اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'خاورمیانه' Category

May 29 2015

داعش دیگر چیزی برای افزودن به پیروزیهای خود ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: “دولت اسلامی” قدرت و جاذیه اولیه خود را از دست داده است. در سوریه گروه‌های رقیب داعش با دریافت سلاح و تجهیزات نظامی موقعیت خود را تقویت می‌کنند. داعش تنها در قلمروی زیر کنترل خود قدرت مانور و عمل دارد. تحلیلی از رویترز:

خبرگزاری رویترز در تحلیلی کوتاه نوشته است، نشانه‌های زیادی حاکی از آن است که گسترش قلمرو حاکمیت گروه “دولت اسلامی” در عراق و سوریه به نهایت خود رسیده و این گروه دیگر چیزی برای افزودن بر متصرفات این گروه ندارد.

هر چند داعش اخیرا شهر پالمیرا در مرکز سوریه را به تصرف خود درآورد، اما “هاله‌ی شکست‌ناپذیری” آن ماه‌ها پیش در شکست آنها در تصرف شهر کوبانی در شمال سوریه از بین رفت.

اکنون این کردهای شمال سوریه هستند که به سوی قلمروی حاکمیت “دولت اسلامی” در حال پیشروی‌اند و مسیر اصلی منتهی به شهر رقه، پایتخت غیررسمی “دولت اسلامی” را آزاد کرده‌اند.

در عراق نیز پیشروی نیرو‌های وابسته به گروه “دولت اسلامی” پس از تصرف مناطق سنی‌نشین و آماده‌شدن شبه‌نظامیان شیعه به تهاجم متقابل علیه آنها، کند شده است. اما تبلیغاتچی‌های داعش مشغول بزرگنمایی پیروزی‌های اخیرشان در تصرف پالمیرا در سوریه و شهر رمادی در عراق هستند. این محاسبه استراتژیک داعش که این دو پیروزی را برای به راه‌انداختن حمله‌ای دیگر مبنا قرار دهند، محل تردید است.

در سوریه گروه‌های سنی رقیب، رهبری گروه “دولت اسلامی” در مبارزه علیه رژیم بشار اسد را روز به روز بیشتر به چالش می‌کشند. این گروه‌های سنی رقیب طیف وسیعی را از جبهه نصرت گرفته تا ملی‌گرایان سکولار شامل می‌شود. این گروه‌ها ادعا نمایندگی انحصاری دینی از سوی “دولت اسلامی” را رد می‌کنند.

بیشتر بخوانید: مجموعه مطالب در باره “دولت اسلامی”

در اوایل ظهور “دولت اسلامی”، زمانی که این گروه در حال پیشروی در عراق بود، برای مدتی چنین به‌نظر می‌رسید که دیگر گروه‌های مسلح سوری در حال از دست دادن اهمیت و اعتبار خود هستند. زیرا “دولت اسلامی” سلاح‌ها و تجهیزاتی را از ارتش عراق به غنیمت گرفته بود که دیگر گروه‌های رقیب فاقد آن بودند.

اما گروه‌های رقیب اکنون از سوی دولت عربستان سعودی و احتمالا حتی ترکیه، سلاح و تجهیزات دریافت می‌کنند. افراد مسلح این گروه‌ها در هفته‌های اخیر به موفقیت‌های چشم‌گیری در برابر نیروهای وفادار به رژیم بشار اسد به دست آورده‌ و وجهه خود را در میان مردم بالا برده‌اند، در حالی که شبه‌نظامیان داعش اغلب با موانع فزاینده روبرو می‌شوند.

موقعیت “دولت اسلامی” در عراق

در عراق نیز وضعیت “دولت اسلامی” بدتر شده است. هرچند شبه‌نظامیان این گروه تروریستی پیشروی ارتش عراق در مناطق غرب این کشور را بدون زحمت زیاد دفع کردند، اما این هدفی که داعش برای خود تعیین کرده، بسیار دور از دسترس است.

شهر سامرا توسط داعش تصرف و حرم حسن عسکری، یکی از امامان شیعه را در این شهر تخریب کردند. این اقدام منجر به افزایش شمار داوطلبان شیعه شده که توسط افسران سپاه پاسداران ایران برای جنگ علیه داعش آموزش داده شده و هدایت می‌شوند.

حتی در میان اهل سنت عراق نیز داعش با مخالفت و مقاومت روبروست. علت آن رفتار تند و بی‌رحمانه نمایندگان “دولت اسلامی” و به راه انداختن اعدام‌های دسته‌جمعی و آزار و شکنجه و ایجاد وحشت در میان مردم است.

در منطقه سنی‌نشین دره فرات، صدها نفر از ریش‌سفیدان و سران قبایل توسط داعش به قتل رسیده‌اند. برای بسیاری از ناظران قابل ‌تامل است که بسیاری از سنی‌ها آماده رفتن سلطه شیعیان “نامحبوب” هستند تا زیر فرمان شبه‌نظامیان “غیرقابل‌پیش‌بینی” دولت اسلامی قرار نگیرند.

مایکل نایتس یکی از کارشناسان “موسسه واشنگتن” به خبرگزاری رویترز گفته است، داعش الان در وضعیتی است که تنها در قلمروی زیر کنترل خود قدرت مانور و عمل دارد و دیگر آن نفوذ و جاذبه سابق را از دست داده است.

اما یکی از شبه‌نظامیان “دولت اسلامی” که خبرگزاری رویترز تلفنی با او گفت‌وگو کرده روایت کاملا دیگری از موقعیت “دولت اسلامی” دارد. او می‌گوید: «تصرف پالمیرا خیلی مهم بود تا نشان دهد که “دولت اسلامی” همچنان قوی‌ترین و جذاب‌ترین گروه مخالف در سوریه است.»

این عضو داعش ادعا کرده که افراد جدیدی به این گروه خواهند پیوست زیرا آنها دریافته‌اند که “دولت اسلامی” از حقانیت برخوردار است و به همه وعد‌ه‌های خود عمل کرده و عزت آنها را به آنها بازمی‌گرداند.

No responses yet

May 28 2015

اعدام چند ایرانی در آمفی تئاتر پالمیرا توسط داعش

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: افراد اعدام شده از ایران و افغانستان در جنگ سوریه در صف نیروهای دولتی در حال جنگ با داعش بودند.
داعش تعدادی از شهروندان ایرانی را در سوریه اعدام کرد.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری ها، داعش در منطقه باستانی تدمر (پالمیرا) شماری از اسرای در اختیار خود را در مراسم علنی اعدام کرد. این اسرا از کشورهای ایران، افغانستان و افرادی از اعضای ارتش و گروه های نظامی حامی دولت سوریه بودند.

افراد اعدام شده از ایران و افغانستان در جنگ سوریه در صف نیروهای دولتی در حال جنگ با داعش بودند.

هنوز مقامات وزارت خارجه ایران و سوریه درباره این خبر واکنشی نشان نداده اند.

محوطه آمفی تئاتر شهر تاریخی پالمیرا (تدمیر) سوریه محل اعدام علنی چند ایرانی به دست داعش
داعش هنوز پالمیرا را تخریب نکرده است (+عکس)

سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه اعلام کرد: گروه مسلح دولت اسلامی (داعش) روز چهارشنبه 20 مرد را با حضور شماری از اهالی در میدان آمفی تئاتر شهر باستانی را با شلیک گلوله اعدام کرد. اتهام این افراد، شیعه یا مسیحی بودن و جنگ در صف ارتش سوریه بود.

هویت دقیق اسرای ایرانی و تعداد آنها مشخص نشده است.

30 هزار خارجی از 100 کشور در داعش

30 هزار نفر از 100 کشور عضو داعش هستند.

به گزارش عصرایران به نقل از شبکه اسکای نیوز عربی، براساس گزارش منتشر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد حدود 30 هزار جنگجوی خارجی در داعش فعالیت می کنند. این افراد از 100 کشور جهان از جمله کشورهای به دور از فعالیت های گروه های تروریستی مانند شیلی، فنلاند و جزایر مالدیو هستند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار است روز جمعه گزارشی را درباره جنگجویان تروریست خارجی را بررسی کند.

این نخستین گزارش در نوع خود است که درباره موضوع جنگجویان تروریست خارجی در سازمان ملل مطرح می شود.

این تروریست های خارجی در کشورهایی مانند افغانستان، سوریه، عراق و لیبی حضور دارند

No responses yet

May 27 2015

«جنگ‌های نیابتی» و تهدید امنیت ملی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط رضا تقی زاده

اظهارات ابهام‌برانگیز اخیر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مبنی بر اینکه «مسئولان سفیه منطقه در صدد‌ هستند جنگ‌های نیابتی را به مرزهای ایران بکشانند» را می‌توان نقطه آغاز تحولی حساس و بالقوه خطرناک در متغیر‌های امنیت ملی ایران تلقی کرد.

اظهارات رهبر جمهوری اسلامی در سایه چهار رویداد به ظاهر متفاوت، حساسیت تحولات پنهانی و تاثیر گذار بر شرایط برون مرزی و اوضاع امنیتی ایران را آشکار‌تر می‌سازد.

نخستین رویداد انعکاس گسترده مخالفت نظامیان و رهبر جمهوری اسلامی با بازدید نمایندگان آژانس انرژی اتمی از مراکز نظامی ایران در کنار اعلام خودداری از دادن اجازه بازجویی از دانشمندان اتمی در رسانه‌های غربی به‌خصوص آمریکایی بود.

رویداد دیگر تهدید یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه و دستیار کنونی رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی بود، بر این منوال که: «صهیونیست‌‌ها و آمریکایی‌‌ها از قدرت ایران و حزب‌الله آگاه هستند و می‌‌دانند بیش از ۸۰ هزار موشک آماده شلیک به تل‌آویو و حیفا و با خاک یکسان کردن آن‌ها است.»

سومین تحول پذیرایی هیئتی از طالبان به ریاست طیب آغا چهره شناخته شده طالبانی در تهران و ابراز بی‌اطلاعی محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت ایران، از انجام این سفر بود.

چهارمین تحول تحکیم مواضع داعش در «رمادی» مرکز «انبار» بزرگ‌ترین استان عراق و متصل ساختن سرزمین‌های تحت کنترل داعش از خاک عراق تا شمال و شرق سوریه است. در فاصله یک هفته پس از اعمال کنترل داعش بر مرکز استان انبار، شیعیان عراق که گفته می‌شود از سوی ایران تجهیز و هدایت می‌شوند، در کنار ارتش عراق عملیاتی را برای عقب راندن نیروهای داعش از الرمادی آغاز کردند.

بر اساس گزارش‌هایی که مورد تائید دولت عراق نیز قرار گرفته در حال حاضر نزدیک به ۳۰ هزار نظامی شیعه مورد حمایت ایران در حوالی انبار مستقر شده‌اند اما پیشرفت آن‌ها به سوی رمادی بسیار کند بوده است؛ تکرار آنچه در محاصره یک ماهه تکریت نیز تجربه شد و تا زمان آغاز حملات هوایی آمریکا علیه مواضع داعش در استان صلاح الدین ادامه یافت.

آرامش نسبی مرزهای ایران

طی پنج سال گذشته و از زمانی که تغییرات موسوم به بهار عربی در منطقه شکل گرفت مرزهای ایران از آرامش نسبی برخوردار بوده‌اند.

آغاز مذاکرات اتمی جمهوری اسلامی با آمریکا نوید ایجاد تعادل بیشتر در مناسبات خارجی و ثبات در معادلات امنیت ملی ایران را می‌داد.

اما تحولات اخیر مرتبط با ایران که با سرعت و همزمان صورت می‌گیرند، با افزایش مداخلات نظامی برون مرزی جمهوری اسلامی به خصوص در یمن و عراق، قرار گرفتن کشور در وضعیت بغرنج و حرکت در مسیری علامت گذاری نشده را اجتناب ناپذیر خواهد ساخت؛ آنچه که رهبر جمهوری اسلامی نیز بدون اشاره به دلایل اصلی، با مطرح ساختن احتمال کشیده شدن جنگ‌های نیابتی به مرزهای ایران نسبت به آن هشدار داده است.

در صورت کشیده شدن «جنگ‌های نیابتی» به مرزهای ایران، تلاش‌های دولت روحانی در انجام مذاکرات اتمی و نتایج آن نیز می‌تواند در خطر خنثی شدن قرار گیرد.

ابراز بی‌اطلاعی سخنگوی دولت روحانی از سفر هیات نمایندگی طالبان به تهران نه نشانه بی‌اطلاعی او از انجام دیدار یاد شده، که نشانه نارضایتی دولت از اقدامات موازی و تحریک آمیز در درون هیئت حاکمه است-ظاهرا مسئولیت صدور روادید و کنترل مرز‌ها (فرودگاه‌ها) همچنان با دولت است و سخنگوی دولت نمی‌تواند از موضوع بازدید یک هیئت خارجی از کشور بی‌اطلاع بماند.

نگرانی در مرزهای غربی کشور

بدون شک اظهارات مبهم خامنه‌ای در مورد جنگ‌های نیابتی متوجه مرزهای غربی ایران (عراق) است و نه مرزهای مشترک با افغانستان و پاکستان.

تصرف مرکز استان انبار از سوی داعش، جمهوری اسلامی را نگران تهدید شدن رژیم بشار اسد در دمشق و تا حدودی نگران تحت فشار بیشتر قرار دادن دولت حیدر عبادی در بغداد ساخته است. درصورت سقوط اسد، وضعیت شیعیان تحت حمایت ایران در لبنان به شدت تغییر خواهد کرد.

ظاهرا قرار گرفتن مناطق نفوذ جمهوری اسلامی در سوریه و عراق تحت فشار‌های تازه، و همچنین افزایش اقدامات تهاجمی عربستان در یمن، جمهوری اسلامی را نگران ساخته و مسئولان نظامی و امنیتی کشور را به حرکت مهره‌هایی در مرزهای شرقی ایران واداشته است.

در این چارچوب دعوت و پذیرایی از طالبان در تهران را می‌توان تهدید به جنگ نیابتی علیه آمریکا و دو کشور افغانستان و پاکستان که جمهوری اسلامی مدعی داشتن مناسبات دوستانه با آن‌ها است، تلقی کرد.

اگر چه هنوز واکنش رسمی از سوی دولت‌های پاکستان و افغانستان و یا واشنگتن نسبت به دیدار هیئت طالبان از تهران در رسانه‌ها انتشار نیافته اما باید انتظار داشت که این رویداد از سوی منابع رسمی با مسئولان جمهوری اسلامی در میان گذاشته شده باشد.

گسترش تعهدات

طی هفته‌های اخیر، ضمن ادامه روند مذاکرات اتمی با آمریکا و گروه ۱+۵ لحن مسئولان نظامی و رهبر جمهوری اسلامی به خصوص در رابطه با مسائل برون مرزی بسیار تند‌تر از پیش شده است.

بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی، به خصوص عوامل نظامی و امنیتی با انجام مذاکرات اتمی در مسیر جاری موافق نیست.

این بخش از حاکمیت به دلیل در اختیار داشتن قدرت سیاستگذاری در امور نظامی و امنیتی قادر به دور زدن دولت در انجام اقداماتی است که می‌تواند اثر وضعی بر امنیت ملی ایران داشته باشد.

سیاست‌ها و اقدامات این گروه به خصوص در رابطه با یمن، عراق و سوریه طی ماه‌های اخیر با شکست‌های موضعی مواجه شده است. بازگشت دادن هواپیمای حامل کمک‌های ایران از مرزهای یمن و تخلیه بار کشتی ایرانی نجات در جیبوتی نمونه‌ای است از این شکست‌ها.

در صورت طراحی محاسبه نشده حرکت‌های تازه در مرزهای شرقی ایران، به تلافی عقب رانده شدن در مواضع دیگر، حفظ امنیت در مرزهای غربی کشور دشوار‌تر از پیش خواهد شد. این خطری است که رهبر جمهوری اسلامی در مورد آن هشدار می‌دهد، آما از ذکر عوامل اصلی محرک و زمینه ساز خطر، خودداری می‌ورزد.

—————————

یادداشت‌ها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و نه بازتاب دیدگاه‌های رادیو فردا.

No responses yet

May 24 2015

دهشیار: تحولات جدید منطقه، قدرت سعودی را افزایش داده است / رقبای عربستان در مضیقه مالی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

خبرآنلاین: بین الملل > خاورمیانه – حسین دهشیار در کافه خبر استدلال می کند عربستان به دلیل برخورداری از دلارهای بی پایان نفتی و همچنین حمایت های بی دریغ آمریکا، صاحب قدرت بیشتری نسبت به قبل شده است در حالیکه رقبای سعودی در منطقه هیچ یک از این دو را ندارند.

سعید جعفری پویا

در چند دهه اخیر تحولات در خاورمیانه شکل تازه ای به خود گرفته است و به مرور زمان فصل تازه ای از حضور قدرت های بین المللی در معادلات منطقه ای بروز و ظهور پیدا کرده است. ایالات متحده آمریکا که تا همین یک دهه پیش به صورت مستقیم نیروهای نظامی خود را در افغانستان و عراق پیاده کرد و به بهانه مبارزه با تروریسم هزینه های فراوانی را هم به مالیات دهندگان آمریکایی و هم به مردم ستمدیده افغانستان و عراق وارد کرد حالا دیگر ترجیح می دهد خود به صورت مستقیم مداخله ای نداشته باشد. شاید این ایده تنها محدود به دوره ریاست جمهوری فردی دموکرات به نام باراک اوباما باشد و بازگشت دوباره جمهوری خواهان، به ویژه نئومحافظه کاران به قدرت سبب رجعت به سیاست های پیشین آمریکایی شود اما گزینه روی میز تحول در مفهوم دخالت غربی در معادلات خاورمیانه ای است.

حسین دهشیار استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی یکی از کسانی است که معتقد است خاورمیانه همچون گذشته اهمیت خود را برای ایالات متحده حفظ کرده و هر نوع کاهش ارزش این منطقه در نظر واشینگتن را رد می کند. دکتر دهشیار که تحصیل کرده آمریکاست و سالها در این کشور زندگی کرده بر این باور است همین اهمیت سبب می شود کشوری چون عربستان همچنان بر حمایت های آمریکایی ببالد و با تکیه دادن بر این حمایت دست به اقدامات پیش بینی نشده در سپهر سیاسی خاورمیانه بزند. فارغ التحصیل دانشگاه تنسی که کمتر حاضر به گفتگو می شود دعوت ما را پذیرفت تا در کافه خبر میزبان او باشیم و با حوصله پاسخگوی سوالات ما در خصوص تغییرات معادله قدرت در منطقه خاورمیانه و همچنین بازتعریف تاثیرگذاری آمریکا در این معادلات بود. آقای دهشیار بر خلاف بسیاری از تحلیلگران معتقد است در تحولات جدید نه تنها قدرت و نفوذ عربستان در معادلات خاورمیانه کم نشده که اتفاقا تمام رخدادها در نهایت به سود سعودی تمام شده است.

آمریکا در خاورمیانه می خواهد چه کار کند. با توجه به جدی تر شدن خطر چین برخی از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه مانند سابق اولویت اول آمریکا نیست. به نظر شما خاورمیانه ارزش پیشین خود را از دست داده است؟

خیر. خاورمیانه اصلا اهمیتش را از دست نداده و همچنان هم به شدت برای آمریکا مهم است. ممکن است شرق آسیا روزی برای آمریکا مانع و عاملی برای اینکه جایگاه آمریکا در صحنه جهانی مورد رقابت قرار گیرد، مورد توجه قرار گیرد، ولی خاورمیانه از نظر ارزشی برای آمریکا حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا خطر یا تهدید امنیتی محسوب نمی شود چرا که کشورهای منطقه آن چنان درگیر مشکلات و معضلات داخلی و منطقه ای خود هستند که هرگز امکان این وجود ندارد که بازیگری در این منطقه رشد کند. ولی این منطقه برای مسائل ارزشی برای ایالات متحده مهم است. آمریکایی ها اینجا را متمایز نگاه می کنند. چین رقیبی است که آمریکا می خواهد چارچوبی برایش تعریف کند که در آن چارچوب با آن کشور رقابت کند در نتیجه آمریکا چین را یک خطر نمی داند همانطور که بریتانیا آمریکا را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خطر نمی دانست. اما خاورمیانه به شدت برای آمریکا مهم است. درست است که نسبت به گذشته خودش حضور کمرنگ تری دارد ولی مسئله این است کشورهای دیگر این بار را به دوش می کشند.

سوال اینجاست که چرا به نظر شما همچنان حائز اهمیت است؟

آمریکا در بلند مدت می خواهد ارزش هایی در جهان حاکم شود که با دیدگاه های آمریکا تطابق داشته باشد. یک زمانی امکان تحقق این امر سخت است ولی خواستش مطرح است پس هر زمانی که آمریکا امکان این امر را داشته باشد آن را محقق خواهد کرد. چیزی که آمریکا در بلند مدت طرفدارش است این است که در این منطقه متوجه است هیچ کشوری نمی خواهد با آمریکا رقابت کند.

چون دغدغه چین شرق آسیا است، روسیه هم آسیای مرکزی و قفقاز را پی می گیرد. ضمن اینکه قدرت آنها در سطحی نیست که بخواهند در سطح جهانی چندین دغدغه داشته باشند و اولویتشان مسائل منطقه ای است. آمریکا به خاطر ویژگی هایی که دارد در چند جای جهان دغدغه دارد پس خاورمیانه هم جز دغدغه های آمریکا است همانطور که اروپا و آمریکای لاتین هم هستند. در نتیجه خواست آمریکا این است که این منطقه در شرایطی قرار گیرد که نه تنها دوست آمریکا از نظر اتحادیه های نظامی باشد، که به دوست آمریکا از نظر ارزشی هم تبدیل شوند و منطقه در مسیری حرکت کنند و نهادها و ارزش هایی پیش آید که در نهایت برای آمریکایی ها قابل قبول باشند. وقتی یک آمریکایی وارد این منطقه می شود برای فهم کلامش به مشکل برنخورد.

ما وقتی وارد عربستان می شویم می دانیم چه باید بکنیم ولی وقتی یک آمریکایی به این کشور می رود چون مناسبات حاکم بر این کشور متفاوت است نمی داند باید چه رفتاری انجام دهد. اما وقتی آمریکایی وارد اروپا می شود چنین مشکلی ندارد. در نتیجه ایالات متحده می خواهد منطقه به شکلی در آید که آن ارزش های تطابق داشته باشد و این منطقه بسیار برای این کار نامساعد است و بیشترین میزان تعارض با ارزش های آمریکا در خاورمیانه به چشم می خورد و کار برای آمریکا بسیار سخت است. پس کاری را که آمریکایی ها مثلا در شرق اروپا و شرق آسیا کردند می خواهند در این منطقه شکل دهند ولی خاورمیانه به شدت تعارض دارد، اروپا آسان تر بود برای اینکه فرهنگش نزدیک تر بود.

شرق آسیا هم ساده تر بود به دلیل اینکه فرهنگ تلاش گر و البته مطیعی دارند. این منطقه در مجموع منطقه ای است که بیشترین تعارض را با ارزش های آمریکایی دارد. آمریکایی ها می خواهند این منطقه را شخم بزنند و بذر بپاشند تا ارزش هایی در آن حکمفرما شود که وقتی یک آمریکایی را دید به دیده دشمن به آن ننگرد. پس می خواهند ارزش ها به نوعی تغییر کند که اگر فردا فردی به خودش بمب بست و منفجر کرد، شهروندان خاورمیانه ای همان توجیهی را برای اقدام این فرد به کار ببرند که آمریکایی ها به کار می برند. وقتی آمریکایی می گوید تروریسم بقیه هم بدون اینکه فکر کنند می گویند تروریسم چون بقیه هم مانند آمریکایی ها فکر می کنند. از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی خاورمیانه در سیستم سرمایه داری هضم شده و حتی تکان هم نمی توانند بخورند. چون حتی اگر شما با آمریکا دشمن باشید باید نفتتان را بفروشید. از نظر نظامی هم حداکثر کاری که این کشورهای خاورمیانه ای می توانند انجام دهند فروکردن انگشت در چشمان آمریکاست و نمی توانید به آمریکا حمله کنید یا منافع این کشور را به خطر بیندازید.

از نظر سیاسی هم همه پذیرفته اند رای دادن خوب است و حتی صدام حسین هم پذیرفت رای بدهد. وقتی شما در جامعه ای هستید که می گویید رای دادن خوب است پس آن فرهنگ را پذیرفتید. حال آمریکا می خواهد این رویه آگاهانه باشد و در مسیری گام بردارید که آنها می خواهند به این دلیل که هزینه های اقتدار آمریکا در جهان کاهش پیدا می کند و مهمتر از همه وقتی ارزش های شما شبیه ارزش های آمریکایی باشد رفتار شما قابل پیش بینی می شود. آمریکایی ها می خواهند دریابند که کشورهای خاورمیانه در آینده چه کاری انجام می دهند و فعلا قابل پیش بینی نیستند. در خاورمیانه آمریکایی ها دغدغه بلند مدت دارند چون از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی شما را تحت کنترل دارند شما وقتی رای می دهی یعنی نهاد غربی را پذیرفته ای، وقتی می گویی سرمایه خوب است پذیرفته ای نگرش اقتصادی غربی مفید است. وقتی حاضر می شوید در کشورتان پیتزا بفروشید یعنی قبول کرده اید سرمایه داری خوب است. وقتی شما نفتتان را می فروشید قبول کردید سیستم سرمایه داری حاکم است. اینجا فقط یک چیز باقی مانده و آنهم ظاهر و قیافه شماست که به تدریج شبیه آنها می شوید و خیلی هم ساده است و مهمتر از همه اندیشه های شماست که باید اصلاح شود. یعنی دیگر نگویید زن درجه دوم است. دیگر نگویید دموکراسی بد است، بگویید جامعه مدنی خوب است.

موضوع ناهمواری که به آن اشاره کردید بسیار ناهموار است و اساسا امکان تحقق این امر خیلی بعید است، چه اقداماتی می تواند حصول به این نتیجه را نزدیک تر سازد؟

در جایی مانند اروپا سالها جنگ مذهبی بوده است. در همین اروپا دو جنگ جهانی داشتید، کسانی که دگراندیش بودند به پایشان زنجیر می بستند و به اعماق دریا می انداختند. آن اروپا امروز به اتحادیه اروپا تبدیل شده است. در آمریکا زمانی فردی به دلیل رنگ پوست بودن با مشکلات عدیده مواجه می شد. در دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که پدر باراک اوباما به آمریکا مهاجرت کرد در ایالت آلاباما اگر یک دختر سفید را با یک پسر سیاه می دیدند احتمال زیاد آن پسر را دار می زدند. حالا بعد از پنجاه سال پسر همان مرد سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا است. همه چیز ممکن است اما مولفه هایی هستند که می تواند این روند را تسریع کند یا مانع شود. موانعی که در این منطقه وجود دارد بسیار سنگین و زیاد است. ولی در بلند مدت این اتفاق می افتد همانطور که کسی فکرش را هم نمی کرد در اروپا جنگ های مذهبی از بین برود.

امروز دعوا در عربستان یا سوریه بر سر چیست؟ سر دو گروه مذهبی خاص با یکدیگر می جنگند. بنابراین همانطور که آمریکا و اروپا تغییر کردند، خاورمیانه هم تغییر می کند. توسیدید سه دلیل را برای جنگ بیان می کند: افتخار، ترس و منفعت. بنابراین آنهایی که آن زمان در اروپا می جنگیدند مانند همین امروز یکی از این سه مورد بوده است. حالا شاید امروز نام غرور به هویت تغییر کرده باشد. بنابراین توجیه جنگیدن کلیسا بود نه اینکه واقعا برای کلیسا جنگیده باشند، اما در یک مقطع زمانی دریافتند که کلیسا به عنوان مانعی بر سر رشد سرمایه گذاری مطرح شده است و چون این را متوجه شدند کلیسا را ناکار کردند. حالا جنگ ها سر چیست؟ سر ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مسائلی از این دست است.

حالا هم منطقه مجبور است برای جنگ ها توجیهی پیدا کند. عربستان به حوثی ها حمله نکرده به این دلیل که انها زیدی هستند، همین عربستان در سال ۱۹۶۲ به زیدی های شمال یمن برای جنگ با جنوب کمک کرد. چرا؟ در جنوب آقای ناصر حضور داشت. همین عربستان در سال ۲۰۱۲ تمام تلاش خود را متمرکز کرد که آقای علی عبدالله صالح از کار عزل نشود. عربستان یک زیدی به نام علی عبدالله صالح، با مخالفان ایشان شروع به صحبت کرد که حکومت انتقالی پیدا شود و ایشان مصونیت پیدا کنند و بعد هم صالح به عربستان رفت، پس توجیه عربستان این نیست که دینشان متفاوت است، توجیه این است که عربستان اینها را یک خطر می بیند، بنابراین اروپایی ها فهمیدند که از دین و مسیحیت استفاده می شود برای چپاول مردم. در منطقه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند که عربستان دغدغه اش مقوله های ارزش مذهبی نیست، بلکه مسائل دیگری در این راستا تعیین کننده است. به همین دلیل شما می بینید اتحادها در این منطقه موقت است و به سادگی شیفت می کند. یک روز شما کسانی را میبینید با هم متحد شدند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. آمریکایی ها هم در منطقه نگاه نمی کنند ارزش های شما چیست؟

آمریکایی ها با آقای قذافی وقتی سلاح هایش را تحویل داد دوست شدند ولی فردایش به این کشور حمله کردند. آمریکایی ها با عربستان دوست هستند، چرا؟ چون می بینند منافعشان تامین می شود، وقتی منافعشان دیگر مطرح نباشد از این کشور هم می گذرند. یکی از علت هایی که حوثی ها موفق بودند به این دلیل بود که اکثر نظامی های یمنی طرفدار آقای عبدالله هستند و به این دلیل که در مدت طولانی که عبدالله روی کار بوده به دوستانش پست داده است و یکی از دلایلی که حوثی ها توانستند به جنوب بروند همراهی نظامیان با آنها بود. چرا آقای عبدالله به حوثی ها کمک کرد، آنهم در شرایطی که دشمن شماره یکش بودند، به خاطر اینکه دیدند برای منافعشان باید شیفت کنند. چرا که به اینها به هیچ چیز مومن نیستند و فقط به منافع مومن هستند. البته این ایرادی ندارد ولی مشکل کار آنجاست که این منافع، منافع شخصی است. حتی منافع حزب و یک منطق نیست و همه چیز در چارچوب مباحث شخصی تعریف و تبیین می شود. شما آن فرد را می ترسانید که منفعتش را قطع کنید. کاری که آمریکایی ها انجام می دهند در آن موفق هم شده اند این است که دریافته اند در این منطقه منافع شخصی است. جنگ هایی که در منطقه به نام دین انجام می گیرد دلیلی فراتر دارد و به منافعی مربوط است که توسیدید به انها اشاره کرد.

آقای دکتر سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا آمریکا در سالهای اخیر از مدیریت تحولات خاورمیانه ناتوان بوده است؟

یکی از خوبی های غربی ها این است که مسائل را از منظر تئوریک مورد توجه قرار می دهند و برای مشکلات یک چارچوب تئوریک تبیین می کنند و در آن چارچوب به مسئله نگاه می کند. مثلا من فردی واقع گرا هستم پس در لنز واقع گرایی می فهمم که باید بر سر افراد کوبید تا آدم شوند. یک زمانی فرد لنز لیبرال دارد، در نتیجه با حرف زدن تو سر افراد می زند. فرد دیگری هم هست که لنز سازه انگاری دارد یعنی اینکه با افراد از منظر هویتی برخورد می کند و با تاکید بر مسائل قومیتی و زبانی افراد را رام می کند. آمریکایی ها از دوره اوباما کسانی که بر سر کار آمدند لنز متفاوتی نسبت به مسائل دارند یعنی اینکه قبلی ها می گفتند ثبات به هر قیمتی به ویژه در دوران جنگ سرد، یعنی ما به خاطر ثبات هر کاری را باید انجام دهیم. پس از دوران جنگ سرد امریکایی ها متوجه شدند می توان در جایی هم بی ثباتی باشد ولی خطری برای آمریکا نداشته باشد، یعنی می توان در منطقه جنگ باشد ولی خطری برای آمریکایی ها ایجاد نشود چرا؟ برای اینکه پیشتر به این دلیل بر ثبات به هر قیمت تاکید می کردند که اگر در سومالی بی ثباتی می شد روس ها در صحنه حضور می یافتند، چینی ها می آمدند.

اما الان که روس ها و چینی ها چنین قصدی ندارند. جنگی هم اگر باشد کسی این خلا را پر نمی کند و خودشان از پس یکدیگر بر می آیند. بالاخص این تفکر در دورانی که اوباما روی کار امد، جدی تر شد که اگر جنگ و بی ثباتی در منطقه باشد، درست است که ممکن است مشکلاتی پدید آورد ولی این خلا را دشمن آمریکا، رقیب آمریکا نمی تواند پر کند. کشورهای دشمن آمریکا که در منطقه حضور دارند چطور؟ خیر، آنها هم در این سطح نیستند که جای آمریکا را پر کنند. اگر بی ثباتی شود و کشورهایی ضد آمریکایی بجگند، دو اتفاق می افتد، یک هزینه های بسیاری برای کشورهای دوست و دشمن آمریکا اعمال می شود چون جنگ پیش آمده و به هر حال هزینه هایی پدید آمده به کشورهای دشمن آمریکا لطمه می زند. این کشورها ضعیف تر می شوند. دوستان آمریکا هر چه جنگ بیشتر شود بیشتر به آمریکا وابسته می شوند و می گویند آمریکا باید هوای ما را داشته باشد.

پس عربستان چرا تا این اندازه بی مهابا به یمن حمله کرده است؟ چرا که متوجه شده دشمنان عربستان از نظر مالی وضعیشان خوب نیست در نتیجه می گوید جنگی راه بیندازد تا آنها هم وارد این جنگ شوند تا هزینه برایشان تراشیده شود ولی اگر دشمنان عربستان وارد جنگ شوند درآمدی ندارند و هزینه هایشان بیشتر می شود. عربستان ولی ثروتمند است ضمن اینکه اگر هم اتفاقی بیفتد آمریکا پشت عربستان هست ولی دشمنان عربستان نه پول دارند و نه آمریکا را. در نتیجه آمریکا می گوید آنها را وارد جنگ کنیم و جبهه های زیادی برای آنها باز کنیم، در نتیجه چه اتفاقی می افتد؟ در چندین و چند جبهه که باید بجنگند، درآمدشان هم که کم شده، با آمریکا هم که دعوا دارند. در این شرایط عربستان می گوید من دو ویژگی دارم که آنها ندارند. یک من آمریکا را دارم و دوم پول زیادی دارم. عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت برای تنها ۲۵ میلیون جمعیت دارد. پس پول نفت و حمایت آمریکا همچون یک ناز بالش برای عربستان است، اگر هم شکست بخورد و سقوط کند روی این نازبالش می افتد. اما کشورهای دیگر نه آمریکا را دارند و نه پول را، در نتیجه اگر اشتباه کنند سقوط آزاد خواهند داشت. یکی از ویژگی های عربستان محافظه کاری است و این رویه از زمانی که فیصل روی کار آمد وجود داشته و همیشه سعی می کردند با سر به زیری کارهای خود را انجام دهند بدون اینکه کسانی را ناراحت کنند اما در چند سال اخیر عربستان سیاست خارجی به شدت فعالی را در پیش گرفته است. زمانی آقای قذافی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی با دست به عبدالله اشاره کرد و با صریح ترین بیان اظهار داشت شما نوچه و نوکر آمریکا هستید ولی عبدالله هیچ نگفت. همین عربستان به کشورهای پان عرب به ویژه کشورهایی که نزدیک لبنان هستند باج می داد که فقط عربستان را اذیت نکنند حالا همین کشوری که باج می داد ساکت باشند بی مهابا به کشور مستقلی به نام یمن حمله می کند و به شدت در سوریه فعال است و همین کشور عامل اصلی است که ۴ هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند. چرا فعال است به این دلیل که خیالش راحت است دشمنانش ضعیف شدند، پان عربیسم برای همیشه از بین رفته و دشمنان اصلی اش به دلیل نداشتن پول تضعیف شدند و در عین حال در حال چالش با آمریکا هستند و حالا عربستان هم پول را دارد و هم آمریکا را.

اما دشمنان عربستان در منطقه از منظر ژئوپلتیکی دست بالا را دارند و تغییر و تحولات در این حوزه ها به سود دشمنان و به ضرر عربستان بوده است.

بله. شاید جغرافیای این دشمنانِ عربستان شیک تر و زیباتر باشد ولی این جغرافیا را باید عملیاتی کرد. یک کشور ممکن است جمعیت بیشتر، جغرافیای بیشتری داشته باشد اما برای اینکه بتواند از اینها استفاده کند به سرمایه و پول نیاز دارد. اقتصاد بعضی از این کشورها نقصان دارد، این کشورها اکثرا تک محصولی هستند. ضمن اینکه مصرف گرایی در این کشورها فزونتر شده بدون اینکه درآمد افزایش یافته باشد.

در نتیجه شما معتقدید عربستان نه تنها در موضع ضعف نیست بلکه در موضع قدرت است؟

عربستان در جایگاهی قرار گرفته که کارهایی که انجام می دهد دو آینده در انتظارش است. یا موفق می شود و یا خیر. کشورهای مخالف عربستان هم در چنین شرایطی قرار دارند. فقط یک تفاوت میان آنها وجود دارد اگر عربستان موفق نشود آن نازبالشی که پشت اوست یعنی دلارهای زیاد نفتی و حمایت آمریکا، هزینه هایش را به حداقل می رساند ولی اگر طرف مقابل با شکست مواجه شود نازبالشی وجود ندارد و سقوط آزاد خواهد داشت. ساختار قدرت در عربستان احتمال اینکه شکست احتمالی هم در انتظارش باشد را هم محتمل دانسته است. عربستان ممکن است در یمن، سوریه، لبنان و خیلی جاهای دیگر شکست بخورد ولی اگر سقوط کند ساختار قدرت سیاسی با مشکل جدی مواجه نمی شود ولی اگر کشورهای دیگر با مشکل مواجه شوند ساختار قدرت با مشکل مواجه می شود. پس اردوغان اگر در سوریه ببازد، باخته و اتفاقی نمی افتد اگر عربستان هم ببازد باخته، اگر اسد بماند هیچ اتفاقی برای اردوغان در سطح کلی نمی افتد ولی بقیه اگر ببازند چه؟ و اینجاست که متوجه می شویم این انگاره که عربستان توانمند نیست اشتباه است. ممکن شخصا حضور نداشته باشد ولی همین که ریاض خیالش راحت است چنین پشتوانه ای دارد راحت تر دست به اقدام می زند. این کشور سالهاست که با همین منوال اداره می شود و قوانین و رسوم چند صد سال قبل در این سرزمین پیاده می شود ولی هیچ کس کاری به این کشور ندارد؟ چرا؟ چون آمریکا نمی خواهد. فقط کافیست یک کشور یکی از ویژگی های عربستان را داشته باشد تا همه جهان به سمتش حمله می کنند. شما فکر می کنید چرا عربستان اینهمه سلاح می خرد؟ نیازی ندارد. به خاطر این است که نمی تواند به صورت مستقیم به آمریکا پول دهد، این تسلیحات را می خرد تا آمریکا را به خود نزدیک نگاه دارد و آنها هم هوای سعودی را داشته باشند. عربستان با اینهمه تجهیزات حتی نتوانسته از پس حوثی ها بر آید.

اما اینجا یک تناقضی وجود دارد. در تحلیل های آمریکایی و اروپایی هم بسیار می بینیم که می گویند عربستان در موضع ضعف قرار گرفته است.

ابتدا باید ببینیم دشمنی با آمریکا چه هزینه ای دارد و دوستی با آمریکا چه منافعی دارد و دوم اینکه باید ببینید شما کجا ایستاده اید؟ منبع فروش عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت است. ممکن است کشوری از نظر مساحت چند برابر عربستان باشد ولی یک ششم این درآمد را داشته باشد و اینکه در مقام مقایسه با گذشته مصرف گراتر هم شده و روابط آمریکا هم با آنها بدتر شده است.

اما ما در حال حاضر در تحلیل های آمریکایی هم زیاد می بینیم که دیگر عربستان نمی تواند منافع آمریکا را تامین کند. دوما ما در سخنرانی آقای اوباما داشتیم که ایشان تاکید می کند کشورهای عربی باید خودشان مشکلات خود را حل کنند و همه مسائل را متوجه عامل خارجی نبینند اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که یک تغییر باوری در محافل غربی در حال شکل گیری است که حمایت ها از عربستان باید سمت و سوی دیگری پیدا کند؟

آمریکایی ها اعتقادشان این است که سیستمی که در عربستان وجود دارد در نهایت نمی تواند نتیجه بخش باشد ولی مسئله ای که هست این است به این ساختار دست نمی زند به این دلیل که منفعتشان را به خطر نمی اندازد و نیازی نیست برای تداوم قدرت در عربستان هزینه ای پرداخت کند ولی آمریکا برای تداوم قدرت حسنی مبارک باید هزینه پرداخت کند، نه اینکه حسنی بدتر باشد که اتفاقا خیلی بهتر از خاندان آل سعود است که دیدیم او را به راحتی کنار گذاشتند ولی عربستان هزینه ای ایجاد نمی کند و برای آمریکا هزینه ای ایجاد نکرده، در داخل آمریکا هم چیزی در مورد عربستان گفته نمی شود چون متوجه هستند چه منفعتی به ایالات متحده می رساند، بنابراین نه اینکه از نظر آمریکا عربستان جایگاه خوبی داشته باشد ولی متوجه هستند که حضورشان هزینه ای تولید نمی کند. اگر هزینه تولید کرد، آن زمان موضوعاتی چون حقوق زنان، حقوق بشر و امثالهم پدید می آید.

ولی الان شاهدیم که هزینه هم تولید می کند. گسترش افراط گرایی در خاورمیانه و به قول خودتان همان ۴ هزار کشته ای که ارتش آمریکا در اثر پشتیبانی های عربستان در عراق متحمل شد بخشی از این هزینه هاست.

شما برای رسیدن به اهدافتان همیشه باید هزینه پرداخت کنید. فقط مسئله این است این هزینه به صرفه است یا خیر. اگر آمریکایی ها بخواهند در این منطقه تغییراتی ایجاد کنند که می خواهند، محققا حضور و رفتارشان باعث افراط گرایی می شود ولی در بلند مدت این افراط گرایی جواب نمی دهد. به همین دلیل آمریکایی ها مخالفتی با حکومت اسلامگرایان در کشوری مانند مصر نکردند. به این دلیل که آمریکایی ها می دانند این گروه ها نمی توانند اهدافی که دارند و بر زبان می آورند را پیاده و عملی کنند و چون نمی توانند، ما در دهه ۱۹۵۰ پان عربیسم را داشتیم اما خیلی راحت سقوط کردند و طرفی نبستند. بعد از آن گروه های پان اسلامیست در کشورهای عربی به قدرت رسیدند اما آنها نتوانستند وعده های خود را عملی کنند. بله افراط گراها در منطقه قدرت گرفته اند ولی سوال اینجاست منابع قدرت امریکا را می توانند تهدید کنند؟ حتما پاسخ منفی است. منابع قدرت آمریکا ساختار مالی قدرت آمریکا، ساختار سیاسی قدرت آمریکا، ساختار فرهنگی و نظامی قدرت آمریکا است.

درست است که دو برج عظیم در نیویورک را منفجر کردند ولی الان به جای دو تا، چهار برج در حال ساختن هستند. وقتی این گروه ها بخواهند حکومت کنند تجربه نشان داده که به شدت با مشکل مواجه می شوند. وقتی می بینید پان عربیسم جواب نداده پان اسلامیست هم جواب نداده سراغ چه می روید؟ همان شخم زدنی که در ابتدا اشاره کردم. حالا مستعد می شوید بگویید داعش بد است. چرا بد است؟ چون آمریکایی خواسته که چنین باوری داشته باشید و در مسیری قرار داده که شما چنین تصور و باوری داشته باشید.

اما ما مولفه های دیگری هم می بینیم که خود کشورهای عربی تاکید دارند حمایت های غرب و آمریکا از انها کم شده و نگرانی ها در این خصوص دیده می شود.

کم نشده، شیوه بیان حمایت ها تغییر کرده. تا زمانی که حضور اینها برای آمریکا کارآمد باشد آمریکا از آنها حمایت می کند. هر زمان ناکارآمد شوند دیگر حمایتی در کار نخواهد بود. آمریکا با هیچ کس دوست و رفیق نیست. آمریکا یا با کشورها متحد استراتژیک است مانند انگلستان و فرانسه. یک سری متحد موقعیتی دارند که هر زمان اینها در چارچوبی حرکت می کنند که جایگاه و هویت شمار ارتقا می دهد، ارزش های شما را ارتقا می دهد شما با آنها هستید ولی هر زمان بین این کشورها اتحاد غیر استراتژیک و موقعیتی جواب ندهد شما شیفت می کنید. آمریکا انگلستان را عوض نمی کند ولی آمریکا به راحتی مصر را عوض می کند، به راحتی حاضر می شود با آقای اسد گفتگو کند همین آمریکایی که می گفت اسد باید برود.

به اعتقاد شما اگر در تحولات بهار عربی بوش در کاخ سفید حضور داشت باز هم آمریکایی ها حاضر می شدند مبارک از قدرت کنار رود؟

بله. حتما. شما می توانید لیبرال باشید ولی لیبرال واقعگرا باشید. موضوع این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که این فرد دیگر جواب نمی دهد بنابراین باید گذاشت تا برود.

نگاه شما کلان است و در نوع خودش می تواند صحیح باشد اما این نگاه کلان هم باید به روندها توجه داشته باشد. به عنوان مثال ما با عربستانی رو به رو هستیم که از درون بسیار متزلزل است. همین عزل و نصب های تازه به این شکل بی سابقه نشان می دهد اوضاع در این کشور عادی نیست. در نظامی که خودتان هم تایید کردید مشهور به محافظه کاری است این اقدامات اصلا مصداق محافظه کاری نیست. بحث ملت های عرب هم هست، آنها همجنان از حکام خود ناراضی هستند که شامل عربستان هم می شود، در این اوضاع چگونه می توانیم از افزایش قدرت سعودی سخن بگوییم؟

شما یک تغییر تئوریک در عربستان می بینید. یعنی از حکومتی که در صحنه خارجی انفعالی است وارد یک حکومت به شدت انقلابی می شویم. این ساختار سیاسی بر این منطق شکل گرفته که انفعالی باشد. در ادامه پادشاه جدیدی به نام سلمان روی کار می آید و به دلایل خاصی که دارد می خواهد در تحولات منطقه فعال تر باشد و خیلی طبیعی است که در درون این ساختار قدرتی که هست انشعاب ایجاد می شود. ما سالها به سمت انفعالی بودن می رویم ولی فرد جدیدی می آید و می خواهد این انفعال را تغییر دهد. در نتیجه خیلی طبیعی است که شکافی در این راستا ایجاد شود. حالا کادر قدیم مانند آقای فیصل اعتقاد دارند که باید به آرامی حرکت کرد ولی نیروهای جدید بر فعالیت بیشتر نظر دارند. در حال حاضر قدرت دست نیروهای جوان است، نتایج اتفاقاتی که می افتد نشان خواهد داد کدامیک از این دو جناح حرفش صحیح بوده. اگر جناح سلمان ببرد کاملا این نظریه تقویت می شود و جایگاه آقای سلمان و دوستانش تثبیت می شود ولی اگر مخالفان و نیروهای قدیمی تر بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و اقدامات تازه جوان ها قرین موفقیت نباشد شما می بینید که آقای سلمان سریعتر قدرت را ترک خواهد کرد و حتی پیش از مرگ از عرصه کنار گذاشته خواهد شد.

عکس ها: لیلا افشار

No responses yet

May 24 2015

جیبوتی اجازه فرود هواپیمای ایرانی را نداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: سازمان هلال احمر ایران می‌گوید که جیبوتی به هواپیمای امدادرسان این سازمان اجازه نداده در این کشور فرود بیاید. به گفته مقامات ایرانی این هواپیما که به ایران بازگشته، حامل ۲۰ تن کمک برای مردم یمن بوده است.

محمد شهاب الدین محمدی‌عراقی، معاون امور بین‌الملل و حقوق بشردوستانه جمعیت هلال احمر ایران روز شنبه دوم خرداد (۲۳ مه) به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گفت که جیبوتی به هواپیمای کمک‌رسان ایرانی مجوز فرود نداده است.

به گفته او، هواپیمایی شامل ۲۰ تن مواد کمکی برای مردم یمن هفته گذشته به سمت جیبوتی پرواز کرد که با وجود هماهنگی‌های صورت گرفته با سازمان ملل متحد و برنامه جهانی غذا، اجازه فرود هواپیما در جیبوتی صادر نشد.

محمدی عراقی تصریح می‌کند که هواپیما هم‌اکنون در بندر چابهار فرود آماده و وزارت امورخارجه ایران در حال رایزنی برای گرفتن مجوز پرواز هواپیما به جیبوتی است.

امداد رسانی یا کشمکش سیاسی؟

پیش از این، ایران یک کشتی کمک‌رسان به سمت یمن فرستاده بود که با مخالفت عربستان سعودی قرار شد بارش را در جیبوتی به مقامات سازمان ملل تحویل دهد تا در اختیار مردم یمن قرار بگیرد.
[پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود]

پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود

خبرگزاری رویترز روز جمعه (۱ خرداد/ ۲۲ مه) به نقل از سخنگوی نهاد “برنامه جهانی غذا”، وابسته به سازمان ملل گزارش داد، محموله کشتی ایرانی قرار است در جیبوتی تخلیه و توسط این نهاد به یمن انتقال داده شود.

کشتی “شاهد” ۲۱ اردیبهشت، بندرعباس را به مقصد بندر حدیده ترک کرد تا آنگونه که مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند کمک‌های انسان‌دوستانه جمعیت هلال احمر این کشور را به مردم یمن برساند.

خبرهای ضد و نقیضی درباره همراهی این کشتی باربری توسط دو ناو جنگی ایرانی منتشر شده بود که ابهام‌ها در مورد آن برطرف نشد.

ادامه بحران در یمن

ائتلاف نظامی شماری از کشورهای عربی به رهبری عربستان از ششم فروردین ماه حمله هوایی گسترده‌ای علیه شورشیان حوثی و نیروهای وفادار به عبد‌الله صالح، رئیس‌جمهور سابق یمن آغاز کرده است که بخش‌های بزرگی از این کشور از جمله پایتخت صنعا را در اختیار دارند.

عربستان و متحدانش هدف از حمله نظامی به شورشیان یمن را بازگرداندن عبد ربه منصور هادی، رئیس‌جمهور یمن به قدرت عنوان می‌کنند که هم‌اکنون در عربستان به سر می‌برد.

بنا به گزارش‌ها در جریان حمله عربستان سعودی و متحدانش به یمن بیش از ۱۶۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند که به گفته سازمان‌های مدافع حقوق بشر بخش قابل توجهی از این قربانیان زن، کودک و افراد غیر نظامی هستند.

بر اساس همین گزارش‌ها به دلیل کمبود سوخت، بسیاری از آمبولانس‌ها از امدادرسانی به شهروندان آسیب‌دیده ناتوان‌اند و کمبود مواد غذایی و آب آشامیدنی در مناطق درگیری جان شهروندان را تهدید می‌کند.

No responses yet

May 23 2015

مقام‌های آمریکایی: ایران توپخانه و سرباز به بیجی عراق فرستاده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: مقام‌های نظامی آمريکا گفته‌اند که ايران با اعزام سرباز، توپخانه و ديگر انواع جنگ‌افزار سنگين، وارد جنگ با نيروهای خلافت اسلامی (داعش) برای باز‌پس‌گيری پالايشگاه بيجی عراق از آنها شده است.

دو مقام ارشد نظامی آمريکا، جمعه اول خرداد، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته‌اند که نيروهای ايرانی در روزهای اخير به طور قابل ملاحظه‌ای همراه با شبه‌نظاميان شيعه عراقی با نيروهای داعش در پالايشگاه بيجی درگير شده‌اند.

بيجی در شمال عراق، بزرگترين پالايشگاه نفتی اين کشور است.

يکی از مقام‌های نظامی آمريکا گفته که نيروهای ايرانی در بيجی از توپخانه، راکت‌های ۱۲۲ ميليمتری و هواپيماهای بدون سرنشين شناسايی و نظارتی برای کمک به عراقی‌ها استفاده کرده‌اند.

اين سخنان در حالی بيان شده که در آخرين اطلاعيه نيروهای مسلح آمريکا که در همين روز جمعه صادر شده، اشاره‌ای به نقش نيروهای ايرانی در درگيری‌های اخير بيجی نشده است.

در اين اطلاعيه که توسط سرفرماندهی نيروهای مسلح ايالات متحده در کويت صادر شده، آمده است که نيروهای عراقی با کمک آمريکايی‌ها موفق شده‌اند مسيری زمينی به درون پالايشگاه بيجی باز کنند.

به گفته سرفرماندهی نيروهای مسلح آمريکا مستقر در کويت، عراقی‌ها تجهيز و تقويت نيروهای خود را که درون پالايشگاه محاصره شده‌اند، آغاز کرده‌اند.

آسوشيتدپرس از نقش ايران در عراق به عنوان عاملی پيچيده‌ در معادلات دولت اوباما نام برده که به دنبال موثرترين راه‌حل برای مقابله با گروه خلافت اسلامی است.

بر اساس اين گزارش، مقام‌های آمريکايی گفته‌اند آنها مادام که شبه‌نظاميان شيعه تحت حمايت ايران، تحت فرمان و کنترل دولت عراق قرار داشته باشند، با عمليات آنها مخالفتی ندارند.

ژنرال توماس ويدلی، ریيس ستاد فرماندهی نيروهای مسلح آمريکا در کويت گفته که در سه روز گذشته نيروهای عراقی، پيشرفت ثابت اما آرام برای باز‌پس‌گيری مناطق منتهی به پالايشگاه بيجی داشته‌اند.

به گفته آقای ويدلی، اين کار با حمايت هوايی، شناسايی و مشورت‌های ائتلاف بين‌المللی به رهبری آمريکا ممکن شده است.

اين مقام نظامی آمريکا در عين حال گفته که فعلا نظری درباره نقش نيروهای ايرانی در بيجی ندارد اما قول داده که به اين موضوع پاسخ خواهد داد.

نيروهای داعش اخيرا کنترل بخش قابل توجهی از پالايشگاه بيجی را در اختيار گرفته‌اند. تصرف کامل اين پالايشگاه و استفاده از منابع آن می‌تواند ميليون‌ها دلار سود نصيب اين گروه کند.

آنها همچنين کنترل شهر بيجی که بر سر راه بغداد و موصل و در کنار رود دجله قرار دارد نيز در اختيار دارند.

گروه خلافت اسلامی در تابستان سال گذشته موفق شد شهر موصل، دومين شهر بزرگ عراق را به طور کامل تصرف کند و هفته پيش نيز کنترل کامل شهر رمادی، مرکز استان سنی‌نشين الانبار را در اختيار گرفت.

گزارش‌ها همچنين از تصرف نيمی از خاک سوريه توسط گروه خلافت اسلامی که داعش نيز خوانده می‌شود، خبر می‌دهند.

No responses yet

May 20 2015

با حمایت نیروی قدس سپاه: تیپ «فاطمیون» افغان‌ها به لشکر ارتقا یافت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: تیپ «فاطمیون» متشکل از افغان‌های «مدافع حرم» با «افزایش» نیرو و توان عملیاتی به لشکر ارتقا یافت.

این تیپ از سوی نیروی «قدس» سپاه پاسداران برای جنگ با مخالفان بشار اسد راه‌اندازی شده و تاکنون ۲۰۰ عضو آن در درگیری‌های سوریه کشته شده‌اند.

علیرضا توسلی (ابوحامد) فرمانده افغان این «تیپ» اسفندماه سال گذشته نیز در درگیری‌های سوریه کشته و پیکر وی در مشهد به خاک سپرده شد.

گزارش شده که جمهوری اسلامی با پرداخت پول و اجازه اقامت به خانواده بعضی از اعضای این تیپ آنها را تشویق به حضور در سوریه می‌کند.

مقام‌های ایران نیز در مقابل این گزارش‌ها را رد کرده و می‌گویند اعضای این نیروی نظامی از افغان‌های داوطلب تشکیل شده و سپاه نیز از آنها حمایت نمی‌کند.

No responses yet

May 20 2015

وزارت امور خارجه ایران: در جریان سفر هیات طالبان به ایران نیستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سخنگوی وزارت امور خارجه ایران از سفر یک هیات طالبان به ایران ابراز بی‌اطلاعی کرد.

مرضیه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در نشست خبری خود که امروز چهارشنبه، سی اردیبهشت در تهران برگزار شد، گفت “در جریان سفر هیات طالبان به ایران نیستیم و باید پیگیری شود که منابعی که خبر را منتشر کرده‌اند، با چه اطلاعاتی و مسئولیتی این خبر را منتشر کرده‌اند.”

روز گذشته خبرگزاری تسنیم که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است، در یک خبر اختصاصی نوشت که هیات طالبان متشکل از اعضای “دفتر سیاسی” این گروه در قطر اخیرا به ایران سفر کرده است.

این خبرگزاری نوشت که ریاست این هیات را طیب آغا، مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر به عهده داشته است.

به جز سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت ایران هم از این سفر ابراز بی‌خبری کرده و گفته است: “از این موضوع بی‌خبرم، این موضوع با عقل جور در نمی‌آید و به هر ترتیب این موضوع را تائید نمی‌کنم”.

خبرگزاری تسنیم گفته بود که هیات طالبان در سفر به تهران با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران در باره مسایل منطقه‌ و مسایل مربوط به مهاجران گفت‌و‌گو کرده است.

به نوشته این خبرگزاری، طالبان دو بار دیگر نیز “به منظور دیدار با مقامات امنیتی ایران و همچنین شرکت کنفرانس بین‌المللی بیداری اسلامی به ایران سفر کرده بودند.”

روابط ایران با طالبان زمانی‌که آنها در افغانستان قدرت داشتند، پر تنش بود و این تنش در پی کشته شدن دپلمات‌های ایرانی در شمال افغانستان در سال ۱۹۹۸ پس از تصرف این شهر از سوی طالبان، به اوج رسید

No responses yet

May 20 2015

پنتاگون: دو کشتی نظامی ایران کشتی راهی به یمن را همراهی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: وزارت دفاع آمریکا می‌گوید دو کشتی نظامی جمهوری اسلامی، کشتی تجاری‌ای که به گفته مقام‌های ایران حامل کمک‌های انسان‌دوستانه و راهی یمن است را همراهی می‌کنند.

سرهنگ استیو وارن، سخنگوی پنتاگون، وزارت دفاع ایالات متحده، ۲۹ اردیبهشت ماه، به خبرنگاران گفت آن کشور «گام‌به‌گام» این کشتی تجاری را زیر نظر دارد.

او در عین حال گفته است در این لحظه آمریکا نگرانی خیلی زیادی در این مورد ندارد.

خبرگزاری رویترز از قول کسانی در کشتی گفته قرار است روز پنج‌شنبه به بندر حدیده -در ساحل دریای سرخ در غرب یمن- برسد.

خبرگزاری رویترز در عین حال می‌گوید مشخص نیست که کشتی‌های جنگی در چه فاصله‌ای از کشتی تجاری «ایران شاهد» هستند.

به گفته این خبرگزاری یک مقام دفاعی ایالات متحده گفته است کشتی‌های نظامی، کشتی تجاری را «مشایعت» می‌کنند. آنچه می‌تواند در عین حال به این معنی باشد که آنها به طور عمومی در منطقه‌ای در نزدیکی کشتی تجاری هستند.

يک مقام آمريکايی هم که نامش فاش نشده به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته است، شواهدی در دست نيست که اين کشتی حامل سلاح برای شبه‌نظاميان حوثی باشد.

پیشتر در آغاز اردیبهشت‌ماه و در پی گزارش‌هایی در مورد احتمال ارسال دریایی سلاح از ایران برای شورشیان یمن، که ممکن است خطر رودرویی آنها با نیروی دریایی آمریکا را در منطقه همراه داشته باشد، رئیس‌جمهوری آمریکا گفته بود به تهران صریحا در مورد ارسال اسلحه هشدار داده شده است.

روز گذشته روزنامه لبنانی السفیر، مصاحبه‌ای را با علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌المللی رهبر جمهوری اسلامی، منتشر کرده بود که در آن آقای ولایتی تاکید کرده بود ایران «مصمم» به رساندن کشتی «حامل کمک‌ها» به سواحل یمن است.

مقام‌های ایرانی دخالت در اوضاع یمن را، اتهامی که از سوی دولت سرنگون شده عبد ربه منصور هادی، به تهران وارد شده، رد می‌کنند. در عین حال گروهی از چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی حمایت خود را از حوثی‌ها که با شورش خود، دولت یمن را سرنگون کردند، اعلام کرده‌اند.

در حال حاضر ائتلافی از کشورهای عربی در حال انجام حملاتی هوایی علیه شورشیان است، که روز سه‌شنبه «سنگین‌ترین» آنها از زمان پایان آتش‌بس پنج روزه، انجام شد.

No responses yet

May 17 2015

ظریف: اگر حمایت ما نبود الان داعش بر دمشق حکومت می‌کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با مجله آلمانی اشپیگل حمایت ایران از سوریه را برای دولت این کشور حیاتی خوانده و درباره تنش با عربستان هم گفته است که دولت ایران در برابر “اظهارات توهین‌آمیز علنی و خصوصی” سعودی‌ها خویشتنداری کرده است.

آقای ظریف در این مصاحبه گفت که ایران از دولت قانونی سوریه حمایت می‌کند و اگر این حمایت نبود “اکنون داعش در دمشق حکومت می‌کرد”.

او هدف ایران را یافتن راه حل سیاسی برای بحران سوریه عنوان کرد و از کسانی که برای “پایان دادن به خونریزی‌ها در سوریه پیش‌شرط تعیین می‌کنند” انتقاد کرد.

به نظر می‌آید که اشاره آقای ظریف به شرط کنار رفتن بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه از قدرت باشد که از سوی بعضی دولت‌های عربی و غربی و برخی مخالفان سوری برای آغاز مذاکرات صلح مطرح شده است.
توهم تغییر رژیم در ایران

وزیر امور خارجه ایران همچنین همکاری با آمریکا در نبرد با شبه نظامیان موسوم به دولت اسلامی (داعش) را رد کرد و گفت ایران شاهد “آمادگی جدی” آمریکایی‌ها برای برخورد با داعش نیست.

او گفت در مذاکرات هسته‌ای هم درباره “جدیت و صداقت” مذاکره‌کنندگان غربی به ویژه آمریکا نگران است و افزود “سطح بی‌اعتمادی بسیار گسترده و دوجانبه است”.

او توافق هسته‌ای را محکی خواند که نشان خواهد داد آمریکایی‌ها تا چه حد آماده‌اند “توهم تغییر رژیم در ایران و خصومت و ستیزه‌جویی علیه مردم و انقلاب ایران” را کنار بگذارند.

حدود یک ماه و نیم دیگر (آخر ماه ژوئن) مهلت تعیین شده برای رسیدن به توافق جامع هسته‌ای با ایران به پایان می‌رسد. دو طرف در حال مذاکره برای تهیه پیش‌نویس توافق نهایی هستند و آن طور که آقای ظریف گفته این مرحله به سختی پیش می‌رود.
عربستان، ‘رگباری از اظهارات توهین‌آمیز’
وزیر خارجه ایران از حملات عربستان به یمن و کشته شدن غیرنظامیان انتقاد کرده کرده است

خبرنگار اشپیگل در این مصاحبه از آقای ظریف درباره رابطه با عربستان و وعده حسن روحانی، رئیس جمهور ایران برای بهبود روابط با عربستان بعد از به قدرت رسیدنش سوال کرده است.

وزیر خارجه ایران در پاسخ گفته است که ایران “رگباری از اظهارات توهین‌آمیز” از طرف سعودی‌ها دریافت کرده که از پاسخ دادن به آن خودداری کرده است.

او گفت این اظهارات به صورت علنی و خصوصی مطرح شده اما دولت ایران “خویشتنداری قابل توجهی از خود نشان داده تا به این اظهارات و اقدامات واکنش نشان ندهد”.

در پی افزایش تنش میان دو کشور بر سر بحران یمن و مسائل دیگر، رهبر ایران هم با لحنی تند عربستان را به “جنایت و نسل‌کشی” متهم کرد و مقام‌های ایران از “سقوط آل سعود” سخن گفتند.

هر چند آقای ظریف در اوج تنش‌ها با عربستان انتصاب وزیر خارجه جدید این کشور را تبریک گفت که این اقدام انتقادهایی را در داخل ایران به همراه داشت.
‘پروپاگاندای سیاسی’

در پایان مصاحبه، از آقای ظریف درباره واکنش‌های انتقادی به اظهارت اخیرش سوال شده که گفته بود “در ایران کسی را به دلیل عقیده‌اش زندانی نمی‌کنند.”

وزیر خارجه ایران در پاسخ به این سوال از این که سخنانش “خارج از موضوع و بد برداشت شده” ابراز تاسف کرده است.

او در دفاع از وضعیت حقوق بشر در ایران از احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران انتقاد کرده و او را به درگیر شدن در “پروپاگاندای سیاسی علیه دولت به جای در نظر گرفتن واقعیت‌ها” متهم کرده است.

هر چند آقای ظریف اذعان کرده است که سابقه حقوق بشری ایران “بی‌نقص” نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .