اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Oct 07 2016

عفو بین الملل: گلرخ ابراهیمی برای داستانی چاپ نشده به زودی روانه زندان می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین الملل روز پنجشنبه ۱۵ مهر در بیانیه‌ای هشدار داد که گلرخ ابراهیمی، نویسنده و فعال حقوق بشر به خاطر نوشتن داستان منتشر نشده‌ای در مورد سنگسار به جرایم متعددی از جمله «توهین به مقدسات اسلام» محکوم شده و به زودی برای طی دوران حبس ۶ ساله‌اش راهی زندان خواهد شد.

فیلیپ لوثر از مسئولان بخش خاورمیانه سازمان عفو بین الملل گفت: «جرایم گلرخ ابراهیمی مضحکند. او صرفا به خاطر نوشتن داستانی که حتی چاپ نشده، به زبانی دیگر فقط به خاطر تخیلش، به شش سال حبس محکوم شده است.»

وی اضافه کرده است: «مقامات حکومت ایران به جای زندانی کردن زن جوانی که به شکل مسالمت آمیز از حقوق بشری مشروع خود برای ابراز مخالفت با سنگسار استفاده کرده باید روی لغو کامل این نوع مجازات تمرکز کنند که مصداق شکنجه است. تداوم اجرای این نوع مجازات و توجیه آن تحت عنوان پاسداری از اخلاق منزجر کننده است.»

گزارش حاکی است که دو رروز مرکز اجرای احکام از طریق تلفن با گلرخ ابراهیمی تماس گرفته و به او دستور داده تا برای شروع دوره ۶ ساله زندان به جرم «توهین به مقدسات اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» خود را به زندان اوین معرفی کند.

او به خاطر نوشتن داستان تخیلی که حتی منتشر نشده در دادگاه اولیه به ۶ سال زندان محکوم شد. در این داستان واکنش‌های عاطفی یک زن جوان هنگام تماشای فیلمی به نام «سنگسار ثریا. م» توصیف می‌شود که سرگذشت یک زن سنگسار شده به جرم روابط جنسی را نشان می‌دهد. بیننده پس از تماشای فیلم چنان خشمگین می‌شود که نسخه‌ای از قرآن را می‌سوزاند.

این داستان منتشرنشده روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۴ هنگام بازداشت گلرخ ابراهیمی همراه همسرش آرش صادقی در محل کارشان در تهران توسط ماموران سپاه پاسداران کشف شده است. ماموران حکم بازداشت آن‌ها را نشان ندادند ولی این زوج را به منزلشان برده و پس از بازرسی خانه تعدادی از وسایل آن‌ها از جمله کامپیو‌تر، دفترچه‌های یادداشت و چند سی دی را با خود بردند.

سپس آرش صادقی، فعال حقوق بشر را به زندان اوین و گلرخ ابراهیمی را به یکی از مراکز بازداشت مخفی منتقل کردند. پس از یک شب او نیز به یکی از بخش‌های زندان اوین منتقل شد که زیر نظر سپاه پاسداران است. او مدت ۲۰ روز بدون داشتن ملاقات با خانواده، حق دسترسی به وکیل و یا محاکمه در اوین زندانی بود و سه روز اول را در سلول انفرادی طی کرد.

گلرخ ابراهیمی گفته است که در دوران بازداشت ساعت‌های طولانی در حالیکه چشم بند به او زده بودند مورد بازجویی قرار گرفته و بازجویان او را تهدید می‌کردند که به خاطر «توهین به اسلام» اعدام خواهد شد. او صدای بازجویی از همسرش و تهدیدهای مشابهی علیه او در سلول کناری را می‌شنید. آرش صادقی نیز گفته است در دوران بازداشت شکنجه شده و بازجویان او را با لگد می‌زدند، به سرش مشت می‌کوبیدند و‌گاه تا مرز خفگی گلوی او را می‌فشردند.

گلرخ ابراهیمی در دو جلسه کوتاه دادگاه انقلاب تهران بدون وکیل محاکمه شده است. اولین وکیل که تحت فشار کناره گیری کرد و به وکیل دوم اجازه ندادند پرونده او را مطالعه کند و یا در دادگاه از او دفاع کند. به او اجازه داده نشد در دادگاه از خود دفاع کند چون جلسه اول دادگاه به پرونده همسرش اختصاص یافت و هنگام جلسه دوم او در بیمارستان بستری بود و نتوانست در جلسه دادرسی شرکت کند.

فیلیپ لوثر می‌گوید: «دادگاه گلرخ ابراهیمی نمایشی بود. او از حق دفاع از خود برخوردار نبود و حکم او از قبل تعیین شده بود. این تازه‌ترین نمونه از زیرپا گذاشتن عدالت و نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران است.»

این مقام عفو بین الملل تصریح کرده است:«ما از مقامات مسئول می‌خواهیم بلادرنگ حکم زندان گلرخ ابراهیمی و همسرش آرش صادقی که به خاطر استفاده از حق مشروع خود برای آزادی بیان از ماه ژوئن زندانی شده است را لغو کنند. حکومت ایران با بکارگیری روش های سرکوبگرانه و بی‌رحمانه قصد دارد نسلی از فعالان جوان را حذف کند.»

No responses yet

Oct 07 2016

مجازات‌های دوگانه در انتظار دختر بدن‌ساز و ۴ مربی ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس فدراسیون بدن‌سازی ایران از تعلیق فعالیت‌های دختر بدن‌ساز و ۴ مربی مرد خبر داد. پرونده آنها در دستگاه قضایی نیز به جریان افتاده است. به گفته رئیس فدراسیون، فعالیت‌های بدن‌سازی زنان مغایر با ارزش‌های نظام اسلامی است.

ناصر پورعلی‌فرد، رئیس فدراسیون بدن‌سازی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا در روز سه‌شنبه ۱۳ مهر (۴ سپتامبر) درباره آخرین وضعیت پرونده دختر بدن‌ساز و مربیان مرد که به دلیل انتشار عکس‌های‌شان در صفحات مجازی به دادسرا احضار شده‌اند، گفت: «هر تصمیمی که قوه قضاییه در این رابطه بگیرد، ما از آن تبعیت خواهیم کرد.»

پیشتر مقامات قضایی و رسانه از احضار دو دختر بدن‌ساز و ۴ مربی مرد به دادسرای تهران خبر داده بودند.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران نیز پیشتر گفته بود که برای شرکت “دو زن” در مسابقات غیررسمی در خارج کشور پرونده قضایی تشکیل شده است. به گفته جعفری دولت‌‌آبادی رفتارهای این دو زن “ناشایست” و پوشش آنان نیز “نامناسب و خلاف موازین” بوده است.

بیشتر بخوانید: دو زن بدن‌ساز ایرانی به دادسرا احضار شدند

پورعلی‌فرد تصریح کرد که این افراد بدون هماهنگی فدراسیون بدن‌سازی به مسابقه‌ای در خارج از کشور رفته‌اند. وی افزود: «من در جریان نام آن کشور و چگونگی انجام مسابقه‌ها نبوده و نیستم. فعلا فعالیت این افراد به حالت تعلیق درآمده و احکام‌شان باطل شده است.»

با توجه به سخنان پورعلی‌فرد مجازات‌های دوگانه‌ای از سوی قوه قضاییه و فدراسیون بدن‌سازی در انتظار دختر بدن‌ساز و مربیان ایرانی است. تعلیق فعالیت‌های ورزشی آنان تنها نخستین تنبیه این افراد از سوی فدراسیون بدن‌سازی محسوب می‌شود.

مغایرت اندام‌سازی زنان با ارزش‌های نظام

رئیس فدراسیون بدن‌سازی تاکید کرد: «بارها اعلام کرده‌ایم که در زمینه پرورش اندام بانوان فعالیتی نداریم زیرا با ارزش‌های نظام مغایرت دارد.»

پورعلی‌فرد تصریح کرد که اگر بار دیگر موردی در این رابطه دیده شود یا در شبکه‌های مجازی خبرهایی در این زمینه منتشر گردد، افراد خاطی به “دستگاه‌های نظارتی” معرفی خواهند شد.

رئیس فدراسیون بدن‌سازی افزود: «زمانی که حکم این افراد اعلام شد، خودمان هم جلسه کمیته ‌انضباطی را برگزار می‌کنیم.»

Iran Bodybuilderin Shirin Nobahari (asriran.com) شیرین نوبهاری، یکی از ورزشکاران موفق در بدن‌سازی

وی در رابطه با ورزش بدن‌سازی مردان هم تصریح کرد که ضرورتی ندارد که مردان در مسابقات خارج کشور شرکت کنند.

او گفت که در ۳۰ مهرماه مسابقاتی در سه رشته و ۵ وزن در تهران برگزار خواهد شد. رئیس فدراسیون بدن‌سازی افزود: « به جای حضور در مسابقه‌های خارجی و صرف هزینه‌های گزاف، ورزشکاران ما می‌توانند با هزینه‌ای بسیار کمتر در کشور خودمان به مصاف حریفان خود بروند و ما نیز سعی می‌کنیم مقدمات حضور ورزشکاران‌مان را در این تورنمنت مهیا کنیم.»

به گفته برخی زنان و دختران بدن‌ساز ایرانی به علت نبود حمایت از ورزشکاران زن و عدم برگزاری مسابقات راهی جز شرکت در مسابقات خارجی باقی نمی‌ماند.

هنوز روشن نیست که فدراسیون جهانی بدن‌سازی درباره تنبیه و مجازات ورزشکاران زن ایرانی چگونه موضع‌گیری خواهد کرد.

شیرین نوبهاری، یکی از زنان موفق در رشته پرورش اندام نیز پیشتر از منتقدان خواسته بود که “زاویه دیدشان” را نسبت به این ورزش تغییر دهند.

بیشتر بخوانید: ورزش اول جوانان ایران “پرورش اندام” است

نوبهاری در گفت‌وگو با روزنامه قانون در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون در مسابقه‌ای هم شرکت کرده گفت: «د‌ر د‌اخل ایران که اصلاً بیان چنین موضوعی، مخالفان خود‌ش را د‌ارد‌. اگر کسی بخواهد ‌مسابقه بد‌هد‌ باید ‌برود ‌خارج از کشور که آن هم بد‌ون مشکل نیست و شاید‌اصلاً نتوانی بعد ‌از مسابقه برگرد‌ی. برنامه‌ریزی این را د‌ارم که د‌ر سال جد‌ید‌ی که بیاید ‌مسابقه د‌اشته باشم.»

No responses yet

Oct 04 2016

شکایت جیسون رضائیان علیه ایران در دادگاه فدرال آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: جیسون رضائیان خبرنگار روزنامه آمریکایی واشنگتن پست و خانواده اش، روز دوشنبه از شکایت علیه دولت ایران به دادگاه فدرال آمریکا خبر دادند.

به نوشته واشنگتن پست رضائیان در این دعوی ادعا می کند که طی ۱۸ ماهی که در ایران بازداشت بود، در تلاش تهران برای تاثیرگذاری در روند مذاکرات اتمی با غرب، به گروگان گرفته شده و تحت شکنجه روحی قرار گرفته است.

این شکایت که در دادگاه واشنگتن پایتخت آمریکا ثبت شده می گوید ایران برای بدست آوردن دست بالا در مسئله تبادل زندانیان و همچنین امتیازگیری و اخاذی از دولت آمریکا در مذاکرات اتمی برای لغو تحریم ها، از رضائیان استفاده کرده است.

در متن شکوائیه آمده است که مقامات ایران بارها به جیسون رضائییان و همسرش گفتند که رضائیان دارای «ارزش» چانه زنی برای تبادل زندانیان با آمریکا دارد. یگانه صالحی همسر جیسون رضائیان نیز برای بیش از دو ماه بازداشت شده بود.

این شکایت نامه همچنین مواقع کلیدی در مذاکرات اتمی را به رفتار رضائیان در نظام قضایی مرتبط می سازد؛ از بازداشت گرفته تا اعلام جرم و محکومیت و بالاخره آزادی او در روز اجرای توافق اتمی.

در متن شکایت آمده: «برای تقریبا ۱۸ ماه، ایران با هدف بدست آوردن اهرم مذاکره و در نهایت تبادل با آمریکا در ازای چیزی با ارزش برای ایران، جیسون را بازداشت و ارعاب کرد.»

در این شکوائیه، جیسون رضائیان، برادرش علی رضائیان، و مادرشان مری رضائیان با استناد به قانون «استثناء تروریسم» در بند مصونیت خارجی، خواستار مقدار نامشخصی غرامت در ازای صدماتی که متحمل شده اند گشته اند.

طبق این قانون شهروندان آمریکایی از شکایت علیه دولت های خارجی در دادگاه های آمریکایی منع شده اند اما استثناهایی برای فعالیت های تروریستی، شکنجه، و گروگان گیری از سوی دولت های خارجی از جمله ایران در نظر گرفته شده است.

وزارت خارجه ایالات متحده، حکومت ایران را حامی تروریسم می داند و شکایت جیسون رضائیان، تمامی سه مورد بالا را دربر می گیرد.

جییسون رضائیان و همسرش در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۴ در منزل خود در تهران بازداشت و به زندان اولین منتقل شدند. یگانه صالحی ۷۱ روز بعد با وثیقه ۳۲ هزار دلاری آزاد شد. رضائیان اما پشت درهای بسته محاکمه و به جاسوسی متهم شد.

بر اساس شکایتنامه، رضائیان و صالحی بارها در دوران طولانی بازداشت و بازجویی هدف سوءاستفاده های جسمی و روحی قرار گرفتند، از جمله تهدید به اعدام، افکندن به سلول انفرادی و بیخوابی. همچنین به هر یک از آنها گفته شده بود که آن دیگری یا دیگر اعضای خانواده شان در ایران را اعدام کنند.

واشنگتن پست به نقل از متن شکایت می گوید فشارها آنقدر زیاد بود که رضائیان، برادرش و همسرش جداگانه به خودکشی فکر کردند. جیسون رضائیان در حال حاضر دانشجوی بورسیه در دانشکده نیمن در دانشگاه هاروارد است.

No responses yet

Oct 03 2016

بدلیل شرکت در «پارتی شبانه» و فعالیت در حوزه مد ۴۶ نفر در خراسان رضوی بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دیگربان: ۴۶ نفر در نیشابور و مشهد به خاطر شرکت در دو «پارتی شبانه» و فعالیت در عرصه مدلینگ بازداشت و ۱۷ نفر دیگر احضار شدند.

علی‌اکبر حسینی٬ فرمانده بسیج شهرستان «نیشابور» گفته نیرو‌های بسیج با شناسایی دو «پارتی شبانه» اقدام به بازداشت شرکت‌کنندگان این برنامه‌ها کردند.

حسینی افزوده «افراد شرکت‌ کننده در این دو پارتی به جرم مصرف مشروبات الکلی و ارتباط نامشروع مورد پیگیری قضایی هستند.»

مهدی خدابخشی٬ جانشین سرپرست دادسرای مشهد هم از بازداشت شش نفر از گردانندگان اصلی «شبکه‎های سازمان یافته مدلینگ» در این شهر خبر داده است.

خدابخشی افزوده در این ارتباط ۱۷ نفر دیگر به دادسرا احضار شده‌اند که در «در بین آنها عناصر بهاییت هم مشاهده می‎شوند.»

No responses yet

Oct 03 2016

رونده املاک نجومی؛ مدیر ایلنا تفهیم اتهام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مسعود حیدری٬ مدیر عامل ایلنا یا خبرگزاری کار ایران در پی شکایت پنج عضو شورای شهر تهران در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور یافت و تفیهم اتهام شد.

این خبرگزاری نوشته است که آقای حیدری در خصوص پرونده واگذاری املاک شهرداری با تخفیف‌ به برخی از اشخاص که به پرونده “املاک نجومی” معروف شده، به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” متهم شده است.

هادی ساعی، محسن پیرهادی، معصومه آباد، الهه راستگو و ابوالفضل قناعتی پنج نفری هستند که از مدیر عامل ایلنا شکایت کرده‌اند.

آقای حیدری یک هفته فرصت دارد تا مستندات خود را در ارتباط با پرونده واگذاری املاک شهرداری و اعضای شورای شهر به دادگاه ارائه دهد.

ایلنا از جمله رسانه‌های ایرانی است که گزارش‌های متعددی در مورد این پرونده منتشر کرده است و بارها با کسانی گفت‌وگو کرده که خواهان شفافیت در این پرونده و پیگیری قوه قضاییه شده‌اند.

امروز علی‌اصغر شفیعیان مدیر سایت انصاف‌نیوز نیز با شکایت برخی از اعضای شورای شهر به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد.

مسئولان قوه قضاییه ایران پیشتر هشدار داده بودند که با نویسندگان و سایت‌هایی که “اتهام‌های بی‌اساس” زده‌اند، برخورد خواهد شد.

ماه گذشته یاشار سلطانی٬ سردبیر سایت معماری‌نیوز که برای اولین‌بار گزارش واگذاری املاک ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شهرداری را منتشر کرده بود، بازداشت شد.

معماری نیوز و چند رسانه‌ دیگر ایرانی٬ شهرداری تهران را متهم کرده کرده‌اند که به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مأمور حراست، زمین‌هایی در مناطق شمالی تهران را با ۵۰ درصد تخفیف واگذار کرده است.

محمد باقر قالیباف٬ شهردار تهران و مهدی چمران٬ رئیس شورای شهر تهران این اتهامات را رد کرده‌اند و از قوه قضاییه خواسته‌اند با کسانی که با “اتهامات نادرست آبروی افراد را برده‌اند” برخورد کند.

No responses yet

Oct 01 2016

بازداشت های پر هزینه، در حاشیه آزادی هما هودفر

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

الف: هما هودفر هم تحت فشار/چانه‌زنی/پادرمیانی یا هر چیز دیگری که مشخص نیست روز گذشته آزاد شد.سخنگوی وزارتخارجه گفت او به دلایل انساندوستانه از جمله بیماری، آزاد شد و از طریق کشور عمان به کانادا بازگشت.

استاد بازنشسته دانشگاه کنکوردیا که معلوم نشد چرا او را گرفتند و چرا آزاد کردند. بنده نظر آنچنان مثبتی حتی به ایرانیان مذهبی مقیم کانادا ندارم چه برسد به ضد مذهب‌ها و یا ضد انقلاب‌هایی چون هما هودفر، فلذا اعتراضم از جهت دفاع از وی یا هم‌قطاران و هم‌فکران او نیست بلکه دلخوری‌ام از جهت بی‌تدبیری‌ها و کارهای بی‌ثمری است که در سال‌های اخیر بارها شاهد آن بوده‌ایم.

به نظرم این موضوع چند حالت بیشتر ندارد:

۱- یا این افراد دو تابعیتی جاسوس هستند، پس اگر هستند بعد دستگیری بدون ترس از خارجی‌ها با ارائه مدرک محاکمه شوند و به اشد مجازات برسند.

۲- یا مشکوک هستند و این شک در حدی است که ورودشان احتمال خطر برای کشور دارد، در این صورت سازمان‌های مربوطه در همان مبادی ورودی کشور آنها را برگردانند و به کشور راه ندهند.

۳- یا هیچ مدرکی بر علیه آنها وجود ندارد و فعالیت مشکوکی هم نداشته‌اند، در این صورت این بازداشت کردن‌ها برای چیست؟ اگر سوالی وجود دارد می‌شود به روش‌هایی چند جلسه صحبت «دوستانه» با آنها داشت و رفع شبهه کرد یا سوال پرسید و… دیگرنیازی به این بازداشتهای‌ پر سر و صدا و پر هزینه نیست.

این بازداشت های بدون محاکمه و بی‌سرانجام مثل سوهانی می‌مانند که ارباب رسانه‌های استکبار مدام بر آبروی نظام و کشور می‌کشند. مدام از ایران تصویری ناامن به جهان مخابره می‌کنند و ایران هراسی را تقویت می‌نمایند. همچنین نیروهای علاقمند به نظام در داخل را نسبت به اقتدار کشور و سازمان‌‌های اطلاعاتی بدگمان می‌کنند.

علاقمندان به نظام از خود می‌پرسند اگر این‌ها جاسوس و مزدور بیگانه هستند چرا با یک فشار و یک جلسه محرمانه در سازمان ملل و جاهای دیگر آزادشان می‌کنید؟و اگر نیستند چرا دست به این اقدامات می زنیم؟

بدیهی است آنچه در این میان بدست می آید تضعیف اقتدار کشور و آبروی نیروهای اطلاعاتی است که با این بازداشت‌ها و رها کردن‌های مشکوک و سیاسی خدشه‌دار می‌شود.

تصاویر هما هودفر پس از آزادی در فرودگاه عمان

No responses yet

Oct 01 2016

تایید حکم ۷ سال زندان آتنا دائمی فعال حقوق کودک

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیدبان: آتنا دائمی، فعال حقوق کودک در صفحه توییتر شخصی‌اش نوشت که حکم ۷ سال زندانش تایید شده است.

براساس رای دادگاه او به “اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال زندان” محکوم شده است.

آتنا دائمی، در مهر ماه سال ۱۳۹۳ بازداشت شد. وی به مواردی از قبیل “توهین به رهبری”، “توهین به مقدسات”، “اجتماع و تبانی به قصد برهم‌ زدن امنیت کشور” و “مخفی کردن ادله جرم” متهم شده است.

ماموران امنیتی در هنگام بازداشت خانم دایمی گفتند “فعالیتش در شبکه‌های مجازی زیاد” بوده است.

خانم دائمی در دادگاه بدوی به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود.

No responses yet

Sep 23 2016

صدرا محقق‌ها و یاشار سلطانی‌ها در زندان؛ علیرضا پورصباغ‌ها آزاد و آسوده؛ نفوذ چیست و نفوذی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ملیون: محمدرضا شکوهی‌فرد

ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه‌ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آن وقت درک کنند صدرا محقق‌هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه‌ای و مدنی‌شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق‌شان زندان نیست

یک:
صدرامحقق، روزنامه نگار و دبیر سرویس اجتماعی شرق را بازداشت کرده اند، یکی از سالم ترین، صادق ترین و حرفه ای ترین روزنامه نگاران کشور، اتهامی هم که متوجه اش کرده اند چنان مضحک ست و لایتچسبک که حد ندارد.

چکیده ی رسما اعلام شده ی اتهام صدرا اینست: “نوشتنِ گزارش از معضلات داخلی کشور برای رسانه های بیگانه در قالب پروژه ی نفوذ”

همینقدر مضحک و مزخرف.

صدرایی که شرافت و تعهدش را هم در حرفه اش و هم درنگاه و نگرشش بارها ثابت کرده، صدرایی که جان و جهان سرشار از عشق به وطنش و تعهدش به آن همواره عیان بوده، یک روزنامه نگار به غایت حرفه ای و با اصول که حوزه ی مرکزی دغدغه هایش تهدیدهایی بود که به سبب ” سلسه ای از سو مدیریت ها، بی مسوولیتی ها و فسادهای بالادستی” منابع حیاتی کشورش را در معرض عوارض قرار داده.

(البته توی پرانتز ناگفته نماد که مراد از معضلات مبتلا به کشور و فسادهای بالادستی اصلا شهرداری تهران بزرگِِِ سردارِ رضاخانی و شرکا نیست و اصلا مگر پاک و مبرا ار اتهام فساد و فسق و فجور تر امارت خانِ خلبان تهران می توان یافت.، حاشا و کلا….
وضع حوزه ی زیست بوم و منابع طبیعی کشور هم به همین ترتیب بهشت است و بکر و برین و دست نخورده و فاقد کمترین موضوعیت برای توجه و تمرکز رسانه ای جماعت؛ به پاس زحمات شبانه ریزی مسوولان بی ربط و ذی ربط، ……..)

دو:
آنسوی آن شهر پرآشوب اما یک قلم به دست هتاکِ به نام #علیرضاپورصباغ پیدا می شود و می آید با خیالی آسوده از در پی نبودنِ هرگونه پیامد و پیگردی؛ هرزنامه ای بیمارگونه، مهوع و کثیف( چنانکه آدمی از فرط حیرت از خباثت و بی شرمیِ نویسنده خشکش می زند) علیه سه چهره ی فرهنگی سینمایی محترم کشور می نویسد و آنرا براحتی در نشریه ی فحاشی که ارشاد دو ماه پیش به اتهام یک فقره هتاکی دیگرعلیه هنرمندان و فرهنگیان کشور توقیف کرده بود منتشر می کند.

هفته نامه ی بدنام یالثارات، بنگاه هرزه پراکنیِ شناخته شده ای که بیش و کم از دو دهه پیش با رانت مستقیم گروه هایی خاص و البته با مرکزیت موسسه انتشاراتی کیهان و به نمایندگی از گروه موسوم به انصارحزب_ا… هر هفته با کوپنِ کاغذ کیهان از خورجین بیت المالِ ملت منظما منتشر می شود و حتی اگر مرجع رسمی حقوقی حکم به توقیف آن به هر جرمی از جمله هتاکی و بی حرمتی به شهروندان کشور داده باشد، انتشارش متوقف نشده و به هیچ نهاد حقوقی پاسخگو نبوده و نیست و روی گیشه ها منتظر مشتریانشً می ماند. (نمادی از یک وضعیت کمیک تراژیک هذیان آور)

یالثارات ها روز به روز دستشان را برای دهن کجی به قانون و اخلاق و عرف بازتر می بینند و هیچ اتفاقی نمی افتد،یعنی قرار نیست بیفتد؛ دست کم که نه؛ قطعا اینطور به نظر نمی رسد؛ چنانکه حمله و هتاکی و فحاشی و هرزه زبانی علنی علیه چهره های فرهنگی اجتماعی کشور را به رویه ی ثابت خود تبدیل کرده اند. آسوده و مطمین و تضمین شده ادامه می دهند و “علیرضاپورصباغ هم اکنون آزادانه دارد می چرخد و به ریش قانون و ملت و من وما و شما می خندد”.

سه:
هر چند طرح و توضیح این نکته ی سوم دست کم در شروع شاید قدری نه بلحاظ محتوا بلکه شکلا فانتزی و شلوغ به نظر برسد اما خب….

به نظر می رسد مسوولان نظریه پرداز یا دست اندرکار مبارزه با آنچه پروژه ی نفوذ دشمن عنوان می شود را باید دعوت کرد( دست کم واقعی هایشان؛ اگر اپسیلونی شهامت، صداقت و عزت نفس داشته باشند) در تعریف و فهم خود از “نفوذِ” موضوعه؛ اقلا قدری؛ چنانکه موثر افتد تجدید نظر کنند و مالا برای تحمیل این تجدید نظر بر آنهایی که باید، بکوشند چرا که شرایط شرایط خوبی نیست وبقولی در وضعیت حساس کنونی ی تری از هز زمان هستیم.

پرواضح است و منطقی که وقتی “در این موقعیت؛ و مشخصا “در این موقعیت ” از نفوذ حرف می زنیم باید در چارچوب کلانِ نزاع قابل رویتِِ قدرت یا قدرت های قدر بیرونی برای مخدوش کردن عناصر وحدت بخش دولت_ملتی به نام ” ایران ” حرف بزنیم؛ نه محدودتر، که البته در متن و حاشیه و ذیل خود ابعاد متعددی دارد.

گرنه یک امر واقعی و عینی آنهم تا به این حد محسوس و هشداردهنده را از پشت عینک (ایدیولوژِیِ صرف نگاریستن؛ انهم از نوع مطلقا کپک زده ضد سیاسی اش) نه تنها در فهم و تعریف ما از اصل مساله اختلال ایجاد می کند بلکه مالا به تقابل ما با اصل موضوع شکل احمقانه ای می دهد تا جایی که مثلا دوچرحه سواری زنان هم می شود یکی از نمادهای فعالیت هسته های دست اندرکار نفوذ (التماس شفای عاجل)، یا کنسرت استاد علیزاده می شود خود خود نفوذ! یا …..

(ده ها فعال مدنی و سیاسی و روزنامه نگار صادق و سالم و دلسوز کشور روزها، ماه ها و سالهاست قربانی همین نوع درک کاریکاتوریزه از امر امروز بمراتب واقعی تر و انضمامی تر نفوذ بوده اند و هستند).

نفوذی که مداوما در تعریفِ مراجع رسمی مطرح می شود؛ دست کم برخی محورهای حیاتی اش نه حول منافع ملی، یکپارچگی ایران و وحدت ملت بلکه با مرکزیت ایدیولوژی، نظام و هیات تعریف شده. و همین ممکن ست و محتمل که گند بزند به اول و آخر تقابل ما با اصل آن.

آنچه در این هنگامه ی نرسیده به بزنگاه در رابطه با نفوذ باید آقایان را حساس کند تدقیق عینی و نه صرفا ایدیلوژیکِ اهداف مشخص و صریج نفوذ و ردیابی پیگیرندگان آنست، “فروپاشی اجتماعی” بواسطه تهدیدهای متعدد در حوزه های مختلف؛ در واقع هسته ی مرکزی اهداف کارگردانان و پیمانکاران آنچه آقایان پروزه ی نفوذ عنوانش می کنند همین است. سرمایه گزاری تام و تمام برای هدایت کشور به سمت فروپاشی و اضمحلال اجتماعی. با استفاده از همه ظرفیت ها و فرصت های درونی و بیرونی…

در همین رابطه باید از این آقایان مسوول و متولی و نفوذ پژوه خواست به یک چند از هزاران پرسش نه چندان پیچیده ی مرتبط اگر نه پاسخ داده دست کم فکر کنند.

برای نمونه می توانند به این فکر کنند که مولفه ی ساده اما مهمِ “حفظ و گرامیداشت منابع و سرمایه های انسانی و فرهنگی کشور در جهت ارتقایِ بنیه و بنیاد وحدت؛ همبستگی؛ اعتماد و انسجام ملی” چه جایگاه مهم و تعیین کننده ای برای مقابله ی موثر با چنین #نفوذی (چنانکه کلیتش توصیف شد) می تواند داشته باشد؛ نفوذی که قاعدتا سرمایه گزارانش هدف غایی آنرا را هتک و هدم یکپارچگی ایران می توانند تعریف کرده باشند؛ که البته شواهد اخیر همین را تایید می کند.

مخدوش کردن چنین سرمایه ای اجتماعی ی در چه جهتی قابل ارزیابی ست؟ چه پیامدهای مشخصی را سبب می شود؟ جریان هایی که در این راستا حرکت می کنند، که به شکنندگی روانی و گسست و نا امیدی و تولید انزجار و بیزاری عمومی در جامعه دامن می زنند و دست کم روی آن سرمایه گزاری جدی می کنند کدامند؟

مثلا و فقط به عنوان یک مثال و صرفا یک مثال ، کمتر از ساعتی آقایان به این بیندیشند که ٱیا ردِ نفوذ و نفوذی را بهترست اول در مونیتور کردن انجام وظیفه حرفه ای و اخلاقی چند روزنامه نگار چون صدرامحقق بزنند که تمام همیت حرفه ای شان انعکاسِ معضلات حیاتی مبتلا بهِ کشور از جمله نوشتن از آسیب های تهدید کننده ی حوزه های استراتژیکی نظیر محیط زیست و میراث فرهنگی و پیگیری فسادهای کلان مسوولین بالادستی بود؟

یا نه؛ برعکس؛ دست کم یکی از رد و ربط های نفوذ و نفوذی را می توان و باید در ایجاد فضایی از سوی برخی نهادهای خاص و حکومتی زد که امکانات اطمینان بخشی را برای مانور عده ای افراد مشکوک الاحوال و عده ای لات ها و لمپنِ پشت سنگر ارزشها پناه گرفته مانند یالثاراتی ها و پورصباغ ها فراهم کرده اند تا سرمایه ها ی فرهنگی و منابع انسانی و اجتماعی ما را هدف قرار دهند و دلزدگی هنرمندان و فرهنگیان در بدو آن و تعریضِ و تسریِ بد بینی و بی اعتمادی و انزجار اجتماعی در امتدادش را موجب شوند.

واقعا نمی شود و منطقی تر نیست رد نفوذ و نفوذی را در عملکرد افراد و جریان های خاصی زد که به اعتبار جایگاه و امکانات و قدرتی که یافته اند و دارند؛ سالهاست واین اخیرا به مراتب جدی تر و مصرانه تلاش می کنند میدان عمل بازی برای تروریست های فرهنگی رسانه ای همچون علیرضاپورصباغ ها و نشریه نامحترم یالثارات و …. تعریف کنند و از هر گزند حقوقی و اخلاقی مصون شان دارند؟

کافیست آقایان در این چند روزه واکنش ها را مونیتور کرده باشند، به اینستاگرام سری بزنند، به توییتر و فیس بوک به دیگر شبکه های اجتماعی سری بزنید و ببینید چقدر ساده ظرف کمتر از یک هفته یک فرد هتاکِ بیمار که تا دیروز کسی نام و نشانی چندان از او ندیده و نشناخته بود با انتشار مطلب سخیفش در یالثارات “لابد” چه ضربه ی محکمی به نفوذی ها زده!

ظرف کمتر از یک هفته نوشته ی بیمارگونه این فرد مریض کاری کرده که هنرمندان محبوب اما بی نوای مردم که به حق احساس می کنند در برهوت بی قانونی جاری هیچ مدافعی ندارند مجبور می شوند رسما و علنا دلزدگی شان را از زندگی در چنین کشوری اعلام کنند و میلیون ها نفر از هوادارانشان هم که همین مردم ند به تبع و به حق همدل می شوند و منزجر …

پیامدهای طبیعی تداوم این نوع روندها و رویه ها در حوزه های مختلف بویژه حوزه ی فرهنگی چیست؟ آیا سلب امنیت روحی و اخلاقی و حقوقیِ از چهره های فرهنگی هنری و دلزده کردن آنان از زندگی در چنین شرایطی مصداق مقابله با نفوذ است؟ آیا ابراز دلزدگی به حق هنرمند محبوب دلزدگی مخاطبان و هوادارانش را به ما هو مردم سبب نمی شود؟ آیا دلزدگی مردم ، انزجار شان از زیستن در این وضعیت در جهت مقابله به نفوذ قابل ارزیابی ست؟

علیرضا پورصباغ ها در یالثارات ها و یالثارات ها به مدد قلم مریضِ پورصباغ ها دقیقا دارند همان کاری را می کنند که عده ای لات یا مغذور تحت فرمان لات ها در خیابان ها به اذن برخی عناصر مشکوک عالیرتبه تر در نهادهای بالادستی با دختران و پسران مردم می کنند هر دو به نام خدا و دین و ارزش ها و به کام مقابله با نفوذ لابد!

آیا این همه که جز تولید انزجار و دامن زدن به نفرت عمومی هیچ در پس ندارد مصداق تقابل با نفوذ است؟ سربازان جبهه ی مقابه با نفوذ اگر پورصباغ ها و لات های پشت ارزشها پنهان شده یالثارات باشند وای به حال ملک و ملت و خوش به حال نقوذی ها …..

نتیجتا
ای کاش ای کاش و ای کاش خیلی زود آقایان این مطلب خیلی ساده و صریح را درک کنند که هنرمندان و فرهنگیان و چهره هایی برجسته ای چون استاد بیضایی، شجریان، علیزاده و … اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و …… .منابع انسانی و سرمایه های ملی و مدنی گرانقدری برای این کشور هستند که دقیقا “ارج نهادنشان در جهت تقابل موثر با همانست که نفوذ می خوانندش؛ نه دلزده کردنشان از زیستن در سرزمینی که گویا سزای سر سنگ است و سزای آبرو دندان سگ هار.

و ایضا ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آنوقت درک کنند صدرا محقق هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه ای و مدنی شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق شان زندان نیست.

و صد البته ای کاش و ای کاش همین آقایان متولی مهار نفوذ بپذیرند امثال علیرضا صباغ زاده هایی که جز میکروب و کثافت و عقده پراکنی علیه فرهنگ و جامعه و چهره ها ی اجتماعی منتشر نمی کنند خق شان آزادانه قلم به دست گرفتن و تریبون داشتن و راست راست راه رفتن در جامعه نیست.

ای کاش ها بسیارند و اینکه…

رمز و راز حقیقی در آن چیزیست که آشکارست نه پنهان

از: گویا

No responses yet

Sep 21 2016

قانون‌گذاری پلیس استان فارس برای جشن‌های عروسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: نیروی انتظامی استان فارس طی اطلاعیه‌ای برای جشن‌های عروسی در این استان مقرراتی را معین کرده است؛ از جمله اینکه آرایشگاه‌ها تنها تا ساعت ۱۸ مجاز به ارائه خدمات به عروس و داماد هستند و برپایی عروسی در باغ شخصی ممنوع است.

سایت “خبر جنوب” اطلاعیه‌ای از سوی نیروی انتظامی استان فارس را منتشر کرده است که بر اساس آن مراسم عروسی در این استان از این پس باید تابع مقررات پلیس باشد.

از جمله قوانین ذکر شده، این است که آرایشگاه‌ها تنها تا ساعت ۶ بعدازظهر اجازه دارند خدمات به عروس و داماد ارائه دهند و در این ساعت باید عروس و داماد آرایشگاه را ترک کنند.

بر اساس این اطلاعیه همچنین عکاسان و فیلمبرداران نیز تا ساعت ۸ شب مجاز به عکاسی و فیلمبرداری هستند و در این ساعت باید عکاسی در اماکن عمومی تمام شده و عروس و داماد به محل برگزاری جشن بروند.

مراسم عروسی نیز باید تا ساعت ۱۲ نیمه شب تمام شود و تالارها و باغ‌ها و دیگر اماکنی که عروسی در آنها برگزار می‌شود، مجاز نیستند پس از این ساعت مهمانان را نگه دارند.

بیشتر بخوانید: بازداشت ۱۵۰ دختر و پسر در یک میهمانی شبانه در تهران

برپایی کاروان عروس و بوق زدن و “ایجاد آلودگی صوتی” نیز ممنوع است.

نیروی انتظامی استان فارس همچنین تصریح کرده که “ارائه هرگونه خدمات و برگزاری مجالس خلاف عرف و شرع و قانون توسط برگزاركنندگان جشنها به هر عذر و بهانه ممنوع است”. هرچند توضیحی درباره این بند داده نشده اما به احتمال زیاد منظور برپایی جشن‌های مختلط در سالن‌ها و باغ‌هایی است که بدین منظور اجاره داده می‌شوند.

در ادامه این ممنوعیت‌ها، پلیس فارس همچنین گفته برپایی جشن عروسی در باغ‌های شخصی ممنوع است و باید این گونه جشن‌ها در اماکنی که مجوز این کار را دارند برپا شود.

بیشتر بخوانید: بازداشت ۷۰ تن در رستورانی در فرحزاد

با توجه به ممنوعیت برپایی جشن‌های مختلط در سالن‌ها و هتل‌ها سالهاست که باغ‌هایی برای اجاره وجود دارند که با گرفتن مبلغی بیشتر اجازه برپایی جشن‌های مختلط را می‌دهند.

چندی پیش فرمانده انتظامی غرب استان تهران هم گفته بود پلیس در تابستان درصدد کنترل و بازرسی‌های سرزده از میهمانی‌های جوانان در باغ‌ها و باغ‌تالارهاست.

No responses yet

Sep 13 2016

سه روزی است که با خود در جدالم تا چیزی ننویسم از تغییر نگاه سعید مرتضوی. وسوسه اش نگذاشت.

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسعود بهنود: اینک نامه ای را این جا می گذارم که به دوستی نوشتم

باز هم پیشدستی کردی ای شیطان. نوشته ای مبادا بنویسید نامه مرتضوی و ابراز پیشیمانیش از شرکت در فاجعه کهریزک گامی است به جلو و خوش خبری است… چرا راه را بر ما خوش خیالان می بندی. خوش خبری نیست؟

درست گفتی پنج ماه به درست و کامل اسیر او بودم، و او به ده زبان پیام می داد – گاه با همین کلمات که – همه چیز دست من است من الان قانونم و مجری. این فرمان آقاست. شاید هم در لحظاتی موفق بود و مرا قانع کرد که همه وجودم در ید با اقتدار اوست. و در این مدت کارها هست که قلم از نقل آن پروا دارد، دروغ ها گفت، شایعه ها ساخت، و همه به یک قصد. همان که هفته اول صریح گفته بود: آقا گفته اند که مطبوعات پایگاه دشمن شده. باید همین را بگویی و طلب عفو کنی. با این فتوای آقا تکلیف من قاضی و تو مجرم تکرارست و هیچ توضیحی هم قابل قبول نیست.

به کسی از دفتر رییس جمهور که رفته بود تا از پرونده من بپرسد و نظر ایشان را بازگوید به دروغ گفته بود از خانه فلانی مشروب هایی پیدا شده که کارشناسان دادگستری تعجب کرده اند. روزهای آخر که زبانم باز شده بود و پیدا بود که دیگر عادت کرده ام به اوین و جا افتاده ام در آن تخت هفتاد سانت در یک متر و هشتاد به او گفتم این بطری چیست که به هر کس می رسد نشان می دهی و ادعا می کنی از خانه من به درآمده تو که می دانی من خبر داشتم از دستور دستگیریم و از سه چهار روز قبل منتظرتان بودم به قاعده اگر خلاف قانون چیزی داشتم پاکسازی می کردم. خندید گفت خب همین را بنویس . بنویس داشتم پاکسازی کرده بودم.

در میان دادگاه که خواستم به کیفرخواست دروغ تشکری دادستان تحت امر مرتضوی اعتراض کنم مرا صدا کرد و آهسته گفت حرفی نزن که باز بمانی. با وکیلت قرار گذاشته و به حاجی خانم قول داده ای که زود با وثیقه آزاد شوی. گفتم این می گوید از خانه من مواد مخدر پیدا شده . شما که می دانی این دروغ است (دوباره تکرار کردم احتمال پاکسازی را) این بار گفت باشد بگذار بگوید من رییس دادگاهم من حکم می دهم . به قرآن برای این ها حکمی نمی دهم.

و البته نداد. در حکم زندانم اشاره ای به مواد مخدر و صور قبیحه و مانند این ها نبود. گرچه نوشته بود سه ماه زندان به جهت نگهداری مشروبات الکلی .

در شب های انفرادی جلساتی می ساخت در راهرو که صدایش به درون می رسید . همراه همان تشکری و اصلانی حقوقدان و مثلا استاد دانشگاه که هر سه با لهجه هایشان شناختنی بودند. در آن جا یک جمله تکرار می شد. این فکر می کنه این جا که هست کسی برایش سروصدا می کنه و قهرمان میشه نمی دانه خبری نیست. تازه باشه هم من در همه روزنامه ها را می بندم. آن کس با لهجه غلیظ اصفهانی می گفت شاید نمی داند که بالاسر شما فقط آقا هست. یک بار هم یکی از همکاران درباره پرونده من از آقای اژه ای پرسیده بود که رییس مجتمع قضایی کارکنان دولت و در نتیجه بالادست دادگاه های آن حوزه بود. مرتضوی به او گفته بود انگار تو نمی دانی من مستقیم از آقا دستور می گیرم. هیچ کس هم نمی تواند مرا از جایم تغییر دهد.

این نکته را به هر زبان بازها گفته بود.

وقتی هم برای یک سخنرانی در چند شهر اروپایی به این سامان آمدم و در غیبت دو روزه قاضی دادگاه تجدیدی که پرونده من در آن بود با امضای دو دادیار، حکم ۲۳ زندانش را به تایید رساند و در نتیجه حکم دستگیری و اجرای حکم را به فرودگاه ابلاغ کرد. به وکیلم گفته بود: من گفتم که کسی جرات ندارد نظر مرا تغییر بدهم من چک سفید دارم.

این ها نوشتم که اهلیت حضور در این بحث را یادآور شده باشم و فضای پانزده سال قبل را توضیح داده باشم، حرکات او در دوران همفکر و همشانش، محمود احمدی نژاد دیگر به یادها هست. آن جا که طعم رسیدن به مقام اجرایی و احیانا به ثروت به دامش کشید و از بهشتش بیرون کرد.

اینک او در نامه‌ای به دادگاه رسیدگی به موضوع کشته شدن چند نفر در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، از “وقوع این حادثه هولناک” عذرخواهی و ابراز شرمندگی کرده از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.

خوش خیالی

برحذرم داشته ای از افتادن به خوشدلی و خوش بینی و استقبال از این تغییر در کسی که چنان در نقش جدال فرورفته بود که انگار تا ابد همان است و مانند سرلشکر حسین آزموده «آیشمن ایرانی» لقب خواهد داشت.

گمانم درست است و نیست.

اول این که به گمان من نامه مرتضوی به دادگاهی که به اتهاماتش رسیدگی می کند حتی اگر تفاهمی با دادگاه باشد به قصد رهایی، باز می تواند مثبت باشد و نشانی از این که به او ثابت شده است که چنین نیست که نظام هزینه های همه اعمال وی را به جهت خدماتی که به خیال خود انجام داده، بر عهده خواهد داشت . یا می تواند نشانه این باشد که وی حالا دیگر دریافته است که خطا می کرده و «آقا» تنها کسی نیست که بالادست اوست.

اما در عین حال نمی توان به نگاهی که به مرتضوی وجود دارد و با هزار دلیل در ذهن ها حک شده امیدوار بود. چرا که حکایت مرتضوی فقط کهریزک نیست.پرونده زهرا کاظمی هم هست. دویست پرونده قضایی دارای بار حقوقی برای دویست نفر که برای برخی به بهای از هم پاشیدن خانواده و نفی بلد آنان شده است همچنان دارد کسانی را به ناحق شکنجه می دهد. قبل عذرخواهی برای فاجعه کهریزک اگر پذیرفته شود یک معنایش این است که فقط به یک دلیل رخ داده و آن هم وجود دکتر روح الامینی است و نزدیکی وی با بالاترین مقام جمهوری اسلامی. و می تواند پیامی دیگر هم داشته باشد که خوش نیست. این که مرتضوی درست پنداشت که فقط «آقا» باید از من رضایت داشته باشد و هیچ قانون و آیینی در کار نیست. این دفعه بد آوردم و کلنگم به سیم برق خورد . وگرنه حتی آن بار که ندانسته برادر عروس حضرت آقا را تهدید کردم و از وی خواستار شهادت غیرحق شدم باز هم با سکوت آقای خوش وقت همه چیز سر جای خود ماند.

پس چنین است که معتقدم تغییر نگاه مرتضوی می تواند مثبت بود اگر همه بدکاری های او را در برگیرد، نه یک نمونه که در آن بد آورده و دکتر روح الامینی پیگیر بوده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .