اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حسن روحانی'

Jul 10 2014

روحانی و ماجرای ۱۸ تیر ۱۳۷۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: حسن روحانی در سال ۷۸ دانشجویان معترض در واقعه ۱۸ تیر را اوباش و برانداز خطاب کرد. او گفت: «این‌ها پست‌تر از آن هستند که برانداز نام بگیرند».

۱۸ تیر، توقیف سلام یا دزدیدن ریش تراش؟

دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸ تجمعی مسالمت آمیز برپا کردند. در واکنش به این اقدام دانشجویان، افراد موسوم به لباس شخصی به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند. این افراد علاوه بر تخریب اموال دانشجویان، آن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند.

این درگیری و هجوم به خوابگاه‌های دانشجویی تا صبح ادامه داشت. نیروهای انتظامی و امنیتی تعداد بسیار زیادی از دانشجویان را دستگیر کردند و تحت بازجویی قرار دادند.

اقدام خشونت بار آنان علیه دانشجویان معترض منجر به بروز واکنش‌هایی از سوی دانشجویان و مردم تهران و شهرستان‌ها شد.

یک روز پس از حمله به کوی دانشگاه تهران، روز شنبه ۱۹ تیر در دانشگاه تبریز درگیری‌ها منجر به کشته شدن چندین نفر شد. از جمله کشته‌شدگان این واقعه عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده و تامی حامی‌فر بودند. اعتراضات تا چند روز بعد نیز ادامه داشت.

ماجرا به همین جا ختم نشد. دانشجویان نیروی انتظامی را عامل اصلی حمله به کوی دانشگاه و دانشجویان معترض دانستند و خواهان عزل فرمانده آن بودند. با وجود این‌که علی خامنه‌ای این اتفاقات را محکوم کرد اما هرگز حاضر به برکناری فرمانده پلیس شهر تهران نشد.

تبرئه!

یک سال پس از این واقعه، دادگاهی برپا شد تا عاملان حمله به کوی دانشگاه را محاکمه کنند. نتیجه این دادگاه اما تنها نمکی بود که بر زخم آسیب‌دیده‌گان این حادثه ریخته شد.

قوه قضاییه همه نیروهای پلیس از جمله سردار نظری و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرد. تنها محکوم این دادگاه سرباز اروجعلی ببرزاده بود. هم‌چنان روشن نیست که عاملین اصلی این اتفاق چه کسانی بودند و هنوز پاسخی به چرای دانشجویان درباره این حمله خشونت‌بار داده نشده است.

«این‌ها پست‌تر از آن هستند که  برانداز نام بگیرند»

شورای هماهنگی تبلیغات در روز ۲۳ تیر همان سال یک راهپیمایی با هدف حمایت از صحبت‌های علی خامنه‌ای و اعتراض متقابل علیه دانشجویان به منظور آرام کردن فضای ملتهب آن روزها ترتیب داد. در این راهپیمایی حسن روحانی نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی سخنرانی بسیار طولانی کرد.

روحانی در سخنانش دانشجویان معترض در واقعه ۱۸ تیر را اوباش و برانداز خطاب کرد و گفت: « اگر منع مسوولين نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غيور و انقلابی ما با اين عناصر اوباش به شديدترين وجه برخورد می‌كردند و آن‌ها را به سزای اعمال‌شان می‌رساندند». او در بخش دیگری از این سخنرانی طولانی با تهدید مجدد دانشجویان اضافه کرد: « مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوب‌گر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد…»

وقتی حافظه تاریخی آقای حقوق‌دان ضعیف می‌شود

قریب به ۱۴ سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران، ابعاد مهمی از این واقعه هم‌چنان مغفول و مبهم باقی مانده است. با این‌که عاملین  این بی‌حرمتی در دادگاه‌های حکومتی تبرئه شدند اما هنوز پس از گذشت بیش از یک دهه، افراد دست اندرکار هم‌چنان سعی دارند تا اتهامات وارده را از خود دور کنند. حسن روحانی و محمدباقر قالیباف دو کاندیدای ریاست جمهوری دور یازدهم و از چهره‌های حاضر در واقعه حمله به کوی دانشگاه بودند. این دو در مناظره‌های انتخاباتی و جلسات عمومی و خصوصی خود در دانشگاه‌ها مجدداً پرونده ۱۸ تیر را گشودند تا با دستمایه قرار دادن این موضوع اهداف انتخاباتی و تبلیغی خود را پیش ببرند.

قالیباف در جلسه‌ای خصوصی با حضور بسیج دانشجویی دانشگاه شریف اعتراف‌های جدیدی کرد. او در این جلسه گفت: «حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم (نامه فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب‌زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟».

چندی بعد فایل صوتی این اظهارات او منتشر شد و واکنش‌های بسیاری را به‌همراه داشت. در بخشی از این فایل صوتی قالیباف می‌گوید در سالگرد ۱۸ تیر  سال ۸۲ حکم تیراندازی در کوی دانشگاه را از شورای امنیت ملی برای ناجا گرفته بود اما پس از انتشار این فایل صوتی و واکنش‌ها به آن، در سخنرانی بعدی خود این حرف را اصلاح کرد و گفت حکم تیر را آن‌ها به من دادند اما من نپذیرفتم.

مناظره‌های انتخاباتی که از صدا و سیما پخش شد نیز فرصتی فراهم کرد تا بحث واقعه ۱۸ تیر مجددا به میان آید. در سومین مناظره، محمدباقر قالیباف خطاب به روحانی گفت: «در سال ۸۲ که من فرمانده نیروی انتظامی بودم در جلسه‌ای به شما که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید، گفتم که اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت به مناسبت وقایع سال ۸۲ تجمعی در چارچوب قانون داشته باشد، اما شما گفتید که به دنبال دردسر نیستید و نیاز به مجوز نیست».

حسن روحانی در جواب گفت: «آقای قالیباف دلم نمی‌خواست بگویم. آن‌جا بحث این بود شما می‌گفتید دانشجویان بیایند ما برنامه گازانبری داریم و کار را تمام می‌کنیم. ما می‌گفتیم راه این نیست که مجوز بدهیم بعد گاز انبری آن‌ها را دستگیر کنیم، راه این است که از ابتدا به آن‌ها بگوییم یا مجوز نیست یا اگر هست بیایند کار خودشان را انجام دهند، تظاهرات کنند و مبدأ و انتها نیز معلوم باشد».

این ادعاهای روحانی درحالی‌است که او ۱۸ تیر سال ۷۸ دانشجویان معترض را متهم کرد که به اموال عمومی خسارت زده‌اند و خواستار محاکمه آنان به‌عنوان دشمنان حکومت شد.

دوسال پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، سردار رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا و فرمانده سابق کل سپاه پاسداران در مصاحبه‌‌ای از بخش دیگر اتفاقات آن سال و نقش روحانی در سرکوب‌های ۱۸ تیر پرده برداشت.

او گفت: «در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رای داد و گفت: سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران».

با این حال حسن روحانی در مصاحبه‌ای که اردیبهشت ۹۲ انجام داد بدون هیچ اشاره‌ای به این موضوع، در دفاع از اقدامات صورت گرفته توسط شورای امنیت ملی در واقعه ۱۸ تیر گفت که اقدامات شورای عالی امنیت ملی را درست و عاقلانه می‌دانم. روحانی در ادامه با اشاره به دادگاهی شدن سردار نظری گفت: «برای اولین‌بار شورای‌عالی امنیت ملی یک مقام رده‌بالای امنیتی را به‌عنوان یکی از مقصران معرفی کرد و به دادگاه سپرد.» اما از تبرئه شدن این مقام رده بالای امنیتی در مصاحبه خود هیچ حرفی به میان نیاورد.

امروز ۱۵ سال از واقعه تلخ و دردناک ۱۸ تیر می‌گذرد و هنوز سوال‌ها و ابهامات بسیاری در خصوص آن موجود است. سعید زینالی یکی از دانشجویان دانشگاه تهران بود که در جریان این حادثه مقابل چشمان مادرش بازداشت شد. مادر سعید بعد از ۱۵ سال هنوز منتظر فرزندش است و هیچ خبری از او ندارد، جز یک تماس تلفنی کوتاه. او در مصاحبه‌ای گفت: «۱۵ سال است که در به در به این اداره و آن اداره سر زدم. هنوز یک ارگان مسوولیت بچه مرا به گردن نمی‌گیرد که بگوید چه اتفاقی افتاده است…. ما نمی‌خواهیم سعیدهای دیگری را هم از دست بدهیم».

No responses yet

Jul 08 2014

خامنه‌ای: به دولت روحانی و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای اعتماد دارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد که از دولت حسن روحانی و مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران حمایت می‌کند و به آنها اعتماد دارد.

سخنان آقای خامنه‌ای روز دوشنبه، ۱۶ تیر ماه در میانه ششمین دور مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی بیان شده است در حالی که دو هفته بیشتر به مهلت تعیین‌شده برای دستیابی به توافق جامع اتمی نمانده است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله خامنه‌ای، وی در جمع گروهی از مسئولان حکومت ایران اظهار داشت: «ما به تیم مذاکره‌کننده [هسته‌ای] اعتماد داریم و مطمئنیم آنها اجازه دست‌اندازی به حقوق ملت را نخواهند داد…در مسئله هسته‌ای طرف مقابل به مرگ گرفته که به تب راضی باشد… در مذاکره باید به نیاز آینده کشور توجه شود.»

پیش از این گروه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران به ریاست محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه، هدف انتقادات شدید برخی گروه‌های محافظه‌کار قرار داشت تا جایی که دولت را به «سازش‌کاری» متهم می‌کردند.

در یک مورد نیز جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفت که آقای خامنه‌ای نارضایتی خود را از توافق‌نامه موقت ژنو اعلام کرده و و تاکید داشته که «از این متن حق غنی‌سازی اورانیوم برای ملت ایران به دست نمی‌آید».

با این حال برخی چهره‌های نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای از جمله علی‌اکبر ولایتی، مشاور او همان زمان تاکید داشتند که سیاست جمهوری اسلامی ادامه مذاکرات هسته‌ای است.

اما اعلام حمایت امروز آقای خامنه‌ای تنها مربوط مذاکره‌کنندگان هسته‌ای نبود، بلکه دولت حسن روحانی را نیز به طور کلی شامل می‌شد.

وی اظهار داشت: «همه بدانند بنده دولت را حمایت و تایید می‌کنم و از همه توانم برای کمک به دولت استفاده می‌کنم و به مسئولان بلندپایه آن اعتماد دارم. به مسئولان دولت هم عرض می‌کنم اقتصاد مقاومتی را جدی بگیرند.»

این سخنان در عین حال با هشداری نیز همراه بود، آنجا که آقای خامنه‌ای تاکید کرد که نباید «جریان‌های مومن» با شعار «اعتدال» کنار زده شوند.

او گفت: «شعار دولت که اعتدال است، شعار خوبی است. سفارش می‌کنم مراقب باشید جریان‌های مومن را با شعار اعتدال کنار نزنند. در خطرها این‌ها هستند که سینه سپر می‌کنند.»

در اظهارات رهبر ایران نامی از این گروه‌ها و «جریان‌های مومن» برده نشده است ولی به نظر می رسد که اشاره وی به جریان‌های نزدیک به اصولگرایان باشد که رسانه‌های محافظه‌کاران در یکسال گذشته بارها گفته‌اند، بسیاری از افراد این جریان‌ها از نهادهای اجرایی وابسته به دولت حسن روحانی به شکل گسترده‌ای اخراج شده‌اند.

آقای روحانی در هفته‌های اخیر نیز جدالی لفظی با برخی روحانیون محافظه‌کار حکومت ایران داشت که به بحث درباره میزان آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی مربوط می‌شد، جایی که رییس جمهوری ایران گفت نمی‌توان مردم را با زور و شلاق به بهشت فرستاد، اما ائمه جمعه مشهد و تهران به آن اعتراض کردند.

No responses yet

Jun 15 2014

جواد کريمی‌قدوسی٬ عضو «جبهه پايداری»: روحانی اطلاعات مهم فقهی را در اختيار انگليسی‌ها قرار داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: جواد کريمی‌قدوسی٬ عضو «جبهه پايداری» حسن روحانی را متهم کرد در رساله دکترای خود «اطلاعات مهمی در حوزه فقه و فقاهت در اختيار انگليسی‌ها قرار داده است.»

آقای کريمی‌قدوسی در جلسه علنی روز يک‌شنبه (۲۵ خرداد) مجلس گفته روحانی در رساله‌اش اطلاعاتی درباره «تعطيلی احکام شريعت اسلامی» به انگليسی‌ها ارائه کرده است.

اين نماينده همچنين روحانی را به تلاش برای راه‌اندازی «فرقه‌گرايی» جديد در پوشش «اعتدال» متهم کرده و از وی خواسته «برای هميشه بگوييد زير لحاف اعتدال چه می‌گذرد؟»

کريمی‌فدوسی در بخش ديگری از سخنان خود گفته اين حجم «تکذيب‌»، «تخريب» و «تهديد» منتقدان در دولت يازدهم در تاريخ عملکرد روسای جمهوری ايران بی‌سابقه است.

وی افزوده «عصبانی شدن و پرداختن به حاشيه‌ها و ادبياتی فاقد ارزش‌های فرهنگی مانند افراطی‌ها‌، دلواپس‌ها،‌ بيسوادها و اقليت‌ها» از سوی دولتی‌ها از سر انصاف نيست.

اين نماينده مجلس انتقاد روز گذشته حسن روحانی از عملکرد رسانه‌های منتقد را «مظلوم‌نمايی» خوانده و گفته که دولت اين رسانه‌ها را تهديد و به دادگاه کشانده است.

حسن روحانی روز گذشته در يک نشست مطبوعاتی گفته «نهاد‌های ملی» نمی‌توانند «اپوزيسيون» دولت باشند و منتقدان بايد با «شناسنامه» حرف بزنند.

کريمی‌‌قدوسی در واکنش به اين اظهارات روحانی گفته «از صحبت‌های رئيس جمهور برمی‌آيد که در آينده نزديک می‌خواهد به نهادهای مقدس حماسه‌ساز و مدافعان راستين اين ملت حمله کند.»

اين نماينده مجلس به رئيس جمهوری هشدار داده «اگر اين اتفاق بيفتد رئيس جمهور يکسره تمام مشروعيت خود را از دست خواهد داد.»

No responses yet

Jun 15 2014

سوال خبرنگار روزنامه اعتماد از حسن روحانی در مورد وضعیت صبا آذرپیک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jun 09 2014

پیام تبریک روحانی به بشار اسد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی

تابناک: رییس جمهوری در پیامی به بشار اسد، برگزاری موفقیت آمیز انتخابات ریاست جمهوری در سوریه را به دولت و ملت این کشور تبریک گفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن پیام دکتر حسن روحانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای بشار الاسد

رئیس جمهور منتخب جمهوری عربی سوریه

السلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

برگزاری موفقیت آمیز انتخابات ریاست جمهوری سوریه حاکی از اراده مردم مقاوم کشورتان برای حضور در صحنه سیاسی و تعیین سرنوشت خود بود. اینجانب ضمن ابراز خرسندی از این رخداد مهم که گامی امید بخش در مسیر مردم سالاری است، پیروزی ملت سوریه و جنابعالی را صمیمانه تبریک می گویم.

نتایج این انتخابات نشان دهنده اعتماد مردم سوریه و عزم آنها برای حرکت به سوی ثبات، امنیت و وفاق ملی است. رجاء واثق دارد که با درایت جنابعالی ، سوریه راه خود را در مسیر صلح و آرامش و وحدت ملی طی کرده و از بحرانی که بر او تحمیل شده به سلامت خواهد گذشت وبا مشارکت هرچه بیشتر مردم، مسیر انسجام ملت و سازندگی اقتصاد سوریه با وحدت و قوت پیموده خواهد شد.

سلامتی و موفقیت جنابعالی و امنیت، توسعه و پیشرفت روزافزون دولت و ملت دوست و برادر سوریه را از خداوند متعال مسئلت می نمایم.

حسن روحانی
رییس جمهوری اسلامی ایران

No responses yet

Jun 08 2014

با گذشت ۳ روز از اعلام نتایج انتخابات سوریه: روحانی تاکنون به بشار اسد تبریک نگفته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: حسن روحانی٬ رئيس جمهوری ايران با گذشت سه روز از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری سوريه٬ «پيروزی» بشار اسد در اين دوره از انتخابات را به وی تبريک نگفته است.

بشار اسد در انتخاباتی که هياتی از جمهوری اسلامی نيز بر آن نظارت می‌کرد با کسب ۸۸.۷ درصد آراء به عنوان نامزد «پيروز» معرفی شده است.

برخی از مقام‌های جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه اين «پيروزی» را به اسد تبريک گفته‌اند٬ اما حسن روحانی تاکنون حاضر به صدور پيام تبريک نشده است.

بشار اسد سال ۹۲ پيروزی حسن روحانی در انتخابات رياست جمهوری را تبريک گفته بود.

اکبر هاشمی رفسنجانی٬ رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هم تاکنون حاضر به صدور پيام تبريک به مناسبت «پيروزی» بشار اسد در انتخابات سوريه نشده است.

جمهوری اسلامی مهمترين حامی بشار اسد در جهان شناخته می‌شود و در جنگ داخلی اين کشور طی سه سال گذشته نقش مستقيم و تاثير‌گذاری داشته است.

از نيروی «قدس» سپاه به عنوان بازوی نظامی جمهوری اسلامی در حفظ بشار اسد در قدرت نام برده می‌شود.

No responses yet

Jun 05 2014

مصباح یزدی خطاب به روحانی: خودت دین‌ات را از کجا یاد گرفته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: محمدتقی مصباح یزدی، از روحانیون عضو مجلس خبرگان، در انتقاد از اظهارات اخیر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، گفته است “برخی افراد عمامه به سر که دارای مسئولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آن‌ها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توهم می‌کنند. باید از وی پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؛ از فیضیه یا انگلستان؟”

آقای روحانی در سخنانی در روز دهم خرداد در پاسخ به انتقاد برخی امامان جمعه که گفته بودند حکومت اسلامی “وظیفه دارد مردم را به بهشت ببرد حتی به زور شلاق” گفت “برخی بیکار و دچار توهمات هستند و “کلیک مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند، نه دین را می‌دانند چیست و نه می‌دانند آخرت چیست اما همیشه غصه آخرت را می خورند.”

آقای مصباح یزدی، که از او به عنوان یکی از روحانیون تندرو نام می‌برند، از قول آیت الله خمینی، رهبر سابق جمهوری اسلامی نسبت به “نفوذ نامحرمان” هشدار داده و به صورت تلویحی سخنان آقای روحانی را زمینه ساز چنین نفوذی دانسته است.

وی گفته است: “جدایی دین از سیاست و بیان این مطلب که دین وظیفه روحانیت است، نه دولت، همان شعار جبهه ملی است که متأسفانه امروز از سوی برخی مسئولین عمامه به سر مطرح می‌شود.”

محمدتقی مصباح یزدی زمانی به عنوان حامی محمود احمدی نژاد شهرت داشت

آقای روحانی گفته بود که “دولت دینی خیلی دولت خوبی است ولی دین دولتی را نمی دانم. دین را نباید به دست دولت بدهیم. دین دست کارشناسان خودشان است. دین دست علما، حوزه‌ها، مراجع، صاحب‌نظران، فرهیختگان و دلسوزان است و آنها باید دین را تبلیغ کنند و دولت باید حمایت و کمک کند.”

محمدتقی مصباح یزدی اقدامات دولت حسن روحانی را نیز زیر سئوال برده و گفته است: “این‌که عده‌ای بگویند دولت وظیفه‌ای برای دین مردم ندارد، بلکه وظیفه دولت فقط برداشتن تحریم‌ها و آن هم نه با مقاومت، بلکه از راه دیپلماسی است، بر خلاف خط امام(ره) است.”

اقدامات دولت حسن روحانی در مذاکره برای حل بحران هسته‌ای انتقاداتی را در پی آورده است. منتقدان آقای روحانی معتقدند که دولت او در تلاش برای رفع تحریم‌های اقتصادی، بر سر برخی خواست‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی مصالحه کرده است.

آقای مصباح یزدی بهبود وضعیت اقتصاد کشور و کاهش فشار اقتصادی را منطبق با اهداف انقلاب اسلامی ندانسته و گفته است: “مگر امام [روح‌الله خمینی] (ره) برای تحریم و اقتصاد قیام کرد؟ مگر این همه شهید برای شکم و تحریم، جان خود را فدا کردند؟”

این عضو مجلس خبرگان رهبری به طور غیر مستقیم برخی مسئولان دولت کنونی را به رفتاری مغایر با روش آیت‌الله خمینی متهم کرده و گفته است که “امروز امام سر از مدفن برآورد و ببیند که مسئولین کشور چه می‌گویند؟ همان مسئولینی که از سخنانشان بر می‌آید که امام هم اسلام را نشناخته بود؛ همان مسئولینی که برخی از کارهای اول انقلاب را اشتباه عنوان می‌کنند، در حالی که امام با قوت آن را تأیید کرده‌اند.”

بحث بر سر حدود وظایف دولت در زمینه دخالت در امور شخصی و عقیدتی مردم زمانی شروع شد که روز سوم خرداد، آقای روحانی بدون اینکه از شخص معینی نامی ببرد از دخالت مستمر در زندگی مردم انتقاد کرد و گفت: “اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نکلیک می‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد.”

این سخنان با واکنش تند احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، و احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد روبه رو شد که تاکید کردند که مکلیک اموریت حکومت به بهشت بردن مردم است حتی اگر به زور شلاق باشد.

احمد خاتمی در نماز جمعه تهران گفت که رسالت حکومت دینی این است که “جاده بهشت را صاف کند، ماموریتش هم این است حکومت وظیفه دارد جاده را هموار کند برای بهشتی شدن مردم.”

احمد علم الهدی هم در نماز جمعه مشهد نظر امام جمعه تهران را تکرار کرد و اظهار داشت “شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع بهشت رفتن مردم شوند خواهیم ایستاد.”

محمدتقی مصباح یزدی در دوره محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری سابق، از جمله حامیان اصلی و رهبر معنوی او محسوب می شد اما پس از بروز اختلاف آقای احمدی نژاد و آیت‌الله علی خامنه‌ای بر سر برخی انتصابات دولتی، به انتقاد از رئیس جمهوری پرداخت.

No responses yet

May 13 2014

بازگشت فعالان سیاسی به ایران ممنوع!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی بازگشته به ایران نشان می‌دهد که سفر به ایران بدون هزینه نخواهد بود. دستگاه‌های امنیتی و قضایی با ایجاد رعب و وحشت امکان بازگشت ایرانیان خارج کشور را کاهش می‌دهند.

سال گذشته و در هنگام حضور روحانی و ظریف در نیویورک، نوید روزگاری جدید را به بسیاری از ایرانیان خارج از کشور را دادند. حسن روحانی در هتلی در نیویورک به حاضران ایرانی در سالن گفته بود که بازگشت به کشور، حق همه ایرانیان است. برخی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای که در طول دوران انتخابات در خارج از کشور برای پیروزی حسن روحانی تلاش کرده بودند، از جمله کسانی هستند که انتظار داشتند ثمره تلاش خود را بیشتر ببینند. سید ابراهیم نبوی، یکی از طنزپردازان طرفدار روحانی بعد از سخنان رئیس جمهوری ایران در نیویورک، اعلام کرد که به ایران باز خواهد گشت.

خبرگزاری رویترز همان زمان گزارشی در این باره تهیه و به ریسک‌های این نوع بازگشت اشاره کرد. در همان گزارش نام سراج میردامادی، فعال سیاسی و همکار برخی از رسانه‌های خارج از کشور به میان آمده بود: «میردامادی هنوز با اتهامات مربوط به انتقاد از مقام‌های جمهوری اسلامی و مصاحبه با رسانه‌های خارجی روبرو است. از زمان بازگشت در ماه اوت، او ممنوع‌الخروج و دو بار نیز بازجویی شده است، و هنوز اجازه کار و فعالیت در ایران را ندارد.»

میردامادی دو روز پیش، یعنی تقریبا ده ماه بعد از بازگشت به کشور بازداشت شد. این فعال سیاسی، پسر دایی رهبر جمهوری اسلامی است و موقعیتی متفاوت با بسیاری از فعالان دیگر دارد.

وقتی وزرات خارجه با احتیاط کارت دعوت می‌فرستد

معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه در اسفند ۱۳۹۲ گفت: «سیاست و تاکید دکتر روحانی باز بودن درهای کشور بر روی همه ایرانیان خارج کشور است». معاون وزیر امور خارجه تاکید کرد «به طیفی که تردید دارند، گفته ایم که ایمیل بزنند و اگر ترس کاذبی وجود دارد، ابهام را برای آنان برطرف کنیم».

وزارت امور خارجه در ابتدا این ادعا را مطرح کرد که خود ابهام زدایی می‌کند و همچنین معاون کنسولی امور مجلس مدعی شد که «اپوزیسیون در شدیدترین حالت آن بین همه ایرانیان خارج از کشور تنها بین ۳ تا ۴ درصد هستند» و سپس تاکید کرد که «اکثریت ایرانیان خارج از کشور علاقمند به توسعه ملی و خوش آوازگی ایرانیان هستند و آن را مطالبه می کنند. ایران را دوست دارند و کمک هم می کنند».

اما بعد از گذشت چند ماه در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه امسال معاون امور ایرانیان خارج از کشور وزارت امورخارجه گفت: «بعد از اعلام آدرس ایمیل بیش از یک‌صد ایمیل از سوی ایرانیانی که در خارج از کشور سکونت داشتند دریافت کردیم که به هر دلیلی از بابت داشتن پرونده‌ای حقوقی در داخل کشور، نگران بودند. برای همه آنها ایمیلی ارسال شده که مدارک خود را ارسال کنند تا وزارت‌خارجه‌ به‌عنوان نهاد واسط و هماهنگ‌کننده، از نهادهای ذی‌ربط استعلام کند، حدود ۴۰نفر مدارک خود را فرستادند. ما هم مدارک را برای استعلام، به قوه‌قضاییه ارسال کردیم اما تاکنون پاسخی از سوی این نهاد دریافت نکرده‌ایم. هر زمانی‌که از سوی این قوه پاسخ دریافت کنیم، به‌سرعت به ایرانیانی که برای ما ایمیل فرستاده‌اند، اطلاع داده ‌می‌شود».

«شعار» و «تعهدات پوشالی»

در مدت زمان کوتاهی وزارت امورخارجه علاوه بر آمار و نظرات متناقض، از زیر بار ادعایی را که مبنی بر پیگیری و ابهام زدایی بود شانه خالی می‌کند. وزارت امورخارجه برای سرپوش گذاری نهادهای واسط مانند قوه قضاییه  را مسئول مطرح می‌کند و مدعی است که آن‌ها در پاسخ گویی کوتاهی کردند.  این در حالی است که قشقاوی معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امورخارجه مدعی شده بود که دبیرخانه کمیته بازگشت ایرانیان خارج از کشور در وزارت اطلاعات تشکیل شده است و او به عنوان عضو این کمیته در جلسات آنها شرکت می‌کند. قشقاوی افزود: «جلسات به صورت منظم در وزارت اطلاعات تشکیل می شود و وزارت اطلاعات به نتایج خوبی در این زمینه دست یافته است و به زودی گزارش این جلسات منتشر خواهد شد».

با دستگیری تعدادی از فعالان بازگشته به ایران، ممکن است حجم نامه‌نگاری‌ها برای «ابهام زدایی» افزایش یابد. در روزها و هفته‌های اخیر حسین نورانی‌نژاد و سراج الدین میردامادی دو تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب بازگشته به ایران، دستگیر شده‌اند. سید ابراهیم نبوی که گفته می‌شود در برخی محافل از بازگشت سراج میردامادی به کشور حمایت کرده بود، هنوز به ایران باز نگشته است.

در طول ۳۵ سال گذشته حاکمیت چنین برخوردهایی را با منتقدان و کسانی که گفته می‌شد «امان»نامه گرفته‌اند، کرده است. برخی به خاطر تداوم انتقاد پس از بازگشت، با مشت آهنین جمهوری اسلامی مواجه شدند. خسروخان قشقایی با پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و بازگشت او با استقبال بی‌نظیر عشایر همراه بود اما در سال ۱۳۶۱ توسط حاکمیت دستگیر، شکنجه و سپس تیرباران شد. در سال‌های اخیر نیز حسین درخشان که بدون هماهنگی به ایران بازنگشته بود، پس از مدتی کوتاه دستگیر و سپاس زندانی شد. حتی در مواردی غیر سیاسی، کسی چون فاضل خداداد برای رفع سوتفاهم‌های مالی‌ به ایران بزگشت اما با حکم اعدامی از سوی قاضی دادگاه «اختلاس ۱۲۳ میلیاردی» روبرو شد. قاضی آن دادگاه کسی نبود به جز محسنی اژه‌ای.

برخوردهای سیاسی با مهمانان فعال از فرنگ برگشته

همین هفته، یکی از مدیران تازه منصوب دانشگاه آزاد اسلامی از کار برکنار شد. عبدالحسین هراتی که انتصابش به سرپرستی اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامی خبرساز شده بود، روز شنبه بیستم اردیبهشت از مقام خود برکنار شد. هراتی که سال‌ها در استرالیا به عنوان یک پناهنده سیاسی زندگی و فعالیت می‌کرد، سال پیش به ایران بازگشت. هراتی که گفته می‌شود به خاطر سابقه انجام پروژ‌ه‌هایی با خانواده هاشمی رفسنجانی، امکان بازگشت به ایران و فعالیت در این دانشگاه را یافته بود، به خاطر نوشته‌هایش در خارج از کشور، هدف حملات اصول‌گرایان قرار گرفت و مقام‌های ارشد دانشگاه آزاد پس از «استعلام» با دستگاه‌های امنیت، به کار او در مرکز اسناد پایان دادند.

عبور بازگشته‌ها از فیلتر قوه قضائیه

دادستان کل ایران در سخنرانی خود در۸ اردیبهشت گفت: «تعدادی از جریان فتنه که در داخل کشور هستند ممنوع الخروج هستند و ۴ نفر از عوامل فتنه که در خارج کشور هستند غیابی محاکمه شدند».

به این ترتیب بسیاری از فعالان خارج کشور، غیابی محاکمه می‌شوند و دستگاه قضایی این پیام را به معترضان ایرانی خارج کشور داده است که بازگشت بدون هزینه به کشور امکان پذیر نیست. دستگیری یک از بستگان آیت الله خامنه‌ای که نگاه سیاسی‌ای نزدیک به سید هادی، برادرکوچک‌تر  آیت‌الله خامنه‌ای دارد، خود می‌تواند نشانه‌ای منفی برای فعالان سیاسی‌ای باشد که در سال‌های اخیر از ایران رفته‌اند.

باید دید حامیان دولت روحانی که بازگشت به ایران را تبلیغ می‌کردند، الان چه می‌گویند؟

No responses yet

May 03 2014

«فریدون» و «روحانی» و باقی قضایا

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: یکی از نکات بررسی نشده در فیلم مستند «من روحانی هستم»، چگونگی گذرنامه گرفتن حسن روحانی با نام «حسن فریدون» و ثبت نام و گرفتن مدرک تحصیلی از دانشگاه کالدونین گلاسکو با فامیل باطل شده‌اش است.

فیلم مستند «من روحانی هستم» به بررسی و واکاوی بخش‌های مختلف زندگی این مدیر امنیتی در دوره‌های مختلف پرداخته است. در دقیقه پانزدهم فیلم [2]، قرائت بخشی از خاطرات روحانی نشان می‌دهد که او در چه زمانی و به چه علتی نام خانوادگی خود را از فریدون به روحانی تغییر داده است:

«وقتی در ۱۳۴۰ به قم رفتم، دوستان طلبه به نام خانوادگی من ایراد گرفتند و می‌گفتند، فردا که آیت‌الله شدید، مردم شما را آیت‌الله فریدون بخوانند؟ اصلا این نام فامیل مناسب شما نیست و باید آن‌را تغییر دهید…در نهایت، نام روحانی را برای خود برگزیدم و در سال ۱۳۶۰، تقاضای تغییر نام فامیل کردم، و نام خانوادگی روحانی به طور رسمی در شناسنامه من ثبت شد.»

به این ترتیب، حسن روحانی از سال ۱۳۶۰ مطابق قانون نمی‌توانسته از نام خانوادگی پیشین خود استفاده کند.

حسن روحانی با نام «حسن فریدون» در دانشگاه کالدونین گلاسکو ثبت نام کرد و با همین نام از این دانشگاه مدرک گرفت. فارغ از اینکه آیا خود او رساله‌اش را نوشته بود یا کارشناسان مرکز تحقیقات استراتژیک، روحانی از دو هویت مختلف از سال ۱۳۶۰ به بعد استفاده کرده است.

سوال‌های متعددی در این ارتباط وجود دارد:

– آیا حسن روحانی با ارائه نام خانوادگی باطل شده به دانشگاه کالدونین گلاسکو، مرتکب تخلف شده است یا نه؟ دانشگاه کالدونین آیا از این مساله مطلع بوده و با توافق، عدم هم‌خوانی را نادیده گرفته؟

– چگونه با نام خانوادگی باطل شده، پاسپورت گرفته است؟ نظر بالاترین مرجع اجرای قانون اساسی، یعنی رئیس جمهوری فعلی در باره چنین عملی چیست؟

– آیا استفاده از گذرنامه و اطلاعات متفاوت برای انجام ماموریت‌های امنیتی خارج از کشور بوده؟

– از نقطه نظر قانونی، حکم استفاده از نام خانوادگی باطل شده چیست؟

– حسن روحانی چند بار و در چه مقاطعی از این روش استفاده کرده؟

ـــــــ
این متن بر اساس سوال‌های خوانندگان خودنویس و هم‌فکری‌های متعدد نوشته شده است.

No responses yet

Apr 27 2014

مرکز مستندسازی ‘شفق’، مستندات و منابع مستند ‘من روحانی هستم’ را منتشر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

نسیم: ‘این عمل که خارج از عرف مستندسازی است، با هدف شفاف سازی در مقابل هجمه‌های سازماندهی شده اخیر علیه این اثر است’
به گزارش «نسیم»، با توجه به اظهارات برخی از رسانه ها مبنی بر ناصحیح بودن مستندات فیلم من روحانی هستم گروه چند رسانه ای شفق تصمیم بر آن گرفت تا با انتشار منابع خود مستنداتی که فیلم بر پایه آن ساخته شده است را در اختیار علاقه مندان قرار دهد.
این عمل که خارج از عرف مستندسازی است به دلیل هجمه‌های با دلایل معلوم بعضی رسانه ها است که بدون اطلاع از محتوای فیلم متاسفانه یک خط خبری را علیه این اثر در پیش گرفته اند.
سیاست شفق در کل فیلم استفاده از منابع نزدیک به دکتر حسن روحانی بود. برای مثال در ماجرای مک فارلین علیرغم روایت کاملا متفاوت آمریکایی ها که نقش پررنگی را در مذاکرات برای دکتر روحانی بیان کرده اند، کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی مبنا قرار گرفت و در موضوع هسته ای نیز اظهارات آقایان ظریف و موسویان مبنای اصلی کار قرار گرفت.
امید است که با ارائه این مستندات منتقدین از محتوای فیلم و انچه روایت میکند، آگاهی یابند

من روحانی هستم

پاییز 1392

این فیلم روایتی از زندگی حجة الاسلام حسن روحانی یازدهمین رئیس جمهوری ایران است.

 
بسم الله الرحمن الرحیم

راهنما متن:
• محتویات داخل کادر: خاطرات حجه السلام روحانی از کتاب خاطراتشان
• متون با فونت عادی: نریشن مستند
• متون با فونت بولد: مصاحبه ها و صداهای حجه السلام روحانی و دیگران

روز 17 اردیبهشت 1366، ویلیام کیسی رئیس وقت سازمان سیا ، هنگامی که در دادگاه به اتهام طراحی سفر غیر قانونی مشاور عالی امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا به تهران بازجویی میشد، ناگهان در جایگاه خود سکته کرد و جان سپرد.
مرگ وی یکی از مهمترین فرازهای رویدادی است که آمریکایی ها نام آن را در پرونده رفتار خود با جمهوری اسلامی ایران «ایران گیت» نهاده اند.
مذاکراتی محرمانه بین هیات دیپلماتیک آمریکایی و هیات ایرانی در هتل آزادی تهران که قرار بود کلید قفل روابط دو کشور ایران و آمریکا شود.(40 تدبیر؛ ص 108)
سه نفری که حلقه اصلی هیات ایرانی را تشکیل می‌دهند فریدون وردی نژاد، دکتر هادی و همینطور حجة السلام حسن روحانی هستند. (خاطرات هاشمی رفسنجانی؛ ٤ خرداد ١٣٦٥)

وله : روحانیت شیعه یعنی روحانیتی که در پست مراقبت است. / روحانیت و سپاه پاسداران که ما می بینیم هردو دقیقا نهادهای انقلابی این سرزمین هستند. / خبرنگارهای امریکایی و انگلیسی از تمام خصوصیات ناوهای ما با خبر می شدند. / ما در سال 64 یک جلسه ای تشکیل دادیم با نمایندگان مجلس،البته معروف بود به جلسه ی عقلا . /پروتکل الحاقی را جمهوری اسلامی ایران امضا خواهد کرد،با ملاحظاتی که قبلا بهش اشاره کردم / هم اکنون نیز نماینده ی ایشان در مهمترین نهاد سری کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی هستم./ملت بزرگوار ایران کسی که اکنون در محضر شماست حسن روحانی متولد 1327 در سرخه از استان…

اوایل خرداد 65 بود، هواپیمای ناشناس اجازه فرود در فرودگاه قلعه مرغی را می گیرد. هواپیما اروپایی است و خدمه ایرلندی دارد، بعد از اجازه برج مراقبت چند دور میچرخد و در باند فرودگاه می نشیند . پس از نشستن معلوم می شود مسافران این هواپیما یک هیأت دیپلماتیک آمریکایی هستند. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 7-11)
آمریکایی‌ها به همراه خود یک کیک کلیدی شکل برای باز کردن قفل روابط دو کشور و یک انجیل آورده اند که رئیس جمهور آمریکا پشت آن را امضا کرده بود. در هواپیما هم مقداری از سلاح های مورد نیاز ایران وجود دارد. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 15)
خبر ورود هیأت آمریکایی به دفتر ریاست جمهوری رسید رؤسای قوا تشکیل جلسه دادند تا ببینند با این مهمانان ناخوانده چه باید کرد؟(کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 11)
بعد از تشکیل جلسه امام در جریان حادثه قرار می‌گیرند و دستور می‌دهند ” تا وقتی مشخص نشده که ایشان دقیقا چه کسانی هستند کسی حق صحبت با آن ها را ندارد و هیچ پیامی را از آن ها نگیرند” (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 11)
مامورین امنیتی فرودگاه با هیأت آمریکایی صحبت کردند . معلوم شد سر تیم هیأت آمریکایی رابرت مک‌فارلین مشاور عالی امنیت ملی ریگان است که تا تهران اسم و سمت خود را مخفی داشته بود. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 10)
در آنجا مک فارلین تقاضای دیدار با رئیس جمهور ایران را می کند تا پیغام رئیس جمهور آمریکا را به وی تحویل دهد. اما رئیس جمهور حاضر به دیدار او نبود. وی درخواست خود را در مورد نخست وزیر و رئیس مجلس هم تکرار کرد. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 11)
هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رئیس مجلس است، پیگیری قضیه را بر عهده گرفت. وی از حسن روحانی که در آن زمان یکی از نمایندگان فعال مجلس شورای اسلامی است، می‌خواهد برای کنترل سلاح های همراه و اداره مسائل سیاسی و مذاکرات همکاری کند. (خاطرات هاشمی؛ 4 خرداد 65)

روحانی : تو را و فرزند عزیزت را هر دو إلی الارض التی بارکنا فیها للعالمین،کنار حرم امیرالمؤمنین و بگذار موج نویی در حوزه ی قوی و کهنسال نجف هم ایجاد شود و بگذار جهانیان بیشتر و بهتر تو را بشناسند ای ابراهیم زمان!

اما این روحانی که بود که برای این مسئولیت مهم انتخاب شد؟
حسن روحانی متولد 9 دی ماه 1327 مصادف با 28 صفر در شهر سرخه ی سمنان است . در شناسنامه تولدش 21 آبان 1327 قید شده ، اما به گفته مادرش در 28 صفر آن سال به دنیا آمده است . (خاطرات حسن روحانی؛ ص 29)
خانواده اش مذهبی بودند و در فامیل روحانی زیاد داشتند، همین عاملی شد برای اینکه روحانی هم حوزه علمیه را برگزیند. در 12 سالگی به حوزه علمیه سمنان می رود و یک سال بعد برای تحصیل در یکی از بهترین حوزه های علمیه وقت راهی قم می شود.(خاطرات حسن روحانی؛ ص 57،61،85)

روحانی : نهضت و انقلاب از سال 1341 شروع شد و از همان شروع این نهضت و انقلاب بنده هم به عنوان یک سرباز کوچک در کنار این انقلاب بودم و اولین باری که تحت تعقیب قرار گرفتم که جوانی بودم حدود 14 ساله در دی ماه 1341 بود به خاطر پخش اعلامیه ی حضرت امام در سمنان.
من از سال 1339 نام امام رو شنیده بودم با اینکه اون زمان امام خیلی معروف نبود.
بعد از سال 40 بسیاری از اساتید ما از شاگردان امام بودند و از سال 1341 که نهضت آغاز شد.
خب اعلامیه ی امام در کنار اعلامیه سایر مراجع تفاوت هایی داشت ،جاذبه هایی داشت و نسل جوان اون زمان رو و طلاب جوان رو بیشتر جذب می کرد و جذب کرده بود.

روحانی در حوزه علمیه از حضور اساتیدی چون شهید بهشتی، آیت الله جنتی، آیت ا.. سعیدی و آیت ا.. مشکینی بهره می برد. این اساتید در آن زمان معتقد بودند باید در درس های حوزه دروس جدید هم اضافه شود و حوزه متحول گردد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 100-125)
در آن سال ها نقل قولی از آقای مطهری می شد که امروز بر همه طلبه ها لازم است دروس جدید را در حد دیپلم فراگیرند. حسن روحانی با شنیدن این نقل قول ها و تشویق های آقای مکارم شیرازی تصمیم به تحصیل و اخذ دیپلم همزمان با دروس طلبگی می گیرد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 283-284)
از طرفی عده ای هم خواندن دروس جدید برای طلاب را نادرست و حتی حرام می دانستند.(خاطرات حسن روحانی؛ ص 284)

روحانی در شهریور سال 47 توانست دیپلم بگیرد و در کنکور سال 48 در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد. حضور یک طلبه جوان با لباس روحانیت در دانشگاه تهران آن زمان خیلی هم راحت نبود. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 286،328،354)
همزمان با تحصیل در دانشگاه تهران به علت آشنایی با استاد مطهری و دیگر وعاظ مطرح تهران به سخنرانی های تبلیغی هم می‌پرداخت. روحانی فن بیان بسیار قوی ای داشت و یک منبری کار کشته بود. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 378)
روحانی : رابطه ی مردم و ملت با رهبران مذهبی ،رابطه ی جامعه با گروهی که باید در جامعه مقتدا باشند.

برای اینکه فعالیتهای بعد از دانشگاهش بدون بهانه رژیم باشد به خدمت سربازی هم می‌رود. حضور یک روحانی در پادگان نظامی هم کم ماجرا نبود.(خاطرات حسن روحانی؛ ص 368)

زندگی طلبگی سختی‌های زیادی هم داشت. شروع دوران دانشجویی اش در اتاق 3*3 خرپشته خانه دایی اش در خیابان پیروزی زندگی می کرد. روحانی با دختر خاله اش ازدواج کرده بود و این اتاق برای زندگی دو نفره ی آنها خیلی کوچک بود.چند وقت بعد که فرزند اولشان ،زهرا، به دنیا می آید، دو اتاق طبقه همکف منزل حجة الاسلام اکرمی را اجاره می کند. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 352-353)

سال 56 حاج آقا مصطفی ، فرزند ارشد امام ، در مرگ مشکوکی از دنیا رفت. آن زمان حاج آقا مصطفی امام را در تبعید در نجف همراهی می کرد.خیلی ها معتقد بودند ساواک ایشان را به شهادت رسانده است.
مراسم های ختم حاج آقا مصطفی خود به تجمع انقلابی و ضد رژیم تبدیل می شد.
مراسم تهران در مسجد ارگ به همت شهید مطهری برگزار شد. ایشان روحانی را برای سخنرانی این مراسم انتخاب کردند. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 413-414)

روحانی : إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِین، این بلا مبین و آزمایش روشن و آشکار برای ابراهیم ما و بنابراین من یک لقب برای مرجع مون می پسندم و آن امام خمینی.
محمد مینایی(بهاری)(شاهد عینی واقعه) :جمعیت کثیری شرکت کرد.جمعیتم خیلی زیاد بود ، بی حد و بی حصار ، مسجد پر بود ، شبستان پر بود،حیاط پر بود، خیابونم جمعیت بود ،مأمورینم بودند. سخنرانی که تموم شد خود ایشونم توصیه کردند که با نظم از در برین بیرون یعنی آرامش را حفظ کنید.بازم من متوجه نشدم.
وارد حیاط شدیم دیدم جو یه جور دیگه ست دم در ،چون فاصله م تا دم در زیاد بود.گفتم مأمورین دارن به هرجهت سخت میگیرن ،اذیت می کنن و احتمال خطر هست،آقا رو بگیرن ،نگیرن ،از این حرفها بود.

این سخنرانی روحانی نقطه عطف زندگی سیاسی اش بود. حالا دیگر خیلی ها آن طلبه جوانی که سخنان آتشین داشت را می‌شناسند. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 420)

گزارش ساواک
شماره گزارش 6036/21
تاریخ گزارش 18 مهرماه 2536 شاهنشاهی
آقای حسن روحانی سخنرانی مجلس را به عهده گرفت.در جلو در ورودی مسجد مطالبی را مطهری ،دکتر مفتح و بازرگان به او گفتند و سپس چند شعار علیه دولت داده شد.

ساواک هم به فعالیتهای او حساس شده است . تعقیبها و ممنوع المنبر شدن ها در انتظار روحانی جوان است. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 422)
به دلیل شرایط جدید تصمیم میگرد تا برای دستگیر نشدن از کشور خارج شود و در آنجا به تحصیل خود ادامه دهد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 434)
نام خانوادگی روحانی در شناسنامه فریدون بود و ساواک به دنبال حسن روحانی می گشت و این باعث شد روحانی در اوایل اردیبهشت 57 به راحتی از گیت فرودگاه از کشور خارج شود. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 438)

روحانی : در مسیر تکمیل درسم در رشته حقوق درس می خوندم ، ولی وقتی امام آمدند به پاریس به طور طبیعی درس دیگه رها شد.اون ایام بیشتر فرصت ها مصروف سخنرانی در دانشگاه های مختلف می شد.من در کشورهای اروپایی در دانشگاه های مختلف در ماه هایی که امام در نوفل لوشاتو بودند که من گاهی اونجا بودم گاهی هم در کشورهای مختلف اروپایی برای سخنرانی بودم.بیشترین وقت در اون ایام دیگه برای سخنرانی، حضور در تظاهراتی که شکل داده می شد ،مخصوصا برای تاسوعا و عاشورا که در بسیاری از شهرهای اروپایی تظاهرات مفصلی شکل داده شد.

روضه محضر امام در نوفل لو شاتو

همزمان با فعالیتهای پاریس ، تهران و دیگر شهرهای ایران هم حال و هوای دیگری به خود گرفته بود!

شهید محلاتی : توجه توجه ! بسم الله الرحمن الرحیم، این صدای انقلاب اسلامی ایران است! این صدای انقلاب اسلامی ایران است!
در 12 بهمن روحانی در نوفل لوشاتو بود ولی به دلیل تکمیل شدن ظرفیت هواپیمای امام دیگر جایی برای روحانی در آن پرواز سرنوشت ساز نبود. برای همین به لندن رفت تا با خانواده به ایران بازگردد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 525)
در تهران پس از انقلاب کار زیاد است .همه درگیر ساماندهی انقلاب هستند. از انقلابیون مورد اعتماد دعوت می شود تا هر کدام کار قسمتی از این نظام نوپا را برعهده گیرند.
یک شب در اوایل فروردین 58 حسن روحانی مهمان آیت الله خامنه ای در منزل شان در خیابان ایران بود. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 550)

روحانی: ایشون این وظیفه رو به عهده گرفته بودند که ارتش رو سامان بدهند و من وقتی که رفتم خدمت ایشون ، ایشون فرمود که شما بیاید کمک کنید که ما بریم ارتش رو سامان بدیم،در واقع اولین کار در کنار آیت الله خامنه ای سامان دادن نیروهای مسلح بود، اون زمان تو اوایل سال 58 . پادگان ها رو تشکیل می دادیم ،افراد رو دعوت می کردیم چون وضع خاصی بود.تحصن هایی بود در یک مقطعی.تحصن ها رو بایست می شکستیم.

منطبق کردن فضای ارتش به جا مانده از طاغوت با ارزش های انقلابی هم کار راحتی نبود .مثلا در اصلاح پوشش پرسنل اداری خانم .
بعد از انقلاب بحث حجاب خیلی پر رنگ شده بود.اکثریت جامعه به دنبال رعایت شئونات اسلامی در جامعه بودند.

مصاحبه شونده ای در تجمع حجاب: به نظر من حجاب نه تنها به آزادی لطمه نمی زنه بلکه مستلزم آزادی داشتن حجاب است.
مصاحبه شونده ای در تجمع حجاب : این ها برای تفرقه اندازی اداره ها را تعطیل می کنند،مدارس تعطیل می کنن ،الان چند روزیه تو مدارس طوریه درس وجود نداره.
طرح اجباری کردن حجاب در ادارات ارتش به عهده روحانی بود. او این کار را از زنان مستقر در ستاد مشترک ارتش شروع کرد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 570-573)

این مسئولیت های سیاسی و نظامی باعث نمی شد تا روحانی فعالیت های تبلیغی خود را رها کند.

روحانی : پیام امام دقیقا باید مورد توجه همه ی گروه ها قرار بگیره.امام فرمود که هیاهو درست کردن جز دامن زدن به این خیانت کاران که راهشان باز بشود چیز دیگری نیست.
که ما می بینیم در ضمن مقاله ای که تحت همین تیتر نوشته شده به کیا حمله شده ؟ و مواردی که به عنوان موارد تقلب یا به تعبیری که نوشته تقلبات ناجوانمردانه ارتجاع ،می خواهیم ببینیم که ، ما کاری فعلا به انتخابات نداریم که انتخابات مورد حمله قرار گرفته شده، بسیار خب! شما بگید انتخابات ایراد داشته اشکال داشته ،ایراد و اشکالشم مقامات مسئول هستند رسیدگی می کنند،حتی اگه در حد ابطال یک صندوق بود صندوق رو ابطال بکنیم،مسئله ای نیست،در حد ابطال یک شهر بود ما که بحثی نداریم،اون تصمیم گیریش با مقامات مسئول هست.اما ما می بینیم که وقتی تحت عنوان مرتجعین مسئله رو ذکر می کنه دقیقا مسئله ی روحانیت رو در صفحه دوم همین روزنامه طرح می کنه و مرتجعین با بهره گیری از همه شیوه های تقلب رو منتقل می کنه عمدتا به روحانیت و سپاه پاسداران که ما می بینیم هر دو دقیقا نهادهای انقلابی این سرزمین هستند.

همین فعالیتها بود که گروهکها را نسبت به وی حساس کرده بود.

آبان همان سال انقلاب دوم رقم می خورد. دانشجویان لانه جاسوسی آمریکا را برای همیشه تعطیل می کنند.

شعار مردم : آمریکا آمریکا شاه باید پس بدی.
نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا

برای آمریکا که می خواهد ژست ابر قدرتی بگیرد اوضاع افتضاح است. آنها باید با ایران رابطه برقرار کنند آن هم رابطه کدخدا و رعیت ، مثل زمان شاه!

شعار مردم : مرگ بر آمریکا

اعترافات کارمند سفارت امریکا :
شغل پوششی شما چه بوده ؟
کارشناس سیاسی سفارت
چند سال برای CIA کار کردید؟
کمی بیشتر از بیست سال

اما این امت اکنون امامی دارد که کابوس رعیتی را برای همیشه از یادها برده است.

امام : روابط دارند درست می کنند، میخواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت.

با این حال اول کارتر و بعد ریگان مایل به از سرگیری رابطه با ایران هستند منتها با ایرانیِ مطلوب خودِ آمریکا !
در سال 65 ماجرای ربوده شدن چند آمریکایی در بیروت هم مزید بر علت شده است تا به بهانه واسطه گری ایران برای مذاکره آمریکا و حزب ا… پای آمریکایی به ایران باز شود. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 19)
آن ها برای نزدیک شدن به ایران اول سلاح های مورد نیازمان در جنگ را از طریق واسطه به ما می فروشند. چند وقت بعد به واسطه ی ایرانی می گویند می خواهند مستقیم به مقامات ایران سلاح بفروشند . واسطه ایرانی هاشمی رفسنجانی را در جریان قرار می دهد و می گویند در چند روز آتی چند آمریکایی به ایران می آیند. (کتاب 40 تدبیر؛ ص 108-113)
بعد ها ریگان درباره علت این سفر می گوید: هدف اصلی ما از مذاکرات و ارسال سلاح محرمانه یه ایران، ایجاد ارتباط مناسب با رهبران احتمالی آینده ایران بوده و موضوع گروگان ها فرعی و جانبی است. (روزنامه النهار؛14تشرین الثانی 1986)
بنابرتصمیم نظام قرار نیست مسئولان رده بالا با آن ها مذاکره کنند. هدیه ها را هم نپذیرفتند. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 16)
به گفته هاشمی رفسنجانی مذاکرات در سطح دکتر هادی و دکتر روحانی مخفی نگه داشته می شود و مذاکره محدود به مسئاله گروگان های آمریکایی در لبنان می شود. (خاطرات هاشمی رفسنجانی؛ 5 خرداد ١٣٦٥)
اما طرف آمریکایی خواهان مذاکره در مسائل کلی و سیاسی است.
دور اول مذاکرات دو ساعت بود با حضور مک فارلین، مک فارلین حضور خودش را در ایران برای ایجاد پل ارتباطی بین دو کشور اعلام می کند و می گوید آمریکا آمادگی دارد برای تامین برخی اقلام مورد نیاز ایران کمک کند. برای دورهای بعدی مک فارلین به دلیل اینکه خود را در سطح وزیر می دانست حاضر به مذاکره با غیر هم سطح خود نشد و در مذاکره حضور نداشت. تا روز هفتم خرداد هفت دور مذاکره کردند. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص 15-17)
در این هفت دور آمریکایی ها دائما در خواست دیدار با مقامات عالی رتبه نظام را تکرار می کردند اما در این طرف کسی پاسخگوی چراغ سبز آمریکایی نبود. مقامات ایرانی حاضر نبودند با کسانی که در رسانه ها و افکار عمومی علیه ملت ایران صحبت می کنند و بارها ایران را تهدید و تحریم کرده اند مذاکرات محرمانه داشته باشند.
پس از هفت دور امریکایی ها از همان راهی که آمده بودند، بر می گردند. (کتاب مک فارلین با چشم باز؛ ص17)
ایران آن سلاح های همراه شان را که بر چسب اسرائیلی دارد نمی پذیرد. (کتاب 40 تدبیر؛ ص 108-113)
بعدها موساد طی چند مقاله در مطبوعات سعی میکند این مساله را افشا کند. امام خمینی که همیشه بی پرده با مردم سخن می گفت به هاشمی رفسنجانی می گوید تا این قضیه را در 13 آبان برای مردم شرح دهد. (کتاب 40 تدبیر؛ ص 108-113)

هاشمی رفسنجانی :آقایون صریحا دروغ به ملت امریکا گفتند که ما با پاسپورت خودمان رفتیم ایران،در صورتی که فوتوکپی پاسپورت هایی که اینها داشتند الان پیش ما موجوده که ایرلندیه.
یکیش را بهتون نشون میدم،به عنوان نمونه ،بقیه ش مال بعده ،اینا همه پاسپورت های ایرلندی آقایونه ،این مال آقای مک فارلین.
و این باعث می شود آمریکایی ها که به دنبال سیاست چماق و هویج در رفتار با ایران بودند در افکار عمومی جهان رسوا شده و دومین رسوایی تاریخی آمریکا، ایران گیت رقم بخورد.

الیور نورس (از هیأت دیپلماتیک مک فارلین): من قطعا این کار را انجام دادم،همان طور که در اظهاراتم گفتم از این کار شرمنده نیستم .به من مأموریت داده شد و من تلاش کردم تا آن را انجام دهم.

از بعد از دعوت آیت الله خامنه‌ای به ارتش روحانی به عالم سیاست هم وارد میشود. همزمان با مسئولیت های ارتش روحانی در دور اول مجلس شورای اسلامی از طرف مردم سمنان به مجلس راه می یابد.4 دور بعدی مجلس هم نماینده تهران است.
رئیس کمیسیون دفاع،نایب رئیس اول مجلس و رئیس کمیسیون سیاست خارجی از مسئولیت های روحانی است.

روحانی در مجلس : در مورد رای گیری اکثریت باشه و از این شش نفر از هر قوه ای حتما یک نفر هم رای داده باشه به این صورت،یعنی …
هاشمی رفسنجانی : این رد شد،دیگه وقتی دو نفر یک پیشنهاد دادند جداگانه بحث نکنید.
روحانی : کی رد شد؟
هاشمی رفسنجانی : آقای دکتر صحابی هم داده بودند رد شد.
روحانی : نه این نبود که رد شد که ! شش نفر با توجه به اینکه در رای گیری حتما از هر قوه ای …
هاشمی رفسنجانی :اصلا دو نفر بودند رد شد ،دیگه شما اینو جزئیات شو پیش نرین.
روحانی: نه نه ،با این کیفیت،با این قید که رد نشده آقای هاشمی!

در دور اول مجلس روحانی رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما است.

مصاحبه با روحانی : دکتر روحانی بفرمائید که به همراه سایر اعضای شورای سرپرستی رادیو تلوزیون امروز به حضور امام خمینی رهبر انقلاب رسیدید چه مسائلی مطرح شد و امام چه رهنمودهایی رو دادند؟ من خواهشم اینه که قبل از اینکه شما اینو بفرمائین سایر اعضای گروه شورای سرپرستی رو معرفی بفرمائین.
روحانی : بسم الله الرحمن الرحیم. من هم ابتدا برادران عزیز رو معرفی می کنم.اعضای شورای سرپرستی و بعد هم خلاصه ای از آنچه که امام به عنوان رهنمود فرمودند برای ملت عزیز ایران بیان می کنم.
جناب آقای جنتی، عضو شورای سرپرستی و منتخب از طرف قوه ی قضائیه
جناب آقای غفاری ، عضو شورای سرپرستی از طرف قوه ی مجریه
جناب آقای توکلی نماینده ی مجلس و عضو علی البدل از طرف قوه ی مقننه
جناب آقای دکتر عباس شیبانی عضو علی البدل از طرف قوه ی قضائیه

در آن زمان محمد هاشمی ریاست صدا و سیما را بر عهده دارد .
بین رئیس شورا و رئیس سازمان اختلافات زیادی است تا اینکه روحانی محمد هاشمی را عزل می کند. (خاطرات هاشمی رفسنجانی؛ 29 تیر 1362)
امام که از این اتفاق آزرده شده اند، نظرشان این است که شورای نظارت بر صدا و سیما نباید در کار سازمان دخالت کند و این معنی قانون اساسی نیست که سه قوه در کار سازمان صدا و سیما مداخله کنند. ایشان از طریق احمد اقا به هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس است می گویند تا روحانی از شورای نظارت بر صدا و سیما استعفا دهد. روحانی که از این اتفاق ناراحت شده است از امام وقت ملاقاتی می خواهد ولی امام نمی پذیرند و نظرشان این است که شورای نظارت بر صدا و سیما خطا انجام داده است. (خاطرات هاشمی رفسنجانی؛ 30 و 31تیر 1362، 1 مرداد 1362)
روحانی در عرصه سیاسی همچون عرصه تبلیغی نیروی فعالی بود.در مرداد سال 64 قرار بود رئیس جمهور نخست وزیر جدید را معرفی کند.رئیس جمهور وقت بنا بر شرایط کشور با انتخاب مجدد آقای میرحسین موسوی به نخست وزیری موافقت می کند.اما جمعی از نمایندگان مخالف هستند.
امام خمینی اختلافات را در آن برهه حسای از جنگ مناسب نمی دانند. با این حال 99 نفر از نمایندگان حتی پس از توصیه امام هم میرحسین موسوی را مناسب نخست وزیری ندانسته و به او رأی مخالف می دهند.
این جمع بعد ها به 99 نفر معروف می شود که حسن روحانی یکی از فعالین این جمع است. (روزنامه مردم سالاری؛ 31 فروردین 1388)
از قبل از انقلاب روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز است. .وی از همان سال های قبل از انقلاب در این گروه سیاسی فعالیت می کرد. (خاطرات حسن روحانی؛ ص 427-432)
روحانی فعالیت خود را در این گروه تا همین الان ادامه داده است.
در دور ششم مجلس هم در لیست جامعه روحانیت مبارز همراه شخصیت هایی چون هاشمی رفسنجانی ،جواد لاریجانی ، حدادعادل و محمود احمدی نژاد قرار گرفته بود.
البته آن دوره لیست اصلاحطلبان به سر لیستی محمد رضا خاتمی پیروز انتخابات شد و کرسی های مجلس را بدست گرفت.

هاشمی رفسنجانی : گروه از دوستان معتدل که اون موقع خیلی کم گیر می آمدند ، گروه عقلا را در مجلس تشکیل داده بودند.
روحانی : ما در سال 64 یک جلسه ای تشکیل دادیم با نمایندگان مجلس ،البته معروف بود به جلسه عقلا.

اما این مجمع عقلا برای چه هدفی تشکیل شده بود؟!
هاشمی رفسنجانی : یکی از جاهایی که خیلی تأکید می کردن در سیاست های جنگی بود که شاید بی تاثیر هم نبود در خاتمه جنگ ،شاید نه حتما تاثیر داشتند.
روحانی : ما در این که جنگ چی کار باید بکنیم اول اختلاف نظر داشتیم.
محسن رضایی: ما در عملیات رمضان رفتیم وارد خاک عراق شدیم ،یک قطعه ای از خاک عراق رو گرفتیم از اونجا به بعد یک بحث هایی مطرح شد که بیشتر درگوشی بود و بعضی از این آقایون اون شهامت لازم رو در اینکه به طور جدی بیان بحث کنن با امام یا با مسئولان اصلی کشور که تصمیم گیرنده بودند ،نداشتند.در گوشی یا بعضی جاها یک جلساتی می گذاشتن که این تا والفجر مقدماتی و همین طور ادامه پیدا کرد.
هاشمی رفسنجانی : سال ها بود که این حرف مطرح بود منتها در محافل خصوصی،خیلی خصوصی،می گفتن ما باید جنگ رو تموم کنیم.
محسن رضایی: خبرشم به رزمندگان می رسید،فکر می کردن یک دوگانگی در مرکزیت ایران هست.امام یه نظراتی داره یه عده دیگه نشستن و به صورت پنهانی جلسات دیگه ای دارن.این باعث نگرانی در جبهه های جنگ شده بود.
روحانی : یکی از اعضای جلسه ظاهرا میره با آقای رضایی صحبت می کنه ،با آقای محسن رضایی که فرمانده سپاه بودن،به ایشون میگه که یک جلسه ای هست که نمایندگان مجلس دارن و در اونجا دارن طراحی صلح می کنن که چجوری صلح کنیم با صدام . ایشون یک نامه ای می نویسه با امام و میگه که شما که این همه تاکید می کنید برای جنگ و ادامه جنگ ،در مجلس یک گروهی هستند،اسم منم می بره ،با حضور فلانی و این ها راجع به صلح دارن بحث می کنن.
محسن رضایی: شاید دلیل اینکه این آقایون این مسئله رو طرح کردن این بوده که قبلا یه چیزایی تو ذهنشون بود ولی چون رزمندگان ما همش در حال پیروزی بودند شهامت لازم رو در رابطه با طرح این مسئله نداشتند ولی بعد از عدم الفتح والفجر مقدماتی کم کم یه مباحثی مطرح شد که خوبه دیگه ایران جنگ رو همینجا در حقیقت تمام بکنه.اما نمی گفتند که چطور؟ چون وقتی می گفتند جنگ رو ایران تموم بکنه ازشون سوال می کردن خب چیکار بکنه ایران جنگ رو تموم بکنه؟ باید یه قرارداد صلحی باشه دیگه.چون این دو طرف داره و اگر منظورتون این است که ما عملیات نکنیم ،فرض کنیم ما هفت ماه هشت ماه عملیات نکردیم اگه بعد از 7-8 ماه اون شروع کرد به حمله کردن و یه جایی رو اومد گرفت شما جواب این رو چی می دین؟ اونا هیچ پاسخی نداشتن.می گفتن که ما تلا ش باید بکنیم که بریم دنبال این که صلح بشه .باید بریم صلح بکنیم.
بعد وقتی سوال بعد طرح می شد که خب مگه کسی مزاحم تون هست؟مگه کسی مانع شما هست؟چون هیچ هیأت صلحی نبود که از اول جنگ تا آخر جنگ تقاضای رفت و آمد با ایران کرده باشه و ایران اینا رو رد کرده باشه .یک سند نیست .ما نمی خواستیم جنگ طولانی بشه.اینایی که می گفتن عملیات نکنیم منظورشون این بود که جنگ بیست سال طول بکشه،بیست سی سال طول بکشه. در حالی که ما فکر می کردیم جنگ باید زودتر تموم بشه و زود تمام نخواهد شد مگر اینکه ما به دشمن فشار بیاریم که اون ها شرایط ایران رو که یک شرایط عادلانه ای بود بپذیرن،حداقل 1975 رو بپذیرن. یعنی اعلام بکنن ما موافقت نامه 1975 رو قبول داریم.کسی نمی گفت اینو. اصلا حتی از مرز بین المللم اسم نمی آوردن.
روحانی : خب این بحث وجود داشت که واقعا نظر امام در نهایت چی هست.
محسن رضایی: امامم همیشه همینو می گفت ، می گفت که اولا از خاک ما برید بیرون، داخل خاک ما نباشید، ثانیا کسی که تجاوز کرده این رو تنبیه کنید. نمی گفتن امام که این رو بگیرید بدید ما می خوایم تنبیه بکنیم .یعنی یه شرایط سختی هم امام نمی ذاشتن که از نظر منطق بین المللی سخت باشه عمل کردنش و بعد هم می گفت غرامت ما رو بدید.خسارتی شما به ما وارد کردید،این شرایط رو هم امام برای این میخواست
که دیگه کسی جرات نکنه به ایران حمله بکنه ،اینا رو که امام می گفت در حقیقت می خواست حالا که جنگ شده یه جنگ بیشتر نباشه ،مگر یه کشوری چندتا جنگ باید بکنه؟ لذا امام می خواست خیالش راحت باشه که دیگه جنگی نشه یعنی صلحی که منجر به یک امنیت کامل بشه.
صدای امام:
ما از اول جنگ با کسی نداشتیم؛ لکن با صدام صلح نمی توانیم بکنیم.
صدام یک جانی است که به هیچ یک از تعهداتی که می کند اعتبار قائل نیست.
او با دولت سابق با اینکه غیر قانونی بود تعهد کرده بود و آن را هم بهم زد.
او هر روز عوض میکند افکارش را !
او انسانی نیست که بشود با او صلح کرد.
شما گمان میکنید که اگر ما با صدام صلح کنیم به این صلح ادامه میدهد؟!
این جلسات خصوصی ادامه داشت تا اینکه امام در نهایت از جلسه عقلا و بحث‌هایشان در مورد توقف جنگ اطلاع می‌یابد و از هاشمی رفسنجانی توضیح ‌می‌خواهد. (خاطرات هاشمی؛ 10 خرداد 1365)
روحانی : آقای هاشمی که رفته بود خدمت امام، امام بهشون گفته بود که این چیه که به من نوشتن؟ شنیدم فلانی ،خبر من، فلانی هم هست ،چون امام می دونست من مسئولیت های جنگ رو دارم .آقای هاشمی گفت نه اینطور نیست ،من خبر دارم،جلسه با اطلاع من هست،من مطلع هستم ،همچین چیزی نیست.
محسن رضایی: امام بهشون پیام داد که این جلسات چیه ؟این جلسات ماهیتش چیه؟ چون مخفیانه این جلسات تشکیل شده بود بعد هم به گوش همه می رسید.
روحانی : جلسه شل شد دیگه ،یعنی اون استحکام شو از دست داد و جلسه م بعد تعطیل شد.

حسن روحانی در سال 1368 از طرف مقام معظم رهبری به نمایندگی ایشان در شورای عالی امنیت ملی انتخاب میشود ،همچنین رئیس جمهور نیز ایشان را به عنوان دبیر این شورا معرفی می کند.
آن سالها شورای عالی امنیت ملی هم چالش‌های داخلی داشت و هم چالش‌های بین المللی.
اتفاقاتی مثل حرکت‌های تشنج آفرین مرحوم منتظری که به حصر ایشان با تصویب شورای عالی امنیت ملی منجر شد، بحران‌های روزنامه‌های زنجیره ای، التهاب آفرینی های دوران اصلاحات، چراغ سبزهای تجدیدنظرطلبان به غرب خصوصا آمریکا همه و همه باعث می‌شد تا عملکرد شورای عالی امنیت ملی حساس‌تر شود.
یکی از این بحرانها واقعه ای بود که در تاریخ سیاسی ایران به 18 تیر معروف شد.
در تیرماه 1378 روزنامه سلام برای فشار به مجلس جهت تصویب نکردن طرح اصلاحیه قانون مطبوعات اعلام می‌کند، سعید امامی که در پرونده قتل‌های زنجیره ای از وی نام برده می‌شود این طرح را پیشنهاد داده است.
وزارت اطلاعات از روزنامه سلام به علت نشر اکاذیب شکایت می‌کند و روزنامه سلام که در آن زمان سردبیرش عباس عبدی و مدیر مسئولش موسوی خوئینی ها مرد خاکستری اصلاحات است توقیف می شود.
تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به این توقیف تحصن می کنند و این تحصن با تحریک عده ای از اصلاحطلبان افراطی که به نهادهای سیاسی و امنیتی دولت وقت رفت و آمد داشتند، جرقه ای می‌شود برای اتفاقاتی که دیگر آرام کردنش از خود دولت هم برنمی‌آمد. (کتاب 40 تدبیر؛ ص 196-203)

مرتضی نبوی (فعال سیاسی) : من مجموعه ی حوادثی که تو کوی دانشگاه اتفاق افتاد رو نمی خوام توجیهش کنم بگم که اونا چیزای درستی بود اما در عین حال معلوم بود که برنامه ست که این حادثه اتفاق بیفته و بعد با همون ابزار رسانه ای یک فضایی درست کنند،یه فضایی که دانشجو رو ریختند ،کشتند ، از دانشگاه پرتش کردند ، کجا نشستید؟
محمد علی ابطحی (فعال سیاسی اصلاح طلب): ما در هیئت دولت بودیم .گزارش هایی که آوردن این بود که ترمینال جنوب آتش گرفته ، بانک توی یکی از نقاط جمهوری تهران آتش گرفته ،اینور آتش گرفته، اونور ،یعنی یک تشنج سراسری بود دیگه اون ربطی به حرکت دانشجویی ،اعتراض دانشجویی که به خاطر حمله به خوابگاه بود دیگه هیچ کس نمی تونست دیگه تحلیل به اون بکنه .
علیرضا زاکانی (مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در سال 78): هم زمان خیابون فاطمی شلوغ شد و بستنش و نقاب دارها اومدن و این حرفا.
مرتضی نبوی (فعال سیاسی): اون موقع شورای عالی امنیت ملی هرچی می نشستن بلند می شدن مجوز نمی داد که غیر از نیروی انتظامی بیاد و این صحنه ها رو کنترل کنه .تا کی؟ تا عصر 22 تیر که آقای روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی میگه ایشون فرانسه بود برگشت دید اوضاع اینجوریه به مسئولیت خودش اعلام کرد که بسیج وارد صحنه بشه ، به محض اینکه این اعلام انجام گرفت تقریبا قائله خوابید.
علیرضا زاکانی (مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در سال 78): تو اون ایام تمام سعی و تلاش بنده این بود که از شدت درگیری ها کم بکنم و عقلانیت رو حاکم بکنم بشینیم حرف بزنیم .
روحانی : مسئولین ما هم قاعدتا از جنس مردم و در کنار مردم و برخاسته از خود مردم و قاعدتا و معمولا منتخب خود این مردم بودن.
اما همواره مردم پیشتاز بودن ،تو دفاع مقدس، خب همه حضور داشتن ،حالا مسئولین نظامی اعم از ارتش سپاه و نیروی انتظامی و همه ی مسئولینی که به یه نوعی وظیفه داشتن به هرحال تو دفاع مقدس باشن.
امام آدم می بینه پیشتاز بسیجه، علی رغم اینکه همه ی اون ها تلاش کردن ، همه ی اون ها تو صحنه بودن ، همه ی اون ها فداکاری کردن ولی اون نیروی مردمی که بسیج هست می بینیم یک قدم جلوتر است از دیگران ، او هست که خط رو میشکافه ،او هست که میدان مین رو باز می کنه ، او هست که اون شور و نشاط جهاد رو در سراسر کشور به اوج می رسونه.
در 23 تیرماه به دعوت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی راهپیمایی مردمی در محکومیت حرکت اغتشاشگران برگزار شد.

علیرضا زاکانی(مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در سال 78): خود ما حدس و گمان نمی زدیم که مردم با این موج بیان توی خیابون ها ،که سیلی از مردم ، حرکت میلیونی شکل گرفته بود.

شعار مردم در23 تیر : ای رهبر آزاده ،آماده ایم آماده
مرگ بر ضد ولایت فقیه

علیرضا زاکانی (مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در سال 78): روز 23 تیر بنده سخنران دانشجویی بودم ایشون سخنران اصلی بود. اون روز که آقای روحانی رو خواستن بیاد سخنرانی بکنه خیلی ها حاضر نشدن صحبت بکنن ،خیلی ها که نه دو سه نفر، که اسم شونم تو ذهنمه، نمیخوام بگم.حاضر نشدن بیان صحبت بکنن ولی آقای روحانی اومد صحبت کرد.صحبتشم الحق و الانصاف سخنرانی خوبی بود.
محمد علی ابطحی (فعال سیاسی اصلاح طلب) :توی راهپیمایی 23 تیر سخنرانی که همه پیشنهاد می کردن آقای خاتمی بود و من فکر می کنم شاید مثلا اگه یکی از اشتباهات سیاسی مونو بخوایم بررسی کنیم این بود که آقای خاتمی نرفت اونجا صحبت بکنه.

این سخنرانی مهم رئیس جمهور آینده ایران که به طرز عجیبی از آرشیوهای رسمی کشور حذف شده است، اتحاد حاکمیت با مردم در نفی هرگونه اغتشاشگری را نشان داد.

روحانی : خوشبختانه اکثر این عناصر در ظرف دیروز و دیشب دستگیر شدند.
مقام معظم رهبری : آن کسی که این حوادث را خنثی کرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم آمدند در خیابانها، توطئه ی دشمن را که سالها برایش برنامه ریزی کرده بودند، در یک روز باطل کردند.

فعالیتهای زیاد روحانی وی را از فکر ادامه تحصیل بازنداشت. وی در سال 1375 مدرک کارشناسی ارشدش را از دانشگاه گلاسکو بریتانیا می گیرد و در سال 1378 نیز از همان دانشگاه موفق به اخذ درجه دکترا می شود. (روزنامه شرق؛ 9 تیر 1392)
در سالهای دبیری روحانی در شورای عالی امنیت چالش‌های بین المللی هم کم نبود.
ولی آن‌سالها همه شورا را با یک پرونده خاص می‌شناختند.

روحانی : در بحث هسته ای هم که خب سر صدا از تابستان 1381 شروع شد و بعد سر صدا ادامه پیدا کرد منجر شد به سفر آقای البرادعی به تهران در اسفند سال 1381.

آمریکا که خود را فاتح بغداد میداند قصد دارد تا با کمک شرکای اروپایی خود و تهدیدهای سیاسی مانع دستیابی ایران به فناوری هسته ای شود.

روحانی : در خرداد شورای حکام یه بیانیه ای صادر کرد،گذشت،کار پرونده ی هسته ای در اختیار سازمان انرژی اتمی خودمون در ایران و کمابیش وزارت خارجه ،به این ها مربوط می شد.
در شهریور 82 یک قطع نامه بسیار شدید الحنی درآژانس علیه ایران صادر شد. از اونجا بود که در واقع تصمیم مسئولین نظام بر این شد که این پرونده منتقل شه به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی.

دبیر شورا هم در روزنامه ها لقب شیخ دیپلمات گرفته بود.
سه وزیر اروپایی که با طناب آمریکا در باتلاق جنگ عراق و افغانستان فرو رفته بودند، به ایران آمدند تا…جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : ما به تهران رفتیم تا آنها را قانع کنیم که غنی سازی اورانیوم را متوقف کنند. همچنین هر چیز دیگری که ربطی به غنی سازی دارد را باید برای همیشه متوقف کنند.بنابراین تلاش کردیم آنها را مجبور کنیم تا با تعلیق موافقت کنند.

دکتر حسن روحانی که در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود به همراه تیم مذاکره کننده اش متشکل از جواد ظریف و حسین موسویان برای مذاکره با اروپاییان به سعدآباد رفت.
ایران به دنبال حق غنی سازی اورانیوم تحت معاهده NPT بود. اما طرف غربی تعطیلی فرآیند غنی سازی را می‌خواست. و این یعنی ایران برای نیروگاهش هم سوختی نداشته باشد.

روحانی : جمهوری اسلامی ایران همانند سایر کشورهایی که امضا کننده NPT هستند باید به همه ی حقوق قانونی خودش در زمینه ی صلح آمیز و فعالیت های هسته ای صلح آمیز برسه.
جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : روحانی موافقت کرد که آنها مواد رادیواکتیو را به سانتریفیوژها تزریق نکنند.
جواد ظریف : معنای آن این بود که ایران غنی سازی انجام نخواهد داد و این به معنای تعلیق بود.

اما طرف غربی به این هم رضایت نمیداد و دنبال تعریف خود از تعلیق بود.

استانیسلاس دو لابولایه ( عضو تیم مذاکره کننده فرانسوی): برای ما این تعریف بسیار ضعیف بود ،تمام فعالیت های غنی سازی باید معلق شود.همین جا ما به یک مشکل برخوردیم.

آنها به هیچ قیمتی نمی خواستند در داخل ایران غنی سازی صورت گیرد. تیم مذاکره کننده ایران دو ساعت تمام مقاومت کرد.

جک استرو (وزیر خارجه سابق انگلیس): روحانی به ساعتش نگاه کرد و گفت خب الان زمان آن است که برویم و گزارش را به رئیس جمهور بدهیم و سپس اتفاق غیر عادی افتاد،چیزی کاملا برنامه ریزی نشده.

این بار وزیر خارجه آلمان در نقش پلیس بد ظاهر شد.

جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : و یوشکا ناگهان به روی میز کوبید و گفت : ببین الان هیچ فایده ای ندارد که ما برویم و رئیس جمهورتان را ببینیم و یا به خبرنگارن بگوییم ما به هیچ توافقی نرسیدیم.
یوشکا فیشر (وزیر خارجه سابق آلمان ): ما که احمق نیستیم که توی اتاق کنفرانس بنشینیم و مؤدب باشیم و تلاش کنیم احساس بدی به میزبان منتقل نشود.
جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : روحانی گفت خب این بیشترین چیزی است که ما می توانیم درباره اش به توافق برسیم. یوشکا هم در پاسخ گفت : پس شاید برای ما بهتر باشد برویم سوار هواپیماهایمان شویم.
جک استرو (وزیر خارجه سابق انگلیس): می توانستی بگی که این آدم ها الان دارند فکر می کنند که خدای من قرار نبود اینطوری بشه !

تیم مذاکره کننده برای حفظ وجهه و اعتبار سیاسی خود برای افکار عمومی داخل نیاز به یک توافق هرچند حداقلی داشت.

مکالمه ی جواد ظریف با البرادعی : بسیاری از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری (ایران) از شکست مذاکرات ما سود می برند.آنها موفقیتی در این گفتگوها نمی بینند و از طرفی آن ها آدم های پرنفوذی هم هستند . اعتبار اروپایی ها و مذاکره کنندگان ایرانی هر دو در ایران از دست رفته است. این تنها مشکل اعتماد به آن ها نبود ،این مشکل اعتماد به جبهه ی ما هم بود ،اعتماد به نوع اعتبار ما در خانه .
جک استرو (وزیر خارجه سابق انگلیس): این تقریبا یک شکست کامل بود.
جواد ظریف : و فکر می کنم هر دو طرف تصمیم گرفتند که زمان استراحت اعلام کنند و درباره اش کمی صحبت کنند.

روحانی فرصتی پیدا کرد تا با رئیس جمهور مشورت کند.

جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : روحانی موبایلش را درآورد .
سید محمد خاتمی : اون ها می گفتند که کلیه ی فعالیت هایی که به نحوی مرتبط هست به این مسئله باید تعلیق بشه .ما این رو قبول نداشتیم.
جان ساورز ( عضو تیم مذاکره کننده انگلیس) : او خیلی آهسته صحبت می کرد اما به وضوح گفتگویی بسیار سخت و سنگینی با آن سوی خط در جریان بود.

طرف غربی که اشتیاق تیم ایرانی برای یک توافق را فهمیده بود موضع خود را سرسخت تر کرد.

سید محمد خاتمی : می گفتن خب حالا که شما نمی تونین به توافق برسید این رو واگذار کنید به تفسیری که آژانس از این مسئله داره.
روحانی : پروتکل الحاقی را جمهوری اسلامی ایران امضا خواهد کرد.
ایران در این بازی سیاسی به آژانس اتمی اعتماد کرد و با اروپایی ها به توافق رسید.

حسین موسویان ( معاون اسبق تیم مذاکرات هسته ای ): شاید چیز نگفته ای که تا حالا نبوده من بگم این که آقای روحانی توی ملاقات خصوصی از آقای البرادعی سوال کرد این تعلیقی که شما می گید یعنی چی؟
آقای البرادعی به آقای روحانی گفت که فقط مواد به سانتریفیوژها وارد نشه، تعریف تعلیق.
جواد ظریف : دکتر البرادعی روز قبل آن ها را دیده بود و آن ها راجع به معنی تعلیق گفتگو کرده بودند.دکتر روحانی معتقد بود که البرادعی بر این باور است که تعلیق اساسا یعنی عدم تزریق اورانیم به سانتریفیوژها.
حسین موسویان ( معاون اسبق تیم مذاکرات هسته ای ) : وقتی توافق نامه امضا شده و قطع نامه ی شورای حکام صادر شد ،خب ما به آژانس گفتیم اینو کتبی تعریف کنید دیگه ،تعریف کتبی تونو بدید به ما و اروپا .
اونجا جایی بود که البرادعی تحت فشار غربی ها یک تعریف فوق العاده گسترده ای از تعلیق داد ،یعنی قطعه، مونتاژ ،تولید سانتریفیوژ ،حتی ساخت و ساز ،تحقیقات ، اصفهان ، همه ی اینا رو آورده بود تو تعلیق .
سید محمد خاتمی : متاسفانه آقای البرادعی علی رغم قولی که ،یعنی علی رغم حرفی که زده بود و علی رغم معیارهایی که بود یک جور دیگری تعلیق رومطرح کردن که به نظر ما امر بسیار خلاف اخلاقی بود .
یوشکا فیشر (وزیر خارجه سابق آلمان ): ما هم در بازی پوکر ضعیف نبودیم.در بازی پوکر سیاسی ،منظورم اروپایی هاست.

ایران اکنون فهمیده بود که اشتباه کرده است ولی مقداری دیر شده بود! 21 ماه فعالیتهای هسته ای ایران در حال تعلیق قرار داشت و این تعلیق داوطلبانه هم مانع صدور قطعنامه شورای حکام علیه ایران نشد.

مقام معظم رهبری : من همان وقت هم گفتم، در جلسه ی مسئولین که بعدها از تلویزیون پخش شد، گفتم چنانچه بخواهند به روند مطالبه ی پی در پی ادامه بدهند بنده خودم وارد میدان میشوم وهمین کاررا هم کردم. بنده گفتم که بایستی این روند عقب نشینی متوقف بشه وتبدیل بشود به مسیر پیش روی و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیره که این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفته بود و همین کار هم شد.

اما دیگر حسن روحانی در مدیریت پرونده هسته ای ایران نقشی نداشت و به دعوت هاشمی رفسنجانی به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت.
در 17 اردیبهشت 1392 حسن روحانی پس از 8 سال دوری از عرصه سیاست با سودای ریاست جمهوری پا در کارزار انتخابات می نهد…

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .