اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زندانی'

Oct 24 2013

هرانا؛ وضعیت نگران کننده محمدرضا پورشجری و نبود دارو در زندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: محمدرضا پورشجری معروف به سیامک مهر بدلیل بالارفتن قند خون با مشکلات زیادی روبروست و داروهای مورد نیاز خود را نیز باید از بازار سیاه تهیه نماید.

میترا پورشجری دختر این وبلاگ نویس زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “وضعیت جسمی پدرم خیلی بد است. پاهای وی بدلیل قند خون بالا بی‌حس شده و شب‌ها نمی‌تواند بخوابد. ابتدا تنها انگشتان پای وی بی‌حس شده بود و این بی‌حسی به بالا سرایط کرده است.”

وی در ادامه گفت: “همچنین فشار چشم چپ وی نیز بدلیل بیماری قند زیاد شده و اگر به بیماری وی رسیدگی نشود پزشکان مجبور به تخلیه چشم وی خواهند شد. پدرم می‌گوید بهداری دیگر حتی جواب هم نمی‌دهد. قرار بود هر دوهفته یکبار برای قند خون از من آزمایش خون و ادرار بگیرند که این مهم صورت نگرفت.”

دختر این زندانی سیاسی همچنین تصریح کرد: “این شرایط برای کشتن پدرم تدارک دیده شده. دیگر داروهای قلبی و قندش را بهداری زندان نمی‌دهد و وی در بازار سیاه مجبور به تهیه داروهای حیاطی خود است. این شرایط تمام زندانیان بیمار در زندان ندامتگاه مرکزی کرج است. یک عدد قرص استامینوفن در بازار سیاه زندان به قیمت دو هزار تومان خرید و فروش می‌شود و زندانیان بیمار داروهای مورد نیاز خود را باید از این بازار تهیه کنند.”

وی همچنین گفت: “پدرم قرص متفورمین و گلیبن گلامین مصرف می‌کند و بهداری موضف است داروهای مورد نیاز وی را برایش تدارک ببیند.”

وی در پایان گفت: “پیش‌تر به زندانیان بیمار در ندامتگاه مرکزی کرج جیره خشک داده می‌شد تا برای خود غذای رژیمی درست کنند ولی این جیره غذایی نیز مدت دوماه است که قطع شده است.”

محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید.

No responses yet

Oct 23 2013

به قول شیرازی‌ها کون گوزو بونش آرد جوه[1]

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

فیس بوک محمد جواد ظریف: جواب خانم شرمن را خانم افخم داده اند. مطمئن باشید اجازه نخواهیم داد کسی به ایران و مردم ایران توهین کند و بی پاسخ بماند. ضمنا در مورد آقای مجید توکلی هم قبلا اجمالاً خدمت دوستان در پاسخ به یکی از کامنت ها عرض کردم. شاید لازم باشد کامل توضیح دهم. در حالی که از جلسه شورای روابط خارجی در نیویورک خارج می شدم، یک خبرنگار ناخوانده اسراییلی، در حالی که به شدت از منزوی شدن اسراییل عصبانی بود، بدون اجازه و خارج از پروتکل معمول این جلسات که اصولا جای خبرنگار نیست و مطالب آنها قابل نقل نیست، بی ادبانه از من سؤالی کرد که بدون توجه به محتوای سؤال او فقط گفتم نه و از جلسه خارج شدم. بعداً او شروع به لجن پراکنی کرد و متأسفانه برخی دوستان هم بدون توجه به توضیح قبلی بنده موضوع را دامن زدند. دوستان توجه داشته باشند که تندروها بسیار عصبانی اند. در گذشته هم در چنین شرایطی به انواع دروغ متوسل شده اند تا در مسر صلح و پیشرفت ایران عزیز مانع ایجاد کنند. حتما این روند را ادامه خواهند داد. همانطور که در روزهای گذشته دیده ایم. لذا اگر چیزی از این جنگ افروزان حرفه ای شنیدید بنا را بر دروغ بودن آن بگذارید. امیدوارم همواره شاد و سربلند باشید.

[1]
بهانه کون گوزو آرد جو است

No responses yet

Oct 22 2013

وقتی سوال خبرنگار اسرائیلی آزادی‌بخش می‌شود: بسیاری، آزادی موقت مجید توکلی را به خاطر سوال خبرنگار اسرائیلی از ظریف می‌دانند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

خودنویس: وقتی صدها ایرانی و فعال سیاسی خوشحال از خوردن شامی مجانی در کنار وزیر خارجه و مقام‌های هیات ایرانی در نیویورک، سوال‌های مهمی نمی‌پرسند، یک خبرنگار اسرائیلی جور همه را می‌کشد.
اینک در فضای بسیاری از شبکه‌های اجتماعی، یک مساله بیشتر به چشم می‌آید: سوال یک خبرنگار اسرائیلی از جواد ظریف، چگونه نام یک فعال سیاسی را چنان سر زبان‌ها انداخت که دستگاه‌های امنیتی و قضایی یادشان افتاد که باید به او نیز بعد از چهار سال، مرخصی بدهند.

دیوید کیز در گزارشی که به عشق آقای ظریف اشاره می‌کرد، نوشت که از او درباره مجید توکلی پرسیده است، اما محمد جواد ظریف مدعی بوده چیزی درباره این فعال دانشجویی نمی‌دانسته است.

محمد جواد ظریف شاید نمی‌دانست که میزبانش در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه کلمبیا، یعنی دکتر حمید دباشی، چهار سال پیش در حمایت از مجید توکلی روسری به سر کرده بود.

مجید توکلی از جمله فعالان دانشجویی‌ای بود که عملکردش، حساسیت نیروهای امنیتی را در حدی بالا برده بود که مدعی شدند لباس زنانه پوشیده تا از دست‌شان فرار کند. این کار باعث شد که هزاران هزار فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و شهروندان فعال در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از او، روسری به سر کنند.

البته کسی نمی‌داند چند هفته پیش و در زمان حضور ظریف در نیویورک، آیا حمید دباشی احوال فعالان سیاسی زندانی از جمله مجید توکلی را از ظریف جویا شد یا نه؟

یکی از اعضای شبکه اجتماعی خودنویس می‌نویسد: «تنها ١-٢ هفته بعد سر و صدای رسانه‌ای كه آقای ديويد كيز در مورد مجيد توكلی ايجاد كرد، مجيد توكلی بعد از ٤ سال در حالی‌كه هيچ‌جا نشانی و صدايی ازش نبود به مرخصی اومد. آقاي ديويد كيز متولد آمريكا و إسرائيلی تبار از جواد ظريف در مورد مجيد توكلی می پرسه و ظريف در پاسخ ادعا می كنه كه مجيد توكلي رو نمی‌شناسه. ظريف در صفحه فيس‌بوك خودش، به جای جواب دادن به اعتراضات مردم تنها خبرنگار يعنی ديويد كيز رو يك إسرائيلي مي‌خونه!!!! به نظر مياد آقاي كيز كار بسياری از فعالان سياسی، فعالان حقوق بشری، مردم ايران و خبرنگاران ايرانی رو داره انجام می‌ده. در حالی كه ايرانيان در حال جشن گرفتن و گفتن روحانی متشكريم هستند. ما بايد از آقای كيز حداقل برای يادآوری اسم مجيد توكلی در نشريات بين‌المللي تقدير كنيم. آقای كيزمتشكريم؟!!!؟‬»

مهدی سحرخیز که اتفاقا در یکی از مهمانی‌ها با وزیر خارجه ایران عکس انداخت، در فیس‌بوک خود می‌نویسد: «هیچ چیز جز فشار افکارعمومی و انتقاد روی ظریف باعث آزادی مجید توکلی نشده. بهترین فشار انتقاد و فشار افکار عمومیه.» مهدی، چهار سال پیش جزو کسانی بود که در حمایت از مجید، روسری به سر کرده بود.

به نظر می‌رسد که وقتی اسرائیلی‌ها درباره ایران حرفی می‌زنند، میزان حساسیت‌ها بالا می‌رود. آن‌گاه که نخست وزیر دست راستی اسرائیل از نبود آزادی‌ها در ایران حرف می‌زند، فقط کافی است درباره «شلوار جین» چیزی بگوید. غیرت هزاران هزار ایرانی طرفدار روحانی واصلاح‌طلبان چنان می‌جوشد که انگار بنیامین نتانیاهو به یکی از مقدسات توهین کرده است. لابد اگر اسرائیل در تهران سفارت‌خانه‌ای می‌داشت، گروهی جین پوش از دیوارش بالا هم می‌رفتند. یک فعال سیاسی در فیس‌بوک اما، به یاد دوستانش می‌اندازد که همین چند سال پیش، رهبر «حزب‌الله لبنان» علیه تمدن ایران حرف زد و هیچ‌کس اعتراضی نکرد. گویی شلوار جین از میهن، برای خیلی‌ها مقدس‌تر است.

به هر شکل، آزادی موقت و مرخصی مجدی توکلی، مجانی هم نبود. خانواده توکلی با سپردن وثیقه‌ای معادل ۶۰۰ میلیون تومان توانستند بعد از سال‌ها، او را خارج از چهار دیواری زندان ببینند.

اگر حرف‌های یک خبرنگار اسرائیلی و یا نخست‌وزیر اسرائیل درباره حقوق انسانی ایرانی‌ها می‌تواند این همه روی فضای سیاسی جمهوری اسلامی اثر بگذارد، باید از ایرانیان ساکن اسرائیل خواست رهبران و روشن‌فکران اسرائیلی را بسیج کنند تا هم‌صدا فشار کلامی‌شان را بالا ببرند!

No responses yet

Oct 22 2013

برای اولین بار پس از ۴ سال؛ مجید توکلی به مرخصی آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کلمه: چکیده :مجید توکلی فعال دانشجویی پس از چهار سال حبس با وثیقه 600 میلیون تومانی به مرخصی چهار روزه آمد….

مجید توکلی فعال دانشجویی محبوس در زندان رجایی شهر، پس از چهار سال به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار کلمه، مجید توکلی فعال دانشجویی پس از چهار سال حبس با وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی به مرخصی چهار روزه آمد.

این زندانی سیاسی در این سال ها در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت خویش را، بدون هیچ گونه استفاده از مرخصی از ابتدای بازداشت، در تبعید می گذراند و حتی از حق دسترسی به تماس تلفنی نیز محروم بود.

مجید توکلی در این چهار سال مادر خود را ندیده بود و بخش زیادی از این سال ها حتی صدای وی را نشنیده بود. مادر وی پیش از این گفته بود از خانه خارج نمی شوم شاید مجید تماس بگیرد.

مجید توکلی، دانشجوی رشته مهندسی کشتی سازی وعضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در ۱۶ آذر ۸۸ پس از سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه در مراسم سالگرد روز دانشجو، در حالیکه قصد خروج از درب دانشگاه را داشت، همراه با ضرب و شتم شدید ماموران امنیتی برای سومین بار بازداشت شد.

وی در دی ماه همان سال به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری” و “توهین به ریاست جمهوری” در شعبه ١۵دادگاه انقلاب اسلامی به هشت سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سیاسی و پنج سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد. او هم چنین در دادگاهی دیگر به ریاست قاضی مقیسه، به علت انتشار نامه از داخل زندان به مناسبت روز دانشجو، به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به شش ماه زندان دیگر محکوم شد.

No responses yet

Oct 21 2013

حسین درخشان هیچ‌گاه امان‌نامه نگرفته بود: تکذیبیه خانواده حسین درخشان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: خانواده درخشان در توضیحی که برای خودنویس ارسال کرده‌اند، تاکید می‌کنند که حسین درخشان هیچ‌گاه «امان‌نامه» دریافت نکرده بود.

به دنبال انتشار گزارش «لطفا به ایران بازگردید تا دستگیر شوید »، خانواده حسین درخشان در نامه‌ای، ضمن تکذیب اخذ هرگونه «امان‌نامه» از سوی آقای درخشان، تاکید کردند که اتهام جاسوسی در کیفرخواست و احکام بدوی و نهایی قید نشده است.

متن کامل نامه خانواده درخشان به شرح زیر است:

سردبیر محترم سایت خودنویس،

با سلام، خواهشمندیم مطلبی را که با عنوان «لطفا به ایران بازگردید تا دستگیر شوید» در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۹۲ منتشر کرده‌اید، اصلاح کنید و این تکذیبیه را نیز در اولین فرصت در سایتتان منتشر فرمایید.

آقای حسین درخشان هرگز و در هیچ مقطعی هیچ‌نوع امان‌نامه‌ای از هیچ نهاد یا شخصیتی دریافت نکرده بود و کاملا با مسوولیت شخصی خود به ایران بازگشت و دو هفته پس از ورود به ایران در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۷ در منزل و با حکم دادستانی بازداشت شد.

ضمنا، اتهام جاسوسی هرگز در کیفرخواست و حکم بدوی و نهایی آقای درخشان مطرح نبوده است.

تخفیف اخیری هم که به مناسبت عید فطر سال ۹۲ در حکم ایشان صورت گرفته است، با پیشنهاد قوه‌ی قضاییه و موافقت مقام رهبری و تنها به اندازه‌ی یک سوم از اتهامات مربوط به اهانت که مجموعش هفت سال و نیم بود، انجام شده است. در نتیجه این حکم از ۱۹ و نیم سال به ۱۷ سال کاسته شده است.

با احترام،
خانواده‌ی درخشان

____________

خودنویس: از خانواده درخشان برای ارسال این نامه تشکر و  بابت به کار بردن «امان‌نامه» به جای «وعده شورای عالی ایرانیان که با وزارت اطلاعات در رابطه است» در گزارش پیشین، پوزش می‌طلبیم.

مورد اشاره شده در گزارش اصلاح شده است.

مادر آقای درخشان سه سال پیش گفته [3] بود: «قبل از بازگشتش به ایران، شورای ایرانیان خارج از کشور [که سرپرستی آن به عهده رحیم مشایی، رییس دفتر احمدی‌نژاد است] به حسین وعده داده بود که سفرش بدون مشکل خواهد بود. با این شورا که دولتی است و با وزارت اطلاعات هم در رابطه‌ است هماهنگ کرده بود.»

No responses yet

Oct 14 2013

اژه‌ای آزادی احتمالی رهبران جنبش سبز را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی قوه قضاییه ایران گزارش‌ها درباره آزادی قریب‌الوقوع رهبران جنبش سبز را تکذیب کرد و خاطرنشان ساخت که در عیدهای مذهبی پیش روی زندانیان سیاسی عفو نخواهند شد.

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های ایسنا و مهر، غلامحسین محسنی اژه‌ای روز دوشنبه، ۲۲ مهر به خبرنگاران گفت که گمانه‌زنی‌ها درباره آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد درست نیست و «هیچ اتفاق خاصی نیز در این زمینه رخ نداده است».

به گفته او، در اعیاد غدیر و قربان تعدادی از زندانیان عفو خواهند شد، اما این عفو شامل هیچ کدام از «متهمان امنیتی و فتنه» نمی‌شود، بلکه تنها زندانیان عمومی از آن بهره خواهند برد.

این در حالی است که آقای اژه‌ای اوایل مهر ماه و پس از آزادی گروهی از زندانیان سیاسی گفته بود، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی با «عفو» ۸۰ تن از محکومان امنیتی موافق کرده است، اما اکنون توضیح می‌دهد که همه این ۸۰ نفر آزاد نخواهند شد، بلکه این عفو یا درباره احکام شلاق آنان بوده و یا باعث تخفیف در مجازات زندان آنان شده است.

در عین حال بحث بر سر رفع حصر رهبران جنبش سبز نیز از زمان آزادی‌های اخیر شماری از زندانیان سیاسی قوت گرفت و حتی اخبار تاییدنشده‌ای منتشر شد که زمان آزادی آنها را یکی از اعیاد مذهبی غدیر یا قربان عنوان می‌کرد که سخنگوی قوه قضاییه ایران آن را هم نادرست می‌خواند.

او همچنین به فعالان جنبش سبز و کسانی هم که در پی ناآرامی‌های سال ۱۳۸۸ ایران را ترک کردند، هشدار می‌دهد در صورت بازگشت به ایران «تحت تعقیب قرار می‌گیرند».

وی دراین‌باره اظهار داشت: «در جریان [اعتراضات] ۱۳۸۸ ظلم بزرگی به مردم و کشور وارد شد. افرادی در ورود این ظلم نقش داشتند که برخی به خارج از کشور رفتند و اگر بیایند حتما تحت تعقیب قرار می‌گیرند و اگر کسانی که اینجا هستند توبه و جبران خسارت نکنند طبعا هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.»

آقای اژه‌ای پیش از این نیز نسبت به بازگشت فعالان سیاسی که در پی رویدادهای ۱۳۸۸ کشور را ترک کرده بودند، هشدار داده بود، اما با این وجود تاکنون برخی از این فعالان اعلام کرده‌اند که به ایران بازمی‌گردند، از جمله ابراهیم نبوی، طنزپرداز و از چهره‌های اصلاح‌طلب.

تکذیب انتقال پرونده حصر به شورای امنیت

غلامحسین محسنی اژه‌ای در ادامه نشست خود با خبرنگاران سخنان وزیر دادگستری درباره ارجاع پرونده حصر رهبران جنبش سبز به شورای عالی امنیت ملی را نیز رد کرد.

به گفته او، «هیچ اتفاق جدیدی در این رابطه نیفتاده و پرونده هم به جایی احاله نشده است.»

این در حالی است که مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران اواسط مهر ماه تاکید کرده بود که این پرونده در شورای عالی امنیت بررسی است.

همچنین دیگر سخنان آقای پورمحمدی درباره لزوم «عفو» زندانیان نیز که با گزارش او درباره پرونده رهبران جنبش سبز همراه بود، احتمال آزادی آنها را قوت می‌بخشید، اگرچه تاکنون هیچ دادگاهی به اتهامات میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد رسیدگی نکرده و آنها بدون حکم قضایی در حصر خانگی به‌سرمی‌برند.

«درباره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاده است»

اما بخش دیگر سخنان آقای محسنی اژه‌ای به موضوع رفع ممنوع‌الخروجی محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، اختصاص داشت که او این بحث را منتفی دانست.

روز یکشنبه، روزنامه‌های اصلاح‌طلب داخل کشور به نقل از وبسایت خبری سفیر نوشتند، «مشکلاتی که بر سر راه سفرهای خارجی محمد خاتمی قرار داشت، حل شده و او دیگر ممنوع‌الخروج نیست».

این گزارش همزمان بود با انتشار مصاحبه روزنامه فرانسوی لوموند با علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران که در آن آقای لاریجانی موضوع ممنوع‌الخروجی آقای خاتمی را به دولت پیشین ایران نسبت می‌دهد و می‌گوید: «دولت احمدی‌نژاد در برخی موارد عادات بدی داشت که این هم یکی از آنها بود و فکر می‌کنم که به آسانی قابل حل باشد.»

اما اکنون سخنگوی قوه قضاییه ایران می‌گوید که هیچ اتفاق تازه‌ای درباره آقای خاتمی رخ نداده است.

به گفته او، محمد خاتمی از کسانی بوده که «در جریان فتنه ۸۸ ظلم کرده و در این اواخر هم اتفاق خاصی در مورد وی نیفتاده است و موضوع مطرح شده در مرحله قبلی است.»

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از رویدادهای سال ۱۳۸۸ تاکنون مانع خروج محمد خاتمی از کشور شده‌اند. از آقای خاتمی به عنوان یکی دیگر از رهبران جنبش سبز نام برده می‌شود که رویکرد حکومت ایران در قبال معترضان و سرکوب آنها را مورد انتقاد قرار داد.

No responses yet

Oct 14 2013

آیامحمد جواد ظریف «حقیقتا» مجید توکلی را نمی‌شناسد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وقتی آقای محمد جواد ظریف درپاسخ به یک پرسش درباره مجید توکلی می‌گوید وی را نمی‌شناسد، زنگ خطر به صدا درمی‌آید!

یک – خوشبختانه برخلاف نقل قول کیهان که جنجال زیادی درتایید یا تکذیب آن به پا شد این یک مورد بخصوص تکذیب نشد یعنی حقیقتا آقای ظریف گفته است مجید توکلی را نمی‌شناسد. بنابراین جایی برای ماله کشیدن و ماست مالی از طرف اصلاح‌طلبان و «ظریف پرستان» و لایک-زن‌های حرفه‌ای ایشان درفیس بوک وجود ندارد.

دو- مجید توکلی کیست؟ مجید توکلی یکی ازشناخته شده‌ترین دانشجویان زندانی سیاسی درایران است. ممکن است جزو مردم عادی باشید و از شما بپرسند مجید توکلی را می‌شناسی وبگویی نه! هیچ مشکلی نیست ولی وقتی درمقام محمد جواد ظریف از سیاست‌مداران جمهوری اسلامی قرار می‌گیری پاسخ نه به این سوال مسائل رابه کلی متفاوت می‌کند. به یاد بیاورید که پس از دستگیری مجید توکلی که به ادعای رژیم با لباس زنانه دستگیر شد کمپین عظیمی درحمایت از وی به نام «ما همه مجید هستیم» برگزار شد و تعداد بسیار زیادی روزنامه‌نگار و اندیشمند با روسری زنانه از خودشان عکس گرفتند و آن را منتشر کردند.

سه – دو احتمال مطرح می‌شود یا ظریف «حقیقتا» مجید توکلی را نمی‌شناسد یا می‌شناسد. اگر واقعا نمی‌شناسد باید گفت چطورچنین کسی که از روند دستگیری زندانیان سیاسی درجریان جنبش سبز و پس از آن ناآگاه است آنهم یکی از مشهورترین زندانیان سیاسی می‌تواند زمام سیاست خارجی ایران را به دست گیرد؟

آیا صرف داشتن هزاران لایک درفیس‌بوک که به آسانی می‌توان آنها را خریداری نمود معیار شایستگی است؟ اگر اطلاعات آقای ظریف از ایران امروز این قدر پایین است حقیقتا این شخص به درد چنین پستی نمی‌خورد. یعنی در دنیای امروز آقای ظریف که یک فیس‌بوک باز حرفه‌ای هم هست حتی یکبار هم به هیچ خبری درباره مجید توکلی و حتی اینکه این شخص واقعا کیست بر نخورده است؟‌

احتمال دوم این است که آقای ظریف مجید توکلی را می‌شناسد ولی دروغ گفته است. چون احتمالا درصورت پاسخ مثبت سوالاتی از ایشان مطرح می‌شده که وی قادر به پاسخگو بودن نبوده ولابد یک بار دیگر باید به بیمارستان می‌رفته است. پس بنابر این اگر حدس دوم درست باشد ظریف یک دروغگو است.

نتیجه – به نظر نگارنده حدس دوم به واقعیت نزدیک‌تر است و آقای ظریف واقعیت واقعی را نگفته است. من بسیار تردید دارم که آقای ظریف مجید توکلی را نشناسد. حمل بر بی‌ادبی نشود، ولی به نظر من وی دروغ می‌گوید. یک سیاست‌مدار دروغ‌گو به‌راحتی و بدون اینکه خودش متوجه باشد به بیراهه می‌رود و با کاهش محبوبیت خود درمیان طرفداران از صحنه ناپدید خواهد شد.

ای کاش آقای ظریف این مطلب را می‌خواند و پاسخ می‌داد آیا « حقیقتا» مجید توکلی را نمی‌شناسد؟

—–
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

No responses yet

Oct 07 2013

اقدامات غیرقانونی قضات در رسیدگی به پرونده های زندانیان سیاسی در نامه سیف زاده به رییس دادگستری

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :شکایت به خداوند متعال و مراجع بین المللی خواهم نمود تا به این همه ظلمی که از راه قانون شکنی بر همکاران محترم در کانون مدافعان حقوق بشر و اینجانب رفته رسیدگی عادلانه در پیشگاه عدل الهی و مراجع صلاحیتدار بین الملل معمول گردد. …

سیدمحمد سیف زاده در نامه ای به دادگستری تهران با اشاره به روند غیرقانونی رسیدگی به پرونده ها از دادگستری خواسته است: در صورتیکه پرونده را به دادگاه و قاضی مستقل در غیر شعبات مستقر در دادگاههای انقلاب خیابان معلم ارجاع فرمایند و وفق مقررات قانونی مارالاشعار محاکمه گردم.

به گزارش کلمه، این وکیلی زندانی در زندان رجایی شهر نوشته است: در آن شعبه و از اتهامات انتسابی به عنوان تجدیدنظر خواهی نسبت به حکم غیرقانونی از طرف مرجع و قاضی غیرصالحه اعتراض و با حضور، دفاع خواهم نمود و اگر چنین اتفاقی نسبت به این حکم غیرقانونی و غیرمنصفانه اعتراضی نخواهم داشت، چه آنکه وقتی آقای هاشمی رفسنجانی که از ستون های مهم نظام و در همین نظام از ظلمی که بر او رفته مرجعی برای دادخواهی نمی یابد و به خدا شکایت می کند، چگونه من بی علاقه و کاملا غیروابسته به نظام، مرجع دادخواهی بیابم؟ لذا شکایت به خداوند متعال و مراجع بین المللی خواهم نمود تا به این همه ظلمی که از راه قانون شکنی بر همکاران محترم در کانون مدافعان حقوق بشر و اینجانب رفته رسیدگی عادلانه در پیشگاه عدل الهی و مراجع صلاحیتدار بین الملل معمول گردد.

محمد سیف زاده، وکیل و از هیات موسسان کانون مدافعان حقوق بشر در آبان ماه سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران به ۹ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد که در نهایت دادگاه تجدید نظر در سال ۱۳۹۰ حکم او را به دو سال حبس کاهش داد. او فروردین ماه امسال حکم دو سال حبسش برای این محکومیت تمام می شد اما به دلیل نامشخص بودن وضعیت اتهامات دیگرش؛ “خروج غیر قانونی از کشور” و اتهام ” نوشتن نامه و امضاء بیانیه های دست جمعی” در زندان ماند.

سیف زاده در فروردین ماه ۱۳۹۰ در شهر ارومیه توسط ماموران امنیتی به اتهام خروج غیر قانونی از کشور بازداشت شد و پس از یکماه ماندن در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان اوین منتقل شد.

هفته پیش این وکیل دادگستری پیش‌تر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت کشور” به شش سال حبس محکوم شده بود که در مرحله تجدید نظرخواهی این حکم عینا تائید شد.

در نامه این وکیل زندانی آمده است: به عنوان مسئول کمیته دفاع و نظارت کانون مدافعان حقوق بشر ایران می توانم هزاران مورد نقض فاحش و مکرر حقوق متهم را ذکر و یادآوری نمایم که به بیان یک مورد اخیر بسنده می کنم: “فردی به اتهام کاملاً واهی و بی اساس و غیر مدلل با صدور قرار بازداشت به زندان می افتد، او را به یکی از شعبات معمول برده و از او می خواهند وکیل خود را انتخاب و معرفی نماید، او وکیل را معرفی و خانواده اش با وکیل قرارداد منعقد می نمایند، روز دادگاه متهم می بیند وکیلش در دادگاه حضور ندارد، تقاضا می کند دادگاه تجدید شود، رئیس می گوید وکیلت را عزل کردم و خودم برایت وکیل تعیین نمودم!!!”

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

ریاست محترم دادگستری استان تهران، جناب آقای آوایی

موضوع: ارجاع پرونده در مرحله تجدید نظرخواهی به دادگاهی بی طرف و مستقل به شرح زیر است:

همانطور که مستحضرید اعضای موسس کانون مدافعان حقوق بشر ایران پس از مهر و موم غیرقانونی کانون تحت تعقیب قرار گرفته و به زندان افتادند.

اکنون به عنوان ریاست محترم دادگستری استان تهران و مسئول رسیدگی به موارد نقض حقوق شهروندی مطالب زیر به استحضار می رسد:

۱- به استناد اصول ۳۲ و ۳۴ و ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی و صورت مجلس مذاکرات مجلس خبرگان اول، مقصود از محاکم یا مراجع صالحه قضایی، محاکم یا مراجع مقرر در قانون اساسی یعنی محاکم عمومی دادگستری، محاکم خاص نظامی و دیوان عدالت اداری بوده و هیچ مرجع دیگری وجاهت شرعی و قانونی ندارد. حق مراجعه مردم به مراجه صالحه قضایی از جمله حقوق خدشه ناپذیر ملت بوده که بنا بر اصل ۹ قانون اساسی مجلس هم نمیتواند حتی به بهانه استقلال و با تصویب قانون آزادی های مشروع و قانونی مردم را سلب یا اسقاط نماید. بر همین مبنا استاد ارجمند و ممتاز حقوق، جنای آقای کاتوزیان هم این مراجع (دادسراها و دادگاه های انقلاب) را غیرقانونی می داند.

۲- بنا بر رای آقای صلواتی، شعبه ۱۵ مرجع غیرقانونی فوق، اینجانب به ۹ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم گردیدم که در شعبه ۵۴ تجدید، حبس به ۲ سال کاهش یافت. اتهام وارده بر مدلول رای صادره، قبول وکالت متهمین سیاسی و مطبوعاتی و عقیدتی (نوشته: معاندان نظام!) به وسیله اینجانب و وکلای همکار به نحو رایگان -تشکیل کلاس و سمینار برای بررسی قوانین ایران- آشنایی مردم با قانون و حقوق مقرر در آن و اعلامیه جهانی حقوق بشر -تشویق حکومت و مردم به قانون گرایی و بالاخره نقد قوانین و توصیه به حکومت جهت اصلاح قوانین – انتشار، ترجمه و بررسی تعهدات بین المللی حکومت ایران درباره ی انتخابات و بررسی تعارض قانون انتخابات ریاست جمهوری و قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی با قانون اساسی و هر سه با قانون یا تعهدات بین المللی از جمله در اتحادیه بین المجالس مصوب ۱۹۹۴ – مشاوره و کمک به خانواده زندانیان و … بود که همه این امور را اگر در هر کشوری به رایگان انجام داده بودیم بی شک ده ها جایزه معتبر بین المللی تصیبمان می شد را آقای صلواتی اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام دانسته و به شرح فوق به حبس و محکومیت به استناد مواد ۴۹۸ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محکوم نموده است.

۳- گرچه به استناد اصل ۲۶ قانون اساسی و صورتمجلس مذاکرات مجلس خبرگان اول، “کانون مدافعات حقوق بشر ایران” به محض تشکیل قانونی بوده و احتیاجی به اخذ پروانه از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب نداشته و قانون احزاب مصوب ۱۳۶۱ نیز این امر را تایید می نماید، با این وجود به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مراجعه و تقاضای ثبت و اخذ پروانه نمودیم که ۵ مرحله تصویبی اساسنامه، مرامنامه، صلاحیت اعضا موسس و موجودیت کانون مدافعان حقوق بشر ایران مصوب گردیده و دستور صدور پروانه صادر و این امر انجام که وزیر وقت جناب آقای موسوی لاری هیات وزارت را ترک و وزیر جدید دولت نهم نیز تا سال ۱۳۸۷ مخالفتی با کانون ننموده ولی پروانه را نیز تحویل ندادند. حال بجای آنکه وزیر متخلف تحت تعقیب قرار گیرد، اعضای موسس کانون به حبس و محرومیت محکوم شدند. دادسرای انقلاب و شعبه ی ۱۵ دادگاه علیرغم تکلیف مقرر در ماده ۱۹۳ قانون آیین دادرسی کیفری دایر به رسیدگی به دلایل ابرازی از ناحیه متهم (اقامه ی شهود، مطالبه پرونده کانون، ارجاع امر به کارشناس و ….) به دلایل ابرازی رسیدگی نکرده و این قانون شکنی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر ادامه یافت.

۴- وقتی حاضر نشدم علیه همکار ارجمند بانوی صلح، سرکار خانم شیرین عبادی، در تلویزیون مصاحبه و او را جاسوس سازمان های جاسوسی سیا موساد و اینتلیجت سرویس و همکار بیت العدول بنامم و بر دروغ و توهم مامورین وزارت اطلاعات صجه بگذارم، تهدید به ۲۰ سال حبس از طرف مدیر کل وزارت اطلاعات گردیدم. توضیحا در چندین شهر مرزی موضوع قاچاق کالا و انسان را بررسی می کردم که قبل از قطعیت حکم و هنگام مصاحبه با تعدادی از قاچاقچیان و قاچاق شده ها در آخرین شهر، ارومیه، منزل گرفته تا کار تحقیقات تمام شود. در حالیکه چمدان و ساک همراهم در منزل بوده در حال رفتن به طرف بازارچه ارومیه جهت خرید جهزیه دخترم توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدم و بازپرس، تفهیم اتهام اقدام علیه امنیت،( اجتماع و تبانی) و تبلیغ علیه نظام نمود و قرار کفالت صادر گردید که علیرغم معرفی کفیل در اطلاعات ارومیه محبوس و فردای آن روز نزد بازپرس دیگری مرا برده و تفهیم اتهام مجدد با همان عناوین نمود. او که روحانی و معمم بود، قرار کفالت را تبدیل به قرار بازداشت موقت نمود و از طرف وزارت اطلاعات بر خلاف قانون به مدت یک ماه مورد بازجویی قرار گرفته، در سلول انفرادی نگهداری شدم و وسایلم در آن منزل توقیف و وسایل غیرمرتبط با اتهام واهی انتسابی (دو جلد کتاب کدالتخانه عظمی نوشته خودم که شرح خواسته مردم در انقلاب مشروطه است؛ یک جلد کتاب غزلیات سروده خودم؛ یک میلیون و سیصد هزار تومان که مورد اخیر توسط مخبر اطلاعات برده شد؛ کلیدهای خانه ام …) علیرغم تکلیف مقرر در قانون و تقاضای مکردد با وجود صدور قرار منع پیگیردم هنوز مسترد نشده است. گفتنی است آقای صلواتی تهدید کرده که این پرونده را هم خواهد گشود، نمی دانم دلیل این تهدید چیست؟

۵- پس از ۳ ماه سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین که همه تحقیقات و تفتیش عقیده و تشویق به دروغگویی علیه کانون و همکاران گذشت، وقتی به ماموران وزارت اطلاعات گفتم که دیگر حاضر به صحبت و ملاقات با شما نیستم، مرا به بند ۳۵۰ منتقل کردند و تهدید به ۲۰ سال حبس گردیدم.

۶- بعد از چند روز مرا به دادسرای اوین برده که نامه ای به جناب آقای خاتمی، رییس جمهور سابق نوشته و در آن از قانون اساسی، غیرقانونی بودن دادسراها و دادگاه های انقلاب و پرونده های سیاسی و عقیدتی سخن رانده ام، لذا مجددا تفهیم اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام صورت گرفته و قرار کفالت صادر گردید. عجیب اینکه این دادیار با مدیرکل وزرات اطلاعات هم نام بود!! و مدتی دیگر نقطه نظرات حقوقی اینجانب در سایتی منتشر شد در حالیکه در زندان بودم و چنین وسایلی در اختیارم نبود. مجددا مرا به دادسرا برده و تفهیم اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام نموده، قرار وثیقه ۲ میلیارد ریالی صادر کردند، در حالیکه “قرار تامین” برای دسترسی آسان به متهم بوده و اینجانب در زندان و در اختیارشان بودم، صدور این قرار نامتناسب برای چیست؟ بالاخره ظاهرا ۴ اتهام اخیر با صدور کیفر خواست به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال ، که در آن مرجع حضور نیافته و نتیجتا در آن مرجع غیرقانونی منجر به حکم می گردد. مدیر دفتر مرجع فوق به وکیلم تلفن می کند که بروند آنجا و حکم به ایشان ابلاغ گردد، که پاسخ می دهند دادنامه باید وفق قانون به دفترم ابلاغ گردد. آقای صلواتی و شعبه دیگر، حکم را به صورت دادنامه در نیاورده و ابلاغ نمی کنند چون خود می دانند این احکام مطلقا مبنای حقوقی ندارند.

۷- همانطور که استحضار دارید به استناد اصل ۱۶۸ قانون اساسی و تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۷۳ اصلاحی ۸۱، رسیدگی به اتهامات سیاسی و مطبوعاتی انحصارا و اختصاصا در محاکم عمومی دادگستری و با حضور هیئت منصفه واقعی (نه حکومتی) و به صورت علنی باید انجام پذیرد. بهانه قوه قضاییه دایر به عدم تعریف “جرم سیاسی” و یا اینکه اینها جرائم امنیتی است مطلقا فاقد وجاهت قانونی است زیرا اولا نمی توان ناوان قصور و تقصیر حکومت را به متهمین سیاسی تحمیل نمود، ثانیا جرائم امنیتی زیر مجموعه جرم سیاسی بوده و قانونگذار قانون اساسی انحصارا و به طور کلی در تقسیم بندی جرائم ۴ جرم را به رسمیت شناخته: (جرائم عادی، مطبوعاتی، سیاسی، خاص نظام) و نمیتوان فعل یا ترک فعل دیگر را در غیرطبقه بندی فوق به رسمیت شناخت. به نظر می رسد فقط دو راه حل وجود داشته باشد: الف: به لحاظ عدم تعریف جرم سیاسی و به استناد اصل ۳۷ قانون اساسی و اصول تفسیر مضیق به نفع متهم و اصل برائت و اصل قانونی بودن جرم و مجازات در مراجع صالحه قضایی و با توجه به ممنوعیت قیاس در مسائل کیفری حکم به برائت این متهمین صادر نموند. ب: نظر به قبول دکترین به موجب ماده ۳ قانون آیین دادرسی مدنی که نظریه علمای حقوق را از منابع علم حقوق در ایران شناخته، علمای داخل و خارج جرم سیاسی را تعریف علمای را تعریف نموده و طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی و تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ۷۳ اصلاحی ۸۱، متهمین سیاسی در محاکم کیفری استان با حضور هیئت مصفه واقعی و به صورت علنی محاکمه گردیده و دست از لجاجت و قانون شکنی بیشتر برداشته و تسلیم اراده قانونگذار قانون اساسی شویم. فراموش نکنید یکی از دلایل مهم قیام علیه رژیم

سابق محاکمه سیاسیون در مراجع نظامی و غیر صالح بوده که اولین شعار مردم علیه این قانون شکنی (زندانی سیاسی آزاد باید گردد) در فضای ایران طنین افکن شد و قانونگذار قانون اساسی با تصریح و تأکید در اصل ۱۶۸ قانون اساسی بر این امر صحه گذاشته؛ نتیجه آنکه بخوبی مستحضرید هر گونه تعقیب، محاکمه، مجازات و اجرای آن در مراجع غیرصالحه، مطلقاً فاقد وجاهت قانونی بوده و واجد مسئولیت کیفری، حقوقی و اداری می باشد.

۸- معلم شهید و بزرگوار انقلاب، دکتر علی شریعتی می فرمود: “ما در حال گذار از قرون وسطی هستیم” ؛ یکی از مختصات مهم این قرن وجود دادگاههای انگیزیسیون(تفتیش عقیده) بود. به عنوان ریاست فائقه بر کل مراجع استان تهران تحقیق فرمایید در این مراجع غیرصالحه چه تعداد انسان به لحاظ ابراز عقیده تحت تعقیب و مجازات قرار گرفته اند؟!

این در حالی است که هیچیک از اصول قانونی از مرحله احضار، جلب، تعقیب، تحقیق، قرار تأمین، قرار مجرمیت، کیفرخواست و محاکمه و حق انتخاب وکیل و حق دفاع مشروع، صدور رأی و ابلاغ قانونی دادنامه وفق مقررات قانونی انجام نپذیرفته و عموم متهمین سیاسی از کلیه مراحل فوق به نحو دقیق که لازمه حق دفاع مشروع است محرومند.

به عنوان مسئول کمیته دفاع و نظارت کانون مدافعان حقوق بشر ایران می توانم هزاران مورد نقض فاحش و مکرر حقوق متهم را ذکر و یادآوری نمایم که به بیان یک مورد اخیر بسنده می کنم: “فردی به اتهام کاملاً واهی و بی اساس و غیر مدلل با صدور قرار بازداشت به زندان می افتد، او را به یکی از شعبات معمول برده و از او می خواهند وکیل خود را انتخاب و معرفی نماید، او وکیل را معرفی و خانواده اش با وکیل قرارداد منعقد می نمایند، روز دادگاه متهم می بیند وکیلش در دادگاه حضور ندارد، تقاضا می کند دادگاه تجدید شود، رئیس می گوید وکیلت را عزل کردم و خودم برایت وکیل تعیین نمودم!!!”

مستحضرید طبق قانون بعد از انتخاب وکیل انتخابی از طرف متهم، وکیل تسخیری عزل می گردد اما در این مرجع وکیل انتخابی عزل و وکیل تسخیری به متهم تحمیل می گردد و ظرف ۷ تا ۸ دقیقه در معرض اتهام محاربه رئیس و مدیر دفتر و منشی و نماینده دادستان و چنین وکیلی متهم مورد هجوم و ارعاب و تهدید قرار گرفته و به ۱۵ سال حبس محکوم می گردد!!!

متهم بیچاره از محتوای دادنامه، دلایل و مستندات آن هیچ اطلاعی نداشته، چه از طرف این شعبات( از جمله شعبه ۱۵) دادنامه به طریق قانونی به متهم ابلاغ نمی گردد.

۹- چنانکه استحضار دارید، به لحاظ قبول رایگان وکالت و … به شرحی که گذشت: الف- به استناد مواد ۴۹۸ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به حبس محکوم و اجرای حبس قبل از قطعی شدن حکم با ترفند انجام پذیرفت.

ب – در حال قدم زدن به طرف بازارچه ارومیه “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام” معلوم نیست یک نفری با چه کسی تبانی و اجتماع نمودم که اخیراً قرار منع پیگردم صادر شده. البته آقای صلواتی قصد دارد این پرونده را به جریان اندازد.

ج – در نامه خطاب به آقای خاتمی “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام” تفهیم شد، در این موقع من در زندان بوده و معلوم و مشخص نیست با چه کسی و چگونه اجتماع و تبانی داشته ام؟! در انتشار نقطه نظرات حقوقیم در یک سایت باز هم در حالیکه در زندان بوده ام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام” تفهیم شد و باز هم معلوم نیست با چه کسی؟!

حال با وجود این مراجع غیرقانونی و فقدان دادرسی منصفانه و عادلانه و اسقاط کلیه حقوق متهم بیچاره و عدم رسیدگی به دلایل بی گناهی ابرازی از ناحیه متهم و احکام از پیش تعیین شده، وزارت اطلاعات به دادسرا نوشته به استناد مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی تعقیب، محاکمه و تبعید شوم که دادسرا و آقای صلواتی چنین عمل نمودند

و ۴۰ سال سابقه قضاوت و وکالت که مرتکب تخلفی هم نشده و عشق به قانون گرایی و حقوق مردم و آگاه کردن مردم نسبت به قانون و حقوقشان و اعلامیه جهانی حقوق بشر بر خلاف اصل قانونی بودن جرم و مجازات و کلیه اصول فوق تعقیب و محکوم گردیده ام و از نوع و میزان محکومیت جدید بی اطلاعم زیرا در این شعبات از جمله شعبه آقای صلواتی حکم به طریق قانونی و به صورت دادنامه به متهم ابلاغ نمی گردد(و آنها نمی دانند پس متهم بیچاره و وکیلش چگونه باید به این حکم اعتراض نماید)

لذا به عنوان ریاست محترم دادگستری استان تهران که ریاست فائقه بر تشکیلات محاکمه کننده دارید در صورتیکه پرونده را به دادگاه و قاضی مستقل در غیر شعبات مستقر در دادگاههای انقلاب خیابان معلم ارجاع فرمایند و وفق مقررات قانونی مارالاشعار محاکمه گردم، در آن شعبه و از اتهامات انتسابی به عنوان تجدیدنظر خواهی نسبت به حکم غیرقانونی از طرف مرجع و قاضی غیرصالحه اعتراض و با حضور، دفاع خواهم نمود و اگر چنین اتفاقی نسبت به این حکم غیرقانونی و غیرمنصفانه اعتراضی نخواهم داشت، چه آنکه وقتی آقای هاشمی رفسنجانی که از ستون های مهم نظام و در همین نظام از ظلمی که بر او رفته مرجعی برای دادخواهی نمی یابد و به خدا شکایت می کند، چگونه من بی علاقه و کاملا غیروابسته به نظام، مرجع دادخواهی بیابم؟ لذا شکایت به خداوند متعال و مراجع بین المللی خواهم نمود تا به این همه ظلمی که از راه قانون شکنی بر همکاران محترم در کانون مدافعان حقوق بشر و اینجانب رفته رسیدگی عادلانه در پیشگاه عدل الهی و مراجع صلاحیتدار بین الملل معمول گردد.

در پایان ذکر چند نکته را ضروری می بینم:

اول آنکه چطور جواب خداوند متعال و مردم و وجدانم را بدهم اگر علیرغم عمری قانون گرایی و دغدغه حقوق مردم و تعلیم و تدریس علم حقوق و …، در چنین مراجع قانونی حاضر شده و در مقابل اتهامات کذب و توهم انگیز از خود دفاع نمایم؟!

دوم آنکه بارها به عنوان وکیل از آرای غیرقانونی صادره علیه موکل تجدید نظر خواهی نموده که شعبات مستقر در دادگاه انقلاب حتی حاضر نشدند به دلایل بی گناهی موکل علیرغم تکلیف مندرج در ماده ۱۹۳ قانون آئین دادرسی کیفری رسیدگی نمایند و با گفتن اینکه “در این دادگاه هیچ حقی برای … وجود ندارد” خیال خود را راحت می نمودند!

سوم، لطفا به عنوان یک حقوقدان معتقد به نظام این حقوقدان بی اعتقاد به نظام را راهنمایی فرمایید که چه ضرورت و اصراری بر ادامه این تشکیلات غیر قانونی و روشهای قانون شکنانه وجود دارد؟

چهارم، آنکه علت و فلسفه اینهمه سواستفاده از عناوین مجرمانه “جاسوسی، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، محاربه، اهانت به مقدسات، تشکیل گروه غیرقانونی و …” در تفهیم اتهام به منتقدین قانونی و نقد قسمتی از نظام و … چیست؟ آیا امنیت نظام را باید مساوی با امنیت ملی دانست در حالیکه می دانید از لحاظ علمی این سواستفاده تا چه اندازه قبح اعمال مجرمانه را از بین می برد تا جاییکه متهمین فوق بر خود بالیده و به اتهام انتسابی افتخار می کنند، چه اساس انتساب این اتهامان غیرمدلل با هیچ منطق حقوقی انطباق ندارد و نتیجه ای نیز عاید رژیم نخواهد کرد. عبرت آموز آنکه ۳ قاضی دادسرا که این پرونده ها را برای من و همکاران محترم و کانون مدافعان حقوق بشر ایران ساختند از دادگستری کنار گذاشته شدند (آقایان مرتضوی، حداد و حیدری فر) اما در زندان و درب کانون هنوز مهر و موم می باشد!

ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر ما

بر قصر ستمکاران، تا خود چه رسد خذلان

تجدید نظرخواه: سیدمحمد سیف زاده

زندان رجایی شهر

۲۸/ ۱۱/ ۹۱

No responses yet

Aug 14 2013

از نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به اوباما تا «جنبش ضد تحریم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: «ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می تواند به آن بیانجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.»

این سرآغاز نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران درپایان هفته گذشته به باراک اوباما رییس جمهوری آمریکاست. امضا کنندگان این نامه از طیف های مختلف سیاسی هستند. در میان 55 امضای زیر این نامه نام صاحب منصبان در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چهره های شاخص جناح اصلاح طلب، زندانیان سیاسی طیف ملی مذهبی، نوکیشان مسیحی، روزنامه نگاران، فعالان مطبوعاتی، دانشجویان و فعالان حقوق بشر و حقوق کودکان، فعالان اجتماعی، فرهنگی، مدنی و قومی، فعالان صنفی معلمان، معترضان اجتماعی و یک شاعر و یک کارشناس فیزیک هسته ای را در بر می گیرد که وجه مشترک آنان زندانی بودن در ایران است.

امضا کنندگان در بخشی دیگر ابراز عقیده کردند که ممکن است برخی بر این گمان (به نوشته امضا کنندگان) نادرست باشند که اعمال تحریمها باعث تقویت دموکراسی در ایران خواهد شد. اما به باور امضا کنندگان راه رسیدن به دموکراسی که به توصیف آنان قطعا مطلوب است تحریم خارجی و فشار طافت فرسا بر مردم و فشار روی دولتی که با مقتضیات ایران در جهت تقویت روندهای دموکراتیک حرکت می کند نیست و حاصل آن در عمل به نوشته این زندانیان سیاسی «یک بار دیگر تقویت افراطی گری و تضعیف نهال لرزان دموکراسی ایران خواهد شد.»

امضا کنندگان این نامه خطاب به رییس جمهوری آمریکا افزوده اند که اینک زمان آن است که راه حلی مرضی الطرفین جایگزین تحریم ها گردد. آنها همچنین از باراک اوباما خواسته اند که از همه ابزارهای ممکن استفاده کند تا کنگره آمریکا لااقل برای مدتی معین که مذاکرات جریان دارد از تصویب هر طرح وقانونی که به امکان موفقیت مذاکرات لطمه بزند و امکان لغو موثر تحریم ها را کاهش دهد و رسیدن به یک توافق پایدار را با مشکل مواجه سازد، پرهیز کنند تا دو طرف بتوانند (به توصیف امضا کنندگان) «به جای توقف در گذشته تیره و تار به سوی آینده ای روشن تر حرکت کنند.»

در آستانه برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران کنگره آمریکا با ۴۰۰ رای موافق و ۲۰ رای مخالف طرح تشدید علیه ایران را تصویب کرد. اما این مصوبه برای اجرایی شدن نیازمند تایید سنا و امضای باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا است.

این ۵۵ فعال زندانی سیاسی ایرانی افزوده اند که امیدوارند فرصتی که انتخاب رییس جمهور روحانی ایجاد کرده مورد توجه قرار گیرد و پاسخ مساعد هر دو طرف بتواند گره کور درک متقابل و تعامل مثبت بین دو کشور را باز کند و منافع هر دو ملت را در بر داشته باشد.

پیش از انتشار این نامه در داخل ایران موسی غنی نژاد، استاد اقتصاد و سعید لیلاز روزنامه نگار اقتصادی در تهران سخن از لزوم شکل گرفتن یک جنبش مستقل غیر دولتی و مدنی ضدتحریم در ایران به میان آورده بودند.

سه میهمان برنامه این هفته دیدگاه ها به بررسی نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما و پیشنهاد تشکیل جنبش ضد تحریم درایران نشسته اند: در تهران، محمد ملکی، زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۳۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰، از فراخوان دهندگان به «کمپین صلح و آزادی» و رییس پیشین دانشگاه تهران در سالهای آغاز انقلاب، تقی رحمانی فعال سیاسی از طیف «ملی-مذهبی» و زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در پاریس و شهریار آهی از بنیانگذاران کنفرانس اتحاد برای دموکراسی در ایران در استکهلم و صاحب نظر در زمینه مناسبات تهران و واشنگتن.

فایل صوتی مصاحبه
آقای ملکی، شما تا چندی پیش با شماری از ۵۵ زندانی سیاسی امضا کننده نامه به باراک اوباما در زندان اوین بودید. برآورد شما از این نامه سرگشاده چیست؟

دیشب نامه را خواندم و تعجب کردم. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به آقای سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران ننوشتند.
محمد ملکی فعال و زندانی سیاسی سابق (تهران)
​​محمد ملکی: همانطور که به شما گفتم نامه را نخوانده بودم. دیشب نامه را گرفتم و خواندم و تعجب کردم. از چند جهت تعجب کردم. به طور خلاصه می گویم. اولا چرا نامه به اوباما نوشتند. محتویات این نامه طوری است که باید به کسی نوشته می شد که عامل همه این گرفتاری هاست. عامل این تحریم ها با حرفهایش با سخنانش با نطق های زشتی که گاهی وقتها به زبان می آورد که دور از دیپلماسی است، برازنده کسی که یک شخصیتی است در ایران و ایرانی نیست. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به ایشان ننوشتند و واقعیت هایی را که در اینجا وجود دارد در مملکت ما از فقر و فساد و بدبختی و گرفتاری و اینها… اینها در این نامه چرا به ایشان ننوشتند؟

آقای ملکی، مقصودتان از ایشان کیست؟

ایشان مقصودم آقا سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران است. مساله دوم این است که این نامه را یک عده زندانیان سیاسی نوشته اند که حدود سه سال است در زندان هستند. بیشتر و یا کمتر.

دراین نامه کمتر اشاره به وضع آزادی و حقوق بشر و غیره در ایران شده. ما فقط مشکل مان مشکل تحریم نیست. مشکل فقر مردم نیست. که همه اینها فقر و گرفتاری و فساد و فحشا و همه اینها زاییده نبود آزادی، زاییده یک نظام بسته است. زاییده یک استبداد است. زاییده یک فاشیزم دینی است.

می توانید خلاصه کنید؟

ایرادم به این است که در این نامه چرا به این نکات توجه نکردند. در حالی که خودشان در زیر پنجه های این نظام دارند زجر می کشند و خانواده هایشان من اینجا شاهدم که چه زجری می کشند. از این مطالب گذشتند و هی طرح کرده اند که تحریم ها این جور… بله این ها واقعیت است در این حدش. ولی چرا به دنبال عامل اصلی نیستند؟ نیاوردند عامل اصلی…

من معتقدم عامل تمام بدبختی های ملت ایران از ۳۳ یا ۳۴ سال پیش تا حالا نظام ولایی است و تا موقعی هم که این نظام دستش از سر این ملت کوتاه نشود همه همین است.

آقای رحمانی، شما هم قبل از خروج از ایران و اعتراض های سال 88 دو بار زندانی شدیدو در کنار شماری از زندانیان امضا کننده نامه سرگشاده به رییس جمهوری آمریکا بودید و موافق این نامه هم هستید. اما برخی از منتقدان نامه چنانکه درگفته های آقای ملکی شنیدید می گویند که بهتر بود این 55 زندانی نامه خود را خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می نوشتند که به گفته آنها سرنوشت پرونده هسته ای در دستش است یا دست کم تاکید بیشتری بر روی سهم او در آچمز شدن پرونده هسته ای و وضع تحریم ها علیه ایران در هشت سال گذشته می گذاشتند. واکنش شما؟

اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است … از این نامه باید استقبال کرد.
تقی رحمانی فعال و زندانی سیاسی سابق (پاریس)
​​تقی رحمانی: این نامه را از این طرف ببینید. یک عده آمدند با توجه به انتخاب روحانی که پیام ملت بخشی از انتخاب آقای روحانی این بوده که گفته من می خواهم از جهان تنش زدایی کنم. خب نامه نوشتن به آقای خامنه ای ادامه دارد ولی این سئوال هم به طور غیرمستقیم درکنارش هست. اینها به روحانی خطاب کردند و به اوباما گفتند. اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است. از این منظر هم نگاه کنید.

یک پیام استراتژیک هم توی نامه هست. اینها به منظر حل مساله هسته ای رفتند. ما مسایل بسیار بزرگتری داریم. زندانیان در مورد آزادی هم نامه نوشته اند. ولی برای حل آن مساله باید مساله را زوم کرد و بزرگ کرد. الان آقای روحانی در مصاحبه اش گفت من اراده سیاسی دارم برای حل این مساله. این نامه نوشته شده…

من خلاصه بگویم ما جامعه مدنی ایران و دیگران بیایند این نامه را کامل کنند. به چه شکل؟ یعنی بیایند از این نامه استقبال کنند و بگویند هم به آمریکا و غرب بگویند اگر دستی واقعی برای مصالحه آمد شما پس نزنید و به دولت ایران هم بگویند که در این مذاکرات همانطور که خود آقای روحانی گفت شفاف برخورد کند. یعنی به قصد حل مساله برود. با توجه به اینکه آقای ولایتی توضیح داد مواقعی طرف غربی زده زیر میز و مواقعی هم تیم مذاکره کننده ایرانی از فرصت استفاده نکرده.

پس این نامه را می شود بسط داد. ولی یک مساله را در نظر بگیرید. زندانی تحت فشار… ببینید تحریم ها آنقدر سخت است که یک مرحله شیمی درمانی در ایران بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان است.

آقای رحمانی ممکن است خلاصه کنید؟

به طور خلاصه می شود گفت به نظر من این نامه جهت گیری که دارد باید ازش استقبال کرد و بعد به اصطلاح بهش بال و پر داد. ایرانی های خارج از کشور هم بیایند این نامه را بهتر کنند. یعنی بگویند هم دولت ایران و هم غرب شفاف برای حل مساله بروند چون این خواست جامعه مدنی ایران است.

ممنون. نامه سرگشاده این 55 زندانی سیاسی ایران بلافاصله ترجمه و در روزنامه گاردین بریتانیا چاپ و منتشر شد و در برخی منابع خارجی هم بازتاب یافت. آقای آهی، شما در کنار فعالیت سیاسی برای آنچه برگزاری انتخابات آزاد و تغییر و گذار به دموکراسی توصیف شده در خارج از کشور مناسبات تهران و واشنگتن را طی سالها به دقت دنبال کردید و می کنید. نگاه محافل سیاستگذاری خارجی دست کم نزدیک به باراک اوباما به درخواست رفع تحریم علیه ایران از سوی این 55 زندانی از رییس جمهوری آمریکا چگونه است و چه می تواند باشد؟

این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر.
شهریار آهی — فعال سیاسی و تحلیلگر روابط ایران و آمریکا (استکهلم)
​​شهریار آهی: یک عده توی شورای امنیت آمریکا و دستگاه اطلاعاتی به شدت نگران این هستند که با فشار روزافزون این تحریم ها نظر مردم ایران به آمریکا عوض شود. آمریکا البته همیشه شاهد این بوده که این نظام ۳۵ سال است با شعار مرگ بر آمریکا نمازهای جمعه و جلسات دیگر را برگزار کرده و هر جا توانسته سرباز آمریکایی کشته و هر جایی توانسته مخالفت کرده با منافع آمریکا.

بنابراین ایران را تحت جمهوری اسلامی دوست خودش نمی بیند و مشکلاتی دارد. این مشکلات را نمی شود ندیده گرفت اگر آدم می خواهد نامه بنویسد که اثر بگذارد. البته این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر. مثل بسیار نامه های از این قبیل. چرا؟

دو پیش فرض در سیاست خارجی آمریکا الان هست. یکی این که مذاکره بدون فشار نتیجه نمی دهد. این نتیجه تجربه سال اول اوباما بود. دوم این که وقت خیلی کم است پس فشار باید زیاد باشد. این دو پیش فرض را مفروض را یا باید جواب داد، گفت توهم است، ثابت کرد که واقعیت ندارد یا اینکه به عنوان یک داده گرفت و بر فراز آن یک پیشنهادی داد.

من فکر می کنم خیلی بهتر بود اگر پیشنهادهای مشخصی داده می شد. به حرفهای دکتر ملکی مثل همیشه چیزی نمی توانم اضافه کنم ولی به بهترین وضع این را گفتند. آمریکا با دو نوع مخالفی که در صحنه بین المللی داشته دو نوع تجربه داشته. یکی کشورهایی مثل روسیه و آفریقای جنوبی که معترضان به حکومت از آمریکا خواسته بودند که فشار را روی امر حقوق بشر و آزادی بیشتر کند. یکی حکومت هایی مثل آلمان و ژاپن در زمان جنگ و قبل از جنگ جهانی دوم که از مردم آن هیچ صدایی نمی شنید. خب با نوع اول اختلافات آمریکا به صورت مسالمت آمیز و صلح حل و فصل شد. با نوع دوم به جنگ انجامید.

اگر آمریکا احساس کند که مخالفان جمهوری اسلامی مخالف سیاست های جمهوری اسلامی نیستند و فشار را روی آقای اوباما می خواهند بیاورند و نه حکومت خودشان، من فکر می کنم که کمکی به حل و فصل صلح آمیز این مساله نخواهد شد. مثل آلمان و ژاپن نه مثل روسیه و آفریقای جنوبی.

همان طور که دکتر ملکی گفتند درست این بود که ما مثل ساخاروف مثل ماندلا، مثل النا بائنر عمل کنیم، مثل شرانسکی عمل کنیم و نه مثل ژاپنی ها و آلمانی ها.

آقای ملکی، یکی از دلایلی که ۵۵ زندانی سیاسی ایران آوردند در نامه شان به رییس جمهوری آمریکا برای رفع تحریم و فرصت دادن به دیپلماسی، این است که به نوشته آنها تحریم ها سبب بسته شدن فضای سیاسی داخلی هم می شود، به ویژه که الان با این وضعیت جدید که حسن روحانی انتخاب شده ناهمگون است به نظر آنها. به اضافه اینکه به نظر آنها ضرر تحریم بیشتر از همه به قشرهای آسیب پذیر جامعه می رسد. نظر شما در این باره چیست؟

تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت
محمد ملکی
​​من خیلی فشرده بگویم. مگر الان وضع ایران چگونه است؟ الان بچه ها از زندان نامه می نویسند. اینها که از باغ و چمن نامه نمی نویسند. این وضع فعلی ایران است. بعد هم از آن طرف در نظر بگیرید. آقای روحانی می آید یکی از (من خودم — در زندان — بودم دیدم) می آید یکی از جانی ترین افراد را به عنوان وزیر دادگستری خودش معرفی می کند. من به دیگران کاری ندارم. در یک چنین شرایطی ما دنبال چه هستیم؟ چرا از گذشته عبرت نمی گیریم؟

بازهم تکرار می کنم. نمی خواهم وقتتان را بگیرم. کسانی که این نامه را امضا کردند مطالعه کنید تمام شان کسانی هستند که همکاران آقای خاتمی هستند یا دوستانی که وزرا یا وکلایشان… اما شخصیت هایی که مورد احترام مردم هستند، شخصیت هایی که به نظر مردم رهبران آینده مملکت هستند، مثل زیدآبادی، خانم ستوده، سلطانی، سیف زاده، مجید توکلی، دادخواه اینها توی نامه نیستند. یعنی نشان می دهد که اینها معتقد به همچو نامه ای نیستند.

تکرار می کنم. تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت و مملکت و شرایط روز به روز بسته تر خواهد شد، برای اینکه روز به روز مردم هشیارتر می شوند، بیدارتر می شوند و عکس العمل نشان خواهند داد.

آقای رحمانی، صحبت های آقای ملکی را شنیدید. البته در کنار امضا کنندگانی که آقای ملکی نام بردند کسانی هم هستند که از طیف سیاسی خود شما آقای رحمانی و آقای ملکی هم هستند. ولی به نظر منتقدان فعالیت های ضد تحریم اولا سرنوشت پرونده هسته ای ایران در دست حسن روحانی نیست بلکه در دست رهبر جمهوری اسلامی ایران است. ثانیا از نظر آنها سیاست تقویت دولت حسن روحانی علیه تحریم ها چنان که در گفته های آقای ملکی هم پژواک آن را شنیدید مثل سیاست بعضی لنینیست ها و اسلام گرایان در آغاز انقلاب در تقویت روحانیت حامی آیت الله خمینی و آنچه خط امام نامیده می شد می تواند دومرتبه دودش به چشم شما و این 55 زندانی و فعالان سیاسی به حاشیه رانده شده و خارج از حاکمیت در ایران برود و تحریم ها کاهش پیدا کند از نظر اینها اما حاصل برعکس گشایش سیاسی افزایش سرکوبی ها باشد. واکنش شما؟

این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.
تقی رحمانی
​​به نظر من این اتفاق نمی افتد. شما اگر جامعه مدنی دارید این جامعه مدنی نهاد می خواهد. این جامعه مدنی پیام دارد. پیامش هم این بود که آقای خامنه ای عقب نشست. حالا تسلیم نشد ولی عقب نشست. عقب نشینی اش هم این بود که صریح گفت من خواستار مذاکره هستم ولی طرف غربی اهل مذاکره نیست.

ما می دانیم که این طرف هم آقای نتانیاهو هست لابی قدرتمند آمریکا که این هم سنگ می اندازد در مذاکرات. ولی یک نکته محوری وجود دارد. الان اراده سیاسی برای حل مشکل وجود دارد. ولی من یک نکته هم به حرف آقای آهی دارم. به این راحتی هم نیست که ایرانی که در منطقه خاورمیانه است مثل ژاپن یا آلمان حل کنند. الان خاورمیانه یک بشکه باروت است. ایران ناامن مساله را بدتر می کند.

سیاست ایران این است که اگر آقای روحانی شکست بخورد ما به طرف کره شمالی شدن برویم. در سیستم کره شمالی جامعه مدنی ایران آب می شود. هیچ گروهی هم در حال حاضر توان تغییر دولت ایران را ندارد. بحث توازن قواست. شما با یک جریان راست افراطی طرف اید که پول نفت دارد از حمایت چین و شوروی برخوردار است و می تواند با سازمان سرکوب خودش کشور را کنترل کند. حالا این دوستان با توجه به بضاعت و منافع خودشان، — تاکید می کنم، منافع خودشان — می گویند آقا راه دموکراسی در ایران تدریجی اینگونه باز می شود. بحث این است.

ما به آقای خامنه ای می خواهیم بگوییم تو صدام نشو چون ما نمی خواهیم مثل مردم عراق شویم. حالا آن طرف هم اگر منافع آمریکا اقتضا می کند که ایران کره شمالی شود خب ما مشکل خواهیم داشت. یا اینکه ایران بشود عراق کل منطقه ناامن می شود.

الان طوری شده که عربستان شده بازیگر منطقه. عربستان در درون حکومتش نه دموکراسی هست نه جناح هست نه حداقل حقوق شهروندی هست. به این خاطر به نظر من در این نامه فرض های پنهانی وجود دارد. این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.

اگر آقای اوباما دستی دراز کند و آقای روحانی دست ایشان را رد کند آن موقع جامعه مدنی به آقای روحانی اعتراض خواهد کرد. یک بازی پیچیده سیاسی است. به نظر من دموکراسی این جوری پیش می رود.

آقای آهی، به نظر شما نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما در چه صورتی می تواند برای بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران مفید و موثر واقع شود؟

اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد.
شهریار آهی
​​اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد. ولی فقط در این صورت که آقای اوباما که مخاطب بوده دراین نامه ببیند که این عده اثری هم روی سیاست داخل ایران دارند. فشاری هم روی مخالفان آنهایی که می خواهند مساله ایران حل شود در داخل ایران هست. افشاگری علیه آنها می کنند. مقاومت هایی را که درمقابل طرح های سازنده برای حل این مشکل که مسلما از طرف دولت دکتر روحانی مطرح خواهد شد افشاگری خواهند کرد به مردم خواهند گفت که چه کسی مقاومت می کند در داخل ایران در مقابل حل این مساله. آن وقت می تواند سودمند باشد.

آقای ملکی، پیش از ۵۵ زندانی سیاسی ایران، موسی غنی نژاد اقتصاد دان مدافع بازار آزاد و سعید لیلاز روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی طیف کارگزاران سازندگی خواستار شکل گیری جنبش ضد تحریم با کمک فعالان جامعه مدنی و مستقل از دولت وحاکمیت شده بودند. به نظر شما زمینه شکل گیری چنین جنبشی در ایران فراهم است یا نه؟

من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت … فقط شخص خامنه ای می تواند مساله تحریم را حل کند.
محمد ملکی
​​من شرایط را نمی بینم که جنبش مدنی علیه تحریم ها به وجود بیاید. البته تحریم ها همه مخالفش هستند. من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت.

این تحریم ها را فقط می تواند یک نفر حلش کند. آن هم شخص خامنه ای است. این که از خودخواهی و حرف های بیخود زدن بیاید پایین واقعیت ها را بپذیرد. راه این است.

آقای رحمانی، در شرایطی که میان طیف های رنگارنگ مخالف و منتقد حکومت حتی درون یک طیف مثلا طیف شما و آقای ملکی بر سر مفید و موثر بودن کاهش و رفع تحریم های بین المللی علیه ایران تفاوت نظر هست، چگونه یک جنبش ضد تحریم که شما هم از حامیانش هستید می تواند شکل بگیرد؟

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود.
تقی رحمانی
​​جامعه ایران می تواند بیاید این اختلافات را حل کند. الان موج نامه نگاری به آقای روحانی برای اینکه جامعه مدنی ایران تقویت شود، وزرا تایید شوند راه افتاده. همان جوری که این بخش اکثریت مردم آمدند به آقای روحانی رای دادند. راهی برای نجات از این بحران پیدا کردند. به نظر من خواست عمومی جامعه مدنی ایران که هنوز نهاد قدرتمند مدنی ندارد می تواند به این شکل بدهد.

واقعیت این است که خود دکتر ملکی هم با تحریم ها مخالف است. بحث روی راه حل مناسب است. راه حل ها می توانند به وسیله مردم در نهایت انتخاب شوند. توان مردم ایران و توازن قوای سیاسی استراتژی آدم را مشخص می کند.

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود. فضا می تواند شکل بگیرد.

آقای آهی، اصلا زمینه این هست که چنانچه ۵۵ زندانی سیاسی ایران در این نامه از باراک اوباما درخواست کردند او بتواند در سیاست تشدید تحریم علیه ایران تجدید نظر کند و طبق درخواست آنها کاری کند که ۴۰۰ نماینده کنگره آمریکا متقاعد شوند که مصوبه اخیر تشدید تحریم معوق بماند و برای اجرایی شدن به سنا و بعد به خود رییس جمهور آمریکا محول نشود؟

دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند… منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.
شهریار آهی
​​حساب دو دو تا چهارتا می گوید خیر. برای اینکه ۴۰۰ به ۲۰ خیلی نسبت بزرگی است. سه چهارم نمایندگان مجلس سنا هم نامه ای در این جهت به اوباما نوشته اند. بنابراین آقای اوباما بیشتر از دو ثلث مخالف دارد برای سیاست های خودش. ولی می تواند به تعویق بیاندازد. یعنی زمان تنفیذ این مصوبه مجلسین را یک قدری عقب بیاندازد. فرصت بدهد که خودش می خواهد. آقای روحانی هم گفته در اسرع وقت باید این مساله حل شود.

من فکر می کنم که دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند. هم خودش موفقیت های درخشانی داشته با رسیدن توافق با غرب در عین حال حفظ منافع ایران. وزیر خارجه ای هم که انتخاب کرده مهارت های زیادی دارد. منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.

آمریکایی ها فکر می کنند ما با کوبا مشکل داریم. آیا می توانید تصور کنید که یک عده از مردم آمریکا به فیدل کاسترو یا رائول کاسترو نامه بنویسند؟ به رییس جمهور خودشان نامه می نویسند. به حکومت خودشان فشار می آورند. چرا ایرانی ها این کار را نمی کنند؟ همانطور که دکتر ملکی گفتند.

آقای رحمانی مثل اینکه شما می خواهید در پایان دو جمله ای بیافزایید. خیلی کوتاه.

قبل از این، نامه به مقامات جمهوری اسلامی نوشته شده و (این گونه اقدامها) باز هم ادامه خواهد داشت.
تقی رحمانی
​​
نامه به مقامات ایران نوشته شده بارها و بارها. این تفریبا دو طرفه است. این نامه درمقطع خاصی نوشته شده. بعد از نظر آقای خامنه ای بعد از موضع آقای روحانی، بعد از رای مردم ایران. قبل از این هم نامه نوشته شده به مقامات جمهوری اسلامی و بازهم ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Aug 11 2013

وضعیت نگران‌کننده یک زندانی بهایی در رجایی‌شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: وضعیت جسمی سعید رضایی از مسئولان سابق جامعه بهاییان ایران وخیم گزارش می‌شود. وی که از پنچ سال پیش زندانی است، بلافاصله پس از عمل جراحی قلب در بیمارستان به زندان رجایی‌شهر بازگردانده شده است.

وبسایت “هرانا”، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از وضعیت نامطلوب جسمی یک زندانی بهایی در زندان رجایی‌شهر گزارش داده است.

سعید رضایی یکی از هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران است که ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ همراه با پنج نفر دیگر از اعضای این جامعه در یورش ماموران امنیتی به خانه‌هایشان دستگیر شد.

به نقل از “کمپین صلح فعالان در تبعید”، سعید رضایی در آغاز ماه مرداد به دلیل بیماری گوارشی به بیمارستان منتقل شده اما معاینات روشن ساخته‌اند که وی علاوه بر مشکلات گوارشی، به گرفتگی شدید عروق نیز مبتلاست و باید عمل شود.

کمپین یاد شده می‌نویسد که سعید رضایی با وجود تاکید پزشکان مبنی بر مراقبت‌های ویژه در محیطی آرام به مدت یک ماه، روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ دوباره به زندان رجایی شهر منتقل شده است.

سعید رضایی در پنج سال زندان خود، هیچگاه به مرخصی نرفته و از مدت‌ها پیش همراه برخی از زندانیان سیاسی مرد، از اوین و دیگر زندان‌های ایران به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شده است.

دادسرای امنیت تهران، در بهمن ماه ۱۳۸۷ برای سعید رضایی و شش عضو دیگر جامعه بهاییان ایران، به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” قرار مجرمیت صادر کرد. این گروه در ۱۳۸۹، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، هر یک به ۲۰ سال زندان محکوم شدند.
هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران، سعید رضایی (نشسته، سمت راست)

مجموعه فعالان حقوق بشر از سپری کردن دوران نقاهت سعید رضایی در زندان ابراز نگرانی کرده‌اند. زندانیان سیاسی در بند ۴ سالن ۱۲ رجایی‌شهر نگاهداری می‌شوند که به گفته آنها، شرایط بهداشتی مناسبی ندارد. این بند با تراکم بالای زندانی، در تابستان تنها با دو کولر آبی خنک می‌شود.

ده‌ها بهایی در زندان‌های ایران

به گزارش واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۲، دستکم ۶۳ بهایی در زندان‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها در بند بوده‌اند. ۱۵ نفر از این عده زنان بهایی هستند که شش نفرشان در بند زنان اوین به سر می‌برند. زندانیان بهایی در شهرهای تهران، کرج، سمنان، مشهد، شیراز، آمل و اردبیل نگاهداری می‌شوند.

بیشترین میزان حبس به مدیران پیشین جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان تعلق گرفته و میانگین احکام صادره علیه سایر زندانیان چهار الی پنج سال است.
DW.DE
مجلس آلمان خواستار آزادی فوری رهبران بهایی شد
آنجا که یک بهایی گوری برای تدفین ندارد
بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ تیغ

جامعه بهاییان ایران، شامل دو زن و پنج مرد، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را برعهده داشت. هفت مسئول دستگیرشده این جامعه اعضای “محفل غیررسمی بهاییان ایران” مشهور به “گروه یاران” بودند.

چند ماه پس از دستگیری این هفت نفر، اتهام تهدیدکننده “مفسد فی‌الارض” به پرونده آنها افزوده شد که خطر مرگ و اعدام برای آنها داشت. این اتهام بعدا از کیفرخواست آنها حذف شد. این هفت تن، فریبا کمال‌آبادی،جمال‌ الدین خانجانی، عفیف نعیمی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی و مهوش ثابت نام دارند.

وکلای پرونده این هفت نفر، شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند بودند که دو تن از آنها (شیرین عبادی و مهناز پراکند) از کشور خارج شده‌اند و عبدالفتاح سلطانی نیز خود به زندان افتاده است.

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد سرکوب و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.
خانه تخریب شده یک بهایی درآباده

دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند و در ادارات و شرکت‌ها نیز به آنها کار نمی‌دهند. بیشتر بهاییان ایران به مشاغل آزاد مشغول‌اند اما به محل کار آنها نیز همانند گورستان‌هایشان، حمله می‌شود.

هجوم و تخریب خانه‌های بهاییان، یکی از نمونه‌های رایج سرکوب و آزار این اقلیت دینی در ایران است. گروه‌های سازمان‌یافته فشار، به گور بهاییان نیز رحم نمی‌کنند و سنگ قبر آنها را می‌شکنند. در پاره‌ای موارد نیز، جنازه یک بهایی به دلیل صادر نکردن جواز دفن، روی دست بازماندگان او مانده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .