اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Aug 03 2014

حمید روحانی در سومین جوابیه خود: ادبیات علی مطهری شاهنشاهی و چاله‌میدانی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حمید روحانی در سومین جوابیه خود علی مطهری را به «جمشید اعلم» تشبیه کرده و به وی هشدار داده چنانچه «خوی و خصلت زشت و کثیف فرهنگ طاغوتی را از خود دور نکند» به سرنوشت خیانتکاران دچار خواهد شد.

جوابیه آقای روحانی روز یک‌شنبه (۱۲ امرداد) در روزنامه «اعتماد» منتشر شده که حاوی حملات و انتقاد‌های تند دیگری علیه علی مطهری است.

روحانی جوابیه‌های مطهری به انتقادهای خود را همراه با «ادبیات پهلوی» دانسته و نوشته فرزند مرتضی مطهری به فرهنگ «شاهنشاهی» خو گرفته و سر در لاک «باند قدرت» فرو برده است.

این روحانی محافظه‌کار نوشته مطهری وقتی در بحث «ناتوان» می‌ماند «به زور روی می‌آورد و تلاش می‌کند با کلمات رکیک و چاله میدانی حریف را از صحنه بیرون براند.»

رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ادامه جوابیه خود برخی موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای مطهری را با «خیانتکارانی» مانند جمشید اعلم یکسان دانسته است.

جمشید اعلم٬ عضو مجلس شورای ملی و مجلس سنا بود که مهر ماه سال ۱۳۵۸ در زندان اوین تیرباران شد.

حمید روحانی در بخش دیگری از جوابیه خود خطاب به مطهری نوشته «پیش از آنکه راه بازگشت بر روی او بسته شود خوب است به سرنوشت خیانتکارانی که اکنون او راه‌شان را در پیش گرفته» نگاه کند.

وی نوشته این افراد «یا از ایران گریختند و به ذلت و خواری و کاسه لیسی دشمنان اسلام دچار شده‌اند یا در ایران تا آن پایه در میان ملت بی‌آبرو شده‌اند که نمی‌توانند حتی در انظار ظاهر شوند.»

روحانی همچنین اضافه کرده که حمایت علی مطهری از رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی «نه برای خدا و نه روی انگیزه دفاع از حقوق مردم، بلکه روی باندبازی و لجبازی است.»

وی افزوده «آقاعلی آقایان کروبی و موسوی را برای تسویه حساب‌های شخصی با نظام جمهوری اسلامی چماق کرده است.»

تنش لفظیم میان حمید روحانی و علی مطهری پس از دیدار آن‌ها به همراه جمعی از نمایندگان مجلس با علی خامنه‌ای در ۲۶ خرداد آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

No responses yet

Aug 03 2014

از سوی نماینده علی خامنه‌ای در هرمزگان صورت گرفت: انتقاد از داعش برای دخالت در امور اعتقادی مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامعلی نعیم‌آبادی٬ نماینده علی خامنه‌ای در هرمزگان گفته «دخالت داعش در امور اعتقادی مردم به شدت منطقه را تهدید می‌کند.»

آقای نعیم‌آبادی افزوده «دنیا باید با گروه تکفیری داعش به شدت برخورد کند و نگذارد که این گروه هرطور که دلش خواست رفتار کند.»

وی اضافه کرده «امروز منطقه خاورمیانه اسیر خباثت‌های عده‌ای است که از روی نادانی کمر به کشتن مسلمانان بسته‌ است که دلسوزان اسلام باید با اتحاد خود در برابر این لکه‌های ننگ متحد شوند.»

خبرگزاری فارس هم ۹ ماه پیش از داعش به خاطر اجباری کردن حجاب به شدت انتقاد کرده بود.

این خبرگزاری نوشته بود مردم سوریه از این اقدام «داعش» خشمگین هستند و آن را تلاشی برای بازگرداندن سوریه به دوران «قرون وسطی» می‌دانند.

خبرگزاری فارس هفته گذشته این خبر را بدون ارائه هیچ توضیحی حذف کرد.

این انتقادها از داعش به خاطر دخالت در امور اعتقادی مردم در شرایطی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی سال‌هاست در امور شخصی و اعتقادی مردم دخالت می‌کند.

No responses yet

Aug 02 2014

مرجعیت بدون ‘آیت‌الله’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: اقدام آیت الله سیستانی در حذف داوطلبانه عنوان خود نیز می تواند آغازی باشد بر پایان دوره ای تاریخی از کاربرد این عنوان و نشانه ای بر اینکه عنوان آیت الله هم دیگر مفهوم اصلی خود را از دست داده است

سایت اینترنتی آیت الله سید علی سیستانی عنوان ‘آیت الله’ را از کنار نام این مرجع بزرگ شیعه حذف کرده و به جای آن او را در صفحه نخست فارسی این سایت، ‘حضرت آقای سید علی حسینی سیستانی’ معرفی کرده است. این نخستین بار است که یکی از مراجع بلندپایه شیعه داوطلبانه عنوان خود را حذف می کند.

در روحانیت شیعه هیچ نظام و ضابطه مدون و مشخصی در وضع القاب و عناوین وجود ندارد اما در حدود یک قرن اخیر عرف حوزه های علمیه این بوده است که معمولا به کسانی که تحصیلات در حد سطوح و پایین‌تر دارند ثقة الاسلام، به کسانی که در حد خارج فقه و اصول تحصیلکرده یا مجتهدان با سابقه کمتری نسبت به دیگرانند حجت الاسلام، به مجتهدان بلندپایه آیت الله و به مراجع تقلید یا کسانی که در حد مرجعیتند، آیت الله العظمی گفته می شود. هرچند همین عرف هم پیوسته نادیده گرفته شده و کم نیستند روحانیونی که عنوان آیت الله به آنان خارج از عرف روحانیت شیعه اطلاق شده است. گرچه سایت آیت الله سیستانی توضیحی در مورد حذف عنوان وی ارائه نداده اما به نظر می رسد این تصمیم واکنشی باشد به نقض سلسله مراتب عرفی عناوین روحانیت شیعه و چه بسا ابتکاری برای تصفیه روحانیت از انبوه القاب و عناوینی که در بسیاری موارد مبالغه آمیز و مورد انتقادند.

عناوینی که بر شمرده شد در روحانیت شیعه سابقه ای طولانی ندارند و عمدتاً در کمتر از یکصد سال اخیر باب شده اند. پیش‌تر برای روحانیون صرف نظر از هر رتبه ای که داشتند با عناوینی مانند شیخ، سید، میرزا، ملا و آقا یاد می شد و عناوینی مانند حجت الاسلام و آیت الله و علامه تنها به نشانه احترام در نامه نگاری‌ها و یاد کردن از روحانیون یا تعریف و تمجید از آنها در کتابها به کار می رفت نه اینکه همچون عنوانی که حاکی از شغل و رتبه داشته باشد همیشه در کنار نام آنها بنشیند.
این القاب از کجا آمدند

لقب ثقة الاسلام نخستین بار برای محمد بن یعقوب کلینی، از نخستین فقهای شیعه به کار رفت که معروفترین اثرش، اصول کافی از کتابهای چهارگانه ای است که حاوی مورد اعتمادترین مجموعه نقل قولها از امامان شیعه برای فقهای این مذهبند و اساس فقه شیعه به شمار می روند (کتب اربعه شیعه). در متون تاریخی آمده که این لقب هنگامی که شیخ کلینی به عراق رفته بود و از آنجا به او اطلاق شد که مورد اعتماد پیروان هر دو مذهب شیعه و سنی قرار گرفته بود. در مصطلحات علوم اسلامی، روایت کنندگان حدیث که مورد اعتماد و استناد باشند با صفت ثقه توصیف می شوند.

حجت الاسلام هم نخستین بار لقب امام محمد غزالی شد که در عصر خویش (قرن پنجم هجری)، امام و بزرگترین فقیه مذهب سنی شافعی بود و این لقب را پیروانش به دلیل جدلها و مخالفتهایش با فلاسفه به او دادند. بعدها نیز همین حجت بودن و برتری نظری بر دیگران، انگیزه اطلاق این لقب بر دیگر روحانیون شد. در روحانیت شیعه به نظر می رسد لقب حجت الاسلام نخستین بار در دوره قاجار باب شد و از سید باقر شفتی و میرزا اسدالله بروجردی به عنوان نخستین روحانیانی یاد می شود که این لقب برایشان به کار رفت. هر دوی آنها بزرگترین مجتهدان دو کانون اصلی علوم دینی در آن زمان،‌ اصفهان و بروجرد بودند. سید شفتی به این شهرت دارد که به عنوان مجتهد بزرگ و با نفوذ اصفهان در جایگاه حاکم شرع نیز قرار گرفت و اجرای حدود و قصاص را که پیشتر متروک شده بود دوباره باب کرد. میرزا اسدالله بروجردی نیز گویا از این جهت که خود را عالم‌تر از دیگر مجتهدان و شایسته مرجعیت می دانست به حجت الاسلام مشهور شد و خاندانش در بروجرد نیز پس از او به حجتی مشهور شدند. در زمانی که میرزا حسن شیرازی، مرجع بزرگ شیعه نیز فتوای تحریم استعمال تنباکو را صادر کرد نیز اعلامیه هایی بر دیوارهای کوچه و بازار زده شد با این عبارت: “بر حسب حکم جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای میرزای شیرازی اگز تا ۴۸ ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود، یوم دوشنبه آتیه جهاد است. مردم مهیا شوید”. گویی لقب حجت الاسلام و المسلمین از آن رو در مورد میرزای شیرازی با تاکید به کار می رفت که کلام او را حجتی برای مسلمانان بدانند و بر پیروی از آن پای بفشارند.

نخستین کسی که آیت الله لقب گرفت، علامه حلی، فقیه و متکلم بزرگ شیعه در قرن هفتم و هشتم هجری بود. درباره اش نوشته اند که در سنین کودکی از نبوغ فوق العاده ای برخوردار بود و با سنی کم معلومات و توان استدلالی بی نظیر داشت و بسرعت به جایگاه علمی برجسته ای رسید. لقب آیت الله (نشانه خدا) هم به نظر می رسد به همین دلیل به او داده شد. از اواخر قاجار باب شد که گاه در نام بردن از مراجع، این لقب به کار رود و بعدها در دوران پهلوی، لقب آیت الله عنوانی ثابت برای مجتهدان بلندپایه شد و برای مراجع تقلید هم عنوان آیت الله العظمی مرسوم گشت.
القاب روحانیون و دوران تجدد

القابی که پیشتر تنها برای ستایش و احترام به کار می رفت از همان زمانی تبدیل به عنوان شدند که روحانیت شیعه در قالب صنفی در شمایل کنونی اش درآمد، یعنی آغاز جدی روند تجدد در ایران در عصر پهلوی.

از دوران رضا شاه پهلوی با ممنوعیت لباس سنتی ایرانی بود که پوشش همه اهل علم و تحصیلکردگان سنتی، از طبیبان و ادیبان گرفته تا عالمان و طلاب دینی، خاص کسانی شد که به مشاغل دینی می پرداختند. حوزه های علمیه که پیش‌تر محل تحصیل همه علوم رایج، از ریاضیات و طب تا فقه و فلسفه بود، تنها محل تحصیل علوم دینی شد و روحانیت به شکل صنفی با لباس و مراکز خاص خود و مستقل از دولت درآمد. فن آوری ارتباطات باعث شکل‌گیری نهاد مرجعیت متمرکز در قم و نجف در شکل امروزی‌اش و از میان رفتن مراجع محلی شد، برای نخستین بار رساله های علمیه برای عامه مردم در شمایل یکسان از مراجع تقلید مختلف انتشار یافت که نام همگی آنها روی جلد با عنوان آیت الله العظمی همراه بود

همزمان با عناوین دکتر و مهندس که تجدد غربی به همراه خود آورد، القاب حجت الاسلام و آیت الله و آیت الله العظمی هم به شکل فراگیری برای همه ملبسان به لباس روحانیت باب شد تا سلسله مراتب علمی حوزوی را یادآور شود، با این تفاوت که مورد مصرف این عناوین، بیشتر در خارج از محافل روحانی و حوزوی بود. درون حوزه های علمیه این عناوین کاربردی نداشت و روحانیون یکدیگر را با همان عناوین قدیمی شیخ و میرزا و سید و ملا و حاجی و آقا خطاب می کردند که ارتباطی با سلسله مراتب حوزوی نداشت، اگر هم به کار می رفت به این شکل بود که مثلًا دو مرجع تقلید که بین مردم با عنوان آیت الله العظمی معرفی می شدند در نامه نگاری، یکدیگر را حجت الاسلام خطاب می کردند، شاید برای اینکه یادآور شوند که خود را در جایگاه علمی فراتری می دانند و از این روست که بر مسند مرجعیت که لازمه اش “اعلمیت” است تکیه زده اند.

پس از انقلاب دست کم تا زمانی که آیت الله خمینی زنده بود، عرف عناوین حوزوی کمتر دستخوش تغییر شد اما با انتخاب جانشین او که یک‌شبه و ناگهانی عنوان آیت الله در کنار نامش گذاشته شد، دوری و نزدیکی به قدرت و حب و بغض نسبت به آنها در تعیین و تغییر عناوین روحانیون دخیل شد و رسانه ها هم در جا انداختن این عناوین نقش آفرین شدند.

صدا و سیما که در دوران رهبری آیت الله خامنه ای سیاستهای خبری اش همواره متمایل به مواضع جناح محافظه کار بوده، در کاربرد عناوین برای روحانیون نیز این دیدگاه سیاسی را اعمال کرده است. در اخبار تلویزیون ممکن است از یک روحانی بر اساس موقعیت جناحی اش با عنوان جناب حجت الاسلام و المسلمین نام برده شود یا صرفاً به حجت الاسلام بسنده شود که خود به نوعی حاکی از موضعگیری سیاست‌گذاران صدا و سیما نسبت به آن فرد روحانی است. ظهور رسانه های اصلاح طلب در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی رویه دیگری را رقم زد. این رسانه ها کاربرد القاب و عناوین حوزوی را بسیار محدودتر کردند. در روزنامه جامعه که پرچم‌دار این رسانه ها بود،‌ تصمیم سردبیری این بود که عنوان حجت الاسلام برای هیچ‌ یک از روحانیون حتی محمد خاتمی به کار نرود و عنوان آیت الله صرفا برای رهبری و روحانیون بلندپایه ای که با این عنوان شناخته شده اند و زمانی که خبر از جایگاه دینی آنها حکایت می کند و نه جایگاه سیاسی، به کار رود. مثلا هنگامی که سخن از احمد جنتی به عنوان دبیر شورای نگهبان است هیچ عنوانی برایش استفاده نشود و زمانی که خبری از او به عنوان خطیب جمعه نقل می شود عنوان آیت الله در کنار نامش بنشیند.

در روزنامه خرداد که چند ماه پس از تعطیلی جامعه منتشر شد هم رویه بر این بود که هیچ عنوانی برای روحانیون به کار نرود و صرفاً برای رهبر و مراجع تقلید از عنوان آیت الله استفاده شود. عبدالله نوری مدیرمسئول روزنامه فهرستی از ده مرجع تقلید شناخته شده (از جمله آیت الله خامنه ای) به تحریریه ابلاغ کرد که مشخص شود چه کسانی در روزنامه باید آیت الله خطاب شوند.

با این حال بخشی از اصلاح طلبان هوادار اکبر هاشمی رفسنجانی هم بودند که با اینکه او همواره پس از انقلاب با عنوان حجت الاسلام معرفی شده بود، کوشیده اند در رسانه های نزدیک به خود عنوان آیت الله را برای او جا بیندازند.

در خارج از عرصه سیاست هم نادیده گرفتن عرف روحانیت شیعه در کاربرد عناوین، فراوان نقض شده و کسانی بوده اند که بی آنکه در حد اجتهاد باشند یا حتی در مواردی از حداقل تحصیلات حوزوی برخوردار باشند عنوان آیت الله بر خود گذاشته اند. این روند البته خاص ایران نیست و در عراق هم به ویژه پس از سقوط صدام حسین و ظهور گروههای سیاسی شیعی، افرادی که سابقه چندانی در جایگاه روحانیت نداشته اند خود را مرجع معرفی کرده و پیروان و مقلدانی برای خود دست و پا کرده اند که عمدتا با انگیزه های سیاسی گردشان جمع شده اند.

در طول تاریخ روحانیت، این پدیده همواره تداوم داشته که عناوینی برای عالمان دینی وضع شوند و سپس رفته رفته کاربردشان به مراتب پایین‌تر روحانی سرایت کند و در نهایت کاملا مفهوم اولیه خود را از دست بدهد و بعد، عناوین تازه ای باب شود و بتدریج آنها هم همین سرنوشت را بیابند.

اقدام آیت الله سیستانی در حذف داوطلبانه عنوان خود نیز می تواند آغازی باشد بر پایان دوره ای تاریخی از کاربرد این عنوان و نشانه ای بر اینکه عنوان آیت الله هم دیگر مفهوم اصلی خود را از دست داده است.

No responses yet

Jul 31 2014

یک سال دولت روحانی و یک سال وخامت بیشتر حقوق بشر در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: افزایش ۱۶ درصدی آمار اعدام در سال ۹۲ نسبت به سال قبل، اجرای احکام قدیمی فعالان سیاسی و مدنی و دستگیری آنان و ادامه حصر موسوی، کروبی و رهنورد نتایج نگاهی گذرا به کارنامه یکساله دولت روحانی در زمینه حقوق بشر است.

بان ‌کی‌مون٬ دبیرکل سازمان ملل متحد، روز سه‌شنبه ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۲ در ژنو گفت: «علیرغم وعده‌هایی که حسن روحانی در دوران نامزدی‌اش در انتخابات و پس از انتخابش به عنوان رئیس جمهور مطرح کرد٬ دولت جدید در خصوص ارتقای آزادی بیان و حفاظت از آن اقدام قابل توجهی نکرده است. رسانه‌های ایران٬ اعم از مطبوعات و رسانه‌های آنلاین٬ همچنان با محدودیت‌ها و مواردی چون توقیف و تعطیلی مواجهند.»

دبیرکل سازمان ملل در گزارشش ادامه داد: «دولت جدید نگرشش نسبت به اجرای مجازات اعدام را تغییر نداده است و به نظر می‌رسد دنباله‌روی عملکرد دولت‌های قبلی هستند٬ دولت‌هایی که به شدت بر مجازات اعدام به منظور روشی برای مبارزه با جرایم تکیه می‌کردند.»

سازمان ملل دوم اسفندماه اعلام کرد که در سال ۲۰۱۳ میلادی بین ۵۰۰ تا ۶۲۵ تن در ایران اعدام شده‌اند که در این میان٬ ۵۷ اعدام در ملاء عام صورت گرفته است. به گفته این سازمان همچنین در ۱۵ روز نخست ماه ژانویه ۲۰۱۴ نیز بیش از ۴۰ تن دیگر در این کشور اعدام شده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران در گزارش سالانه خود که در پایان سال ۱۳۹۲ منتشر شد، اعلام کرد که ایران با ۶۸۷ مورد اعدام در آن سال، رکورد اعدام در ۱۵ سال گذشته را شکسته است. این رقم ۱۶ درصد بیشتر از تعداد کل اعدام‌ها در سال ۱۳۹۱ است.

بر اساس این گزارش، تعداد اعدام‌ها در شش ماه دوم سال ۹۲ یعنی دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، دو برابر شش ماه اول سال بوده است. تنها در یک ماه پس از آغاز به کار دولت روحانی، ۴۵۸ نفر اعدام شده‌اند.
بشنوید: گفت و گو با شیرین عبادی

در سال ۱۳۹۲ دستگیری‌ها و فراخواندن‌ها برای گذراندن حکم‌ها نیز همچنان ادامه داشت. در دی ماه علی رشیدی- استاد دانشگاه، رییس انجمن اقتصاددانان ایران و عضو جبهه ملی ایران- برای گذراندن حکم دو سال حبس به زندان اوین رفت.

در آذر ماه حدود ۸۲ نفر بازداشت شدند که تعداد ۴۹ نفر آنان از فعالان سایبری بودند. “امیر تتلو” خواننده رپ جزو این افراد بود. وی پس از مدتی آزاد شد اما طی نامه‌ای سرگشاده به دلیل خوانندگی‌اش از ملت ایران عذرخواهی کرد.
در مرداد، ماهی که از نیمه آن حسن روحانی رسما ریاست جمهوری ایران را بر عهده گرفت، ۱۵ تن از فعالان دانشجویی، مدنی و سیاسی و ۱۰ نوکیش مسیحی بازداشت شدند.

مریم شفیع‌پور فعال دانشجویی و محمدعلی هاشمی‌راد از اعضای شورای ملی مذهبی از جمله این بازداشت‌شدگان بودند. مریم شفیعی در اسفند ماه به ۷ سال زندان محکوم شد.

صبا آذرپیک، مرضیه رسولی، مهناز محمدی، ساجده عرب‌سرخی، ریحانه طباطبایی، حسین نورانی‌نژاد، سراج‌الدین میردامادی، جیسون رضاییان، یگانه صالحی، رویا صابری‌نژاد نیکبخت و فریده شاهگلی از جمله کسانی هستند که در سال ۱۳۹۳ بازداشت و روانه زندان شده‌اند.

باز کردن قفل حصر موسوی، کروبی و رهنورد نیز یکی دیگر از وعده‌هایی بود که روحانی اگرچه غیر مستقیم، اما بر آن تاکید کرده بود. بیش از یک سال از آن وعده‌ها گذشته و وضعیت این سه رهبر جنبش سبز هیچ تغییری نکرده است.

“وضعیت حقوق بشر در ایران وخیم است”

با نگاهی گذرا به این احکام اعدام‌ها و بازداشت‌ها، آیا می‌توان کارنامه یک‌ساله حسن روحانی در زمینه وضعیت حقوق بشر را بررسی کرد؟

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل درباره این کارنامه به دویچه‌وله می‌گوید: «در یک سال گذشته، بهبودی در وضعیت حقوق بشر در ایران مشاهده نشد. البته لازم به یادآوری است که همه‌ی این خرابی‌ها منتسب به رییس جمهور نیست. زیرا که رییس جمهور، طبق قانون اساسی، اختیارات بسیار کمی دارد و اختیارات در انحصار رهبر است. اما مسئله‌ی بسیار مهم این است که آقای روحانی که خودش حقوق‌دان است و قانون اساسی را خیلی خوب بلد است، چرا وعده‌هایی را می‌داد که همان موقع هم می‌دانست که قادر به انجامش نیست.»

این حقوقدان می‌گوید حتی در زمینه‌های محدودی که رئیس جمهور اختیارات قانونی دارد هم بهبودی حاصل نشده است. عبادی به عملکرد وزارت اطلاعات که زیرمجموعه‌ی مورد نظر و تحت اداره‌ی رئیس‌جمهور است، اشاره کرده و می‌گوید: «رفتار فراقانونی مأمورین وزارت اطلاعات مثل سابق ادامه دارد و هیچ چیز عوض نشده است.»
بشنوید: گفت و گو با عبدالکریم لاهیجی

شیرین عبادی می‌گوید در ابتدای کار حسن روحانی، نهادهای بین‌المللی امیدوار بودند که ایران وضعیت بهتری از لحاظ حقوق بشر پیدا کند ولی با گذشت چند ماه، همه آنها ناامید شدند.

عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون مجامع بین‌المللی حقوق بشر نیز معتقد است وضعیت حقوق بشر در دوران ریاست جمهوری روحانی تغییری نکرده است. او کارنامه آقای روحانی در زمینه حقوق بشر را منفی می‌داند، اما تاکید می‌کند که روحانی را نمی‌شود به تمام معنی مسئول اصلی این وخامت حقوق بشر تلقی کرد.

لاهیجی بر این اعتقاد است که جناح تندرو در ایران سعی دارد وضعیت حقوق بشر را بدتر از قبل نشان دهد. او می‌گوید: «صحبت‌هایی که نماینده‌ی قوه‌ی قضاییه و برادر رئیس قوه‌ی قضاییه به ویژه در زمینه‌ی حقوق بشر هرازگاهی می‌کنند، حمله به موازین حقوق بشر، به خصوص ترور شخصیت احمد شهید و… همه نشان می‌دهند که نمی‌خواهند آن چهره‌ی معتدلی که آقای روحانی قصد دارد از جمهوری اسلامی به جامعه‌ی بین‌المللی و به خصوص در گفت‌وگوهایش با شش کشور بزرگ طرف گفت‌وگو با ایران نشان دهد، چهره واقعی ایران باشد. با این موارد فاحش نقض حقوق بشر، مسلم است که این چهره مخدوش می‌شود.»

عبدالکریم لاهیجی اما معتقد است که در زندگی اجتماعی مردم ایران اندکی گشایش ایجاد شده است.

او می‌گوید صحبت‌های روحانی در زمینه‌هایی مثل حمایت از جوانان و زنان توانسته قدری جو التهاب و تشنج در جامعه را کمتر کند. این حقوقدان اعتقاد دارد مردم احساس فشار کمتری می‌کنند، هرچند تاکید می‌کند که در این زمینه باید دید مردم داخل ایران همین احساس را دارند یا نه.

نمره کارنامه حقوق بشر روحانی

شیرین عبادی می‌گوید نمی‌تواند نمره قابل قبولی به کارنامه حقوق بشری روحانی بدهد. او می‌گوید از یک تا ۱۰ می‌تواند نمره ۲ به آقای روحانی بدهد آن هم تنها به خاطر ادبیاتش: «نمره‌ی آقای روحانی ۲ بیشتر نیست. این امتیاز هم به خاطر ادبیاتی است که به کار می‌برند که به نسبت آقای احمدی‌نژاد، ادبیات محترمانه‌تر و ملایم‌تری است و از این جهت، این نمره به ایشان تعلق می‌گیرد.»

عبدالکریم لاهیجی می‌گوید نمی‌تواند خود را در جایگاه یک معلم قرار داده و به روحانی نمره بدهد.

وی اما تصریح می‌کند: «وضعیت حقوق بشر در ایران وخیم است؛ خیلی هم وخیم است، در همه‌ی قسمت‌ها و زمینه‌ها. ولی آن‌چه برای من مسلم است این است که نمی‌توان آقای روحانی را مسئول این وخامت اوضاع دانست. از طرف دیگر، آقای روحانی هم با توجه به قول‌هایی که داده، امید‌هایی که چه قبل از انتخاب شدنش و چه در طی یک سال گذشته داده، برای این‌که مردم را ناامید نکند، به خصوص مردمی که به او رأی داده‌اند، به عقیده‌ی من باید مقداری از خودش جرأت و جسارت بیشتری نشان بدهد. حال طرفش آقای خامنه‌ای است، قوه‌ی قضاییه است، تمام نیروهای افراطی و افراط‌ گرا هستند، آقای روحانی اگر بخواهد لااقل چهره‌ای مانند چهره‌ی آقای خاتمی از خودش در تاریخ ایران رقم بزند، به عقیده‌ی من باید در جهت پاسداری از حقوق مردم مقاومت بیشتری از خودش نشان بدهد.»

No responses yet

Jul 30 2014

“جنگ” و”صلح”: تفاوت بین آیت‌الله خامنه‌ای و حسن روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: جنگ اسرائیل و غزه و نحوه برخورد با آن، گفتمان اصلی سخنان آیت الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی و حسن روحانی- رئیس جمهوری اسلامی، در مراسم بزرگداشت عید فطر بود. در حالی که هر دوی آنان، اسرائیل را رژیمی متجاوز و به تعبیری «گرگ خونریز صهیونیست» و «غده ای چرکین» توصیف کرده و حمله به غزه را شدیداً محکوم کردند، اما در گفتمان آنان درباره نحوه برخورد با این پدیده، تفاوت‌های آشکاری مشهود بود.

در حالی که آیت الله خامنه ای جهان اسلام را به تأمین نیازهای « رژِم آدمکش صهیونیست» و حامیانش ( آمریکا و انگلیس) دعوت کرد، حسن روحانی در سخنان امروز خود، راهبرد جمهوری اسلامی در جهان و منطقه را به گونه دیگری ترسیم کرد.

روحانی، راهبرد جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان را صلح و عدالت و در دنیای اسلام برادری و اتحاد و ایجاد امت واحده اسلامی خواند و تأکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران با همه توان و امکاناتش برای ایجاد ثبات و امنیت، جلوگیری از کشتار و خونریزی و ایجاد صلح عادلانه در منطقه، تلاش می‌کند.»

به رغم آیت الله خامنه ای که در سخنان خود از واژه های «مقابله»، «معارضه»، «تسلیحات» و … سخن راند؛ گفتار روحانی در بطن خود، با واژه‌های «مجامع و سازمان‌های بین‌المللی»، «محاکم و داوری‌های بین‌المللی»، «صلح وعدالت»، «ثبات و امنیت»، «جلوگیری از کشتار و خونریزی» و «ایجاد صلح عادلانه در منطقه» و… همراه بود.

هرچند که هر دوی آنان خواستار «وحدت جهان اسلام» شدند، اما در نگاه آیت الله خامنه ای، این وحدت برای مقابله و رویارویی مستقیم با اسرائیل و با بکارگیری تسلیحات به معنا میرسد؛ در حالی که در نگرش حسن روحانی «وحدت جهان اسلام» ابزار بسیار پر قدرت حقوقی است که میتواند بر اسرائیل و حامیانش فشار آورد که از کشتار و خونریزی فاصله گرفته وبه ایجاد یک صلح عادلانه در فلسطین گردن نهند.

***

در باره این موضوع گفتگویی انجام داده‌ایم با محسن سازگارا، مدیر بنیاد مطالعات ایران معاصر در واشنگتن.

برای شنیدن این گفتگو به فایل صوتی رجوع کنید.

No responses yet

Jul 30 2014

مشاور خامنه‌ای: رفسنجانی در صدد قبضه قدرت پس از خمینی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: سرلشکر یحیی رحیم صفوی، مشاور عالی و دستیار نظامی رهبر ایران، با اشاره به نقش اکبر هاشمی رفسنجانی در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، وی را متهم کرد که می‌خواسته بعد از آیت الله خمینی قدرت را در دست داشته باشد و کشور را داره کند.

این فرمانده پیشین سپاه پاسداران در گفت‌وگو با نشریه «رمز عبور» که سایت‌های نزدیک به اصولگرایان تندرو آن را بازنشر کرده‌اند، گفته است: «آقای هاشمی به فکر قدرت بعد از امام بود و می‌خواست بعد از امام کشور را اداره کند. لذا می‌خواست قدرت را در دست داشته باشد و شاید پیش خود فکر می‌کرد در این جنگ نباید همه چیز از بین برود».

وی با اشاره به نقش اکبر هاشمی رفسنجانی در پایان دادن به جنگ ایران و عراق افزود: «برای حفظ قدرت خود و ادامه حکومت خودش بود که نمی‌خواست همه منابع کشور از بین برود».

آقای صفوی همچنین تایید کرد بین اکبر هاشمی رفسنجانی که از سوی آیت‌الله خمینی به عنوان فرمانده جنگ منصوب شده بوده و فرماندهان نظامی در رابطه با تداوم جنگ اختلاف نظر وجود داشته است.

برخی دیگر از فرماندهان سپاه در سال‌های گذشته بار‌ها از نقش هاشمی رفسنجانی در پایان دادن به جنگ ایران و عراق انتقاد کرده بودند.

در هفتم مهر سال ۱۳۸۵ و در پی سخنان محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران جنگ، آقای رفسنجانی متن کامل نامه آیت‌الله خمینی درباره پایان جنگ را منتشر کرد.

بر اساس نامه رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران، محسن رضایی در نامه‌ای که به وی نوشته بود، پیروزی در جنگ به مدت پنج سال را غیرممکن دانسته بود. وی همچنین خواستار دسترسی به سلاح‌های پیشرفته از جمله تسلیحات اتمی برای مقابله با عراق شده بود.

آقای رحیم صفوی با بیان اینکه مخالف نوشتن این نامه بوده است اظهار داشت: «آقای رضایی و شمخانی در بیمارستان امام حسین در کرمانشاه، نامه‌ای را به اسم آقای هاشمی رفسنجانی تنظیم کردند که این نامه را ایشــان به امام بدهند. در این نامه، نیازمندی‌های عملیاتی را ذکر کرده‌اند».

وی با اشاره به یکی از اظهارات هاشمی رفسنجانی در سال‌های ۱۳۶۲ گفت: «ایشان می‌گفت، شما این عملیات را با موفقیت انجام دهید و دیگر به خانه‌هایتان بروید؛ ما جنگ را به روش سیاسی تمام می‌کنیم».

این فرمانده پیشین سپاه با بیان اینکه ارتش هیچ عملیات بزرگی در جنگ ایران و عراق را نتوانست به پیروزی برساند، فرماندهان نظامی ارتش را متهم کرد که هیچ استراتژی و دیدگاهی نداشتند.

یحیی رحیم صفوی گفت که در سال ۱۳۶۵ کل درآمد ارزی ایران هفت میلیارد دلار بود و در آن سال، ایران نمی‌توانسته که روزانه بیشتر از یک میلیون بشکه نفت صادر کند.

وی اضافه کرد: «از سال ۱۳۶۵ به بعد، فشار اقتصادی روی ایران شروع شد. در آن سال عراقی‌ها کشتی‌های ما را در خارک هدف قرار می‌دادند. یکی از مسئولان می‌گفت که مردم دیگر استقبالی از شرکت در جنگ نمی‌کنند و اعزام نیرو به جبهه‌های جنگ کم شده بود».

وی ضمن انتقاد از «ضعف دیپلماسی ایران در دوران جنگ» افزود: «بر عکس عراقی‌ها که خیلی در دیپلماسی‌شان فعال بودند، ما تجربه سیاسی نداشتیم».

به نظر می‌رسد که حمله وی به علی اکبر ولایتی، مشاور بین‌الملل آیت‌الله علی خامنه‌ای، باشد که در بخش عمده‌ای از دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بود.

این فرمانده سابق سپاه همچنین از تغییر استراتژی جنگی ایران در سال‌های پایانی جنگ و جایگزین کردن عملیات‌های نظامی در غرب کشور به جای جنوب انتقاد کرد.

وی گفت: «حتی به سلیمانیه هم نرسیدیم. هر چند که اگر به سلیمانیه هم می‌رسیدیم، ارزش نداشت. یعنی اگر ما یک کیلومتر در شلمچه پیشروی می‌کردیم، ارزش آن برابر بود با پیشروی۱۰ یا ۲۰ کیلومتری در شمال عراق».

پیش از این نیز برخی از فرماندهان سپاه در مصاحبه‌های خود اعلام کرده بودند که پس از به نتیجه نرسیدن عملیات‌ها در جنوب، ایران جنگ را در شمال‌غرب دنبال کرد.

این بخش از سخنان آقای رحیم صفوی می‌تواند انتقادی از عملکرد و سیاست‌های جنگی محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، باشد. آقای رضایی در حال حاضر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

No responses yet

Jul 30 2014

احمد علم‌الهدی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری: لامذهبی بر در و دیوار کشور غوغا می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد علم‌الهدی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری می‌گوید «دین مردم» مهم‌تر از مسائل اقتصادی و رفاهی آنهاست٬ «مسئول بی‌تفاوت به فرهنگ دین از نظر رسول‌الله خائن است» و «لامذهبی» در ایران غوغا می‌کند.

آقای علم‌الهدی در خطبه‌های نماز «عید فطر» مشهد گفته که «آنچه در اولویت یک این مردم هست، مسائل دینی و دین مردم است و اقتصاد و رفاه و امنیت در اولویت‌های بعدی است.»

وی افزوده «در این کشور که مردم جانشان را فدای دین می‌کنند٬ اما جانشان را فدای اقتصاد و رفاه‌شان نمی‌کنند، پس دین مردم در اولویت است.»

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود گفته «مسئولین در برابر آبروی اسلام مسئولند.»

وی اضافه کرده «اگر بنا شد یک آقایی بیاید و مسئولیت اجرایی، قضایی امنیتی را به دست بگیرد و نسبت به توسعه دین بی‌تفاوت باشد، این مدیون پیغمبر اکرم است و از نظر رسول‌الله خائن است.»

علم‌الهدی افزوده «روز به‌روز در این مملکت در مسئله ترویج فحشا و منکرات با یک وضع نابسامان‌تر و فجیع‌تر روبرو می‌شویم و مظاهر بی‌دینی و لامذهبی بر در و دیوار کشور این‌جور غوغا می‌کند.»

No responses yet

Jul 29 2014

چرا به پرونده مفاسد برادران‌تان رسیدگی نمی‌کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: مصطفی تاج‌زاده در نامه‌ای از صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران، خواست که دستور برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات اقتصادی دو برادرش را صادر کند.

به گزارش وب‌سایت «کلمه [2]» آقای تاج‌زاده در نامه‌ی خود با اشاره به فیلم پخش شده از جلسه فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی در مجلس ایران در سال گذشته نوشت: «قانون و عدالت حکم می‌کند چنانچه نوار جعلی است آقای احمدی‌نژاد محاکمه شود و اگر درست است دادگاه رسیدگی به رشوه خواری آقای فاضل لاریجانی هرچه سریع‌تر تشکیل شود.»

تاج‌زاده افزوده است که یک سال و نیم پس از این واقعه، دستگاه قضایی از تشکیل دادگاه طفره رفته است.

مصطفی تاجزاده که عضو جبهه مشارکت و در زندان اوین است در ادامه‌ی نامه‌ی خود هم از صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه خواسته است تا اتهام زمین خواری محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه رسیدگی کند.

وی گفته است پرونده جواد لاریجانی «به گونه ناموجهی چند سال طول کشیده است و از برگزاری دادگاه وی نیز خبری نیست.»

این عضو حزب مشارکت در این خصوص نوشته است: «بایسته است دادگاه رسیدگی به اتهام وی نیز هرچه سریع‌تر برگزار شود و مشخص شود چه مقامی و با چه مجوزی چند هکتار زمین را در چه سالی و در کجا و چرا به وی بخشیده و قیمت آن هم معلوم شود.»

گفتنی است در جریان استیضاح وزیر کار در مجلس شورای اسلامی در ۱۵ بهمن ۱۳۹۱، محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری وقت ایران، ویدیویی از گفتگوی ضبط شده میان فاضل لاریجانی، با سعید مرتضوی را پخش کرد که طی آن مشخص شد فاضل لاریجانی، برادر صادق لاریجانی گفته بود در ازای گرفتن تسهیلات اقتصادی، تلاش خواهد کرد تا رابطه برادرانش در دو قوه قضاییه و مقننه با سعید مرتضوی بهبود یابد.

همچنین دیگر برادر رییس قوه قضاییه، یعنی محمد جواد اردشیر لاریجانی متهم به زمین‌خواری در اطراف تهران (ورامین) است.

No responses yet

Jul 29 2014

پشت صحنه دولت حسن روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

محمد نوری‌زاد: یک: دیروز به دیدن آقای جعفر پناهی رفتم. هنرمندی که به ضربِ طنز ترین حکم قضاییِ کشور، باید عمر باقی مانده اش را به تماشا بنشیند و فیلمی نسازد و فیلمنامه ای ننویسد. چندی پیش تولدش بود. به همین بهانه رفتم دیدنش. می گفت: وقتی در مسابقات جهانی فوتبال، سرود برزیل یا آرژانتین پخش می شد، می دیدم این بازیکنان با چه ولع و غروری کلمه به کلمه ی سرود ملی شان را می بلعیدند و با آن همراهی می کردند. وحال آنکه کلمه به کلمه ی سرود ملیِ ما ربطی به ملت ما ندارد و کاملاً اسلامی و شیعی است و بدیهی است بازیکنان ما یکی بخواند و یکی نخواند و آن که می خواند، احساس چندانی نسبت به آن نداشته باشد.

به وی گفتم: بله، این یک واقعیت بسیار آزاردهنده است که یک بلوچ یک عرب یک کرد یک ترکِ آذری یک ترکمن کمترین قرابتی با سرود ملی ما در خود احساس نمی کند. چرا؟ چون در این سرود سخن از یک نظام و یک باوری است که امروزه به ضرب دگنگ بر سرِ پاست. گفتم: شما حالا بیا به سرودی که مرحوم بنان می خواند توجه کن: ای ایران ای مرز پر گهر، ای خاکت سرچشمه ی هنر…. در این سرود هیچ دکانی برای هیچ احدی وا نشده است. کلمه به کلمه ی این سرود از ایران است و به ایران باز می گردد. آقای پناهی گفت: با این استعدادی که کشور ما برای تفرقه و تجزیه دارد و آقایان در این سالها با رفتارشان خوب بر تنور همین تفرقه و تجزیه هیزم انداخته اند، ترمیم سرود ملیِ کشورمان بشدت ضروری می نماید.

دو: دیشب در جایی بودم شلوغ. در کنار دوستی نشستم که سالم و خردمند و منصف است و از اصلاح طلبان. از وی پرسیدم: با این فرصتی که پدید آمده آیا برای شخص شما کاری موقعیتی مسئولیتی فراهم آمده یا نه؟ گفت: چرا آمده بود. قرار شد در یک وزارتخانه با توجه به تخصصی که دارم مسئولیتی بپذیرم. رییس جمهور حکم هم زد. اما جماعتی از اصول گرایانِ مدعیِ آن وزارتخانه قشقرقی بپا کردند که اگر فلانی پایش به این وزارتخانه برسد ما فلان می کینم و بهمان. گفت: آنچنان سمبه هایشان پر بود که آقای روحانی پای پس کشید و به اسم کسی دیگر حکم زد آن وزارتخانه را.

این دوست اصلاح طلب، از فضای آشفته ی وزارت علوم نیز گفت. این که: وزیر علوم این روزها اختیارات چندانی ندارد. جناب بیت رهبری آمده و اغلب اختیارات حساس و محوریِ وزارت علوم را گرفته و داده به شورای عالی انقلاب فرهنگی. مثلاً جذب و حذف استادان و اعضای هیأت علمی دانشگاهها نه در اختیار وزارت علوم که در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی است. یعنی وزیر باید برود آنجا بنشیند و خبردار شود که چه کسانی می آیند و چه کسانی باید بروند. بی آنکه در این رفت و آمدها اصلی به اسم توان علمی و شایستگی های دانشگاهی دیده شود.

دوست ما از امام جمعه ی اهواز گفت. این که: این امام جمعه رفته از همین شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجوز تأسیس دانشگاه گرفته با یازده شعبه. دانشگاهی که مرکزیتش در اهواز است و در یازده شهر دیگر شعبه دارد. به وی گفتم: من این امام جمعه ی کریه المنظر و کریه الفکر را نیک می شناسم و در سفر به خوزستان با گوشه هایی از کراماتش آشنا شدم. این امام جمعه یک بخور بخورهایی راه انداخته و یک عبدِ ذلیل هایی در اطراف خود آراسته که جمعی از مردم خوزستان از وی با عنوان ” شاه خوزستان” اسم می برند. این امام جمعه در کنار امام جمعه ی تبریز و آدمهایی چون علم الهدی و سید احمد خاتمی و دیگرانی چون حائری شیرازی و نعیم آبادیِ بندرعباس، یک ارکستر سمفونیکِ ولایتمدارانه ای بپا کرده اند که تنها مخاطبش شاید خود جناب رهبر باشد. بی آنکه رهبر بدان این جماعت چه پوستی از تنِ اعتبار وی کنده اند و می کنند. فصل مشترک همه ی اینان، جهالت و قلچماقیِ ولایی است. دولت روحانی با همه ی هیاهویش، اجازه ی این ندارد که هیچ استانداری و هیچ فرمانداری و هیچ مدیرکل و هیچ مسئولی را بی اجازه ی این قلچماقانِ بی بُنیه بکار گیرد.

دوست ما که به سران اصلاح طلب نزدیک است، از آقای سید محمد خاتمی گفت. که خیال داشت دانشگاهی راه بیندازد. گفت: همه ی ما را جمع کرد و در این خصوص از ما مشورت خواست. متفقاً به وی گفتیم اوضاع بلبشوی کشور نه به گونه ای است که شما را فرصتی برای این فکر خوب پدید آورد. به آقای خاتمی گفتیم: حتی اگر آقای روحانی با همه ی قدرتش پای پیش بگذارد، برادران اجازه نخواهند داد شما صاحب دانشگاه شوید. به دوست اصلاح طلب خود گفتم: آقای خاتمی یک چیزکِ مختصری اگر با خود داشت اکنون نه صاحب دانشگاه که جانشین بلافصل خود رهبر بود. چه؟ مختصری ولایتمداری. از همان ملاتی که عربده کشانِ پوک مغزی چون سید احمد خاتمی را از هرکجای گمگشتگی بر می کشد و بر مسند اختیار و نعره های فقیهانه می نشاند.

سه: چون سخن از اصلاح طلبی و اصلاح طلبان شد، می گویم: من – محمد نوری زاد – گرچه به اصلاح امور در هر مقطع از حیات فردی و اجتماعی باور دارم، اما نه اصولگرا هستم و نه اصلاح طلب و نه عضو و هوادار هیچ دار و دسته ی حکومتی. من باوری یافته ام که با همان به آسمان شخصیِ خود صعود می کنم. و آن: انسانیت طلبی است. بله، من انسان طلب یا انسانیت طلبم. در این باور، شما هرگز در محدوده ی تشکیلاتِ محدود خود در جا نمی زنید. یک اصلاح طلب، با همه ی تفاوت هایی که با اصولگرایان منجمد دارد، مثلاً هرگز نمی تواند به خانه ی یک بهایی برود و از خوردنی های آنان بخورد و با آنان غمگساری کند بخاطر جفاهایی که بر سرشان فرو ریخته در این سالهای اسلامی.

یک اصلاح طلب هرگز نمی تواند بگوید: یک سنیِ فهیم کردستانی چرا نباید وزیر شود؟ و یا نمی تواند برای سنیان در تهران یک مسجد بخواهد. یک اصلاح طلب نمی تواند در محفل شاد جوانانی شرکت کند که مستانه پایکوبی می کنند و خوش اند و البته نگران از فرو باریدنِ برادران از درو دیوار. چرا؟ چون تلقی های اسلامی و شیعی و حکومتی، زنجیری اند که شما را از رفتن و رهایی باز می دارند. به این رسیده ام که: انسان طلب اگر باشی، همه ی خوبی ها را از هر تیره و طایفه و از هرکجا که باشد از خود می دانی و تأییدش می کنی، و همه ی بدی ها را از هر تیره و طایفه و از هرکجا که باشد از خود و از جامعه ی اطراف خود دوری می کنی. و این همان اکسیری است که در آینده ای حتمی، تمامی عرصه های بشری را در اختیار خواهد گرفت بی تردید.

محمد نوری زاد
پنجم مرداد نود و سه – تهران

No responses yet

Jul 29 2014

در تازه‌ترین دستور خامنه‌ای به مناسبت عید فطر: زندانیان سیاسی٬ متجاوزان و قاتلان عفو نشدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: زندانیانیان سیاسی به همراه سارقان٬ قاچاقچیان٬ قاتلان٬ متجاوزان٬ اختلاس‌گران٬ اسید‌پاشان٬ آدم‌ربایان و فاسدان به مناسبت «عید فطر» مشمول «عفو» علی خامنه‌ای نشدند.

آقای خامنه‌ای روز چهارم امرداد به درخواست صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه و براساس یک رویه هر ساله در آستانه «عید فطر» با عفو و تخفیف در مجازات گروهی از مجرمان و زندانیان موافقت کرد.

در فهرست پیشنهادی رئیس قوه قضائیه زندانیان سیاسی در کنار سایر گروه‌های زندانی فوق‌الذکر قرار داده شده و برای آن‌ها درخواست «عفو» نشده است.

روند «عفو» زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی به طور معمول با درخواست رسمی این زندانیان از رهبر جمهوری اسلامی و «توبه» از عملکرد خود صورت می‌گیرد.

این اقدام قوه قضائیه در قرار دادن زندانیانی که «علیه» امنیت داخلی و خارجی اقدام کرده‌اند در کنار سایر مجرمان اجتماعی و اقتصادی معنادار به نظر می‌رسد.

گزارش‌ها از ایران از وخیم شدن وضعیت زندانیان سیاسی پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی حکایت دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .