اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'تاریخی' Category

Oct 04 2025

مصطفی تاج‌زاده کیست؟ از گروه مسلحانه «فلق» تا معاونت وزارت کشور و زندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مصطفی تاج‌زاده حدود شش سال پس از آزادی بار دیگر بازداشت شد. او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ داوطلب شد و در سالیان اخیر اصلاحات ساختاری را مطرح کرده است.

تاج‌زاده متولد سال ۱۳۳۶ در تهران است و در دهه ۶۰ سمت‌هایی چون مدیر کل وزارت ارشاد داشته اما جنجال برانگیزترین سمت او معاون سیاسی وزارت کشور در دولت محمد خاتمی بوده است. او پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ هفت سال زندانی شد و در سالیان اخیر موضوع «اصلاحات ساختاری» را مطرح کرده است.
خانواده روحانی و «کشتی نوح» در سیاست

خانواده آقای تاج‌زاده ساکن هرند، منطقه‌ای کویری بین یزد و اصفهان بودند اما پدر و مادر او به تهران مهاجرت کرده و در محدوده میدان خراسان زندگی می‌کردند.

دو پدربزرگ تاج‌زاده و برخی از اقوام او روحانی بودند و محی‌الدین فاضل هرندی یکی از استادان حوزه علمیه قم دایی او بود و پدرش در میدان تره بار حجره داشته است.

با این حال او گفته که خانواده‌اش در موضوعات سیاسی «کشتی نوح» بوده و از گروه‌های سیاسی از جمله توده‌ای، پیکاری و مجاهد خلق در خانواده‌اش حضور داشته‌اند.

تاج‌زاده گفته که در سال‌های آخر مدرسه به دلیل بازیگوشی درسش خوب نبوده و در آزمون دانشگاه تهران قبول نشده اما در آزمون اعزام دانشجو به خارج قبول شد و به آمریکا رفته است. او خود گفته که در آمریکا درس نمی‌خوانده و تنها برای تمدید ویزا در کالج ثبت‌نام ‌کرده بود.

او دو سال و ۹ ماه یعنی از دی ۵۴ تا شهریور ۵۷ در آمریکا بود و در اواخر سال ۵۶ به همراه افرادی چون حسن واعظی، محمود یاسینی و همایون خسروی گروه مسلحانه «فلق» را تشکیل داد.

آقای تاج‌زاده پس از انقلاب ۵۷ از اعضای جوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جزو طیف مشهور به چپ این سازمان بود. او مسئول روابط عمومی و عضو دفتر سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود.

عضویت در هیات همراه محمدعلی رجایی

این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مهر سال ۱۳۵۹ از اعضای هیات همراه محمدعلی رجایی نخست وزیر وقت در سفر به سازمان ملل بود و به همراه بهزاد نبوی، دیگر عضو برجسته سازمان در تدوین نطق او نیز نقش داشت.

آقای تاج‌زاده در دوره وزارت عبدالمجید معادیخواه، مدیر کل مطبوعات وزارت ارشاد شد و در دوره وزارت محمد خاتمی، مدیرکل نمایندگی‌های فرهنگی در خارج از کشور بود. مجموعه‌ای که رایزنی‌های فرهنگی ایران در کشور را مدیریت می‌کرد.

او گفته که هدف اولیه این نمایندگی‌ها صدور انقلاب بوده اما برنامه‌های فرهنگی نیز داشتند. در این دوره عطاء‌الله مهاجرانی به عنوان رایزن فرهنگی به پاکستان و صادق آینه‌وند به سوریه اعزام شدند.

آقای تاج‌زاده در سال ۱۳۶۳ معاون امور بین‌الملل وزارت ارشاد بود و تا پس از جنگ ایران و عراق در این سمت ماند. او در سال ۱۳۷۱ مسئول خانه ایران در پاریس شد اما مدت کوتاهی پس از استعفای محمد خاتمی از وزارت ارشاد به ایران بازگشت. ‌آقای تاج‌زاده مدتی نیز در روزنامه همشهری فعالیت می‌کرد.

تاج‌زاده در سال‌های پایانی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی از گردانندگان نشریه «عصر ما»ارگان رسمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و همچنین از مشاوران نشریه کیان بود که به جریان روشنفکری دینی مشهور بودند.

ایارن
توضیح تصویر، تاجزاده در دادگاه

انفصال از خدمات دولتی پس از شکایت شورای نگهبان

نقطه اوج حضور مصطفی تاج‌زاده در فضای سیاسی، سمت معاون سیاسی وزارت کشور در دولت محمد خاتمی بود. هر چند عبدالله نوری به لحاظ سیاسی در آن زمان به جریان اکبر هاشمی رفسنجانی نزدیک‌تر بود اما تاج‌زاده به عنوان معاون سیاسی انتخاب شد.

آقای تاج‌زاده گفته که انتخابش به این سمت به دلیل روابط نزدیکش با محمد خاتمی رییس جمهور بوده و برخی اصلاح‌طلبان به عبدالله نوری توصیه کرده‌اند او را به این سمت منصوب کند.

یکی از موضوعات اصلی مربوط به استیضاح عبدالله نوری و برکناری او از وزارت کشور نیز اقدامات آقای تاج‌زاده بود که جریان مشهور به راست شدیدا با آن مخالف بودند.

او پس از برکناری عبدالله نوری با حکم محمد خاتمی به عنوان سرپرست وزارت کشور منصوب شد و در دوره وزارت عبدالواحد موسوی لاری نیز در سمت معاون سیاسی باقی ماند.

یکی از اقدامات در این دوره برگزاری اولین دوره انتخابات شورای شهر بود. او گفته که رهبر جمهوری اسلامی در ابتدا مخالف برگزاری این انتخابات بوده اما در نهایت آن را پذیرفته است.

ایران
توضیح تصویر، مصطفی تاجزاده کوی دانشگاه نهران ۱۳۷۸

در این دوره رسانه‌های جریان مشهور به راست اتهامات زیادی را علیه تاج‌زاده مطرح می‌کردند و حتی او را به سازمان‌دهی اعتراضات دانشجویان پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ متهم می‌کردند اما او همه این اتهامات را کذب محض دانسته است.

اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۷۷ خود نوشته که مقامات وزارت اطلاعات در دوره وزارت قربانعلی دری نجف آبادی از جمله حسام‌الدین آشنا در دیدار با او از کارهای «تند وزارت کشور به خصوص تاج‌زاده» ابراز نگرانی کرده‌اند.

آقای تاج‌زاده همچنین عضو حزب جبهه مشارکت بود که اصلاح طلبان نزدیک به محمد خاتمی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ تاسیس کردند.

در انتخابات مجلس ششم شورای نگهبان انتخابات در برخی حوزه‌های انتخابیه را باطل و از تاج‌زاده و تعداد دیگری از مقامات وزارت کشور شکایت کرد. آقای تاج‌زاده گفته که دادگاه نتوانست هیچ تقلبی را در انتخابات ثابت کند اما او با اتهاماتی چون عدم همکاری با سازمان بازرسی به سه سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. آقای تاج‌زاده و وزارت کشور نیز از احمد جنتی شکایت کردند اما به این شکایت رسیدگی نشد.

شکست در انتخابات شورای شهر

او پس از آن سمت بالای دولتی نداشت و نامزد دومین دوره انتخابات شورای شهر شد. انتخاباتی که در آن اصلاح طلبان شکست خوردند و با پیروزی اصول‌گرایان محمود احمدی نژاد شهردار تهران شد.

آقای تاج‌زاده در دهه ۸۰ همچنین نشست‌هایی را با حضور برخی شخصیت‌های دانشگاهی و روشنفکران دینی برگزار می‌کرد.

او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ عضو ستاد مصطفی معین بود و در تشکیل «جبهه دموکراسی و حقوق بشر» به همراه نمایندگان نهضت آزادی و جمعی از نیروهای ملی – مذهبی نقش داشت. تاج‌زاده در جلسه مصطفی معین با نمایندگان نهضت آزادی و نیروهای نیروهای ملی ـ مذهبی نیز حضور داشت.

آقای تاج‌زاده در انتخابات سال ۱۳۸۸ نیز از اعضای ستاد میرحسین موسوی بود و پس از انتخابات بازداشت شد. معاون سابق سیاسی وزیر کشور گفته بود که در این انتخابات تقلب نشده اما «کودتا» شده است.

او در جلسات دادگاه در حرکتی اعتراضی هرگز از خود دفاع نکرد و گفت، تا زمانی که به شکایت او علیه احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، رسیدگی نشود نیازی به حضور در دادگاه و دفاع از خود نمی‌بیند.

مصطفی تاج‌زاده به جرم «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال حبس محکوم شده بود و پس از آن به یک سال زندان دیگر محکوم شد. مصطفی تاج‌زاده و همسرش چندین بار اعلام کردند که مجتبی خامنه‌ای پرونده او و اعضای خانواده‌اش را شخصا تحت نظر دارد.

او در دوره زندان نامه‌های متعددی به رهبر جمهوری اسلامی و دیگر چهره‌های سیاسی نوشت. این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی در این نامه‌ها و نوشته‌ها آیت‌الله خامنه‌ای را مسئول وضع موجود دانسته بود.

آقای تاج‌زاده خرداد ۱۳۸۹ در سالروز دستگیری خود نامه «پدر، مادر، ما باز هم متهمیم » را منتشر و از «خطاهای خود» و دیگر چهره‌های انقلابی پوزش خواست.

او در نامه دیگری آینده سیاسی ایران را با عربستان سعودی مقایسه کرده و نوشته بود: «کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ ایران شبیه عربستان می‌شود که مفتی آن فتوا می‌دهد، تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم فتنه است و اطاعت از حکومت و حاکم هم اطاعت از خداست و انتخابات آزاد هم در کشور بی‌معنی است».

مصطفی تاج‌زاده سال ۱۳۹۲ از محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران دعوت کرده بود تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند.

او ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ پس از اتمام دوران محکومیتش از زندان آزاد شد و در سالیان اخیر موضوع «اصلاح ساختاری» را مطرح کرده است.

آقای تاج‌زاده از امضا کنندگان بیانیه ۷۷ فعال سیاسی در اعتراض به سرکوب اعتراضات آبان سال ۱۳۹۸ بود که خواستار برخورد قانونی با عاملان شلیک به مردم شده بودند.

او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نامزد شد و شورای نگهبان صلاحیتش را رد کرد.

مصطفی تاج‌زاده در بیانیه نامزدی خود نوشت: «می‌آیم تا با جلب همکاری رهبر، اصلاح قانون‌اساسی ممکن شود؛ رهبری دوره‌ای و انتخابی شود».

آقای تاج‌زاده در کلاب‌هاوس گفته پیشنهادش نامزدی رضا خاتمی و معاون اولی محسن صفایی فراهانی بوده است. در نهایت اما رضا خاتمی این پیشنهاد را نپذیرفته و خود تاج‌زاده نامزد شده است.

نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری و موضوع «اصلاحات ساختاری» انتقاد برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب را به دنبال داشته است.

از جمله محمد عطریانفر، از چهره‌های ارشد حزب کارگزاران سازندگی نیز گفته بود: «هیچ توضیح منطقی برای حضور مصطفی تاج‌زاده مطرح نشده است.»

ایازرن
توضیح تصویر، فخرالسادات محتشمی‌پور همسر مصطفی تاج‌زاده نیز فعال سیاسی است

سعید حجاریان از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب نیز ایده تاج‌زاده برای اصلاحات ساختاری را غیر ممکن دانسته بود. او نوشته بود: «مهم‌ترین پرسش این است که چنین تغییری بناست از درون نظام رخ دهد یا از بیرون؟ اگر تغییر از درون در دستور کار باشد، وفق قانون اساسی همه راه‌ها به رهبری ختم می‌شود. اما تغییر قانون اساسی از بیرون مستلزم تغییر نظام حقیقی قدرت است که بحثی جداگانه می‌طلبد.»

آقای تاج‌زاده در نامه‌ای به حجاریان ضمن پذیرش این موضوع که رهبر جمهوری اسلامی تن به اصلاحات ساختاری و حتی اصلاحات نمی‌دهد نوشته بود که پس از بالا گرفتن بحران «حاکمیت چاره‌ای جز بازگشت به مردم نخواهد داشت» و در آن زمان «گفت‌وگو و چانه‌زنی برای توافق بزرگ را نباید و نمی‌توان به تایید و ‌‏ردصلاحیت نامزدها و درحد تشکیل فراکسیون امید یا دولت روحانی تقلیل داد. زیرا ‏بن‌بست‌شکن ‏نیستند و نمی‌توانند بر دو بحران مشروعیت سیاسی و ناکارآمدی غلبه ‏کرده و اوضاع اقتصادی و ‏اجتماعی را به‌سامان کنند.»

فخرالسادات محتشمی‌پور همسر مصطفی تاج‌زاده نیز فعال سیاسی است. آنان عروسی خود را سال ۱۳۵۹ در مسجد الجواد برگزار کردند. کارت دعوت عروسی آنان نیز با عکس آیت‌الله خمینی منتشر شده که به گفته خودش شبیه بیانیه بوده است.

No responses yet

Aug 14 2025

دادگاهی در فلوریدا با ادامه رسیدگی به پرونده شکایت از پرویز ثابتی موافقت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: نهاد «کالکتیو ایرانیان برای عدالت و مسئولیت‌پذیری» در گزارشی نوشته است دادگاه فدرال ایالت فلوریدا با ادامه روند رسیدگی به پرونده شکایت از پرویز ثابتی از مقامات ارشد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوره پهلوی موافقت کرده است.

سه ایرانی ساکن ایالات متحده آمریکا در اوایل اسفند سال گذشته شمسی ( اواخر فوریه سال جاری میلادی) پرویز ثابتی را متهم کردند که در دوران مسئولیتش در ساواک در «شکنجه و بدرفتاری» با آنها و همچنین «نهادینه کردن شکنجه در سازمان‌های امنیتی ایران» در زمان شاه نقش داشته است. شاکیان خواستار غرامت چندین میلیون دلاری شده‌اند.

«کالکتیو ایرانیان برای عدالت و مسئولیت‌پذیری» خبر داده است که اکنون دادگاهی در فلوریدا درخواست وکلای آقای ثابتی درباره اینکه پرونده مشمول مرور زمان شده است را نپذیرفت.

وکلای آقای ثابتی با این استدلال که پرونده «مشمول مرور زمان» شده است، خواستار توقف رسیدگی شده بودند.

بنابر این گزارش، در پاسخ ۱۷ صفحه‌ای دادگاه در ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ (۱۲ اوت ۲۰۲۵) آمده است شاکیان «مدارک معتبری» ارائه دادند که برای ادامه رسیدگی به پرونده و بررسی «مسئولیت» پرویز ثابتی کافی است. شاکیان او را به «معاونت و مشارکت» در «شکنجه و بدرفتاری» متهم کرده‌اند.

آقای ثابتی پس از اعتراضات ۱۴۰۱ در یکی از تجمعات ایرانیان خارج از کشور پس از ۴۶ سال برای اولین بار در انظار عمومی دیده شد و یک مستند شبکه من‌وتو نیز او را در کانون توجه‌ها قرار داد.

پروز ثابتی از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ رئیس اداره سوم و قائم مقام ساواک بود که براساس گزارش‌ها «مهم‌ترین» بخش سازمان اطلاعات و امنیت ایران را اداره می‌کرد. این اداره مسئولیت امنیت داخلی را در ساواک بر عهده داشت.

در ادامه گزارش «کالکتیو ایرانیان برای عدالت و مسئولیت‌پذیری»، نظر دادگاه درباره شکایت جداگانه‌ای انتشار یافته است که در آن آقای ثابتی خواستار علنی شدن نام شاکیان شده بود.

دادگاه نظر خود را در این مورد اعلام کرده و نوشته است که «از زمان طرح این دعوی، شاکیان مدارک مهمی از تهدیدهای جدی علیه امنیت و سلامت خود، و همچنین تهدیدهای مشابه علیه وکلای‌شان ارائه کرده‌اند.»

بر همین اساس دادگاه به شاکیان اجازه داده است تا در ادامه روند پرونده همچنان از نام مستعار استفاده کنند.

بدین ترتیب اکنون پرونده وارد مرحله جمع‌آوری ادله خواهد شد و دادگاه از خواهان و خوانده خواسته است تا ژانویه ۲۰۲۶ میلادی مدارک خود را ارسال کنند.

شکایت سه ایرانی ساکن ایالات متحده آمریکا از پرویز ثابتی واکنش‌های بسیاری در در شبکه‌های اجتماعی و محافل سیاسی داشته است.

پیشتر آقای ثابتی در مستندی که از شبکه من‌وتو پخش شد، ادعاهای دست داشتن در «شکنجه» زندانیان را رد کرد.

بیشتر بخوانید: شکایت سه زندانی دوره پهلوی از پرویز ثابتی به اتهام شکنجه

پرویز ثابتی کیست؟

توضیح تصویر، پرویز ثابتی در مصاحبه مطبوعاتی در مورد ماجرای سیاهکل

پرویز ثابتی متولد ۴ فروردین ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان است و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران درس خوانده است.

او در سال ۱۳۳۷ به عنوان تحلیلگر در سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) استخدام شد. در سال ۱۳۴۵ به ریاست اداره یکم ساواک رسید. از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول اداره سوم یا مهم‌ترین رکن ساواک و رئیس ساواک تهران بود.

او سال ۱۳۵۷ با نام مستعار از فرودگاه تهران خارج شد و به لندن و سپس به آمریکا رفت. او دو فرزند دختر دارد.

پرویز ثابتی متهم است که در دوران ۲۰ ساله کار در ساواک و به ویژه مدیریت اداره سوم در شکنجه یا مرگ بسیاری از فعالان سیاسی قبل از انقلاب نقش داشته است.

او مخالف فعالیت آزادانه بسیاری از نویسندگان و هنرمندان از جمله صمد بهرنگی بوده است. خودش به‌صراحت در مصاحبه با عرفان قانعی‌فرد در کتاب «در دامگه حادثه» گفته که کتاب اولدوز و کلاغ‌های صمد بهرنگی را پیش فرح پهلوی برده و تاکید کرده نویسندگانی مثل صمد بهرنگی از راه داستان افکار کمونیستی را ترویج می‌دهند و باید جلو آنها گرفته شود.

آقای ثابتی در سراسر کتاب «در دامگه حادثه» به این موضوع اشاره می‌کند که اصرار داشته با فعالان سیاسی و نویسندگان جدی‌تر و شدید‌تر برخورد شود و درباره این موضوع به مقام‌های بالاتر از خود و محمدرضا پهلوی شکایت می‌برده است.

آقای ثابتی همچنین گفته که در سال‌های آخر حکومت پهلوی اگر برخورد جدی‌تری انجام می‌شد و به توصیه‌های او عمل می‌شد، کار حکومت به این‌جا نمی‌رسید. او سال ۱۳۵۷ فهرستی ۱۵۰۰ نفره‌ از نویسندگان و فعالان سیاسی و مذهبی به شاه داده و خواستار بازداشت آنها شد که گفته می‌شود محمدرضا شاه با بازداشت ۳۰۰ نفر از آنها موافقت کرده بود.

پرویز ثابتی مخالف نرمش محمدرضا شاه پهلوی در سال‌های آخر حکومتش در قبال مخالفان و مسائل حقوق بشری بود و می‌گوید شاه در این زمینه در مقابل آمریکا اشتباه کرد.

No responses yet

Aug 03 2025

پاسخ منفی اسرائیل به بختیار؛ اشتباهی که خاورمیانه را تغییر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,تاریخی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

ایران اینترنشنال: مقام‌های اطلاعاتی اسرائیل در واپسین ماه‌های حکومت شاه، با رد درخواست برای ترور روح‌الله خمینی، فرصتی تاریخی برای جلوگیری از شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران را از دست دادند. شنبه ۱۱ مرداد، روزنامه جروزالم‌پست با انتشار گزارشی تحلیلی از تصمیم‌های موساد در روزهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ نوشت که خودداری این سازمان از حذف رهبر وقت اپوزیسیون ایران، تبعاتی داشت که همچنان سیاست خاورمیانه را تحت‌تاثیر قرار داده است.

بر اساس این گزارش، در ژانویه ۱۹۷۹ و همزمان با خروج محمدرضا شاه پهلوی از کشور، الیعزر تساپفیر، رییس وقت دفتر موساد در تهران، در میان آشوب‌های امنیتی به ستاد مرکزی ساواک، سازمان اطلاعاتی شاه، رفت. تساپفیر در حالی در فضای متلاشی‌شده این نهاد امنیتی قدم می‌زد که در خیابان‌ها انقلابیون مسلح با کلاشینکف گشت می‌زدند و یک ژنرال وحشت‌زده به او التماس می‌کرد تا او را از کشور خارج کند.

در چنین فضایی، شاپور بختیار، نخست‌وزیر تازه منصوب شده، پیامی فوری برای موساد فرستاد: روح‌الله خمینی را در تبعیدگاهش در نزدیکی پاریس ترور کنید. این درخواست، به نوشته جروزالم‌پست، جلسه‌ای اضطراری را در تل‌آویو به ریاست اسحاق حوفی، رییس وقت موساد، رقم زد؛ جلسه‌ای که در آن سرنوشت یکی از سرنوشت‌سازترین تصمیمات تاریخ معاصر خاورمیانه رقم خورد.

یوسی آلفر، تحلیلگر ارشد ایران در موساد که در آن جلسه حضور داشت، بعدها در خاطرات خود نوشت که حوفی به دلایل اخلاقی مخالف ترور رهبران سیاسی خارجی بود. یکی دیگر از فرماندهان باسابقه موساد که سال‌ها در ایران فعالیت کرده بود نیز معتقد بود خمینی تهدیدی نیست و نظام شاهنشاهی توان مقابله با او را دارد.

اما بخش عمده‌ای از مخالفت‌ها نه بر مبنای اخلاق، بلکه بر پایه عدم قطعیت اطلاعاتی و ملاحظات دیپلماتیک بود. آلفر اذعان کرده که موساد شناخت کافی از خمینی و شبکه‌هایش نداشت و با وجود حضور هزاران اسرائیلی در ایران، اطلاعات از نیروهای اپوزیسیون ناقص بود. در همین حال، یکی از افسران ارشد واحد سزاریا، بازوی عملیات‌های ویژه موساد، به روشنی گفته بود که از منظر فنی، حذف خمینی در نزدیکی پاریس کار دشواری نبود.

زیرذره‌بین:‌ ترورهای موساد؛ از خمینی تا مشعل

لیست ترور جدید موساد چه کسانی را هدف قرار گرفته ؟ مسئولیت ترورهای برون‌مرزی اسرائیل به عهده کدام یگان موساد است pic.twitter.com/PFisswcTxA

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) December 9, 2023

با این حال، نگرانی‌های سیاسی و دیپلماتیک بر همه ملاحظات فائق آمد. تحلیل‌گران هشدار دادند که چنین اقدامی می‌تواند روابط با فرانسه را تخریب کند، باعث اعتراض جهان اسلام شود، به خمینی وجهه یک شهید ببخشد، و حتی به روابط اسرائیل با مسکو و واشینگتن آسیب بزند. نهایتا، حوفی تصمیم گرفت وارد عملیات نشوند. به گفته تساپفیر، او به بختیار پاسخ داد که اسرائیل «پلیس جهان» نیست.

دو هفته بعد، اول فوریه ۱۹۷۹، خمینی با پرواز ایر فرانس به تهران بازگشت و با استقبال میلیونی مردم روبه‌رو شد. بختیار، برای کاهش فشار، دستور انحلال ساواک را صادر کرد اما این تصمیم نیز نتوانست نظام را نجات دهد. تنها ۱۰ روز بعد، دولت بختیار سقوط کرد. ناصر مقدم، رییس وقت ساواک، اعدام شد و خود بختیار نیز سال‌ها بعد در پاریس توسط ماموران جمهوری اسلامی ترور شد.

پس از بازگشت، خمینی بی‌درنگ ایران را به جمهوری اسلامی تبدیل کرد. دشمنی علنی با آمریکا و اسرائیل را آغاز کرد، بحران گروگان‌گیری ۴۴۴ روزه را رقم زد و مسیر تقابل با غرب را تثبیت کرد. صدام حسین، رهبر وقت عراق، با تصور ضعف حاکمیت جدید، جنگ هشت‌ساله‌ای را آغاز کرد که صدها هزار کشته بر جای گذاشت.

در سال‌های بعد، صدور ایدئولوژی انقلابی ایران به منطقه آغاز شد. سفارت اسرائیل در تهران به سازمان آزادی‌بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات واگذار شد. اردوگاه‌های فلسطینی تحت نظارت سپاه پاسداران، محل آموزش بنیان‌گذاران حزب‌الله لبنان شدند. سپاه پاسداران، که ابتدا با هدف حفاظت از انقلاب شکل گرفته بود، به یک امپراتوری شبه‌نظامی فراملی با ده‌ها نیروی نیابتی در سراسر منطقه بدل شد.

محسن سازگارا، یکی از بنیان‌گذاران سپاه، سال‌ها بعد در گفت‌وگو با جروزالم‌پست اعتراف کرد که این نهاد به «هیولایی» تبدیل شده که در ابتدا چنین تصوری از آن نداشتند.

محافظ رهبر سابق جمهوری اسلامی:خمینی با دارو ترور شد، حفاظت از خامنه‌ای باید هزار برابر شود

واکنش مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار به این اظهارات pic.twitter.com/BZmqiChzYI

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) July 30, 2022

ایران با بهره‌گیری از گروه‌های نیابتی، راهبرد محاصره اسرائیل را دنبال کرد، درگیری‌های فرقه‌ای را در عراق، لبنان و سوریه دامن زد و نفوذ خود را در خلیج فارس و یمن گسترش داد. از بمب‌گذاری مرکز یهودیان بوئنوس‌آیرس در سال ۱۹۹۴ تا مشارکت در جنگ حماس و اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، ردپای آن تصمیم سال ۱۹۷۹ همچنان در سیاست جهانی دیده می‌شود.

به گفته تحلیلگران، این اشتباه راهبردی اسرائیل ریشه در فرضیات اشتباهی داشت که تحت عنوان «دکترین حاشیه» از دهه ۵۰ میلادی بنیان‌گذاری شده بود. بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش می‌کرد با قدرت‌های غیرعرب منطقه مانند ایران، ترکیه و اتیوپی متحد شود و در برابر ناسیونالیسم عربی جبهه تشکیل دهد.

این اتحاد منجر به همکاری گسترده اطلاعاتی و نظامی میان تل‌آویو و تهران شد؛ از تجهیز ساواک به سیستم‌های شنود الکترونیکی گرفته تا ساخت زیرساخت‌های انرژی توسط مهندسان اسرائیلی و حتی تامین مالی نیمی از خط لوله ایلات–اشکلون توسط ایران. این نزدیکی باعث شد بسیاری از مقام‌های ارشد اسرائیلی گمان کنند ایران را به خوبی می‌شناسند.

در همین حال، موساد تهدید خمینی و نفوذ او در میان اقشار سنتی را نادیده گرفت؛ در حالی که صدها هزار نوار سخنرانی او از فرانسه به ایران قاچاق می‌شد. بختیار بعدها افشا کرد که از دولت‌های آمریکا، بریتانیا و فرانسه نیز خواسته بود در حذف خمینی اقدام کنند اما همه این درخواست‌ها رد شده بود.

در واپسین تحلیل، هنوز میان مقام‌های وقت موساد اختلاف‌نظر وجود دارد که اگر عملیات حذف خمینی انجام می‌شد، مسیر تاریخ چگونه تغییر می‌کرد. برخی معتقدند که مرگ او می‌توانست انقلاب را متوقف یا دست‌کم به مسیر میانه‌روانه‌تری سوق دهد. برخی دیگر هشدار می‌دهند که چنین اقدامی شاید خمینی را به شهید بدل می‌کرد و حتی سرعت فروپاشی نظام شاهنشاهی را افزایش می‌داد.

با این حال، به نوشته جروزالم‌پست، یک واقعیت روشن است: استقرار جمهوری اسلامی ایران نه اجتناب‌ناپذیر بود و نه حتی از سوی ناظران نزدیک پیش‌بینی شده بود.

الیعزر تساپفیر، مامور موساد در تهران، سال‌ها بعد با حسرت گفت: «اگر خمینی را حذف کرده بودیم و لو می‌رفتیم، آیا دنیا می‌فهمید ما آن‌ها را از چه چیزی نجات دادیم؟»

یوسی آلفر، تحلیلگر ارشد موساد، نیز اعتراف کرد: «با توجه به همه آسیبی که خمینی به اسرائیل، منطقه و حتی ایران زد، اگر به عقب برمی‌گشتم، مشاوره‌ام در قبال درخواست بختیار فرق می‌کرد.»

No responses yet

Aug 02 2025

شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و دوران دموکراسی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اجتماعی,تاریخی,سیاسی

تویتر سوسیال دموکراسی: بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و تبعید رضاشاه، ساختار دیکتاتوری او فروپاشید. محمدرضا پهلوی که جوان و فاقد اقتدار پدر بود، نتوانست کنترل کامل را اعمال کند. این خلأ، فضایی برای فعالیت نیروهای سیاسی مستقل ایجاد کرد. بسیاری از نخبگانِ تحصیل کرده، رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی که در دوران رضاشاه تبعید یا منزوی شده بودند (مانند محمد مصدق، حسین فاطمی و اللهیار صالح)، به عرصه سیاست بازگشتند. حضور چهره‌ها، گفتمان دموکراسی‌خواهی و قانون‌گرایی را تقویت کرد.

از همان ابتدا نشانه‌های دموکراسی نوپا پدیدار گشت. آزادی مطبوعات و بیان رسمیت یافت. در این ۱۲ سال، ۵۸۸ نشریه فارسی و ۴۳ نشریه غیرفارسی در ایران منتشر شدند. مطبوعات اجازه داشتند به نقد دولت و دربار بپردازند و حتی احزاب مخالف، روزنامه‌های خود را داشتند. برای مثال، حزب توده روزنامه “راه آینده” را منتشر می‌کرد که به شدت به سیاست‌های حکومت حمله می‌کرد. تنوع احزاب سیاسی چشمگیر بود، حداقل ۳۰ حزب و گروه سیاسی‌ فعال شدند. برخلاف دوره رضاشاه، انتخابات مجلس با رقابت حزبی برگزار می‌شد. هرچند تقلب‌ انتخاباتی در دوره مجلس هفدهم (اردیبهشت ۱۳۳۱) که مخالفان مصدق (با دخالت دربار و انگلیس) برنده شدند گزارش شد، اما رقابت سیاسی واقعی بود. دولت‌ها از طریق مجلس مشروعیت می‌یافتند و مصدق دو بار با رای مجلس به نخست‌وزیری رسید. حتی انحلال مجلس در مرداد ۱۳۳۲ با رفراندوم عمومی انجام شد.

دستاوردهای دموکراتیک در این دوره ملموس و نمادین بود؛ ملی شدن نفت (۱۳۲۹) برجسته‌تربن آن بشمار می‌رود؛ این جنبش بزرگ‌ترین پیروزی مردمی علیه استعمار بود که با رهبری مصدق و حمایت مجلسین محقق شد. مهندسان ایرانی ثابت کردند می‌توانند پالایشگاه آبادان را بدون حضور انگلیسی‌ها اداره کنند.

جامعه مدنی تقویت شد، فهم و آگاهی سیاسی، در حال رشد بود و مشارکت اجتماعی معنا یافت. تشکل‌های صنفی، اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های دانشجویی و سازمانهای زنان فعال شدند. اتحادیه مرکزی کارگران و کشاورزان ایران (امکا) و کنگره کارگران نقش پررنگی در تحولات اجتماعی داشتند. فضای فکری جامعه تن به دگرگونی داده بود. فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد. مردم با مفاهیمی مانند «استعمارستیزی»، «حاکمیت ملی» و «دموکراسی» آشنا شدند.

بی‌ثباتی سیاسی نسبی در این دوره را نمی‌توان نادیده گرفت؛ در این ۱۲ سال، ۱۹ کابینه توسط ۱۲ نخست‌وزیر تشکیل شد (میانگین عمر هر دولت: ۷.۵ ماه). بخشی از این بی‌ثباتی نتیجه روند و تحول ارگانیکِ دموکراتیزه شدن جامعه بود اما بخشی دیگر ناشی از کارشکنی دربار و مداخلات خارجی بود. شاه و دربار با حمایت بریتانیا، دائماً علیه دولت‌های مستقل (به‌ویژه مصدق) توطئه می‌کردند. برای مثال، در جریان قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، شاه با پشتیبانی بریتانیا احمد قوام را به نخست‌وزیری منصوب کرد که منجر به کشتار مردم شد. در ماه منتهی به کودتا اختلاف مصدق با آیت‌الله کاشانی و همکاری برخی روحانیون با کودتاچیان (مانند سید محمد بهبهانی)، ضربه مهلکی به جنبش مردمی زد.

پایان تراژیک:

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طرح خارجی(سازمان‌های سیا/آمریکا و MI6 /بریتانیا) و اجرای داخلی(شاه، دربار، فضل‌الله زاهدی، برادران رشیدیان و بخشی از روحانیون) دولت مصدق را سرنگون کردند. این عملیات با نام‌های پروژه آژاکس (آمریکا) و عملیات چکمه (بریتانیا) اجرا شد که پیامدهای آن؛ بازگشت دیکتاتوری شاه با تشکیل ساواک (۱۳۳۵) و مجلس فرمایشی بود که فضای سرکوب را حاکم کرد؛ مطبوعات و احزاب تعطیل شدند. تنها احزاب فرمایشی مانند “مردم” و “ملیون” مجاز شدند. دستاوردهای مردمی از بین رفتند؛ قانون ملی‌شدن نفت عملاً بی‌اثر شد و کنسرسیوم نفتی غرب، جایگزین آن گردید.

دموکراسی ناکام، اما الهام‌بخش: این دوره اگرچه با کودتای ۲۸ مرداد نابود شد، اما به عنوان اولین تجربه مردمسالاری در ایران معاصر، نشان داد؛ جامعه ایران ظرفیت مشارکت سیاسی و نهادسازی دموکراتیک را دارد و گروهای سیاسی مختلف می‌توانند در برابر استبداد و استعمار متحد شوند. شکست این دوره نه به دلیل ناکارآمدی دموکراسی، بلکه به خاطر همدستی استعمار و استبداد داخلی بود. سال‌های ۱۳۲۰–۱۳۳۲، طلوعی کوتاه‌مدت اما درخشان از دموکراسی در ایران بود که با چیرگیِ کودتا، رو به تیرگی نهاد و محو شد، اما چراغ راه جنبش‌های بعدی برای آزادی و استقلال باقی ماند.

بررسی «وضعیت مردم ایران» در دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ (پس از سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد) در مقایسه با دوره پیشین (حکومت رضاشاه) نشان‌دهنده تحولات چشمگیر در دو حوزه فهم و آگاهی عمومی، و مشارکت اجتماعی-سیاسی است که در ادامه به مقایسه آنها می‌پردازیم:

دوره رضاشاه (۱۳۰۴–۱۳۲۰) جامعه تحت سیستم سرکوبگرانه قرار داشت. مطبوعات سانسور می‌شد، احزاب سیاسی غیرقانونی بودند، و آموزش‌ها مبتنی بر تبلیغ ملی‌گرایی دولتی بود. مردم عمدتاً از حق مشارکت سیاسی محروم و تحت القائات ایدئولوژی حکومتی قرار داشتند.

با تبعید رضاشاه، فضای فکری ایران دگرگون شد. بازگشت نخبگان تحصیل‌کرده از خارج، انتشار ۵۸۸ نشریه مستقل، و فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد.

در دوره رضاشاه نهادهای مدنی و صنفی غیرفعال یا دولتی بودند. هرگونه تجمع یا اعتراض با سرکوب مواجه می‌شد (مانند کشتار معترضان در مسجد گوهرشاد). پس از تبعید رضاشاه اتحادیه‌های کارگری (مانند اتحادیه مرکزی کارگران)، انجمن‌های دانشجویی، و سازمان‌های زنان فعال شدند.

اعتراضات و تظاهرات‌هایی مانند قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ (در حمایت از مصدق) با حضور صدها هزار نفر، نشان‌دهنده سطح بی‌سابقه مشارکت توده‌ای بود. انتخابات نسبتاً آزاد مجلس، امکان نمایندگی مردم را فراهم کرد و دولت‌ها (از جمله مصدق) با رأی مجلس مشروعیت می‌یافتند.

در دوره رضاشاه تمرکز بر پروژه‌های نمایشی (مانند راه‌آهن شمال-جنوب) بدون توجه به معیشت مردم. فقر گسترده به‌ویژه در روستاها، مالیات‌های سنگین (مانند انحصار قند و شکر)، و وابستگی اقتصاد به درآمد نفت بود.

در دوره دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ با چالش‌های اولیه قحطی ۱۳۲۱–۱۳۲۲ ناشی از اشغال ایران توسط متفقین و سوءمدیریت دولت مواجه شد. ملی‌شدن نفت (۱۳۲۹) امید به خودگردانی اقتصادی را افزایش داد. درآمد نفت صرف برنامه‌های توسعه روستایی و ساخت مدارس و بیمارستان‌ها شد. همچنین، صنایع کوچک محلی رونق یافتند. جنبش‌ها و اتحادیه‌های کارگری برای افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار مبارزه می‌کردند.

بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران… pic.twitter.com/nGz3f9JYE6

— Parsa Biparva (@secular_d) August 1, 2025

No responses yet

May 16 2025

«خلیج فارس» از سینوس پرسیکوس تا امروز/ گویش‌های خلیج‌فارسی حفاظت شود +فایل چکیده مقالات

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تاریخی,خاورمیانه,سیاسی

انجمن ایرانشناسی: پژوهشگران ایرانی در همایش خلیج فارس، ابعاد تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی این آب‌راه بین‌المللی را از زمانی که در زبان یونانی، «سینوس پرسیکوس» نامیده می‌شد تا امروز، بررسی کردند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی، همایش خلیج‌فارس در گذر زمان در دو بخش نام و پیشینه خلیج فارس و خلیج فارس در جهان معاصر به مناسبت روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت) و به همت انجمن ایرانشناسی و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

محمدرضا سحاب نقشه‌نگار برجسته ایرانی در این همایش اظهار داشت: خلیج فارس، نامی تاریخی و ریشه‌دار است و سرهنگ عبدالکریم قاسم دیکتاتور سابق عراق نخستین کسی بود که پس از کودتا در آن کشور، کوشید این نام تاریخی را تغییر دهد.

سحاب یادآور شد حتی جمال عبدالناصر رئیس جمهوری پیشین مصر و رهبر جنبش عربی نیز اوایل از نام صحیح این پهنه آبی استفاده می‌کرد؛ اما پس از شکست از اسرائیل، تصمیم گرفت پان عربیسم را به خاورمیانه بیاورد و از آن زمان بود که برای تغییر این نام هم تلاش کرد.

وی یادآور شد موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، ۲۵ هزار نقشه تاریخی و معاصر جهان را به زبان‌های مختلف از کتابخانه‌های سراسر جهان گردآوری کرده است که تقریبا در تمام آنها نام خلیج فارس به‌درستی درج شده است.

سحاب با نمایش ده‌ها نقشه بین‌المللی در دوره‌های گوناگون تاریخی، توضیح داد که یونانیان باستان، از جمله بطلمیوس، خلیج فارس را سینوس پرسیکوس (خلیج فارس) و دریای سرخ که میان شبه جزیره عرب و قاره آفریقا بود را سینوس عربیکوس (خلیج عربی) می‌نامیدند.

وی افزود در اوایل دوران اسلامی نیز نقشه‌نگاران مسلمان، آثار یونانیان، به‌ویژه بطلمیوس را ترجمه می‌کردند؛ تا آنکه خوارزمی، دانشمند ایرانی، نقشه‌ای از جهان که بسیار دقیق‌تر از نقشه بطلمیوس بود را ترسیم کرد.

نقشه‌نگار پیشکسوت کشورمان پس از مرور نقشه‌های دوره اسلامی که در آنها خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است، یادآور شد در اروپا نیز تا قرن هفدهم، از همان عبارت یونانی سینوس پرسیکوس استفاده می‌شد و از قرن‌های هفدهم و هجدهم، به‌تدریج، عبارت Persian Gulf جایگزین شد.

در ارمنستان، حتی یک نقشه با نامی غیر از خلیج فارس وجود ندارد

روبن گالیچیان پژوهشگر تاریخ در کشور ارمنستان که با ارسال ویدئویی در این همایش شرکت کرده بود، گفت: قدیمی‌ترین کتاب جغرافیا در ارمنستان، در قرن هفتم میلادی تالیف شده و در آن به‌روشنی از خلیج فارس که به اقیانوس هند راه دارد، نام برده شده است.

وی با مرور نقشه‌های تاریخی و معاصر ارمنستان، تاکید کرد در این کشور، هیچ نامی غیر از خلیج فارس برای خلیج جنوب ایران، به کار نرفته است و نخواهد رفت.

باید از گویش‌های خلیج فارسی حفاظت کرد

محمود جعفری دهقی استاد دانشگاه و رئیس انجمن ایران‌شناسی، موضوع مقاله خود در این همایش را به گویش‌های ایرانی در حاشیه خلیج فارس اختصاص داده بود.

وی با دسته‌بندی گویش‌های ایرانی نو در حاشیه خلیج فارس، از جمله گویش‌های کمزاری، بشکردی، لارستانی و… گزارشی از محدوده جغرافیایی آنها ارائه کرد و افزود: گویشورانِ اغلب این زبان‌ها کم‌تعداد شده‌اند و خوب است از این گویش‌ها به عنوان میراث فرهنگی منطقه حفاظت کنیم.

خلیج ایرانی، سیاست عصر ناصری

رضا شیرازیان پژوهشگر نقشه‌شناسی در این همایش با مرور نقشه‌های ترسیم‌شده توسط ایرانیان در دوره قاجار، توان نقشه‌نگاری ایرانیان در عهد محمدشاه را بسیار ضعیف ارزیابی کرد و گفت: نقشه‌های این دوره، اغلب پروژه‌ای و برای نمایش بخشی از کشور بودند. اما توانایی نقشه‌نگاران در عهد ناصرالدین‌شاه شکوفا شد و نقشه‌نگاری سرزمینی (کل ایران) مورد توجه قرار گرفت.

وی سپس با نمایش چندین نقشه عهد ناصری که در آنها نقشه‌نگاران ایرانی هنگام ترجمه نقشه‌های خارجی، از خلیج ایرانی برای معرفی خلیج فارس استفاده کرده بودند، این نظر را مطرح کرد که احتمالا سیاست دولت‌ ایران در این دوره، ایجاب می‌کرده است که از عبارت خلیج ایرانی استفاده شود.

خلیج فارس و شاعران روس

جان‌الله کریمی مطهر استاد ادبیات روس و عضو هیات‌مدیره انجمن ایرانشناسی در سخنرانی خود، به چند شعر معروف روسی اشاره کرد که در آنها از زیبایی‌های خلیج فارس سخن به میان آمده و بالا و پایین‌های زندگی به جذر و مد خلیج فارس تشبیه شده است.

وی همچنین به سفرنامه‌ای به نام گذر از سه دریا اشاره کرد که توسط نویسنده‌ای روس به نام آفاناسی نیکیتین در قرن ۱۵ میلادی نوشته شده است. این کتاب، حکایت سفر نویسنده است که از راه دریای خزر به ایران آمده و از طریق خلیج فارس به هند رفته بود.

کریمی مطهر نقشه‌های تاریخی روس‌زبان از منطقه خلیج فارس را به نمایش گذاشت و به شرح دو سند دولتی عربستان قبل از جنگ جهانی دوم پرداخت که در آنها از نام صحیح خلیج فارس استفاده شده است.

در پایان بخش نخست همایش، حسن خازنی سرودۀ خود دربارۀ خلیج فارس را خواند و اثر خوشنویسی و تذهیب خود از این غزل را به حاضران ارائه کرد.

کوچِ بُردارهاى توسعه از شمال به جنوب خليج فارس

بخش دوم این همایش با عنوان کلی «خلیج فارس در جهان امروز برگزار شد». نخستین سخنران این بخش، محمدتقی رهنمایی، عضو بازنشستۀ هیأت علمی دانشکدۀ جغرافیای دانشگاه تهران، در سخنان خود بیان داشت که منابع تاریخی نشان می­دهد سواحل و جزاير واقع در شمال خليج فارس، همچون سيراف، گمبرون، هورمز، حريره در كيش، خرمشهر، آبادان، بوشهر، لنگه و مقام اين دريا پيوسته جنب و جوش اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى گسترده­اى جريان داشته و برخلاف آن در سواحل جنوبى، ساکنان بصورت قبیله­های پراکنده در كنار چشمه­ها يا چاه­ها وجود داشتندكه اغلب با غارت چادرهاى هم امرار معاش مى­ كردند. در واقع بار عمدۀ توسعۀ منطق ه­اى در شمال خليج فارس مستقر بوده­است.

وی افزود از دهۀ ١٣٤٠خ دولت ايران در صدد برنامه ­ريزى براى توسعۀ سواحل و جزاير خليج فارس و آغاز سياست تركيبى غيروابسته به نفت در خليج فارس برآمد و در پی آن امنيت اين دريا از طريق تقويت نيروى دريايى، هوايى و زمينى تامین شده و توسعۀ گردشگرى در جزيرۀ كيش، بازسازى قلعۀ پرتغالي ها در هرمز، احداث تأسيسات نفتى در جزيرۀ لاوان و نظامى در ابوموسى، و همچنين تهيۀ طرح توسعۀ جزيرۀ قشم و بهبود تأسيسات زيربنايى انجام شد. اين روند با پيروزى انقلاب اسلامى و به­ دنبال آن جنگ ويرانگر عراق و ايران بر هم خورد و ركودى فراگير بر منطقه حاكم گشت. پالايشگاه ها، سكوهاى نفتى و تأسيسات بندرى به­ شدت آسيب ديدند؛ انبارهاى جزيرۀ كيش غارت شد، صيد مرواريد متوقف شد. در سالهاى بعد از جنگ، كوشش هاى پراكنده­اى براى باززنده ­سازى روند توسعۀ منطقه ­اى انجام گرفت كه تنها بخش نفت و گاز آن تا حدودى موفق بود. در اين دوره شيخ­ نشينهاى جنوبى خليج فارس از خواب تاريخى بيدار شدند و از فرصتى كه انقلاب اسلامى ايران برایشان فراهم كرده ­بود، نهايت استفاده را بردند. آنان به­ جاى استراتژى نظامى و امنيتى، استراتژى توسعۀ اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى را انتخاب كردند و با احداث و تجهیز بندرگاه ها و اسكله­ ها بستر سرمايه ­گذاری خارجى را فراهم نموده و در كمتر از سه دهه، از جوامع قبيله­ اى جوامع مدرنى ساختند. در پی آن ساکنان شمالی خليج زير به جنوب اين دريا كوچ كردند. اين كوچ تاريخى توسعه از شمال به جنوب خليج فارس، نقطۀ عطف مهمى در تاريخ ايران به شمار خواهد آمد و نبايد به­ سادگى از كنارش گذشت.

خلیج فارس و هویت ملی ایرانی؛ دیرینگی، ماندگاری، روزآمدی

در ادامه، محمدعلی عزت­ زاده، پژوهشگر ایران­شناسی و عضو هیأت مدیره و دبیر انجمن ایران­شناسی ایران، با اشاره به آنکه جغرافیا، تاریخ و زبان مشترک ارکان اصلی هویت ملتهاست؛ اظهار کرد که خلیج فارس با نام باستانی «دریای پارس»، از جملۀ مهمترینِ عناصر و نماد هویتی و فرهنگی ایران است و به حق برای ایرانیان جنبۀ حیثیتی به خود گرفته؛ زیرا هم به ­صورتی نمادین و هم به­شکلی کاملاً کارساز با هر سه رکن جغرافیا، تاریخ و زبان ملی ایران هویت ملی ایرانی پیوند نزدیک داشته، بر آنها اثرگذار بوده­ و از آنها تأثیر پذیرفته ­است.

وی در تبیین نظر خود چنین گفت که به لحاظ جغرافیایی، در همه ادوار گذشته، در نقشه ­های بجا مانده از یونانیان باستان تا دورۀ معاصر، خلیج فارس با عنوان سینوس پرسیکوس و بحر فارس به­ عنوان یک پدیدۀ جغرافیایی همواره جزئی از هویت ایرانیان بوده­است. به لحاظ تاریخی، از نخستین شاهنشاهی ایران، یعنی هخامنشیان، خلیج فارس در تاریخ ایران حضور و نقش داشته­است. در شاهنامۀ فردوسی نیز نام خلیج فارس عنوان شده و همچنین در حکومت های محلی ایرانی پس از اسلام، دورۀ ملوک­ طوایف، دورۀ صفوی و دوره ­های پس از آن همواره از رویدادهایی در رابطه با خلیج فارس، چه در گزارشهای مورخان و چه در کتیبه­ها، یاد شده­است. در همۀ دورانهای تاریخ، ایران بر خلیج فارس مسلط بوده و دیرینگی آن به ­اندازۀ دیرینگی ایران است. به­ لحاظ زبانی نیز از آنجا که فارس در ادبیات بیگانگان معنی ایران داشته، خلیج فارس هم نام ایران و از لحاظ زبانی با زبان فارسی عجین بوده­است. اما متأسفانه در دورۀ معاصر، ما ایرانیان نتوانسته ­ایم خلیج فارس و هویت فرهنگی و بهره ­وری از آن را روزآمد کنیم؛ همان­گونه در روزآمد ساختن هویت ایرانی ضعیف عمل کرده­ ایم.

نگاهی بر نام خلیج فارس در دو سند دولتی کشور عربی سعودی

سپس مجید کریمی یزدی، پژوهشگر اسناد، تاریخ و مطالعات ایران و قفقاز در مقدمۀ سخنانش چنین گفت که پس از جنگ جهانی دوم، زمزمه ­های ملی گرایی عربی بالا گرفت و آهسته آهسته و شوربختانه پیامدهای گوناگون آن به نامگذاری جغرافیایی تاریخی پهنۀ آبی خلیج فارس نیز رسید و دولت­های نوبرآمدۀ شیخ­ نشین نیز به پیروی از همان هیجان­ های ملی­ گرایانۀ عربی، کوشیدند تا نام تاریخی و جغرافیایی این پهنۀ آبی از کران عمان گرفته تا دهانۀ اروندرود را عربی کنند.

وی آنگاه به بررسی دو سند (نامه­نگاری) از اسناد ملی و رسمی کشور عربی سعودی پیش از  جنگ جهانی دوم و پیدایش کشورهای پادشاهی عربی در نوار جنوبی پهنۀ آبی خلیج فارس پرداخت و نشان داد ملک فیصل، پادشاه سعودی، به فرمانده و فرنشین دولت بریتانیا در خلیج فارس، با خط خود از این پهنۀ تاریخی با نام خلیج فارس یاد کرده­اند­؛ و هر دو نامه دارای مهر رسمی ملک فیصل و با درج تاریخ است. این دو سند گواه بر آن است که در مکاتبات عربی پیش از جنگ جهانی دوم تا اندکی پس از آن تا دهۀ 1960، همۀ نامه­ نگاری­ها با دیگر کشورها در این پهنه، چه از سوی شیوخ و حاکمان عرب و چه فرماندهان نیروی دریـایی و حاکم ­نشین بریتانیا در خلیج فارس، همواره از این آبراهۀ تاریخی به نام «فارس» یاد کرده­اند و تنها نوشته­ ها و نقشه­ های تاریخی ایرانی گواه بر نام این پهنۀ آبی نبوده ­است. نام خلیج فارس شناسنامه تاریخی و جغرافیایی این آبراهه است و نامی برساخته، خودساخته و نوساخته نیست.

میراث خلیج فارس در شرق آفریقا

مرتضی رضوانفر، عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و پژوهشگر کتیبه­های تاریخی فارسی در جهان، کتیبه­های تاریخی را از مهم­ترین و معتبرترین منابع پژوهشی برای تاریخ و فرهنگ شمرد؛ زیرا در مقایسه با اسناد و کتب، کمتر امکان تحریف در آنها وجود دارد. مطالعات میدانیِ کتیبه ­های فارسی در جهان در بخش­هایی از کشورهای چین، بنگلادش، هند، پاکستان، تاجیکستان، روسیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، تانزانیا، کنیا و…، نشانگر حضور و تأثیر فرهنگ ایرانی و فارسی از شرقی­ ترین قسمت آسیا یعنی بنادر شرقی چین(ماچین)، تا کشورهای تانزانیا و کنیا در آفریقاست و این خط سیر از خلیج فارس که در مسیر راه دریایی ابریشم بود، آغاز شده­است. جغرافی ­نگاران اسلامی چون اصطخری و ابن­حوقل، از خلیج فارس تا شرق چین را «بحر الفارسی» نامیده­اند؛ زیرا کُلُنی­ های ایرانی مانند «شیرازیها» در شرق آفریقا، «آفاقی­ها» یا «غربا» در جنوب و غرب هندوستان، و «هوی هوی» در بنادر شرقی چین؛ همه دارای آثاری از دورۀ اقتدار ایرانیان در کشتی­سازی، تجارت و دریانوردی در مسیر راه ابریشم دریایی هستند.

حرکت شیرازی­های ایران در قرن ۱۰ میلادی به شرق آفریقا، خط کشتیرانی از آفریقا به بنادر جنوبی ایران در خلیج فارس و از آنجا به بنادر شرقی چین و تجارت دریایی راه ابریشم توسط شیرازی­ها را پایه­گذاری کرد. شیرازی ­ها بدون جنگ توانستند به مدت 500 سال در شرق آفریقا شامل مناطقی از سومالی، کنیا، تانزانیا، موزامبیک و مادگاسکار، دولت­ شهرهایی تأسیس و حکومت کنند. شهر و جزیره کیلوا به­عنوان اولین دولت­شهری که توسط شیرازی­ ها تأسیس گردیده، با داشتن آثار ارزشمندی از جمله دو مسجد زیبا (مسجد جامع و مسجد کوچک) و دو قصر باشکوه، در سال 1981م در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

خلیج ‌فارس به‌مثابۀ مرز بهداشت و سلامت ایرانیان

پیام شمس‌الدینی، دانش­آموختۀ دکتری ایران‌شناسی از بنیاد ایران‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، در سخنرانی خود گفت از ابتدای قرن نوزدهم و فراگیر شدن بیماری‌های واگیردار، ایران کانون عفونی طاعون معرفی شد و توانایی حفظ و حراست از مرزهای بهداشتی ایران در مرزهای آبی جنوبی و خلیج فارس با چالشی روبه‌رو شد. تعیین بندر صحّی رسمی ایران، پرهیز از سلطۀ انگلیس و تعیین قرنطینه در خلیج فارس یکی از مسائلی بود که در اوایل قرن بیستم گریبان‌گیر دولت ایران بود. این مهم به­ همّت دکتر امیرخان امیراعلم در نخستین اجلاس صحّی بین‌المللی پاریس درسال 1280ش مرتفع شد.

وی افزود امیرخان امیراعلم همراه با نظر آقا امین‌السلطنه، وزیرمختار ایران در پاریس، به‌عنوان رئیس هیأت ایرانی و دکتر پیانوتی، پزشک مخصوص سفارت ایران در استانبول، در این اجلاس شرکت کردند. امیراعلم در نخستین نشست این اجلاس ضمن ایراد سخنرانی و ارائۀ اسناد و مدارک، ایـران را از خطر قیمومت پزشکی عثمانی و انگلیس رهانید و بندر بوشهر را به­عنوان بندر صحّی رسمی ایران معرفی کرد.

رازهای جزایر ایرانی خلیج فارس

عباس آذرخش، نویسنده و پژوهشگر اسناد تاریخی، در سخنرانی بعدی، کوشید از برخی میراثهای ملموس و ناملموس در خلیج فارس یاد کند که کمتر مورد توجه بوده­است.

وی چند نمونه از این میراثهای گرانقدر را که «مروارید غلطان خلیج فارس» می­نامید و پرداختن به آنان را جهت مطالعه و برنامه­ریزی کارآمد برای رونق بیشتر خلیج فارس در امر فرهنگی، گردشگری ضروری می­دانست، چنین یاد کرد:

  • شهید سرلشگر خلبان هاشم ­آقا که پس از شهادت، هواپیمای اف-14 او به قعر دریا فرو رفت و خلیج فارس هواپیمای او را چونان صدفی بزرگ و پیکر پاکش را چون مرواریدی غلطان در قلب خود جای داده­است.
  • معابدچهارگانه در جزیرۀ ایرانی خارگ: امامزاده پیر معبد، کلیسای نسطوریان، آتشکدۀ زرتشتیان و معبد نپتون الهۀ دریاها.
  • شعری از حافظ شیرازی در سفرش به جزیرۀ هرمز با نام بردن از دریا و موج و توفان دریا و گوهر(مروارید).
  • درخت «انجیر معابد»: سعدی شیرازی از سفرش به جزیرۀ کیش و صحبت با بازرگانی پول­پرست حکایتی آورده که در زیر آن درخت انجام شده­است. بنابراین می­توان دریافت که امروز بیش از هزار سال از عمر این درخت در جزیرۀ کیش گذشته و این درخت نمی­تواند پس از حضور پرتغالی­ها به سواحل و جزایر خلیج فارس راه پیدا کرده­باشد.
  • هجده نام بین ­المللی خلیج فارس به زبان­های زندۀ دنیا: گواه بر حضور این آبراه بین­ المللی ایرانی در تاریخ چندهزارسالۀ جهان.
  • کتیبۀ هخامنشی خارگ، کشف­شده در سال ۱۳۸۶ که متأسفانه قسمت عمدۀ آن به­دست افراد ناشناس تخریب شده­است. ترجمۀ فارسی باقی­ماندۀ این سندِ گویای چندهزارسالۀ خلیج فارس از دورۀ هخامنشیان: «این سرزمین خشک و بی‌آبی بود، شادی و آسایش [را به آن] آوردم.»

ثبت جهانی «مروارید خلیج فارس»

سید مهدی میرصالحی، مدیرکل پیشین دفتر مالکیت فکری وزارت صنعت، معدن و تجارت، سخنران پایانی همایش «خلیج فارس در گذر زمان» بود. وی از لزوم به­کارگیری راه حل عملی برای حل مناقشات بین ایران و کشورهای عربی برای تغییر نام خلیج فارس، سخن به میان آورد و گزارش داد که در اقدامی مبتکرانه، با ثبت «مروارید خلیج فارس» در سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو)، سندی رسمی و قانونی از سازمان ملل متحد دریافت نمود که رسما دربردارندۀ نام خلیج فارس است.

ثبت رسمی این محصول که با ثبت نشان جغرافیایی و حمایت از مبدأ و با تعیین حوزۀ جغرافیایی همراه بود، موجب شده­است که اگر هر کدام از کشورهای این حوزۀ جغرافیایی درصدد ثبت محصولی از خلیج فارس برآیند، ناچار باشند آن را به­نام «خلیج فارس» که پیشینۀ ثبتی در این سازمان جهانی دارد، ثبت کنند. برای مثال برای ثبت صدفِ کشور قطر، باید با این عنوان ثبت شود: «صدفِ خلیج فارسِ قطر».

No responses yet

Feb 26 2025

دروغ پردازی های انقلابیون قلابی و داستان سرایی هایی که واقعیت ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تاریخی,درگیری مسلحانه‌,سیاسی

سایت اینترنتی تسنیم معلوم نیست این اراجیف را از قول چه کسی بازنشر داده و به دلیل حضور خودم در روز اشغال ساواک شیراز یقینا تاریخی که در این داستان سرایی ذکر شده درست نیست و نه حتی چگونگی اشغال ساواک.
دلیل اینکه یقین دارم تاریج صحیح نیست این است که من روز 22 بهمن در ایران نبودم و یقین دارم که ساواک در میانه دی ماه سقوط کرد و همچنین ماجرای تصرف کلانتری دروازه سعدی هم در چنین روزی درست نیست و هچنین که مدعی شده‌اند که تصرف ساواک با دستان خالی رخ داده این داستان سرایی استو
قبل از اینکه ماجرا را از نگاه خودم به واقعیت توضیح بدهم بدنیست اختلاف این دو جعل تاریخ را مطالعه کنید. [1] , [2]
ماجرا از آنجا شروع شد که جمعیتی زیاد در تظاهرات روز تصرف ساواک شیراز شرکت داشتند که مقابل ساواک جمع شده بودند ساواک از شهربانی شیراز تقاضای کمک کرد و یک مینی‌بوس با ده دوازده مامور مسلح برای کمک به مقابل ساواک اعزام شدند در جلو اداره ساواک مردم با خوشرویی از مامورین شهربانی تقاضا کردن تا به مردم بپیوندند با کمال تعجب شاهده صحنه ای بودم که برایم باورنکردنی بود! مامورین سلاح خود را به تظاهرکنندگان دادند درکمتر از چند دقیقه درگیری و تیراندازی از طرف ساواک به سوی مردم و از طرف آنهایی که سلاح بدست آورده بودن بسوی ساواک از طرف دیگر شدت گرفت. کار به جایی رسید که از داخل ساواک چیزی شبیه به بازوکا شلیک کردند که در ورودی ساواک را هدف قرار داند تا از ورود تظاهر کنندگانی که سعی داشتن از در آهنی ساواک بالا بروند که به درون کوچه منتهی به حیاط ساواک می‌شد جلوگیری کنند که این عمل باعث شد در ورودی باز شود و عده زیادی به درون کوچه وارد شدند. در این درگیری‌ها یک کودک 10-14 ساله و دو نفر دیگر کشته شدند. کودکی که کشته شد سعی کرده بود از ورودی جوی آبی که از درون حیاط ساواک می‌گذشت وارد حیاط ساواک شود که مورد اثابت گلوله جنگی قرار گرفته بود و درجا کشته شده بود.
پس از این درگیری‌ها آنهایی که وارد حیاط و ساختمان ساواک شدند معاون وقت ساواک که جایگزین رئیس فراری ساواک شده بود را دستگیر و کشان کشان او را به بیرون اداره آوردند. جمعیت خشمگین فریاد می‌زدند که او باید در میدان ستاد شیراز همان مکانی که مجسمه شاه سوار بر اسب را چند ساعت پیشتر پایین کشیده بودن به دار بکشند. چند دقیقه نگذشته بود که جوانی از بین جمعیت فریاد کشید نیاز به دارکشیدن او نیست همنیجا او را می‌کشیم و با آجر بزرگی به سر او زد و سروا زروان معاون ساواک درجا کشت.
در ضمن این داستان سرایی های مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این وقایع نگاری هم کاملا مخدوش است نه تعداد تظاهر کنندگان در آن روز 200 هزار نفر بود و نه جریان وقایع درست است. مامورین شهربانی همانگونه که در بالا ذکر کردم اصلا با تظاهر کنندگان درگیر نشدند و خود سلاح خود را بدون درگیری به مردم دادند. تنها ماموران ساواک از درون ساواک مقاومتی شاید نیم ساعت تا یک ساعت کردند و عاقبت هم ساواک تصرف شد.
تنها چیزی که در توضیحات مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌تواند درست باشد تاریخ آن است که آنرا هم من به عنوان یک شاهد واقعه نمی‌توانم به دقت تایید کنم. تنها می‌توانم به اطمینان تایید کنم که این اتفاق در دی ماه افتاد و نیمه دی ماه می‌تواند تاریخ نزدیکتری به واقعیت باشد، تا داستان سرایی کاملا مخدوش سایت تسنیم که واقعه را روز 22 بهمن ذکر کرده

No responses yet

Feb 05 2025

صد سالگی موسسه رازی؛ مارهایی که جان ایرانیان و سربازان آمریکایی را نجات دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: میلیون‌ها ایرانی و شماری از سربازان آمریکایی جان خود را مدیون گاو‌های طاعون‌زده‌ای هستند که در عهد قاجار زندگی کشاورزان را سیاه کردند. زمانی که ایران اسیر قحطی و خشکسالی بود و سرمایه دهقانان یکی یکی بر زمین می‌افتاد، دولتمردان به فکر راه‌اندازی موسسه‌ای افتادند که امسال صد سالگی خود را جشن گرفت.

موسسه رازی زمستان ۱۳۰۳ در اواخر سلطنت احمدشاه، به پیشنهاد مصطفی قلی‌بیات، خواهرزاده مصدق و بنیانگذار دانشکده کشاورزی کرج و با نطق تاثیرگذار عبدالحسین تیمورتاش، وزیر فوائد عامه (اقتصاد) در مجلس به تصویب رسید. قرار شد یک متخصص با حقوق چهار هزار تومان از فرانسه به ایران برود و چاره‌ای برای این مصیبت پیدا کند.

موسسه رازی نقطه ورود ایران به کشاورزی مدرن بود.

موسسه رازی در ابتدای تاسیس نه موسسه بود و نه نامش رازی؛ بلکه بخشی از مجموعه انستیتو پاستور بود با نام موسسه «دفع آفات حیوانی و سرم‌سازی».

انستیتو پاستور در تهران جای کافی برای طویله حیوانات بزرگ‌تر نداشت؛ پس مرکز رازی را به روستایی در حصارک کرج

منتقل کردند که هکتارها زمین در اطرافش برهوت بود

اهالی قدیمی کرج هنوز آن را با نام سرم‌سازی حصارک می‌شناسند. بارها نام موسسه تغییر کرد تا در نهایت سال ۱۳۲۵ خورشیدی، شمس‌الدین امیرعلایی، سرپرست وزارت کشاورزی پیشنهاد داد به پاس خدمات زکریای رازی که الکل را کشف کرده بود، نامش رازی باشد؛ از معدود نام‌های شخصی بر مکان‌های عمومی و دولتی که بعد از انقلاب تغییر نکرد.

«گاوم را نجات بده»

در فیلمی تاریخی که از موسسه رازی بر جا مانده، یک کشاورز مارگزیده به نام رجبعلی روی تخت بیمارستان دراز کشیده است. وقتی به هوش می‌آید، به دکتر می‌گوید حالش خوب است، فقط گاوش را نجات بدهد. راوی مستند ماندگار «نیشدارو» ساخته منوچهر انور می‌گوید: «رجبعلی به روستا که برگردد دیگر گاوی در کار نیست. تا سه هفته پیش حال گاو خوب بود. شیرش مرتب، اشتهایش خوب، سرحال. یکی دو روز پیش از آنکه رجب را مار بگزد، گاوش از تک و دو افتاد.»

گفت‌وگو با منوچهر انور در بی‌بی‌سی فارسی

از راست: دکتر عزیز رفیعی، لوئی دلپی، غلامرضا مقامی، حسین میرشمسی و دکتر ولی‌الله سهراب در سال ۱۳۲۷
توضیح تصویر، از راست: دکتر عزیز رفیعی، لوئی دلپی، غلامرضا مقامی، حسین میرشمسی و دکتر ولی‌الله سهراب در سال ۱۳۲۷

اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، کشاورزی اصلی‌ترین شغل مردم ایران بود. گاوها علاوه بر تامین گوشت و شیر، برای دهقانان شخم هم می‌زدند. وقتی طاعون گاوی به روستا می‌زد، گاوها تب‌زده و بی‌اشتها می‌شدند و در مدتی کوتاه جان می‌دادند. هنوز قحطی و فقر بعد از جنگ جهانی اول ادامه داشت و کشاورزان کلافه بودند.

دولت می‌خواست سرم طاعون گاوی را از فرانسه و عراق وارد کند، اما حجم تقاضا بسیار زیاد بود.

مرکز «دفع آفات حیوانی و سرم‌سازی» که هنوز آن موقع نامش رازی نبود، از زمان تاسیس در سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۰۶ خورشیدی توانست با تولیداتش طاعون گاوی را از بین ببرد. بعد ملخ‌ها به ایران هجوم بردند. از آنجا که گرانی ارز همان زمان هم برای ایرانیان مشکل‌ساز بود، این مرکز مجبور شد به جای انجام وظیفه سرم‌سازی، مشغول تولید سم ملخ شود.

روزنامه اطلاعات بهمن ۱۳۰۹ در این باره نوشت: «تاکنون سمی که از خارجه برای مبارزه با ملخ‌ها وارد می‌شد خرواری [معادل ۳۰۰ کیلوگرم] یکصد و پنجاه تومانی با گرانی اسعار [ارزهای خارجی] تمام می‌شد و اینک که وسایل سم‌سازی در موسسه حصار [رازی] فراهم شده، خرواری هفتاد تا هشتاد تومانی برایمان بیشتر خرج بر نمی‌دارد.»

ساختمان دارالتجزیه امراض حیوانی (آزمایشگاه مرکزی)‌ موسسه رازی در سال ۱۳۱۴
توضیح تصویر، ساختمان دارالتجزیه امراض حیوانی (آزمایشگاه مرکزی)‌ موسسه رازی در سال ۱۳۱۴

با کمک موسسه رازی تا سال ۱۳۰۹ خورشیدی ملخ‌ها از بین رفتند. اما آب آشامیدنی ناسالم، نبود سیستم فاضلاب و فقر بهداشتی و اقتصادی همچنان جان بسیاری را می‌گرفت. مجلس تصویب کرد موسسه رازی مستقل شود و آدم‌ها را هم تیمار کند.

سال ۱۳۰۹ محمود فاتح، نماینده وزارت اقتصاد در سفری به اروپا از دکتر لویی پیر دلپی، انگل‌شناس فرانسوی، خواست مسئولیت موسسه را با وظایف جدیدش به عهده بگیرد.

اواخر سده سیزده خورشیدی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد مرگ‌ها در تهران به دلیل ابتلا به دیفتری بود که در فرهنگ عامه به آن خناق می‌گفتند. در طول جنگ جهانی دوم واکسن دیفتری به شدت کم‌یاب شد و موسسه رازی چاره‌ای نداشت جز ساختن سرم و سپس واکسن. در دهه بیست خورشیدی به دکتر حسین میرشمسی ماموریت داده شد تا اولین واکسن رازی را بسازد . موسسه رازی تا سال ۱۳۲۵ هم واکسن دیفتری را ساخت هم کزاز. این دو واکسن مهم‌ترین محصولات اولیه موسسه رازی بودند.

به تدریج با تلاش دکتر میرشمسی و همکارانش واکسن‌های سرخجه، سرخک، اوریون و فلج اطفال هم به این مجموعه اضافه شد تا ۶ واکسن از ۹ واکسن حیاتی و الزامی در کودکان یعنی در مجموع ۶۰ درصد واکسن مورد نیاز ایران ساخته شود.

– درباره پروفسور میرشمسی در بی‌بی‌سی بیشتر بخوانید

اینها شمار معدودی از مارهای کبرای پرورشی باقی مانده در موسسه رازی است
توضیح تصویر، این‌ها شمار معدودی از مارهای کبرای پرورشی باقی مانده در موسسه رازی است

صف مارگیرها جلوی ساختمان موسسه رازی

از افتخارات موسسه رازی این است که مارهای خطرناک ایران دیگر نمی‌توانند سالانه ۱۵۰ هزار نفر را بکشند، مگر پادتن رازی در دسترس نباشد.

زمانی که بیشتر جامعه ایران روستانشین بود، مارگزیدگی بسیار مرگبارتر بود. گاهی مجبور می‌شدند عضو گزیده شده را قطع کنند و باز بیمار جان می‌باخت.

سال ۱۳۳۵ دکتر محمود لطیفی، خزنده‌شناس، برای تهیه نقشه کشوری جانوران سمی مار و عقرب ۱۰ سال سراسر ایران را گشت. او بارها گزیده شد و اعصاب انگشتانش تا پایان عمر دچار مشکل بود. دکتر لطیفی آن زمان رئیس بخش جانوران سمی موسسه رازی بود و بعدها بازرس سازمان بهداشت جهانی شد.

شش نوع مار سمی از خانواده کبرا و افعی را جمع کردند و از مجموع زهرهای آنها پادزهری تولید شد که به گفته کارشناسان در منطقه حرف اول را می‌زد.

سال‌ها مارگیرها در فصل‌های گرم سال با کیف‌های پر از مار و عقرب صبح‌ها جلوی ساختمان موسسه رازی در حصارک کرج صف می‌بستند. از سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد سازمان محیط زیست کارشناسان زهرگیر موسسه با کمک مارگیرها به نقاط مختلف ایران می‌رفتند و همان‌جا زهرگیری می‌کردند.

در موسسه هنوز هم یک بخش محدود زهرگیری باقی مانده است که مردم از آن بازدید می‌کنند. زهرگیر با یک گیره بلند سر مار را محکم روی زمین نگه می‌دارد تا با دست دیگرش دو طرف سر مار را نگه دارد. او دهان باز مار را در لبه یک ظرف فشار می‌دهد تا به‌زور زهرش را خالی کند. زهرگیر اگر لحظه‌ای غفلت کند، نیش می‌خورد.

زهر را شش بار با فاصله دو هفته به گردن اسب‌های موسسه رازی در حصارک تزریق می‌کنند. خون اسب‌ها را می‌گیرند و پلاسمای آن را جدا می‌کنند تا با آن پادزهر بسازند. فرآیندی که بیش از یک سال طول می‌کشد. اسب‌ها به‌تدریج در برابر زهر قوی‌تر می‌شوند.

پادزهر مار ساخت ایران تقریبا تمام مارهای خطرناک منطقه را پوشش می‌دهد
توضیح تصویر، پادزهر مار ساخت ایران تقریبا تمام مارهای خطرناک منطقه را پوشش می‌دهد

وقتی آمریکا برای زهرمار تحریم های خود را دور زد

زمانی که سربازان آمریکایی در افغانستان می‌جنگیدند، پادزهرهای موسسه رازی به آمریکا فروخته می‌شد تا پزشکان ارتش از آن استفاده کنند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، چاپ نیویورک، ارتش آمریکا از دی ماه ۱۳۸۹ در یک دوره به واسطه یک شخص سوم ۱۱۰ پادزهر خریده است.

مدیران موسسه رازی فروش ۳۱۰ دلاری پادزهر را از افتخارات رازی می‌دانند.

پادزهرها معمولا از حیوانات بومی همان منطقه و مخصوص نیش همان‌ها ساخته می‌شود. طبق برآورد ارتش آمریکا در آن مقطع سالانه حدود ۱۱۰ هزار نیروی ائتلاف در افغانستان در معرض نیش مار و حیوانات خطرناک بوده‌اند.

تحقیق بالینی چند پژوهشگر آمریکایی از مارگزیدگان بستری در سه بیمارستان افغانستان در سال ۱۳۸۹ نشان می‌داد از بین گزینه‌های موجود فرانسوی و بریتانیایی، پادزهرهای رازی بهترین ضدزهر برای مارهای افغانستان بوده است. بر اساس گزارش وال‌استریت، ارتش آمریکا هم به مراکزش در افغانستان پادزهر موسسه رازی را توصیه کرده بود.

روزنامه آمریکایی با اشاره به تحریم‌ها و ممنوع بودن معامله با ایران، نوشته بود «از حاشیه‌های طنز جنگ افغانستان اینکه ارتش آمریکا باید برای مقابله با مارگزیدگی به بازوی تحقیقاتی حکومت ایران [موسسه رازی] اتکا کند.»

عمده‌ترین محصول رازی همچنان واکسن و پادتن‌های حیوانی است که توانست به کشورهای منطقه صادر کند؛ واکسن‌های انسانی موسسه رازی وارد بازار جهانی نشد و به همین دلیل بعد از انقلاب موسسه رازی مورد انتقاد بود. خط تولید بسیاری از واکسن‌ها متوقف شد و تلاش پر تبلیغ این موسسه برای تولید واکسن کووید کووپارس هم پایان درخشانی نداشت.

موسسه رازی بعد از انقلاب در  ریشه‌کنی فلج اطفال نقش مهمی داشت اما نتوانست تولید واکسن را توسعه دهد یا حتی در همان سطح قبل از انقلاب نگه دارد
توضیح تصویر، موسسه رازی بعد از انقلاب در ریشه‌کنی فلج اطفال نقش مهمی داشت اما نتوانست تولید واکسن را توسعه دهد یا حتی در همان سطح قبل از انقلاب نگه دارد

مدیریت «اسلامی»

سیاست موسسه که از ابتدا «تحقیق و سپس تولید» بود، حالا «تبدیل شده به تولید». این انتقادی است که بسیاری از موسسه رازی مطرح می‌کنند.

دکتر زهرایی، استاد دامپزشکی دانشگاه تهران در مصاحبه‌ای با وبسایت تخصصی حکیم مهر گفته است: «مرحوم دکتر میرشمسی با ماشین گازوئیلی و قاطر واکسن‎‌ و سرم‌ را درست کرد. الان انتظار می‎‌رود عزیزانمان در موسسه رازی با امکانات امروز کارهای بزرگ‌تری انجام دهند. چرا باید همان سرم ضدماری را که هفتاد سال پیش می‌ساخت، بسازد و به فرآورده‎‌های جدید رو نیاورد؟»

این سوال را از مدیران بپرسید، پاسخ می‌شنوید «کمبود بودجه و تحریم‌ها»؛ مانند تحریم‌های غرب بر مواد چندکاربردی مورد استفاده در سلاح‌های کشتار جمعی و به طور مشخص تحریم‌های کانادا علیه موسسه رازی.

اما دکتر رسول مدنی، رئیس بخش بیوتکنولوژی رازی در مقاله‌ای، ساختار موسسه را مشکل‌زا می‌داند. رازی قبلا به صورت هیات امنایی اداره می‌شد، اما اکنون باید تابع قوانین وزارت کشاورزی و آیین‌نامه‌های بودجه‌ای آن باشد. یعنی «برای یک مسافرت دو روزه هم چند مدیر باید تایید و امضا کنند»

دکتر علیرضا مرندی، وزیر سابق بهداشت و پزشک معتمد علی خامنه‌ای، سال ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای گفته بود موسسه رازی نتوانسته خوب کار کند، تولیداتش کاهش داشته و بسیاری به دلیل بی‌کیفیتی معدوم شده است.

او که خود از مدیران «متعهد» به نظام جمهوری اسلامی است، درباره مدیران موسسه گفته بود: «افرادی که هم اینک مدیریت این مؤسسه را برعهده دارند اگرچه بعضا متدین هستند، اما به نظرم می‌توانند در مصادر دیگری موفق باشند.»

ورودی ساختمان رازی سه بادکنک طلایی گذاشته‌اند: یک، صفر و صفر، برای جشن صدسالگی موسسه رازی. از ظهر ۱۶ دی ماه ۱۳۰۳ که تاسیس مرکز رازی در مجلس تصویب شد، بیش از صد سال گذشته است.

موسسه رازی در نیم قرن اول، یعنی از ۱۳۰۳ تا ۱۳۵۸ هشت مدیر داشت، در حالی که نیم قرن دوم خود را بعد از انقلاب با ۱۶ مدیر و سرپرست گذراند؛ نشانه‌ای از تاثیرات سیاسی بر موسسه‌ای که در آن علم باید حرف اول را بزند.

No responses yet

Dec 01 2024

درگیری بر سر تخریب «بافت تاریخی شیراز»؛ ساخت گورستان به‌دلیل «سودآوری»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,خرابکاری,رژیم تروریست,سیاسی,فساد,ملای حیله‌گر

تخریب بافت تاریخی شیراز برای توسعه شاهچراغ

صدای آمریکا: عملیات گودبرداری در ۳/۵ هکتار از «بافت تاریخی شیراز» توسط متولیان «آستان شاهچراغ» همچنان ادامه دارد. این اقدام با ادعای ساخت درمانگاه انجام می‌شود، اما محمد مهدی کلانتری، بنیان‌گذار کمپین «نه به تخریب بافت‌های تاریخی کشور»، معتقد است هدف اصلی، ساخت صحن جدید و گورستان است که سود اقتصادی قابل‌توجهی دارد.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، این فعال مدنی افزود که «درمانگاه نجابت که قبلاً در این منطقه وجود داشته، تنها ۳۰۰ متر وسعت دارد، اما گودبرداری کنونی ۳/۵ هکتار از بافت تاریخی ثبت‌شده را شامل می‌شود.»

کلانتری تشریح کرد که هدف اصلی این گودبرداری، ایجاد صحن جدید و ساخت گورستان با قابلیت سودآوری اقتصادی است. او افزود که «زمین‌های این منطقه به قیمت پایین خریداری شده و ساخت قبر سه‌طبقه می‌تواند سود قابل‌توجهی ایجاد کند.»

مکان گودبرداری در اطراف شاهچراغ شیراز

کلانتری تاکید کرد که این عملیات بدون مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی و تایید وزارت میراث فرهنگی انجام شده و از نظر قانونی تخلف محسوب می‌شود.

او همچنین به رأی دیوان عدالت اداری اشاره کرد که مصوبه تفویض اختیار به استان فارس را باطل کرده و هرگونه تغییر در این بافت نیازمند تایید مراجع ملی است.

کلانتری هشدار داد که «با وجود ثبت ملی بافت تاریخی شیراز در سال ۱۴۰۲، گودبرداری همچنان ادامه دارد و نامه‌نگاری‌ها برای توقف این تخریب به نتیجه نرسیده است» و تأکید کرد که اسناد استناد شده از سوی متولیان آستان شاهچراغ «مربوط به دوره‌های قبلی و فاقد اعتبار قانونی است.»

در مقابل علیرضا صحرائیان، معاون توسعه و عمران شاهچراغ می گوید «۳/۵ هکتار گودبرداری کذب محض است» و «یک سانتیمتر از بناها و بافت تاریخی شیراز را تخریب نکرده‌ایم.» موضعی که توسط فعالان مدنی منطقه مورد قبول قرار ندارد.

امین طباطبایی، فعال میراث فرهنگی و مدیرعامل خانه فرهنگ جاودان شیراز، با انتقاد از وضعیت بافت تاریخی شیراز، گفت که اراده‌ای برای توقف تخریب‌ها در میان مسئولان استانی وجود ندارد.

به گفته او، آخرین تخریب عمده در این بافت در اسفند ۱۳۹۶ رخ داد، زمانی که دو خانه تاریخی ثبت ملی منتصری و سلیمی به بهانه طرح توسعه حرم شاهچراغ تخریب شدند. این موضوع به شورای تأمین استان و کمیته حفاظت شورای امنیت کشور ارجاع شد و در نهایت حکم بازسازی عین به عین این خانه‌ها در اردیبهشت ۱۳۹۷ صادر شد، اما تاکنون اجرایی نشده است.

طباطبایی تأکید کرد که ابزارهای قانونی کافی برای جلوگیری از تخریب‌ها وجود دارد، اما فقدان اراده مدیریتی در اداره کل میراث فرهنگی فارس مانع استفاده از این ظرفیت‌ها شده است.

او افزود که یگان حفاظت میراث فرهنگی می‌توانست با هماهنگی نیروی انتظامی جلوی تخریب‌های اخیر را بگیرد، اما تنها به تهیه گزارش و شکایت حقوقی اکتفا شده است.

این فعال میراث فرهنگی هشدار داد که تخریب بافت تاریخی ثبت ملی شده شیراز می‌توانست در شورای تأمین استان مطرح شود، اما هیچ نشانه‌ای از پیگیری در این سطح مشاهده نمی‌شود.

طباطبایی همچنین با انتقاد از وزارت میراث فرهنگی در حفاظت از آثار تاریخی، تاکید کرد که مدیران این وزارتخانه می‌توانستند با اقتدار و جسارت بیشتری در اجرای وظایف خود عمل کنند، اما این توانایی و جدیت دیده نمی‌شود.

No responses yet

Apr 21 2024

بخشی از زندگی سعدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,تاریخی

منبع تویتر شوذب: 1- از اون تاریخ به بعد سعدی با برادرزاده خلیفه دوست می‌شه هر روز به دیدنش می‌رفته تا دختره میگه می‌خوام فارسی یاد بگیرم و به پدرش میگه که سعدی رو به عنوان معلم برای من استخدام کن سعدی هم میشه معلمش و هم دوستش یکی دو سال می‌گذره تا در بغداد وبا شایع می‌شه خانواده نورالزمان شهر را
2- ترک کرده به آن طرف رودخانه دور از بیماری میرن اما هرچی اصرار می‌کنند سعدی نمیره میگه من هم از همین مردم عادی هستم شما که متولیان این مردم هستید چرا باید فرار کنید دیگران پس چیکار کنند وجدانش قبول نمی‌کنه در بغداد می‌مونه و از اونجا از نورالزمان و خانواده‌اش متنفر می‌شه و
3- قطع می‌کنه
یکی دو سال می‌گذره توی خیابان جلو حجره یکی از آشنایان نشسته که کاروانی رد میشه
یه گروه اسب سوار پیش قراول و گارد مخصوص و به دنبالش چند فیل با کجاوه پشتش که بسیار شاهانه آراسته شده و دنبالشم قطار شتران جهاز …
می‌پرسه چه خبره میگن دختر برادر خلیفه رو دادن
4- به شاهزاده ایرانی (پسر خوارزمشاه گویا)
و سعدی اونجا می‌بینه که عروس توی کجاوه نشسته و خدم و حشم میرن و یاد عشق قدیمی و…
تا سال‌ها طول می‌کشه غول حمله می‌کنه ایران میره زیر چکمه‌های مغول پادشاهی ایران از هم پاشیده دوباره سعدی بعد از یک دوران برگشته بغداد
ماجرای عجیبی میبینه

5 – ادامه ماجرای سعدی:
سعدی که از ۱۲ سالگی بی رو یاد می‌گیره و میره بغداد در نظامیه درس می‌خونه ۹ سال طول می‌کشه
البته اینم بگم تمام هزینه‌هاش رو ماهیانه سعد بن اتابک زنگی از طریق صرافی راش حواله می‌کرده یکی از دلایل رفتن سعد این بود که اتابک سعدی دید که جوان بسیار باهوش و
6- و زرنگی هست می‌تونه چشم گوش اتابک در بغداد باشه نه به عنوان جاسوس عادی بلکه کسی که در بین مردم آنجا زندگی کنه و جامعه شناسانه مسائل آنجا را تجزیه و تحلیل کرده به شیراز بفرسته .
خلاصه از اونجا راه میفته به مکه و زمانی بوده که صلاح الدین ایوبی با مسیحیا می‌جنگیده اینم اسیر میشه
7- مسیحی‌ها فکر می‌کردند سعدی یک فرمانده عالی رتبه مسلمان هست
بعد یه خواجه خسیس اونو به ده سکه طلا می‌خره میاره دخترش خیزران رو بهش میده و مدت‌ها به خاطر اون ۱۰ سکه ازش در حجره کار می‌کشه و بعد از دستش به زور رها میشه
برمی‌گرده شهرهای مختلف رو می‌بینه
میره شیراز دوباره
8- برمی‌گرده بغداد.
این در حالیست که هلاکوخان بغداد را گرفته و هرج و مرج و کشتار و غارت در شهر راه افتاده و سعدی هم به عنوان یک آدم معتمد لوح گذرنامه مخصوص هلاکوخان رو داره در بغداد با یک پیرزن ۶۵ ساله مفلوک و ژنده پوش روبرو میشه می‌فهمه که همون عشق قدیمی منیرالزمان هست
9- لطفی که در حقش می‌کنه از اختیاراتش استفاده کرده خود پیرزن با فرزندان و نوه‌هاش رو از دروازه بغداد رد می‌کنه
و اینم بگم که به دستور اتابک به نزد پادشاه خوارزم پیغامی برده بود مورد طمع ترکان خاتون قرار می‌گیره که فرار می‌کنه
آخرشم صفیه دختر همسایه‌ ، همبازی کودکیشو میگیره
تمام

No responses yet

Mar 21 2024

ایران یک قرنِ پیش از آسمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

رادیوفردا: یک هواپیمای یونکرز بر فراز تهران که والتر میتلهولزر، هوانورد و عکاس سوئیسی، از آن عکسبرداری کرده است Photo: ETH Zurich/Walter Mittelholzer (Courtesy Image) در زمستان سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳ خورشیدی)، ساکنان روستای کوچکی در نزدیکی تهران در حال تماشای یک هواپیمای تمام‌فلزی بودند که چرخ‌های آن پس از فرود آمدن بر روی زمین شکست.

روستایی دارای حصار در ایران که میتلهولزر از هواپیما عکسبرداری کرده است

خلبان این هواپیما، والتر میتلهولزر، هوانورد سوئیسی بود که دولت ایران او را مأمور کرده بود یک هواپیمای یونکرز تحویل کشور دهد که نام آن در سال ۱۹۳۵ [۱۳۱۴] به «ایران» تغییر یافت.

والتر میتلهولزر (چپ)، هوانورد و عکاس سوئیسی، همراه با ارنست بیسه‌گر، مکانیک، قبل از عزیمت به ایران در سال ۱۹۲۴

کاسپار سوربر، روزنامه‌نگار سوئیسی که کتابی در مورد میتلهولزر نوشته است، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت این هوانورد به‌عنوان بخشی از «تبلیغ هوانوردی»، به‌واسطهٔ عکس‌هایی که قرار بود از آسمان بگیرد، برای سفر به ایران برگزیده شد.

میتلهولزر در زمان خود مشهور بود و نخستین کسی بود که با استفاده از هواپیما به‌طور کامل از کوه‌های سوئیس عکسبرداری کرد.

عکسبرداری از تهران از ارتفاع ۴۰۰ متری با کوه‌های پوشیده از برف البرز که در پس‌زمینه قابل مشاهده است

سوربر می‌گوید در دهه ۱۹۲۰، شرکت‌های آلمانی و بریتانیایی درگیر یک «رقابت» بودند تا خدمات هوایی را در ایران آغاز کنند و مهارت‌های عکاسی میتلهولزر یک مزیت تبلیغی کلیدی در این زمینه به شمار می‌رفت.

یک روزنامه سوئیسی در مورد این هوانورد نوشت: «مردم سوئیس می‌دانند چه انتظاری باید از آقای میتلهولزر خود داشته باشند که نه تنها می‌تواند یک هواپیما را در همه کشورهای ناشناخته هدایت کند بلکه همچنین می‌تواند در زمان پرواز، عکاسی کرده و فیلم بگیرد».

حرم شاه‌عبدالعظیم در جنوب تهران

میتلهولزر و ارنست بیسه‌گر، مکانیک، پس از فرود ناموفق در ۴۰ کیلومتری بیرون از تهران، و پیش از این‌که سرانجام از پایتخت ایران کمک برسد و هواپیمایشان تعمیر شود، رویارویی شدیدی با روستاییان داشتند.

افراد محلی در حال انتقال هواپیمای میتلهولزر به یک محل فرود

پرواز سه هزار کیلومتری میتلهولزر و بیسه‌گر از سوئیس به ایران از جمله شامل اختلاف‌هایی با مقامات ترکیه بود که باعث شد هواپیمای آن‌ها ضبط شود. دست‌وپنجه نرم کردن با کیفیت پایین بنزین خریداری‌شده در بغداد و خطاهای نقشه‌برداری که باعث فرود ناموفق آن‌ها و شکسته‌شدن چرخ‌های هواپیما شد، از دیگر مشکلات آن‌ها بود.

رودخانه‌ای در یک رشته‌کوه‌ نامعلوم در ایران

احساس اولیه میتلهولزر از سرزمین ایران از آسمان، «مناطق خالی از سکنه و برهوت بود و تا چشم کار می‌کرد برای ساعت‌ها هیچ جنبنده‌ای دیده نمی‌شد. جلگه‌های وسیع، کومه‌های ویران و دلتاهای شوره‌زار رودخانه‌ها مشخصه این کشور است». توضیح نگارنده: کومه یا کوخ به سرپناهی گفته می‌شود که از مصالح بومی ساخته می‌شود

دهکده‌ای در ایران

هنگام پرواز در آسمان ایران هرازچندگاهی آبادی‌های دورافتاده به چشم می‌خورد.

میتلهولزر می‌نویسد: «در گوشه‌وکنار سبزه‌زاری چشمک می‌زند. فضایی که در مرکز آن کلبه‌های گلی ساکنان در کوچه و پس‌کوچه‌های پر پیچ و خم نمایان است. نوارهای نقره‌ای، مشخص‌کننده کانال‌های آبیاری در کنار باغ‌ها هستند».

نمایی از شهر بوشهر از ارتفاع ۳۰۰ متری

میتلهولزر از این فرصت استفاده کرد تا به‌طور کامل از آسمان از ایران عکسبرداری کند که تصاویر گرفته‌شده توسط او هم‌اکنون در اختیار «کتابخانه ای‌تی‌اچ زوریخ» است.

بندر بوشهر

این هوانورد و عکاس سوئیسی همچنین از دوربین خود بر روی زمین برای عکسبرداری از کشوری استفاده کرد که در دوره رضاشاه در آستانه تغییرات داخلی بود. رضاشاه به عنوان «دیکتاتور نوسازی» ایران شناخته می‌شود.

یک هواپیمای یونکرز بر فراز تهران که میتلهولزر از آن عکسبرداری کرده است

در زمان سفر میتلهولزر به ایران، کشور فاقد شبکه‌های راه‌آهن و جاده‌ای بود و همچنان از کاروان‌های شتر برای تجارت خارجی استفاده می‌شد. حمل‌ونقل هوایی امکان وسوسه‌انگیزی در اختیار حاکمان کشور قرار داد.

نمایی از شهر اصفهان در سال ۱۹۲۴

در زمانی که صنعت هوانوردی ایران در آغاز راه خود بود، میتلهولزر و بیسه‌گر در حالی که به سمت شهرها پایین می‌رفتند تا تصاویری بگیرند که به زودی مخاطبان اروپایی را متحیر می‌کرد، تقریباً آسمان را در اختیار خود داشتند.

میتلهولزر پیش‌بینی می‌کرد که عکسبرداری هوایی نقشی مهم در تصویر مستند از آینده ایفاء خواهد کرد.

او در سال ۱۹۲۸ نوشت: «دنیای نادیده دیگری در برابر ما گشوده می‌شود. گویی زمین از این طریق چهره دیگری پیدا کرده است، و انسان یک چشم جدید و بدون نقص».

یک لنج ماهیگیری در دست ساخت در بوشهر

این دو هوانورد سوئیسی پس از سپری کردن چند هفته در داخل ایران، مسیر طولانی خود به مرکز اروپا را با ماشین طی کردند. میتلهولزر بعداً یکی از پایه‌گذاران شرکت سوئیس ایر، خطوط هواپیمایی ملی سوئیس، تا سال ۲۰۰۲ شد. او در سال ۱۹۳۷، در ۴۳ سالگی، در یک حادثه کوهنوردی جان باخت.

کاشان که امروزه بخشی از استان اصفهان است

دوستی در یادداشت سوگواری او نوشت مرگ میتلهولزر در کوهستان‌هایی که عاشق‌شان بود و حرفه فوق‌العاده او را رقم زد، یک شعر تراژیک مشخص را در خود نهفته دارد: «آن‌ها او را در آخرین سیاحت‌هایش در آغوش گرفته و او را از آن خود کردند و شاید آرزوی پایانی بهتر نداشت، اما افسوس که خیلی زود فرا رسید؛ کارهای بیشتری پیش روی او بود».

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .