اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اعتراضات' Category

Dec 19 2019

طرح پیشنهادی حمایت از معترضان ایران در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا تایید شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: معاون دبیر کل فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران در نشستی برای بررسی فشارها و تهدیدهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی علیه روزنامه نگاران ایرانی خارج از ایران، از افزایش تلاش های این سازمان برای مقابله با این فشارها خبر داد.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IFJ) روز سه‌شنبه ۲۶ آذر میزبان یک نشست ویژه با تعدادی از روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول به کار در رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران، با هدف تهیه برنامه‌ای برای مقابله با تهدیدات و آزار و اذیت حکومت ایران علیه آن‌ها بود.

جرمی دیر، معاون دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با اشاره به رفتار حکومت ایران با روزنامه نگاران در این نشست گفت: «این رفتار نشان دهنده نقض حقوق بشر و مجازات جمعی صدها روزنامه‌نگار و خانواده‌های آن‌ها است.»

او با تاکید بر لزوم اعتراض روزنامه نگاران به اقدامات تهدیدآمیز جمهوری اسلامی در حرکتی جمعی اضافه کرد: «جامعه جهانی نمی‌تواند در مقابل چنین سوءاستفاده‌هایی از قدرت ساکت باشد. روزنامه نگاران باید از اعتراض و حرکت جمعی خود برای پایان دادن به این فشارها استفاده کنند.»

آقای دیر اضافه کرد: «ما با ایستادن در کنار همکاران، صدای خود را بلند می‌کنیم و کارزار خود در این زمینه را بیشتر می‌کنیم.»

در این نشست تعدادی از روزنامه‌نگاران رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران که تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار گرفته‌ بودند به بیان تجربه خود پرداختند.

نیروهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران به تازگی تهدید و ارعاب روزنامه‌نگاران ایرانی را که در خارج ایران برای رسانه‌های فارسی زبان بین‌المللی کار می‌کنند، از سر گرفته است.

علاوه بر توقیف اموال و ممنوع‌المعامله شدن برخی از این روزنامه‌نگاران و بستگان نسبی، برخی دیگر تهدید شده بودند که ربوده شده و به زور به ایران باز گردانده می‌شوند.

برخی دیگر گزارش دادند که بستگان بیمار آن‌ها از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی به دلیل ممنوع المعامله بودن ناتوان هستند و از لحاظ مالی تحت فشار قرار گرفته‌اند.

شرکت‌کنندگان در این نشست، تهدیدات و آزار و اذیت اعضای خانواده خود را که در ایران زندگی می‌کنند یکی از متداول‌ترین اقدامات حکومت ایران برای مجبور کردن آن‌ها به متوقف کردن حرفه روزنامه نگاری و فعالیت در رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران معرفی کردند.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران در این نشست خود را پایبند به حمایت از روزنامه‌نگاران ایرانی و همکاری با نهادهای مرتبط و رسانه‌های همکار برای محافظت از حقوق حرفه ای روزنامه‌نگاران و آزادی گردش اخبار و اطلاعات اعلام کرد.

در هفته‌های گذشته، در پی افزایش تهدیدها علیه روزنامه نگاران خارج از ایران و آزار خانواده های آنها، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران اعلام کرد که آمریکا هدف گرفتن خبرنگاران و خانواده هایشان را از سوی رژیم ایران محکوم می کند.

صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا در توئیتر به نقل از برایان هوک نوشت: «رژیم ایران خبرنگاران بخش فارسی صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی را هدف حمله قرار داده است.»

آقای هوک در ادامه افزود که «آمریکا هدف گرفتن خبرنگاران و خانواده هایشان را محکوم می کند و به برداشتن گام‌های قاطع برای حمایت از آزادی بیان و مطبوعات ادامه می دهد.»

پیش از این نیز تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، نسبت به اقدامات جمهوری اسلامی علیه روزنامه نگاران رسانه‌های فارسی خارج از ایران واکنش نشان داد و در توئیتر خود نوشت که «رژیم ایران برای ارعاب و ساکت کردن روزنامه‌نگاران رسانه های فارسی زبان تلاش می‌کند چرا که می‌داند حقیقت، بزرگترین تهدید تداوم حکومت آنها است.»

در هفته های گذشته اعلام شده بود که دولت و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیه خبرنگاران مشغول به کار در برخی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران بار دیگر محدودیت‌هایی، از جمله ممنوع المعامله کردن، اعمال کرد.

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز اعلام کرد که در ۱۱ ماه گذشته ۲۵ مورد آزار خانواده‌های روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور گزارش شده است.

این گزارش با واکنش آماندا بنت، رئیس صدای آمریکا همراه شد و خانم بنت برخورد نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی با خبرنگاران رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، از جمله صدای آمریکا، و تهدید و ارعاب خانواده های آنها را به شدت محکوم کرد.

وزیر خارجه آمریکا نیز تهدید روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول به کار در رسانه‌های خارج از ایران توسط رژیم ایران را محکوم کرد و آن را نمونه‌ای از رفتار شریرانه ایران دانست که پیش از آن پرزیدنت ترامپ درباره آن هشدار داده بود.

No responses yet

Dec 17 2019

اختصاصی؛ یکی از مقامات خوزستان: ۱۴۸ نفر در ماهشهر جان‌ باخته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

اختصاصی ایران وایر: بیشتر جان‌باختگان مربوط به سرکوب معترضان در سربندر، شهرک جراحی و نیزار در روز دوشنبه ۲۷ آبان و کوره‌ها (شهرک طالقانی) از غروب دوشنبه ۲۷ آبان تا صبح سه‌شنبه ۲۸ آبان است.

بنابر خبری که از طریق یکی از مقامات استان خوزستان به دست ایران‌‌وایر رسیده است در جریان ۵ روز سرکوب اعتراضات در این شهرستان، از عصر جمعه ۲۴ آبان تا غروب سه‌شنبه ۲۸ آبان، در مجموع ۱۴۸ نفر از مردم (معترضان و همچنین رهگذران و تماشاچیانی که بخشی از معترضان نبوده‌اند) و ماموران امنیتی و انتظامی جان‌باخته‌ و کشته شده‌اند. بیشتر جان‌باختگان مربوط به سرکوب معترضان در سربندر، شهرک جراحی و نیزار در روز دوشنبه ۲۷ آبان و کوره‌ها (شهرک طالقانی) از غروب دوشنبه ۲۷ آبان تا صبح سه‌شنبه ۲۸ آبان است.

شواهدی وجود دارد که ماموران امنیتی کشته‌شده نیز عمدتا در جریان مقاومت مسلحانه بخشی از معترضان در شهرک کوره در روز سه‌شنبه هدف قرار گرفته و جان خود را از دست داده‌اند. یکی از شاهدان عینی که پیش‌تر با ایران‌وایر گفت‌و‌گو کرده است گفته بود بخشی از نیروهای عمل‌کننده در جریان سرکوب کوره‌ها از گردان‌های غیرایرانی سپاه قدس بوده‌اند و کشته‌های نیروهای امنیتی هم عمدتا از همان گردان‌ها بوده‌اند. ایران‌وایر و رسانه‌های دیگر صحت این ادعا را نمی‌توانند تایید کنند.

بر اساس سندی که به دست ایران‌وایر رسیده است (اما ما بنا بر ملاحظات امنیتی قادر به انتشار تصویر آن نیستیم) ماموران امنیتی در ماهشهر از چند روز پیش از اعتراضات، انتظار داشته‌اند چنین اعتراضاتی در این شهرستان بروز کند و خود را برای مقابله با آن آماده کرده بودند.

No responses yet

Dec 16 2019

بیانیه اعضای جامعه پزشکی: گویا حکمرانان این کشور را هیچ عبرتی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: جمعی از اعضای جامعه پزشکی ایران در بیانیه‌ای به مناسبت اعتراضات آبان‌ماه، مواجهه خشونت‌بار با اعتراضات مردمی را محکوم کرده و نوشتند که «نیروهای پیدا و پنهان نظامی، انتظامی و امنیتی به روی مردم آتش گشودند و به بهانه خرابکاری و اغتشاش اندکی فرصت‌طلب، دوباره اعتراضات به حق مردم را به بیگانگان نسبت دادند.»

این بیانیه که امضای ۱۵۰ پزشک را پای خود دارد اعتراضات آبان‌ماه را مردمی دانسته و نوشته است که «امروز مهمترین چالش کشور بحران ناکارآمدی است.»

این بیانیه می‌افزاید: «کشور ما با منابع سرشار خدادادی می‌بایست شرایطی بسیار بهتر از وضع موجود داشته باشد. متأسفانه دولتمردان کشور در سالیان گذشته با ماجراجویی‌های پر‌هزینه و کم‌فایده کشور را به کرات تا لبه پرتگاه برده و هر بار پس از مذاکره‌های اجباری با دادن امتیازهای فراوان برای خود فرصت خریده‌اند.»

جمع پزشکان امضاکننده بیانیه در ادامه آورده‌اند: «این باور باطل سال‌هاست که در حال تکرار شدن است و گویا حکمرانان این کشور را هیچ عبرتی نیست. مردم ایران با فرهنگ و تمدن چند هزار ساله به دنبال آرامش و ثبات در داخل مرزهای خود هستند. ماجراجویی‌هایی که موجب تقویت ایران‌هراسی در سطح کشورهای منطقه و دولت‌های دنیا شده‌است، امروز بزرگترین عامل برای بی‌ثباتی در داخل و دشمن تراشی در خارج کشور هستند.»

در بخش دیگری از بیانیه آمده است: «فشارهای متعدد در بخش‌های مختلف جامعه عرصه را برای مردم به شدت تنگ کرده است. بیکاری و فقر و اعتیاد و تبعیض برای تحت فشار قرار گرفتن طبقه آسیب‌پذیر، جلوگیری از آزادی‌های اجتماعی برای به ستوه آوردن طبقه متوسط و سخت‌گیری‌های شدید و فشارهای مختلف فردی و اجتماعی به نخبگان و کارآفرینان، همه و همه جامعه امروز ایران را به سمت خشم و نفرت سوق می‌دهد. این روزها حال سرزمین کهن ما با تاریخ پر افتخار چندین هزار ساله بدتر از همیشه است. اگر امروز برای سلامت تن و روح جامعه ایرانی فکر نکنیم خیلی زود دیر خواهد شد.»

No responses yet

Dec 14 2019

گفت و گو با نماینده سوئد در پارلمان اروپا که پیشنهاد دقیقه‌ای سکوت به احترام جانباختگان اعتراضات ایران را داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: در جلسه دیروز اتحادیه اروپا، بسیاری از اعضا خواهان موضع‌گیری کشورهای اروپایی علیه سرکوب اعتراضات اخیر در ایران شدند.

یکی از این نمایندگان چارلی ویمار، نماینده سوئد در پارلمان اروپا بود. او از پارلمان اروپا خواسته که هفته آینده در نشست خود برای احترام به جانباختگان اعتراضات آبان۹۸ ایران یک دقیقه سکوت کنند و این می‌تواند تلاشی برای توجه دادن به نقض حقوق بشر در ایران و ابراز امیدواری کرد که این اقدامات باعث شود که افرادی که در ایران بازداشت شده اند، آزاد شوند.

او در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی گفت: “تصاویری که از ایران طی ماه گذشته بیرون آمده به معنای واقعی شوکه کننده بوده است و بی رحمانه بوده است. کشورهای اروپایی متحد هستند که در جهت حقوق بشر و مخصوصا حقوق کودکان اقدام کنند.”

گفتگو با چارلی ویمار، نماینده سوئد در پارلمان اروپا
او از پارلمان اروپا درخواست کرده برای احترام به جانباختگان اعتراضات #آبان۹۸ یک دقیقه سکوت کنند pic.twitter.com/f1gQyvuVe4

— BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) December 13, 2019

No responses yet

Dec 13 2019

هنوز در آن بیقوله قضایی آدم باشرف هم پیدا می‌شود: توقف فعالیت کانال تلگرامی آقای قاضی جنجالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: قاضی رسول‌ احمد‌زاده در حکم برائت دو راننده تریلی، نوشته بود حضور آنها در اعتراضات آبان ۹۸، «نافرمانی مدنی» بوده است

فعالیت کانال تلگرامی «مٌقسط» که توسط قاضی رسول احمد‌زاده، دادرس شعبه چهارم دادگاه عمومی بخش چهارباغ، اداره می‌شد متوقف شده است.

این خبر از این جهت معنادار است که در روزهای اخیر حکم صادره توسط این قاضی درباره یک پرونده مرتبط با اعتراض‌های آبان ۹۸ در شبکه‌های اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفته بود.

آقای احمدزاده در این حکم که مربوط به دو راننده تریلی بود و روز ۱۷ آذرماه صادر شد، اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» را رد کرده و نوشته بود: «اعتراض غیرمسلحانه به حکمرانی نامطلوب» روشی است «منطبق بر نافرمانی مدنی» و «اخلالی به مبانی اسلام نداشته است».

او در این حکم نوشته بود که این نوع اعتراض «روشی خشونت‌پرهیز برای اعتراض به سیاست غلط بنزینی» است و بنابراین متهمان را از اتهام «اخلال» تبرئه کرده بود.

این قاضی همچنین نوشته بود که طرح گران‌ کردن بنزین «غیر کارشناسی بوده و عرف جامعه ایرانی دولتمردان را مسئول اخلال به وجود آمده می‌داند»، یعنی مردم ایران دولت حسن روحانی را «مسئول اخلال» می‌دانند.

این قاضی پس از بازتاب گسترده حکم در صفحه اینستاگرامش توضیحاتی داد و نوشت: «بهتر بود که نقد سیاست‌های دولتی از حیث کارشناسی را به متخصصان این امر واگذار کرده» و در حکم به آن اشاره نمی‌کرد.

او همچنین نوشت که «اساسا قصد نقد و تحلیل» نداشته، «تفاسیر مختلفی از رای» او شده، معنای این حکم این نیست که با رفتار‌های «مخل نظم و امنیت عمومی» مدارا می‌شود و صرفا خواسته است که با صدور این حکم «بخشی از اعتماد عمومی از دست رفته» را بازگرداند.

این قاضی همچنین با تقدیر از رویکرد ابراهیم رئيسی در قوه قضاییه وعده داد که به زودی حکم ۱۱ معترض دیگر که به گفته او اتهام‌شان «آتش‌ زدن خودروی آتش‌نشانی شهر چهارباغ» کرج است، صادر می‌شود.

توضیحات او درباره حکم صادره و توقف فعالیت کانال تلگرامی‌اش که نخستین بار رای او درباره دو راننده تریلی را در آن منتشر کرده بود، روشن می‌کرد که او با فشارهایی در داخل و خارج از قوه قضاییه روبه‌رو است.

آقای احمدزاده در این کانال تلگرام برخی احکام قضایی صادره را منتشر می‌کرد. فعالیت او در این شبکه اجتماعی که با فشار و تاکید مقام‌های قضایی فیلتر شده است نیز جالب توجه بود.

اما علاوه بر بازتاب این حکم در شبکه‌های اجتماعی که توام با استقبال و تایید عمومی بود، برخی رسانه‌های نزدیک به دولت روحانی از این حکم انتقاد کردند.

وب‌سایت خبرآنلاین در گزارشی که روز سه‌شنبه ۱۸ آذر منتشر کرد نوشت «حدود صلاحیت قاضی در صدور رای چقدر است؟» و «بعید به نظر می‌رسد این را بتوان رایی مطابق موازین قضایی دانست».

در گزارش این وب‌سایت از این که قاضی احمدزاده دولت را مقصر ماجرای بنزین دانسته انتقاد شده و آمده بود: «آیا نمی‌توان به این قاضی ایراد گرفت که چطور «غیرکارشناسی بودن» طرح افزایش نرخ بنزین را احراز کردید؟»

این قاضی پیش از این هم به دلیل صدور حکم بازداشت مدیر یک کارخانه که حقوق کارگرانش را نپرداخته بود و همچنین صدور حکم تخریب چند ویلا که گفته می‌شد متعلق به «آقازاده‌ها» است، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته بود.

No responses yet

Dec 12 2019

سعید مدنی: تا اطلاع ثانوی ایران در وضعیت جنبشی قرار دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سعید مدنی می‌گوید:از دی ماه 96 تا امروز جمعیت تهی‌دستان به شدت افزایش پیدا کرده است و جمعیت بیشتر نگران عواقب افزایش قیمت بنزین هستند.
دکتر سعید مدنی، جامعه‌شناس، پژوهشگر علوم اجتماعی و نویسنده کتاب‌های «جنبش‌های اجتماعی و دمکراتیزاسیون» و «ضرورت مبارزه با فقر و نابرابری در ایران»

حدود چهار هفته از اعتراضات خیابانی که هم‌زمان با افزایش نرخ بنزین آغاز شد، می‌گذرد، اعتراضاتی که با سرکوب گسترده و خشونت‌آمیز معترضان از سوی حکومت پایان یافت. با دکتر «سعید مدنی»، جامعه‌شناس، پژوهشگر علوم اجتماعی و نویسنده کتاب‌های «جنبش‌های اجتماعی و دمکراتیزاسیون» و «ضرورت مبارزه با فقر و نابرابری در ایران» درباره اعتراضات اخیر که دلیل شکل‌گیری آن فقر، نابرابری و مشکلات معیشتی بود، گفت‌وگو کرده‌ایم.

حکومت در روزهای اخیر بارها معترضان را به اعمال خشونت در رفتارهای خود متهم کرده و حتی پا را فراتر از این گذاشته و اعلام کرده که شلیک به معترضان کشته‌شده از سوی مردم انجام شده است. به نظر شما آیا درمجموع اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اعتراضاتی خشونت‌آمیز بود؟

خیر. فرهنگ سیاسی کلیت جامعه ما در سال‌های گذشته به سمت حرکات مدنی پیش رفته است. در حافظه جمعی مردم ما هنوز راهپیمایی سکوت ۲۵خرداد۱۳۸۸ جنبش سبز همچنان زنده است. جامعه ما به‌خوبی یاد گرفته که بیان اعتراض به‌صورت مدنی و غیر خشونت‌آمیز فایده بیشتر و هزینه کمتری دارد. حرکاتی مثل خاموش کردن ماشین در خیابان یا نشستن مردم برخی شهرستان‌ها در خیابان، شکلی کاملا مدنی از بیان اعتراض است.
باید توجه کنیم که این حرکات در شرایطی انجام‌شده که تمام ساختارهای قانونی، سیاسی و مدیریتی حاکم بر کشور، در دهه‌های اخیر به‌شدت مردم را به سمت خشونت سوق داده است و اگر هم خشونتی از سوی بخش‌هایی از معترضان رخ‌داده واکنشی بوده و حاصل اعمال سیاست سرکوب البته نمی‌توان منکر این شد که در سال‌های اخیر به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی–اجتماعی، روند خشونت در جامعه ایران روبه افزایش بوده است؛ مثلا میزان خشونت‌های بین فردی و خشونت‌های خانگی به‌شدت افزایش یافته است. خشونت ساختاری، فراگیرترین، شدیدترین و ماندگارترین نوع خشونت است و سطوح دیگر خشونت ازجمله خشونت فردی، خانوادگی و حتی جمعی، تابعی هستند از خشونت‌هایی که ساختارها به جوامع تحمیل می‌کنند.

می‌توانید خشونت ساختاری را به شکل مصداقی توضیح دهید؟

تصویب قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان، اقلیت‌ها و سایر گروه‌های محروم یا مقاومت ساختار‌ها در برابر تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، خشونت را در سراسر جوامع بازتولید می‌کند. سیاست‌های ناعادلانه اقتصادی، ضد توسعه، رانتی و کاهنده رفاه عمومی، نظام مبتنی بر فساد، تبعیض و فزاینده فقر و نابرابری را که مولد خشونت فرادستان علیه فرودستان است، تقویت می‌کند. سیاست‌های خارجی تنش‌زا مولد ناامنی عمومی بوده و احساس عدم امنیت را پراکنده، به مهاجرت اجباری تحصیل‌کردگان و طبقه متوسط منجر می‌شود تا آن‌ها را در معرض انواع خشونت‌ها در آن‌سوی مرزها قرار دهد.
آیا جامعه‌ای که هر شب با نگرانی از وقوع جنگی قریب‌الوقوع به خواب می‌رود در معرض خشونتی نظام‌مند نیست؟ آیا خشونتی فراگیرتر از تورم ساختاری که هرروز فشار و استرس بیشتری بر مزدبگیران طبقات متوسط و فقیر تحمیل می‌کند می‌توان سراغ گرفت؟ آیا خشونت را جز در چهره کودکان خیابانی، زباله جمع‌کن و آن‌ها که به‌جای حضور در کلاس‌های درس ناچارند تمام روز را در کارگاه‌های آجرسازی، شیشه‌گری یا امثال آن بگذرانند می‌توان یافت؟ آیا خشونتی تلخ‌تر از دردی که تمام وجود زن اخراج شده توسط کارفرمای حریص را فراگرفته می‌توان تجسم کرد؟ آیا خشونتی مخرب‌تر از زندگی روزمره کارگران و زحمت‌کشانی که هرروز با اضطراب از دست دادن کار یا پرداخت نشدن حقوق آخر ماه از خواب برمی‌خیزند، می‌توان سراغ گرفت؟ آیا خشونتی بی‌پرواتر و شرم‌آورتر از خون بر برف شتک‌زده کولبران هست؟ یک ملت قربانی رسوخ خشونت ساختاری در همه ابعاد زندگی است.
بااین‌وجود، به نظر من به‌طورکلی اعتراضات اخیر مردم لااقل در روز اول و پیش از مداخله ماموران نظامی و امنیتی مسالمت‌آمیز و مدنی بود. بخش بزرگی از خشونت اعمال‌شده از سوی شماری از معترضان، صرفا واکنش آن‌ها به برخورد خشن نیروهای امنیتی بود. مردم در ابتدا نشان دادند که به اعتراض مدنی گرایش دارند اما برخورد بسیار خشنی با آن‌ها شد. به‌قول‌معروف گنجشک‌ها را با تانک زدند. برخی گزارش‌ها هم از تخریب اموال عمومی توسط برخی افراد سازمان‌دهی شده از سویی نهادهای رسمی حکایت دارد.
شما در میان همین بازداشتی‌هایی که از صداوسیما تصویر اعترافات آن‌ها پخش‌شده هنوز کسی را ندیدید که به تخریب اموال عمومی و آتش زدن آن‌ها یا ضرب و شتم دیگران اعتراف کرده باشد.

در اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ گفته شد که غیر از طبقه فرودست جامعه، طبقه متوسط هم در آن اعتراضات شرکت داشتند. فکر می‌کنید آیا در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ هم طبقه متوسط نقش پررنگی داشت؟

طبعا طبقاتی در یک کنش اعتراضی وارد می‌شوند که انگیزه لازم را برای آن کنش اعتراضی داشته باشند. افزایش قیمت بنزین بر اساس تجربیات قبلی زندگی طبقه فرودست را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مطالعاتی که در ایران انجام شده نشان می‌دهد بعد از هر بار افزایش قیمت انرژی به‌ویژه بنزین، هزینه خانوارهای دهک اول تا ششم جامعه دچار تغییر می‌شود. به‌این‌ترتیب که آن‌ها ناچار می‌شوند از هزینه تفریح، آموزش و مسکن بکاهند و هزینه خوراک و حمل‌ونقل خود را افزایش دهند و درنتیجه از کیفیت زندگی آن‌ها بسیار کاسته می‌شود. به‌این‌ترتیب افزایش قیمت بنزین طبقات کم‌درآمد و به‌ویژه دهک‌های پنجم به پایین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ هم به همین‌گونه بود. با این تفاوت که از دی‌ ۱۳۹۶ تا امروز جمعیت تهی‌دستان به‌شدت افزایش پیدا کرده است و جمعیت بیشتر نگران عواقب افزایش قیمت بنزین هستند.
از سوی دیگر علاوه بر شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین، باید نارضایتی‌ای قبلی را به انگیزه‌های اعتراض اضافه کرد.

با توجه به اخبار منتشرشده به نظر می‌رسد بیشتر شرکت‌کنندگان در این اعتراض‌ها جوانان هستند و حاشیه‌نشینان بیشتر درگیر اعتراضات بوده‌اند.

بالا بودن نرخ تورم، بیکاری و پایین بودن احساس امنیت انسانی بحران‌هایی هستند که برای همه اقشار جامعه وجود دارند امّا بیشترین تهدید این وضعیت متوجه گروه‌های سنی جوان است.
به‌این‌ترتیب، انگیزه اعتراض برای جوانان بسیار بیشتر است. علاوه بر این عده‌ای فرض می‌کنند که فرودستان فقط همان حاشیه‌نشینان شهری هستند. اولا همان‌طور که گفتم با توجه به افزایش فقر و نابرابری در دو سال گذشته، فقرای جامعه (فرودستان) بسیار بیشتر از حاشیه‌نشینان شهری هستند. نکته دیگر این‌که حاشیه‌نشینی شهری، تعریف کاملی برای کسانی که دچار فقر مسکن هستند نیست.
مطابق برخی برآوردها حدود ۸ تا ۱۵ میلیون نفر از جمعیت ایران در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. از دیدگاه برخی اسکان غیررسمی یا به تعبیر نه‌چندان دقیق حاشیه‌نشینی به معنای تمام كسانی است كه در محدوده اقتصادی شهر ساكن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده‌اند. جاذبه شهرنشینی و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش جدا كرده و به‌سوی قطب‌های صنعتی و بازارهای كار كشانده است. ساکنان مناطق غیررسمی، كسانی هستند كه در سکونت‌گاه‌های غیرمتعارف در کنار ساكنین بافت اصلی شهر زندگی می‌كنند. گروه‌های مزبور بیشتر بر اثر نیروی دافعه خاستگاه، چون فقر و بیكاری از زادگاه خود رانده‌شده و به شهرها روی آورده‌اند. ازآنجاکه اكثریت این گروه‌ها بی‌سواد بوده و مهارت لازم را جهت جذب در بازار كار شهرها ندارند، از شهر رانده و به حاشیه كشانده می‌شوند. از سوی دیگر گفته‌شده: «سکونتگاه‌های غیررسمی نظام‌های اجتماعی پیچیده و پویایی هستند که تغییرات پیوسته‌ای را سپری می‌کنند.»
حاشیه‌نشینی به‌نوعی مسكن گفته می‌شود كه افراد بدون اجازه و یا پرداخت اجاره‌بها، مكانی را اشغال كرده و آن را پناهگاه خویش قرار داده‌اند. در مناطق حاشیه‌نشین چهره فقر شدیدا نمایان است البته تمام حاشیه‌نشینان از مهاجران تشكیل نشده‌اند، بلكه بخشی از آنان افرادی هستند كه ساكنان همیشگی شهر بوده‌اند، ولی به علت فقر اقتصادی در واحدهای مسكونی غیراستاندارد زندگی می‌كنند و جزو حاشیه‌نشینان محسوب می‌شوند. در سال‌های اخیر به‌واسطه افزایش نابرابری و تورم و کاهش سطح رفاه، گروه‌های اجتماعی زیادی در دل شهرها دچار فقر شده‌اند یا به‌اجبار در منازلی با کیفیت پایین ساکن شده‌اند؛ بنابراین جمعیت‌های دچار فقر مسکن تنها در مناطق حاشیه‌های شهرها زندگی نمی‌کنند؛ بنابراین در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اگرچه طبقه فرودست جامعه نقش پررنگی در اعتراضات داشتند اما این اعتراضات در متن شهرهایی ازجمله شیراز هم دیده شد.

بارها گفته‌شده که طبقه متوسط شهری حاملان اصلی مطالبه دموکراسی در جامعه هستند. از سوی دیگر با توجه به گفته شما طبقه متوسط جامعه هم دچار فقر شدید شده و دغدغه‌های معیشتی پیدا کرده آیا لزوماً بودن یا نبودن طبقه متوسط شهری در این اعتراضات می‌تواند تغییری در مطالبات دموکراسی‌خواهانه آن ایجاد کند؟

همان‌طور که گفته شد در این اعتراضات علاوه بر طبقات محروم جامعه، جوانان هم نقش پررنگی داشتند. پس درواقع ما از یک‌سو با شورش معیشتی ناشی از شوک افزایش قیمت بنزین سروکار داریم و از سوی دیگر نیز با جنبش جوانان روبه‌رو هستیم که به‌طورکلی از وضع جامعه ناراضی هستند.
جنبش جوانان شهری تلاش‌های ناهماهنگی است که جهتی عام دارند و به آهستگی و همراه با تامل به سمت آن حرکت می‌کنند، درنتیجه جنبش جوانان طولانی‌مدت و متداوم است. این جنبش معمولا رهبری شناخته‌شده‌ای ندارد و تجمع یک اعتراض یا ترسیم کلی نوعی موجودیت آرمان‌شهری است؛ اما فاقد تعریف دقیق، از حیث جمعیت شناختی. منظور از جوانان، افرادی از جامعه است که در فاصله سنی ۱۵ تا ۲۹ سال قرار دارند. در غالب جنبش‌های جوانان و جوانان شهری دانشجویان و دانش‌آموزان محوریت دارند.
در میان جنبش‌های اجتماعی، جنبش‌های جوانان به دلیل ماهیت دموکراسی‌طلبانه‌شان، واجد اهمیت ویژه‌ای در مباحث گذار به دمکراسی هستند. جنبش‌های جوانان در همه کشورها به دنبال گسترش حقوق شهروندی، تثبیت حق تعیین سرنوشت و استقرار نظام‌های سیاسی دموکراتیک هستند. دموکراسی اساس مطالبات جوانان را تشکیل می‌دهد. دموکراسی خواهی هسته مرکزی مطالبات نسل جوان است که گاه ضد استعماری (زمینه‌سازی برای دمکراسی)، گاه ضد استبدادی (استقرار دموکراسی) و گاه به شکل مبارزات سیاسی اجتماعی در درون نظام سیاسی دموکراتیک است. از منظر جامعه‌شناختی، جنبش‌های جوانان متکی به طبقه‌ی خاصی نبوده و دانشجویان و دانش آموزان محور اصلی جنبش را تشکیل می‌دهند. آن‌ها به دلیل در اختیار داشتن وقت کافی، ارتباط و تعامل نزدیک با ایدئولوژی و تفکرات نو و برخورداری از اعتبار و منزلت در میان مردم از ویژگی‌های مناسب‌تری برای ایفای نقش جدی‌تر در میان جوانان و انسجام‌بخشی به یک جنبش اجتماعی در راستای گذار به دموکراسی برخوردارند این جنبش جوانان ترکیبی است از طبقات فرودست و متوسط با دغدغه‌های خاص خود. ولی نباید این موضوع را نادیده گرفت که در همین جنبش جوانان هم به دلیل وضعیت معیشتی حاکم انگیزه‌های اقتصادی برای اعتراض بالا است.
نکته مهم دیگر این است که طبقه متوسط اگرچه در حال حاضر با دغدغه معیشتی جدی روبه‌رو است اما این دغدغه‌ها باعث نمی‌شود این طبقه مطالبات سیاسی و فرهنگی خود را فراموش کند.
پس اگرچه اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ از نوع جنبش نان بود اما اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تنها به اعتراضات معیشتی محدود نبود و مطالبات سیاسی هم در آن دیده می‌شد.
در فیلم‌های مربوط به این اعتراضات بیان مطالبات سیاسی مشخص است. ضمن این‌که اگرچه شروع هر اعتراض موضوع و محرک خاصی است که انگیزه آغازین کنش اعتراضی را شکل می‌دهد ولی هیچ تضمینی نیست که در ادامه اعتراضات دیگر مطالبات هم مطرح نشود. در اعتراضات آبان اگرچه نقطه شروع کنش‌ها بالا رفتن قیمت بنزین بود ولی در ادامه شعارهای سیاسی هم از سوی معترضان شنیده شد.

پرسشی که معمولا بعد از اعتراضات این‌چنینی مطرح می‌شود این است که این اعتراضات شورش بود یا جنبش. هدف از بیان این سوال بیشتر بررسی این موضوع است که ببینیم چقدر این اعتراضات هدفمند، با برنامه و دارای مسیر مشخص بود و چقدر می‌توان به نتیجه رسیدن آن را محتمل دانست؟

بینید هم شورش و هم جنبش هر دو هدفمند هستند و سوگیری مشخص دارند. شورش اعتراضی به یک سیاست خاص است و جنبش علاوه بر اعتراض به سیاست خاصی، چشم‌انداز و آینده بهتر را هم در اهداف خود دارد و در مقایسه با شورش ماهیتی ایجابی دارد.
اما میان این دو کنش جمعی یعنی شورش و جنبش تفاوت‌های مهم دیگری هست. ازجمله این تفاوت‌ها، تداوم در حرکت است. هر جنبشی در ابتدا یک شورش است؛ یعنی به یک موضوع خاص اعتراض دارد ولی عوامل متعدد دیگری ازجمله تداوم اعتراض و شکل‌گیری منظومه‌ای از مطالبات که تصویر آینده بهتر را می‌سازد، می‌تواند یک شورش را به یک جنبش تبدیل کند.
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، ما وجوه سلبی اعتراض را به‌روشنی می‌بینیم اما تبدیل این اعتراض به جنبش نیازمند حضور نیروی اجتماعی است که آن را سازمان‌دهی کند و مطالباتی خاص را در دل این حرکت نشان دهد. فعلا ما شاهد چنین روندی نبودیم و درنتیجه می‌توانیم نتیجه بگیریم که اعتراضات آبان امسال بیشتر یک شورش بود تا جنبش.

شرایط امنیتی به‌ویژه سرکوب اعتراضات پیشین مثل اعتراضات جنبش سبز می‌تواند دلیل عدم مشارکت گسترده مردم تهران در اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ باشد؟

من فکر نمی‌کنم بتوان سرکوب جنبش سبز را عامل اصلی عدم مشارکت مردم تهران در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دانست. اولاً باید توجه داشت اعتراضات، در هر منطقه جغرافیایی به شکل متفاوتی جلوه می‌کند. ضمن آن‌که مناطق مختلف ایران از نظر میزان توسعه‌یافتگی شرایط متفاوتی دارند. شرایط مردم استان یزد از نظر آمار بیکاری با مردم کردستان بسیار متفاوت است. طبعاً انگیزه مردم برخی استان‌ها برای پیوستن به اعتراضات کمتر از بقیه مناطق است. بااین‌حال یک نکته مهم را نباید فراموش کرد. اعتراضات ده روز گذشته، تنها یک هفته به طول انجامید و این‌که تنها با تمرکز بر اعتراض یک‌هفته‌ای ما تحلیل قاطعی در مورد تقسیم‌بندی جغرافیایی آن ارائه کنیم، نادرست است. تردید ندارم اگر این اعتراضات بیشتر تداوم داشت مردم دیگر مناطق هم به آن می‌پیوستند. قبلا هم گفته‌ام تا اطلاع ثانوی ایران در وضعیت جنبشی قرار دارد.

No responses yet

Dec 11 2019

ابوالفضل قدیانی: برخلاف آنچه که برخی می‌گویند تحریم انتخابات انفعال نیست، شرکت در انتخابات مجلسی نمایشی-فرمایشی که چنین عقیم و افلیج شده انفعال کامل است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,شورش

اطلاعات نت: تلک الدار الاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین (سوره قصص-آیه ۸۳)

پیش از آنکه مستبد امروز ایران، علی خامنه‌ای، کارنامه تاریک خود را به ننگ کشتار آبان ۹۸ نیز بیالاید، مدتی بود عده‌ای که به نام اصلاح‌طلبند و به صفت منفعت‌طلب، بر طبل توخالی و رسوای “بهبود تدریجی امور بدون تغییر اساسی ساختار حاکم” می‌کوبیدند و می‌کوشیدند باز خلق خدا را بفریبند و از نمد صندوق آرا کلاه بقای در قدرت برای خود بدوزند. و عجبا که هنوز خون شهیدان این کشتار بر خاک وطن نیارمیده، همچنان در علن و خفا متمسک به این استدلال سیاه می‌شوند. بعضیشان هنوز به شعبده این حقه غرّه‌اند و بعضی دیگرشان جهت رضایت استبداد در تنور خیمه‌شب‌بازی انتخابات آتی می‌دمند تا به گمان خود بقایشان را در سپهر سیاسی کشور تضمین کنند. این منفعت‌جویان و عافیت‌طلبان را باید به خود وانهاد که الغریق یتشبث بکل حشیش.

به خاک و خون کشیده شدن بسیاری از هموطنان در آبان‌ماه نتیجه محتوم حکمرانی مستبدانه و ناکارامد و فاسدی است که خود علت ایجاد و در عین حال محصول نظارت استصوابی همه-جا-حاضر استبداد ولایت فقیه است. امتداد این استصواب استبدادی تنها محدود به رؤسای قوای سه‌گانه نیست بلکه دستگاه عریض و طویل امنیتی مستبد امروز ایران، قلع‌وقمع شورای نگهبان را در تمام اجزای بدنه مدیریتی و اجرایی کشور از طریق گزینش و حراست و … تکمیل می‌کند و اینچنین می‌شود که اکثر پست‌های مهم مدیریتی دستگاه‌های اجرایی و قضایی و انتظامی و نظامی نه به دلیل شایستگی بلکه به واسطه سرسپردگی به قدرت غصب می‌شوند.

سال‌هاست که تمامی ارکان حکومت با درجات مختلف از غربال ناصواب نظارت استصوابی می‌گذرد و طبیعتا و نتیجتا شایسته‌سالاری در این نظام محلی از اعراب ندارد. طرفه‌تر اینکه مستبد حاکم حتی با وجود این قلع‌وقمع باز نه به مجلس، نه به دولت و نه به بدنه مدیریتی اعتماد ندارد و به لطایف‌الحیل همین مجلس و دولت را مرعوب و مقهور و فرمان‌بر خود ساخته و نهادها و شوراها و بنگاه‌های عریض‌وطویل موازی پدید آورده است که بالکل از دایره نفوذ دولت و مجلس خارج‌اند. این نهادها و بنگاه‌ها مزید بر دولت مستأصل و معطل، مشغول بلع و غارت و حیف‌ومیل منابع ملی مطابق منویات ولی فقیه‌اند و اینچنین است که هر روز کشور را با بحرانی جدیدتر و وسیع‌تر دست به گریبان می‌کنند که کسی یارای حل و تسکین آنها را ندارد.

دولتی که نام امید را یدک می‌کشد بهای خاصه‌خرجی و سیاست خارجی دشمن‌تراشانه و خودخواهانه مستبد حاکم را از جیب مردم بیرون می‌کشد و این اتفاق عجیب نیست. چگونه دولت برآمده از نظارت استصوابی می‌تواند به خاطرش خطور کند که در برابر هوا و هوس و اشت‌های سیری‌ناپذیر دم و دستگاه استبداد (که عرض و طولش در تاریخ این سرزمین بی‌سابقه است) بایستد و از مستبد بخواهد که از ثروتی که از سفره مردم به غارت برده و در بنیادها و ستادها و آستان‌هایش انباشته خرج خاصه‌خرجی خود کند؟ حاشا و کلا که دولتی برآمده از استصواب جرأت چنین کاری کند.

امید اصلاح امور از سیاست‌ورزی عافیت‌اندیش صندوق‌محور در ساختار سیاسی ایران توهمی بیش نیست. به مراتب بدتر از آنچه که در سه دوره انتخابات اخیر مردم را از آن می‌ترساندند در زمان دولت روحانی و مجلس دهم بر سر مردم آمد و هنوز عده‌ای شرم نمی‌کنند که بگویند اگر فلانی آمده بود چنین و چنان شده بود. بر فرض که رئیسی، رییس جمهور بود و حداد عادل رئیس مجلس. چقدر دولت فرضی رئیسی و مجلس حداد عادل می‌توانست این بحران معیشتی فراگیر را تشدید کند؟ چقدر می‌توانست زندان‌ها را پرتر کند؟ چند نفر به این چندصد کشته فتاده به هامون می‌توانست بی‌فزاید؟ چقدر می‌توانست این تحریم‌های ظالمانه را فراگیرتر کند و چقدر و چقدر و چقدر؟

عددسازان و تحلیل‌بافان و فرافکنان هرچه کنند البته نمی‌توانند صورت مسئله را عوض کنند. مسئله‌ها جان‌های ازدسترفته و زندگی‌های تباه‌شده و مادران و پدران داغ فرزند دیده و فرزندان یتیم‌شده و نانآوران فقیر شرمگین خانواده هستند که تنها به دلیل تداوم سلطه مطلق ولایت فقیه و شبه‌سلطنت شخص علی خامنه‌ای چنین بیداد زمان را به دوش می‌کشند. و عجبا که هنوز کسانی این ملت را از ترس مرگ به خودکشی فرامی‌خوانند.

آیا بیست و دو سال آزمودن و آزمودن و آزمودن و صدباره به سد سدید استبداد خوردن، مدعیان اصلاح را بس نیست تا از اضغاث احلام “استفاده از فضاهای حداقلی‌ای که استبداد نبسته است” بیدار شوند؟ بس است مگر آنکه خود را به خواب زده باشند. بس است اگر بخواهند بفهمند که خسارت و خسران بقای استبداد آنقدر عظیم است که هر بهبود جزئی فرضی را به محاق می‌برد. بس است اگر بخواهند که ببینند مستبد امروز ایران بازی انتخابات را به مضحکه انتصابات بدل کرده است و از آنچه از صندوق این سیاه‌بازی در می‌آورد به جهان سکه مجعول مشروعیت می‌فروشد.

و اگر نخواهند “من جرّب المجرب حلت به الندامه”. در ساعتی سیل خروشان مردم می‌آید و در خواب ماندگان و خود-به-خواب-زنندگان را در غفلتشان می‌رباید.

اینجا لازم است که به یک سؤال مقدر و اکنون دیگر کلیشه شده و تهی جواب دهم. برخلاف آنچه که برخی می‌گویند تحریم انتخابات انفعال نیست، شرکت در انتخابات مجلسی نمایشی-فرمایشی که چنین عقیم و افلیج شده انفعال کامل است. شرکت در انتخابات بدون هیچ برنامه و اراده‌ای برای مهار استبداد تسلیم محض است. شرکت در انتخاباتی که به استبداد حاکم، بی مزد و منت مشروعیت و لاجرم طول عمر می‌بخشد تا شیره جان تتمه سرمایه اجتماعی این ملت را ببلعد مُعِدّ سوریه‌ای شدن این مرزوبوم کهن است. شرکت در انتخابات اسفندماه سال ۱۳۹۸ طعنه به خون صدها شهید و هزاران زندانی است که بسیاری‌شان به امید فردایی بهتر به فهرست به‌اصطلاح امید و دولت حسن روحانی رأی دادند اما در آبانماه سال ۱۳۹۸ در خون خود غلتیدند.

باری! انتخابات آتی رسواتر از آن است که دوگانه دروغین انتخاب بین بد و بدتر در آن بخش عمده‌ای از جامعه را مسحور شعبده خود کند. بیانیه صریح، شجاعانه و قاطعانه میرحسین موسوی و تفسیر روشنگرانه فرزند شیخ اصلاحات از توصیه اخیر ایشان، نیز تزویر لاف زدن از حق ملت از یک سو و خضوع در برابر اصحاب قدرت و لکنت در برابر جنایت از سوی دیگر را بیش از پیش برای منفعت‌طلبان جریان اصلاح‌طلب دشوار و ای بسا ناممکن کرده است. سختتر شدن ریاورزی و سالوسی در شرایط امروز ایران اتفاق مبارکی است که باید آن را به فال نیک گرفت. زمان و زمانه نشان خواهد داد که چه به سرعت خط سبز اصلاح‌طلبی راستین از دورنگی منفعت‌طلبی جدا می‌شود و هرچه مرزها شفاف‌تر اراده‌ها برای تغییر سرنوشت مقدر مصمم‌تر. امید دارم که بعضی از نیکدلانی که حب جاه و تعلق خاطر به قدرت ندارند بلکه به تحلیل غلط دچارند زودتر به اشتباه تحلیلی خود پی برند و از افتادن در دام شرکت در این انتخابات رسوا برهند.

هرچند سرد بودن بساط انتخابات حکومت ولایت فقیه محرز است اما اینکه این امر استبداد را وادارد که عقب نشیند و به انتخابات آزاد تن دهد نیز سودای خام و آرزوی محال است. انتخابات پیش رو بایستی با تمام توان، از سوی تمامی نیروهای دمکراسی‌خواه، از هر طیف و گرایش کنشگرانه تحریم شود بدین معنی که فعالین سیاسی، مدنی، صنفی، فرهنگی و … باید از هر فرصتی برای بیان و اعلام اعتراض بهره جویند. فراگیر شدن کنش اعتراضی است که می‌تواند در نهایت هیمنه سیاست النصر بالرعب را بشکند و مستبد امروز ایران، علی خامنه‌ای، را مجبور کند که تن به انتخابات آزاد دهد. شکستن هیمنه کاذب استبداد همانا پایان استبداد است. با فروریختن اقتدار پوشالین سیاست وحشت‌افکنی، انشاءالله بدون خشونت و کمترین هزینه، برگزاری رفراندوم تغییر قانون اساسی، الغاء حکومت ولایت فقیه و برقراری جمهوری دمکراتیک سکولار (به معنی جدایی نهاد دین از نهاد حکومت) چندان دور از دسترس نخواهد بود.

آمین!

والعاقبته للمتقین
ابوالفضل قدیانی
آذرماه ۱۳۹۸

No responses yet

Dec 09 2019

بهمن جعفری عاشق آزادی بود؛ برای کشتن آزادی، قلبش را هدف گرفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «من واقعا نمی‌دانم رضا آن لحظه مشخص، لحظه‌ای که گلوله‌ای قلبش را هدف گرفت، در اعتراضات شرکت داشت یا در حال گذر و نظاره بوده است اما این را یقینا می‌دانم که رضا عاشق آزادی بود و دراین‌باره و نارضایتی از وضعیت موجود بارها پیش‌تر صحبت کرده بود. با کشتن رضا، یک عاشق آزادی را کشتند. درست هدف گرفته‌ بودند، برای کشتن آزادی باید به قلبش شلیک کرد.»

این روایت درباره «بهمن (رضا) جعفری» یکی از جان‌باخته‌های شیراز است، روایت یکی از دوستان او که به‌شرط محفوظ ماندن هویتش با ما گفتگو می‌کرد. هنوز مشخص نیست چه تعداد از معترضان در جریان سرکوب اعتراضات شیراز جان‌باخته‌اند. نام تعدادی از جان‌باخته‌ها منتشر شده است و نام بسیاری هنوز مانده است منتشر شود. بهمن روز یکشنبه ۲۶ آبان در چهارراه زندان عادل‌آباد که محل تجمع بخشی از معترضان بود از روبرو هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و ساعتی بعد در آمبولانس جان باخت.

بهمن جعفری، ۲۸ ساله که در خانواده رضا صدایش می‌کردند تکنسین کامپیوتر بود و ساکن منطقه فرگاز در شیراز. بهمن یکی از بی‌شمار جوانانی بود که درگیر بیکاری و نداشتن هیچ چشم‌اندازی از آینده هستند: «رضا نتوانست متناسب با رشته تحصیلی کار پیدا کند و از بیکاری هم عاصی بود. مدتی بود در یک تعمیرگاه صاف‌کاری اتومبیل همان نزدیک‌های منطقه‌ محل زندگی‌اش، کارگری می‌کرد. پدر بهمن، رحمت جعفری، کارمند شرکت نفت بود و همه سال‌های جنگ را در آبادان گذراند. یکی از عموهای بهمن، اسفندیار، از جانبازان ۸۰ درصدی جنگ و سال‌هاست ساکن آسایشگاه جانبازان است. یکی دیگر از عموهای بهمن که او نام خود را از ایشان به یادگار دارد هم سال ۱۳۶۸ اعدام شد. این عموی بهمن در آبادان سال‌های جنگ در کمیته مردمی خدمت می‌کرد، اما ناگاه او را بازداشت کردند و مدتی بعد هم به دلایل غیرسیاسی اعدامش کردند.»

بهمن جعفری صبح یکشنبه حوالی ساعت ۱۰ صبح از خانه بیرون رفت. گویا قرار بوده به سرکار بود، اما ساعت ۱۱:۳۰ صبح یکشنبه ۲۶ آبان با خانواده بهمن تماس می‌گیرند و می‌گویند او نزدیک چهارراه زندان تصادف کرده است و به درمانگاهی همان نزدیکی منتقل شده است. چهارراه زندان خیلی به خانه بهمن نزدیک است و پدر و مادر او خیلی زود خود را به آنجا می‌رسانند و می‌بینند بهمن گلوله خورده و حالش بسیار وخیم است:‌ «گلوله کمی بالاتر از قلبش خورده بود. بهمن را با توجه به فقدان امکانات در آن درمانگاه، سوار آمبولانس کرده تا به بیمارستان مرکزی شیراز برسانند، اما او قبل از رسیدن به بیمارستان در همان آمبولانس جان ‌می‌بازد.»

گفته شده است برخی از جان‌باختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ نه در زمان شرکت در اعتراضات که در زمان نظاره آن و یا صرفا عبور ناگزیر از محل اعتراضات جان‌باخته‌اند. مشخص نیست این گزاره چقدر در مورد هر جان‌باخته‌ای صادق است: «بهمن آن‌طور که صاحب‌کارش به خانواده گفته است قرار بوده به محل کارش برود. آن‌ها در منطقه فرگاز شیراز می‌نشینند و آن روز خیلی از مغازه‌ها و کارگاه‌ها در مناطقی از شیراز، ازجمله نزدیک فرگاز که شاهد اعتراضات بود، بسته بودند. من واقعا نمی‌دانم رضا آن لحظه مشخص در اعتراضات شرکت داشت یا در حال گذر و نظاره بوده است اما این را یقینا می‌دانم که رضا عاشق آزادی بود و دراین‌باره و به‌کلی درباره نارضایتی خودش از وضعیت موجود بارها پیش‌تر صحبت کرده بود و می‌کرد. با کشتن رضا، یک عاشق آزادی را کشتند. درست هدف گرفته‌ بودند، برای کشتن آزادی باید به قلبش شلیک کرد.»

پیکر بهمن همان روز به پزشک قانونی منتقل می‌شود تا پس از اعلام علت مرگ و صدور گواهی فوت تحویل خانواده شود:‌ «خانواده می‌روند پزشک قانونی برای تحویل گرفتن پیکر بهمن؛ اما پیکر بهمن را تحویل ندادند و نگذاشتند کسی دیگر از اعضای خانواده هم پیکرش را ببیند. گفتند اینجا تجمع نکنید بروید هر وقت کار پزشک قانونی با این پیکر تمام شد خودمان خبرتان می‌کنیم بیایید تحویلش بگیرید.»

از روز دوشنبه دوندگی خانواده بهمن و مراجعات آن‌ها برای تحویل گرفتن پیکر او شروع می‌شود. اما هر روز تنها پاسخی که می‌گیرند این است که بروید خودمان خبرت می‌کنیم. درنهایت، ۵ روز پس از جان‌باختن بهمن، روز جمعه اول آذر از فرمانداری شیراز به منزل آن‌ها زنگ می‌زنند و از پدر بهمن می‌خواهند شخصا برای گرفتن نامه تحویل پیکر بهمن به آنجا مراجعه کند: «آنجا نامه تحویل پیکر را تحویل رحمت، پدر بهمن دادند و البته برای دادن همان نامه از او خواسته بودند برگه‌ای را امضا کند اما خوب پدر بهمن اصلا حال خوبی نداشته است و نمی‌داند چه چیز را امضا می‌کند و درواقع بدون خواندن برگه آن را امضا کرده بود. به آقای جعفری تنها گفته بودند این یک تعهدنامه است. بی‌گناهان را می‌کشند و بعد بابت پس دادن جنازه کشته‌شده تعهد هم می‌گیرند.»

خانواده بهمن روز جمعه پیکر او را تحویل می‌گیرند اما خانواده اجازه ندارد در اعلامیه ترحیم به علت مرگ او اشاره‌ای بکند، مکلف هم می‌شوند هر جا هم پرسیدند بگویند بهمن در اثر سانحه جان‌باخته است و علاوه بر همه این‌ها مقامات امنیتی اجازه نمی‌دهند پیکر بهمن در دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شود. تلاش سه‌روزه خانواده برای تغییر رای مقامات امنیتی شیراز در این مورد بی‌نتیجه می‌ماند. درنهایت اجازه داده می‌شود پیکر بهمن در دارالرحمه دیگری در حدود ۴۰ کیلومتری شیراز، دارالرحمه شهرک کُشَن، به خاک سپرده شود: «پیکر بهمن پس از سه روز بلاتکلیفی روز دوشنبه با حضور خانواده و ماموران امنیتی که نمی‌دانم برای چه آنجا بودند، در دارالرحمه کُشَن به خاک سپرده شد.»

خانواده بهمن جعفری از بختیاری‌های ایذه هستند که تا شروع جنگ همه ساکن آبادان بودند، بعد از شروع جنگ و ضرورت تخلیه آبادان در همان ابتدای جنگ، خانواده آن‌ها هم آواره سایر شهرهای کشور می‌شوند و ازجمله بخشی از خانواده در شیراز ساکن می‌شوند. اما این سکونت درازمدت خارج از خاندان موجب نمی‌شود برخی رسوم سنتی به فراموشی سپرده شود: «یکی از رسوم خاک‌سپاری ازدست‌رفتگان در میان بخش عمده‌ای از جنوبی‌های ایران، تاب دادن عزیز ازدست‌رفته داخل خانه است. تاب دادن یعنی گرداندن مرده برای آخرین خداحافظی از خانه‌اش. خانواده می‌خواستند پیکر بهمن، کوچک‌ترین فرزند خانواده را برای تاب دادن به خانه بیاورند، اما علی‌رغم اینکه آمبولانس حامل جنازه بهمن تا دم در خانه هم آمد، ماموران امنیتی اجازه پیاده کردن جنازه و بردن آن به داخل خانه و انجام این رسم را ندادند و خانواده ناچار شدند بهمن را مستقیم به دارالرحمه کُشن ببرند.»

علاوه بر همه این‌ها ماموران روز خاک‌سپاری و پیش از انجام مراسم، آقا رحمت، پدر بهمن را بار دیگر احضار می‌کنند. از او می‌خواهند اجازه ندهند برای مرگ بهمن چنان صدای شیون و زاری بلند شود: «داخل سردخانه و زمان شستن پیکر بهمن برای خاک‌سپاری هم ماموران امنیتی حضور داشتند تا خانواده یا حاضران از پیکر بهمن عکس و فیلم نگیرند. روی سروصدا کردن هم حساسیت داشتند. نباید صدای شیون و زاری کسی بلند می‌شد، نه پدرش، نه مادرش و نه برادرش و نه خواهرانش.»

ماموران امنیتی و قضایی شیراز برخلاف آنچه در تهران و البرز در دو روز گذشته انجام شد، هنوز در شیراز با خانواده بهمن محمودی دیداری انجام نداده‌اند و هنوز مشخص نیست بهمن جز افرادی است که قرار است به خانواده او پیشنهاد شهید شناخته شدن بهمن و دیه گرفتن داده شود یا نه: «مادر بهجت، مادر بهمن، هنوز در شوک است و تا حالا یک قطره اشک هم نریخته است. فکر نمی‌کنم چنین پیشنهادی را قبول کنند. مادر بهجت فقط می‌گوید می‌خواهد بداند چه کسی با پسر او چنین کاری کرده است. می‌گوید می‌خواهد بداند قاتل بچه‌اش کیست.»

این دوست بهمن می‌گوید او «بچه آرام و خوبی بود و کشتنش شوک زیادی به همه وارد کرده است.» خانواده در فکر برگزاری مراسم چهلم در مسجد هستند هرچند هنوز جایی را نگرفته‌اند و هماهنگی خاصی انجام نشده است اما بیش از آن می‌خواهند مساله جان‌باختن بهمن را پیگیری کنند و امیدوارند کسی پیدا شود تا بدانند چه رخ داده است شاید دلشان کمی آرام شود: «در برگه فوت نوشته‌اند برخورد جسم سخت. برخورد جسم سخت یعنی چه؟ به بهمن به‌قصد کشت شلیک کردند و او را به‌عمد کشتند.»

No responses yet

Dec 08 2019

متن‌ شناسیِ کوتاه اطلاعیهء آقای میرحسین موسوی, فرج سرکوهی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

اطلاعات: اطلاعیهء آقای میرحسین موسوی، به دلیل زبان انتقادی صریح و روشن، هدف گرفتن مستقیم «ولی فقیه» و در بند بودن نویسنده‌ء آن، نشانه‌ای است از شجاعت فردی و پای‌بندی نویسنده به اعتقادات خود و نیز نشانه‌ء آن که آقای موسوی نیز تا حد زیادی از جنبش سبز، اصلاحات در درون ساختار حکومت اسلامی و «ولی فقیه» برگذشته و اگر به این اطلاعیه پای‌بند باشد دیگر مبلغ مستقیم و غیرمستقیم شرکت در انتخابات به سود روحانی و نسخه‌های مشابه آن نخواهد بود؛ و اگر چنین باشد این اطلاعیه پیامی است جدی برای کسانی که هنوز به اصلاحات در درون ساختار جمهوری اسلامی و جنبش سبز فکر می‌کنند. اما:

1 ـ یک سان ‌انگاری ددمنشی حکومت اسلامی در روزهای اخیر، و در گذشته نیز، با کشتار میدان ژاله در این اطلاعیه، نه فقط از منظر شمار کشته ‌شدگان، (که حتا یک بار تیراندازی به مردم معترض نیز جنایت است)، که بعلاوه از منظر تفاوت بسیار این دو موقعیت، تفاوت ساختاری ارتش شاه با نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، تفاوت شیوه برخورد دو نظام استبدادی با معترضان، تفاوت ماهوی و ساختاری دو نظام سلطنتی و اسلامی و… مقایسه‌ای ناروا و کژدیسه کردن تاریخ است. کارنامهء جمهوری اسلامی در کشتار جمعی مردمان به آبان ماه امسال محدود نیست. نتایج کشتار میدان ژاله نیز، برخلاف بیانیه‌ی آقای موسوی، با نتایج کشتار مردم در روزهای اخیر یکی نیست.

2ـ شبیه‌ سازی‌هائی از این دست شاید پیامی را «ساده» کند اما تفاوت‌های ماهوی، ساختاری، تاریخی و… دو نظام و دو موقعیت متفاوت را پوشانده و به نتیجه‌ گیری ‌های نادرست منحر می‌شود به ویژه به هنگامی که سخن از دو نظام و دو موقعیت کاملا متفاوت در میان است.

3ـ نویسندهء اطلاعیه، خود، در کشتارهای جمعی 60 و 67 در قدرت بوده است. کارنامه گذشته هر سیاست ‌مداری بر حال و آیندهء او سایه انداخته و از معیارهای سنجش موضع‌ گیری‌ های او است. مسئولیت‌ پذیری از رکن‌های اصلی اعتقاد به دموکراسی و نشانهء احترام به ارزش‌های انسانی است و مسئولیت ناپذیری از نشانه‌های اصلی خوی استبدادی و بی‌صداقتی. جنبش سبز، که آقای موسوی رهبر اصلی آن بود، به تاریخ پیوسته است. اکثریت جامعه ایرانی از جنبش سبز برگذشته و امید به اصلاحات در درون ساختار حکومتی را به خاک سپرده است. دی ماه 96 و روزهای اخیر مهر تائیدی است بر این برگذشتن. این درست که بخشی از لایه‌های ثروتمند و بخشی از لایه‌های میان ‌درآمدِ برخوردار از رانت‌های نفتی هنوز هم از اصلاحات در درون ساختار مسلط سخن گفته و در اعتراض‌های مردمی اخیر حضور نداشتند اما بخش مهمی از لایه‌های میان ‌درآمد، حامیان سابق اصلاحات حکومتی و جنبش سبز، در سال‌های اخیر نابود و به اردوی کم‌درآمدها رانده شده‌اند، بخش مهمی سرخورده و بخشی از آنان به اعتراض‌هائی پیوسته اند که خواست اصلی آن گذر از نظام مسلط است.

4ـ آقایان موسوی و خاتمی و کروبی و دیگر چهره‌ها و نهادهای سیاسی اصلاح طلب حکومتی و جنبش سبز و دنبالهء تبلیغاتی آن‌ها در رسانه‌ها فارسی زبان خارج از کشور، و نیز هنربندان و سلبریتی ‌های رانتی که با تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم از روحانی و فهرست قاتلان امید خاتمی حمایت کردند، مسئولیت کارنامهء نامزد مطلوب خود را بر عهده دارند. کارنامهء دولت روحانی نیز میخ دیگری است بر تابوت اصلاح‌طلبی حکومتی.

5ـ تحقق خواست آقای موسوی در این اطلاعیه «معرفی آمرین و مباشرین این کشتار و محاکمه علنی آنها»، جز با سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن نیست چرا که همهء دولتمردان جمهوری اسلامی، از رهبر و فرماندهان سپاه و رؤسای نهادهای امنیتی و پلیسی تا رئیس جمهور و رؤسای قوهء قضائیه و مجلس و… به صراحت و روشن و واضح، گرچه با بیان‌های گوناگون، از کشتار مردم معترض حمایت کردند. «آمرین و مباشران» این کشتار، و کشتارهای قبلی، همهء دولتمردان سیاسی و نظامی و امنیتی و… نظام اسلامی هستند و محاکمهء آن‌ها، که خواستی به حق است، جز با سرنگونی این نظام ممکن نیست.

6ـ اگر آقای موسوی به شرط اصلی تحقق خواست خود اندیشیده و آن را پذیرفته باشد می‌توان گفت که او نیز خواهان گذر از نظام اسلامی است. این خواست و زبان و لحن این بیانه پیامی است روشن به کسانی که هنوز به رویای جنبش سبز دل بسته‌اند؛ پیامی که با مُهر رهبر جنبش سبز بر سپری شدن و به تاریخ‌سپاری این جنبش و ناممکن بودن اصلاحات در چارچوب اسلامی گواهی می‌دهد.

No responses yet

Dec 06 2019

آمریکا شمار کشته شدگان در «سرکوب خشن» شهروندان ایران را بیش از ١٠٠٠ نفر برآورد می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، سرکوب «خشن» تظاهرکنندگان در ایران را محکوم کرد و از گستردگی دستگیری‌ها در این کشور ابراز نگرانی نمود. اندکی پیش از او «برایان هوک» نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای ایران اعلام کرده بود که به نظر می‌رسد در سرکوب تظاهرات اخیر در جمهوری اسلامی ایران بیش از ١٠٠٠ نفر کشته شده باشند. مقامات ایران، نزدیک به سه هفته پس از آغاز این رویدادها، هیچ آمار کلی و دقیقی از شمار کشته شدگان، زخمی‌ها و افراد دستگیر شده ارائه نکرده‌اند. رئیس جمهوری آمریکا با اشاره به اسناد تازه‌ای که هر روز در این باره بدست می‌آید در سخنان خود، سرکوب مردم را «سهمگین و دهشتناک» توصیف کرد.

دونالد ترامپ که با سفیران کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در کاخ سفید دیدار می‌کرد، با اشاره به مقامات جمهوری اسلامی ایران گفت «آنها افراد بسیاری را می‌کشند و هزارها نفر از شهروندان خود را در سرکوبی دهشتناک دستگیر کرده‌اند».

رئیس جمهوری آمریکا که از اعضای شورای امنیت می‌خواست برای رویاروئی با تهدیداتی که جهان را در مخاطره قرار می‌دهد اقدام کنند، به وضعیت ایران اشاره کرد و گفت مقامات جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند تا مردم و جهان از آنچه می‌گذشت آگاه نشوند. وی از همین رو «رسانه‌ها را به انتشار اخبار و تهیۀ گزارش در این زمینه» فرا خواند و افزود «ایالات متحده همواره در کنار مردم آزادی خواه ایران خواهد بود».

پیش از سخنان رئیس جمهوری آمریکا، «برایان هوک» با اشاره به فراخوان مایک پمپئو که از ایرانیان خواسته بود اطلاعات، اسناد، ویدئوها و عکس‌های مربوط به سرکوب‌ها را در اختیار دولت آمریکا بگذارد، گفته بود وزارت امور خارجۀ این کشور تا آن هنگام پیام در این زمینه دریافت کرده است.

برایان هوک در کنفرانس مطبوعاتی خود گفت «به یقین می‌دانیم که صدها و صدها نفر در این سرکوب‌ها کشته شده‌اند» و به نظر می‌رسد که شمار کشته شدگان از آغاز رویدادهای اخیر تا کنون به بیش از ١٠٠٠ نفر برسد. این آمار بر پایۀ پیام‌ها و اسنادی که وزارت امور خارجۀ آمریکا دریافت کرده و نیز نتایج تحقیقات سازمان‌های بین‌المللی بدست آمده و از همین رو نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای ایران تاکید کرد که «در بارۀ این ارقام یقین کامل وجود ندارد، زیرا رژیم ایران از انتشار آزادانۀ اطلاعات جلوگیری می‌کند».

بگفتۀ برایان هوک، در سرکوب‌های دو هفتۀ پیش در ایران، «هزاران هزار نفر زخمی شده و حداقل ٧٠٠٠ تن نیز دستگیر و بازداشت شده‌اند».

نمایندۀ ویژۀ دولت آمریکا برای ایران با اشاره به سرکوب تظاهرکنندگان در ماهشهر در روز ١٦ نوامبر، گفت بر اساس اسناد و ویدئوهای دریافت شده، نفرات سپاه پاسداران «بدون هشدار بروی تظاهرکنندگان شلیک کرده» و سپس آنها را «در حال فرار» هدف قرار داده‌اند. بگفتۀ او نیروهای امنیتی و سپاه «تظاهرکنندگان را که از محل گریخته بودند محاصره کرده و با تیربار سنگینِ مستقر بر خودروهای نظامی آنان را هدف رگبار گلوله قرار داده‌اند». او با اتکا به ویدئوهای دریافت شده گفت «در میان [صدای] رگبار تیر، فریاد قربانیان شنیده می‌شود».

برایان هوک گفت «رویدادهائی که با اعتراضات اخیر در ایران شاهد آن بودیم، گسترده‌ ترین بحران سیاسی رژیمِ این کشور در چهل سال گذشته»، یعنی از هنگام وقوع انقلاب اسلامی در ایران محسوب می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .