اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'فوتبال'

Jan 31 2020

گاهی اختلاس‌گر، گاهی معتمد نظام؛ زنوزی بازیچه سپاه و صداوسیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی,ورزش

ایران‌وایر: پیام یونسی‌پور

ساعات اولیه کاری روز ۲۸ دی‌ماه بود که «مجید زین‌العابدین» مدیر شبکه یک سیما، در تماس تلفنی با «علی ضیا» تهیه کننده و مجری برنامه «فرمول یک» به او از «ممنوع التصویر» شدن میهمان برنامه‌اش خبر می‌دهد. مکالمه خلاصه و مفید بود؛ «برنامه امروز کنسل است. او حق ندارد جلوی دوربین بنشیند، چون در قوه قضاییه پرونده اختلاسش باز است.»
به این ترتیب «محمدرضا زنوزی» مالک باشگاه تراکتورسازی تبریز اجازه ورود به برنامه علی ضیا را پیدا نکرد. مجید زین‌العابدین ۴۸ ساعت قبل از این‌، با حضور مالک باشگاه تراکتورسازی و یکی از متهمان فساد اقتصادی در شبکه تحت مدیریتش موافقت کرده بود، اما ناگهان نظرش تغییر کرد.
علی ضیا در همان محفل برنامه‌اش گفته بود که دلیل مخالفت مدیر شبکه یک، نه پرونده‌های اختلاس آقای زنوزی، که کنایه‌های دو روز گذشته در برنامه فرمول یک به مجریان و کارشناسان شبکه افق است.
پس از اظهارات «زینب ابوطالب» در شبکه افق مبنی براین‌که «هرکس ناراحت است از ایران برود» علی ضیا در برنامه خود گفت: «به همان اندازه که اینجا کشور شماست، کشور ماست و به همان اندازه که شما ایرانی هستید، ما هم ایرانی هستیم.»
اظهارات تند ضیا در فرمول یک، بلافاصله این تذکر جدی مدیر شبکه یک را به همراه داشت که «مگر تو هم از ناراضیان هستی که واکنش نشان دادی؟»
مجید زین‌العابدین یکی از تندروترین مدیران صداوسیمای جمهوری اسلامی است. متولد سال ۱۳۵۶ و کارشناس ارشد رشته علوم سیاسی. از سوابق او می توان به مدیریت شبکه سه، قائم مقام شبکه سه سیما، مدیر طرح و برنامه شبکه سه سیما، مدیریت و اداره شورای راهبردی، اتاق های فکر، شورای مدیران و شورای برآورد در شبکه سه، سرپرست گروه اجتماعی شبکه خبر، جانشین سردبیر بخش خبری ۲۰۳۰، تهیه کننده برنامه های سیاسی شبکه خبر، دبیر شورای راهبردی شبکه خبر و کارشناسی اداره کل حقوقی سازمان اشاره کرد.
در صداوسیمای جمهوری اسلامی، «علی فروغی» مدیر شبکه سه سیما را نسخه ضعیف شده «مجید زین‌العابدین» می‌دانند.
در حقیقت حذف شدن محمدرضا زنوزی، سیاست کلی صداوسیما نبود. یک مدیر، فقط می‌خواست مجری محبوبش را بابت واکنش به زینب ابوطالب و شبکه افق تنبیه کند.
چند روز بعد از آن‌که محمدرضا زنوزی از پشت در سازمان صداوسیما به خانه بازگشت، شبکه سه او را روی خط تلفنی آورد. زنوزی دیگر آن روز برای مدیران سازمان صداوسیما یک اختلاس‌گر یا مفسد اقتصادی نبود. حرف‌هایش را زد و البته «محمدحسین میثاقی» مجری برنامه «فوتبال برتر» حتی اجازه نداشت میان صحبت‌های او ورود کند؛ یک عذرخواهی به تمام معنا در سازمان صداوسیما از آقای زنوزی.
محمدرضا زنوزی را می‌شناسیم. از آخرین باری که «غلامحسین محسنی اژه‌ای»، سخن‏گوی وقت قوه قضاییه او را یکی از مفسدین اقتصادی معرفی کرد، بیش از ۷ سال و ۶ ماه می‌گذرد. محسنی‌اژه‌ای در مورد او گفته بود: «آقای زنوزی از بزرگ‎ترین بدهکاران بانکی است که مدتی قبل بازداشت شده بود. وی با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد شده است تا بتواند بدهی‌های خود را در زمان مقرر پرداخت کند.»
زنوزی ۱۳۸۰ میلیارد تومان از بدهی‌هایش را پرداخت ولی از سال ۱۳۹۱ تا امروز بیش از ۱۲ هزار میلیارد تومان دیگر بدهی انباشته دارد. این فقط رقمی است که همان سال سخنگوی قوه قضاییه تایید کرد. یعنی در بهترین حالت از طی هفت سال اخیر، هنوز ۱۲هزار میلیارد تومان بدهی داد.
او همانی است که خودروی مشهور «محمود احمدی‌نژاد» را در یک حراجی پرداخت ۲ میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان خرید. سایت «انتخاب» همان زمان نوشت: «فردی ناشناس از طریق وکیل خود، با پرداخت ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، خودروی شخصی دکتر محمود احمدی‌نژاد را که به منظور تأمین مسکن معلولان به مزایده گذاشته شده بود را خرید.»
او قرار بود ناشناس بماند اما یک هفته بعد تصویری از زنوزی و احمدی‌نژاد در خودروی «ون» ریاست جمهوری منتشر شد که آن ها را در حال امضای اوراق نشان می‌داد.
سال ۱۳۹۰ هفته نامه «۹دی» به صاحب امتیازی «حمید رسایی» فاش کرد که محمدرضا زنوزی یکی از اعضای حلقه نزدیک به «اسفندیار رحیم‌مشایی» است. در بخشی از گزارش این هفته نامه آمده بود: «شنیده شده است فردی که خودروی احمدی نژاد را خریداری کرده، در سال‌های گذشته تنها دارایی اش یک سوله بوده که به عنوان انبار و کارهای کوچک صنعتی استفاده می‌کرده است. به تدریج نام برده از طریق ارتباطات مختلف دولتی، به ثروت کلانی دست پیدا می‌کند. وی در حال حاضر ۳۰درصد سهام “بانک گردش‏گری” و ۳۴درصد “بانک سامان” و بخشی از سهام‏های “ایران خودرو” تبریز و شرکت هواپیمایی “آتا” را دارد.»
مردی که از هفت سال قبل بیش از ۱۲هزار میلیارد تومان بدهی انباشته داشت، در دولت‌های احمدی‌نژاد و روحانی به ثروتی رسید که او را در جمع ده مرد قدرتمند اقتصادی ایران نشاند. او مالک، سهام‏دار، موسس و راه‌انداز کارخانه‌ها و شرکت‌هایی مانند «ذوب‌آهن شمس تبریز»، «مجتمع آهن و فولاد سبلان»، «مجتمع فولاد صائب تبریز»، «گروه صنعتی توانگران سهند»، «مجتمع فولاد زنوز»، «صنایع فرآوری آهن و تیتانیوم آذربایجان»، «بانک گردشگری»، «بانک سامان»، «هواپیمایی آتا» و بیش از ۲۰ شرکت و کارخانه اقماری دیگر در ایران می‌دانند.
در عین حال زنوزی که پانزده سال پیش خود را از سپاه پاسداران بازخرید کرده بود، به گزینه مورد اعتماد سپاه برای «مدیریت خاص» در تراکتورسازی تبریز بدل شد. اول اردیبهشت‌ماه سال ۹۷، سردار «عابدین خرم»، فرمانده سپاه عاشورا تبریز گفت: «باشگاه تراکتورسازی تبریز در پایان فصل به بخش خصوصی و قابل اعتماد واگذار می شود.»
منظور این فرمانده سپاه از گزینه مورد اعتماد، محمدرضا زنوزی بود. کسی که بلافاصله پس از ورود به باشگاه تراکتورسازی تبریز، با راه‌اندازی کانال‌های تلگرامی، فرقه‌گرایی را آغاز کرد. ورزشگاه یادگار شهر تبریز که زمانی میزبان دربی تهران می‌شد، پس از آغاز مدیریت لشگر عاشورای تبریز و سپس آغاز زندگی زنوزی در این باشگاه، به مکانی بدل شد که حتی هواداران باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس جرات ورود به این ورزشگاه را نداشته باشند.
از توهین‌های قومیتی تا برافراشتن پرچم آذربایجان و ترکیه و فریاد برای جدایی‌طلبی، دستاورد منحصر به فرد محمدرضا زنوزی برای تراکتورسازی بود.
رفتار او در برنامه «فوتبال برتر» که از سوی «علی فروغی» جانشین برنامه ۹۰ شده است، برخاسته از همین میل بود. او به صورت مکرر نام باشگاه «پرسپولیس» را «پیروزی» اعلام می‌کرد. نامی که پس از انقلاب برای این باشگاه انتخاب شد و از شش سال پیش به صورت رسمی به همان برند قدیمی یعنی پرسپولیس تغییر کرد. این نام البته، برای هواداران باشگاه پرسپولیس هم حساسیت‌برانگیز است.
درحالی که محمدحسین میثاقی مجری مورد حمایت مدیر شبکه سه صداوسیما در تمام طول مدت صحبت‌های زنوزی سکوت کرده بود، یک روز بعد سایت «بانک ورزش» در یادداشتی به قلم «رسول بهروش» نوشت: «دولت اسمش را گذاشت پیروزی و همه رسانه‌های رسمی را هم واداشت به همین نام صدایش کنند. اراده ملت اما حفظ پرسپولیس بود و سرانجام هم مردم پیروز شدند. بزرگترهایت با همه ابزار قدرت شکست خوردند، شما که البته سهلی.»
زنوزی در ظاهر یک مدیر ورزشی، مدیر متمول متصل به سپاه و مالک بانک‌ها و کارخانه‌ها و گروه‌های صنعتی و یک شرکت هواپیمایی است. اما در عمل کارایی‌اش بیش از یک ابزار برای مدیران بالاتر نیست. چه محمود احمدی‌نژاد در راس دولت باشد، چه عابدین خرم فرمانده سپاه عاشورا و چه مدیران سازمان صداوسیما.
او می‌توان برای شبکه یک صداوسیما مفسد اقتصادی و اختلاس‌گری باشد که حق تصویر و صدا ندارد. اما روز بعد روی موج شبکه سه سیما تریبونی تبلیغاتی بگیرد. می‌تواند خودروی احمدی‌نژاد را ۲.۵ میلیارد تومان بخرد و بلافاصله سوله‌اش را تبدیل به بزرگترین کارتل‌های اقتصادی کند و در عین حال از ستاندن بدهی‌های بانکی‌اش بگذرند.
او شاید فعلا بزرگترین هدفش ایجاد شکاف قومیتی میان شمال غرب ایران و کلیت کشور باشد، اما تا ورشکستگی باشگاه تراکتورسازی هم فاصله‌ای ندارد.
خبرگزاری ایرنا روز نوزدهم آذرماه از قول مدیران باشگاه تراکتورسازی نوشت: «زنوزی قصد دارد پایان فصل باشگاه تراکتورسازی را به سپاه برگرداند.»
البته واگذاری یا عدم واگذاری باشگاه تراکتورسازی به تصمیم شخصی زنوزی بسته نیست. از روزی که هواداران باشگاه تراکتورسازی در ورزشگاه یادگار علیه سپاه پاسداران شعار دادند، زنوزی مهره‌ای شد برای پیاده کردن منویات نیروی زمینی سپاه پاسداران که هنوز مالک اصلی و قطعی این باشگاه است.
نمونه‌ای روشن از ورشکستگی اقتصادی این باشگاه را می‌توان در حکم جدید فدراسیون جهانی فوتبال دید. روز پنج‌شنبه فیفا در حکمی رسمی اعلام کرد که باشگاه تراکتورسازی به دلیل شکایت «کوین کنستانت» به ۸۲۰ هزار یورو جریمه محکوم شده و اگر این مبلغ را طی دو هفته پرداخت نکند، از دو پنجره نقل و انتقالاتی محروم خواهد شد.
ماجرای قراردادی که محمدرضا زنوزی با کوین کنستانت بست در نوع خود بی‌نظیر است. کونستانت که اصلیتی گینه‌ای دارد، سال گذشته برای عقد قرارداد به ایران آمد و طبق قانون، به مرکز پزشکی «ایفمارک» رفت. سه روز بعد ایفمارک به صورت رسمی اعلام کرد که این بازیکن به دلیل مشکل قلبی، نباید با باشگاه تراکتورسازی قراردادی منقد کند.
اما مالک باشگاه تراکتورسازی مدعی شد که کوین کنستانت قرص مصرف می‌کند و هیچ مشکلی برای بازی کردن ندارد. کنستانت قرارداد بست، فقط ده جلسه با تراکتورسازی تمرین کرد، به خانه‌اش برگشت و به فیفا نامه‌ای نوشت مبنی بر این‌که باشگاه تراکتورسازی نه پولش را داده و نه برای او مسکن تهیه کرده است.
باشگاه تراکتورسازی می‌توانست با ارائه مستندات قانونی و پزشکی به فیفا، نه تنها از جریمه ۸۲۰ هزار یورویی (مبلغی بیش از دوازده میلیارد تومان) رها شود که حتی از بازیکن گینه‌ای غرامت بگیرد. اما دقیقا شخص مالک باشگاه تراکتورسازی مانع از نامه‌نگاری با فیفا شده بود.
چرا مالک یک مجموعه خصوصی باید بپذیرد که باشگاه تحت کنترلش، متحمل دوازده میلیارد تومان ضرر مالی شود؟
زنوزی البته هنوز هم مرد مورد اعتماد است؛ هم برای سپاه و هم برای مدیران سازمان صداوسیما.
مطالب مرتبط
معمای محمدرضا، شاه تبریز؛ سایه سپاه در فوتبال و اقتصاد
محمدرضا زنوزی؛ مردی که برای سپاه قابل اعتماد شد
کانال اطلاع‌رسانی محمدرضا زنوزی برای ارتش ترکیه در ایران

No responses yet

Nov 11 2019

اتاق فکر رسانه‌های مهدی تاج، آماده‌سازی برای تعلیق؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر:
رسانه‌های مهدی تاج باید فعلا فضا را برای تعلیق احتمالی فوتبال ایران آماده کنند. تعلیقی که ممکن است از مهدی تاج یک قهرمان نظامی در فوتبال ایران هم بسازد.
«محسن صفایی فراهانی»، نخستین رییس فدراسیون فوتبال ایران بود که اقدام به تشکیل «کارگروه رسانه» در فدراسیون فوتبال کرد. این گروه متشکل از سردبیران برخی از رسانه‌های ورزشی بود که به ادعای برخی، حقوق ماهیانه ۴۰۰ هزارتومانی (در سال ۱۳۸۰) دریافت می‌کردند. وظیفه‌شان البته نه حمایت از منویات رییس فدراسیون فوتبال که راهنمایی رسانه‌ای به مجموعه فوتبال ایران بود.

اما «علی کفاشیان» کمی این سیستم را مدون کرد. او باید طبق فرمول فدراسیون جهانی فوتبال در اساسنامه فدراسیون ایران، کمیته‌ای را می‌گنجاند که متشکل از اصحاب رسانه می‌شد؛ کمیته رسانه‌های فدراسیون فوتبال ایران.

این کمیته سوای کمیته‌های روابط عمومی و روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال، صرفا وظیفه هماهنگی رسانه‌ها و فدراسیون فوتبال را برعهده می‌گرفت. طبق بندهای اساسنامه فدراسیون فوتبال، اعضای این کمیته باید متشکل از پنج نفر باشند که توسط رییس و اعضای هیات‎رییسه فدراسیون معرفی می‌شوند.

ولی از زمانی که «مهدی تاج» ریاست فدراسیون فوتبال را برعهده گرفت، ساختار این کمیته تغییر کرد. با حکم مستقیم مهدی تاج، سردبیران خبرگزاری‌های فارس، تسنیم، مهر، ایسنا، ایرنا، میزان، روزنامه خبر ورزشی و سایت ورزش سه (۷ عضو) در کنار «عبدالحمید احمدی»، رییس انجمن روزنامه‌نگاران ورزشی و معاون فرهنگی و توسعه وزارت ورزش و جوانان به عضویت این کمیته درآمدند.

وظیفه اصلی اعضای این کمیته را امروز در وضعیت بحرانی فدراسیون فوتبال ایران می‌توان درک کرد.

«مهدی تاج» چگونگی متقاعد و همراه کردن رسانه‌ها را با خودش می‌داند. اگر راه تطمیع نشد، از فرمول فشار و حتی بازداشت‌های یک‌روزه در زندان «فشافویه» توسط نیروهای همکار سابقش در اطلاعات سپاه استفاده می‌کند. همین‌طور با صداوسیما هم به یک رابطه حسنه مناسب رسیده است؛ او «حق پخش تلویزیونی» را به مدیران سازمان صداوسیما بخشیده و در عوض در تمامی برنامه‌های سازمان صداوسیما به مصونیتی غیرقابل‌توصیف دست‌یافته است. هیچ برنامه‌ای در سازمان از مهدی تاج انتقاد نمی‌کند.

اما حالا داستان کمی متفاوت است؛ از روزهای گذشته نماینده‌های حاضر در کمیته رسانه‌های فدراسیون فوتبال با همان روشی که «حمیدرضا آصفی» جلو آمد، فضای جامعه را آماده یک بحران احتمالی می‌کنند؛ تعلیق.

ماجرا از یک تیتر خبرگزاری فارس آغاز می‌شود. روز هفدهم آبان‌ رسانه سپاه پاسداران نوشت: «وقتی یک خارجی برای ورود بانوان به ورزشگاه‌ها تصمیم می‌گیرد.» فارس در ادامه با تیتر «پای توافق پنهانی در میان است؟» و تصویری از «حسن روحانی» رییس‌جمهور ایران و «جیانی اینفانتینو» رییس فدراسیون جهانی فوتبال، ادعا کرد که رییس‌جمهور ایران در مساله‌ ورود کرد و به رییس فیفا وعده داد که از نظر ساختار اجتماعی به او ارتباطی نداشت؛ «ورود زنان به ورزشگاه»

فارس در بخشی از گزارش خود نوشت: «اینفانتینو این بار پا را درازتر می‌کند و به‌یک‌باره از حضور بانوان در دیدارهای داخلی لیگ می‌گوید؛ البته با نظارت خودش! اتفاقی که نشان می‌دهد در چنین موضوعی که مشخصا داخل در امور داخلی کشور است، خود را محق می‌داند و برای اجرایی شدن تصمیم، نقش ناظر میدانی را می‌گیرد؛ اتفاقی که مانندی برای آن را یا نمی‌توان یافت یا بسیار نادر است.»

این شاید برخاسته از ادبیات خبرگزاری فارس و رسانه نزدیک به سپاه و دور از دولت و البته آمیخته با منویات و نظرات مهدی تاج، رییس راست افراطی فوتبال ایران باشد، اما ارتباطی به جهت‌گیری مستقل یک رسانه ندارد.

یک روز بعد یعنی هجدهم آبان خبرگزاری ایسنا که جزیی از بدنه دولت حسن روحانی هم هست، با تیتر «رابطه‌ای یک‌طرفه؛ فیفا با «سیاست» فوتبال ایران را تحریم کرده است» به استقبال تصمیم جدید اینفانتینو برای حضور در ایران رفت.

جیانی اینفاینتینو، رییس فدراسیون جهانی فوتبال قصد دارد برای زیر نظر گرفتن روند حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران برای مسابقات لیگ برتر فوتبال، سفری به تهران داشته باشد.

پیش‌ازاین، فیفا رسما اعلام کرده بود که ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران باید از روز دهم اکتبر و هم‌زمان با بازی تیم‌های ملی ایران و کامبوج در تمامی بازی‌های ملی و باشگاهی به رسمیت شناخته شود.

اما فدراسیون فوتبال همچنان از بازگشایی درهای ورزشگاه به روی زنان امتناع می‌کند. دلیلش را شاید بتوان در یک جمله مهدی تاج هم پیدا کرد: «ورود زنان به ورزشگاه‌ها نه دغدغه زنان است و نه دغدغه فوتبال ایران.» این اظهارنظری بود که رییس فدراسیون فوتبال ایران تابستان سال ۱۳۹۶ و پس از بازی تیم‌های ملی ایران و سوریه به زبان آورد.

پس از آن‌که «شهیندخت ملاوردی»، معاون وقت امور زنان و خانواده رییس‌جمهور نسبت به راه دادن زنان سوریه‌ای به ورزشگاه آزادی و ممانعت از حضور دختران ایرانی برای ورود به ورزشگاه موضع‌ گرفت، مهدی تاج گفت که هیچ برنامه‌ای برای ورود زنان ایرانی به ورزشگاه‌ها وجود ندارد.

این البته برخاسته از دیدگاه‌های راست رادیکال تاج و قرابت او با سپاه پاسداران هم هست. تاج بازنشستگی خود را از این نهاد نظامی گرفت و البته هم‌زمان در صنایع فولاد و فدراسیون فوتبال ایران مشغول به کار بود.

حالا پس از دو خبرگزاری فارس و ایسنا، سومین نماینده رسانه‌ای فدراسیون فوتبال هم وارد عمل شده است. روزنامه خبر ورزشی با تیتر «نامه محرمانه از تهران به زوریخ؛ در مسایل داخلی ایران دخالت نکن» بازی مهدی تاج را ادامه داده است.

آیا واقعا چنین نامه‌ای از فدراسیون ایران خطاب به جیانی اینفانتینو ارسال شده است؟ درصورتی‌که فدراسیون ایران با نامه‌ای محرمانه یا غیرمحرمانه، خطاب به رییس فدراسیون جهانی فوتبال به او گفته باشد که حق دخالت در امور داخلی ایران (ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها) را ندارد، مسلما خبری از سفر قریب‌الوقوع اینفانتینو به ایران هم نخواهد بود. ایران با همین نامه، به دلیل سرپیچی از بندهای اساسنامه فدراسیون فوتبال، تعلیق می‌شود.

در این‌که فدراسیون ایران هیچ نامه‌ای با این مضمون برای فدراسیون جهانی فوتبال ارسال نکرده نمی‌توان تردید داشت؛ اما رسانه‌های مهدی تاج در ایران موظف هستند طی روزهای باقی‌مانده، با استفاده از کلیدواژه‌هایی مانند «بازی سیاسی فدراسیون جهانی» و «مقاومت فدراسیون ایران مقابل تحریم‌ها» یا «دخالت در امور داخلی» از فیفا چهره‌ای متجاوز و از فدراسیون ایران، سیمایی مقاوم بسازند.

ایسنا در گزارش خود نوشته است: «سکوت این نهاد بین‌المللی در برابر عدم پرداخت مطالبات مالی فوتبال ایران، نشان می‌دهد که فیفا در یک بازی سیاسی از آمریکا شکست خورده است.» فارس هم در گزارش خود تاکید کرده که اگر «حسن روحانی» به آقای اینفانتینو وعده ورود زنان به ورزشگاه‌ها را نمی‌داد، پای یک نهاد خارجی در امور داخلی ایران باز نمی‌شد.

به عبارتی خط و مشی اتاق رسانه‌های مهدی تاج نزدیک به همین ادبیات نهایی خبرگزاری فارس است. ادبیاتی که در مورد «برجام» بسیار دیده و شنیده بودیم.

رسانه‌های مهدی تاج باید فعلا فضا را برای تعلیق احتمالی فوتبال ایران آماده کنند. تعلیقی که ممکن است از مهدی تاج یک قهرمان نظامی در فوتبال ایران هم بسازد.

No responses yet

Oct 24 2019

درباره زیرپیراهن تهوع آور ترابی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

پیک ایران: سیاست در ایران حتی به لباس زیر ورزشکاران هم رسوخ می‌کند.
اینجا دیگر پرویز مظلومی مثل قضیه وریا معترض نیست که تو مگر “سواد سیاسی” داری؟
رسانه‌های اصولگرا هم نمی‌پرسند آیا کشور دارد غرق می‌شود که ترابی نقشه دو زبانه نجات را روی پیراهنش کشیده؟

تیم بسکتبال گلدن استیت برای اعتراض به رییس جمهور، از حضور در ضیافت رسمی کاخ سفید خودداری کرد. تنها واکنش ترامپ این توییت بود: «استفن کری تردید دارد. پس دعوت را لغو می‌کنم»

تاریخ کشورمان هیچگاه خواب چنین روزی را هم ندیده که ورزشکاران، دعوت حاکمان را پس بزنند و آب از آب تکان نخورد.

ما برای یک استوری دلسوزانه، ورزشکاران را آنقدر می‌بریم و می‌آوریم که از نفس بیافتند.

آقایان محترم، چه ترس بیهوده‌ای از فوتبال و استادیوم‌هایش دارید؟ فوتبال اگر زور داشت که افسارش را به دست تاج و ساکت نمی‌داد!
فوتبال را به حال افسرده و رنجور خودش بگذارید. خیر و شر جامعه همین است که هست. کسی نه با استوری وریا به خروش در می‌آید و نه بخاطر زیرپیراهن ترابی مطیع می‌شود.

مهدی ترابی  عزیز که از استعدادهای برتر دهه ۹۰ فوتبال ایران بوده‌ای، بشریت اگر راه نجاتی داشته باشد در آزادی است نه اطاعت.
راه نجات، روزی است که به اندازه‌ای از آزادی و امنیت برای حفظ هویت فردیت برخوردار باشی که بی دغدغه بتوانی بگویی: نه! زیرپیراهن سفارشی نمی‌پوشم.

* متن فوق نوشته‌ی مهدی رستم‌پور  است و از کانال تلگرام او برداشته شده است.
—————————————–
‏یکی می‌شود وریا غفوری و صدای پرصلابت مردم، یکی هم می‌شود مهدی ترابی و ملیجک صله‌بگیر موقت‌له.
اگر می‌خواهی ستاره‌ای ماندگار شوی، ‎پشت به_دشمن رو به_میهن کن و با مردم باش!

No responses yet

Oct 23 2019

دستور برای سکوت مقابل جدایی‌طلبی در فوتبال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: مانی فرشچی – شهروندخبرنگار

آن‌ها تقریبا هم‌زمان برای یک گفت‌وگوی ساده دعوت شدند. ابتدا خیلی محترمانه، دوستانه و با ادله «ارائه پاره‌ای از توضیحات»؛ هرکدام به یکی از ساختمان‌های متفرقه وزارت اطلاعات. با بعضی هم فردای همان روز، تلفنی مکالمه شده بود؛ خیلی مختصر و خیلی هم مفید.

تمام آن‌ها خبرنگار و البته با گرایش‌های شدید ورزشی بودند. گفتند که قرار است در مورد «بعضی از سوتفاهم‌ها» توضیحاتی بدهند و جواب‌هایی بگیرند. آن‌قدر دعوت دوستانه بود که کسی حتی شک نکند ممکن است صدای کسی بلند شود. سناریو اما از لحظه نشستن روی صندلی و روبروی کسی که خودش را «بازجو» نمی‌دانست شروع شد.

«یک دسته برگه و پرینت‌های رنگی جلویش بود و یک لپ‌تاپ که مدام روی چند صفحه توییتر و اینستاگرام بالا و پایین می‌رفت. اسمم را پرسید، این‌که الان کجا کار می‌کنم، با کدام خبرنگارهای داخل و خارج از ایران بیشتر در ارتباط هستم. از گرایش‌های سیاسی‌ام سوال کرد. همه پرسش‌ها کوتاه بود. باید کوتاه هم جواب می‌دادم. دقیقه‌های اول سرش را بالا نمی‌آورد؛ مثلا وقتی در مورد ارتباطاتم پرسید و خواستم کمی توضیح بدهم، کلامم را قطع کرد. معلوم بود توضیح اضافه نمی‌خواهد. یا می‌خواست ثابت کند که خودش می‌داند یا این‌که قرار است بعدتر بیشتر پرسد. تا این‌که یکی از برگه‌های پرینت شده را برگرداند جلوی من.»

– این چیه؟

صفحه توییتر من.

– می‌دونم. درست جواب بده. این چیه؟

هیچی. یه توییت. در مورد فوتبال و …

– درست جواب بده. منظورت از این توییت چی بوده؟

خواستم بگم فضای فوتبال آلوده شده. می‌بینید که؛ یه جور انتقاد از وضعیت ورزشگاه‌ها.

– به تو چه؟ سر پیازی؟ ته پیازی؟ به تو چه؟

خب من خبرنگارم. این اتفاقاتی که داره می‌افته جدایی‌طلبانه‌ست. وضعیت خوبی نیست. خودتون که دارین می‌بینین.

– ما خودمون داریم می‌بینیم. از تو نظر خواستیم؟ محتاج اینیم که تو به ما خبر بدی؟

نباید بنویسم که توی ورزشگاه‌های ایران پرچم ترکیه و آذربایجان می‌آرن؟ شعار جدایی‌طلبی می‌دن؟

– کی بهت گفت بنویسی؟

هیچ‌کس.

– کی بهت خط می‌ده؟ از کجا دستور می‌گیری؟

آقا این یه پست ورزشیه در مورد ورزشگاه‌ها.

مکالمه با همین روال پیش رفت. حداقل هفت نفر در یک روز با چنین سوالاتی روبرو شدند. سرچشمه هم به اتفاقاتی برمی‌گشت که در آخرین ماه‌های لیگ برتر فصل گذشته فوتبال ایران رقم خورد.

سالی که بر فوتبال ایران گذشت، نخستین تجربه ورزشگاه‌های ایران برای پذیرایی از شعارهای نژادپرستانه و جدایی‌طلبانه نبود. در حقیقت آنچه طی فصل پیش در ورزشگاه‌های ایران رخ داد، شباهتی به فضای سال‌های پیش‌تر یا جو حاکم دو دهه قبل بر ورزشگاه‌های فوتبال ایران نداشت؛ فضایی آکنده از تنش، زدوخوردهای شفاهی و فیزیکی، درگیری با ماموران نیروی انتظامی، ناهنجاری و قانون‌شکنی و گاهی هم شعارهایی که رنگ و بوی ورزشی نداشت.

ابتدا باید از این زاویه به ورزشگاه‌های ایران نگاه کرد که حضور در این اماکن ایران تقریبا تنها فرصت برای گردهمایی چند ده‌هزارنفری ایرانیان است. با توجه به محدود شدن مجوزهای وزارت کشور برای راه‌پیمایی‌ها یا تجمعات اعتراضی، گروه‌های مختلف به‌ندرت فرصت قرار گرفتن در کنار هم را پیدا می‌کنند. پس ورزشگاه می‌تواند ایده‌آل‌ترین گزینه سال‌های اخیر برای هم‌صدایی باشد. به همین دلیل، طی دو دهه اخیر نظارت دستگاه‌‌های امنیتی روی ورزشگاه‌های کشور و همین‌طور لیدرهای هواداری به‌شدت افزایش یافته بود.

اسفند سال ۱۳۹۱، گروهی از تماشاگران تیم «تراکتورسازی» تبریز که به ادعای باشگاه استقلال، با اهداف غیرورزشی وارد ورزشگاه شده بودند، شعارهای قومیتی سر ‌دادند. آذر سال ۱۳۹۴، همین شعارها با فریادهایی مانند «خلیج عربی» هم همراه شد.

گروهی از پیروان «پان‎ترکیسم» در آذربایجان، ورزشگاه «یادگار امام» تبریز و بازی‌های تراکتورسازی را فرصتی برای ایستادن مقابل حکومت مرکزی ایران دیده بودند. «علی دایی» که خود زاده اردبیل است، سال ۱۳۹۲ به این اتفاقات واکنش نشان داد.

طی سه هفته نخست لیگ برتر فصل ۹۸-۹۷، یعنی از مرداد سال ۱۳۹۷، جو ورزشگاه‌های ایران به شکلی غیرمترقبه متشنج شد. هفته دوم، هواداران پرسپولیس در زمان خروج از ورزشگاه، با شعار «مرگ بر دیکتاتور» برای نخستین‌ بار، اعتراضات مدنی را از خیابان‌ به ورزشگاه‌ کشیدند.

یک هفته بعد، همین شعار به سکوهای ورزشگاه «تختی» اهواز هم رسید. پس‌ازآن، «غلامحسین زمان‌آبادی»، مشاور فرهنگی فدراسیون فوتبال در کانال تلگرام خود نوشت: «منافقین قصد دارند با ایجاد درگیری ساختگی و طبق طرح هنسون، مردم را در خیابان‌ها و اماکن عمومی به قتل برسانند.»

اما این شعارها باز رنگ باخت و جایش را به فریادهای قومیتی داد. در تبریز و رشت هرآن‌چه ممکن بود به چشم آمد؛ از ورود پرچم ترکیه و آذربایجان تا شعار مرگ بر فارس و خلیج عربی تا شعارهای توهین‌آمیز نژادی.

کار به‌جایی رسید که «جلال حسینی» و «مسعود شجاعی» کاپیتان‌های دو تیم پرسپولیس و تراکتورسازی، در پست‌هایی اینستاگرامی و هماهنگ، هواداران خود را تهدید کردند که در صورت تکرار شعارهای نژادپرستانه روی سکوها، بازی را قطع خواهد کرد.

تا این‌که فروردین‌ امسال، بازی دو تیم تراکتورسازی و پیکان در تبریز به صحنه‌ای از نبرد هواداران تیم تراکتورسازی با بازیکنان این تیم و نیروهای یگان ویژه بدل شد؛ هر آنچه محال بود، ناگهان رخ داد.

برخی از کاربران به فضای شکل‌گرفته در فوتبال ایران اعتراض کردند، برخی از بی‌تدبیری فدراسیون فوتبال نوشتند. گروهی هم سوال کردند که چرا مقابل این حجم از جدایی‌طلبی در برخی از شهرها سکوت می‌شود؛ اما این سوالات یک جواب مشخص داشت.

– از کجا دستور گرفتی؟

من دستور نگرفتم. چیزی که دیدم رو نوشتم.

– یعنی خودت تصمیم گرفتی بنویسی؟ تصمیم گرفتی برای دستگاه اطلاعات تعیین تکلیف کنی. ما از شما نظر خواستیم؟ خبرنگار ورزشی باید در مورد جدایی‌طلبی بنویسه؟ ما که نگفتیم، در شرح وظایف خبرنگار ورزشی هم که نیست در مورد مسئله امنیتی چیزی بنویسه. پس حتما یکی بهت خط داده. بگو کی؟

خطی نبوده. شما که همه زندگی ما رو می‌دونین.

– این چیه؟ پست اینستاگرامت. اگر خط نگرفتی چرا باید در مورد پان‌ترک‌ها این‌قدر دقیق اطلاعات داشته باشی؟

فقط در مورد شعارهایی که دادن نوشتم.

– دیگه ننویس. به تو مربوط نیست. هیچ اتفاقی در مورد این تیم‌ها به تو مربوط نیست. خب؟ مگر این‌که بخوای بیای اینجا دوباره توضیح بدی… این تعهدنامه رو امضا کن و پاشو برو.

ماجرای «مهدی ببری»، بازیکن تراکتورسازی و پست اینستاگرامی‌اش در حمایت از ارتش ترکیه برای حمله به کُردهای سوریه تقریبا در سکوت ماند. خبرنگاران نباید در مواردی که به آن‌ها مربوط نیست دخالت کنند.

No responses yet

Oct 16 2019

وینفرید شفر: در ایران هیچ‌کس را طرفدار رژیم ندیدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وینفرید شفر، سرمربی پیشین تیم استقلال تهران، در مصاحبه‌ با یک نشریه آلمانی گفته است در مدتی که در ایران بود کسی را طرفدار رژیم ندید و به گفته او «مردم می‌ترسند».

آقای شفر که تا اردیبهشت امسال سرمربی باشگاه استقلال بود در گفت‌وگو با سایت آلمانی «تی آنلاین» به تفصیل درباره مشاهداتش از زندگی در ایران و دیدگاه ایرانیان سخن گفته است.

این مربی آلمانی گفته است شاید تصور این موضوع برای افراد بیرون از ایران سخت باشد اما او طی حدود دو سالی که در ایران بود با هر که صحبت کرده، از دانشگاهیان و اهل بازار گرفته تا بازیکنان فوتبال و رانندگان تاکسی «و حتی وزیران»، هیچ‌کدامشان طرفدار رژیم نبودند.

آقای شفر گفته است در ایران حتی یک نفر را ندید که از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها حمایت کند و «هیچ‌کس از روسری خوشش نمی‌آید».

این مصاحبه با عنوان «همه جا ترس حکمفرماست» چند روز پیش در وبسایت «تی آنلاین» و با یادآوری خودسوزی «دختر آبی» منتشر شد.

دیوید دیگیلی که مصاحبه با وینفرید شفر را انجام داده در توئیترش این جملات از او را برجسته کرده است: «هیچ‌کس را ندیدم که طرفدار رژیم باشد، اما همه می‌ترسند».

"Niemand, den ich kennenlernte, unterstützt das Regime. Aber jeder hat Angst": @WinniSchaefer im Interview @TOnline_News über die Tragödie um #BlueGirl, die besondere Funktion des Fußballs im Iran – und Fehler der #FIFA: https://t.co/MM30hleMcG

— David (@herrdigili) October 10, 2019

وینفرید شفر در مهر ۹۶ رسما به عنوان سرمربی تیم استقلال تهران کار خود را آغاز کرد و ابتدای اردیبهشت امسال هیأت مدیره این تیم اعلام کرد که وی به دلایل «فنی»، «عدم استفاده مطلوب و بهینه از نیروهاى موجود» و همچنین «نارضایتی گسترده کارشناسان، پیشکسوتان و هواداران» کنار گذاشته شده است.

شفر در مصاحبه‌اش با وبسایت «تی آنلاین» از وجود نوعی «فوتبال سیاسی» در ایران سخن گفته است: «بعضی باشگاه‌ها در حکم نماینده مسائل سیاسی یا قومیتی هستند؛ بخشی از هواداران تراکتور روحیه جدایی‌طلبانه دارند؛ از گذشته هم فوتبال تنها موقعیت اعتراض سیاسی در اماکن عمومی بوده. هم دولت و هم هواداران می‌دانند که در واقعیت چه می‌گذرد. رژیم به شدت از اعتراضات می‌ترسد».

آقای شفر همچنین در معرفی باشگاه استقلال به خوانندگان آلمانی گفته است: «باشگاهی که سرمربی‌اش بودم تأسیس شاه است و نمادی از روزهای خوب قدیمی به شمار می‌رود. هواداران و عاشقان میلیونی دارد چون این باشگاه نماد “ایران متفاوت” است».

باشگاهی که سرمربی‌اش بودم تأسیس شاه است و نمادی از روزهای خوب قدیمی به شمار می‌رود. هواداران و عاشقان میلیونی دارد چون این باشگاه نماد “ایران متفاوت” است.

او تاکید کرده است «استقلال، معنایی بسیار فراتر از فوتبال دارد»‌ و چیزی است که «بسیاری از مردم ایران باور دارند از دست داده‌اند: ایرانی بهتر، نجیب و آزاد».

دختر آبی

مصاحبه با وینفرید شفر پس از انتشار گسترده خبر خودسوزی سحر خدایاری، معروف به «دختر آبی»، در رسانه‌های غربی صورت گرفته است.

آقای شفر با اشاره به اینکه بازداشت دختر آبی در دوران سرمربی‌گری او روی داد گفت پس از خودسوزی او نیز وی تلاش کرد از راه دور به یاری بازیکنان استقلال بشتابد.

به گفته او، پس از انتشار واکنش‌ها به این خودسوزی «حداقل یک ملی‌پوش برای ساعاتی بازداشت شد» و «من برای کمک به شنیده شدن و حفاظت از فوتبالیست‌های ایرانی، در اینستاگرامم درباره دختر آبی نوشتم».

وینفرید شفر گفته است از اقدام بازیکنان استقلال در پوشیدن پیراهنی به یاد دختر آبی [پیش از بازی با نفت مسجدسلیمان] شگفت‌زده نشده و آن را «نمایانگر شخصیت عالی بازیکنان» خوانده است.

وی با انتقاد از واکنش فیفا در قبال مرگ دختر آبی گفت: در ایران همه به روشنی می‌دانند در زندان‌ها چه خبر است. «نمی‌توانم بپذیرم که فیفا از موضوع بی‌اطلاع بوده باشد. اینکه فیفا پس از حرکت عظیم در اینستاگرام بیدار شده باشد نومیدکننده بود».

به گفته این مربی آلمانی، فیفا باید دست به اقدامی جدی‌تر می‌زد و مثلا «قبل از شروع لیگ می‌گفت اگر قوانین برابری جنسیتی اجرا نشود باشگاه‌ها و تیم ملی محروم خواهند شد».

با پیگیری فیفا، زنان ایرانی روز ۱۸ مهر برای نخستین بار توانستند به عنوان تماشاگر در ورزشگاه آزادی شاهد مسابقه دو تیم ملی فوتبال ایران و کامبوج باشند.

جیانی اینفانتینو، رئيس فیفا، این حضور زنان را «خاطره‌انگیز‌» خوانده و گفته است در این مسیر «توقف و بازگشتی در کار نخواهد بود».

با این حال وینفرید شفر گفته است چندان خوشبین نیست و «چیزی تغییر نمی‌کند». در گذشته هم «منشی‌های فدراسیون یا همسران‌شان را به صورت گزینشی و با اسکورت به جایگاه می‌بردند».

آلیسا، دختر آقای شفر که چهره‌ای مشهور در اینستاگرام برای هواداران ایرانی است، پیش از این درباره حضور در ورزشگاه و تماشای مسابقات استقلال گفته بود: این کار را وقتی می‌کنم که بقیه زنان ایرانی هم بتوانند.

وینفرید شفر پس از جدایی از باشگاه استقلال درباره مسائل مالی به فیفا شکایت کرد. او در این باره به «تی آنلاین» گفته است شکایت او و دستیارانش به این دلیل صورت گرفت که «بیش از شش ماه حقوق خود را نگرفتیم. چنین وضعیتی در سایر کشورها جرم سنگینی به شمار می‌رود. اما در ایران مدیر باشگاه ارتباط نزدیکی با حکومت دارد».

شفر به عنوان مربی باشگاهی، قهرمانی جام اینتر توتو با کارلسروهه را تجربه کرد و در قهرمانی لیگ امارات با الاهلی و سوپر جام امارات با العین هم در کارنامه‌اش ثبت شده است.

No responses yet

Oct 13 2019

تماشاچیان زن و قیاس جنجالی کیهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: عکس و عنوان صفحه اول روزنامه کیهان که زنان تماشاچی فوتبال را “قربانیان آزادی” و راهپیمایان زن اربعین را “راهیان آزادگی” می‌خواند، موجی اعتراضی علیه دوقطبی‌سازی و نفرت پراکنی این روزنامه به راه انداخته است.

روز شنبه ۲۰ مهر، عکس اول روزنامه کیهان به دو گروه از زنان اختصاص داشت؛ آنها که عازم راهپیمایی اربعین هستند و آنها که به تماشای مسابقه ایران-کامبوج رفتند. کیهان دسته اول را “راهیان آزادگی” و گروه دوم را “قربانیان آزادی” نامیده است.

اهل رسانه و کاربران شبکه‌های اجتماعی، این نام‌گذاری و خط‌کشی بین مردم را تقبیح کرده و قیاس کیهان را “تفرقه‌افکنی”، “نفرت پراکنی” و تلاش برای قراردادن شهروندان در برابر یکدیگر خوانده‌اند.

محمد مهاجری، سردبیر “خبرآنلاین” و فعال رسانه‌ای اصولگرا در اعتراض به این مقایسه گفته است: «اینکه یک دوقطبی کاذب ایجاد کنند که هرکس را به ورزشگاه می‌رود، آدم بی‌دین و هرکس را که نمی‌رود متدین معرفی کنند، اولا ًواقعیت ندارد و ثانیا جز ایجاد نفاق و تفرقه در جامعه نتیجه‌ای به دنبال نخواهد داشت.»

مهاجری می‌گوید، حالا که نظام به طور کلی با ورزشگاه رفتن زن‌ها کنار آمده، عده‌ای هم به میدان آمده‌اند که نان‌شان در دعواهای سیاسی است. او چنین تیتری را یک کار لوس رسانه‌ای از سوی کسانی خوانده که می‌خواهند بگویند ما هم هستیم: «وگرنه این کار نه ارزش حرفه‌ای دارد و نه ارزش تولیدی.»

کاربری در توییتر می‌نویسد: «خب کیهان و آقای حسین شریعتمداری شما که اینقدر مرزبندی بلدید، بفرمایید من که پنجشنبه ورزشگاه رفتم و پیگیر سفر اربعین هستم در کدام دسته جای می‌گیرم.»

خب #کیهان و آقای #حسین_شریعتمداری!شما که اینقدر مرزبندی بلدید، بفرمایید من که ۵ شنبه ورزشگاه رفتم و پیگیر سفر اربعین هستم، در کدام دسته جای می‌گیرم؟ pic.twitter.com/XMqi1GvaMz

— Leila Sharif (@leilaasharif) October 12, 2019

شهروند دیگری هم پیشنهاد کرده که هر دو گروهی که کیهان از عکس‌هایشان استفاده کرده، علیه این روزنامه شکایت کنند تا بداند مردم به “مردم علیه مردم” نه می‌گویند.

کاربر دیگری توییت کرده است: «با این تیتر دوقطبی سازی کیهان دیگه حتی به درد شیشه پاک کردن هم نمیخوره…»

هادی سروش، استاد حوزه علمیه قم در اینستاگرام می‌نویسد: «این مسئله کوچکی نیست و باید ریشه آن را در ایدئولوژی سازی جدید برای نظام دید و اینجاست که نمی‌شود منکر تاثیر آن پدر معنوی پایدارچی‌ها و شاگردان سخنورش بود.»

وبسایت “عصرایران” نیز یادداشتی به قلم سروش بامداد با عنوان “راز خشم کیهان” نوشته که در آن آمده است، باز شدن درهای استادیوم اساسا مطلوب آنها نیست، چرا که نه دوست دارند اراده جامعه مدنی چربیده باشد، نه دوست دارند یک نهاد بین‌المللی نظر خود را تحمیل کرده باشد و نه آن چنان که دولتی‌ها مدعی‌هستند، حاصل کار آنها باشد.

نویسنده یادداشت عصر ایران، کیهان را مهم‌ترین تریبون اصولگرایان رادیکال می‌نامد و می‌گوید: «دیر و دور نیست که حضور زن‌ها در ورزشگاه به بازی‌های باشگاهی هم تسری یابد و هر بار نمی‌توانند به مقایسه‌هایی از این دست، دست بزنند.»

روزنامه کیهان در حالی به این مقایسه جنجالی دست زده که خبرگزاری‌های وابسته به اصولگرایان، از حضور تماشاگران زن در بازی ایران و کامبوج با بی‌اعتنایی و سکوت گذشتند. خبرگزاری مهر چیزی در این باره ننوشت، خبرگزاری تسنیم تنها حرف‌های سخنگوی دولت را درج کرد. خبرگزاری فارس نیز برخورد با تماشاچیانی را که در صدد گرامیداشت یاد سحر خدایاری بودند برجسته ساخت و خبر را با تیتر “تلاش ناکام برای فتنه‌گری” پوشش داد.

No responses yet

Sep 21 2019

ماجرای پوشیدن پیراهن دختر آبی بازیکنان استقلال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


تلگرام مهدی رستم‌پور: حیف است از جزئیات کار سترگ یاران استقلال بی اطلاع بمانید. آنها که می‌دانستند هیچ مسئولی موافق حرکت زیبایشان نیست، با پیراهن آبی از رختکن ورزشگاه مسجدسلیمان خارج شدند اما در تونل منتهی به زمین، کاورهای همدلی و ادای احترام به دختر آبی را پوشیدند.
دنیا از بارسلونا تا رم ابراز همدردی کرده و حالا نوبت صاحب عزا بود.
در این بین، جواد خلیفه سلطانی ناظر مسابقه با عصبانیت مقابل بازیکنان سوگوار ایستاد تا آنان را از عواقب رفتار انسانی‌شان بترساند. ایشان کنسولگری مهدی تاج را در اصفهان اداره می‌کند. وقتی تاج روزنامه جهان فوتبال را منتشر می‌کرد، ستون کسالت‌بار و بدون مخاطب «تاج‌نامه» را همین جواد خلیفه سلطانی می‌نوشت.
بازیکنان در احترام به تاریخ باشگاهشان از سد تهدیدات خلیفه گذشتند و با تجلیل از آزادی و انسانیت، پا به زمین گذاشتند.
گرچه به نظر می‌آمد خشم ناظر از استقلال، روی قاضی ضعیف‌النفس میدان اثر گذاشت که هم پنالتی استقلال سوخت و هم کارت غلطی به فرشید اسماعیلی داد.‌

No responses yet

Sep 13 2019

از هما تا سحر؛ خودسوزی‌هایی که آتش به پا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: ۲۶ سال پس از خودسوزی هما دارابی در اعتراض به حجاب اجباری خودسوزی دیگری برای اعتراض به سلب شدن یکی از آزادی‌های زنان بسیار خبرساز شده و واکنش‌ها به آن بی‌سابقه بوده است.

خودسوزی زنان در ایران اما موضوع جدیدی نیست امری که در برخی از استان‌ها مانند ایلام سابقه‌ای طولانی داشته و گزارش‌های متعددی درباره آن منتشر شده است. خودسوزی‌هایی که بیشتر ریشه در اختلافات خانواگی، فقر و موضوعات مشابه داشته است.

بر اساس تحقیق پروین بختیارنژاد، این زنان نیز نسبت به خشونت‌ها مانند گذشتگان خود عمل نمی‌کردند و این خودسوزی بیان علنی اعتراض به خشونت علیه آنان بود. این خودسوزی‌ها اما کمتر در جامعه ایران بازتاب جدی داشت.

علنی بودن خودسوزی «دختر آبی» و موضوع متفاوت آن باعث بازتاب گسترده آن شده است.

امروز دوم اسفند سالروز خودسوزي #هما_دارابي، دوست و همرزم ديرين مادرم در اعتراض به قوانين و شرايط ضد زن حاكم ست. #پروانه_فروهر در آيين بزرگداشت او در اسفند ١٣٧٢ در تهران سخنراني كرد. متن آن در تارنماي فروهرها https://t.co/flMLjRoSUr۱۳۷۲۱۲گفتار-پروانه-فروهر.pdf pic.twitter.com/Y83shAujTy

— Parastou Forouhar (@ForParastou) February 21, 2019


به جز این خودسوزی، در ۳۰ سال اخیر خودسوزی‌های دیگری نیز خبرساز شده که ریشه متفاوتی داشته است از جمله مشکلات اقتصادی. یک نمونه مشابه را اما می‌توان خودسوزی هما دارابی در سال ۷۲ دانست.

او عضو جبهه ملی ایران و استاد دانشگاه بود که پس از انقلاب ممنوع التدریس شده بود. خبر خودسوزی هما دارابی در رسانه‌های داخلی سانسور شد اما برخی رسانه‌های خارجی گزارشی از این اتفاق منتشر کردند.

نام هما دارابی سال گذشته و با توئیت پرستو فروهر، فرزند داریوش و پروانه فروهر، بار دیگر مطرح شد.

خودسوزی در مقابل مجلس

در چند سال اخیر خودسوزی افرادی که برای پیگیری مشکلات خود به نهادهای دولتی مراجعه می‌کنند و در اعتراض به بی اعتنایی به وضعیت‌شان خودسوزی می‌کنند رواج یافته و هر از چندگاهی خبری در اینباره منتشر می‌شود.

در دهه ۸۰ اما این اتفاق کمتر رخ می‌داد و سال ۸۷ خودسوزی یکی از مراجعان به مجلس اتفاقی بی‌سابقه بود.

محمدرضا کلاورزانی مقدم در بهمن ماه در اعتراض به بی اعتنایی مقامات به درخواستش برای اشتغال سال ۸۷ مقابل مجلس خودسوزی کرد. پس از بازتاب گسترده این اتفاق در رسانه‌ها علی لاریجانی، رئيس مجلس، گفت که او «معتاد بود نه جانباز» اما محمد روشن، بازپرس این پرونده معتاد بودن او را رد کرد.سخنان علی لاریجانی درباره این فرد نیز انتقادات برخی نمایندگان را به دنبال داشت.

تجمع طرفداران آیین یارسان در مقابل مجلس در سال ۹۲
تجمع طرفداران آیین یارسان در مقابل مجلس در سال ۹۲
سال ۹۲ نیز دو نفر از پیروان آیین یارسان در اعتراض به تحقیر پیروان این آئین و از جمله تراشیده شدن ریششان در مقابل مجلس خودسوزی کردند. یکی دیگر از پیروان این آیین نیز در اعتراض به تراشیده شدن ریشش در حین بازداشت، در مقابل فرمانداری همدان خودسوزی کرده بود.

خودسوزی دستفروش خرمشهری

خودسوزی يونس عساکره، دستفروش خرمشهری، در سال ۹۳ نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. شاید یکی از دلایل این بازتاب مشابه سازی او با خودسوزی محمد بوعزیزی، دستفروش تونسی و شروع بهار عربی بود.

او پس از توقیف شدن وسایلش روز ۲۳ اسفند ۹۳ «بار‌ها » به شهرداری خرمشهر مراجعه کرد تا وسایل خود را تحویل و کارش را ادامه دهد اما جوابی نگرفت و در ‌‌نهایت با ریختن بنزین روی خود در محوطه شهرداری اقدام به خودسوزی کرد.

خودسوزی یونس عساکره به دلیل تشبیه شدن با خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس جنجالی شد

خودسوزی یونس عساکره به دلیل تشبیه شدن با خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس جنجالی شد
پس از آن نیز برخی از دستفروشان در اعتراض به برخورد ماموران خودسوزی کردند.

برخی از خودسوزی‌ها از جمله خودسوزی مشهور یان پالاخ، دانشجوی چکی که این اقدام را از یک راهبه بودایی ویتنامی الهام گرفته بود، حرکتی اعتراضی برای برانگیختن توجه عمومی به یک موضوع بوده است. برخی از خودسوزی‌ها در ایران می‌تواند حاوی همین مفهوم باشد، در عین حال برخی در برخی موارد نیز فرد معترض از سر فشار و استیصال خود را به آتش می‌کشد.

No responses yet

Sep 10 2019

«دختر آبی» درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: به نوشته وبسایت خبرآنلاین و بنابر گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی، دختری که در اعتراض به تشکیل پرونده قضایی برای ورودش به ورزشگاه آزادی خودسوزی کرده بود صبح دوشنبه ۱۸ شهریور در بیمارستان مطهری تهران درگذشته است.

هنوز گزارشی از واکنش خانواده این دختر و همچنین مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی منتشر نشده است.

#دختر_آبی آرام گرفت#سحر_خدایاری که دوشنبه هفته پیش مقابل دادسرا خودسوزی کرده‌بود، صبح امروز درگذشت تا ده‌ها آرزوی ساده را با خود زیر خاک ببرد.
(رئیس بیمارستان سوانح سوختگی مطهری تهران ساعتی پیش خبر درگذشت سحر را برای من پیامک کرد)

— Mohammad Bagherzadeh (@mbagherzadeh1) September 9, 2019

نام این دختر در برخی منابع «سحر خ.» ذکر شده است.

این دختر ۲۹ ساله که هوادار تیم استقلال تهران بود و با عنوان «دختر آبی» در شبکه‌های اجتماعی مشهور شده است، اسفند سال گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.

بر اساس گزارشی که وب‌سایت «رکنا» منتشر کرد، این دختر پس از بازداشت و انتقال به زندان ورامین، با وثیقه آزاد می‌شود اما در مراجعه به دادسرا «می‌شنود شش ماه باید زندانی شود» و «بر اثر ناراحتی شدید اقدام به خودسوزی می‌کند».

دادگستری تهران هفته گذشته خبر خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران را تایید کرد اما بدون اشاره به بازداشت او در ورزشگاه، تنها گفت که وی به دلیل «پوشش نامناسب» و «توهین به مأمورین» متهم بود.

«دختر آبی» که دچار سوختگی ۹۰ درصد شده بود در روزهای اخیر در بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران بستری بود و با کمک دستگاه تنفس می‌کرد.

گفت‌وگو با دوست سحر؛ دختر ۳۰ ساله‌ای که #خودسوزی کرد

دوست سحر می‌گوید او حساس بود ولی دوقطبی نبود.

خبرنگار #شبکه_راوی، با یکی از دوستان سحر درباره زندگی، ماجرای حضور او در ورزشگاه و وضعیت فعلی او در محل بیمارستان شهید مطهری گفت‌وگو کرده است. (بخش اول) pic.twitter.com/B7IaV0vmZr

— شبکه راوی (@raavionline) September 6, 2019

خودسوزی این دختر جوان بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت و برخی چهره‌های فوتبال ایران نیز به آن واکنش نشان دادند.

مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یادداشتی در اینستاگرامش نوشت همان‌طور که برخی محدودیت‌های علیه زنان و دختران در گذشته، امروز باعث تجب می‌شود، بدون شک جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه‌ها و خودسوزی یک دختر که حکم بازداشتش را به این دلیل تمدید کرده بودند «برای آیندگان غیرقابل درک و نشأت‌گرفته از تفکری پوسیده و چندش‌آور است».

وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، نیز در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به اینکه طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاه‌ها می‌شود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تأسف کرد.

آقای غفوری همچنین نوشت: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون، که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است، می‌رساندیم».

خسرو حیدری، محمد تقوی، حنیف عمران‌زاده، میلاد میداوودی، میلاد زکی‌پور و فرشید اسماعیلی، از دیگر فوتبالیست‌هایی بودند که به این موضوع واکنش نشان دادند.

معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور ایران در امور زنان و خانواده نیز یک‌شنبه ۱۷شهریور خبر داد که دستیارش با «دختر آبی» در بیمارستان ملاقات کرده است.
منبع: خبرآنلاین، رکنا / ر.ح / ج

No responses yet

Sep 08 2019

واکنش مسعود شجاعی و وریا غفوری به خودسوزی دختر؛ ما را محاکمه خواهند کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سعود شجاعی به صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.
وریا غفوری هم نسبت بخ خبر خودسوزی هوادار زن تیم استقلال ساکت نمانده و واکنش نشان داده است.

شاید شنیده باشید آن جمله سیاهی که با جهل درآمیخته و می‌گوید: «یکی دیگر پولش را گرفته، تو حرصش را می‌خوری.» می‌توان همین جهل را تقریبا به‌تمامی سطوح جامعه تسری داد. همانی که وقتی از بی‌تابی تو برای تماشای یک صحنه از فوتبال، صورتش را درهم می‌کشد و فیلسوف‌گونه همین جمله را به صورتت می‌کوبد، برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه هم همین نسخه‌ها را از قبل پیچیده است؛ «اصولگرا بارش را بسته»، «اصلاح‌طلب لابی‌اش را کرده»، «اپوزیسیون لابی‌اش را کرده»، «اعتراض کارگر بازی سیاسی است»، «زن را چه به کار و دانشگاه».

این فقط یک تمثیل است برای عبور از این جهل مرکب. گروه G7 از هفت‌کشور اقتصادی برتر جهان به‌عنوان یک نهاد بین‌المللی (بین دولتی) تشکیل شد. اتحادیه اروپا هم تازگی‌ها به این گروه پیوسته است. اسامی را دقت کنید؛ فرانسه، آلمان و ایتالیا، قهرمانان و میزبانان جام‌های جهانی از سال ۱۹۹۰ تا امروز. آمریکا و بریتانیا، قهرمان و نایب‌قهرمان المپیک ریودوژانیرو، ژاپن قهرمان آسیا، میزبان المپیک ۲۰۲۰، کانادا قهرمان المپیک‌های زمستانی.

ورزشگاه‌هایشان اما گاه‌وبیگاه سرچشمه جنبش‌های سیاسی هم می‌شود. فرانسوی‌ها از سال ۱۹۹۴ میلادی جنبش برداشتن فنس‌ها در ورزشگاه‌ها را به راه انداختند. پیش از فروپاشی دیوار برلین، هواداران باشگاه «اف.سی. برلینر» باشگاهی که زیرنظر «اشتازی» یا همان وزارت امنیت و پلیس مخفی آلمان شرقی اداره می‌شد، در ورزشگاه‌ شعار «ما یکی هستیم» سر دادند. سرکوب هم شدند، اما باز داستان ادامه داشت. در آمریکا رقابت‌های NBA محفلی شده است برای اعتراض بازیکن و هوادار سیاه‌پوست یا معترض به سیاست‌های کاخ سفید.

این میان، جامعه فوتبال هم با سکوهایش همراه شده است؛ نه‌فقط میان کشورهای G7 یا توسعه‌یافته‌هایی که حق اعتراض مدنی برای شهروندان خود قائل شده‌اند. حتی در سوریه هم «عبدالباسط ساروت» تبدیل به قهرمانی شد که در ۱۹ سالگی پیراهن تیم ملی فوتبال کشورش را از تن درآورد و هشت سال به مبارزه با حکومت «بشار اسد» رفت. درنهایت هم خردادماه امسال در استان «حما» درگذشت.

میان جامعه ورزشی ایران هم چه پیش و چه پس از انقلاب، کم تعداد نبودند. از «جواد الله‌وردی» و «پرویز قلیچ‌خانی» گرفته که یکی به یک شب و دیگری به چند ماه حبس توسط ساواک محکوم شد تا پس از انقلاب که «ناصر حجازی» تصویر آیت‌‌الله خمینی را در دومین سال انقلاب پس زد و گفت: «من اصل نظام را قبول ندارم. با عکسش می‌خواهید عکس بیندازم؟» و بعد هم رفته بود به بنگلادش.

این سال‌های اخیر، چند نفر سرآمد شده‌اند. همان جماعتی که شاید شنیده باشید که «پولش را می‌گیرند» و البته که پول هنر و فن‌شان را گرفته‌اند.

«علی کریمی» بارزترین نمونه سال‌های اخیر است. مردی که یک‌تنه مقابل فساد در فدراسیون فوتبال ایران ایستاد. از حق بازیکنانی که باید مقابل ورزشکاران اسرائیلی مبارزه کنند اما ناخواسته به مبارزه نکردن تن داده‌اند حرف زد و البته به سیاستمداران تاخت.

دومین سرآمد «مسعود شجاعی» است. او مقابل مکابی اسرائیل در لیگ اروپا به زمین رفت و موردحمله تندروهای ایران قرار گرفت. در دیدار با «حسن روحانی» وقتی به‌عنوان کاپیتان تیم ملی فرصتی کوتاه به دست آورد تا سخنرانی کند، از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران انتقاد کرد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «هیچکدام از کاندیداها به انتخاب ما مردم نبوده‌اند و به ما تحمیل‌شده‌اند.» او البته اعلام کرد میان تمام این گزینه‌ها به حسن روحانی رای خواهد داد.

شجاعی حالا برای دختری که خودش را آتش زده است فریاد می‌کشد. عصر دوشنبه ۱۱ شهریور، گزارش خودسوزی دختری در مقابل یکی از دادسراهای تهران به اورژانس اعلام شد. جرم این دختر تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی در اسفندماه سال ۱۳۹۷ بود که از سوی نیروی انتظامی دستگیر شد.

شجاعی در اینستاگرام خود نوشته است: «همان‌گونه در گذشته‌های نه‌چندان دور، اعمال زور برای برداشتن حجاب به ضرب چماق و یا عدم حق انتخاب برای رفتن دخترانمان به مکتب و مدرسه، باعث تعجب ما و سرزنش طرز تفکر شنیع و قرون‌وسطایی گذشتگانمان شده است. بدون شک امروز هم خودسوزی دختری که دلیل کارش تمدید حکم بازداشتش به اتهام تلاش برای دیدن یک مسابقه فوتبال بوده، برای آیندگان غیرقابل درک است.»

او به‌صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون‌وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.

دختری که خودش را مقابل یکی از دادسراهای تهران به آتش کشید، از بیماری دوقطبی رنج می‌برد. خواهرش گفته بود باوجود اعلام پزشک متخصص و ارائه مدارک پزشکی، مراحل دادرسی او به همان شکلی پیش رفت که برای سایر شهروندان عادی در نظر گرفته شده بود.

مسعود شجاعی در استوری خود شعر «پشت دریاها» از «سهراب سپهری» را هم منتشر کرد. پیش‌ازاین «مریم شجاعی» خواهر مسعود نیز در یادداشتی که برای «نیویورک‌تایمز» نوشته بود و هم‌چنین در دیدار با خانم «فاطما سامورا» دبیرکل فدراسیون جهانی فوتبال، خواستار رسیدگی به ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران و بازشدن درهای ورزشگاه به روی دختران شده بود.

«وریا غفوری» اما یکی دیگر از همین جامعه فوتبال ایران است. پسری که حتی اعتراض آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران را هم برای خود خرید.

بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ و در جریان اعتراض‌های پیاپی وریا غفوری و علی کریمی به وضعیت اقتصادی ایران، علی خامنه‌ای دریکی از سخنرانی‌های خود گریزی به واکنش‌های اخیر این دو زد و گفت: «به یاد داشته باشید امنیت خود را از کجا آورده‌اید.»

یک هفته پیش‌ازاین سخنرانی، پس از آن‌که «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران گفت: «به دفاع از مردم فلسطین افتخار می‌کند» و همین‌طور مدعی شد که «امروز همه ما زیر فشار هستیم»، علی کریمی ستاره سابق تیم ملی فوتبال ایران و سرمربی وقت باشگاه سپیدرود رشت، در اینستاگرام خود نوشت: «آقای دكتر كدوم (ما) تحت فشارند؟ (ما) ما يا (ما) شما دقيقا؟»

در همان مقطع زمانی هم وریا غفوری، بازیکن کرد تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال تهران نسبت به «کشته شدن کولبران»، «بازداشت فعالان محیط‌زیست»، «آتش‌سوزی مدارس مناطق فقیر کشور» و «ورود زنان به ورزشگاه‌ها» و البته «وضعیت اقتصادی» واکنش نشان داده بود.

رهبر ایران همان زمان و پس از آن‌که به‌صورت غیرمستقیم خطاب به این دو چهره فوتبال ایران گفته بود که هر‌آن‌چه دارند از برکت نظام است به هواداران خود یک پیام ویژه هم داد: «گروه‌های جوان و مومن و انقلابی باید هر کاری را که امکان‌پذیر است در چارچوب قوانین و مصلحت کشور انجام دهند و معطل کسی نباید بمانند.»

اما بااین‌حال بازهم وریا غفوری ساکت نمانده است. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیدن یک مسابقه فوتبال یک حق طبیعی برای عموم مردم جامعه است ولی در کشور عزیزمان ایران حق بسیاری از افراد جامعه به دلیل زن بودن پایمال میشه و اجازه حضور در ورزشگاه‌ها داده نمی‌شود.»

بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال هم‌چنین نوشته است: «ما گذشتگانمان را مواخذه می‌کنیم و غافل از اینکه همین راه ندادن خانم‌ها به ورزشگاه که در سال‌های عمر ما اتفاق افتاده و وجود دارد. این امر نادرست دلیلی است برای مواخذه ما توسط نسل آینده! خبری که در این چند روز به گوشمان رسید واقعاً دردناک بود اقدام یک دخترخانم جوان به خودکشی در پی مشکلاتی که دامن‌گیرش شد برای ورود به ورزشگاه! کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است می‌رساندیم.»

وریا غفوری البته پیش‌ازاین هم به دلیل همین واکنش‌ها، به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار شده بود.

گاهی هم این‌گونه نیست که آن‌ها فقط پولش را بگیرند و شما حرص بخورید. گاهی آن‌هایی که پول هنرشان را گرفته‌اند حرص می‌خورند و شما روی سکوها سکوت می‌کنید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .