اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ایران'

Jun 05 2013

ایران دخالت در ناآرامی سیاسی ترکیه را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: عباس عراقچی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در نشست خبری در روز چهارشنبه، ۱۵ خرداد (۵ ژوئن)، در واکنش به خبر بازداشت یک تبعه ایران در ترکیه،‌ هرگونه دخالت جمهوری اسلامی در ناآرامی های اخیر آن کشور را تکذیب کرد.

آقای عراقچی افزوده است که وزارت خارجه از طریق رسانه‌های خبری از بازداشت شهروند ایرانی در ترکیه آگاه شده و از دولت ترکیه خواسته است در مورد صحت و سقم این گزارش، توضیح دهد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته است که اگر ایرانی بودن فرد بازداشتی محرز شود، سفارت ایران خواستار دسترسی کنسولی به او خواهد شد.

روز گذشته، وبسایت تلویزیون دولتی ترکیه گزارش کرد که یک شهروند ایرانی به نام شایان شاملو به اتهام تحریک تظاهرات کنندگان در میدان کیزیل‌آی شهر آنکارا، پایتخت ترکیه، دستگیر شده است.

براساس این گزارش، نیروهای امنیتی ترکیه اطلاع یافته‌اند که افرادی از برخی کشورها به منظور تحریک تظاهرکنندگان ضد دولتی وارد ترکیه شده اند.

سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته است که اعتراضات ترکیه، یک موضوع داخلی آن کشور است و جمهوری اسلامی امیدوار است این ناآرامی‌ها به صورت مسالمت آمیز حل و فصل شود.

تظاهرات اعتراضی ترکیه شش روز پیش در مخالفت با یک طرح ایجاد یک مجتمع تجاری در محل یک پارک در استانبول آغاز شد اما درگیری نیروهای پلیس و تظاهرکنندگان را در پی آورد.
تظاهرات استانبول

مخالفان اردوغان دولت اسلامگرای او را به تضعیف نظام لائیک و دموکراسی ترکیه متهم کرده اند

در ادامه این تظاهرات،‌شهرهای مختلف ترکیه در روزهای اخیر محل برگزاری تجمع های اعتراضی علیه رجب طیب اردوغان، نخست وزیر، بوده که دولت اسلامگرای او را به خودرایی و تلاش برای تحمیل تضعیف دموکراسی و تحمیل ضوابط اسلامی بر آن کشور متهم کرده اند.

رجب طیب اردوغان، رهبر حزب اسلامگرای عدالت و توسعه، از سال ۲۰۰۳ تا کنون سمت نخست وزیری را در اختیار داشته و دستاوردهای قابل توجهی در حل مشکلات اقتصادی ترکیه و تقویت نقش بین المللی و منطقه‌ای این کشور داشته است.

آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه تاکید داشته اند که به دموکراسی و نظام سیاسی ترکیه وفادار هستند اما به گفته منتقدان، دولت در صدد تحمیل یک رژیم دینی بر مردم ترکیه بوده است.

در جریان تظاهرات روزهای اخیر، صدها تن از معترضان به اتهام اغتشاش و تحریک به تظاهرکنندگان به اقدامات خشونت آمیز بازداشت شده اند.

مخالفان دولت ترکیه این اتهام را رد کرده و تلویزیونی دولتی این کشور را متهم کرده اند که در گزارش اخبار تظاهرات، بی طرفی را رعایت نمی کند و به خصوص از گزارش دقیق اقدامات خشونت آمیز نیروهای امنیتی خودداری می ورزد.

تا چند سال اخیر، دولت‌های ایران و ترکیه روابط دوستانه ای داشتند اما موضعگیری های متضاد دو طرف در قبال بحران سیاسی سوریه باعث تیرگی روابط دوجانبه شده است.

دولت اسلامگرای ترکیه از مخالفان حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، حمایت می کند در حالیکه جمهوری اسلامی طرفدار آقای اسد است.

No responses yet

May 30 2013

دادستان آرژانتینی ایران را به ایجاد شبکه خرابکاری در آمریکای لاتین متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: آلبرتو نیسمان، یک دادستان آرژانتینی که مسئول پی‌گیری پرونده بمب‌گذاری در مرکز همیاری یهودیان (آمیا) در بوئنوس آیرس است، هشتم خرداد، ایران را به ایجاد پایگاه‌های مخفی اطلاعاتی در آمریکای لاتین، برای «طراحی و انجام عملیات تروریستی» متهم کرد.

دادستان آرژانتینی پیشتر برخی از مقام‌های بندپایه ایرانی را متهم کرده بود که از جمله عوامل طراحی بمب‌گذاری در «آمیا» در سال ۱۹۹۴ میلادی بوده‌اند.

در دادنامه‌ای که این دادستان روز گذشته آن را در دادگاه فدرال آرژانتین ثبت کرد، به جزئیات این اتهامات پرداخته شده است.

آقای نیسمان به خبرنگاران گفت بمب‌گذاری در آمیا یک عملیات «محدود» نبود و باید آن را به عنوان بخشی از یک «رشته دنباله‌دار» دید.

دادستان آرژانتینی در گفت‌وگو با خبرنگاران، ایران را رسما متهم کرد که در کشورهای آمریکای لاتین مراکز اطلاعاتی و جاسوسی راه انداخته است تا «حملات تروریستی شبیه آنچه در آمیا اتفاق افتاد را پشتیبانی و عملیاتی کند».

آلبرتو نیسمان گفته است دادنامه را به برخی کشورهای آمریکا لاتین نیز فرستاده است «ولی خود آنها باید تصمیم بگیرند در این مورد دست به چه اقدامی بزنند.»

خبرگزاری رویترز می‌نویسد در دادنامه ۵۰۰ صفحه‌ای آلبرتو نیسمان به ایجاد این «شبکه‌های تروریستی و جاسوسی» در آرژانتین، برزیل، پاراگوئه، شیلی، کلمبیا، ترینیداد و توباگو، گویان و چند کشور دیگر اشاره شده است.

نیسمان در گفت‌وگوی خود با خبرنگاران به دو متهم گویانی اشاره کرده است که در سال ۲۰۱۰ محاکمه شدند و اتهام آنها طراحی حمله به فرودگاه بین‌المللی جان اف کندی در نیویورک بود. او این بازداشت‌ها را بخشی از «رشته دنباله‌دار» عملیات ایران در آمریکای لاتین عنوان کرده است.

دادستان آرژانتینی گفته است، «عبدالقادر» (یکی از گویانی‌های بازداشت شده) که به دلیل طراحی این عملیات در آمریکا به حبس ابد محکوم شده «پیرو» محسن ربانی بوده است.

آرژانتین محسن ربانی، رایزن فرهنگی پیشین سفارت ایران در بوئنوس آیرس را متهم کرده است که طراح اصلی بمب‌گذاری در «آمیا»ست.

نیسمان می‌گوید «عبدالقادر» طرح حمله به فرودگاه جان اف کندی نیویورک را از محسن ربانی دریافت کرده و این نقشه بسیار شبیه همان چیزی‌ست که در «آمیا» اجرا شده است.

عبدالقادر از مقام‌های دولتی کشور گویان بود.

در زمان محاکمه به جاسوسی برای ایران متهم شد که خود این اتهام را رد کرد.

دو سال پیش، دادستان نیویورک او و شهروند گویانی دیگر را متهم کرد که به دنبال جلب حمایت گروهی تروریستی در کشور ترینیداد بوده تا دست به حمله‌ای بزنند که «بیش از حملات ۱۱ سپتامبر ویرانی به بار بیاورند».

ترینیداد و توباگو نیز جزو کشورهایی‌اند که دادستان آرژانتینی، ایران را متهم به فعالیت‌های مخفیانه در آنها کرده است.

آقای نیسمان از اینترپل خواسته است تا بازداشت متهمان ایرانی را عملی کند.

آرژانتین علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، احمد وحيدی، وزير دفاع در دولت محمود احمدی نژاد، علی فلاحيان، نماينده مجلس و وزير پیشین اطلاعات، محسن رضايی و علی اکبر ولایتی که هر دو از نامزدهای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری‌اند و چهار تن ديگر از مقام‌های وقت جمهوری اسلامی را به صدور دستور حمله به آمیا متهم کرده است.

اينترپل نيز برای پنج نفر از متهمان پرونده حکم جلب صادر کرده است، اما هیچ یک از این افراد به دادگاه نرفته‌اند.

ایران و آرژانتین در بهمن‌ماه سال گذشته به توافقی برای تشکیل کمیسیون حقیقت‌یاب در رابطه با انفجار مرکز همیاری یهودیان در بوئنوس آیرس (آمیا) دست یافتند.

در پایان اردیبهشت ماه نیز علی پاکدامن، کاردار سفارت ایران در بوئنوس آیرس، اعلام کرد این تفاهم‌نامه به تصویب دولت ایران رسیده است.

امضای اين تفاهم‌نامه در بهمن ماه با واکنش تند اسرائيل روبه‌رو شد، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا نیز گفته بود که واشينگتن شک دارد که بتوان از طريق توافق‌های صورت گرفته بين ايران و آرژانتين به راه‌حلی عادلانه دست يافت.

در انفجار آمیا ۸۵ نفر کشته و نزدیک به ۳۰۰ نفر زخمی شدند.

مقام‌های ایرانی هنوز در مورد اتهامات تازه دادستان آرژانتینی واکنشی نشان نداده‌اند.

No responses yet

May 02 2013

«ایران از کشورهای اصلی ناقض حق آزادی مذهب است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارش سال ۲۰۱۳ خود ایران را در کنار کشورهای عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان به عنوان کشوری معرفی کرده است که در آن حق آزادی مذهب به بدترین وجه پایمال می‌شود.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارشی که روز سه‌شنبه (۳۰ مه / ۱۰ اردیبهشت) در واشنگتن منتشر کرده است در مجموع از ۱۵ کشور نام می‌برد که نقض حق آزادی مذهب در آنها به طور “سیستماتیک، مستمر و شدید” انجام می‌گیرد.

در میان کشورهایی که به شدت ناقض حق آزادی مذهب هستند از ایران، عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان، برمه، چین، اریتره، کره شمالی، عربستان سعودی، ویتنام و سودان نام برده شده است.

به نظر این کمیسیون، آزادی مذهب در ایران محدودتر شده و امکان دارد که بخاطر نزدیکتر شدن دوره انتخابات ریاست جمهوری در این کشور وضعیت بدتر نیز بشود. طبق این گزارش، بازداشت و حبس شهروندان بهایی، حمله به مسیحیان، دراویش و صوفیان در ایران همچون سالهای پیش ادامه دارد. این کمیسیون مسئولان اصلی وخیم‌تر شدن وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران را علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، ذکر می‌کند.

طبق گفته این کمیسیون، برخلاف گذشته، ترکیه دیگر جزو کشورهایی نیست که موجب “نگرانی خاص” می‌شوند. در گزارش “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” آمده است که در ترکیه محدودیت‌های موجود برای اقلیت‌های مذهبی کاهش یافته است. اما دولت ترکیه هنوز هم همه گردهمایی‌های مذهبی در پهنه همگانی را زیر نظر می‌گیرد.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” که از سوی کاخ سفید و کنگره آمریکا مامور بررسی وضعیت آزادی مذاهب در کشورهای گوناگون جهان است، کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه را جزو گروهی دیگر ذکر می‌کند که در آن حق آزادی مذهب محدود شده است.

بخش بزرگی از گزارش ۳۶۰ صفحه‌ای “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” به موارد نقض آزادی مذهب در کشورهایی چون ایران، عربستان سعودی، چین و کره شمالی می‌پردازد.

انتقاد به تحدید حق آزادی مذهب در اروپا

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” از وضعیت آزادی مذهب در آلمان و دیگر کشورهای اروپای غربی نیز انتقاد می‌کند. در این گزارش آمده است که در سال‌های اخیر بر شمار محدودیت‌های که نسبت به آداب و رسوم و اشکال بیانی مذهبی اعمال می‌شود، افزوده شده است. در این گزارش از جمله مورد حکم دادگاه کلن در ماه ژوئن ۲۰۱۲ ذکر شده که ختنه پسران را به عنوان آسیب بدنی قابل مجازات شناخته بود.

حکم دادگاه کلن واکنش اعتراض‌آمیز یهودیان و مسلمانان را به دنبال داشت. در پی آن مجلس نمایندگان آلمان در دسامبر سال پیش (۲۰۱۲) قانونی را تصویب کرد که طبق آن ختنه پسران بدلایل مذهبی می‌تواند توسط پزشکان صورت گیرد.

به نظر این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی بویژه در پهنه عمومی به قدر کافی رعایت نمی‌شود. گزارش این کمیسیون می‌گوید که در برخی کشورها “سکولاریسمی پرخاشجو” حاکم است. با این حال به گفته این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی در مجموع به خوبی حفظ می‌شود.

این کمیسیون افزون بر مورد حکم دادگاه کلن علیه ختنه پسران، از فرانسه و بلژیک نیز بخاطر ممنوع کردن حجاب کامل زنان انتقاد کرده است. در این گزارش همچنین از رأی یک دادگاه در سوئیس در مورد ممنوعیت ساخت یک مسجد یاد شده است.

طبق گزارش این کمیسیون در مجموع در اروپا “جو رشدیابنده ارعاب علیه اشکال مشخص فعالیت مذهبی” را می‌توان مشاهده کرد.

No responses yet

Apr 24 2013

کارشناس اسرائيلی: ایران از خط قرمز ساخت بمب اتمی گذشته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائيل می‌گوید که ایران از “خط قرمز” ساخت بمب اتمی عبور کرده است. به باور وی ایران در حال حاضر برای ساخت بمب اتمی اورانیوم غنی‌شده کافی در اختیار دارد.

یک روز پس از نهایی شدن معامله کلان تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل، آموس یادلین رئیس پیشین بخش اطلاعات ارتش و رئیس فعلی موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائيل اظهار داشت که جمهوری اسلامی مدت‌هاست “خط قرمز” ساخت بمب اتمی را که بنیامین نتانیاهو به آن اشاره کرده، رد کرده است.

آموس یادلین روز سه‌شنبه (۲۳ آوریل/ ۳ اردیبهشت) در همایشی در دانشگاه تل‌آویو گفت: «تابستان امسال، ایران تنها یک تا دو ماه با تصمیم‌گیری نهایی برای ساخت بمب اتم فاصله دارد.»

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل سپتامبر سال گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل با ارائه یک طرح گرافیکی هشدار داد که ایران در بهار یا تابستان ۲۰۱۳ اورانیوم کافی برای تولید بمب هسته‌ای را در اختیار خواهد داشت.

رئیس موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل اضافه کرد که حکومت ایران تصمیم‌گیری بر سر ساخت بمب هسته‌ای را پس از انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور که در ماه ژوئن (خردادماه) برگزار می‌شود، انجام خواهد داد. او گفت: «چنانچه آمریکا، ایران و اسرائیل، همگی بر سر حرف خود باقی بمانند، ما پایان امسال شاهد یک درگیری خواهیم بود.»

به باور رئیس پیشین بخش اطلاعات ارتش اسرائیل در حال حاضر تهران به اندازه کافی اورانیوم غنی‌شده برای ساخت بمب در اختیار دارد.

آموس یادلین هشدار داد که تهران در جریان مذاکرات هسته‌ای همچنان به سیاست وقت‌کشی و گسترش همزمان فعالیت‌های هسته‌‌ای خود ادامه خواهد داد، مگر آن‌که “تغییرات بنیادی” در تحریم‌هایی که تا کنون علیه این کشور اعمال شده‌، به وجود آید.

معامله تسلیحاتی “۳ میلیارد دلاری” آمریکا و اسرائیل

چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا که برای دیدار با شماری از مقامات سیاسی راهی منطقه شده است، روز سه‌شنبه در پایان سفر سه روزه خود به اسرائیل از حمایت همه‌جانبه آمریکا از این کشور “علیرغم اختلاف نظر بر سر برنامه‌های هسته‌ای ایران” خبر داد.

آقای هیگل گفت که تصمیم حمله نظامی به ایران بر عهده اسرائیل است و این کشور به تنهایی برای دفاع از خود تصمیم می‌گیرد.

وزیر دفاع آمریکا طی این سفر همچنین جزئیات معامله تسلیحاتی ۱۰ میلیارد دلاری آمریکا با اسرائیل، عربستان و امارات متحده عربی را قطعی کرد. به گفته چاک هیگل آمریکا قرار است به اسرائیل موشک‌های ضد رادار، سیستم‌های رادار، هواپیماهای تانکر سوخت رسان KC-135 و نیز بالگردهای دو ملخه V-22 اوسپری بفروشد.

به نوشته روزنامه آمریکایی “نیویورک تایمز” کنگره آمریکا این هفته مجوز ارسال هواپیماهای تانکر سوخت رسان KC-135 و بالگردهای V-22 اوسپری به اسرائیل را صادر می‌کند.

روزنامه اقتصادی “گلوبز” چاپ اسرائیل ارزش معامله تسلیحاتی آمریکا با اسرائیل را حدود ۳ میلیارد دلار برآورد کرده است.

No responses yet

Apr 23 2013

ارتباط مظنونان عملیات تروریستی در کانادا با ‘القاعده در ایران’

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

بی‌بی‌سی: پلیس کانادا می‌گوید که دو نفر مرتبط با «عناصر القاعده در ایران» را به اتهام تلاش برای از خط خارج کردن یک قطار مسافربری در کانادا دستگیر کرده است.

گفته می‌شود که شهاب الصغیر ۳۰ ساله، ساکن مونترئال و رائد جاسر ۳۵ ساله، ساکن تورنتو، برای انجام حمله به یک قطار مسافربری «وایا ریل» در ناحیه تورنتو برنامه ریزی می‌کردند.

انتظار می‌رود که این دو نفر سه شنبه برای بررسی قرار وثیقه در دادگاهی در تورنتو حاضر شوند.

اتهامات آن‌ها شامل توطئه برای حمله و توطئه در همکاری با یک گروه تروریستی برای قتل افراد است.

پلیس سواره سلطنتی کانادا در یک کنفرانس خبری گفت که مظنونان «از حمایت عناصر القاعده در ایران» برخوردار بودند و «هیچ نشانه‌ای از اینکه این حملات با حمایت یک دولت انجام شده باشد وجود ندارد.»

پلیس می‌گوید که این دو نفر شهروند کانادا نیستند. تابعیت متهمان هنوز روشن نیست.

جنیفر استرکان، رئیس پلیس می‌گوید که دو مظنون رفت و آمد قطار‌ها را در اطراف تورنتو زیر نظر گرفته بودند و خط قطار مشخصی را برای حمله مد نظر داشتند. او نگفت که کدام خط مورد نظر متهمان بوده است.

این مقام پلیس گفت: «ما این اتهام را مطرح می‌کنیم که این دو نفر گام‌هایی برداشتند و اقداماتی کرده بودند تا یک حمله تروریستی انجام بدهند.»

به گفته او، این حمله «قریب الوقوع» نبوده است.

شبکه سی بی‌سی کانادا به نقل از منابع امنیتی گزارش می‌دهد که دو متهم از بیش از یک سال پیش تحت نظر ماموران امنیتی قرار داشتند.

مقام‌های ایرانی، القاعده را یک گروه تروریستی می‌دانند و هر گونه همکاری با این سازمان را تکذیب می‌کنند.

به عنوان یک جنبش مسلحانه سلفی، شبکه القاعده یک ایدئولوژی رادیکال ضد شیعی را تبلیغ می کند که این شبکه در تقابل مستقیم با ایران قرار می دهد

با این وجود، دولت آمریکا در گذشته در مواردی ایران را به انجام معاملات مخفی با عناصر القاعده متهم کرده است.

در ژوئیه سال ۲۰۱۱ میلادی، وزارت خزانه داری ایالات متحده طی بیانیه‌ای ایران را یکی از گذرگاه‌های مهم برای تامین مالی شبکه القاعده در افغانستان و پاکستان توصیف کرده و از فعالیت شش عضو القاعده در ایران خبر داده بود.

براساس بیانیه وزارت خزانه‌داری «این شبکه به عنوان یک مجرای مهم که القاعده از طریق آن پول، عوامل و تسهیل کنندگان را از سراسر خاورمیانه به جنوب آسیا انتقال می‌دهد» عمل می‌کند.

بر اساس بیانیه این نهاد، در آن زمان شش عضو القاعده در ایران فعال بودند که یک نفر از آن‌ها با آگاهی ایران در این کشور فعالیت می‌کرد.

اسامه بن لادن رهبر القاعده در ماه مه سال ۲۰۱۱ توسط کماندوهای آمریکایی در ویلایی در شهر ابیت آباد پاکستان کشته شد.

به عنوان یک جنبش مسلحانه سلفی، شبکه القاعده یک ایدئولوژی رادیکال ضد شیعی را تبلیغ می کند که این شبکه در تقابل مستقیم با ایران قرار می دهد.

در افغانستان، عراق و اخیرا در سوریه، القاعده و گروه های وابسته به آن، جنگی خونین و تمام عیار علیه شیعیان و علویان و هر گروه قومی که نزدیک به ایران تلقی می کنند به راه انداخته اند.

اما در مقاطعی و به اقتضای معادلات گسترده تر منطقه ای، به نظر می رسد نوعی تحمل یا به تعبیری آتش بس بین دو طرف برقرار بوده است.

بعد از سقوط طالبان در افغانستان، یکی از همسران اسامه بن لادن و شماری از عوامل ارشد القاعده به ایران فرار کردند و بنا به گزارش ها، توسط نیروهای امنیتی ایران تحت “بازداشت خانگی” قرار گرفتند.

در ماههای اخیر، ایران شماری از چهره های ارشد این گروه را از کشور اخراج کرده است که از آن جمله می توان به سلیمان ابو غیث، داماد و سخنگوی بن لادن اشاره کرد.

مقام ها و تحلیلگران آمریکایی می گویند اخراج های اخیر ممکن است از افزایش تنش بین دو طرف، به ویژه در مناقشه داخلی سوریه ناشی شده باشد.

شاید به همین دلیل است که پلیس کانادا در نشست رسانه ای روز دوشنبه تصریح کرد که هیچ نشانه ای مبنی بر حمایت یک دولت از توطئه منتسب به متهمان وجود ندارد.

No responses yet

Apr 02 2013

اعتراض البرادعی به ایجاد محدودیت برای گردشگران ایرانی در مصر

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: محمد البرادعی از رهبران اپوزیسیون مصر، نسبت به محدودیت‌های ایجاد شده برای گردشگران ایرانی در این کشور اعتراض کرد.

البرادعی که پیشتر مدیریت آژانس بین المللی انرژی اتمی را بر عهده داشت، در صفحه خود در شبکه اجتماعی توئیتر نوشته است: «چگونه ما سنی و شیعه با یکدیگر به حج می‌رویم و در‌‌ همان حال ایرانی‌ها را از زیارت برخی از خانه‌های خدا منع می‌کنیم؟»

او ادامه داده است: «در غیاب عقل و نپذیرفتن دیگری، در مصر هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود.»

این سخنان البراعی در حالی مطرح شده است که نخستین گروه گردشگران ایرانی روز شنبه پس از سه دهه، وارد مصر شدند.

رسانه‌های مصر گزارش داده‌اند که گردشگران ایرانی برای حفاظت از آنها، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار داده شده‌اند.

اشاره البرادعی به محدودیت‌هایی است که برای گردشگران ایرانی مد نظر گرفته شده است.

پیشتر علی العاشری، دستیار وزیر امور خارجه مصر، گفته بود که که ورود گردشگران ایرانی به خاک مصر با شرایط معینی صورت می‌گیرد.

به گفته العاشری «گردشگران ایرانی تنها می‌توانند به برخی از شهر‌ها در جنوب و مراکز استراحتی در سواحل دریای سرخ سفر کنند، اما اجازه بازدید از قاهره به آنها داده نمی‌‌شود.ّ»

گفته شده برقراری چنین محدودیت ‌هایی برای ایرانیان در رابطه با نگرانی مقامات مصر بخاطر بروز تشنج میان گردشگران از ایران شیعه و مصری‌های سنی از جمله در قاهره است که چند مکان مذهبی-زیارتی برای شیعیان در آنجا قرار دارد.

عبد المنعم شحات سخنگوی جنبش دعوت سلفی اسکندریه گفته بود که سلفی‌ها مخالف حضور گردشگران ایرانی در مصر هستند.

او در مصاحبه با شبکه خبری المحور مدعی شده است که مذهب شیعه بر پایه «انتقام» از مذهب سنی بنیانگذاری شده است.

شحات گفته است که تبلیغ مذهب تشیع، یکی از وظایف گردشگران ایرانی است که به مصر سفر می‌کنند.

پیشتر هشام زعزوع وزیر گردشگری مصر گفته بود که گردشگران ایرانی، هیچ تهدید امنیتی برای مصر نیستند.

زعزوع با اشاره به اینکه گرشگران ایرانی برای بهبود وضعیت گردشگری مصر کمک خواهند کرد، تاکید کرده بود: «نگرانی از بابت اینکه ایرانیان گردشگر در مصر قصد صادر کردن انقلاب خود را داشته باشند، ندارم.»

در همین حال ایران رور یکشنبه، روادید برای ورود شهروندان مصری به ایران را لغو کرد.

No responses yet

Mar 15 2013

تشکیل 50 هزار شبه نظامی در سوریه توسط ایران و حزب الله

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: ژنرال آویو کوچاوی، رییس اطلاعات ارتش اسرائیل، گفته است که جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان به منظور یاری رسانی به بشار اسد پنجاه هزار شبه نظامی سوری را آموزش داده و تجهیز کرده اند.

ژنرال کوچاوی، همچنین گفته است که نه فقط جمهوری اسلامی ایران سلاح و اطلاعات در اختیار رژیم بشار اسد قرار می دهد، بلکه نیر می کوشد به همراه حزب الله لبنان استقرار خود در سوریه بعد از دورۀ بشار اسد را تدارک ببیند. رییس اطلاعات ارتش اسرائیل افزوده است که از تابستان گذشته ایران منابع مالی تشکیل یک سازمان شبه نظامی سوری به نام “ارتش مردمی” را تأمین کرده و وظیفۀ آموزش نظامی این نیرو را بر عهدۀ حزب الله لبنان گذاشته است.

ژنرال کوچاوی اضافه کرده است که هدف ایران و حزب الله افزایش شمار شبه نظامیان سوری به صد هزار نفر است. او شمار مخالفان مسلح بشار اسد را نیز صد هزار نفر برآورد کرده است. ژنرال کوچاوی همچنین گفته است که حدود ده هزار اسلامگرای افراطی که از منابع مالی جداگانه برخوردارند و به سلاح های نسبتاً پیشرفته نیز مجهزند علیه رژیم بشار اسد در سوریه مبارزه می کنند.

رییس اطلاعات ارتش اسرائیل در پایان افزوده است که هدف جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان از تشکیل شبه نظامیان “ارتش مردمی” در سوریه نخست دفاع از منافع و اموال خود در این کشور است. او هدف درازمدت ایران و حزب الله را تشکیل ارتشی دانسته که بتواند هدایت سوریه را پس از سقوط بشار اسد در دست بگیرد.

در اظهاراتی جداگانه، دیپلمات های غربی که نخواسته اند نام شان فاش شود به خبرگزاری رویترز گفته اند که دولت ایران طی سه چهار ماه اخیر بر پشتیبانی های نظامی اش از رژیم بشار اسد به طرز قابل توجه ای افزوده است. همین منابع گفته اند که جمهوری اسلامی ایران همچنان به طرق مختلف از جمله از طریق عراق، لبنان و ترکیه به ارسال اسلحه برای رژیم بشار اسد ادامه می دهد.

No responses yet

Mar 13 2013

«ایران نمی‌تواند مخفیانه اورانیوم لازم برای ساخت بمب اتمی تولید کند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: مدیر اداره اطلاعات ملی آمریکا گزارش سالانه این نهاد را به کنگره آمریکا برد. بر اساس گزارش، ایران در فرایند غنی‌سازی اورانیوم پیشرفت‌هایی داشته اما نمی‌تواند مخفیانه اورانیوم لازم برای ساخت بمب هسته‌ای تولید کند.

در گزارش روز سه‌شنبه (۱۲ مارس/ ۲۲ اسفند) جیمز کلپر، مدیر اداره اطلاعات ملی آمریکا، تصریح شده است، با وجود این‌که جمهوری اسلامی گام‌های بلندی در برنامه هسته‌ای خود برداشته، اما «بنا بر ارزیابی ما ایران نمی‌تواند مواد اولیه (اورانیوم) کم‌غلظت را به اورانیوم مورد نیاز برای ساخت بمب هسته‌ای تبدیل کند، بدون این‌که این اقدام برملا شود».

بر این اساس، «ایران در سال گذشته پیشرفت‌هایی داشته که موقعیت این کشور را در تولید اورانیوم مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای در تأسیسات مخفی خود بهتر کرده‌اند؛ در صورتی که این کشور بخواهد بمب هسته‌ای بسازد».

DW.DE
مطالب بیشتردر صفحه ویژه پرونده‌ی هسته‌ای ایران

تأسیسات غنی‌سازی اعلام‌شده جمهوری اسلامی زیر نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستند. این آژانس زیر نظر سازمان ملل متحد فعالیت می‌کند. سرویس‌های امنیتی کشورهای مختلف نیز برنامه هسته‌ای ایران را به صورت پنهان دنبال می‌کنند.

ارزیابی اداره اطلاعات ملی آمریکا بر ارزیابی‌های سرویس‌های جاسوسی صحه می‌گذارد. این سرویس‌ها سال گذشته گزارش کرده بودند که ایران هنوز تصمیم به ساخت تسلیحات هسته‌ای نگرفته و سیاست حکومت جمهوری اسلامی بر پایه “هزینه و فایده” استوار است.

جیمز کلپر روز سه‌شنبه افزود: «ما نمی‌دانیم که آیا ایران در آینده تصمیم به ساخت تسلیحات هسته‌ای خواهد گرفت یا خیر». به زعم او، اولویت مهم مقامات ارشد جمهوری اسلامی تحکیم پایه‌های قدرت‌شان است و آنان خطرات ساخت سلاح‌های هسته‌ای را با وسواس می‌سنجند؛ به همین دلیل آمریکا و متحدانش از فرصت تأثیرگذاری بر تصمیم مقام‌های ارشد تهران برخوردارند.

کارشناسان امنیتی ایالات متحده، بنا بر گزارش یادشده، بر این باروند که جمهوری اسلامی علاقه‌ای به درگیری مستقیم با آمریکا ندارد.

No responses yet

Mar 03 2013

محمد جعفری : آیا اطلاع دولت موقت از احتمال حمله عراق به ایران، به دولت بعدی و یا شورای انقلاب منتقل شده ویا نشده است، واقعیت چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

انقلاب اسلامی: اخیراً مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس آمده بود. مصاحبه با اطلاعاتی که من قبلاً در باره این موضوع داشتم همخوانی نداشت. بر آن شدم که تا حقیقت مطلب را دریابم که واقعیت مسئله چیست؟ تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع انجام گرفته در دو بخش زمینه قبلی و اصلی، اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران به آن پرداخته خواهد شد:

1- زمینه قبلی چنین اطلاعی

در 14 سپتامبر 2010 برابر 23 شهریور 1389 میلی که همراه با خاطره ای از آقایی بنام حسین زاهدی بود، از یکی از دوستان و یا اعضای نهضت آزادی دریافت کردم که در آن آماده بود:

« پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): “امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.”

حسین زاهدی: « در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان ‏صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری می شد؟ ایشان ‏خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند: “روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم. وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخی هر چند وقت یکبار و گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها، گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند، من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.‏ شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند. رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال می پردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است، در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم، کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود، وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با بروز مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور‏های عربی، محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند و از جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند. آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند، پس از تامل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند، به قسمت اندرونی وارد میشوند. آقایان به شورای ‏انقلاب برمیگردند وآقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏» (1)

بعد از دریافت این ای- میل، نظر به اینکه تاریخ و ترکیب افراد عنوان شده در آن تاریخ با روزنامه کیهان همآهنگی نداشت، توضیح زیر را برای ارسال کننده ای-میل که در آن روز من او را به عنوان یکی از هواداران نهضت آزادی می شناختم ولی بعداً در مصاحبه ای که امسال از او دیدم خود را عضو نهضت آزادی معرفی کرده بود- فرستادم:

مطلبی را که از قول آقای زاهدی آورده اید، نمی تواند درست باشد زیرا آمده است که:

«پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

و آقای زاهدی توجه نداشته است که در آن تاریخ آقای خاتمی سرپرست کیهان نبود و آقای دکتر یزدی سرپرست کیهان بود. توضیح اینکه:

آقای خمینی در تاریخ 8/2/1359 آقای دکتر یزدی را طی حکمی به سرپرستی کیهان منصوب کرد. پس در تاریخ یاد شده آقای دکتر ابراهیم یزدی سرپرست کیهان بوده است و نه خاتمی.

مجدداً آقای خمینی در تاریخ 28/8/1359 آقای سید محمد خاتمی را به جای آقای دکتر یزدی به سرپرستی کیهان منصوب نمود.

پس آقای خاتمی از تاریخ 28/8/1359 در کیهان مشغول بکار شده است و نه قبل از آن.»

بعد از ارسال این توضیح، باز آن فرد مطلب زیر را برایم فرستاد:

«با سلام و تشکر از بابت یادآوری شما،

همانطور که اطلاع داری صحبت بر واقعیت موضوع است نه جزئیات مطلب. آقای دکتر یزدی خودش شاهد این ماجرا بوده.

با سلام و تشکر».

باز من به ایشان پاسخ دادم:

«با سلام

اگر آقای دکتر یزدی خود شاهد ماجرا بوده است، پس چرا پای آقای خاتمی و شمس الواعظین که در آن موقع در کیهان سمتی نداشتند می گذارید؟. مزید اطلاع در دوران سرپرستی آقای دکتر یزدی، آقای شهریار روحانی نقش سر دبیری کیهان را داشت».

بعد از این پاسخ من، ایشان مطلب زیر را برایم ارسال کرد.

«مجددا سلام.

هیچ کسی پای شخصی بمیان نیاورد بخصوص که افراد مورد نظر شما باشد وانگهی آقای سید محمود دعائی باید تأیید یا تکذیب نماید و شما چرا داری تلاش میکنی اصل حقیقت را انکار کنی؟ و اما جهت اطلاع شما، من همین امروز از دکتر خواستم جزئیات مطلب را برایم بفرستد. در صورت دریافت مطلب، حتما در جریان قرار خواهی گرفت».

بعد از مطلب فوق همچنانکه به من وعده داه بود « که همین امروز از دکتر خواستم [یعنی دکتر یزدی .ن. ]جزییات مطلب را برایم بفرستد در صورت دریافت مطلب حتما در جریان قرار خواهی گرفت » دیگر چیزی از ایشان دریافت نکردم. و نظر به اینکه من مطلب را آشفته و درهم برهم دیدم، دیگر آن را پیگیری نکردم و به مانند میلهائی که هر روز در فضای مجازی می رسند، به آن نگاه کردم و آن را به کناری نهادم.

2- اصل موضوع اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران:

مسئله فوق گذشت تا اینکه ماه گذشته مقاله ” مارک گازیوروسکی ” در ایران و خارج از کشور انتشار پیدا کرد و در پی آن آقای عبدالعلی بازرگان در پاسخ به آن مقاله در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس مصاحبه ای انجام داده بود. نظر به اینکه در مصاحبه از آقایان سید محمود دعائی، دکتر بهشتی، مهندس بازرگان سخن به میان آمده بود و باز چون دکتر بهشتی و مهندس بازگان در قید حیات نبودند، بر آن شدم تا کم و کیف مسئله را که از زبان آقای دعائی نقل شده بود، جویا شوم. در این رابطه نامه زیر را همراه با بخشی از مطلب که از زبان ایشان نقل شده بود را برایشان ارسال نمودم:

جناب آقای دعائی با سلام و تحیت،

سایت جرس در تاریخ 30/10/1391 مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان منتشر کرده است که بخشی از آن مربوط به شما و اطلاع دادن از حمله عراق به ایران به آقای خمینی است. آیا مطلبی که از قول شما بیان شده است صحت دارد؟ و اگر آری کم و کیف آن چه بوده است؟

با تشکر و سپاس محمد جعفری

«خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ می کنید و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.

رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم، برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ولی بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من نمی توانم به عراق برگردم و چون پاسخی برای حرف های او ندارم، مجبورم استعفا دهم. گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی ! …»

بعد از ارسال مطلب بیان شده، از قول آقای دعائی و نامه همراه برای ایشان، آقای دعائی جوابیه زیر را برایم ارسال کردند:

جوابیه:

« بنام خدا

جناب آقاي محمد جعفري

با سلام و با تشكر از انعكاس مطلب منتشرشده در سايت جرس به اينجانب و با عرض تبريك اعياد خجسته ميلاد پرافتخار پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهم‌السلام.

محترماً به عرض مي‌رساند مطلب ادعائي در مصاحبه جناب آقاي بازرگان بنحوي كه نقل شده صحت ندارد و منبع آگاهي ايشان كذب محض است. حقير مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را در كتاب گوشه‌اي از خاطراتم ذكر كرده‌ام. اميدوارم مورد توجه جنابعالي و جناب بازرگان قرار گيرد.

با سپاس مجدد كوچكترين برادرتان

سيدمحمود دعائي»

نظر به اینکه آقای دعائی اطلاع بیشتری از مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را به کتاب « گوشه‌اي از خاطرات » خود ارجاع داده بودند، پس از تهیه کتاب مشاهده شد که ایشان ص177-174 کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند. عنوان کتاب عبارت است از: «گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی»، به اهتمام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387.

مطلب آقای دعائی از شروع جنگ عراق با ایران که به صورت سئوال و جواب است، چنین آغاز می شود:

« شما مقارن جنگ تحمیلی سفیر ایران در عراق بودید؟

نه، من مقارن جنگ در عراق نبودم. قبل از سال 59 برگشتم. اگر دقت کرده باشید من به دلیل موضعی که وزارت امور خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال 1358 به ایران فراخوانده شدم. سفیر عراق هم از ایران اخراج شد. جنگ در شهریور 1359 آغاز شد. یعنی من 6 ماه قبل از جنگ به ایران برگشته بودم و قبل از جنگ هم از طرف حضرت امام، مسئول روزنامه اطلاعات شدم(2).

آیا شما در زمینه اختلاف ما با عراقی ها اطلاعاتی داشتید و آن را در اختیار امام گذاشتید؟

در رابطه با پیش بینی جنگ و کلاً در رابطه با عراق من چند ملاقات با حضرت امام داشتم و به ایشان عرض کردم که عراقی ها اهداف و برنامه هایی دارند و در شرایط کنونی، تاکتیکِ اصرار بر مذاکره و نشست را تعقیب می کنند. من در یک ملاقات دو ساعته در قم با ایشان وضعیت مبارزین عراقی را گفتم و از اهمیت مبارزاتشان صحبت کردم. همچنین در باره شیوه هایی که می تواند کاربرد بهتری داشته باشد سخن گفتم و بیان کردم که عراقی ها اصرار دارند یک شخصیت رسمی خارج از دولت موقت و مرتبط با شخص حضرت عالی با آنها مذاکره کند. شخصی که قرار بود با ما مستقیماً مذاکره کند خود صدام بود.

امام فرمودند: من باید فکر کنم و بعد بگویم. روز بعد که به خدمت ایشان رسیدم امام فرمودند: من تصور می کنم که عراقی ها حَسن نیت ندارند و قصد فریب ما را دارند و من مصلحت نمی دانم در این شرایط شخصی را از طرف خودم بفرستم. این مسئله باشد تا انتخابات انجام شود و کشور نظم خود را بیابد. یعنی رئیس جمهور، مجلس و دولت منتخب مجلس داشته باشیم.

در مناسبتی که در یکی از جلسات شورای انقلاب شرکت کردم تأکید کردم که اگر بنا بر حفظ روابط در سطح عالی است در برخوردها و شیوه های ارتباطی تجدید نظر کنید.

در آن روزگار هر یک از روزنامه ها، رسانه ها و بخشهای مختلف رادیو و تلویزیون، سازی جداگانه می زدند. مثلاً رادیو اهواز توسط مخالفین رژیم عراق اداره می شد و آنچه احزاب و سازمانهای مبارز عراقی می خواستند، پخش می شد. بدیهی است که این سخنان در ارتباط ما و عراق و تلقی آنها از انقلاب اسلامی تأثیر می گذاشت.

امام معتقد بودند، مذاکره فایده ای ندارد. زیرا عراق قصد فریب ما را دارد و نمی خواهد با ما و انقلاب اسلامی ما کنار بیاید. عراق از بهترین فرصت ممکن یعنی از زمانی که ما درگیر مسائل داخلی و بحرانهای بعد از انقلاب بودیم، استفاده کرد و سعی نمود تا در درون کشور اختلاف و دودستگی ایجاد کند. بنابراین با استفاده از گروهکهای سیاسی تحت نفوذ خود بعضی از استانهای مرزی ما را به جدائی طلبی و استقلال تحریک کرد تا از طریق ایجاد درگیریهای داخلی و قومی یعنی داشتن داعیه استقلال در استانهای مرزی، ما را وادار به سازش و تسلیم نماید و به نوعی به خواسته های خود برسد…. باید توجه داشت که صدام در حقیقت مقدمات جنگ علیه ایران را از آبان 57( سه ماه قبل از پیروزی انقلاب) آغاز کرد و اولین قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی جنگ را از همان موقع در بصره تأسیس کرد و برادرش برزان تکریتی را مسئول قرارگاه کرد. یعنی با اعلام انحلال ساواک و مراکز قدرت امنیتی و سیاسی رژیم شاه و با فروپاشی نظم سابق و از هم گسستنِ بدنه ارتش که در واقع پس از فرار از پادگانهای ایران آغاز شده بود، صدام به فکر انتقام از ایرانی ها افتاد و در صدد برآمد تا حقارتی را که در درون از زمان امضای قرارداد الجزایر به دست خودش به دلیل تسلیم در برابر شاه احساس می کرد، جبران کند…» (3)

این هم تکذیب نامه و نظر آقای دعائی که در مورد مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي که در سال 1387 منتشر شده است.

آقای امیر انتظام و اطلاع از حمله احتمالی:

آقای امیرانتظام هم در خاطرات خود به صراحت گفته است که آمریکائی ها از احتمال حمله عراق به ایران به من و آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی اطلاع داده اند:

آقای امير انتظام می نويسد: «نخست وزير قبل از اينکه تهران را ترک کنم مرا بعنوان نمايندۀ ويژه خود انتخاب کرد و دستور داد که در ‏استکهلم مسائل مورد نظر ايران و شوروی را با سفير شوروی و مسائل مربوط به ايران و آمريکا را با سفير آمريکا يا نمايندگان دولت ‏های شوروی و آمريکا مورد بحث قرار دهم .»(4)

وی ادامه می دهد: … جان استمپل مسئول سياسی سفارت آمريکا در تهران از واشنگتن تلفن کرد و گفت می خواهد به سوئد بيايد و در باره ‏مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند. مراتب را تلفنی به اطلاع نخست وزير رساندم و ايشان موافقت نمود. به استمپل خبر دادم که آماده مذاکره با ایشان هستم. در شهریور 1358 جان استمپل همراه با جرج کیو، کارمند اسبق سفارت امریکا در تهران در سال 1332، به استکهلم آمدند. موضوع مورد بحث آنها وضعیت ارتش های کشورهای همسایۀ ایران بود. در بین این کشورها بیشتر در مورد وضعست ارتش عراق تکیه شده بود. آنها با تهیه اسلاید از جابجایی ارتش عراق به مرز ایران و عراق ما را با خبر ساختند و استدلال می کردند که ارتش عراق با این جابجایی خیال حمله به ایران را دارد. عراق در آخر شهریور چند دهکدۀ نزدیک ایران در کردستان را بمباران کرد و ایران نسبت به این تجاوز عراق اعتراض کرد. در این حمله 6 نفر از هموطنان کُرد ما کشته شدند، در انتهای جلسه آنها پیشنهاد کردند که به ایران بروند و این مطالب را به اطلاع آقای بازرگان نخست وزیر برسانند. آنها به ایران پرواز کردند و من هم جداگانه به ایران آمدم و مراتب را به اطلاع نخست وزیر رساندم. جان استمپل و جرج کیو به دیدن نخست وزیر رفتند و با پروژکتوری که به همراه آورده بودند اسلایدهای جابجایی ارتش عراق را به آقای بازرگان و وزیر خارجه نشان دادند و چند روز بعد به امریکا مراجعت کردند. و نيز «در مهر ماه 1358مجدداً جان استمپل به من در سوئد تلفن کرد و گفت که برای طرح مسئله مهم ديگری می خواهد باتفاق همکاران خود به استکهلم بيايد. ‏برای کسب دستور به نخست وزير تلفن کردم و آقای بازرگان با آمدن آنها موافقت کرد و موضوع را به آنها اطلاع دادم که می توانند به ‏استکهلم بيايند. اين بار آنها سه نفر بودند. جان استمپل و جرج کيو و يکی ديگر از همکاران آنها که نام او را فراموش کرده ام. موضوع مورد بحث آنها این بود که اتحاد جماهیر شوروی که از صادرکنندگان عمده نفت بود به زودی به دلیل احتیاج به سوخت، وارد کننده نفت خواهد شد و دراین باره گزارش مفصل مدونی را تهیه کرده بودند. در این مسافرت دو موضوع دیگر نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت:

اول – آنها اطلاع دادند که اتحاد جماهیر شوروی از طریق پرواز هوایی برای جدایی طلبان کردستان اسلحه ارسال می کند و تعداد پروازها و مقدار جنگ افزاری را که از یک ماه گذشته یعنی شهریور 1358 برای کردها ارسال شده بود، شرح دادند. دوم- در آخر جلسه در زمانی که جرج کیو خداحافظی می کرد گفت:

“راستی شما همان کسی هستی که نامۀ اعتراضیۀ نهضت مقاومت ملی را در سال 1332 به نیکسون دادی”؟ گفتم بله، من بودم. جرج کیو گفت: “آیا هنوز به مصدق و راه او وفا داری و از سیاست او پیروی می کنی”؟ گفتم بله. صد در صد همین طور است.

دراین جلسه قرار شد آنها به امریکا برگردند و ده روز بعد در تهران باشند و من هم در تاریخ مقرر در تهران بودم و به اتفاق آنها به دیدن نخست وزیر رفتیم. آنها همان مطالب سوئد را به اطلاع نخست وزیر رساندند. و بعد هم به دیدن دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه رفتیم و آنها پس از تکرار مطالب مورد مذاکره با نخست وزیر، گزارش چاپ شدۀ خودشان را در مورد نفت به وزیر خارجه دادند.» (5)

آقای امير انتظام می گويد، آمريکايی ها با من در اين دو ديدار و مذاکره چند مطلب را مورد بحث و مذاکره قرار دادند که از جمله: ‏

‏1- ارتش عراق خيال حمله به ايران را دارد و با اسلايد جابجايی ارتش عراق را در مرزهای ايران نشان دادند.

‏2- شرح ارسال اسلحه و جنگ افزار نظامی شوروی ها برای تجزيه طلبان کردستان. و اين سئوال که آيا شما ( يعنی آقای امير انتظام. ‏نادر) به مصدق و راه وی وفاداری و از سياست وی پيروی می کنی؟ که آقای امير انتظام می گويد بله. صد در صد همينطور است. (6)

و اما، بعد از انتشار مقاله ” مارک گازیوروسکی ” برای اطلاع از صحت و سقم مسئله، با ایشان تماس گرفته شد و از ایشان سئوال شد که:

شما از کجا دانستید چنین اطلاع مهمی به دولت بعدی منتقل نشده است؟ آقای گازیوروسکی پاسخ می دهد: اولا این اطلاع برای اولین بار در دادگاه امیر انتظام توسط بازرگان فاش شد و این بعد از حمله عراق به ایران بود و ثانیاً دکتر یزدی به من گفت که این اطلاع به وزیر خارجه بعدی منتقل نشده است. بنی صدر که وزیر خارجه بعد از یزدی بود، به من گفت که نه یزدی و نه کس دیگری این اطلاع آمریکائی ها را به من منتقل نکرده است و یزدی هم تأیید کرد که اطلاع منتقل نشده است.

بیش از همه من به این علت از یزدی نپرسیدم که چرا او این اطلاع را به احدی نگفته است زیرا نمی خواستم که چنین سئوال سخت و آزار دهنده ای را در برابر او مطرح کنم ( این تعارف بدی بود). اما چنین به نظر می رسید و برایم روشن بود که خطر بزرگی یزدی را تهدید می کرد [ اگردر آن موقع] چنین می کرد. من فکر می کنم که بازرگان قادر بود که در دادگاه انتظام در مورد آن صحبت بکند زیرا او مطمئن بود که دستگیر نخواهد شد زیرا او مستقیم جرج کیو[شخص آمریکائی که با امیر انتظام تماس گرفته و اطلاع را به او منتقل کرده است.ن.] را ملاقات نکرده و بعداً این اطلاع به او منتقل شده بود. اما این برای یزدی ریسک بالائی داشت. (7)

نتیجه:

اسناد ارائه شده و نیز مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان مسلم می کند که آمریکائیها به آقایان: امیر انتظام، مهندس بازرگان و دکتر یزدی از حمله احتمالی عراق به ایران خبر داده بودند. گفته های آقای امیرانتظام هم روشن است که این اطلاع به مهندس بازرگان و دکتر یزدی منتقل شده است. الّا اینکه آقای عبدالعلی بازرگان مدعی است که این اطلاع از طریق دکتر بهشتی و دعائی به شورای انقلاب و آقای خمینی منتقل شده است. از سه نفر نامبرده شده، دو نفر که در قید حیات نیستند. نفر سوم که آقای دعائی است، ایشان به شدت مطلب را تکذیب کرده است و اطلاع خود را از این مسئله در سال1387 یعنی 4 سال قبل از مقاله ” مارک گازیوروسکی ” منتشر کرده است و همچنانکه در بالا آمد او چنین اطلاعی را به آقای خمینی و شورای انقلاب نداده است. حال تحقیق مستدل و روشنی که انجام گرفته از نظر خوانندگان محترم گذشت. قضاوت از کم و کیف این مسئله هم برعهده شما است.

و اما آنچه در این گزارش تحقیقی عنوان شد، بار مسئولیت آقای خمینی را در باره توجه نکردن به نامه ها و گزارش فرماندهان نظامی از تدارک حمله صدام به ایران نمی کاهد ولی انحصارطلبان با اتکآء به آقای خمینی شیرازۀ ارتش را پاره می کردند و به عناوین مختلف فرماندهانش را زندانی، اعدام و یا از کار برکنار می کردند. اسناد فراوانی وجود دارد که آقای خمینی و روحانیون حاکم که در صدد تصاحب انحصاری قدرت بودند، هرچه از جانب بنی صدر و فرماندهان نظامی به او گفته می شد که صدام در صدد حمله به ایران است، می گفت این ارتشی ها اطلاعات غلط می دهند، و می خواهند دست روحانیون را از ارتش کوتاه کنند. وبعد از حذف بنی صدر، مرتب زعمای لشکری و کشوری جهموری اسلامی بنی صدر را مقصر اعلان می کردند که اطلاعات به موقع به آقای خمینی نداده است. درگزارشهای تحریر شده آقای بنی صدر تحت عنوان “روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد” آمده است که فرماندهان نظامی را برای دادن گزارش به حضور امام فرستادم. در نامه مورخ 14 شهریور 1359 آمده است: «در حال حاضر فرمانده را می گیرند و سرش را می تراشند بعد می گویند آزاد هستید، چنین آدمی چطور فرماندهی بکند؟…مقامات غیر مسئول در امور ارتش دخالت نکنند. انجمن اسلامی، اداره ایدئولوژی، مقامات کشور و… برای تبلیغ اسلام است و نه از بین بردن حاکمیت مقامات مسئول. سلسله مراتب عملاً دارد از بین می رود. آقای محلاتی حاضر بودند، وضعیت بسیار حساس است. نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است. فرمانده قابل حاضر نمی شود برود. انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد. »(8). در نامه 28 شهریور 59 به آقای خمینی آمده: « یک ماه پیش همین فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض برسانند. بعد به اینجانب فرمودید باین اطلاعات باور نمی فرمائید. و امروز راست از آب درآمده اند واحتمال یک درگیری گسترده ای از مرز ترکیه تا مرز پاکستان قوی است» و مقصود از گزارش حسب کتاب نامه ها، «همان است که رئیس ستاد و رئیس اطلاعات ارتش در باب تدارک رژیم صدام برای حمله به ایران تهیه کرده بودند.» (9)

ولی حالا، و بعد از اینکه خاطرات سال 1361 آقای هاشمی رفسنجانی چاپ اولش در سال 1385 منتشر شد، معلوم می شود که حق با بنی صدر و ارتشی ها بوده است که مرتب گزارش می کرده اند، که صدام در صدد حمله به ایران است. آقای هاشمی، در خاطرات20 شهریور 61، خود می نویسد: « کتابی را که دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهای مقدماتی قبل از شروع رسمی جنگ تهیه کرده خواندم که حدود سیصد تجاوز را با ذکر نامۀ اعتراضیه ایران به عراق در همان تاریخ آورده است. اسناد خوبی برای متجاوز معرفی شدن عراق دارد و نظرم این است که منتشر شود.» (10) اینها همان گزارشهائی است که نظامی ها به آقای خمینی می دادند و ایشان اصلاً گوشش بدهکار این گزارشها نبوده است و می فرمود که اینها را ارتشی ها می سازند برای اینکه دست روحانیت را از ارتش کوتاه کنند. و هنوز کتاب یاد شده در ایران منتشر نشده است و تا این رژیم حاکم است من گمان نمی کنم که این کتاب منتشر شود.

محمد جعفری 21 بهمن 1391

HYPERLINK “mailto: mbarzavand@yahoo.com” mbarzavand@yahoo.com

یادداشت:

1-

HYPERLINK “http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm”http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm

2- آقای دعائی در تاریخ 20 اردیبهشت 1359 به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد.

3- گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی، به اهتمام: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387 ، ص 177-174.

4- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 40.

5- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46-45.

6- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46- 45

7-

Yazdi told me that the information was not passed on. He said that his successors never asked. I doubt they would have believed him anyway. By the time of Entezam’s trial it was too late, of course, since Iraq had already invaded.

Bani-Sadr (who succeeded Yazdi as foreign minister) told me neither Yazdi nor anyone else told him about the US warning, and Yazdi told me he did not tell his successors about the warning snd that they never asked about anything like that. I didn’t ask Yazdi why he did not tell anyone, mainly because I didn’t want to raise a very awkward question (it would have been bad taaroof). But it seems quite clear to me that there would have been grave danger for him in doing so — what happened to Entezan could have happened to him. I think Bazargan was able to talk about it at Entezam’s trial because he was fairly confident that he would not be arrested for saying so, and also because he did not directly meet with Cave; he was told about the warning afterward. This would have been much more risky for Yazdi..

8- کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران…،ص 147؛ «این نامه یکی از اسناد بر آگاهی از حمله عراق به ایران و هشدار به آقای خمینی است که با اتکاء به او، شیرازۀ ارتش را پاره می کردند.»

9- همان سند، ص 156 و160.

10- HYPERLINK “http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php” \t “_blank”http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php

No responses yet

Feb 25 2013

یک فرمانده سپاه: فرونشاندن هواپیماهای بدون سرنشین مطالبه آیت‌الله خامنه‌ای بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

بی‌بی‌سی: مقام های ایرانی به مناسبت های مختلف هواپیماهای بدون سرنشینی را که می گویند در اختیار گرفتند، در تلویزیون دولتی نمایش می‌دهند

سرتیپ امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گفته است که “بر زمین نشاندن پهپادها مطالبه جدی رهبر معظم انقلاب بود.”

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، آقای حاجی زاده گفته است که “در گزارش‌هایی که خدمت مقام معظم رهبری می‌بردیم مطالبه جدی ایشان موضوع پهپادها بود و ایشان تأکید داشتند که پهپادها دیده نمی‌شود ولی اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند که در همین راستا زدن آنها و نشاندن آنها جزو مطالبات جدی مقام معظم رهبری از فرماندهان بود.”

سرتیپ حاجی زاده در مهرماه سال ۱۳۸۸ به پیشنهاد فرمانده سپاه، از سوی آیت الله علی خامنه ای که فرمانده کل نیروهای مسلح ایران است، به سمت فرماندهی نیروی هوافضای سپاه منصوب شد.

آقای حاجی‌زاده در اظهاراتش درباره فرونشاندن هواپیماهای بدون سرنشین خارجی توسط ایران، به در اختیار گرفتن دو نوع هواپیمای بدون سرنشین اشاره کرده و گفته “در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ متوجه شدیم آمریکا پهپادهای جدیدی را وارد منطقه کرده و ما اطلاعات زیادی از آنها نداشتیم. ما پریدیتورها را می‌شناختیم اما راجع‌به آرکیو ۱۷۰ تنها دو صفحه اطلاعات در اینترنت موجود بود.”

فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفته که “درهر صورت ما توانستیم پی ببریم که این پهپادها در پایگاه قندهار نگهداری می‌شوند و حتی محل آشیانه آنها را شناسایی کردیم. زمانی که آرکیو ۱۷۰ وارد کشورمان شد در بردسکن آن را تحت کنترل خودمان درآوردیم و در شمال طبس به زمین نشاندیم.”

مقام های آمریکایی در آن هنگام این موضوع را تایید کردند و باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، خواستار پس فرستادن آن شد.

مقام های ایرانی به مناسبت های متعدد از جمله در سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ این هواپیما را در تلویزیون نمایش دادند و اعلام کرده اند که ایران به فن آوری ساخت این هواپیماها دست یافته است.

اوایل پاییز سال جاری و در پی انتشار خبر انهدام یک هواپیمای بدون سرنشین بر فراز اسرائیل، حزب الله لبنان خبر داد که یک هواپیمای بدون سرنشین ساخت ایران به نام ایوب، از طرف حزب‎الله لبنان برای تجسس وارد خاک اسرائیل شده بود.

امیر علی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته “اسرائیلی‌ها باورشان نمی‌شد که ایران توانایی تولید فناوری این پهپاد را داشته باشد. آنها می‌گفتند تنها آلمانی‌ها به این فناوری دسترسی دارند.”

آقای حاجی زاده گفته “آنها اعلام کردند که این پهپاد ۶۰ الی ۷۰ کیلومتر وارد فضای رژیم صهیونیستی شده اما این پهپاد ۴۰۰ کیلومتر در فضای رژیم صهیونیستی پرواز کرد… فناوری این پهپاد به گونه‌ای بود که می‌توانست بدون اینکه صهیونیست‌ها متوجه شوند برود و عملیات خود را انجام دهد و برگردد.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .