اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Jan 16 2013

عماد افروغ در اظهاراتی کم‌سابقه: مردم در برابر سرکوب‌ها ایستاده و مراقب فریب‌ها باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: عماد افروغ٬ نماینده سابق مجلس از مراجع تقلید و مردم خواست در برابر استبداد فردی سکوت نکنند و به طور غیرمستقیم به مردم هشدار داد مراقب ترفند‌های حاکمان روحانی جمهوری اسلامی باشند.

آقای افروغ این مطالب را در گفتگویی که از وی روز دوشنبه (۲۵دی) در سایت «شفقنا» منتشر شده٬ بیان کرده است.

وی در این گفتگو بی‌آنکه به نام علی خامنه‌ای و گروهی از روحانیون حاکم بر ایران اشاره کند٬ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به طور بی‌سابقه‌ای مورد انتقاد قرار داده است.

مهمترین گزار‌های این گفتگو به این شرح است:

● هیچ مستبدی بدون بی‌تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد.

● بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی‌ها و مقاومت‌های مردمی می‌هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می‌کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند.

● اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی‌تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد.

● زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری‌ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه‌سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را.

● سکوت و بی‌تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکمتر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

● جهل، ترس، منفعت‌طلبی، فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می‌تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد.

● نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغز‌ها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

● بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند.

● در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست.

● تصمیم‌گیری‌های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است و مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن و تعریف شده باشد.

● هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود.

● یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

● مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آن‌ها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند.

● اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است و اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد.

● نشود که عده‌ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند.

● در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت‌اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت.

● فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود.

● مسئولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد.

● اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند.

● حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد.

● باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

متن اصلی:

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

34 سال پیش، گسترش نهضت اسلامی در ایران و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) و تلاش های خالصانه مردم ایران، بالاخره کنترل امور را از دست نیروهای رژیم شاه خارج کرد و موجب شد در کمتر از یک ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شود؛ خواسته اصلی مردم ایران در انقلاب، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود؛ خواستی که در مقاطع مختلف تاریخی در بسیاری از کشورهای مسلمان خاورمیانه وجود داشته اما رسیدن به آن همواره دور از دسترس می نمود. ایران در سال 57 و بسیاری از کشورهای عربی خاورمیانه، در سال های اخیر توانستند به حکومت های مستبد نه بگویند اما این موضوع که استبداد همیشه راه بازگشت به جوامع را دارد و نگاه برخی کارشناسان به موضوع استبدادپرور بودن فرهنگ خاورمیانه یی موجب شد خبرنگار شفقنا این دغدغه را با دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و با سابقه تدریس جامعه شناسی سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تربیت مدرس به بحث بگذارد.

عماد افروغ معتقد است: آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. اشتباه است که ما آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تعبیر و تفسیر کنیم، کما اینکه شعار ما در انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید شده است. به هر حال اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر و مقاومت‌ نیروهای مبارز و حرکت‌های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی می‌بودیم. اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد تصویر بسیار روشنی از نحوه مقابله با استبداد است.

بین مستبد و مردم رابطه متقابل وجود دارد

سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر می‌کند

دکتر عماد افروغ در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، ریشه استبداد را در اقتدارگرایی حاکم و سکوت جامعه در برابر آن دانست و اظهار کرد: هیچ مستبدی بدون بی تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد و در واقع یک رابطه متقابلی بین مستبد و مردم یا به تعبیری رابطه متقابلی بین ارعاب و رعب وجود دارد. باید دقت داشت که بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی ها و مقاومت های مردمی می هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند. به هر حال اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد. زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، قطع نظر از ریشه‌های ساختاری و فرهنگی، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را در برابر یکه تازی و یکه سالاری هدف قرار داد. بنابراین اینها را باید دو روی یک سکه دید و متعاملاً و متقابلا بررسی کرد. سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

ترس، مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی مردم و فریب و اغوا از سوی مستبدان از دلایل ظهور استبداد

او درباره دلایل ظهور استبداد در یک جامعه گفت: جهل، ترس، منفعت طلبی، به تعبیر قرآنی فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد. مستبد شاید با سلاح ترس، زور و … نیاید بلکه با سلاح نرم، یعنی فریب و اغوا و جنگ روانی و شبیه سازی توده وار و به کارگیری ابزارهای هژمونیک و استیلایی فرهنگی و روانی به همان نتیجه ای برسد که یک نفر با ارعاب و سلاح و شمشیر می رسد. از این رو نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغزها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

وظیفه صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های اغوایی و القایی قدرت را برملا کنند

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، آگاهی سازی مردم را از وظایف روشنفکران دانست و افزود: بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند؛ در شرایط اغوا وظیفه روشنفکران دو چندان می‌شود چرا که شکل پیچیده‌تری از قدرت اعمال می‌شود، شکلی که اعمال شونده از اعمال کننده قدرت و ترفندهای او هیچ اطلاعی ندارد.

افروغ با بیان اینکه انسان‌ها به راحتی می‌توانند ترس، زور و تهدید را بچشند و لمس کنند اظهار کرد: اما در مقابل، فهم اغوا و شبکه‌های اغوایی و القایی با هدف ایجاد یکپارچگی و یکرنگی در جامعه، کار هر کسی نیست. این وظیفه در وهلۀ اول بر دوش کسانی است که فهم بهتر و فراغ بال بیشتر ی دارند و به نیازهای واقعی مردم واقف اند و بین نیازهای واقعی و نیازهای متصور آنان خلط نمی‌کنند. در این مقوله نمی‌توان رضایت مردم را اساس قرار داد، چه بسا مردم به دلیل درک غلط از نیازهای واقعی خود، از موقعیت خود راضی باشند مانند برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است، اما در یک ذات شناسی انسانی و نیازشناسی واقعی، برده، برده است؛ چه از وضع خود راضی باشد و چه نباشد. برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است در واقع تحت تأثیر شبکه‌های القایی و اغوایی صاحبان قدرت است.

اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود

او درباره واکنش جامعه در برخورد با استبداد تصریح کرد: در نظام های سلطنتی، تا حدودی سنت ها و قواعدی بر تصمیم‌گیری‌های شخص حاکم، غالب است، اما در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست و در واقع تفاوت میان نظام‌های استبدادی با نظام‌های دموکراتیک، جمهوری، الیگارشیک و یا حتی نظام‌های سلطنتی همین یکه سالارانه بودن شخص حاکم با هر قالب و لعاب است. بنابراین گام اول، آگاهی بخشی نظری، مفهومی و مصداقی نسبت به مبانی نظام های استبدادی و برملا کردن تصمیم های بی قاعده شخص مستبد است. بر این اساس، مردم هر چه نسبت به حقوق خود آگاه‌تر شوند و اهمیت حضور خود در تصمیم‌گیری‌ها، تصمیم‌سازی‌ها و مشارکت در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و در لایه های اجرایی، تصمیم‌گیری و نظارت را بیشتر و بهتر درک کنند، به طور قطع دامنه و دایره مانور استبداد و نظام‌های استبدادی تقلیل پیدا می‌کند. در واقع آن اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد یک تصویر روشنی از مقابله با استبداد بود.

این استاد جامعه شناسی ادامه داد: اگر بخواهیم یک وجه متجسد و متجسم از مقابله با استبداد را نشان دهیم، می‌توانیم انقلاب اسلامی را به تصویر بکشیم و اینکه چه طور این انقلاب اتفاق افتاد و مردم چه خواسته‌ای داشتند و چگونه به نیازهای واقعی خود رسیدند و اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر، مقاومت‌ نیروهای مبارز و کسانی که به گونه‌ای زندانی و شکنجه شدند، و حرکت های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی ‌بودیم. بنابراین اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد تصویری بسیار روشن از نحوه مقابله با استبداد است.

اشتباه است که آزادی را در قالب استقلال صرف تفسیر کنیم

او در مقاله ای که در چهارمین نشست اندیشه های راهبردی بیان کرده بود، آزادی را مرتبط با سوژۀ اندیشنده و در مغایرت با جبرگرایی و تاریخیگرایی تفسیر کرده بود، در گفت وگو با شفقنا نیز به تفاوت میان استقلال و آزادی اشاره و تصریح کرد: یکی از شعارهای اساسی مردم در انقلاب اسلامی در کنار شعارهای دیگر، آزادی بود و این آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. یک وجه آزادی می‌تواند در قالب استقلال تعریف شود، اما اشتباه است که آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تفسیر کنیم. کما اینکه شعار ما «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید می‌شد و چه کسی است که حسب بازی تفاوت ها وقتی واژه استبداد را می‌شنود بلافاصله ذهنش به سمت آزادی سوق پیدا نکند. بنابراین باید دقت کنیم که وقتی بحث استبداد مطرح می‌شود، بلافاصله در برابر آن، پای مفهومی به نام آزادی به میان می‌آید و این آزادی می‌تواند جلوه‌های مختلفی در سطح کلان، میانه و خرد داشته باشد و باید دقت کرد که این سطوح ممکن است با هم ارتباط داشته باشند اما قابل تقلیل به یکدیگر نیستند.

آگاهی جامعه مانع از ظهور استبداد می شود

افروغ درباره راه های مقابله با استبداد در یک جامعه اسلامی معتقد است: راه ابتدایی مقابله با استبداد، زیر سوال بردن نظری و مفهومی نظام‌های استبدادی است و گام دوم این است که انسان از نفسانیات و تمنیات میل گرایانه درونی خود رها و آزاد شود و به یک آزادی معنوی برسد و عمل آزاد قاعده مند و منضبط را تمنا کند. در واقع عمل آزاد برای انسان آزاد است و هر چه انتخاب انسان اخلاقی تر و دینی تر ‌ باشد، تمنای برد عمل بیشتری دارد، اما اگر انسان اسیر امیال، هوا و هوس و نفسانیات خود شود به راحتی می‌توان او را تهدید و تطمیع کرد و یا تحت تاثیر فرآیندهای معطوف به زور و تهدید به سکوت کشاند، یا تصمیمی از سر مصلحت ناروا را به او تحمیل کرد و یا او را فریب داد. اما اگر انسان آگاه و خودآگاه باشد و با انتخاب اخلاقی و دینی، من واقعی خود را بشناسد، مسلماً چنین انسانی را به راحتی نمی‌توان تهدید کرد و در چنین شرایطی استبداد هیچ گاه زمینه ظهور و بروز نخواهد داشت. البته این معنا هیچ مجوزی برای استفاده از اهرم های زوز و تهدید و اغوا برای هدایت مردم به سوی آرمانهای متعالی برای صاحبان قدرت صادر نمی کند.

تصمیم گیری های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی در مورد نقش نهادهای ناظر مدنی در جلوگیری از استبداد گفت: اما در کنار این بعد انسان شناسی، نباید برای جلوگیری و تحکیم استبداد از نقش نهادهای ناظر مدنی که به عنوان نهادهای واسط مطرح می‌شوند، غافل شویم. همیشه و در هر مقطع و شرایط و نظامی عده‌ای باید از تصمیم‌گیران پرسش کنند و شخص تصمیم‌گیر و حاکم را مجبور به پاسخ کنند، چرا که باید این اطمینان به مردم داده شود که تصمیماتی که گرفته می‌شود از روی قاعده و ضابطه است و به هیچ وجه شبهه شخصی ندارد؛ چون وقتی شبهه شخصی پیدا کرد و در پس آن قاعده و ضابطه‌ای نبود این عین دیکتاتوری است. مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن وتعریف شده باشد. مردم ایران یک نظام مردم سالاری دینی را دنبال و تأسیس کردند و معتقدند قواعد و ضوابط ما باید الهی، دینی و اسلامی باشد و با مقبولیت و حضور مردم هم همراه شده باشد.

شخصی که خودساخته نباشد به دیکتاتور مبدل می شود

افروغ در پاسخ به سوالی درباره وقایع تاریخی خاورمیانه و تغییر موضع افرادی که روزی انقلابی شناخته می شدند مثل قذافی به اشخاصی مستبد و دیکتاتور اظهار کرد: هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود. فرد حاکم باید از تقوای درون وایمان معنوی برخوردار باشد و همچنین مشمول نظارت قرار گیرد. در واقع در نظام مردم سالاری دینی فرمان رهبر و نظارت مردم هر دو شرعیت دارند. نظارت مردم هم از باب حقانیت است و هم از باب مقبولیت.

عده ای بر تصمیمات سیاستمداران نظارت کنند

این استاد دانشگاه به ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از ظهور استبداد مجدد در یک جامعه رها شده از استبداد پرداخت و گفت: مردم جامعه باید حقوق خود را بشناسند و در واقع نگاه صرف تکلیف‌گرا به خود نداشته باشند و بدانند که در یک نظام سیاسی حقی هم دارند، ساز و کارهای نظارتی را تعبیه کنند، نهادهای مدنی تشکیل دهند و نهادهای مدنی تاریخی خود را برای نظارت بر سیاستمداران تقویت کنند.

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی پیشنهاد کرد: با توجه به شرایط تاریخی و واقعیت‌های روز یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و انحراف صاحبان قدرت بگذاریم

او در این زمینه به مردم توصیه کرد: مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آنها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند، مگر آنکه خلافش ثابت شود؛ این تصور صرفاً به عنوان یک مکانیزم روحی – روانی است و در واقع بدین معنا نیست که صاحبان قدرت الزاماً بد یا منحرف هستند، بلکه این تفکر نسبت به صاحبان قدرت باید به لحاظ فرهنگی و روانی در مردم نهادینه شود و با توجه به وجه ساختاری قدرت در ایران و رابطه قدرت – ثروت و تسری آن به رابطه قدرت- منزلت به دلیل وجه اسلامی و ایدئولوژیک نظام، مردم باید هوشیار باشند چرا که هر لحظه ممکن است اتفاقات ناگواری رخ دهد. لذا اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است. همه مردم باید به آگاهی لازم برسند و خود نیز در ایجاد و گسترش این آگاهی نقش داشته باشند و به منظور انتقاد از صاحبان قدرت باید به شرایط روحی و روانی مورد نیاز نزدیک شویم. ما باید موکل و صاحبان قدرت، وکیل باشند؛ از این رو مراقب باشیم داستان برعکس نشود که او موکل و ما وکیل باشیم و در واقع صاحبان قدرت از طرف ما وکالت دارند. وکالتی بر پایه فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی و مبانی و مولفه های آن.

اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد

افروغ ادامه داد: جامعه نباید اینگونه باشد که اگر یکی از آحاد جامعه به این نتیجه رسید که گوشه ای از جامعه فاسد است، برای اثبات حرف خود به در و دیوار بزند و تلاش های بسیار کند و در نهایت هم با وجود مدارک متقن به هیچ نتیجه ای نرسد و تازه بدهکار هم باشد، بلکه بر صاحب قدرت است که سلامت خود را ثابت کند. نشود که عده ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند. به هرحال ما در این قضیه نیاز به فرهنگ سازی داریم چرا که در جامعه ما اعتماد بیش از حد و وجه احساسی و عاطفی پررنگی از سوی مردم نسبت به صاحبان قدرت وجود دارد و وجود این مساله ما را به مقصد نمی‌رساند و با مشکل رو به رو می کند.

در سیاست اصل را بر عدم برائت بگذاریم

او برای حل این مشکل راه حل هایی را عنوان کرد و افزود: در کنار راه حل‌هایی که به لحاظ ساختاری در کتاب رابطه اخلاق و سیاست به دست داده ایم یک راه حل فرهنگی، روحی و روانی هم پیشنهاد می کنیم و آن این است که در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت. چنین گروه هایی به یک حکومت سالم و دین با فضیلتی به نام اسلام ضربه های بسیاری می زنند؛ از این رو ما باید انتقادپذیری بین خود را ترویج کنیم که یکی از راه های انتقادپذیر شدن، توسعه روحیه پرسشگری افراد و پاسخگویی صاحبان قدرت است.

فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود

این استاد دانشگاه، نهادینه شدن این فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی را ضروری دانست و افزود: فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود و باید توجه داشت این بدین معنا نیست که آنان الزاماً بد هستند، بلکه فقط به لحاظ یک مکانیزم روحی و روانی جهت گسترش امر نظارت است.

مسوولان سعه صدر داشته باشند

او درباره ماحصل سرکوب مردم و صدمه به انقلاب گفت: ما در نظامی به سر می‌بریم که مبنایی دارد و در آن حقوق و تکالیف متقابل تعریف شده است؛ از این رو اگر مردم را به حقشان در کنار تکلیفشان فرا می‌خوانیم مسوولان را هم به سعه صدر دعوت می‌کنیم. مسوولان باید به عبارت امام علی(ع) توجه داشته باشند که آلت و ابزار سیاست، سعه صدر است. مسوولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد

توقع مردم از یک نظام اسلامی اقناع و نفوذ صاحبان قدرت است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، توقع مردم از صاحبان قدرت نظام اسلامی را نفوذ در قلب ها دانست و تصریح کرد: اگر از بین گونه‌های مختلف قدرت گونه های زور، اجبار، اغوا، نفوذ و اقناع را در نظر بگیریم، توقع ما در یک نظام اسلامی این است که صاحبان قدرت بیشتر به اقناع و نفوذ تمایل داشته باشند و در حقیقت نفوذ در قلب‌ها را اساس کار خود قرار دهند؛ از این رو محبت، صداقت و پرهیز از دروغ، نیرنگ و ریا که حضرت امام خمینی (ره) از آن به عنوان سیاست‌های شیطانی یاد می‌کردند، راهکار نفوذ در قلب‌هاست.

او به وظیفه مردم در این زمینه اشاره کرد و افزود: اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند و از مفهومی به نام اعتبار قدرت غافل نشوند و آن‌هایی که منبع اعتبار قدرت هستند بدانند که چه مسوولیت سنگینی در جامعه بر دوش آنهاست.

افروغ به فعال بودن صاحبان اعتبار قدرت تأکید و بیان کرد: ما معمولاً کسانی را که صاحب اعتبار و منزلت در جامعه هستند را کانون‌ها و مراجع اصلی اعتبار قدرت در جامعه می‌دانیم. حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد و از سوی دیگر اگر آنان واکنش نشان ندهند، مسلم است که بر گستاخی صاحب قدرتی که می‌خواهد از حقوق مردم و تکالیف خود تجاوز کند، افزوده خواهد شد. بنابراین آنها باید وظیفه تاریخی خود را درک کنند، زبان بی زبان‌ها باشند، در مقابل ظلم و تعدی بایستند و از ایجاد فاصله از آرمان‌ها جلوگیری کنند و بدانند اگر این گونه نباشند و ایستادگی نکنند، به طور قطع فرآیند پیچیدۀ سرکوب رخ خواهد داد. این سرکوب شاید غیر آشکار باشد، از این رو باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

گفت وگو از سمانه معارف – شفقنا

انتهای پیام

No responses yet

Jan 16 2013

ماجرای خواب عسگراولادی و حمایت مجدد وی از موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: حبیب‌الله عسگر اولادی در تازه‌ترین سخنان خود بار دیگر بر مواضع اخیرش در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاکید کرد و با اعلام اینکه «آقای موسوی و کروبی را برادر خود می‌دانم» گفته است که این افراد «مجرم» نیستند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که چند روز پیش حبیب‌الله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو هیات موتلفه در سخنانی گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی «راس فتنه» نبوده‌اند و آنها «یاران انقلاب» بوده‌اند.

این سخنان واکنش‌ها و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت تا در نهایت «انتخاب» نوشت که عسگر اولادی در این زمینه خواب خمینی را دیده است و خمینی به او گفته از شرایطی که برای کروبی پیش آمده ناراحت است.

انتخاب افزوده بود که عسگر اولادی این خواب را با خامنه‌ای در میان می‌گذارد و در نهایت خامنه‌ای هم به این عضو هیات موتلفه اجازه می‌دهد هر طور دوست دارد موضع بگیرد.

با افزایش انتقادها، حبیب‌الله عسگراولادی بار دیگر به میدان آمد و این بار با «برادر» خواندن میرحسین و کروبی؛ و اینکه این افراد مجرم نیستند گفت: «برخی خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده‌اند که در موردشان بی‌ربط می‌گویند.»

وی همچنین ماجرای خواب دیدن خود را هم تکذیب کرد؛ اما باز هم به حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخت.

در واکنش به این سخنان هم امروز سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت انتشار سلسله گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی اعضای حزب موتلفه اسلامی با بریتانیا را آغاز کرد که در نخستین بخش این گزارش به برخی روابط سیاسی و تجاری اسدالله عسگراولادی با سفارت بریتانیا و برخی فعالیت‌های وی در لندن اشاره شده است.

در همین حال امروز مرتضی نبوی٬ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در موضع‌گیری همسو با آقای عسگراولادی گفت: ‌«برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.»

No responses yet

Jan 16 2013

احمدی نژاد در مجلس: شرمنده؛ وقت ندارم حرفهایتان را گوش بدهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: احمدی نژاد در حالی به مجلس رفت که پیش از این پیش بینی می شد وی اظهارات تندی بر زبان آورد، اما سخنرانی وی ملایم تر از پیش بینی ها بود؛ هرچند طعنه ها و کنایاتی به مجلس و قوه قضاییه داشت.وی در گل واژه امروز خود گفت: خدایی که زمین حاصلخیز را آفریده حتما آب آن را هم تامین کرده است.

محمود احمدی نژاد بعد از حدود یک ساعت و نیم سخنرانی در مجلس، بدون گوش دادن به نظرات نمایندگان مجلس را ترک کرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، احمدی نژاد در حالی به مجلس رفت که پیش از این پیش بینی می شد وی اظهارات تندی بر زبان آورد، اما سخنرانی وی ملایم تر از پیش بینی ها بود؛ هرچند طعنه ها و کنایاتی به مجلس و قوه قضاییه داشت.

احمدی نژاد در سخنانش به نظر رهبر انقلاب درباره هدفمندی یارانه ها اشاره کرد و گفت که براساس این نظر، مشکل زیادی بین مجلس و دولت وجود ندارد.

وی با اشاره به مشترک بودن 95 درصد نظر دولت و مجلس، از احضار مسئولان اقتصادی دولت، به ویژه وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی توسط نهادهای نظارتی گلایه کرد و افزود: وقتی مدیران من دوسوم وقت خود را ولو به دلایل درست احضار می شوند تا درباره التهابات اقتصادی پاسخ بدهند، پس کی به کار کشور برسند؟

وی درباره اصل 138 قانون اساسی نیز که به بررسی مصوبات دولت توسط مجلس اشاره می کند پرداخته و گفت: بنابر نظر شورای نگهبان، رییس جمهور نمی تواند تصمیمی که برخلاف منافع کشور و قسم وی است، امضا کند.

احمدی نژاد با تکرار مداوم این نکته که مردمی که قالی می بافند، نباید روی حصیر بنشینند، بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور تاکید می کرد، اما راه حلهایی که ارائه داد، بر تامین علوفه از داخل کشور و همچنین دادن زمین به مردم تاکید کرد.

وی در گل واژه امروز خود گفت: خدایی که زمین حاصلخیز را آفریده حتما آب آن را هم تامین کرده است.

احمدی نژاد در پایان سخنرانی خود با وجود اینکه هیات رییسه مجلس قبلا از وی خواسته بود به اندازه وقت سخنرانی خود برای شنیدن نمایندگان مجلس وقت اختصاص دهد، با عنوان کردن اینکه وقت ندارد و برنامه اش از قبل تنظیم شده است، بلافاصله به همراه اعضای دولت مجلس را ترک کرد.

نکته جالب، گلایه احمدی نژاد از کمبود وقت مدیران اقتصادی دولت برای انجام دادن کارها به دلیل جلسه در نهادهای نظارتی بود، در حالیکه وی تیم اقتصادی دولت را بدون دلیل با خود به مجلس آورده بود و چند ساعت وقت آنان گرفته شد.

همچنین با وجود حضور لاریجانی در کرسی ریاست مجلس، احمدی نژاد خطاب های خود را با ابوترابی، نایب رئیس مجلس مطرح می کرد که باعث شد این تصور برای افرادی که از رادیو نطق را گوش می دادند، ایجاد شود که لاریجانی هنگام سخنرانی رییس دولت در مجلس حضور نداشته است.

لاریجانی پس از رفتن احمدی نژاد در پاسخ به سخنان وی گفت: خوب بود احمدی نژاد وقت می گذاشت و نظر نمایندگان را می شنید.

وی درباره ادعاهای احمدی نژاد درباره قانون اساسی گفت: تطبیق مصوبات دولت با قانون اساسی با رییس مجلس است و رییس مجلس هیات تطبیق تشکیل داده است، اما دولت نپذیرفت و رهبری موضوع را به هیات حل اختلاف ارجاع دادند و هیات حل اختلاف نیز از شورای نگهبان تفسیر رسمی خواست و این تفسیر را به دولت و مجلس ابلاغ کرد و رهبری نیز به دولت صراحتا در مورد اجرای نظر مجلس دستور دادند. دیگر چه مشکلی دارد؟ در مورد استخدامها نیز همین رویه است و اگر قانون در کشور اجرا شود، آن وقت می توان گفت عدالت رخ داده است و بدون قانون عدالتی در کار نیست.

سپس نمایندگان به ارائه نظرات خود پرداختند.

متن کامل سخنان احمدی نژاد:

احمدی نژاد:تو رو به جدت، گفتم یا نگفتم؟
سخنان احمدی نژاد در مجلس در نیمه نخست به تعارفات سیاسی نسبت به مجلس وشعارها ونظریه پردازی گذشت.

محمود احمدی نژاد سخنرانی خود در مجلس شورای اسلامی را آغاز کرد.

به گزارش خبرنگار بازتاب، سخنان احمدی نژاد در مجلس در نیمه نخست به تعارفات سیاسی نسبت به مجلس و شعارها و نظریه پردازی گذشت.

وی در ابتدا ضمن تبریک فرا رسیدن ماه ربیع خطاب به نمایندگان گفت که برای شکل‌گیری ذهنیت مشترکی به مجس آمده‌ام. همه ما در یک سنگر قرار داریم و دولت و مجلس با یک تعهد مشترک در عرصه مدیریت کشور یعنی خدمت به ملت، صیانت از ارزش‌های الهی، آبادانی و رفع محرومیت‌ها، حضور دارند.

** آمده‌ام که ذهنیت مشترکی بیش از گذشته شکل بگیرد

رئیس جمهور اضافه کرد: آمده‌ام تلاش کنم که ذهنیت مشترکی بیش از گذشته شکل بگیرد؛ مطلب اولم در رابطه با دولت و مجلس است. همه ما یکی هستیم و در یک سنگر قرار داریم. ما مأموریت مشترکی داریم ولی فقط تقسیم کار شده است.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: امروز مجلس و دولت می‌خواهند خدمت و اصلاح کنیم. مبنای کار ما دوستی و همراهی برای خدمت به مردم، رفع مشکلات مردم و تعالی کشور است. این دولت بیشترین احترام را به نمایندگان قائل بوده است. برای اولین بار در سفرهای استانی از نمایندگان محترم برای تشریک مساعی برای حضور در جلسات هیئت دولت دعوت شد.

وی خاطرنشان کرد: هیچکس نمی‌تواند بگوید رئیس جمهور خواسته یک نماینده را در پیگیری مسائل منطقه‌ای و ملی به دلیل مواضع او رسیدگی نکرده است؛ البته متاسفانه عده‌ای به طور مستمر اخبار خلاف منتشر می‌کنند و با ایراد اتهامات بی‌اساس می‌خواهند فضای برادری مجلس و دولت را مخدوش کنند.عده ای از تخریب رابطه مجلس و دولت سود سیاسی و احتمالا اقتصادی می برند.

رئیس‌جمهور اضافه کرد: امروز دو موضوع اساسی و مهم دربرابر ما قرار دارد؛ موضوع اول و مستمر روند رشد کشور است. ما یک انقلاب و ملت بزرگ هستیم و باید پیشرفت و حرکت کنیم و موضوع دوم تحریم دشمنان است.

احمدی نژاد ادامه داد: در دوره انقلاب کارهای فراوان و افتخار آمیزی انجام شده است؛ بخصوص در سال‌های اخیر با همراهی و همدلی مجلس و دولت کارهای بسیار ارزشمند و ماندگاری انجام شده است.

وی خاطرنشان کرد: قبلا در تابستان قطعی برق داشتیم اما در این 5-6 سال تقریبا معادل کل دوران قبل ظرفیت تولید برق، علی‌رغم افزایش مصرف سرانه و تعداد خانه‌ها و کارخانه‌ها ایجاد شد.

** سالانه یک میلیارد دلار از صادرات برق درآمد داریم

رئیس‌جمهور ادامه داد: امروز سالانه یک میلیارد دلار از صادرات برق درآمد داریم؛ در تولید فولاد ظرفیت دو برابر شده و درصادرات غیرنفتی از 7 به 43 میلیارد دلار رسیده‌ایم.

احمدی‌نژاد تصریح کرد: طرح‌های عظیم مسکن مهر، مسکن روستایی، مردمی کردن اقتصاد، طرح عظیم هدفمندی یارانه ها، سهام عدالت و … جزو افتخارات ماست. همه اینها کارهای خوب و افتخار آمیزی است، اما همه می‌دانیم که ظرفیت کشور بسیار بیشتر است؛ موانع ساختاری در اقتصاد ایران وجود دارد که مشکل آفرین است.

وی ادامه داد: ملتی که می‌خواهد مستقل و سرافراز و الهام بخش زندگی کند، دشمن دارد و دشمن نمی‌خواهد ما پیشرفته باشیم؛ این باور همگانی است. بهانه دشمن برای دشمنی موضوع هسته‌ای و حقوق بشر است. در موضوع هسته‌ای ابهامی باقی نمانده و همه را توضیح دادیم.

** مشکل دشمن حقوق بشر نیست، پیشرفت و اقتدار ماست

رئیس‌جمهور با طرح این سوال که وضع غرب و دنیا در حقوق بشر چگونه است، خاطرنشان کرد: چه کسی می‌تواند ادعا کند حقوق ملت خود را کامل ادا کرده است؛ مشکل آنها حقوق بشر نیست، پیشرفت و اقتدار ماست. البته ما هم نباید به دست آنها بهانه بدهیم. دشمنان بدانند که ملت ایران دست آنها را به طور کامل خوانده است.

احمدی‌نژاد افزود: دشمن مدعی است که سنگین‌ترین تحریم‌ها را اعمال کرده است؛ فروش نفت، بانک مرکزی و مبادلات پولی و . . .؛ حتما تحریم‌ها مشکلاتی را بوجود می‌آورد. می‌خواهند از مردم انتقام بگیرند و همه می‌دانند که آنها گام به گام همه توانشان را به کار می‌گیرند برای فشار به ملت ایران و در دنیا هم هیچ مقاومتی تقریبا در مقابل آنها وجود ندارد. تحریم‌‌ها به طور طبیعی باعث یک سلسله مشکلات می‌شود.

وی اضافه کرد: فشار به قشر وسیعی از مردم که جزو اهداف اصلی دشمن است ولی تسلیم در برابر دشمن از ساحت دولت و مجلس و مردم و نظام جمهوری اسلامی به دور است؛ تسلیم در برابر دشمن از ساحت دولت و مجلس و مردم و نظام جمهوری اسلامی به دور است.

رئیس‌جمهور، جهت‌گیری اول یعنی دور زدن تحریم‌ها و … را هم در میان‌مدت و دراز‌مدت به ضرر کشور دانست و گفت: کسی که حمله می‌کند برنده است، لذا باید تحول ساختاری کرد.

** اقتصاد کشور 4 ضعف عمده دارد

وی با بیان اینکه 4 ضعف عمده داریم، ضعف اول را در اقتصاد عنوان کرد و اظهار داشت: جریان ثروت و سرمایه، اعم از نیروی انسانی کارمند، در جهات خاصی شکل گرفته است؛ به لحاظ جغرافیایی از مناطق دورتر و محروم‌تر و برخوردارتر و مرکزی‌تر، این جریان دائما ادامه دارد.

رئیس جمهور با تأکید بر اینکه نمی‌شود اقتصاد کشور دست 3-4 هزار نفر باشد و بقیه مردم پیرو آنها باشند، گفت: عامل این، ضعف سیستم بانکی است؛ البته منظور از سیستم بانکی مدیران و مسئولان آن نیستند. سیستم به گونه‌ای است که ثروت را از نقاط دور منتقل می‌کند به برخوردها و نقاط مرکزی؛ ضعف سوم اقتصاد ما، اتکای بودجه هزینه‌ای دولت به ارز نفتی است.

احمدی نژاد ادامه داد: به‌طور متوسط همواره بودجه‌های هزینه‌ای دولت وابستگی‌اش به درآمد نفت اضافه شده و این خود از عوامل اصلی تورم مستمر و است.

** 4 راه‌حل احمدی‌نژاد برای حل مشکلات

وی راه حل این مشکلات را در چهار محور و راه حل دانست و اظهار داشت: راه‌حل اول این است که ما جریان ثروت و سرمایه را مسیرش را تغییر بدهیم؛ تا این مسیر تغییر نکند، مشکلات سر جایش است؛ تمرکز ثروت و سرمایه در یک شهر مضر است؛ 25 درصد تولید ناخالص ملی در تهران می چرخد و فرصت برای مناطق محروم کم است. باید سفته بازی را از اقتصاد کشور خارج و از فعالیت‌های پایدار حمایت و تقاضاهای کاذب را به صفر برسانیم.

رئیس جمهور ادامه داد: دومین راهکار بنده، مردمی‌کردن اقتصاد است؛ باید طرح‌هایی را اجرا کنیم که همه مردم در تمام سرزمین فرصت سازنده اقتصادی پیدار کرده و فعال شوند.

احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: راه‌حل اصلی و سوم، استفاده حداکثری از منابع ملی و سرزمینی و بومی است؛ این مسئله رشد را پایدار و آسیب‌پذیری را به حداقل می‌رساند.

وی، راهکار چهارم خود رت قطع رابطه بودجه هزینه‌ای دولت با ارز نفتی عنوان کرد و گفت که این کار حتما سخت است اما باید انجام شود.

** پیشنهاد اول

“پیشنهاد اول بنده این است که از زمین که بالاترین ثروت خدادادی ملت ایران است، استفاده کنیم. وسعت ایران به لطف خدا 187.3 میلیون هکتار است؛ از این میزان، 25 میلیون هکتار دشت مرکزی و کویر مرکزی است که نوعا معدن است؛ حدود 103 میلیون هکتار جنگل و مرتع است و از این 103 میلیون هکتار 14 میلیونش جنگل است. 2 میلیون در شمال کشور و 12 میلیون در دامنه زاگرس است.”

رئیس‌جمهور در ادامه سخنانش تصریح کرد: حدود 45 میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم ولی فقط 14 میلیون کشت می‌شود. ممکن است برخی بگویند آب نیست، آب کم داریم اما داریم؛ مگر می‌شود که خداوند زمین حاصل‌خیزی خلق کند اما آب مورد نیاز را خلق نکند. ثروت‌هایی که در بازار سکه و ارز می چرخد چرا نباید به سمت تامین منابع آبی کشور برود.

** پیشنهاد دوم

احمدی‌نژاد ادامه داد: راهکار دوم استفاده از معادن است؛ بررسی کردیم و دیدیم معادن کشور و وسعت زمینی که برای صرفه اقتصادی هر معدن، گروه معدن‌کار کافی وجود دارد؛ معادن کشور قابل تقسیم به 250 هزار بلوک معدنی است. الان کمتر از 15 هزار بلوک استفاده می‌شود.

** پیشنهاد سوم

وی راهکار سوم را هدفمندی یارانه‌ها اعلام کرد و گفت که هدفمندی یارانه‌ها استفاده از منابع ملی است.

“در گام اول هدفمندی، ضریب جینی از 40 به 37 درصد رسید؛ نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند به فقیر در شهری از 12.45 برابر به 10.17 رسید؛ در روستایی از 12.63 به 9.35 برابر رسید؛ هیچکدام از طرح ها در 50-60 سال اخیر نتوانسته شاخص‌ها را اینقدر تغییر دهد.

رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه 17 و نیم میلیارد دلار در سال 90 نیاز ما به واردات فرآورده کم شده است، گفت: در همین دوره و در سال 90، نزدیک 11 میلیارد دلار به صادرات غیرنفتی کشور افزوده شد و 3 میلیارد دلار نیز واردات کشور کاهش پیدا کرد.

احمدی‌نژاد تأکید کرد: برخی می گویند هدفمندی قیمت ارز را بالا برد، این اشتباه است، هدفمندی حتی نقدینگی و برخی مسائل راهبردی را هم کاهش داد. دشمن بنزین را تحریم کرد، اما با هدفمندی طرح دشمن خنثی و نیاز ما به واردات به نزیک صفر رسید.

وی افزود: در تمام دنیا بیمه بیکاری تنبلی می‌اورد. چه کسی از پول بیشتر بدش می آید. طرح هدفمندی طرح بسیار موفقی بود و دنیا ملت ایران را تحسین کرد. این کار موجب افتخار نظام، دولت و مجلس شد اما همزمان دشمنان نگران شدند از این که ظرفیت عظیم دولت و ملت را دیدند.

** می‌توان مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها را اجرا کرد

رئیس جمهور ادامه داد: می‌توان مرحله دوم هدفمندی را اجرا کرد، دولت مطالعاتش کامل است؛ تبعات و آثار این اقدام را پیش‌بینی کرده‌ایم. اگر چنین ظرفیتی در اقتصاد کشور است باید همه بدانند و باید برای تشریح یک طرح، اعداد و ارقام آن اعلام شود.

احمدی نژاد اضافه کرد: من باور دارم که می‌توانیم حداقل معیشت را برای مردم تامین و فقر را ریشه کن کنیم.

وی خاطرنشان کرد: نه در فاز اول و نه در فاز دوم، هدف دولت از هدفمندی یارانه‌ها، انتخاباتی نیست؛ برخی دوستان همزمان می‌گویند طرح مضر بوده و شکست خورده و برخی می‌گویند برد انتخاباتی دارد. دولت حاضر است که خطرها را بپذیرد تا دولت‌های بعدی بتوانند کارهای مهمتری انجام دهند.

** پیشنهاد چهارم

رئیس‌جمهور همچنین اظهار داشت: اصلاح نظام و سیستم بانکی راهکار چهارم ماست؛ چندتا بانک وکیل همه ملت شده‌اند و ملت را کنار گذاشته‌ایم. ثروت ملت را در چند بانک بلوکه کرده‌ایم. امیدوارم در آینده برای تشریح طرح اصلاح نظام بانکی خدمت نمایندگان برسم.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه بیشترین ملاقات نمایندگان در دولت نهم و دهم اتفاق افتاده است، گفت: 90درصد مشکلاتی که شما بیان می‌کنید، مشکلات مردم است.

وی افزود: این دولت هر حرفی می‌زند تجربه نشان داده که می‌ایستد و اجرا می‌کند، دولت خودش را فدا می‌کند تا طرح‌ها اجرا شود. دولت هر طرحی که اعلام می‌کند اگر پشتیبانی و حمایت شود، تصمیم‌گیری و اجرا متمرکز باشد، دولت موفقیتش را تضمین می‌کند. ما خودمان را به ضمانت می‌گذاریم.

رئیس جمهور ادامه داد: بعضی در ملاقات‌ها توصیه می‌کنند، 6 ماه بیشتر به پایان دولت نمانده است، رها کن، نمی‌شود کاری کرد؛ سوال می‌کنم که روز اول و آخر دولت با هم چه تفاوتی می‌کند؟ مگر انگیزه‌ها تفاوت کرده است؟ هر روز مهم است و هر روز می توان کار مهم کرد.

” ما تعهد داده‌ایم که تا آخرین روز کار می‌کنیم، هر دولتی هم که مردم برگزینند همه باید پشتیبانی کنیم و برای همه عزیز است؛ دولت کار محرمانه‌ای ندارد، اول هر حرفی را به مردم می‌گوییم و بعد اجرا می‌کنیم. در موضوع بانکی تندترین عبارت و اتهامات به پاکترین اعضای دولت زدند البته ما فعلا جایی برای شکایت نداریم.”

احمدی‌نژاد تصریح کرد: هر طرحی که دولت می خواهد اجرا کند، کمک کنید شما، دولت تضمین می‌کند آن را.

وی خاطرنشان کرد: ما سندی داریم که تنظیم کننده روابط و مبنای مسئولیت‌ها و بخش‌های گوناگون حکومت است و آن قانون اساسی است؛ سه قوه مستقل داریم و بخشی از اختیارات ناظر بر قوای دیگر است و معنای این دخالت نیست. سازمان بازرسی کل کشور بر دستگاه‌های اجرایی نظارت می‌کند، دیوان محاسبات بر حساب‌های دستگاه‌هایی اجرایی نظارت می‌کند و این استقلال ما را محدود نمی‌کند.

** تغییرات پی در پی در برخی قوانین مشکل‌زاست

رئیس جمهور در ادامه سخنانش تأکید کرد: ما هیچگاه در قانونگذاری به معنای دخالت، دخالت نمی‌کنیم اما عزیزان اگر تصمیمات دولت، حتی انتصاب افراد به مسئولیت‌ها با طرح و مصوباتی متوقف شود، دولت چطور می‌تواند کار کند. اگر دائما در قانون هدفمندی و بودجه تغییراتی به وجود بیاید، واقعاً برنامه‌ریزی به مشکل می‌خورد.

احمدی‌نژاد افزود: معتقدیم قانون اساسی هندسه‌ای برای نظام حکومتی است؛ اگر این هندسه از تعادل خارج شود، کشور ضرر می‌کند. مثلاً دولت در قوای دیگر یا قوای دیگر در دولت دخالت کنند.

وی یادآور شد: مدیریت اجرایی کشور باید متمرکز باشد دولت بدنه کارشماسی کل کشور و وقوای دیگر است؛ اگر دولت دید که مثلا به حقوق مردم اجحاف می‌شود باید به قوه قضائیه مراجعه کند. دولت مانند سایر قوا متعلق به همه است.

رئیس‌جمهور تأکید کرد: بین خود و خدا، در این شرایط سخت قضاوت کنید؛ می‌شود وزرای اقتصادی و رئیس کل بانک مرکزی تقریباً بیش از دو سوم وقت هفته را در نهادهای نظارتی باشند و مدام فشار بیاورند.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: دولت و مجلس هیچ دعوایی با هم ندارند، راه تفاهم باز است. امروز آمدم اینجا حرف مشترک دولت و مجلس را فریاد بزنیم که ملت ایران در برابر دشمنان دست بسته نیست. ما باید با هم باشیم و کارهای بزرگ انجام دهیم.

وی خاطرنشان کرد: من چون برنامه تنظیم کردم، معذورم از اینکه بمانم و به صحبت‌های نمایندگان گوش کنم؛ هر وقت صلاح دانستید هماهنگ کنید می‌آیم حرف عزیزان را گوش می‌دهم؛ بهترین سخن، سخن برادران و خواهران مجلس است.

احمدی نژاد درباره شایعه فروش دلار 2500 تومانی برای تامین یارانه ها گفت: آقای ابوترابی تو رو به جدت، گفتم یا نگفتم که ما یارانه ها را فقط با توافق دولت ومجلس اجرا می کنیم

فعلا جایی برای شکایت از تخریب دولت نداریم

No responses yet

Jan 16 2013

مصاحبهٔ کامل شهرام همایون با هوشنگ بوذری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

No responses yet

Jan 14 2013

باهنر در گفتگو با مهر: احمدی‌نژاد اگر تاب شنیدن حرف نمایندگان را ندارد مجلس تسلیم می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

مهرنیوز: نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه نمایندگان شرطی برای حضور رئیس جمهور در مجلس نگذاشته اند، گفت: ما به ایشان اطلاع دادیم که نمایندگان هم قصد دارند در این جلسه صحبت کنند؛ خوب اگر احمدی نژاد بگوید من تاب تحمل شنیدن صحبت های نمایندگان را ندارم ما تسلیم می شویم.

محمدرضا باهنر درگفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به حضور رئیس جمهور در جلسه روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی و با تاکید براینکه ما از این موضوع استقبال می کنیم، اظهارداشت: رئیس جمهور توسط معاون پارلمانی خود نامه ای به مجلس شورای اسلامی نوشتند و درخواست کردند که وقتی داده شود تا در مجلس حضور یابند ، ما نیز مطابق قانون اساسی و آئین نامه داخلی مجلس این درخواست را پذیرفتیم.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه حضور رئیس جمهور به منظور گفت و شنود است، ادامه داد: ما نیز از رئیس جمهور درخواست کردیم که بعد از سخنرانی خود به صحبت ها و یا سوالهای نمایندگان گوش دهد؛ تا جلسه مفید تری باشد.

وی با تاکید براینکه نمایندگان شرطی برای حضور رئیس جمهور در مجلس نگذاشته اند، گفت: ما شرطی برای حضور رئیس جمهور نداریم ؛ اما به ایشان اطلاع دادیم که نمایندگان هم قصد دارند در این جلسه صحبت کنند؛ خوب اگر احمدی نژاد بگوید من تاب تحمل شنیدن صحبت های نمایندگان را ندارم ما تسلیم می شویم.

باهنر، همچنین در پاسخ به این سوال که سخنرانی رئیس جمهور پیرامون چه موضوعاتی است، خاطرنشان کرد: آنچه که تا کنون گفته شده است عمدتا پیرامون مسائل اقتصادی است ؛ اما در هر صورت ما نسبت به حضور رئیس جمهور در مجلس نظر مثبت داریم.

No responses yet

Jan 14 2013

وحشت نه ساله خامنه ای از گردن کلفت ها، مجتبی واحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

گویانیوز: مجتبی واحدی:
خامنه ای در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند

شیخ احمد جنتی پس از ماهها غیبت باردیگر در تریبون نماز جمعه تهران حضور پیدا کرد و البته این حضور بیش از حد معمول، خبر ساز شد. وی که تنها سه روز بعد از سخنرانی هشدار آمیز رهبر، خطبه های نمازجمعه را ایراد می کرد به موضوع « انتخابات آزاد » نیز اشاره کرد و در این خصوص اظهار داشت :« شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند و یکی از آنها که از همه گردن کلفت تر است مدت ها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر او این خط را دنبال کردند ». البته احمد جنتی از انگیزه کافی برای ناسزاگویی به متقاضیان «انتخابات آزاد»‌ بر خوردار است زیرا او در دودهه گذشته همواره متهم ردیف اول در قلع و قمع های انتخاباتی بوده است اما آنچه بیش از انگیزه های شخصی، احمد جنتی را به درشت گویی اخیر وادار کرده، یک خصلت شخصی رهبر است. خامنه ای علاقه دارد هر نوع ابراز موافقت یا مخالف خوانی با امور سیاسی، اقتصادی و مذهبی در هماهنگی با اظهارات واراده او باشد. این نکته را همه اطرافیان رهبر به خوبی درک کرده اند. لذا جنتی پس از مدت ها غیبت، به عرصه بازگشته تا در مورد آزادیخواهان انتخاباتی سخنی بگوید که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ توسط رهبر بیان شده بود. در آن زمان، قرار بود انتخابات مجلس هفتم بر گزارشود تا به گفته جنتی « وقتی انسان رادیوی مجلس را باز می کند دیگر از سخنان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم دچار “تن لرزه” نشود». برای تحقق این خواسته جنتی و همفکرانش، بیش از دو هزار نفر از داوطلبان نمایندگی رد صلاحیت شدند و به تعبیر رؤسای وقت قوای اجرائیه و مقننه، تکلیف ۱۹۰ کرسی از دویست وهفتاد کرسی پیشاپیش توسط شورای نگهبان معین گردید. در آن زمان، اکثریت نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به رویه شورای نگهبان دست به تحصن زدند و خواستار رسیدگی به موضوع شدند. خاتمی و کروبی که یکی ریاست دولت و دیگری ریاست مجلس را به عهده داشت مذاکراتی را با رهبر آغاز نمودند. رهبر هم ظاهراً دستوری خطاب به شورای نگهبان صادر نمود اما چون جدیتی در آن دستور وجود نداشت شورای نگهبان راه خود را ادامه داد. آخرین درخواست رؤسای دو قوه از رهبر، تعویق در برگزاری انتخابات بود اما رهبر که برای راحت شدن از پدیده ای به نام مجلس آزاد، شخصاً جریان رد صلاحیت ها را هدایت می کرد در برابر رؤسای قوا ایستاد. بهانه او در آن زمان این بود که « کسانی هستند که زیاده خواهند و همانطور که عرض کردیم با گردن کلفتی می خواهند کار خود را پیش ببرند» [‪پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۲ ‬]. کسانی که رهبر از آنها به عنوان « گردن کلفت های زیاده خواه » نام می برد نمایندگان سرشناس مجلس ششم ودر رأس آنها پیر شجاع بهزاد نبوی بودند که آمادگی خود برای کناره گیری از کاندیداتوری را اعلام کرده بودند به شرط آنکه سایر کاندیداهایی که به ناحق رد صلاحیت شده اند به صحنه انتخابات باز گردانده شوند.

اظهارات اخیر رهبر و هشدار او به کسانی که از انتخابات آزاد سخن می گویند نشان می دهد در واقع آنچه که همواره آقای خامنه ای را رنج داده، خواسته مشروع آزادیخواهان برای بر گزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد بوده و هست؛ همان چیزی که او به خیال خویش از سال ۱۳۸۲ پرونده آن را بسته اما بسیاری از اصلاح طلبان، از هوش کافی برای تشخیص نقشه او بر خوردار نبوده اند.

سخن دیروز شیخ احمد جنتی در واقع بازتاب دهنده وحشت نُه ساله رهبر از آزادیخواهانی است که علیرغم مداراهای های گذشته با نظام، از اواخر سال ۱۳۸۲ و هم زمان با اراده رهبر برای محدود سازی هر چه بیشتر حق انتخاب مردم، تصمیم گرفتند بر انتخابات آزاد تأکید کنند. اما رهبر حق داشت و حق دارد که ازعبارت «انتخابات آزاد» وحشت داشته باشد زیرا حتی سخن گفتن از آن را به معنای مرگ سیاسی خویش می پندارد. از سوی دیگر او به چیزی جز تمکین از کارگزاران حکومتی و فعالان سیاسی نمی اندیشد لذا تحمل شنیدن سخنی در خصوص انتخابات آزاد راندارد که او را به وحشت می اندازد. او برای رفع این وحشت، در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند تا بر وحشت رهبر درمانده بیفزایند.

به هرحال به نظر می رسد تعداد کسانی که برای رسیدن به هدف آزادیخواهانه یا برای خون کردن دل رهبر، از انتخابات آزاد سخن می گویند روز به روز افزوده خواهد شد و اگر عمر سیاسی برای خامنه ای باقی باشد بر وحشت او از این گردن کلفتی ها نیز اضافه می شود و ‌« نُه ساله » باقی نخواهد ماند.

No responses yet

Jan 13 2013

جمهوری اسلامی که خاتمی «پاک» می داند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط اکبر گنجی
سيد محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، در ۱۶/۱۰/۹۱ گفته است:
“ما از اول هم گفتيم دلبسته ی به اصل انقلاب و نظاميم و نمی خواهيم اين نظام از بين برود. اگر هم ناراحت و نگران هستيم، برای اين که رفتارهايی که به نام نظام می شود، به نظام لطمه می زند. خيلی فرق می کند که کسی بگويد شما رفتارتان بد است، پس نظام بد است. ما می گوييم رفتارها بد است و اين امر دارد به نظام لطمه می زند، اين دو حرف است. اين دو اصل است. آن کسی که برانداز است، می گويد اصل کار خراب است. ولی خيرخواهان می گويند جمهوری اسلامی با بعض سياست ها و رفتارها ناسازگار است، ما به ارزش های نظام و جمهوری اسلامی اعتقاد داريم بعلاوه ی اين که واقع نگريم”.

آقای خاتمی در اين گفتار، چند مدعا مطرح ساخته است:

الف- تفکيک ميان “رفتارهای بد” و “ارزش های نظام و جمهوری اسلامی”.

ب- اولی نامقبول و دومی پاک و درست و مقبول است.

پ- از بدی رفتارهای زمامداران جمهوری اسلامی، نمی توان بدی جمهوری اسلامی را استنتاج کرد.

ت- براندازان از بدی سياست ها و رفتارها، خرابی جمهوری اسلامی را نتيجه می گيرند.

ث- اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته و رفتارها و سياست های بد را با ارزش های نظام ناسازگار به شمار می آورند.

تفکيک اصلی خاتمی از جهات عديده دارای اشکال است:

يکم- ذات ثابت پاکی به نام نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد. اين حکم رژيم های دموکراتيک را هم در بر می گيرد، چه رسد به رژيم های استبدادی.

دوم- نظام های سياسی برساخته ای صد در صد بشری هستند. به تعبير ديگر، برساخته های تاريخی- اجتماعی اند. موجوداتی آسمانی/الهی نيستند،سراسر زمينی/انسانی اند.

ايده های ناب و پاکی چون انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و نظام جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارند
اکبر گنجی
سوم- ايده های ناب و پاکی چون انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و نظام جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارند. انقلاب اسلامی مجموعه ی رويدادهای تاريخی و اجتماعی است که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پيروزی رسيد و برای تأسيس نظام جمهوری اسلامی و استقرار آن، دست به همان اعمالی زد که ديگر انقلاب های کل گرايانه ی کلاسيک(فرانسه، روسيه، چين، کوبا، و…) زدند. جمهوری اسلامی هم چيزی جز همين نظام محققی نيست که از ۱۲ فروردين ۱۳۵۸ آغاز شده و تاکنون تداوم يافته است.

چهارم- از نظر معرفتی و اخلاقی نمی توان فقط و فقط خوبی ها و پيروزی ها را به نام جمهوری اسلامی ثبت کرد و سرکوب ها، ستمگری ها، رذالت ها، شکست ها و…را از جمهوری اسلامی تفکيک کرد و به عده ای از زمامداران “منحرف”، “نفوذی”، “فرصت طلب” و “دشمن” نسبت داد.
فاجعه ی قتل عام چند هزار زندانی سياسی در تابستان ۱۳۶۷ با حکم آيت الله خمينی صورت گرفت.

برخورد با مراجع تقليد با حکم آيت الله خمينی صورت می گرفت. آن رفتار ناجوانمردانه با آيت الله حسینعلی منتظری با حکم آيت الله خمينی صورت گرفت. آيا آيت الله خمينی غير از جمهوری اسلامی است؟ اشغال سفارت آمريکا به سرعت توسط آيت الله خمينی- و پیرو او، بقيه ی زمامداران جمهوری اسلامی- “انقلاب دوم” قلمداد شد. انقلاب دومی که پيامدهای مخرب فراوانی برای ايران به بار آورد.

شعارهای “راه قدس از کربلا می گذرد” و “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم” براساس سخنرانی های صريح آيت الله خمينی ساخته شد. مگر آيت الله خمينی نمی گفت جنگ نعمت است؟ مگر تا چند روز قبل از پذيرش قطعنامه ی ۵۹۸ شورای امنيت سازمان ملل، پذيرش صلح را جنگ با خدا و رسول الله به شمار نمی آورد؟ جمهوری اسلامی يعنی همين ها.
شعار نابودی اسرائيل، شعاری بود که آيت الله خمينی برساخت و به وفور به کار برد. خامنه ای و احمدی نژاد و ديگران هم همان شعارها را تکرار کردند و می کنند. آيا اين سياست، سياست جمهوری اسلامی نبوده و نيست؟

آيا آيت الله خمينی غير از جمهوری اسلامی است؟ اشغال سفارت آمريکا به سرعت توسط آيت الله خمينی- و به پیروی از او، بقيه ی زمامداران جمهوری اسلامی- “انقلاب دوم” قلمداد شد. انقلاب دومی که پيامدهای مخرب فراوانی برای ايران به بار آورد.
اکبر گنجی
زندان های جمهوری اسلامی بخش مهمی از هويت جمهوری اسلامی را تشکيل می دهند. چرا که بدون سرکوب سيستماتيک دوام ولايت فقيه ناممکن است. ترور مخالفان در داخل و خارج کار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود، نه چند تن از “پرسنل خودسر”. نقض سيستماتيک حقوق بشر يکی از ارکان جمهوری اسلامی از ابتدأ تاکنون بوده است. [میرحسین] موسوی و [مهدی] کروبی و [زهرا] رهنورد و بقيه ی زندانيان سياسی را چه کسی زندانی کرده است؟ جمهوری اسلامی يا آمريکا؟

قطع رابطه ی با آمريکا و عدم برقراری روابط مجدد، سياست جمهوری اسلامی است يا سياست چند فرد نفوذی يا خطاکار؟

مطابق شاخص های نهادهای بين المللی جمهوری اسلامی يکی از فاسدترين رژيم های سياسی جهان است. ولايت مطلقه ی فقيه رکن اساسی جمهوری اسلامی است.

انسانی را تصور کنيد که تمام رفتارهايی که تا کنون از وی سر زده است شريرانه است. آيا می توان گفت که اين فرد انسان پاکی است اما رفتارش شريرانه است؟ به نظر خير. صفت شرير را به انسانی نسبت می دهيم که شريرانه عمل می کند. فردی که شريرانه عمل می کند فردی شرير می خوانيم. همين داوری در باب نظام های سياسی هم صادق است. به علاوه، کسی که تمام رفتارهايش شريرانه است حتما ارزشها و شخصيت شريری دارد که اين رفتارها از او سر می زند. بهترين توضيح برای رفتار شريرانه سيستماتيک اين است که فرد دارای شخصيتی شريرانه و ارزش هايی شريرانه است.

پنجم- منطقاً هيچ تلازمی ميان نسبت دادن اين رفتارها و سياست ها به جمهوری اسلامی و براندازی وجود ندارد. فرد و گره اصلاح طلب هم منطقاً اين رفتارها و سياست ها را ، رفتارها و سياست های جمهوری اسلامی به شمار خواهد آورد. کما اين که خاتمی به عنوان يک اصلاح طلب در همين سخنرانی می گويد:

“وقتی فضايی باز و باب شود که هتاکان و تخريب گران با مصونيت کامل همه چيز می توانند بگويند ولی طرف ديگر حتی اگر يک حرف منطقی حق هم بزند با مشکلات روبرو می شود، نشانه بيماری است. اين فضا فضای نادرستی است. بر فرض هم که نظام آن را نمی خواهد، ولی می تواند که جلوی آن را بگيرد”.

به تعبير ديگر، آقای خاتمی می گويد نظام می تواند مانع هتاکی و تخريب و تهمت و دروغ شود، اما نه تنها نمی شود، بلکه رسانه های جمهوری اسلامی و ولی فقيه سردمدار اين رفتارهای غيراخلاقی هستند. مگر روزنامه ی کيهان که خاتمی به دليل توسل به همين شيوه ها اخيراً از آن انتقاد کرد،روزنامه ی ولی فقيه نيست؟ مگر آيت الله خامنه ای آنها را “تک تيرانداز” مقابله ی با دشمن و عوامل داخلی شان نناميده است؟

ششم- خاتمی در بخش ديگری از همين سخنرانی گفته است:

“صدای متفاوت هم وجود داشته باشد تا سبب نشود بخش های کثيری از جامعه ی ما، بخصوص جوانان اندک اندک وقتی می بينند فقط يک صدا هست و آن صدا هم با خشونت خودش را می خواهد تحميل کند و همه صداهای ديگر را قطع بکند، خود به خود به سوی جرياناتی بروند که با اصل و اصول هم مخالفند و جز به براندازی نمی انديشند. اين فضا خطرناک است”.

به تعبير ديگر، جمهوری اسلامی تک صدايی خشونت بار، به طور طبيعی افراد جامعه را به سوی ايده ی “اصلاح ناپذيری نظام” سوق خواهد داد. فرض کنيم اين مدعای خاتمی صد در صد صادق باشد. در اين صورت بازهم دو شيوه برای مبارزه وجود دارد:

الف- شيوه های مسالمت آميز (اصلاح طلبانه) برای برخورد با نظام اصلاح ناپذير.
ب- شيوه های خشونت آميز برای سرنگونی رژيم اصلاح ناپذير.

به رژيم جنايتکار سوريه بنگريد. اين رژيم دو نوع اپوزيسيون دارد: اپوزيسيون مسالمت جو، اپوزيسيون جنگ طلب.

خاتمی اصلاح طلب نيز به صراحت می گويد که نظام راه های ورود اصلاح طلبان به انتخابات را بسته است. خاتمی اصلاح طلب هم دستورالعملش روشن است: فقط و فقط يک راهکار وجود دارد، جمهوری اسلامی بايد رويکردش را عوض کند. پس مشکل از نظام جمهوری اسلامی است و راه رفع مشکل هم در دست نظام است که بايد مسيرش را تغيير دهد
اکبر گنجی
هفتم- خاتمی می گويد:
“معتقدم شرايط حضور اصلاح طلبان به عنوان کانديدا دادن چندان فراهم نيست، چشم اندازی هم برای فراهم آمدنش نمی بينم … هم دلمان برای کشور و مردم می سوزد و هم خطرات بزرگی جامعه و نظام و مردم را تهديد می کند. با اين روندی که هست، فقط يک راه وجود دارد. اين که نظام رويکردش را عوض کند و آن را در انتخابات آزاد و سالم و فراگير نشان دهد؛ ما هم کمک کنيم که مشکل حل شود. ولی متأسفانه نشانه های اميدوار کننده ای برای اين رويکرد نمی بينم”.

خاتمی اصلاح طلب نيز به صراحت می گويد که نظام راه های ورود اصلاح طلبان به انتخابات را بسته است. خاتمی اصلاح طلب هم دستورالعملش روشن است: فقط و فقط يک راهکار وجود دارد، جمهوری اسلامی بايد رويکردش را عوض کند.

پس مشکل از نظام جمهوری اسلامی است و راه رفع مشکل هم در دست نظام است که بايد مسيرش را تغيير دهد. گفتار پارادوکسيکال خاتمی اگر از منظر سياسی مد نظر قرار گيرد، قابل فهم است، اما اگر اين گفتار، گفتاری روشنفکرانه و نظريه پردازانه باشد، نامقبول است.

به تعبير ديگر، فعال سياسی شايد بتواند از سر دلبستگی به نظام و مخالفت با براندازی، جمهوری اسلامی را پاک و سرکوب و ستم و بدی ها را به افراد ناپاک نسبت دهد. اما جامعه شناس و تحليل گر، بايد حقيقت را بازگو سازد. جامعه شناس و تحليل گری که کنش گر سياسی نيست، سوادی سرنگونی يا اصلاح فلان و بهمان رژيم را ندارد، بلکه می کوشد تا توصيف و تبيينی واقعی از نظام های سياسی موجود ارائه نمايد.

دلبستگی به جمهوری اسلامی نبايد به قلب واقعيت و گريز از مسئوليت منتهی شود. جمهوری اسلامی مسئول همه ی اين اعمال است.

No responses yet

Jan 13 2013

آقای جنتی، همه می دانند منظورتان از گردن کلفت کیست اما ….(لقلقه ی کلام خود را کمی کنترل کنید!!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.

فقیهی در انتخاب نوشت:

روزگذشته اظهارات دبیر شورای نگهبان در مورد شرایط کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آتی، منتشر شد. ایشان – آیت الله جنتی – با گردن کلفت و کله گنده خواندن یکی از سیاسیون مشهور داخلی ، انتقاد کردند که چرا از واژه انتخابات آزاد استفاده می کنند؟ و اضافه کردند که «من نمی‌توانم افرادی که واژه انتخابات آزاد را مطرح می‌کنند نام ببرم اما این افراد شکست‌خورده‌های سیاسی هستند …برخی که مستحق اعدام بودند از انتخابات آزاد حرف می‌زنند … «بعد از فتنه گری منتظر جایزه گرفتن هم هستند»

در آن سخنرانی، سخنان دیگری از این قبیل نیز رانده شده بود که اکنون مورد بحث نیست.

در اینباره چند نکته به نظر می آید:

یکم. هر کسی که اندک آشنایی با فضا و شرایط این روزهای سیاست کشور داشته باشد، بی آنکه نیازی به لختی اندیشیدن باشد، می داند که منظور خطیب محترم شورای نگهبان از بیان چنین جملات نسنجیده ای ، در وهله نخست آیت الله هاشمی و سپس حجت الاسلام سید محمد خاتمی است. هر دوی این عزیزان، روزگاری ردای ریاست جمهوری بر تن داشتند و اینک، یکی با حکم چندباره رهبر معظم انقلاب بر صندلی ریاست مجمع تشخیص تکیه زده و دیگری اما، همچنان در پی اصلاحاتی با خطوط قرمز مشخص نظام است و دائم، ضمن مراجعه به اصول، از مخالفت با براندازی و حمایت از آرمان های حقیقی انقلاب سخن می راند.

آیت الله جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد

دوم: علی القاعده آیت الله جنتی بسی بیش از نگارنده از تعداد روایات در باب “زبان” و “سخن” مطلعند که پرداختن به آن ، در این مقال نمی گنجد. اما دعوت به کم حرفی و احتیاط در سخنگویی و گزیده و سنجیده گفتن، انبوه این توصیه هاست؛ چرا که زبان فعالیترین و در عین حال خطاکارترین عضو آدمی است. هیچ عضوی از انسان، چندان در کار نیست که زبان. لاجرم این عضو فسیح المیدان و وسیع الجولان و بیش فعال، پرخطاست.

تفنن و سرگرمی و بازی با سخن، همان چیزی است که به کرات در روایات نهی شده اما لقلقه ی کلام برخی شده که هنگامه ی عصبانیت و انتقام، چونان سلاحی کشنده و گزند، از آن بهره می جویند، چندان که امیر مومنان می افزماید: لغزش زبان کاراتر از اصابت سرنیزه است.

رسول گرامی اسلام (ص)، “بیشترین خطاهای انسان را به سبب زبانش” دانسته و مولا علی نیز زبان را “درنده ای” می داند که اگر رها شود، می گزد!

سوم: جناب جنتی قطعاً به یاد دارند که انتقاد از واژه «انتخابات آزاد» دو سه روز پیش توسط رهبری معظم انقلاب نیز بیان شده بود، اما آن نوع بیان و آداب کجا و این گفتار نکوهیده کجا؟! رهبری روز چهارشنبه در شمایل و صورتی سنجیده و حکیمانه ، نسبت به تکرار این واژه هشدار دادند و لب کلام را بیان داشتند، ضمن آنکه تا آنجا که نگارنده مطلع است ، مخاطبان این سخنان ، مستمعان قابلی هستند و این توصیه ها را جدی گرفته اند.

با این اوصاف، چگونه است که وقتی رهبری با چنین ادبیاتی سخن می گویند، برخی به خود اجازه می دهند با عباراتی ناصواب و ناشایست ، از سویی ضمن افزایش فاصله تفاهم جناح های سیاسی بر سر انتخابات و تشدید اختلافات و کینه های سیاسی، فضای جامعه را تهییج و تحریک کرده و از دیگر سو، از مقتدای خویش پیشی بگیرند؟!

البته این اتفاق، مسبوق به سابقه است و چندی است برخی افراد در موضع گیری های سیاسی جلوتر از رهبری حرکت می کنند و بجای بهره گیری صحیح از این سخنان، مسیر انحراف را پیش گرفته اند. انتظار این است که بزرگانی همچون جناب جنتی، مقابل این نوع رفتارها بایستند و اجازه گسترش این شیوه تفکر را در جامعه ندهند. تفکری که اگر باب شود جریانی خطرناک تر از جریان موسوم به انحراف که این روزها بعنوان خطری داخلی مطرح شده را ایجاد می کند. چنین تفکراتی است که در راه عبور سلامت کشتی انقلاب گه گاه فتنه هایی کور به پا می کند.

چهارم. بحث و گفت وگو درباره «انتخابات آزاد»، آنچنان نیست که جناب آیت الله جنتی گفته اند. شمار کسانی که اصل آزادی انتخابات مصرح در قانون اساسی را زیر سئوال برده اند، آنقدر ناچیز است که بانگ آنها به گوش نمی آید. سخنی اگر هست و شکایی اگر ابراز می شود، اول در سابقه برخی اعضای این شورا در سخنرانی له یا علیه یک کاندیداست و ثانیاً برای آنست که ممیزی شورای نگهبان در آینده به استناد قوانین مصوب و دلایل سنجیده و محکم باشد.

گوآنکه رهبر انقلاب همواره از موضع دفاع از قانون از شورای نگهبان حمایت و پشتیبانی کرده اند، اما آنچه نمی توان ورای چون و چند و مناقشه بنشیند و در حریم «فرا انتقادی» جای گیرد پاره ای شیوه ها و روش های به کار گرفته شده این سالها، برای اعمال نظارت از سوی شورای نگهبان است. شورای نگهبان، نهادی قانونی با وظایف قانونی است و طبعاً این حق شهروندان است که بتوانند میزان تناسب عملکرد اعضای شورا را با مسئولیت ها و وظایف قانونی شان بسنجند و آن را مورد انتقاد قرار دهند.

پنجم. سخن از «انتخابات آزاد» پیش از این نیز، از سوی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور محترم بیان شده بود. آقای احمدی نژاد در آذرماه امسال در اولین همایش قوه مجریه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران از «انتخابات آزاد» سخن به میان آورد و گفت: «اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است. »

این سخنان، تنها بخشی از اظهارات جنجالی محمود احمدی نژاد طی ماههای اخیر است و اتفاقاً تعداد سخنرانی های مشابه آن نیز کم نیست. اما به واقع، چرا آقای جنتی بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ایشان کنند، تندترین عبارات را نثار کسانی کردند که از داشتن تریبون های مورد استفاده ایشان و آقای احمدی نژاد محرومند؟! و آدرسهایی دادند که هر عوامی، مخاطبان و مقصد و مقصود گوینده را به آسانی درک کند!

نگارنده معتقد است حضرت آقای جنتی به خاطر علاقه پیشین خود به جناب احمدی نژاد و احیاناً به دلیل گذر همیشگی رییس جمهور از خطوط قرمز، انتقاد از جناب ایشان را حذف کردند! و الا شاید خطیب محترم چندان بدش نمی آمد در این رهگذر، اشاره ای هم به رییس جمهوری کند که این روزها نگرانی جدی نیروهای اصیل انقلاب را متوجه برخی اقدامات مشکوک دولتش ساخته است.

ششم. شکی نیست که دل آسوده بودن از دشمن درونی و بیرونی شرط خردمندی نیست. اما دفاع های نامانوس و ابراز سخنان نه چندان حکیمانه هم شرط مقبولیت عامه نیست.

در این میان، توجه عمیق و باورمندانه به سخنان اخیر رهبری، اقتضا می کند که «همه» از صمیم دل به اصول حقیقی انقلاب بازگشته و عمر گرانمایه نسل جدید را معطوف به ساخت کشوری آباد و آزاد کنند.

به گمان نگارنده، محدودیت هایی از این دست برای ظرفیت ها و نیروهای اصیل انقلاب، نه عقلانی است، نه مشروع، نه به صلاح ملت است و نه به نفع دیانت…پس بر همه است تا جانب اعتدال و انصاف نگاه دارند.

و در آخر: انصاف را! که آزادی را و حقوق قانونی را تنها برای خود نخواهیم یا آنکه در صفحه شطرنج سیاست همه را سرباز ندانیم. حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و قواعد رقابت سیاسی را پاس داریم.

No responses yet

Jan 13 2013

لاريجاني واردات بنز براي نهاد رياست جمهوري را لغو کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خراسان: پس از آن که دولت چند سال قبل، مصوبه اي را براي واردات ده ها دستگاه خودروي بنز براي نهاد رياست جمهوري ابلاغ کرد، اين مصوبه با ايراد قانوني رئيس مجلس به دليل در نظر گرفتن تعرفه صفر واردات خودرو مواجه شد، اما دولت چند ماه قبل با اصلاح اين مصوبه، اين تعرفه صفر درصد را به يک درصد تغيير داد که علي لاريجاني چند روز قبل با ارسال نامه اي به رئيس جمهور اعلام کرد که با عنايت به مفاد قانون برنامه ۵ ساله پنجم توسعه، اين مصوبه از حيث تبعيض قائل شدن براي نهاد رياست جمهوري مغاير قانون است.

No responses yet

Jan 11 2013

حمله جنتی به هاشمی «گردن کلفت»: «انتخابات آزاد» کلید واژه و رمز شورش است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: امام جمعه موقت تهران، امروز با حمله به کسانی که «انتخابات آزاد» را مطرح می‌کنند، بدون اسم بردن از رئیس سابق مجلس خبرگان، او را «گردن کلفت» خواند و گفت که «انتخابات آزاد» کلید رمز شورش است.

به گزارش «ایرنا» آیت‌الله جنتی در نماز جمعه با تاکید بر این نکته که «انتخابات آزاد کلیدواژه و رمز شورش شده است همان طور که در گذشته تقلب رمز شورش شد» گفت: «کله گنده‌ها و شکست‌خورده‌های سیاسی امروز از انتخابات آزاد صحبت می‌کنند و یکی از آن‌ها که گردن کلفت‌تر از همه است از مدت‌ها قبل این موضوع را مطرح کرد و بقیه هم به دنبال آن این بحث را مطرح می‌کنند و در خارج هم منافقان، سلطنت‌طلب‌ها، آمریکا و اسرائیل همان را می‌گویند.»

بعد از حمله آیت‌الله خامنه‌ای به کسانی که «انتخابات آزاد» را مطرح کرده‌اند، این دومین حمله به هاشمی رفسنجانی محسوب می‌شود. سایت هاشمی رفسنجانی اما یک روز بعد، در واکنش به سخنان رهبری جمهوری اسلامی نوشت: «باید دید مصلحت نظام در انتخابات ۹۲ چیست؟»

یک تحلیل‌گر ساکن تهران (نام محفوظ) به خودنویس گفت که این مساله می‌تواند از زاویه دیگری نیز بررسی شود: «نظام نیاز به تعداد رای بیشتری در انتخابات دارد و ایجاد فضای دو قطبی و حمله به طرفداران نظریه انتخابات آزاد از نظر بخش‌هایی از حاکمیت می‌تواند رای دهندگان بیشتری را به پای صندوق‌های رای بکشاند».

این در حالی است که از ماه‌ها قبل، افراد مختلف عضو «اتحادیه جمهوری خواهان» از جمله فرخ نگهدار که گفته می‌شود با مهدی هاشمی نیز در ارتباط بوده، از جمله طرفداران «انتخابات آزاد» محسوب می‌شده‌اند. برخی از نیروهای «چپ» معتقدند باید با نگاهی ‌«عمل‌گرایانه» از مواضع هاشمی رفسنجانی دفاع کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .