایرانی» در نمونه دولت های نهم و دهم مطرح شد، شروع به ارائه تزهای باستان‌گرایانه کرده اند و زبان عربی و برخی مطالبات شهری مثلا برای نامگذاری خیابان‌ها را – که خود بحثی جداگانه و مفصل را می‌طلبد – بهانه‌ای کرده‌اند که به هموطنان عرب تبار ما حمله کنند.

این کار بارها و بارها تاکنون در رسانه‌های کشور انجام شده است و توهین‌های قومی و زبانی و نژادپرستانه از سوی مجریان، برنامه نویسان، طنزنویسان و … مطرح شده است و هر بار بسیاری از روشنفکران و دانشگاهیان ناچار به دخالت شده اند تا بگویند که زبان، فرهنگ، لباس، آشپزی، فرهنگ زندگی روزمره، مناسک، سبک‌های زندگی و هزاران هزار جلوه دیگر از زندگی مردم ما با تنوع عظیمی که دارند، برای ما یک شانس بزرگ است که باید قدر این نعمت را بدانیم و اینکه ما فرهنگ های گوناگون، بیش از 50 زبان و صدها گویش داریم، اینکه سنت‌های ما در بخش‌های مختلف کشور چنین رنگارنگ و غنی هستند یک شانس است که هر کشوری از آن برخوردار نبوده و اگر هم بوده توان مدیریتش را نداشته‌است.
دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی

ما از لحاظ تاریخی هم همواره چنین بوده ایم و هم تقریبا همواره قادر به مدیریت این موقعیت به سود همه ساکنان این پهنه و آینده آنها. اینجاست که باید دولت آینده از چالشی بزرگ در برابر خود و خطری که همه ما را تهدید می‌کند، برحذر باشد و هر چه زودتر در برابر گرایش‌های پان‌ایرانیستی و باستان‌گرا در هر رده و از جانب هر کسی مطرح شود و البته از طرف دیگر با هر‌گونه تمایلات قوم گرایانه و ضد‌ملی و واگرایانه جلوگیری و برخورد کند. اما اعتماد ما با توجه به تاریخ این پهنه بسیار بیشتر به اقوام این کشور است که در طول هزاران سال نشان داده اند به آن پایبند هستند تا به افرادی که خود را به اصطلاح «متخصص»، «نخبگان فکری» و «روشنفکران» و «دانشگاهیان»ی معرفی می‌کنند که بیشترین گسست را با مردم دارند و خود را تافته جدا بافته می‌دانند و می‌خواهند برای مردم تعیین تکلیف کنند و با پناه گرفتن دروغین زیر تظاهر به حمایت‌شان از دولت مرکزی، در واقع این دولت را به سوی تخریب خودش هدایت ‌کنند.

باستان‌گرایی، همواره جز خیانت و سرسپردگی به قدرت‌های بیانه کاری در این کشور نکرده، هرگز در ایران هیچ شانسی نداشته و هرگز شانسی نخواهد داشت. ایرانی که باستان‌گرایان از آن صحبت می‌کنند هرگز در هیچ زمانی در کشور ما وجود نداشته‌است و به شهادت بزرگترین ایران‌شناسان جهان، چیزی نیست جز ملغمه‌ای از نداشتن دانش نسبت به جهان باستان و تاریخ ایران و تمایلات راست سیاسی و خودباختگی دربرابر قدرت های بیگانه‌ای که دائما عصر طلایی پیش از انقلاب به ویژه دوره پهلوی اول را در زرورقی دروغین برای مردم ما به نمایش می گذارند.

ایران همواره سرزمین فرهنگ‌ها، زبان‌ها، سبک‌های زندگی و تنوع بی‌اندازه ای از همه جنبه‌های فرهنگ بوده‌است و سیاست‌های گوناگون توانسته‌اند این تنوع را مدیریت کنند و هر وقت نتوانسته‌اند این کار رابکنند، کشور از دست رفته است.

گمان ما بر آن است که دولت آقای روحانی که همان گونه که خود در سخنرانی پس از انتخاباتشان گفتند بر وحدت کامل کشور به توان همه فرهنگ‌ها و اقوامش تاکید کردند، انجام دادند، باید بتواند با این گرایش‌های خطرناک و ضد‌انقلاب و تخریب‌گر که به دیگران از جمله به طرفداران دفاع از فرهنگ مردم عرب‌ تبار ایران تهمت «بعثی بودن» می‌زنند، برخورد کند.

انتشار چنین مطالبی در مطبوعات ما و بازتاب سخنان نژاد‌پرستانه یا قوم‌پرستانه در همه رسانه‌های ما باید، همچون همه کشورهای پیشرفته جهان، ممنوع و شامل مجازات‌های عمومی باشند. البته افرادی که این سخنان را بر زبان می‌آورند اغلب خود، افرادی خُرد و آنقدر حقیر و رسوا هستند که کمترین ارزشی برای پرداختن به آنها وجود ندارد، اما به این افراد نباید اجازه داد به هیچ یک از اقوام ما توهین کنند زیرا این گونه رفتارها خاصیت سرایت دارند.

این امر به خصوص درباره عرب‌های ایرانی که از محروم‌ترین و همچنین وفادارترین و صبورترین مردم ایران هستند صادق است؛ آنها بودند که در جنگ تحمیلی جان و مال و شهرهای خود را از دست دادند و امروز هم برغم سخت‌ترین شرایط اقلیمی و عدم رفاه، یک لحظه دست از حمایت از دولت وانسجام ملی برنداشته‌اند و هرگز اجازه نداده‌اند دشمنان این کشور از سختی‌های آنها برای منافع خود سودی به دست بیاورند و علیه دولت مرکزی تحریکشان کنند رفتار انتخابی این مردم در انتخابات اخیر خود گویای این امر بود.

حال اینکه برخی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب خواسته باشند به بهانه پیروزی آقای روحانی راه را برای نژاد پرستی و بیگانه پرستی که به ظاهر متناقض می آیند اما در واقع دست در دست یکدیگرند، باز کنند، اینکه گروهی خواسته باشند به بهانه مقابله سیاسی ما با دیکتاتورهای فروپاشیده‌ای چون رژیم صدام جنایتکار که بیشترین جنایات را در حق مردم عرب و کُرد کشور خود مرتکب شد و اتفاقا بسیار به ایدئولوژی آنها نزدیک بود تا به بحث ما، و یا دیکتاتورهای جنوب خلیج فارس، که بدترین فشار را در درجه اول به مردم عرب خود وارد می کنند؛ اینکه گروهی خواسته باشند از این موقعیت‌ها که باید با صبوری و اعتدال و به سود مردم همه کشورها و نه به سود قدرت‌های جنگ طلب بزرگ، حلشان کرد، عرب ستیزی و نژادپرستی را در کشور ما رواج دهند، کاری است خطرناک؛ و بیش از همه خطرناک برای دولتی که توانسته است به یکی از بالاترین آرای عمومی در تاریخ معاصر ایران برسد و از حمایتی چنین گسترده در میان مردم ما برخوردار شود.

پیش از آنکه چنین افکاری فرصت کنند در زمینه‌ای مسموم و به خصوص از طریق روشنفکرانی که در اصل، از ابتدا و همیشه باستان‌گرا و سلطنت‌طلب بوده و هستند و قهرمان و چهره تاریخی بت واره‌شان، رضا خان قلدر و بی رحم و جنایتکار و سیاست‌های قومی او در دوران دیکتاتوری‌اش در ایران بود، به دیگران سرایت کنند، باید از نفوذ آنها در رسانه‌ها، گفتمان‌های رسمی و غیررسمی و در دستگاه‌های اجرایی و فکری کشور جلوگیری کرد.

دکتر ناصر فکوهی
استاد دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ

No responses yet

May 21 2017

هشدار سه نماینده مجلس درباره افزایش کودک‌فروشی در ایران

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر

رادیوفردا: سه نماینده مجلس روز شنبه، ۳۰ اردیبهشت، در مورد «گسترش پدیده خرید و فروش کودکان در ایران» هشدار دادند و خواستار افزایش مجازات‌های قضایی در این زمینه شدند.

این سه نماینده در مصاحبه با خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس، خرید و فروش کودکان را عملی «مجرمانه» دانستند و خواستار تشدید مجازات‌های بازدارنده در این مورد شدند.

محمدعلی پورمختار٬ عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، گفت که «خرید و فروش نوزادان خلاف شرع و غیرقانونی است و بر همین اساس در قوانین هم منع شده است.»

↯​برای دریافت تازه‌ترین خبرها به تلگــــرام رادیو فردا بپیوندید

آقای پورمختار همچنین از بررسی لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس خبر داد که مجازات عاملان خرید و فروش کودکان را «تشدید و سنگین‌تر» می‌کند.

وی اضافه کرد: در این لایحه «علاوه بر تعیین مجازات کیفری، مجازات محرومیت‌های اجتماعی و جزای نقدی» هم پیش‌بینی شده است.

آن‌ طور که این نماینده مجلس گفته است، در این لایحه «پیش‌بینی شده علاوه بر خریدار و فروشنده نوزاد در بیمارستان با پرسنل و مدیریت بیمارستان»‌های متخلف نیز برخورد شود.

محمد کاظمی٬ نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، هم گفت که در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان برای خرید و فروش کودکان، مجازات دو تا پنج سال حبس در نظر گرفته شده است.

به گفته آقای کاظمی، «در جریان بررسی و رای گیری مفاد این لایحه در این کمیسیون، پیشنهادات دیگری در خصوص تشدید مجازات خرید و فروش کودکان را ارائه خواهیم کرد.»

لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در حال حاضر در دستور کار کمیسیون قضایی و حقوقی قرار دارد.

یحیی کمالی‌پور٬ دیگر نماینده مجلس، هم در همین ارتباط گفت که «مجازات خرید و فروش کودکان در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان تشدید شده است».

آقای کمالی‌پور افزود: در این لایحه «ساز و کارهای مناسبی برای برخورد با والدینی که کودکان خود را در معرض فروش قرار می‌دهند، تعبیه شده است.»

به گفته وی، بر اساس یکی از مفاد این لایحه، «در صورتی که والدین یا نهادهای حمایتی تعمدا اقدام به فروش کودکان کنند هم ضمن برخورد قانونی٬ از مسئولیتی که عهده دار بودند هم سلب می‌شوند.»

پیشتر بهمن طاهرخانی٬ عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، در بهمن سال گذشته گفته بود «کودک‌فروشی» در ایران به «تجارت» تبدیل شده است.

بر اساس گزارش برخی از رسانه ها در ایران، «نوزادفروشی» به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده و برخی خانواده‌ها در ازای دریافت میلیون‌ها تومان، نوزاد یا نوزادان خود را به متقاضیان واگذار می‌کنند.

تیرماه سال گذشته نیز شهیندخت مولاوردی٬ معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده گفته بود آمار نوزادان فروخته شده در شکم مادر «زیاد» است و «فقر» یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش این پدیده اجتماعی در ایران محسوب می‌شود.

او از «فقر اقتصادی»، «فقر فرهنگی»، «اعتیاد»، «کارتن‌خوابی» و «ازدواج کودکان» از مهم‌ترین عوامل «نوزادفروشی» در ایران نام برده بود.

No responses yet

May 10 2017

هجوم مردم به مواد غذایی در میناب

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر


رادیوفردا: هجوم مردم در میناب برای بردن کالا و مواد غذایی

پرویز پرستویی، بازیگر سینما، روز دوشنبه ویدئویی مربوط به شهرستان میناب در استان هرمزگان را در صفحه اینستاگرام خود قرار داد که به صحنه دفن کالاهایی توسط مأموران در این شهرستان مربوط می‌شود.

پرویز پرستویی دربارهٔ این صحنه نوشت: «در شهر میناب، مسئولان، کالای قاچاق را بردند که معدوم کنند، مردم فقیر و گرسنه به آن حمله کردند.»

در همین رابطه نیز، باشگاه خبرنگاران جوان در خبری در کنار این ویدئو دربارهٔ آن این‌گونه توضیح داد که «چندی پیش یک کامیون حامل مواد فاسد برای دفن در میناب حاضر شد که مورد حمله گرسنگان قرار گرفت و به غارت رفت. لودری که برای دفن مواد غذایی فاسد در محل حاضر شده بود کنار کشید تا مردم فقیر سر مواد آمدند و آنها را با رضایت با خود بردند.»

No responses yet

« Prev - Next »