Dec 14 2017

احمدی‌نژاد جرات نداشت سر من فریاد بزند

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: صادق آملی لاریجانی روز چهارشنبه ۲۲ آذر شدیدا از اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین، و نزدیکانش علیه قوه قضاییه انتقاد کرد و آنها را بانیان «فتنه جدید» خواند.

رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در دیدار با تشکل‌های دانشجویی همسو با اصولگرایان بخش عمده‌ای از سخنانش را به پاسخگویی به اتهامات محمود احمدی‌نژاد، حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی و دیگر نزدیکان رئیس‌جمهوری سابق اختصاص داد.

وی، محمود احمدی‌نژاد را به «دروغگویی» متهم کرد و گفت رئیس‌جمهوری سابق هرگز در شورای امنیت ملی در مورد پرونده ستار بهشتی، بر سر او فریاد نکشیده است چرا که به گفته آملی لاریجانی، احمدی‌نژاد «جرات» این کار را نداشت.

آقای احمدی‌نژاد به تازگی گفته بود که در این شورا به خاطر ستار بهشتی وبلاگ‌نویس کشته شده در زندان، بر سر صادق لاریجانی فریاد کشیده است.

به گزارش خبرگزاری میزان، آملی لاریجانی با دفاع از عملکرد قوه قضاییه، محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش را متهم کرد که با تضعیف قوه قضاییه، نظام را تضعیف می‌کنند. وی همچنین اظهار داشت که بخش عمده‌ای از «اعتمادزادیی» از قوه قضاییه «ریشه در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات سرویس‌های جاسوسی و امنیتی غرب دارد».

رئیس قوه قضاییه ایران با اشاره به گفته احمدی‌نژاد و نزدیکانش گفت: «این افراد با شیطنت می‌گویند که فرزندان ما جاسوس نیستند و بعد هم مدعی هستند که ما تهمتی نزدیم، یک جمله سلبی گفته‌ایم».

صادق لاریجانی گفت: «همین آقا در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به دبیر شورای عالی امنیت ملی می‌گوید از جاسوسی دختر فلانی چه خبر؟ ایشان پاسخ می‌دهد که این ماجرا از اساس دروغ است. به او می‌گوید شما مطلع نیستید، ما اطلاع دقیق داریم که وی بازداشت است و آدرس دقیق محل بازداشت وی را هم می‌دانیم. آخر می‌شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوی دور شود؟»

پیشتر یکی از رسانه‌های خارج کشور اعلام کرده بود که دختر رئیس قوه قضاییه به خاطر جاسوسی در بازداشت است که احمدی‌نژاد و نزدیکانش تلویحا آن را تایید کردند.

صادق لاریجانی همچنین در مورد دو برادرش فاضل و محمدجواد هم سخن گفت. وی گفت: «با فیلمی که از فاضل لاریجانی داشتند، می‌خواستند رئیس قوه قضاییه را مرعوب کنند».

محمود احمدی‌نژاد هنگام استیضاح وزیر کار در مجلس این فیلم را در مجلس پخش کرد.

صادق لاریجانی در مورد محمدجواد لاریجانی که به «زمین‌خواری» متهم شده، گفت این پرونده در جریان است و قاضی در این مورد به گفته او، مستقل عمل خواهد کرد.

رئیس قوه قضاییه در ادامه احمدی‌نژاد و نزدیکانش را به «فتنه‌گری» متهم کرد و گفت: «کار افرادی هم که در حال حاضر انواع اتهامات را علیه دستگاه قضایی مطرح می‌کنند و سیاه‌نمایی می‌کنند نوعی فتنه است… سران فتنه می‌گفتند ما انتخابات و شورای نگهبان را قبول نداریم، اینها هم می‌گویند ما قوه قضاییه را قبول نداریم. آ‌نها دعوت به اغتشاش می‌کردند، این‌ها هم با بست‌نشینی به دنبال جریان‌سازی و اغتشاش‌اند».

حمید بقایی و شماری از مقام‌های سابق دولت محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به قوه قضاییه در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری بست نشسته بودند.

در همین حال محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به نماینده اصفهان در مجلس خبرگان، با تکرار انتقادات خود به قوه قضاییه و اعتراض به روند رسیدگی پرونده حمید بقایی نوشت: «…امروز دیوان عالی کشور، دادستان، دادسراها، زندان و حتی دادسرای انتظامی قضات که مسئول رسیدگی به تخلفات مقامات قضایی است نیز توسط رئیس قوه نصب می‌شوند و تحت امر او هستند معنی آن این است که از مقامات قضایی باید به خودشان شکایت کرد».

رئیس‌جمهوری سابق ایران آبان‌ماه امسال هم در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود: «اعتماد عمومی به صداقت و توانایی برخی مدیران ارشد و دستگاه‌های گوناگون برای مدیریت بحران و عبور دادن کشور از این شرایط، مدتهاست از خطوط قرمز عبور کرده» است .

علی مطهری، نایب رئیس مجلس و از منتقدان محمود احمدی‌نژاد، به تازگی گفته است بخشی از این انتقادهای احمدی‌نژاد به قوه قضاییه درست است.

علی مطهری گفت: «… گاهی شاهدیم مسئولان قوه قضاییه، صرف یک انتقاد را توهین به مقامات عالی کشور دانسته و فوراً نسبت به تشکیل پرونده برای منتقد اقدام می‌کنند».

No responses yet

Dec 12 2017

دانشجو خطاب به اژه‌ای: فیلم برادر لاریجانی را همه دیده‌اند ومی‌خواهند بدانند صادق خاطی است یا فاضل!

نوشته: در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Dec 11 2017

برای فاضل لاریجانی، جرمی احراز نشده است

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: معاون اول قوه قضائیه ایران بار دیگر گزارش‌ها درباره«جاسوسی» دختر رئیس این قوه را تکذیب کرد و خبر داد که برای فاضل لاریجانی، برادر آیت‌الله صادق لاریجانی، در پرونده تلاش برای اخذ رشوه از سازمان تامین اجتماعی «جرمی احراز نشده است».

غلامحسین محسنی اژه‌ای روز دوشنبه ۲۰ آذر، این مطالب را در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه صنعتی شریف تهران ابراز داشت.

آقای محسنی اژه‌ای، سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تامین اجتماعی و دادستان سابق تهران، را متهم کرد که قصد داشته است همراه با افراد دیگر «با یک دسیسه چینی» برای برادر رئیس قوه قضائیه پرونده سازی کند.

وی اضافه کرد: «اگر از او شکایت شود، مرتضوی نیز تحت تعقیب قرار می‌گیرد».

محمود احمدی‌نژاد سال ۹۱ و در جریان استیضاح وزیر وقت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، فیلمی از گفت‌وگوی فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تامین اجتماعی، را پخش کرد که در آن، برادر رئیس قوه قضائیه از آقای مرتضوی تقاضای رشوه می‌کند.

محمود احمدی‌نژاد و حمید بقایی همچنین در هفته‌های گذشته به صورت تلویحی به موضوع «جاسوسی» زهرا لاریجانی، دختر رئیس قوه قضائیه، و پرونده‌های «زمین خواری» و فساد مالی محمد جواد لاریجانی و فاضل لاریجانی، دو برادر روسای قوه قضائیه و قوه مقننه، اشاره کرده‌اند.

مقام‌های قوه قضائیه پیش از این، گزارش‌ها درباره «جاسوسی» دختر رئیس قوه قضائیه را تکذیب کرده بودند. درباره «زمین خواری» محمد جواد لاریجانی نیز در سال‌های گذشته پرونده ای تشکیل شده اما درباره نتیجه آن گزارشی منتشر نشده است.

در همین حال، سخنگوی قوه قضائیه روز دوشنبه تاکید کرد که گزارش‌ها درباره «جاسوسی» رئیس دختر قوه قضائیه «صد در صد دروغ است» و او «با هیچ سرویس جاسوسی ارتباط نداشته و هیج جا بازداشت» نبوده است.

«اگر بقایی راضی باشد، دستخطش منتشر می‌شود»

معاون اول قوه قضائیه همچنین اعلام کرد که در صورت موافقت حمید بقایی، دست خط او مبنی براینکه با تمایل خود در سلول انفرادی باقی مانده است، منتشر خواهد شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای تاکید کرد:«دستخط را نشان دادم و الان هم وجود دارد؛ اگر رضایت دهد منتشر می‌شود و البته می‌تواند ادعای جعل کرد».

معاون اول قوه قضائیه در زمان بازداشت حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی نژاد دردوره ریاست جمهوری، گفته بود که او در نامه‌ای اعلام کرده بود که تمایل دارد در«سوئیت (سلول انفرادی) باقی بماند.

آقای بقایی پس از آزادی در مرداد سال جاری، این گفته‌های آقای اژه ای را تکذیب کرد و گفت که او مانند دوره تصدی سمت وزارت اطلاعات در دولت اول محمود احمدی نژاد «دروغ می‌گوید».

مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره حصر «پابرجاست»

معاون اول قوه قضائیه همچنین درپاسخ به سئوالی درباره دلایل محاکمه نشدن رهبران معترضان به نتایج انتخابات سال ۸۸ گفت:«ما بارها گفتیم شورای عالی امنیت ملی مصوب کرد الان به صلاح نیست محاکمه شوند و آنها را محصور کرد. تا الان هم این مصوبه پابرجاست که اگر نبود، قوه قضائیه همان موقع وارد کار می شد».

غلامحسین محسنی اژه‌ای همچنین درباره ممنوع التصویری محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، نیز تاکید کرد که این اقدام براساس مصوبه «کمیسیون‌های» شورای عالی امنیت ملی انجام شده است.

این سخنان درحالی بیان شد که حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، پیش از این اعلام کرده که شورای عالی امنیت ملی و کمیته های آن مصوبه ای درباره حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنرد و مهدی کروبی و ممنوع التصویری محمد خاتمی نداشته‌اند.

آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد، از بهمن ۸۹ تاکنون بدون محاکمه در حصر خانگی به سر می‌برند و درخواست‌های آنان برای حضور در دادگاه علنی تاکنون مورد قبول واقع نشده است.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز ۳۰ مرداد در نامه‌ای به سخنگوی قوه قضائیه ادامه حصر با مصوبه شورای عالی امنیت ملی را «مخالف قانون اساسی» خوانده و این پرسش را مطرح کرده بود که آیا مخالفت با محاکمه آنان «شائبه هراس از روشن شدن حقایق را ایجاد نمی‌کند؟».

درماه‌های گذشته، گزارش‌هایی درباره «محدودیت‌های» جدید درباره حضور محمد خاتمی در مراسم عمومی منتشر شده است، اما مقام‌های قوه قضائیه و حسین نجات، جانشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اعلام کردند که این محدودیت‌ها «جدید نیست» و «اقدامات پیشگیرانه‌ای» است که «بر اساس مصوبه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» انجام شده‌است.

موضوع ممنوعیت انتشار تصویر و اخبار محمد خاتمی در زمستان ۹۳ مطرح شد، و آن زمان گزارش‌ها حاکی از این بود که عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، در جلسه‌ای با مدیران رسانه‌ها نسبت به درج تصویر و ذکر نام رئیس‌جمهوری پیشین ایران هشدار داده و مرتکبان را به توقیف و تعطیل رسانه‌های‌شان تهدید کرده‌است.

No responses yet

Dec 03 2017

پاسخ رئیس قوه قضائیه ایران به انتقادهای احمدی‌نژاد

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، در پاسخ به انتقادهای اخیر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین، او را به دروغ گفتن متهم کرده و گفته است: “عده‌ای برای دفاع از همراهانشان بال‌بال می‌زنند و نظام را زیر سئوال می‌برند.”

آقای لاریجانی امروز یکشنبه ۱۲ آذر (۳ دسامبر) در یک سخنرانی در تهران گفت: “آقایی که خودش از مسئولین سابق است، ظرف چند دقیقه صحبت شاید ۵۰ حرف خلاف واقع علیه قوه قضائیه و مسئولان قضایی می‌زند و متأسفانه توجه هم نمی‌کنند که این کار خیانت به نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌های انقلاب و خون شهداست.”

او نامی از آقای احمدی‌نژاد نبرده، اما مستقیما به انتقاداتی پاسخ داده که آقای احمدی‌نژاد اخیرا در یک فایل ویدیویی منتشر کرده بود.

+ احمدی نژاد در نامه به رهبر ایران: مقام های قضایی در افکار عمومی متهم هستند

+ مصباح یزدی: در احمدی‌نژاد حالت انحرافی می‌بینم

رئیس جمهور پیشین ایران از جمله گفته بود که سازمان زندان‌ها و دادسراها می‌بایست زیر نظر دولت باشد، اما “اول انقلاب شورای انقلاب بدون توجه به مسائل حقوقی [قرار گرفتن آن زیر نظر قوه قضائیه] را مصوب کرده و همینطور مانده است”.

آقای لاریجانی امروز پاسخ داده: “مصوبات شورای انقلاب به لحاظ استحکام، گاهی از مصوبات مجلس هم بالاتر بود، چون با تجویز و امضای امام راحل و تأیید ایشان انجام می‌شد… اصلاً الحاق سازمان زندان‌ها به قوه قضاییه ربطی به مصوبه شورای انقلاب ندارد. سازمان زندان‌ها مصوبه سال ۱۳۶۴ است که توسط مجلس تصویب شده است.”

آقای احمدی‌نژاد در انتقادات خود همچنین گفته بود که مقام‌های ارشد قضایی و از جمله رئیس قوه قضائیه هیچ وقت به زندان‌ها، دادسراها و دادگاه‌ها سرکشی نمی‌کنند.

اما آقای لاریجانی امروز پاسخ داده است که “خود بنده بازدیدهای چند ساعته از زندان‌ها، دادسراها، دادگاه‌ها و سایر مجموعه‌های قضایی داشته‌ام. بصورت سرزده به دادسراها سرکشی می‌کنم و در دادگاه‌ها، سازمان ثبت و پزشکی قانونی حضور پیدا کرده‌ام. از طرفی معاون اول قوه قضائیه و دادستان کل کشور و رؤسای دادگستری‌ها بصورت منظم بر مجموعه خود نظارت و از آن‌ها سرکشی دارند.”

آقای احمدی‌نژاد که تعدادی از یاران نزدیک سیاسی‌اش در سال‌های اخیر به اتهامات مختلف محاکمه یا احضار شده‌اند، پیشتر هم از طریق نوشتن نامه‌های سرگشاده یا سخنرانی از عملکرد قوه قضائیه بتندی انتقاد کرده بود.

اما مقام‌های قوه قضائیه او را متهم می‌کنند که تنها به دلیل پیگیری قضائی پروه نزدیکانش از قوه قضائیه انتقاد می‌کند.

آقای احمدی‌نژاد در پاسخ به این حرف گفته است: “اگر به آشنای کسی ظلم شد، حق اعتراض ندارد؟ معنای این حرف این است که اگر کسی از نزدیکان احمدی‌نژاد بود، هر کار بخواهیم با او می‌کنیم!… گفتن همین حرف از سوی یک مقام قضایی یعنی او از عدالت ساقط شده است و شایستگی تصدی سمت قضایی را ندارد.”

آقای احمدی‌نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری خود اختلافات زیادی با صادق و علی لاریجانی، رئیسان قوه قضائیه و مجلس ایران پیدا کرد بطوری که رهبر ایران مجبور شد برای حل اختلاف آنها “هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه” را تشکیل دهد که چندان موثر نبود.

اختلافات آقای احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی وقتی به اوج رسید که رئیس جمهور وقت در جریان استیضاح یکی از وزیرانش فیلمی را پخش کرد که بطور مخفیانه از گفت‌وگوی سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تأمین اجتماعی با فاضل لاریجانی ضبط شده بود و آقای لاریجانی در آن از آقای مرتضوی می‌خواست رابطه او را با بابک زنجانی، سرمایه‌دار سرشناس برقرار کند.

فاضل لاریجانی در آن نوار می‌گفت که می‌تواند با استفاده از نفوذ برادرانش، مشکلات حقوقی و قانونی پیش پای آقای زنجانی را برطرف کند.

No responses yet

Nov 30 2017

آلت الله مکارم شیرازی: ورودِ زنان به ورزشگاه دیگر نباید مطرح شود/ رهبری و مراجع مخالف هستند/ مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,ملای حیله‌گر

عصرایران: آلت‌الله مکارم شیرازی مرجع تقلید شیعه با اشاره به سابقه بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها و مخالفت با آن، تاکید کرد: طرح مجدد این مسئله، رفتن راه انحرافی است.

به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز چهارشنبه (۸ آذر) در ابتدای درس خارج خود در مسجد اعظم قم با اشاره به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها تصریح کرد: این طرح در دولت قبل نیز مطرح شد، اما هم رهبری و هم مراجع مخالفت کردند و باز هم متاسفانه برخی با وجود اطلاع از این کار به دنبال تصویب آئین نامه هستند.

وی اظهار کرد: مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟ مشکل مردم گرانی نان و بیکاری جوانان تحصیلکرده و اشتغال و مشکل بانک است که مردم را بیچاره کرده است.

وی با بیان اینکه خواه ناخواه این مسئله مفاسدی در پی دارد عنوان کرد: دولت به جای نوشتن آئین‌نامه برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها، برای گران نشدن نان و رفع مشکلات بیکاری و معیشتی مردم آئین نامه بنویسد.

نیاز اصلی امت اسلامی وحدت حول محور امام زمان است.

مکارم شیرازی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص) گفت: ایشان در این روایت به معرفی بدترین مردم پرداخته و فرموده است که افرادی که تنها به فکر خود هستند و برای به دست آوردن دنیا به زیردست ظلم می‌کنند جزء بدترین مردم هستند.

وی افزود: البته در این روایت ذکر شده که از این گروه بدتر کسانی هستند که مردم از شر آنان در امان نیستند و امیدی هم به خیر آنان ندارند.

آیت‌الله مکارم شیرازی همچنین با تبریک آغاز امامت امام زمان(عج) افزود: آنچه امروز نیاز اصلی امت اسلامی است وحدت حول محور حضرت حجت است زیرا اگرچه فتنه‌های سوریه و عراق کم شده است، ولی دنبال فتنه در لبنان هستند.

وی تاکید کرد: ما باید وجود مقدس امام زمان(عج) را به حلقه وصل و وحدت امت اسلامی تبدیل کنیم و از انجام کارهای تفرقه‌افکنانه پرهیز شود.

این مرجع تقلید تصریح کرد: ظهور از باورهای مشترک میان اهل سنت و شیعه است و تنها تفاوت ما با اهل سنت در این است که آنان معتقدند امام بعدا متولد خواهد شد.

آیت‌الله مکارم تاکید کرد: همان طور که اربعین حسینی به حلقه اتصال تبدیل شد باید بزرگداشت امام مهدی(عج) نیز حلقه اتصال میان مسلمین شود.

No responses yet

Nov 29 2017

احمدی‌نژاد به خامنه‌ای: امید به بهبود اوضاع به حداقل رسیده

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محمود احمدی‌نژاد با علنی‌کردن نامه اخیر خود به رهبر جمهوری اسلامی ایران ضمن توصیفی از شرایط نامساعد کشور، به درگیری‌ها و مناقشاتش با قوه قضائیه ابعاد تازه‌ای داده است.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران روز دوشنبه ۶ آذر (۲۷ نوامبر) متن نامه‌ای را علنی کرد که ظاهرا دو هفته پیش (۲۲ آبان) به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته است. این نامه ساعاتی پس از آن منتشر شد که محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، احمدی‌نژاد را به دلیل انتقادهایش از قوه قضائیه “لاتی گنده‌گو” توصیف کرد.

بیشتر بخوانید: محسنی اژه‌ای: عدم برخورد با احمدی‌نژاد حکمت دارد

در نامه احمدی‌نژاد شرح مفصلی از وضعیت جاری و نامساعد کشور ارائه شده ولی اشاره‌ای به سهمی که دولت و مدیریت او در ایجاد چنین شرایطی کرده، نشده است. او از جمله نوشته است: «به دلیل غفلت مسئولین و اثرگذاری برنامه‌های دشمنان، بحران‌های رکود بی‌سابقه اقتصادی، نقدینگی، بانکی، بیکاری، فقر و فاصله طبقاتی و تولید به وضعیت حادی رسیده و هر لحظه ممکن است کشور و مردم را با شرایط غیر قابل پیش‌بینی و مدیریت مواجه سازد.»

به نوشته احمدی‌نژاد، “فشار سنگین و بی سابقه اقتصادی، تبلیغی و عاطفی در کنار فشارهای سیاسی، روحی و روانی، بسیاری از مردم و خانواده‌ها را در معرض آسیب‌های جدی و در هم شکستگی قرار داده و فضای آینده را در ذهن عموم مردم به خصوص جوانان عزیز تیره ساخته … و شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است”.

از نظر منتقدان، احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری خود که با حمایت آیت‌الله خامنه‌ای همراه بود به دلیل طرح شعارهای تند در مورد مسائل منطقه‌ای و پرونده هسته‌ای زمینه مساعدی برای اعمال بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران ایجاد کرد. بخشی از وضعیتی که ایران اینک با آن روبروست پیامد آن سیاست‌ها و تحریم‌ها تلقی می‌شود.

تهاجم دوباره به قوه قضائیه

بخش دیگری از نامه محمود احمدی‌نژاد بر مناقشه اخیر او با قوه قضائیه متمرکز است. او در این باره نوشته است: «اصرار غیر عادی و غیر موجه و غیر قانونی بر مواضع شخصی و سیاسی و دخالت دادن آن مواضع در امر قضا و بهره‌برداری از قدرت قضایی در مناسبات سیاسی، شخصی و خانوادگی، فرصت رسیدگی و اصلاح وضع دستگاه قضایی و مراقبت از خطا و ظلم و تلاش برای حل مسائل اصلی کشور و احقاق حقوق مردم را از آن مقامات سلب کرده است.»

Ali Laridschani und Mahmud Ahmadinedschad (Fars) احمدی‌نژاد می‌گوید که مخالف خانواده لاریجانی‌ها و تسلط آنها بر قوای کشور است

احمدی‌نژاد کارنامه قوه قضائیه را سبب نارضایتی عمومی در کشور توصیف کرده و نوشته است: «وجود حدود ۱۷ میلیون پرونده که به معنای درگیر بودن اکثریت قاطع خانواده‌های ایرانی در دعواهای قضایی است، آیینۀ تمام‌نما و شفافی از وضع کشور و عملکرد دستگاه‌های گوناگون و به تنهایی دلیل و نشانه روشنی از وضع نابسامان و کار‌نا‌بلدی مقامات قضایی و اشکالات اساسی در آن دستگاه است. نارضایتی عمومی از وضع کشور و دستگاه قضایی بی‌سابقه و فریاد قاطبه مردم از بی‌عدالتی و روابط نادرست به آسمان است.»

حملات شدید محمود احمدی‌نژاد علیه قوه قضائیه با این انتقاد روبروست که دور دوم ریاست جمهوری او با سرکوب اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ قطعی شد و قوه قضائیه در این سرکوب‌ها نقشی محوری داشت.

بیشتر بخوانید: اعتراف دادستان سابق به ضرب و شتم و شکنجه معترضان سال ۸۸

ولی احمدی‌نژاد نه آن زمان و نه حالا انتقادی را متوجه کارنامه قوه قضائیه در آن مقطع نمی‌داند ولی حالا که این قوه در چارچوب دعوای قدرت میان بالایی‌ها تیغ را متوجه خود او و اطرافیانش کرده به انتقاد از آن روی آورده است.

بیشتر بخوانید: انتقاد شدید احمدی‌نژاد از رفتار قوه قضاییه با حمید بقایی

رئیس جمهور سابق که در دوران ریاست جمهوری‌اش با محدودیت و انسداد آزادی‌های فردی و اجتماعی مخالفتی جدی نکرد حالا می‌نویسد: «به بهانه‌های مختلف و با برخوردهای خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادی بیان بسته شده و گروهی اندک و چند خانواده مشخص تلاش دارند تا قدرت و مناصب اصلی برآمده از انقلابِ ملت را به طور انحصاری در خدمت خود و تثبیت حاکمیت جناح‌ها و باندهای ثروت و قدرت به کار گیرند.»

با توجه به تشدید مناقشه میان رئیس جمهور سابق و قوه قضائیه در هفته‌های اخیر احتمالا علنی‌شدن نامه او به خامنه‌ای محمل جدیدی برای بالاگرفتن این مناقشات خواهد بود.

No responses yet

Nov 26 2017

مشایی خطاب به قوه قضائیه: بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: دومین جلسه بازپرسی اسفندیار رحیم مشایی، معاون سابق محمود احمدی‌نژاد در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. او در سخنانی قوه قضائیه را متهم به سیاسی‌کاری کرد و گفت ما می‌خواهیم چهره واقعی شما را افشا کنیم.

روز شنبه چهارم آذر (۲۵ نوامبر) دومین جلسه بازپرسی اسفندریار رحیم مشایی در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. جلسه اول بازپرسی رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در دولت نهم روز پنجشنبه دوم آذر ماه برگزار شده بود.

رحیم مشایی تصویر احضاریه اول را در کانال تلگرام خود منتشر کرده بود. علت احضار او به دادسرای عمومی و انقلاب تهران، “توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه نظام، تصرف غیر قانونی در اموال دولتی، توهین به مسئولین نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی” مطرح شده است.

یک روز پس از برگزاری جلسه بازپرسی نخست، وب‌سایت دولت بهار نزدیک به محمود احمدی‌نژاد، ویدیوی سخنان اسفندیار رحیم مشایی را منتشر کرد.

او در این ویدیو با اشاره به جزییات جلسه بازپرسی، قوه قضائیه را به شدت مورد انتقاد قرار داد. رحیم مشایی در بخشی از سخنان خود گفت: «یکی از مشکلات کنونی این است که قوه قضائیه با تکیه بر قدرت، به نفع قدرت عمل می‌کند که خلاف روح قانون اساسی است.»

بیشتر بخوانید: واکنش‌ها به “دیکتاتور” خواندن قوه قضائیه توسط احمدی‌نژاد

رحیم مشایی با بیان اینکه بخاطر عملکرد گذشته قوه قضائیه، شرمنده بسیاری از مردم است، افزود: «الان از ما ایراد می‌گیرند که صدایتان برای خودتان درآمده است؛ حق دارند. چون فکر می‌کردیم که شماها در موضع عدالت نشسته‌اید. ما تازه فهمیده‌ایم که شماها دارای چه دیدگاه‌ها و باورهایی هستید و چگونه به مسائل نگاه می‌کنید.»

به گفته معاون سابق محمود احمدی‌نژاد طرح یک اتهام مالی برای کم کردن از جنبه سیاسی احضاریه صورت گرفته است.

او در واکنش به سایر اتهامات گفت: «توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تصرف غیرقانونی را بعنوان چماق بالای سر نگه داشته‌اید، برای همین است: توهین به مسئولان نظام؛ یعنی خودتان.»

رحیم مشایی افزود: «بنده در این چهار سال که در هیچ مقامی نبوده‌ام، اساسا موضع گیری سیاسی علیه قوه مقننه و مجریه نداشته‌ام، اما درباره دستگاه قضایی چرا.»

او در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه “ما می‌خواهیم نگاه و چهره واقعی شما را افشا کنیم”، گفت: «اگر خواستید اعدام کنید، خیابان پاستور؛ اما اگر خواستید شلاق بزنید آدرس دیگری به شما می‌دهم؛ من آماده‌ام، بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است.»

افزایش انتقادها به قوه قضاییه

در هفته‌های اخیر انتقاد برخی مسئولان دولت گذشته به عملکرد قوه قضاییه افزایش یافته است. محمود احمدی‌نژاد نیز هفته گذشته از “دیکتاتوری قوه قضاییه” سخن گفته بود.

رئیس‌جمهور سابق ایران روز پنجشنبه دوم آذر در گفت‌وگو با سایت “دولت بهار” گفت که اختیارات قوه قضائیه از اختیارات رهبری جمهوری اسلامی بیشتر است اما هیچ نظارت سیستماتیکی بر این دستگاه صورت نمی‌گیرد.

او می‌گوید ۳۸ سال است افکار عمومی و کارشناسان به طور اصولی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتقاد نکرده‌اند و به طور کلی قضات قوه قضائیه مستقل نیستند و بسیاری احکام از قبل از سوی دادستان تعیین شده‌اند و قاضی فقط آن را تأیید می‌کند.

بیشتر بخوانید: پایان بست‌نشینی همکاران پیشین احمدی‌نژاد در حرم عبدالعظیم

احمدی‌نژاد معتقد است که رئیس قوه قضائیه نیز پیشاپیش فردی را محکوم می‌کند و سپس پرونده را به قاضی می‌سپارد تا او را محکوم کند و قاضی نیز جرأت نمی‌کند حکمی خلاف نظر رئیس‌قوه قضائیه صادر کند.

رئیس‌جمهور پیشین ایران در این مصاحبه به ۱۷ میلیون پرونده اشاره کرد و گفت: «قوه قضائیه برای مردم آبرو نگذاشته است، هم مردم را می‌گیرند و هم وکیل او را می‌گیرند، پس چگونه مردم باید از خود دفاع کنند، به ویژه که دادگاه‌ها را علنی برگزار نمی‌کنند.»

او گفت این سوء‌استفاده و کلاهبرداری از قانون است: «اگر بخواهیم با فساد برخورد کنیم، اول از همه باید با همین قوه قضائیه برخورد کرد».

احمدی‌نژاد  در بخش دیگری از سخنانش گفت: «من بچه‌هایم جاسوس نیستند، برادرانم کارچاق‌کن نیستند، زمین‌خوار نیستند، واردکننده انحصاری دارو نیستند، خودم هم در اطراف قم زمین تصرف نکردم گاوداری درست کنم، پولم هم از پارو بالا نمی‌رود، تابعیت بیگانه ندارم، بچه‌هایم هم ندارند، برادرانم هم ندارند.»

او افزود: «من حساب دولتی بازنکردم پول‌های مردم را در آن بگذارم و سودش را بگیرم و به اختیار خودم خرج کنم.»

به نظر می‌رسد این بخش از سخنان رییس‌جمهور پیشین ایران اشاره به اتهاماتی دارد که نسبت به برادران لاریجانی و برخی فرزندان ‌آنها در فضای مجازی مطرح شده‌اند.

No responses yet

Nov 25 2017

تهدید رحیم مشایی به انتشار نواری از ناگفته‌هایش

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

No responses yet

Nov 16 2017

سادات ایران (۲)؛ سیدهای دروغین

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: عباس جوادی
​نوشته زیر دومین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.

چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان

سیدهای دروغین

آن نظارت نسبی که دولت‌های ایران می‌خواستند در دوره صفویان و قاجاریان در مورد ادعاهای ساختگی سیادت برقرار شود، در عمل چندان رعایت نشد، تا جایی که خیلی‌ها که هیچ ربطی به تبار پیامبر اسلام نداشتند، مدعی شدند که «سید اولاد پیغمبر» هستند. یک نمونه بارز ادعاهای بی‌دلیل سیادت این بود که گویا پادشاهان سلسله صفویان از تبار پیغمبر هستند.

پیش از بنیانگذار سلسله صفوی یعنی شاه اسماعیل یکم هیچکدام از سران آل صفی که همه صوفیان سنی مذهب بودند و از جمله خود شیخ صفی الدین اردبیلی ادعای سید بودن نکرده بودند. اما پس از آنکه شاه اسماعیل در سال ۱۵۰۱ در تبریز بر تخت سلطنت نشست و نظام جدید صفوی برقرار گردید، خود شاه اسماعیل و جانشینان او، تبار صفویان را به پیغمبر اسلام ربط دادند و مورخین صفوی، به تبعیت از سیاست حاکم، روایت‌های «تاریخی» لازم برای اثبات این ادعا را تهیه کردند.

بی‌شک در این زمینه، دوره صفوی استثنایی تشکیل نمی‌داد. خیلی پیش‌تر و بعدتر از صفویان نیز بسیاری افراد و طایفه‌ها چنین ادعا‌هایی را طرح کرده بودند.

اما مخصوصا از دوره صفویان و قاجار به بعد، تعداد مدعیان سیادت زیادتر از معمول شد و این، در جامعه‌ ایرانی آن دوره رازی پنهانی نبود. به هرحال امتیازات مالی از قبیل پرداخت «مال امام» و خُمس که گاه «مال سید» هم نامیده می‌شد و در عین حال اعتباری که سیدها از سوی مردم و دولت می‌دیدند، مشوق اصلی این قبیل ادعاهای روزافزون سیادت بود. با این ترتیب گروه-گروه افراد دغل کار به مناطقی می‌رفتند که کسی آنها را نمی‌شناخت و خود را به عنوان سادات «راستین» جا می‌زدند. معمولا هم کافی بود عبایی بر تن، کمربند سبزی دور کمر و احتمالا عمامه سبزی بر سر داشته باشند، چرا که به گفته «هانری لایارد» حتی شک و سوال در باره صحت ادعای سیادت یک شخص «کُفر» شمرده می‌شد. (۵)

بسیاری خانواده‌ها هم که ادعای سیادت داشتند، به‌راستی صاحب شجره نامه‌هایی بودند که اجداد آنها را دستکم تا ۲۰۰ سال پیش از خود نشان می‌داد.اما واقعیت این است که همه آن شجره نامه‌های دویست-سیصد ساله تبار آنهمه مدعی سیادت را تا به تبار محمد و یا امامان شیعه که بیش از هزار سال قبل زیسته‌اند، نمی‌رساند.

طبیعتا بسیاری خانواده‌ها هم که ادعای سیادت داشتند، به‌راستی صاحب شجره نامه‌هایی بودند که اجداد آنها را دستکم تا ۲۰۰ سال پیش از خود نشان می‌داد. این شجره نامه‌ها نسل به نسل از پدر به پسر منتقل می‌شد و اگر شجره‌ای به هر دلیلی گم می‌شد و یا ازبین می‌رفت، رییس خانواده کوشش می‌کرد آن را دوباره ثبت و احیاء کند. اما واقعیت این است که همه آن شجره نامه‌های دویست-سیصد ساله تبار آنهمه مدعی سیادت را تا به تبار محمد و یا امامان شیعه که بیش از هزار سال قبل زیسته‌اند، نمی‌رساند. شرقشناس معروف آرمینوس وامبری می‌نویسد که «حد اکثر ده در صد کسانی که با اتکاء به یک شجره‌نامه خود را سید می‌شمردند، دلیل کافی برای این ادعای خود داشتند» (۶) و ژان دیولافوا در سال ۱۸۸۷ علاوه می‌کند که «در ایران همگی چهار خانواده وجود دارند که با دلایل کافی و مدارک قابل قبول، خود را از نوادگان علی بن ابیطالب می‌شمارند.» (۷) مثلا در حالیکه سیدهای طباطبایی شجره‌نامه قابل اعتمادی را دارا بودند، طایفه سادات محلات که همه به عنوان سید مورد قبول و احترام عام بودند، چنین شجره نامه‌ای نداشتند.

خود سید محسن صدرالاشراف محلاتی که چندین بار وزیر عدلیه و نخست وزیر شده بود و یکی از سران طایفه سادات محل هم بود، در خاطراتش می‌نویسد (۸) که او هیچگونه مدرکی در باره تبار طایفه خود ندیده بود و تنها عمویش نام هفت نفر از اجداد خود را می‌دانست، اگر چه خود خانواده ادعا می‌کرد که اجداد آنان در«زمان خلافت عباسیان به محلات آمده اند». پرسی سایکس نیز می‌نویسد که سادات شهر عقدا در نزدیکی یزد «پارسیان زرتشتی را اجداد خویش می‌شمردند و در واقع از دین زرتشتی به اسلام گرویده بودند.» (۹)

بسیاری سید‌های دروغین هم برای خودشان شجره‌نامه تهیه کرده بودند. اکثر این شجره نامه‌ها در شهر سامره (یکی از شهر‌های مقدس شیعیان در عراق کنونی) جعل می‌شد و از این جهت بین مردم به‌این قبیل اشخاص «سید‌های سامره» می‌گفتند.(۱۰)

نکته دیگری که یادآور وجود و فراوانی سیدهای دروغین است، تعداد زیاد و حتی روزافزون امامزاده‌ها در ایران است. ظاهرا همه ‌این امامزاده‌ها عبارت از قبر‌های کسانی است که سید یعنی از نوادگان دوازده امام شیعیان بوده‌اند. به همین دلیل مردم برای نذر، خیرات، دعا و نیاز به زیارت این مقبره‌ها می‌روند و با این ترتیب این امامزاده‌ها تبدیل به مراکز درآمد برای افراد ذینفع شده‌اند.

در سال ۱۸۸۵ دیولافوا به نقل از مدرس مکتب‌خانه‌ای در قزوین می‌نویسد که او خود بیش از بیست امامزاده را در ایران می‌شناسد که گویا سید معینی با همان نام و نشان در همه ‌این امامزاده‌ها مدفون است و با این ترتیب معلوم می‌شود اقلا ۱۹ مورد از آنها و شاید هم همه آنها یا قبر کس دیگری هستند و یا اصولا در آنجا کسی دفن نشده است.

برای نمونه در سال ۱۸۸۵ دیولافوا به نقل از مدرس مکتب‌خانه‌ای در قزوین می‌نویسد که او خود بیش از بیست امامزاده را در ایران می‌شناسد که گویا سید معینی با همان نام و نشان در همه ‌این امامزاده‌ها مدفون است و با این ترتیب معلوم می‌شود اقلا ۱۹ مورد از آنها و شاید هم همه آنها یا قبر کس دیگری هستند و یا اصولا در آنجا کسی دفن نشده است. یعنی به نظر آن مدرس اصلا لازم هم نیست قبری واقعا مدفن امامزاده‌ای باشد تا آن مکان به عنوان «امامزاده» اعلان و قبول شود و به محل زیارت، دعا و نذر و نیاز مردم تبدیل گردد. (۱۱)

تعداد سید‌ها

چارلز ییت (۱۲) در مورد شمار سادات ایران در حوالی سال ۱۹۰۰ چنین گفته است: «ایران پر از سید است که همه جا را فراگرفته‌اند. اینها علی‌الاصول قشری تنبل و بی‌فایده هستند که کار نمی‌کنند، اما انتظار دارند که دیگران زندگی آنان را تامین کنند. خواجه‌های ترکمن هم همین خاصیت‌ها را دارا هستند.»

دیگر سیاحان اروپایی مانند فاولر، ویلسون و بریکتو نیز مشاهدات مشابهی روایت کرده‌اند. به گفته هوگو گروته، در سال ۱۹۰۷ در ایران حدودا ۱۰۰ هزار سید زندگی می‌کردند. یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی که در ایران زندگی کرده و حتی کتاب‌های درسی به فارسی نوشته بود، می‌گوید (۱۳) که در سال‌های ۱۸۵۰ سیدها حدود دو درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند. برخی سیاحان دیگر اروپایی قرن نوزدهم تعداد سید‌های ایران را حتی تا ۲۰ در صد جمعیت شهری کشور تخمین زده‌اند که احتمالا مبالغه‌آمیز است، اما به هر حال این گمانه‌زنی نشان می‌دهد که فراوانی سادات در شهر‌ها باعث ایجاد چنین تصوری در میان سیاحان خارجی شده است. این تصور کمی هم به تمرکز تعداد سادات در شهرهایی از قبیل مشهد، قم، شوشترو دزفول مربوط می‌شود که دارای مقبره امام و یا امامزاده‌های مهم و معروف هستند.

فلویر می‌نویسد در بلوچستان تعداد سیدها در مقایسه با مثلا یزد و دیگر شهر‌های ایران زیاد نبود. او ادامه می‌دهد که «در کرمان از هر دو مرد و یا پسر بچه یک نفرشان سید است و من هرگز در عمرم تا این اندازه از دست مدعیان تبار محمد به تنگ نیامده بودم.» (۱۴) به همین ترتیب، به گفته ویلیام کنت لوفتوس در دزفول از هر سه نفر یک نفر یا از اولاد پیغمبر بود و یا جزو اشخاص معتبر مذهبی شهر به شمار می‌آمد. (۱۵) همچنین جمعیت بعضی روستا‌ها از قبیل خابوجان در خراسان صرفا و یا عمدتا عبارت از سید‌ها بود.

عزت و احترام به سید‌ها

اگرچه در آن دوره هم همه مسلمانان قرار بود حقوق برابر داشته باشند، اما سید‌ها به‌خاطر «تبارشان» که می‌گفتند به پیامبر اسلام می‌رسد، «برابرتر» از دیگر مسلمانان بودند. طوری که دیدیم، سیدها در گذشته خود را خارج از محدودیت‌ها و مجبوریت‌های قانونی و حکومتی می‌شمردند و حکومتداران هم در مقایسه با مردم عادی، در برابر سیدها چشم‌پوشی بیشتری نشان می‌دادند. اما مردم هم ظاهرا با این عزت و احترام و یا مقام ویژه سیدها در جامعه مشکل چندانی نداشت.

آدامز (همانجا) می‌نویسد «مردم وقتی نقیب السادات را می‌بینند، به او بیشتر از یک شاهزاده احترام می‌گذارند.» هرگاه سیدی وارد مجلسی شد، همه برخاسته جای خود را به او تعارف می‌کردند.

فون کوتسه بوه می‌نویسد: «سید‌ها خود را در مقامی حساب می‌کنند که هروقت خواستند می‌توانند پیش پادشاه رفته هرآنچه را که درست می‌شمارند، به او بگویند. یک سید می‌تواند وارد هرخانه‌ای که خواست، بشود و صاحب خانه مکلف است که از او به بهترین صورت پذیرایی بکند و حتی پیشکش‌هایی به او تقدیم کند.» (۱۶)

نه تنها ممکن نبود به یک سید خشونت و یا بی احترامی نشان داد، بلکه کسی هم که همراه و تحت محافظت یک سید بود، «در امان» محسوب می‌شد. از این جهت سید‌ها مانند «راهنمای مسافرت» زوار شیعه را به مشهد و یا عتبات عراق کنونی مشایعت می‌کردند تا در راه اگر با حمله راهزنان مواجه شدند، سید راهنما آنان را از مهلکه بیرون آورد. زوار نیز متقابلا به او هدایا و پیشکش‌هایی تقدیم می‌کردند و این کار تبدیل به منبع درآمد دیگری برای سیدها شده بود.

تا اواخر قرن نوزدهم غیر مسلمانانی که در ایران مسافرت می‌کردند و به‌خصوص می‌خواستند از مناطق خطرناک و ناامن بگذرند، سیدی را با خود به همراه داشتند تا خطر حمله و غارت در راه کمتر شود. لایارد زمانی که از لرستان و خوزستان می‌گذشت شخصی را بنام «سید ابوالحسن» به همراه داشت، چرا که به نوشته خود لایارد (همانجا) در این مناطق «قبایلی می‌زیستند که نسبت به هر خارجی و بخصوص اروپایی، هم متعصب و هم مشکوک بودند و در آن شرایط حضور یک سید در کنار من امتیاز مهمی بود». به همین ترتیب زمانی که آرتور کونولی از استرآباد به خیوه و پیش ترکمن‌ها می‌رفت و یا هنگامی که پرسی سایکس به مکران سفر می‌کردند، از همراهی سید‌ها استفاده کردند.

سیدها انسان‌های «مقدسی» شمرده می‌شدند و فرض بر آن بود که آنها مسلمانان خالصی هستند که دین و ایمانشان کامل است. از این جهت، هم احترام به سیدها بسیار زیاد بود و هم آنان را انسان‌هایی «مقدس» و قادر به انجام کار‌های خارق‌العاده مانند معالجه بیماران حساب می‌کردند. به‌خصوص اگر کسی هم ملا و هم سید بود، بعنوان شخصی کاملا معصوم، قابل احترام و صاحب قدرتی غیر عادی شمرده می‌شد. در آن صورت مثلا زنان، آبی را که از وضوی سیدهای ملا می‌ریخت، در ظرفی جمع کرده نگهداری می‌کردند تا در صورت وقوع هر بیماری، آن آب را جهت معالجه بنوشند.

مادران تکه قندی آورده از سید خواهش می‌کردند که سید آن را با آب دهان خود خیس کند، سپس آن را بُرده به کودک بیمار خود می‌دادند. حتی زنانی که حاضر نبودند به هیچ عنوان صورت خود را حتی به حکیم‌ها نشان دهند، رضایت می‌دادند که یک سید روی قسمت‌های محرم بدن آنان دعایی بنویسد تا مثلا باردار شوند و یا محبت و وفاداری شوهرانشان را جلب کند.

آب دهان سید‌ها هم «دوای هر درد» محسوب می‌شد. مادران تکه قندی آورده از سید خواهش می‌کردند که سید آن را با آب دهان خود خیس کند، سپس آن را بُرده به کودک بیمار خود می‌دادند. حتی زنانی که حاضر نبودند به هیچ عنوان صورت خود را حتی به حکیم‌ها نشان دهند، رضایت می‌دادند که یک سید روی قسمت‌های محرم بدن آنان دعایی بنویسد تا مثلا باردار شوند و یا محبت و وفاداری شوهرانشان را جلب کند.

بس آلن دونالدسون، یک زن آمریکایی و میسیونر که در سال ۱۹۱۰ به‌ایران آمده، چندین سال در تهران و مشهد آموزگاری کرده بود، در کتاب معروف خود بنام «جادو و فولکلور اسلامی در ایران» داستان کسی بنام «سید شاه» در مشهد را تعریف می‌کند (۱۷) که مرد متمولی بود و از مردم پول جمع می‌کرد تا میان فقرا تقسیم کند. در روزهای مخصوص دینی، انبوه مردم رو به سوی خانه سید شاه می‌گذاشتند تا سکه پولی از او بگیرند. این سکه‌ها «تبرّک» محسوب می‌شد چرا که دست سید به آن خورده بود و مردم باور داشتند که‌این سکه‌ها خوش‌یُمن هستند. وقتی سید از خانه بیرون می‌رفت، مردم کوشش می‌کردند دست «مبارک» سید را فقط یک بار لمس کنند. سید در ضمن خودش را «معلم اخلاق» جماعت حس می‌کرد و به همین دلیل همیشه چوبدست‌های خُرد و کلانی با خود به همراه داشت. هنگامی که مردی را می‌دید که سرش را از ته نتراشیده و برعکس ریشش را تراشیده، با یک چوبدست کوچک به سر آن مرد می‌زد تا او را تنبیه کند و هرگاه زنی را می‌دید که به نظر سید پوشش‌اش به قدر کافی رعایت اصول اسلامی را نمی‌کند، باز با یک چوبدست محکم بر سر آن زن می‌زد. یکی از همین زنان به نویسنده کتاب، بس دونالدسون، گفته بود که یک بار پس از خوردن ضربه‌های چوبدست سید شاه، سرش ساعت‌ها درد می‌کرد.

در بخش بعدی این نوشته در باره احترام و ترس نسبت به سید‌ها سخن خواهیم گفت.

منابع:

(5) Layard, A. H.: Early Adventures in Persia, Oxford University Press, 1969, p. 349
(6) Vambery, Arminius: Meine Wanderungen und Erlebnisse in Persien, Pesth, 1867, p. 426
(7) Dieulafoy, Jane: La Perse, la Chaladee et la Susiane, Paris, 1887, p. 77
(8) Sadr, Mohsen: Khaterat-e Sadr-ol Ashraf, Tehran 1346sh/1985, pp. 25-26
(9) Sykes, Percy M.: Ten Thousand Miles in Persiaor Eight Years in Iran, New York, 1902, p. 156
(10) Greenfield, J: Die Verfassung des persischen Staates, Berlin, 1904, p. 121
(11) Dieulafoy, ibid, p. 116
(12) Yate, Charles E.: Khurasan and Sistan, London-Edinburgh, 1900
(13) Polak, Jakob Eduard: Persien, das Land und seine Bewohner: 2 vol., Leipzig 1865, Hildesheim-New York, 1976, p. 1865
(14) Floyer, Ernest A.: Unexplored Baluchistan, Quetta, 1979, p. 34 and 352
(15) Loftus, William K.: Travels and Researches in Chaldaea and Susiana, London, 1857, p. 312
(16) Conolly, Arthur: Journey to the North of India overland from England through Russia, Persia and Afghanistan; 2 vol., London, 1834, p. 28; Sykes, Percey M.: «Through the Wilds of Persia, II,» in: The Wild World Magazine, no. 157, 1911, pp. 114-121
(17) Donaldson, Bess Allen: The Wild Rue. A Study of Mohammadan Magic and Folklore in Iran, London, 1938, pp. 57-58

No responses yet

« Prev - Next »