اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شارلاتانیزم'

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Sep 11 2018

لاریجانی : هر چقدر حافظان قرآن بیشتر شوند، مشکلات اقتصادی کمتر می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران می گوید که تقویت فرهنگ دینی مردم شرط حل مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور است. او تأکید می کند : “کشورهایی هستند که با وجود منابع فراوان نفت و گاز از اختلافات طبقاتی و بی عدالتی و ظلم رنج می برند، زیرا، مناسبات مردمان آنها دینی نیست.”

علی لاریجانی سپس تصریح کرده است که چنین مشکلاتی در جامعۀ ایران نیز وجود دارد، زیرا، برغم چهل سال حکومت دینی در این کشور، به گفتۀ او “همۀ وجوه جامعۀ ایران”، پس از تأسیس جمهوری اسلامی درست و دینی نشده است. رئیس مجلس شورای اسلامی ایران سپس افزوده است : اگر فرهنگ دینی در کشور نهادینه و مستحکم شود، مشکلات اقتصادی نیز خودبخود برطرف خواهند شد.

رئیس مجلس شورای اسلامی سپس تأکید کرده است : “در کشوری که حافظان قرآن زیاد باشد، ظلم و ستم، کم فروشی و بداخلاقی وجود نخواهد داشت.”

در این حال، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شرایط کشور را به دلیل تحریم های خارجی و نارضایتی های داخلی خطیر توصیف کرده و افزوده است : “کشور با یک ناآرامی در وضعیت اقتصادی” روبرو است. او گفته است که از لحاظ شاخص کسب و کار، کشور در وضعیت خوبی نیست و امروز “مدیران کشورباید دنبال سرمایه گذار بروند و از آنها خواهش کنند که سرمایه گذاری کنند.”

No responses yet

Sep 04 2018

موج تغییر نام خانوادگی آقازاده‌ها در خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: کانال تلگرام سایت محلی «خورنا» خبر داده که فرزندان برخی مقام‌های استان خوزستان اقدام به تغییر نام خانوادگی خود کرده‌اند.

این رسانه محلی نوشته «پس از حساسیت مردم نسبت به فرزندان مسئولین و ژن‌های خوب، برخی فرزندان مسئولین با تغییر نام خانوادگی خود، انتساب به نام خانودگی قبلی را به کلی منکر می شوند.»

«خورنا» اعلام کرده که این افراد با چنین اقدامی سعی در «فریب» افکار عمومی دارند.

این سایت گزارش کرده که «معاون مدیرکل یکی از دستگاه‌های اجرایی استان خوزستان، نام خانوادگی خود را تغییر داده تا انتساب وی به یکی از نمایندگان استان را تکذیب کند.»

براساس این خبر٬ فرزند یکی از روسای سازمان‌های استان خوزستان هم نام خانوادگی خود را تغییر داده است.

آن‌طور که «خورنا» نوشته «مردم از مسئولین انتظار دارند پس از پایان خدمت خود، دست فرزندان و منتسبین به خود را از پست‌های مدیریتی کوتاه کنند.»

حضور فرزندان برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در پست‌ها و عناوین دولتی در ماه‌های اخیر باردیگر خبر‌ساز شده است.

چندی پیش نیز در توییتر کمپینی با عنوان «فرزندت کجاست؟» راه افتاده بود که از مقام‌های مسئول می‌خواست درباره فرزندان خود و وضعیت آنها توضیح دهند.

در ایران از فرزندان مقام‌های مسئول به عنوان «آقازاده» یا «ژن خوب» نام برده می‌شود.

No responses yet

Aug 31 2018

واکنش امام جمعه مشهد به گزارش «خدمات جنسی»: توطئه انگلیسی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: امام جمعه مشهد در خطبه‌های نمار روز نهم شهریورماه با تکذیب گزارش‌هایی درباره «ارائه خدمات جنسی» در شهر مشهد به زائران آن را «توطئه انگلیسی‌ها» دانست، «چون این توطئه از روزنامه گاردین شروع شد».

این در حالی است که روزنامه شهروند چاپ تهران روز يک‌شنبه، چهارم شهريور، در گزارشی به نقل از فعالان گردشگری مشهد نوشت: «بعضی از زائران عراقی محل اسکان‌شان را به شرط حضور زنی برای ازدواج موقت انتخاب می‌کنند و با وجود تعداد زیاد خانه‌مسافرها در سطح شهر، به راحتی راهی این مکان‌های اقامتی غیرمجاز می‌شوند.»

دو روز پس از این گزارش، وزارت کشور رسما آن را رد کرد.

با این حال واکنش به این خبر هم‌چنان ادامه دارد.

احمد علم‌الهدی روز جمعه این نوع گزارش‌ها را «توطئه‌ای» با سه هدف از جمله ضربه زدن به رابطه ایران و عراق و ضربه زدن به اقتصاد ایران توصیف کرد.

او گفت: «من فکر می‌کردم جریان ضدانقلاب و جریان‌های همسو با من ضدیت دارند، ولی متوجه شدیم این توطئه انگلیسی و شگرد آنها است. اول در گاردین این موضوع را مطرح کرده و بعد توسعه دادند.»

No responses yet

Aug 12 2018

اسهال طلب ها را بهتر بشناسیم: حجاریان: مجلس نباید در قانونی کردن سخنان رهبری تعلل کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

فردانیوز: در ضرورت تقویت بعد تقنینی نظام جمهوری اسلامی
حجاریان: مجلس نباید در قانونی کردن سخنان رهبری تعلل کند/ باید سخنان علم الهدی در ممنوعیت کنسرت به قانون تبدیل شود/ فاصله گرفتن ما از جامعه ولایی انحراف است/ باید قوانین طبق سخنان رهبری به روز شوند/چرا در قبال بعضی فرمایش‌های رهبری غفلت و یا اهمال صورت می‌گیرد؟ /فعل و تقریر و قول رهبری حجت است/مقنن و قوانین کشور باید به مرحله‌ای برسند که در منویات رهبری مضمحل شوند

چرا در قبال بعضی فرمایش‌های رهبری غفلت و یا اهمال صورت می‌گیرد؟ در پاسخ به این پرسش و برای نیل به جامعه ولایی با خطابه ها، مواعظ و توصیه‌هایی مواجه هستیم، ولی باز هم به اعتقاد برخی به منزل مقصود نرسیده ایم. نگارنده بر آن است که می‌توان ریشه این انحراف از معیار را در بعد تقنینی نظام جمهوری اسلامی جست.

پایگاه خبری تحلیلی فردا:

حجاریان

سعید حجاریان تئوریسین اصلاح طلب در یادداشتی نوشت: پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و البته حسب مواردی دیگر که در گذشته رخ داده است، پرسشی در اذهان به وجود آمده و آن این که چرا از جامعه و دولتی ولایی فاصله گرفته ایم؟ یا اساسا چرا در قبال بعضی فرمایش‌های رهبری غفلت و یا اهمال صورت می‌گیرد؟ در پاسخ به این پرسش و برای نیل به جامعه ولایی با خطابه ها، مواعظ و توصیه‌هایی مواجه هستیم، ولی باز هم به اعتقاد برخی به منزل مقصود نرسیده ایم. نگارنده بر آن است که می‌توان ریشه این انحراف از معیار را در بعد تقنینی نظام جمهوری اسلامی جست؛ چرا که مجلس شورای اسلامی تاکنون برای تبدیل قول و فعل و تقریر رهبری به قانون تلاش نکرده است، هرچند که اخیرا تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را درباره قانونی کردن شروط رهبری جهت مذاکره دولت با اروپا در خصوص برجام به امضا رسانده اند.

چنان که می‌دانیم ارائه طرح و لایحه به ترتیب در حیطه اختیارات پارلمان و دولت است؛ لذا مطابق قانون رهبری نمی‌تواند به ارائه طرح و لایحه مبادرت کند. اما راه حل چیست؟ به نظر، مجلس شورای اسلامی می‌بایست رأسا تمامی منویات رهبری یا همان سیاست‌های کلی نظام – که برآورده کردن آن‌ها یکی از دشواری‌های فعالیت مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان است را تبدیل به قانون کند؛ این رویه نه تنها اوامر مولوی بلکه باید فرمایش‌های ارشادی را نیز در بر بگیرد. به این منظور مطابق قانون حداقل شانزده نفر از نمایندگان مجلس باید سخنان رهبری را تبدیل به طرح و به هیئت رئیسه تقدیم کنند؛ و چون به قول فقها صیغه امر دلالت بر فوریت دارد مجلس ملزم است با قید فوریت، طرح را به صحن بیاورد و از آن جا که بعید است بر سر کلیات طرح‌هایی از این جنس بحثی دربگیرد و نماینده‌ای در مقام مخالف سخن بگوید، طرح به قانون تبدیل شود و دولت مکلف به ابلاغ آن گردد. اما در پروسه مذکور بالطبع اختلالاتی پدید می‌آید که ذیلا به بعضی از موارد اشاره و راه حل‌هایی ارائه می‌شود.

عنصر زمان و مکان: چنان که می‌دانیم در احکام نباید از عنصر زمان و مکان غافل شد. پس مآلا در سخنان رهبری نیز امکان تغییر به واسطه تغییر در شرایط محتمل است. در این قبیل موارد لازم است نمایندگان مجلس به موضوع ورود کنند، فرآیند‌های موردنیاز را مجددا طی کنند و قانونی را که پیش‌تر تصویب کرده اند، بر اساس سخنان جدید رهبری، به روزرسانی کنند.

تأمین هزینه ها: مجلس در وضع و تغییر قوانین، به مانع اصل ۷۵ قانون اساسی برخورد می‌کند. در اصل هفتادوپنجم قانون اساسی آمده است: «طرح‌های قانونی و پیشنهاد‌ها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می‌کنند و به تقلیل در آمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی می‌انجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.» در این زمینه طبیعی است میان مجلس و شورای نگهبان اختلاف نظر به وجود بیاید. ولی از آن جایی که شورای نگهبان تابع رهبری است بودجه مورد نیاز به هر طریق باید تأمین شود پس پروسه وضع و تغییر قوانین نهایتا به سرانجام خواهد رسید.

سعید حجاریان در ادامه تحلیل خود که در اندیشه پویا منتشر شده می نویسد: تبصره به قانون: به اغلب قوانین پس از تصویب و اجرا به منظور تکمیل، تعدیل و تبصره‌هایی افزوده می‌شود. در قوانین مورد بحث ما، این پرسش مطرح است که آیا می‌توان به قوانین برآمده از فرمایش‌های رهبری تبصره‌ای افزود؟ به بیان دیگر آیا می‌توان توصیه‌ها و رهنمود‌های رهبری را بسط داد؟ فی المثل اگر ایشان در استفاده از تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی توصیه‌ای داشتند. آیا مجلس می‌تواند آن توصیه را بسط بدهد و به «برچیدن اینترنت» به مثابه ام‌المفاسد برسد و چنین چیزی را تبدیل به قانون کند؟ در این جا می‌توان گفت: تبصره به قانون، منطقة الفراغی است که نمایندگان می‌توانند حول آن بحث کنند.

ملاک چیست؟ بعضی قوانین جاری همچون «ملی کردن اراضی موات»، «بند «ج» و… در زمان حیات مرحوم امام به قانون تبدیل شده اند؛ یعنی برآمده از سخنان وفتاوای، ولی فقیه زمان بوده‌اند. با همان قید زمان و مکان که پیش‌تر ذکر آن رفت، رهبری جدید، ولی فقیه زمان – می‌تواند همه ان قوانین را نقض کند. زیرا ملاک سخن رهبری فعلی و فتوای اوست و بقابر تقلید میت جایز نیست. از طرف دیگر اجرای مجموعه فتاوا و سخنان رهبری مانند «حرمت دسترسی به حریم خصوصی» و… را باید با قانون تضمین و دولت را موظف به اجرای آن‌ها کرد. همچنین می‌دانیم مقلدان و شهروندان به طور مستمر از رهبری استفتاء می‌کنند؛ در این جا باید قوانین جزا، حقوق اساسی، آیین دادرسی و… را با پاسخ‌های رهبری تطبیق داد و در صورت وجود مغایرت همه را در جهت سخن رهبری تغییر داد، چرا که فعل و تقریر و قول رهبری حجت است. فی الواقع مقنن و قوانین کشور باید به مرحله‌ای برسند که در منویات رهبری مضمحل شوند. به این ترتیب کنش‌های تمامی نیرو‌های بی سازمان و آتش به اختیار که به دنبال اجرای منویات رهبری هستند، در چارچوب قانون قرار می‌گیرد.

موارد خاص: در امر کشورداری با مواردی خارج از قاعده با برخی قوانین عام و خاص مواجهیم. قانون قاعده است، ولی خاص استثناست. در طول یادداشت از قوانین عام سخن به میان آمد اما در سخنان رهبری با برخی خاص‌ها مواجه هستیم. مانند نهی علنی محمود احمدی نژاد برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری.

در این جا پرسشی به وجود می‌آید و آن این که آیا خاص‌ها، قانون می‌شوند؟ پاسخ منفی است. به همین جهت درباره موارد خاص، سایر دستگاه‌ها باید وارد عمل شوند و پیام‌های پنهان و کلیدواژه‌های موجود در سخنرانی‌های رهبری را به مثابه احکام اجرایی تلقی کنند. به این ترتیب در همان مثال کاندیداتوری بر شورای نگهبان است که عمل به وظیفه نماید. درباره قوانین خاص باید به همین مقدار بسنده کنیم، چرا که این موضوع خارج از بحث این یادداشت است مگر آن که از قوانین خاص، افادۂ عام شود؛ یعنی مثلا متوجه شویم، زمانی که رهبری علیه فتنه سخن می‌گوید، مخالف ورود اصلاح طلبان به دولت هستند. موارد پربسامدی نظیر «فتنه»، دیگر مانند کاندیداتوری رئیس دولت‌های نهم و دهم تک‌نمود نیست و مکرر است، پس شاید بتوان آن را هم به قانون تبدیل کرد؛ یعنی باهمان صورتبندی پیشین، «مکرر»ها قانون شوند.

منصوبان رهبری: یکی از مواردی که در بحث حاضر‌ می‌تواند حاشیه‌هایی به دنبال داشته باشد، گفته‌های افراد و ارگان‌هایی است که منصوب رهبری هستند؛ و گفته می‌شود که حرف آن‌ها حرف رهبری است؛ مانند آقایان جنتی، مؤمن، علم الهدی، روزنامه کیهان، نمایندگان، ولی فقیه در استان‌ها و … با سخنان این گروه نمی‌توان به‌سان سخنان شخص رهبری برخورد کرد. سخنان این گروه باید به صحن مجلس بیاید و مخالف و موافق درباره آن اظهارنظر کنند. چرا که قول منصوب رهبری عین قول رهبری نیست برای مثال زمانی که امام جمعه تهران امر و نهی غلاظ و شداد می‌کند، می‌بایست سخن ایشان توسط نمایندگان به مجلس بیاید و مخالف و موافق، مستند به قانون درباره آن اظهارنظر کنند و نهایتا آن را با رعایت جوانب به قانون تبدیل کنند. یا در مثالی دیگر، می‌دانیم نماینده، ولی فقیه در هر استان، نقش مهمی را در آن استان ایفا می‌کند. مثلا نماینده، ولی فقیه درباره انتصاب بخشدار، فرماندار، استاندار، شهردار و اعمال نظر مستقیم یا غیرمستقیم می‌کند. در این موارد. دولت می‌تواند به موضوع ورود کند و فرمایش نماینده ولی فقیه را در ترازوی قانون بگذارد و نتیجه بحث را به نماینده دولت در استان ابلاغ کند. برای نمونه اگر امام جمعه مشهد اجرای کنسرت را در آن شهر ممنوع اعلام می‌کند، وظیفه شورای شهر و شهردار مشهد آن است که این گفته را به قانون تبدیل کرده و اجرا کنند.
لینک کوتاه خبر: farda.fr/003b4Y
کلمات کلیدی: رهبری ، حجاریان ، قانون

No responses yet

Aug 10 2018

محمود احمدی‌نژاد خواستار کناره‌گیری حسن روحانی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: محمود احمدی‌نژاد در یک پیام ویدئویی ادامه حضور روحانی در مقام ریاست جمهوری را به ضرر ملت و خود او عنوان کرد. او می‌گوید سران سه قوه و هر دو جناح سیاسی در به صفر رساندن اعتماد عمومی به کل سیستم مسئول هستند.

کانال تلگرامی دولت بهار، رسانه حامیان رئیس دولت‌های نهم و دهم روز پنج‌شنبه، ۱۸ مرداد بخش‌هایی از یک پیام ویدئویی محمود احمدی‌نژاد را منتشر کرد و وعده داد فیلم کامل این پیام را به زودی منتشر کند.

احمدی‌نژاد می‌گوید قصد دارد به طور مشخص درباره “دولت فعلی یعنی دولت یازدهم و دوازدهم” با مردم صحبت کند؛ دولتی که به گفته او “بر یک سلسله مبانی نادرست و طراحی شده شکل گرفت”.

رئیس جمهور پیشین می‌گوید سخنان حسن روحانی در مبارزات انتخاباتی مبنی بر این که “انبارها خالی است، خزانه هم خالی ست، دولت هم بدهکار است” همه از اساس خلاف واقع بوده است.

او رئیس جمهوری کنونی را متهم کرد که در پنج سالی که دولت را در اختیار داشته یک رکود اقتصادی ادامه‌دار را به کشور تحمیل کرده است. روحانی و حامیانش بارها گفته‌اند که دولت یازدهم در حالی کار خود را آغاز کرد که تورم بالای ۴۰ درصد و رشد اقتصادی منفی بود.

احمدی‌نژاد با بیان این که در مذاکرات هسته‌ای با شش قدرت جهانی “امتیازات داده شده و چیزی نصیب ملت نشده” می‌پرسد: «چه کسی مسئول این وضعیت است؟!»

او خاطر نشان کرد که پنج سال پس از بر سر کار آمدن دولت روحانی اقتصاد ایران “در آستانه متلاشی شدن” است و “اعتماد عمومی به کل سیستم به صفر نزدیک شده” اما مسدولان دولتی کماکان “خلاف واقع تحویل ملت” می‌دهند.

احمدی‌نژاد با تاکید بر این که “ملت کلا ناراضی است” و حسن روحانی را قبول ندارد خطاب به او گفت: «ادامه حضور شما هم به ضرر ملت است و هم به ضرر خود شما.»

“بهتر است روحانی ادامه ندهد”

رئیس جمهور پیشین همچنین گفته است: «آقای روحانی شما، تمام حامیانتان، دو جناح سیاسی کشور و دو رئیس قوه دیگر، همه در این وضعیت شریک هستند.» او توصیه کرد: «باید رضایت ملت را جلب کنید. شاید بهترین راهش این باشد که دیگر ادامه ندهید.»

احمدی‌نژاد که رهبر جمهوری اسلامی، او را نزدیک‌ترین رئیس جمهور به خود می‌خواند و برخی حامیانش به عنوان “معجزه هزاره سوم” از او یاد می‌کردند سال گذشته نیز در نامه‌ای به علی خامنه‌ای خواستار برکناری رئیس قوه قضائیه شده بود.

رئیس دولت‌های نهم و دهم در نامه‌ای که ۲۲ آبان ۹۶ برای خامنه‌ای نوشت و متن آن را دو هفته بعد علنی کرد هشدار داده بود: «شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است.»

احمدی‌نژاد در این نامه به جز درخواست برکناری رئیس قوه قضائیه که منصوب خامنه‌ای است، شورای نگهبان را نیز که فقیهان آن منصوب او هستند و نهادهای نظامی را که فرماندهی آنها را بر عهده دارد به مهندسی و دخالت در انتخابات متهم کرد.

جناح اصلاح‌طلب حکومت معتقد است اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال‌های ۸۴ و ۸۸ حاصل همین مهندسی و دخالت‌ها بوده است.

پیام ویدئویی احمدی‌نژاد و درخواست کناره‌گیری از روحانی، در روزهایی منتشر می‌شود که طرح سوال از رئیس دولت دوازدهم در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار دارد و مدتی پیش شماری از اصول‌گرایان تندرو زمزمه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری را نیز مطرح کرده‌اند.

روحانی به دلیل ناتوانی دولت در رویارویی با معضلات و بحران اقتصادی ایران که از جمله به افزایش تورم و کاهش شدید ارزش پول ملی منجر شده، بیش از پیش با انتقاد، حتی از طرف حامیان پیشین خود روبرو شده است.

“روحانی تمام شده است”

صادق ملکی، تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی زیر عنوان “روحانی تمام شده است” که ۱۸ مرداد در سایت “دیپلماسی ایرانی” منتشر شد نوشت: «در ایام و ضرروت روزهای همدلی، نالیدن از دوست دشوار و به نوعی خودزنی است. اما نگفتن و سکوت نیز شاید فرصت اندک اصلاح را به قربانگاه مصلحت ببرد.»

او با اشاره به سکوت طولانی حسن روحانی که با انتقادهای زیادی از سوی همه جناح‌ها روبرو شده، به گفت‌وگوی تلویزیونی دو روز پیش او اشاره کرد و افزود در حالی که جامعه نگران اوضاع ناشی از خروج امریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها است رئیس دولت “چیزی برای گفتن نداشت”.

ملکی اردیبهشت سال پیش در یادداشتی برای سایت “دیپلماسی ایرانی” نوشته بود: «دولت احمدی‌نژاد بدون درک معادلات نظام بین‌الملل با کاغذ پاره دانستن قطعنامه‌ها، پرونده ایران را ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد برده بود، اما انتخاب روحانی و عقلانیت منجر به برجام توانست ایران را از خطر جنگ دور نموده و مانع از تکرار تاریخ تلخ ترکمنچای و حاشیه‌های آن گردد.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

ملکی با انتقاد شدید از روحانی به خاطر عدم تحقق وعده‌هایش برای مقابله با رانت‌خواری و فساد، گفتن صریح حقایق به مردم، و نزدیک شدن به وعده‌های انتخاباتی می‌گوید رفتار رئیس دولت در روزهای بحرانی اخیر نشان داده که او بر خلاف اکبر هاشمی رفسنجانی “مرد روزهای سخت” نیست.

این تحلیلگر سیاسی در بخش دیگری از یادداشت خود نوشت: «به نظر می‌رسد روحانی بیش از همه به مردم ایران یک عذرخواهی با صدای بلند بدهکار است.» صادق ملکی افزود از آنجا که جای رئیس جمهوری نیست، به نوبه خود از مردمی که تحت تاثیر یاداشت‌ها و مصاحبه‌هایش به روحانی رای داده‌اند از آنها عذرخواهی می‌کند.

No responses yet

Jul 31 2018

انتقاد شدید جمهوری اسلامی از محسن رضایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنگ,سیاسی


رادیوفردا: روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع خود با انتقاد شدید از محسن رضایی نوشت: «یک نظامی سابق که اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است در اظهارنظر عجیبی درباره احتمال وقوع حمله نظامی آمریکا به ایران گفته است: “من به ملت ایران به عنوان یک سرباز قول می‌دهم اگر آمریکایی‌ها بخواهند به ایران چشم بدی داشته باشند و به فکر حمله نظامی باشند، مطمئن باشند، حداقل هفته اول هزار نفر آمریکایی را اسیر می‌گیریم که آن موقع برای آزاد کردن هر کدامشان باید چند میلیارد دلار بدهند…” عجیب است که این آقا فکر می‌کند آمریکایی‌ها به ما حمله زمینی می‌کنند و ما ظرف یک هفته هزار نفرشان را اسیر می‌کنیم! عجیب‌تر، حضور فردی که اینگونه فکر می‌کند در مجمع تشخیص مصلحت نظام است.»

محسن رضایی فرمانده سابق سپاه اکنون دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

No responses yet

Jul 31 2018

قطع برنامه زنده رادیویی به‌دلیل انتقاد از «برندپوشی» عروس سفیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: انتقاد مجری یکی از برنامه‌های زنده رادیویی در ایران از آنچه «برندپوشی» آناشید حسینی، عروس مرتضی مرادیان، سفیر ایران در دانمارک نامید، موجب قطع این برنامه شد.

مجری برنامه رادیویی «پارک شهر» پس از پخش بخشی از سخنان خانم حسینی مبنی بر اینکه بیشتر، لباس‌هایی که از خارج از کشور تهیه می‌شود می‌پوشد و این‌که «ما در ایران واقعاً چیزی نداریم، و در ایران برند نداریم»، عصبانی شد.

وی با عصبانیت به وضع وخیم اقتصادی مردم ایران از جمله کارگران و کودکی ۱۲ ساله در آبادان اشاره کرد که مادرش برای پرداخت اجاره ماهیانه خانه، مجبور به فروختن موبایل و دوچرخه وی شد که خودکشی این کودک را در پی داشت.

این مجری که در این برنامه «سید حسین حسینی» معرفی شد، گفت که واقعاً «خاک بر سر ما» که در ایران به این بزرگی با این همه کارگر و کارگاه، «برند» نداریم و همه مردم «برگ تنشان» است.

وی با اشاره با مقایسه کارگران در ایران و عروسی آناشید حسینی و امیرمحسن مرادیان، پسر سفیر ایران در دانمارک که فعالان حزب‌الله برای اولین بار انتقادها از آن را بدلیل «اشرافی‌بودن» آغاز کردند، به آنها گفت که «بروید بمیرید، شما روی خون شهدا پا گذاشته‌اید.»

پس از این اظهارات، پخش زنده این برنامه قطع شد و به جای آن موسیقی پخش شد. مجری پس از پخش دوباره صدای وی گفت که همکاران به او بگویند چه بگوید تا «خط» را از او نگیرند و گویا وی باید تنها درباره هوای گرم تهران و نوشیدنی‌های مناسب این هوا صحبت کند.

خبرگزاری‌های فارس و تسنیم با پخش فایل صوتی این برنامه تلویزیونی، نسبت به «برندبازی» خانم حسینی از لحنی انتقادی استفاده کرده‌اند.

در همین حال امیر کشانی، تهیه‌کننده برنامه «پارک شهر» رادیو تهران در گفت‌وگویی با ایسنا گفته که اگرچه «ادبیات به کار گرفته شده توسط مجری از منظر رسانه‌ اتفاق خوبی نبود»، اما «وقتی شرایط جامعه و اتفاقاتی را که رخ می‌دهد در نظر بگیرید و همچنین تبعیض‌هایی که متاسفانه دیده می‌شود، این مسائل …در نهایت عصبانیت آدم‌ها را موجب می‌شود.»

کشانی اضافه کرده «افرادی هم که در رسانه کار می‌کنند، جدای از مردم نیستند. گاهی مسائل و مشکلات آنها را هم عصبانی می‌کند و چنین واکنش‌هایی ناخودآگاه و طبیعی است.»

وی همچنین هشدار داده است: «برخی از گوینده‌ها تحت تاثیر اتفاقات جامعه از ادبیاتی استفاده می‌کنند که ناخوشایند است. باید این را بگویم که هر چه جلوتر برویم و شرایط اقتصادی برای جامعه ناخوشایندتر باشد ممکن است این فضاها را شما در رسانه‌های دیگر نیز شاهد باشید.»

بخشی از برنامه MP3

پس از انتشار تصاویر عروسی آناشید حسینی و امیرمحسن مرادیان در اینستاگرام که تعدادی از چهره‌های مشهور سیاسی نیز در آن شرکت داشتند، فعالان حزب‌الله در فضای مجازی به شدت از هزینه‌های این عروسی، «آقازادگی»، «ژن خوب» و «برندبازی» عروس سفیر انتقاد کردند.

تا جایی که برنامه تلویزیونی ۲۰:۳۰ نیز در گزارشی از این موضوع، به نقل از شماری از کاربران فضای مجازی روایت کرد که تبلیغ زندگی «لاکچری» با این شرایط اقتصادی درست نیست.

به گفته این برنامه، انتقادها دیگر تنها بدلیل شیوه زندگی این زوج جوان نیست، بلکه به طور کلی انتقادهایی از شیوه زندگی «اشرافی» در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد.

آناشید حسینی که در عرصه مدلینگ و طراحی لباس فعالیت می‌کند، به عنوان یک مدل محجبه در فضای مجازی و صنعت مد شناخته می‌شود؛ این در حالی است که خود وی می‌گوید دوست ندارد «مدل» خطاب شود.

خانم حسینی در واکنش به انتقادها از سطح قیمت لباس‌های خود با انتشار ویدیویی گفت که تصاویر کیف‌ها و ساعت‌های «گران‌قیمت» وی متعلق به دوران «مجردی» او است و وی از آن رو که «در یک خانواده دولتی بزرگ» نشده و پدرش بدلیل «فعالیت اقتصادی آزاد»، دارای وضع اقتصادی «مناسبی» بود، «محدودیتی» برای خرج کردن نداشته است.

وی خطاب به منتقدان خود گفته که آنها نباید لباس‌های وی را با قیمت یورو و دلار فعلی محاسبه کنند و برخی از کیف‌های وی نیز «فیک» (غیر اصل) بوده که به او برای تبلیغ آنها «هدیه» داده شده بود.

آناشید حسینی علت انتقادها از وی و همسرش را «بحث پوچ آقازادگی» دانسته و توضیح داده که آنها که در یک «خانه ۹۰ متری اجاره‌ای» زندگی می‌کنند و خودروی ۳۰ یا ۴۰ میلیونی دارند، آقازاده نیستند و آقازاده‌ها افرادی هستند که «در ویلاهای میلیاردی رفت و آمد دارند یا زندگی می‌کنند و دم از اسلام و نظام و دلسوزی می‌زنند.»

به گفته وی، او همسرش از صبح تا شب کار می‌کنند و زحمت می‌کشند.

امیرمحسن مرادیان، همسر خانم حسینی نیز در پاسخ به انتقاد یک روحانی به نام مهدی صدرالساداتی که خطاب به سفیر ایران در دانمارک نوشته این عروسی «لاکچری» موجب ترویج «کاخ‌نشینی» شده، با انتشار یک ویدیو گفته که این روحانی در این زمینه به «کاهدان زده است.»

وی صدرالساداتی را متهم کرده که به دلیل «خصومت» با شماری از افرادی که در این عروسی بودند خانواده سفیر ایران در دانمارک را متهم کرده‌است.

پیش از وی نیز مرتضی مرادیان در پاسخ به نامه صدرالساداتی نوشته بود که «کیفیات مراسم عروسی فرزندم، مطابق یک روند عرف و معمول در جامعه بوده» و «زندگی شخصی اینجانب هیچ‌گاه از یک زندگی متوسط تجاوز نکرده، به طوری که در دهه اخیر به دلیل مشکلات مالی فرزندم، هیچ‌گاه در خانه شخصی زندگی نکرده‌ام.»

اظهارات انتقادی مجری برنامه رادیو تهران از این زوج با استقبال شماری از کاربران فضای مجازی مواجه شده است. از جمله کاربری نوشته که «حرف دلمونو زدید ممنون آزادی بیشتر مطبوعات انقلابی یعنی همین».

کاربر دیگری نیز با انتشار عکس آناشید حسینی پیش از ازدواج که دارای حجاب متفاوتی نسبت به بعد از ازدواج است، نوشته: «عروس جنجالی سفیر ایران در دانمارک آناشید السادات حسینی پیش از چرخش جانانه، کو روسری برند لویی ویتانت؟ ساعت رولکس و دستبندهای کارتیه‌ات کجا بودن؟ حجابت هم مصلحتی وبرای استفاده از رانت آقازادگی بود؟؟ تعفن ریاکاریتون دنیا رو برداشته…. وای بر شما.

کاربر دیگری به نام محسن محبی نیز نوشته «آناشید حسینی صرفا يک دختر زيبایی بود كه بلد بود ضعف غالب دخترای مذهبی (ميل ديده‌شدنی كه سركوب شده) را پيدا كند و با سر كردن يک روسری، حكم حلال به اين خودنمايی و ظاهرپرستی بزند.»

تغییر سبک زندگی در ایران که به خانواده‌های مذهبی و جوانان حزب‌اللهی نیز سرایت کرده، موجب شده خبرگزاری مهر در پرونده‌ای با عنوان «مصرف و فرهنگ کالایی» به انتقاد از آنچه «زندگی دوگانه لاکچری‌‌های انقلابی؛ حزب‌اللهی‌های برندپوش» نامیده، بپردازد.

در این مطلب آمده که «زندگی در ایران دهه ۹۰ با انبوهی از تناقضات باورنکردنی همراه است» که از جمله آنها «مصرف‌زدگی» و «زندگی دوگانه» است.

خبرگزاری مهر نوشته است: «این سبک زندگی متمولانه جدید مذهبیون در ایران…در فرزندان مسئولین ایران، آنها که در عرف جامعه ایرانی به نام بدنام آقازاده‌ها مزین شده‌اند هم طرفداران قابل‌توجهی دارد؛ اما تقلیل آن به فرزندان مقامات سیاسی در واقع ندیدن کامل ماجراست.»

مهر، فرهنگ «مصرف‌زدگی» را «آشکارا با مبانی انقلاب و دینی که ساختارهای اتفاق بزرگ سال ۵۷ به دنبال آن بودند در تعارض» عنوان کرده و هشدار داده که «این تعارض کم‌کم می‌آموزد که پنهان شود؛ دیده نشود و به زیرلایه‌های شلوغ‌بازی‌های این سال‌ها و این روزها برود.»

خبرگزاری مهر در گزارش دیگری با عنوان «چالش در فضای مجازی؛ جوانان انقلابی علیه اشرافیت مذهبی» نیز از «خشمگین» بودن نسل جدید انقلابیون در ایران که به «سبک زندگی انقلابی» تمایل دارند از «سبک خاص» و «اشرافیت برتری‌جویانه» میان «گروهی از معتقدان به آرمان‌های مذهبی و انقلابی که خیلی از آن‌ها از مسئولین جمهوری اسلامی و از جامعه انقلابیون هستند» خبر داده است.

این گزارش هشدار داده در صورتی که «درباره مبانی انقلاب» صحبتی نشود، ممکن است «این حس خشم انقلابیون علیه اشرافیون انقلابی به زودی … منجر به ناکامی این چالش اعتراضی و ناامیدی لشگری دیگری از آرمان‌خواهان شود.»

No responses yet

Jul 19 2018

پاسخ نامه ۱۰۰ اصلاح‌طلب مشخص شد روشنگری خبرنگار اصلاح‌طلب از پشت پرده یک نامه به رئیس دولت اصلاحات

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

فارسی: یک خبرنگار اصلاح‌طلب درباره پشت پرده نامه اصلاح‌طلبان به رئیس دولت اصلاحات با ۱۰۰ امضا، افشاگری کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، اواخر خرداد سال جاری، حدود 100 نفر از فعالین اصلاح طلب در نامه ای به رئیس دولت اصلاحات، با اشاره به ناکارآمدی جریان اصلاح طلبی، خواستار تغییر و دگرگونی در تشکیلات اصلاحات شدند.

این نامه که تعداد امضاهای آن قابل توجه به نظر می رسید، اختلافات متعددی میان اصلاح طلبان در پی داشت و به نام «نامه اصلاح اصلاحات» شهرت پیدا کرد.

اکنون به نظر می رسد با گذشت بیش از یک ماه از انتشار این نامه و تدارک ارسال نامه دوم، اختلافات درونی افزایش یافته تا جایی که برخی فعالین اصلاح طلب مطالبی تامل برانگیز از پشت پرده های این نامه منتشر کرده اند.

ساسان آقایی خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب اعتماد، یاس‌نو، فرهیختگان، همبستگی، توسعه و … که سابقه 3 بار بازداشت و زندان را نیز دارد، در رشته توئیتی درباره پشت پرده نامه فعالین اصلاح طلب اقدام به افشاگری کرده است.

محور مطالب جالب توجه این فعال اصلاح طلب که می گوید «مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانند، بلکه حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند» بدین شرح است:

* دست‌کم دو تن از امضاکنندگان تاکید کرده‌اند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برای‌شان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکرده‌ی آن‌ها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیده‌اند

* برخی امضای خود در این نامه را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند

* حدود 10 نفر از امضاکنندگان که با من حرف زده‌اند از ماهیت و برنامه اصلی تدوین گران نامه و این‌که چه کسان دیگری آن را امضا کرده‌اند، اطلاعی نداشتند که بیان‌گر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.

* نامه از سوی یک باند(که برخی زندانی سیاسی سابق و زندان‌خواه کنونی‌اند) تهیه شده. هسته‌ی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی «اتحاد ملت»، 10 تا 15 نفر بوده‌اند

خیانت نویسندگان نامه به همراهان خود

* پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشت‌پرده‌ی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان مستقل آن نقش سیاهی‌لشکر را قائل شدند.مدعیان «اصلاح اصلاحات» حتی از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشته‌اند.

* طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد 3هفته از انتشارش و بی‌توجهی علنی خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخ‌گویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بی‌معناست، اما آن‌ها از پشت‌پرده خبر نداشتند!

* پس از نوشته شدن نامه‌ی دوم، متن برای کسانی که نامه‌ی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود 20 امضا از نامه‌ی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحه‌ی تصمیم‌گیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامه‌ی اول، به امضاکنندگان خبر داد که خاتمی پاسخ آن‌ها را داده و نامه‌ی دوم باطل است!

* بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساخت‌وپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست. معلوم شد که کاروانی حدود 7 نفر از باند خودی‌ها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفته‌اند و لازم ندیده‌اند به سیاهی‌لشکرشان حرفی بزنند!

* با فشار امضاکنندگان نامه‌ی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه، ناچار به جلسه‌ای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی، دوشنبه (2 هفته پیش) برگزار شد و حدود 4 ساعت به درازا کشید.

پاسخ خاتمی به نگارندگان نامه «اصلاح اصلاحات»

* محور بحث این جلسه، پاسخ خاتمی به نامه بود. خاتمی شفاف گفته بود که 1)عارف دست‌زدنی نیست و تغییر نخواهد کرد 2) اهل تعامل با نظام هستم و از این مسیر کوتاه نمی‌آیم 3) تغییر شورای عالی اصلاح‌طلبان ممکن نیست. 4) به میرحسین موسوی گفته ام راهم تعامل با نظام است نه راهی که موسوی می‌رود

* آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همین‌جا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصله‌ی بیش‌تر درگیر شدن در بحث‌های اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی/ خاتمی گفته بود به #عارف «توصیه» می‌کند یک نفر از اعضای 100 نفره‌ی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند که در تمام یک هفته‌ی پس از دیدار، محفل خودی‌ها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود/ نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواسته‌ی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آن‌ها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیش‌تری برای «اصلاح اصلاحات» نمی‌رفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بوده‌اند!

* عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینه‌های جدی‌تر هسته‌ی گرداننده‌ معرکه بوده‌اند که برخی از اعضای آن می‌گفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت.

No responses yet

Jul 19 2018

افشاگری ساسان آقایی از پشت پرده‌ها و زدوبندهای «اصلاح اصلاحات»

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دماوند نیوز: ساسان آقایی، روزنامه نگار در ایران، با انتشار رشته توییتی، از زد و بندهای هسته اصلی امضاکنندگان نامه مشهور به «اصلاح اصلاحات» به سیدمحمد خاتمی، پرده برداشته است. آقایی در این رشته توییت مواردی تاکنون ناگفته از باندبازی های تیم اصلی تهیه کننده آن نامه را بیان می کند؛ مواردی مانند سوءاستفاده آنها از امضاهای دیگر و جلسه محرمانه با خاتمی بدون اینکه اکثر امضاکنندگان را از چنین جلسه ای مطلع کنند. این روزنامه نگار که تاکنون چند بار بازداشت و زندانی شده، همچنین از تاکید محمد خاتمی بر «تعامل با نظام» و حتی انتقاد او از میرحسین موسوی در دیدار با هسته اصلی تهیه کننده نامه خبر می دهد.

متن کامل رشته توییت ساسان آقایی را مطالعه می کنید:

این #رشته‌توییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامه‌‌ای‌ست که یک باند نرمالیزاسیون‌کار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانند، حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند!

ابتدا شاید جالب باشد بدانید دست‌کم دو تن از امضاکنندگان در گفت‌وگوی شخصی‌مان تاکید کرده‌اند که این نامه از سوی یک عضو ادوار تحکیم وحدت برای‌شان ارسال اما پیش از اعلام موافقت یا عدم موافقت، با امضای نکرده‌ی آن‌ها منتشر شده که به دلیل رعایت مصلحت جمعی از تکذیبش چشم پوشیده‌اند.

برخی دیگر که امضای‌شان جای شگفتی داشت هم آن را برای اتمام حجت با خاتمی دانستند. حدود ۱۰ تن آن‌ها که با من حرف زده‌اند از ماهیت و برنامه اصلی تدوین‌گران نامه و این‌که چه کسان دیگری آن را امضا کرده‌اند، اطلاعی نداشتند که بیان‌گر اقدام هماهنگ برای سواستفاده از امضای افراد بوده است.

نامه از سوی یک باند (که برخی زندانی سیاسی سابق و زندان‌خواه کنونی‌اند) تهیه شده. کمابیش آن‌ها را می‌شناسید و حضور پررنگ‌شان در پروژه‌های «سالم‌سازی محیط سیاسی» قابل لمس است. هسته‌ی کانونی با حضور برخی اعضای شورای مرکزی اتحاد ملت، ۱۰ تا ۱۵ نفر بوده‌اند.

متن با ادعاهای بزرگی از جمله تغییر ساختاری شورای عالی، تغییر بنیادی مکانیزم‌های تصمیم‌گیری و تشکیل پارلمان درون‌جناحی آماده شده تا دیگران را برای همراهی مجاب کند. امضاکنندگان هم‌چنین گفته بودند که خواستار سهم شخصی در این تغییر‌ها نیستند!

اما پس از انتشار نامه و ایجاد یک جریان کاذب خبری، باند پشت‌پرده‌ی نامه به راه خود رفتند و برای دیگر امضاکنندگان #مستقل آن نقش سیاهی‌لشکر را قائل شدند. سطور بعدی روشن می‌کند که مدعیان #اصلاح_اصلاحات چگونه حتا از خیانت به همراهان خود هیچ ابایی نداشته‌اند: طیف مستقل که با هدف اثرگذاری نامه را امضا کرده بود، بعد ۳هفته از انتشارش و بی‌توجهی علنی #خاتمی به آن تصمیم گرفتند تا در نامه دومی اعلام دارند که وی خود را قائل به پاسخ‌گویی ندانسته بنابراین اصلاحات در این چارچوب و با چنین رهبری بی‌معناست، اما آن‌ها از پشت‌پرده خبر نداشتند!

پس از نوشته شدن نامه‌ی دوم، متن برای کسانی که نامه‌ی نخست را امضا کرده بودند، ارسال شد. حدود ۲۰ امضا از نامه‌ی دوم حمایت کردند اما درست در بحبوحه‌ی تصمیم‌گیری برای امضای نامه، پیک ادواری نامه‌ی اول، به امضاکنندگان خبر داد که #خاتمی پاسخ آن‌ها را داده و نامه‌ی دوم باطل است!

بخش مهمی از امضاکنندگان نامه که از اساس از این ساخت‌وپاخت خبر نداشتند، به اعتراض برآمدند که اگر جوابی رسیده، پس کجاست؟ معلوم شد که کاروانی حدود ۷ نفر از باند خودی‌ها دو هفته پیش به دیدار خاتمی رفته‌اند و لازم ندیده‌اند به سیاهی‌لشکرشان(از نظر آن‌ها) حرفی بزنند!

بحث بالا گرفت که چرا هیچ کس در این باره خبری نداشته و چه کسانی به این افراد ماموریت داده‌اند از سوی ۱۰۰ تن حرف بزنند؟ و خب کسانی که خواستار #اصلاح اصلاحات بودند از بیخ‌وبن ضرورت پاسخ‌گویی را انکار کردند و لازم نمی‌دیدند به چنین سواستفاده‌ای از نام ده‌ها تن دیگر پاسخ دهند.

با فشار امضاکنندگان نامه‌ی دوم و تهدید به انتشار آن، سرانجام گروهی از باند تدوین نامه ناچار به جلسه‌ای با معترضان شدند. این جلسه در یک تعطیلی دوشنبه(۲ هفته پیش) برگزار شد و حدود ۴ ساعت به درازا کشید. محور بحث پاسخ خاتمی به نامه بود:خاتمی شفاف گفته بود؛ ۱) عارف دست‌زدنی نیست و تغییر نخواهد کرد ۲) او اهل تعامل با نظام است و از این مسیر کوتاه نمی‌آید ۳) تغییر شورای عالی اصلاح‌طلبان نیز ممکن نیست. خاتمی حتا این را اشاره هم داشت که به میرحسین موسوی گفته راهش تعامل با نظام است نه راهی که #موسوی می‌رود.

آب پاکی که خاتمی روی دست حواریونش ریخت به همین‌جا ختم نشد، گفته بود که از اساس حوصله‌ی بیش‌تر درگیر شدن در بحث‌های اصلاحات را ندارد و شورای عالی را تشکیل داده تا از بار مسوولیت او کاسته شود و به عبارتی بتواند کنج عافیت پیشه کند؛ نوعی بازنشستگی سیاسی!

خاتمی برای آن‌که حواریونش در برابر مخاطبان‌شان حرفی داشته باشند، تاکید کرده بود تنها به عارف «توصیه» می‌کند یک نفر از اعضای ۱۰۰ نفره‌ی این نامه در شورای عالی عضویت پیدا کند… و در تمام یک هفته‌ی پس از دیدار، محفل خودی‌ها سرگرم انتخاب این یک نفر بدون اطلاع دیگران بود!

عماد بهاور و عبدالله مومنی گزینه‌های جدی‌تر هسته‌ی گرداننده‌ی معرکه بوده‌اند که برخی از اعضای آن می‌گفتند با توجه به تاکید نامه بر «قبول نکردن هیچ سمتی از سوی امضاکنندگان» از اساس نباید فرد پیشنهادی از درون این جمع باشد اما در نهایت انتخاب فردی از باند خودشان تفوق یافت و همه‌ی این‌ها دور از چشم اکثریت امضاکنندگان نامه رخ داده؛ در واقع نرمالیزاسیون‌کاران با سرقت کروات دیگران به عروسی رفته بودند! با توجه به حرف‌های خاتمی، گروه مستقل و معترض امضاکننده این برداشت را داشت که هیچ‌کدام از خواسته‌های نامه محقق نشده اما پاسخ‌های عجیبی شنیدند.

نمایندگان باند توضیح دادند که این سقفِ خواسته‌ی نامه بوده! و موفقیت بسیار بزرگی برای جریان اصلاحات است که یک تن از آن‌ها به شورای عالی برود. خاتمی هم همین بوده و هست و انتظار بیش‌تری برای اصلاح اصلاحات نمی‌رفت؛ در واقع اکثریت امضاکنندگان سرکار بوده‌اند!

آن‌ها حضور احتمالی عضو استرلیزه‌شده نهضت آزادی در شورای عالی را موفقیت تاریخی دانستند اما وقتی جریان مستقل پرسید که چرا این عضو محمد توسلی نباشد، نمایندگان باند گفتند امکان ندارد خاتمی چنین چیزی را بپذیرد ودیگر اعضای شورای عالی حاضر باشند با عضو نهضت آزادی دور یک میز بنشینند!

۴ ساعت بحث در نهایت به نتیجه نرسید چون هدف گرفتن یک سهم در شورای عالی برای نرمالیزاسیون‌کاران برآورده شده بود و دیگر نیازی به امضاها نداشتند. آن‌ها خواسته‌ی معترضان را عبور از خاتمی دانسته و تلاش برای مرعوب ساختن امضاکنندگان نامه‌ی دوم داشتند.

این‌که آیا نامه‌ی دومی منتشر بشود یا نشود و چه کسی با سواستفاده از امضای ۱۰۰ تن به شورای‌عالی می‌رود البته اگر خاتمی این یکی را هم نرمالیزه نکند به‌زودی روشن خواهد شد. می‌ماند این‌که چه دست‌های آلوده‌ای از زدوبند قصد دارند اصلاحات را اصلاح کنند!

پشت‌پرده #اصلاح_اصلاحات؛ سهم‌خواهی‌ها، پاسخ خاتمی و #نامه_دوم
۱) این #رشته‌توییت روایت رویدادهای بعد انتشار نامه‌‌ای‌ست که یک باند نرمالیزاسیون‌کار همراه با امضای گروه مستقل دیگری منتشر کرد؛ مدعیان اصلاح نه‌تنها دانستن را حق مردم نمی‌دانندT حق امضاکنندگان نامه هم نمی‌دانسته‌اند!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .