اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'هاشمی رفسنجانی'

Jan 20 2013

شایعه آزادی کروبی و موسوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دادناک: به گزارش دادناک سایت مشرق در خبری کوتاه نوشت: «شنیده ایم که هاشمی رفسنجانی در دیدار تعدادی از دانشجویان، خبر از زندگی آزاد موسوی و کروبی داده و گفته است من که پیگیری کردم گفتند حصر این افراد تقریبا برداشته شده است.»

همچنین این سایت گزارش داده است که برخی نزدیکان کروبی هم مدعی شده اند کروبی در حال حاضر زندگی بدون حصر داشته و تنها تیم حفاظتی با خود دارد.

تاکنون هیچ مرجع رسمی این خبر را تائید نکرده است.

مشرق در حالی به نقل از هاشمی رفسنجانی رفع حصر از میر حسین موسوی را مطرح کرده است که اواخر هفته گذشته دادستان کل کشور تاکید کرد که موسوی و کروبی باید توبه کنند.

سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: «موسوی و کروبی افرادی هستند که نسبت به نظام و ملت ظلم کرده و مرتکب خلاف شدند و چنانچه از کرده خود توبه نکنند و جبران مافات نکنند قطعاً صلاحیت حضور در انتخابات و کاندیداتوری ریاست جمهوری را ندارند.»

No responses yet

Jan 20 2013

آیا هاشمی پاسخ زیباکلام را می‌دهد؟ هاشمی به دنبال صدور انقلاب نیست/ او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب هم نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مشرق: چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟
گروه سیاسی مشرق ــ صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی اصلاح‌طلب و مرد همیشگی میدان دفاع از آیت‌الله هاشمی بهرمانی(رفسنجانی) در شماره اخیر نشریه “آسمان” یادداشتی طولانی را با عنوان “کالبدشکافی یک تضاد” منتشر کرد.

او در این یادداشت به بهانه صحبت‌های اخیر یکی از چهره‌های کشور علیه هاشمی رفسنجانی به معرفی آیت‌الله 78 ساله به زعم خود می‌پردازد و در ادامه نسبت‌های عجیبی و غریبی را به هاشمی مرتبط می‌کند.

او در این یادداشت اینطور مدعی می‌شود که هاشمی دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیست و در ادامه این خصلتی ساختگی برای آیت‌الله هاشمی را مورد تقدیس قرار می‌دهد.

خوانش یادداشت این تحلیلگر اصلاح‌طلب سوالات مهمی را پیرامون شخصیت آیت‌الله هاشمی به ذهن متبادر می‌کند که شاید بهتر باشد آیت‌الله به آنها پاسخ دهد و موضع خود را با مجیزگویان پیرامون خود مشخص کند.

در ادامه گزیده‌هایی از یادداشت زیباکلام را می‌خوانید:

***

ــ این فقط آیت‌الله جنتی نبوده و نیست که آقای هاشمی رفسنجانی زحمت پاسخ دادن به وی را به خود نداده و نمی‌دهد. امروزه در کنار آقای جنتی می‌بایستی از آیت‌الله مصباح، سیداحمد علم‌الهدی، سیداحمد خاتمی، حمید رسایی، سیدحمید روحانی، جعفر شجونی و در مراحل بعدی از صف طولانی از اصولگرایان مکلا نام برد. از جناب حداد عادل گرفته تا جناب حسین شریعتمداری، مهدی کوچک‌زاده، سردار کوثری تا برسیم به رده‌های دیگر که شامل عباس سلیمی نمین و این دست نمایندگان فکری جناح راست می‌شود. واقع مطلب آن است که از سال 84 که این روند به راه افتاده تا به امروز آقای هاشمی رفسنجانی به هیچیک از توهین‌ها، تحقیرها و هتک حرمت‌ها پاسخ نداده است.

ــ فراموش نکرده‌ایم که در جریان انتخابات سال 1384 چگونه آقای احمدی نژاد و طرفدارانش آن موج گسترده و نیرومند ضد هاشمی رفسنجانی را به راه انداختند و با تمام توان سعی کردند که تصویر هاشمی را اینگونه برای توده‌ها و محرومان دربیاورند که او، خانواده‌اش و اطرافیانش سمبل اشرافی‌گری، خوردن، بردن و سوء استفاده از بیت‌المال هستند. و حالا احمدی نژاد قهرمان، این رابین هود اسلامی، آمده تا بساط اشرافی‌گری و زورگویی یا به قول آقای جنتی “گردن کلفتی” این باند خودکامه و متجاوز به بیت‌المال را سرنگون کند و به جای آن سفره عدالت و رسیدگی به محرومین و مستضعفین را پهن کند.

ــ این هم حکایتی است که در جامعه مارکسیست زده ما، “گناه” هاشمی آن بود که می‌خواست “ایران را ژاپن اسلامی” نماید. واقعاً که جنایتی از این بیشتر قابل تصور نیست که یک نفر خواسته باشد ایران عقب‌مانده را به ژاپن تبدیل نماید.
بعد دوم خرداد شد. عباس عبدی و اکبر گنجی به همراه طیفی از دوم خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان سرمست از باده پیروزی دوم خرداد و مغرور از اینکه کار تمام شده است، زدن هاشمی رفسنجانی را شروع کردند. در روزنامه‌های منتسب به دوم خردادی‌ها سعی کردند تا با نقد به هاشمی خود را در هیبت روشنفکری، دگراندیشی و فرهیختگی درآورند. از دید یا به زعم اصلاح‌طلبان رادیکال، هاشمی رفسنجانی مسئول همه نابسامانی‌ها و مصیبت‌های بعد از انقلاب بود.

ــ علیرغم تفاوت و تنوع در گرایشات سیاسی تمامی مخالفین از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست، تمامی آنها در یک وجه اساسی با یکدیگر مشترکند. جملگی آنها تندرو، رادیکال، افراطی و یا آرمان گرایانی ایده‌آلیست هستند که هاشمی رفسنجانی را بزرگترین مانع تحقق آرمان‌هایشان می‌پندارند. بعلاوه جملگی خود را حقیقت مطلق و مطلق حقیقت می‌پندارند و غیر خود را باطل، منحرف، گمراه، وابسته، ترسو، فریب خورده و…

ــ هاشمی رفسنجانی در اساس فردی است معتدل، میانه‌رو، واقع‌گرا و واقع‌بین. او نه یک آرمانگراست، نه یک ایده‌آلیست و نه به مدینه فاضله‌ای باور دارد.
او نه با فرهنگ، تمدن، کشور، ملیت، مردم و مذهب دیگری سر جنگ دارد و نه به دنبال صدور انقلاب به کشورهای دیگر و در سطحی گسترده‌تر به همه دنیاست. او حتی با غرب و آمریکا هم دشمنی ندارد. و نه اصراری دارد تا به جهانیان نشان دهد که ایرانی‌های مسلمان از دیگران بالاتر، برتر و شایسته‌تر هستند.

ــ شاید حتی خود هاشمی هم نتواند به درستی و خیلی دقیق به ما بگوید او دقیقا از چه زمانی آن آرمان‌ها و رویاهای انقلابی را پشت سر گذارده و وارد دنیای واقعیات می‌شود. اما یقینا این تحول اتفاق افتاده است. تماس با آمریکایی‌ها در جریان مک فارلین در سال‌های اواسط دهه 1360 و رفتن خیلی جدی به دنبال عادی‌سازی رابطه با آمریکا، بازگشایی دانشگاه‌ها و عملا پایان بخشیدن به جریان انقلاب فرهنگی علیرغم مخالفت شدید دانشجویان رادیکال اسلام‌گرا و سایرین که همچنان به دنبال اسلامی کردن دانشگاه‌ها و اسلامی کردن علوم انسانی بودند؛ و بالاخره و مهمتر از همه ترغیب و مجاب کردن مرحوم امام در پذیرش قطعنامه 598 و پایان دادن به جنگ با عراق، جملگی حکایت از این می‌کنند که او یقینا در همان سال‌های نخست انقلاب از آرمان‌گرایی انقلابی به درآمده و وارد دنیای واقعیت‌ها شده بود.

ــ جهت‌گیری اقتصادی ایشان بعد از جنگ و در نخستین دوره ریاست جمهوری‌اش تردیدی باقی نمی‌گذارد که او دیگر به دنبال آرمان‌های انقلابی نیست.

ــ هاشمی رفسنجانی با هدف عادی سازی و تنش‌زایی با غرب در حقیقت اصل انقلابی تضاد با نظام سلطه را هم به چالش درآورده بود. او البته نه موفق شد اصلاحات اقتصادی‌اش را به ثمر برساند و نه توانست تحولی در تنش‌زدایی با غرب به وجود آورد. او به زحمت توانست روابط با عربستان و همسایگان عربمان در خلیج فارس را تا حدودی به سمت تنش زدایی و کاستن از دشمنی‌ها سوق دهد. اما نه در عرصه عادی سازی رابه با آمریکا و نه حتی اروپا توانست موفقیتی به دست آورد.

ــ اگرچه خود او رسما و علنا به قطار دوم خرداد و اصلاح‌طلبی نپیوسته بود اما عقبه سیاسی‌اش در آن قطار جا خوش کرده بودند.

ــ می‌رسیم به آخرین نکته: ایران امروزی مملو از چهره‌ها و شخصیت‌هایی است که همچون آقای هاشمی رفسنجانی نه دیگر به ستیز و دشمنی با غرب باور دارند، نه معتقدند که ایران اسلامی یک مسئولیت جهانی دارد مبنی بر رهبری یک پیکار یا جهاد تاریخی علیه نظام سلطه و استکبار جهانی به رهبری آمریکا، و به جای همه این وظایف انقلابی، به فکر آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و این دست خواسته‌هاست. فی‌الواقع بجز اصولگرایان، آنهم بیشتر و عمدتا اصولگرایان تندرو، اساساً کسی دیگر به آن ادبیات و جهانبینی باور ندارد.

ــ چرا حاضر نیستند بپذیرند که هاشمی بعنوان یک انسان، از این حق برخوردار است که نخواسته باشد به آن ادبیاتی که سی، چهل سال پیش به آنها باور داشته، امروزه دیگر اعتقادی نداشته باشد؟

ــ عملکرد اصولگرایان و احمدی نژاد ظرف قریب به 8 سال گذشته در حقیقت به نفع جایگاه و اعتبار هاشمی رفسنجانی تمام شده.

ــ می‌ماند این پرسش ساده: آیا هاشمی رفسنجانی آنگونه که اصولگرایان تندرو و افراطی آرزو می‌کنند و اصرار می‌ورزند، تمام شده است؟ شاید حق با اصولگرایان تندرو باشد و هاشمی رفسنجانی از نظر سیاسی دیگر تمام شده باشد، و شاید هم تحولات آینده ایران نشان دهد که اصولگرایان تندرو در این باور که هاشمی را تمام شده تصور کرده بودند یک مقداری شتابزدگی به خرج داده بودند.

***
به گزارش مشرق، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که زمانی مقام معظم رهبری ایشان را رکن رکین نظام نامیده‌اند و امام راحل نیز درباره ایشان فرمودند: “هاشمی زنده است چون نهضت زنده است”؛ شاید بهتر باشد به سؤالاتی که با خواندن یادداشت آقای زیباکلام درباره ایشان ایجاد شده پاسخ بدهند.

سوال اول: از آقای هاشمی این انتظار وجود دارد که پاسخ بدهند آیا واقعاً دیگر به دنبال آرمان‌های انقلاب نیستند؟!

سوال دوم: تئوری ژاپنیزه کردن ایران در زمان طرح مورد تقبیح مقام معظم رهبری قرار گرفت. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ادعای زیباکلام درباره قصد ایران برای ژاپنیزه کردن ایران تکذیب می‌کنند یا اینکه با سکوت خود، آنرا تلویحاً تأیید می‌کنند؟

سوال سوم: امام راحل ما “صدور انقلاب” را بعنوان یکی از اساسی‌ترین خواست‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی مطرح کرده‌اند. این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها بر این خواست انقلابی به انحاء مختلف صحّه گذاشته‌اند. آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچنان به بحث صدور انقلاب اعتقاد راسخ دارد یا اینکه آنها را وا نهاده و به کناری گذاشته است؟

و سوال چهارم: صادق زیباکلام جامعه ما را جامعه‌ای مارکسیست‌زده معرفی می‌کند. از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این انتظار وجود دارد که بعنوان فرمانده جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی و یک کارشناس مبرّز مسائل دینی به این ادعا پاسخ بدهند و بگویند که آیا ایشان نیز همانند زیباکلام جامعه ایران را مارکسیست زده می‌دانند یا جامعه‌ای اسلامی؟

No responses yet

Jan 19 2013

اماخبرهای انتشار یافته و انتشار نیافته در باره موقعیت هاشمی رفسنجانی و فرزندان او می گویند:

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

انقلاب اسلامی: باوجود این، در 9 دیماه 91، خبرگزاری مهر گزارش کرده است: 10 ماه پس از تقاضای صدور مجوز چاپ کتاب «صراحت‌نامه» (مصاحبه با هاشمی رفسنجانی در باره نامه به مقام معظم رهبری و…) انتشار این کتاب در انتظار مجوز ارشاد است و مدیر اداره کتاب می‌گوید مجوز «به زودی» صادر می‌شود.

کتاب «صراحت نامه» شامل متن کامل گفتگویی است که هاشمی رفسنجانی با ماهنامه مدیریت ارتباطات انجام داده و سال گذشته در این ماهنامه منتشر شده است. با وجود این، پس از 10ماه که از تقاضای صدور مجوز برای انتشار کتاب می گذرد، کتاب کماکان در انتظار صدور است و بنا بر اعلام ناشر هنوز پاسخی به تقاضای او داده نشده است.

◀در 8 دی 91، خبر آنلاین، قول علم الهدی امام جمعه مشهد را گزارش کرده است. او از جمله گفته است: «در ﺳﺎل 88 در ﺷﻬﺮﯾﻮر ﻣﺎه ﮐﻪ اﻋﻀﺎء ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺒﺮﮔﺎن رﻫﺒﺮي ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮت آﻗﺎ رﺳﯿﺪﻧﺪ اﯾﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﮔﻔﺘﻢ – و آﻗﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ آﻗﺎي ﻫﺎﺷﻤﯽ رﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﮐﺮدﻧﺪ- ﻣﯽداﻧﯿﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﭘﺸﺘﺶ ﺧﺎرﺟﯽﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻓﺘﻨﻪ ﮐﻨﻨﺪ و در واﻗﻊ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻘﻠﺐ در اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت را آنﻫﺎ ﻣﻄﺮح ﮐﺮدﻧﺪ؟. آﻗﺎي ﻫﺎﺷﻤﯽ رﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺳﺮي ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺗﮑﺎن دادﻧﺪ و ﺑﯿﺎﻧﺎت ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈﻢ رﻫﺒﺮي را ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﺮدﻧﺪ.»

انقلاب اسلامی:اما هاشمی رفسنجانی، در نامه خود، پیشاپیش در باره تقلب، به خامنه ای هشدار داده بود. در یک جای نامه گفته بود: « در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت» و درپایان نامه نیز باز گفته بود: « لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته بحق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد».

خامنه ای، هشدار او را نشنید و تقلب بزرگ روی داد و هاشمی رفسنجانی موضع گرفت. پس نمی توانسته است قول خامنه ای را تصدیق کرده باشد. پس یا علم الهدی دروغ گفته است و یا، هاشمی رفسنجانی ناگزیر از این اعتراف شده است که عامل خارجی که تقلب در انتخابات را مطرح کرده است، او و فرزندش مهدی هستند.شاهد از راه رسید و زاکانی فاش گفت آنچه را هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی در باره تقلب در انتخابات گفته بوده اند. در زیر قول او و توضیح ما را می یابید.

◀ در 11 دی 91، محسنی اﮊه ای، «دادستان کل»، گفته است: از سه روز پیش، فائزه هاشمی را به خاطر «اقداماتی مخالف مقررات زندان» به زندان انفرادی برده اند تا تنبیه شود. هم او گفته است:کیفر خواست مهدی هاشمی یا صادر شده و یا بزودی صادر می شود و دادگاه تشکیل می گردد.

◀ بنا بر اطلاع از داخل، از منبع دیگری، این نه واواک و اطلاعات سپاه هستند که بر نوارهای چهارگانه گفتگوهای مهدی هاشمی رفسنجانی دست یافته اند و آن را منتشر کرده اند، بلکه این در خارج از کشور است که این نوارها، در زمانی که تیم طائب مدرکی در اختیار نداشته و نمی یافته است، منتشر شده اند و تیم طائب از آن سود جسته است.

◀ طرف اصلی هاشمی رفسنجانی و خانواده او، حالا دیگر احمدی نژاد و گروه او نیستند، بلکه گردانندگان سپاه و مافیاهای نظامی – مالی هستند. بیت خامنه ای، خصوص مجتبی خامنه ای، می خواهند هاشمی رفسنجانی قدرت نگیرد و در همان حال نمی خواهند یکسره از صحنه بیرونش کنند. زیرا از هاشمی رفسنجانی ضعیف، در تعادل قوا، هم در رﮊیم و هم با «روحانیت» کار ساخته است.

◀ در 15 دی91، بی بی سی فارسی خبر داد که علی مطهری و چند «نماینده» دیگر نزد هاشمی رفسنجانی رفتند و از او خواستند نامزد ریاست جمهوری بگردد. او نپذیرفت. اینان از او خواستند که نامزدی را معرفی کند. و علی مطهری این خبر را تکذیب کرد.

❊زاکانی: هاشمی رفسنجانی می گفت در انتخابات ریاست جمهوری تقلب شده و محسن رضائی می گفت: 8 میلیون از این آراء آب است:

در 17 دی 91، بولتن نیوز، مصاحبه طولانی علی رضا زاکانی، «نماینده» مجلس مافیاها و عضو کمیته ای را انتشار داده است که از سوی مجلس مأموریت یافت به اعتراضهای موسوی و کروبی به «انتخابات» ریاست جمهوری رسیدگی کند. او از جمله گفته است:

« آقاي هاشمي ضمناً بيان كردند كه شائبه تقلب به شكل جدي وجود دارد، وي به گفته آقاي ر‌یشهري استناد كردند كه ايشان خودش به ايشان گفته بود كه يكي از افراد شهرري كه پدرش در كهك قم مي‌نشينند، رفته بود به پدرش سر بزند و در آنجا در روز جمعه پانزدهم خرداد، يعني يك هفته قبل از انتخابات، مي‌رود و مي‌بيند پدرش نيست و وقتي پدرش برمي‌گردد مي‌بيند سرانگشت ايشان جوهر استامپ دارد. سؤال كرده و پدرش گفته بود رفتم به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهم و 50 هزار تومان هم پول گرفته‌ام. ايشان مي‌گفت: «آقاي ريشهري اين را گفته بود». نكته دوم اين بود كه مي‌گفت: «آقاي رضايي مي‌گويند حدود 8 ميليون اين آرا، «آب» است، يعني آب توي آن بسته‌اند و عدد رأي پايين‌تر است». پرسيديم: «خود ايشان گفته‌اند؟» گفتند: «بله»، پرسيديم: «استدلالشان چيست؟» به استدلالشان نپرداختند.

همان روز پيش آقاي رضايي رفتيم. آقاي نادران، آقاي جلالي، آقاي ابوترابي و بنده و آقاي دانش‌جعفري – ‌كه مسئول ستاد آقاي رضايي بود- هم حضور داشتند. ايشان گلايه كردند و گفتيم به اين گلايه‌ها رسيدگي خواهيم كرد، اما پرسش اول ما اين است كه شما كه گفته‌ايد 7 يا 8 ميليون رأي نادرست است، با چه استدلال اين را بيان كرديد؟ آقاي رضايي پاسخ داد: «چون حوزه‌هاي انتخابيه مصرف تعرفه‌شان را به ستاد مركزي انتخابات اعلام مي‌كردند، تا ساعت پنج بعدازظهر روز بيست و دوم ميزان مصرف تعرفه 17ميليون اعلام شده بود و از ساعت پنج بعدازظهر تا ده شب را ضربدر دقيقه و 60 ثانيه مي‌كردند و ميانگين افراد را هم بيان مي‌داشتند و مي‌گفتند امكان ندارد در آن فاصله 21 ميليون نفر ديگر رأي داده باشند».من پرسيدم، مگر ما رأي‌گيري الكترونيك داريم كه هر كدام خورد، در مركز شماره بيفتد. رأي‌گيري دستي است. ممكن است در جايي شش بسته تعرفه مصرف كرده باشد و اعلام نكنند و بعداً اعلام كنند، لذا اين استدلال از اساس باطل است و بر چارچوب منطقي شكل نگرفته است. به نظرم خود ايشان هم مجاب شد».

انقلاب اسلامی:بدین سان، شاهد از راه رسید و مسلم شد که هاشمی رفسنجانی گفته است در انتخابات تقلب شده است. پس اگر خامنه ای مدعی شده باشد، خارجی ها تقلبی بودن انتخابات را پیش کشیده اند، این کار را توسط هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی کرده اند. و اما، به خاطر خوانندگان گرامی می آورد که خامنه ای مدعی شد 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند. در همان زمان، گذشته از گزارشهائی که از تهران و شهرهای ایران دریافت کرده و منتشر کردیم، بر اساس حداقل زمان لازم برای این که یک رأی دهنده رأی بدهد و بر این اساس که از 8 صبح تا 10 شب در تمام ایران متصل رأی داده باشند، محاسبه انجام دادیم و مسلم شد که حد اکثر 26.8 میلیون تن می توانسته اند رأی داده باشند. و اینک فاش می شود که محسن رضائی همان روش را بکار برده و دانسته است که «8 میلیون رأی» آب است. اما بدون تردید، دست کم 13 میلیون رأی آب بوده است. چرا که وقتی از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر، 17 میلیون رأی می دهند و بدون تردید، در شهرهای کوچک و روستاها، پیش از پایان زمان مقرر، اخذ آراء پایان می یابد، در 5 ساعت، حتی نصف این تعداد نیز رأی اخذ نمی شود. بر فرض که حتی از نصف بیشتر، 9 میلیون رأی اخذ شده باشد، باز کل آراء 26 میلیون می شود. و حقیقت اینست که در آنتخابات» خرداد 88 کمتر از این عده رأی داده اند و بدون تقلب ممکن نبود نام احمدی نژاد را از صندوق بیرون آورد.

No responses yet

Jan 16 2013

ماجرای خواب عسگراولادی و حمایت مجدد وی از موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: حبیب‌الله عسگر اولادی در تازه‌ترین سخنان خود بار دیگر بر مواضع اخیرش در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاکید کرد و با اعلام اینکه «آقای موسوی و کروبی را برادر خود می‌دانم» گفته است که این افراد «مجرم» نیستند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که چند روز پیش حبیب‌الله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو هیات موتلفه در سخنانی گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی «راس فتنه» نبوده‌اند و آنها «یاران انقلاب» بوده‌اند.

این سخنان واکنش‌ها و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت تا در نهایت «انتخاب» نوشت که عسگر اولادی در این زمینه خواب خمینی را دیده است و خمینی به او گفته از شرایطی که برای کروبی پیش آمده ناراحت است.

انتخاب افزوده بود که عسگر اولادی این خواب را با خامنه‌ای در میان می‌گذارد و در نهایت خامنه‌ای هم به این عضو هیات موتلفه اجازه می‌دهد هر طور دوست دارد موضع بگیرد.

با افزایش انتقادها، حبیب‌الله عسگراولادی بار دیگر به میدان آمد و این بار با «برادر» خواندن میرحسین و کروبی؛ و اینکه این افراد مجرم نیستند گفت: «برخی خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده‌اند که در موردشان بی‌ربط می‌گویند.»

وی همچنین ماجرای خواب دیدن خود را هم تکذیب کرد؛ اما باز هم به حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخت.

در واکنش به این سخنان هم امروز سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت انتشار سلسله گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی اعضای حزب موتلفه اسلامی با بریتانیا را آغاز کرد که در نخستین بخش این گزارش به برخی روابط سیاسی و تجاری اسدالله عسگراولادی با سفارت بریتانیا و برخی فعالیت‌های وی در لندن اشاره شده است.

در همین حال امروز مرتضی نبوی٬ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در موضع‌گیری همسو با آقای عسگراولادی گفت: ‌«برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.»

No responses yet

Jan 14 2013

وحشت نه ساله خامنه ای از گردن کلفت ها، مجتبی واحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

گویانیوز: مجتبی واحدی:
خامنه ای در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند

شیخ احمد جنتی پس از ماهها غیبت باردیگر در تریبون نماز جمعه تهران حضور پیدا کرد و البته این حضور بیش از حد معمول، خبر ساز شد. وی که تنها سه روز بعد از سخنرانی هشدار آمیز رهبر، خطبه های نمازجمعه را ایراد می کرد به موضوع « انتخابات آزاد » نیز اشاره کرد و در این خصوص اظهار داشت :« شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند و یکی از آنها که از همه گردن کلفت تر است مدت ها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر او این خط را دنبال کردند ». البته احمد جنتی از انگیزه کافی برای ناسزاگویی به متقاضیان «انتخابات آزاد»‌ بر خوردار است زیرا او در دودهه گذشته همواره متهم ردیف اول در قلع و قمع های انتخاباتی بوده است اما آنچه بیش از انگیزه های شخصی، احمد جنتی را به درشت گویی اخیر وادار کرده، یک خصلت شخصی رهبر است. خامنه ای علاقه دارد هر نوع ابراز موافقت یا مخالف خوانی با امور سیاسی، اقتصادی و مذهبی در هماهنگی با اظهارات واراده او باشد. این نکته را همه اطرافیان رهبر به خوبی درک کرده اند. لذا جنتی پس از مدت ها غیبت، به عرصه بازگشته تا در مورد آزادیخواهان انتخاباتی سخنی بگوید که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ توسط رهبر بیان شده بود. در آن زمان، قرار بود انتخابات مجلس هفتم بر گزارشود تا به گفته جنتی « وقتی انسان رادیوی مجلس را باز می کند دیگر از سخنان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم دچار “تن لرزه” نشود». برای تحقق این خواسته جنتی و همفکرانش، بیش از دو هزار نفر از داوطلبان نمایندگی رد صلاحیت شدند و به تعبیر رؤسای وقت قوای اجرائیه و مقننه، تکلیف ۱۹۰ کرسی از دویست وهفتاد کرسی پیشاپیش توسط شورای نگهبان معین گردید. در آن زمان، اکثریت نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به رویه شورای نگهبان دست به تحصن زدند و خواستار رسیدگی به موضوع شدند. خاتمی و کروبی که یکی ریاست دولت و دیگری ریاست مجلس را به عهده داشت مذاکراتی را با رهبر آغاز نمودند. رهبر هم ظاهراً دستوری خطاب به شورای نگهبان صادر نمود اما چون جدیتی در آن دستور وجود نداشت شورای نگهبان راه خود را ادامه داد. آخرین درخواست رؤسای دو قوه از رهبر، تعویق در برگزاری انتخابات بود اما رهبر که برای راحت شدن از پدیده ای به نام مجلس آزاد، شخصاً جریان رد صلاحیت ها را هدایت می کرد در برابر رؤسای قوا ایستاد. بهانه او در آن زمان این بود که « کسانی هستند که زیاده خواهند و همانطور که عرض کردیم با گردن کلفتی می خواهند کار خود را پیش ببرند» [‪پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۲ ‬]. کسانی که رهبر از آنها به عنوان « گردن کلفت های زیاده خواه » نام می برد نمایندگان سرشناس مجلس ششم ودر رأس آنها پیر شجاع بهزاد نبوی بودند که آمادگی خود برای کناره گیری از کاندیداتوری را اعلام کرده بودند به شرط آنکه سایر کاندیداهایی که به ناحق رد صلاحیت شده اند به صحنه انتخابات باز گردانده شوند.

اظهارات اخیر رهبر و هشدار او به کسانی که از انتخابات آزاد سخن می گویند نشان می دهد در واقع آنچه که همواره آقای خامنه ای را رنج داده، خواسته مشروع آزادیخواهان برای بر گزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد بوده و هست؛ همان چیزی که او به خیال خویش از سال ۱۳۸۲ پرونده آن را بسته اما بسیاری از اصلاح طلبان، از هوش کافی برای تشخیص نقشه او بر خوردار نبوده اند.

سخن دیروز شیخ احمد جنتی در واقع بازتاب دهنده وحشت نُه ساله رهبر از آزادیخواهانی است که علیرغم مداراهای های گذشته با نظام، از اواخر سال ۱۳۸۲ و هم زمان با اراده رهبر برای محدود سازی هر چه بیشتر حق انتخاب مردم، تصمیم گرفتند بر انتخابات آزاد تأکید کنند. اما رهبر حق داشت و حق دارد که ازعبارت «انتخابات آزاد» وحشت داشته باشد زیرا حتی سخن گفتن از آن را به معنای مرگ سیاسی خویش می پندارد. از سوی دیگر او به چیزی جز تمکین از کارگزاران حکومتی و فعالان سیاسی نمی اندیشد لذا تحمل شنیدن سخنی در خصوص انتخابات آزاد راندارد که او را به وحشت می اندازد. او برای رفع این وحشت، در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند تا بر وحشت رهبر درمانده بیفزایند.

به هرحال به نظر می رسد تعداد کسانی که برای رسیدن به هدف آزادیخواهانه یا برای خون کردن دل رهبر، از انتخابات آزاد سخن می گویند روز به روز افزوده خواهد شد و اگر عمر سیاسی برای خامنه ای باقی باشد بر وحشت او از این گردن کلفتی ها نیز اضافه می شود و ‌« نُه ساله » باقی نخواهد ماند.

No responses yet

Jan 13 2013

آقای جنتی، همه می دانند منظورتان از گردن کلفت کیست اما ….(لقلقه ی کلام خود را کمی کنترل کنید!!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.

فقیهی در انتخاب نوشت:

روزگذشته اظهارات دبیر شورای نگهبان در مورد شرایط کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آتی، منتشر شد. ایشان – آیت الله جنتی – با گردن کلفت و کله گنده خواندن یکی از سیاسیون مشهور داخلی ، انتقاد کردند که چرا از واژه انتخابات آزاد استفاده می کنند؟ و اضافه کردند که «من نمی‌توانم افرادی که واژه انتخابات آزاد را مطرح می‌کنند نام ببرم اما این افراد شکست‌خورده‌های سیاسی هستند …برخی که مستحق اعدام بودند از انتخابات آزاد حرف می‌زنند … «بعد از فتنه گری منتظر جایزه گرفتن هم هستند»

در آن سخنرانی، سخنان دیگری از این قبیل نیز رانده شده بود که اکنون مورد بحث نیست.

در اینباره چند نکته به نظر می آید:

یکم. هر کسی که اندک آشنایی با فضا و شرایط این روزهای سیاست کشور داشته باشد، بی آنکه نیازی به لختی اندیشیدن باشد، می داند که منظور خطیب محترم شورای نگهبان از بیان چنین جملات نسنجیده ای ، در وهله نخست آیت الله هاشمی و سپس حجت الاسلام سید محمد خاتمی است. هر دوی این عزیزان، روزگاری ردای ریاست جمهوری بر تن داشتند و اینک، یکی با حکم چندباره رهبر معظم انقلاب بر صندلی ریاست مجمع تشخیص تکیه زده و دیگری اما، همچنان در پی اصلاحاتی با خطوط قرمز مشخص نظام است و دائم، ضمن مراجعه به اصول، از مخالفت با براندازی و حمایت از آرمان های حقیقی انقلاب سخن می راند.

آیت الله جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد

دوم: علی القاعده آیت الله جنتی بسی بیش از نگارنده از تعداد روایات در باب “زبان” و “سخن” مطلعند که پرداختن به آن ، در این مقال نمی گنجد. اما دعوت به کم حرفی و احتیاط در سخنگویی و گزیده و سنجیده گفتن، انبوه این توصیه هاست؛ چرا که زبان فعالیترین و در عین حال خطاکارترین عضو آدمی است. هیچ عضوی از انسان، چندان در کار نیست که زبان. لاجرم این عضو فسیح المیدان و وسیع الجولان و بیش فعال، پرخطاست.

تفنن و سرگرمی و بازی با سخن، همان چیزی است که به کرات در روایات نهی شده اما لقلقه ی کلام برخی شده که هنگامه ی عصبانیت و انتقام، چونان سلاحی کشنده و گزند، از آن بهره می جویند، چندان که امیر مومنان می افزماید: لغزش زبان کاراتر از اصابت سرنیزه است.

رسول گرامی اسلام (ص)، “بیشترین خطاهای انسان را به سبب زبانش” دانسته و مولا علی نیز زبان را “درنده ای” می داند که اگر رها شود، می گزد!

سوم: جناب جنتی قطعاً به یاد دارند که انتقاد از واژه «انتخابات آزاد» دو سه روز پیش توسط رهبری معظم انقلاب نیز بیان شده بود، اما آن نوع بیان و آداب کجا و این گفتار نکوهیده کجا؟! رهبری روز چهارشنبه در شمایل و صورتی سنجیده و حکیمانه ، نسبت به تکرار این واژه هشدار دادند و لب کلام را بیان داشتند، ضمن آنکه تا آنجا که نگارنده مطلع است ، مخاطبان این سخنان ، مستمعان قابلی هستند و این توصیه ها را جدی گرفته اند.

با این اوصاف، چگونه است که وقتی رهبری با چنین ادبیاتی سخن می گویند، برخی به خود اجازه می دهند با عباراتی ناصواب و ناشایست ، از سویی ضمن افزایش فاصله تفاهم جناح های سیاسی بر سر انتخابات و تشدید اختلافات و کینه های سیاسی، فضای جامعه را تهییج و تحریک کرده و از دیگر سو، از مقتدای خویش پیشی بگیرند؟!

البته این اتفاق، مسبوق به سابقه است و چندی است برخی افراد در موضع گیری های سیاسی جلوتر از رهبری حرکت می کنند و بجای بهره گیری صحیح از این سخنان، مسیر انحراف را پیش گرفته اند. انتظار این است که بزرگانی همچون جناب جنتی، مقابل این نوع رفتارها بایستند و اجازه گسترش این شیوه تفکر را در جامعه ندهند. تفکری که اگر باب شود جریانی خطرناک تر از جریان موسوم به انحراف که این روزها بعنوان خطری داخلی مطرح شده را ایجاد می کند. چنین تفکراتی است که در راه عبور سلامت کشتی انقلاب گه گاه فتنه هایی کور به پا می کند.

چهارم. بحث و گفت وگو درباره «انتخابات آزاد»، آنچنان نیست که جناب آیت الله جنتی گفته اند. شمار کسانی که اصل آزادی انتخابات مصرح در قانون اساسی را زیر سئوال برده اند، آنقدر ناچیز است که بانگ آنها به گوش نمی آید. سخنی اگر هست و شکایی اگر ابراز می شود، اول در سابقه برخی اعضای این شورا در سخنرانی له یا علیه یک کاندیداست و ثانیاً برای آنست که ممیزی شورای نگهبان در آینده به استناد قوانین مصوب و دلایل سنجیده و محکم باشد.

گوآنکه رهبر انقلاب همواره از موضع دفاع از قانون از شورای نگهبان حمایت و پشتیبانی کرده اند، اما آنچه نمی توان ورای چون و چند و مناقشه بنشیند و در حریم «فرا انتقادی» جای گیرد پاره ای شیوه ها و روش های به کار گرفته شده این سالها، برای اعمال نظارت از سوی شورای نگهبان است. شورای نگهبان، نهادی قانونی با وظایف قانونی است و طبعاً این حق شهروندان است که بتوانند میزان تناسب عملکرد اعضای شورا را با مسئولیت ها و وظایف قانونی شان بسنجند و آن را مورد انتقاد قرار دهند.

پنجم. سخن از «انتخابات آزاد» پیش از این نیز، از سوی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور محترم بیان شده بود. آقای احمدی نژاد در آذرماه امسال در اولین همایش قوه مجریه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران از «انتخابات آزاد» سخن به میان آورد و گفت: «اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است. »

این سخنان، تنها بخشی از اظهارات جنجالی محمود احمدی نژاد طی ماههای اخیر است و اتفاقاً تعداد سخنرانی های مشابه آن نیز کم نیست. اما به واقع، چرا آقای جنتی بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ایشان کنند، تندترین عبارات را نثار کسانی کردند که از داشتن تریبون های مورد استفاده ایشان و آقای احمدی نژاد محرومند؟! و آدرسهایی دادند که هر عوامی، مخاطبان و مقصد و مقصود گوینده را به آسانی درک کند!

نگارنده معتقد است حضرت آقای جنتی به خاطر علاقه پیشین خود به جناب احمدی نژاد و احیاناً به دلیل گذر همیشگی رییس جمهور از خطوط قرمز، انتقاد از جناب ایشان را حذف کردند! و الا شاید خطیب محترم چندان بدش نمی آمد در این رهگذر، اشاره ای هم به رییس جمهوری کند که این روزها نگرانی جدی نیروهای اصیل انقلاب را متوجه برخی اقدامات مشکوک دولتش ساخته است.

ششم. شکی نیست که دل آسوده بودن از دشمن درونی و بیرونی شرط خردمندی نیست. اما دفاع های نامانوس و ابراز سخنان نه چندان حکیمانه هم شرط مقبولیت عامه نیست.

در این میان، توجه عمیق و باورمندانه به سخنان اخیر رهبری، اقتضا می کند که «همه» از صمیم دل به اصول حقیقی انقلاب بازگشته و عمر گرانمایه نسل جدید را معطوف به ساخت کشوری آباد و آزاد کنند.

به گمان نگارنده، محدودیت هایی از این دست برای ظرفیت ها و نیروهای اصیل انقلاب، نه عقلانی است، نه مشروع، نه به صلاح ملت است و نه به نفع دیانت…پس بر همه است تا جانب اعتدال و انصاف نگاه دارند.

و در آخر: انصاف را! که آزادی را و حقوق قانونی را تنها برای خود نخواهیم یا آنکه در صفحه شطرنج سیاست همه را سرباز ندانیم. حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و قواعد رقابت سیاسی را پاس داریم.

No responses yet

Jan 10 2013

یک روز پس از هشدار رهبر جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی: مسیر انتخابات آزاد را هموار کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

روز: تنها یک روز پس از انتقاد آیت‌الله خامنه‌ای از تکرار و تأکید بر “انتخابات آزاد”، هاشمی‌رفسنجانی با انتشار گزارشی در سایت خود به طور تلویحی به سخنان رهبر جمهوری اسلامی پاسخ داد؛ محمود احمدی‌نژاد نیز در واکنش به اظهارات نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، به انتقاد از مقوله “مهندسی انتخابات” پرداخت.

یک روز پس از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در واکنش به گفته‌های هاشمی‌رفسنجانی پیرامون انتخابات آزاد، سایت اکبر هاشمی رفسنجانی بار دیگر بر ضرورت “برگزاری انتخابات آزاد٬ تحقق شعار وحدت ملی و تشکیل شورای فقهی” تاکید کرده است. این سایت اقدام به انتشار گزارشی از دیدار هاشمی رفسنجانی با گروهی از فرهنگیان کرده که در آن هاشمی‌رفسنجانی به طور تلویحی به سخنان آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ داده و از محمود احمدی‌نژاد انتقاد کرده است.

در بخشی از این گزارش به تاکید هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود در نماز جمعه ۲۶ تیرماه سال ۸۸ اشاره شده و به طور تلویحی آمده که آنچه در سال ۸۸ روی داد٬ انتخابات نبوده است. سایت هاشمی رفسنجانی از “شیرینی رای مردم از انتخابات سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۶” نوشته و هیچ اشاره‌ای به انتخابات جنجال برانگیز سال ۱۳۸۸ نکرده است.

در این گزارش همچنین نوشته شده هاشمی رفسنجانی بنابر “ضرورت و مصلحت” وارد انتخابات سال آینده ریاست جمهوری خواهد شد و “باید دید مصلحت نظام در انتخابات ۹۲ چیست؟” سایت هاشمی به نقل از وی انتقاد‌های تندی نیز متوجه محمود احمدی‌نژاد کرده و نوشته “معجزه حضور مردم از جنس معجزه هزاره سوم نیست که با آن همه درآمد تهدیدی برای نظام بسازد”.

هاشمی رفسنجانی در ادامه از “سران نظام” خواسته “مسیر انتخابات آزاد را هموار کنند و اگر هفت هزار میلیارد دلار هم داشته باشند٬ بدون حضور مردم نتیجه می‌شود ریاضت اقتصادی که گویای وضع امروز است”.

واکنش احمدی‌نژاد به “مهندسی انتخابات”

از سوی دیگر، رییس دولت دهم، در واکنش به سخنان علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران، و در پاسخ به سوالی با مضمون “اظهارات اخیر برخی افراد در خصوص انتخابات که به معنای مداخله در روند انتخابات است”، گفته است که “هرکس بخواهد مردم را مدیریت کند، مردم او را مدیریت می‌کنند”.

سخنان احمدی‌نژاد پاسخی است به علی سعیدی که پیش از این گفته بود که از “وظایف ذاتی” سپاه پاسداران، “مهندسی معقول و منطقی انتخابات” از طریق “تبیین چهارچوب ها و معیارها” است. اظهاراتی که البته واکنش‌هایی را نیز به همراه داشت تا آنجا که رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران، مجبور شد سخنان سعیدی را توضیح دهد که منظور وی”مهندسی ورود منطقی و معقول برای فعال‌سازی ظرفیت‌های سپاه در اجرای مأموریت‌ها و مسئولیت‌های قانونی در حوزه انتخابات” بوده و نه “دخالت سپاه در انتخابات”.

“تعجب” معاونت سپاه

پاسخ احمدی‌نژاد به سعیدی اما بدون پاسخ نماند و تنها چند ساعت بعد، حمیدرضا مقدم فر معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران و مدیرعامل سابق خبرگزاری فارس، سخنان احمدی‌نژاد را “باعث تعجب” توصیف کرد و گفت: “یکی از سیاست های رسانه های بیگانه و ضدانقلاب، قرار دادن ایشان در مقابل نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است”. وی همچنین خطاب به احمدی‌نژاد گفته که بهتر است وی “پیش از هرگونه اظهارنظر از جنس اظهارنظرهای امروز، درباره ادعاهایی که به عنوان سوال از ایشان مطرح می‌ شود، تحقیق به عمل بیاورند تا خدای ناکرده در دام‌های اینچنینی نیفتند”.

اصول‌گرایان و برخی مقام‌های سپاه پاسداران و حامیان محمود احمدی‌نژاد، به طور متقابل یکدیگر را متهم می‌کنند که در پی مهندسی انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده هستند. پیش از این برخی اصول‌گرایان تغییرات در دولت را نشانه عزم اطرافیان احمدی‌نژاد برای “مهندسی انتخابات” سال آینده، دانسته و نوشته بودند: “استاندار جدیدی که تا پایان دوره مسئولیتش کمتر از ۸ ماه فرصت دارد فقط به دو دلیل می‌تواند منصوب شود. این چند ماه باید بدون قول جدید بگذرد و فشاری به استاندار که پیگیری وعده‌ها، تلفن دفترش را آرام نمی‌کند نیاید چرا که این‌ها را استاندار قبلی گفته! یا اینکه دیگر کفگیر به ته دیگ خورده و دیگر هیچ خبری نیست. این دو مورد کافی است که استان چند ماهی تعطیل شود و ادارات و نهاد‌ها به تعطیلات و وقت گذرانی تا یک سال دیگر بپردازند تا مگر در بودجه سال ۹۲ وضعیت بهتری داشته و بیشتر سر کار باشند. در کنار این دو حدس بعضی هم می‌گویند دولت دارد خودش را برای برگزاری انتخابات آماده می‌کند؛ بعضی دیگر هم شاید بگویند این استانداران فقط برای ۹ ماه آینده منصوب نشده اند و در اصل استانداران دولت یازدهم هستند”.

برخی رسانه‌ها نیز خبر از تلاش اطرافیان احمدی‌نژاد برای تغییر وزیر کشور داده بودند: “برخی می‌گویند استیضاح وزیر کشور ازسوی نمایندگان حامی دولت یا به قولی وکیل الدوله‌ها پیگیری می‌شود و هدف آن، ادامه تحولات در سطح کلان در وزارت کشور است که این بار نه از طریق جابجایی و برکناری، بلکه از کانال ابزارهای قانونی مجلس شورای اسلامی دنبال می‌شود. در واقع برخی معتقدند نمایندگان حامی دولت با استفاده از اهرم‌های قانونی مجلس، سعی در کنار گذاشتن وزیر کشور دولت احمدی نژاد آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دارند تا بتوانند موج تغییرات در ساختار اجرایی انتخابات را این بار در سطحی کلان‌تر و با حذف وزیر کشور سابق از این ساختار دنبال کنند. ازسوی دیگر برخی تحولات گسترده در استانداری‌ها و زیرمجموعه‌های وزارت کشور را نیز همچون داستان استیضاح وزیر کشور، حاوی اهداف آینده‌نگر انتخاباتی ارزیابی می‌کنند. استانداری‌ها به عنوان دستگاه‌های زیرمجموعه وزارت کشور، نقشی اساسی و محوری در برگزاری انتخابات ایفا می‌کنند و به نوعی بخشی از روند اجرایی برگزاری انتخابات محسوب می‌شوند. عده‌ای معتقدند بخش مهمی از تحولات استانداری‌ها و جابجایی‌های گسترده استانداران، با هدف آماده‌سازی شرایط برای برگزاری انتخابات به نحو دلخواه دولت صورت می‌گیرد”.

در تحولی دیگر، صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه نیز، وارد این عرصه شده و نسبت به تلاش برای مهندسی انتخابات واکنش نشان داده است. وی ضمن اشاره به لزوم توجه نسبت به “صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری”، هشدار داده است که “اگر گروه‌های سیاسی بخواهند از راه‌های غیرمعمول و غیرمعقول” در انتخابات عمل کنند، همچون “جریان فتنه با آن‌ها برخورد” خواهد شد و مردم و مسوولان “از این به بعد نیز هر نوع جریان فتنه‌ و انحرافی را سر جای خودشان می‌نشانند”.

به نظر می‌رسد اشاره صادق لاریجانی، متوجه اطرافیان محمود احمدی‌نژاد باشد که گفته می‌شود اسفندیار رحیم‌مشایی را به عنوان کاندیدای خود برای انتخابات در نظر دارند. پیش از این بسیاری از اصول‌گرایان نسبت به حضور مشایی در انتخابات هشدار داده بودند و حتی حسن غفوری‌فرد مدعی شده بود که مشایی چندین ماه است فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

No responses yet

Jan 04 2013

روایتی از “صراحت نامه” هاشمی : از نوشتن هیچ نامه ای پشیمان نشدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی رفسنجانی: وقتی کسی صراحتا ناتوانی روحانیت را در 30 سال گذشته فریاد می زند چه کسی می تواند مدعی شود این دعوای دو نفر است؟
رهبری گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم ولی صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم رهبری حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم
وقتی خلاف گویی های مناظرات جبران نشد کاملا واضح بود که احمدی نژاد برنامه ای بالاتر از تخریب اشخاص در فکر دارد

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند

hashemirafsanjani.ir – آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب منتشر نشده”صراحت نامه” ضمن پاسخگویی به شبهاتی پیرامون نامه 88 ،خاطر نشان کرد:”عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.”

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخش هایی ازمصاحبه کتاب منتشر نشده “صراحت نامه ” آمده است :

* آقای هاشمی! در جایی از این گفت‌وگو به قدرت خطبه‌های نماز جمعه اشاره کردید. قدرت نامه به عنوان یک ابزار ارتباطی نیز همین‌قدر زیاد بوده است. شما در تاریخ انقلاب نامه‌نگاری‌های زیادی انجام داده‌اید. فرض بفرمایید در این یک‌ ساله گذشته، چقدر درباره نامه حضرت‌عالی به رهبری صحبت شد! چقدر در موردش نقد شد! تحلیل شد! شما به عنوان یک مدیر ارشد، قدرت نامه را چگونه می‌بینید؟

– هر کدام یک خاصیت دارند. آدم گاهی یک مقاله می‌نویسد که مخاطب مشخص ندارد، اما آن مقاله تأثیرات خاص خودش را دارد. گاهی به یک شخص نامه می‌نویسد، نامه خصوصی می‌نویسد، سرگشاده نیست و محدود به خودش است. گاهی نامه سرگشاده می‌نویسد که در حکم مقاله است ولی چون مخاطب مشخصی دارد، حواشی آن باعث می‌شود که آثار دیگری نیز داشته‌ باشد؛ گاهی مثبت و گاهی منفی. نمی‌توانیم یک حکم کلی صادر کنیم. اطلاع‌رسانی از این نوع مثل نامه نوشتن‌ها، کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها، پیغام‌ها و… جنبه‌های مثبت و منفی دارند و آنجا که در جهت اصلاح از این ابزارها استفاده شود، خوب هستند و کم و زیاد تأثیر دارند.

* آقای هاشمی ! تا الان نامه‌ای نوشته‌اید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟

– نه.

* انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟ —

– دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. همه می‌‌دانستند که نسبت به دیگر نامزدها بی‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی می‌‌دهند.

ولی همه می‌‌دانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست.

متأسفانه در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کردند. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم.

در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.

در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفته‌اند. ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم. چون می‌‌بایست جواب آن حرفها داده می‌‌شد.

می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟.

نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار مؤثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم. به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود.

در آخرین لحظاتی که می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می‌‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند.

پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟

گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت.

گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد.

ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم.

گفتم: خواست خدا بودکه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم. ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم.

ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.

* ولی به نظر می‌‌رسد این نامه روابط شما را با ایشان دچار تغییرات کرده است؟

-— نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم.

حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر می‌‌گذارد. ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند. چون روابط ما به‌گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، می‌‌گویند.

الحمدلله همکاری 60 ساله ما به‌گونه‌ای است که با هم رودربایستی نداریم.

* ولی هنوز هم شاهدیم که می‌‌خواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند؟

– — اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازی‌های سیاسی می‌‌شوند، از این حرفها زیاد می‌‌زنند، ولی همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌‌شود.

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.

*****

شایان ذکر است به گزارش خبرگزاری ها کتاب “صراحت نامه” که شامل مصاحبه صریح ماهنامه مدیریت ارتباطات در تیرماه 1389 با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است هنوز پس از 10 ماه در صف اخذ مجوز انتشار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

No responses yet

Jan 03 2013

هاشمی: شانس بقای حکومت سوریه بسیاراندک است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

ابراهیم بحرالعلوم در همان نخستین روز حضورش در ایران، با تمجید از عملکرد اقتصادی هاشمی در دوران پس از جنگ در ایران، علاقه‌مندی‌اش به آیت‌الله را نشان داد. در اواخر همان روز هم به میزبانانش اعلام کرد دوست دارد پیش از ترک ایران دیداری با او داشته باشد.

در آخرین ساعات حضور بحرالعلوم در تهران این دیدار میسر شد تا مشاور پارلمان و وزیر سابق نفت عراق به هاشمی بگوید عراق به همچون اویی نیاز دارد تا دوران سازندگی را پشت سر بگذارد.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز در این دیدار با پرسش از اوضاع سیاسی و اقتصادی عراق، خواستار نقش‌آفرینی بیشتر ایران در عراق و تعامل افزون‌تر دو کشور برای دستیابی به امنیت شد. هاشمی همچنین به مقامات عراقی توصیه کرد تا در کنار توسعه زیربناهای اقتصادی و پروژه‌های عظیم نفتی به رفاه مردم و اشتغال نیروهای بومی نیز توجه داشته باشند.

بخشی از متن این مذاکرات فرستاده دولت عراق با هاشمی رفسنجانی را به نقل از تجارت فردا بخوانید:

بحرالعلوم: در دو روز قبل دیدارهای مختلفی با آقای آل‌اسحاق و برخی از تاجران ایرانی و مالکان بخش‌های خصوصی متخصص در صنایع پتروشیمی و نفت در ایران مثل آقای دکتر حسینی داشتم که نشست‌های مفید و ارزشمندی بود. ایشان اینجانب را از مشکلاتی که در حیطه شغلی خود با آن روبه‌رو هستند، مطلع کرده و من آمادگی کامل خود را جهت همکاری با آنان برای رفع این مشکلات بیان داشتم.

من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.

بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

هاشمی: مساله سوریه هم یکی از نگرانی‌هایی است که من خودم شخصاً دارم. آینده سوریه بر عراق چه تاثیری خواهد داشت. تا این حکومت‌های علوی در آنجا بود زمینه مساعدتر بود. ظاهراً هم شانس بقای بسیار کمی هست. من نمی‌دانم شما اوضاع را چگونه می‌بینید.

بالاخره بعد از کشته‌شدن این همه آدم، آواره‌ها و تخریب‌ها اوضاع هم سخت شده است. همین امروز خبر بسیار تلخی در دنیا منتشر شد که در یکی از شهرک‌های اطراف حماء به صف نانوایی حمله کردند و حدود 90 نفر از افرادی که آمده بودند نان بخرند چه زن و چه کودک کشته شده‌اند. این چیزها کار را مشکل می‌کند هم در دنیا و هم در داخل سوریه. به هر حال سوری ها هم انسان‌های سختی هستند و به‌سادگی نمی‌گذرند. به خصوص این که الان گروه‌های مسلح زیادی در سوریه هستند که تحت هیچ فرمانی نیستند. انسان نگران می‌شود که اگر مساله سوریه تمام شود اینها به سمت عراق بیایند. اینها شیعه نیستند. سلفی‌ها هستند و غیرسلفی‌هایشان هم انسان‌های تند و تیزی هستند که مسائل نظامی را بر سیاسی مقدم می‌دانند. سلاح‌های سوریه اگر دست این‌گونه آدم‌ها بیفتد خطرناک است چون هم سلاح شیمیایی دارند و هم سلاح‌های دیگر. سوءاستفاده اسرائیل مساله دیگری است که به همه ما برمی‌گردد.

من می‌دانم الان وضع عراق به گونه‌ای نیست که شما بتوانید کاری بکنید؛ حالا غیردولتی چرا. اگر شخصیت‌های عراق وارد میدان شوند و با معارضین مذاکره کنند بخش خصوصی است. یک راه‌حلی پیدا کنید. برای آینده بسیار مهم است. سوریه نباید طوری باشد که راه شما و ما بسته باشد. ما باید سوریه را داشته باشیم. از لبنان تا اینجا اگر این رشته پاره شود اتفاقات بدی می افتد. این یک مساله است که من در موردش نگرانی دارم و بسیار فکر می‌کنم و مساله دیگر آمریکایی‌ها. همین بخش نفت که شما گفتید. استعداد نفت و گاز سرمایه بسیار عظیمی است. همه حضور غربی‌ها در منطقه برای همین است. به این آسانی چشم از این مساله نمی‌پوشند. هزینه کرده‌اند تا صدام را از بین ببرند. یک بخش دیگری که من در اخبار متفرقه می‌بینم این است که زیربناهای رفاهی مردم مثل آب، برق، جاده‌ها و اشتغال مولد و امثال اینها در عراق، به موازات طرح‌های پردرآمد پیش نمی‌رود. چرا این طور است؟

No responses yet

Jan 02 2013

رفسنجانی: از یک جریان به گونه‌ای حمایت شد که اکنون طلبکار است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی با انتقاد شدید از یک جریان سیاسی در کشور می‌گوید این جریان با حمایت‌هایی که از آن شد، اکنون «طلبکار» شده و پاسخگوی وضعیت به وجود آمده نیست.

به گزارش وبسایت اکبر هاشمی رفسنجانی، وی روز دوشنبه، ۱۳ دی  در دیدار با اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی معلمان ایران، بار دیگر خواستار برگزاری «انتخابات رقابتی» و بازگشت به مردم شد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت اظهار داشت این جریان با اهداف‌ آیت‌الله خمینی و انقلاب بیگانه بوده و اکنون نیز پاسخگوی عملکردش نیست.

اکبر هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: «این جریان با وجود هشدارهای دلسوزان و وفاداران به نظام و انقلاب به‌گونه‌ای مورد حمایت قرار گرفت كه اكنون نه تنها پاسخگوی وضع به وجود آمده نیستند بلكه حامیان خود را نیز برنمی‌تابند و طلبكار و مدعی نظام شده‌اند.»

وی افزود: «كسانی كه سهمی در انقلاب نداشتند، با حسادت، انتقام از زحمتكشان نظام را وجه همت خود قرار دادند و از همین زمان پیشرفت كشور كُند و دچار مشكل شد.»

رئیس جمهور سابق ایران گفت: «ترویج دروغ، تهمت و تخریب و نیز توسل به ریا، تضییع حقوق مردم، وعده‌های غیرقابل عمل و فضیلت‌سوزی را تضعیف‌كننده اعتقاد و اخلاق عمومی است و باید به شدت با این اعمال در سطح حكومت برخورد كرد.»

به نظر می‌رسد اظهارات هاشمی رفسنجانی در دنباله انتقاد‌های وی از جریان دولت و حامیان سابق و کنونی آن باشد.

انتقاد هاشمی رفسنجانی از حمایت از این جریان خاص در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی، نظر رئیس جمهوری برخاسته از این طیف را نزدیک‌تر به خود دانسته و گفته بود این دولت «یکى از محبوب‏‌ترین دولت‏‌ها بعد از مشروطه تا امروز است.»

با این حال پس از انتخابات ۱۳۸۸، منصوبان رهبر جمهوری اسلامی و خود آیت‌الله خامنه‌ای لحن خود را رفته‌رفته نسبت به دولت و جریان‌های همسوی آن تغییر دادند؛ به طوری که به عنوان نمونه، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، به صراحت گفت «در مورد احمدی‌نژاد علم غيب نداشتيم.»

هاشمی رفسنجانی، در ادامه سخنان خود خواستار عمل به قانون اساسی شد و گفت: «در قانون اساسی ما آزادی مطبوعات، اجتماعات و احزاب و نیز آزادی‌های فردی و اجتماعی به وضوح تصریح شده است و لازم است توجه بیشتری به بخش حقوق مردم در قانون اساسی و نقش تأثیرگذار آنان صورت گیرد.»

وی با حساس خواندن شرایط، «مناقشه» و «درگیری» را به صلاح کشور ندانست و بار دیگر خواستار برگزاری انتخابات «رقابتی» و «آزاد» شد. سخنانی که وی در ماه‌های اخیر بارها آن را تکرار کرده و تاکید کرده که در توان و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است که مسیر کشور را تغییر دهد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «امیدواریم همه تاثیرگذاران نظام از مردم عادی گرفته تا سطوح بالا با تن دادن به گفت‌وگو، تعامل و تفاهم، راه برگزاری انتخاباتی رقابتی، آزاد و مطابق قانون را هموار و نیز از نیروهای زبده و كارآمد و دلسوز انقلاب از همه سلایق برای برون‌رفت از مشكلات و توسعه و پیشرفت كشور بهره گرفته شود.»

این اظهارات در حالی است که به تازگی دبیر شورای نگهبان، احمد جنتی، گفته است که کسانی که «اهل فتنه» بوده و اعلام «برائت» هم از «فتنه» نکرده‌اند امکان شرکت در انتخابات را ندارند؛ اظهاراتی که عمدتا متوجه اصلاح‌طلبان است.

در سال ۱۳۸۸ هم و تنها دو روز مانده به انتخابات ریاست‌ جمهوری، هاشمی رفسنجانی، در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله خامنه‌ای خواستار برگزاری انتخاباتی سالم شده بود و نوشت: «برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانيد اقدام مؤثری بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.»

پس از انتخابات که نتایج آن با اعتراض‌های گسترده همراه بود، وی در آخرین نماز جمعه خود خواستار بازگشت اعتماد مردم شد. در پی آن سخنرانی بود که آیت‌الله خامنه‌ای چندین بار خطاب به «نخبگان» و «خواص» هشدار داد که مبادا با موضع‌گیری خود به «فتنه» کمک کنند.

در پی اینگونه موضع‌گیری‌ها، سایت هاشمی رفسنجانی برای مدتی مسدود شد. در روزهای اخیر، حمید رسایی، نماینده حامی دولت، در دو نوبت اظهارات تندی را در مجلس علیه اکبر هاشمی رفسنجانی مطرح کرد و فرزندش مهدی را «متهم و شاه کلید فتنه‌ها علیه رهبری» دانست.

مهدی هاشمی پس از بازگشت از خارج کشور، با اتهامات مالی و سیاسی، نزدیک به دوماه را در انفرادی گذراند و به گفته سخنگوی قوه قضاییه به زودی کیفرخواست علیه وی ارائه خواهد شد.

دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، فائزه نیز که پس از گفت‌وگو با وبسایت روزآنلاین به شش ماه حبس محکوم شد، هم‌اکنون به گفته سخنگوی قضاییه به خاطر «تنبیه» به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. این مصاحبه پس از ناسزاگویی به وی در شهر ری صورت گرفته بود.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .