اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jul 30 2015

از گور بلند شدن ساواک! ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: اين که ساواک مجری قانون بوده است٬ اين که ساواک سرکوب نمی کرده بلکه مبارزه می کرده٬ اين که شلاق زدن در اتاق های «تمشيت» و آپولو و سوزن زير ناخن کردن و دستبند قپانی شکنجه نبوده بلکه ابزار مرسوم اعتراف گيری بوده٬ اين که وظيفه ساواک «طبق قانون» مبارزه با کمونيسم ممنوعه و کتب «ضاله» بوده٬ و… امروزه در فضای دهشتزای جمهوری اسلامی٬ بسيار خوش آهنگ و گوش‌نواز به نظر می رسد

می گويند مرده را چوب زدن کار خوبی نيست ولی وقتی مرده ای٬ آن هم مرده ای سی و شش ساله از گور بر می خيزد و چوب به دست می گيرد و خيزی مهاجمانه بر می دارد٬ بايد با يک ضربه او را ناکار کرد و به همان گوری که از آن برخاسته بر گرداند!

حالا حکايت ساواک است و نمايندگان عالی رتبه ی آن که با حساب و کتاب و نگاه دقيق به اوضاع کنونی٬ وقت را برای کفن دريدن و از گور بيرون آمدن و نقش طلبکار بازی کردن مناسب ديده اند و هر يک بعد از سال ها انديشه (!) و تفکر (!) مثلا با دست پر٬ وارد عرصه ی رسانه ها شده اند و اگر کمی به آن ها فرصت بيشتری داده شود٬ خود را به عنوان قهرمان ملی و شهيد راه مردم معرفی خواهند کرد!

اما چهار نکته ی اصلی که «ساواک» و «ساواکی ها» روی آن حساب می کنند تا چنين جسارتی بيابند و در نقش طلبکار ظاهر شوند چيست

۱- گذشت سی و شش سال از انقلاب و حدود پنجاه و هفت هشت سال از تاسيس اين سازمان جهنمی و سرکوب گر٬ و فراموشی طبيعی «برخی» از اشخاص ميان سال و سالخورده و بی اطلاعی جوانانی که آن سال های تلخ -از نظر سياسی- را تجربه نکرده اند…

۲- افتضاح حکومت اسلامی و جنايت های وحشتناک آن که ابعادی بسيار وسيع تر و مخوف تر از جنايت های دستگاه های سرکوب -و از جمله ساواک- در دوران پيش از انقلاب دارد که خلاصه ی آن٬ اين نوشته ی آيت الله منتظری خطاب به خمينی است:
اطلاعات شما٬ روی ساواک شاه را سفيد کرد!

۳- اوضاع در هم ريخته ی اپوزيسيون چپ که عمدتا مبارزان جدّی و از جان گذشته با رژيم شاهنشاهی و دستگاه های سرکوب گر آن از جمله ساواک بودند و امروز «عمدتا» تبديل به گروهی افراد سالخورده و پشت کامپيوتر نشين شده اند٬ که از مبارزه٬ چيزی جز حرف زدن و تئوری بافتن و ذکر خاطرات مبارزاتی گذشته نمی دانند٬ و هر يک در گوشه ای از دنيا مشغول به کار و زندگی خود هستند. اين را هم بايد اضافه کرد٬ که اپوزيسيون زمان شاه٬ به نوعی٬ احساس شرمساری و خجالت زدگی می کند و فضاحت حکومت کنونی٬ جرات و جسارت بيان دلايل مبارزه با رژيم شاهنشاهی را از آن ها گرفته است و همين علتی شده برای از لانه بيرون آمدن افعی هايی که در زمان خود٬ جنايات فجيع انجام می دادند.

۴- اکنون ساواک خود را قهرمان انديشمند و از جان گذشته ای معرفی می کند که می دانسته که بعد از سقوط شاه چه بلايی بر سر مردم ايران خواهد آمد٬ و می خواسته با زندانی کردن عده ای «تروريست» و کشتن و نابود کردن آن ها٬ مانع وقوع فاجعه ای که ما امروز شاهد آن هستيم شود!
…

دلايل ديگری هم هست که در اين مطلب کوتاه فرصت پرداختن به آن ها نيست.

اين که پرويز ثابتی٬ با کتاب خاطرات٬ و احمد فراستی -از رهبران عملياتی اداره ی سوم ساواک- با حضور در برنامه ی «پرگار» بی بی سی٬ خود را آفتابی می کنند٬ دليلی جز دلايل ذکر شده در بالا ندارد.

اين که ساواک مجری قانون بوده است٬ اين که ساواک سرکوب نمی کرده بلکه مبارزه می کرده٬ اين که شلاق زدن در اتاق های «تمشيت» و آپولو و سوزن زير ناخن کردن و دستبند قپانی شکنجه نبوده بلکه ابزار مرسوم اعتراف گيری بوده٬ اين که وظيفه ساواک «طبق قانون» مبارزه با کمونيسم ممنوعه و کتب «ضاله» بوده٬ و خلاصه اين که ساواک می خواست مانع افتادن بختک جمهوری اسلامی و حکومت آيت الله ها و کمونيست ها بر سر مردم ايران شود٬ امروزه در فضای دهشتزای جمهوری اسلامی٬ بسيار خوش آهنگ و گوش‌نواز به نظر می رسد.

اما جواب ساواک و ساواکی های از خواب زمستانی برخاسته را می توان با چند جمله به طور خلاصه داد

-يکی از دلايلی که مردم٬ بخصوص جوانان و دانشجويان را به گرايش ضد شاهنشاهی و طرفداری از اپوزيسيون مذهبی يا کمونيستی يا ملی سوق داد٬ همين ساواک و آوازه ی وحشت آفرين و جنايت های آن در زندان های مخوف بود. به عبارتی ساواک نه تنها مانع از گرايش جوانان به طرف اپوزيسيون شاه نمی شد بلکه آن ها را با وحشتی که از طريق افواهی ايجاد کرده بود به طرف آن ها سوق می داد

– «هيچ کس»٬ در سال های قبل از انقلاب٬ امکان نداشت تصور کند٬ که وضعيت حکومت و مردم در سال ۹۴ به اين شکل خواهد شد. بودند افرادی جهان ديده مثل پدر خودِ من که می گفتند حکومت آخوندها باعث بدبختی می شود٬ اما ابعاد فاجعه را -در حد کشتارهای خلخالی و کشتارها و شکنجه های دهه ی شصت و کشتار زندانيان در سال ۶۷ و ديگر جنايت های نظام اسلامی در سال های بعد از آن- هيچ کس نمی توانست حدس و تخمين بزند. اين که ساواک می دانست و می خواست جلوی بدبختی مردم را بگيرد٬ ياوه ای بيش نيست.

– ساواک در آن سال ها به آينده ی مردم فکر نمی کرد. به «تنها» چيزی که فکر می کرد٬ «حفظ رژيم شاهنشاهی» بود. ساواک برای مردم دل نمی سوزاند؛ برای رژيم شاهنشاهی دل می سوزاند. در روند شکنجه و آدم کشی٬ مردان ساواک٬ کلا از انسانيت تهی شده بودند و به لذت شکنجه دادن انسان و خون ريختن خو گرفته بودند. اين که ساواکی های عالی رتبه امروز خود را در نقش تاريخ دانان و آينده نگران تاريخی جا می زنند٬ لااقل برای کسانی که دوران آن ها را تجربه کرده اند٬ جز جوکی مبتذل نيست.

در اين زمينه بايد بيش از اين ها بنويسم٬ که اگر لازم باشد اين کار را هم خواهيم کرد و با استدلال و مدرک نشان خواهيم داد که ساواک تنها يک دستگاه سرکوب گر جهنمی بود٬ که فقط به فکر حفظ نظام وقت بود٬ و کوچک ترين انديشه ای نسبت به آينده ی ايران و مردم ايران بعد از تغيير حکومت نداشت٬ و خود او٬ با ايجاد فضای وحشت٬ هم به صورت ذهنی و هم در عالم واقع٬ يکی از دلايل گرايش جوانان دانشجو و روشنفکر و بعدها مردم عادی به طرف اپوزيسيون رژيم شاهنشاهی بود.

جوانان امروز ما٬ ممکن است فضای خوف انگيز سياسی در زمان شاه را تجربه نکرده باشند٬ اما آن قدر بلوغ فکری دارند٬ که فريب سخنان به ظاهر متين و «قانون گرا»ی امثال ثابتی ها و فراستی هايی که دست شان مستقيما به خون جوانان دوران گذشته آلوده است نخورند و بدبختی های امروز٬ باعث پذيرش ياوه گويی های امروز آن ها نشود.

دو برنامه پرگار بی بی سی درباره ساواک:

http://www.bbc.com/persian/tv/2011/04/000001_ptv_pargar

No responses yet

Jul 29 2015

عفو بین‌الملل خواستار لغو حکم اعدام سالار شادی‌زادی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: سازمان عفو بین‌الملل، با انتشار بیانیه‌ای، نسبت به خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام سالار شادی‌زادی هشدار داد و از مقام‌های ایران خواستار لغو فوری حکم اعدام او شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فردا، اتهام آقای شادی‌زادی قتل عنوان شده، اما عفو بین‌الملل می‌گوید او در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۵ سال داشته است و اجرای این حکم، نقض کنوانسیون جهانی حقوق کودک به شمار می‌رود.

در بیانیه عفو بین‌الملل آمده است حکم اعدام سالار شادی‌زادی در دیوان‌عالی کشور تأیید شده و قرار است روز شنبه دهم مردادماه در زندان رشت اجرا شود.

No responses yet

Jul 28 2015

واکنش ویکی لیکس به ادعای پول گرفتن احمد شهید از عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سایت ویکی لیکس نسبت به ادعای انتشار سندی در این سایت افشاگر راجع به پرداخت پول توسط عربستان سعودی به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، واکنش نشان داد. ویکی لیکس، در حساب توئیتر خود، از متهم کنندگان آقای شهید خواست لینک سند ادعایی خود در این سایت را نشان دهند.

این واکنش، ساعاتی پس از آن صورت گرفت که بسیاری از خبرگزاری و رسانه های ایرانی خبری را نقل کردند که موضوع آن، انتشار سندی در ویکی لیکس در مورد رشوه گرفتن گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل از عربستان برای تهیه گزارش های جهت دار علیه ایران بود.

احمد شهید امروز دوشنبه ۵ مرداد، در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت خوشحال است که سایت ویکی لیکس از منتشرکنندگان این اتهام خواسته تا ادعای خود را ثابت کنند چون سند ادعایی آنها در هیچ کدام از مدارک افشا شده توسط این سایت وجود نداشته است.

احمد شهید در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت خوشحال است که سایت ویکی لیکس از منتشرکنندگان اتهامات علیه خود خواسته تا ادعای خود را ثابت کنند چون سند ادعایی آنها در هیچ کدام از مدارک افشا شده توسط این سایت وجود نداشته است

آقای شهید تاکید کرد که بودجه فعالیت های او برای تهیه گزارش از وضعیت حقوق بشر ایران، توسط سازمان ملل تامین می شود.

وی همچنین با ذکر اینکه دستگاه های رسمی ایران “تقریبا همه آنچه در گزارش هایش ذکر می شود را قبول دارند” گفت: “مثلا ادعای من درباره اینکه نزدیک به هشتاد درصد اعدام ها در ایران به خاطر مواد مخدره مورد تایید ایران است، یا اینکه رهبران بهایی در ایران زندانی هستند و نوجوانان اعدام می شوند توسط دولت ایران رد نمی شود.”

گزارشگر سازمان ملل افزود: “اختلاف آنها با من در اینجا است که آنها قبول ندارند که این کارها نقض حقوق بشر است.”

او گفت که گزارش‌هایش، عمدتا با استناد به قوانین جمهوری اسلامی ایران، گفته های مقام ها و رسانه های رسمی و مصاحبه هایی تنظیم شده که “جزئیات آنها در گزارش ها ذکر می شود”.

احمد شهید، از چهار سال پیش به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران انتخاب شده و طی این مدت، حق سفر به این کشور را نداشته است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل، در فروردین ماه گذشته ماموریت وی به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

آقای شهید چهارمین گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران است. پیش از او موریس کاپیتورن، رینالدو گالیندوپل و آندریاس آگوییلار این مسئولیت را به عهده داشته‌اند.

هر چهار گزارشگر ویژه حقوق بشر، از عدم همکاری مقام‌های ایرانی در تهیه گزارش های خود انتقاد کرده‌ و از سوی رسانه های رسمی این کشور، به همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی ایران متهم شده اند.

No responses yet

Jul 28 2015

آیا احمد شهید از عربستان رشوه گرفته است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی سندی منتسب به ویکی‌لیکس را منتشر کرده‌اند که حتی ویکی‌لیکس هم از آن خبر ندارد!

روز دوشنبه پنجم مرداد برخی از سایت‌های خبری داخل ایران مدعی شدند که طبق یکی از اسناد فاش‌شده از سوی ویکی‌لیکس، دولت عربستان مبلغ یک میلیون دلار به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، رشوه داده است.

سایت تابناک نوشت [2]: «به‌تازگی ویکی‌لیکس سندی ‌منتشر‌ کرده ‌که پشت پرده گزارش‌های غیر موثق علیه ایران در موضوع حقوق بشر را توسط احمد شهید را روشن می‌کند. بر اساس این اسناد، عربستان سعودی، یک میلیون دلار به گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضع حقوق بشر رشو‌ه داده است تا موضع‌گیری تندی در قبال مسائل ایران بگیرد و گزارش‌های جهت‌دار بنویسد». [غلط دستوری «موضع‌گیری … بگیرد» در جمله اخیر، از سایت تابناک است]

تابناک خبر خود را به نقل از سایت عربی «الوعی» تنظیم کرد و تصویر سند ادعایی را هم که بسیار ناواضح است و به نظر می‌رسد با نرم‌افزارهای گرافیک دست‌کاری شده، ضمیمه کرد.

این گزارش به سرعت از سوی دیگر رسانه‌های جمهوری اسلامی و سایت‌های زنجیره‌ای وابسته به آن‌ها بازنشر شد و با توجه به اهمیت موضوع، خودنویس  آن را پی‌گیری کرد. گفتنی است که سرانجام توییتر رسمی ویکی‌لیکس وارد عمل شد و در پاسخ به یکی از اکانت‌های بازنشرکننده این خبر، آن را تکذیب کرد [3] و نوشت: «لطفا نشان بدهید که این ادعا بر پایه کدام کابل [منتشر شده در ویکی‌لیکس] است. شما در مطلب ادعایی‌تان موفق نمی‌شوید یک لینک به کابل‌های ما بدهید».

حساب کاربری توییتر احمد شهید نیز از سایت ویکی‌لیکس بابت روشن کردن موضوع تشکر کرد [4].

رسانه‌ها و مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی پیشتر نیز بارها اتهاماتی متوجه احمد شهید کرده و به وی توهین کرده‌اند. محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه وی را «مغرض، نادان و حامی تروریست‌ها» خواند و برای نامیدن «احمد شهید»، از واژگان توهین‌آمیز «احمق شریر» استفاده [5] کرد.

سال ۲۰۱۲ میلادی در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، توهین‌های شخصی لاریجانی به احمد شهید باعث شد تا خانم لورا لازره پس از چندبار اخطار به وی در حین سخنرانی‌اش، میکروفون دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی را قطع کند [6].

با توجه به نزدیک‌شدن زمان ارائه گزارش احمد شهید به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، حمله به گزارش‌گر ویژه شدت یافته است. از سوی دیگر، دو فعال کارگری و زندانی سیاسی ایرانی به نام‌های شاهرخ زمانی و سعید شیرزاد [7] از زندان رجایی شهر کرج در نامه‌ای به احمد شهید، از وی خواسته‌اند تا وضعیت مطالبات کارگران را مد نظر داشته باشد. این دو خواستار تمدید ماموریت آقای شهید شده‌اند.

No responses yet

Jul 23 2015

هشدار عفو بین‌الملل درباره ‘افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها’ در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سازمان عفو بین‌الملل هشدار داده است که شمار اعدام‌ها در ایران “افزایشی بی‌سابقه” داشته است.

به گزارش عفو بین الملل در شش ماهه اخیر (از ۱ ژانویه تا ۱ ژوئیه) ۶۹۴ نفر در ایران اعدام شده‌اند، که یعنی هر روز به طور متوسط دست کم سه نفر اعدام شده‌اند.

این ۶۹۴ مورد در شش ماه تنها کمی کمتر از ۷۴۳ نفر کل موارد اعدام ایران در سال گذشته میلادی بوده است. (۲۸۹ مورد در رسانه‌های رسمی اعلام‌شده و ۴۵۴ مورد مطابق اخبار منابع معتبر دیگر)

سعید بومدوحه، معاون امور خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، گفته است: “اگر مقام‌های ایران به این روند وحشتناک اعدام‌ها ادامه دهند احتمالا تا آخر سال شاهد بیشتر از ۱۰۰۰ مورد کشته شدن شهروندان به دست حکومتشان خواهیم بود.”

شمار بالای اعدام‌ها در ایران از مسائل عمده مورد انتقاد فعالان حقوق بشر است. مطابق آمار رسمی ایران پس از چین بالاترین شمار اعدام را در جهان دارد.

عفو بین‌الملل می‌گوید گذشته از مخالفتش با اصل مجازات اعدام، استفاده از آن در ایران به طور ویژه نگران‌‎کننده است چرا که به گفته این سازمان، روند قضایی در ایران دچار مشکلاتی بنیادی چون عدم دسترسی متهم به وکیل، ابهام در قوانین و بی طرف نبودن دادگاه‌ها است.

اغلب اعدام‌شدگان در شش ماهه اخیر مجرمان پرونده‌های مواد مخدر بوده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل از اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر انتقاد کرده و می‌گوید هیچ نشانه‌ای در دست نیست که استفاده از مجازات اعدام در جرایم مرتبط با مواد مخدر توانسته باشد به کنترل این جرایم کمک کند.

همچنین این سازمان می‌گوید اقلیت‌های ایران، از جمله زندانیان سیاسی کرد و سنی‌ها قربانی احکام اعدام بوده‌اند.

No responses yet

Jul 23 2015

ده‌ها معلم معترض در تجمع مقابل مجلس ایران بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: عده‌ای از معلمان سراسر ایران امروز برای پیگیری بخشی از مطالبات صنفی خود، در مقابل مجلس شورای اسلامی جمع شدند، اما نیروی انتظامی مانع از برگزاری این تجمع شد. محمد رضاخواه، عضو کانون صنفی معلمان به خبرگزاری کار ایران از دستگیری برخی معلمان در این تجمع خبر داده و همسر هاشم خواستار، یکی از بازداشت شدگان نیز به هرانا گفت: “حدود دویست تن از معلمان بازداشت شده اند”. همچنین سایت “حقوق معلم و کارگر” تعداد بازداشت شدگان را “بیش از صد معلم” ذکر کرده است.

به گزارش منابع خبری، از دو هفته پیش، قرار بود صبح امروز همزمان با اولین ساعات برگزاری صحن علنی مجلس، تجمع آرام و ساکت معلمان مقابل مجلس برگزار شود که پلیس با دخالت خود، تعدادی از معلمان را بازداشت کرد.

هنوز جزئیات بیشتری از این بازداشت منتشر نشده است، اما به گفته شاهدان عینی، از دیروز به تعدادی از فعالان صنفی معلمان پیام فرستاده شده و آنها را تهدید کرده اند که حق شرکت در تظاهرات سکوت امروز را ندارند.

علی رغم این تهدیدات، در تجمع امروز معلمان استان‌های مختلف ایران از جمله کردستان، کرمانشاه، همدان، اصفهان، گیلان، مازندران و مشهد، به تهران آمده بودند.

به گفته شاهدان عینی، تعداد مأموران انتظامی و لباس شخصی‌ها در اطراف بهارستان آنقدر زیاد بود که تقریبا به هیچ کس اجازه ورود به مجلس داده نشد و مأموران تظاهرکنندگان را که به طور پراکنده وارد میدان می شدند یا وادار به تغییر مسیر می کردند یا در صورت مقاومت، آنان را بازداشت می کردند و با خود می بردند.

علی مطهری نماینده مجلس نیز در واکنش به بازداشت معلمان، گفت: “بازداشت تجمع کنندگان باعث تشدید موضوع می شود.”

همچنین محمدحسن ابوترابی‌فرد، نایب رئیس مجلس، در جلسه علنی امروز از وزیر کشور خواست تا مطالبات معلمان معترض را بررسی کند.

دلایل اعتراض معلمان چیست؟

اعتراض اصلی معلمان که در اطلاعیه چند روز پیش آنان منعکس شده، ادامه بازداشت پنج نفر از فعالان صنفی معلمان است.

شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور خواهان آزادی فوری پنج معلم زندانی شده است.

اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان تهران، علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران، رسول بداغی عضو هیأت مدیره کانون صنفی معلمان، علی اکبر باغانی نایب رئیس کانون صنفی معلمان تهران و محمود باقری، فعال صنفی معلمان، پنج معلمی هستند که اکنون در زندان به سر می برند.

No responses yet

Jul 06 2015

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,هنر

رادیوفردا: پيروز ارجمند، مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، يکشنبه ۱۴ تير، از سمت خود استعفا کرده است.

آقای ارجمند، به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) گفته که «مشغله شخصی» علت اصلی استعفای اوست و احساس می‌کند که ديگر در اين مسئوليت «مثمر ثمر» نبود.

مديرکل سابق دفتر موسيقی وزارت ارشاد، افزوده که موسيقی ايران «هميشه شرايط خاصی داشته اما اين امر در سال گذشته بحرانی‌تر» شده است.

او گفته که در دوران مديريت‌اش «با حمايت رئيس جمهور و وزير ارشاد، شاهد ورود گسترده هنرمندان موسيقی به اين عرصه بوديم» اما افزوده که «همزمان فشارها به مجموعه دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزايش يافت.»

استعفای مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از جنجال‌هايی صورت گرفته که به دنبال لغو تعدادی کنسرت موسيقی در نواحی مختلف ايران، بر پا شد.

صادق آملی لاريجانی، رئيس قوه قضاييه پيش از اين گفته بود که «آيا شما قبول می‌کنيد اجازه دهند يک کنسرتی زمينه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضايی در برخی شهرها نيز از همين نوع بوده است.»

چند روز پيش از رئيس قوه قضائيه، حسن روحانی، رئيس جمهور، با بيان اينکه «وقتی دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعيين شده دخالت ديگران در اين امور شايسته نيست»، گفته بود: «همه بايد به قانون عمل کنيم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشيم».

به دنبال اين مسائل، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطمينان داد که «در آينده شاهد لغو برنامه‌های هنری نخواهيم بود» و گفت که قرار است به زودی «تفاهم‌نامه‌ای با نيروی انتظامی» در اين رابطه به امضا برسد.

مديرکل پيشين دفتر موسيقی، يک روز پيش از استعفا، گفت که در سال ۹۳ مجوز برگزاری ۲۰۰۰ برنامه موسيقی صارد شد که از اين ميان، ۲۱ برنامه لغو شد.

به گزارش ايسنا، آقای ارجمند افزود: «سرمايه‌گذارانی به صنعت موسيقی وارد شده‌اند که اين عرصه را تهديد می‌کنند. آنها حتی ساعت يک نصفه شب، مديرکل دفتر موسيقی را تهديد امنيتی می‌کنند.»

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

Jul 04 2015

درخواست از فیفا برای یاریِ زنان سرکوب شده‌ی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: جمعی از فعالان اجتماعی از جمله نسرین ستوده و نازنین افشین‌جم، در نامه‌ای سرگشاده از رئیس فیفا خواسته‌اند مقابل «نقض آشکار و جدی» قوانین فیفا توسط جمهوری اسلامی خاتمه دهد تا حق زنان ایران پایمال نشود.

متن کامل این نامه که در روزنامه‌ی گاردین [2] نیز منتشر شد، به شرح زیر است:

جناب آقای سپ بلاتر رئیس فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا)

از سال ۱۹۸۲، جمهوری اسلامی در عملی تبعیض‌آمیز از ورود زنان ایرانی به ورزشگاه‌های فوتبال و سایر رشته‌های ورزشی جلوگیری کرده است. چنین تبعیضی بر اساس جنسیت، نشان دهنده نقض آشکار و شرم آوراز منشور فیفا می‌باشد که در ۳۰ سال گذشته بدون هیج‌گونه واکنشی از سوی فیفا بر علیه زنان ایران صورت گرفته است.

اکنون زمان آن رسیده است که جهان از فیفا و فیفا از جمهوری اسلامی بخواهد که به این تبعیض جنسیتی خاتمه دهد. تفکیک جنسیتی و تبعیض برعلیه زنان بر خلف تعهدات بین المللی و روح وحدت‌بخش ورزش است که لازمه هر «بازی شرافتمندانه» است. چنین تبعیضی همچنین بر خلف اساسنامه‌ی فیفا است. مادهٔ (۲الف) اساسنامه‌ی فیفا به صراحت اعلام می‌کند که از جمله اهداف فیفا، ترویج فوتبال «در پرتوی ارزش‌های وحدت‌بخش، تربیتی، فرهنگی و انسانی» است. ماده‌ی ۳ اساسنامه مشخصا تصریح می‌کند که «هرگونه تبعیض بر علیه هر کشور، هر شخص یا گروهی از مردم به علت نژاد، جنسیت، زبان، مذهب، و عقاید سیاسی یا به هر دلیل دیگر اکیدا منوع و بر اساس ماده ۱۴ و ۱۵ فیفا مجازات «نقض آشکار وجدی قوانین فیفا» تعلیق یا اخراج است. بیش از ۳۰ سال تبعیض علیه زنان ایران به طور قطع و یقین «نقض آشکار وجدی قوانین فیفا» می‌باشد که متاسفانه فیفا بی‌توجه به قوانین خود اجازه چنین «نقض آشکار و جدی» را به حکومت اسلامی داده است.

زنان ومردان ایرانی در ایران و سراسر جهان به سهم خود سعی در احقاق حقوق زنان ایرانی کرده‌اند. در سال ۲۰۰۶ فیلم جعفر پناهی با عنوان «آفساید» وضعیت اسفناک دختران و زنان ایران برای رفت به ورزشگاه‌ها را به زیبایی به تصویر کشید. حکومت اسلامی اکنون اجازه ساخت فیلم به این کارگردان برجسته سینما، برنده‌ی بسیاری از جوایز بین المللی را نمی‌دهد.

در سال ۲۰۱۴، غنچه قوامی و گروهی از زنان به خاطر تلاش برای شرکت در یک مسابقه والیبال دستگیر شدند. خانم قوامی به یک سال زندان محکوم شد. در جام ملت های آسیا ۲۰۱۵ در استرالیا، هزاران نفر از زنان و مردان ایرانی خواستار پایان دادن به ممنوعیت ورود زنان ایرانی به استادیوم‌ها شدند. در بازی دوستانه ایران وسوئد بیش از ۳۰ هزار نفر استادیوم فرندز شهر استکهلم را بدل به صحنه‌ای در حمایت از زنان ایرانی کردند .همچنین در مسابقات لیگ جهانی والیبال در حالی‌که در ایران زنان ایرانی اجازه ورود به ورزشگاه را ندارند در خارج از ایران هزاران ایرانی خواهان رفع تبعیض از زنان ایران هستند. در ماه فوریه بیش از ۲۰۰ نفر از فرهیختگان و ورزشکاران ایران در نامه‌ای به آقای بلاتر خواهان توجه ایشان به «نقض آشکار وجدی» جمهوری اسلامی از قوانین فیفا شدند. هر چند که آقای بلاتر در واکنش به آن نامه از جمهوری اسلامی خواست تا به ممنوعیت ورود زنان پایان دهد اما عملاََ تغییری در رفتار تبعیض آمیز حکومت اسلامی به‌وجود نیامد.

فیفا همواره برای رفع تبعیض اقدامات مهمی کرده است، «قطع‌نامه در مبارزه علیه نژادپرستی و تبعیض» در جلسه ۶۳ کنگره‌ی فیفا که در ماه مه سال ۲۰۱۳ برگزار شد واعلام روزی به نام «نه به نژادپرستی» در تقویم فیفا از آن جمله است. اقداماتی که فوتبال را به عنوان یک ورزش که در نزدیکی انسان‌ها به یک دیگر و دوستی جهانیان نقش اساسی دارد معرفی می‌کند . فیفا با احترام به قوانین خود باید از این نقش مهم و حساس پاسداری کند. با اتهامات اخیر فساد مالی فیفا و قول‌های داده شده در مورد اصلاحات در فیفا جامعه جهانی منتظر است تا ببیند فیفا چگونه با شفافیت بر مشکلات خود غلبه خواهد کرد.

ما نیز انتظار داریم تا فیفا با پایبندی به اصول خود در رفع تبعیض در آستانه‌ی فینال جام جهانی زنان که دنیا با شور و شوق به تماشای آن نشسته است و با توجه به مسوولیت خود به مسائل اجتماعی به «نقض آشکار و جدی» قوانین فیفا توسط جمهوری اسلامی خاتمه دهد تا حق زنان ایران در سهیم شدن در شور و شوق ورزش پایمال نشود.

No responses yet

Jul 03 2015

عذرخواهی به خاطر یک توئیت؛ بهرام رادان، همجنس‌گرایان و روزنامه کیهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: انتشار متنی از بهرام رادان بر روی توئیتر در مورد قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در آمریکا و به دنبال آن انتقاد روزنامه کیهان و عذرخواهی این بازیگر از مدیرمسئول این روزنامه، حواشی زیادی را در دنیای مجازی و رسانه‌ها ایجاد کرده است.

یک روز پس از آن‌که ‌دیوان عالی آمريکا در روز جمعه، پنجم تیرماه (۲۶ ژوئن)، ازدواج همجنس‌گرايان را در سراسر اين کشور قانونی اعلام کرد، بهرام رادان، بازیگر ایرانی بر روی توئیتر خود نوشت: «رای دیروز دیوان عالی آمریکا در قانونی اعلام کردن ازدواج همجنس‌گراها اتفاقی تاریخی بود، ‌شاید به اندازه لغو برده‌داری…از لینکلن تا اوباما…».

این توئیت البته تنها چند ساعت بیشتر بر روی توئیتر این بازیگر دوام نیاورد و از ابتدا مشخص بود که ابراز نظر در مورد چنین تابویی در جامعه ایرانی آنهم از سوی یک چهره شناخته شده با واکنش‌های مختلفی روبرو خواهد شد.

روزنامه کیهان از جمله رسانه‌هایی بود که واکنش تندی نسبت به توئیت بهرام رادان داشت.

​​

این روزنامه در مطلبی نوشت: «بهرام رادان، بازیگر تبعه کانادا به تازگی به استقبال از قانونی شدن ازدواج “همجنس‌بازان” در آمریکا رفته است. او نه تنها این اتفاق را “تاریخی” توصیف کرده، بلکه از آن به عنوان “شکسته شدن تابو” یاد کرده است.»

نویسنده این روزنامه همچنین در ادامه مطلبش این سئوال را مطرح کرده بود که «چرا می‌بایست تصویر چنین بازیگری به عنوان آگهی تبلیغاتی در سطح شهر نصب شده باشد.»

همچنین این روزنامه مدعی شد که بهرام رادان در روز نهم تیرماه برای برخی توضیحات به وزارت ارشاد احضار شده است.

برخی انتقادها در شبکه‌های اجتماعی و البته مطلب روزنامه کیهان باعث شد تا بهرام رادان دهم تیرماه متنی را بر روی صفحه اینستاگرامش منتشر کند.

او در بخشی از این متن آورده بود: «هرچند در آخر همه از یک پیکریم اما مواظب یکدیگر باشیم؛ با سوءبرداشت و سوءتفاهم باهم مقابله نکنیم، با اعتبار و آبروی همدیگر بازی نکنیم،حتی به شوخی! چرا که یک شوخی به ظاهر کوچک، صدمات جبران ناپذیری را به حیثیت فرد و سلامت روانی جامعه وارد می‌کند … سعی کنیم با یکدیگر همدل و مهربان بمانیم و دست به نیت خوانی از یکدیگر نزنیم…»

به‌غیر از این پیام ایسنتاگرامی،‌ این بازیگر یک یادداشت جدی‌تر هم درباره توئیت‌اش منتشر کرد.

بهرام رادان در بخشی از یادداشت خود نوشت: «در مطلب منتسب که تنها چندی پس از انتشار و به منظور جلوگیری از سوءاستفاده حذف شد، فقط اشاره به “تاریخی بودن” تصویب این قانون شده بود و به هیچ وجه کلامی از تأیید و حمایت در آن نبود؛ پرواضح است که چنین رفتارهایی در قانون، عرف و شرع ما محکوم است، لذا حرکت غیرمسئولانه برخی سایت‌ها در بد تیتر کردن، به خود انگاشتن و بزرگ‌نمایی این مسأله، تنها آب به آسیاب دشمن ریختن بود و نیت من فقط کنجکاوی از پس پرده ماجرا و دلایل این اقدام بود نه تایید و حمایت از آن.»

اما این متن بهرام رادان نه تنها باعث کم شدن انتقادات نویسندگان روزنامه کیهان نشد، ‌بلکه واکنش دوباره این نشریه را درپی داشت.

این روزنامه در مطلبی دیگر نوشت: «رادان در یادداشت خود نه تنها نسبت به حمایت از اوباما و تصویب قانون ازدواج “همجنس‌بازان” عذرخواهی نکرد، بلکه به رسانه‌ها بابت انتشار نظرش حمله کرد.»

اما قائله به همین‌جا ختم نشد و گویا فشارهای وارد شده به این بازیگر، او را واداشت در یادداشت دیگری، این‌بار به طور صریح اعلام کند که اظهارنظرش اشتباه بوده و بابت آن عذرخواهی هم بکند؛ آن هم در نامه‌ای خطاب به حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان.

به گزارش ایسنا، بهرام رادان در یادداشت ارسالی به روزنامه کیهان نوشت: «آنچه که به عنوان نظر بنده در فضای مجازی در خصوص رأی دیوان آمریکا در خصوص قانون همجنس‌گراها منتشر شد، اشتباه بوده و در شأن ملت ایران نبوده است که از این بابت عذرخواهی می‌کنم.»

این بازیگر همچنین در توضیح یادداشت قبلی‌اش که آن هم با انتقاد روزنامه کیهان مواجه شده بود،‌ در یادداشت جدیدش نوشت: «منظور از بزرگ‌نمایی بد تیتر زدن، اشاره به رسانه‌های بیگانه خارج از کشور بود که منتظر فرصت هستند تا از یک هنرمند وطنی نماد مخالفت و جدایی‌طلبی بسازند».​

​​فعالیت‌های علیه هراس از همجنس‌گرایان یا دوجنس‌گرایان طی سال‌های گذشته در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است.

برای نمونه از سال ۲۰۰۴ میلادی، روز ۱۷ ماه مه، به عنوان روز جهانی مبارزه با همجنس‌گراهراسی و دوجنس‌گراهراسی، شناخته می‌شود و هدف از آن جلب توجه رسانه‌ها، سیاست‌مداران و مردم به بی‌عدالتی‌هایی‌ست که علیه این گروه‌های جنسی، در سراسر جهان می‌شود.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز در سال ۱۳۹۰ با صدور قطعنامه‌ای برای نخستین بار از حقوق برابر برای تمامی انسان‌ها، بدون توجه به گرایش جنسیتی آنها، حمایت کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .