اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for April, 2013

Apr 09 2013

پاسکاری 4 میلیارد یورویی پول بیت المال میان بابک زنجانی، مرتضوی و رستم قاسمی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

هاشمی نامه: در اختیار قرار داشتن چنین مبلغ هنگفتی حتی برای چند روز هم ارزش زیادی دارد و دست کم 500 میلیون یورو، تقریبا معادل مبلغ اختلاس سه هزار میلیاردی است که به خاطر آن چندین نفر به اعدام محکوم شده اند، اما تا کنون با بابک زنجانی و حامیانش هیچ برخوردی نشده است

در حالی که دو ماه از تصمیم به بازگرداندن 4 میلیارد یورو از پول نفت که در اختیار بابک زنجانی بوده است، می گذرد، این پول هنوز بازنگشته است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، حدود سه ماه قبل خبری در بازتاب درباره معامله بزرگ بابک زنجانی و سعید مرتضوی منتشر شد که براساس آن، بابک زنجانی قصد داشت با 4 میلیارد یورو از پول نفت که در اختیار وی بود، بخش بزرگی از شرکت های سودده سازمان تامین اجتماعی را خریداری کند.

این معامله که واسطه آن سید حسن میرکاظمی مشهور به رعیت بود، با افشاگری بازتاب و ورود نهادهای نظارتی متوقف گردید و در جریان استیضاح وزیر کار، فیلمی از جلسات مربوط به معامله، با حضور رعیت، بابک زنجانی و مرتضوی که توسط مرتضوی با دوربین مخفی ضبط شده بود، منتشر گردید.

صحنه ای از این فیلم: از راست، حسن میرکاظمی، بابک زنجانی، سعید مرتضوی

با این حال، یک هفته بعد از انتشار این فیلم، یکی از نزدیکان بابک زنجانی به خبرنگار بازتاب در دادسرای فرهنگ و رسانه گفت که «معامله بزرگ مرتضوی و بابک زنجانی لغو شده و وزارت نفت اعلام کرده است 4 میلیارد یوروی مذکور باید به حساب این وزارتخانه واریز شود».

با گذشت یک ماه از آن تاریخ، پیگیری های خبرنگار «بازتاب» نشان می دهد هنوز این پول عملا به حساب خزانه واریز نشده و ظاهرا بابک زنجانی با حواله کردن طلب وزارت نفت به جاهای مختلف، قصد ندارد این پول هنگفت را که بیش از 6 ماه است در بازگرداندن آن تاخیر دارد، به بیت المال بازگرداند.

گفته می شود بابک زنجانی به وزارت نفت اعلام کرده است، بخشی از این پول بابت بدهی ایران به ترکمنستان در قرارداد خرید گاز پرداخت نمی شود و بخشی دیگر نیز به جاهای دیگری حواله شده است و در نهایت 50 میلیون دلار از 4 میلیارد یورو نیز قرار بوده از طریق سویفت (سیستم جهانی انتقال پول) به کشور بازگردانده شود. جالب آن که این سویفت نیز از بانک بابک زنجانی که در منطقه بی مسئولیت مالزی ثبت شده و فاقد تایید بانک مرکزی مالزی است، انجام شده است.

اقدام بابک زنجانی در بازنگرداندن پول نفت، در حالی انجام می شود که در اختیار قرار داشتن چنین مبلغ هنگفتی حتی برای چند روز هم ارزش زیادی دارد و به راحتی ارزش خواب چهار و نیم میلیارد یوروی مذکور برای شش ماه تاخیری که به وجود آمده است، دست کم 500 میلیون یورو می باشد که تقریبا معادل مبلغ اختلاس سه هزار میلیاردی است که به خاطر آن چندین نفر به اعدام محکوم شده اند، اما تا کنون با بابک زنجانی و حامیانش هیچ برخوردی نشده است.

No responses yet

Apr 08 2013

بنیامین نتانیاهو: برای مقابله با تهدید ایران به هیچ کشوری اعتماد نخواهیم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، می گوید که اسرائیل برای مقابله با تهدید اتمی ایران نمیتواند به هیچ کشور دیگر حتی به دوستان نزدیک خود اعتماد کند.

نخست وزیر اسرائیل، روز یکشنبه در مراسم گشایش یادبود قتل عام یهودی‌ها در جنگ دوم جهانی در بیت المقدس گفت که اسرائیل از تلاش‌های جامعه بین‌المللی برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران استقبال می کند اما در هیچ حالتی «سرنوشت خود را بدست کشورهای دیگر، حتی دوستان نزدیک خود» نخواهد سپرد.

بنیامین نتانیاهو، در اظهارات دیروز خود گفت: «قتل عام یهودیان، باعث شد که ما با قاطعیت بیشتر، برای دفاع از خود بر نیروهای خودمان متکی گردیم.»

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در دیدار ماه آوریل خود از اسرائیل، تعهد کرده بود که برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی، تمامی تلاش‌های لازم را بکار خواهد برد.

نخست وزیر اسرائیل، یادآوری کرد که ایران بطور علنی تمایل خود برای نابودی اسرائیل را اعلام کرده و برای رسیدن به این هدف تمامی امکانات خود را بکار خواهد گرفت.

وی با یادآوری این موضوع که رهبران ایران اسرائیل را به «یک غده سرطانی» تشبیه کرده اند گفت: «کینه علیه یهودیان اکنون چهره بدل کرده و به کینه کشتارجویانه علیه دولت اسرائیل بدل شده است.»

بگزارش خبرگزاری فرانسه، شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل، نیز در سخنانی در مراسم یادبود قتل عام یهودیان گفت رهبران ایران قتل عام یهودیان را انکار و اسرائیل را به یک قتل عام دیگر تهدید می کنند.

رئیس جمهور اسرائیل به روحیه یهودی‌ستیزی در شماری از کشورهای اروپایی نیز اشاره کرد و گفت شرم آور است که عده ای از تجارب تلخ یهودیان نیاموخته اند و از بحران‌های کنونی برای ایجاد احزاب ضد یهودی استفاده می کنند.

مراسم اصلی یادبود قتل عام یهودیان امروز دوشنبه در اسرائیل و لهستان برگزار می شود.

No responses yet

Apr 08 2013

مصوبه ناگهانی دولت: ماجرای واردات چند ساعته 1000 دستگاه خودرو لوکس چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آفتاب: مصوبه ناگهانی دولت پس از واردات 1000 دستگاه خودروی لوکس با حجم موتور بالای 2500 سی سی از گمرک در نیمه دوم سال 91 با ابهامات گسترده‌ای مواجه شده است.
آفتاب: سال 91 که بازار خودرو با فراز و نشیب بسیاری روبرو شد، در واردات خودرو نیز اتفاقات ناخوشایندی افتاد که بوی رانت ‌می‌داد. ماجرا از این قرار است که دولت در سال گذشته مصوبه‌اي داشت که براساس آن، قرار شد تعرفه واردات خودرو در اواخر سال 91، 45 درصد و هر سال 5 درصد کاهش يابد.

براساس همين مصوبه، تعرفه واردات خودرو به 45 درصد کاهش يافت اما ساعاتي پس از این تصمیم، یکهزار دستگاه خودرو بالاي 2500 سي.سي با اين شرايط از گمرک ترخيص شد؛ خودروهایی که در گمرک مانده بودند تا با این تعرفه ترخیص شدند تا سودهای هنگفت بادآورده نصیب سوءاستفاده کنندگان از رانت اطلاعاتی کند.

این در حالی بود که دولت به طور ناگهانی در مصوبه جدیدی واردات خودرو با حجم موتور بالای 2500 سی سی را ممنوع کرد. حال این پرسش مطرح است که این 1000 دستگاه خودرو چرا در یک روز خاص از گمرک ترخیص و ناگهان واردات این نوع خودروها ممنوع شد.

گزارشها حاکی از آن است که یکهزار دستگاه خودرو بيشتر پورشه، بنز و بي.ام.و بودند که با قیمت‌ و سودهای بسیار بالا در بازار عرضه شدند.

به گزارش مهر، در سال 91 نزدیک به 40 هزار دستگاه خودرو به ارزش بیش از یک میلیارد دلار وارد کشور شده است.

No responses yet

Apr 08 2013

آيا مشايي بازهم با مرتاض مشهور ديدار مي كند؟‬

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

قالیباف نامه: شاید نزدیکی به زمان انتخابات باعث شده تا مشایی برای شنیدن پیشگویی های مرتاض هندی درباره نتیجه انتخابات و احتمالا تصمیم گرفتن در خصوص حضور یا عدم حضور خود در صحنه راهی هندوستان شود.
شفاف: خبر سفر اسفندیار رحیم مشایی به هند خواسته یا ناخواسته حرف و حدیثهای سفر دو سال پیش وی به این کشور را در اذهان تداعی می کند؛ سفری که حواشی آن بسیار پررنگتر از متن فضای رسانه ای را تحت تاثیر قرار داد.

رییس دبیرخانه جنبش عدم تعهد و کاندیدای احتمالی دولت در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در حالی سفر 5 روزه خود را به سه کشورآسیایی آغاز می کند که از ابتدای دولت دهم خبرهایی مبنی بر سفرهای مخفیانه وی به هند و دیدارهای پنهانی با مقامات و مرتاضان هندی همواره بخشی از اخبار غیر رسمی را تشکیل می داد.

در آن روزها اخبار ارتباط پنهانی رییس دفتر رییس جمهور با مقامات ارشد و مرتاضهای هندی به حدی داغ بود که خود رییس جمهور هم وارد عمل شده و به تکذیب آن پرداخت. این اخبار زمانی داغتر شد که به رغم حساسیت بالای مقامات امنیتی کشورمان به سفرهای پیاپی وی به هندوستان، مشایی در سفری که جنبه کاملا غیر رسمی و غیر کاری داشت با مسئولان بلند پایه هندی دیدار و مذاکره کرد.

آنگونه که سایت جهان نوشته بود در جریان ورود مشایی به هند که بدون برنامه ریزی قبلی و رعایت آداب و تشریفات کنسولی و دیپلماتیک صورت گرفت، تاکید و درخواست این مقام ارشد از مسئولان سفارت ایران برای تنظیم دیدار با مقامات عالی رتبه هندی با مقاومت سفیر مواجه شد. بطوری که سفیر تنظیم چنین دیداری را در این مدت کوتاه و بدون هماهنگی قبلی غیر ممکن عنوان کرد. اما پس از اصرار این مقام ارشد در انتقال این درخواست به مقامات هندی سفیر در کمال تعجب و ناباوری شاهد موافقت دولت هند با این دیدار در روز دوم سفر بود و این ملاقات صورت گرفت.

در این دیدار پس از یک ساعت مذاکره و گفتگوی علنی که یکی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی در دولت اصلاحات هم این مقام ارشد را همراهی می کرد، دو طرف هندی و ایرانی یک جلسه خصوصی و محرمانه یک ساعته را هم در برنامه دیدار خود قرار دادند.این سفر در حالی صورت گرفت که نهادهای امنیتی پیش تر بارها در خصوص اهداف این سفر و تردد بی شمار لیدر جریان انحرافی به هند هشدار داده بودند.
همچنین گفته می شد که لیدر جریان انحرافی در این سفرها به دیدار مرتاضی می رود که ادعا می شود بیش از 400 سال سن دارد و از جایگاه بسیار بالایی در میان طرفداران خود برخوردار است و نکته جالب این است که این مرتاض از میان مراجعه کنندگان خارجی خود تنها به این مقام ارشد ایرانی اجازه دیدارهای منظم با خود را داده است.

در این دیدارها مشایی در جریان پیش بینی و آینده نگریهای مرتاض در خصوص تحولات جهان و بعضاً ایران قرار می گیرد و تاکنون بسیاری ازاین ایده ها و پیش بینی ها به داخل کشور هم منتقل شده و تلاش های مختلفی هم صورت گرفته است تا به نوعی از این افکار و نقطه نظرات در برنامه ها و سیاست گزاریها استفاده شود که با برخی مخالفت و مقاومتهای گسترده مواجه شد.

البته این مقام در داخل کشور هم دیدارهای بسیار منظمی با برخی از چهره ها و افراد عجیب و غریب در مناطق کویری و مرزی ایران انجام داده که که گرایشات مشابهی با مرتاض هندی دارند، و انتقادات بسیاری هم از این جهت به وی وارد شد.
به هر حال انتخابات نزدیک است و اسفندیار رحیم مشایی به عنوان گزینه کاندیدای احتمالی دولت در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به شمار می رود و شاید همین مسئله باعث شده تا مشایی برای شنیدن پیشگویی های مرتاض هندی درباره نتیجه انتخابات و احتمالا تصمیم گرفتن در خصوص حضور یا عدم حضور خود در صحنه راهی هندوستان شود.

No responses yet

Apr 08 2013

خبرگزاری فارس: ماشین زمان در ایران ساخته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: خبرگزاری فارس به نقل از علی رازقی٬ سرپرست مرکز هدایت راهبردی مخترعان و مبتکران کشور از اختراع «ماشین زمان» در ایران خبر داد.

آقای رازقی روز شنبه (۱۷ فروردین) به این خبرگزاری گفته «ماشین زمان دستگاهی است که پیش‌بینی آینده را برای انسان‌ها محقق می‌کند.»

به گفته وی «ماشین زمان دستگاهی به اندازه یک کیس کامپیو‌تر است که می‌تواند تمام اطلاعات افراد را برای پنج تا هشت سال آینده پیش‌بینی کند.»

آن‌طور که فارس گزارش کرده این دستگاه، مشخصاتی نظیر سن ازدواج، تعداد فرزندان، تحصیلات، شغل، جنگ، بیماری و غیره را با ۹۸ درصد صحت و اطمینان بازگو می‌کند.

رازقی افزوده است: «این طرح نه کف‌بینی و نه فال است٬ بلکه بر پایه استنادات علمی و فیزیکی ساخته شده است که امسال به ثبت رسیده و نیاز بسیاری از جامعه امروزی بشر را برطرف می‌کند.»

هزینه ساخت این ماشین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان اعلام شده است.

علی رازقی اظهار کرده که این ماشین در جریان ناآرامی‌های سال گذشته بازار ارز مورد آزمایش قرار گرفته است.

No responses yet

Apr 08 2013

تعیین شعار انتخاباتی محسن رضایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

با این اوصاف از این به بعد شهادت طلبی و خودزنی و اینجور قرتی بازی ها دیگه کشک!
هاشمی نامه: شعار انتخاباتی محسن رضایی برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تعیین شد.

به گزارش عصر خبر، محسن رضایی تصمیم گرفته که «سلام بر زندگی» بعنوان شعار اصلی وی تعیین و برنامه های وی نیز بر همین اساس تنظیم گردد.

No responses yet

Apr 08 2013

سید حسین موسویان؛ مذاکره کننده سابق یا لابی‌گر فعلی نظام؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

بخش تحلیل خودنویس: سید حسین موسویان، سفیر دوران سازندگی، مذاکره کننده‌ هسته‌ای دوران خاتمی، متهم به جاسوسی دوران احمدی‌نژاد اینک در آمریکا چه می‌کند؟ آیا این «تازه خارج» در چارچوب تعریف «لابی‌گر» وزارت خارجه قرار می‌گیرد؟ بررسی مجموعه گفتگوها و نوشته‌های موسویان در سالیان اخیر، شاید نشان دهد که مقام سابق زیر دست حسن روحانی، ساعت خود را به وقت تهران کوک کرده، یا به وقت شرق آمریکا؟

در ماه می سال ۲۰۱۰، خودنویس برای نخستین بار، حضور سید حسین موسویان در ایالات متحده را اعلام کرد. موسویان در هنگام گذر از یک اتاق فکر به اتاق فکری دیگر در نزدیکی میدان «دوپان» واشینگتن دیده شده بود. چند سال بعد، کتاب حسین موسویان هم توسط یکی از اتاق‌های فکر منتشر شد.

آن زمان، مهدی هاشمی طی سه تماس پی‌در‌پی از سردبیر خودنویس خواسته بود که خبر حضور موسویان در واشینگتن را از سایت حذف کند، اما التماس‌های فرزند هاشمی بی‌نتیجه ماند. گرچه گفته شد که علت حضور این دیپلمات سابق، بیماری همسرش بوده، اما پس از درمان همسر، احتمالا دلایل دیگری هم وجود داشته؛ از جمله درمان بیماری هسته‌ای به نفع نظام جمهوری اسلامی.

یک منبع نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آن زمان به خودنویس گفت که هاشمی رفسنجانی به موسویان که پیش از دور دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، حکمی تعلیقی داشته تاکید کرده بود که هر چه زودتر ایران را ترک کند. موسویان از سپتامبر ۲۰۰۹ به عنوان محقق و کارشناس به دانشگاه پرینستون آمریکا پیوست. برخی معتقد بودند که وظیفه سفیر سابق، انتقال پیام‌هایی  از سوی رئیس مجمع به واشینگتن نشینان بوده است.

در اوایل سال ۲۰۱۰، خیلی از درونی‌ها و «خودی»های واشینگتن، در باره سفیر سابق حرف نمی‌زدند. یک شرکت کننده در یکی از جلسات با حضور موسویان به خودنویس گفته بود که آقای مذاکره کننده سابق هسته‌ای، در جلساتی حاضر بوده که دیگر حاضرین متعهد به پنهان نگاه داشتن محتوای بحث بوده‌اند.

اما انتشار گزارشی از سوی وال‌ستریت جورنال، به حضور موسویان در آمریکا رسمیت بخشید. بر پایه همین گزارش، آقای موسویان به خبرنگار این روزنامه گفته بود که حضورش برای دفاع از جنبش سبز نیست و به دنبال تداوم تحقیقات آکادمیک، و معالجه است و می‌خواهد بعدها به ایران بازگردد. موسویان همچنین تاکید کرده بود که به هیچ عنوان متقاضی پناهندگی از آمریکا و هیچ کشوری نبوده است. همان پیامی که یک ماه قبلش، با واسطه، به خودنویس داده بود.

در سال ۲۰۱۱، موسویان از سایه سر بیرون آمد و مواضعی در ارتباط با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی پیش گرفت که گویی مذاکره کننده نظام در قلب آمریکا «غیر همسو» است. در گفتگویی از آمادگی جمهوری اسلامی برای تداوم گفتگوها و شروط نظام سخن گفت و قواعد گفتگو و مذاکره با ایران را یادآور شد. موسویان همچنین بعد از افشای طرح ترور سفیر عربستان در واشینگتن، روش عملیات را مغایر سیاست‌های جمهوری اسلامی خواند و گفت که سپاه قدس دست به چنین کاری بدون موافقت سران نظام نمی‌زند. البته این سوال مطرح شد که آیا در مواردی دیگر، سپاه قدس عملیاتی را با اجازه سران نظام انجام داد است یا خیر؟

این مذاکره کننده سابق دلایل عدم اعتماد جمهوری اسلامی به آمریکا را نیز در مقاله‌ای برای «فارین پالیسی» به نام خود ثبت کرد.

بررسی مجموعه مقالات و نوشته‌های آقای موسویان در خارج از ایران، می‌تواند به خواننده نشان دهد که آیا هنوز مذاکره کننده سابق هسته‌ای و مقام زیر دست حسن روحانی ساعت خود را به وقت تهران کوک کرده، یا به وقت شرق آمریکا؟

حسین موسویان یکی از کسانی است که در باره فتوای «ضد سلاح هسته‌ای» آیت‌الله خامنه‌ای در آمریکا بارها سخن گفته است. با این حال اطمینان برخی کارشناسان حوزه ایران به فتاوی رهبران دینی که ممکن است اهل «خدعه» هم باشند، جلب نشده است.

وقتی چندی پیش نمایندگان اصلاح‌طلب در واشینگتن ازحق غنی سازی اورانیوم ۵٪ ایران سخن گفتند و خواستار به رسمیت شناختن آن از سوی آمریکا و قدرت‌های بزرگ حاضر در مداکرات شدند، یک منبع آگاه به خودنویس گفت که میان حسین موسویان و نمایندگان ادوار نوعی هماهنگی وجود دارد. این منبع مدعی شد که این ارتباط نزدیک‌تر از تماس تلفنی است. با این حال، یکی از نمایندگان امضا کننده پیشنهاد هسته‌ای نمایندگان ادوار، وجود این رابطه را تکذیب کرد.

موسویان اما دیروز در یادداشتی در سایت «ال‌مانیتور» پیشنهادی مشابه پیشنهاد نمایندگان را تکرار کرده است. نمایندگان ادوار مجلس خواستار توقف غنی‌سازی توسط جمهوری اسلامی در حد ۵٪ شده بودند و دادن امکان بازرسی در هر زمان، اما به قیمت وارد نیاوردن تحریم‌های جدید و باز گذاشتن راه نفت با تعلیق تحریم‌های نفتی از سوی اتحادیه اروپا و آزاد گذاشتن معاملات بانکی و تبادلات مالی…

A realistic first step would be for Iran to cap enrichment at 5%, either export excess enriched uranium or convert into fuel elements, accept 24-hour IAEA surveillance and grant access rights at enrichment sites. In return, there would be no new sanctions by the P5+1, the suspension of unilateral EU sanctions on Iran’s oil and financial systems.

موسویان در گفتگو با رسانه‌ها نیز از آمادگی جمهوری اسلامی برای پذیرش توقف غنی‌سازی در حد ۵٪ سخن گفته بود، اما با این شرط که نظر نظام هم تامین شود.

پیشنهاد نمایندگان ادوار خارج از کشور که به رهبران آمریکا و ایران و خانم اشتون فرستاده شده بود، حاوی همین نکات هم بود:

طبق مقررات پذیرفته شده بین المللی ایران حق غنی سازی اورانیوم برای مصارف صلح آمیز را دارد؛ این حق باید صریحا به رسمیت شناخته شود و معنای آن در عمل اینست که ایران در وضعیت کنونی بتواند در حد ۵ درصد غنی سازی هسته ای داشته باشد.

– همزمان با توقف غنی سازی ۲۰ درصدی، گروه ۱+۵ باید طی تقویم زمانی مشخص، اقدامات جدی برای لغو تحریم‌های اقتصادی اتحادیه اروپا، آمریکا و سازمان ملل که متاثر از پرونده هسته ای است انجام شود.

یک روزنامه‌نگار ایرانی ساکن آمریکا معتقد است که تعدادی از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی مقیم خارج از ایران، هنوز برپایه روابط درونی جمهوری اسلامی به مسائل نگاه و عمل می‌کنند.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

در صورت نهایی شدن نامزدی حسن روحانی، باید نوشته‌های او را به دقت بررسی کرد. معلوم نیست سفرهای فردی به نام «حسن فریدون»* به اروپا که از چشم خبرنگاران پنهان مانده، آیا به اطلاع آقای موسویان نیز رسیده است؟ اگر مهر فرودگاه وین در گذرنامه‌های یاران سابق نقش بسته باشد، می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد. وین مرکز مهمی برای برخی از ایرانیان مرتبط با مجمع تشخیص مصلحت است. همچنین مرکز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم در پایتخت اتریش است. سيروس ناصری، یار هسته‌ای موسویان نیز سال‌هاست سرمای وین را به آلودگی تهران ترجیح داده است.

البته با توجه به تعدد گذرنامه‌های برخی مقام‌های سابق ایرانی از جمله مهدی هاشمی(که با برگه عبور به تهران رفت)، باید دید که آیا این امر در مورد «تازه خارج‌»ها نیز مصداق دارد یا نه؟

از طرفی، این کارمند سابق وزارت خارجه، بسیاری از مشخصات مورد نظر نویسندگان مصوبه سیاست‌گذاران خارجی جمهوری اسلامی در ارتباط با، Track II diplomacy در کشورهای «غیرهم‌سو» در خود جمع کرده است. پس حضور او را می‌توان یک فرصت برای نظام تعریف کرد. یک همکار سابق موسسه خاورمیانه واشینگتن معتقد است که موسویان دقیقا همین نقش را برای جمهوری اسلامی بازی می‌کند.

با پایان یافتن مدت محکومیت تعلیقی آقای موسویان، قاعدتا مطابق قول خودش، او باید به ایران بازگردد. حال باید دید که حضور او در آمریکا واجب‌تر است یا بازگشتش به تهران؟

—-

* یک منبع نزدیک به اتحادیه اروپا به خودنویس گفت که حسن روحانی در سفرهای غیر رسمی از گذرنامه‌ای به جز گذرنامه دولتی خود استفاده می‌کند(با نام حسن فریدون روحانی)

نام منابع این گزارش نزد خودنویس محفوظ است.

No responses yet

Apr 08 2013

ولایتی: نامزد نهایی ما بر اساس دیدگاه رهبر انتخاب می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران و نامزد انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید ائتلاف سه‌گانه‌ای که او عضو آن است، قصد ندارد با ائتلاف دیگر اصولگرایان به نام ائتلاف پنج‌گانه ادغام شود.

آقای ولایتی در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران گفته است ائتلاف سه‌گانه برنامه‌ای برای اجماع با ائتلاف پنچ‌گانه اصولگرایان ندارد.

ائتلاف سه گانه به نام ‘ائتلاف پیشرفت’ یا ائتلاف ۱+۲ متشکل از علی اکبر ولایتی (مشاور ارشد رهبر ایران و وزیر خارجه دولت‌های میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی)، غلامعلی حداد عادل (رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نهم) و محمدباقر قالیباف (شهردار تهران) است.

بعضی تحلیلگران سیاسی پیش‌بینی می‌کنند در صورتی که اصولگرایان با یک چهره شاخص واحد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۹۲ شرکت نکنند، ممکن است آرای آن‌ها در مقابل آرای نامزد جناح رقیب شکسته شود.

علی اکبر ولایتی، از ائتلاف سه‌گانه پیشرفت، امروز ۱۸ فروردین، در جمع خبرنگاران گفته است این ائتلاف رأس خاص و رهبر ندارد و نفر نهایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری این ائتلاف با توجه به دیدگاه رهبر ایران و با تشخیص سه عضو ائتلاف مشخص می‌شود.

مشاور ارشد امور بین‌الملل رهبر ایران وعده داده است که این ائتلاف سه‌گانه، قدرتمند‌ترین دولت پس از انقلاب را تشکیل خواهد داد.

به گفته آقای ولایتی، قرار است افراد مختلف در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی معرفی شوند تا به گفته او “مردم بدانند قرار است به یک تیم قوی شناخته شده رأی بدهند”.

مشاور رهبر ایران می‌گوید کشور در “تک سلیقه‌ای اداره شدن” پیشرفتی ندارد و باید به صورت جمعی اداره شود.

او در پاسخ به این سوال که “چرا یکی از سه نامزد ائتلاف سه‌گانه بیش از دو نفر دیگر تبلیغ می‌کند” گفته است، افراد در روش‌های تبلیغ آزادند، اما “هر سه نفر به ائتلاف پایبند هستند”.
ائتلاف پنج‌ در آستانه انتخاب

محمدرضا باهنر، عضو ائتلاف پنج‌گانه اصولگرایان هم چند روز پیش در جمع خبرنگاران درباره نامزد اصلی این ائتلاف گفته بود، ملاک این گروه بیشتر نظرسنجی‌هاست و ائتلاف پنج‌گانه سعی می‌کند قبل از آغاز ثبت نام به یک رأی واحد برسد.

باهنر از ائتلاف پنج‌گانه اصولگرایان گفته بود محمد خاتمی در صورت نامزدی در انتخابات رأی منفی هم خواهد داشت

ائتلاف پنج‌گانه اصولگرایان را محمدرضا باهنر (نایب رئیس دوم مجلس نهم)، منوچهر متکی (وزیر خارجه سابق در دولت محمود احمدی‌نژاد)، یحیی آل‌اسحاق (رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران)، مصطفی پورمحمدی (رئیس سازمان بازرسی کشور و وزیر کشور سابق در دولت محمود احمدی‌نژاد) و محمدحسن ابوترابی فرد (نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی ایران در دوره نهم) تشکیل می‌دهند.

این ائتلاف به تازگی اعلام حضور کرده است.

یکی از خبرنگاران از آقای باهنر، عضو ائتلاف پنج‌گانه پرسیده بود “اگر اکبر هاشمی رفسنجانی یا محمد خاتمی در انتخابات شرکت کنند، آیا اصولگرایان برای شکسته نشدن آرا، از نامزد واحد حمایت می‌کنند؟”

مشاور ارشد رهبر ایران در پاسخ گفته بود که به دنبال “مدیریت واحد بر اصولگرایان” است اما بر اساس مقتضیات زمان تصمیم می‌گیرد.

آقای باهنر پیش‌تر گفته بود که محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در صورت شرکت در انتخابات طبق نظرسنجی‌ها رأی بالایی دارند اما “رأی منفی” آن‌ها هم بالاست.

No responses yet

Apr 08 2013

رها نشدن دامن استدلال گنجی از دست مغالطات

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: توسط جهانداد معماریان
از آن روزگار که ابوحامد غزالی به سبب تضاد آرای فیلسوفان با ظواهر قرآن فتوا به تکفیرشان داد و خاقانی که گلایه داشت چرا قفل اسطوره ارسطو را بر در احسن‌الملل (شریعت مصطفی) می‌نهید تا روزگارما که محمدرضا حکیمی خراسانی در پی تفکیک دین از معارف ناخالص بشری به‌ویژه فلسفه است، نزاع میان اهل ظاهر و اهل باطن ادامه داشته است یعنی پیشینه‌ای برابر قدمت علم کلام.

خرده‌گیری‌های اخیر اکبر گنجی در بخش نخست مقاله «نقدی بر اسلام‌شناسی آرش نراقی» که از این زمره است، بیش از همه به شماتت وعتاب اهل ظاهر، گریز آنها از تأویل و تلقی آنها از عقل چون مطیع چشم و گوش بسته شریعت می‌نماید.

این مختصر با واکاوی استدلال گنجی نشان می‌دهد که وی دچار مغالطه «مصادره به مطلوب» یا «تحصیل حاصل» است و صرفاً آنچه در مقدمه می‌آورد، در نتیجه تکرار می‌کند. علاوه بر این، در تقریر قابل قبول‌تری از نوشته او می‌توان رد پای مغالطه دیگری به نام «توسل به پیامد نامطلوب» را مشاهده کرد.

صورت‌بندی کلی استدلال گنجی چنین است که آرش نراقی را به شیوه قیل و قال اهل مدرسه از پیامد نامطلوب (تالی فاسد) باورهایش می‌هراساند، آن هم با ذکر چندین مصداق از سبک زندگانی پیامبر اسلام که به کلی با سبک زندگی انسان مدرن در تضاد است. به این شیوه گنجی به این نتیجه می‌رسد که «”دینداری نراقی” با “دینداری محمدی” نسبتی ندارد».

برای بازشناسی این استدلال که «مصادره به مطلوب» است، نخست باید تعریفی از این مغالطه دست داد: هرگاه که نتیجه یک استدلال با حداقل یکی از مقدمات آن یکسان باشد چنین مغالطه‌ای صورت می‌گیرد که گاه به صورت مصرح (آشکار) رخ می‌دهد؛ یعنی یکی از مقدمات عین نتیجه است و گاه مضمر (نهفته) که در این صورت، عبارات و کلمه‌ها مقدمه و نتیجه عین هم نیستند اما محتوای یکی از مقدمه‌ها با نتیجه یکسان است. در واقع، مدعی چیزی را اثبات نکرده است بلکه تنها ادعایش را تکرار کرده و درست به همین دلیل استدلالی در کار نیست.

گنجی نخست نمونه‌هایی چند از سبک زندگی پیامبر (حرمت همجنس‌بازی، روزه گرفتن، نماز خواندن و غیره) را نام می‌برد که در تضاد با باورهای انسان مدرن و کسی چون آرش نراقی است. پس از برشمردن موارد بیشتری نتیجه می‌گیرد که «”دینداری نراقی” با “دینداری محمدی” نسبتی ندارد». یعنی به نتیجه‌ای می‌رسد که در تک تک مقدمات وی به صورت مضمر وجود داشت.

وی نخست اذعان کرده بود که احکام دینی با احکام علمی و احکام اخلاق سکولارجهان جدید در تضاد است و سپس همین تفاوت را به بیان دیگری در نتیجه تکرار می‌کند. استدلال‌هایی از این نوع، «مصادره به مطلوب» است که به هیچ وجه نتیجه مطلوب را به اثبات نمی‌رساند بلکه صرفاً تکرار مکررات به شمار می‌آیند.

حال که فرض محال، محال نیست؛ اگر با هزار اما و اگر این استدلال را معتبر بدانیم، مغالطه دیگری به نام «توسل به پیامد نامطلوب» دامن استدلال گنجی را رها نمی‌کند. این مغالطه همان‌طور که از نام آن بر می‌آید، با نشان دادن نتیجه نامطلوب احتمالی یک گزاره، در پی اثبات ادعای مطلوب خود است.

این مغالطه بر این فرض مبتنی است که مقدمات یک استدلال به سبب اینکه به پیامدهای بد و ناخواسته‌ای منجر می‌شود، بنابراین، می‌توان آن را نفی کرد و حکم به اشتباه بودن آن داد. اما به طور منطقی نمی‌توان با توجه به نتایج و پیامدهای یک باور و گزاره، درستی یا نادرستی آن را تعیین کرد.

برای نمونه، تصورو درک ملاصدرا از توحید تفاوت چشمگیری با تصور پیامبر اسلام و شمار کثیری از مسلمانان گذشته و اکنون دارد. وحدت حقه حقیقیه ملاصدرا که تاج و نگین فلسفه اسلامی به شمار می‌رود و اکنون اهالی حوزه به آن مفاخرت می‌ورزند، با آنچه پیامبر اسلام برای اعراب بادیه‌نشین می‌گفت فرسنگ‌ها فاصله دارد. از این مقدمات نمی‌توان چنین نتیجه گرفت که تصور ملاصدار از توحید نادرست است.

اکبر گنجی طابق النعل بالنعل از این روش بهره می‌گیرد یعنی شیوه‌ای که فروگذاری منطق و استدلال است و تمسک به امور غیرمعرفتی است تا مدعای خود را بر صدر نشاند. در عوض، شیوه منطق‌پسند چنین است که مقاله «قرآن و مسئله حقوق اقلیت‌های جنسی» نراقی را با سنجه‌های معرفتی و منطقی نقد باید کرد همان گونه که می‌توان مبانی فلسفی ملاصدرا را به چالش کشید و قوت و ضعف استدلال وی را نمایان کرد.

به نظر می‌رسد آقای گنجی گاه صلاح می‌داند این شیوه را برگیرد و گاه که مفید نمی‌یابد آن را فرو می‌نهد. او در برنامه پرگار بی بی سی فارسی به منتقدانش همین پاسخ را ارائه می‌دهد: مجری برنامه از وی می‌پرسد شما که کلام‌الله بودن قرآن و امام دوازدهم شیعان را منکر هستید خود را مسلمان می‌دانید؟ گنجی پاسخ می دهد: «من به همان معنی که ملاصدرا و ابن‌سینا مسلمان هستند، مسلمانم».

طبق گفته وی، که سخن متینی است، باید گفت که آرش نراقی هم به همان معنی که حافظ، مولانا، حلاج، ابن‌عربی و شمار کثیری از بزرگان تمدن اسلامی که به گمان گنجی مسلمانی‌شان نسبتی با پیامبر ندارند، مسلمان است.

گنجی که سالیانی است از نزدیک به آموزه‌های اساسی روشنفکری دینی واقف است با این نوشته نشان داد که گویا نکته اساسی قبض و بسط تئوریک شریعت را درنیافته است. چرا که کار نراقی مبتنی بر آن مبانی شکل گرفته است. اگر نقدی سزاست، باید از آن سرچشمه آغاز شود.

از این رو که همگان می‌دانند روشنفکران دینی بر این باورند که «پس از درگذشت خاتم رسولان، آدمیان در همه چیز حتی (و بالاخّص) در فهم دین به خود وانهاد‌ه‌اند و دیگر هیچ دست آسمانی آنان را پابه‌پا نمی‌برد تا شیوه راه رفتن بیاموزند. و هیچ ندای آسمانی تفسیر “درست” و نهایی دین را در گوش آنان نمی‌خواند تا از بدفهمی مصون بمانند. راه دینداری از آن پس، چون راه زندگی، از میان زد و خوردها می‌گذرد و تکامل خود را نه از دخالت‌های گاه و بیگاه ماورایی، بل از تنازع و تعاون خردهای وارسته زمینی می‌گیرد که در نقد و فهم و تحلیل، بی‌پروا و از تقلید رسته‌اند». با چنین توصیفی دیگه چه جای هراساندن روشنفکران دینی است که خود ازپیامد تفکرشان آگاهند؟

اما آنچه گنجی از اساس بی‌اساس فهمیده، این است که آرش نراقی اشعرگری اسلامی است درحالی که آنچه نراقی و پروژه روشنفکران دینی بدنبال آن هستند نه اشعری‌گری بلکه گرایش به نوعی اعتزال جدید است.

اشاعره که ظاهر کلام‌الله را حجت می‌دانند همواره دست رد به سینه اهل تأویل زده‌اند و از چند وچون در احکام الهی پرهیز داشته‌اند. مبنای اشاعره تسلیم‏شدن مطلق است: «لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون‏». اما مبنای معرفت‌شناختی معتزلی درست در تضاد با چنین نگرشی قراردارد.

اساس آموزه‏هاى معتزله در تمامی فرق آن خواه متقدم و خواه متأخر این است که خداوند انسان را براى دست‏یابى به شناخت حقیقت علاوه برمنشأ وحى به «نیروى عقل» مجهز کرده که شناخت وحی هم در پرتو آن صورت می‌گیرد. الهیات معتزله درصدد است که آمیزه‏اى دائمى میان این دو منبع شناخت (عقل بشرى و وحى) ایجاد کند. در صورت تضاد آشکار بین وحى و عقل بشرى، از آن رو که عقل مقدم است، وحى را باید تفسیر کرد. در قرآن آیاتی هست که دلالت بر امکان مشاهده خدا با چشم سر در قیامت دارد. برای نمونه: وُجُوهٌ یوْمَئذٍ نَّاضِرَةٌ. إِلی رَبهَا نَاظِرَةٌ. (قیامت: ۲۲ و ۲۳)

به زعم معتزله مشاهده خداوند با چشم بصر محال است و استدلال عقلی قاضی عبدالجبار معتزلی بر عدم رؤیت خداوند چنین است:
۱. هر انسانی به وسیله حس بینایی خود می‌بیند؛
۲. بیننده فقط در صورتی چیزی را می‌بیند که آن چیز در مقابل او قرار گرفته باشد یا در حکم مقابل باشد یا حلول در مقابل باشد؛
۳. جایز نیست که خداوند در هیچ یک از آن سه وضع قرار گیرد زیرا مقابله و حلول وقتی جایز است که محسوس، اجسام یا اعراض باشد در حالیکه خداوند نه جسم است نه عرض. پس خداوند به وسیله دیدگان قابل رؤیت نیست.

چنین «روش‌شناختی» مبتنی بر«عقلانیت» است و از حوزه‌های معرفتی‌ دیگری جز وحی مانند فلسفه وعلم تجربی و اخلاق عملی تغذیه می‌کند. روش‌شناسی آرش نراقی درست بر شیوه اهل اعتزال مبتنی است. وی چنین استدلال می‌کند که هیچ دلیل عقلی/اخلاقی موجهی برای تقبیح هویت و گرایش‌های همجنس‌گرایانه (از آن حیث که همجنس‌گرایانه است) وجود ندارد و از آن رو که اخلاق (یعنی مبانی، اصول، و دلایل اخلاقی) در مقام ثبوت و اثبات یکسره عقلانی و علی‌الاصول مستقل از دین و مقدم بر آن است. پس باید تفسیری دیگر از آیات قرانی درمورد حرمت همجنس‌گرایی به دست داد. پس چگونه می‌توان نراقی را نسبت اشعری‌گری داد!

نکته‌ای که گنجی از معتزله ذکر می‌کند «معتزله عقل آدمی را معیار تشخیص خیر بودن قرار می‌دادند. به همین دلیل معتقد بودند که آیاتی که با عقل (مستقلات عقلیه) تعارض دارد را باید تأویل کرد.» آیا با روش آرش نراقی نسبتی بعید دارد؟

———————————————————————————————
*جهانداد معماریان، دانش‌آموخته فلسفه غرب دانشگاه تهران و عضو گروه پژوهشی سازمان بین‌المللی خشونت‌پرهیزی است.
** نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.
*** رادیو فردا از همراهی سایر صاحب‌نظران و کارشناسان برای شرکت در این بحث استقبال می‌کند.

No responses yet

Apr 08 2013

«درگذشت یک زندانی امنیتی در ایران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: گزارش ها حاکی است، علیرضا کرمی خیرآبادی که به اتهام های امنیتی از جمله هواپیماربایی در زندان به سر می برد، در پی مشکلات جسمی و بیماری، درگذشته است.

گزارش شده که آقای کرمی خیرآبادی روز شنبه هفدهم فرودین ماه درگذشته است. منابع خبری در تهران در گفت وگو با رادیو فردا خبر مرگ وی را تایید کره اند. هنوز جزییات دقیقی در مورد مکان مرگ او اعلام نشده است.

برخی گزارش ها می گوید علیرضا کرمی خیرآبادی که در زندان رجایی شهر به سر می برد، در هفته های اخیر نیاز به مراقبت پزشکی در بیمارستان داشته که به دلایل مختلف انجام نشده و سپس در حالی که وضع او وخیم بوده به بیمارستان منتقل شده وهمان جا جان سپرده است.

تاکنون مقام قضایی و امنیتی ایران به خبر در گذشت این زندانی واکنشی نشان نداده اند.

عليرضا کرمی خيرآبادی به اتهام هواپيماربايی نزدیک به ۱۶ سال را در زندان گذراند و به حبس ابد محکوم شده بود.

وی کارمند شرکت نفت ایران بود که طبق اعلام اخبار مرتبط به پرونده اش، متهم است که هواپيمای این شرکت را ربوده و به عراق برده است. سپس به اردن رفته و پس از يکسال زندان در اردن، دولت اردن او را به ايران تحويل داد.

علیرضا کرمی خیرآبادی در شهریور ۱٣٨۶ رنج نامه ای از زندان نوشته و به شرایط نامناسب خود اعتراض کرده بود. وی گفته بود در حالی که حکم مصادره اموال نداشته، دارایی او مصادره شده و به خانواده اش پس داده نمی شود.

سایت هرانا، مربوط به شبکه فعالان حقوق بشر ایران روز پنجم فروردین ماه در گزارشی نوشته بود وی به دلیل مشکل مننژیت به طور اورژانسی به بیمارستان منتقل شده و به دلیل مشکلات بیماری قبلی و ویروسی، نیازمند مراقبت جدی پزشکی است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .