اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Jan 04 2013

محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه تهران ادعا کرد: دنیا بداند؛ بازار روحانیت در ایران همچنان گرم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه تهران با اعلام اینکه امیدوار است «جنبش اشغال وال استریت» مقدمه ظهور «امام زمان» باشد٬ ادعا کرد مردم هنوز «عاشق» روحانیت هستند.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» آقای موحدی کرمانی این مطالب را در خطبه‌های این هفته نماز جمعه تهران بیان کرده است.

وی با اشاره به افزایش فشار تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران٬ ادعا کرده است مردم «با فشارهای اقتصادی از صحنه خارج نخواهند شد.»

امام جمعه موفت تهران افزوده است: ‌«افق روشن است و مردم کاملا توجه دارند که چه باید بکنند و رمز عزت آنان چیست.»

این روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای خطاب به مردم گفته اگر با «خدا» باشند که «مصداق آن تبعیت از ولایت فقیه» است٬ پیروزی در انتظار آنها خواهد بود.

وی همچنین افزوده «دنیا بداند بازار ما برای ابراز عشق به اهل بیت و روحانیت به عنوان خادم مردم هنوز گرم است و مردم وفادارند و وفاداری خود را به بهترین وجهی نشان می‌دهند.»

جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر بر اثر فشار‌های بین‌المللی در شرایط سختی به‌سر می‌برد و انتقاد‌ها از روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران بر اثر این فشار‌ها بیشتر از گذشته شده است.

این در حالی است که روحانیت حاضر به پذیرش مشکلات موجود در جامعه نیست و بسیاری از این مشکلات را ناشی از «توطئه‌های دشمنان» می‌داند.

No responses yet

Jan 04 2013

پشت پرده رابطه نزدیک آیت‌الله خامنه‌ای با “مجتهدان ساختگی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت‌الله مجتبی تهرانی، که امروز رهبر جمهوری اسلامی در یک اقدام نمادین نشان داد که رابطه نزدیک با او داشته، واقعاً چه کسی بود؟ آیا او به قول رسانه‌های ایران «معلم اخلاق» بود یا به قول منتقدان جمهوری اسلامی یک «مجتهد ساختگی» یا یک «ماشین صدور فتوای ارتداد»؟

مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن، می گوید آیت الله تهرانی بهمراه دو آیت الله دیگر به نام “خوشوقت” و “مصباح یزدی”، هر سه متهم هستند که ده‌ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کرده و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.

امروز آیت‌الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله مجتبی تهرانی، یکی از روحانیان مقیم تهران، شرکت کرد و آیین مذهبی “نماز میت” را شخصاً بر جسد وی در مدرسه عالی مطهری (سپهسالار) خواند.

این اقدام آیت‌الله خامنه‌ای، یعنی خواندن نماز میت که بسیار کم اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده نزدیکی رهبر جمهوری اسلامی به آیت‌الله تهرانی است.

همچنین امروز سایت رسمی دفتر رهبر جمهوری ایران، فیلمی را منتشر کرده که نشان می‌دهد آیت‌الله خامنه‌ای در پانزدهم دی ماه سال ٨٨، همان سالی که اعتراضات خونین تهران در واکنش به نتایج انتخابات ریاست جمهوری روی داد، به خانه آیت‌الله مجتبی تهرانی رفته و با وی دیدار کرده است.

آیت‌الله مجتبی تهرانی، که رسانه‌های حکومتی در ایران او را «معلم اخلاق» توصیف می‌کنند، دیروز چهارشنبه در ٧٥ سالگی درگذشت.

رابطه ویژه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان

در شرایطی که رابطه چندان گرمی میان اغلب مراجع و روحانیان بلند پایه شیعه، چه در ایران و چه در خارج از ایران وجود ندارد، چرا رابطه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان نه چندان مطرح، مثل مجتبی تهرانی گرم و صمیمی است؟

مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن و متخصص مسائل حوزه‌های علمیه و‌ روحانیت شیعه، درباره نزدیکی این اشخاص به رهبر جمهوری اسلامی ایران، به رادیو بین المللی فرانسه توضیحاتی را ارائه کرده است.

وی می گوید: این روحانیانی که به آیت الله خامنه ای نزدیک‌اند، معمولا در زمان آیت الله خمینی از کانون قدرت دور بودند و زمانی که آقای خامنه ای به قدرت رسید فرصت را مناسب دیدند که از ضعف علمی و ضعف اعتبار فقاهتی و حوزوی آقای خامنه ای استفاده کنند و دور او را بگیرند و در حقیقت به آقای خامنه‌ای اعتباری را بدهند که آقای خامنه ای نیاز داشت و در عوض قدرتی را از آقای خامنه ای بگیرند که آقای خمینی حاضر نبود به آنها بدهد.

نفرت حوزه‌های علمیه از روحانیان نزدیک به خامنه‌ای

خلجی، با اشاره به سه روحانی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران، یعنی “آیت الله مجتبی تهرانی”، “آیت الله محمدتقی مصباح یزدی” و “آیت الله عزیزالله خوشوقت”، اضافه می کند: این سه روحانی، روحانیان فرصت طلبی بودند که به محض اینکه یک شخص ضعیفی را در رأس هرم قدرت سیاسی در ایران دیدند، سعی کردند با او دادوستدی کنند که هم به نفع ولی فقیه تازه باشد و هم به نفع خودشان.

این پژوهشگر ادامه می دهد: معمولا ارتباط این افراد با آقای خامنه ای از طریق دستگاه امنیتی بوده است و معروف بود که آقای تهرانی «مجتهد وزارت اطلاعات» است.

همچنین خلجی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به رابطه روحانیان نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای با دیگر روحانیان ایران می پردازد و می گوید: هر کس که با دادگاه ویژه روحانیت وزارت اطلاعات و یا سپاه پاسدارن همکاری کند، در حوزه علمیه خیلی منفی به آنها نگاه می‌شود و حالت انزوایی برای آنها ایجاد می شود؛ همانطور که آقای مصباح در قم خیلی منزوی است و جز شاگردان خودش، روحانیان و علمای قم با نگاه بدی به او می‌نگرند.

وی ادامه می دهد: آقای تهرانی هم نه در حوزه علمیه قم و نه در حوزه علمیه مشهد، هیچ جایگاهی نداشت، هیچ اهمیت خاصی برایش قائل نبودند و به عنوان یک روحانی بدنام از او یاد می شد که دستش به کارهای اطلاعاتی و امنیتی آلوده است.

تهرانی، مصباح و خوشوقت؛ سه رأس «مثلث ارتداد»

به تازگی آیت‌الله خوشوقت- پدر همسر مصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در گفت وگو با یکی از رسانه‌های ایران، بدون نام بردن از میرحسین موسوی و مهدی کروبی- دو معترض سیاسی، آنها را «کافر و مرتد» خوانده است.

این روحانی، علاوه بر نزدیکی به آیت الله خامنه ای، نفوذ بسیاری در دولت محمود احمدی‌نژاد دارد.

در فروردین سال ۱۳۸۹ پس از آن‌که آیت الله خوشوقت در یک سخنرانی، از احتمال وقوع زلزله تهران به دلیل افزایش گناه خبر داد، احمدی‌نژاد خواستار خروج حداقل ۵ میلیون نفر از پایتخت شد و در اشارهٔ آشکاری گفت: «یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند.»

همچنین چندی پیش، مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی، اعلام کرد که علی فلاحیان و سعید امامی احکام قربانیان قتلهای زنجیره ای را از برخی از روحانیان نزدیک به حکومت اخذ می کردند.

مهدی خلجی درباره نفوذ آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله تهرانی در حکومت ایران می گوید: این سه روحانی، «ماشین‌های صدور فتوای ارتداد» در ایران هستند؛ یعنی در این که مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر کنند خیلی بی‌پروا هستند.

پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن اضافه می کند: وزارت اطلاعات وقتی تصمیم می گیرد کسی را به قتل برساند، تصمیمش را با این روحانیان در میان می گذارد و این روحانیان بدون این که افراد مورد نظر وزارت اطلاعات را بشناسند و آثارشان را خوانده باشند یا با آنها آشنایی داشته باشند مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر می کنند.

خلجی تأکید می کند: آقایان تهرانی، خوشوقت و مصباح، هر سه متهم هستند که ده ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کردند و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.

مجتهدهای ساختگی جمهوری اسلامی

این پژوهشگر به دلایل این اقدام می پردازد و می گوید: از نظر قانون جمهوری اسلامی، وزیر اطلاعات باید مجتهد باشد تا بتواند اعمال خلاف شرع وزارت اطلاعات را به شیوه ای که آقای خمینی معتقد بود مشروعیت مذهبی بخشد، اما چون هیچگاه وزیران اطلاعات مجتهد نبودند و حتی سواد بسیار متوسط مذهبی هم نداشتند و جز مقدمات طلبگی چیزی را نخوانده بودند، در نتیجه اینها به مجتهدانی خارج از وزارت اطلاعات متکی بودند که یکی از آنها همین آقای تهرانی است که از طرف حکومت «مجتهد» خوانده می شد؛ یا آقای خوشوقت که تقریباً می شود گفت مجتهد نیست و از «مجتهدهای ساختگی» جمهوری اسلامی است.

خلجی در پایان می گوید: به هر حال این افراد کسانی بودند که به راحتی فتوای قتل صادر می کردند و این فتواها نه بر اساس تشخیص خودشان بلکه بر اساس اصل خدمتگذاری به دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی بود.

No responses yet

Jan 04 2013

روایتی از “صراحت نامه” هاشمی : از نوشتن هیچ نامه ای پشیمان نشدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی رفسنجانی: وقتی کسی صراحتا ناتوانی روحانیت را در 30 سال گذشته فریاد می زند چه کسی می تواند مدعی شود این دعوای دو نفر است؟
رهبری گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم ولی صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم رهبری حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم
وقتی خلاف گویی های مناظرات جبران نشد کاملا واضح بود که احمدی نژاد برنامه ای بالاتر از تخریب اشخاص در فکر دارد

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند

hashemirafsanjani.ir – آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب منتشر نشده”صراحت نامه” ضمن پاسخگویی به شبهاتی پیرامون نامه 88 ،خاطر نشان کرد:”عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.”

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخش هایی ازمصاحبه کتاب منتشر نشده “صراحت نامه ” آمده است :

* آقای هاشمی! در جایی از این گفت‌وگو به قدرت خطبه‌های نماز جمعه اشاره کردید. قدرت نامه به عنوان یک ابزار ارتباطی نیز همین‌قدر زیاد بوده است. شما در تاریخ انقلاب نامه‌نگاری‌های زیادی انجام داده‌اید. فرض بفرمایید در این یک‌ ساله گذشته، چقدر درباره نامه حضرت‌عالی به رهبری صحبت شد! چقدر در موردش نقد شد! تحلیل شد! شما به عنوان یک مدیر ارشد، قدرت نامه را چگونه می‌بینید؟

– هر کدام یک خاصیت دارند. آدم گاهی یک مقاله می‌نویسد که مخاطب مشخص ندارد، اما آن مقاله تأثیرات خاص خودش را دارد. گاهی به یک شخص نامه می‌نویسد، نامه خصوصی می‌نویسد، سرگشاده نیست و محدود به خودش است. گاهی نامه سرگشاده می‌نویسد که در حکم مقاله است ولی چون مخاطب مشخصی دارد، حواشی آن باعث می‌شود که آثار دیگری نیز داشته‌ باشد؛ گاهی مثبت و گاهی منفی. نمی‌توانیم یک حکم کلی صادر کنیم. اطلاع‌رسانی از این نوع مثل نامه نوشتن‌ها، کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها، پیغام‌ها و… جنبه‌های مثبت و منفی دارند و آنجا که در جهت اصلاح از این ابزارها استفاده شود، خوب هستند و کم و زیاد تأثیر دارند.

* آقای هاشمی ! تا الان نامه‌ای نوشته‌اید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟

– نه.

* انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟ —

– دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. همه می‌‌دانستند که نسبت به دیگر نامزدها بی‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی می‌‌دهند.

ولی همه می‌‌دانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست.

متأسفانه در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کردند. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم.

در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.

در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفته‌اند. ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم. چون می‌‌بایست جواب آن حرفها داده می‌‌شد.

می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟.

نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار مؤثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم. به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود.

در آخرین لحظاتی که می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می‌‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند.

پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟

گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت.

گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد.

ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم.

گفتم: خواست خدا بودکه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم. ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم.

ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.

* ولی به نظر می‌‌رسد این نامه روابط شما را با ایشان دچار تغییرات کرده است؟

-— نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم.

حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر می‌‌گذارد. ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند. چون روابط ما به‌گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، می‌‌گویند.

الحمدلله همکاری 60 ساله ما به‌گونه‌ای است که با هم رودربایستی نداریم.

* ولی هنوز هم شاهدیم که می‌‌خواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند؟

– — اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازی‌های سیاسی می‌‌شوند، از این حرفها زیاد می‌‌زنند، ولی همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌‌شود.

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.

*****

شایان ذکر است به گزارش خبرگزاری ها کتاب “صراحت نامه” که شامل مصاحبه صریح ماهنامه مدیریت ارتباطات در تیرماه 1389 با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است هنوز پس از 10 ماه در صف اخذ مجوز انتشار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

No responses yet

Jan 03 2013

تيول‌داری و تيول‌خواری روحانيت، محمد جعفری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: نظر به اين‌که تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت است و نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه‌ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس‌جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوق‌مداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آن‌ها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می‌گويد، که نصيب‌شان پشيمانی خواهد بود

اينکه شما ملاحظه می کنيد که حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه بر رانت خواری و تيولداراستوار شده است، بی ريشه در گذشته روحانيت نيست. يکی از اموری که قبل و بعد از پيروزی انقلاب در يد اختيار روحانيت بوده است تيولداری و تيول خواری است. به منظور شناختی نسبی از روحانيت، اينجانب در کتاب «پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد » يکی از مهمترين عللی که پايه و مايه ناآگاهی سياسيون و روشنفکران و توده مردم که آنها را در دام فريب و اغفال روحانيت گرفتار کرد، نداشتن شناخت نسبی درستی از ساختار روحانيت، مرجعيت، نحوه عمل و طرز تفکر آنها، امکانات بالقوه يا بالفعلی که در اختيار داشته و دارند و بخصوص ناآگاه بودن از نظر تفکر، روحيه، عقايد سياسی و روش کار و پيچيدگی آقای خمينی و نيز مقاصد و اهداف شخصی و گروهی خود آنها معرفی کردم و درمورد بافت روحانيت نکاتی را ياد آور شدم که نکته وار در زير خواهدآمد:

بافت روحانيت
« بيش از ۸۵% روحانيون سراسر کشور، پيش از انقلاب از روستاها و نقاط دورافتاده و فقير کشور جذب حوزه‏های مختلف شده بودند که با اندک تحقيق و بررسی می‏توان دريافت که سرازير شدن مردم به حوزه‏های مختلف قم، نجف، مشهد، اصفهان و…. تنها بدين دليل نبوده که عاشق و شيدای دين بوده‏اند، دين هم از جمله يکی از انگيزه‏های آنها بوده است. سرازير شدن جوانان به سوی حوزه‏های درس و بحث و دين، برای هر گروه و دسته‏ای دلايل و انگيزه‏های مختلفی داشته است که می‏شود آنها را به شرح زير خلاصه کرد:
۱- فرار از سربازی
۲- فرار از فقر در روستاها و نقاط محروم کشور
۳- نداشتن حرفه و کار مشخص
۴- ادامه راه اجداد و نياکان و حفظ شئون خانوادگی
۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم» (۱)
آوردن چند نکته ای در مورد نکته پنجم خالی از فايده نيست ولی می توانيد مشروح نکات فوق را در کتاب« پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵ تا ۳۰۱،مطالعه کنيد.

۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم
عده قليلی از اين سپاه عظيم که نه به خاطر داشتن شغل و حرفه، نه آب و نان، نه معزز و محترم بودن بين مردم، نه فرار از سربازی، نه بوسيدن دستشان و رياست بر مردم و نه فرار از فقر و تنگدستی، بلکه به خاطر شناخت حقيقی دين و معارف آن و نيز شناخت از هدف اصلی بعثت انبياء و راه فلاح و رستگاری بشريت به حوزهای دينی پناه برده و در کوتاهترين مدت مراحل و مدارج مختلف حوزه را طی کرده و با پشت پا زدن به تمام تفاخر و منيت‏ها، به چشمه فياض معنويت راه پيدا کرده و چراغ راه فلاح و رستگاری بسياری شده‏اند. عالمان و دين شناسان واقعی و کسانی که دين را وسيله معاش و کسب قدرت قرار نداده‏اند، از اين گروه‏اند. خدمت گزاران واقعی بندگان خدا نيز از همين دسته‏اند – اين دسته نيز از تکفير علماء قشری دين و مقلدين آنان در امان نبوده‏اند و هر زمان که لب به سخن گشوده و برای روشن شدن اذهان عمومی و خارج شدن از فقر فرهنگی مسائلی را مطرح ساختند، به خاطر حفظ و نگهداری مقلدين خويش، چماق تکفير عليه‏شان بلند کرده، کمر به نابودی شان بستند و بهر وسيله ممکن آنان را از صحنه خارج ساخته‏اند، حتی شخصی نظير ملاصدرا فيلسوف گرانقدر را که امروز همه دم از او می‏زنند، وقتی خطر تقليد را گوشزد مردم مسلمان کرد و با آن مخالفت ورزيد، هفت سال او را به کهک قم تبعيد کردند. و اگر امروز هم چنين شخصی می‏بود و دستشان می‏رسيد، بدتر از آن را بر سرش می‏آوردند، همچنانکه بدتر از آن را بر بعضی از همقطاران خود آورده اند.
ناموران و دانشمندانی که تا به امروز توانسته‏اند هسته اصلی دين را از تعرض جدی مصون بدارند و دست به خلق آثار عظيم فرهنگی، فلسفی، دينی و عرفانی بزنند، از گروه اخير بوده‏اند.
خيل عظيمی از جوانان که جذب حوزه‏های علوم دينی می‏شدند، تعداد قليلی از آنان – به دلايل مختلفی که جای بحث آن اينجا نيست – قادر می‏شدند که از حصار تنيده بدور خود خارج شوند و به مدارج عاليه‏ای دست يابند و اکثريت عظيمی از آنان در همان سطوح اوليه در جا می‏زدند و مانند يک ارتش عظيم آماده بوده‏اند که هرگاه فيلسوفی، دانشمندی و يا عالم دينی‏ای حرفی زد که آن حرف خارج از حرفهای کليشه‏ای معمول آنان بود، به او حمله ور شوند و او را از صحنه خارج سازند.
با وجوديکه تاريخ کشور ما و به خصوص تاريخ معاصر، پر از اينگونه تجربه‏ها و امرهای واقع است، ولی متأسفانه سياستمداران و روشنفکران مذهبی و ملی ما، از اينهمه تجربه تاريخی سود نجستند و با وجودی که بعضی از آنان قبل از انقلاب انتقادات اساسی نسبت به مرجعيت، تقليد و روش موجود حاکم بر حوزه‏ها داشتند و طرح و برنامه می‏دادند، به يک باره همه اينها را به بوته فراموشی سپردند و چون رژيم ديکتاتوری پهلوی چنان پيش رفته و چنان خفقانی به وجود آورده بود که تمام ارکان مملکتی و مردم مجبور بودند که حرف او را بمنزله قانون برای قوه مجريه، مقننه و قضائيه تلقی کنند و خودش هم بارها گفته بود که حرفهايش “مافوق قانون است”. چون آقای خمينی در برابر يک چنين قدرتی قد علم کرد، به مرور اقبال عامه پيدا کرد، روشنفکران و سياستمداران ملی و مذهبی نيز او را چنين کسی يافتند که اگر حمايت کنند، شاه را از اريکه قدرت به زير خواهد کشيد و به خاطر به زير کشيدن شاه از اريکه قدرت و تنفر نسبت به دستگاه وی بود که همه چشم و گوش بسته از آقای خمينی حمايت کردند. و با وجود علائم آشکار و پنهانی که آقای خمينی از خود بروز و ظهور می‏داد، کمتر بدان توجه می‏کردند. در پايان اين قسمت خاطره‏ای را که شايد روشنگر بعضی از مسائل باشد برايتان نقل می‏کنم:

خاطره‏ای از آيت‏الله طالقانی
در سال ۱۳۵۸ و همان اوايل کار، زمانی که احساس شده بود که اقليتی در صدد قبضه کردن کامل قدرت است و حزب جمهوری نيز تشکيل شده بود، روزی چند نفری از دوستان و همکاران آقای بنی‏صدر جهت مشورت و بحث خدمت آقای طالقانی رسيدند. آن روزها در بعضی محافل بحث بر سر ايجاد حزب و يا جبهه‏ای فراگير بود. با ايشان بحث شد که بيايند و بانی بشوند و حزبی و يا جبهه‏ای تشکيل بدهند. آقای طالقانی در جواب گفتند: مرا آزاد بگذاريد و سعی نکنيد انجام کاری را به من واگذار کنيد و يا دست مرا جايی بند کنيد. در اين اثنا يکی از دوستان پيشنهاد کرد که آقا بيايند و رياست شورای امنای دانشگاه را قبول کنند. آيت‏الله طالقانی باز گفتند: من می‏گويم مرا آزاد بگذاريد. شما می‏گوييد بيايم و رئيس شورای امنای دانشگاه بشوم. منکه اصلاً قادر نيستم در آن شورا شرکت کنم. اگر اسم من جزو آن شورا باشد، آيا جز اين است که با اين کار بی جهت خراب شوم، برای چه می‏خواهيد مرا خراب کنيد؟ در اين کشور تحصيل کرده و دانشمند به اندازه کافی فراوان است. کسيکه نمی‏تواند کاری را انجام دهد، چرا بايد اسمش در آن کار باشد؟. چرا شما می‏خواهيد اسم مرا جزو آن هيئت بگذاريد؟
بعد از اين بحث آقای طالقانی در مورد تشکيل حزب و جبهه فرمودند: شما برويد، سازمان و تشکيلات به کار خود بدهيد، سازمان و تشکيلاتی درست کنيد، در آن موقع که همه چيز آماده شد، وقتی گوسفند آماده شد، من می‏توانم بيايم و سرش را ببرم و از خودم برای اين کار مايه بگذارم، ولی حالا کار خود شما است که برويد و تشکيلات و سازمانی را پايه ريزی کنيد. برويد و برای خودتان فکری بکنيد.
شما ما آخوندها را نمی‏شناسيد. هم اکنون يکی از ما رهبر است. يکی وزير است، آن يکی رئيس شورای حزب است(۲)، يکی سپاه تشکيل داده، يکی رئيس کل کميته هاست. منهم شورای انقلاب هستم(۳). آخوندها الآن دارند کشور را اداره می‏کنند. حتی امروز آن آخوند کوچک در محله خودش رئيس محله است و کميته و تفنگچی دارد. او را با ماشين می‏برند و می‏آورند. کسی که با آن مشقات زندگی کرده و حالا به اين موقعيت و امکانات رسيده است، صاحب ماشين شده، مسکن و منزل خوبی پيدا کرده، تفنگچی و راننده دارد، بيا و برو پيدا کرده، رئيس شده، همه چشم به دهان او دوخته‏اند، ديگر حاضر نيست که از اينها بگذرد و در عوض آنها حاضرند برای حفظ اين موقعيت، همه چيز را فدا کنند. حالا ديگر اعتقاد و عقيده برای اينان معنای ديگری غير از آنچه سابق داشت، دارد و بخصوص که اغلب آخوندها از قشر پايين جامعه هستند و بيشتر روستازادگانی هستند که طلبه شده و به سلک روحانی در آمده‏اند. حالا که اينان به اين نان و نوا که هرگز در خواب نمی‏ديدند رسيده‏اند، بهر قيمتی که شده حاضر نيستند، آنرا از دست بدهند و به خاطر عقيده دست از آن بکشند.
بنا براين شما بايد برويد و برای خودتان کاری بکنيد و منتظر نباشيد، زيرا که همه چيز از دستتان می‏رود و اينها به شما رحم نخواهند کرد.» (۴) يکی از روحانيون به شوخی می گفت، که ما روحانيون قبل از انقلاب نماينده خدا در روی زمين بوديم و اکنون بعد از انقلاب، خدا نماينده ما در آسمان ها است.وی با اين شوخی حقيقتی را بيان می کرد.
قبل از انقلاب و بويژه از زمان صفويه بدينسو، روحانيت منابع مالی مختلفی را در تيول خود داشته و کماکان دارند.

منابع تيولداری روحانيت
سازمان روحانيت، امکانات و منابع مالی مختلفی که به مثابه تيول در اختيار داشته و دارد، هيچ حزب و سازمان ديگری از يک چنين منابع مالی بهره‏ مند نبوده است که از جمله: خمس و زکوة، بخش مهمی از موقوفات، بخشی از نذورات، بخش قابل ملاحظه از خيرات و مبرات، مال مشکوک به حرام برای حلال کردن آن را می شود نام برد. (۵) در مناطق مختلف کشور، روحانيون علاه بر تيولهائی که در اختيار داشته، تيول های ديگر هم برای خود دست و پا کرده و يا ساخته اند. که از منابع مالی آن هر نوعی که بخواهند بهره برداری می کنند. بعد از پيروز انقلاب و حاکميت روحانيت و در دورانی که همه منابع ملی کشور را قبضه کرده اند، سران روحانی چون دور انديش هستند، علاوه بر حفظ تيولهای گذشته، به غير از تصاحب، زمينها، خانه ها، بخشی از معادن، و يا کارخانجات، تيولهای ديگری را با تکيه بر قدرت حکومت برای خود ساخته می سازند که از جمله آنها تيول « مقبره و مؤسسه نشر آثار آقای خمينی» است. آقای حسن خمينی برای حفظ تيولداری حتی حاضراست، از خون پدر هم بگذرند. توجه به مطلب زير دو نکته را روشن می سازد:
يکم- نشان می دهد که آقای خمينی به هيچ چيزی جز حفظ قدرت توجه ندارد، و برای قدرت هم هر چيزی را واجب می شمرد.
دوم- چگونه بار حفظ تيول و يا شايد فرصت برای آينده از خون پدر هم می گذرند.

حسن خمينی و تيولداری
آقای خمينی در انتهای وصيت نامه سياسی- الهی خود متذکر شده است:
«۱- اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعيت به من داده می شود و ممکن است پس از من به حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.
۲- اشخاصی در حال حيات من ادعا نموده اند که اعلاميه های اينجانب را می نوشته اند، اين مطلب را شديداً تکذيب می کنم؛ تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» اما اين دو نکته تا تاريخ ۱۹ آذر ۶۶ که طی مراسمی وصيت نامه به مجلس خبرگان و آستان قدس رضوی سپرده شده است می تواند معتبر باشد و تصديق کارشناسی نامه ها هم تا آن زمان صادق است و به نوشته های بعد از آن تاريخ بر نمی گردد زيرا در نکته دوم آمده است « تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» و اين نکته به اعلاميه تخصيص يافته و نامه ها را در بر نمی گيرد. اما از آنجا که ذهن قدرتمدار جز به حفظ قدرت به چيز ديگری نمی انديشد و خود و قدرتش را حق مطلق می پندارد، هر عمل و تغييری چه در رفتار و چه در گفتار و چه در…را حتی بعد از مرگ هم برای از بين بردن ضعفهايش آن را جايز و بلکه لازم می شمارد. بويژه آقای خمينی که می گويد: «من ممکن است ديروز حرفی زده باشم و امروز حرف ديگری و فردا حرف ديگری را، اين معنا ندارد که من بگويم چون ديروز حرفی زده‌ام بايد روی همان حرفی باقی بمانم.»(۶) ضرورتاً تغيير در متون خود را برای بر طرف کردن نکات فاحش ضعف و يا نادرستيها و يا پرت و پلا های خود را ضرور می شمرد و بدينسان است که برای حل اين مشکل احمد آقا در مورد حک و اصلاح متون ومطالب مختلف آقای خمينی و لزوم تغييرات لازم در آن، نامه ای در نيمه اول شهريور ۱۳۶۷، به آقای خمينی نوشته که قسمتهائی از آن به شرح زير است:
« پدر عزيز و مراد بزرگوارم، پس از سلام:
۱- يکی از مسائل بسيار مهم که بعد از جنابعالی – خدا آن روز را نياورد – موجب موضعگيری های فرزندان انقلاب و افراد گوناگون و محققين و احياناً اختلاف آنها می گردد، برداشتهای گوناگون سياسی و غير سياسی آنان از يک متن است و از اين بسيار گسترده تر، از اختلاف بين متون منتشر شدۀ حضرتعالی با آنچه به عنوان اسناد سياسی و غيره از صدا و فيلم و متنهای دستنويس جنابعالی که منتشر نشده و در اختيار ما است، سرچشمه می گيرد. شما بهتر از هر کس می دانيد که به علل گوناگون گاهی خود شخصاً و گاهی اينجانب و يا مسئولين و حتی بعضی افراد معمولی پيشنهاد حذف يک قسمت و يا قسمتهايی از سخنرانيها حذف و تغيير و اضافه جمله و يا جملاتی بسيار در اعلاميه ها خدمتتان عرضه شده است که حضرتعالی گاهی قبول نمی فرماييد و گاهی پس از دقت، دستور حذف و يا تغيير و اضافه را بدان صورت که مايل باشيد، صادر می فرمائيد که انجام گيرد، حال اگر روزی تصميم بر اين گردد – که حتماً می گردد- متن سخرانيها و يا اعلاميه ها و چيزهايی از اين قبيل که با صدا و خط حضرتعالی منتشر گردد، مسلماً متن دستخط و يا متن اصلی صدا و فيلم به عنوان سند خدشه ناپذير اصل قرار گيرد و آنچه از زياد و کم بدان صورتی که گذشت ولو بسيار هم مهم باشد يا کنار گذاشته می شود و يا تحت الشعاع و يا متن اصلی سخنرانی قرار می گيرد و اين از مسائلی است که بايد جدی برای آن فکری کرد.
۲- يکی ديگر از مسائلی که خوب است حضرتعالی برای آن فکری کنيد، اين است که آنچه از حضرتعالی منتشر شده استدر جرايد و صدا و سيما و حتی بولتنها،به يک صورت نيست، گاهی ديده شده در روزنامه ای و يا مجله ای به علل، چه سياسی و چه غير سياسی و يا سهواً، جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخرانيها در روزنامه ای آورده شده و در روزنامه ديگر نيامده است، کدام بايد اصل قرار داد، آن متنی که اين جمله را دارد و يا متنی که فاقد آن جمله است؟ بديهی است اين ترديد، در جايی است که دسترسی به صدا و خط حضرتعالی نيست و اين هم بسيار است، چرا که خيلی وقتها است که صحبتهای جنابعالی را من و يا دوستان می نويسيم و بهد از تصويب شما به مطبوعات و غيره می دهيم، چه کسی بايد تشخيص دهد آن جمله از حضرتعالی است يا نه؟ روشن است که گاهی تغيير و يا حذف و يا اضافه کلمه ای بطور کلی معنای جمله را تغيير می دهد….خدا يار و نگهدارتان باد
فرزند شما: احمد خمينی ( نيمه اول شهريور ۱۳۶۷) » (۷)
با نامه احمد آقا مشخص می شود که گفته آقای خمينی در وصيتنامه سياسی – الهی خود که «تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» وی « آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.» همه دروغ و برای اغفال مردم بوده است. اين دروغها هم برای کسی که می گويد، برای حفظ قدرت(= حکومت اسلامی ولايت مطلقۀ فقيه)، بايد جاسوسی کرد، کشت و ترور کرد و می شود دروغ گفت، چيزی به حساب نمی آيد. در نامه احمد آقا چند نکته عبرت آموز آشکار شده است:
۱- اسناد و متون منتشر شده با آنچه منتشر نشده است اختلاف فاحش دارد.
۲- اختلافات و موضعگيری افراد گوناگون از اسناد و متون منتشر شده تا آن تاريخ و آنچه منتشر نشده و در اختيار احمد آقا است سرچشمه می گيرد
۳- خود آقای خمينی، احمد آقا و يا کسان ديگر با اجازه او، گاهی جمله و يا کلمه ای از سخنرانيها و اعلاميه ها پس از انتشار اول، از آن حذف و يا اضافه کرده اند و اگر قرار باشد که متن اعلاميه ها و سخرانيها و چيزهائی از اين قبيل با صدا و خط منتشر گردد، آنچه ار زياد و کم شده، تکليف آن چه می شود؟
۴- آنچه در جرايد و صدا و سيما و بولتنها منتشر شده، همه به يک صورت نيست و جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخنرانی ها در روزنامه ای آمده و در روزنامه ديگر نيامده، کدام بايد اصل قرار گيرد؟
۵- خيلی از مواقع صحبتهای آقای خمينی را احمد آقا و يا دوستان ديگر نوشته و بعد از تصويب آقای خمينی، آن را به مطبوعات و غيره داده اند، مطالب منتشر نشده همه به يک صورت نيست و در بسيار از مواقع دسترسی به صدا و خط موجود نيست.
۶- در تمام موارد چه کسی بايد تشخيص دهد که آن جمله از آقای خمينی است و کدام اصل است؟
پاسخ آقای خمينی به اين نامه فرزندش احمد آقا خيلی روشن است:
« فرزند عزيرم احمد- حفظه الله تعالی و ايده
از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سياسی و اجتماعی صاحب نظر می دانم و در تمامی فراز و نشيبها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی اينجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظيم و تدوين کليه مسائل مربوط به خود، که بسا در رسانه های گروهی اختلاف و اشتباهاتی رخ داده است، انتخاب می نمايم و از خداوند متعال که حاضر و ناضر است توفيقات شما را خواستارم. اميد است با صرف وقت و دقت نظر، اين امر را به پايان برسانی. والسلام عليکم
پنجشنبه ۱۷ شهريو ۶۷ / ۲۶ محرم الحرام ۱۴۰۹
روح الله الموسوی الخمينی »
اين پاسخ روشن می کند، آقای خمينی احمد آقا را کسی معرف کرده که،« با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی» وی تصدی می کند. و به او اعتماد مطلق داشته که به صداقت،عمل می کند و لهذا در تمامی موارد به او اختيار تام می دهد و خط بطلان بر گفته وصيتامه سياسی – الهی خود می زند. نامه و پاسخ گويای اين نکته نيز هست که، در دوران حيات آقای خمينی، حکومت و رتق و فتق امور در يد اقتدار احمد آقا بوده است.
به ياد می آورم که وقتی دو نامه فوق در همان سال ۶۷ از صدا و سيما پخش شد، من به دوستان گفتم پس احمد آقا مجوز هر نوع تغيير و کم و زيادی را در اسناد، متون و گفته های آقای خمينی گرفته است. و با اين حساب مسئله صدا، خط و کارشناس همه يعنی احمد آقا.
سيد حسن خمينی هم بعد از کشتن پدرش احمد آقا،به جای خون بهای پدرش ويا به خيال به دست آوردن رهبری در آينده، تيولداری توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار آقای خمينی و مقبره و ساير چيزهای وابسته به آن طی نامه ای نامه ای از آقای خامنه ای تقاضا کرده است:
« محضر مبارک حضرت آيت الله خامنه ای رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی دام ظله العالی
با عرض سلام و تقديم تشکر خويش و خانواده داغديده خمينی از حضرتعالی که همواره لطف و محبتهايتان تسلی بخش جانهای خسته ما بوده است. همانگونه که مستحضريد، اينجانب به واسطۀ وصيت پدرم حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد خمينی(س) به عنوان توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام و حرم مطهر حضرتش منصوب گشته ام. وليکن از آن جائی که همه امور را بنا به فتوای امام راحل به مقام شامخ ولايت می دانم و همواره بر اين اعتقادم که نظام مقدس در پرتو ولايت مطلقه فقيه و گام نهادن در مسير انديشه های تابناک خمينی کبير می تواند از مرزهای موجود فراتر رفته و به لطف الهی نجات بخش انسانيت از ورطه هلاکت و ضظلمت باشد، لذا از محضر مبارک حضرتعالی تقاضا می کنم در صورت صلاحديد، وصيت آن عزيز سفر کرده را تنفيذ فرماييد.
فرزند کوچک شما سيد حسن خمينی»
آقای خامنه ای هم تيولداری را برای حسن آقا تنفيذ کرده است:
« بسم الله الرحمن الرحيم
با طلب رحمت و مغفرت برای پدر گرامی شما و برادر عزيز ما مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد آقا طاب ثراه وصيت مزبور را تنفيذ می کنم و توفيقات الهی را برای شما صميمانه مسألت می نمايم. والسلام عليکم
سيد علی خامنه ای ۲۱ ذی قعده ۱۴۱۵»
آقای حسن خمينی هم آقای در احکام جداگانه ای که صادر کرده آقای محمد علی انصاری صادر کرده را در سمت خود ابقا کرده و آقای حميد انصاری را به عنوان قائم مقام مؤسسه منصوب کرده است. قسمتی از احکام بدين شرح است:
«جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ محمد علی انصاری
با توجه به انتخاب شايسته پدرم…و با تأسی به حکم آن عزيز بزرگوار که همواره از حضرتعالی به عنوان رازدار و مونس خويش ياد می کردند و لذا در همه کارهای خويش شما را چونان برادری می دانستند از همين رو مسئوليت حرم امام (س) و مؤسسه تنظيم آثار ايشان را به جنابعالی تفويض کرده بودند… با توجه به شناختی که از شما دارم و حضرتعالی را از دير باز يکی از همراهان افکار امام و ياران با وفای ايشان می شناسم، شما را کماکان در سمت خود ابقاء می نمايم. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴»
«برادر عزيز جناب آقای حميد انصاری
با توجه به سوابق درخشان و نقش برجسته و تعيين کننده جنابعالی در کليه مراحل تأسيس و برنامه ريزی و تعيين خطوط و اهداف مؤسسه تنظيم و نشر آثار …بنا به پيشنهاد سرپرست مؤسسه بدينوسيله مجدداً به سمت قائم مقام مؤسسه منصوب می شويد…. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴» (۸)
نظر به اينکه در رژيم گذشته بنيادهای درآمد دار و پول ساز نظير توليت حضرت امام رضا (ع)، شاه چراغ و يا حصرت معصومه شاه از طرف خود به اشخاصی به عنوان نايب التواليه واگذار می کرد، اکنون نقش شاه در دست آقای خامنه ای است و از جانب خود برای اينگونه بنيادها و مؤسسات، توليت تعيين می کند. البته شاه هم از درآمد آن بهرمند می شد و آقای خامنه هم عيناً بهرمند می شود. اما در اين رژيم اين بنيادها و امامزاده ها که هرکدام در تيول يک روحانی و يا خانواده روحانی است فراوان ساخته شده است.
توليت حضرت امام رضا (ع)، در اختيا سلطان خراسان آقای واعظ طبسی است که بنا به خاطرات آقای منتظری با ساواک همکاری داشته می باشد.
توليت شاه چراغ در شيراز در اختيار خانواده دستغيب است
توليت قم در اختيار آقای علی اکبر مسعودی خمينی است. ساير امام زاده ها هم که آنها ئی که برايشان سند و مدرک ساخته اند، خدشه ای اساسی بر آنها وارد است، دسته ئی از آنها حتی فاقد سند و مدرک است- البته ناگفته نماند که در حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه سند و مدرک سازی و جعل و تقلب ساده ترين کار است – حد اکثر نظير آقای خمينی که سيد است و مثلاً نسل سی ام و يا کمتر و بيشتر آن به امامی می رسد، که اگر هم درست باشد نسل چندمشان او به امامی می رسد. که آن هيچ امتياز به حساب نمی آيد، زيرا «گرامی ترين انسان نزد خدا با تقوی ترين آن ها است»(۹) و نه حسب و نسب و تفاخر و عصبيت خانوادگی، اما به علت ناآگامی توده، همگی آن امامزاده ها منبع در آمدی برای روحانيت دين فروش است. در مورد فوق و مسئله سيد و امتياز ساختگی آن، در فرصتی ديگر مشروح به آن خواهم پرداخت.
به غير از آنچه در مورد تيول و تيوداری روحانيت گفته شد، حد اقل روحانيون جيره خوار امروزی حکومت را هم از مهمترين تيول خود می داند و برای حفظ و نگهداری آن ، حاضرند که آنچه را هم در تصور نيايد فدا کنند و همچنانکه تا کنون کرده اند و از اين زاويه وقتی به وصيتنامه آقای احمد خمينی توجه کنيد، برای تجربه و عبرت سخت تأمل بر انگيز است. وی در وصيتنامه به صراحت می نويسد: « من در جهت مصلحت امام به هيچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خيلی ها را در اين راستا رنجانده ام که هنوز هم از اين جهت ناراحت نيستم.» (۱۰). البته در آن زمان به علت نشناختن ساز و کار قدرت، نمی دانست که خودش هم فدای توطئه های خود ساخته خواهد شد و جان خود را هم از دست خواهد داد. نظر به اينکه تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت استو نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوقمداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آنها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می گويد، که نصيبشان پشيمانی خواهد بود. و خدا داناتر است

محمد جعفری
Mbarzavand@yahoo.com

نمايه و يادداشت:
۱- پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵.
۲- منظور آقای دکتر بهشتی دبير کل حزب جمهوری اسلامی است.
۳- منظور رئيس شورای انقلاب است.
۴- تما اين قسمت از کتاب پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص۳۰۲-۲۹۴ نقل شده است.
۵- برای اطلاع بيشتر به همان سند، ص ۳۸۳-۳۷۸ مراجعه کنيد.
۶- صحيفه نور، ج ۱۸، ص ۱۷۸.
۷- نامه احمد آقا به آقای خمينی دارای ۶ بند است که اينجانب فقط بند اول و دوم آن را که مستقيم مربوط به مسئله می شد را در اينجا آوردم و علاقه مندان می توانند برای مطالعه تمام نامه به مجموعه آثار آقای خمينی، گزارش:اطلاعات جانبی تاريخ ۲۷/۸/۱۳۹۱ مراجعه کنند.
۸- نامه های اين قسمت همه از سند فوق ذکر شده است.
۹- قرآن، سوره حجرات، آيه ۱۳.
۱۰- نقل از از وصيتنامه، احمد خمينی – ۳۰/ شهريور/۱۳۷۱= ۲۳/ ربيع الاول/ ۱۴۱۳

No responses yet

Jan 03 2013

هاشمی: شانس بقای حکومت سوریه بسیاراندک است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

ابراهیم بحرالعلوم در همان نخستین روز حضورش در ایران، با تمجید از عملکرد اقتصادی هاشمی در دوران پس از جنگ در ایران، علاقه‌مندی‌اش به آیت‌الله را نشان داد. در اواخر همان روز هم به میزبانانش اعلام کرد دوست دارد پیش از ترک ایران دیداری با او داشته باشد.

در آخرین ساعات حضور بحرالعلوم در تهران این دیدار میسر شد تا مشاور پارلمان و وزیر سابق نفت عراق به هاشمی بگوید عراق به همچون اویی نیاز دارد تا دوران سازندگی را پشت سر بگذارد.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز در این دیدار با پرسش از اوضاع سیاسی و اقتصادی عراق، خواستار نقش‌آفرینی بیشتر ایران در عراق و تعامل افزون‌تر دو کشور برای دستیابی به امنیت شد. هاشمی همچنین به مقامات عراقی توصیه کرد تا در کنار توسعه زیربناهای اقتصادی و پروژه‌های عظیم نفتی به رفاه مردم و اشتغال نیروهای بومی نیز توجه داشته باشند.

بخشی از متن این مذاکرات فرستاده دولت عراق با هاشمی رفسنجانی را به نقل از تجارت فردا بخوانید:

بحرالعلوم: در دو روز قبل دیدارهای مختلفی با آقای آل‌اسحاق و برخی از تاجران ایرانی و مالکان بخش‌های خصوصی متخصص در صنایع پتروشیمی و نفت در ایران مثل آقای دکتر حسینی داشتم که نشست‌های مفید و ارزشمندی بود. ایشان اینجانب را از مشکلاتی که در حیطه شغلی خود با آن روبه‌رو هستند، مطلع کرده و من آمادگی کامل خود را جهت همکاری با آنان برای رفع این مشکلات بیان داشتم.

من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.

بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

هاشمی: مساله سوریه هم یکی از نگرانی‌هایی است که من خودم شخصاً دارم. آینده سوریه بر عراق چه تاثیری خواهد داشت. تا این حکومت‌های علوی در آنجا بود زمینه مساعدتر بود. ظاهراً هم شانس بقای بسیار کمی هست. من نمی‌دانم شما اوضاع را چگونه می‌بینید.

بالاخره بعد از کشته‌شدن این همه آدم، آواره‌ها و تخریب‌ها اوضاع هم سخت شده است. همین امروز خبر بسیار تلخی در دنیا منتشر شد که در یکی از شهرک‌های اطراف حماء به صف نانوایی حمله کردند و حدود 90 نفر از افرادی که آمده بودند نان بخرند چه زن و چه کودک کشته شده‌اند. این چیزها کار را مشکل می‌کند هم در دنیا و هم در داخل سوریه. به هر حال سوری ها هم انسان‌های سختی هستند و به‌سادگی نمی‌گذرند. به خصوص این که الان گروه‌های مسلح زیادی در سوریه هستند که تحت هیچ فرمانی نیستند. انسان نگران می‌شود که اگر مساله سوریه تمام شود اینها به سمت عراق بیایند. اینها شیعه نیستند. سلفی‌ها هستند و غیرسلفی‌هایشان هم انسان‌های تند و تیزی هستند که مسائل نظامی را بر سیاسی مقدم می‌دانند. سلاح‌های سوریه اگر دست این‌گونه آدم‌ها بیفتد خطرناک است چون هم سلاح شیمیایی دارند و هم سلاح‌های دیگر. سوءاستفاده اسرائیل مساله دیگری است که به همه ما برمی‌گردد.

من می‌دانم الان وضع عراق به گونه‌ای نیست که شما بتوانید کاری بکنید؛ حالا غیردولتی چرا. اگر شخصیت‌های عراق وارد میدان شوند و با معارضین مذاکره کنند بخش خصوصی است. یک راه‌حلی پیدا کنید. برای آینده بسیار مهم است. سوریه نباید طوری باشد که راه شما و ما بسته باشد. ما باید سوریه را داشته باشیم. از لبنان تا اینجا اگر این رشته پاره شود اتفاقات بدی می افتد. این یک مساله است که من در موردش نگرانی دارم و بسیار فکر می‌کنم و مساله دیگر آمریکایی‌ها. همین بخش نفت که شما گفتید. استعداد نفت و گاز سرمایه بسیار عظیمی است. همه حضور غربی‌ها در منطقه برای همین است. به این آسانی چشم از این مساله نمی‌پوشند. هزینه کرده‌اند تا صدام را از بین ببرند. یک بخش دیگری که من در اخبار متفرقه می‌بینم این است که زیربناهای رفاهی مردم مثل آب، برق، جاده‌ها و اشتغال مولد و امثال اینها در عراق، به موازات طرح‌های پردرآمد پیش نمی‌رود. چرا این طور است؟

No responses yet

Jan 03 2013

تلاش مجلس برای تحقیق از درآمد امامزاده‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: دو نماینده مجلس تلاش‌ها برای تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امور خیریه کشور به خاطر ابهام در ده‌ها میلیارد تومان درآمد‌ اماکن «متبرکه» و ادامه کسب درآمد از امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» را آغاز کرده‌اند.

در ایران بیش از ۱۲۷هزار موقوفه٬ یک‌ میلیون رقبه و ۱۸هزار بقعه و امامزاده وجود دارد که از درآمد‌های هنگفت این امکان مذهبی٬ اقتصادی و تجاری هیچ اطلاعی در دست نیست.

غلامعلی جعفرزاده‌٬ نماینده مجلس روز پنجشنبه (۱۴دی) به «باشگاه خبرنگاران جوان» گفته مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه کشور حاضر نیستند درآمد‌ و هزینه‌های این امکان را اعلام کنند.

آقای جعفرزاده افزوده مردم نسبت به درآمد سازمان اوقاف ابهام دارند چرا که دیوان محاسبات هیچ نظارتی بر آن ندارد و سازمان اوقاف نیز گزارشی درباره هزینه‌ها و درآمد‌های خود منتشر نمی‌کند.

این نماینده مجلس افزوده مسئولان سازمان اوقاف باید درباره درآمد‌های این سازمان شفاف‌سازی کنند و توضیح دهند که طی ۳۳ سال گذشته تعداد امامزاده‌ها به چه تعداد افزایش یافته است.

وی اظهار کرده سازمان اوقاف وعده داده بود درآمد‌زایی از امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» را متوقف کرده و آنها را جمع‌آوری کند که تاکنون به وعده خود عمل نکرده است.

این نماینده مجلس افزوده از آنجا که مسئولان سازمان اوقاف «هیچ برنامه‌ای برای رفع ابهامات» نداشتند٬ وی به همراه نماینده دیگر مجبور شده موضوع تحقیق و تفحص از این سازمان را رسانه‌ای کند.

«امامزاده‌ها» و «بقاع متبرکه» یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی سازمان اوقاف محسوب می‌شوند که گردش مالی این اماکن مذهبی روشن نیست.

براساس آمار سازمان اوقاف و امور خیریه٬ در ایران بیش از هشت هزار امامزاده وجود دارد که زیر نظر این سازمان که رئیس آن از سوی علی خامنه‌ای منصوب می‌شود٬ اداره می‌شوند.

اول امرداد ماه سال ۱۳۹۰ سایت محافظه‌کار «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرده بود در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ «امامزاده» در سال به امامزاده‌های کشور افزوده شده است.

No responses yet

Jan 02 2013

شارلاتانیزم اسلامی: درآمدزایی مشکوک به نام امام حسین یا بدعت تازه؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بازتاب‌امروز: شبکه سه سیما شماره پیامکی نامشخص پذیرای دهها میلیون پیامک شده و مشخص نیست هزینه ها و درآمدهای آن چگونه محاسبه می شود که این گونه مردم را به بهانه اربعین حسینی و لبیک به امام حسین وادار به ایجاد هزینه برای خودشان و درآمدزایی نجومی برای منبع نامشخص می کند
چند روزی است شبکه سه در ادامه تفکر ضریح چرخانی در کشور، دست به روشی بدعت آمیز پیامکی برای لبیک گفتن به امام حسین کرده است.

به گزارش خبرنگار بازتاب، این اقدام که با پخش تصاویر لبیک گویان عزاداران در کربلا که مربوط به دهه اول محرم است همراه شده و پس از همراه شدن بیننده شماره پیامکی را به جهت شرکت در کمپین لبیک یا حسین معرفی می کند.
گذشته از بحث فرهنگی و تاثیر اقدامات ناگهانی شبکه های سیما در چند سال اخیر که روی اعتقادات مذهبی مردم متمرکز شده و مشخص نیست از کدام دستگاه و ساختار فرهنگی و مذهبی خط می گیرد، این حرکت مشکوک می تواند منبع و منشاء سوء استفاده های فراوانی در کشور شود.

سال گذشته در مورد تاثیر پیامک برای درآمدزایی اقتصادی در یک پایان نامه کارشناسی ارشد تحقیقاتی شد که نکات جالبی در پی داشت. در این تحقیق مشخص شده بود بیشتر پیامک های عامیانه و عوام زده که به صورت مارکتینگ نت ورک طراحی می شود و به مخاطب تاکید می کند بنابر اعتقادات چرخه را قطع نکند، درآمدهای میلیاردی برای شرکت های مخابراتی به همراه داشته است.

حالا به صورت آشکار در شبکه سه سیما شماره پیامکی نامشخص پذیرای دهها میلیون پیامک شده و مشخص نیست هزینه ها و درآمدهای آن چگونه محاسبه می شود که این گونه مردم را به بهانه اربعین حسینی و لبیک به امام حسین وادار به ایجاد هزینه برای خودشان و درآمدزایی نجومی برای منبع نامشخص می کند.

این تفکرات حیرت انگیز که تقلید صرف از ایده های شبکه های آمریکایی در حوادث اجتماعی و غیر مترقبه مانند سیل، زلزله یا طوفان های سهمگین است، به صورتی است که نهادی اجتماعی، خدماتی و یا بین المللی با نظارت لازم شماره ای را اعلام و کمک های مردمی را جمع می کنند، ولی در این مقوله نه تنها هدف درآمد نیست بلکه حتی مشخص نیست این حرکت به اصطلاح فرهنگی چرا باید روی سرورهای اس ام اس سنتر غیر رایگان صورت بگیرد!

اینکه در این ماجرا شرکت خدمات دهنده برای رضای خدا پهنای باند سرورهای اس ام اس خود را در برابر طوفان سهمگین تحریک عاطفی و مذهبی مردم رایگان قرار داده است شوخی بی مزه ای بیش نیست که یک درصد آن هم قابل باور نمی باشد، مگر اینکه یکی از دستگاه های دولتی با بودجه بیت المال وارد معرکه شده و این خدمات را خریده تا هزینه از مردم کسر نشود!

تحقیق در مورد ارسال این پیامک نشان می دهد که پس از ارسال آن مبلغ 10 تومان کسر خواهد شد.

به نظر می رسد مدیران تازه کار سیما با ایده ای جذاب برای درآمدزایی شبکه سه طرحی نو در انداخته اند تا بابت قطع شدن بودجه های تولیدی شبکه های سیما جبران مافات کنند.

No responses yet

Jan 02 2013

کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران: زمان شاه روحانیون را سوار ماشین نمی‌کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران گفته در دوره پهلوی شهر‌های ایران «فاسد» بود٬ روحانیون را سوار ماشین نمی‌کردند و زنان با حجاب حق ورود به دانشگاه نداشتند.

به گزارش روز سه‌شنبه (۱۲دی) سایت «رسا»٬ آقای صدیقی این مطالب را طی سخنانی در قم بیان کرده است.

مهمترین گزاره‌های این سخنرانی به این شرح است:

● بر اجداد ما سلاطین شراب‌خوار، بی‌بندبار و آلوده به حرام سلطنت می‌کردند، در آن زمان‌ها مذهب و عالم دینی در تار و پود جامعه حاکمیتی تداشت بلکه تمام چیز‌ها دست سطان‌های آلوده به گناه بود.

● در زمان شاه بیشتر شهرهای ایران را فساد گرفته بود و شهر تهران چهار هزار شراب فروشی و قمارخانه داشت که این شهر را به یک شهر فساد و فحشا تبدیل کرده بود.

● زنانی‌ که {زمان شاه} در تهران خود فروشی می‌کردند به دولت آن زمان مالیات می‌دادند و دولت نیز این پول‌ها را به عنوان مزد به کارمندان خود می‌داد {که این پول حرام بود.}

● {زمان شاه} مالیات شراب فروشی‌ها، قمارخانه‌ها و رباهای که بانک‌ها از مردم می‌گرفتند به خزانه دولت می‌رفت و دولت نیز از پول‌های خزانه٬ حقوق کارمندان خود را پرداخت می‌کرد.

● در زمان شاه روحانیون را حتی سوار ماشین نمی‌کردند، بانوان با حجاب در دانشگاه‌ها حق ادامه تحصیل را نداشتند و به زن‌های چادری توهین می‌شد.

● باید شکرگزار خدا باشیم که یک عبد صالح خدا، دین‌شناس، عادل، با ظرفیت و ایثارگر {علی خامنه‌ای} در رأس حکومت قرار دارد.

● اگر ولی فقیه در جامعه نباشد نیازی به حمله دشمنان نیست بلکه مسؤولان خودشان به جان یکدیگر می‌افتند و هم‌دیگر را از پا در می‌آورند.

● اگر ولی فقیه نباشد٬ مسئولان خودشان یکدیگر را می‌خورند و نهیب زدن ولایت فقیه است که نمی‌گذارد جامعه اسلامی ما از هم بپاشد و مسؤولان به جان یکدیگر بیفتند.

No responses yet

Jan 02 2013

رفسنجانی: از یک جریان به گونه‌ای حمایت شد که اکنون طلبکار است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی با انتقاد شدید از یک جریان سیاسی در کشور می‌گوید این جریان با حمایت‌هایی که از آن شد، اکنون «طلبکار» شده و پاسخگوی وضعیت به وجود آمده نیست.

به گزارش وبسایت اکبر هاشمی رفسنجانی، وی روز دوشنبه، ۱۳ دی  در دیدار با اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی معلمان ایران، بار دیگر خواستار برگزاری «انتخابات رقابتی» و بازگشت به مردم شد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت اظهار داشت این جریان با اهداف‌ آیت‌الله خمینی و انقلاب بیگانه بوده و اکنون نیز پاسخگوی عملکردش نیست.

اکبر هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: «این جریان با وجود هشدارهای دلسوزان و وفاداران به نظام و انقلاب به‌گونه‌ای مورد حمایت قرار گرفت كه اكنون نه تنها پاسخگوی وضع به وجود آمده نیستند بلكه حامیان خود را نیز برنمی‌تابند و طلبكار و مدعی نظام شده‌اند.»

وی افزود: «كسانی كه سهمی در انقلاب نداشتند، با حسادت، انتقام از زحمتكشان نظام را وجه همت خود قرار دادند و از همین زمان پیشرفت كشور كُند و دچار مشكل شد.»

رئیس جمهور سابق ایران گفت: «ترویج دروغ، تهمت و تخریب و نیز توسل به ریا، تضییع حقوق مردم، وعده‌های غیرقابل عمل و فضیلت‌سوزی را تضعیف‌كننده اعتقاد و اخلاق عمومی است و باید به شدت با این اعمال در سطح حكومت برخورد كرد.»

به نظر می‌رسد اظهارات هاشمی رفسنجانی در دنباله انتقاد‌های وی از جریان دولت و حامیان سابق و کنونی آن باشد.

انتقاد هاشمی رفسنجانی از حمایت از این جریان خاص در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی، نظر رئیس جمهوری برخاسته از این طیف را نزدیک‌تر به خود دانسته و گفته بود این دولت «یکى از محبوب‏‌ترین دولت‏‌ها بعد از مشروطه تا امروز است.»

با این حال پس از انتخابات ۱۳۸۸، منصوبان رهبر جمهوری اسلامی و خود آیت‌الله خامنه‌ای لحن خود را رفته‌رفته نسبت به دولت و جریان‌های همسوی آن تغییر دادند؛ به طوری که به عنوان نمونه، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، به صراحت گفت «در مورد احمدی‌نژاد علم غيب نداشتيم.»

هاشمی رفسنجانی، در ادامه سخنان خود خواستار عمل به قانون اساسی شد و گفت: «در قانون اساسی ما آزادی مطبوعات، اجتماعات و احزاب و نیز آزادی‌های فردی و اجتماعی به وضوح تصریح شده است و لازم است توجه بیشتری به بخش حقوق مردم در قانون اساسی و نقش تأثیرگذار آنان صورت گیرد.»

وی با حساس خواندن شرایط، «مناقشه» و «درگیری» را به صلاح کشور ندانست و بار دیگر خواستار برگزاری انتخابات «رقابتی» و «آزاد» شد. سخنانی که وی در ماه‌های اخیر بارها آن را تکرار کرده و تاکید کرده که در توان و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است که مسیر کشور را تغییر دهد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «امیدواریم همه تاثیرگذاران نظام از مردم عادی گرفته تا سطوح بالا با تن دادن به گفت‌وگو، تعامل و تفاهم، راه برگزاری انتخاباتی رقابتی، آزاد و مطابق قانون را هموار و نیز از نیروهای زبده و كارآمد و دلسوز انقلاب از همه سلایق برای برون‌رفت از مشكلات و توسعه و پیشرفت كشور بهره گرفته شود.»

این اظهارات در حالی است که به تازگی دبیر شورای نگهبان، احمد جنتی، گفته است که کسانی که «اهل فتنه» بوده و اعلام «برائت» هم از «فتنه» نکرده‌اند امکان شرکت در انتخابات را ندارند؛ اظهاراتی که عمدتا متوجه اصلاح‌طلبان است.

در سال ۱۳۸۸ هم و تنها دو روز مانده به انتخابات ریاست‌ جمهوری، هاشمی رفسنجانی، در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله خامنه‌ای خواستار برگزاری انتخاباتی سالم شده بود و نوشت: «برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانيد اقدام مؤثری بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.»

پس از انتخابات که نتایج آن با اعتراض‌های گسترده همراه بود، وی در آخرین نماز جمعه خود خواستار بازگشت اعتماد مردم شد. در پی آن سخنرانی بود که آیت‌الله خامنه‌ای چندین بار خطاب به «نخبگان» و «خواص» هشدار داد که مبادا با موضع‌گیری خود به «فتنه» کمک کنند.

در پی اینگونه موضع‌گیری‌ها، سایت هاشمی رفسنجانی برای مدتی مسدود شد. در روزهای اخیر، حمید رسایی، نماینده حامی دولت، در دو نوبت اظهارات تندی را در مجلس علیه اکبر هاشمی رفسنجانی مطرح کرد و فرزندش مهدی را «متهم و شاه کلید فتنه‌ها علیه رهبری» دانست.

مهدی هاشمی پس از بازگشت از خارج کشور، با اتهامات مالی و سیاسی، نزدیک به دوماه را در انفرادی گذراند و به گفته سخنگوی قوه قضاییه به زودی کیفرخواست علیه وی ارائه خواهد شد.

دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، فائزه نیز که پس از گفت‌وگو با وبسایت روزآنلاین به شش ماه حبس محکوم شد، هم‌اکنون به گفته سخنگوی قضاییه به خاطر «تنبیه» به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. این مصاحبه پس از ناسزاگویی به وی در شهر ری صورت گرفته بود.

No responses yet

Nov 04 2012

مردان آیت‌الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی:
آیت الله خامنه ایآیت‌الله خامنه‌ای بنیان دفترش را بر اساس معتمدان خود در وزارت اطلاعات چید

آیت‌الله خامنه‌ای با آغاز رهبری اش تیمی از یاران قدیم خود را به خیابان پاستور آورد تا به او در تثبیت قدرتش کمک کنند. یاران علی خامنه‌ای بیشتر مردانی هستند که وفاداری خود را به او در دوران سخت ریاست جمهوری اش ثابت کردند.

آیت‌الله خامنه‌ای بنیان بیتش را بر اساس معتمدان خود در وزارت اطلاعات چید؛ وزارت اطلاعاتی که خودش آن را تاسیس کرده بود و تنها گوشه ای از دولت بود که روی آن تسلط داشت. مردانی که با افشای پرونده مهدی هاشمی، مقدمات عزل آیت‌الله منتظری را از قائم مقامی رهبری چیده بودند و فضا را برای رهبر شدن علی خامنه‌ای باز کرده بودند.

مطالب مرتبط

  • رهبر ایران و اختیارات نامحدود؟تماشا کنید26:07
  • آیت الله خامنه ای؛ مرد فضاهای خالی
  • علی خامنه‌ای از نگاه خواهرزاده‌اش

لینک‌های مرتبط

مردان وفادار به علی خامنه‌ای در حزب جمهوری اسلامی، ارتش و وزارت دفاع نیز بخش مهمی از اعضای دفتر او را تشکیل می دهند.

این افراد ترجمه کننده قدرت مطلق رهبر ایران به سیاست روزمره کشور هستند و خواست بیان شده یا بیان نشده رهبر را به سیاستمداران ابلاغ می کنند.

دفتر رهبری چارچوب و شاکله ای منظم و بروکراتیک دارد، اما عملکرد آن بیشتر بر محور اعضای آن و روابط آنهاست، نه سمتی که در ظاهر به آنها داده شده. این افراد اگرچه قدرتمندترین سیاستمداران ایران به حساب می آیند اما با پرهیز از مصاحبه های عمومی و موضعگیری های علنی کوشیده اند که کمتر در معرض چشم عموم ظاهر شوند.

محمد محمدی گلپایگانی

محمد محمدی گلپایگانی (وسط)محمد محمدی گلپایگانی (وسط)، رئیس دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در کنار محمدتقی مصباح یزدی و علی لاریجانی

علی خامنه‌ای بر خلاف انتظار ریاست دفترش را به سیاستمداران سرشناس نداد تا استقلال خود را ثابت کند. در حالیکه بسیاری از اکبر ناطق نوری و حتی عبدالله نوری به عنوان گزینه های محتمل صحبت می کردند، علی خامنه‌ای ریاست دفترش را به محمد محمدی گلپایگانی داد؛ مردی که اگر چه برای بسیاری غریبه بود اما آیت‌الله خامنه‌ای او را از سالها قبل می شناخت.

آقای گلپایگانی در بخش عقیدتی سیاسی نیروی هوایی ارتش با علی خامنه‌ای آشنا شده بود. در آن سالها آقای گلپایگانی، نماینده آیت‌الله خمینی در پایگاه نیروی هوایی ارتش در تهران بود و آقای خامنه‌ای، نماینده آیت‌الله خمینی در شورای عالی دفاع.

بعد از تاسیس وزارت اطلاعات، محمد محمدی گلپایگانی معاونت اداری آن را در دست گرفت. با رهبر شدن علی خامنه‌ای آقای گلپایگانی و چند نفر دیگر از معاونان وزارت اطلاعات به دفتر رهبری رفتند، انتقالی که به کوچ اول در وزارت اطلاعات معروف شد. (کوچ دوم معاونان وزارت اطلاعات به بیت رهبری بعد از افشای نقش این وزارت در قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد.)

رابطه آقای گلپایگانی و آیت الله خامنه‌ای آنقدر محکم شد که پسرش، محمد جواد گلپایگانی با دختر آیت‌الله خامنه‌ای، بشری، ازدواج کرد. با این همه آقای گلپایگانی بیشتر چهره بیرونی بیت رهبر ایران است. او در مناسبت های رسمی و عمومی به عنوان نماینده رهبری شرکت می کند و پیام های آقای خامنه‌ای در چنین مراسمی می خواند. او تا حد ممکن از اظهار نظر در مورد مسائل سیاسی جاری و ورود علنی به مجادلات سیاسی خودداری می کند.

حضور چهره های اطلاعاتی نظیر آقای گلپایگانی در دفتر رهبری موجب شد این نهاد کمترین اطلاعات را درباره عملکرد خود به بیرون درز دهد و در حل و فصل مناقشات سیاسی، شیوه ای پشت پرده و لابیگرانه در پیش گیرد.

اصغر میرحجازی

اصغر میرحجازیاصغر میرحجازی، مدیر امنیتی-سیاسی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای

اما بیت رهبر ایران یک چهره پشت پرده اطلاعاتی هم دارد: اصغر میرحجازی. او در ابتدای انقلاب عضو حزب جمهوری اسلامی بود و با تاسیس وزارت اطلاعات در دوران ریاست جمهوری علی خامنه‌ای، معاونت امور خارجی آن را به عهده گرفت.

با رهبر شدن آیت‌الله خامنه‌ای، آقای میرحجازی به دفتر رهبری رفت و مدیر امنیتی – سیاسی دفتر آقای خامنه‌ای شد. او پیام های آیت‌الله خامنه‌ای را به روسای قوای سه گانه و حتی تشکل های دانشجویی می رساند و نظرش، نظر رهبر ایران دانسته می شد.

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، اصغر میرحجازی نقشی موثر در رساندن پیام و خواست آیت‌الله خامنه‌ای به دولت و مجلس داشت و سعی می کرد با لابیگری پشت پرده آنها را با سیاست های دفتر رهبر هماهنگ کند. به عنوان مثال این اصغر میرحجازی بود که نظر منفی رهبر را درباره عملکرد بعضی از وزیران به محمد خاتمی منتقل کرد. هم او بود که نامه آیت‌الله خامنه‌ای را به مهدی کروبی رئیس مجلس ششم رساند که در آن به او دستور داده شده بود طرح اصلاح قانون مطبوعات را از دستور کار خارج کند. نامه ای که به حکم حکومتی مشهور شد و افشای آن توسط نمایندگان اصلاح طلب مجلس، پرده از بعد دیگری از اختیارات فراقانونی رهبر ایران برداشت.

خبرهایی از اختلاف نظرهای او با احمدی نژاد هم وجود دارد. گفته می شود آقای میرحجازی با حمایت دفتر رهبر ایران از محمود احمدی نژاد حتی در دوره اول ریاست جمهوری اش مخالف بود. شاید به همین دلیل بود که با پیروزی آقای احمدی نژاد، آقای حجازی دیگر نقش رابط دفتر رهبری و دولت را بازی نکرد.

وحید حقانیان

وحید حقانیانوحید حقانیان، مشاور اجرایی رهبر ایران

با گوشه گیر شدن اصغر میرحجازی، نقش وحید حقانیان در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای پررنگ تر شد. سمت رسمی او در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای اعلام نشده، اما او را مشاور اجرایی رهبر می خوانند. امروز اوست که رابط میان دفتر آیت الله خامنه ای و قوای سه گانه و نهادهای امنیتی و نظامی به حساب می آید. در بعضی از جلسات هیات دولت، آقای حقانیان به عنوان نماینده دفتر رهبری حضور می یابد.

او در روزهای بعد از انتخابات رابط میان دفتر رهبری و مخالفان هم بود. نامه های میرحسین موسوی به آیت‌الله خامنه‌ای به واسطه او رد و بدل می شد. در روزهای اول انتخابات در مذاکره با محمد خاتمی و دیگر چهره های سرشناس اصلاح طلب سعی کرد آنها را از برپایی تظاهرات اعتراضی منع کند.

آقای حقانیان در سالهای اول انقلاب در دفتر حزب جمهوری اسلامی کار می کرد و در دوره ریاست جمهوری علی خامنه‌ای در دفتر او فعال بود.

محمدعلی انصاری، دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت آیت‌الله خمینی گفته است فهرست دعوت شوندگان به مراسم سالگرد آیت‌الله خمینی باید به تایید وحید حقانیان برسد. به گفته آقای انصاری، آقای حقانیان بعد از انتخابات ریاست جمهوری تاکید داشته که چهره های سرشناس اصلاح طلب نباید در مراسم سالگرد آیت‌الله خمینی در ردیف سیاستمداران بنشینند.

پررنگ شدن نقش آقای حقانیان در سالهای اخیر، نشانه قدرت گرفتن گروه جدیدی در بیت است. بیت رهبری که در دهه اول سیاست های خود را با شیوه های پشت پرده اطلاعاتی پیش می برد، در دهه دوم با اتکا به نیروهای نظامی، سیاستی علنی در پیش گرفته است. خانواده مهدی کروبی می گویند که حمله به خانه این رهبر مخالفان و حبس خانگی او با حضور و نظارت وحید حقانیان انجام شده است.

محمد شیرازی

محمد شیرازی در کنار رهبر ایرانمحمد شیرازی در خودروی حامل رهبر ایران

آیت الله خامنه ای در ده سال گذشته با سرمایه گذاری روی سپاه پاسداران آن را به قوی ترین بازوی خود در برخورد و سرکوب مخالفان تبدیل کرده، اما ترجیح داده است که عالی ترین مقام نظامی در بیت او یک ارتشی باشد. محمد شیرازی رئیس دفتر نظامی بیت رهبر است و رابطه آیت الله خامنه ای را با فرماندهان نظامی تنظیم می کند.

آقای شیرازی در سالهای اول انقلاب با آقای خامنه ای در ارتش همکاری داشت. او پیش از انقلاب با علی خامنه ای هنگام تبعید او به ایرانشهر آشنا شده بود.

حسین جباری

حسین جباریحسین جباری (نفر اول از سمت راست) سرتیم سابق محافظان

در حالیکه حفاظت از شخصیت های سیاسی ایران به عهده شاخه ای از سپاه پاسداران به نام انصار المهدی است، آیت‌الله خامنه‌ای تیم حفاظت مستقلی دارد که به سپاه حفاظت ولی امر معروف است.

سرتیم حفاظت آقای خامنه‌ای در دفتر رهبری به عهده حسین جباری بوده است. آقای جباری در سال های ریاست جمهوری راننده علی خامنه‌ای بود و بعد از ترور او در ششم تیر ۱۳۶۰ با انتقال سریع او به بیمارستان از مرگ حتمی نجاتش داده بود. در بیشتر سفرهای آیت‌الله خامنه‌ای و در مراسم رسمی، حسین جباری معمولا نزدیک ترین فردی است که کنار رهبر ایران می ایستد. او از معدود مردانی است که اجازه دارد چفیه آیت‌الله خامنه‌ای را از دوشش بردارد و به هوادارانش بدهد.

حسین محمدی

حسین محمدیحسین محمدی (نفر دوم از سمت راست)، بازوی فرهنگی-خبری آیت‌الله خامنه‌ای

در سالهای آخر ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و در طول دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، بیت رهبری کوشید بر فضای فرهنگی کشور کنترل بیشتری داشته باشد. در این دوره چهره جدیدی در بیت رهبر ایران ظهور کرد که بعدها تبدیل به یکی از تاثیرگذارترین چهره های فرهنگی ایران شد: حسین محمدی.

او نیز سابقه فعالیت در حزب جمهوری اسلامی را دارد. آقای محمدی از دفتر رهبری به رادیو و تلویزیون ایران رفت و در دوران ریاست علی لاریجانی بر این سازمان، معاون بخش سیاسی بود.

حسین محمدی بعد به دفتر رهبری بازگشت و در آنجا به فعالیت ادامه داد. او مسوول بعضی از مهم ترین بولتن های خبری و پخش اخبار از رادیو تلویزیون ایران است و سیاست های خبری سازمان صدا و سیما را تنظیم و ابلاغ می کند. او در جلسات رهبر ایران با کارشناسان فرهنگی نقش پررنگی بازی می کند و جلسات خصوصی نویسندگان و روزنامه نگاران با رهبر ایران معمولا با هماهنگی او انجام می شود.

حسین محمدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست، اما در ابلاغ سیاست‌های فرهنگی بیت رهبری به این نهاد نقشی کلیدی بازی می کند.

احمد مروی

احمد مرویاحمد مروی، معاون ارتباطات حوزوی دفتر رهبر ایران

انتخاب علی خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران و متعاقب آن معرفی او به عنوان مرجع تقلید، واکنش هایی منفی در حوزه علمیه قم و بخشی از روحانیت سنتی ایجاد کرد. آیت‌الله خامنه‌ای در بیست سال گذشته کوشیده است که قدرت خود را به عنوان رهبر سیاسی ایران و صلاحیت علمی خود را به عنوان فقیهی شایسته عنوان “آیت‌الله” به قم ثابت کند. این ارتباط معمولا از طریق بخش ارتباطات حوزوی دفتر رهبری صورت می گیرد که ریاست آن به عهده احمد مروی است.

طبق گزارش های رسیده، در سفر آقای خامنه‌ای به قم که بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری و موضعگیری عده ای از مراجع علیه او صورت گرفت، آقای مروی شخصا با عده ای از روحانیون عالی رتبه تماس گرفت و تلاش بسیاری کرد تا آنها در مراسم استقبال از آقای خامنه‌ای شرکت کنند و به ملاقات او بروند.

او تقریبا‌‌ نه ماه بعد از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان‌ رهبر ایران به این سمت گماشته شد. احمد مروی برادر هادی مروی رئیس سابق دادگاه عالی انتظامی قضات است. احمد مروی پیش از انقلاب در مشهد، زادگاه علی خامنه‌ای با او آشنا شده بود و به جلسات قرآن آقای خامنه‌ای در مسجد کرامت می رفت.

علی مقدم

علی مقدمعلی مقدم (نفر اول از سمت راست) در کنار دو پسر محمود احمدی‌نژاد

دفتر رهبر ایران بخش مستقلی برای ارتباط با مردم دارد. بسیاری از اطلاعاتی که درباره مشکلات و تمایلات جامعه به رهبر ایران می رسد در این بخش جمع‌آوری و تنظیم می شود. علی مقدم اکنون رئیس معاونت ارتباطات مردمی دفتر رهبری است.

او در دوره‌ ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای هم نقش مشابهی در دفتر او داشته است. بسیاری از نامه های دفتر رهبری به شخصیت های حقوقی یا غیرحقوقی امضای او را در زیر دارد.

محسن قمی

محسن قمیمحسن قمی (سمت چپ)، معاون ارتباطات بین‌الملل دفتر رهبر ایران

کنترل دفتر رهبر ایران بر سیاست خارجی از سه طریق انجام می شود. اول اعمال نفوذ رهبر ایران بر تعیین وزیر خارجه در دولت، دوم تشکیل شوراهایی مانند شورای راهبردی روابط خارجی کشور (متشکل از چهره هایی نظیر علی اکبر ولایتی و کمال خرازی) و سوم تشکیل معاونت ارتباطات بین الملل دفتر رهبر که ریاست آن اکنون بر عهده محسن قمی است.

محسن قمی پیشتر رئیس نهاد نمایندگی علی خامنه‌ای در دانشگاه‌ها را بوده و در حال حاضر مشاور رهبر در حوزه جهان اسلام و خاورمیانه به حساب می آید.

محمد شیرازی (ردیف عقب)، رئیس دفتر نظامی بیت آیت‌الله خامنه‌ای

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .