اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 21 2015

دستور نیروی انتظامی درباره ممنوعیت دست‌کم ۳۰ شغل برای بهاییان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: طبق سندی که سحام نیوز منتشر کرده، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

سحام‌ نیوز روز سه‌شنبه (۲۹ اردیبهشت / ۱۹ مه) سندی را منتشر کرده که نشانگر تبعیض و نقض حقوق بشر برنامه‌ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران علیه بهاییان است.

این سند “دستورالعملی” است دارای چهار بند که از “پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران – اداره نظارت بر اماکن عمومی” برای “فرماندهان انتظامی شهرستان‌های تابعه – روسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی” فاکس شده است.

تاریخ صدور این دستورالعمل سال ۱۳۸۶ یعنی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است. اما به نوشته سحام نیوز، این دستورالعمل تا امروز نیز معتبر است.

طبق این سند، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (در این دوره اسماعیل احمدی مقدم) به اداره اماکن نیروی انتظامی در سراسر کشور دستور داده که به منظور کنترل، محدود کردن و نظارت بر عملکرد بهاییان، زمینه‌های شناسایی و کنترل آن‌ها را فراهم آورد. همچنین جلوگیری از پیشرفت شغلی و رفاه زندگی بهاییان از اهداف روشن دستورالعمل صادر شده از سوی فرمانده ناجا بوده است.

در بند نخست این دستورالعمل از فرماندهان انتظامی و روسای پلیس خواسته شده افراد بهایی شاغل را شناسایی کنند و دست به تهیه آمار درباره میزان پراکندگی و نوع شغل آنان بزنند.

بند دوم این دستورالعمل می‌گوید که باید مانع از حضور بهاییان در مشاغلی شد که درآمد بالا دارند. در ادامه این بند گفته شده که بهاییان باید تنها در مشاغلی فعالیت کنند که سطح درآمد “متعارف” داشته باشد.

بند سوم می‌گوید که باید از صدور مجوز فعالیت برای بهاییان در مشاغل حساس فرهنگی تبلیغاتی و اقتصادی جلوگیری شود. در ادامه چندین شغل به عنوان نمونه ذکر شده که بهاییان نباید در آن فعالیت کنند: «نظیر جراید و نشریات، جواهر و طلاسازی، ساعت [سازی] و چاپخانه‌داران، گاراورسازان، مؤسسات توریستی و اتومبیل کرایه، ناشران و کتابفروشان، مسافرخانه‌داران، هتل‌داران، آموزشگاه‌های خیاطی، عکاسی و فیلمبرداری، گیم نت، رایانه و کافی نت».

در بند چهارم این دستورالعمل گفته شده که “در رسته‌های شغلی مشروط به طهارت” جهت فعالیت بهاییان نباید پروانه کار صادر شود. این جمله اشاره‌ای است به “نجس و ناپاک” خواندن گروه‌هایی از مردم غیر شیعه توسط روحانیان شیعه، مقامات جمهوری اسلامی و عوام در ایران.

برای نمونه آذر ماه سال ۹۳ عباس رمضانی‌پور، امام جمعه رفسنجان، در جمع مسئولان این شهر گفت که “طبق فتوای مراجع بهاییان نجس هستند و خرید و فروش با آنان حرام است”. او حتی گفت که “خواسته مردم برای رفتن آنها از این شهر باید تحقق یابد”.

در بند چهارم دستورالعمل پلیس گفته شده که باید از فعالیت شغلی بهاییان در “تالارهای پذیرایی، رستوران‌ها و سلف‌سرویس‌ها، اغذیه‌‌فروشی‌ها و فروشندگان مواد غذایی، چلوکبابی و چلوخورشتی، قهوه‌خانه، فروشندگان مواد پروتئینی و سوپرمارکت، بستنی و آب میوه و نوشابه، قنادی و شیرینی‌فروشی و کافی شاپ” جلوگیری شود.

درخواست از دولت روحانی برای رفع تبعیض

سحام نیوز اشاره کرده است که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ فشارهای زیادی بر جامعه بهاییان ایران وارد شده است. این فشارها به صورت بازداشت و زندانی کردن و حتی اعدام بهاییان، حمله وحشیانه به آنان یا حتی به قتل رساندن‌شان بوده است. پیش از این فعالان حقوق بشر گفته‌اند که نشانه‌هایی وجود دارد دال بر این‌که بخشی از دولتمردان ایرانی پشت حمله‌ها علیه بهاییان هستند.

فعالان حقوق بشر سالهای بسیار از بهاییان به عنوان اقلیت دینی‌ای نام برده‌اند که بیشترین شمار زندانیان را دارد. هم اکنون نیز ده‌ها بهایی تنها به دلیل عقیده خود در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

ظلم و بی‌عدالتی نسبت به بهاییان بارها مورد انتقاد و شکایت فعالان حقوق بشر و شهروندان منتقد به سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

در نامه سرگشاده‌ای که ۱۶۰ تن از فعالان مدنی−‌اجتماعی، حقوق بشر و محروم از تحصیل در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۳ خطاب به حسن روحانی نوشتند، خواستار رفع تبعیض از اقلیت‌های مذهبی شدند.

در این نامه ضمن اشاره به مواردی چون ممانعت از ورود داوطلبان بهایی به مؤسسات آموزش عالی آمده بود: «بسیاری از اقلیت‌های دینی و مذهبی در چند سال اخیر به واسطه مسائل گوناگون متحمل تبعیض‌های فراوانی شده‌اند. این روند تأسف بار با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد فزونی یافت و امروز ما عملا نشانی از گام‌های مؤثر و قابل توجهی که در زمان دولت اصلاحات به قصد رفع تبعیض‌ها صورت گرفت نمی‌بینیم.»

از وعده‌هایی که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود داده بود خارج کردن فضای کشور از حالت امنیتی بود. او همچنین گفته بود که “قفل‌هایی” را که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر زندگی مردم بسته‌اند باز خواهد کرد.

No responses yet

May 20 2015

واشنگتن پست خواهان حضور یک دبیر این روزنامه در جلسه محاکمه جیسون رضائیان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

صدای‌آمریکا: همزمان با سیصدمین روز بازداشت جیسون رضائیان، خبرنگار آمریکایی ایرانی روزنامه واشنگتن پست در تهران، سردبیر این روزنامه در بیانیه ای اتهاماتی را که به جیسون رضائیان در تهران وارد آمده را رد کرد.

مارتین بارون روز سه شنبه در این بیانیه گفت نبود شاهدی علیه جیسون رضائیان، باید مدت ها پیش به رد این اتهامات منجر می شد.

مارتین بارون در بیانیه گفته است هیچ واقعیتی، از اتهامات جدی که جیسون رضائیان در دادگاه انقلاب با آن روبرو است، پشتیبانی نمی کند.

مارتین بارون در بیانیه یادآور می شود اقدامات علیه رضائیان عادلانه و آشکار نبوده است و اگر چنین می بود او هرگز با شرایط ناهنجار در زندان، موانع برای انتخاب وکیل، و زمان محدود برای تهیه دفاعیه، مواجه نمی شد.

سردبیر واشنگتن پست می گوید ایران جیسون را ۳۰۰ روز در بازداشت ناعادلانه، شامل دوره های طولانی در سلول های انفرادی و بازجویی های سخت قرار داده است و او فقط یکبار توانسته است با وکیلش لیلا احسن برای آماده ساختن لایحه دفاعیه، آنهم فقط در حضور مترجمان رسمی ملاقات کند.

در بیانیه گفته می شود در برابر این بی عدالتی، ایران باید آشکارا نشان دهد می تواند با صراحت و انصاف عمل کند، جهان ناظر خواهد بود و ما از ایران می خواهیم محاکمه را علنی و شفاف انجام دهد.

مارتین بارون همچنین می گوید برای حمایت از جیسون و خانواده اش، واشنگتن پست برای یک دبیر ارشد جهت سفر به ایران، به منظور حضور در جریان محاکمه درخواست ویزا کرده است، و امیدوار است پاسخ مثبتی دریافت کند.

سردبیر واشنگتن پست اظهار می گوید که هرگونه محاکمه عادلانه ای به سرعت جیسون و همسرش، یگانه صلاحی، را از اتهامات تبرئه خواهد کرد و آنها را از آزادی برخوردار خواهد ساخت.

No responses yet

May 20 2015

تابستان نیامده شروع شد: برغم وعده‌های دولت؛ گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها بازگشته‌اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: آغاز فصل گرما در ایران همیشه بازار گشت‌های ارشاد را داغ می‌کند. امسال هم خبرگزاری‌های رسمی از آغاز “برخورد پلیس با بدپوششی” خبر داده‌اند: “پلیس تهران بزرگ با استقرار گشت‌های امنیت اخلاقی با بدپوششی و کشف حجاب سرنشینان خودروها در بزرگراه‌های سطح شهر تهران برخورد می‌کند.” هم‌زمان کاربران شبکه‌های اجتماعی نظیر توییتر و فیس‌بوک از مشاهدات عینی‌شان و حضور متعدد ماشین‌های گشت در بزرگراه‌ها نوشته‌اند. به نظر می‌رسد سومین تابستانی که در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی فرا می‌رسد نمایان‌گر وضعیت گشت‌های ارشاد در دولت او باشد و میزان وفاداری رئیس‌جمهور ی اسلامی به وعده‌های دوران انتخابات.

برخورد با “جولان خودروهای گران‌قیمت” یا سرنشینان؟

خبرگزاری فارس با انتشار عکس‌هایی از برخورد ماموران با سرنشینان خودروهایی که به زعم آن‌ها “بدپوشش” هستند نوشته که گشت‌های ارشاد بزرگراهی کار خود را آغاز کرده و با “کشف حجاب” و “بدحجابی” برخورد می‌کند. سمیرا یکی از دخترانی است که روز گذشته در بزرگراه مدرس، مجبور شده خودروی خود را متوقف کند تا به وضعیت حجاب او رسیدگی شود: “من و یکی از دوستانم داشتیم از سینما به سمت خانه می‌رفتیم، تا گشت ارشاد را دیدیم روسری‌مان را جلو کشیدیم، اما جلوی ما را گرفتند و تذکر دادند، نیم ساعت کنار خیابان معطل بودیم. منتها چون مانتوی من بلند بود گفتند روسری‌ات رو بکش جلو و دکمه‌های مانتو را ببند، یکی از ماموران زن هم به من گفت رژ لب قرمزت را پاک کن و دیگر نزن. اما از چند نفر از دوستان شنیدم که گویا می‌توانند جریمه هم بکنند و یا ماشین را ببرند.”

سمیرا می‌گوید طبق مشاهداتش به ماشین‌هایی که مدل بالاتری داشته‌ وگران‌قیمت‌تر بوده‌اند بیشتر حساسیت نشان داده شده است.

گشت‌های ارشاد، امسال با تمرکز بر وضعیت حجاب سرنشینان خودروها به خیابان‌ها آمده‌اند. این تمرکز را می‌توان به سخنرانی اخیر علی خامنه‌ای مرتبط دانست. رهبر جمهوری اسلامی چندی پیش “جولان دادن برخی جوان‌های سرمست غرور ثروت با خودروهای گران‌قیمت در خیابان‌ها” را از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه خوانده بود.

او در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی، تأمین امنیت روانی جامعه را از مقابله با ناامنی‌های فیزیکی مهم‌تر دانسته و “نگرانی خانواده‌ها از حضور فرزندانشان در خیابان‌ها و بوستان‌ها به دلیل احتمال کشیده شدن آنها به سمت مواد مخدر و فحشا و منکرات” را مخل امنیت روانی جامعه توصیف کرده بود.

حضور دوباره گشت‌های ارشاد در خیابان‌های پایتخت در حالی صورت می‌گیرد که حسن روحانی اخیرا، در جمع فرماندهان ارشد پلیس گفته است: “پلیس موظف به اجرای اسلام نیست بلکه وظیفه پلیس اجرای قانون است و اگر غیر از این باشد، در مخمصه فکری قرار گرفته و مردم را نیز گرفتار خواهیم ساخت.”

رئیس‌جمهوری اسلامی اولین عامل ناامنی را “فقر و بیکاری” دانسته و گفته: “منکر اصلی در جامعه فقر، بیکاری و فساد است و اینها را باید از بین ببریم. ما در حال حاضر به چند تا فرع اسلام چسبیده‌ایم و فکر می‌کنیم که همه منکر و معروف آنهاست”.

او پیش از این هم با توجه به مطالبات بخش عظیمی از رای‌دهندگان که خسته از بگیر و ببندها هستند، گفته بود نمی شود مردم را به زور به بهشت برد.

معاون سیاسی و اجتماعی استاندار تهران نیز به تازگی در این زمینه عنوان کرده است: “امروز گرفتار نگاه مردانه‌ای هستیم که علت همه مفاسد در جامعه را زنان می‌داند.” به گفته چاووشی “بدحجابی زنان در حال تبدیل شدن به یک معضل است و این وضعیت قابل دفاع نیست اما زنان به عنوان تنها عامل آن شناخته شوند. گویا معتقد نیستند که چشم چرانی گناه کبیره‌ای است.”

۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده‌ شده‌اند

حسن روحانی پیش از این و در زمان کاندیداتوری گفته بود نمی‌شود با نيروی پليس مشکلات فرهنگی را حل کرد و وعده داده بود “کاری می کنم دختران احساس امنیت کنند”. او همچنین تاکید کرده بود: “نخواهم گذاشت ماموری بی نام و نشان از کسی سئوال کند. دختران جامعه خود حافظ حجاب و عفاف هستند.” اما برخلاف انتظارها پس از روی کار آمدن دولت یازدهم برخوردهای انتظامی با آنچه نیروی انتظامی “بدپوششی” می‌داند شدت گرفت.

بسیاری معتقدند اجرای “طرح امنیت اخلاقی” و به تبع آن حضور “گشت‌های ارشاد” تنها به دولت و رئیس جمهوری اسلامی مربوط نمی‌شود و چهره‌ها و نیروهای تندرو با جدیت از حضور گشت‌های ارشاد حمایت می‌کنند. چنانچه پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری، رسانه‌های اصولگرا و وابسته به جریانات تندرو به جوسازی رسانه‌ای مبنی بر بازگشت “بدحجابی” به شهرهای ایران پرداختند و مدعی شدند پلیس و گشت‌های ارشاد کوتاهی می‌کنند. پس از آن نوبت به انتشار اخبار مربوط به ضرب و شتم آمران به معروف و ناهیان منکر توسط مردم و همراه کردن بخش گسترده‌تری از اصولگرایان با خود بود.

نمایندگان مجلس، چهره‌های سیاسی و مقامات مذهبی نیز منتقد وضعیت موجود هستند و دولت را بابت کوتاهی سرزنش می‌کنند و سال گذشته در همین زمینه به وزیر کشور اخطار دادند. وزیر کشور هنگام حضور در مجلس سعی کرد توضیح بدهد که “اگرچه بدحجابی افزایش پیدا کرده اما ربطی به دولت فعلی ندارد و اتفاقا در همین مدت اخیر هم برخوردهای انتظامی با زنانی که از نگاه نیروی انتظامی، بدحجاب شمرده می‌شوند، ادامه داشته است”.

عبدالرحمان رحمانی فضلی تابستان سال گذشته گفته بود: “تاکنون ۲۲۰ هزار نفر به نیروی انتظامی برده شده و از آنها تعهد گرفته شده است. این اقدام باعث باز شدن پای ۹۰۰ هزار نفر به کلانتری‌ها و دادسراها شده است. تأثیر این حضور در آینده این خواهد بود که حسن سابقه برای اشتغال و تحصیل این افراد صادر نخواهد شد.”

به گفته او تنها در سه ماهه اول پارسال ۱۸ هزار و ۷۸۵ مورد تذکر به زنان بدحجاب، بازداشت هشت هزار و ۶۲۹ زن، ۱۵۷ مورد توجیه، تعویض لباس و اخذ تعهد، معرفی ۴۵ نفر به دادسرا، تذکر به سه هزار و ۷۷۰ مالک ماشین و برخورد با پنج هزار و ۶۷۲ خودروی ناهی عفاف و حجاب در کارنامه گشت ارشاد ثبت شده است.

No responses yet

May 19 2015

بیست و نهمین روز اعتصاب کارگران لوله صفا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: اعتراض نزدیک به ۱۰۰۰ کارگر لوله و نورد صفا امروز سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ وارد بیست و نهمین روز متوالی شده است. این کارگران در اعتراض به تعویق چند ماه حقوق و بیش از ۱۶ ماه حق بیمه دست از کار کشیده‌اند.

اعتراض صنفی حدود۱۰۰۰ کارگر لوله و نورد صفا امروز سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ وارد بیست و نهمین روز متوالی شد. به گزارش خبرگزاری کار ایران، «ایلنا»، این کارگران از ابتدای اردیبهشت سال جاری در اعتراض به تعویق ۴ ماه حقوق و بیش از ۱۶ ماه حق بیمه دست از کار کشیده‌اند. مدیران ارشد کارخانه که در غیاب مدیرعامل گروه صنعتی صفا مسؤول اداره کارخانه هستند، دیروز اعلام کرده بودند که «حق بیمه عقب افتاده کارگران را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کرده‌اند. این درحالی است که تا کنون از پرداخت ۴ ماه حقوق معوقه کارگران سرباز زده ‌اند.»

بنابرگزارش ایلنا، مدیرعامل گروه صنعتی صفا به «اتهام آنچه دریافت وام بدون ضمانت» و «خروج آن از کشور» اعلام شده از مدت‌ها پیش در بازداشت به سر‌می‌برد. پس از این اظهارات بود که «سحام‌نیوز»، اقدام به اطلاع رسانی درباره بازداشت «محمد رستمی صفا»، متهم فساد ۶۵۰۰ میلیارد تومانی، کرد.

این چندمین اعتصاب کارگران کارخانه لوله صفا، در دو سال گذشته است.

کارگران معترض دو روز پیش در طوماری اعلام کرده بودند کارفرما ۴ ماه از دستمزدشان را به گروگان گرفته تا آنها را به صورت «برده‌وار» به کار وا دارد.

گفته‌ می‌شود، جلسه روز گذشته مذاکره کارگران معترض لوله و نورد صفا با مدیران ارشد کارخانه و مقامات محلی بی‌نتیجه پایان یافت و حاشیه‌هایی به همراه داشت. منابع کارگری در این رابطه به ایلنا گفته‌ بودند که «کارگران دقایقی پس از آغاز جلسه متوجه شدند دو تن از نمایندگانشان که در مذاکرات پیشین با کارفرما به تهران سفر کرده بودند، با همراهی ماموران اداره اطلاعات از کارخانه خارج شدند.» کارگران نیز در واکنش به این مساله، سالن جلسه را ترک کرده و ادامه‌ی مذاکره را به بازگشت نمایندگانشان به کارخانه منوط کردند.

به گفته‌ی کارگران شرکت کننده در این اعتراض، دو کارگر پس از ساعتی به کارخانه بازگردانده شدند و مذاکره از سرگرفته شد.

در این جلسه قرار بر این شد به ازای «بازگشت به کار کارگران» حقوق‌ها از این به بعد در فاصله زمانی ششم تا نهم هرماه پرداخت شود و از مهر ماه بعد، هر ماه به میزان ۴۰ روز حقوق پرداخت شود تا حقوق معوقه ۴ ماه گذشته به تدریج تسویه شود. اما کارگران این پیشنهاد را رد کرده و خواستار دریافت معوقه‌های خود به اضافه‌ی «از سرگیری تولید» شده‌اند.

گفتنی است مامورین امنیتی ۲۷ اردیبهشت، به درب منزل شاپور احسانی‌راد، عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران مراجعه و او را بنا بر حکم دادستانی شهرستان ساوه به اتهام تحریک کارگران نورد لوله صفا بازداشت کردند. بنا برگزارش ایلنا، روز گذشته احسانی‌راد، از جلسه بازپرسی به زندان مرکزی ساوه منتقل شده است. احسانی راد، نماینده اخراجی کارگران کارخانه پروفیل ساوه، از فعالین کارگری و یکی از چهره‌ها و رهبران شناخته شده جنبش کارگری است که در روزهای گذشته همپای دیگر کارگران در اعتصاب‌ها حضور داشته است.

در اهواز نیز، اعتراض صنفی حدود۶۰۰ کارگر پیمانی پروژه قطار شهری اهواز در بیست و دومین روز متوالی خود، ساعتی پیش شکست و کارگران دقایقی پیش به کار بازگشتند. این اعتراض صنفی، سرانجام بدون تحقق مطالبات کارگران پایان یافت. معترضین که در بخش‌های «ترانسفور، تعمیرات، عملیات خاکی و اجرا و… کار می‌کنند خواستار دریافت ۴ ماه حقوق معوقه و تامین امنیت شغلیشان پس از خاتمه اعتصاب» شده بودند.

در سالهای اخیر تعداد زیادی از فعالان کارگری به دلیل فعالیت‌های صنفی بازداشت شده و زندانی شده‌اند. این روند با آغاز به کار دولت تدبیر و امید، تشدید شد و نهادهای قضائی و امنیتی محدودیت های زیادی را برای تشکل‌های کارگری ایجاد کرده‌اند. بازداشت‌ها و سرکوب فعالین اصناف گوناگون در حالی صورت می‌گیرد که حسن روحانی، گفته بود، دولت حق اعتراض را برای «تمام قشرها و اصناف» به رسمیت می‌شناسد.

No responses yet

May 19 2015

احمدزیدآبادی با پایان دوران زندان به تبعید فرستاده می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مطابق گزارش های رسیده از ایران، به خانواده احمد زیدآبادی روزنامه نگار زندانی گفته شده که وی پس از پایان دوران حبس، برای گذراندان دوران تبعید خود مستقیم به گناباد فرستاده خواهد شد.

محکومیت زندان آقای زیدآبادی، روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به پایان خواهد رسید.

آقای زیدآبادی، روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازداشت شد.

او در دادگاه انقلاب به “شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی” محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید شد.

آقای زیدآبادی در سال ۱۳۹۰ و در حالی که همچنان دوران محکومیت خود را می گذراند، برنده جایزه آزادی مطبوعات جهانی ۲۰۱۱ یونسکو موسوم به “گیلرموکانو” شد.

این روزنامه نگار پیش از این نیز در سال ۱۳۷۹ به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی بازداشت و ۱۳ ماه را در زندان گذرانده بود.

No responses yet

May 18 2015

رییس کمیتۀ امداد : پول های زکات را به فقرا نداده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: پرویز فتاح، رییس “کمیتۀ امداد امام خمینی” از اینکه پول های جمع آوری شده تحت عنوان زکات توسط این نهاد صرف هزینه هایی به غیر از کمک به مستمندان شده ابراز تأسف کرده و مدعی شده است : بیشتر زکات جمع آوری شده به جای اینکه صرف فقرا شود، به فعالیت های اختصاص یافته که پرویز فتاح از آنها تحت عنوان “فعالیت های عمرانی” یاد نموده است.

با این حال، رییس کمیتۀ امداد امام خمینی نگفته است که پول های زکات دقیقاً صرف کدام فعالیت های عمرانی شده و آیا آثاری از این فعالیت ها در جایی قابل رؤیت است یا نه.

وی در جای دیگری از سخنانش گفته است که بخش اعظم زکات جمع آوری شده توسط کمیتۀ امداد که به گفتۀ او سالانه به ۴۰۰ میلیارد تومان بالغ می شود با نظر شوراهای استان و مسئولان کشوری به جای اینکه صرف فقرا شود، به فعالیت های عمرانی اختصاص یافته است، هر چند، به اعتراف پرویز فتاح، کمیتۀ امداد خمینی در وهلۀ نخست متولی رسیدگی به مشکلات مالی و مادّی نیازمندان و فقرا است که شمارشان به گفتۀ وی شدیداً رو به ازدیاد است.

پرویز فتاح سپس ابراز نگرانی کرده که خودداری کمیتۀ امداد از انجام وظیفه اش، یعنی یاری رساندن به مستمندان، به بی اعتمادی عمومی منجر شود، به طوری که مردم دیگر پولی در صندوق های صدقات که در وجب به وجب پیاده روهای کشور نصب شده اند نریزند.

رییس کمیتۀ امداد امام خمینی همچنین گفته است : این نهاد که به دستور رهبر جمهوری اسلامی وظیفۀ توزیع زکات در میان فقرا را عهده دار شده باید برای جلب اعتماد عمومی در شیوۀ کارش تجدید نظر کند. او تلویحاً به تبانی روحانیان یا امامان جمعه در سوءمصرف پول های زکات اعتراف کرده و گفته است : قرار این بوده که زکات جمع آوری شده با هماهنگی و نظر امامان جمعه مصرف شود، اما، در عمل، اول پول زکات مصرف شده و بعداً از امامان جمعه امضا گرفته شده است

No responses yet

May 18 2015

خانه‌نشینی نزدیک به ۶ میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاه در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

دویچه‌وله: یک مقام وزارت کار می‌گوید که نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان ایران بالاتر از متوسط کشوری، و بیکاری در میان زنان تحصیلکرده ۲/۵ برابر مردان است. نبود مهارت و توجه به نیاز بازار کار و فرهنگ جامعه از مباحث مطرح در این میان است.

کورش پرند، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه، در روزهای اخیر باز هم درباره وضعیت بازار کار و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ایران در نشست‌های گوناگون سخن گفته است.

به گزارش “اقتصاد نیوز” روز یکشنبه (۲۷ اردیبهشت / ۱۷ مه)، کورش پرند، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه، گفته است که هم اکنون ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو و فارغ‌التحصیل در ایران وجود دارند که پنج میلیون و ۷۰۰ هزار نفر آنان “غیرفعال هستند و هیچ نقشی در تولید و ارزش افزوده اقتصادی ندارند”.

به گفته پرند، همچنین حدود چهار و نیم میلیون دانشجو نیز به زودی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند که روشن نیست بتوانند وارد بازار کار شوند.

خبرگزاری مهر می‌نویسد که در دهه‌های گذشته تصور خانواده‌های ایرانی این بود که تحصیلات دانشگاهی می‌تواند تضمینی برای ورود به بازار کار باشد. بدین خاطر تا سال‌ها هدف بسیاری از جوانان ورود به دانشگاه و تحصیلات تا مدارج عالی بود. مهر می‌افزاید که در دهه‌های گذشته دانشگاه‌های غیردولتی نیز تاسیس شدند و دولت هم “به ایجاد جو تحصیلات دانشگاهی در کشور دامن می‌زد”، بدون آنکه برنامه‌ای برای دوره پس از فارغ‌التحصیلی جوانان داشته باشد. به نوشته مهر، امروز کشور به جایی رسیده که نمی‌داند با انبوه جوانان فارغ‌التحصیل دانشگاهی با درخواست‌های متفاوت شغلی چه کند.

نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان بالاتر از متوسط کشوری

به گزارش ایرنا، کورش پرند، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه، شامگاه چهارشنبه (۲۳ اردیهشت / ۱۳ مه) همچنین در سفر به شهر کرد در جمع خبرنگاران گفته که نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ایران بالاتر از متوسط کشوری است و به ۱۸/۹ درصد می‌رسد.

او گفته که این میزان در میان فارغ‌التحصیلان زن ۳۱/۳ درصد و در میان مردان ۱۲/۹ درصد است. یعنی بیکاری در میان زنان تحصیلکرده دو و نیم برابر مردان است.

“نبود مهارت و تخصص” از دلایل بیکاری

معاون وزیر تعاون، کار و رفاه علت مواجه بودن جامعه با مشکل فارغ التحصیلان بیکار را نبود تناسب میان شمار دانشجویان و نیز رشته‌های تحصیلی دانشگاه‌ها با نیاز بازار کار دانسته است.

پرند اشاره کرده به اینکه افراد به ویژه در آینده هر چه سطح تحصیلات‌شان بالاتر باشد با مشکل بیشتر برای یافتن کار روبرو می‌شوند. به گفته رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور،‌ در حال حاضر از یک میلیون و ۵۰۰ هزار دانشجوی کشور ۶۶ درصد در مقطع کارشناسی و ۳۳ درصد در مقطع کاردانی تحصیل می‌کنند که کمتر از ۱۵ درصد آنان تکنسین هستند.

او افزوده است که در حال حاضر برای فارغ‌التحصیلان مقطع دیپلم و فوق دیپلم شغل وجود دارد، اما برای فارغ‌التحصیلان سایر مقاطع تحصیلی یافتن شغل متناسب با تحصیلات با محدودیت همراه است.

پرند همچنین “کاربردی و علمی نبودن” آموزش برخی رشته‌ها را علت دشواری برای فارغ‌التحصیلان آن رشته‌‌ها برای یافتن کار عنوان کرده است. او گفته که بیشترین آمار بیکاری مربوط به فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم رایانه، شیلات، جنگلداری و محیط زیست است.

پرند همچنین اعلام کرده که برای مقابله با مشکل بیکاری فارغ‌التحصیلان، طرح “ارتقاء شایستگی حرفه‌ای دانشجویان و دانش‌آموختگان با رویکرد رفع نیاز بازار کار” در آخرین نشست شورای اشتغال به تصویب رسیده است.

آمار بالای بیکاری دختران فارغ‌التحصیل

با توجه به آمار ارائه شده توسط معاون وزیر کار، از هر سه زن تحصیل کرده یک زن بیکار است. ماه گذشته نیز سهیلا جلودارزاده، مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بانوان و خانواده، گفته بود که “زنان ۶۴ درصد فارغ‌التحصیلان در سراسر ایران را تشکیل می‌دهند، اما تنها درصد ناچیزی از آنان مشغول کار می‌شوند”.
DW.DE
نزدیک نیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها در ایران بی‌کار هستند

به گفته رئیس مجلس ایران ۴۲ درصد از فارغ‌التحصیلان در ایران بی‌کار هستند. این رقم در مورد مهندسان معمار به حدود ۶۰ درصد می‌رسد. مقام‌های جمهوری اسلامی بی‌کاری را بزرگ‌ترین مشکل ایرن توصیف می‌کنند.
ادامه تبعیض علیه زنان در بازار کار ایران
بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ایران رو به افزایش است

“اقتصاد نیوز” با استناد به نظر کارشناسان به چند عامل که موجب بالاتر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان در ایران است، اشاره کرده است. به نوشته این سایت اقتصادی، در کنار مشکلات ساختاری اقتصاد از جمله “رکود حاکم بر بازار کار و تحریم‌ها که ایجاد اشتغال و ورود افراد به بازار کار را با مشکل جدی روبرو کرده”، برخی عوامل فرهنگی حاکم بر جامعه موجب کاهش سهم زنان از بازار کار شده است.

“اقتصاد نیوز” می‌نویسد که فرهنگ مردسالار اکثریت قریب به اتفاق سیاست‌گذاران در ایران از دلایل مهم دور کردن زنان از بازار کار است، چون معیار این سیاست‌گذاران نه شایسته‌سالاری بلکه جنسیت است. در نتیجه از نظر این سیاستمداران اولویت استخدام با مردان است.

به گفته علی جمالی قمی، رئیس امور آمار، برنامه‌ریزی و تامین نیروی انسانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، در پی آزمون استخدامی پیش رو در ایران که در خرداد ماه برگزار می‌شود ۸ هزار نفر جذب بازار کار خواهند شد. اما سایت “فرارو” ۱۹ فروردین (۸ آوریل) نوشت که در این آزمون در عمل به زنان فرصتی بسیار ناچیز برای اشتغال در پست‌های دولتی داده شده است.

سایت “فرارو” از دستورالعمل جدید دولت در آزمون خرداد ماه خبر داد و نوشت که از میان ۲۸۰۰ نفر، ۲۲۸۴ شغل مختص مردان، ۵۰۰ شغل به صورت مشترک میان مردان و زنان و تنها ۱۶ شغل مختص زنان است.

همچنین خبرگزاری مهر در گزارشی که مهر ماه گذشته درباره تقاضای بالای زنان برای اشتغال منتشر کرده بود از جمله دلایل “خانه‌نشینی زنان جویای کار” را رقابت ناعادلانه جویندگان کار و بازار کار مردسالارانه ایران دانسته بود. همچنین هنگامی که زنان وارد بازار کار شوند فرهنگ مرد‌سالار به طور معمول مانع ورود آنان به مشاغل مدیریتی می‌شود.

“اقتصاد نیوز” به سویه دیگر این فرهنگ، یعنی عملکرد زنان نیز اشاره کرده است. برخی از زنان تحصیلکرده و کارآ خود تصمیم به خانه‌نشینی می‌گیرند، چون یا همسرشان مخالف کار کردن آنان است یا نیاز مالی ندارند یا محیط جامعه را ناامن می‌دانند یا پس از فرزندآوری ترجیح می‌دهند تمام وقت خود را صرف نگهداری از فرزندان خود کنند.

فعالان اقتصادی و فعالان زن ایران گفته‌اند که سیاست‌گذاری‌های دولت ۸ ساله رئيس جمهور سابق احمدی‌نژاد موجب دو برابر شدن نرخ بیکاری زنان شد. در عین حال ناظران مسائل ایران می‌گویند که محدود کردن حضور زنان در عرصه‌های کار و سیاست در دوره رئيس جمهور کنونی، حسن روحانی هم ادامه یافته است.

No responses yet

May 15 2015

وکیل تامین اجتماعی: مرتضوی همدست زنجانی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: وکیل سازمان تامین اجتماعی ایران در پرونده شکایت از سعید مرتضوی، رئیس سابق این سازمان، می‌گوید که آقای مرتضوی «پنج» چک این سازمان را به مبلغ بیش از ٤٤٤ میلیارد ین ژاپن «شخصا نوشته» و به بابک زنجانی داده تا او «بدهی خود را به وزارت نفت بپردازد».*

مجتبی نظری، وکیل این سازمان، در مصاحبه با روزنامه شرق که روز پنج‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت، منتشر شد تاکید کرد که سعید مرتضوی «همدست» بابک زنجانی بوده است.

به گفته او، رقم این چک‌ها نیز «دو میلیارد ین» بیشتر از مبلغ تفاهم بابک زنجانی با سازمان تامین اجتماعی نوشته شده و مسئولان سابق این سازمان دلیل این موضوع را «اشتباه چشمی» ذکر کرده‌اند.

خبرگزاری کار ایران، ایلنا، پیش از این گزارش داده بود که سعید مرتضوی، رئیس سابق سازمان تامین اجتماعی، دستور واگذاری ۱۳۸ شرکت این سازمان به بابک زنجانی را صادر کرده و پنج فقره چک «تضمینی» به مبلغ ۴۴۲ میلیارد ین ژاپن را به او داده است.

در همین زمینه حسین دهدشتی، رئیس کمیته تحقیق و تفحص مجلس ایران از سازمان تأمین اجتماعی، در آذرماه ۹۳ گفته بود که این چک‌ها در اختیار وزارت نفت است.

وکیل سازمان تامین اجتماعی در پرونده شکایت از سعید مرتضوی در مصاحبه خود خبر داده است که این چک‌ها هنوز به این سازمان «برنگشته است».

به گفته آقای نظری، پنج چک سازمان تامین اجتماعی به مبلغ «٤٤٤ میلیارد و ٥٢٤ میلیون و ٤٥٤ هزار و ٥٠٠ ین ژاپن» در اختیار بابک زنجانی قرار داده شده تا او «بدهی خود را به وزارت نفت بپردازد».

وی اضافه کرد: «رقم چک‌ها را دو میلیارد بیشتر از مبلغ مندرج در تفاهم‌شده نوشته‌‌اند… سؤال شده چرا این‌ جوری شده است؟ گفته‌اند اشتباه چشمی است. علاوه ‌بر آن… نرخ یکصد ین را چهل هزار ریال گرفته‌اند، در حالی که نرخ آن در بازار آزاد کمتر بوده است، یعنی باز هم اینجا به ضرر سازمان تأمین اجتماعی شده‌ است.»

وی اضافه کرد: «آقای تیرداد خانی، مدیر امور مالی وقت سازمان، در نامه ارسالی به معاون وقت مالی و اداری سازمان عنوان کرده ارقام توسط آقای مرتضوی نوشته شده است. چک‌ها را هم خودش نوشته است، یعنی خودش بلند شده رفته بانک مسکن گفته چک را الان بنویسید و همین الان به من بدهید، در حالی که این کار معمول و روال نیست.»

سعید مرتضوی پیش از این بارها واگذاری ۱۳۸ شرکت سازمان تامین اجتماعی به بابک زنجانی را تکذیب کرده و گفته است که«يک چوب کبريت هم از سازمان تامين اجتماعی پيش او نبوده است».

وکیل سازمان تامین اجتماعی در واکنش به این گفته آقای مرتضوی گفت: «به‌ هرحال تفاهم‌نامه انجام شده، چکی به ایشان داده شده، قرار شده پولی به سازمان بیاید. حالا اگر هم این پول یا معادلش به سازمان می‌آمد، تازه کلی سازمان ضرر می‌کرد، ولی حالا خوشبختانه به علت مسائلی مثلا تحریم‌ها جلویش گرفته شد یا به‌ خاطر مسائلی که برای او پیش آمد و دولت عوض شد.»

آقای نظری اضافه کرد: «این سؤال وجود دارد که اگر چک تضمینی است، چرا پنج تا است؟ می‌تواند یکی باشد؛ پنج تا چک برای این است که دفعه دیگر هم از آنها استفاده کند. ایشان هردفعه رفته با این چک‌ها چند تا کشتی نفتی خریده و پولش را هم نیاورده است.»

وی تاکید کرد: «در چک‌ها ننوشته است چک تضمینی است؛ چک است دیگر… در واقع این آقای مرتضوی است که باید به زندان و سلول بغل‌دستی برود. چون همدست او بوده است.»

بابک زنجانی که گفته می‌شود بعد از تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران با وزارت نفت ایران در دولت محمود احمدی‌نژاد در فروش نفت و انتقال پول آن به داخل کشور همکاری می‌کرد، در دی‌ سال ۹۲ به اتهام پرداخت نکردن بدهی خود به وزارت نفت بازداشت شد.

وکیل سازمان تامین اجتماعی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پرداخت هدیه و پاداش‌های «متفاوت» در دوره مدیریت آقای مرتضوی گفت: «جلوی اسم دریافت‌کنندگان هم کد آمده ‌است. در حالی‌ که اگر شما واقعا مشکلی ندارید، چه لزومی دارد که کد بگذارید. یکی از اینها همین آقای حیدری‌‌فر بوده که در همین بگیروببندها نقش داشته است.»

پپیش از این نیز روزنامه شرق از پرداخت‌های «میلیونی» سعید مرتضوی به حسن زارع دهنوی و علی‌اکبر حیدری‌فر، قضات محکوم شده در پرونده بازداشتگاه کهریزک، خبر داده بود.

دادگاه پرونده کهریزک سعید مرتضوی، علی‌اکبر حیدری‌فر و حسن زارع دهنوی (معروف به قاضی حداد) را به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم کرد.

————————————————————-

* هر يورو در بازار امروز برابر با ۱۳۵ ين و هر دلار برابر با ۱۱۹ ين است

No responses yet

May 12 2015

مهدی خزعلی: جنتی تابع قدرت است، با سفارش پدرش پست گرفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

روز: از روز چهارشنبه هفته گذشته، ۱۶ اردیبهشت بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران آغاز به کار کرد؛ نمایشگاهی که تا کنون بیش از ده عنوان کتاب در زمینه شعر، فلسفه و سیاست در آن جمع آوری و توقیف شده ست. روز جمعه هم نیروهای حراست نمایشگاه با حمله به غرفه انتشارات حیان آن را تعطیل و به گفته مهدی خزعلی مدیر و مالک این انتشارات آن را تاراج کردند. مهدی خزعلی هم در اثر مقاومت در برابر مأمورین به بیمارستان منتقل شد. او پس از مرخصی از بیمارستان با حضور در نمایشگاه اعلام اعتصاب غذا کرد؛ماجرایی نمونه وار که موارد مشابه آن هم در گذشته هم اتفاق افتاده است. اما اتفاق پس از آن ،آنطور که مهدی خزعلی تأکید دارد، اولین بار است که روی می دهد؛ عباس صالحی معاون علی جنتی وزیر ارشاد، که خزعلی می گوید در پی اغراض شخصی غرفه او را تعطیل کرده ، با گل و شیرینی به دیدار او رفت، عذرخواهی کرد و خواهان پایان اعتصاب غذای او شد. مهدی خزعلی هم با پذیرش عذرخواهی معاون وزیر و قول جبران خسارات مالی اعتصاب غذای خود را شکست.

در این باره با مهدی خزعلی گفتگو کرده ایم.

آقای خزعلی اتفاق نادر و عجیبی نبود؟ به هر حال حمله به نمایشگاه یا غرفه پیش از اینها هم صورت گرفته. ولی عذرخواهی مسئولین در سطح معاون وزیر و تلاش برای آشتی؟

من فکر می کنم این حکم عقلانیت بود. چون دیدند اگر ادامه پیدا کند هزینه اش برای نظام می تواند خیلی بالا برود. همان اول که ما آن بنر اعتصاب غذا را بالای غرفه زدیم، فوراً بیست سی نفر از حراست آمدند که باید این را بردارید! من گفتم برای برداشتن این از روی جنازه من باید رد شوید. این بحث ها ادامه پیدا کرد. بعضی نیروهای حراست آمدند و عذرخواهی کردند. برخی می گفتند ما میدانیم که این کار خطا بوده. برخی میگفتند با ما هماهنگ نشده بود… خیلی از نیروهای حراست هم که این عمل را مرتکب شده بودند آمدند حلالیت طلبیدند. ولی زیبایی کار در نهایت این بود که بالاخره در جمهوری اسلامی یک مسئول بیاید و عذرخواهی بکند و بگوید ما خسارت را می پردازیم. به نظر من این یک موفقیت و دستاورد بود برای ما و فکر میکنم باید از آقای صالحی تقدیر بشود که پایه ای گذاشتند که انشاالله دیگران یاد بگیرند.

ولی آقای خزعلی این اتفاق برای هر کسی ممکن بود بیافتد؟ یعنی وضعیت شما در این برخوردها و پی آمدهای بعدی اش به نوعی ویژه نیست؟

ببینید اگر بخواهید اینطور قضاوت کنید، متأسفانه مورد من در زندان هم استثنا بوده، در انفرادی هم استثنا بوده در اعتصاب غذا هم استثنا بوده. اما من فکر میکنم این استثناها با آن شعاری که سر در غرفه ما بود توجیه می شود. آیه ای که می گوید استقامت کن آنگونه امر شده است! آیا کسی این استقامت را می کند یا خیر؟ در واقع این آیه قران شعار سردر غرفه ما بود و بجای تابلوی خودمان این را نوشته بودیم. همین شعار هم باعث شد که حمله کنند و غرفه را به هم بریزند. من فکر می کنم اگر کسی استقامت بکند با یک باور آگاهانه و محکمی و بایستد، نتیجه می گیرد. عموماً این استقامت وجود ندارد و طرف مقابل هم خوب می فهمد که این اهل استقامت هست یا نیست. من بحثم این است که مردم دانشجویان، روشنفکران، دیگران مطالبه کنند.

یعنی موقعیت ویژه خانوادگی یا عامل دیگری موجب نمی شود که با شما و یا برخی دیگر با مدارا برخورد بشود؟

نه، ببینید؛ کدام یک از آقازاده های مسئولین صدر انقلاب الان در زندان هستند؟ کدام یک احکام اینچنینی دارند؟ واقعیت این است که فرزندان مسئولان نسل اول انقلاب را گرفتن، بردن، زدن و زندانی کردن هزینه دارد. ببینید فرزند کدامیک از آیات عظام قم الان در زندان است؟ البته علت این است که صحبت نمی کنند.در حالیکه اگر کسی مصونیتی دارد، حتی بواسطه فرزند فلانی بودن، وظیفه اش هم بالا می رود. آیه لایکلف الله نفسا……یک طرفش این است که اگر من وسع ندارم، تکلیف هم ندارم. اما طرف دیگرش این است که اگر من وسع دارم ، بر اساس آن هم تکلیف دارم. هر نوع مصونیتی که من دارم تکلیف را اضافه می کند، مصونیت پارلمانی، مصونیت جایگاه سیاسی، جایگاه خانوادگی اینها همه مسئولیت فرد را اضافه می کند. فرزندان حضرات آیات و آیات عظام و مسئولین نظام باید بدانند که وظیفه دارند که از مصونیت خودشان به نحو احسن و به نفع مردم بهره برداری کنند.

پس باز مسئله فقط استقامت شخصی نیست، مصونیت سیاسی و خانوادگی هم هست؟

بله من که گفتم. انسان که نمی تواند چشمش را بر روی واقعیتها ببندد. این مصونیتها هم هست. ولی اینها مسئولیت انسان را بیشتر می کند. مشکل این است که دیگرانی هم این مصونیت ها را دارند ولی سخن نمی گویند. یا استقامت نمی کنند. اگر استقامت کنند در مواضع حق، نتیجه هم خواهند گرفت.

اساساً چرا این اتفاق افتاد؟ حمله به غرفه شما و بستن آن؟

من بیشتر فکر می کنم این خلاف سیاست های کلی نظام بود و آقای علی جنتی این کار را در جهت انتقام گیری شخصی اش انجام داد و وقتی من محکم ایستادم و مقاومت کردم،فکر می کنم تصمیم بعدی،یعنی تصمیم به دلجویی، تصمیم نظام بود. چون آقای علوی وزیر اطلاعات گفت که از ما هم برای بستن غرفه خواستند ولی ما اینکار را نکردیم. یعنی حمله ی صبح جمعه به غرفه حیان و به تاراج بردن وسائل آن قطعاً یک انتقام گیری شخصی بود.

ولی از آقای جنتی به عنوان وزیر دولت اعتدال تلقی دیگری هم موجود است. چرا به ایشان بدبین هستید؟

من چنین تلقی از ایشان ندارم. ایشان همیشه تابع قدرت هستند. قبل از انقلاب تا نوزده سالگی در مدرسه حقانی بوده اند. وقتی برادر ایشان حسین را دستگیر می کنند؛ ایشان یازده سال می رود به کویت تاوقتی که مطمئن می شود که شاه رفته ست و دیگر بر نمی گردد، ایشان هم برمی گردد. همیشه مسئولیت داشته؛ در جنگ هیچ دخالتی نداشته. در هشت سال جنگ هم که ما رفتیم و جنگیدیم ایشان پایش هم به جبهه نرسید. هر دولتی هم که سر کار آمده است، فرقی نمی کند کدام، با سفارش های مکرر پدر و روابط مختلف دنبال پست بوده و از هیچ پستی هم سربلند و موفق بیرون نیامده است. چه استانداری خراسان، چه در وزارت کشور و چه سفارت کویت، همه جا یک خطایی دارد که بارز است و ناچار می شوند ایشان را جابجا کنند و بردارند. من در کارنامه سیاسی ایشان یک موفقیت نمی بینم.هر جا که بودند عارضه ای درست شده است.

ولی عذرخواهی معاون او از شما بدون موافقت خود وی و دولت روحانی چطور ممکن است؟ البته شما می گویید تصمیم نظام بوده است.

من فکر می کنم در اثر خرابکاری ایشان به ایشان تکلیف کرده اند که باید عذرخواهی بشود.مثل استانداری خوزستان که در اثر خطای ایشان بلوا شد و تکلیف کردند که عذرخواهی کند؛ اینجا هم دیدند هزینه اش برای نظام زیاد می شود و تکلیف کردند . در خوزستان هم همین اتفاق افتاد، در خراسان هم همین اتفاق افتاد درمعاونت سیاسی وزارت کشور هم همینطور شد و دیگران رفتند و خرابکاری ایشان را جبران کردند. این تصمیم شورای تأمین بود که مسئله به این شکل پیش برود.

حالا علت خصومت شخصی آقای جنتی با شما چیست؟

بالاخره چند ماه از محکومیت زندان من به جرم مقالات انتقادی بود که در باره پدر ایشان آیت الله جنتی نوشته ام.

No responses yet

May 12 2015

یک روز پس از آزادی و در مصاحبه با روز، مجید توکلی: سناریوی خبرگزاری فارس باعث تحقیر من نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: یک روز پس از آزادی مجید توکلی از زندان سراغ او رفتم تا از یکی از سرشناس ترین فعالان دانشجویی ایران که در فضای مجازی از او به عنوان “شرف جنبش دانشجویی” یاد می شود درباره زندان سوال کنم، و آزادی و اینکه وقتی بعد از سالها از زندان آزاد شد و اظهارات محمدجواد ظریف در مورد نبود زندانی عقیدتی و سیاسی در ایران را شنید، چه حسی داشت؟

سخت حرف می زند، می گوید زندان او را تغییر داده و سختی های سالهای اخیر، آگاهی و روحیه اش را. می گوید حالا دیگر کار فرهنگی را به کار سیاسی ترجیح می دهد اما راه ناگزیری که تاکنون طی کرده باید طی می شد تا به آگاهی فعلی برسد.

ترجیح می دهد بیشتر سکوت کند و کمتر حرف بزند و همین مصاحبه را سخت تر می کند. مجید توکلی ۱۶ آذرماه ۸۸ همزمان با روز دانشجو، پس از سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد. او از سوی قاضی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام جمهوری اسلامی به ۵ سال، تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه، توهین به رهبری به ۲ سال و توهین به محمود احمدی نژاد به ۶ ماه زندان محکوم شد؛در مجموع ۸ سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور. اما ۲ سال و نیم از محکومیت زندان او شامل عفو شد و او روز یکشنبه از زندان آزاد شد. مجید توکلی پیش از این درباره حکم اش به روز گفته بود: موارد اتهامی ام در حکم اولیه، شامل عفو عیدفطر و کاملا حذف شده. الان محکومیت ام ۵ سال و نیم شده، ۵ سال اجتماع و تبانی و ۶ ماه هم تبلیغ علیه نظام. روز آزادی ام در پرینت زندان، ۲۰ اردیبهشت ذکر شده.

او درباره موارد اتهامی اش توضیح داده بود: به موارد اتهامی تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی عفو داده نمی شود، بخشی از موارد اتهامی من شامل آن بود برخی نه، حالا همه اتهامات ام غیر از این ۲ مورد عفو خورده و حذف شده و بر همین اساس ۲ سال و نیم از حکم ام عفو خورده است.

یک روز پس از بازداشت این فعال دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار عکس هایی از او با چادر و مقنعه مدعی شد قصد داشته با لباس مبدل از دانشگاه فرار کند. این اقدام خبرگزاری فارس موجی از اعتراض و همزمان حمایت ها از مجید توکلی را به دنبال داشت و مردان زیادی عکس های خود را با چادر و روسری با عنوان کمپین “من مجید هستم” منتشر کردند. حالا از این فعال دانشجویی سوال کرده ام وقتی با سناریوی خبرگزاری فارس مواجه شدی چه کردی و چه حسی داشتی؟ حالا که به آن روزها نگاه می کنی چه فکر می کنی؟

مجید توکلی می گوید: کاری که خبرگزاری فارس کرد و آن مساله در من هیچ وقت تاثیر منفی نگذاشت. هیچ وقت احساس بدی از آن ماجرا به من دست نداد و هیچ وقت احساس تحقیر نکردم. در مقابل دردهای آن روزها، این مساله اینقدر کوچک بود که قرار نبود روی من تاثیر بگذارد ، در دادگاه یا بازجویی ها یا بعد از آن تا هر روز دیگری که باشد. این چیزها خیلی برای من کوچک است و نمی توانست روی من تاثیری بگذارد. من آن روزها انتخاب کرده بودم و جلو رفتم.

او توضیح می دهد: فکر می کنم ناگزیر بودم. آن کارها را باید انجام می دادم، براساس آگاهی آن زمان من، آن کارها باید انجام می شد. می دانستم بازداشت می کنند اما نوعی بی قراری و شرایط آن روزها ایجاب می کرد کارهایی بکنم. کاری که خبرگزاری فارس کرد نمی دانم. راستش بعد از آنکه در دانشگاه صحبت کردم احساس می کردم دیگر هیچ چیزی برایم اهمیت ندارد. یک نوع سختی که آدم احساس می کند شکست می خوریم و این شکست حق مان نیست و حالا که نمی توانیم از درد و رنج دیگران بکاهیم، نوعی فرار برای اینکه خودمان را در درد و رنج دیگران سهیم کنیم. همیشه ته اش این بود که عیب ندارد من هم مثل بقیه. فقط همین بود؛ ناتوانی در حل مساله و سهیم شدن در درد و رنجی که هیچ کسی نمی تواند راهی برای خروج از آن پیدا کند. ولی امروز که به آن نگاه می کنم می بینم می توانست اینطور نباشد ولی مستلزم این بود که از مسیری مثل همین می گذشتم و آگاهی پیدا کنم.

و حالا که بعد از ۵ سال و نیم از زندان آزاد شده: کمی روحیات ام تغییر کرده، وقتی روحیات ام تغییر کرده ، قاعدتا در گذر زمان ، آگاهی من نسبت به مسائل اطرافم تغییر کرده. درواقع هم آگاهی تغییر کرده هم روحیه. من قبل از بازداشت ام نوع بدبینی داشتم، بدبینی یکسویه. خوش بینی ام هم همین طور. درواقع در یک فضای دوقطبی که حتی ایجاب می کرد آدم روحیه انقلابی پیشه بگیرد. ولی الان می توانم بگویم بدبینی ام دوسویه شده و نوع خوش بینی ام هم همین طور، که این چیزی غیر از روحیه انقلابی می طلبد. اساسا من در چنین وضعیتی هستم ، احساس می کنم آگاهی من به طور بنیادین تغییر کرده. اتفاقی که طی این سالها برای من افتاده این بوده. اگر چیزی از جنس درد و رنجی بوده در این سالها، سعی کردم احساس نکنم با درد و رنج مواجه ام ولی همان در این آگاهی و تغییر تاثیر داشت.

مجید توکلی می گوید: الان هم که آمده ام بیرون، امروز در جایگاهی که ایستاده ام، وقتی به گذشته نگاه می کنم فقط از جنس شادی و خوشحالی است، اینکه روزهای سخت و تلخ گذشت؛ ولی وقتی به آینده می کنم نوعی احساس سختی دلتنگی دارم. چون آن بدبینی دو سویه که خدمت شما عرض کردم و تاثیر عمیق در آگاهی من،شرایط ویژه ای برایم پیش آورده که احساس مسئولیت بیشتر می کنم، احساس دردمندی بیشتر می کنم و این وضعیت خاصی برای من پیش آورده. الان یک روز بعد از آزادی دقیق نمی توانم کلمه ای را پیدا کنم و بگویم ولی حس نگرانی و حس دغدغه ای است که احساس میکنم نباید باشد و همین باعث می شود خیلی به من فشار بیاید.

او از نگرانی و دغدغه اش می گوید: ۵ سال پیش که رفتیم زندان فکر می کردیم پایان زندان و بعد آزادی، پایان این فشار است. دو سه سال هم که از زندان گذشت همین فکر را می کردم اما نمی دانم چرا از مدتی پیش که معلوم شد محکومیت ام کاهش پیدا کرده و به زودی آزاد می شوم و حتی مرخصی چند روزه که آمدم احساس کردم فشارها دارد بیشتر می شود و هنوز نتوانسته ام ریشه یابی کنم.

مجید توکلی الان چه تصمیمی دارد؟ بعد از آزادی می خواهد چه بکند؟ می گوید: نمی دانم، خودم مطمئن نیستم چکاری می خواهم بکنم ولی هرکاری که هست کار فرهنگی خواهد بود نه کار سیاسی. قطعا ترجیح ام این است که کاری از جنس معطوف به آزادی باشد. اگر توانایی اش را داشته باشم.

دیویر کیس، خبرنگار دیلی بیست مهر ۹۲ اعلام کرد که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال او مبنی بر اینکه مجید توکلی چه زمانی آزاد خواهد شد گفته نام نسرین ستوده را شنیده ولی مجید توکلی را نمی شناسد. ظریف، هفته گذشته هم در مصاحبه با شبکه پی بی اس وجود زندانیان عقیدتی را انکار کرد که واکنش زندانیان سیاسی سابق و فعلی و همچنین فعالان عرصه های مختلف را برانگیخت.از مجید توکلی سوال می کنم : چه احساسی داشتید وقتی این ادعاهای آقای ظریف را شنیدید؟

این فعال سیاسی می گوید با دیدن این ادعاها احساس بدی به او دست نداده است: من فکر می کنم ایشان با لحن نامناسبی جواب داده ولی احساس بدی به من دست نداد وقتی آن مطلب را خواندم. فکر می کنم مدل و جنس صحبت کردن یک مقام مسئول در ایران این است. اساسا آقای ظریف نسبت به مساله جیسون رضائیان حساسیت پیدا کرده و پاسخ او فرض اش این بود که بحث جیسون رضائیان است. من جنس پاسخ های جمهوری اسلامی را می دانم. احساس کردم آقای ظریف پاسخ اش از سر فشار است. او یک دیپلمات کارکشته در حیطه کار خودش است اما خیلی از مسائل دیگر را خوب درک نمی کند. اینقدر که ما انتظار داریم درک نمی کند اما قرار نیست همه، همه چیز را درک کنند. من ترجیح می دهم با احساس اولیه ای که مواجه شدم حرف بزنم. خیلی احساس بدی به من دست نداد. فکر می کردم اتفاقی عادی است که افتاده.

مجید توکلی می گوید: این حرف را نوعی جهل از طرف آقای ظریف می دانم. نوعی نادانی آقای ظریف است. آقای ظریف آدم نادانی نیست ولی متاسفانه در بعضی مسائل نتوانسته آگاهی لازم را به دست بیاورد. برخی مسائل را درک نمی کند و عدم درک اش از این مسائل باعث شده جملاتی بگوید که عده ای را آزرده کند؛ می تواند خیلی ها را آزرده بکند. ولی من احساس کردم که فقط نادانی است. نمی دانم در اینجا این نادانی یک رذیلت اخلاقی هم هست یا نه، که اسم اش را دروغ بگذاریم یا نه. اما من در وهله اول مواجهه ام با این مساله احساس نکردم که ایشان دروغگویی را پیشه گرفته. احساس کردم درک نمی کند بعضی مسائل را. هرچند وضعیت خاص ایشان ایجاب می کند که در یک سطح خاصی فقط تاکتیک هایی را برای پیشبرد برنامه خاص خودش به کار گیرد که همین باعث می شود دقت نکند و نسبت به خیلی مسائلی که برای مردم ایران مهم است نادانی داشته باشد.

مجید توکلی برنده جایزه صلح ۲۰۱۳ از سوی کمیته برگزاری جایزه بین المللی صلح دانشجویی است و نام اش بر سنگفرش یکی از خیابان های تروندهایم نروژ ثبت شده است.

او در اردیبهشت ۸۶ هم بازداشت و ۷ ماه پس از بازداشت به ۳۰ ماه زندان محکوم شده بود. او اما از اتهامات اش در آن پرونده که در ارتباط با نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر بود تبرئه شد.

او یک بار نیز در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت و پس از ۱۱۵ روز با قرار وثیقه آزاد شده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .