اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

May 26 2015

دزدخانه‌ای بنام جمهوری اسلامی: بازداشت بک خبرنگار به دستور امام جمعه اسلامشهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

گویانیوز: بنا به خبر دریافتی، محمدرضا مرادی سردبير نشريه بيان اقتصاد در شهرستان اسلامشهر به درخواست حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر با شکايت مدعی العموم بازداشت شد وی در شماره آخر نشريه خود از مفاسد ولی الله اصغری قائم مقام ستاد نماز جمعه و رئيس شورای شهر اسلامشهر پرده برداشته بود و در تيتری مفاسد اقتصادی او را با محمدرضا رحيمی معاون اول احمدی نژاد مقايسه کرده بود فروش مناصب و پست های مديريتی همانند دوره قاجار مرادی در يادداشتی با عنوان “اگه ميخوای مدير وشی پول وده، پول زور وده” از فروش مناصب و پست های مديريتی توسط رئيس شورای شهر و قائم مقام ستاد نماز جمعه اسلامشهر پرده برداشته بود مناصب و پست های مديرتی در شهرداری اسلامشهر همانند دوره قاجار قيمت گذاری شده و هرکسی بدون داشتن سواد و سابقه مناسب می تواند با پرداخت حداقل ۲۰۰ ميليون تا يک ميليارد تومان پست هايی نظير شهرداری، معاونت شهرداری ،مديريت مناطق و… را از آن خود کند!

ولی الله اصغری علاوه بر رياست شورای شهر با حفظ سمت قائم مقام ستاد نماز جمعه و از عناصر اصلی باند امام جمعه شهرستان اسلامشهر می باشد به همين خاطر حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر طی تماس تلفنی از دادستان اسلامشهر تقاضای دستگيری و برخورد قضايی با محمدرضا مرادی سردبير بيان اقتصاد را می کند.

سابقه ستاد نماز جمعه اسلامشهر در مفاسد مالی و اقتصادی عناصر ستاد نماز جمعه و نزديکان امام جمعه اسلامشهر پيش از اين نيز به موارد کلان زمين خواری و اختلاص پرداخته بودند تا جائيکه به علت حجم گسترده مفاسدشان توسط نيروهای امنيتی و اطلاعات سپاه اسلامشهر دستگير و محاکمه شدند که اين امر منجر به تيرگی روابط ميان امام جمعه با اداره اطلاعات و سپاه اسلامشهر شد .

به عنوان نمونه از اين موارد می توان به دستگيری و محاکمه قدير افشار از مسئولان ستاد نماز جمعه اسلامشهر اشاره کرد که به ۲ سال حبس تعزيری ، بازگرداندن ۸۳۳ قطعه زمين مربوط به ۱۷ پروژه شرکت تعاونی مسکن اسلامشهر، رد مبلغ (۷ ميليارد و ۲۷۸ ميليون و ۴۰۰ ريال) به پروژه های کوثر ۲ ، ميلاد و شهرک گلستان محکوم شد. قدير افشار پس از سپری کردن دوران محکوميت خود همچنان در دفتر و بيت امام جمعه اسلامشهر رفت و آمد دارد. به واسطه دخالت های حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر در عزل و نصب های شهرستان دفتر وی به يکی از کانون های قدرت و فساد در سطح شهرستان تبديل شده است پيش از اين نيز وی حسين اصغری فرزند رئيس ستاد نماز جمعه را برای تصدی رياست سازمان فرهنگی و ورزشی اسلامشهر معرفی کرده بود که با مخالفت نيروهای جبهه پايداری اسلامشهر خواسته او محقق نشد امام جمعه همچنين جواد بياتی شوهر نوه اش را به شهرداری به عنوان مسئول روابط عمومی تحميل کرده است. تقليل بدهی ۷۵ ميلياردی به ۳ ميليارد مالک يک شهرک نمايشگاهی در اسلامشهر به نام شهرک کاميون دارها ۷۵ ميليارد تومان عوارض به شهرداری اسلامشهر بدهکار بوده که پس از گذشت ۳ سال نه تنها اين عوارض را پرداخت نکرده بلکه با پرداخت رشوه به مسئولان شهرداری و اعضای شورای شهر اسلامشهر توانسته است اين مبلغ را از ۷۵ ميليارد تومان به ۳ ميليارد تومان کاهش دهد.

چهار بی سواد که يک شبه هم روحانی شدند و هم ليسانسه يکی از شروط لازم برای کانديداتوری شورای شهر در شهرستان اسلامشهر داشتن حداقل مدرک ليسانس می باشد . در اين ميان ۴ نفر از اعضای شورای شهر اسلامشهر که صرفاً در حد خواندن و نوشتن سواد داشتند با ثبت نام در يک حوزه علميه متعلق به حجةالاسلام شاهی عربلو واقع در شهرک وليعصر تهران، بدون گذراندن دروس و تحصيلات حوزوی، مدرک سطح ۲ حوزه عليمه که مستلزم ۹ سال تحصيل است را اخذ و سپس با معادل سازی آن را به ليسانس تبديل می کنند و از اين طريق برای عضويت در شورای شهر کانديد می شوند اين ۴ عضو شورای شهر عليرغم اينکه تقلبی بودن مدرک تحصيلی شان محرز شده است اما همچنان بر کرسی عضويت در شورای شهر تکيه زده اند. افشای اين موارد و مسائلی از اين دست در نشريه محلی بيان باعث خشم باندهای سياسی و اقتصادی ذی نفع در شهرستان اسلامشهر می شود تا جائيکه محمدرضا مرادی صرفاً به دليل کنار زدن گوشه ای از پرونده های مفاسد مدعيان ديانت و تقوا ، بازداشت می شود. مرادی هم اکنون با گذاشتن وثيقه سنگين موقتاً آزاد شده و منتظر جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب است. محمدرضا مرادی متاهل و دارای دو فرزند خردسال است.

No responses yet

May 25 2015

مدیرعامل پیشین خانه سینما: در دوره قبلی شلاق می‌خوردیم و عده‌ای فقط به ما می‌نگریستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد….

مراسم تقدیر از هیات مدیره و مدیر عامل پیشین خانه سینما با حضور سینماگران برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین، در این‌ برنامه که روز سوم خردادماه همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر برگزار شد، حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در سخنانی گفت: «اهل مرور گذشته نیستم اما یادآوری و کنکاش عالمانه بعضی مسائل را لازم می‌دانم.»

او اضافه کرد: «بسته شدن خانه سینما ارزش یک کار پژوهشی را دارد زیرا چگونه ممکن است عده‌ای از مدیران بخشی از این نظام را به جمع‌بندی برسانند که خانه سینما را تعطیل کنند، بنابراین بررسی این خطای استراتژیک و فاحش بسیار مهم است.»

او با اشاره به صبوری هیات مدیره پیشین خانه سینما برای بازگشایی این تشکل صنفی ادامه داد: «تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد.»

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به همزمان شدن این برنامه با سالروز آزادسازی خرمشهر افزود: «سربازان جوان ما هم آن در آن دوره نمی‌دانستند که با عملکرد خود چه تاریخی را می‌سازند.»

ایوبی با اشاره به وضعیت خانه سینما در اوایل حضورش در سازمان سینمایی یادآور شد: «در دومین هفته ورودم به سازمان با وضعیتی بسیار عجیب روبرو شدم که حتما خاطراتش را خواهم نوشت و موضوع اینجاست که حتی تا انتخابات سال گذشته هنوز عده‌ای فکر می کردند می‌توانند جلوی خانه سینما را بگیرند که تجربه نشان داد نتوانستند.»

او با مرور وضعیت سینما در ۲۰ ماه گذشته گفت: «اوایل حضورم در سازمان سینمایی جلسه‌ای با انجمن سینماداران داشتم که جزو تلخ‌ترین خاطراتم بود چرا که آن‌ها می خواستند سینماها را تحویل دهند اما خوشحالم که امروز تحرک مثبتی در این هنر پیش آمده و به فروش بسیار خوبی رسیده‌ایم.»

او در عین حال از درج بعضی مطالب در صدا و سیما اظهار تاسف کرد و گفت: «گاه می‌بینیم که بعضی با خوشحالی می گویند فروش فیلم‌ها خوب نبوده است، نمی‌دانم چرا عده‌ای از اتفاقات بد سینما ذوق‌زده می‌شوند، در حالی که مردم با سینما آشتی کرده‌اند و سینماگران و فیلم‌هایشان را می‌خواهند.»

ایوبی با ابراز خرسندی از حضور رضا میرکریمی به عنوان مدیرعامل جدید خانه سینما ادامه داد: «آمدن آقای میرکریمی می‌تواند به سینمای کشور کمک بسیاری کند. من هرگز نمی‌دانم آقای عسکرپور مدیرعامل قبلی و همکارانش چگونه این همه ایستادگی کردند و با صبر و حوصله و درایت درس‌های بسیاری را به ما آموختند.»

او با برشمردن تجربیات مثبتی که به عنوان درس از تعطیلی خانه سینما به دست آمده است، افزود: «این درس‌ها برای ما مدیران، شما سینماگران و هیات مدیره جدید بسیار مفید خواهد بود چرا که یاد می‌گیریم اگر جامعه سینمایی کنار ما باشد هیچ مشکلی نخواهیم داشت. به همین دلیل می‌کوشیم از طرف شما تصمیم نگیریم بلکه با شما تصمیم بگیریم.»

رئیس سازمان سینمایی خطاب به سینماگران توصیه کرد: «فکر نکنیم حالا دیگر وقت تقسیم غنائم است و میرکریمی و دوستان هیات مدیره جدید باید همه مشکلات سینما را حل کنند زیرا این مشکلات به تدریج حل خواهد شد.»

او ادامه داد: ‌«امروز از آقای حیدری خلیلی از همکارانم در سازمان سینمایی خواستم تا فهرستی از کارهایی را که می‌توانیم به خانه سینما واگذار کنیم تهیه کند که اگر چنین شود بنده باید استعفا بدهم.»

ایوبی تاکید کرد: «ما معتقدیم شما بهتر از ما امور را می‌شناسید و می‌توانید مسائل را اداره کنید. نمونه‌اش همین فیلم‌خانه‌ای است که ۲۷ سال است بخش دولتی تلاش دارد آن را راه بیاندازد و تا به حال چنین نکرده اما مجتمع‌های خصوصی مانند کوروش و … در مدتی کوتاه عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.»

رئیس سازمان سینمایی ادامه داد:‌ «مهمترین درس از تجربه تعطیلی خانه سینما با هم بودن است و اینکه ما به عنوان مدیر فکر نکنیم می‌توانیم از طرف شما تصمیم بگیریم.»

او همچنین از موفقیت فیلم ناهید در جشنواره کن ابراز خرسندی کرد و ادامه داد: «سال گذشته ۲۲۲ جایزه خوب جهانی گرفته‌ایم و ۴۶ کرسی داوری متعلق به هنرمندان ما بوده است که موفقیت بسیار بالایی است.»

ایوبی با لحنی طنزآمیز گفت: «همیشه به من می‌گویند چند دقیقه صحبت کنم و آرزو به دلم مانده گفت‌وگوی مفصلی با دوستان سینماگر داشته باشم که طی آن همه خود را بی‌رحمانه نقد کنیم و مرور کنیم که سینمای کشور چه وضعی داشت.»

این مدیر سینمایی همراه با رضا میرکریمی مدیرعامل جدید خانه سینما و رضا ایرانمش هنرمند جانباز از محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل پیشین خانه سینما تقدیر کرد.

در ادامه عسکرپور با اشاره به درج مطالبات اهالی سینما از رضا میرکریمی با لحنی طنزآمیز گفت: «برای رسیدن به این برنامه در ترافیک ماندم و از آقای میرکریمی می‌خواهم برای ترافیک تهران هم کاری کند چون این روزها دوستان سینمایی مطالبات بسیار گسترده و متنوعی از ایشان داشته‌اند.»

او ادامه داد:‌ «در این چند سال مجال صحبت کردن داشتم و از تریبون‌های مختلف استفاده می‌کردم، بنابراین لزومی ندارد تاریخ پیدایش چرخ را مرور کنم و فقط به نکته‌ای از سخنان آقای ایوبی اشاره دارم. درس گرفتن از تعطیلی خانه سینما را به دو صورت می‌توان استفاده کرد، بخشی از آن به خانواده سینما برمی‌گردد که این درایت در آن‌ها وجود داشت و قوی‌تر هم شد. بنابراین نگران این بخش نیستم.»

این سینماگر اضافه کرد: «مهم این است مسئولان کشور در حوزه‌های مختلف از این تجربه درس بگیرند. همچنان‌که در جلسه با مسئولان بارها گفته‌ام امروزه وضعیتی نیست که گله‌گذاری و نقد از دولت قبل سخت باشد، همچنان که امروزه بعضی از مسئولان به ما می‌گویند ما در آن دوره خیلی نگران شما بودیم اما شرایط ما مانند این بود که در حیاطی شلاق بخوریم و در این وضعیت عده‌ای از پنجره به ما می‌نگریستند و عده دیگری سرشان را پایین انداخته بودند.»

مدیرعامل قبلی خانه سینما افزود: «نگرانی بزرگ من این است که چه تضمینی وجود دارد این اتفاقات دوباره پیش نیاید.»

او با اشاره به اظهارنظر بعضی از سینماگران مبنی بر اینکه خانه سینما باید از کار سیاسی دست بکشد افزود: «شاید تصور این دوستان این بود که وقتی از دیوار خانه ما بالا آمدند و وارد حیاط شدند ما باید پیش همان کسانی می‌رفتیم که این کار را انجام داده بودند و لابد این کار را فرهنگی می‌دانستند.»

عسگرپور به دیگر اقدامات خانه سینما در دوره گذشته اشاره کرد و گفت: «خانه سینما فعالیت‌های زیادی در حوزه معیشتی هم داشت اما این کارها تحت تاثیر قیل و قال‌ها گم شد. البته قرار است من و فرهاد توحیدی رئیس هیات مدیره قبلی کتابی درباره تجربیات خود از تعطیلی خانه سینما بنویسیم.»

در ادامه برنامه هیات مدیره قبلی خانه سینما شامل فرهاد توحیدی، امیر اثباتی، ابراهیم مختاری، محمدرضا مویینی، مرتضی رزاق کریمی، سید مهدی خادم بازرس خانه سینما، سیروس الوند و محمد سریر تقدیر شدند.

اهدای هدیه ویژه به رضا ایرامنش به رسم یادبود برای حضورشان در خانه سینما تقدیم شد.

تقدیر ویژه از هیات مدیره و مد یر عامل پیشین خانه سینما از سوی کانون کارگردانان توسط داریوش فرهنگ (عضو کانون کارگردانان) , کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) و همایون اسعدیان (دبیر هفدهمین جشن خانه سینما ) صورت گرفت

داریوش فرهنگ در ابتدای اهدای لوح گفت: «من خوشحالم که به یک کارگردانی که مدیرعامل جدید شده و به کارگردانی که مدیر عامل پیشین بوده لوح یادبودی را اهدا خواهم کرد.»

کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) همچنین افزود: «در مورد آقای عسگرپور همه ی گفتنی ها گفته شده فقط چند مورد باید یاد آوری کنم یک حسی در دروه گذشته و جود داشته و این تنها وجه پیروزی ما بوده است و باید آن را سرلوحه کارهای که در آینده می خواهم انجام بدهیم قرار دهیم که کسانی را که خودمان با دست خودمان انتخاب کردیم همین هیات مدیره فعلی و قبلی و مدیر عاملی به انتخاب هیات مدیره انتخاب می شود اگر همه ما پشت این افراد باشیم مطمن باشیم در مسیری که داریم حرکت می کنیم پیروز می شویم و هیچ اتفاقی و هیچ توپی نمی تواند خانه سینما را تکان دهد و هر اتفاقی در سالهای آینده بیوفتد و همه ما دست هایمان در دست هم باشد اگر علیرغم سلایق مختلف در مورد خانه هم رای باشیم و کمک کنیم به هیات مدیره و مدیر عامل حتما پیروزی های گذشته را تکرار می کنیم و دیگر هیچ چیز تهدیدمان نخواهد کرد یکی از علل مهم بسته شدن خانه اون انشقاقی بود که در صنوف بوجود آمد بنابراین فکر می کنم اگر همه با هم متحد باشیم دیگر اتفاقاتی مثل بسته شدن در خانه سینما بوجود نمی آید واین تجربه را در حافظه داشته باشیم و به نسل های بعد منتقل کنیم و بدانیم که راز ماندگاری ما در کنار هم بودن و با هم یکی شدن است ، البته آقای عسگرپور توانایی در مدیریت بحران داشتند علی رغم اون اتفاقاتی که افتاده است که مثل آقای عسگرپور در مجموعه خانه سینما نداشته باشیم اما فکر می کنم یکی از بهترین های آن آقای عسگرپور است.»

لوح تقدیری از سوی کمال تبریزی، داریوش فرهنگ و همایون اسعدیان به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

پس از این عسگرپور اضافه کرد: «اصل موضوع این است من به عنوان یکی از اعضای خانه سینما از شخص آقای میرکریمی تشکر می‌کنم که این مسئولیت را پذیرفتند و هیات مدیره بهترین انتخاب را انجام دادند چون ایشان در تمامی حوزه‌ها خوش درخشیدند و من نیز و اعلام آمادگی می‌کنم که در هر حوزه که ایشان صلاح بدانند در خدمتشان خواهم بود.»

اهدا لوح تقدیر توسط کیوان کثیریان رئیس شورای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران و سحر عصر آزد سخنگوی انجمن به محمد مهدی عسگرپور تقدیم شد.

کیوان کثیریان رئیس گفت : «این تقدیر از شجاعت عاقلانه و صبورانه هیات مدیره است و ما هم در این مدت چیزهای زیادی از هیات مدیره و مدیرعامل یاد گرفتیم.»

اهدا لوح تقدیر از سوی انجمن چهره پردازان سینمای ایران توسط عبداله اسکندری به آقای محمد مهدی عسگرپورانجام شد.

رضا مقصودی رئیس کانون فیلم نامه نویسان و رخشان بنی اعتماد لوح تقدیری را به فرهاد توحیدی اهدا کردند.

فرهاد توحیدی گفت: «روز بدی است که مقدس رفت و روز خوبی است که در کنار هم هستیم خیلی ها را اگر نبود چنین اتفاقاتی نمی افتاد یک نیمه پنهان ما داشتیم و ما امدیم بالا و حرف زدیم و رفتیم ولی عذاب و رنج این سالها در خانه ها را همسران ما کشیدند و هر تقدیری که هست برای خانواده ماست, تشکر می کنم از تمامی کارکنان خانه سینما , از ۸ +۱ شجاعت اصلی را آنها انجام دادند و اگر اینها نبودند امروز هم وجود نداشت یک کسی نقش کلیدی داشت و فداکاری های خیلی بزرگی کردند اگر این وکیل شجاع و با درایت نبود جناب دکتر خندان قطعا توفیق نداشتیم در بحرانی ترین سالهالی خانه سینما ایشان بودند که ما را از گریزگاه ها نجات دادند یک ستونی قرار بود در حیاط خانه سینما ساخته شود تا تمامی کسانی که در همیاری صنفی شرکت کردند و از نان شب و هزینه خانه خود زدند و به خانه خودشان کمک مالی کردند تا خانه پابرجا بماند ساخته شود که انشاله با پیگیری هیات مدیره این به انجام خواهد رسید.»

او ادامه داد: «از روسای صنوف زینت رضا، همایون اسعدیان، فرشته طائرپور، زنده یاد مرتضی ندایی، امین تارخ، حسن حسندوست، آناهید آبا، مصطفی احمدی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، رضا کیانیان، منوچهر شاهسواری، کیوان کثیریان، پرویز پرستویی، سیدمحسن هاشمی در بزنگاه مختلف به داد رسیدن و خیلی های دیگرو بعدا در دوران بازگشایی محمد حیدری، تابش و بهمن کارگر و دست تمام دوستان را ببوسیم و متشکرم و برای هیات مدیره جدید خانه سینما و مدیر عامل خانه سینما سید رضا میرکریمی آرزوی موفقیت می کنم.»

لوح تقدیر از سوی انجمن مدیران تولید توسط یونس صباحی به محمد مهدی عسگرپور و فرهاد توحیدی اهداشد.

اهدای لوح تقدیر و هدیه از سوی علیرضا تابش و حبیب ایل بیگی معاونت سینمایی کشور به محمد مهدی عسگرپور داده شد و هدیه از سوی احمد مسجدجامعی توسط امین تارخ به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

No responses yet

May 22 2015

اعتراض آرمان ذاکری به اخراج اساتید و زندانی کردن دکتر سعید مدنی در برنامه زنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

No responses yet

May 21 2015

اعتراض به زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی در برنامه زنده تلویزیونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد….

یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، در برنامه “حذف و اضافه” که چهارشنبه شب به طور زنده از شبکه سه سیما پخش شد، با نام بردن از سعید مدنی و یاشار دارالشفا که در بند ۳۵۰ اوین زندانی هستند، حاکمیت را متهم کرد که گوش های خود را بسته است تا هشدارهای جامعه شناسان را نشنود.

وی همچنین با نام بردن از تعدادی از استادانی که در دولت پیشین اخراج یا بازنشسته شده اند، تصریح کرد که به جای اینکه جامعه شناسی به ناتوانی در حل مشکلات جامعه متهم شود، باید قدرت و حاکمیت را متهم کرد و نباید انتظار داشت که جامعه شناسی به قدرت، سرویس بدهد.

این جامعه شناس جوان پس از پخش فیلمی از سخنان اخیر دکتر سارا شریعتی در همایش بزرگداشت هشت دهه علوم اجتماعی در این برنامه، به این موضوع اعتراض کرد و گفت: من هشت سال است که دانشجوی خانم دکتر شریعتی هستم، زیر نظر ایشان پایان نامه نوشتم و کتابی که نوشتم مقدمه ی ایشان روی آن هست. با قطع و یقین به شما می گویم که ایشان به هیچ وجه رضایت نداشتند صدا و تصویرشان از تلویزیون پخش شود.

وی پس از اصرار مجری برنامه به اینکه “ما با ایشان صحبت کردیم و رضایتشان را گرفتیم” این ادعا را رد کرد و گفت: “خیلی بعید می دانم. من چون دانشجوی ایشان هستم، این را می دانم و مخاطبین خودشان قضاوت می کنند. می توانند به دانشکده علوم اجتماعی هم مراجعه کنند و از خود ایشان بپرسند.”

ذاکری در این برنامه تلویزیونی که به مناسبت فرا رسیدن هشتادمین سالگرد تولد علوم اجتماعی در ایران، با موضوع “دانشگاه و جامعه” برگزار می شد، گفت: هشت دهه است که علوم اجتماعی متهم می شود. اما با استفاده از همین پژوهش های علوم اجتماعی، به دو نکته اشاره می کنم. اولین نکته اینکه در سال ۱۳۵۳ یک پژوهش در سطح ملی با عنوان گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران توسط مرحوم علی اسدی انجام شد. از جمله مواردی که سنجیده شد، اعتماد مردم بود که ۵۳ درصد از مردم در این پژوهش گفته بودند “مردم قابل اعتمادند”، یعنی مردم به هم اعتماد داشتند.

وی افزود: این پیمایش در سال ۱۳۸۳ یعنی سی سال بعد توسط دکتر محسن گودرزی عینا تکرار شد، که نتایج تکان دهنده ای داشت: مشخص شد فقط ۲۴ درصد مردم به هم اعتماد دارند. این یعنی در طول سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی مردم ما نصف شده است، مثل آمار طلاق که دو برابر شده، آمار زندانیان سیاسی و به طور کلی زندانیان که ۷٫۵ برابر شده، آن هم در حالی که جمعیت ۱٫۸ برابر شده.

ذاکری ادامه داد: همین جامعه شناسی که متهمش می کنند، می گوید ما در سیاستگذاری برای افزایش اعتماد جامعه شکست خورده ایم. همین جامعه شناسی متهم، در دو پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۴ مشخص کرد که مردم میان اقشار مختلف، بیشترین اعتماد را به دانشگاهیان دارند. در جامعه ای که در سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی در آن افت کرده، اخلاق جمعی دچار بحران شده و سیاستگذاری های ما در جهت ایجاد اخلاق جمعی شکست خورده، مردم به همین دانشگاه وارداتی بیشترین اعتماد را دارند. پس دانشگاه رسالت خود را در جهت ایجاد اعتماد اجتماعی در مردم به خوبی انجام داده و امروز مردم دانشگاه را به عنوان نهاد مرجع می شناسند. دانشگاه به صورت عمومی ارتباطش را با جامعه برقرار کرده و بیشتر از بسیاری از نهادهایی که ریشه در سنت دارند، ارتباط خود را با مردم حفظ کرده است.

وی سپس کتاب سعید مدنی -زندانی سیاسی سبز- با عنوان “گزارش وضعیت اجتماعی ایران در سالهای ۸۰ تا ۸۸″ را به مخاطبان برنامه نشان داد و گفت: این کتاب حاوی یک سری مقاله با موضوعات جرایم، اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، تن فروشی، فقر، نابرابری و … است که سرپرست این پژوهش، سعید مدنی بوده. مدنی به طور خاص روی اعتیاد و روسپیگری کار کرده و مشخصا سراغ میدان پژوهش رفته.

ذاکری با طرح این پرسش که “امروز سعید مدنی کجاست؟” ادامه داد: او در زندان است، چون به علوم اجتماعی اعتماد ندارند. علوم اجتماعی متهم می شود. وقتی صبح تا شب بگویید علوم اجتماعی سکولار است، غربی است، ملحد است، و بعد پژوهشگرانش به سیاه نمایی متهم شوند و به زندانی بروند، نباید از علوم اجتماعی متهم ناامن انتظار داشته باشیم مشکلی را حل کند.

این دانشجوی دکترای جامعه شناسی سپس به پایان نامه کارشناسی ارشد یاشار دارالشفا، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین، اشاره کرد و گفت: این پایان نامه درباره ارزیابی برنامه های توسعه نوشته شده بود. برنامه های توسعه را اقتصاددانان نوشته اند، علوم اجتماعی ها ننوشته اند. علوم اجتماعی ها همیشه منتقد برنامه های توسعه بوده اند، ولی کسی صدایشان را نشنیده است.

ذاکری سپس با نام بردن از یک جامعه شناس شناخته که در دوره احمدی نژاد از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد، گفت: پرویز پیران همان موقع این هشدار را داده بود. حتی فرامرز رفیع پور هم همان موقع نوشته بود که جای رشادت های سربازان ما در میدان جنگ را زرنگی های ما در صف های نان خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: از علوم اجتماعی توقع داشتیم به آنچه قدرت می خواهد عملی کند، سرویس بدهد. اما علوم اجتماعی نمی تواند چنین کند. علوم اجتماعی می گوید اگر این کار را کردی، با این پیامدها رو به رو خواهی شد. حالا می خواهی زندانی اش کنی، بکن!

این جامعه شناس جوان هشدار داد: امروز علوم اجتماعی از طریق وارد کردن همین گفتمان “علوم اجتماعی اسلامی” به صورت نهادی در معرض تهدید است. گروهی در جامعه شناسی دانشگاه تهران ایجاد کرده اند تحت عنوان “جامعه شناسی اسلامی” که به سرعت ۲۰ دانشجوی ارشد و امسال ۴ دانشجوی دکترا گرفته اند. نه طرح درس ها مشخص است، نه اساتید، نه هدف و نه حتی حاضرند بروند یک جای جداگانه! اگر قرار است با تصرف میزها به صورت بوروکراتیک [کرسی های دانشگاه را] بگیریم، چگونه انتظار کار کردن علوم اجتماعی را داشته باشیم؟ امروز با جریانی طرفیم که دانشجویان به آن “میزگرایی اسلامی” می گویند.

ذاکری با بیان اینکه “این آسیب شناسی حکومت دینی است”، افزود: متاسفم که باید بگویم کسانی که ابراز می کنند ما داریم در راستای حکومت دینی کار می کنیم، اینها خواسته یا ناخواسته از رانت بهره مند می شوند. به سرعت و بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی، امکانات و نهاد در اختیارشان قرار می گیرد. اینها حرفهای من نیست، بیانیه بسیج دانشجویی در دوره ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران است که تاسیس دانشکده علوم و فنون نوین و نیز گروه جامعه شناسی مسلمین در دانشکده علوم اجتماعی را “یک شبه و فاقد کارشناسی” می نامند.

این دانش آموخته دانشگاه تهران در ادامه سخنانش، به اسامی تعدادی از استادان اخراجی دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: نمی شود دکتر عباس کاظمی، دکتر هاله لاجوردی، دکتر سعید معیدفر، دکتر پرویز پیران، دکتر ابراهیم توفیق و … را اخراج کنیم و از آن طرف با بوروکراسی و آوردن نهاد، مجموعه جداگانه ای به عنوان جامعه شناسی مسلمین تاسیس کنیم.

وی تاکید کرد: باید اجازه دهیم علوم اجتماعی به حیات خودش ادامه دهد. نباید علوم اجتماعی موجود را پس از هشت دهه، از درون تخریب و نابود کنیم. در غیر این صورت، نباید انتظار داشته باشیم که علوم اجتماعی به ما کمک کند، و نیز انتظار نداشته باشیم که علوم اجتماعی هر کاری را که قدرت تصمیم گرفت انجام دهد، راهش را [به قدرت] نشان دهد. علوم اجتماعی به ما می گوید که چه کارهایی، چه تبعاتی دارند؛ خواه قدرت خوشش بیاید یا نیاید.

آرمان ذاکری در بخشی دیگری از سخنان خود در این برنامه گفت: قضیه نسبت علوم اجتماعی و سیاست، به هیچ عنوان نه شوخی است و نه فرافکنی. آقای دکتر فرامرز رفیع پور که می گوییم چرا صدایش را نشنیدند، در گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی مدتها مدیر گروه بودند. آقای فرامرز رفیع پور جزو معدود جامعه شناسی بوده که امکان پیدا می کرده در جلساتی که جامعه شناسان در بیت رهبری حضور پیدا می کردند، بروند و حرف بزنند.

وی سپس پرسید: اگر صدای علوم اجتماعی شنیده نشده، چه کسی باید بشنود؟ خب حاکمیت باید بشنود. حاکمان باید بشنوند، قدرتمندان باید بشنوند. بشنوند و سیاست ها را تغییر دهند. خصوصی سازی و اصل ۴۴ بعد از بیست سال توسط چه کسی دارد حمایت و هدایت می شود؟ بحث اصلا بحث دولت ها نیست، بحث این است که این اراده و گفتمانی است که بر کلیت نظام حاکم شده. چرا به اصل ۴۳ به اندازه اصل ۴۴ توجه نمی شود؟

این دانشجوی جامعه شناسی تصریح کرد: علوم اجتماعی این حرفها را گفته، ولی قدرت و قدرتمندان اند که حرفش را نشنیده اند. شما چرا دانشگاه تهران را مثال می زنید؟ مثلا حرف دانشگاه بهشتی را اگر دانشگاه تهران بشنود خیلی مهم است؟ حرف آقای رفیع پور، حرف آقای فرهادی، حرف آقای یوسف اباذری را حاکمیت باید بشنود.

وی با بیان اینکه “حرف سعید مدنی را حاکمیت باید بشنود”، ادامه داد: سعید مدنی که می گوید وضعیت فقر و روسپیگری در این مملکت بحرانی است و باید خدمات اجتماعی بدهیم. می گوید نباید بیاییم قراردادها را موقتی بکنیم، نباید بیاییم نیروی کار را تعدیل بکنیم، نباید بیاییم سرمایه های اجتماعی را از طریق موقتی سازی قراردادهای کار و خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار تخریب کنیم.

ذاکری در پایان گفت: باید به جریان های اجتماعی اجازه بدهیم از حقوقشان دفاع کنند. به معلمان، به کارگران. همین چند وقت پیش داستان روز کارگر بود. شما ببینید برای کارگران در این روز چه اتفاقی افتاد. یک شیرینی می خواهند در سندیکای کارگران اتوبوس واحد پخش بکنند، بهشان اجازه نمی دهند. جامعه شناسی اینها را گفته، ولی قدرت تمایلی به شنیدن حرفهای جامعه شناسی ندارد. این حرفی است که آقای دکتر یوسف اباذری می زند، شاید گوش قدرتمندان باز شود و حرف علوم اجتماعی را بشنوند.

No responses yet

May 21 2015

دستور نیروی انتظامی درباره ممنوعیت دست‌کم ۳۰ شغل برای بهاییان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: طبق سندی که سحام نیوز منتشر کرده، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

سحام‌ نیوز روز سه‌شنبه (۲۹ اردیبهشت / ۱۹ مه) سندی را منتشر کرده که نشانگر تبعیض و نقض حقوق بشر برنامه‌ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران علیه بهاییان است.

این سند “دستورالعملی” است دارای چهار بند که از “پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران – اداره نظارت بر اماکن عمومی” برای “فرماندهان انتظامی شهرستان‌های تابعه – روسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی” فاکس شده است.

تاریخ صدور این دستورالعمل سال ۱۳۸۶ یعنی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است. اما به نوشته سحام نیوز، این دستورالعمل تا امروز نیز معتبر است.

طبق این سند، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (در این دوره اسماعیل احمدی مقدم) به اداره اماکن نیروی انتظامی در سراسر کشور دستور داده که به منظور کنترل، محدود کردن و نظارت بر عملکرد بهاییان، زمینه‌های شناسایی و کنترل آن‌ها را فراهم آورد. همچنین جلوگیری از پیشرفت شغلی و رفاه زندگی بهاییان از اهداف روشن دستورالعمل صادر شده از سوی فرمانده ناجا بوده است.

در بند نخست این دستورالعمل از فرماندهان انتظامی و روسای پلیس خواسته شده افراد بهایی شاغل را شناسایی کنند و دست به تهیه آمار درباره میزان پراکندگی و نوع شغل آنان بزنند.

بند دوم این دستورالعمل می‌گوید که باید مانع از حضور بهاییان در مشاغلی شد که درآمد بالا دارند. در ادامه این بند گفته شده که بهاییان باید تنها در مشاغلی فعالیت کنند که سطح درآمد “متعارف” داشته باشد.

بند سوم می‌گوید که باید از صدور مجوز فعالیت برای بهاییان در مشاغل حساس فرهنگی تبلیغاتی و اقتصادی جلوگیری شود. در ادامه چندین شغل به عنوان نمونه ذکر شده که بهاییان نباید در آن فعالیت کنند: «نظیر جراید و نشریات، جواهر و طلاسازی، ساعت [سازی] و چاپخانه‌داران، گاراورسازان، مؤسسات توریستی و اتومبیل کرایه، ناشران و کتابفروشان، مسافرخانه‌داران، هتل‌داران، آموزشگاه‌های خیاطی، عکاسی و فیلمبرداری، گیم نت، رایانه و کافی نت».

در بند چهارم این دستورالعمل گفته شده که “در رسته‌های شغلی مشروط به طهارت” جهت فعالیت بهاییان نباید پروانه کار صادر شود. این جمله اشاره‌ای است به “نجس و ناپاک” خواندن گروه‌هایی از مردم غیر شیعه توسط روحانیان شیعه، مقامات جمهوری اسلامی و عوام در ایران.

برای نمونه آذر ماه سال ۹۳ عباس رمضانی‌پور، امام جمعه رفسنجان، در جمع مسئولان این شهر گفت که “طبق فتوای مراجع بهاییان نجس هستند و خرید و فروش با آنان حرام است”. او حتی گفت که “خواسته مردم برای رفتن آنها از این شهر باید تحقق یابد”.

در بند چهارم دستورالعمل پلیس گفته شده که باید از فعالیت شغلی بهاییان در “تالارهای پذیرایی، رستوران‌ها و سلف‌سرویس‌ها، اغذیه‌‌فروشی‌ها و فروشندگان مواد غذایی، چلوکبابی و چلوخورشتی، قهوه‌خانه، فروشندگان مواد پروتئینی و سوپرمارکت، بستنی و آب میوه و نوشابه، قنادی و شیرینی‌فروشی و کافی شاپ” جلوگیری شود.

درخواست از دولت روحانی برای رفع تبعیض

سحام نیوز اشاره کرده است که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ فشارهای زیادی بر جامعه بهاییان ایران وارد شده است. این فشارها به صورت بازداشت و زندانی کردن و حتی اعدام بهاییان، حمله وحشیانه به آنان یا حتی به قتل رساندن‌شان بوده است. پیش از این فعالان حقوق بشر گفته‌اند که نشانه‌هایی وجود دارد دال بر این‌که بخشی از دولتمردان ایرانی پشت حمله‌ها علیه بهاییان هستند.

فعالان حقوق بشر سالهای بسیار از بهاییان به عنوان اقلیت دینی‌ای نام برده‌اند که بیشترین شمار زندانیان را دارد. هم اکنون نیز ده‌ها بهایی تنها به دلیل عقیده خود در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

ظلم و بی‌عدالتی نسبت به بهاییان بارها مورد انتقاد و شکایت فعالان حقوق بشر و شهروندان منتقد به سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

در نامه سرگشاده‌ای که ۱۶۰ تن از فعالان مدنی−‌اجتماعی، حقوق بشر و محروم از تحصیل در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۳ خطاب به حسن روحانی نوشتند، خواستار رفع تبعیض از اقلیت‌های مذهبی شدند.

در این نامه ضمن اشاره به مواردی چون ممانعت از ورود داوطلبان بهایی به مؤسسات آموزش عالی آمده بود: «بسیاری از اقلیت‌های دینی و مذهبی در چند سال اخیر به واسطه مسائل گوناگون متحمل تبعیض‌های فراوانی شده‌اند. این روند تأسف بار با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد فزونی یافت و امروز ما عملا نشانی از گام‌های مؤثر و قابل توجهی که در زمان دولت اصلاحات به قصد رفع تبعیض‌ها صورت گرفت نمی‌بینیم.»

از وعده‌هایی که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود داده بود خارج کردن فضای کشور از حالت امنیتی بود. او همچنین گفته بود که “قفل‌هایی” را که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر زندگی مردم بسته‌اند باز خواهد کرد.

No responses yet

May 20 2015

تابستان نیامده شروع شد: برغم وعده‌های دولت؛ گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها بازگشته‌اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: آغاز فصل گرما در ایران همیشه بازار گشت‌های ارشاد را داغ می‌کند. امسال هم خبرگزاری‌های رسمی از آغاز “برخورد پلیس با بدپوششی” خبر داده‌اند: “پلیس تهران بزرگ با استقرار گشت‌های امنیت اخلاقی با بدپوششی و کشف حجاب سرنشینان خودروها در بزرگراه‌های سطح شهر تهران برخورد می‌کند.” هم‌زمان کاربران شبکه‌های اجتماعی نظیر توییتر و فیس‌بوک از مشاهدات عینی‌شان و حضور متعدد ماشین‌های گشت در بزرگراه‌ها نوشته‌اند. به نظر می‌رسد سومین تابستانی که در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی فرا می‌رسد نمایان‌گر وضعیت گشت‌های ارشاد در دولت او باشد و میزان وفاداری رئیس‌جمهور ی اسلامی به وعده‌های دوران انتخابات.

برخورد با “جولان خودروهای گران‌قیمت” یا سرنشینان؟

خبرگزاری فارس با انتشار عکس‌هایی از برخورد ماموران با سرنشینان خودروهایی که به زعم آن‌ها “بدپوشش” هستند نوشته که گشت‌های ارشاد بزرگراهی کار خود را آغاز کرده و با “کشف حجاب” و “بدحجابی” برخورد می‌کند. سمیرا یکی از دخترانی است که روز گذشته در بزرگراه مدرس، مجبور شده خودروی خود را متوقف کند تا به وضعیت حجاب او رسیدگی شود: “من و یکی از دوستانم داشتیم از سینما به سمت خانه می‌رفتیم، تا گشت ارشاد را دیدیم روسری‌مان را جلو کشیدیم، اما جلوی ما را گرفتند و تذکر دادند، نیم ساعت کنار خیابان معطل بودیم. منتها چون مانتوی من بلند بود گفتند روسری‌ات رو بکش جلو و دکمه‌های مانتو را ببند، یکی از ماموران زن هم به من گفت رژ لب قرمزت را پاک کن و دیگر نزن. اما از چند نفر از دوستان شنیدم که گویا می‌توانند جریمه هم بکنند و یا ماشین را ببرند.”

سمیرا می‌گوید طبق مشاهداتش به ماشین‌هایی که مدل بالاتری داشته‌ وگران‌قیمت‌تر بوده‌اند بیشتر حساسیت نشان داده شده است.

گشت‌های ارشاد، امسال با تمرکز بر وضعیت حجاب سرنشینان خودروها به خیابان‌ها آمده‌اند. این تمرکز را می‌توان به سخنرانی اخیر علی خامنه‌ای مرتبط دانست. رهبر جمهوری اسلامی چندی پیش “جولان دادن برخی جوان‌های سرمست غرور ثروت با خودروهای گران‌قیمت در خیابان‌ها” را از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه خوانده بود.

او در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی، تأمین امنیت روانی جامعه را از مقابله با ناامنی‌های فیزیکی مهم‌تر دانسته و “نگرانی خانواده‌ها از حضور فرزندانشان در خیابان‌ها و بوستان‌ها به دلیل احتمال کشیده شدن آنها به سمت مواد مخدر و فحشا و منکرات” را مخل امنیت روانی جامعه توصیف کرده بود.

حضور دوباره گشت‌های ارشاد در خیابان‌های پایتخت در حالی صورت می‌گیرد که حسن روحانی اخیرا، در جمع فرماندهان ارشد پلیس گفته است: “پلیس موظف به اجرای اسلام نیست بلکه وظیفه پلیس اجرای قانون است و اگر غیر از این باشد، در مخمصه فکری قرار گرفته و مردم را نیز گرفتار خواهیم ساخت.”

رئیس‌جمهوری اسلامی اولین عامل ناامنی را “فقر و بیکاری” دانسته و گفته: “منکر اصلی در جامعه فقر، بیکاری و فساد است و اینها را باید از بین ببریم. ما در حال حاضر به چند تا فرع اسلام چسبیده‌ایم و فکر می‌کنیم که همه منکر و معروف آنهاست”.

او پیش از این هم با توجه به مطالبات بخش عظیمی از رای‌دهندگان که خسته از بگیر و ببندها هستند، گفته بود نمی شود مردم را به زور به بهشت برد.

معاون سیاسی و اجتماعی استاندار تهران نیز به تازگی در این زمینه عنوان کرده است: “امروز گرفتار نگاه مردانه‌ای هستیم که علت همه مفاسد در جامعه را زنان می‌داند.” به گفته چاووشی “بدحجابی زنان در حال تبدیل شدن به یک معضل است و این وضعیت قابل دفاع نیست اما زنان به عنوان تنها عامل آن شناخته شوند. گویا معتقد نیستند که چشم چرانی گناه کبیره‌ای است.”

۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده‌ شده‌اند

حسن روحانی پیش از این و در زمان کاندیداتوری گفته بود نمی‌شود با نيروی پليس مشکلات فرهنگی را حل کرد و وعده داده بود “کاری می کنم دختران احساس امنیت کنند”. او همچنین تاکید کرده بود: “نخواهم گذاشت ماموری بی نام و نشان از کسی سئوال کند. دختران جامعه خود حافظ حجاب و عفاف هستند.” اما برخلاف انتظارها پس از روی کار آمدن دولت یازدهم برخوردهای انتظامی با آنچه نیروی انتظامی “بدپوششی” می‌داند شدت گرفت.

بسیاری معتقدند اجرای “طرح امنیت اخلاقی” و به تبع آن حضور “گشت‌های ارشاد” تنها به دولت و رئیس جمهوری اسلامی مربوط نمی‌شود و چهره‌ها و نیروهای تندرو با جدیت از حضور گشت‌های ارشاد حمایت می‌کنند. چنانچه پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری، رسانه‌های اصولگرا و وابسته به جریانات تندرو به جوسازی رسانه‌ای مبنی بر بازگشت “بدحجابی” به شهرهای ایران پرداختند و مدعی شدند پلیس و گشت‌های ارشاد کوتاهی می‌کنند. پس از آن نوبت به انتشار اخبار مربوط به ضرب و شتم آمران به معروف و ناهیان منکر توسط مردم و همراه کردن بخش گسترده‌تری از اصولگرایان با خود بود.

نمایندگان مجلس، چهره‌های سیاسی و مقامات مذهبی نیز منتقد وضعیت موجود هستند و دولت را بابت کوتاهی سرزنش می‌کنند و سال گذشته در همین زمینه به وزیر کشور اخطار دادند. وزیر کشور هنگام حضور در مجلس سعی کرد توضیح بدهد که “اگرچه بدحجابی افزایش پیدا کرده اما ربطی به دولت فعلی ندارد و اتفاقا در همین مدت اخیر هم برخوردهای انتظامی با زنانی که از نگاه نیروی انتظامی، بدحجاب شمرده می‌شوند، ادامه داشته است”.

عبدالرحمان رحمانی فضلی تابستان سال گذشته گفته بود: “تاکنون ۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده شده و از آنها تعهد گرفته شده است. این اقدام باعث باز شدن پای ۹۰۰ هزار نفر به کلانتری‌ها و دادسراها شده است. تأثیر این حضور در آینده این خواهد بود که حسن سابقه برای اشتغال و تحصیل این افراد صادر نخواهد شد.”

به گفته او تنها در سه ماهه اول پارسال ۱۸ هزار و ۷۸۵ مورد تذکر به زنان بدحجاب، بازداشت هشت هزار و ۶۲۹ زن، ۱۵۷ مورد توجیه، تعویض لباس و اخذ تعهد، معرفی ۴۵ نفر به دادسرا، تذکر به سه هزار و ۷۷۰ مالک ماشین و برخورد با پنج هزار و ۶۷۲ خودروی ناهی عفاف و حجاب در کارنامه گشت ارشاد ثبت شده است.

No responses yet

May 19 2015

احمدزیدآبادی با پایان دوران زندان به تبعید فرستاده می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مطابق گزارش های رسیده از ایران، به خانواده احمد زیدآبادی روزنامه نگار زندانی گفته شده که وی پس از پایان دوران حبس، برای گذراندان دوران تبعید خود مستقیم به گناباد فرستاده خواهد شد.

محکومیت زندان آقای زیدآبادی، روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به پایان خواهد رسید.

آقای زیدآبادی، روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازداشت شد.

او در دادگاه انقلاب به “شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی” محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید شد.

آقای زیدآبادی در سال ۱۳۹۰ و در حالی که همچنان دوران محکومیت خود را می گذراند، برنده جایزه آزادی مطبوعات جهانی ۲۰۱۱ یونسکو موسوم به “گیلرموکانو” شد.

این روزنامه نگار پیش از این نیز در سال ۱۳۷۹ به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی بازداشت و ۱۳ ماه را در زندان گذرانده بود.

No responses yet

May 12 2015

مهدی خزعلی: جنتی تابع قدرت است، با سفارش پدرش پست گرفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

روز: از روز چهارشنبه هفته گذشته، ۱۶ اردیبهشت بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران آغاز به کار کرد؛ نمایشگاهی که تا کنون بیش از ده عنوان کتاب در زمینه شعر، فلسفه و سیاست در آن جمع آوری و توقیف شده ست. روز جمعه هم نیروهای حراست نمایشگاه با حمله به غرفه انتشارات حیان آن را تعطیل و به گفته مهدی خزعلی مدیر و مالک این انتشارات آن را تاراج کردند. مهدی خزعلی هم در اثر مقاومت در برابر مأمورین به بیمارستان منتقل شد. او پس از مرخصی از بیمارستان با حضور در نمایشگاه اعلام اعتصاب غذا کرد؛ماجرایی نمونه وار که موارد مشابه آن هم در گذشته هم اتفاق افتاده است. اما اتفاق پس از آن ،آنطور که مهدی خزعلی تأکید دارد، اولین بار است که روی می دهد؛ عباس صالحی معاون علی جنتی وزیر ارشاد، که خزعلی می گوید در پی اغراض شخصی غرفه او را تعطیل کرده ، با گل و شیرینی به دیدار او رفت، عذرخواهی کرد و خواهان پایان اعتصاب غذای او شد. مهدی خزعلی هم با پذیرش عذرخواهی معاون وزیر و قول جبران خسارات مالی اعتصاب غذای خود را شکست.

در این باره با مهدی خزعلی گفتگو کرده ایم.

آقای خزعلی اتفاق نادر و عجیبی نبود؟ به هر حال حمله به نمایشگاه یا غرفه پیش از اینها هم صورت گرفته. ولی عذرخواهی مسئولین در سطح معاون وزیر و تلاش برای آشتی؟

من فکر می کنم این حکم عقلانیت بود. چون دیدند اگر ادامه پیدا کند هزینه اش برای نظام می تواند خیلی بالا برود. همان اول که ما آن بنر اعتصاب غذا را بالای غرفه زدیم، فوراً بیست سی نفر از حراست آمدند که باید این را بردارید! من گفتم برای برداشتن این از روی جنازه من باید رد شوید. این بحث ها ادامه پیدا کرد. بعضی نیروهای حراست آمدند و عذرخواهی کردند. برخی می گفتند ما میدانیم که این کار خطا بوده. برخی میگفتند با ما هماهنگ نشده بود… خیلی از نیروهای حراست هم که این عمل را مرتکب شده بودند آمدند حلالیت طلبیدند. ولی زیبایی کار در نهایت این بود که بالاخره در جمهوری اسلامی یک مسئول بیاید و عذرخواهی بکند و بگوید ما خسارت را می پردازیم. به نظر من این یک موفقیت و دستاورد بود برای ما و فکر میکنم باید از آقای صالحی تقدیر بشود که پایه ای گذاشتند که انشاالله دیگران یاد بگیرند.

ولی آقای خزعلی این اتفاق برای هر کسی ممکن بود بیافتد؟ یعنی وضعیت شما در این برخوردها و پی آمدهای بعدی اش به نوعی ویژه نیست؟

ببینید اگر بخواهید اینطور قضاوت کنید، متأسفانه مورد من در زندان هم استثنا بوده، در انفرادی هم استثنا بوده در اعتصاب غذا هم استثنا بوده. اما من فکر میکنم این استثناها با آن شعاری که سر در غرفه ما بود توجیه می شود. آیه ای که می گوید استقامت کن آنگونه امر شده است! آیا کسی این استقامت را می کند یا خیر؟ در واقع این آیه قران شعار سردر غرفه ما بود و بجای تابلوی خودمان این را نوشته بودیم. همین شعار هم باعث شد که حمله کنند و غرفه را به هم بریزند. من فکر می کنم اگر کسی استقامت بکند با یک باور آگاهانه و محکمی و بایستد، نتیجه می گیرد. عموماً این استقامت وجود ندارد و طرف مقابل هم خوب می فهمد که این اهل استقامت هست یا نیست. من بحثم این است که مردم دانشجویان، روشنفکران، دیگران مطالبه کنند.

یعنی موقعیت ویژه خانوادگی یا عامل دیگری موجب نمی شود که با شما و یا برخی دیگر با مدارا برخورد بشود؟

نه، ببینید؛ کدام یک از آقازاده های مسئولین صدر انقلاب الان در زندان هستند؟ کدام یک احکام اینچنینی دارند؟ واقعیت این است که فرزندان مسئولان نسل اول انقلاب را گرفتن، بردن، زدن و زندانی کردن هزینه دارد. ببینید فرزند کدامیک از آیات عظام قم الان در زندان است؟ البته علت این است که صحبت نمی کنند.در حالیکه اگر کسی مصونیتی دارد، حتی بواسطه فرزند فلانی بودن، وظیفه اش هم بالا می رود. آیه لایکلف الله نفسا……یک طرفش این است که اگر من وسع ندارم، تکلیف هم ندارم. اما طرف دیگرش این است که اگر من وسع دارم ، بر اساس آن هم تکلیف دارم. هر نوع مصونیتی که من دارم تکلیف را اضافه می کند، مصونیت پارلمانی، مصونیت جایگاه سیاسی، جایگاه خانوادگی اینها همه مسئولیت فرد را اضافه می کند. فرزندان حضرات آیات و آیات عظام و مسئولین نظام باید بدانند که وظیفه دارند که از مصونیت خودشان به نحو احسن و به نفع مردم بهره برداری کنند.

پس باز مسئله فقط استقامت شخصی نیست، مصونیت سیاسی و خانوادگی هم هست؟

بله من که گفتم. انسان که نمی تواند چشمش را بر روی واقعیتها ببندد. این مصونیتها هم هست. ولی اینها مسئولیت انسان را بیشتر می کند. مشکل این است که دیگرانی هم این مصونیت ها را دارند ولی سخن نمی گویند. یا استقامت نمی کنند. اگر استقامت کنند در مواضع حق، نتیجه هم خواهند گرفت.

اساساً چرا این اتفاق افتاد؟ حمله به غرفه شما و بستن آن؟

من بیشتر فکر می کنم این خلاف سیاست های کلی نظام بود و آقای علی جنتی این کار را در جهت انتقام گیری شخصی اش انجام داد و وقتی من محکم ایستادم و مقاومت کردم،فکر می کنم تصمیم بعدی،یعنی تصمیم به دلجویی، تصمیم نظام بود. چون آقای علوی وزیر اطلاعات گفت که از ما هم برای بستن غرفه خواستند ولی ما اینکار را نکردیم. یعنی حمله ی صبح جمعه به غرفه حیان و به تاراج بردن وسائل آن قطعاً یک انتقام گیری شخصی بود.

ولی از آقای جنتی به عنوان وزیر دولت اعتدال تلقی دیگری هم موجود است. چرا به ایشان بدبین هستید؟

من چنین تلقی از ایشان ندارم. ایشان همیشه تابع قدرت هستند. قبل از انقلاب تا نوزده سالگی در مدرسه حقانی بوده اند. وقتی برادر ایشان حسین را دستگیر می کنند؛ ایشان یازده سال می رود به کویت تاوقتی که مطمئن می شود که شاه رفته ست و دیگر بر نمی گردد، ایشان هم برمی گردد. همیشه مسئولیت داشته؛ در جنگ هیچ دخالتی نداشته. در هشت سال جنگ هم که ما رفتیم و جنگیدیم ایشان پایش هم به جبهه نرسید. هر دولتی هم که سر کار آمده است، فرقی نمی کند کدام، با سفارش های مکرر پدر و روابط مختلف دنبال پست بوده و از هیچ پستی هم سربلند و موفق بیرون نیامده است. چه استانداری خراسان، چه در وزارت کشور و چه سفارت کویت، همه جا یک خطایی دارد که بارز است و ناچار می شوند ایشان را جابجا کنند و بردارند. من در کارنامه سیاسی ایشان یک موفقیت نمی بینم.هر جا که بودند عارضه ای درست شده است.

ولی عذرخواهی معاون او از شما بدون موافقت خود وی و دولت روحانی چطور ممکن است؟ البته شما می گویید تصمیم نظام بوده است.

من فکر می کنم در اثر خرابکاری ایشان به ایشان تکلیف کرده اند که باید عذرخواهی بشود.مثل استانداری خوزستان که در اثر خطای ایشان بلوا شد و تکلیف کردند که عذرخواهی کند؛ اینجا هم دیدند هزینه اش برای نظام زیاد می شود و تکلیف کردند . در خوزستان هم همین اتفاق افتاد، در خراسان هم همین اتفاق افتاد درمعاونت سیاسی وزارت کشور هم همینطور شد و دیگران رفتند و خرابکاری ایشان را جبران کردند. این تصمیم شورای تأمین بود که مسئله به این شکل پیش برود.

حالا علت خصومت شخصی آقای جنتی با شما چیست؟

بالاخره چند ماه از محکومیت زندان من به جرم مقالات انتقادی بود که در باره پدر ایشان آیت الله جنتی نوشته ام.

No responses yet

May 12 2015

یک روز پس از آزادی و در مصاحبه با روز، مجید توکلی: سناریوی خبرگزاری فارس باعث تحقیر من نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: یک روز پس از آزادی مجید توکلی از زندان سراغ او رفتم تا از یکی از سرشناس ترین فعالان دانشجویی ایران که در فضای مجازی از او به عنوان “شرف جنبش دانشجویی” یاد می شود درباره زندان سوال کنم، و آزادی و اینکه وقتی بعد از سالها از زندان آزاد شد و اظهارات محمدجواد ظریف در مورد نبود زندانی عقیدتی و سیاسی در ایران را شنید، چه حسی داشت؟

سخت حرف می زند، می گوید زندان او را تغییر داده و سختی های سالهای اخیر، آگاهی و روحیه اش را. می گوید حالا دیگر کار فرهنگی را به کار سیاسی ترجیح می دهد اما راه ناگزیری که تاکنون طی کرده باید طی می شد تا به آگاهی فعلی برسد.

ترجیح می دهد بیشتر سکوت کند و کمتر حرف بزند و همین مصاحبه را سخت تر می کند. مجید توکلی ۱۶ آذرماه ۸۸ همزمان با روز دانشجو، پس از سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد. او از سوی قاضی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام جمهوری اسلامی به ۵ سال، تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه، توهین به رهبری به ۲ سال و توهین به محمود احمدی نژاد به ۶ ماه زندان محکوم شد؛در مجموع ۸ سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور. اما ۲ سال و نیم از محکومیت زندان او شامل عفو شد و او روز یکشنبه از زندان آزاد شد. مجید توکلی پیش از این درباره حکم اش به روز گفته بود: موارد اتهامی ام در حکم اولیه، شامل عفو عیدفطر و کاملا حذف شده. الان محکومیت ام ۵ سال و نیم شده، ۵ سال اجتماع و تبانی و ۶ ماه هم تبلیغ علیه نظام. روز آزادی ام در پرینت زندان، ۲۰ اردیبهشت ذکر شده.

او درباره موارد اتهامی اش توضیح داده بود: به موارد اتهامی تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی عفو داده نمی شود، بخشی از موارد اتهامی من شامل آن بود برخی نه، حالا همه اتهامات ام غیر از این ۲ مورد عفو خورده و حذف شده و بر همین اساس ۲ سال و نیم از حکم ام عفو خورده است.

یک روز پس از بازداشت این فعال دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار عکس هایی از او با چادر و مقنعه مدعی شد قصد داشته با لباس مبدل از دانشگاه فرار کند. این اقدام خبرگزاری فارس موجی از اعتراض و همزمان حمایت ها از مجید توکلی را به دنبال داشت و مردان زیادی عکس های خود را با چادر و روسری با عنوان کمپین “من مجید هستم” منتشر کردند. حالا از این فعال دانشجویی سوال کرده ام وقتی با سناریوی خبرگزاری فارس مواجه شدی چه کردی و چه حسی داشتی؟ حالا که به آن روزها نگاه می کنی چه فکر می کنی؟

مجید توکلی می گوید: کاری که خبرگزاری فارس کرد و آن مساله در من هیچ وقت تاثیر منفی نگذاشت. هیچ وقت احساس بدی از آن ماجرا به من دست نداد و هیچ وقت احساس تحقیر نکردم. در مقابل دردهای آن روزها، این مساله اینقدر کوچک بود که قرار نبود روی من تاثیر بگذارد ، در دادگاه یا بازجویی ها یا بعد از آن تا هر روز دیگری که باشد. این چیزها خیلی برای من کوچک است و نمی توانست روی من تاثیری بگذارد. من آن روزها انتخاب کرده بودم و جلو رفتم.

او توضیح می دهد: فکر می کنم ناگزیر بودم. آن کارها را باید انجام می دادم، براساس آگاهی آن زمان من، آن کارها باید انجام می شد. می دانستم بازداشت می کنند اما نوعی بی قراری و شرایط آن روزها ایجاب می کرد کارهایی بکنم. کاری که خبرگزاری فارس کرد نمی دانم. راستش بعد از آنکه در دانشگاه صحبت کردم احساس می کردم دیگر هیچ چیزی برایم اهمیت ندارد. یک نوع سختی که آدم احساس می کند شکست می خوریم و این شکست حق مان نیست و حالا که نمی توانیم از درد و رنج دیگران بکاهیم، نوعی فرار برای اینکه خودمان را در درد و رنج دیگران سهیم کنیم. همیشه ته اش این بود که عیب ندارد من هم مثل بقیه. فقط همین بود؛ ناتوانی در حل مساله و سهیم شدن در درد و رنجی که هیچ کسی نمی تواند راهی برای خروج از آن پیدا کند. ولی امروز که به آن نگاه می کنم می بینم می توانست اینطور نباشد ولی مستلزم این بود که از مسیری مثل همین می گذشتم و آگاهی پیدا کنم.

و حالا که بعد از ۵ سال و نیم از زندان آزاد شده: کمی روحیات ام تغییر کرده، وقتی روحیات ام تغییر کرده ، قاعدتا در گذر زمان ، آگاهی من نسبت به مسائل اطرافم تغییر کرده. درواقع هم آگاهی تغییر کرده هم روحیه. من قبل از بازداشت ام نوع بدبینی داشتم، بدبینی یکسویه. خوش بینی ام هم همین طور. درواقع در یک فضای دوقطبی که حتی ایجاب می کرد آدم روحیه انقلابی پیشه بگیرد. ولی الان می توانم بگویم بدبینی ام دوسویه شده و نوع خوش بینی ام هم همین طور، که این چیزی غیر از روحیه انقلابی می طلبد. اساسا من در چنین وضعیتی هستم ، احساس می کنم آگاهی من به طور بنیادین تغییر کرده. اتفاقی که طی این سالها برای من افتاده این بوده. اگر چیزی از جنس درد و رنجی بوده در این سالها، سعی کردم احساس نکنم با درد و رنج مواجه ام ولی همان در این آگاهی و تغییر تاثیر داشت.

مجید توکلی می گوید: الان هم که آمده ام بیرون، امروز در جایگاهی که ایستاده ام، وقتی به گذشته نگاه می کنم فقط از جنس شادی و خوشحالی است، اینکه روزهای سخت و تلخ گذشت؛ ولی وقتی به آینده می کنم نوعی احساس سختی دلتنگی دارم. چون آن بدبینی دو سویه که خدمت شما عرض کردم و تاثیر عمیق در آگاهی من،شرایط ویژه ای برایم پیش آورده که احساس مسئولیت بیشتر می کنم، احساس دردمندی بیشتر می کنم و این وضعیت خاصی برای من پیش آورده. الان یک روز بعد از آزادی دقیق نمی توانم کلمه ای را پیدا کنم و بگویم ولی حس نگرانی و حس دغدغه ای است که احساس میکنم نباید باشد و همین باعث می شود خیلی به من فشار بیاید.

او از نگرانی و دغدغه اش می گوید: ۵ سال پیش که رفتیم زندان فکر می کردیم پایان زندان و بعد آزادی، پایان این فشار است. دو سه سال هم که از زندان گذشت همین فکر را می کردم اما نمی دانم چرا از مدتی پیش که معلوم شد محکومیت ام کاهش پیدا کرده و به زودی آزاد می شوم و حتی مرخصی چند روزه که آمدم احساس کردم فشارها دارد بیشتر می شود و هنوز نتوانسته ام ریشه یابی کنم.

مجید توکلی الان چه تصمیمی دارد؟ بعد از آزادی می خواهد چه بکند؟ می گوید: نمی دانم، خودم مطمئن نیستم چکاری می خواهم بکنم ولی هرکاری که هست کار فرهنگی خواهد بود نه کار سیاسی. قطعا ترجیح ام این است که کاری از جنس معطوف به آزادی باشد. اگر توانایی اش را داشته باشم.

دیویر کیس، خبرنگار دیلی بیست مهر ۹۲ اعلام کرد که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال او مبنی بر اینکه مجید توکلی چه زمانی آزاد خواهد شد گفته نام نسرین ستوده را شنیده ولی مجید توکلی را نمی شناسد. ظریف، هفته گذشته هم در مصاحبه با شبکه پی بی اس وجود زندانیان عقیدتی را انکار کرد که واکنش زندانیان سیاسی سابق و فعلی و همچنین فعالان عرصه های مختلف را برانگیخت.از مجید توکلی سوال می کنم : چه احساسی داشتید وقتی این ادعاهای آقای ظریف را شنیدید؟

این فعال سیاسی می گوید با دیدن این ادعاها احساس بدی به او دست نداده است: من فکر می کنم ایشان با لحن نامناسبی جواب داده ولی احساس بدی به من دست نداد وقتی آن مطلب را خواندم. فکر می کنم مدل و جنس صحبت کردن یک مقام مسئول در ایران این است. اساسا آقای ظریف نسبت به مساله جیسون رضائیان حساسیت پیدا کرده و پاسخ او فرض اش این بود که بحث جیسون رضائیان است. من جنس پاسخ های جمهوری اسلامی را می دانم. احساس کردم آقای ظریف پاسخ اش از سر فشار است. او یک دیپلمات کارکشته در حیطه کار خودش است اما خیلی از مسائل دیگر را خوب درک نمی کند. اینقدر که ما انتظار داریم درک نمی کند اما قرار نیست همه، همه چیز را درک کنند. من ترجیح می دهم با احساس اولیه ای که مواجه شدم حرف بزنم. خیلی احساس بدی به من دست نداد. فکر می کردم اتفاقی عادی است که افتاده.

مجید توکلی می گوید: این حرف را نوعی جهل از طرف آقای ظریف می دانم. نوعی نادانی آقای ظریف است. آقای ظریف آدم نادانی نیست ولی متاسفانه در بعضی مسائل نتوانسته آگاهی لازم را به دست بیاورد. برخی مسائل را درک نمی کند و عدم درک اش از این مسائل باعث شده جملاتی بگوید که عده ای را آزرده کند؛ می تواند خیلی ها را آزرده بکند. ولی من احساس کردم که فقط نادانی است. نمی دانم در اینجا این نادانی یک رذیلت اخلاقی هم هست یا نه، که اسم اش را دروغ بگذاریم یا نه. اما من در وهله اول مواجهه ام با این مساله احساس نکردم که ایشان دروغگویی را پیشه گرفته. احساس کردم درک نمی کند بعضی مسائل را. هرچند وضعیت خاص ایشان ایجاب می کند که در یک سطح خاصی فقط تاکتیک هایی را برای پیشبرد برنامه خاص خودش به کار گیرد که همین باعث می شود دقت نکند و نسبت به خیلی مسائلی که برای مردم ایران مهم است نادانی داشته باشد.

مجید توکلی برنده جایزه صلح ۲۰۱۳ از سوی کمیته برگزاری جایزه بین المللی صلح دانشجویی است و نام اش بر سنگفرش یکی از خیابان های تروندهایم نروژ ثبت شده است.

او در اردیبهشت ۸۶ هم بازداشت و ۷ ماه پس از بازداشت به ۳۰ ماه زندان محکوم شده بود. او اما از اتهامات اش در آن پرونده که در ارتباط با نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر بود تبرئه شد.

او یک بار نیز در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت و پس از ۱۱۵ روز با قرار وثیقه آزاد شده بود.

No responses yet

May 11 2015

علی مطهری٬ نماینده مجلس: سخت‌گیری‌ها در دوره روحانی بیشتر شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: علی مطهری٬ نماینده مجلس گفته دولت حسن روحانی در سیاست داخلی عملکرد «خوبی» نداشته و «سخت‌گیری‌ها» در دولت وی بیشتر از دولت محمود احمدی‌نژاد شده است.

مطهری افزوده در دولت روحانی برخورد‌ها با خبرنگاران، مطبوعات و منتقدان همچنان ادامه دارد و برخی موارد نیز بیشتر شده به طوری که مطبوعات دچار «خودسانسوری» شده‌اند.

به گفته این نماینده مجلس در حال حاضر رسانه‌ای «جرات» انتقاد از قوه قضائیه را ندارد.

مطهری در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی عملکرد اقتصادی دولت یازدهم پرداخته و گفته اقتصاد کشور همچنان در «بحران» بسر می‌برد و در حال حاضر بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل است.

وی اظهار کرده که مشکل بیکاری همچنان ادامه دارد و هنوز گشایش محسوس اقتصادی در زندگی مردم احساس نمی‌شود.

مطهری در عین حال سیاست خارجی دولت یازدهم را «خوب» ارزیابی کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .