اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زندانی'

Jul 28 2013

۳۶ حکم اعدام، برای یک‌هزار زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: بهمن احمدی‌امویی، روزنامه‌نگار زندانی در گزارشی از وضیعت زندانیان سیاسی، از وجود نزدیک به یک‌هزار زندانی سیاسی، امنیتی و عقیدتی در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران خبر داده است.

به گزارش کلمه این روزنامه‌نگار زندانی که در پی رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ بازداشت شده و تا کنون در زندان اوین تهران و رجایی شهر کرج زندانی بوده، این گزارش را از درون زندان رجایی شهر کرج ارسال کرده است.

بر اساس این گزارش: “این تعداد غیر از افرادی اند که تحت اختیار نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند و یا در مرحله تحقیق و بررسی پرونده قرار دارند. یعنی صرفا افرادی که به عنوان زندانی حکم گرفته و یا بلاتکلیف هستند اما به سازمان زندان های جمهوری اسلامی تحویل داده شده و نام و مشخصات آنها در بایگانی و دفاتر آن وجود دارد.”

وی با تقسیم زندانیان عقیدتی و سیاسی جمهوری اسلامی به دو گروه “معتقدین به رفتارها و عملکردهای خشونت آمیز و ترور و درگیری مسلحانه و آنهایی که گرایش به شیوه های غیر خشونت آمیز و مدنی دارند”، این زندانیان را با لحاظ کردن “پایگاه اجتماعی و گرایش های فکری و عقیدتی و نوع اتهام هایی که دارند” به ۹ گروه “زندانیان سلفی و یا کردهای القاعده، زندانیان بهایی، وابستگان به احزاب و گروه های کرد، زندانیان جنبش سبز و یا افرادی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر شده‌اند، سازمان مجاهدین خلق، زندانیان تجزیه‌طلب و قومیتی، زندانیان دادگاه ویژه روحانیت، دراویش و زندانیان متفرقه همچون: نومسیحیان، وابستگان به گروه‌هایی همچون انجمن پادشاهی، توهین‌کنندگان به مقدسات و شعائر دینی و متهمان به ترور و جاسوسی” تقسیم‌بندی کرده است.

بر اساس این گزارش زندانیان سلفی و یا کردهای القاعده با حدود ۲۰۰ نفر پرتعدادترین گروه هستند که ۲۲ نفر حکم اعدام دارند. همچنین ۱۶۰ نفر از کردهای وابسته به احزاب دمکرات، کومله، پژاک و پ. ک. ک در زندان‌های مختلف ایران هستند که حدود ۱۴ نفر آنها حکم اعدام و هشت نفر نیز حکم حبس ابد دارند.

این روزنامه‌نگار زندانی با بیان اینکه “تقاضای عفو عمومی هم‌اکنون به یکی از خواسته‌های گروه‌های اجتماعی تبدیل شده”، کاهش فشارهای نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری در خصوص وضعیت زندانیان ایران به صورت عمومی و به طور ویژه زندانیان سیاسی و عقیدتی را نخستین و فوری‌ترین دستاورد توجه به این خواسته از سوی حکومت ایران عنوان کرده است.

No responses yet

Jul 21 2013

۴۱ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به رییس قوه قضاییه به آنچه که “یورش ماموران” خواندند، اعتراض کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ۴۱ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه‌ای به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه ، به آنچه که آن را”یورش ۱۵۰ تن از ماموران و گاردهای زندان” در پنجشنبه گذشته نامیده‌اند، اعتراض کردند .

سایت کلمه – نزدیک به میر حسین موسوی- گزارش داد که در این نامه به “بازرسی غیر عادی زندانیان و نیز هتک حرمت قرآن” از سوی ماموران اعتراض شده است .

امضا کنندگان نامه خواستار تعیین هیاتی بی‌طرف از سوی رییس قوه قضاییه برای رسیدگی به این موضوع شده‌اند .

سایت کلمه می گوید بند ۳۵۰ زندان اوین هفته گذشته شاهد اعتراض زندانیان به تبعید علی ناظری فعال سیاسی محبوس در این بند به زندان زابل بود . بنابر این گزارش،این اعتراضات باعث انتقال شش تن از زندانیان به انفرادی و هجوم ماموران به بند ۳۵۰ به بهانه بازرسی شد.

No responses yet

Jun 24 2013

هرانا؛ وخامت وضع جسمی محمدرضا پورشجری طی شب گذشته

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در پی وخامت وضع جسمی به بهداری زندان منتقل گردید.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب گذشته شنبه ۱ تیر ماه محمدرضا پورشجری با افت فشار خون و سرگیجه شدید روبرو شد و توسط سایر زندانیان به بهداری زندان ندامتگاه مرکزی کرج منتقل گردید.

پزشکان زندان برای بهبود وضع جسمی این زندانی سیاسی تنها اقدام به تزریق داروهایی کردند که ماهیت آن برای خود وی نیز ناشناخته بوده است.

دختر این زندانی سیاسی میترا پورشجری به گزارشگر هرانا گفت: “پدرم طی تماسی تلفنی اعلام کرد، اگر من مُردم باید من را کالبد شکافی کنند، زیرا پزشکان زندان حتی نام آمپول‌هایی که به من تزریق می‌کنند را نمی‌گویند و من اطلاع ندارم چه داروهایی وارد بدن من می‌شود.”

وی که در مهر ماه سال گذشته نیز بر اثر حمله‌ی قلبی در زندان تحت عمل آنژوگرافی قرار گرفت، تاکنون بارها تقاضای مرخصی درمانی و یا بستری شدن در یک بیمارستان مجهز در خارج زندان را از مسئولین کرده که تاکنون با مخالفت ایشان روبرو شده است.

محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید.

گفتنی‌ است که این وبلاگ نویس زندانی، از بیماری‌های متعددی هم‌چون ناراحتی قلبی، ضعف بینای، دیسک کمر، نارسایی کلیوی، درد معده و همچنین سوء تغذیه رنج می‌برد.

روز گذشته نیز مجموعه فعالان حقوق بشر ضمن طی یک بیانیه مطبوعاتی نسبت به وضعیت وخیم جسمی محمدرضا پورشجری اعلام نگرانی کرده بود.

No responses yet

Jun 24 2013

وجود دو مار سمی در بند زنان زندان اوین

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رهسا نیوز: وجود دو مار سمی در بند زنان زندان اوین آرامش زندانیان سیاسی زن را بر هم ریخته است. به گزارش کلمه، بعد از آنکه دو مار سمی در بند زنان زندان اوین دیده شد، زندانیان زن موفق شدند یکی از مارها را که…

رهسا نیوز: وجود دو مار سمی در بند زنان زندان اوین آرامش زندانیان سیاسی زن را بر هم ریخته است.

به گزارش کلمه، بعد از آنکه دو مار سمی در بند زنان زندان اوین دیده شد، زندانیان زن موفق شدند یکی از مارها را که طولش به نیم متر می رسد، بکشند. اما هنوز موفق نشده اند که مار دوم را پیدا کنند و این موضوع آرامش را از زندانیان زن گرفته است.

وجود مار تا کنون در بند بی سابقه بوده و زندانیان نمی دانند این مارها از کجا و چه وقتی وارد بند شده اند

No responses yet

Jun 24 2013

مرخصی نسرین ستوده و آزادی ژیلا بنی یعقوب+ عکس

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :همزمان با میلاد امام زمان، نسرین ستوده به مرخصی آمد و ژیلا بنی یعقوب با پایان دوره محکومیتش از زندان آزاد شد….

همزمان با میلاد امام زمان، نسرین ستوده به مرخصی آمد و ژیلا بنی یعقوب با پایان دوره محکومیتش از زندان آزاد شد.

به گزارش کلمه، امروز ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال زنان، که شهریور ماه سال گذشته برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری خود به زندان اوین رفته بود با اتمام دوران محکومیت خود آزاد شد.

دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر کانون زنان ایرانی ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در جریان سرکوب های پس از انتخابات به همراه همسرش، بهمن احمدی امویی بازداشت و در خرداد ۱۳۸۹ به یک‌سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری محکوم شده بود.

در همین حال نسرین ستوده، وکیل دادگستری نیز به یک مرخصی چهار روزه آمده است.

نسرین ستوده فعال حقوق بشر سرشناس و وکیل دادگستری از سیزدهم شهریورماه ۱۳۸۹ در بازداشت است. او به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل شش سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

No responses yet

Jun 19 2013

درخواست های دانشجویی از رییس جمهور منتخب: دانشجویان زندانی را به کلاس هایشان بازگردانید

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کلمه: چکیده :شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد….

شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.

به گزارش کلمه، این شورای افزوده است: دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.

شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از روحانی می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.

شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان نوشته است: برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.

متن کامل این بیاینه به شرح زیر است:

به نام خدا

رئیس جمهور منتخب مردم ایران
جناب آقای دکتر حسن روحانی

با سلام و احترام

پیش از هر چیز ابتدا انتخاب جنابعالی را به عنوان رئیس جمهور ایران تبریک عرض نموده و این انتخاب مردم ایران را که به معنای اعتمادشان به شما برای حل مشکلات گوناگون گریبانگیر کشور است شادباش می گوییم. بدون شک این افتخاری بس بزرگ است که در تاریخ کشورمان نصیب افراد زیادی نشده است و البته مسئولیتی بس بزرگتر نیز هست.

جناب آقای روحانی، دانشگاهیان ایران، چه آنان که در ۲۴ خردادماه به شما رای دادند و چه آن‌ها که نام نامزدی دیگر را به صندوق انداختند و چه کسانی که در انتخابات اخیر شرکت نکردند، همچون دیگر مردم ایران به شما امید و از شما انتظار دارند به مجرد به دست گرفتن امور قوۀ مجریه در حد توانتان برای اصلاح امور کشور و به‌ویژه مشکلات و معضلات پیش روی جامعه دانشگاهی و دانشگاهها اقدام کنید. خوشبختانه کلید رفع بسیاری از مشکلات دانشگاهها و دانشگاهیان نیز به ویژه در حوزه آزادی های آکادمیک در دستان قوه اجرایی کشور است و اگر دولت “تدبیر و امید” حضرتعالی همتی برای رفع آنها صورت دهد،هدف دور از دسترس نخواهد بود.

جناب دکتر روحانی، شورای دفاع از حق تحصیل تشکلی مدنی است که در سال ۱۳۸۷ توسط گروهی از دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیلِ موقت یا دایمی تشکیل شد تا در دوره ای که تلاشهای انفرادی محرومان از تحصیل برای احقاق حقوق قانونی شان بی نتیجه می ماند و مسئولان دولتی نه تنها در برابر محرومان از تحصیل و افکار عمومی خود را پاسخگو نمی دانستند که حتی وجود پدیدۀ دانشجویان ستاره دار را انکار می کردند؛ به شکل گروهی و سازمان یافته از حق تحصیل شهروندان دفاع کند. در این راستا شورا اقدامات متعددی انجام داده است که از آن جمله می توان به شناسایی محرومان از تحصیل و گردآوری اسناد محرومیت از تحصیل اشاره کرد.

رئیس جمهور منتخب ملت ایران؛
اینک ما به نمایندگی از محرومان از حق تحصیل و به حکم رسالت تشکیلاتی مان قصد داریم تا بدین وسیله پاره ای از ضروری ترین مطالبات این گروه از شهروندان کشور را به استحضار جنابعالی برسانیم.

ما از شما می خواهیم در راستای قولی که برای اجرای حقوق ملت مصرح در قانون اساسی دادید، روند محروم کردن دانشجویان از حق انسانی تحصیل را متوقف کنید و حقوق پایمال شدۀ تمام دانشجویانی را که در طی سالهای گذشته از طریق احکام تعلیق یا اخراج از دانشگاه از تحصیل محروم شده اند یا در آزمون تحصیلات تکمیلی ستاره دار شده اند را به ایشان بازگردانید. نیازی به گفتن نیست که این جوانان بهترین استعدادهای این کشورند که به جز شایستگی علمی دارای دغدغه های ملی و مدنی نیز هستند و محروم کردن آنها از تحصیل نه تنها تضییع حق شخصی شان بلکه ظلمی در حق تمام مردم ایران و ضربه ای به امکانات آینده کشورمان بوده است.

در این زمینه، لازم به ذکر است که از سال ۱۳۸۵ هر ساله طی برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته عده ای از دانشجویان ستاره دار شده اند و تا امروز این روند ادامه یافته است. با توجه با محدودیت ها و فشارهای متعددی که طی سالهای گذشته بر محرومان از حق تحصیل و این شورا وارد شده است امکان گردآوری اطلاعات محرومان از حق تحصیل بسیار محدود بوده است با این وجود شورا بیش از ۲۰۰ دانشجوی ستاره دار و ۸۰۰ محروم از تحصیل را شناسایی کرده است.

جناب آقای دکتر روحانی، در اینجا به مواد قانونی ای اشاره می کنیم که محروم کردن شهروندان از حق تحصیل را منع و قدغن کرده اند. بدون شک جنابعالی که فردی حقوقدان هستید اهمیت این قوانین و ضرورت احترام به آنها را بهتر از سایران درک می کنید:

محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نظیر بندهای ۳، ۹ و ۱۴ اصل سوم و اصول ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶، ۳۷ و بویژه اصل ۲۳ این قانون است که صراحتاً می‌گوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» علاوه بر مفاد بند ۳ اصل سوم و اصل سی‌ام قانون اساسی ایران که دولت را به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و همچنین گسترش وسایل تحصیلات عالی رایگان برای “عموم ملت موظف” کرده است، مستفاد از بندهای ۹ و ۱۴ اصل سوم و نیز اصول ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی، دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار کند.

جنابعالی استحضار دارند که از نظر حقوقی واژه «ملت» یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل می‌شود. لذا آشکار است که حق تحصیل و به ویژه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌ها نه تنها از مصادیق آزادی‌های مشروع است بلکه مستفاد از بند ۳ اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به «ملت» محسوب می‌شود.

همچنین اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می‌دارد «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است … هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.» بر این پایه روشن است که استناد برخی مسئولان اجرایی مبنی بر اینکه ستاره دار کردن دانشجویان مستند به یک مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد، هیچ وجاهت قانونی نداشته چرا که خود این مصوبه مخالف عالی ترین قانون کشور یعنی قانون اساسی است.

رئیس جمهور منتخب ایرانیان؛

شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از شما می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.

ما انتظار داریم که دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.

همچنین از شما می خواهیم تا کوتاه ترین زمان ممکن به گزینش و تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها پایان داده شود. چرا که این روند به منزلۀ تعیین تکلیف دولت برای شهروندان در تعیین سرنوشت شخصی شان و نفی آزادی انتخاب شهروندان است. علاوه بر این پروژه تفکیک جنسیتی موجب بالارفتن هزینه های دانشگاه نیز شده است که جزییات آن را می توانید از دانشگاهها جویا شوید.

آقای دکتر روحانی؛

از شما میخواهیم نقطۀ پایانی بر اخراج و بازنشسته کردن پیش از موعد اساتید دانشگاهها بنهید، امکان استفاده دوباره داشگاهها از اساتید گران قدری که در سالهای اخیر به دلیل تنگ نظری مسئولان از تدریس محروم شده اند را مجدداً فراهم نمایید و همچنین تدبیری اتخاذ فرمایید که به گزینش اعضای هیات های علمی با معیارهایی غیرعلمی و غیرآکادمیک پایان داده شود. همچنان که حضرتعالی نیز در مناظره های تلویزیونی به درستی از روندی انتقاد کرده بودید که برای استخدام یک عضو هیات علمی از وی درباره رای اش در انتخابات پرسیده شده بود.

دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.

در پایان شورای دفاع از حق تحصیل از شما می خواهد برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.

برای شما توفیق در راه خدمت به مردم ایران آرزومندیم و امیدواریم دولت تدبیر و امید یادآور صفحات پرافتخاری در تاریخ میهن مان شود.

شورای دفاع از حق تحصیل- ۲۸ خرداد ۱۳۹۲

No responses yet

Jun 06 2013

دختران ستاره موسیقی با چهره پنهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سیاسی,هنر

فرانس 24: پیش از انقلاب اسلامی در ایران زنان بسیاری مشغول به خوانندگی بودند. کاست های زیادی با صدای زنان هر روزه به فروش میرسید و هر کدام از این زنان خواننده، به سبک و سیاق زمانه، ویدئوهایی نیز برای آثار خود تولید میکردند. در این مسیر اسطوره هایی نیز در سپهر موسیقی ایران متولد شدند، خوانندگانی مانند گوگوش و یا هایده.
اکنون عشق به هنر و سودای خوانندگی دختران جوان بسیاری را وارد دنیای موسیقی و خوانندگی کرده است، اما با توجه به اینکه در ایران خوانندگی برای زنان ممنوع است، کمتر کسی بخت ورود به این عرصه را پیدا می‌کند. در میان معدود زنانی که خطر خواننده شدن را به جان میخرند، برخی حتی تا ساختن ویدئوکلیپ هم شهامت به خرج می‌دهند. آنان در این ویدئوها کلیپ ها حاضرند و میخوانند اما، صورت خود را پنهان نگاه می‌دارند تا کسی به هویت‌شان پی نبرد.

جاستینا در ویدئوهای خود صورتش را به طول کامل رنگ میکند و بدین شکل سعی میکند هویت خود را پنهان نگه دارد

تناقضی غریب و ناخواسته: پدیده‌هایی مانند هنر و به‌ خصوص خوانندگی، با شهرت و محبوبیت، به هم گره خورده‌اند. اما این دختران موسیقی پاپ، راک و یا رپ ایران، هر چقدر که بیشتر معروف میشوند، بیشتر سعی میکنند تا هویت و صورت خود را مخفی کنند.
اگر زمانی دختران پاپ ایران نام هایی همچون گوگوش و هایده داشتند امروز هویت خود را پشت نام های مستعاری همچون مادمازل، پی3 و یا شری بیژن پنهان میکنند.
طبق قوانین جزایی ایران، اگر قاضی خوانندگی زن را تنها اقدامی غیراسلامی تشخیص دهد، میتواند متهم را به 79 ضربه شلاق محکوم کند. اما در صورتی که قاضی تشخیص دهد که خوانندگی و تهیه ویدئو توسط دختران ایرانی علاوه بر اقدامی ضد اسلامی، در راستای «اشاعه فحشا» بوده است، دست وی برای صدور هر حکمی، حتی تا چند ده سال زندان، کاملاً باز خواهد بود.
واژۀ فحشا در قوانین جمهوری اسلامی هیچ تعریف خاصی ندارد و بنا بر نظر قاضی، حتی خواندن شعری عاشقانه توسط یک زن می‌تواند “اشاعه فحشا” تعبیر شود.

پی 3 سعی میکند با استفاده از تصاویر لانگ شات و یا زوایای دوربین چهره اش به هیچ شکل مشخص نباشد و هویتش مخفی بماند
شرکت کننده

3P
«من مانند یک مجرم در کشورم زندگی میکنم»
3p یکی از خوانندگان ایرانی است که برای آثار خود موزیک ویدئو می سازد اما صورت خود را برای پنهان نگه داشتن هویت خود، پنهان می کند.

بانوان هنرمند بسیاری در ایران هستند که به خاطر شرایط موجود ناشناخته باقی‌مانده اند. در واقع به همین دلیل بود که من فکر کردم ساختن موزیک ویدیو می تواند در این شرایط، یک کار جدید باشد.
بسیاری از هنرمندان دیگر هم اقدام به ساختن موزیک ویدیو کرده اند، بدون اینکه صورتشان و هویتشان مشخص شود. من در در مسیر ساختن این ویدئوها دوستانی نیز داشتم که مشوق من بودند. من در رشته هنر تحصیل کرده‌ام و نوازنده گیتار هستم. در ابتدا یکی از دوستانم که هم عکاس است و هم کارگردان، من را تشویق به ساخت ویدئو کرد. در ‌واقع او بود که 2 تا از اولین ویدئوهای من به اسم «تنهایی» و «عشق من و تو» را کارگردانی و اجرا کرد. پس از انتشار اولین ویدئو بود که این کار با استقبال و حمایت بسیاری مواجه شد و من را برای ادامه این کار مصمم تر کرد.
خواندن و نوازندگی به صورت تکی و سولو برای خانم‌ها در ایران ممنوع است و این به آن معنا است که کسی که این کار را انجام میدهد، با مشکلات قانونی مواجه می‌شود و این مشکلات تمامی زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مسایلی مثل تحصیل، کار… حتی امکان ممنون الخروج شدن از کشور نیز وجود دارد. دقیقاً مثل اینکه شما به صورت غیرقانونی و مانند یک مجرم در یک کشور زندگی کنید. در کنار این مشکلات گاهی هم به این موضوع فکر میکنی که بسیاری از مردم آهنگ‌های تو را گوش میدهند اما تو را نمیشناسند، چندباری که از دستفروش ها سی‌دی موسیقی خریدم و آهنگ‌های خودم را در آن‌ها پیدا کردم بسیار به این موضوع فکر کردم.


مادمازل سعی کرده است با به کارگیری یک عینک دودی بزرگ به نحوی صورت را خود را در کلیپ فراموشی پنهان کند

«امیدوارم بتوانم به زودی چهره و هویت خودم را فاش کنم»

در واقع نتیجه اوضاع این میشود که برای اینکه بخواهم به کارم ادامه بدهم قطعا باید از ایران خارج شوم، چون اگر بخواهم به همین ترتیب ادامه دهم از نظر مالی به مشکل برمی خورم، چرا که اینگونه موزیک ویدیو ساختن، به این معنا است که شما باید مدام هزینه کنید ولی درآمدی وجود ندارد. موسیقی در ‌واقع شغل من است و اگر به همین شکل ادامه بدهم به مشکل برخواهم خورد و ادامه کار غیرممکن خواهد بود. هزینه کارهای هنری کلا زیاد است، هم تنظیم کارها و هم ساختن کلیپ… مشکلات زیادی در این راه وجود دارد، هم برای تامین هزینه ها و هم برای پیدا کردن کسانی که قابل اعتماد باشند. چون من نمیتوانم هویت خود را برای کسی آشکار کنم در نتیجه یافتن یک سرمایه گذار غیرممکن خواهد بود.
من فکر میکنم که ساختن کلیپ به این شکل تا یک زمانی برای مردم جذاب خواهد بود و اگر این شیوه ادامه پیدا کند برای مردم خسته‌کننده خواهد بود.
من قبل از ساختن ویدیو با چند کارگردان صحبت کرده بودم. آن‌ها هم با من موافق بودند که باید تمام سعی خودمان را بکنیم که صورت من در ویدئوها مشخص نباشد و ما تمامی سعی خود را در این زمینه انجام دادیم.
من هر لحظه این خطر را احساس می کنم که شاید مشکلی از نظر امنیتی برای من پیش بیاید اما با این شرایط کار دیگری از دست من برنمی آید.
یکی از مسایلی که در حالت عادی همراه خوانندگی و کار هنری است، ش
رت است اما من سعی میکنم که هویت خودم را مخفی نگه دارم و این دو با هم کاملاً در تناقض است اما تا زمانی که در ایران زندگی میکنم و قوانین تغییری نکرده اند چاره‌ای جز ادامه این شکل کار ندارم. اما از سوی دیگر به این موضوع فکر میکنم که موسیقی برای گوش کردن و لذت بردن است، در هر صورت اگر کارهای من مورد قبول شنونده ها باشد، با همین شرایط هم به این کارها گوش خواهند داد و ویدئوها را نگاه خواهند کرد. اما روی هم رفته، در تلاش هستم که اگر شرایطی پیش بیاید و بتوانم، از کشور خارج بشوم، بسیار امیدوارم بتوانم به زودی چهره و هویتم را آشکار کنم


شری بیژن هم سعی میکن با استفاده از تکنیک های مختلف انیمیشنی صورت و هویت خود را مخفی نگه دارد

No responses yet

Apr 29 2013

زندانیان این بند فردا در اعتصاب ملاقات خواهند بود: حضور گارد ویژه در بند ۳۵۰ اوین/ انتقال ۱۰ زندانی سیاسی به سلول انفرادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند/سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی …

ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، انتقال سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی پس از آن صورت گرفت که مومنی معاون زندان اوین با مداخله در امور بند ۳۵۰ خواستار عزل سعید مدنی نماینده زندانیان و وکیل بند ۳۵۰ شده بود.

در پی این دستور غیر قانونی، زندانیان در حمایت از وکیل بند منتخب شان اقدام به اعتراض و سر دادن شعار و سرود در صحن عمومی بند کردند و خواستار پیگیری مطالباتشان از جمله برکناری معاون زندان مومنی و عدم دخالت وی امور بند ۳۵۰ شدند، زندانیان همچنین شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند این واکنش زندانیان با اعزام گارد ضد شورش زندان و تهدید به آوردن آن‌ها و برخورد با زندانیان بند ۳۵۰ مواجه شد.

وکیل بند ۳۵۰ سعید مدنی طی هفته‌های گذشته مطالبات و اعتراضات متعدد زندانیان از جمله در خصوص برخورد نامناسب مسئولان زندان و وضعیت فروشگاه زندان و تخلفات مالی مسئولان آن و نیز توهین‌های مکرر مسئولان سالن ملاقات (فردی به نام سیدی) خانواده زندانیان، مطرح کرده بود که این مسئله خشم مسئولان زندان را موجب شده بود.

بر اساس آخرین گزارش ها، این ده زندانی که علاوه بر انفرادی، ممنوع الملاقات شده اند، تهدید کرده‌اند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، طی روزهای آینده دست به اعتصاب غذا خواهند زد. سایر زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ نیز در همین راستا اعلام کرده‌اند که در اولین اقدام اعتراضی خود فردا اعتصاب ملاقات خواهند کرد.

گفتنی است در جریان مذاکرات نمایندگان زندانیان با مقامات زندان نماینده‌های نیز از طرف وزارت اطلاعات و دادستانی تهران نیز حضور داشتند و صراحتا گفته شد که دستور دادستان تهران مبنی بر مجازات زندانیان عامل تظاهرات و اعتراضات به زندان ارسال شده است.

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 18 2013

هرانا؛ یورش گارد زندان رجایی شهر به بند زندانیان سیاسی/ اعلام اعتصاب عمومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: عصر امروز ماموران گارد ضد شورش با حمله به سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی شهر اقدام به تفتیش محل و توهین و فحاشی به زندانیان نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این حمله در ساعت سه و نیم عصر پس از ملاقات زندانیان با خانواده‌هایشان صورت گرفت، ماموران با حضور مسئولین زندان اقدام به تخریب لوازم زندانیان کردند که این امر موجب واکنش زندانیان سیاسی شد.

زندانیان سیاسی با شعار‌های پی در پی به حضور ماموران و توهین و فحاشی ایشان اعتراض کردند و ساعاتی پیش با تصمیم عمومی اعلام کردند غذای زندان را تا اطلاع ثانوی تحویل نخواهند گرفت.

در یورش ماموران گارد زندان یک زندانی به نام نامق محمودی مورد ضرب و شتم گارد قرار گرفت و زندانیان نیز با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر به این اقدام ماموران اعتراض کردند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .