اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2017

Feb 26 2017

«طراح صحنه» انتخابات سال ۸۴، برای «صحنه‌آرایی» انتخابات سال ۹۶ فعال شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آمد نیوز: سردار محمدباقر ذوالقدر که از وی به عنوان «طراح صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴» نام برده می‌شود، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ فعال شد.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، سرتیپ پاسدار «محمدباقر ذوالقدر» قائم مقام پیشین فرماندهی کل سپاه پاسداران برای «صحنه‌آرایی» انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ فعال شده است.

وی با تأسیس تشکلى چند نفره با نام «جبهه نیروهای انقلاب اسلامی» در جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا) شرکت و برخلاف وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)، با لباس نظامی، فعالیت سیاسی انجام می‌دهد.

سردار ذوالقدر در انتخابات سال ۱۳۸۴، با سازمان‌دهی بسیج و سپاه على‌الخصوص در سه استان تهران، اصفهان و قم نقش مهمی در انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری در آن سال ایفا کرده است.

او در مرحله نخست انتخابات سال ۸۴، از پنج میلیون و پانصد هزار رأی احمدی‌نژاد در استان‌های تهران، اصفهان و قم، سه میلیون رأی را از این سه استان به نفع وی سازماندهی و تقلب کرد.

سردار محمدباقر ذوالقدر (متولد ۱۳۳۳) در ۳۱ شهریور ۱۳۶۸ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به ریاست ستاد کل سپاه پاسداران منصوب شد. او در ۲۲ شهریور ۱۳۷۶ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب شد و در ۲۰ آذر ۱۳۸۶ با حکم رهبری به معاونت ستاد کل نیروهای مسلح در امور بسیج انتقال یافت.

ذوالقدر در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ از سوی صادق لاریجانی به عنوان «معاون راهبردی قوه قضاييه» و با حفظ سمت به عنوان «سرپرست معاونت اجتماعی و پيشگيری از وقوع جرم» همان قوه منصوب شد.

سردار ذوالقدر در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ به سود علی‌اکبر ناطق نوری و به زیان محمد خاتمی نیروهای نظامی خود را به کار گرفت. اما شکست سختی نصیب او شد. تجربه‌ی اندوخته شده در آن انتخابات موجب شد تا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ با «طراحی چند لایه سپاهیان و بسیجیان»، محمود احمدی نژاد را رئیس جمهور کند.

محمدباقر ذوالقدر پس از پیروزی، در مقام جانشین فرمانده کل سپاه گفت که «با طراحی درست و چند لایه» توانسته‌اند احمدی نژاد که را «نماد اصول‌گرایی، دین باوری، انقلابی‌گری و عدالت ورزی است»، رئیس‌جمهور کنند. (روزنامه ایران، ۱۸ تیر ۱۳۸۴)

در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴، هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی به دلیل وقوع تقلب و دخالت آشکار نظامیان اعتراض کردند.

مهدی کروبی نامه‌ای تند به آیت الله خامنه‌ای نوشت و اظهار کرد که فرزند شما (مجتبی خامنه‌ای) در این انتخابات دخالت مستقیم داشته و آیت‌الله خامنه‌ای هم پاسخ تندی به او داد.

هاشمی رفسنجانی هم گفت چون نهادهایی که باید به این مسأله رسیدگی کنند، خودشان رسماً از احمدی نژاد دفاع کرده‌اند، شکایتم را به خدا واگذار می‌کنم.
اشتراک‌گذاری این:

No responses yet

Feb 25 2017

روحانی: شکاف‌ها تشدید شود امنیت نخواهد بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، هشدار داده است که افزایش توان نظامی و امنیتی ضامن امنیت ایران نیست و تشدید شکاف‌ها و از بین رفتن اعتماد در جامعه ایران به معنی از بین رفتن امنیت خواهد بود.

آقای روحانی امروز، شنبه ۷ اسفند، در جلسه‌ای با مجریان برگزاری انتخابات ۱۳۹۶ گفته است: ” اگر ۱۰ برابر این ما نیروی امنیتی و نظامی درست کنیم و سلاحمان صد برابر شود خدای ناکرده در میان مردم ما شکاف و اختلاف بین اقوام و مذاهب باشد، شکاف‌ها تشدید و اعتمادها از بین برود امنیت هم نخواهد بود.”

رئیس جمهور ایران با اشاره به “شرایط حساس جهانی و منطقه‌ای” خواهان آن شده است که گروه‌های سیاسی ایران “با محبت” کنار هم باشند و مانع ایجاد “کینه و اختلاف” شوند.

کمتر از دو هفته پیش آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، تاکید کرد که مردم ایران با هم “قهر نیستند” و در مسائل مهم با هم متحد هستند.

  • آیت‌الله خامنه‌ای: آشتی ملی معنی ندارد
  • آغاز کنگره‌های انتخاباتی محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان در ایران
  • دعوت از ابراهیم رئیسی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری؟

رئیس جمهور ایران امروز از اینکه یک جناح می‌خواهد جناح دیگر را از صحنه سیاسی حذف کند انتقاد کرده است.

او با اشاره به انتخابات مجلس در سال ۱۳۹۴، بدون نام بردن از یک گروه مشخص گفت که یکی از جناح‌ها در برخی حوزه‌ها تنها دو روز برای تبلیغ نامزد مورد نظرش وقت داشت اما با وجود محدودیت‌ها “انتخابات با صبر مردم انجام شد، ملت به خیابان نیامدند و انتخاباتی باامنیت و شکوه حداکثری و رقابت سالم شکل گرفت.”

آقای روحانی امروز گفته نباید از امکانات عمومی برای تبلیغ یک فرد یا گروه سیاسی به خصوص استفاده شود و علاوه بر شورای نگهبان، وزارت کشور هم موظف است که جلوی چنین تخلف‌هایی را بگیرد.

دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، همزمان با پنجمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ برگزار می‌شود. شورای نگهبان ایران باید داوطلبان نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را تایید کند.

No responses yet

Feb 25 2017

آقای منتقد ماجراهای عجیبی دارد از “اعدام” تا “زیرآب زنی” “بمب اتم” زیر پای مسعود فراستی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فرارو: کاری که حمید فرخ‌نژاد با فراستی کرد، بمب اتم با هیروشیما نکرد.” این را یک کاربر توئیتر پس از انتشار نامه سرگشاده حمید فرخ نژاد به مسعود فراستی نوشته است. کاربری دیگر نوشته است “همون کاری که روحانی با قالیباف کرد در مناظره های انتخابات 92، حمید فرخ نژاد با فراستی  کرد.”  نامه ای  بسیار تند و تیز که منتقد جسور و جنجالی سینما را به مزدوری متهم می کند.

به گزارش فرارو، ساعاتی پس از انتشار سخنان یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و افشای سخنان مسعود فراستی در این کمیسیون علیه برخی فیلم ها جشنواره فجر موجی از انتقاد و حمله به مسعود فراستی فضای مجازی و فضای سینمای ایران را در بر گرفته است.

حجت الاسلام سید صادق طباطبایی نژاد نایب رئیس کمیته فرهنگ، هنر و رسانه کمیسیون فرهنگی از حضور مسعود فراستی منتقد سینما و کارشناس برنامه تلویزیونی هفت در این کمیسیون و سخنان این منتقد علیه جشنواره فجر پرده برداشت.

به گفته طباطبایی نژاد “آقای فراستی در این جلسه انتقادهای جدی به جشنواره از جهات مختلف داشت و این دوره از جشنواره را ضعیف‌ترین دوره در تمام دوره‌های گذشته دانست، ضمن آنکه انتخاب داوران دو تابعیتی برای چنین جشنواره‌ای را اشکال اساسی داوری دانست چراکه افراد دو تابعیتی آنقدر که لازم است به ملیت ایرانی پایبند نیستند.”

طباطبایی‌نژاد با بیان اینکه فراستی همچنین تغییر تصمیم هیات داوران به دلیل اعتراض‌های وی و آقای افخمی را نیز نشان از عدم تبحر این هیات دانست چراکه در غیر این صورت بر رای خود پافشاری می‌کردند، افزود: این منتقد سینما با انتقاد جدی به فیلم سینمایی “گشت ارشاد 2″ این فیلم را اثری که نمی‌توان با اتفاق خانواده به تماشای آن نشست خواند، لذا قرارشد؛ این فیلم قبل از اکران توسط کمیسیون دیده شود.”

به گفته طباطبایی نژاد فراستی اظهار کرده است “اکنون با وجود اعمال ممیزی‌ها، شاهد تولید فیلم‌های بسیاری بدون رعایت شئونات بوده و حتی به تازگی فیلمی که برای زنان کلاه گیس گذاشته‌اند، ساخته شده است.” اشاره فراستی به فیلم کاناپه ساخته کیانوش عیاری است.

از نکات جالب توجه نشست کمیسیون فرهنگی این است که فریدون جیرانی و احمدرضا معتمدی به عنوان منتقدان جشنواره امسال به این نشست دعوت شده اند اما این دو چهره سینمایی در جلسه حضور پیدا نکرده اند.

فریدون جیرانی درباره عدم حضورش در جلسه مجلس می گوید: «با همه احترام به اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و درک حسن نیت آنها، معتقدم بهتر بود به مسئله جشنواره فیلم فجر ورود نمی‌کردند، چراکه اختلاف‌های پیش آمده در جشنواره جزء موضوعات کلان جامعه محسوب نمی‌شود بنابراین بهتر است سینماگران دعواهای داخل سینما را خودشان حل کنند.»

او معتقد است حتی اگر در داوری های جشنواره فجر هم چیزی فراتر از اعمال سلیقه تاثیر گذار بوده باشد باز هم نباید مجلس به این موارد ورود پیدا کند “چراکه سیاست نباید در عرصه هنر دخالت کند و هنر بدون دخالت سیاست رشد بیشتری خواهد داشت؛ کما اینکه این مشکلات در داخل صنف (خانه سینما) قابل پیگیری و بررسی است.”

پس از انتشار جزییات جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس حمید فرخ نژاد بازیگر فیلم “گشت2” ساخته سعید سهیلی که مسعود فراستی در نشست نمایندگان پنبه  آن را زده است به شدت به فراستی تاخت.

فرخ نژاد با انتشار نامه سرگشاده در اینستاگرام خطاب به فراستی نوشت: «داری چيكار ميكنی با خودت مرد؟ كجا داری ميری؟ خدا شاهده دلم گرفت، نوشتن جون كلامو ادا نميكنه، اينی كه ميگم به ولله تحقير توش نيست ولی دلم بحالت سوخت، با خودم گفتم اگه قراره پير شيم و غم نون به آدم فروشی بكشونتمون، بارالها خودت ترتيبمونو بده تا هنوز واسه خاطر نون مجبور نشديم چارپايه‌كش اعدامی شيم، خودت آقايی كن و خلاصمون كن.»

این نامه بسیار تند تاکنون با استقبال دو بازیگر سرشناس سینما روبه رو شده است. شاید بسیاری دیگر نیز با آن همراه هستند اما تندی محتوای نوشته فرخ نژاد آن ها را به محافظه کاری در اظهار نظر می کشاند.

پرویز پرستویی امروز در پستی فیس بوکی با اشاره به نامه فرخ نژاد، به فراستی و بهروز افخمی مجری برنامه هفت به شدت انتقاد کرده است. پرستویی درباره فراستی نوشته است: «امیدوارم به منتقدین شریف وتاثیر گذار بر نخورد، ولی مسعود فراستی صرف چندتا کتاب خواندن و تدریس و فیلم‌های خارجی دیدن، صلاحیت نقدکردن آثار سینمایی را ندارد، آنهم در رسانه ملی.»

او همچنین درباره بهروز افخمی نیز نوشته است: «بهروز افخمی هم که بماند، مغازه دو نبش خوبی برای خود بازکرده. بارها با بودجه بیت‌المال به منافع خوبی رسیده، بدون اینکه نقشی در تاثیرگذاری سینما داشته باشد.»

اما محسن تنابنده با اشاره به سخنان فرخ نژاد توضیح داده است که “صحبت های فراستی عليه فيلم گشت ارشاد ٢ انقدر اهالي سينما رو ناراحت نكرده كه كشاندن ماجرا به كميسيون فرهنگي مجلس. مسايل سينما بايد در خانواده سينما حل شود.”

فضای مجازی هم مملو از واکنش به نامه فرخ نژاد، یکی آن را با حمله اتمی به هیروشیما مقایسه کرده است و یکی با  مناظره روحانی و قالیباف در انتخابات 92. برخی از نامه فرخ نژاد تجلیل و برخی دیگر آن را بی ادبانه تفسیر کرده اند.

یکی از کاربران نوشته است: «ادبیات فرخ‌نژاد در حد چاله میدون بود، هرچند کار فراستی به شدت کثیف.»

چندی پیش هم اکبر عبدی حمله تندی به فراستی کرد و با یادآوری خاطره ای گفت: «من مطمئن هستم که آقای فراستی گاهی اوقات خیلی از فیلم‌ها را ندیده نقد می‌کند. در ضمن فراستی 20 سال پیش در منطقه شهرک قدس می‌خواست خانه بخرد، 100هزار تومان از من گرفت و هنوز پس نداده است، شنیده‌ام که الان در کرج کافی شاپ هم زده است. حالا که وضع مالی خوبی دارد، صد هزار تومان من را نسبت به پول امروز پس بدهد و هرچه قدر هم که خواست نقش‌هایی را که ما بازی می‌کنیم، نقد کند.»

منتقد محبوب تلویزیون، منفور سینماگران
مسعود فراستی سالهاست که در برنامه ای تلویزیونی هفت به عنوان کارشناس حضور دارد او زمانیکه فریدون جیرانی مجری برنامه بود به عنوان کارشناس با هفت همکاری کرد. پس از آن در سری دوم هفت با آمدن گبرلو به هفت فراستی از این برنامه کنار رفت، اما در سری سوم هفت با مجری جنجالی و سرشناس برنامه یعنی بهروز افخمی بازگشت.

فراستی همیشه در برنامه هفت جنجال ساز بوده است. زمانی لفظی عجیبی در توصیف یکی از فیلم های مسعود کیمیایی به کار برد که هر منتقد دیگری آن لفظ را به کار برده بود احتمالا دیگر اجازه ورود به ساختمان جام جم را پیدا نمی کرد اما فراستی بعد چند هفته باز به هفت باز گشت و نقدهای تیزش را به آثار سینمایی را پی گرفت. او یکبار دیگر نیز عده ای فیلمسازان را متهم به “دیاثت فرهنگی” کرد که به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

فراستی  در توصیف و نقد فیلم ها کلید واژه های خاص خودش را دارد. کلید واژه هایی که حتی در فضای مجازی به طنز از آن استفاده می شود. “در نیامده”، “مقوا”، “فیلم پر مدعا”، “فیلم ماقبل نقد”، “فیلم روشنفکرانه”، “فیلم بدلی”، ” ماکت”  و… این ها بخش هایی از کلید واژه های خاص مسعود فراستی در توضیف فیلم های مختلف است، فرقی ندارد فیلم یک فیلمساز ایرانی باشد یا فیلمساز درجه یک غربی.

از دید فراستی همه فیلم های بد هستند مگرخلافش ثابت شود اما هیچوقت مشخص نشده است که معیارهای فراستی برای یک فیلم خوب چیست. او یک روز از  “اخراجی ها”ی مسعود ده نمکی تمام قد دفاع می کند و روز دیگر به “جدایی نادر از سیمین” حمله می کند.

او حتی فیلم “محمد رسول الله” مجیدی مجیدی را هم از انتقاداتش بی نصیب نمی گذارد. درباره این فیلم می نویسد: “فیلم بد ، مغشوش و مخدوشی است و بسیار گنگ ؛ و در نتیجه بی اثر.”

او درباره فیلم برنده اسکار “عشق” ساخته میشائیل هانکه می نویسد: «عشق هانکه، فیلم کسالت‌بار روشنفکرانه‌ی دروغینی است نه درباره‌ی عشق، نه درباره‌ی پیری؛ شاید درباره‌ی مرگ یا کشتن.»

فراستی با وجود اینکه به نظر می رسد معتقد است نقد فیلم یعنی “ویران کردن فیلم” اما گاهی از برخی فیلم ها هم تعریف می کند. گاهی از فیلم های هجنس اخراجی ها تجلیل می کند و گاهی هم از فیلمی از جنس”در دنیای تو ساعت چند است؟”

او درباره این فیلم می گوید: «فیلم کوچک آدمیزادی آرام و بی‌ادا است اما با حس. حسی از یک عشق قدیمی و تمیز انسانی. عشق یک‌طرفه و بی‌پاسخ اما امکان‌پذیر و باور.»

نقدهای فراستی اینگونه است خشن و بی محابا. با این وجود او همیشه صاحب تریبون تلویزیون بوده است گویی که صداو سیما هیچ منتقدی دیگر غیر از او را نمی تواند بپذیرد.

او درباره دو دوره حضور در هفت دوره اخیر آن یعنی با حضور بهروز افخمی را بیشتر می پسندد با این حال معتقد است که با حضور او برنامه “هفت گرفت.”

فراستی می گوید: «موضع جیرانی وسط دو صندلی بود. مرا می‌خواست که شلوغ کند. موضع خودش آن طرف بود و سعی کرد هر جا که این تضاد هست، علیه من تمام شود. رسماً خیلی جاها نمی‌گذاشت حرف بزنم ولی می‌دانست برنامه‌اش با نقد من گرفت. فراستی نباشد نمی‌گیرد ولی بهروز بازی درنمی‌آورد. خودش است. خل‌بازی‌ها، غلط‌ها، ضدنقدها و همه چیزهایش خودش است و می‌ارزد به این طیف آدم‌ها.»

او در حوزه های دیگرنیز ادعا دارد، در سیاست، ادبیات و … درباره جلال آل احمد می گوید: «جلال آل‌احمد روشنفکر نیست و به نظر من نویسنده بسیار عقب‌افتاده‌ای است… غرب‌زدگی اصلا علیه غرب نیست. درک ابتدایی جلال از غرب‌زدگی اتفاقاً اشکال اوست.»

او حتی با صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز به مناظره نشسته است.

زندگی فراستی
در وبسایت شخصی فراستی نوشته شده است: «در فروردین 1330 در تهران متولد شدم. در دبستان تشویق و سپس در دبیرستان اندیشه در رشته ریاضی تحصیل کردم.»

وی دانش‌آموخته فلسفه و نمایش از دانشگاه بولونیا، هنرهای تجسمی از دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس و جامعه‌شناسی اقتصاد سیاسی از دانشگاه پاریس فرانسه است.

با زبان های انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی آشنایی دارد. از کارهای  او می‌توان به نگارش و تألیف آثار و مقالات هنری و سینمایی، تدریس در دانشکده‌های مختلف، تألیف و ترجمهٔ کتاب‌های گوناگون، مسئول بخش سینما و تلویزیون، عضو تحریریه مجلات سروش و سوره، سردبیری نقد سینما، دبیر هیئت تحریریه نقد سینما دوره تازه، عضو هیئت داوران سینمای دفاع مقدس، عضو هیئت مؤسس و رئیس دوره دوم انجمن منتقدان و سینماگران ایران، عضو هیئت رییسهٔ کانون منتقدان فیلم اشاره کرد. وی همچنین تهیه‌کنندهٔ برنامه‌های گفتگو با سینمای دفاع مقدس بود.»

در وبسایتش نوشته شده است: «اولین کتابم (ترجمه) “سینمای کمدی و بیان فردی” (کامینسکی) و سپس ترجمه “فانوس خیال”(اینگمار برگمان) را برای انتشارات سروش درآوردم. کتاب “ده فیلم ده نقد” در سال 70 در مجله سوره درآوردم. و بعد “ده فیلم،ده نقد دیگر”، “هیچکاک همیشه استاد”.

کتابهای دیگرم: نقد چیست، منتقد کیست، اسطوره جان فورد، کارناوال فلینی، افسانه چاپلین، کوروساوا سامورای سینما، جنگ برای صلح (سه جلد)، 25 سال سینمای جنگ و دفاع، سینما قلم، فرهنگ فیلم های جهان، همیشه استاد(هیچکاک)، دیلکتیک نقد، رویا-پناهگاه(برگمان)، لذت نقد(مجموعه نقدهای ایرانی ام) و…»

تا اینجا کار موضوع عجیب، جنجالی و غیر عادی وجود ندارد، اما نمی توان گفت پیشینه مسعود فراستی خالی از این موضوع است. درباره او نوشته شده است: «فراستی سخنگوی حزب رنجبران ایران بود و پس از انقلاب زندانی و به اعدام محکوم شد. او برای لغو اعدامش، تواب شد و به همکاری با نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت.»

در سایت شخصی اش هیچ توضیحی در این باره دیده نمی شود. اما او چند ماه پیش در گفت و گویی مفصل در این باره توضیح داده است. او یک چپ مائوئیست بوده است.

فراستی درباره حکمش و بازگشتش می گوید: “اعدام. برای این که جزو یکی از گروه‌های چپ بودم.” او توضیح می دهد: « آخر سال ۱۳۶۰ به اوین رفتیم. یک بازجو داشتم که از زیر چشم‌بند او را می‌دیدم. لبه کتش پاره بود. دانشجوی فوق‌لیسانس علوم سیاسی بود. ماه بود. این باید مرا تعزیر می‌کرد. همان موقع که حکم تعزیر مرا داشت، اشک هم از گوشه چشمش افتاد. این را دیدم. اینها را به یک آدم امروزی بگویی نمی‌فهمد. با این دعوا دارم؟ مرا تغییر داد بلکه نشستم و مثل خر خواندم. ۴۰۰ جلد کتاب (در زندان) خواندم.»

او ادامه می دهد: «سه سال و نیم زیر حکم اعدام بودم. بازجو مرا می‌شناخت. یعنی در این مدت آن‌ قدر با من سر و کله زده بود، مرا می‌شناخت. یک شب به سلولم آمد. پشتم را به دیوار کردم و نشست. گفت: «الاغ! خواسته‌ام دوباره از اول محاکمه شوی. خودت را لوس نکن. می‌دانم دیگر مارکسیست نیستی. این را هم می‌دانم که طرفدار انقلاب اسلامی هستی. مسلمان هستی یا نیستی، به من مربوط نیست. از تو سئوال می‌کنم مثل آدم جواب بده. خودت را لوس نکن. قبول است؟» گفتم: «قبول است.» گفت: «به من مدیونی.» بچه خیلی خوبی بود.»

فراستی این روزها زیر تیغ منتقدان است، منتقدانی از جنس سینما. آن ها می گویند “نقدهای” او و “گزارش هایش” سیاه است. علیه سینماست. او برای سینما نمی نویسد و برای سینما حرف نمی زند.

با این حال فراستی روایت دیگری از خودش دارد، می گوید: «همه دنیا هم علیه من جمع شوند، باز حرف خودم را می‌زنم چون حرفم درست است و حرف را هم نمی‌زنم که طرفی از آن ببندم، نانی و آبی برسد. احتیاج به این نان و آب ندارم. نان و آب را جور دیگری درمی‌آورم. با همین کافه کوچولو یک فنجان چای و یک دانه قهوه درمی‌آورم. به جایی وابسته نیستم. مال هیچ جناحی نیستم. سینما برایم جدی است. مردم برایم جدی‌‌ترند.»

No responses yet

Feb 25 2017

آدم فروش( متن را اصلاح کردم، بخشی از آن به گمانم اضافی است. اصلاحش کردم.)

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فیس بوک ابراهیم نبوی:

مسعود عزیز!
می‌نویسم عزیز، بخاطر روزهای رفاقتی که گذراندیم و حدس می‌زنم آنقدر در آن روزها موجود پلیدی نشده بودی که فکر کنم رفاقت‌مان به تمامی دروغ بود. شاید هم امیدوارم این طور بوده باشد، وگرنه می‌دانی که آدمیزاد اگر امیدوار نباشد باید سرش را بگذارد زمین و بمیرد. مضمون این نامه را پیش از این نوشته و منتشر کرده بوده بودم، اما چون دلم برایت می‌سوخت، سعی کردم نام تو را پنهان کنم، فکر می‌کردم آنقدر مصیبت در زندانش کشیده‌ای که بهتر است بی‌خیال شوم، اما حالا می‌بینم موجود خطرناکی شده‌ای که دیگر جای دلسوزی ندارد.
داستان از یک دوستی در هفته نامه سروش آغاز شد. یادت هست؟ زمانی بود که من با دعوت مهدی فیروزان دبیر بخش سینمایی هفته نامه شدم. وقتی به نشریه سروش رفتم، هفته نامه کم کم تبدیل شد به یک هفته نامه سینمایی که بخش ادبی و هنری هم داشت. بخش سیاسی‌اش هم بتدریج کوچک شد. ما کیفیت مجله را دائم بالا بردیم. فکر می کنم سال 1367 بود که فیروزان یک آقایی به نام مسعود فراستی را به من معرفی کرد. یک مرد ریشوی قدکوتاه با چشم‌هایی که تهش به مخچه‌اش می رسید. از بس نافذ بود. در آن واحد به دویست جا نگاه می‌کرد و در آن روزهای اول شدیدا مضطرب بود. آن مرد تو بودی.
مهدی فیروزان تو را به من معرفی کرد: « آقای مسعود فراستی» و گفت که تو نویسنده خوبی هستی. قیافه‌ات شبیه داستایوفسکی بود و دلیلی نداشت که نویسنده خوبی نباشی. وقتی با هم آشنا شدیم، نیم ساعتی بعد مهدی مرا به دفترش صدا کرد و به من گفت که تو تازه از زندان آزاد شدی و حواسم به تو باشد. این جمله را چنان گفت که هم حواسم به تو باشد که زمین نخوری و هم حواسم باشد که خودم را جلوی تو لو ندهم. تو هدیه اوین بودی، از همین بسته‌های روبان پیچی شده که وقتی دریافت می‌کنی نمی‌دانی باید از گرفتنش خوشحال باشی و یا فکر کنی ده دقیقه بعد منفجر خواهد شد.
تقریبا از همان دو سه هفته اول با هم رفیق شدیم. یا شاید دو سه روز اول. دو سه روز بیشتر نگذشته بود که فهمیدم که تازه از وین آمده‌ای، خودت همیشه به اوین می گفتی « وین» و فهمیدم که اعدامی بودی و بعد ابد گرفتی و بعد هم شش سال کشیدی و بیرون آمدی. یک جورهایی حس می‌کردم باید حمایتت کنم. بعدا برایم تعریف کردی که وقتی دستگیر شدی توی خانه تیمی بودی و داشتی فیلم کویدان کوبایاشی را می‌دیدی که آمدند و دستگیرت کردند. تازه چند ماه بود که با مهوش ازدواج کرده بودی. مهوش بعدا دق کرد. یادت هست؟
سال 67 بود که بهزاد رحیمیان به من ویژه نامه سینمای ایران را پیشنهاد کرد. هشت صفحه ویژه نامه در بخش سینمایی که خودش ویژه نامه بود. پذیرفتم که آن کار را بکنیم و این شرط را پذیرفتم که هر کاری دوست دارند بکنند. بهزاد رحیمیان چهار شماره نشریه را درآورد، با مقالاتی از خسرو دهقان، امید روحانی، محمد علی سپانلو، آیدین آغداشلو، شمیم بهار، رحیم قاسمیان و خودش و شاید این چهار شماره عجیب‌ترین نشریه‌ای است که در همه عمرم منتشر کردم.
هفته چهارم که درآمد فیروزان مرا صدا کرد. دیدم حالش بد است. گفت: « وزارت اطلاعات بودم و گفتند شماها دارید توطئه می‌کنید علیه نظام و صفحه‌های ویژه نامه تو را نشان دادند.» فیروزان گفت: « به آنها گفتم ابراهیم نبوی بالای سر آنهاست» اطلاعاتی‌ها گفته بودند « نبوی خودش از بقیه‌شان بدتر است.» بعد به من گفت که آن شماره‌ها را تعطیل کنم. و گفت به آنها چیزی نگو. گفتم: نمی‌توانم نگویم. هر چه گفت گوش نکردم. نمی‌توانستم. به آنها همه چیزهایی را که فیروزان از جلسه با اطلاعاتی‌ها نقل کرده بود، گفتم. در آن جلسه که من همه نقل قول وزارت اطلاعات را برای آنها گفتم، تو مثل موش مرده نشسته بودی و هیچ نمی‌گفتی. از کجا باید می‌دانستم که همه آن حرفها را خودت برای آنها گزارش کرده بودی؟
مسعود!
رحیم قاسمیان و بهزاد رحیمیان را یادت هست؟ که با آنها رفیق بودی و خانه‌شان می‌رفتی و آنها دل‌شان برایت می‌سوخت که تو زندانی بودی و به تو اعتماد کرده بودند و نمی‌دانستند که تو هرچه از آنها می‌شنوی، گزارش می‌کنی. آن روز در پیتزافروشی به من گفتی که هر هفته باید بروی و دفتر امضا کنی. من احمق به این فکر نکردم که وقتی تو دفتر امضا می‌کنی لابد خیلی حرفهای دیگر را هم می‌زنی. که زده بودی. نه فقط در سروش که وقتی پیش آوینی بودی و او هم حواس‌اش به تو بود که آنچه با تو می‌گوید ممکن است دایورت بشود به بازجوهای وزارت.
پس از داستان ویژه نامه سینمای ایران که تو لو دادی و تعطیل شد، آن بچه‌ها از سروش رفتند و ما کارمان را ادامه داده بودیم. مجله همچنان پرفروش بود و فعال. وجود تو خودش یک نقطه مثبت بود. تازه می‌فهمیدم چه موجود پیچیده و عجیبی هستی. یادت هست که حتی سه ماهی اسم مستعار مشترک با هم داشتیم.
وقتی به جشنواره فیلم فجر نزدیک شدیم، من به فارابی پیشنهاد کردم که اولین نشریه روزانه جشنواره فیلم فجر را در سال 1367 منتشر کنم. تو هم بودی و یک تیم حسابی هم داشتیم. در کنار انتشار نشریه روزانه و دو شماره هفته نامه در آن سال، که دقیقا یادم است که طرح روی جلد شماره ویژه جشنواره با عکس فیلم رنگ انار پاراجانوف بود، تصمیم گرفتیم تعدادی کتاب سینمایی هم منتشر کنیم. کتابی درباره یاساجیرو ازو، کتابی درباره سینمای چاپلین، کتابی درباره سینمای کمدی و باسترکیتون و دو سه کار دیگر که ترجمه یکی دوتاشان را مریم موسوی همسر امید روحانی انجام داد.
یک ماهی قبل از جشنواره فیروزان سفری به فرنگ رفته بود و برای من نامه‌ای نوشته بود که « در این مدتی که نیستم آسه بروید آسه بیاید که گربه شاختان نزند.» اینقدر شر به پا کرده بودم که این حرف‌هایش چندان هم بی‌ربط نبود. از قضا من طنزی روی فیلم « رد پایی بر شن» محمدرضا هنرمند نوشتم و حسابی اذیتش کردم. حاجی زم هم شدیدا عصبانی شد و به مهدی نامه نوشت و من واقعا تصمیم گرفتم از آزار دائمی فیروزان دست بردارم.
مسعود!
در همان دوران من دو نقد کوتاه روی فیلم‌های « عروسی خوبان» و « بای سیکل ران» نوشتم. که نقد اولی‌ام شدیدا تند بود و بکلی به جنگ و انقلاب و بالا و پائین سیاست‌های دوره جنگ انتقاد کرده بودم. روز شنبه که رفتم به هفته نامه سروش، فیروزان گفت که بهتر است از سروش بروم. و گفت که مطلب اینقدر تند بوده که بکلی برای سروش دردسر درست کرده. مطمئن بودم که فیروزان هیچ امکانی برای ادامه همکاری با من نداشت، وگرنه حتما این کار را می‌کرد. با او روبوسی کردم. به اتاقم آمدم.
توی اتاق کارمان، در طبقه سوم ساختمان انتشارات سروش تو ساکت نشسته بودی. ساکت مثل ضبط صوتی که فقط صدا را ضبط می‌کند که منتقل کند. از همه چیز خبر داشتی. در تمام مدتی که من مثل احمق‌ها هر چه فکر می‌کردم به تو می‌گفتم خبر می‌دادی. تمام اطلاعات بچه‌های همکار ما از خسرو دهقان و رحیم قاسمیان و بهزاد رحیمیان و مرا که تمام مدت از تو حمایت کرده بودم و بقیه را که همه دوستانت بودند، گذاشته بودی کف دست اطلاعات. شاید هم چاره‌ای نداشتی، حتی نمی‌توانستم در ذهنم هم محکومت کنم. تو یک اعدامی بودی که باید تا آخر عمرت باید اثبات می‌کردی وفاداری. وسایلم را برداشتم و از دفتر برای همیشه بیرون رفتم.

No responses yet

Feb 24 2017

رئیس ستاد ارتش آمریکا: علیه داعش همه گزینه‌ها روی میز است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,سیاسی

بی‌بی‌سی: دانفورد نفوذ ایران در منطقه را “بدخواهانه” توصیف کرده است
جوزف دانفورد، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا گفته است که گزارشی در مورد نحوه مقابله نظامی با دولت اسلامی – داعش – در دست تهیه است و در اختیار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری قرار خواهد گرفت.

ژنرال دانفورد در سخنرانی در موسسه بروکینگز گفت که این گزارش حاوی “تمامی گزینه‌های نظامی موجود است” و تصمیم گیری نهایی در مورد انتخاب این گزینه‌ها برعهده رئیس جمهوری خواهد بود. در پاسخ به سئوالات مکرر در این مورد که آیا گزینه‌های مورد نظر شامل پیاده کردن نیروی زمینی در عراق یا سوریه خواهد بود یا نه، وی تنها گفت که: “تمامی گزینه‌ها روی میز است.”

دونالد ترامپ کوتاه مدی پس از آغاز دوره ریاست جمهوری خود به ستاد مشترک سی روز فرصت داد تا امکانات نظامی شکست داعش را بررسی کند و گزارشی را برای “تسریع” در جنگ با این گروه به او ارائه دهد.

رئیس ستاد مشترک در سخنان خود گفت که این گزارش، “یک گزارش سیاسی-نظامی است و با کمک و مشارکت شرکای ما در وزارت خارجه، وزارت خزانه داری و جامعه اطلاعاتی” تهیه می‌شود و علاوه بر داعش “حاوی توجه به سایر سازمان‌های تروریستی است.” اشاره ژنرال دانفورد به گروه‌ها و تشکیلاتی است که ایالات متحده آنها را سازمان تروریستی می‌خواند و از جمله شامل شبکه القاعده، جنبش حماس و گروه حزب الله لبنان می‌شود.

در حال حاضر شماری از نظامیان آمریکایی به صورت مستشار به نیروهای عراقی، کرد عراقی و برخی گروه‌های مخالف حکومت سوریه کمک می‌کنند اما رسما از درگیری مستقیم در عملیات جنگی خودداری کرده‌اند هر چند گفته می‌شود که در مواردی، از جمله در عملیات موصل، از نزدیک صحنه عملیات را زیر نظر داشته‌اند.

دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی بر لزوم شکست داعش تاکید نهاد و نظراتی را در این زمینه مطرح کرد. از جمله او از ایجاد منطقه امن پرواز ممنوع در داخل خاک سوریه حمایت کرده است تا جنگ‌زدگان سوری بتوانند بدون واهمه از حمله نظامی، از جمله از سوی نیروهای دولتی، به این مناطق پناه ببرند. برخی از کارشناسان گفته‌اند که ایجاد چنین مناطقی نه تنها نیازمند اعزام نفرات بیشتری به منطقه است بلکه در صورت از سرگیری عملیات هوایی روسیه در سوریه، می‌تواند به برخورد با روسیه منجر شود.

ماه گذشته برخی از رسانه‌های آمریکایی گفتند که قرار است رئیس جمهوری به ستاد مشترک نود روز فرصت دهد تا نظر خود را در مورد ایجاد منطقه امن گزارش کند.

ژنرال دانفورد گفته است که شرایط جنگ با داعش “بسیار پیچیده است و هر اقدامی، تبعات متعدد دیگری را در پی دارد و ما نمی‌خواهیم گزینه‌هایی را ارائه دهیم که با حل یک مشکل، مشکلات دیگری را ایجاد کند.”

در مورد حضور ایران در سوریه، رئیس ستاد مشترک با یادآوری اظهارات مایکل فلین، رئیس سابق شورای امنیت ملی آمریکا در مورد ایران، گفت که “من از آن زمان تا کنون تغییری در رفتار ایران مشاهده نکرده‌ام و از دیدگاه من، صادرات عمده ایران عبارتست از نفوذ مخرب در سراسر منطقه.” وی افزود: “این انگاره رفتاری طی سال‌های متعدد ادامه داشته است.”

اوایل ماه جاری، مایکل فلین در انتقاد از آزمایش موشکی ایران گفت “ما امروز رسما به ایران اخطار می‌دهیم.” آقای فلین بعدا به دلیل ابهاماتی که در مورد ارتباط او با سفیر روسیه ایجاد شده بود از سمت خود کناره گرفت.

No responses yet

Feb 23 2017

تازه ترین افشاگری ویکی لیکس: روسیه کد موشک های ایرانی را لو داد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیپلماسی ایرانی: تازه ترین اسناد منتشر شده از سوی ویکیلیکس حاکی از آن است که اسرائیل و روسیه سال ها پیش قراردادی را منعقد کرده اند که به موجب آن اسرائیل کد سیستم های یو ای وی که به گرجستان فروخته بود را در اختیار روسیه گذاشته و در مقابل آن کد های سیستم دفاع هوایی ایران را از روسیه دریافت کرده است.

دیپلماسی ایرانی: تازه ترین اسناد منتشر شده از سوی ویکیلیکس حاکی از آن است که اسرائیل و روسیه سال ها پیش قراردادی را منعقد کرده اند که به موجب آن اسرائیل کد سیستم های یو ای وی که به گرجستان فروخته بود را در اختیار روسیه گذاشته و در مقابل آن کد های سیستم دفاع هوایی ایران را از روسیه دریافت کرده است.

ویکیلیکس با انتشار ایمیل های فرستاده شده بین کارمندان شرکت استرتفورد( شرکت جاسوسی بین المللی در آمریکا) مدعی شده که این ایمیل ها نشان می دهد روسیه و اسرائیل برای دسترسی به کد سیستم های نظارتی و دفاعی ایران و گرجستان قراردادی متقابل منعقد کرده اند.

این در حالی است که گرجستان با توجه به اختلافاتی که با روسیه دارد از نظر امینتی برای مقامات کرمیلن حائز اهمیت است و هرگونه اطلاعات در مورد ساختار دفاعی این کشور می تواند برگ برنده ای برای مسکو باشد. از سوی دیگر واضح است که ایران نیز دشمن شماره یک اسرائیل در منطقه به شمار می رود و اسرائیلی ها در سال های اخبر به شدت سرگرم گرد آوری اطلاعات در مورد سیستم های نظارتی و دفاعی ایران بوده اند.

گفته می شود که اسرائیل طبق قراردادش با روسیه، کد سیستم های هوایی را که به گرجستان فروخته در اختیار روسیه قرار داده تا ردیابی آنها آسان تر باشد و در مقابل روسیه کد های سیستم های دفاع موشکی تور- ام 1 فروخته شده به ایران را به اسرائیل داده است.

این در شرایطی است که در چند ماه موضوع اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران بار دیگر داغ شده و شماری از مقامات اسرائیلی با وجود مخالفت آمریکا بر روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران تاکید دارند.

نشانه ها حاکی از آن است که تاریخ این قرارداد پیش از جنگ روسیه – گرجستان در آگوست 2008 است، زمانی که نیرو های روسیه به گرجستان هجوم بردند. اما در همان زمان نیز گرجستان از تسلیحات اسرائیلی استفاده کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش نیز به ماجرای فروش موشک های اس 300 از سوی روسیه به ایران اشاره شده است. هرچند قرارداد فروش این موشک ها نیز منعقد شده بود اما روس ها در سال 2011 به طور رسمی از فروش اس 300 به ایران صرفنظر کرده و با لغو قرار داد، پیش پرداخت ایران را نیز پس دادند. در این گزارش آمده است که اسرائیل و ترکیه به طور نزدیکی در زمینه متقاعد ساخت روسیه برای پرهیز از فروش این موشک ها به ایران همکاری کرده اند. از سوی دیگر روسیه این نوع از موشک ها را نیز به یونان، رقیب قدیمی ترکیه فروخته بود و ترک ها همواره در تلاش برای دستیابی به کد موشک های فروخته شده به یونان بودند.

این در حالی است که چندی پیش نیز برخی گزارش ها حاکی از آن بود که حملات سایبری اسرائیل به برنامه های هسته ای ایران نیز می تواند با اطلاعات به دست آمده از سوی روسیه انجام شده باشد.

روسیه شریک هسته ای ایران است که در شماری از پروژه ها دانشمندان هسته ای خود را روانه ایران کرده و اطلاعات دقیقی نیز در این زمینه دارد. البته رژیم اسرائیل طبق سیاست همیشگی خود هیچگاه مسئولیت حملات سایبری به تاسیسات هسته ای ایران مانند ویروس استاکس نت را بر عهده نگرفته است اما جمهوری اسلامی تاکید دارد که اسرائیل و آمریکا در پشت پرده این حملات حضور دارند.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/10

No responses yet

Feb 23 2017

گزارش « اعتماد» از پايان ساز و كار سنتي وحدت در ميان اصولگرايان، خداحافظي با جامعتين

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

اعتماد: نماينده خميني‌شهر: ريیسی حضور در انتخابات را نپذیرفت

محسن رضايي: شايد بيايم

اصولگرايان بالاخره تعارف و رودربايستي را كنار گذاشتند و رسما جبهه مردمي نيروهاي انقلاب را جايگزين جامعتين كردند تا دست‌كم در دو انتخابات حساس سال ٩٦ ساز و كار تعيين كانديداي رياست‌جمهوري و كانديداهاي شوراي شهر را به يك تشكل تازه متولد شده به نام جبهه مردمي نيروهاي انقلاب بسپارند. حالا و در غياب نقش‌آفريني محوري جامعتين، جبهه مردمي نيروهاي انقلاب با نام‌هاي بزرگي مواجه است كه هر كدام‌شان با راي شكني دست كم در يك دوره باخت اصولگرايان سهيم بوده‌اند. سعيد جليلي، محسن رضايي و محمد باقر قاليباف نام‌هايي هستند كه اين روزها از سوي رسانه‌ها مدام تكرار مي‌شوند.
محمد باقر قاليباف كه در ماه‌هاي گذشته با دو بحران بزرگ واگذاري املاك شهرداري و حادثه دلخراش پلاسكو مواجه شده است پيش‌تر اعلام كرده بود تنها در صورتي كانديداي انتخابات مي‌شود كه تمامي نحله‌ها و شاخه‌هاي اصولگرا از او حمايت كنند. سعيد جليلي نيز كه اين روزها صريح‌تر و تندتر از هميشه دولت روحاني را نقد مي‌كند تاكنون هيچ چراغ سبزي به جبهه مردمي نيروهاي انقلاب نشان نداده و آنها سرخود و بدون هماهنگي با وي نامش را در ميان فهرست كانديداهاي احتمالي قرار داده‌اند. اصولگراها البته نگراني‌شان از راي شكني دوباره كانديداهاي اصولگرا را كتمان نمي‌كنند و اساسا جبهه مردمي نيروهاي انقلاب را راه انداختند تا به وحدت برسند. اگر چنين وحدتي دست يافتني نباشد موجوديت اين جبهه نيز زير سوال مي‌رود. اما محسن رضايي كه طي ماه‌هاي اخير همواره كانديداتوري خود در انتخابات رياست‌جمهوري آينده را منتفي اعلام كرده بود به يك‌باره روز گذشته گفت كه اگر با درخواست جبهه مردمي نيروهاي انقلاب مواجه شود در تصميمش تجديد نظر كرده و شايد بار ديگر در رقابت با حسن روحاني بخت خود را بيازمايد. در كنار اين سه نامزد شاخص كه مي‌توان آنها را ژنرال‌هاي اصولگرا ناميد، حزب موتلفه اسلامي از ماه‌ها پيش اعلام كرده كه كانديدايش سيد مصطفي ميرسليم است. آنها البته گفته‌اند به ساز و كار جبهه مردمي پايبند خواهند بود اما در مبارزات انتخاباتي شركت مي‌كنند. ساير نامزدهاي احتمالي انتخابات نيز همين كار را در دستور خواهند گذاشت. آنها مي‌خواهند تا روز پاياني انتخابات در صحنه حاضر باشند و در نهايت همه به نفع يك نفر كنار بروند. اتفاقي كه با توجه به سابقه رفتار سياسي كانديداهاي اصولگرا آنقدر دور از ذهن است كه از همين حالا مي‌توان تصور كرد جمعه ٢٩ ارديبهشت چند كانديداي اصولگرا در صحنه باقي بمانند و راي يكديگر را بشكنند. پس از قاليباف، جليلي، رضايي و ميرسليم نام عليرضا زاكاني هم به دفعات شنيده مي‌شود. او نيز يكي از كانديداهاي بالقوه جريان اصولگرا است كه نگراني تازه‌اي بر نگراني‌هاي آنان افزوده است. زاكاني در جبهه مردمي نيروهاي انقلاب مسووليت گردهم آوردن نيروهاي شهرستاني اصولگرا براي همايش ٣ هزار نفري امروز را به عهده داشته است. اين روزها در ميان اصولگرايان يك شايعه نگران‌كننده دهان به دهان مي‌گردد و در جلسات محفلي آنان مورد بحث قرار مي‌گيرد.
شايعه از اين قرار است كه زاكاني با مهندسي افراد شهرستاني حاضر در مجمع امروز افرادي را انتخاب كرده كه نزديك به خود باشند و در فرآيند راي‌گيري براي انتخاب كانديدا بالاترين راي را كسب كند. اصولگرايان تجربه تلخي از اين وضعيت دارند و فوبياي اختلاف دامن‌شان را رها نمي‌كند. آنها فراموش نمي‌كنند كه آخرين تلاش‌هاي سياسي مرحوم مهدوي كني براي ايجاد وحدت ميان كانديداهاي اصولگراي انتخابات ٩٢ به جايي رسيد كه پيرمرد انقلابي و سپيدموي اصولگرا حتي موفق نمي‌شد به صورت تلفني با كانديداها صحبت كند و آنها تماس‌هايش را بي‌پاسخ مي‌گذاشتند.

نام «جليلي» براي تعيين ١٠ نامزد به رأي گذاشته مي‌شود
سخنگوي جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي از قرار گرفتن نام جليلي بين ٥٠ نفر معرفي شده به جبهه مردمي خبر داد و گفت: نام آقاي جليلي در روز مجمع ملي به رأي گذاشته مي‌شود تا مشخص شود آيا جزو ١٠ نفر نهايي هست يا خير. مرضيه وحيد دستجردي، سخنگوي جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به تلاش‌هاي صورت گفته براي افزايش گستره همكاري گفتماني بين نيروهاي انقلاب، اظهار داشت: ما جلسات مثبت و سازنده‌اي با جبهه پايداري داشته‌ايم، برخي از اعضاي هيات موسس نيز با شخص آيت‌الله مصباح كه جايگاه بالايي در جبهه پايداري دارد، دو جلسه داشته‌اند. دستجردي با تاكيد بر اينكه اين دو جلسه بسيار خوب بوده است، ادامه داد: بنابراين به دنبال اين جلسات و همدلي‌هايي كه انجام شد، حجت‌الاسلام آقاتهراني سخنان اخير را مطرح كرد كه براي رسيدن به وحدت اميدواركننده بود. سخنگوي جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي با ابراز اميدواري براي اينكه شاخص‌ها ما را به يك وحدت در كانديداتوري برساند از قرار گرفتن نام جليلي بين ٥٠ نفر معرفي شده خبر داد. دستجردي با بيان اينكه از بين ٥٠ نفري كه براي كانديداتوري معرفي شده يا اعلام كانديداتوري كرده‌اند، آقاي جليلي نيز مطرح هستند، يادآور شد: با اينكه آقاي جليلي اعلام نكرده است كه جبهه مردمي را قبول دارد اما نظر همه دوستان در هيات موسس اين بود كه نظر دوستان پذيرفته شود و نام آقاي جليلي روز پنجشنبه به راي گذاشته شود تا ببينيم آيا جزو ١٠ نفري كه بالاترين راي را مي‌آورد، هست يا خير.

جبهه مردمي انقلاب تكليف كند، به كانديداتوري فكر مي‌كنم
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام از احتمال كانديداتوري خود در انتخابات سال ۹۶ خبر داد و گفت كه اگر جبهه مردمي نيروهاي انقلاب كانديداتوري را به من تكليف كنند، درباره آن فكر خواهم كرد.
محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت‌وگو با مهر، در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه اگر جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي براي كانديداتوري در انتخابات رياست‌جمهوري به شما تكليف كند چه تصميمي مي‌گيريد، اظهار داشت: تاكنون نظرم تغييري نكرده است؛ البته به تكليف نيروهاي انقلاب احترام مي‌گذارم. ردكردن چنين تقاضايي براي من سخت است.
وي افزود: اگر به من تكليف كردند، درباره آن فكر خواهم كرد. البته اميدوارم فرد ديگري از نيروهاي انقلاب اين تكليف را به عهده بگيرد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين در پاسخ به اين سوال كه چه كسي از نيروهاي انقلاب اسلامي مي‌تواند چنين ويژگي‌هايي داشته باشد، عنوان كرد: دولت آينده بايد ضمن آنكه انقلابي باشد، بايد كارآمدي جمعي را به دولت وارد كند. هركدام از نيروهاي انقلاب كه بتواند برنامه داشته باشد و از تمامي ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي نيروهاي انقلاب بهره بگيرد و با يك تيم قوي كه هركدام در تراز يك رييس‌جمهور باشد به صحنه بيايد، قادر خواهد بود كشور را چند پله
بالا ببرد.

جمنا به جاي جامعتين محور ائتلاف اصولگرايان مي‌شود
سيدكمال سجادي، سخنگوي جبهه پيروان پيرامون اينكه‌ پيش از اين محوريت فعاليت انتخابات با جامعه روحانيت بود اكنون رويكرد جامعتين با اين جبهه چگونه است، گفت: اطلاعي از جامعه مدرسين ندارم كه به چه ميزان به انتخابات ورود مي‌كند اما آيت‌الله موحدي‌كرماني، دبيركل جامعه روحانيت مبارز از اين ساختار حمايت مي‌كنند و در اصطلاح جامعه‌شناسي جامعتين به عنوان گروه مرجع هستند كه نقش حمايت و هدايت‌كننده دارند. جبهه پيروان ۲۱ نفر را براي انتخابات شوراي شهر مشخص كرده است كه اين ليست را به جبهه مردمي نيروهاي انقلاب معرفي مي‌كند و آنها با اسامي كه گروه‌هاي ديگر معرفي مي‌كنند، ليست شوراي شهر اصولگرايان را انتخاب خواهند كرد. وي در گفت‌وگو با ايلنا درباره حمايت جبهه پيروان از جمنا، گفت: جبهه پيروان از جبهه مردمي نيروهاي انقلاب حمايت مي‌كند و نمايندگان جبهه پيروان در آن عضو هستند. او با بيان اينكه تشكل‌هاي عضو جبهه پيروان هم از جمنا حمايت كرده‌اند، افزود: اعضاي جبهه‌پيروان كه به مجمع عمومي جمنا دعوت شدند، قطعا در آنجا حضور پيدا مي‌كنند و در فعاليت‌هاي انتخاباتي به‌ويژه در ارتباط با انتخابات رياست‌جمهوري همكاري خواهيم داشت و خود را با سازو كار جمنا هماهنگ مي‌كنيم. سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري گفت: سازوكارهايي كه براي كانديداها تعريف شده در جمنا مورد بررسي قرار مي‌گيرد و در مجمع عمومي حدود ۲۵ نفر به عنوان هيات رييسه و شوراي مركزي انتخاب مي‌شوند كه برنامه‌هاي مربوط به دو انتخابات آتي را پيگيري مي‌كنند.

No responses yet

Feb 23 2017

حضور این بار چراغ خاموش اما پرفروغ حاج محسن ! فقط یک «اگر» مختصر اما مهم تا حضور 4 باره در انتخابات ریاست جمهوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خرداد: همه چیز جور جور بود؛ «جبهه مردمی؛ دولت انقلابی و بالاخره یک فرد انقلابی» اگر آن اصرار و پافشاری چندین و چندباره مبنی بر عدم کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را از زبان ایشان نشنیده بودیم؛ همین تک جمله به معنای اعلام نامزدی حاج محسن می شد؛ تلقی شود اما او گفته بود نمی آید.
سرویس سیاسی خرداد/ صلاح الدین توماج پور: آنقدر بوده و نامزد انتخابات شده است که پای ثابت و سوژه همیشگی طنز و فکاهه در فضای عمومی و رسانه ای در مورد انتخابات است؛ تا آنجا که اگر در بورکینافاسو هم انتخابات باشد، اعلام نامزدی محسن رضایی هم یک پای ماجرا است!

به گزارش خرداد؛ با این عقبه و مقدمه از همان سال پیش با صراحت و در چندین و چند مرتبه اعلام کرد که به هیچ وجه قصد کاندیداتوری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری را ندارد. آنقدر اصرار بر این عدم کاندیداتوری کرد که همگان قید حضور این دوره وی در انتخابات را زدند اما نکته جالب توجه اظهار نظرهای پرشمار و مکرر و مداوم وی در مورد مسائل سیاسی و رویدادهای مختلف بود، تا آنجا که آدمی را به شک می انداخت که اگر حاج محسن قصد آمدن ندارد پس چرا اینگونه فعالانه و پرشور در قامت یک نامزد بالقوه بروز و ظهور دارد و لازم و ضروری می بیند که فیگورهای مردم نوازانه و انتقادات گزنده را متوجه دولت مردان کند!

انتقادات حاج محسن بازتاب می یافت و دیگر رقبای بالقوه با آن انصراف از پیش اعلام شده و چندین باره زحمتی به خود نمی دانند که پاسخی را مبذول و جوابی را روانه کنند، تلقی آن بود که کاندیدای پرشور و پای ثابت همیشگی این گلایه ها و این رویکردهای شعاری را از سر دغدغدغه مندی و دلسوزی و بدون هیچ چشمدات سیاسی و انتخاباتی مطرح می کند. حاج محسن ستاره ثابت رسانه ای چند ماه اخیر بوده؛ گاهی قالیباف و شهرداری را نواخته و گاهی به دولت تاخته است و به هیچ کس هم بر نخورده است اما زهی خیال باطل که این رقیب پای کار صحنه را واگذاشته و بی خیال حضور در پاستور شود.

همین 27 بهمن ماه سال جاری بود که حاج محسن گفت:« در انتخابات پیش‌رو هم باید جبهه مردمی شکل گرفته، هم دولت انقلابی سرکار بیاید و هم یک فرد انقلابی در راس کار قرار گیرد تا بتوانیم به اهداف مد نظر برسیم.»

همه چیز جور جور بود؛ «جبهه مردمی؛ دولت انقلابی و بالاخره یک فرد انقلابی» اگر آن اصرار و پافشاری چندین و چندباره مبنی بر عدم کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را از زبان ایشان نشنیده بودیم؛ همین تک جمله به معنای اعلام نامزدی حاج محسن می شد؛ تلقی شود اما او گفته بود نمی آید.

تا آنکه بالاخره همه آن کنایه ها و رویکردهای شعاری و پرطمطراق، حضور پررنگ در فضای رسانه ای و مجازی چندین ماه و این جمله طلایی؛ امروز معنا و مفهوم دیگری یافت، وقتی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با مهر، در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه اگر جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری به شما تکلیف کند چه تصمیمی می گیرید اظهار داشت:« تاکنون نظرم تغییری نکرده است؛ البته به تکلیف نیروهای انقلاب احترام می گذارم. ردکردن چنین تقاضایی برای من سخت است. اگر به من تکلیف کردند، درباره آن فکر خواهم کرد. البته امیدوارم فرد دیگری از نیروهای انقلاب این تکلیف را به عهده بگیرد.»

خوب همه قطعه های پازل کنار هم قرار گرفت:«جبهه مردمی؛ دولت انقلابی و بالاخره یک فرد انقلابی» مبارک است ان شاء الله! احساس تکلیف که بشود به طور معمول نامزدی هم قطعی است اما اینجا یک اگر هم آمده است؛ اگر تکلیف کردند!

و اینکه چرا اکنون حاج محسن ترجیح داده که پیام حضور دهد و تکلیف این اگر را روشن کند.

موضوع شاید بیش از هر چیز به دو اتفاق تازه مربوط باشد، از یکطرف برخی رسانه های اصولگرا اعلام کرده اند که محمد باقر قالیباف قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را از سر بیرون کرده و نمی خواهد دوباره بیاید و برخی فعالیت های ستادی نزدیکان وی تعطیل شده است و از آن بسیار مهم تر

خبری بود مبنی بر آنکه شماری از اعضای جامعتین از حجت الاسلام رئیسی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دعوت به عمل آورده اند.

حاج محسن این نکته را به خوبی می داند که با آمدن آقای رئیسی اصولگرایان دیگر به سراغ وی نخواهند آمد و کار نامزدی یکسره خواهد شد، پس آخرین فرصت را غنیمت شمرده و پیام را داد که آماده نامزدی دوباره و مجدد در انتخابات است.

حال اینکه او چگونه می خواهد به رقابت با حسن روحانی بپردازد که یکبار به راحتی از او شکست خورده و اینکه در دو بار قبل تر نیز اقبال و استقبال چندانی به وی از سوی مردم نبود، سئوالی است که اصولگرایان باید به آن برای انتخاب آقای رضایی جواب دهند و از پیچ آن «اگر» مهم گذر کنند اما شاید برداشت نامزد انقلابی آن باشد که مردم ناخشنود از عملکردهای دولت هستند و با توجه به تحولات بیرونی حضور یک فرد با سوابق نظامی مورد اقبال و استقبال افکار عمومی و سیاسیون قرار خواهد گرفت!

No responses yet

Feb 23 2017

دادستان کل کشور: فهرست دو تابعیتی‌ها را به وزارت اطلاعات فرستاده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: در ادامه بحث و جدل بر سر حضور افراد دوتابعیتی در مقام‌های مدیریتی و پس از آن که وزیر اطلاعات ایران روز چهارشنبه بار دیگر وجود مدیران دوتابعیتی را رد کرد، محمدجعفر منتظری، دادستان کل ایران، گفته که فهرست مدیران دوتابعیتی به وزارت اطلاعات ارسال شده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمدجعفر منتظری با اعلام این خبر گفته است: صبح دوشنبه همین هفته فهرست اسامی افراد دو تابعیتی را به وزارت اطلاعات فرستادیم.

دادستان کل کشور تعداد این افراد را بیش از ۱۰ نفر اعلام کرد و اظهار داشت: «یکی از منابع معتبر، فهرستی از اسامی دو تابعیتی را در اختیار ما قرار داده و افرادی را معرفی کرده بود که من در سخنانی از دولت خواستم با اینها برخورد کند».

محمدجعفر منتظری نام این «منبع معتبر» که فهرست را در اختیار قوه قضاییه قرار داده است را بیان نکرده است.

موضوع اشتغال افراد دو تابعیتی در «مراکز اجرایی و دولتی»در ماه‌های اخیر به یکی از مسائل مورد انتقاد رسانه‌ها و شخصیت‌های اصولگرایان از دولت حسن روحانی تبدیل شده است.

در همین راستا دو هفته پیش محمدجعفر منتظری به دولت حسن روحانی تاخت که چرا به گفته او، مسئولان دو تابعیتی را از کار برکنار نکرده است.

در واکنش محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران از دادستان کل خواسته بود تا «چنانچه مصادیقی برای وجود این مدیران دو تابعیتی دارند محبت کرده آن را به ما اعلام کنند تا دولت با آنها برخورد نماید».

«خودم اسناد را ندیده‌ام»

دادستان کل کشور همچنین روز چهارشنبه گفته است: وزیراطلاعات اعلام کرده بودند فهرستی به ما نرسیده است که به دنبال آن، فهرست را دوشنبه صبح برای وزارت اطلاعات در قالب نامه طبقه‌بندی شده فرستادیم و امیدواریم بررسی دقیق کنند و اگر مستنداتی هم می‌خواهند اعلام کنند تا در اختیارشان بگذاریم که به صورت قانونی با آنها برخورد شود.

منتظری با این حال تصریح کرده است: «آن منبع معتبر تاکید کرده که اسامی مستند و معتبر است، لکن خودم اسناد را ندیده‌ام».

جمشید انصاری، رییس سازمان امور اداری و استخدامی کشور، نیز روز ۲۹ بهمن گفته بود که بر اساس قانون استخدامی کشور به طور طبیعی دو‌ تابعیتی‌ها نمی‌توانند در دستگاه دولتی استخدام شوند.

مجلس ایران آبان امسال به طرحی رأی داد که بر اساس آن قرار است، از «مدیران ارشد دوتابعیتی و دارای گرین کارت» تحقیق و تفحص صورت گیرد.

No responses yet

Feb 23 2017

گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا به مناطق مرزی غرب کشور؛پول بدهید، در تهران ابزار شنود، اسلحه و شوکر تحویل بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


ایلنا: مرد سرش را جلو می آورد و به آرامی می‌پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری؟ ببین راحت باش، مشکل فرودگاه نداری، خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می‌دم، شوکر می‌خوای؟”

ایلنا،یاسمن خالقیان: دما منفی پنج درجه و سرما به اندازه ای است که اعضای صورت را بی حس می کند؛ اما به نظر می رسد که آب و هوا برای ساکنین عادی است، مردها تنها با یک پیراهن و کاپشن هایی نازک در محوطه بازار قدم می زنند و زن ها هم لباسی شبیه به لباس مردها دارند؛ این تشابه حتی در شلوارها هم به وضوح دیده می‌شود؛ کردی، گل آلود و برفی. فروشنده‌های خیابان بساط کالاهای برقی را با کیسه هایی سفید پوشانده‌اند تا برف آسیبی به آنها نرساند، بازار پر از میوه‌های تازه است، رفت و آمد نسبتا روان و سکوت فضا را فریاد فروشنده‌ها می شکند:” ظرف زیر قیمت، پاسور، پاسور.”

21

“درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری”

طبق قانون، افرادی که به عنوان انتقال دهنده کالا شناخته می شوند مشروط بر داشتن کارت تردد، می توانند اقدام به انتقال کالا از محورهای مرزی کنند؛ اما مساله اصلی این است که صدور کارت های تردد تا به امروز نتوانسته از بار بیکاری در مرزهای غربی کشور بکاهد، طبق گفته کارشناسان این تلاش به دو دلیل با ضعف مواجه بوده است. نخست به دلیل جغرافیای حساس مناطق مرزی و دوم بنا بر شرایط اقتصادی منطقه.

22

با نگاهی به وضعیت حاکم بر مناطق مرزی بخصوص در غرب کشور درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری وجود دارد، کاری که چه رسمی و چه غیر رسمی مشکلات متعددی را برای کولبران به وجود می آورد. به خصوص در بخش غیر رسمی که موجب شده اغلب کولبرها یا به دلیل برودت هوا و یا مانع شدن مرزبانی با خطرات جانی دست و پنجه نرم کنند، شاید به همین خاطر است که در مسیرهای غیرقانونی هر نوع باری توسط واسطه‌ها به آنها تحویل داده می‌شود و کولبران فقط و فقط به دلیل مشکلات سخت معیشتی بدون هیچ پرسشی بار را به داخل مرزها حمل می کنند؛ تنها با دریافت ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان که همین مساله موجب ورود برخی کالاها به کشور شده است که غیرقانونی و از نظر امنیتی با مشکلاتی همراه است.

20

“پاسور داری؟”  “آره.” “چیز دیگه ای به کارت میاد؟” “چی مثلا؟” “بیا دنبالم.” از بین بساطی‌ها عبور می کند، گاه سلامی می‌دهد و گاه با اشاره سر از کنار فروشنده‌ها رد می‌شود، از محیط بازار بیرون می‌رود و به سمت یک کوچه قدم بر می‌دارد. خانه درست در وسط کوچه قرار دارد، یک مرد مقابل در منتظر است و به محض باز شدن آن زودتر از همه به داخل حیاط کوچک خانه می‌رود. حیاط ۲ ورودی دارد و فضای آن را صدای خنده چند بچه پر کرده است. اتاق کوچکی در کنار حیاط است. مرد به سمت آن قدم بر می‌دارد:” بفرمایید اینجا.” فضای اتاق باموکت پوشیده شده و در گوشه اتاق یک کمد به چشم می خورد, مرد سریع بخاری را روشن می کند، فضا را بوی غذا و نفت پر کرده است.

19

“ببین به من بگو چی به کارت میاد.” مکث می کند. ” راحت باش، اینجا خونه خودمه، زن و بچه‌ام همینجا تو همین خونه زندگی می کنن.” بلند می شود و در اتاق را باز می کند, دو مرد وارد می شوند. حدود ۳۰ سال سن دارند. چند لحظه بعد دو عینک و چند شی مربع شکل و دو سوئیچ روی موکت می گذارند:” این عینک رو هرجایی میخوای بزن به چشات، از همه چی فیلم می گیره، صاف، شفاف.” خودکاری از جیب بیرون می آورد و می گذارد کنار دیگر اجناس. ” اینم هست، شاید برای فیلم گرفتن بیشتر به کارت بیاد، گرون هم نیست تو تعداد بده من بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومن برات قیمت میزنم.” چند شئی مربع شکل درست کنار عینک جا خوش کرده اند، مرد یکی را بر می‌دارد:” این با سیم کارت به گوشی وصل میشه, هرجا باشه واضح همه صداهارو رو گوشی برات می فرسته، یه جورایی پخش مستقیم داره برات.” می خندد؛ اما با اشاره صاحبخانه خودش را جمع و جور می کند و یکی از سوئیچ ها را برمیدارد و می گوید:” اینم کارش همینه یه سیم کارت بهش می خوره و بعدم صدای جمعی که توش نیستی رو همون لحظه داری. این خوبیش به اینه که کمتر کسی بهش شک می کنه چون بالاخره تو هر جمعی چند تا سوئیچ باید باشه، اینو اگه بخوای ۲۵۰ هزار تومن برات قیمت می زنم.”

“سفارش بده,تهران تحویل بگیر”

جمعیت بیکار در اطراف مرز به خاطر شرایط جغرافیایی نه توان کشاورزی و نه توان دامداری دارند، برخی در مراکز صنعتی ایران فعالیت داشتند و موج فراگیر بیکاری موجب شد این افراد به مناطق خود بازگردند و در نهایت باز هم اقدام به کولبری کنند که تا به امروز ساماندهی نشده است.

صاحبخانه سرش را جلو می آورد و به آرامی می پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری که چشات اینا رو نمی گیره؟ ببین راحت باش, مشکل فرودگاه نداری, خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می دم, شوکر می خوای؟ از اون بی صداهاش, اسپری فلفل و گاز اشک آور هم هست, از اون سه کاره‌ها.” پارچه را از روی کمد کنار می زند و از پشت آن دو اسپری فلفل و دو مدل شوکر می آورد و برای اینکه مطمئن شوم کار شوکرها درست است با شوخی یکی را روی یکی از مردها امتحان می کند؛ البته با فاصله؛ اما به گفته مرد اسپری فلفل جایی برای امتحان ندارد؛ چراکه خطرناک است و اگر در جمع کسی آسم یا حساسیت خاصی داشته باشد با خطر مرگ مواجه می شود. شوکرها از ۸۰ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان قیمت دارند و اسپری فلفل دو مدل دارد که یکی ۳۰ هزار تومان و دیگری ۷۰ هزار تومان است؛ درحالی که قیمت آنها در تهران دو تا سه برابر این قیمت است.

کولبرها از نوع جنسی که حمل می کنند اطلاع ندارند

“خود شما بار حمل می کنید؟” “نه.” از اصرار به پاسخی بیشتر از این کلمه خوشش نمی آید. برای همین است که دوباره به معامله برمی‌گردد:” یه سری میان برای جنس بالاتر از شوکر, می‌فهمی که؟سفارش میدن, تهران تحویل میگرن اما خب هزینه باربری بالایی داره مثه این آت و آشغالا نیست, همچین حسابیه.”  “قیمت؟” “از هفتصد,هشتصد تا چند میلیون, خیلی‌ها میان تا کلکسیون کامل کنن, نه اینکه فک کنی میرن باهاش آدم بکشن, عشقشون اینه.” منظورش اسلحه است.

24

با توجه به اینکه وضعیت اقتصادی و سرمایه گذاری در این منطقه مطلوب نیست جمعیت  عظیم ساکن در مرز با مسئله بسیار مهمی به نام معیشت روبرو است. معیشت و امرار معاش از طریق کولبری در مرز و حمل محموله های تجارت مرزی نیاز به سرمایه آنچنانی ندارد و از سوی دیگر بسیار زود بازده به نظر می رسد، در نتیجه جمعیت عظیم ساماندهی نشده اقدام به نقل و انتقالات مرزی می کنند و بنا به گفته بسیاری از فروشندگان بازارهای مرزی حتی از ماهیت جنسی که حمل می کنند بی اطلاع هستند؛ یعنی اجناس بسته بندی شده توسط واسطه ها در آن طرف مرز به آنها تحویل داده می شود و در خاک ایران به واسطه های ایرانی تحویل داده می شوند و کولبرها تنها نقش حمل کننده را ایفا می کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .