اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Nov 11 2015

جواب شمخانی به سوال درباره رفع حصر: «قاتی می‌کنم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: علی شمخانی در پاسخ به سوالی درباره رفع حصر، یک لیوان آب نوشید و با اشاره به شرایط سنی و خستگی‌اش، خواست به این سوال پاسخ ندهد تا «قاتی» نکند.
علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی روز سه‌شنبه ۱۹ آبان در یک نشست خبری در واکنش به پرسشی در مورد اقدام این شورا برای رفع حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد،‌ ابتدا گفت: «اجازه دهید یک لیوان آب بخورم».

وی سپس گفت: «با توجه به شرایط سنی‌ام و خستگی از صبح تا کنون ایجاب می‌کند که به این سوال پاسخ ندهم چون قاطی خواهم کرد».

به گزارش [2] ایسنا، شمخانی بازداشت خبرنگاران را نیز برای «صیانت از سلامت خبرنگاران» خواند و گفت که شورای عالی امنیت ملی به این موضوع ورود پیدا کرده است.

او با ذکر این که «موضوع در حال مدیریت شدن است»، گفت: «شاید برخی از اقدامات ناخواسته توسط برخی افراد صورت گرفته که در گردابی افتادند که این گرداب مفید نیست».

دبیر شورای امنیت ملی تاکید کرد: «کسی قصد انهدام و یا خدای نکرده تضعیف کس دیگری را نخواهد داشت. این خط مشی جمهوری اسلامی ایران نیست ولی به طور قطع جامعه گسترده، شریف و زحمت‌کش و کم خواه خبرنگاری ما نیازمند به صیانت است».

شمخانی وعده داد که «آزادی خبرنگاران زمان زیادی نخواهد برد» اما تاکید کرد: «به نظر می‌آید این دوستان مشکل ندارند و بعد از آنکه به آنها گفته شد کارشان غلط بوده به این موضوع اذعان داشتند البته برخی از آنها گفته‌اند که مطلع نبودند».

وی افزود: «قصد بر این است که این دوستان بدانند که آمریکا به شکل مرموزی به دست‌های خواسته و یا ناخواسته خبرنگاران وارد عمل می‌شود. آنها هم چنین چیزی را باور کردند. حال باید این موضوع را به دیگران گفت تا بقیه خبرنگاران مراقب باشند. این موضوع به برخی خبرنگاران گفته شده و پیامک داده شده که مراقب این مشکل باشند تا در این گرداب نیفتند».

No responses yet

Nov 10 2015

ورود شورای امنیت به پرونده بازداشت خبرنگاران: «آزادی‌شان زمان نمی‌برد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با تایید این که بازداشت‌ اخیر خبرنگاران «برای صیانت از خبرنگاران بوده که راه نفوذی برای دشمن نباشد»، از «ورود» این شورا به پرونده خبر داده و گفت که «آزادی خبرنگاران زمان زیادی نخواهد برد».

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گزارش داد که آقای شمخانی روز سه‌شنبه، ۱۹ آبان، در نمایشگاه مطبوعات در پاسخ به این پرسش که «آیا بازداشت‌ها برای صیانت از خبرنگاران بوده که راه نفوذی برای دشمن نباشد؟» پاسخ داد که «قطعا همین‌طور است».

این در حالی است که او در واکنش نخست خود به بازداشت خبرنگاران گفته بود با این نظر که بازداشت‌های اخیر به قصد «تسویه حساب سیاسی صورت گرفته» موافق است.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران روز سه‌شنبه در ادامه افزوده است: «کسی قصد انهدام هیچ کسی را ندارد، مطمئن باشید.»

آقای شمخانی در عین حال گفت که هدف از بازداشت‌ اخیر خبرنگاران این بوده که «بدانند که آمریکا به شکل مرموزی به دست‌های خواسته و یا ناخواسته خبرنگاران وارد عمل می‌شود.»

به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، خبرنگاران بازداشت‌شده «هم چنین چیزی را باور کردند» و «حال باید این موضوع را به دیگران گفت تا بقیه خبرنگاران مراقب باشند.»

علی شمخانی همچنین خبر داده است که «این موضوع به برخی خبرنگاران گفته شده و پیامک داده شده که مراقب این مشکل باشند تا در این گرداب نیفتند».

به گفته آقای شمخانی، «به نظر می‌آید این دوستان مشکل ندارند و بعد از آن که به آنها گفته شد کارشان غلط بوده به این موضوع اذعان داشتند. البته برخی از آنها گفته‌اند که مطلع نبودند.»

بازداشت تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در روزهای اخیر به بهانه «نفوذ» به تنش میان حسن روحانی، رئیس جمهور، و قوه قضائیه ایران تبدیل شده است.

با وجود این، وزیر کشور ایران گفته بود که قوه قضائیه قرار است «مدارک و اسنادی» درباره این ادعا ارائه کند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز با بیان این که بازداشت اخیر خبرنگاران «به شکلی صیانت از سلامت» خود آنها است، گفته است که «شاید برخی از اقدامات ناخواسته توسط برخی افراد صورت گرفته که در گردابی افتادند که این گرداب مفید نیست.»

رفع حصر؟ «قاطی می‌کنم»

علی شمخانی در بخش دیگری از سخنانش، در واکنش به پرسشی در مورد اقدام احتمالی شورای عالی امنیت ملی برای رفع حصر رهبران جنبش سبز ابتدا گفته است که «اجازه دهید یک لیوان آب بخورم» و سپس افزوده است: «با توجه به شرایط سنی‌ام و خستگی از صبح تاکنون ایجاب می‌کند که به این سوال پاسخ ندهم، چون قاطی خواهم کرد.»

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که رهبری جنبش اعتراضی پس از آن انتخابات را بر عهده داشتند، از زمستان سال ۸۹ و بدون برگزاری محاکمه رسمی در حبس خانگی قرار دارند.

زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی نیز همراه با همسرش در حبس است.

No responses yet

Nov 09 2015

وزیر کشور: قوه قضائیه اسنادی در ارتباط با بازداشت‌ روزنامه‌نگاران دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: هم‌زمان با انتقاد وزیر ارشاد از پوشش خبری بازداشت جند روزنامه‌نگار در صدا و سیما، وزیر کشور می‌گوید قوه قضائیه اسنادی مرتبط با این بازداشت‌ها دارد و قرار است این اسناد به او در سمت رئیس شورای امنیت کشور نشان داده شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، وزیر کشور ایران روز دوشنبه هجدم آبان، در حاشیه نشست مشترک استانداران و رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور به پرسش خبرنگاران در مورد بازداشت‌های اخیر پاسخ داد.

او گفت که «به‌عنوان رئیس شورای امنیت کشور از معاون اول قوه قضائیه و دادستان تهران در مورد بازداشت چند تن از روزنامه‌نگاران توسط سپاه پاسداران سؤال کرده و آنها گفته‌اند که مدارک و اسنادی دارند که در حال بررسی است».

آقای رحمانی فضلی ادامه داد که قرار است پس از بررسی، مدارک را به او «به‌عنوان رئیس شورای امنیت کشور هم نشان دهند».

او تأکید کرد که «اگر قوه قضائیه اسناد محکمه‌پسند دارد باید این مسئله طبق آن اسناد پیگیری شود»، اما افزود که «وقتی اسناد هنوز مورد قضاوت قرار نگرفته، نباید در جامعه نگرانی ایجاد کرد و اگر این فضا مدیریت نشود نویسندگان و خبرنگاران دچار دغدغه خواهند شد».

وزیر کشور ایران همچنین بر لزوم «بر هم نخوردن امنیت جامعه» در آستانه انتخابات تاکید کرد و گفت که باید «بین حفظ آبروی مردم و منافع ملی تعادل برقرار شود».

براساس گزارش‌ها از صبح روز ١١ آبان تا کنون عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات وزارت ارشاد در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، احسان مازندرانی، مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، آفرین چیت‌ساز ستون‌نویس روزنامه ایران، و سامان صفرزایی، خبرنگار ماهنامه اندیشه پویا، بازداشت شده‌اند و سپاه بازداشت‌شدگان را عضای شبکه نفوذ غرب معرفی کرده است.

ابراهیم رئیسی، دادستان کل کشور، نیز روز چهارشنبه ۱۳ آبان، از روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده به عنوان «یک شبکه نفوذی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی» و همچنین «عناصر جاسوس و مزدوران قلم به دست آمریکایی» نام برده بود.

انتقاد از شیوه صدا و سیما در مورد بازداشت‌های اخیر

اما در دیگر سو علی جنتی، وزیر ارشاد دولت حسن روحانی، اعلام اسامی بازداشت‌شدگان اخیر از صدا و سیما و انتساب برخی اتهامات به آنها «خلاف رویه قضایی» است.

آقای جنتی روز دوشنبه در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات، در پاسخ به سؤالی در مورد برخورد وزارت ارشاد با رسانه‌هایی که در ارتباط با بازداشت‌شدگان اخیر به «انتشار دروغ و افترا» دست زده‌اند، گفته است که وزارت ارشاد در این زمینه برنامه‌ای ندارد.

وزیر ارشاد در عین حال این موضوع را «شگفت‌انگیز» خوانده است که از متهمان اختلاس‌های میلیاردی «تا زمانی که دادگاه‌های‌شان تشکیل شود و اتهامات‌شان در دادگاه روشن شود» با نام مخفف و بدون انتشار عکس و نام [کامل] یاد می‌شود، اما در مورد روزنامه‌نگاران بازداشت شده به گونه‌ای دیگر عمل می‌شود.

او گفته است که «با کمال تأسف می‌بینیم افرادی بودند که صرفاً به آنها اتهامی وارد شده است اما در رسانه ملی اسم‌شان اعلام می‌شود و اطلاعاتی هم از آنها زده می‌شود که واقعاً خلاف رویه اصلی قضایی ماست و باید مورد توجه دستگاه‌های ذی‌ربط قرار بگیرد و آقای رئیس‌جمهور هم تذکرات را در این زمینه داده است».

در مورد دستگیری‌های اخیر به تازگی علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است که با این نظر که دستگیری‌های پس از برجام با قصد «تسویه حساب سیاسی» صورت گرفته «موافق است»، اما علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، سیاسی خواندن این دستگیری‌ها را «ناعادلانه و غیرواقع‌بینانه» خوانده است.

No responses yet

Nov 05 2015

واکنش احمد توکلی نسبت به بازداشت روزنامه‌ نگاران: چرا تا پیش از سخنان رهبری، کسی از طرح «نفوذ» اطلاعی نداشت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خُسن آقا: آش چنان شور شده که صدای خودی ها را هم درآورده!
سحام: احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، نسبت به بازداشت فله‌ای روزنامه‌نگاران واکنش نشان داد. به گزارش «سحام»، وی در یکی از شبکه‌های اجتماعی در رابطه با بازداشت اخیر پنج تن از روزنامه‌نگاران روزنامه نگاران توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نوشت:

نفوذ ابعاد گسترده‌ای دارد. این‌طور نیست که نفوذ منحصر در سیاست باشد. استکبار از هر فرصت و بستر آماده‌ای برای نفوذ به کشور استفاده می‌کند. اما مهم‌ترین هدف نفوذ برای استکبار ، تغییرات فرهنگی و هویتی در رفتار فردی و اجتماعی است. البته فرصت نفوذ نیازمند بستر مهیا در حوزه سیاسی است و در شرایطی نیز این اتفاق به بهانه‌های اقتصادی صورت می‌گیرد.

از این جهت رهبر انقلاب مساله نفوذ پس از برجام را بسیار جدی دانستند. اما باید مراقبت کرد نگرانی رهبری متوقف به تصمیمات شعاری و اقدامات سطحی در حوزه سیاست نشود.

طی یکی دو شب گذشته اخباری مبنی بر دستگیری تعدادی از خبرنگاران به اتهام نفوذ منتشر شده است.

از جزئیات این دستگیری‌ها اطلاعی ندارم. حتما متولیان امر دلائل قانع کننده‌ای به مردم ارائه خواهند کرد. اما حسب سابقه‌ای که پیش‌تر هم وجود داشته است نگرانم دغدغه مبنایی و عمیق رهبر انقلاب به اقدامات امنیتی و انتظامی خلاصه شود.

از سوی دیگر این سوال ایجاد می‌شود که تا پیش از طرح نفوذ از سوی رهبری چرا این اقدام صورت نگرفته است؟ تهدید نفوذ که مساله امروز و دیروز ما نبوده است.

گفتنی است دور جدید بازداشت روزنامه‌نگاران در ایران از سوی سازمان اطلاعات سپاه که «باند نفوذ آمریکا در مطبوعات» خوانده شده‌اند، در حالی صورت گرفت که محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه از «فتنه چهارم» خبر داده و مدعی شده است که ایران در چهارمین فتنه در دوران انقلاب اسلامی قرار دارد که پس از توافق و در مرحله برجام صورت می‌گیرد که مهم‌ترین راه پیاده شدن این فتنه، نفوذ است. جعفری گفته بود: «باید مراقبت کرد که پس از توافق مانع از نفوذ دشمن شویم چرا که آنان به انحراف کشیدن مسیر انقلاب اسلامی را در این مرحله هدف گرفته‌اند».

سخنان جعفری پس از آن بود که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت گفته بود: «نیت آن‌ها این بود که از این توافق راهی پیدا کنند برای نفوذ در کشور؛ ما این راه را بستیم؛ ما این راه را به طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکا را در کشور اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی. با همه‌ توان با این نفوذ مقابله خواهیم کرد‌.»

No responses yet

Nov 04 2015

بازداشت یک خبرنگار محافظه‌کار توسط سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دیگربان: گزارش‌های تائید نشده از بازداشت روح‌الله جمعه‌ای٬ خبرنگار پارلماني صدا و سيما در مجلس ششم و عضو سابق هيات مديره انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان از سوی سازمان اطلاعات سپاه حکایت دارد.

سپاه پاسداران دو روز پیش در اقدامی غیرمنتظره اقدام به بازداشت پنج روزنامه‌نگار به نام‌های عیسی سحر‌خیز٬ احسان مازندرانی٬ آفرین چیت‌ساز و سامان صفر‌زایی کرده است.

سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرده این افراد از «عوامل مرتبط با پروژه نفوذ دشمن در کشور» بوده‌اند و پروژه «تغییر سبک زندگی» در ایران را دنبال می‌کرده‌اند.

این سازمان نامی از افراد بازداشت شده نبرده است٬ اما رسانه‌های وابسته به آن به صورت قطره‌چکانی اقدام به انتشار نام این پنج نفر کردند.

در میان این افراد نام روح‌الله جمعه‌ای یکی از شناخته شده‌ترین فعالان رسانه‌ای محافظه‌کار نیز دیده می‌شود که پیش‌تر رابطه نزدیکی به سپاه و بسیج داشته‌ است.

جمعه‌ای فرزند یکی از بازاریان سنتی سمنان است که فعالیت خود را از دفتر روزنامه رسالت آغاز کرد و در سال ۱۳۷۶ هم یکی از مسئولان ستاد انتخاباتی علی‌اکبر ناطق نوری در سمنان بود.

براساس برخی گزارش‌ها جمعه‌ای پس از شکست ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به همراه برادر کوچک خود به نام میثم اقدام به تشکیل یک گروه فشار در سمنان کرد.

حمله به بهزاد نبوی، ضرب و شتم ابراهيم ‏اصغر‌زاده و حبيب‌الله پيمان از جمله فعاليت‌های گروه فشاری بوده که جمعه‌ای ‏در رأس آن قرار داشت.

وی پس از انتخابات مجلس ششم به استخدام سازمان صدا و سيما در آمد و به عنوان ‏خبرنگار پارلمانی اين سازمان نقش موثری در تخريب نمانيدگان اصلاح‌طلب ايفا کرد.

وی در آستانه انتخابات رياست جمهوی ۱۳۸۴ نیز به عضويت ستاد محمود احمدی‌نژاد درآمد و در دولت‌های احمدی‌نژاد دارای مسئولیت شد.

روح‌الله جمعه‌ای در شرایطی از سوی سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده که در سابقه وی نشانی از همکاری با رسانه‌های اصلاح‌طلب و خارج از ایران دیده نمی‌‌شود.

No responses yet

Nov 04 2015

داستان یک عکس: ژاندارک خیابان مشتاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

زمانه: این نوشته درباره یک عکس سیاه و سفید است و زنی که باشکوه و رازآلود، شبیه اسطوره‌ای بی‌زمان و مکان، پس از سی و چند سال، از نو در قاب چند عکس سیاه و سفید پیدا شد.

چند هفته پیش، میان عکس‌های سیاه و سفید در یک نمایشگاه عکس در لندن؛ نمایشگاه عکسی به نام «شاهد ۱۹۷۹»، دو عکس مشابهِ هم در مجموعه این عکس‌ها توجه بسیاری را به خود جلب کرد. هر دو عکس یک موقعیت را در دو لحظه پشت‌ سر هم قاب بسته‌اند. در هر دو قاب، یک روحانی‌ست و زنی موقربا پالتویی به حالت شنل در یک تظاهرات. حالت ایستادن این دو در عکس و نسبت به هم، موقعیت‌های تفسیربرداری ایجاد کرده است.


ملیحه نیکجومند

تظاهراتی که در عکس نقش بسته، مربوط به اعتراضات زنان ایران علیه اجباری شدن و قانونی شدن حجاب اسلامی است. زنانی که در این دو عکس‌ در پس‌زمینه ایستاده‌اند، همان‌ها هستند که در تظاهراتِ علیه قانونی شدن حجاب آخرین فریادها را کشیدند و میان نوسان امید و نامیدی، آخرین تلاش‌ها را نقش زدند. میان این همه زن اما، یک زن در متن هر دو عکس می‌درخشد. شجاعتش و نحوه مقتدرانه ایستادنش، یک سوال را به ذهن متبادر می‌کند: این زن که بود؟ از کجا آمد و به کجا رفت؟

**

در اسفند ماه ۱۳۵۷، با شنیده شدن زمزمه‌های حجاب، جمعیت زنان معترض به اجباری شدن حجاب، در اعتراضی چند روزه به خیابان‌ها آمدند تا علیه تحمیل پوشش و همچنین آزار و اذیت زنان بی‌حجاب در خیابان، علیه تهاجم با پونز و قیچی و تحقیر اعتراض کنند.

در ۸ مارس ۱۳۵۷، روز جهانی زنان، یکی از روزهای اوج تظاهرات، جمعیت زنان مخالف اجباری شدن حجاب به دعوت جمعیت زنان مبارز، در دانشگاه تهران گرد آمدند، علیه اجباری شدن حجاب اسلامی شعار دادند و با پای برهنه به سمت رادیو و تلویزیون به راه افتادند. پیش از آن، آیت‌الله خمینی از خطر معصیت در وزارتخانه‌ها و حضور زنان لخت در آنها گفته بود و اعلام کرده بود زنانی که می‌خواهند کار کنند باید حجاب داشته باشند و حجاب باید شرعی باشد. شعار «یا روسری، یا توسری» و حمله به زنان بی‌حجاب در خیابان‌ها اوج گرفته بود و ستون خوانندگان روزنامه‌ها پر از اعتراض زنان مورد تعرض قرارگرفته‌ای بود که حمله‌کنندگان را «عناصر ضد انقلاب» می‌نامیدند؛ کسانی که به خاطر بی‌اعتبار کردن انقلاب دست به چنین رفتارهایی می‌زدند و از دولت می‌خواستند جلویشان بایستد.


تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری

سه روز پس از تظاهرات ۱۷ اسفند، آیت‌الله طالقانی در گفت‌گویی با روزنامه کیهان به اعتراض زنان در روز جهانی زنان واکنش نشان داد و اعلام کرد: «حجاب اجباری نیست اما زن‌ها یک روسری روی سرشان بیندازند هم چیزی نمی‌شود.» آیت‌الله خمینی هم پس از آن اعلام کرد: «نظر آیت‌الله طالقانی درباره حجاب صحیح است.» به فاصله چند روز بعد اما، دوباره روند به نفع اجباری شدن حجاب اسلامی پیش رفت و صادق قطب‌زاده در یک سخنرانی در باب حمایت از حجاب، تیر آخر را شلیک کرد: «از امروز مفاهیم جمهوری اسلامی را روشن می‌کنیم.»

آن روز ۲۵ اسفند ۱۳۵۷ بود.

**

چه‌بسا عکس‌ها در همان هفدهم اسفندماه گرفته شده باشد. هنگامه گلستان، عکاس مجموعه می‌گوید؛ عکس‌ها را در روزی میانه اسفندماه تهران انداخته و روحانی جوان هم کسی‌ست که از سوی دفتر آیت‌الله طالقانی برای آرام کردن زن‌ها فرستاده شده است. شاید روحانی جوان آمده بوده تا حرف آن روزهای طالقانی را تکرار کند: «اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند، مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند، راهنمایی‌اش می‌کند که شما اینجور باشید، به این سبک باشید.»

آن زن که بود؟ هنگامه گلستان می‌گوید او یکی از بازیگران سریال «خانه قمر خانم» بوده است و نامش را به خاطر ندارد، همین.

تماشای تکه‌هایی از سریال «خانه قمر خانم»، با کیفیت پایین روی یوتیوب کمکی نمی‌کند. تماس با کارگردان سریال، محمدعلی کشاورز، هم همینطور. بهمن فرمان آرا که فیلم سینمایی «خانه قمر خانم» را در سال ۱۳۵۱ به پرده سینما برده می‌گوید هیچ چیز از آن مجموعه و بازیگران آن به خاطر ندارد. در میان نام‌های تیتراژ «خانه قمر خانم» نام هادی خرسندی به عنوان فیلمنامه‌نویس نوشته شده است. عکس را برای هادی خرسندی ایمیل می‌کنم و پای تلفن منتظر پاسخش می‌مانم: «فکر می‌کنم این «شیده» باشد، آره، به احتمال زیاد شیده است. می‌توانی با مهری رحمانی تماس بگیری، دخترخوانده‌ شیده در آمریکا، او می‌تواند تایید کند.» مهری رحمانی، خود بازیگر نقش مهین در سریال «خانه قمر خانم» است و بیش از سی و چند سال است که در آمریکا زندگی می‌کند. او را از طریق فیس‌بوک پیدا می‌کنم. منتظر می‌مانم تا عکس را روی صفحه لپ‌تاپش باز کند. سکوت.

این شیده است.

**

شیده رحمانی، بازیگر نقش معصومه سریال «خانه قمر خانم». خوش‌کیفیت‌ترین عکسی که از او پیدا می‌کنم، خانمی‌ست روی گرفته با چادر، با لبخند موقرانه تلخی بر لب که چشم‌هایش از تماشای مستقیم توی دوربین ابا دارد. احتمالا در نقشی در یکی از فیلم‌ها و سریال‌های پس از انقلابش، در نقش مادر. پیدایش می‌کنم، و صدایش را از تهران می‌شنوم:

«این عکس را قبلا دیده بودم. در یک مجله خارجی هم چاپ شده بود. کسی دیده بود و برایم آورده بود. آن پالتو را به یاد می‌آورم. کرم رنگ بود. آن روز، دقیقا یادم نمی‌آید کی بود اما، می‌دانم که تظاهرات، نزدیک دانشگاه تهران برپا شد. ما در خیابان مشتاق زندگی می‌کردیم و نزدیک دانشگاه تهران بودیم. از چند روز قبلش اراذل و اوباش ریخته بودند در خیابان‌ها و شعار «یا روسری، یا توسری» سر می‌دادند. پونز توی پیشانی دختران جوان می‌کوبیدند. هنوز حجاب قانونی و اجباری نشده بود اما، درگیری بود میان زنان و چماقداران. من حافظه‌ام خوب کار نمی‌کند. مثل پاها و چشم‌هایم از کار افتاده. یادم نمی‌آید روی مینی‌بوس چه می‌گفتم.»

– ازتان یک چند عکس با حجاب دیدم در اینترنت…

آنها عکس‌های فیلم است. حجاب در این مملکت قانون است. قانون را رعایت کردم. مثل همه. مجبور بودم. اگر به خودم بود، مثل همیشه بودم. مثل قبل‌ها. موهام را می‌بستم. ساده. ساده حرکت می‌کردم. من قبل از انقلاب کارمند بودم. همینطور سر کار می‌رفتم.

تمام.

**

زن، در عکسی که چهره او از نزدیک، قاب بسته شده، در حال مجادله با روحانی‌ست و حالت تدافعی دارد. بدنش به عقب متمایل است و با اشاره انگشتش به سمت آسمان، انگار دارد از چیزی مهم و اصولی می‌گوید. حالت دست‌های روحانی اما، او را در وضعیت توجیه نشان می‌دهد؛ دست‌هایش در وضعیت آسوده‌تری‌ست، حالت بدن‌اش هم. شبیه کسی که می‌خواهد بگوید این جنجال‌ها بی‌ثمر است، یا بی‌اساس است، یا لااقل بی‌فایده. شاید زن دارد درباره حکم حجاب حرف می‌زند. حالت بدن و دست‌هایش شبیه کسی‌ست که می‌خواهد به یک بی‌عدالتی اعتراض کند و تلاشش برای قانع‌ کردن روحانی در خطوط صورتش پیداست. روحانی نزدیک‌تر است، حجم بیشتری از قاب را پر کرده و سایه مرد پشت سر روحانی، توازن را به نفع او برهم ریخته است. خطوط، شاخ و برگ درختان در پس زمینه بر تنش و عدم تعادل تصویر افزوده است. از عکس دیگر در لحظه قبل‌تر یا بعدتر می‌دانیم روی سقف مینی‌بوس ایستاده‌اند، آیا زن از روی سقف ماشین پایین می‌افتد؟ آیا این زن است که باید قاب را ترک کند؟

**

زنان آن روزها و آن تظاهرات علیه حجاب، بعدها به اقتضای حکم قانون حجاب و جبر زمان و موقعیت، روی گرفتند و موقرانه لبخند زدند. اما، آن هاله‌های سیاه و سفید در عکس‌ها، آن زنان مشت گره کرده آن روزها، که در خیابان‌های حوالی دانشگاه تهران شعار می‌دادند و «آزادی زنانه»شان را طلب می‌کردند، زنان معمولی روزگار ما بودند. آن زنان موقر شنل‌پوش، هنوز میان ما هستند، قهرمانان خاموشی که هزار هزار قناری در گلویشان خواب است. مثل شیده، که سال‌هاست بازیگر نقش مادران مهربان و آرام است.

مثل آن زنی که هر روز، ساکت و سنگین و صبور، از خیابان مشتاق می‌گذرد.

No responses yet

Nov 04 2015

موج گسترده‌ای از بازداشت‌ و احضار روزنامه‌نگاران در ایران به راه افتاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: هم زمان با اجرای توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی و همچنین در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، تعدادی از روزنامه‌نگاران ایران به اتهام “ارتباط با دولت‌های آمریکا و بریتانیا” از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند. سایت سحام نیوز نیز از از احضار بیست خبرنگار و روزنامه‌نگار اصلاح طلب به “خیابان صابونچی” تهران خبر داده و نوشته که قرار است این افراد به صورت جداگانه تحت بازجویی بازجویان سپاه پاسداران قرار گیرند.

خبرگزاری صدا و سیما، امروز نوشت که سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی هفته جاری، چند تن از “اعضای شبکه نفوذی همکار با دولت های متخاصم غربی” را که در فضای مجازی و مطبوعات کشور فعال بودند، بازداشت کرد.

خبرگزاری فارس نیز در این باره از بازداشت “پنج نفر از عوامل مرتبط با پروژه نفوذ دشمن” در مطبوعات ایران از سوی “سربازان گمنام امام زمان” و با دستور مقام قضایی خبر داده است.

هنوز اسامی بازداشت شدگان به صورت رسمی اعلام نشده، اما پیشتر رسانه‌های ایران از بازداشت احسان مازندرانی، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین عیسی سحرخیز روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب، در روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۴ خبر دادند.

همچنین امروز خبر بازداشت آفرین چیت‌ساز، روزنامه نگار حوزه سیاست خارجی روزنامه ایران از سوی خبرگزاری مهر منتشر شد.

سامان صفرزایی، خبرنگار سابق روزنامه اعتماد و ماهنامه اندیشه پویا نیز جزو بازداشتی‌هاست.

از «نزار زاکا» تبعه لبنانی- آمریکایی که مدتی قبل توسط سپاه پاسداران دستگیر شد، به عنوان یکی دیگر از بازداشت شدگان این پرونده نام برده شده است.

No responses yet

Nov 02 2015

مطهری با اشاره به وقایع ۸۸: گاهی برخورد ما از رژیم گذشته بدتر بوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی مطهری، نماینده مجلس ایران، در جلسه‌ای در دانشگاه تهران با اشاره به وقایع سال ۱۳۸۸ و بازداشت خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، نظام جمهوری اسلامی را با سلطنت پهلوی مقایسه کرد و گفت برخوردهای حکومت فعلی گاهی از رژیم گذشته بدتر بوده است.

آقای مطهری امروز، شنبه ۹ آبان، گفت نباید کسی به صرف انتقاد به زندان بیفتد و از دانشگاه اخراج شود.

به گزارش ایسنا او گفت: “گاهی نوع برخورد ما از نوع برخورد رژیم گذشته هم بدتر بوده، شهید مطهری در آن زمان به زندان رفت اما بعد از دوره زندان از تدریس محروم نشد، البته بعدا در ارتقای ایشان به استادی برایش مشکل درست کردند که آن هم به شکلی حل شد.”

علی مطهری از محدودیت‌هایی که پس از سال ۸۸ برای مطبوعات و فعالان سیاسی ایجاد شده انتقاد کرد و گفت: “یکی از علل اینکه بر حل و فصل مسائل سال ٨٨ تاکید داریم مساله وحدت ملی است. زیرا معتقدیم جامعه نباید دو شقه باشد و نباید تفرقه و تشتت وجود داشته باشد.”

علی مطهری یکی از معدود چهره‌های سیاسی داخل ایران است که پیوسته درباره ضرورت رفع محدودیت‌های امنیتی و به ویژه آزادی رهبران جنبش سبز از حصر خانگی تاکید می‌کند.
برخی از حاضران در جلسه نوشته‌های در حمایت از رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی داشتند

او امروز نیز در جلسه ‘ سیاست داخلی بر محور وفاق ملی’، که انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزارکننده آن بود، موضع خود درباره بازداشت خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را تکرار کرد و گفت حسن روحانی، رئیس جمهور “وظیفه سنگینی دارد چون مجری قانون اساسی است و حصر خانگی هم با اصول ۳۲ تا ۳۷ قانون اساسی مغایر است. بحث اضطرار هم مربوط به چند ماه اول است و از آن‌جا به بعد حصر غیرقانونی بوده است.”

او گفت: “یکی از دلایل ادامه حصر بی‌تفاوتی اقشار جامعه، علما، روحانیون و دانشگاهیان است و علت آن رعب ایجاد شده است.”
مخالفت با رهبر

علی مطهری در بخش دیگری از صحبت‌هایش از هواداران افراطی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، انتقاد کرد و گفت: “کسی ممکن است نظری خلاف رهبری داشته باشد و آن را اعلام کند اما این فرد را راحت نمی‌گذارند و اگر کسی نظر مخالف ایشان بدهد یا از ایشان انتقاد کند با او برخورد می‌کنند.”

آقای مطهری گفت: “این‌طور نیست که عنایت ویژه‌ای از طرف خداوند به انقلاب ما وجود داشته باشد ما که از انقلاب صدر اسلام مهمتر نداریم. آن انقلاب بعد از ۵۰ سال به جایی رسید که امت پیغمبر، فرزند پیغمبر را کشتند. پس تضمینی نیست که ما هر طوری که عمل کنیم انقلاب باقی بماند.”

او بر لزوم رعایت حقوق منتقدان تاکید کرد و گفت: “وقتی ما مشکل انرژی هسته‌ای را با گفت‌وگو حل می کنیم و به نتیجه می‌رسانیم چطور نمی‌توانیم در داخل مسائل مورد اختلاف را حل کنیم؟… بعد از مذاکرات هسته‌ای وقت مناسبی برای پرداختن به سیاست داخلی و اصلاح نوع برخورد با مخالفان و منتقدان است.”

با وجود اینکه حسن روحانی با شعار آزادی رهبران جنبش سبز از بازداشت خانگی و آزادی دیگر زندانیان سیاسی به قدرت رسید، در بیش از دو سال اخیر گزارشی از اقدامات مشخص دولت او در این زمینه منتشر نشده است.

No responses yet

Oct 30 2015

هر اتفاقی بیفتد مسئولش سپاه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


سحام: مادر امین انواری، دانشجوی ۲۱ ساله ای که از روز ۱۲ مهرماه ۱۳۹۴ به اتهام نامشخصی بازداشت شده و تاکنون در بند ۲-الف سپاه پاسداران در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت نگران است فرزندش برای اعترافات اجباری با آزار و اذیت روحی مواجه باشد. او همچنین گفت فرزند کوچکش دو بار توسط مامورانی که در سر راه مدرسه او را به زور سوار ماشین کرده اند تهدید شده که اگر مادر با رسانه ها صحبت کند اتفاق بدی برایش خواهد افتاد. این دانشجوی زندانی تا کنون فقط سه بار تماس تلفنی کوتاهی با خانواده داشته و هنوز اتهام و دلیل بازداشت او مشخص نیست.

امین انواری، ۲۱ ساله، فعال مدنی و دانشجوی ترم هفت مهندسی نرم افزار دانشگاه امیر کبیر برای روز ۱۲ مهرماه به دادسرای زندان اوین احضار شده بود. با این حال در همان روز ماموران با ورود به خانه، او را دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. به گفته مادر این دانشجوی زندانی او از زمان بازداشت تاکنون حق ملاقات نداشته و در این مدت فقط سه بار تماس تلفنی کوتاه با خانواده اش داشته است.

امین انواری پیش از این در ۹ دی ماه ۱۳۹۳ بازداشت و همان روز با قرار کفالت ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد. بعدتر او در تیرماه ۱۳۹۴ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی احمد زاده به اتهام “تبلیغ علیه نظام،” “توهین به رهبری” و “توهین به محمد تقی مصباح یزدی” (عضو مجلس خبرگان رهبری) به دو سال و شش ماه حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمد، محکوم شد. مبنای هر سه اتهامات او نوشته هایش در فیسبوک بوده است.

فرح بخشی به کمپین گفت: «روز چهارشنبه ماموران سپاه پسر دومم، آرمین را که ۱۷ سالش است و پیش دانشگاهی می رود، جلوی مدرسه به زور سوار ماشین کرده‌اند، به او کارت شناسایی شان را نشان داده اند و گفته اند اگر مادرت را خاموش نکنی برایت گران تمام می شود و همه تان را اذیت می کنیم. گفته اند مادرت را ساکت کن وگرنه ما محل کار پدرت را می دانیم، مدرسه تو را و خانه تان را، هر کاری بخواهیم می توانیم انجام دهیم. این دومین بار است که ماموران سپاه، آرمین، پسر کوچکم را تهدید می کنند. اولین بار چند ساعت پس از این بود که امین را دستگیر کردند. به او گفته بودند که امین باید بداند ما نشانی های شما را داریم و می توانیم هر لحظه هر کاری بخواهیم بکنیم.»

مادر امین انواری با اظهار نگرانی از این وضعیت به کمپین گفت: «ما تامین جانی نداریم. هر اتفاقی برای دو فرزندم، خودم و همسرم بیفتد مسولش سپاه است. اینها ما را تهدید می کنند که من اعتراض نکنم، مصاحبه نکنم، خب تو رو خدا بچه ام را آزاد کنید تا ساکت شوم. چاره ای ندارم جز مصاحبه و اعتراض. من حتی نمی دانم اتهام بچه ام چیست. مطمئن هستم با تهدید و اذیت ما، امین را در داخل زندان تحت فشار قرار می دهند که راضی به اعتراف اجباری شود. من مطمئنم دارند از طریق فشار بر ما از او اعتراف دروغین می گیرند.»

خانم بخشی در ادامه گفت:‌ «من دیروز مثل هر روز دیگر به دادسرای اوین برای پیگری وضعیت امین رفتم. بازپرس آنجا به من گفت که بهت اجازه ملاقات می دهم اما باید تعهد بدهید که دیگر مصاحبه و تجمع نمی کنید. گفتم شما هم تعهد می دهید که بچه ام را آزاد کنید. گفت خیر. گفتم پس من هم ادامه می دهم. بعد بازپرس با فریاد من را از اتاقش بیرون کرد. یکبار پیش از این بازپرس گفته بود اگر مصاحبه نکنم وقت ملاقات می دهد من هم سکوت کردم اما در طی ده روز نه تنها ملاقاتی داده نشد بلکه پسرم حتی تماسی هم نگرفت. من نگران بودم، باید کاری می کردم، چه کاری جز اعتراض و مصاحبه مانده است برایم؟»

خانم بخشی در ادامه گفت:«بعد از ده روز سکوت، در تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان در روز ۲۷ مهرماه شرکت کردم، همان روز وقتی من در تجمع بودم، امین به خانه زنگ زده و با پدرش صحبت کرده و گفته حالش خوب است و مشکلی ندارد. بعد هم سراغ من را گرفته و گفته به مادرم بگویید که با رسانه ها مصاحبه نکنند چون پرونده من با مشکل مواجه می شود. دارند بچه من را تهدید و اذیت می کنند و ما را وادار به سکوت.»

خانم فرح بخشی در مورد نحوه دستگیری فرزندش به کمپین گفت: «ابتدا شخصی روز ۸ مهرماه با گوشی همراه همسرم تماس گرفت و گفت باید پسرم روز ۱۲ مهرماه به دادسرای اوین برای آزاد شدن قرار کفالت ۳۰ میلیونی برود اما همان روز ده نفر مامور به خانه ما ریختند. به ما گفتند حکم تفتیش خانه را فقط به امین نشان می دهیم، یک کاغذ جلوی صورت بهت زده ام بچه ام گرفتند اما او حتی فرصت نکرد آن را بخواند چون سریع مامور کاغذ را در جیبش گذاشت. به ما هم نه کارت شناسایی نشان دادند، نه حکم تفتیش خانه و نه حتی حکم بازداشت امین را. همه خانه را تفتیش کردند و بعد او را به همراه وسایل شخصیش مثل کامپیوتر و لپ تاپش بردند.»

مادر امین انواری با اظهار نگرانی شدید از وضعیت سلامت فرزندش به کمپین گفت: «امین طی این مدت فقط سه بار به منزل تماس گرفته است. دو بار در حد چند ثانیه بود و فقط گفت که حالش خوب است. وقتی از او پرسیدم که کجایی؟ بند دو الف سپاه هستی ؟گفت به من گفتند نگویم و بعد تلفن قطع شد. بار سوم روز دوشنبه ۲۷ مهرماه پسرم تماس گرفته و با پدرش گفته حالش خوب است و هیچ مشکلی ندارد. گفته به مادرم بگوید مصاحبه نکند چون به من گفته اند پرونده ام با مشکل مواجه می شود.»

مادر این دانشجوی زندانی در مورد فعالیت های او به کمپین گفت:‌ «هیچ کار خلافی نکرده جز اینکه هر سال در تابستان ما به یک سفر خارجی می رویم. امسال آخر شهریور ماه به ترکیه رفتیم در آنجا شنیدیم چند نفر از دوستانش دستگیر شده اند. من به او گفتم امین اگر مشکلی داری برنگرد. گفت من آخر هیچ کاری نکردم. می خوام برگردم درس بخوانم. من خواهشم از مسولان قضایی این است که با هر اعتراضی جوان ها را دستگیر نکنند، اتهام های بزرگ و حبس های زیاد ندهند. او باید الان سر کلاس و مشغول درس خواندن بود.»

گفتنی است پایگاه اطلاع‌رسانی «آمدنیوز» برای نخستین بار عکسی از پلاک خودروی سمند مشکی‌ای را منتشر کرده که به آزار و اذیت خانواده انواری کرده است، این خودرو به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تعلق دارد.

No responses yet

Oct 25 2015

عاشورای ۸۸ و «اراذل و اوباش»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: توسط مرتضی کاظمیان

شش سال از عاشورای خونین ۸۸ می‌گذرد؛ صرف‌نظر از تداوم وجوه و جوانبی از رخداد مهم، داده‌های جدیدی نیز در پیوند با آن منتشر شده است. داده‌هایی که از چگونگی تکوین رویداد خونین دوباره پرده‌برداری، و ارزیابی و داوری ناظر بی‌طرف و منصف را تدقیق و تقویت کرده است.

داده‌ها‌ی جدید و بسیار مهم اخیر به گزارش غریب یک فرمانده ارشد سپاه مربوط است: سردار حسین همدانی. کسی که پس از کشته شدن وی در سوریه، دخالت وی در سرکوب خونین اعتراض‌های مدنی به نتیجهٔ رسمی انتخابات ۱۳۸۸ بیش از پیش آشکار شد. این داده‌ها همچنین بار دیگر پای یک گروه اجتماعی را به میان می‌کشد؛ کسانی که از طرف رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند.

در قرائت حکومتی اما «اراذل و اوباش» فقط افرادی را که موجب ناامنی اجتماعی می‌شوند توصیف نمی‌کند؛ بلکه در اوج جنبش سبز نیز رسانه ملی (صدا و سیما) و دیگر بازوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی (مانند نمازجمعه)، طیفی از شهروندان معترض را «اراذل و اوباش» می‌خواندند.

این نگاه و روایت حکومتی البته همچنان جاری است. چنان‌که در آخرین اظهارنظر، همین چند روز پیش بود که محمدی عراقی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «اراذل و اوباش و فتنه‌گران با جسارت به خیمه‌های امام حسین در سال ۸۸ ثابت کرند که فقط با انقلاب اسلامی و شورای نگهبان مشکل ندارند؛ بلکه آن‌ها با امام حسین و فرهنگ عاشورا مسئله دارند.»
اما گروهی که «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند، در عاشورای ۸۸ کدام سو ایستاده بودند؟

سردار همدانی گزارش می‌دهد

این شاید مستند‌ترین و مهم‌ترین روایتی است که تاکنون در مورد جایگاه و نقش «اراذل و اوباش» در سرکوب معترضان سبز و نیز عاشورای ۸۸ بیان شده؛ سردار حسین همدانی تصریح می‌کند: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»

فرماندهٔ ارشد سپاه که چند هفته پیش در سوریه کشته شد، توضیح می‌دهد: «وقتی‌که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآورد‌ها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همهٔ سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید.»

او تاکید می‌کند که در سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»

مهر تأیید فرماندهان ارشد نظامی

عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در تأیید گزارش سردار همدانی، تصریح می‌کند: «بر هم زدن توطئه دشمنان در فتنه ۸۸ از دیگر فعالیت‌های بزرگی بود که با عنایت الهی توسط سردار همدانی انجام شد.»

وی در تجلیل از افسر ارشد خود می‌افزاید: «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی در عاشورای سال ۸۸ نبود، جمع کردن این فتنه سخت می‌شد.»

فرمانده سپاه پاسداران البته تاکید می‌کند که همدانی بعد از سرکوب جنبش سبز، «آرام و قرار نداشت و داوطلبانه» و برای سرکوب اعتراض‌ مردم سوریه به دولت اقتدارگرای بشار اسد، راهی سوریه شد: «کوله‎بار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»

حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز در واکنشی مشابه، بر گفتار و کردار و نقش همدانی در سرکوب خونین جنبش سبز مهر تأیید می‌زند؛ او می‌گوید: «سردار همدانی در سنگرهای مختلف دفاع و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد که نمونه آن را در مقابله با کودتای آمریکایی فتنه ۸۸ می‌توان یادآوری نمود.»

نه جعفری و نه فیروزآبادی اما توضیحی دربارهٔ پیوندخوردن «سپاه و بسیج» با «اراذل و اوباش» نمی‌دهند و از پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی چیزی نمی‌گویند.

ارزیابی دقیق موسوی و کروبی

شش سال پس از عاشورای خونین ۸۸، رهبران جنبش سبز همچنان (افزون بر ۱۷۱۰ روز) در حبس خانگی‌اند. واکنش موسوی و کروبی به سرکوب خونین اعتراض سبز‌ها، و فهرست مطالبات آنان اما همچنان قابل تأمل است.

میرحسین موسوی پس از عاشورای ۸۸ در واکنشی معنادار ـ که برخی شواهد آن در گزارش سردار همدانی آشکار شده است ـ اعلام کرد که «خشونت‌های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آن‌ها بر کسی پوشیده نیست و روزبه‌روز پرده از چهره آنان و سران‎شان کنار زده می‌شود، فاجعه‌ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

مهدی کروبی نیز در واکنش به حوادث خونبار عاشورای ۸۸ در گزارشی معنادار اعلام کرد که «در شب عاشورا عده‌ای از اوباش اجیر شده به حسینه جماران به‌طور وحشیانه‌ای حمله کردند و زن و مرد را با هتاکی و فحاشی کتک زدند و اموال آنان را از بین بردند.» گزارشی که شش سال بعد توسط مقام‌های ارشد سپاه تأیید می‌شود.

کروبی همچنین نسبت به «خشونت وصف‌ناپذیر» و بی‌سابقه علیه شهروندان ایران در عاشورای ۸۸ اعتراض و آن را «مصیبت بزرگ» و «گناه نابخشودنی» توصیف کرده، و با بازخوانی کلام مشهور منتسب به حسین بن علی، گفته بود: «فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.»

با وجود اعتراف سردار همدانی و دیگر مقام‌های ارشد حکومتی (ازجمله فرمانده کل سپاه) به سرکوب خونین معترضان سبز، هنوز حاکمیت سیاسی مسئولیت خود را نپذیرفته و کسی پاسخگوی خانواده قربانیان عاشورای ۸۸ و دیگر جان‌باختگان نیست. چنان‌که حبس شماری از فعالان جنبش سبز (ازجمله رهنورد، موسوی و کروبی) ادامه دارد.

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی ـ که بر اثر گلوله جان باخت ـ تاکید کرده که خواهان دادرسی عادلانه است. خواهر شهرام فرج‌زاده یکی دیگر از قربانیان عاشورا‌ی ۸۸ که توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد نیز گفته که مسئولان امنیتی و قضایی، به‌جای پاسخگویی، با توهین و تمسخر و تحقیر رفتار کرده‌اند.

محمد یگانه تبریزی، شهروند معترضی که در عاشورا زخمی شد و همچنان از آثار گلوله‌ی به‌جا مانده در بدنش در رنج است، نیز گفته: «رفع حصر موسوی و کروبی یکی از مطالبات ماست و تا آن‌ها آزاد نشوند فضا براى دادرسى باز نخواهد شد.»
حبس و تهدید رهبران و فعالان جنبش سبز در حالی ادامه دارد که «اراذل و اوباش» همچنان توسط سپاه مورد تکریم و آموزش قرار می‌گیرند.

————————————————————-

یادداشت‌ها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و بازتاب دیدگاه‌های رادیو فردا نیست

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .