اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for April, 2015

Apr 07 2015

پشت پرده توافق لوزان و مساله غنی‌سازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

خودنویس: سياست هسته‌ای ايران، جنايت عليه ملت ايران بوده است و نبايد عامل اصلی اين جنايت، رهبر جمهوری اسلامی را از ياد برد. همانطور که بارها نوشته‌ام راه حل بحران اتمی نه حمله نظامی، نه تحريم‌هايی که مردم را نشانه می‌گيرند و نه بستن چنين توافق‌هائی است. توافقی که بدست کسانی صورت گرفته است که ساليان سال با شعار «حق مسلم ماست» اجازه کوچک‌ترين انتقادی را به کسی نمی‌دادند. کسانی که اين توافق را امری مثبت می‌دانند و گاهی توهم برخی از آنان تا جائی پيش می‌رود که ياد مصدق هم می‌افتند (آنهم در کشوری که يک کوچه هم بنام مصدق وجود ندارد) حداقل چند خطای فاحش را مرتکب می‌شوند.

درباره چارچوب شرائط توافق لوزان [از توافق سخن می‌برم چون تفاهمی که جزئيات آن هم مشخص شده باشد همان توافق است]، در اين مقاله تنها به بخش غنی سازی می‌پردازم. بياد خوانندگان محترم می‌آورم که اينجانب سال‌ها می‌نويسم و می‌گويم که اگر چند کشور در جهان وجود داشته باشند که برای توليد انرژی نياز به انرژی هسته‌ای نداشته باشند يکی از آنها ايران است و راه‌حل‌های ديگری که اقتصاد و مفيد و مناسب با ايران باشد برای توليد انرژی در ايران وجود دارد. اضافه می‌کردم که حتی در صورت راه‌اندازی نيروگاه بوشهر، ايران نياز به راه اندازی صنعت غنی‌سازی ندارد، زيرا ايران نه اورانيوم کافی دارد و نه اصولا به صرفه است که برای يک يا حتی چند نيروگاه صنعت غنی سازی راه اندازی شود.

با اينحال تبليغات رژيم بر اين بود که بايد برای توليد سوخت، سياست هسته‌ای را دنبال کرد و اين اصرار بر داشتن صنعت غنی‌سازی، مشکل اصلی بين ايران و قدرت‌های خارجی شده بود و علت اصلی تحريم‌هايی شد که باعث وارد شدن صدها ميليارد هزينه به اقتصاد ايران شدند. رژيم ايران مصر بود که تنها هدفش از غنی سازی، توليد سوخت برای مصارف صلح آميز است. و حتی در مقابل اين انتقاد جدی که برای يک راکتور نيازی به راه انداختن صنعت غنی‌سازی نيست و سوخت يک راکتور را با چند ده ميليون دلار می‌توان تهيه کرد پاسخ غير مستقيم داده می‌شد که ما بايد مستقل باشيم، شايد سوخت را ندهند و احتمالا راکتورهای ديگر هم خواهيم داشت و بايد صنعا غنی سازی داشته باشيم.

حال ببينيم درباره مسئله غنی سازی چه توافقی صورت گرفته است. از آنجا که متنی که وزارت خارجه ايران درباره تفاهم لوزان منتشر کرد با متنی که وزارتخارجه امريکا منتشر کرده است تفاوت‌های فاحش دارد و آقای ظريف متن وزارتخارجه ايران را فکت شيت [ّFact sheet] ندانست در اين مطلب به فکت شيت وزارت خارجه امريکا رجوع می‌کنيم هر چند در مورد غنی‌سازی اختلاف زيادی با متن منتشره وزارت خارجه ايران نداشت. البته اين سئوال باقی است که چرا ايران متنی منتشر نکرده است. آقای ظريف مدعی شده است آمريکائی ها در متن خود خلاف‌گوئی کرده‌اند اما او تنها به مسئله روند برداشتن تحريم‌ها اشاره کرد که فعلا در اين مقاله به آن نمی پردازيم.

درباره غنی سازی در هر دو متن آمده است (۱):

۱ ـ ايران تا ۱۵ سال اجازه غنی کردن اورانيوم بالای ۴ درصد را نخواهد داشت.

۲ ـ غنی سازی اورانيوم در فردو بکلی متوقف می‌شود. مرکز فردو که ۱۳۰ متر زير زمين است تبديل به يک مرکز تحقيقاتی خواهد شد.

۳ ـ بغير از نطنز مرکز ديگری برای غنی سازی ايجاد نمی شود.

۴ ـ از حدود ۸۰۰۰ کيلو اورانيوم غنی شده در ايران، طی مدت ۱۵ سال، ايران تنها حق دارد ۳۰۰ کيلوگرم آن را ذخيره کند.
(توضيح نگارنده: معلوم نيست که آيا بايد اضافه را به روسيه بفرستند يا رقيق يا اکسيد کنند.)

۵ ـ از ۱۸۴۷۲ دستگاه سانتريفوژ نسل اول فعلی که ۹۰۰۰ تای آن فعال است بمدت ۱۰ سال فقط ۵۰۶۰ تای آن فعال خواهد ماند.
(توضيح نگارنده: اين سانتريفوژها مدلهای بسيار قديمی مربوط به ۵۰ سال پيش هستند و کارکرد آنها يک چهلم کارکرد سانتريفوژهای مدرن است.)

حال فرض را بر اين بگذاريم که ايران فعاليت‌های غنی سازی را برای تهيه سوخت راکتورها به راه انداخته است. از زبان مسوولين رژيم بشنويم که ايران به چه تعداد سانتريفوژ برای تهيه سوخت نياز دارد. آقای خامنه‌ای ۱۶ تير ۱۳۹۳ در يک سخنرانی در جمع مسوولان ارشد نظام به مساله ظرفيت غنی سازی و نياز عملی ايران به اين ظرفيت اشاره کرده بود. او در اينباره گفته بود : «هدف آن‌ها اين است که در موضوع ظرفيت غنی سازی، جمهوری اسلامی ايران را به ۱۰ هزار سو راضی کنند. البته ابتدا از ۵۰۰ سو و ۱۰۰۰ سو شروع کردند، که ۱۰ هزار سو، محصول حدود ۱۰ هزار سانتريفيوژ از نوع قديمی است که داشتيم و داريم، در حاليکه به گفته مسئولان مربوط، نياز قطعی کشور، ۱۹۰ هزار سو است.» (۲)

سو (Seperative Work Unit) ضريب جداسازی يا توان جداسازی اورانيوم ۲۳۵ از اورانيوم ۲۳۸ است که توليد آن برحسب کيلوگرم بيان می‌شود. سو هر يک از سانتريفوژهای کنونی ايران نزديک به يک است. يعنی همانطور که آقای خامنه‌ای گفته است ايران اکنون ۱۰۰۰۰ سو توانائی غنی سازی دارد.

علی اکبرصالحی رئيس سازمان انرژی اتمی نيز بار‌ها اعلام کرده بود که «ايران به دنبال نطنز دوم و فردو دوم نيست بلکه در تلاش است زيرساخت‌های خود را با استاندارد و کيفيت بهتر فعال کند و با بهره گيری از سانتريفيوژهای جديد‌تر کيفيت و ميزان غنی سازی خود را افزايش دهد تا در مجموع بتواند در يک افق چندساله ۱۹۰ هزار سو (SWU) غنی سازی لازم برای تامين سوخت راکتورهای خود انجام دهد.» (۳)

صالحی در ۹ تير ۱۳۹۳ توضيح می‌دهد که «نياز ما در هشت سال آينده برای تامين سوخت سالانه نيروگاه اتمی بوشهر حدود ۱۹۰ هزار «سو» است تا بتوانيم پس از اتمام قرارداد با روسيه سوخت اين نيروگاه و رآکتور تحقيقاتی تهران و رآکتور اراک را تامين کنيم.»

اگر راکتورهای ديگری که ايران بنا دارد از روسيه بخرد را در نظر نگيريم برای توليد ۱۹۰ هزار سو، ايران به حدود ۲۰۰۰۰۰ سانتريفوژ نسل اول نياز دارد. با توجه به اينکه طبق توافق لوزان ايران مجبور است تا مدت ۱۰ سال تنها ۵۰۰۰ سانتريفوژ داشته باشد [يعنی ۵۰۰۰ سو] اين ميزان يعنی ۲.۵ درصد آنچه که لازم ايران دارد می‌باشد. پس در نتيجه می‌توانيم بگوييم تا حداقل ۱۰ سال، جمهوری اسلامی پذيرفته است که تنها دکوری از صنعت غنی سازی در ايران وجود داشته باشد و عملا چيزی برای تهيه سوخت مورد نياز در داخل ايران وجود نداشته باشد. حال سوال اينجاست اين همه هزينه بابت تحريم‌ها پرداخت شده است که ۲.۵ درصد سوخت مورد نياز راکتوری که تنها کمتر از ۲ درصد برق ايران را توليد می‌کند را تامين کنيم؟

نتيجه اينکه در اصل، ايران پذيرفته است که تا ۱۰ سال صنعت غنی سازی موثر نداشته باشد و مجبور باشد تنها از ميزان بسيار کمی سانتريفوژ مدل ۵۰ سال پيش استفاده کند که تا ۱۰ سال آينده همه اسقاطی خواهند بود. نتيجه اينکه شعارها درباره ضرورت غنی سازی برای تامين سوخت راکتورها دروغ بودند. اگر صحت داشتند رژيم نمی توانست هم تعطيل عملی غنی سازی را قبول کند و هم نظارتهای متفاوت [تا نظارت ۲۵ ساله] را بپذيرد. بدين قسم توافق لوزان پرده از يکی از دروغهای رژيم درباره سياست هسته‌ای‌اش برداشت. آيا خود رژيم نمی توانست در همان آغاز تصميم بگيرد که غنی سازی را متوقف کند و دست از غنی سازی که اصولا به هيچ وجه به صرفه هم نيست، بردارد؟ اما اينکار را برای حفظ ظاهر و پوشش دادن به فريب خود نکرده است و حال مجبور شده است زير فشار قدرت‌های خارجی هم غنی سازی را متوقف کند و هم تحريم‌ها کاملا برداشته نمی‌شوند و هم حاکميت ملی را مخدوش می‌کند. اين چگونه توافقی است که برای آن جشن می‌گيرند و اعلاميه شادی صادر می‌کنند؟

از ديد نگارنده سياست هسته‌ای ايران، جنايت عليه ملت ايران بوده است و نبايد عامل اصلی اين جنايت، رهبر جمهوری اسلامی را از ياد برد. همانطور که بارها نوشته‌ام راه حل بحران اتمی نه حمله نظامی، نه تحريم‌هايی که مردم را نشانه می‌گيرند و نه بستن چنين توافق‌هائی است. توافقی که بدست کسانی صورت گرفته است که ساليان سال با شعار «حق مسلم ماست» اجازه کوچک‌ترين انتقادی را به کسی نمی‌دادند. کسانی که اين توافق را امری مثبت می‌دانند و گاهی توهم برخی از آنان تا جائی پيش می‌رود که ياد مصدق هم می‌افتند (آنهم در کشوری که يک کوچه هم بنام مصدق وجود ندارد) حداقل چند خطای فاحش را مرتکب می‌شوند. در بهترين صورت آنها مدعی‌اند که هر جا جلوی ضرر را بگيريم خوب است و بايد اين توافق را مبارک دانست. با اين روش:

۱ـ به جامعه القا می‌کنند که راه حل ديگری وجود نداشت

۲ـ بدنبال مسئولان اين فاجعه نخواهند بود. رژيمی که عامل اين ضررهاست، اگر برای او دست بزنيم او ادامه خواهد و اينبار در عرصه ديگری.

۳ـ جلوی هزينه ها گرفته نشده است. ادامه کار ۵۰۰۰ سانتريفوژ برای چيست؟ ايا اينها برای ايران هزينه بيهوده ندارد. ايا تضمينی هست که بحرانها بخوابند و ايران با غرب رابطه عادی برقرار کند.

۴ـ راه دخالت قدرت‌های خارجی را در امور ايران باز می‌گذارد. توافق لوزان واقعا يکی از نادر توافق‌های نيم قرن اخير است که در برخی از زمينه ها اختيار را به قدرت‌های خارجی می‌سپارد.

بدون حاکميت ملی امکان پيدا کردن راه حلی که حقوق ملی ايرانيان را در نظر گيرد ممکن نيست. يادآوری می‌کنم که تا چه اندازه پيگيری مسائل مهمی چون سياست اتمی برای سرنوشت ما اهميت دارد. بعنوان فايده تکرار اما با افسوس، مقاله را با آنچه در مقاله‌ای در اول بهمن ۱۳۹۲ نوشته بودم به پايان می‌برم:

«از اين‌ رو در زمينه سياست‌های اتمی رژيم و همچنين برخورد قدرت‌های خارجی با آن، شفاف سازی و اطلاع رسانی صحيح و خارج از حب و بغض‌های سياسی از جمله وظيفه‌ای برای پيشبرد حقوق بشر در ايران است. بسيار متاسفم که در اين باره بسيار کم گفته می‌شود و بسيار کم نوشته می‌شود. در آنچه مربوط به فرد فرد مردم ايران می‌شود مسئله اساسی اين است که هرگز با کسانی که بخاطر منافع سياسی خود بحرانهای عظيم را بوجود آوردند برخورد نکرده‌ايم و به محض اينکه به هر نوعی تظاهر کرده‌اند که می‌خواهند به بحران پايان دهند برايشان نيز دست زده‌ايم!

مسلما منظور انتقام‌گيری و فردی کردن مسئله نيست، منظور رسيدگی و ريشه يابی مسائل و شفاف کردن آنهاست تا راه حل مناسب برای جامعه شناخته شود، طوريکه در آينده بنوعی ديگر دچار بحران ديگری نشويم. اگر روزی که گروگانهای امريکايی آزاد شدند بجای اينکه بگوييم “الان وقت چرتکه انداختن نيست” می‌پرسيديم چرا بعد ۴۴۴ روز آزاد شدند و اين «مبارزه با امپرياليسم و استکبار جهانی» چقدر برای ايران هزينه داشته است؟ اگر روزی که آقای خمينی جام زهر را نوشيد و مجبور شد قطعنامه سازمان ملل برای آتش بس با عراق را بپذيرد بجای اينکه دل خوش کرده که جنگ پايان يافته است، می‌پرسيديم: «چرا الان؟ آيا قبلا فرصت‌هايی برای پايان جنگ فراهم شده بود؟ اگر آری، آنها کدام‌ها بودند و چرا از آنها استفاده نکردند؟»، دچار بحران اتمی نمی‌شديم. اکنون نيز درباره اين بحران بجای سپردن سکان و در انتظار نشستن يا دست زدن برای آقايان خامنه‌ای و رفسنجانی و روحانی که خود عامل بوجود آمدن وضعيت امروز هستند تا به اصل آن نپردازيم، فردا باز هم با بحران ديگری برخورد خواهيم کرد!» (۴)

در مقاله ای ديگر به اينکه چگونه اين توافق حق حاکميت ملی را در مسئله هسته‌ای مخدوش کرده است و چرا رژيم به جای تسليم در برابر واقعيتهای تلخ سياست هسته‌ای‌اش و بيان آنها با مردم ترجيح داد برای حفظ ظاهر باجهای بزرگی به قدرت‌های خارجی بپردازد، خواهم پرداخت.

ــــــــــــــــــ
۱) http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2015/04/240170.htm [2] Parameters for a Joint Comprehensive Plan of Action Regarding the Islamic Republic of Iran’s Nuclear Program
http://iusnews.ir/fa/news-details/162534/ [3]
خلاصه ای از راه حل‌های تفاهم شده بین ایران و ۱+۵ برای رسیدن به برنامه جامع اقدام مشترک
۲) http://www.rajanews.com/news/177959 [4]

۳) http://www.tabnak.ir [5]

۴) HTTP://WWW.RADIOZAMANEH.COM/120931 [6] واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن

No responses yet

Apr 07 2015

انتشار کتاب درسی زبان کُردی، الگویی برای آموزش زبان مادری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سی و پنج سال پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی، اسفند ماه سال گذشته، گامی عملی برای اجرای بخشی معطل مانده از یکی از اصول این قانون برداشته شد و برای نخستین بار، تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی، در قالب کتابی درسی که به عنوان ضمیمه کتاب فارسی دوره اول متوسطه تدوین شده، در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان آغاز شد.

بر اساس گزارش‌ وب‌سایت کُردی /فارسی “روانگه”، روز شنبه ۹ اسفندماه در مدرسه صلاح الدین ایوبی سقز در استان کردستان طی مراسمی از کتاب آموزش زبان کُردی رونمایی شد.

برابر با اصل پانزده قانون اساسی، “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است”.

بخشی از این قانون که ناظر بر استفاده از زبان‌های غیرفارسی شهروندان ایرانی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی است، هرچند با اعمال برخی محدودیت‌ها، به فعلیت رسیده است. اما بخش اخیر این اصل مبنی بر تدریس ادبیات “زبان‌های محلی و قومی” در مدارس تاکنون مجالی برای اجرا نیافته بود. این در حالی است که تقریبا در تمام ٣٥ سال گذشته وعده تحقق اجرای کامل اصل پانزده قانون اساسی جزیی ثابت از وعده‌های انتخاباتی اکثریت نامزدهای انتخابات مختلف در مناطق غیر فارس زبان ایران بوده است.

در آخرین اظهار نظر جنجالی پیرامون این موضوع، علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، بهمن ماه سال ۹۲ در ملاقات با اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته بود: “مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی، آموزش ادبیات بومی و قومی می‌بایست صورت پذیرد و آقای رئیس‌جمهور هم در نطق‌های انتخاباتی‌شان این قول را داده‌اند.”

در آخرین اظهار نظر جنجالی پیرامون این موضوع، علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، بهمن ماه سال ۹۲ در ملاقات با اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته بود: “مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی، آموزش ادبیات بومی و قومی می‌بایست صورت پذیرد و آقای رئیس‌جمهور هم در نطق‌های انتخاباتی‌شان این قول را داده‌اند.”

خرداد ماه سال ۹۳ در ادامه همین بحث‌ها، جمعی از فعالان کُرد در نامه ای که به امضای ۱۰ هزار شهروند کُرد رسیده بود، با یادآوری وعده‌های حسن روحانی خواهان اجرایی شدن آنها در ارتباط با “آموزش زبان مادری” شدند.

اکنون خبر آغاز تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی در مدارس سقز را شاید بتوان گام مهم و تعیین کننده در اجرای کامل اصل پانزده قانون اساسی دانست. گامی که به گفته محمد عرفان پارسا، از معلمان ادبیات فارسی در سقز و یکی از مولفان این کتاب با استقبال بسیار خوب و غافلگیر کننده دانش‌آموزان و اولیا آنان مواجه شده است.

محمد عرفان پارسا می‌گوید: “تاکنون پنج هزار جلد از این کتاب ٦٧ صفحه‌ای با نام “وانه‌ی کوردی” (درس کُردی ) منتشر شده و به قیمت ١٧٠٠ تومان که هزینه چاپ آن است از طریق مدارس در اختیار دانش‌آموزان قرار گرفته است. البته تقاضا برای کتاب در سطح شهرستان زیاد است، اما با توجه به نداشتن مجوز وزارت ارشاد، امکان فروش آزاد آن وجود ندارد و تنها بر حسب تقاضای مدارس در مجموعه‌های هزار تایی چاپ شده و در اختیار مدارس متقاضی قرار می‌گیرد.”

در کتاب‌های فارسی جدیدی که برای پایه‌های هفتم و هشتم نظام آموزشی جدید در ایران تدوین شده است، فصل ششم کتاب، “ادبیات بومی” نام گذاری شده و به صورت سفید چاپ شده است. درمقدمه کتاب فارسی هر دو پایه در اشاره به فصل ششم آمده است: “فصل ادبیات بومی با درس‌های آزاد فرصتی بسیار مناسب برای توجه به گنجینه‌های فرهنگ سرزمینی و مشارکت دانش آموزان عزیز و دبیران گرامی در تالیف بخشی از کتاب است. پیشنهاد می‌شود برای تولید محتوای درس آزاد به موضوعات متناسب با عنوان فصل در قلمرو فرهنگ و ادبیات بومی و آداب محلی و نیازهای ویژه نوجوانان و دیگر ناگفته‌های کتاب توجه شود.”

دبیران فارسی در این مقطع عموما بر حسب سلیقه خود و یا برخی هماهنگی‌های در سطح گروه آموزشی ادبیات شهرستان‌ها، محتوای این فصل را تدوین و تدریس می‌کنند. اما فکر نوشتن کتاب درسی کُردی مستقلی که همچون ضمیمه کتاب فارسی برای فصل ششم در سه پایه دوره اول متوسطه تدریس شود، از کجا می‌آید؟

محمد عرفان پارسا می‌گوید: “جمعی ٧ نفره از دبیران ادبیات فارسی در شهرستان سقز به این نتیجه رسیدیم که برای فصل ششم دو پایه هفتم و هشتم و البته پایه نهم که هنوز کتاب تازه آن منتشر نشده است، اما انتظار می‌رود دارای فصل ادبیات بومی باشد، با توجه به ضرورتی که برای تدریس زبان و ادبیات کُردی و توانا ساختن دانش‌آموزان کُرد برای خواندن و نوشتن به زبان مادری قائل هستیم، کتابی کردی تالیف کنیم.”

سازمان یونسکو نیز از سال ۱۹۹۹، روز ۲ اسفند ـ۲۱ فوریه ـ را به نام “روز جهانی زبان مادری” نام گذاری کرده، تا دولت‌ها و شهروندان جهان را به دادن اهمیت بیشتر به تدریس زبان مادری در مدارس فراخواند. در سال‌های اخیر نیز خواسته حق آموزش زبان مادری و فراتر از آن آموزش به زبان مادری یکی از مطالبات جدی بخشی از اقلیت‌های ملی/قومی در ایران بوده است، هر چند جواب چندانی از جانب حکومت و سیاست‌مداران نگرفته است.

در سال‌های اخیر، هر از چند گاهی خبری در رابطه با آموزش رسمی زبان‌های غیر فارسی در مدارس و یا دانشگاه‌های ایران منتشر شده و پس از مدت کوتاهی، این موضوع به فراموشی سپرده شده است. برای نمونه در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، تلاش‌هایی برای تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان آغاز شد و حتی برای داوطلبان کنکور سراسری سال ١٣٨٣، امکان انتخاب رشته زبان و ادبیات کُردی برای دانشگاه کردستان نیز فراهم شد، اما هیچ دانشجویی برای این رشته پذیرش نشد و در نهایت موضوع مسکوت ماند.

مرداد ماه سال گذشته نیز، معاون آموزشی دانشگاه کردستان خبر از تصویب نهایی رشته زبان‌های بومی با گرايش زبان و ادبيات كردی در وزارت علوم داد، اما تاکید کرد‌که برای راه اندازی این رشته در این دانشگاه و یا هر دانشگاه دیگری و پذیرش دانشجو برای آن، “بايد سه استاديار داشته باشيم كه متاسفانه اين تعداد استاد در رشته زبان و ادبيات کُردی وجود ندارد و به همين دليل امكان جذب دانشجو برای آن وجود ندارد.” اما در مقابل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، دهم اسفند سال گذشته از تدریس دو واحد اختیاری زبان کُردی در سال ٩٤ در این دانشگاه خبر داد.

در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، تلاش‌هایی برای تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان آغاز شد و حتی برای داوطلبان کنکور سراسری سال ١٣٨٣، امکان انتخاب رشته زبان و ادبیات کُردی برای دانشگاه کردستان نیز فراهم شد، اما هیچ دانشجویی برای این رشته پذیرش نشد و در نهایت موضوع مسکوت ماند.

اما با توجه به فقدان آموزش رسمی زبان کُردی و فعالیت اندک و تعداد کم شمار آموزشگاه‌های خصوصی که زبان کُردی را تدریس می‌کنند، آیا همه دبیران کُرد ادبیات در شهرستان سقز، دارای دانش و تسلط کافی برای تدریس زبان و ادبیات کُردی هستند؟

عرفان پارسا از مولفان کتاب کُردی ضمن تائید این‌که همه دبیران ادبیات فارسی در شهرستان سقز کُرد هستند می‌گوید: “پس از اتمام تالیف کتاب و کسب موافقت گروه ادبیات فارسی اداره آموزش و پرورش سقز برای توزیع کتاب در مدارس، چند نفر از مولفان کتاب، کارگاه آموزشی شیوه تدریس کتاب کُردی و دوره فشرده آموزش زبان و ادبیات کُردی را برای دبیران فارسی متقاضی چنین دوره‌ای برگزار کردند.” آقای پارسا می‌گوید از کارگاه و کلاس‌ها استقبال خوبی شده است و به نظر دبیران حاضر در کارگاه، آموزش برای آن‌ها مفید بوده است.

سال ١٣٨٩ ریاست اداره آموزش و پرورش سقز طی بخشنامه ای، واحدهای تحصیلی را ملزم به به کارگیری “زبان ملی” در کلاس‌های درس کرده بود. در این بخشنامه آمده بود: “احتراما ضمن اذعان به غنای زبان کردی و تاثیر آن بر صیانت فرهنگ ملی که نهایتا منجر به خودباوری و حفظ اصالت جامعه در مقابل فرهنگ بیگانه می‌شود، مع‌الوصف مستدعی است به رسم میزبانی جهت حفظ حقوق همکاران و دانش‌آموزان میهمان به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که جلسات و کلاس‌های درسی به زبان ملی برگزار و اداره شود.”

اما ٤ سال پس از صدور بخشنامه بالا، آموزش و پرورش شهرستان سقز مانعی بر سر راه تدوین، توزیع و تدریس این کتاب در مدارس سقز ایجاد نکرده است. محمد عرفان پارسا تصریح می‌کند برای تالیف و انتشار کتاب هیچ کمک مادی یا پشتیبانی خاصی از جایی دریافت نکرده‌اند و زمانی نیز که جمع مولفان فکر اولیه تالیف کتاب درسی آموزش زبان کُردی را برای تدریس به عنوان فصل ادبیات محلی کتاب فارسی با سر گروه آموزشی ادبیات مطرح کرده‌اند، موضوع به اداره منعکس شده و پاسخ گرفته‌اند که این موضوع به گروه‌های آموزشی ربط دارد و اداره اظهار نظری نمی‌کند.

عرفان پارسا در ارتباط با ساختار کتاب درسی تالیف شده و زمانی که صرف تالیف آن شده می‌گوید: “این کتاب که برای سه پایه دوره اول متوسطه تالیف شده است، ساختاری شبیه کتاب فارسی همان مقطع دارد. برای هر پایه در مجموع ٤ یا ٥ مطلب تهیه شده است که شامل دو درس و دو یا سه عنوان برای روان خوانی نظم یا نثر است. هر کدام از مولفان مسئول تولید بخشی از محتوای کتاب بوده و در مجموع نزدیک به ٦٠ ساعت نیز جلسات مشترک برای انتخاب مطالب پیشنهادی و تدوین کتاب، زمان صرف شده است. زمان تدریس آن هم ٤ هفته خواهد بود و در مجموع ١٦ ساعت از زمان آموزش به آن اختصاص داده خواهد شد.”

کتاب درسی “وانه‌ی کوردی” بیشتر بر آموزش خواندن و نوشتن کُردی متمرکز است و چندان به مباحث دستوری زبان کُردی نپرداخته است. اما از رهگذر این آموزش، دانش‌آموزان با برخی از شاعران و نویسنده‌گان کُرد از جمله ژیلا حسینی، مستوره اردلان، ماموستا هژار، ماموستا حقیقی و لطیف هلمت آشنا خواهند شد. زبان نوشتاری کتاب نیز، زبان معیار در لهجه سورانی زبان کُردی است.

با توجه به این‌که برخی از مدارس شهرستان سقز هوشمند هستند و برای کمک به دانش‌آموزان برای یادگیری روان‌تر و سریع‌تر زبان مادری، مولفان کتاب کردی نسخه صوتی کتاب را نیز تولید و روی یک سی‌دی تکثیر کرده‌اند. مولفان کتاب یعنی محمد عرفان پارسا، زاهد آرمی، عبدالخالق رحمانی، امیر حبیبی، انور برقی و محمود کرمی هر کدام بخشی از محتوای کتاب را در این سی‌دی روخوانی کرده‌اند.

آیا امکانی که نحوه تدوین کتاب فارسی دوره اول متوسطه فراهم کرده ، می‌تواند فرصتی برای آموزش زبان مادری در سایر مناطق کردنشین ایران و البته مناطق ترک نشین، بلوچ و عرب و ترکمن و سایر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نیز باشد و مسیر را برای تدوین کتاب های درسی آموزش زبان مادری و ادبیات آن به کودکان غیر فارس هموار کند؟

به گفته آقای پارسا، هرچند دانش‌آموزان کنونی پایه هشتم، از امکان خواندن زبان کُردی در سال گذشته محروم بوده‌اند، اما چون درس نخست پایه هشتم نیز یادآور نکات درس پایه هفتم است، تدریس کتاب کُردی در هر دو پایه هفتم و هشتم در مدارس شهرستان سقز آغاز شده است و نمرات ارزیابی آن هم در سال نخست با تاثیر مثبت در نمره نهایی دانش‌آموز اعمال خواهد شد.

این مدرس زبان کردی در رابطه با امکان تسری ایده تالیف کتاب درسی به سایر شهرستان‌های استان کردستان می‌گوید: “کتاب به گروه‌های آموزشی اداره کل آموزش و پرورش کردستان ارسال شده است و بازخورد مثبتی هم گرفته است ولینک دانلود آن هم در وب‌سایت گروه آموزشی ادبیات گذاشته شده است. با توجه به تمایل گروه‌های ادبیات سایر شهرستان‌ها برای تدوین کتابی هماهنگ برای سراسر استان، قرار شده است که چهار نفر از تیم مولفان این کتاب، تابستان سال جاری در سنندج مستقر شده و با همکاری گروه‌ آموزشی ادبیات استان روی اصلاح و بازنویسی نسخه فعلی و یا نوشتن کتاب جدیدی برای همه استان کار کنند.”

با همه اینها باید دید که آیا امکانی که نحوه تدوین کتاب فارسی دوره اول متوسطه فراهم کرده، می‌تواند فرصتی برای آموزش زبان مادری در سایر مناطق کردنشین ایران و همچنین مناطق ترک نشین، بلوچ و عرب و ترکمن و سایر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نیز باشد و مسیر را برای تدوین کتاب های درسی آموزش زبان مادری و ادبیات آن به کودکان غیر فارس هموار کند؟

No responses yet

Apr 06 2015

با صدور پیامی: فیروز‌آبادی توافق لوزان را به رهبر تبریک گفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

دیگربان: حسن فیروزآبادی٬ رئیس ستاد کل نیروهای مسلح امضای بیانیه «لوزان» را به علی خامنه‌ای تبریک گفته و از حسن روحانی٬ محمد‌جواد ظریف و تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران قدردانی کرد.

آقای فیروز‌آبادی در پیام خود که روز یک‌شنبه (۱۶ فروردین) منتشر شده٬ «موفقیت» تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران در «لوزان» را به رهبر جمهوری اسلامی تبریک گفته است.

این مقام نظامی در پیام خود آورده در سایه «هدایت‌های» رهبر و «همت» دولت و تیم مذاکره کننده «گام دیگری در جهت احقاق حقوق مسلم نظام» در مذاکرات مربوط به انرژی هسته‌ای برداشته شده است.

فیروز‌آبادی در بخش دیگری از پیام خود اعلام کرده اطمینان دارد «مراحل آتی مذاکرات» با رهنمود‌های رهبر در مسیر «سلامت و صلاح دولت و ملت» تداوم خواهد یافت.

حسن فیروز‌آبادی بالا‌ترین مقام نظامی پس از علی خامنه‌ای در جمهوری اسلامی است که با انتشار این پیام به صراحت از بیانیه «لوزان» حمایت کرده است.

بیانیه «لوزان» منجر به بروز اختلاف‌های جدی در میان گروهی از نظامیان و محافظه‌کاران تندرو در ایران شده است.

No responses yet

Apr 06 2015

« درگيری لفظی» ظريف و کريمی‌قدوسی در کميسيون امنيت ملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: گزارش رسانه های خبری در ايران حاکی است که محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران روز يکشنبه در يکی از «بی سابقه ترين» جلسه های کميسيون امنيت ملی مجلس نهم با جواد کريمی قدوسی، نماينده اصولگرای مجلس، درگيری لفظی داشته و به دنبال اين جدال لفظی «نيروهای حفاظتی» خبرنگاران و «افراد ديگر حاضر در جلسه را از کميسيون» به بيرون هدايت کرده اند.

پیشتر سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گفته بود که این کمیسیون در نامه‌‌ای از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، برای حضور در این کمیسیون و «ارائه توضیحات درباره بیانیه لوزان» دعوت کرده است.

باشگاه خبرنگاران» وابسته به صدا و سيمای جمهوری اسلامی به نقل از نمايندگان مجلس گزارش داده است محمدجواد ظريف در جریان حضور در کمیسیون امنیت ملی مجلس در روز یکشنبه ۱۶ فروردین با جواد کريمی قدوسی درگيری لفظی داشته است.

جبار کوچکی‌نژاد، نماينده اصولگرا، در اين باره به «باشگاه خبرنگاران» گفته است: آقای کريمی‌قدوسی بحث‌هايی را در رابطه با فوردو و نطنز داشتند.

اين نماينده اصولگرا اضافه کرده است: آقای کريمی‌قدوسی نگرانی‌هايی را مطرح کرد که قبلاً به آقای ظريف تذکر داده شده بود.

جبار کوچکی‌نژاد همچنين گفته است: آقای کريمی‌قدوسی به آقای ظريف گفت حضرت آقا به شما تذکر داده است؛ولی آقای ظريف به آقای کريمی‌قدوسی گفت شما دروغ می‌گوييد به آقا تهمت می‌بنديد و به آقا ظلم می‌کنيد و آقا به من تذکر ندادند.

در همین حال، به گزارش تابناک پس از درگيری لفظی محمد جواد ظريف و احمد کريمی قدوسی «جلسه برای چند لحظه به شدت متشنج شد و نيروهای حفاظتی مجبور شدند سريعا خبرنگاران و افراد ديگر حاضر در جلسه را از کميسيون به بيرون هدايت کنند.»

یک نماينده عضو کمسيون امنيت ملی مجلس که نخواسته نامش فاش شود همچنين به تابناک گفته است: «آقای کريمی‌قدوسی به آقای ظريف گفت حضرت آقا به شما تذکر داده است؛اما ظريف به کريمی‌قدوسی گفت شما دروغ می‌گوييد و با اين گونه حرفها به آقا تهمت می‌بنديد و به آقا ظلم می‌کنيد و در آن جلسه هرگز آقا به من تذکر ندادند.»

این نماینده همچنین اظهار داشت:«ظريف به کريمی قدوسی گفت که شما در آن جلسه حضور نداشتيد و چگونه وقتی در آن حاضر نبوديد می توانيد انقدر راحت دروغ بگوييد، که وی نيز در پاسخ به ظريف گفت من در آن جلسه نبودم اما شنيده ام که در اين جلسه چه گذشته است.»

وی اضافه کرده است که آقای ظريف گفت« شما وقتی نميدانيد لطفا حرفی نزنيد و يا از کسی که در جلسه بود به صورت کامل جزئيات را سوال کنيد و سپس اظهار نظر کنيد، آقای لاريجانی رئيس مجلس در اين جلسه بودند و می تواند در اين مورد شهادت بدهند.»

طبق اين گزارش «بعد از اين، درگيری لفظی قدری بالا گرفت و دکتر ظريف با عصبانيت قصد ترک جلسه را داشت که با پادرميانی اکثريت نمايندگان حاضر که کريمی قدوسی را محکوم می کردند به جلسه بازگشت و پس از مدتی جلسه پايان يافت.»

تابناک همچنين گزارش داده است که نشست روز يکشنبه عصر کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس « يکی از بی سابقه ترين جلسات در دوره نهم مجلس» بوده است.

ايران و کشورهای ۱+۵ روز پنجشنبه دوم آوريل (۱۳ فروردين) در لوزان سوييس با انتشار بيانيه ای اعلام کردند که «چارچوب» های توافق نهايی را مشخص کرده اند.

No responses yet

Apr 06 2015

۹ تن از حمله کنندگان به علی مطهری آزاد شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: وکیل علی مطهری نماینده مجلس می گوید ۹ تن از حمله کنندگان به موکلش با قرارهای وثیقه و کفالت آزاد شده اند.

مصطفی ترک همدانی ،وکیل علی مطهری به خبرگزاری ایلنا گفته که افرادی که در ارتباط با پرونده موکلش بازداشت شده بودند پس از تفهیم اتهام از سوی دادگاه انقلاب شیراز آزاد شدند.

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، روز هجده اسفند سال گذشته، در جریان سفر به شیراز در فرودگاه این شهر با هجوم نیروهای لباس‌ شخصی مواجه شد و مورد ضرب ‌وشتم قرار گرفت.

No responses yet

Apr 05 2015

در پرونده حمله به مطهری مسئولان دانشگاه شیراز متهم شناخته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: وکیل علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، خبر داد که با وجود عدم شکایت او، مسئولان دانشگاه شیراز در پرونده حمله به موکلش متهم شناخته شده‌اند.

در همین حال خبر می‌رسد که حمله‌کنندگان به مطهری با «قرارهای کفالت و وثیقه آزاد شده‌اند».

به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، مصطفی ترک همدانی، روز یک شنبه، ۱۶ فروردین، گفت: «برای بنده و موکلم اینکه مسئولان دانشگاه شیراز نیز متهم شناخته شده‌اند جای سوال است.»

وی اضافه کرد: «ما معتقدیم دانشگاه شیراز مطابق مقررات کار کرده‌است و قصوری نداشته که بخواهد به عنوان متهم شناخته شود.»

آقای ترک همدانی با بیان اینکه متهمین اصلی حادثه شیراز افراد دیگری هستند، افزود: «این افراد از نامه شورای تأمین استان برای حمله به مطهری سوءاستفاده کرده‌اند.»

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، که روز ۱۸ اسفند ۹۳، برای سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود در فرودگاه این شهر «با هجوم نیروهای لباس‌شخصی مورد ضرب‌وشتم» قرار گرفت و در نهایت مجبور به بازگشت به تهران شد.

پس از این اتفاق برخی از نمایندگان مجلس و همچنین شخصیت‌های سیاسی از عملکرد استانداری فارس در برخورد نکردن با حمله‌کنندگان و لغو سخنرانی آقای مطهری انتقاد کردند.

از جمله محمدرضا صادق، مشاور رسانه‌ای رئیس جمهوری ایران، روز جمعه ۲۲ اسفند ۹۳، گفته بود که اگر استاندار استان فارس نتواند با خاطیان اتفاقات شیراز و حمله به علی مطهری برخورد کند باید از سمت خود استعفاء دهد.

با این حال محمد احمدی، استاندار فارس، ضمن دفاع از عملکرد خود، مسئولان دانشگاه شیراز را به دلیل توجه نکردن به مصوبه شورای تأمین این شهر و همچنین اطلاع ندادن ساعت ورود آقای مطهری به فرمانداری مقصر دانسته بود.

وی گفته بود: «شورای تأمین شهرستان شیراز کتباً نظر خود را در خصوص این برنامه و حضور آقای مطهری اعلام کرده بود.»

در مقابل اما مجید ارشاد، رئیس دانشگاه شیراز، گفته بود که «توصیه شورای تأمین شهرستان شیراز» مبنی بر برگزار نشدن جلسه سخنرانی آقای مطهری، در هیئت نظارت بر تشکل‌های دانشجویی مطرح و رد شده بود.

در همین حال علی مطهری نیز روز دوشنبه ۲۵ اسفند ۹۳، در نامه‌ای به حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور، مطالب مطرح شده درباره مصوبه «شورای تأمین» شیراز در مخالفت با سخنرانی او را تکذیب کرده بود.

حمله‌کنندگان به مطهری با «قرارهای کفالت و وثیقه آزاد شده‌اند»

وکیل آقای مطهری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «دیروز به دادسرای شیراز مراجعه کردم و متوجه شدم افرادی که در ارتباط با این پرونده بازداشت بودند، پس از تفهیم اتهام از سوی دادگاه انقلاب با قرارهای کفالت و وثیقه آزاد شده‌اند.»

وی با بیان اینکه پرونده مذکور در حال تحقیقات مقدماتی است، افزود: «هویت متهمان شناسایی شده اما به دلیل محرمانه بودن این مسئله نمی‌توان گفت که این افراد به چه نهاد یا گروهی وابسته هستند.»

حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور ایران، دوشنبه ۱۰ فروردین، خبر داده بود که ۹ نفر از عوامل حمله به آقای مطهری «توسط دستگاه قضایی استان فارس احضار و جلب شده‌اند و برای آن‌ها قرار وثیقه صادر شده‌است.»

درباره عوامل حمله به آقای مطهری اظهار نظرهای متفاوتی مطرح شده‌است.

محی‌الدین حائری شیرازی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز گفته بود که عوامل حمله به آقای مطهری «اراذل و اوباش نبود [ند]، جوانان نمازخوان ولایتی جان‌برکف برای اسلام بودند.»

این در حالی است که حمید رسایی، از نمایندگان عضو جبهه پایداری در مجلس گفته‌است: «اتفاقی که در شیراز رخ داده کار بچه حزب‌اللهی‌ها نیست و اگر کسی که این کار را کرده چنین ادعایی دارد، مثل آنهایی که از اعتدال دم می‌زنند، دروغ می‌گوید.»

با این حال علی مطهری درباره حمله‌کنندگان به خود گفته بود: «ظاهراً یک اصلِ پذیرفته شده بود؛ این افراد که از تجهیزاتشان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل معلوم بود از کجا دستور گرفته‌اند.»

«موتورهای سنگین» معمولاً توسط نهادهای نظامی و نیروهای بسیج در ایران استفاده می‌شود.

آقای ترک همدانی در مورد حمله به خودروی خود نیز گفت: «بنده این اتفاق را به نیروی انتظامی شیراز گزارش کرده‌ام اما هنوز فرصت ثبت شکایت را پیدا نکرده‌ام.»

وکیل علی مطهری ۲۴ اسفند ۹۳، خبر داده بود که هنگام سفرش به شهر شیراز برای شکایت از حمله‌کنندگان به آقای مطهری خودرویش توسط «افراد ناشناس» تخریب شده و بر روی آن با اسپری نوشته شده‌است که «اخطار اول».

حمله به علی مطهری در شیراز پس از آن صورت گرفت که او بارها خواستار رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، شده‌بود.

روز ۲۱ دی ۹۳، «حمله» برخی از نمایندگان مجلس به علی مطهری، نماینده تهران، و درگیری فیزیکی پس از درخواست دوباره او برای رفع حصر میرحسین موسوی و کروبی در نطق میان‌دستور، باعث تعطیلی موقت جلسه علنی مجلس شد.

No responses yet

Apr 05 2015

علاء‌الدین بروجردی٬ رئیس کمیسون امنیت ملی مجلس: پروتکل الحاقی در بیانیه لوزان بی‌اعتبار است

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمد‌جواد ظریف و تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران به خاطر آنچه «ابهام‌ها»٬ «نقاط ضعف» و عبور از «خطوط قرمز» نظام در بیانیه «لوزان» نامیده شده٬ به مجلس فرا خوانده خواهند شدند.

تعداد قابل توجهی از نمایندگان محافظه‌کار مجلس در نخستین روز کاری در ایران در مصاحبه با رسانه‌ها از وجود «ابهام» در بیانیه مذکور سخن به میان آورده و گفته‌اند ظریف را به مجلس فرا خواهند خواند.

علاء‌الدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته توافق در خصوص پذیرش پروتکل الحاقی در بیانیه «لوزان» از نظر مجلس «اشتباه» بوده و «بی‌اعتبار» است.

بروجردی افزوده محمد‌جواد ظریف به دلیل «نقض قانون» به مجلس احضار خواهد شد.

حسین نقوی حسینی٬ سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس هم بحث تحریم‌ها در بیانیه «لوزان» را مبهم دانسته و گفته لغو یک‌باره تحریم‌ها در این بیانیه زیر سئوال است.

نقوی حسینی افزوده «راستی آزمایی» آژانس یک شبه انجام نخواهد شد و ممکن است شش ماه، یک سال و یا پروسه‌ای چند ساله برای آن از سوی غربی‌ها مطرح شود.

دیگر نمایندگان محافظه‌کار مجلس نیز با انتقاد از برخی مفاد بیانیه مذکور گفته‌اند تیم مذاکره کننده ایران باید توضیحات بیشتری درباره جزئیات توافق ارائه دهد.

آن‌ها می‌گویند متن فارسی و انگلیسی بیانیه «لوزان» با یکدیگر تفاوت دارد و امیرحسین قاضی‌زاده٬ عضو «جبهه پایداری» هم گفته برای نمایندگان متن انگلیسی ملاک خواهد بود.

No responses yet

Apr 05 2015

پنج معدنچی معترض در یزد به زندان و شلاق محکوم شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: تعدادی از کارگران معدن “چادرملو” که در پی شکایت کارفرما دادگاهی شده بودند، به یک سال حبس و شلاق محکوم شده‌اند. این کارگران سال گذشته برای مطالبات صنفی خود دست به تحصن و اعتراض زده بودند.

دبیر اخراجی انجمن صنفی کارگران چادرملو با تشریح حکم دادگاه بدوی ۳۰ کارگر این معدن، از تبرئه شدن ۲۵ نفر آن‌ها و محکومیت بقیه به اتهام‌هایی نظیر اخلال در نظم عمومی خبر داد.

خبرگزاری ایلنا چهارشنبه، ۱۲ فروردین از قول بهرام حسنی‌نژاد نوشت: «دادگاه اولیه در شرایطی برای این پنج نفر به جرم اخلال در نظم و آسایش عمومی این حکم سنگین را صادر کرده که اعتراضات سال گذشته به صورت تحصن در محل کارگاه صورت گرفته بود و اساسا نمی‌تواند جنبه‌ی عمومی به خود بگیرد.»

این کارگران همچنین به “جلوگیری از احقاق حق دیگران” متهم شده‌اند و چنانکه حسنی‌نژاد گفته علت آن اظهارات کارفرما در دادگاه است که مدعی شده این افراد مانع سرکار رفتن دیگر کارگران شده‌اند.

بیشتر بخوانید: هر ۱۶ روز یک معدنچی در ایران قربانی سانحه می‌شود

اعتراض صنفی یا اختلال

دبیر انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو می‌گوید علت محکوم شدن کارگران یادشده این است که کارفرما آن‌ها را به عنوان رهبران اعتراض صنفی سال گذشته معرفی کرده و از ابتدا هم خواستار برخورد جدی با این کارگران برای درس گرفتن دیگر معترضان بود.

حسنی‌نژاد پس از اعتصاب یک ماهه سال گذشته کارگران معدن چادرملو از کار اخراج و با شکایت کارفرما دادگاهی شده بود. او آذر ماه ۹۳ با رای شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب اردکان یزد از تمام اتهام‌های وارده تبرئه شد.
معدن‌چیان ایرانی: حقوقی بخور و نمیر، کاری طاقت‌فرسا و محرومیت از حق اعتراض و اعتصاب

دبیر انجمن صنفی به خبرگزاری ایلنا گفت، با توجه به این‌که کارگران محکوم شده سابقه‌ی محکومیت کیفری ندارند و با توجه به سن و سال و کارگر بودنشان، حکم شلاق آن‌ها به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی و حکم یک سال حبس تعزیری به ۵ سال حبس تعلیقی تغییر پیدا کرده است.

در حکم دادگاه که نسخه‌ای از آن در اختیار ایلنا قرار گرفته تاکید شده: «بدیهی است در صورتی که مشارالیهم از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق مرتکب جرائم عمدی نشوند محکومیت تعلیقی بی‌اثر می‌شود و در غیر این صورت علاوه بر مجازات جرم اخیر، مجازات معلق هم در مورد آن‌ها اجرا خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: اژه‌ای: با اعتراض‌های صنفی مخل نظم عمومی برخورد می‌کنیم

اعتراض‌های سابقه‌دار معدنچیان

معدن سنگ آهن چادرملو در کویر مرکزی ایران، در حاشیه جنوبی نمک‌زار ساغند و در ۱۸۰ کیلومتری شمالی شرقی شهر یزد قرار دارد.

بیش از ۲۱۰۰ کارگر در این معدن مشغول به کار هستند و بخش بزرگی از آن‌ها، به ویژه در دو سال گذشته به خاطر مطالبات صنفی بارها دست به اعتصاب و تحصن زده‌اند.

چند صد کارگر این معدن زمستان ۹۲ برای افزایش حقوق متناسب با میزان تورم و دریافت ۴ ماه دستمزد اضافه‌کاری به تعویق افتاده خود دست به اعتصاب زدند.

در جریان این اعتصاب نیز شماری از کارگران که در سازماندهی حرکت اعتراضی صنفی نقش داشتند با شکایت کارفرما و به اتهام اخلال بازداشت شدند.

منصور اسانلو، فعال شناخته شده کارگری همان زمان در این باره به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت: «طبق قانون کار وقتی کارگران اختلافی به دلیل دستمزد یا درخواست‌های صنفی با صاحب‌کار خود پیدا می‌کنند، حق دارند دست از کار بکشند. بنابراین این حرکت آن‌ها غیرقانونی نبوده که باعث بازداشت ۲۰ نفر از آن‌ها شود.»

اسانلو، رئیس پیشین سندیکای شرکت واحد و از چهره‌های مطرح جنبش کارگری ایران در سطح جهانی است. او در جمهوری اسلامی بارها به خاطر فعالیت‌های صنفی بازداشت و به زندان‌های طولانی محکوم شده است.

No responses yet

Apr 03 2015

محافظه‌کاران تندرو مطرح کردند: عبور از «پنج خط قرمز» رهبر در بیانیه لوزان

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: خبرگزاری رسمی بسیج بیانیه «لوزان» را پایان رویای توافق «برد‌-‌برد» اعلام کرد و برخی نمایندگان مجلس و محافظه‌کاران هم گفته‌اند در این بیانیه «پنج خط قرمز» علی خامنه‌ای رعایت نشده است.

بیانیه «لوزان» که منجر به سردرگمی و بروز اختلاف نظر در میان محافظه‌کاران شده٬ از سوی برخی از نمایندگان مجلس نقض کننده «خطوط قرمز» مد‌نظر رهبر معرفی شده است.

حمید رسایی٬ حسین نقوی حسینی٬ اسماعیل کوثری و منصور حقیقت‌پور چهار نماینده‌ای هستند که گفته‌اند در بیانیه «لوزان» خطوط قرمز رهبر و نظام نادیده گرفته شده است.

«دو مرحله‌ای» شدن توافق٬ «باقی ماندن تحریم‌ها»٬ «تغییر کابری راکتور اراک»٬ «ممنوعیت غنی‌سازی در فردو» و «نرسیدن به ۱۹۰ هزار سو» پنج خط قرمز نادیده گرفته شده رهبر در بیانیه مذکور عنوان شده‌اند.

محافظه‌کاران تندرو می‌گویند این پنج مورد بار‌ها از سوی علی خامنه‌ای مورد تاکید قرار گرفته بود.

خبرگزاری رسمی بسیج نیز روز جمعه با انتشار یادداشتی به حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی حمله کرده و بیانیه «لوزان» را پایان شعار «برد‌-‌برد» ارزیابی کرده است.

این خبرگزاری به روحانی هشدار داده اگر بخواهد براساس قدرتی که مردم به «امانت» در اختیار وی گذاشته‌اند٬ آن‌ها را دور بزند مرتکب اشتباه بزرگی خواهد شد.

برخی دیگر از محافظه‌کاران تندرو بیانیه «لوزان» را «فتنه سال ۹۴» دانسته و گفته‌اند «فتنه‌گران» با «اردوکشی خیابانی» می‌خواهند در این زمینه رهبر را به عقب برانند.

این دسته از محافظه‌کاران می‌گویند شرایطی که برای نیرو‌های حزب‌الله پس از صدور بیانیه «لوزان» پیش آمده هم‌چون شرایط پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ است.

به اعتقاد آنها «لوزان» نقطه‌ عطف تبدیل جمهوری اسلامی ایران به جمهوری‌های اسلامی اسمی عرفی چون جمهوری اسلامی پاکستان و افغانستان و موریتانی است.

آن‌ها نوشته‌اند «لوزان» محل مهم‌ترین بروز «اهل سنت خمینی» بود؛ آدم‌هایی که نهضت خامنه‌ای و خطوط قرمز و آبی آن برایشان بی‌معنا است.

No responses yet

Apr 03 2015

روحانی: پایان دشمنی و تنش با کشورهای دیگر را می‌خواهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، تفاهم هسته‌ای لوزان را گام نخست برای تعامل ایران با جهان دانست و گفت که جمهوری اسلامی خواستار پایان تنش و خصومت با کشورهایی‌ست که تاکنون دشمن به حساب می‌آمده‌اند.

یک روز پس از تفاهم سیاسی میان ایران و قدرت‌های جهانی بر سر چهارچوب توافق هسته‌ای، آقای روحانی از آغاز دوره‌ای جدید در روابط خارجی ایران سخن گفت که مبتنی بر «تعامل سازنده با جهان» خواهد بود.

وی اظهار داشت که جمهوری اسلامی «دست دوستی» به سوی هر کشوری دراز می‌کند که با آن بر اساس احترام متقابل رفتار کند به‌طوری که اگر روابط آن با کشوری سرد است، می‌خواهد آن را بهبود بخشد و اگر هم با کشوری روابط خصمانه و تنش‌آمیز دارد، اکنون خواستار پایان تنش و خصومت است.

تفاهم هسته‌ای لوزان راه را برای لغو تحریم‌های اتحادیه اروپا، آمریکا و سازمان ملل متحد علیه ایران باز می‌کند، اگرچه برنامه هسته‌ای ایران را نیز محدود می‌سازد، امری که حسن روحانی آن را «بازی برد – برد» می‌نامد.

به گفته او، «روز رسیدن به تفاهم سیاسی هسته‌ای در حافظه تاریخی مردم ایران خواهد ماند» و این که با تفاهم لوزان «هم حقوق هسته‌ای ایران حفظ شده، هم تحریم‌ها لغو می‌شود و هم ایران به تعامل سازنده با جهان دست یافته است».

وی اظهار داشت: «با این تفاهم سیاسی، ۱+۵ پذیرفت که ایران در خاک خود غنی‌سازی کند در حالی که تا دیروز می‌گفتند که غنی‌سازی داخل خاک ایران تهدیدی برای منطقه و جهان است.»

بر اساس تفاهم به دست آمده در لوزان، فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران تنها در تاسیسات نطنز و تحت نظارت مرتب بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام می‌شود و سایت فردو نیز تبدیل به مرکزی تحقیقاتی خواهد شد، نکته‌ای که حسن روحانی نیز در کنار مسئله لغو تحریم‌ها به آن اشاره می‌کند.

رئیس جمهور ایران گفت: «سایت فردو برای همیشه باز می‌ماند و بیش از هزار سانتریفیوژی که در آن مستقر است، همچنان در آنجا خواهد ماند. همه تحریم‌ها و شش قطعنامه شورای امنیت نیز از روز اجرای توافق هسته‌ای لغو خواهند شد.»

آقای روحانی در نهایت تاکید کرد که جمهوری اسلامی به هر وعده‌ای که در مذاکرات داد، پایبند می‌ماند و «اهل فریب نیست، مشروط بر آن که طرف مقابل هم به وعده‌های خود عمل کند».

با تفاهم به دست آمده در لوزان اکنون آخرین مرحله از مذاکرات هسته‌ای میان ایران قدرت‌های جهانی آغاز می‌شود که باید تا اوایل تیر ماه به توافق جامع منجر شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .