اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2017

Feb 06 2017

رسول دیناروند؛ «گلوگاه فساد» چند میلیارد دلاری جبهه پایداری در وزارت بهداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی


آمدنیوز: طی سال‌های اخیر «فساد سیستماتیک» در تمامی ادارات دولتی کشور نهادینه شده است. یکی از مهم‌ترین ادارات دولتی که فساد زیادی در آن‌جا وجود دارد، «معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت» است که وظیفه‌ی حفظ سلامت و بهداشت میلیون‌ها هم‌وطن ایرانی را عهده‌دار است. در زیر به ذکر نمونه‌ای‌ از فساد سیستماتیک و سازمان یافته در این اداره وابسته به وزارت بهداشت اشاره می‌کنیم:

به گزارش «آمدنیوز»، «رسول دیناروند» معاون غذا و داروی وزارت بهداشت (زاده ۱۳۴۳ در بروجرد) است. از فعالیت‌های دولتی وی می‌توان به معاونت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم و در زمان وزارت «کامران باقری لنکرانی»، رییس سازمان غذا و دارو در دولت یازدهم، رییس کانون بسیج داروسازی جامعه پزشکی و عضو فعال جبهه پایداری اشاره کرد. با وجود مافیای قوی دارو در کشور، این مدیر وابسته به جبهه پایداری با تغییر دولت احمدی‌نژاد ریاست خود در این سمت حساس دولتی را ادامه داده است.

«دیناروند» و گروه مافیای وابسته به وی – که در میان آن‌ها می‌توان به دکتر کبریایی اشاره کرد – با دریافت باج‌های کلان، داروهای وارداتی مناسب را به لیست داروهای ضروری تحت پوشش بیمه اضافه و با حذف برخی اقلام مشابه، موجبات ورشکستگی شرکت‌های خصوصی را فراهم می‌آورد.

منابع اصلی درآمد دیناروند و مافیای وی کدام است؟

یکی از منابع اصلی درآمد «رسول دیناروند» و گروه مافیایی وابسته به او، سیستم بیمه‌ای کشور است. «دیناروند» با ورود، جابجایی و حذف اقلام دارویی در لیست داروهای ضروری کشور، این داروها را به لیست تحت پوشش بیمه‌های درمانی کشور اضافه و شرکت‌های تحت پوشش و رابط با وی، با فروش این داروها، میلیاردها تومان را از بیمه‌ها دریافت می‌کنند.

از سوی دیگر، با ورود اقلام دارویی در لیست داروهای ضروری و مورد نیاز کشور، حقوق و عوارض مربوط به واردات داروها، به صورت قابل توجهی کاهش و این موضوع نه تنها باعث ورشکستگی شرکت‌های خصوصی وارد کننده و سرمایه‌گذار، بلکه باعث از دست رفتن هزاران فرصت شغلی در کشور شده است. این در حالی است که با ورود این داروها به «لیست اقلام دارویی ضروری کشور»، گاهی تا ۹۰ درصد معافیت از پرداخت عوارض به گمرک برای شرکت‌های دارویی حاصل و داروخانه‌ها نیز تا ۷۰ درصد قیمت این داروها را از بیمه‌ها دریافت می‌کنند.

مافیای دارویی وابسته به «رسول دیناروند» با توجه به قانون واردات دارو، چندین شرکت نظیر کویل دارو، پوراطب و… را با افرادی غیر مشهور به عنوان هیئت مدیره و مدیرعامل ثبت کرده‌اند. این شرکت‌ها با اخذ نمایندگی انحصاری با کمک لابی قدرتمند دولتی، با شرکت‌های خارجی وارد مذاکره و برای فروش و حجم بالای خرید از تولید کننده خارجی توافق می‌کنند.
دکتر بهروز جنت

هم‌زمان درخواست‌های واردات داروی شرکت‌های خصوصی داخلی که با این مافیای قدرتمند قرابتی ندارند، توسط «سیستم ارزیابی» تحت نظر «رسول دیناروند» مردود اعلام می‌شوند. این قدرت مافیایی توانسته باند مافیای بزرگ واردکننده دارو را تشکیل و به کسب درآمد چندین میلیارد دلاری اقدام کند.

پس از سال‌ها فساد کلان مالی و سیستماتیک در بخش دارو، این باند مافیایی یک‌سالی است که به فکر دریافت «سودهای نجومی» در بخش غذا و تولیدات غذایی افتاده است. آنان شرکت‌هایی را که به آن‌ها باج نمی‌دهند، بدنام کرده که می‌توان به شرکت‌های مرتبط با «روغن پالم» اشاره کرد.

این مافیا پس از بررسی‌ها و ارزیابی‌های لازم، کیفیت و سلامت «روغن پالم» را تأیید و به آن مجوز واردات و تولید داده است، اما پس از مدتی اذهان عمومی را مشوش و شرکت‌های ذی‌ربط را به ورشکستگی می‌کشانند و بعد با دریافت «باج‌های نجومی»، دوباره مجوز واردات محصولاتی مانند «روغن پالم» را صادر می‌کنند.

Behrooz-Jannat-Amadnewsمعاون «رسول دیناروند» در بخش غذا و دارو، دکتر «بهروز جنت» است. وی سهام‌دار اصلی شرکت «دانش بنیان البرز» است که عمده فعالیت آن، آزمایش محصولات غذایی و صدور تأییدیه‌های لازم برای ارزیابی و صدور مجوز کنترل کیفیت است. این شرکت با رانت «بهروز جنت» بسیار بزرگ شده، به طوری‌که یکی از آزمایشگا‌ه‌های مورد تأیید سازمان غذا و دارو گردیده‌ است.

روزانه صدها شرکت بدون اطمینان از «دریافت یا عدم دریافت مجوز ورود»، مدارک لازم برای بررسی محصولات را به این آزمایشگاه ارائه و ده‌ها میلیون‌ تومان صرف انجام آزمایش‌ها می‌کنند. شرکت «دانش بنیان البرز» بر اساس اساسنامه مخصوص این نوع شرکت‌ها، باید برای «تولید دانش و علم» فعالیت کند. این شرکت با استفاده از نام و عنوان «دانش بنیان» از پرداخت حقوق، عوارض و مالیات معاف شده، اما نه تنها در زمینه‌ی ثبتی خود فعالیت نمی‌کند بلکه آزمایشگاهی را دایر و با رانت «دکتر جنت» در وزارت بهداشت، تبدیل به آزمایشگاه مورد تأیید وزارت بهداشت شده است. حال جای سؤال اینجاست که این شرکت کدام علم را تولید کرده که برای آن معافیت مالیاتی دریافت می نماید و میلیاردها تومان با تکیه بر مافیای دارویی کشور سوء استفاده کرده است؟ و این‌که این شرکت با کدام ملاک و ارزیابی قانونی و بر اساس کدام مزایده و مناقصه، چنین رانت بزرگی را از وزارت بهداشت و «رسول دیناروند» دریافت کرده است؟

No responses yet

Feb 05 2017

نامزد وزارت حمل‌ونقل آمریکا «۵۰ هزار دلار از مجاهدین خلق پول گرفته است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن گزارش داد، نامزد پیشنهادی دونالد ترامپ برای وزارت حمل‌ونقل آمریکا و دستکم یکی از مشاوران او در برابر دریافت پول برای سازمان مجاهدین خلق ایران سخنرانی کرده بودند.

به نوشته این خبرگزاری، خانم الین چاو وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری آمریکا، این هفته تایید کرد که سال ۲۰۱۵ به خاطر پنج دقیقه سخنرانی در برابر شاخه سیاسی مجاهدین خلق مبلغ پنجاه هزار دلار دریافت کرد.

رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک نیز که در دولت ترامپ به عنوان مشاور انتخاب شده است، برای سخنرانی در گردهمایی‌های مجاهدین مبالغ نامعلومی از آنها پول گرفته است.

آسوشیتدپرس سازمان مجاهدین را این‌گونه معرفی کرده است: گروهی تبعیدی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ مرتکب قتل آمریکایی‌ها شد؛ بعد از انقلاب نیز برای حیات سازمانی‌اش از راه‌های فریبکارانه به گردآوری کمک مالی اقدام کرد؛ کسانی که برای آزادی رهبر زندانی‌شان خود را به آتش می‌کشیدند، و سازمانی که شاخه سیاسی آن پیشتر از سوی وزارت خارجه ایالات متحده به عنوان «یک فرقه» توصیف شده بود.

این خبرگزاری نوشته است، دهها تن از مقامات پیشین آمریکایی، از هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات، شامل نیوت گینگریج از روسای پیشین کنگره برای مجاهدین سخنرانی کرده و پول گرفته‌اند؛ برخی از آنها دریافت پول را تایید کرده و برخی دیگر سکوت را ترجیح داده‌اند.

به نوشته آسوشیتدپرس، هر چند دریافت پول امری ممنوع نبوده اما این پرسش را مطرح می‌کند که میزان نفوذ این تبعیدی‌ها بر دولت جدید آمریکا چیست.

این خبرگزاری یادآور شده که گروهی از مقامات پیشین آمریکایی شامل رودی جولیانی، ماه گذشته در نامه‌ای به ترامپ او را به برقراری گفتمان با شاخه سیاسی مجاهدین تشویق کردند.

آسوشیتدپرس افزوده است، در شرایطی که دولت ترامپ در روزهای گذشته مقررات محدودیت در ورود به آمریکا را شامل حال ایرانیان نیز کرد و همزمان ایران را «در مدار نظارت» قرار داد و تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران اعلام کرد، مجاهدین ممکن است بیشتر از قبل، از دولت ترامپ استقبال کنند.

به نوشته این خبرگزاری، با احتمال ایجاد یک اتحاد با مجاهدین، آمریکا خود را در کنار سازمانی قرار می‌دهد که تاریخی مناقشه برانگیز داشته، و با پشتیبانی کردن از انقلاب ایران و اشغال سفارت آمریکا در تهران در گذشته علیه منافع آمریکا موضع‌گیری و اقدام کرده است.

آسوشیتدپرس افزوده که مجاهدین بعد از گریز از ایران نیز هم‌پیمان نیروهای حکومت خودکامه صدام حسین در عراق شدند- هرچند که بعدها آنها بودند که جزییاتِ برنامه تا آن زمان مخفیِ هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را افشاگری کردند و رژیم ایران آنها را دشمن قسم خورده خود می‌بیند.

یرواند آبراهامیان استاد دانشگاه سیتی نیویورک به آسوشیتدپرس گفته است، از آنجا که ظاهرا مجاهدین روی «اسب برنده» شرط بندی کردند، حال می‌توانند به دستگاه دولتی ترامپ راه یابند.

اما پروفسور آبراهامیان که خود کتابی در مورد مجاهدین نوشته، افزوده است، دسترسی بیشتر مجاهدین به دولت ترامپ، آمریکا را تضعیف می‌کند؛ زیرا مردم بیشتری در ایران از هر اقدام آمریکا نگران خواهند شد.

آسوشیتدپرس یادآوری کرده که مجاهدین در برقراری رابطه با مقامات پیشین دولت‌های آمریکا و اروپا سابقه‌ای طولانی دارند؛ آنها را به سخنرانی در همایش‌های خود دعوت کرده و برای سفر و سخنرانی بسیاری از آنها پول خرج می‌کنند.

الین چائو همسر سناتور میچ مک کانل رهبر اکثریت جمهوریخواه در مجلس سنای آمریکا، سال ۲۰۱۵ در همایش مجاهدین در پاریس سخنرانی کرد و صندلی کنار دست مریم رجوی، که مجاهدین او را «رییس‌جمهوری منتخب» می‌نامند، برای او محفوظ نگاهداشته شده بود.

خانم چائو در گزارش مالیاتی خود به نهادهای ناظر آمریکایی (در آستانه احراز پست وزارت حمل‌ونقل در دولت ترامپ)، دریافت مبلغ ۵۰ هزار دلار را برای حضور سال ۲۰۱۵ خود در پاریس اعلام کرد؛ سال بعد نیز، ۲۰۱۶، مبلغ ۱۷ هزار و پانصد دلار دیگر را برای یک سخنرانی از شورای فرهنگی ایرانی- آمریکایی در میسوری که مجاهدین نیز با آن مرتبط است، دریافت کرد.

الین چائو به تماس آسوشیتدپرس در مورد سازمان مجاهدین پاسخی نداده است – همان‌گونه که رودی جولیانی نیز پرسش این خبرگزاری را بی‌پاسخ نهاده و کاخ سفید نیز هنوز به تماس آسوشیتدپرس پاسخ نداده است.

آخرین گزارش مالیاتی آقای جولیانی به زمان مناظره‌های جمهوریخواهان در سال ۲۰۰۸ باز می‌گردد که او ناکام شد؛ از آن سال تا حال این شهردار پیشین نیویورک الزامی به ارائه گزارش مالیاتی خود به نهادهای ذیربط نداشته تا معلوم شود که برای سخنرانی‌ها و حضورش در نشست‌های مجاهدین چقدر دریافت کرده است.

نیوت گینگریج، پنجاهمین رییس جمهوریخواه کنگره در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹، در برابر مجاهدین سخنرانی کرده است؛ از جمله سال ۲۰۱۶ در گالا، در حومه پاریس در نشست بزرگ مجاهدین (در کنار یک مقام بلندپایه پیشین سعودی) حضور یافت- هر چند که روشن نیست چه مبلغی گرفته است.

محمد محدثین مسئول کمیته مناسبات خارجی در شاخه سیاسی مجاهدین در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس از وجود مهره‌هایی در دولت ترامپ که حامی تغییر سیاست آمریکا در قبال ایران هستند، استقبال کرده است.

به گفته محدثین، مجاهدین بیش از هر چیز خواهان در پیش گرفتن سیاستی سختگیرانه‌تر در قبال ایران هستند که «جنایات رژیم علیه مردم ایران را بی‌پاسخ نگذارد».

اما آسوشیتدپرس با ذکر تاریخچه‌ای از شکل‌گیری مجاهدین خلق و فعالیت‌های آن در دوره‌های مختلف، نوشته است، «ثابت» شده که گروه‌های تبعیدی نمی‌توانند هم‌پیمانان قابل اعتمادی برای آمریکا در خاورمیانه باشند.

این خبرگزاری نمونه‌ای از عدم اعتماد به تبعیدی‌های خاورمیانه‌ای را در احمد چلبی تبعیدی عراقی ذکر کرده که با لابی‌گری قوی در میان دولتمردان آمریکا، و طرح ادعای دروغین اینکه حکومت صدام حسین جنگ‌افزار کشتار همگانی دارد یا ادعای نادرست اینکه عراق در لوای صدام حسین با القاعده در ارتباط است، کابینه جرج بوش را به حمله به عراق تشویق کرد.

البته هنوز نشانه‌ای در دست نیست که دولت ترامپ در صدد داشتن روابطی نزدیک با مجاهدین باشد.

آسوشیتدپرس یادآور شده، در حالی که مجاهدین برای خرید وقت مقامات پیشین آمریکایی پول می‌دهند، خانواده سرهنگ آمریکایی، جک ترنر، که در سال ۱۹۷۵ به دست مجاهدین در ایران کشته شد، درخواست دریافت ۳۵ میلیون دلار غرامت از ایران و مجاهدین به دادگاه ایالت کلرادو ارائه کرده‌اند.

بازماندگان سرهنگ ترنر برای درخواست خود این استدلال ساده را مطرح کرده‌اند که برخلاف آمریکاییان به گروگان گرفته شده (در سفارت آمریکا در تهران)، پدر این خانواده هرگز از بخت بازگشت به میان عزیزان خود برخوردار نشد.

No responses yet

Feb 05 2017

کودکان آواره، بسی بزرگتر از کلمه‌ی پناهنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

کیهان لندن: شیما کلباسی – ممکن نیست کسی رسانه‌های خبری را تماشا کند یا بخواند و با کلمه پناهنده مواجه نشود.

با وجود جنگ در سوریه و بحران پناهندگان، رییس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، خواستار نظارت امنیتی شدید بر کیس پناهجویان شده و ادعا کرده است که هزاران هزار پناهنده وارد خاک آمریکا شده‌اند. این در حالیست که رییس جمهوری پیشین آمریکا، باراک اوباما، تنها متعهد به قبول ده هزار پناهنده سوری شده بود که از آن میان کمتر از ۱۰۰ نفر مسیحی‌اند.

این اولین بار نیست که در آمریکا پناهنده‌هراسی شیوع یافته است‌. یهودیان و ویتنامی‌ها پیش از سوری‌ها قربانی این هراس شده بودند.

با توجه به نیاز اضطراری پناهجویان سوری و فجایعی که هر روزه با آن دست به گریبان هستند (غرق کودکان در دریا، اجساد بی جان پناهجویان بر ساحل، تن‌های بیرون کشیده شده از زیر آوار، خردسالانی که در ویرانه‌هایی که سابقاً نام خانه بر خود داشتند به امید یافتن جان‌پناهی مشغول توییت کردن هستند… تصاویر تکان‌دهنده‌ای که این روزها به رژیم رسانه‌ای ما بدل شده است) ما نمی‌توانیم در مورد مسئله پناهجویان و اسکان مجدد آنها بی تفاوت باشیم و سکوت کنیم. بمب‌ها منفجر می‌شوند. بچه‌های کوچک تنها به این امید می‌خوابند که صبح زنده بیدار شوند. و ما به تماشا ایستاده و به بحث و جدل مشغولیم که آیا باید به آنها اجازه‌ی ورود بدهیم یا نه!

در اواخر دهه هشتاد میلادی من در پاکستان معلم کودکان بهایی پناهنده و پناهجویان کرد عراقی بودم. پس از آن نیز برای کمیساریای عالی پناهندگان و مرکز حمایت از پناهندگان در پاکستان کار می‌کردم. راننده اداره بعد از سوار کردن بیشتر همکاران من حدود ساعت هفت و نیم صبح به دنبالم می‌آمد و ساعت چهار بعد از ظهر مرا به خانه برمی‌گرداند.
شیما کلباسی در میان کودکان پناهجو

در طی آن ساعت‌ها من با دست کم ده تا بیست پناهنده و پناهجو از مناطق بحران زده‌ای مانند عراق، بنگلادش، سومالی، افغانستان، روسیه و ایران کار می‌کردم. بیشتر اینها از ایران و مناطق کردنشین عراق فرار کرده بودند.
بعضی از آنها از شهرها و مناطقی بسیار دورتر از اسلام آباد، پایتخت پاکستان، می‌آمدند و با چادر و بدون چادر در بیرون از کمیساریای عالی پناهندگان و یا مرکز پناهندگان مستقر می‌شدند.

بسیاری ازدواج کرده بودند و بچه داشتند. باقی مجرد بودند. گاهی اوقات پناهنده یا پناهجویی در نتیجه‌ی انتظار زیاد در گرما یا سرما و ناراحتی و فشار دچار آشوب روحی می‌شد و از در بالا می‌رفت. گاهی آنهایی که پرونده‌شان قبول نمی‌شد از خوردن غذا و نوشیدن آب سر باز می‌زدند و حتی لبان‌شان را می‌دوختند تا کسی به کارشان رسیدگی یا رسیدگی مجدد کند.

کار من با آمدن آخر هفته تمام نمی‌شد. آخر هفته‌ها هم کار می‌کردم. بسیاری مواقع موارد اضطراری پیش می‌آمد یا مسائلی که باید به فوریت به آنها رسیدگی می‌شد. به عنوان مثال مسئولیت کاری خانواده‌ای از افغانستان به عهده‌ام بود. پسر هشت ساله آنها به دیالیز کلیه نیاز داشت و من مسئول پرونده آنها در روز‌های شنبه بودم که تعطیل اداری محسوب می‌شد.

با وجود اینکه پیگیری کارشان آسان نبود اما من از هم‌صحبتی با پدر و مادر این پسر و خود او لذت می‌بردم. پسربچه باهوش و حساسی بود. ما در راهروهای بیمارستان صبر می‌کردیم تا نوبت آنها بشود. این خانواده بعد‌ها به آمریکا رفت و ساکن آنجا شد. تماس من با آن خانواده قطع شد و من دیگر خبری از آنها ندارم. اما هنوز وقتی که کلمه پناهنده را می‌شنوم و جملاتی را که بعضی‌ها بعد از این کلمه بر زبان می‌آورند به یاد آن پسربچه می‌افتم. او اکنون باید بیست و چند ساله باشد. واقعاً چه در ذهن‌اش می‌گذرد و چه احساسی به او دست می‌دهد وقتی که می‌شنود «ما با پناهنده‌ها فرق داریم» یا «ما پناهنده‌ها را نمی‌خواهیم»؟ من به کودکان آواره‌ای فکر می‌کنم که همراه پدران و مادران خود باید از نو زندگی را شروع کنند، مکان امنی بیابند و به تحصیل بپردازند، رشد کنند و از کلمه پناهنده بزرگتر شوند؛ کلمه‌ای که امروز با جان‌شان آمیخته است. جرم اینها جه بوده به جز فرار از جنگ و شکنجه و مرگ، به جز تلاش برای زنده ماندن؟

*شیما کلباسی، شاعر، فیلمساز و مدافع حقوق بشر است. اشعار انگلیسی کلباسی تا کنون به بیست و سه زبان مختلف ترجمه شده‌اند. کلباسی در پاکستان و دانمارک برای نهادهایی مانند سازمان ملل و مرکز پناهندگان کار کرده است.

No responses yet

Feb 05 2017

صدمه به چشم طاهره ریاحی حین بازجویی «تکذیب شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به نقل از «یک منبع آگاه» اعلام کرد که یکی از مسئولان در دیدار خانواده طاهره ریاحی، گزارش‌ها دربارهٔ «آسیب دیدن چشم چپ» این روزنامه‌نگار زندانی «درحین بازجویی» را تکذیب کرده است.

این «منبع آگاه» به این کمپین گفت که خانواده خانم ریاحی، تا زمانی که او را ملاقات نکنند، گزارش‌ها دربارهٔ سالم بودن دخترشان را باور نمی‌کنند.

دراین گزارش به نام این مسئول و دیدار خانواده طاهره ریاحی با او اشاره‌ای نشده است.

براساس این گزارش، مادر این روزنامه‌نگار زندانی نیز از هفته گذشته «پس از بالا رفتن فشار خونش و اضطراب شدید به بیمارستان منتقل شده» و هنوز بستری است و «از وقتی خبر آسیب به چشم دخترش را هم شنیده بدتر شده‌است».

خبرگزاری برنا که طاهره ریاحی دبیر سرویس اجتماعی آن بوده نیز روز پنج شنبه، ۱۴ بهمن، در اطلاعیه‌ای اعلام کرده بود که بیژن قاسم‌زاده، بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه، در دیداری که مدیر عامل خبرگزاری برنا با او داشته، گزارش‌ها دربارهٔ صدمه دیدن چشم چپ خانم ریاحی را تکذیب کرده است.

طاهره ریاحی، دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری برنا، خبرگزاری وابسته به دولت، روز سه شنبه ۷ دی، توسط «مأموران وزارت اطلاعات» بازداشت شد.

پیش از این وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده بود که «قرنیه چشم چپ» خانم ریاحی «در حین بازجویی آسیب دیده» و او «برای درمان به بیمارستان برده» شده است.

به گفته وب‌سایت، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، خانم ریاحی از زمان بازداشت تاکنون سه بار با خانواده‌اش تماس تلفنی داشته که آخرین تماس کوتاه او روز ۱۱ بهمن ماه بوده است.

به گفته این وب سایت، او در آخرین تماس گفته بود که «حالش خیلی بد است و به او خیلی سخت می‌گذرد».

تعدادی از وب‌سایت‌های روز دوشنبه، چهارم بهمن‌ماه، خبر داده بودند که زینب کریمیان، خبرنگار سابق خبرگزاری‌های ایرنا و مهر و همکار یک برنامه تلویزیونی و صالح دلدم، تهیه‌کننده و کارگردان جوان سینما، نیز بازداشت شده‌اند.

عیسی سحرخیز، آفرین چیت‌ساز، احسان مازندرانی، و سامان صفرزایی، چهار روزنامه‌نگاری که آبان سال ۹۴ دستگیر شدند، نیز همچنان زندانی هستند.

مهدی سحرخیز پسر آقای سحرخیز پیش از این خبر داده بود که پدرش از روز شنبه، ۲۵ دی، در اعتراض به «حکم غیرقانونی شش ماه حبس مضاعف» و «نقض مکرر قوانین از سوی مقامات امنیتی و رعایت نکردن حقوق زندانیان» اعتصاب غذا کرده است.

درخواست وکیل سهیل عربی زندانی عقیدتی برای انتقال موکلش به بیمارستان

امیرسالار داودی، وکیل سهیل عربی، زندانی عقیدتی، از «وضعیت وخیم جسمی و تشنج» موکلش در زندان اوین خبر داد و از مسئولان قضائی خواست تا او را برای مداوا به بیمارستان منتقل کنند.

وی اضافه کرد: «این جزو حقوق زندانیان است که اگر بهداری زندان نتوانست مداوا کند یا تشخیص علت تشنج یا بیماری بدهد باید بیمار به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل شود».

به گفته آقای داودی «زندانیانی که حکم محکومیت زیر ده سال دارند براساس قانون می‌توانند بعد از گذراندن یک سوم محکومیت خود تقاضای آزادی مشروط کنند و سهیل عربی بارها این تقاضا را کرده اما موافقت نشده است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر نیز به نقل «یک منبع آگاه» خبر داد که سهیل عربی از مهرماه «چندین بار در زندان غش کرده و دچار تشنج شده است».

وی اعلام کرد که در بهداری زندان «به او فقط قرص رانیتیدین که قرص معده است تجویز کرده‌اند».

سهیل عربی در آبان سال ۹۲ توسط مأموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بازداشت شده بود و شهریورسال ۹۳ در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران، به اتهام «سب‌النبی و توهین به مقدسات» به اعدام محکوم شد که این حکم در آذرماه همان سال به تأیید دیوان عالی کشور نیز رسید.

اما در نهایت، شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور در ایران، تیرماه سال ۹۴ حکم اعدام سهیل عربی را «نقض» کرد و درخواست اعاده دادرسی او را پذیرفت. براساس گزارش‌ها، آقای عربی در نهایت به هفت سال و نیم زندان محکوم شده است.

به نوشته برخی وب‌سایت‌ها، سهیل عربی «هشت صفحه فیس‌بوک به نام‌های مختلف» داشت که به دلیل نوشته‌هایش در آن صفحات، به «سب‌النبی و توهین به مقدسات» متهم شده بود.

بر اساس ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، هر کس به پیامبر مسلمانان، امامان شیعیان یا دیگر پیامبران «دشنام دهد» مصداق «سب‌النبی» است و به اعدام محکوم می‌شود.

اما بر اساس ماده ۲۶۳ این قانون، اگر متهم به «سب‌النبی» ادعا کند که اظهاراتش از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حال مستی یا غضب و بدون توجه به معانی کلمات یا نقل قول از دیگری بوده «سب‌النبی» محسوب نمی‌شود.

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در شهریور ماه از صدور حکم اعدام برای سینا دهقان و محمد نوری به اتهام «سب‌النبی» از طریق نوشتن مطالبی روی شبکه‌های اجتماعی خبر داده بود.

براساس این گزارش، سینا دهقان و محمد نوری هم اکنون در زندان مرکزی اراک نگهداری می‌شوند و در پی اعتراض آنان به حکم اعدام، پرونده‌شان به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

No responses yet

Feb 05 2017

“هماهنگی‌هایی برای یک درگیری منطقه‌ای با ایران صورت گرفته است”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دویچه‌وله: یک کارشناس سیاسی به دویچه‌ وله گفت در هفته‌های گذشته هماهنگی‌هایی با سه کشور منطقه برای یک درگیری نظامی با ایران صورت گرفته است تا آمریکا به بهانه کمک به یکی از آن‌ها وارد عمل شود. او به ایران توصیه کرد خوددار باشد.

یک کارشناس که نخواست نامش فاش شود به دویچه ‌وله فارسی گفت، روندی که آمریکا در مقابل ایران در پیش گرفته شباهت زیادی به مسیری دارد که به جنگ این کشور با عراق منجر شد.

او با اشاره به تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران افزود: «این تحریم‌ها به خودی خود مهم نیستند، اما می‌توانند پیش‌در‌آمد تحریم‌های فراگیر و حتی جنگ باشند، مانند آن‌چه در سال‌های آخر دهه نود در عراق شاهدش بودیم. آمریکا در سال‌های ۱۹۹۶/۹۷ هم با تحریم گروهی از افسران ارشد ارتش عراق و چند تن از دانشمندان پروژه‌های موشکی این کشور شروع کرد. این تحریم‌ها ظرف دو سال فراگیر شد و عراق را فلج کرد. سپس عراق وارد یک درگیری منطقه‌ای شد و به دنبال آن آمریکا به میدان آمد.»

او اضافه کرد: «شبیه چنین سناریویی ظاهرا برای ایران تدارک دیده شده است. برنامه این است که هم‌زمان با اعمال مجدد تحریم‌ها، اگر تنشی در منطقه شروع شد، آمریکا آمادگی داشته باشد که برای حمایت از برخی یا یکی از کشورهایی که به اصطلاح مورد تعرض ایران قرار گرفته، وارد عمل شود.»

بیشتر بخوانید:رئیس پنتاگون: ایران بزرگترین دولت حامی تروریسم است

تاکید این کارشناس بر ضرورت پنهان نگه‌داشتن توانایی نظامی است. او به دویچه‌ وله گفت: «هند سال‌‌ها برنامه موشکی بالستیک داشت و آشکار نمی‌کرد. مسایل امنیت ملی را هیچ کشوری در ویترین نمی‌گذارد و به رخ جهان نمی‌کشد. بخشی از این امنیت ملی پنهان نگه داشتن توان‌های واقعی کشور است. ولی مقام‌های ایرانی تصور می‌کنند اگر این توانایی را نشان دهند، طرف مقابل می‌ترسد و حمله نمی‌کند! این یک نگاه بسیار غیرکارشناسانه است.»

بیشتر بخوانید:واکنش ایران به تحریم‌های آمریکا؛ برگزاری مانور موشکی بزرگ

او با اشاره به این که آمریکا در مورد ایران زمان زیادی وقت صرف نخواهد کرد گفت: «هم‌اکنون تیمی مشغول بررسی این مسئله است که آیا آزمایش‌های موشکی ایران که با شعارنویسی بر روی موشک‌ها علیه اسرائیل همراه بوده و یا سخنان تهدیدآمیز فرماندهان سپاه علیه برخی کشورهای منطقه، می‌تواند نقض برجام باشد یا خیر.»

این کارشناس در عین حال معتقد است که آمریکا موفق نخواهد شد ایران را به وضع عراق بیاندازد، اما می‌تواند ضربات سنگینی بر امنیت و اقتصاد ایران بزند. او گفت: «امکان این که بتوانند ایران را مانند عراق تکه‌پاره کنند، بسیار کم است یا اصلا نیست. ولی می‌توانند فشارها را آنقدر افزایش دهند که سناریو‌های غیرمحتمل را هم به واقعیت نزدیک‌تر کنند. بهای اشتباهات تاکتیکی و استراتژیک رهبری ایران برای مردم این کشور کم نخواهد بود.»

احتمال تحریم‌های فراگیر چقدر است؟

ولی احتمال تبدیل شدن تحریم‌‌های جدید آمریکا علیه ایران به تحریم‌های فراگیر چقدر است؟  تحریم‌های فعلی ایران تا چه اندازه به تحریم‌های آن دوره عراق شباهت دارند؟ این سوال را از مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی بین‌المللی در اروپا پرسیدیم.
مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی بین‌المللی در اروپا

عمادی نیز بر شباهت تاریخی میان تحریم‌های آن زمان عراق و تحریم‌های جدید علیه ایران دست گذاشت: «روشی که آمریکا در تحریم‌های جدید علیه ایران در پیش گرفته بی‌شباهت به همان روشی نیست که پیش‌تر در عراق آزمایش شد و به قطعنامه ۶۶۱ و تحریم‌های فراگیر انجامید. یعنی اول آمدند و گروهی را در فهرست تحریم قرار دادند و گفتند این‌ها افراد مهمی در برنامه موشکی عراق هستند. آمریکا این افراد را یک‌طرفه تحریم کرد. بعد از آن روی پروژه موشکی عراق دست گذاشتند و گفتند این پروژه بالستیک است و بعد آن را به شورای امنیت بردند. این پروسه‌‌ای بود که فروش نفت عراق را ابتدا به سالی ۲۵ میلیارد دلار، بعد به ۱۱ میلیارد و درنهایت به کم‌تر از ۵،۵ میلیارد دلار کاهش دادند که تنها برای خرید غذا و دارو کفایت می‌کرد.»

او احتمال می‌دهد که حرکتی که آمریکا شروع کرده، با سرعت بسیار بیشتری به ضرر ایران به پیش برده شود.

مهرداد عمادی می‌گوید: «قطعنامه ۶۶۱ چهار بار ارائه شد و از سوی روسیه و فرانسه رد شد، ولی بعد از یک سری صحبت‌های پشت پرده آن‌ها هم همراهی کردند. وقتی قطعنامه ۶۶۱ تصویب شد، عراق مجبور شد برای جلوگیری از این که محاصره کامل نشود، به خاطر اتهام به پروژه موشکی، در تمام مکان‌های پژوهشی، علمی کشور و زیرساخت‌های عراق را باز کند. آمریکا با این روش عملا عراق را فلج کرد. سناریویی که در مورد لیبی هم اجرا شد.»

“آمریکا روی اقدامات تلافی‌جویانه ایران حساب باز کرده است”

تحریم‌های آمریکا علیه ایران با واکنش سپاه پاسداران در قالب رزمایش “مدافعان حریم ولایت” پاسخ داده شد. روابط عمومی سپاه پاسداران ایران گفت هدف این رزمایش “تحقیر تحریم و تهدید” است.
رضا تقی‌زاده، کارشناس برنامه هسته‌ای

رضا تقی‌زاده، کارشناس برنامه هسته‌ای به دویچه ‌وله می‌گوید: «نباید به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش کشید. جمهوری اسلامی از گذرگاهی باریک عبور می‌کند. ممکن است یک آزمایش موشکی تازه ابتکاری باشد که جناح تندرو و سپاهیان به آن مبادرت کرده‌اند ولی در نهایت اگر مملکت وارد جنگ شود یا تحریم‌های لغو شده دوباره برگردند، همه آسیب می‌بینند. شاید اصولگرایان الان به مسئله به عنوان اهرمی برای رقابت انتخاباتی در اردیبهشت‌ماه نگاه می‌کنند و می‌خواهند قدرت اجرایی را به دست بیاورند ولی اگر شرایط کنونی به لحاظ خارجی تغییر کند، امنیت مجموعه حاکمیت به روی خط می‌رود.»

او معتقد است که آمریکا به احتمال قوی روی این تلافی‌جویی حساب کرده است تا با تکیه بر آن به یک ائتلاف تازه علیه ایران شکل دهد. به این معنی که هم تحریم‌های لغو شده را برگردانند و هم فشارهای زیادتری علیه ایران در منطقه وارد کنند. به نظر او دولت ایران در شرایط کنونی “کمی متشنج” به نظر می‌رسد ولی باید با آرامش بیشتری به مسئله نگاه کند و به ناآرامی‌های جاری دامن نزند.

رضا تقی‌زاده افزود: «ما می‌دانیم که در ایران هیچ اقدام مهمی بدون تایید رهبر جمهوری اسلامی صورت نمی‌گیرد و این علی خامنه‌ای است که باید در این نقطه گذر فکر کند که باید منافع اصولگرایان و نظامیان را تامین کند یا مملکت و امنیت کشور را روی خط قرار دهد.»

کدام کشورها از ایران حمایت خواهند کرد؟

حتی اگر برخلاف همه هشدارها، هیچ درگیری منطقه‌ای امنیت ایران را به خطر نیاندازد، اما آن طور که کارشناسان می‌گویند این احتمال وجود دارد که یک بار دیگر تحریم‌هایی گسترده علیه ایران اعمال شوند. بریتانیا، فرانسه و حتی آلمان نسبت به آزمایش‌های موشکی ایران روی خوش نشان نداده و یک صدا آن را “نقض برجام” دانسته‌اند. در این صورت ایران روی کدام متحد می‌تواند حساب باز کند؟ آیا  بجز چین، کشور مقتدر دیگری هم پشت این کشور قرار خواهد گرفت؟ پاسخ مهرداد عمادی منفی است. او می‌گوید: «چین احتمالا هیچ همراهی با آمریکا علیه ایران نخواهد کرد و گرچه ایران را متحد استراتژیک خود در منطقه می‌داند، ولی حمایت چین نمی‌تواند ایران را از پیامدهای سنگین تحریم‌های گسترده‌تر نجات دهد.»

به باور او، ایران وارد فصلی بسیار حساس شده‌است و “در این پنجره زمانی صدای ایران باید فقط صدای وزارت خارجه باشد و هیچ کس دیگری اظهار نظر نکند.” او می‌گوید: «۸۰ درصد دفاع یک کشور نگهداشتن اطلاعات حساس آن کشور است. آمریکا ۱۶ سال هواپیماهای رادارگریز را داشت و افشا نمی‌کرد. ولی ایران هر اتفاقی را در تلویزیون نشان می‌دهد و یکی از فرماندهان سپاه هم درباره‌اش شعار می‌‌دهد. این بهترین راهی است که می‌تواند بهانه به دست کسانی دهد که بگوید پس نباید گذاشت که ایران توان دفاع موشکی خود را ارتقاء دهد.»

مهرداد عمادی تاکید می‌کند که ایران نیاز به کانال‌ها و شبکه‌سازی اقتصادی دارد ولی هیچ‌گاه به این کار اهمیت نداده است. او می‌افزاید: «شبکه‌سازی اقتصادی برای ایران تنها به ایجاد شبکه‌های دلالی محدود بوده است. ایران یک پنجاهم شبکه‌هایی که هند، ترکیه یا چین در اروپا فراهم کرده‌اند را ایجاد نکرده. ایران باید این کار را شروع کند و در کنار رابطه با چین و هند اقتصاد خود را عمیقا به کشورهای اروپایی پیوند بزند. درهم تنیدیگی اقتصاد ایران با جهان خود ترمز مهمی در برابر هجوم‌هایی است که می‌تواند هزینه‌های سنگین اقتصادی داشته باشد. متاسفانه این حر‌ف‌ها در تهران خریداری ندارد. برای این که ما یاد گرفته‌ایم حرف‌های افراطی را بهتر بشنویم. ولی اگر در فصلی باشیم که برای ایران حیاتی باشد که دست از تهدید کردن جهان بردارد، این فصل همین سال ۲۰۱۷ است.»

بیشتر بخوانید: «آزمایش موشکی ایران به سیاست‌های تشنج‌زدایانه خدمت نمی‌کند»

در صورت اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران یک تفاوت مهم با دور قبلی وجود دارد. مهرداد عمادی می‌گوید: «تفاوت این دور از تحریم‌ها  با گذشته وجود واسطه‌ها و شبکه‌ دلالی بود که ایران در دوره قبل داشت. این شبکه اکنون به دلیل برنامه سازمان ملل علیه پولشویی شناسایی شده و کاربرد آن‌ها خیلی کم شده است. اکنون هم سخن برسر ۲۵ نفر یا شرکت نیست. در افق، اتفاق‌های بدتری احتمالا در شرف تکوین است. نباید این تحریم‌ها را کوچک به شمار آوریم. این سرآغاز یک فصل بزرگ است و می‌تواند هم برای اقتصاد و هم امنیت ایران پیامدهای خطرناکی داشته باشد.»

No responses yet

Feb 04 2017

الیاس نادران٬ نماینده سابق مجلس: دولت قرار است حقوق‌های نجومی مدیران محکوم را بازپرداخت کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: الیاس نادران٬ نماینده سابق مجلس گفته «دولتی که مدیرانش رانت خواری را جزو حقوق حقه خود می‌دانند چگونه با فساد مبارزه می کنند.»

نادران افزوده «وزرای هزار میلیاردی در دولت هستند٬ این‌ها با عرق جبین و کارگری٬ پول در نیاوردند چون رانت را مباح می‌دانستند.»

وی اضافه کرده «اگر دولت اجازه دهد واقعیت صورت‌های مالی بانک‌های کشور علنی شود بخش اعظم آن‌ها ورشکسته هستند.»

به گفته نادران «تا مدیران برنامه‌ریزی کشور باور نکنند که باید با به اتکای ظرفیت‌های داخلی مشکلات کشور را علاج کنند٬ مشکلی حل نخواهد شد.»

این نماینده سابق مجلس افزوده «تا مدیران ارشد اجرایی کشور چشمشان به دست کدخداست بلکه به گونه‌ای مشکل را برطرف کند مشکل حل نمی‌شود.»

نادران اضافه کرده «در حقوق‌های نجومی مردم کف خیابان از همه اقشار جیب خود را با پول‌هایی مقایسه می‌کنند که این‌ها به ظلم و خیانت از بیت‌المال برای خود برداشتند.»

به گفته وی «ما هیچ خلأ قانونی نداشتیم و جز کوتاهی دولت برای نظارت بر پرداختی‌ها٬ هیچ ضعف دیگری پذیرفتنی نیست.»

این نماینده سابق مجلس افزوده «یک گزارش به دست ما رسیده که صندوق بازنشستگی یکی از نهادهای دولتی را ملزم کرده این پول‌هایی که مدیران محکوم شدند را به حساب‌های آنان بریزند و آن‌ها به حساب خزانه یا دستگاهی که باید می‌ریختند بریزند و تسویه حساب کنند.»

وی گفته «اگر این جریان صحت داشته باشد برای دولت فاجعه است و ما در حال پیگیری هستیم اما فعلا محرمانه است.»

No responses yet

Feb 03 2017

بازماندگان هولوکاست در آمریکا علیه منع ورود مسلمانان تظاهرات کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دویچه وله: بازماندگان کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم در موزه هولوکاست شیکاگو گرد آمده و با سیاست محدودسازی ورود مسلمانان به آمریکا مخالفت کردند. آن‌ها به اعمال هر گونه محدودیتی بر اساس مذهب یا ملیت انسان‌ها اعتراض کردند.

شماری از بازماند‌گان هولوکاست (کشتار دسته‌جمعی چند میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم) که اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی را تجربه کرده‌اند علیه سیاست دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا و اعمال محدودیت در ورود شهروندان برخی کشورهای مسلمان به این کشور دست به اعتراض زدند.

آن‌ها از این سیاست به شدت انتقاد کرده و در روز پنج‌شنبه ۲ فوریه (۱۴ بهمن) به وقت محلی با تجمع در موزه هولوکاست شیکاگو به اعتراضی نمادین دست زدند. آن‌ها مخالفت خود را با هر گونه تلاشی که انسان‌ها را بر اساس مذهب یا ملیتشان محدود می‌کند اعلام کردند.

بیشتر بخوانید: دفاع ترامپ از منع ورود شهروندان هفت کشور به آمریکا

سوزان آبرامز، رئیس موزه هولوکاست گفت، تظاهرکنندگان خواستند با این کار همبستگی خود با “هر کسی که تحت تعقیب و زندگی‌اش در خطر است و کسانی که هیچ جایی ندارند تا فرار کنند” را نشان بدهند.

فریتسی فریتسشال، از بازماندگان هولوکاست به خبرگزاری فرانسه گفت، دولت آمریکا در سال‌های دهه ۳۰ جلوی ورود یهودیانی که از اروپا فرار کرده بودند را گرفت و آن‌ها را به حال خود رها کرد.

او افزود: «ما اجازه نداشتیم وارد آمریکا شویم چون ما یهودی بودیم و در آن زمان هیچ کشوری نمی‌خواست ما را بپذیرد.»

او که در آستانه ۹۰ سالگی است در اردوگاه مرگ آشوویتس ـ بیرکناو آلمان نازی بوده و از آن جان سالم به در برده است. فریتسشال می‌افزاید: «وضعیت امروز مثل دوران جنگ جهانی دوم نیست، ولی شباهت‌های واضحی با آن دوران دارد.»

تظاهرات علیه سیاست‌های ترامپ در لس‌آنجلس

آرون هلستر، دیگر بازمانده این جمع ترامپ را متهم کرد که با دستور منع ورود، همه مسلمانان را یک‌جا قرار داده و سوء ظن را به همه آن‌ها روا دانسته است. او گفت، نمی‌توان به خاطر وجود گروهی کوچک از تروریست‌ها که می‌خواهند ضرر برسانند هزاران نفر را از ورود منع کرد.

بیشتر بخوانید: تظاهرات در شهرهای آمریکا در اعتراض به پیروزی ترامپ

دونالد ترامپ هفته گذشته با صدور دستوری شهروندان ایران، عراق، لیبی‌، سومالی، سوریه، سودان و یمن را برای ۹۰ روز از داشتن ویزا برای ورود به آمریکا محروم کرد.

پناهجویانی که از همه نقاط دنیا به آمریکا رو می‌آورند نیز برای ۱۲۰ روز نمی‌توانند وارد این کشور شوند. پناهجویان سوری تا اطلاع ثانوی از ورود به آمریکا منع شده‌اند.

ترامپ گفته است می‌خواهد ساز و کاری برای بررسی سخت‌گیرانه‌تر بنا بگذارد تا “تروریست‌های اسلام‌گرای افراطی” از آمریکا دور بمانند.

No responses yet

Feb 03 2017

آمریکا در واکنش به آزمایش موشکی ایران ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: وزارت امور خزانه‌داری آمریکا روز جمعه ۱۵ بهمن، ۲۵ شخص حقیقی و حقوقی ایرانی را در ارتباط با آزمایش موشکی اخیر جمهوری اسلامی در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، در فهرست جدید تحریم‌های آمریکا ۱۳ شخص حقیقی و ۱۲ شرکت گنجانده شده‌اند که برخی از آنها در امارات متحده عربی، لبنان و چین حضور دارند.

بیانیه «اداره کنترل دارایی‌های خارجی» وزارت خزانه‌داری حاکی است که چهار شرکت در لبنان، دو شرکت در چین و یک شرکت در امارات از جمله مؤسسات تحریم شده از سوی آمریکا هستند.

شرکت‌های لبنانی به ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متهم شده‌اند.

شرکت‌های تحریم شده در لبنان: شرکت ساختمانی و تجارت ماهر، شرکت میراژ برای مهندسی و تجارت، شرکت میراژ برای مدیریت زباله و خدمات زیست محیطی (SARL) و شرکت دارویی ریم.

شرکت‌های تحریم شده در چین: شرکت Cosailing Business tradin و شرکت واردات و صادرات Ningo New Century

شرکت تحریم شده در امارات متحده عربی: Royal Pearl General

۱۳ شخص حقیقی تحریم شده عبارتند از: یحیی الحاج، عبدالله اصغرزاده، تنی داریان، حسن دهقان ابراهیمی، محمد عبدالامیر فرهت، محمد مقام، کامبیز رستمیان، علی شریفی، کین شین هوا، ریچارد یو، مصطفی زاهدی، قدرت زرگری و کارول ژو.

شرکت‌های ایرانی تحریم شده: افق سبز دریا، زیست تجهیز پویش، اروین دانش آریان و ستاره شرق و MKS International Group.

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که شرکت‌های خارجی تحریم شده، با یک شبکه تجاری در ارتباط هستند که توسط عبدالله اصغرزاده، تاجر ایرانی، اداره می‌شود.

به گفته این وزارتخانه، آقای اصغرزاده حامی «گروه صنعتی شهید همت» است که زیرمجموعه یک موسسه ایرانی مسوول برنامه موشکی بالستیک ایران است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در بیانیه خود گفته که این تحریم‌ها برای مقابله با «برنامه موشکی بالستیک ایران» و «فعالیت‌های برهم زننده ثبات در منطقه» از سوی تهران اعمال شده است.

در این بیانیه تاکید شده که تحریم‌های یاد شده، نقض برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) نیست.

به گفته وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، افراد و شرکت‌های آمریکایی از هرگونه معامله با افراد و مؤسسات تحریمی منع شده‌اند.

جان ای. اسمیت، مسئول موقت تحریم‌ها در وزارت خزانه‌داری آمریکا، در بیانیه‌ای گفته است: «ادامه حمایت ایران از تروریسم و توسعه برنامه موشکی بالستیک آن بیانگر تهدیدی برای منطقه، شرکای ما در جهان و ایالات متحده است».

او افزوده است: «ما فعالانه به استفاده از تمام ابزارهای در دسترس از جمله تحریم‌های مالی ادامه می‌دهیم تا به این نوع رفتار واکنش نشان دهیم».

ایران و شش قدرت جهانی از جمله آمریکا در تیرماه پارسال به توافقی برای حل‌وفصل برنامه هسته‌ای تهران دست یافتند که بر اساس آن، جمهوری اسلامی فعالیت‌های اتمی خود را تعطیل کرد و در مقابل، تحریم‌های بین المللی علیه آن لغو شدند.

با این حال، در این توافق تصریح شده است که طرف‌های ایران نمی‌توانند به اقداماتی از جمله تحریم دست بزنند که نقض برجام باشد.

حسین دهقان وزیر دفاع ایران روز چهارشنبه تأیید کرد که تهران یک آزمایش موشکی انجام داده است. او روز پنجشنبه گفت که این آزمایش موفقیت‌آمیز بوده است.

با این حال وزیر دفاع ایران گفت که آزمایش یاد شده نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل و توافق اتمی تهران با شش قدرت جهانی موسوم به برجام نیست.

این در حالی است که مقام‌های آمریکایی اقدام ایران را به شدت محکوم کرده و آن را نقض قطعنامه شورای امنیت و برجام دانسته‌اند.

مایکل فلین، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا، روز چهارشنبه رسماً به خاطر آزمایش موشکی، به ایران اخطار داد و گفت: «آزمایش موشک بالستیک ایران زندگی مردم را در آمریکا در معرض خطر قرار می‌دهد؛ تهدیدی برای آمریکا، دوستان و متحدان آن در منطقه است و واشینگتن چنین اقداماتی را محکوم می‌کند».

تحریم‌های روز جمعه آمریکا نخستین اقدامات تنبیهی علیه ایران از زمان آغاز به کار ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است که موضع سرسختانه‌تری نسبت به تهران دارد.

آقای ترامپ در زمان مبارزات انتخاباتی‌اش بارها دولت باراک اوباما را متهم کرده بود که در برابر ایران ضعیف عمل کرده و در صورت انتخاب به مقام ریاست‌جمهوری، شدت عمل به خرج خواهد داد.

وی در چند روز گذشته پیام‌های متعددی با مضمون ایران توئیت کرده و گفته است که ایران رسماً تحت نظر قرار گرفته است.

او روز جمعه نیز در ادامه تنش لفظی با مقام‌های ایرانی، بار دیگر هشدار داد که «ایران با آتش بازی می‌کند».

آقای ترامپ در پیامی توئیتری نوشت: ایران «متوجه نیست که رئیس‌جمهور اوباما تا چه حد با آنها مهربان بوده است؛ من این طور نیستم».

رئیس‌جمهور آمریکا روز پنجشنبه نیز با تأکید بر اینکه به ایران به دلیل آزمایش موشکی اخیرش رسما اخطار داده شده است، نوشته بود: «ایران باید به خاطر توافق بسیار بدی که آمریکا با آنها کرد قدردان باشند».

استقبال جمهوریخواهان

اقدام وزارت خزانه‌داری آمریکا با استقبال جمهوریخواهان روبرو شده است.

به گزارش فاکس نیوز، باب کورکر، رییس کمیته روابط خارجی سنا در بیانیه‌ای گفته است: «این اقدام روشن می‌سازد که روز جدیدی در روابط ایران و آمریکا فرا رسیده است و ما دیگر رفتار بی ثبات‌کننده این کشور را تحمل نمی‌کنیم».

وی افزود: «تلاش مشترک و هماهنگ برای مقابله با رفتار غیرقانونی ایران دیر انجام شده است».

پل رایان، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، نیز با تاکید بر اینکه «رژیم ایران» باید به خاطر آزمایش موشکی خود «حساب پس بدهد»، از اعمال تحریم‌های جدید ایالات متحده علیه تهران حمایت کرده است.

#Iran's latest ballistic missile test was a flagrant violation of UN Security Council resolutions. I support Trump admin's new sanctions. pic.twitter.com/MhK06J2pcS

— Paul Ryan (@SpeakerRyan) February 3, 2017

پیتر راسکام، نماینده جمهوریخواه ایالت ایلی‌نوی در مجلس نمایندگان، نیز در توئیتی نوشته است: «ایران باید مثل یک کشور مسوول در جامعه ملل عمل کند، اگر می‌خواهد مثل آنها با او رفتار شود».

No responses yet

Feb 03 2017

الف: شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه جلوی علم‌الهدی را بگیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: وب‌سایت «الف» از احمد علم‌الهدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان خراسان رضوی بدلیل آنچه دامن زدن وی به «اختلافات امت» نامیده٬ انتقاد کرده و از شورای سیاست‌گذاری ائمه و قوه قضائیه خواسته به اظهارات وی از تریبون نماز جمعه رسیدگی کنند.

متن کامل یادداشت با عنوان «هر دم از این باغ بری می‌رسد»:

اخیرا آقای علم‌الهدی امام جمعه مشهد گفته‌اند «هرکسی با هر آرمی، هر جریانی به هر شکلی و هر نماد سیاسی که بخواهد در مقابل منویات، خط حرکتی و رهنمودهای حجت امام زمان قرار گیرد، از نظر ما جریانی است مساوی با کفر و ما با آن می‌جنگیم.» این سخن یاد آوری نکاتی را ضروری می‌سازد.

۱) در روایات متواتر ملاک اسلام و کفر شهادتین دانسته شده است حسب نظر مراجع تقلید نیز ملاک اسلام وکفر همین امر می باشد لذا اینکه ملاک اسلام و کفر را مقابله وعدم تقابل با رهبری بدانیم علاوه بر آنکه از ایشان مطالبه دلیل می‌شود، موجب انزوای اهل ایمان می‌گردد٬ چرا که مثلا وقتی رهبری اصرار می‌کنند بر شرکت تمامی احاد مردم در انتخابات و مثلا پنجاه درصد حایزین شرایط در تهران شرکت نمی‌کنند٬ آیا جناب علم‌الهدی حاضرند حکم به کفر و ارتداد پنجاه درصد تهرانی‌ها بدهند؟ آیا با این حال در تهران امنیتی برای دستگاه‌های حکومت اسلام باقی می‌ماند؟

۲) مخالفت با خود خدا موجب معصیت است نه کفر، لذا تبدیل کردن ملاک ایمان و کفر به همراهی با حاکمیت وعدم همراهی با آن در زمانه‌ای که به خاطر عوامل متعددی بخشی از مردم دل خوشی از حاکمان ندارند به معنی خارج نمودن طیفی از مردم از دین است٬ این امرعلاوه بر ناسازگاری با سیره قطعی پیامبر رحمت که حتی ابوسفیان را در زمره مسلمین پذیرفت وتکریم نمود باسیره وعمل امام راحل هم ناسازگار است که بارها خود را خادم همین مردم می‌دانست و شهادت می‌داد مردم ما از مردم عهد رسول خدا به مراتب بهتر و مومن‌ترند. رهبر انقلاب نیز در تکریم مردم اعم از مخالف و موافق چیزی کم نمی‌گذارند.

تحقیر و توهین به مردم سیره فرعون است که قران می‌فرماید و استخف قومه فاطاعوه و کانوا قوما فاسقین فرعون برای مطیع کردن مردم٬ آنها را تحقیر و استخفاف نمود پس قوم‌اش از در اطاعت درآمدند و این از فسق قوم فرعون بود.

۳) در زمانه‌ای که رهبری و مجموعه حاکمیت مکررا تکفیر را رد و این مرام را خارج ازاسلام می‌دانند٬ چگونه است که آقای علم‌الهدی در پایتخت مذهبی مملکت دست به تکفیر بخشی از مردم کوچه و بازار که به هر دلیل دلخوشی از حاکمان ندارند می‌زند (که در بسیاری موارد ناشی از بد عمل کردن حاکمان خصوصا روحانیت است) مردم چگونه بین دعوت به جذب حداکثری که رهبری عنوان می‌‌کند و تکفیر شما جمع کنند؟

۴) تکفیر شما چه بسا عده‌ای مومن ساده‌دل را وظیفه‌مند به برخورد فیزیکی با جماعت مرتد به زعم شما بکند. مگر در همین مملکت قتل‌های زنجیره‌ای دگراندیشان اتفاق نیفتاد؟ اگراینجا قوه قضائیه به وظیفه قانونی پیشگیری از جرم عمل نکند و اگر بر اثر این تفکر خونی از کسی بریزد، آن دنیا چه پاسخی می‌دهید؟

۵) شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه که وظیفه نظارت بر امامان جمعه را دارد چه می‌کند؟ دامن زدن به اختلافات و کشاندن آن به مرز تکفیر کجایش با وظیفه امامت جمعه سازگار است؟ اقای علم‌الهدی تا کجا می‌خواهد در دامن زدن به اختلافات امت پیش رود؟

۶) بدانیم اگر پیامبر اسلام با صبر و تحمل و گذشت و تغافل و بزرگواری دسته دسته مردم را به دین وارد ساخت (یدخلون فی دین الله افواجا) با تنگ نظری و درشت‌گویی و پرخاش موجبات خروج دسته دسته مردم به ویژه جوانان از دین فراهم می‌شود.

کلام خود را با سخنان ابراهیم علیه السلام در مورد مخالفان خود وکسانی که ایمان نیاوردند پایان می برم: «فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم» ابراهیم ۳۶ -هرکس از من تبعیت کرد پس از پیروان من و با من است و هر کس نپذیرفت و مخالفت کرد پس تو ای خدا بسیار بخشنده ومهربان و اهل شفقت هستی.

No responses yet

Feb 02 2017

نگاهی دقیق‌تر به فاجعه آتش‌سوزی و انفجار ساختمان پلاسکو

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

آمدنیوز: برنامه صفحه آخر هشتم بهمن ماه ۱۳۹۵ خورشیدی و بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۷ میلادی به فاجعه آتش‌سوزی و انفجار ساختمان پلاسکو اختصاص داشت.

آیت‌الله خمینی وقتی روی کار آمد با صراحت گفت معنای انقلاب از نظر او تصرفِ بلاد کفر و غنائم کافران به دستِ لشکر اسلام است. آنچه را که به نام «غنایم کافران» تصرف کردند، دادند به بنیاد مستضعفان؛ و بسیاری از صاحبان آن اموال و املاک را هم اعدام کردند.

حبیب‌الله القانیان، رئیس انجمن کلیمیان تهران، سازنده ساختمان‌های پلاسکو و آلومینویم و کارخانه پلاستیک ملامین – که در نوع خودش در خاورمیانه بی تردید نمونه بود – اولین اعدامی ِکلیمی بعد از انقلاب بود. یک دادگاه ۲۰ دقیقه‌ای با حکم نماینده امام خمینی یعنی حضرت آیت الله خلخالی برپا شد و حکم اعدام برای القانیان صادر، و اجرا شد.
Plasco-Amadnewsساختمان پلاسکو یکی از غنائمی بود که به دست «لشکر اسلام» افتاد. بنیاد مستضعفان الان ۱۵۰ شرکت و هولدینگ و مؤسسه دارد؛ یکی از بزرگترین ملاکان ایران است؛ و حساب و کتابش را – اگر اصولا حساب و کتابی در کار باشد – فقط تحویل رهبر معظم می‌دهد. شرکت‌های زمزم ایران، نفت بهران، آب معدنی دماوند، برق و انرژی صبا، کاشی ایرانا، تأمین آب و برق ایران، سیمان نهاوند، … و نزدیک به ۱۵۰ شرکت دیگر از این دست، تقریبا همه‌ به نفع حکومت مستضعفان مصادره شده‌اند؛ و البته می‌بینیم چه بهشتی درست کرده‌اند برای مستضعفان!

بنیاد مستضعفان ملک را غصب کرد، و مالکیت تک‌تک مغازه‌ها را به صورت خصوصی به کاسبان و دلال‌هایی داد که آنها را سرقفلی یا خرید و فروش می‌کنند. اجاره واحدها را خود بنیاد به عنوان مالک ساختمان پلاسکو می‌گرفت. سرقفلی هر مغازه، که بنیاد مستضعفان می‌گرفت به ۴ تا ۵ میلیارد تومان می‌رسید و اجاره بهای برخی از آن‌ها نزدیک ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه بود.

در ۶۰۰ باب مغازه و واحد تولیدی این ساختمان، چهار هزار نفر کار می‌کردند. چقدر جنس سوخت؟ این چهار هزار نفر، چکار باید بکنند؟ فقط حدود ۲۵ درصد ساختمان پلاسکو بیمه بود. هیأت دولت روز چهارشنبه جلسه گذاشت و تصمیم گرفت به کسانی که بیمه نبودند، چهار ماه حقوق بدهند: از دی تا فروردین. چقدر؟ حداقل دستمزد، یعنی ۸۱۲ هزار تومان! کسی که زندگی‌اش به یکباره دود شده و به هوا رفته، با این پول چکار می‌تواند بکند؟ و بعد از فروردین، وضعش چه خواهد بود؟!
Plasco-Amadnewsآقای قالیباف می‌گوید ساختمان پلاسکو باید تعمیر می شد. وی در حدود سه سال پیش روز هفتم اردیبهشت ۹۳، در جلسه شورای شهر تهران به این موضوع اشاره کرد.

قالیباف امروز می‌گوید در سه سال گذشته بیش از ۳۰ بار به هیأت مدیره ساختمان پلاسکو تذکر داده شده – البته قاعدتا باید به مالک ساختمان که بنیاد مستضعفان است، تذکر داده باشند – ولی کسی اهمیت نداده. اگر همه این حرف‌ها صادقانه و از سرِ دلسوزی باشد؛ چرا ساختمان را پلمپ نکردند؟ در اردیبهشتِ همین امسال، ساختمان وزارت صنعت فقط به خاطرِ بدهی به شهرداری، خرداد ماه ساختمان باشگاه استقلال، و در مهرماه، ساختمان هنرمندان پیشکسوت پلمب شد. دلیل پلمپ هم در همه این موارد “تخطی از قانون و مقررات شهرداری” عنوان شده. پس چرا پلاسکو را پلمپ نکردند؟

نابود شدنِ ساختمان پلاسکو به نفعِ چه کسی تمام شد؟

راستی، آقای سردار قالیباف! چرا هیچ‌وقت زور شما به سپاه یا بنیادها نمی‌رسد؟! چون زیر عبای رهبر معظم قرار دارد. پیش از پرداختن به موضوع اصلی برنامه، یعنی انفجار ساختمان پلاسکو، اشاره کوتاهی داریم به امکانات و بودجه آتش‌نشانی. آتش‌نشانی نه در تهران و نه در هیچیک از شهرستانها تجهیزات کافی مثل تشک نجات برای جلوگیری از مرگِ افرادی که از پنجره ساختمان پرتاب شده‌اند را دارد، نه هلیکوپتر و دیگر امکانات. یادمان نرفته که وقتی در تیرماه ۹۲، ساختمانی در خیابان جمهوری آتش گرفت، دو زن کارگر برای فرار از آتش خود را از پنجره پائین انداختند و جان سپردند.

۱۵ بهمن ۹۲ در گزارش کمیسیون سلامت شورای شهر تهران آمده بود: «در سازمان آتش‌نشانی تهران هلیکوپتر نجات و یا اطفای حریق وجود ندارد و در کشورهای پیشرفته در امر نجات هوائی هلیکوپترهای مخصوص بنام یوروکوپتر وجود دارد که تهیه آن به دلیل تحریم فروش و انجام خدمات بعدی، فعلاً امکان پذیر نشده است و در صورت وجود هلی کوپتر نیز مجوز پرواز در برخی از مناطق مرکزی شهر تهران به هیچ عنوان داده نمی شود.» چرا؟ چون محدوده بیتِ رهبر است و پرنده نباید پر بزند!
Plasco-Amadnewsنکته مهم دیگر بودجه آتش‌نشانی است. در همین گزارش رسمی نوشته شده: «تشک نجات که نداریم، به کنار، لوله‌های شلنگ آتش نشانی هم سوراخ است.»

اما می بینیم که موسسه «جامعه المصطفی العالمیه» که کارش تربیت آخوندِ خارجی است، بودجه‌ای ۱۲ برابر آتش‌نشانی دارد؛ سازمان بسیج ۵۱ برابر آتش‌نشانی تهران بودجه دارد. بودجه آتش‌نشانی تقریبا برابر بودجهء تنها یکی از واحدهای بسیج، یعنی بسیج دانش آموزی است! خمینی می‌گفت ایران را آباد می‌کنیم!

چرا خیلی‌ها فاجعه ساختمان پلاسکو را عمدی و از چشم حکومت می‌ببینند؟ چون اگر حکومت ریگی به کفشش نبود، اینقدر دروغ نمی‌گفت. یکی یکی دروغ‌ها را با هم بررسی می‌کنیم: مسئولان، از جمله سردار قالیباف، گفتند دو طبقه بالایی ساختمان پلاسکو، تولیدی بوده، و کارگران در آن ۲۴ ساعته کار می کردند. نتیجه تحقیقات فراکسیون اصلاح طلبان شورای شهر حاکی است: «بنا به گفته هیأت مدیره ساختمان، در ساختمان پلاسکو حتی یک کارگاه تولیدی نبوده و همه واحدها فروشگاه بوده است. همچنین به هیچ وجه کارگر شب‌خواب نداشته و تنها یک سرایدار و دو نظافت‌چی در آنجا مستقر بودند. هیچ منبع گازوئیلی در طبقات نبوده و گازوئیل فقط در موتورخانه و زیرزمین بوده است، و هنوز موجود است. این افراد مدعی شدند که فقط در برخی از مغازه‌ها کپسول گاز و پیک‌نیک برای پخت و پز موجود بوده است (که همه راسالم، با وانت از محل خارج کردند). هیات مدیره در عرض بیست و پنج ماه گذشته فقط یک تذکر کتبی از آتش‌نشانی دریافت کرده‌، یک مرتبه مانور آتش‌نشانی برگزار شده ،و سازمان آتش‌نشانی تنها تذکری که به هیات مدیره پلاسکو داده، نبود راه‌پله فرار بوده است.»

پس دلیل انفجار چه بود؟ حکومت هیچ خبر روشنی در این باره نمی‌دهد – نه درباره علت، نه تعداد کشتگان و مجروحین و نه حتی درباره زمان شروع آتش‌سوزی – اول گفتند ۷ و ۱۰ دقیقه صبح بوده، و بعد گفتند ۷ و ۵۹ دقیقه.
Jalal-Maleki-Amadnewsیکی از فرماندهان عملیات آتش‌نشانی با اشاره به این مسأله گفت چهار نفر در زیرزمین ساختمان بودند و یکی از آن‌ها گفته بود پایم شکسته.

آقای قالیباف هم مثل سخنگوی آتش‌نشانی می‌گوید این حرف که آدمی در زیرزمین و موتورخانه زنده مانده بود، کذب است. آیا او در جنگ هم، این طور با جان هم‌قطاران و همکاراش معامله میکرده؟! آنقدر تکذیب کردند تا آن‌هایی که گیر افتاده بودند، جان باختند.

در رابطه با شباهت انفجار ساختمان پلاسکو با انفجارهای عمدی و مهندسی شده که برای تخریب عمدی و مهندسی شده ساختمان‌های بزرگ انجام می‌گیرد، بابک داد روزنامه‌نگار در پاریس اشاره می‌کند که اسکلت ساختمان پلاسکو فولادی بود و ۵۴ سال پیش که ساخته شد، برای یک عمر ۲۰۰ ساله ساخته شد. پی و فونداسیون آن بسیار محکم بود؛ و کلاف‌کشی دور تا دور اسکلت، از سرِ محکم کاری بیشتر انجام شده بود. فرو ریختن ساختمانی با این استحکام، به این شکل، مایه تعجب بسیاری از مهندسین شد چرا که واکنش سازه فلزی در برابر حرارت بالا، به شکل دیگری است – سیمان و بتون و دیگر مصالح فرومی‌ریزد ولی اسکلت فلزی سرِپا می ماند.

وی می‌افزاید: «از تعدادی کارشناس درباره آتش‌سوزی و فروریختن اسکلت فلزی برج۱۴، ۱۵ طبقه پلاسکو پرسیدم. بعضی از واحدها هنگام انفجار خالی بودند. کسی که قصد انفجار را داشته، قطعا وقت و برنامه ریزی زیادی برای زمان و نحوه انفجار داشته و کارش را هم به موقع انجام داده. این نوع انفجارها با دستگاه کنترل از راه دور انجام می‌شود و صدای آن انفجار را هم همه شنیده‌اند. صدا آنقدر بلند بود که مسئولان به گزارش‌های متناقض رو آوردند. ابتدا گفتند گازکشی ساختمان عامل انفجار بوده؛ ولی بعد اداره گاز اعلام کرد این ساختمان اصلا گازکشی نشده. بعد اعلام کردند انفجار گازوئیل بوده – در صورتی که گازوئیل انفجار به بار نمی آورد، فقط با اشتعال زیاد همراه است. و آقای مسجد جامعی عضو شورای شهر گفت در طبقات بالا اصلا گازوئیل وجود ندارد. بعد هم اظهار کردند که اتصال سیم‌های برق عامل اولیه آتش‌ سوزی در طبقات بالا بوده.»
Plasco-Amadnewsفرض را بر این می‌گذاریم که کل این ماجرا توسط سرویس‌های تروریستی خارج از کشور برنامه‌ریزی شده. چرا مسئولان از این زاویه به ماجرا نگاه نمی‌کنند؟ و چرا در برابر هر پرسشی در این باره، «گارد می‌گیرند؟» چرا دور ساختمان گونی کشیده‌اند و بعد از هفت روز از انفجار، هنوز اجازه نمی‌دهند هیچ عکاس و خبرنگاری پایش به داخل ساختمان برسد؟ چرا لباس نسوز آتش‌نشانانی پیدا می‌شود که متأسفانه پیکرش سوخته و کاملاً خاکستر شده؟ اول باید پاسخ این پرسش‌ها را داد و بعد به دنبال «تئوری توطئه» رفت.

آقای داد در پاسخ به این پرسش که «چرا باید حکومت چنین اقدامی بکند؟» گفت: حکومت بجای این که در برابر سؤآلات مردم و خبرنگاران گارد بگیرد، چرا نمی‌آید در کنار مردم بایستد و درباره علل و عوامل این انفجار تحقیق کند؟ زمین ساختمان پلاسکو متعلق به بنیاد مستضعفان بود و نمی‌توانست از کسبه، که واحدها را به صورت سرقفلی در اختیار داشتند، پس بگیرد. هر واحد بین دو تا چهار، پنج میلیارد تومان قیمت داشت، و بنیاد مستضعفان برای پس گرفتن این ساختمان با کسبه دعوا داشت و دچار اشکال شده بود. از حدود۶۰۰ واحد، نزدیک به ۵۷۰ تای آن فعال بودند. چهار هزار نفر در آن ساختمان در کار تولید پوشاک بودند، و نماد پوشاک داخل کشور بود. فروریختن آن معنی اش این است که شبِ عید، بازار ایران پر از کالای بنجل قاچاق خواهد شد که کسان خاصی وارد کشور می‌کنند. این، جبهه گیری دولت است که ذهن را به طرف دست داشتن حکومت در این ماجرا سوق می‌دهد؛ والا ذهن، بیمار نیست که در هر پیشامدی دولت را محکوم کند.»

بابک داد ادامه می‌دهد: مایلم اشاره‌ای هم به ماجرای آقای هاشمی رفسنجانی بکنم: «وقتی آقای رفسنجانی را – به فاصله دو ساعت – از زنده سرحال به مرده در تابوت تبدیل کنید، همه اذهان عمومی جامعه از شما سؤآل دارد؛ و این سؤآل را هر طور که بپرسند، شما جواب نمی‌دهید. چهره یا تصویری از آقای رفسنجانی نشان نمی‌دهید که آیا واقعاً خفه شده، آیا سرش را زیر آب کرده‌اند؟ یا به مرگ طبیعی مرده؟ و چرا بیمارستان گواهی دفن داده؟ چطور شد که در بیمارستان به هیچکس اجازه ندادند که از چند و چون مرگ دومین شخصیت نظام جمهوری اسلامی سؤآل کند؟ وقتی درِ اطلاعاتی را به روی مردم می‌بندید، و بعد، اتفاقی مثل پلاسکو می‌افتد، همه اذهان به سمت چیزی به می رود که از زمانِ بشر اولیه وجود داشته، و آن جنگ روانی است. حکومت ایران آتشی را به راه انداخت و عده‌ای از آن به سودهایی خواهند رسید، اما این جنگ روانی به این خاطر بود که آن قتل بزرگ فراموش بشود و متعاقب آن فراموش بشود که آقای خانه‌ای در همین شلوغی، دارد ارثیه آقای رفسنجانی را – مثل دانشگاه آزاد، و مجمع تشخیص مصلحت نظام – بین خودی‌هایش تقسیم می‌کند. وقتی این قضایا را کنار هم می‌گذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که این آتش‌سوزی یا اقدام تروریستی بوده – که خب، آقایان می‌توانند بیایند و بررسی کنند؛ ولی با شعور مردم بازی نکنند. در پایان این قضیه اگر واقعاً توان مدیریتی شما در این حد بود که بعداز یک هفته توانستید اجساد ۱۵، ۱۶ آتشنشان را از زیر آوار بیرون بیاورید، چرا برای تمام دنیا شاخ و شانه می‌کشید؟ و چرا اقرار نمی‌کنید به ناتوانی‌ مدیریتی‌تان؟

مهدی فلاحتی مجری برنامه نیز در پایان می‌گوید: نکته آخر این که اگر صحبت از این است که این کار اگر انفجار عمدی بوده باشد – چنان که شواهد لااقل در این فیلمها که دیدید نشان می دهد – برای پوشاندن ماجرای قتل احتمالی آقای رفسنجانی بوده است، به این معنی نیست که آقای هاشمی رفسنجانی خدا بود و خامنه‌ای شیطان است. هاشمی رفسنجانی در تمام جنایتهای خامنه ای دست داشت. مهم، روشن کردن قضیه است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .