اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'محمدرضا پورشجری'

Jun 19 2013

فراخوان محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی برای 20 ژوئن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


انقلاب: من “محمدرضا پورشجری” هستم با نام مستعار “سیامک مهر” نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” من از زندان کرج صحبت میکنم. به مناسبت روز جهانی‌ زندانیان سیاسی یادداشت کوتاهی آماده کردم که تقدیم می کنم به هم قطاران خود در زندان های اوین و رجایی شهر و سایر زندانها و بازداشتگاه ها و همچنین تقدیم میکنم به هم میهنانم در زندان بزرگی به نام ایران.

همگان بخوبی میدانیم که جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان از بزرگترین نقض کنندگان حقوق بشر شناخته می شود که بطور پیاپی هرسال از سوی نهادهای بین المللی همچون کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل متحد و اکنون شورای حقوق بشر از این بابت محکوم گردیده است. یکی از موارد نقض آشکار حقوق بشر در رژیم اسلامی مورد زندانیان سیاسی است اما پیش از پرداختن به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران لازم است تصویری اگر چه مختصر و محدود از چهره واقعی جمهوری اسلامی ترسیم کنیم و دریابیم که چرا و به چه دلیل موضوع جرم سیاسی و زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی به صورت مبحثی پیچیده و بغرنج ظاهر گشته که هم از طرف حاکمیت و هم از سوی مخالفان این نظام تاکنون تعریف روشن بی مناقشه ای نسبت به آن تبیین و ارایه نگردیده است رژیم ایدئولوژیک خود نظامی تمامیت خواه و تبعیض گذار و سرکوبگر که موجودیت و بقای آن از طریق جذب و انحلال جامعه و نقض و سلب آزادیها و حقوق اجتماعی و سیاسی افراد از دیگر سو تعریف و استوار گشته است به رغم شعارها و عربده های رهبران این رژیم درباره آزادی و عزت و کرامت انسان، اما دولت اسلامی از بنیان در تناقض و ضدیت با انسان و علیه نوع بشر قد بر افراشته و عملا و در واقعیت هیچ حقوق آزادی و انتخابی برای انسان به رسمیت نمی شناسد و از این لحاظ سدی است در برابر پیشرفت و تکامل فرد و جامعه.

دامنه بی حقوقی انسان از حکومت اسلامی تا بدان حد گسترده و همه جانبه است که اتباع این دولت برای مثال حتی از حق شنیدن موسیقی مورد علاقه خویش محروم اند و می باید فقط و فقط به آن نوع موسیقی که از جانب دولت مجاز شمرده می‌ شود گوش بسپارند.

جمهوری اسلامی ترکیب دین و دولت را که درتاریخ بشر صفحه های سیاه و تاریک و خونباری رغم زده است، باری دیگر و در دوره ای مدرن و فرا صنعتی بر انسان متمدن تحمیل کرده است. در اثر تداخل وظایف دولت عرفی با جزمیات و شرعیات و محملات مذهبی با فرو ریختن مرزهای حوزه ی عمومی و خصوصی وضعیتی به وجود آمده که قلمرو و محدوده اختصاصی وجدان شهروندان بطور مستمر و مداوما توسط نیروهای سرکوبگر حکومت مورد تجاوز واقع می‌شوند، مثال آشکار این رفتار اجبار حجاب اسلامی بر زنان است در چنین شرایط اختناق آمیز و سرکوبگرانه حبس و زندان کمترین مجازاتی است که در کمین هر فرد منتقد و معترضی است که شهامت به ورزد و در راه احقاق حقوق خود و هم میهنانش گامی بیش نهد با اینکه زندانهای جمهوری اسلامی پر و انباشته است از فعالین حقوق بشر فعالان سیاسی و فعالان مدنی و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان است اما حاکمان رژیم اسلامی نه تنها به وجود زندانی سیاسی که اساساً به وجود جرم سیاسی هیچ اعتقادی ندارند وانگهی به خاطر همان یک موردی که در اصل 168 قانون اساسی از مقوله اتهام سیاسی نام برده شده گویا متاسف هم هستند، به همین سبب زندانیان سیاسی را زندانی امنیتی خطاب می کنند، و نخستین اتهامی که به دستگاه قضایی به اینان وارد می سازد اتهام اقدام علیه امنیت کشور است با این کار درصددند تا فعالیت مخالفان خود را درافکار عمومی نه اعتراض به بیدادگری و استبداد نظام اسلامی بلکه اخلال در امنیت کشور قلمداد کنند.

سرنوشت شخص من به عنوان وبلاگ نویس و زندانی سیاسی نمونه ی روشنی از بیداد گریهاییست که در رژیم آیت الله ها نسبت به منتقدان و معترضان وضع موجود روا داشته می شود پس از آنکه در شهریور 1389 ماموران وزارت اطلاعات به خانه من هجوم آوردند و مرا بازداشت کرده و به بند 8 سپاه واقع در زندان رجایی شهر منتقل کردند، طی روزهای متوالی مورد ضرب و شتم وشکنجه قرار داشتم و حتی مرا یک بار بروی چهار پایه بردند و ادعا کردند که می خواهیم ترا به دار بیاویزیم در آن روزها به اندازه‌ای تحت فشار قرار داشتم که ازترس توبه کردن و طلب عفو با بریدن رگهای دستانم اقدام به خودکشی نمودم پس از آن به مدت 8 ماه متوالی در سلول انفرادی محبوس بودم و مداوما تحت بازجویی و بازپرسی قرار میگرفتم تمامی ماموران رژیم اسلامی از جمله بازجو دادگاه انقلاب دائماً مرا به مرگ و اعدام تهدید میکردند، در نهایت دستگاه قضایی سرکوبگر اسلام مرا با توجه به نشر اندیشه ها و نظرات و عقایدم در وبلاگ شخصی مجموعا به 4 سال حبس تعزیری آن هم به اتهام توهین به دیکتاتور اسلامی و تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات محکوم نمود از آن زمان تا به امروز که نزدیک به 3 سال سپری شده در بدترین شرایط موجود که حتی تصورش برای هم میهنانم واقعا دشوار است محبوس بوده ام.

برای مثال عرض میکنم که من همین شبها در میان دو تن از زندانیان عادی می خوابم که یکی از آنها بیماری است روانی که مادر خود را به قتل رسانده و دیگری جوانی است که پس از آنکه سر خواهرزاده خود را با کارد می بُرد جسد وی را مثله کرده و هر قطعه اش رابه گوشه ای ازشهر پراکنده می سازد حتی در باغ وحش هم آهو و غزال و بره را با گرگ و کفتار و گُراز درون یک قفس گرفتار نمی کنند.

در پایان سخنانم به حاکمان جمهوری اسلامی بی پرده و روشن نکته ای را گوشزد می کنم ایران یعنی آزادی ایران، یعنی آزادی ما، یعنی من، و هم فکرانم. بنام ایران نمی توانیم دشمنان آزادی را تحمل کنیم.

“محمدرضا پورشجری”

“ندامتگاه زندان مرکزی کرج”

20 خرداد 1392

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 16 2013

مصاحبه روز با دختر محمدرضا پورشجری: وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با “روز” اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.

میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است “او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد”.

نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به “توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات” و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: “۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست”.

وی در ادامه می گوید: “مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد”.

به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: “رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است”.

او می افزاید: “از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند.”

سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: “پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد”.

خانم پورشجری می افزاید: “از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم”.

او سپس می گوید: “الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود.”

No responses yet

Apr 03 2013

فرزند محمدرضا پورشجری: مسوولان اگر اجازه عمل باز قلب به پدرم را ندهند؛ باید پاسخگوی هر اتفاقی باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: میترا شجری پور در پاسخ به اینکه آیا به جز نوشتن وبلاگ پدرش جرم های دیگری هم داشته است، گفت:« پدرم متعلق به هیچ گروه و جناحی نبود و فقط او را به دلیل وبلاگش دستگیر کردند. او در آن وبلاگ عقاید و افکارش را در مورد مسائل مختلف جامعه می نوشت. متاسفانه با وجود صدور حکم اما هنوز پرونده باز است و قاضی پرونده به من گفت که وزارت اطلاعات پرونده را برای تحقیق خواسته است من نگرانم که برای پدرم دوباره اتهام و حکم جدیدی ساخته شود.»

فرزند محمد رضا پور شجری، زندانی عقیدتی که در زندان قزلحصار به سر می برد در گفتگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از وضعیت بحرانی پدرش و نابسامان بودن زندان قزلحصار گفت. میترا پورشجری گفت:” اگر مسولان به پدرم برای عمل قلب باز اجازه مرخصی ندهند هر اتفاقی که برایش بیفتد باید پاسخگو باشند.”

محمد رضا شجری پور، نویسنده وبلاگی با عنوان “گزارش به خاک ایران” در ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزلش دستگیر شد و در شعبه ۱۰۹ دادگاه استان البرز به ریاست قاضی غلام سرابی به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و توهین به آیت الله خامنه ای به سه سال حبس محکوم شد اما در آذرماه ۱۳۹۰ اتهام توهین به مقدسات نیز به دو اتهام دیگرش افزوده شد و به یک سال حبس مضاعف محکوم شد. این زندانی پس از مدتی از زندان رجایی شهر کرج بدون هیچ توضیحی به زندان قزلحصار منتقل شد. به گفته دختر این زندانی، پرونده او با وجود صدور رای هنوز باز است و قاضی پرونده اش خبر داده که وزارت اطلاعات مجدد پرونده را برای تحقیق خواسته است و اکنون در دست وزارت اطلاعات است.

میترا شجری پور در پاسخ به اینکه آیا به جز نوشتن وبلاگ پدرش جرم های دیگری هم داشته است، گفت:« پدرم متعلق به هیچ گروه و جناحی نبود و فقط او را به دلیل وبلاگش دستگیر کردند. او در آن وبلاگ عقاید و افکارش را در مورد مسائل مختلف جامعه می نوشت. متاسفانه با وجود صدور حکم اما هنوز پرونده باز است و قاضی پرونده به من گفت که وزارت اطلاعات پرونده را برای تحقیق خواسته است من نگرانم که برای پدرم دوباره اتهام و حکم جدیدی ساخته شود.»

دختر این زندانی در مورد شغل و تحصیلات پدرش اینطور به کمپین گفت:« پدرم دیپلم زمان شاه را دارد. پدرم جایی مشغول به کار نبود یعنی از وقتی به یاد دارم شغلی نداشت. شغل پدرم همین نویسندگی بود، در خانه مطالعه می کرد و می نوشت. قبل از دنیای اینترنت چیزهای نوشته بود که اجازه چاپ پیدا نکرده بودند بعد از اینکه اینترنت آمد پدرم اول وبلاگی داشت که در آن شعر و داستان می نوشت و بعد وبلاگ گزارش به خاک ایران را شروع کرد. پدرم از سال ۲۰۰۴ وبلاگ نویس بود.»

فرزند محمد رضا پور شجری که چندی پیش از ایران خارج شده است، درباره بیماری قلبی پدرش گفت:« پدرم مهرماه پارسال سکته قلبی کرد بعد او را از زندان به بیمارستان بردند و در آنجا مشخص شد که دو رگ قلبش کاملا مسدود شده است. پزشکان عدم تحمل کیفر را برای بابا صادر کردند که نمی تواند به دلیل موقعیت جسمیش در زندان بماند اما متاسفانه از شش ماه گذشته تا کنون هیچ اقدامی برای اعزام او به بیمارستان صورت نگرفته است. پدرم مشکلات ورم پروستات، سنگ کلیه و دیسک کمر هم دارد که برای آنها هم مرخصی درمانی نگرفته است. عمه و عمویم مرتب برای پیگیری می روند اما تا کنون جوابی نگرفتند.»

میترا پور شجری با اشاره به اینکه به بهانه انتقال پدرش او را به زندان قزلحصار منتقل کرده اند، گفت:« من وقتی در ایران بودم خیلی برای مرخصیش پیگیری کردم، در یکی از ملاقاتی ها در زندان رجایی شهر کرج پدرم گفت که شاید تا یکی دو هفته دیگر برای سونوگرافی کلیه ام به بیمارستان فرستاده شوم اما در تاریخی که پدرم را بردند و او فکر کرده بود که او را به بیمارستان می برند در واقع او را به زندان قزلحصار تبعید کردند. هیچ حکمی برای انتقال او به زندان دیگری وجود نداشت و اصلا خودش هم خبر نداشته که او را دارند به زندان دیگر منتقل می کنند، فکر می کرده او را به بیمارستان می برند.»

فرزند این زندانی با اشاره به اینکه وضعیت نابسامان زندان قزلحصار برای سلامتی پدرش خطرناک است، گفت:« پدرم به خانواده گفته است که بیشتر زندانیان شپش دارند و حجم زندانی ها بسیار بیشتر از گنجایش اتاق است و آرامشی وجود ندارد. همین طور از نظر بهداشتی وضعیت خوب نیست. گرانی های اخیر در این مدت بر زندان هم تاثیر گذاشته، بابا می گفت که تمام قیمت ها تا سه برابر، چهار برابر شده است و زندانیان عادی قادر به خرید مواد شوینده نیستند بنابراین نظافت زندان افتضاح شده است و اینهمه آلودگی برای کسی مثل پدر که بیماری قلبی دارد خطرناک است. بابا می گوید که غیر از اینها آرامش هم در زندان نیست، زندانیان دائم به دلیل گرانی های اخیر که اتفاق افتاده عصبی هستند و مرتب دعوا و کتک کاری می شود. غیر از اینها هفته ای فقط یک روز آب گرم دارند که با توجه به فصل زمستان خیلی برایشان سخت است. »

فرزند این زندانی عقیدتی در خصوص خواستش از مسولان قضایی ایران گفت:« از مسولان قضایی تنها خواسته ام این است که برای آزادی بابا و برای درمانش سریع کاری انجام دهند چون بابا دو بار سکته قلبی کرده است و واقعا نمی شود پیش بینی کرد که با وجود ۸۵ درصد مسدود شدن رگ های قلبش، اگر این بار مشکلی برای قلبش به وجود بیاید می تواند زنده بماند یا نه. ضمن اینکه بیماری قلبی پدر محصول زندان است. او قبل از زندان مشکلی نداشت و حالا اگر مشکلی برایش پیش بیاید صدرصد مقامات قضایی مسول و جوابگویی هستند.

میترا پور شجری گفت: « پدرم تنها جرمش این بود که اندیشه و عقایدش را در وبلاگ شخصیش می نوشت. حالا من از همه رسانه ها می خواهم که جدا از تفکرات پدرم فقط به سلامتی اش فکر کنند و با گسترش مورد بابا و اینکه سلامتی اش به مقطع بحرانی رسیده از مرگ این انسان جلوگیری کنند.»

No responses yet

Feb 26 2013

هرانا؛ افزیش نگرانی در پی قطع امید پزشک زندان از وضعیت محمد رضا پورشجری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی محبوس در زندان ندامتگاه کرج در پی عدم درمان بموقع نیاز به عمل جراحی دارد اما کماکان پرونده عدم تحمل کیفر این زندانی از سوی دادستان پذیرفته نشده است.

میترا پورشجری فرزند این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشت: ” روز گذشته پدرم را برای انجام آزمایشات پزشکی به بهداری زندان منتقل کردند و با تزریق آمپولی برای بازگردن رگ های قلب وی اعلام داشتند در صورتی که پدرم به بیمارستان مجهز جهت انجام عمل جراحی منتقل نشود، امیدی برای بازیافتن سلامتی وی وجود ندارد و هر لحظه خطر سکته قلبی برای وی وجود دارد.”

وی در ادامه افزود: “ماه گذشته دکتر های ندامتگاه (امجدی، نژاد بهرام) نامه عدم تحمل کیفری پدرم را امضاء کرده بودند. و خواستار آزادی ایشان از زندان شدند. که البته در نهایت با مخالفت “قاضی ناظر زندان” و “دادستان” مواجه شد.”

وی در خصوص وضعیت پزشکی وی اعلام داشت: ” دو رگ اصلی منتهی به قلب ایشان کاملا مسدود شده است و وضعیت سایر رگ ها بر اساس آخرین آزمایشات خوب نیست.”

و در ادامه اعلام کرد: ” پدرم برای آخرین بار با من صحبت کرد و تلاش های صورت گرفته برای دریافت عدم تحمل کیفر را با توجه به بروکراسی ها و کارشکنی های موجود بی نتیجه دانست.”

بر اساس گزارش کمیسیون پزشکی زندان ندامتگاه محمد رضا پورشجری با توجه به پیشرفت بیماری قلبی اش در پی عدم درمان بموقع علی رغم تلاش های صورت گرفته، قادر به تحمل کیفر نیست و می بایست هر چه سریعتر به بیمارستان و مرخصی استعلاجی اعزام شود. امری که تاکنون دادستانی با آن مخالفت کرده است و موجب تشدید نگرانی از وضعیت این زندانی شده است.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .