اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Jan 16 2017

رسانه‌ها از «شلیک ممتد» پدافند هوایی در مرکز شهر تهران خبر دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


رادیوفردا:فیلم دریافتی از تهران هنگام شلیک پدافند هوایی به یک شی پرنده ناشناس در مرکز پایتخت.

پس از انتشار گزارش‌ها درباره شلیک «ممتد» پدافند هوایی در عصر روز دوشنبه، برخی از مقامات نظامی و دولتی اعلام کردند که یک پرنده بدون سرنشین فیلمبرداری وارد منطقه «پرواز ممنوع» شده بود و پدافند هوایی به آن شلیک کرده است.

در حالی که معاون فرماندار تهران از ساقط شدن این شی پرنده بدون سرنشین خبر داده است، معاون عملیات قرارگاه پدافند هوایی اعلام کرد که این شی پس از شلیک «اولین رگبار» از منطقه «پرواز ممنوع» خارج شده است.

به گزارش تعدادی ازخبرگزاری‌ها از جمله فارس، عصر روز دوشنبه ۲۷ دی صدای شلیک پدافند هوایی در مرکز تهران و حوالی خیابان انقلاب شنیده شد و این تیراندازیِ «ممتد» چند دقیقه طول کشید.

در همین حال علی اصغرناصربخت، معاون امنیتی انتظامی فرمانداری تهران، اعلام کرد که یک پرنده بدون سرنشین وارد منطقه «پرواز ممنوع» شده و توسط پدافند هوایی ساقط شده است.

با این حال علیرضا الهامی، معاون عملیات قرارگاه پدافند هوایی، اعلام کرد که این پرنده بدون سرنشین پس از «اولین رگبار» از محدوده پرواز ممنوع خارج شده است.

یک مقام مسئول این قرارگاه که نام او ذکر نشده نیز در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما اعلام کرد که این پرنده بدون سرنشین یک «کوادکوپتر» بوده که «با اقدام سریع پدافند و توپ‌های ۲۳ میلی متری ضد هوایی منطقه را ترک کرده است».

صبح روز سوم دی ماه امسال نیز صدای شلیک پدافند هوایی در محدوده میدان انقلاب شنیده شد و پس از آن تعدادی از سایت‌ها از جمله «عصر ایران» اعلام کردند که بر اثر این شلیک‌ها یک «هلی‌شات» یا پهپاد در اطراف دفتر رهبر جمهوری اسلامی مشهور به «بیت رهبری» ساقط شده است.

محسن همدانی، معاون امنیتی استانداری تهران، نیز گفته بود که این «هلی‌شات» متعلق به صداوسیما و به دنبال تصویربرداری هوایی از محل نمازجمعه تهران بوده، اما «به منطقه پرواز ممنوع بی‌توجهی کرده و وارد این منطقه شده است».

صداوسیما این ادعا را تکذیب کرده است.

نهادهایی چون دفتر رهبر جمهوری اسلامی، قوه قضاییه و شورای نگهبان در محدوده خیابان جمهوری و میدان حر قرار دارند.

No responses yet

Jan 16 2017

دفتر یاسر هاشمی و مشاوران آیت الله پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: دفتر یاسر هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی از مشاوران آیت الله پلمب شد.
به گزارش سایت خبری «پایش»، تنها چند روز پس از درگذشت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفتر یاسر هاشمی ومشاوران آیت الله هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمپ شد.
علاوه بر پلمپ دفتر فرزند هاشمی، دفاتر علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری، حجج اسلام عباسی فرد، نوری شاهرودی، لطفی، رستگاری، یونسی ومرادی نیز که از مشاوران رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده اند، در طبقه هشتم ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمب شده است.
یک منبع مطلع در مجمع تشخیص مصلحت در گفت وگو با خبرنگار «پایش»، با تایید این خبر، از اینکه این اقدام با تصمیم چه کسی انجام شده است، اظهار بی اطلاعی کرد.

No responses yet

Jan 13 2017

امام جمعه بندرعباس: رهبری بهترین نماز را برای هاشمی خواندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله «غلامعلی نعیم‌آبادی» در خطبه‌های نماز جمعه این هفته بندرعباس، با تسلیت درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت همان‌طور که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، شهید مفتح و بسیاری دیگر از مجاهدان راه انقلاب و یاران دیرین امام خمینی(ره) رفتند و از یاران نزدیک امام خمینی(ره) تنها رهبر معظم انقلاب مانده‌اند که از درگاه خداوند متعال برای ایشان سلامتی و طول عمر طلب می‌کنیم.

امام‌جمعه بندرعباس خاطرنشان کرد: دشمنان و منافقان سعی در القای اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب در جامعه داشتند اما هوشیاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هرگز اجازه آن را نداد.

وی تصریح کرد: باید قدر سرمایه‌های خودمان را بدانیم و آن‌ها را تضعیف نکنیم چون تضعیف نخبگان و بزرگان یک ملت به تضعیف کشور و نظام منجر می‌شود.

نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان بابیان این‌که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها در جلسات مجلس خبرگان بر توانایی‌ها و قابلیت‌های بی‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری انقلاب اسلامی تأکید داشتند، افزود: دشمنان در طول همه‌ سال‌های بعد از انقلاب و بخصوص در دو دهه اخیر به دنبال جلوه دادن اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بودند در صورتی‌که اساساً اختلافی میان این دو عزیز وجود نداشت.

نعیم‌آبادی بابیان این‌که هنوز نماز رهبری تمام نشده بود، شیطنت‌ها آغاز شد در حالی‌که مقام معظم رهبری بهترین نماز را برای مرحوم آیت‌الله هاشمی خواندند، ادامه داد: باید مراقب توطئه‌ها باشیم، چون دشمنان بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌دنبال ایجاد سوءبرداشت از پیام رهبر معظم انقلاب درباره ایشان بودند اما حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم نماز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و خواندن نماز بر پیکر ایشان و خواندن کامل نماز و دعاهای ویژه برای ایشان از درگاه خداوند متعال نشان داد که رهبر معظم انقلاب اسلامی و آیت‌الله هاشمی دو یار وفادار دیرینه با یکدیگر هستند.

وی اظهار کرد: سیاست آمریکا بر این بود که میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب اسلامی اختلاف ایجاد کنند و در اذهان مردم این‌گونه جلوه دهند اما با هوشیاری این دو یار دیرین امام (ره)، هرگز دشمنان راه به‌جایی نبردند.

نماینده ولی‌فقیه در هرمزگان از همه مردم ایران خواست تا پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی را بدون هیچ‌گونه تفسیری بار دیگر مطالعه کنند تا متوجه عمق علاقه رهبر انقلاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و صمیمیت و پیوند میان ایشان ببرند.

نعیم‌آبادی با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

وی یادآور شد: علمای دین باید هوشیارانه عمل کرده و مسئولان نیز از تخریب یکدیگر خودداری کنند و همت خود را در خدمت به مردم بکار بگیرند.

No responses yet

Jan 09 2017

با صدور پیام تسلیتی خامنه‌ای برای هاشمی طلب عفو و مغفرت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای برای اکبر هاشمی رفسنجانی هم‌چون حسینعلی منتظری و عباس واعظ طبسی از خداوند طلب «غفران»٬ «رحمت» و «عفو» کرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی روز گذشته (یک‌شنبه ۱۹ دی) بر اثر سکته قلبی درگذشت و ساعاتی بعد رهبر جمهوری اسلامی پیام تسلیتی در این رابطه منتشر کرد.

آقای خامنه‌ای در پیام خود اختلاف نظ‌ر‌های خود با هاشمی رفسنجانی را پنهان نکرد و در عین حال افزود که «وسوسه‌ی خناسان نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.»

رهبر جمهوری اسلامی در پایان پیام خود از خداوند تمنای «غفران و رحمت و عفو الهی» برای هاشمی رفسنجانی کرد.

علی خامنه‌ای در آذر ماه سال ۸۸ نیز با انتشار پیامی برای حسینعلی منتظری چنین درخواست مشابهی از خداوند کرده بود.

وی در پی درگذشت عباس واعظ طبسی نیز در پیامی اظهار امیدواری کرده بود که این روحانی نزدیک به هاشمی رفسنجانی «شایسته غفران و رضوان الهی» باشد.

حسینعلی منتظری٬ اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس واعظ طبسی از جمله روحانیونی بودند که اختلاف‌نظر‌های فراوانی با علی خامنه‌ای داشتند و این اختلاف‌ها نیز منجر به کاهش نقش آنها در جمهوری اسلامی شد.

محمد‌رضا مهدونی کنی٬ رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری از دیگر روحانیون درگذشته در دو سال اخیر است که متن پیام تسلیت خامنه‌ای تفاوت‌های قابل اعتنایی با دیگر پیام‌های وی دارد.

خامنه‌ای در پیام خود برای مهدوی‌کنی از درگاه خدواند درخواست « علو درجات» کرده که این درخواست در بسیاری از پیام‌های تسلیت وی به روحانیون نزدیک به وی دیده می‌شود.

No responses yet

Jan 05 2017

ماجرای «دستمال کثیف» و فساد نهادینه پس از سال ۸۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :پس از مهار جنبش جنبش موقعیت عوامل سرکوب در سپاه و قوه قضائیه و … فرق کرد. آن‌ها دیگر آن مسؤلان ساده سابق نبودند و خود را تاج‌بخش‌هایی می‌دیدند که رهبری قدرت و موقعیت خود را مدیون ایشان است. خود را طلب‌کار نظام و رهبری می‌دیدند. کمترین دستمزد آنان سکوت رهبری در برابر استفاده‌‌های نامشرع آنان از موقعیت‌های قدرت و ثروت بود…

کلمه – علی‌محمد شمس:

ظاهراً زنجیره فساد در جمهوری اسلامی نه پایانی دارد و نه به حوزه خاصی از نظام محدود است. از سپاه پاسداران با اسکله‌های خارج از نظارت و کنترل گمرک کشور قراردادهای نجومی نفتی با کارتل‌های وابسته به سپاه که به قول وزیر نفت یک ریال آن هم برنگشته بگیرید تا دزدی چند میلیارد دلاری بابک زنجانی و تا فساد مالی سعید مرتضوی در بذل و بخشش شرکت‌های سازمان تأمین اجتماعی و تا دزدی بیست و هفت هزار میلیاردی شرکت تعاون نیروی انتظامی با حمایت سردار احمدی‌مقدم فرمانده سابق ناجا و تا حیف و میل سه هزار میلیارد دلاری مه‌آفرید خسروی با همکاری وزرای راه و ترابری و معاون وزارت صنایع و قائم‌مقام بانک مرکزی و مدیرعامل بانک صادرات در دولت احمدی‌نژاد و رفع بازداشت و خروج مشکوک وی از کشور با موافقت محسنی‌اژه‌ای و تا این آخری یعنی واریز سپرده‌های مردم نزد قوه قضائیه به حساب شخصی رئیس قوه و برداشت از سود سالانه پنجاه میلیارد تومانی توسط قاضی‌القضاه کشور، همگی بر این حقیقت تلخ تأکید دارند که فساد در نظام جمهوری اسلامی نهادینه و فراگیر شده است به طوری که مبارزه با آن دیگر ممکن نیست. ممکن نیست زیرا همه بخش‌های نظام به آن آلوده است.

در دوران اصلاحات آیت‌الله خامنه‌ای شعار مبارزه با فساد را مطرح کرد. هدف آیت‌الله خامنه‌ای از طرح آن شعار مقابله با گفتمان اصلاحات و جامعه مدنی بود. سوار شدن بر شکاف فقر و غنا و فعال کردن آن و تحریک بخش‌های حاشیه‌ای جامعه ایران با شعار مبارزه و با بی‌عدالتی و فساد به کمک رسانه‌های رسمی در اختیار نظیر رسانه ملی و منبرهای جمعه و جماعات و دامن زدن به پوپولیسم بهترین راهکار برای زمین‌گیر کردن اصلاحات بود. به این ترتیب طنزی تلخ شکل گرفت و با شعار اولویت مبارزه با فساد و بی‌عدالتی، مؤثرترین ابزارها و سازوکارهای تضمین کننده شفافیت و مبارزه با فساد یعنی نهادهای مدنی و مطبوعات مستقل و آزاد تعطیل و توقیف شدند. در آن زمان به علت اجرای سیاست‌های اصلاحی و تقویت جامعه مدنی، نظام جمهوری اسلامی از نظر فساد مالی در مقایسه با سایر مقاطع تاریخ قبل و بعد از انقلاب در شرایط مطلوب‌تری قرار داشت. اما رهبری اصرار داشت مسئله اصلی کشور فساد است و نه دموکراسی و جامعه مدنی بنابراین فرمان داد ستاد مبارزه با فساد متشکل از سران سه قوه شکل بگیرد. چنان که گفتیم هدف رهبری از طرح شعار مبارزه با فساد، مقابله با گفتمان اصلاحات و متهم کردن اصلاحات به فساد و بی‌توجهی به اقشار محروم بود. این انگیزه چیزی نبود که رهبری بتواند آن را کتمان کند. در همان ایام که دولت اصلاحات هنوز بر سرکار بود رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود در تعریض به دولت گفت «با دستمال کثیف نمی‌توان شیشه را تمیز کرد» مقصود کاملاً روشن بود. ایشان در اقدامی غیراخلاقی رسماً و آشکارا دولت اصلاحات را متهم به فساد کرده و اعلان می‌کرد که این دولت به علت این که خود آلوده به فساد است قادر به مبارزه با آن نیست.

دولت اصلاحات عمرش به پایان رسید و با روی کار آمدن دردانهٔ رهبری، آقای احمدی‌نژاد حاکمیت یکدست شکل گرفت و تمامی دستگاه‌های نظارت و کنترل دولتی و نهادهای امنیتی نظامی دست به کار شدند تا برای آن جمله رهبری مصداقی بیابند و کوس رسوایی اصلاح طلبان را به صدا درآورند. سال ۸۸ هم از راه رسید و سران اصلاح طلب دستگیر و محاکمه و در حبس و حصر شدند. موج انواع اتهامات علیه آنان در رسانه ملی و منابر جمعه و جماعات که کمترین آن جاسوسی بود به راه افتاد اما دریغ از آن که یک مورد اختلاس و فساد مالی علیه آنان به اثبات برسد که اگر چنین می‌شد دیگر لازم نبود چهره‌های شاخصی همچون بهزاد نبوی به اتهام اخلال در ترافییک به پنج سال زندان محکوم شوند. این درحالی بود که پس از به پایان رسیدن دورهٔ دولت دردانه رهبری فساد‌ تقریباً تمامی اطرافیان احمدی نژاد یکی پس از دیگری افشا شد.تا آن جا که رهبری ناگزیر شد فرمان «کش ندهید» را صادر کند. و این روند در مورد سایر ارکان نظام از جمله قوه قضائیه و قاضی القضات کشور همچنان ادامه دارد.به این ترتیب انتظار یافتن مصداقی عینی برای آن جمله رهبری به سر رسید. امروز که فساد مالی تمامی ارکان نظام از دولتمردان دولت دردانه رهبری تا سپاه پاسداران و تا قوه قضائیه و قاضی القضاه را در بر گرفته است می‌توان مصداق آن جمله تاریخی را مشاهده کرد. آن دستمال کثیف نه در دست سپاه است و نه در دست قاضی القضات و نه در دست سردار احمدی مقدم و نه فاضل لاریجانی و نه… آن‌ها همان شیشه‌ای هستند که باید تمیز شوند. اما آن دستمال کثیف در دستان رهبری است. رهبری دیگر قادر به تمیز کردن شیشه آلوده نظام نیست بنابراین یا فرمان «کش ندهید» صادر می‌کند و یا به گفته رئیس سازمان بازرسی کشور به این سازمان و قوه قضائیه دستور می‌دهد موارد فساد را علنی و خبری نکنند و سعی کنند موار فساد را خارج از دادگاه و بدون آن که به مطبوعات کشانده شود رفع و رجوع کنند.

آن چه گفتیم روشن‌تر از آن است که نیازی به تأکید و تکرار داشته باشند حقیقت ناگفته علت کثیف شدن این دستمال است. فساد در کشورهایی همچون ایران امری جدید و بی‌سابقه نیست. همیشه چه در دولت‌های پاکدستی مانند دولت اصلاحات و چه در سایر دولت‌ها فساد کمابیش وجود داشته است. اما بی‌تردید در هیچ زمانی حتی در در دوران پیش از انقلاب پدیده فساد تا این حد گسترده و پرحجم نبوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد آفت فساد از سال ۸۴ با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد رو به افزایش نهاد اما سال ۸۸ نقطه عطفی در این روند بود. شتاب فساد در بدنه نظام تا رأس آن از سال ۸۸ به این سو با هیچ دوره‌ای قابل مقایسه نیست به طوری که هیچ بخشی از نظام از آن در امان نمانده و به همین علت مبارزه با ان دیگر به امری ممتنع تبدیل شده است. اختلاس‌کنندگان دو سرنوشت بیشتر ندارند یا باید حفظ شوند و از مجازات در امان بمانند آن گونه که تاکنون در مورد سعید مرتضوی و برادران لاریجانی یعنی جواد و فاضل و صادق مشاهده می‌کنیم و یا اگر پشتوانه‌ای در قدرت و سیاست ندارند همانند بابک زنجانی محکوم به مرگ شوند تا همکاران و حامیان سابق آنان در حوزه قدرت مصون بمانند.

دقیقاً پرسش همینجاست. چرا رهبری که خود را مدعی مبارزه با فساد می‌داند امروز ناگزیر است به جای برخورد قاطع با فساد فرمان «کش ندهید» صادر کند و سردار احمدی‌مقدم را به جای مجازات و سپردن به دست قانون محترمانه از فرماندهی نیروی انتظامی بردارد و به مقام مشاورت بنشاند و چرا به‌رغم علنی شدن فسادهای مالی برادران لاریجانی در برابر آن سکوت کند و حتی دستور یک پیگیری ساده را صادر نکند. علت این سکوت هرچه باشد قطعاً رعایت مصلحت کشور نیست زیرا این مصلحت درباره حقوق‌های غیرمتعارف نیز وجود داشت اما به‌رغم آن که حجم حقوق‌های نامتعارف یک هزارم یکی از فسادهای مالی نظیر اختلاس سازمان تعاون ناجا به فرماندهی سردار احمدی‌مقدم نیست، اما رهبری حتی یکبار خواهان پیگیری یا تعیین تکلیف آن نشده است. بنابراین علت را باید در جایی دیگر جستجو کرد.

سال ۸۸ برای رهبری سالی سرنوشت‌ساز بود. سرکوب جنبش سبز اصلاح‌طلب که خواهان آزادی انتخابات و احترام به رأی مردم و در نتیجه نفی قدرت مطلقه فردی در اداره کشور بود، بدون عوامل سرسپرده در نیروهای نظامی و امنیتی و قضایی ممکن نبود. آن عوامل با دستور مستقیم رهبری در به‌کارگیری بی‌رحمانه‌ترین و قساوت‌بارترین روش‌ها برای مهار جنبش دستی کاملاً باز داشتند. فاجعه کهریزک و قتل‌های پنهان پزشکان کهریزک و … تنها یکی از جلوه‌های اختیارات مطلق این عوامل در سرکوب جنبش بود. پس از مهار جنبش موقعیت این عوامل در سپاه و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی فرق کرده بود. آن‌ها دیگر آن مأموران و مسؤلان ساده سابق نبودند. آن‌ها خود را تاج‌بخش‌هایی می‌دیدند که رهبری قدرت و موقعیت خود را مدیون ایشان است. آنان خود را طلب‌کار نظام و رهبری می‌دیدند. کمترین دستمزد آنان سکوت رهبری در برابر استفاده‌‌های نامشرع آنان از موقعیت‌های قدرت و ثروت بود. و این اتفاق نیز افتاد.

نمونه احمدی‌نژاد به عنوان ابزار حذف اصلاح‌طلبان برای درک روانشناسی و منطق عوامل سرکوب نمونه‌ای بسیار گویاست. چرا احمدی‌نژاد چنان جسارتی پیدا کرده بود که به مخالفت رهبری با تغییر وزیر اطلاعات بی‌اعتنایی کند و در برابر آن تا خانه‌نشینی یازده روزه ایستادگی کند؟ پاسخ این پرسش را خود احمدی‌نژاد داده است. او در گفت‌وگو با افرادی که در آن مقطع یازده روزه به عنوان میانجی با او گفت‌وگو می‌کردند گفته بود من به خاطر رهبری همه کار کردم هرچه خواست عمل کردم در مقابل آن همه خدمت آیا مزد من این است که رهبری به خاطر یک وزیر با من برخورد کند؟ آری احمدی‌نژاد مزد خدمات خود را از رهبری می‌خواست. او خود را طلبکار رهبری می‌دید و البته رهبری هم انصافاً برای او کم نگذاشت هرچه خواست به او داد و دست او را در هرآنچه می‌خواست انجام دهد باز گذاشت و در برابر اعتراضات و مخالفت‌های همه اقشار و گروه‌‌ها از مراجع و روحانیون گرفته تا شخصیت‌های کشور علیه خودسری‌های فاجعه بار احمدی‌نژاد یک تنه ایستاد. اما اشکال این بود که احمدی‌نژاد شخصیت متوهمی بود. او دست در لانه زنبور کرده بود و طالب مشارکت در هسته اصلی قدرت بود. و این چیزی بود که رهبری حاضر به پذیرش آن نبود. اگر احمدی‌نژاد طلب خود از رهبری را به همان اختلاس‌ها و مفاسد مشائی و کردان و رحیمی و … محدود می‌کرد قطعاً رهبری در ازای خدمات وی، او را تحمل می‌کرد.

داستان افرادی نظیر احمدی مقدم و سعید مرتضوی و شیخ صادق لاریجانی و فرماندهان سپاه و ده‌ها عوامل ریز و درشت دیگر پس از سال ۸۸ همان داستان احمدی‌نژاد پس از سال ۸۴ است. آنها نیز پس از سال ۸۸ همچون احمدی‌نژاد پس از سال ۸۴ و البته در سطحی بسیار بالاتر خود را طلبکار رهبری می‌دانند و متقابلاً رهبری نیز خود را مدیون آن‌ها می‌داند. بنابراین رهبری ناگزیر است آنان را بر صدر بنشاند و در برابر خواسته‌های مشروع و نامشروع آنان تمکین کرده چشم بر مفاسد و سوءاستفاده‌های اقتصادی آنان ببندد. آن‌ها مدعی پاداش و قدردانی از خدمات خود هستند. قطعاً برای آقای خامنه‌ای خدمات امثال قاضی صلواتی در سال‌های پس از ۸۸ آنقدر اهمیت دارد که چشم بر مفاسد اخلاقی و اقتصادی وی ببندد. همچنین خدمات شیخ صادق لاریجانی که در دوره پس از سال ۸۸ قوه قضائیه را کاملاً در خدمت منویات رهبری در سرکوب منتقدان و مخالفان قرار داده است آنقدر ارزش دارد که مجوز برداشت بی‌حساب و خارج از کنترل سالانه پنجاه میلیارد تومان به او داده شود و رشوه‌خواری فاضل و زمین‌خواری جواد به او بخشیده شود. آنان در طول این سال‌ها اشتباه احمدی‌نژاد را مرتکب نشدند که به عنوان مزد و سهم خود مشارکت در هسته قدرت را مطالبه کنند. آن‌ها در این مدت تنها سهم و پاداش خوش‌خدمتی‌های خود را طلب کرده‌اند بنابراین رهبری نیز به رضایت یا اکراه چشم به مفاسد آنان بسته است و نتیجه آن شد که پس از سال ۸۸ ایران به یکی از فاسدترین و غیرشفاف‌ترین نظام‌های جهان تبدیل شده است.

No responses yet

Jan 04 2017

روحانی: دولت حاضر است حساب‌های خود را روشن کند، قوه قضاییه نیز حساب‌هایش را روشن کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رییس‌جمهوری ایران در آخرین توییت خود اعلام کرد که دولت وی حاضر است همه حساب‌های خود را روشن کند و از قوه قضاییه نیز خواست تا حساب‌هایش را روشن کند.

حسن روحانی روز سه‌شنبه ۱۴ دی در حساب توییتری‌اش با اشاره به اینکه «دولت حاضر است با تشکیل سامانه‌ای تمامی دخل و خرج و حساب‌هایش را روشن کند»، از قوه قضاییه خواست که حساب‌هایش را روشن کند.

این اظهارات واکنشی به سخنان روز دوشنبه رییس قوه قضاییه ایران است که گفته بود «بابک زنجانی به ستاد حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، کمک مالی کرده» و افراد «مرتبط» با این موضوع احضار می‌شوند و اگر لازم شد، بازداشت خواهند شد.
مجادله حسن روحانی و صادق لاریجانی بر سر بابک زنجانی و حساب‌های قوه قضاییه

0:00:00 /0:05:47
لینک مستقیم
نخستین بار، کانال تلگرامی «آمدنیوز» از وجود ۶۳ حساب شخصی به نام آیت‌الله صادق لاریجانی خبر داد و نوشت که سالانه ۲۵۰ میلیارد تومان به این حساب‌ها سود تعلق می‌گیرد.

پس از آن، محمود صادقی٬ نماینده تهران در مجلس، از رییس قوه قضائیه خواست با توجه به «اخبار و شایعاتی درباره افتتاح حساب‌های متعدد شخصی به نام او «در فضای مجازی و حقیقی»٬ «گزارشی از عملکرد حساب‌هایش را طی پنج سال گذشته اعلام کند».

به دنبال اظهارات آقای صادقی٬ علی طیب‌نیا٬ وزیر اقتصاد و امور دارایی، این «شایعات» را رد کرد و گفت که «این حساب‌ها از ۲۰ سال پیش مربوط به قوه قضائیه بوده است».

اظهارات محمود صادقی که با واکنش شدید قوه قضائیه و عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، روبرو شد٬ به حضور شبانه ماموران دادستانی تهران مقابل منزل این نماینده برای دستگیری وی انجامید.

رییس قوه قضائیه ایران روز سوم آذر ضمن انتقاد از رییس‌جمهوری و رییس مجلس شورای اسلامی به دلیل دفاع نکردن از این قوه گفت: «نماینده‌ای از فراکسیون امید با کمال وقاحت از پشت تریبون رییس قوه را متهم کرده که هزار میلیارد را به حساب شخصی ریخته که صددرصد دروغ است؛ این مایه شرمساری نیست؟»

محمود صادقی نیز ضمن انتشار این سخنان صادق لاریجانی، در توئیتر خود خطاب به او جواب داد که «سلام».

حسن روحانی روز سه‌شنبه در توئیت دیگری با بیان اینکه «هر دستگاه باید در حیطه اختیارات و وظایف خود عمل کند و به افکار عمومی پاسخگو باشد»، خطاب به قوه قضاییه گفته است با «فرافکنی و بی‌تدبیری منافع مردم حراست نمی‌شود»..

No responses yet

Jan 03 2017

عبور از «خودی-غیرخودی» به «انقلابی -غیرانقلابی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: یک سربند تبلیغاتی که با اشاره به جمله آیت‌الله خامنه‌ای؛ «من انقلابی‌ام» بین حاضران در راهپیمایی ۲۲ بهمن توزیع شده است.

سال‌هاست نام جمهوری اسلامی، با دوگانه «انقلابی و غیرانقلابی» گره خورده است، اما مدتی است انقلابی‌گری با سبک و تعریفی تازه در فضای سیاسی ایران بازتعريف شده است.

در چند سال اخیر،‌ «انقلابی بودن»، «انقلابی فکر کردن» و «انقلابی ماندن»، در تمام موضع‌گیری‌ها و حرکت‌های سیاسی نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای عمومی شده و هر چه زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نزدیک‌تر می‌شود، مرزبندی‌ چهره‌ها و گروه‌های سیاسی داخل و خارج در این دسته‌بندی‌ها بیشتر مشخص می‌شود.

این مرزبندی به موازات تغییر بافت سیاسی در قدرت به نفع اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان، و برای جا انداختن تعریف تازه‌ای از ترکیب و هویت سیاسی در ایران به جریان افتاد.

تلاش‌هایی که دوگانه اصولگرا و اصلاح‌طلب را نفی می‌کند و از آن تلقی پالایش نیروهای سیاسی می‌شود.

پیش از همه رهبر جمهوری اسلامی در سال ۹۱ و در دیدار با پرسنل نیروی هوایی ارتش، واژه انقلابی‌گری را در مقابل دیپلمات بودن در جریان مذاکره با آمریکا قرار داد و گفت: «من دیپلمات نیستم، انقلابی‌ام.»

آیت‌الله خامنه‌ای بعد از آن موضع‌گیری و در سال‌های اخیر بارها از واژه‌هایی مانند اسلام انقلابی، تفکر انقلابی، مواضع انقلابی، سیاست خارجی انقلابی، هنر انقلابی، اقتصاد انقلابی، روحانی انقلابی، حوزه انقلابی، خبرگان انقلابی، روحیه و اراده انقلابی، حضور انقلابی، هویت انقلابی و جوان مؤمن انقلابی، استفاده و بر ترویج نگرش‌ها و باورهای انقلابی تاکید کرده است.

او در سخنرانی‌های متعددی تأکید کرده است که باید «روحیه انقلابی‌گری» در میان مسئولان و سیاسیون حفظ شود. حتی فراتر از این، هشدار داد « باید مقابل جریان داخل نظام که تفکر انقلابی را قبول ندارند، ایستاد.»

او به صراحت گفتمان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی را زیر سؤال برده و گفته است: «من بارها گفته‌ام که برای من این تقسیمات اصولگرا و اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلب مدرن و سنّتی و از این حرف‌هایی که می‌زنند، مطرح نیست؛ من به این اسم‌ها اصلاً اهمیتی نمی‌دهم و توجه ندارم؛ به محتواها کار دارم».

اما صریح‌ترین سخنرانی و اعلام موضع وی، در خرداد ۹۵ و در سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی بود که شاخصه‌های انقلابی‌گری را تبیین کرد و هشدار داد: «طرز تفکری که انقلابی‌گری را مساوی افراطی بودن می‌خواند، و مردم را به تندرو و میانه‌رو تقسیم می‌کند یکی از خطاها است. چنین دو گانه‌هایی که سوغات بیگانگان و سخن دشمنان است نباید وارد فرهنگ سیاسی کشور شود».

در پی همین اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای، چهره‌ها و گروه‌های نزدیک به وی، به سرعت شروع به تبیین مصادیق انقلابی‌گری کردند و دوگانه‌ای را تبلیغ می‌کنند که دامنه بسیار محدودی از گروه‌های سیاسی را در برمی‌گیرد. اگر در برهه‌ای از تاریخ جمهوری اسلامی، بسیاری از فعالان سیاسی در تقسیم‌بندی خودی-غیر خودی، از دایره قدرت حذف شدند، حالا قطب‌بندی تازه انقلابی‌- غیرانقلابی، در پی غربال همان خودی‌ها و اعمال محدودیت‌های بیشتر است.

این موضوع چنان پررنگ است که برخی از اصولگرایان نزدیک به رأس حاکمیت تأکید دارند افراد و گروه‌هایی که تفکراتشان در تقابل با حکومت اسلامی است، اجازه عهده‌داری مسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی نخواهند داشت.

چه کسانی انقلابی‌اند؟

اما این غیر انقلابی‌ها چه کسانی هستند که باید از دایره قدرت کنار بروند؟ علت هشدارهای متعددی که در یک سال اخیر حتی شدت بیشتری گرفته، چیست؟ آن هم پس از نزدیک به چهار دهه ازعمر انقلاب اسلامی که با تعاریف رایج بین‌المللی، ایران در شرایط انقلابی بعد از استقرار حکومت‌های جدید قرار ندارد.

آیت‌الله خامنه‌ای که «رهبر انقلاب» خوانده می‌شود، خود در سخنرانی‌ سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، شاخص‌های انقلابی‌گری را پنج محور «پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی انقلاب»، «هدف‌گیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها»، «پایبندی به استقلال همه‌‌جانبه کشور»، «عدم تبعیت از دشمن و جهاد کبیر» و «تقوای دینی و سیاسی» اعلام کرد.

با سخنرانی او، چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به او اقدام به تشریح بیشتر وجوه انقلابی‌گری کردند که مطابق تعریف آنها اکثریت نیروهای سیاسی به اقلیت تبدیل می‌شوند و جای هیچ سازش و مفاهمه‌ای وجود ندارد.

از جمله روزنامه رسالت در سرمقاله‌ای مفصل نوشته بود که «جریان انقلابی با اعتقاد قلبی و بدون قید و شرط به حاکمیت ولایت مطلقه فقیه ، بر نگاه انقلابی در کلیه شئون جامعه و زندگی مردم منطبق با فرهنگ علوی، فاطمی، حسینی و مهدوی تأکید دارد».

اما در مقابل این گروه، غیرانقلابی‌ها جریانی معرفی شده‌ بودند که در عین قبول نظام و ولایت مشروط، خود را به مبانی اقتصادی غرب پایبند می دانند، به تکنوکراتیسم غربی و عمل‌گرایی باور قلبی دارند و در حوزه ولایت فقیه از مشی آیت‌الله منتظری تبعیت کرده‌اند».

این دو گروه، جدا از جریان‌هایی هستند که ضد انقلاب خوانده می‌شوند.

یا با مایی یا علیه ما

تقسیم‌بندی سرمقاله روزنامه اصولگرای رسالت، در تمام موضع‌گیری‌های جریان‌های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی با شدت و حدت تکرار شده است.

آنها معتقدند اکبر هاشمی رفسنجانی، جریان نزدیک به او و دولت حسن روحانی به دنبال رابطه با آمریکا و اقتصاد باز هستند، خوی اشرافی‌گری و سازشکاری دارند و به همین‌ دلایل از روحیه انقلابی برخوردار نیستند. با همین تحلیل نیز می‌گویند باید «یک رئیس‌جمهور جهادی و انقلابی» جایگزین روحانی شود.

سعید جلیلی، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی در مقایسه انقلابیون و غیرانقلابیون در قم گفته است: «غیر انقلابی‌ می‌خواهد ملتی را از انقلاب پشیمان کند؛ و در برابر اندیشه انقلابی که به استقلال یک ملت می اندیشد، خواهان استبداد و به دنبال تحریف اسلام و ترویج اسلام‌های بدلی است. آنها به دنبال تردید و فتنه‌انگیزی هستند».

با چنین تعریفی از انقلابیون، گروه‌های عمده‌ای از جریان‌ها و احزاب سیاسی اصلاح‌طلب، منتقد و دگراندیش و حتی اصولگرا در ایران از دایره انقلابی‌های مورد تأیید نظام کنار گذاشته می‌شوند.

به نظر می‌رسد این تقسیم‌بندی به نوعی تعیین تکلیف حاکمیت با جریان‌های سیاسی است که اگر خارج از این ویژگی‌ها و حوزه‌ها، فکر و عمل کنند، غیر انقلابی و حتی ضد انقلابی خواهند بود و در مناسبات قدرت جایی نخواهند داشت.

پیشبرد این سیاست در شرایطی است که در نزدیک به ۳۰ سال گذشته، تمام چهره‌های نزدیک به آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی از قدرت کنار گذاشته شده‌اند؛ همچنین از مجلس هفتم در سال ۸۲ تا امروز، بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب و منتقد به اشکال مختلف؛ از ردصلاحیت‌های گسترده شورای نگهبان و یا تشکیل پرونده‌های قضایی و احکام حبس طولانی مدت گرفته تا حصر و حذف و پلمپ و لغو مجوز فعالیت احزاب؛ از گردونه قدرت حذف شده‌اند.

در مقابل گروه‌های نزدیک به راس حاکمیت در تمام این سالها، از امکانات و حمایت‌های مادی و معنوی برخوردار بوده‌اند.

تا آنجا که آیت‌الله خامنه‌ای چندی قبل ضمن تقبیح حمله گروهی از اعضای حزب‌الله به سفارت عربستان، اما به تندی گفته بود: «برخی دائما کلمه تندروها را تکرار می‌کنند که منظور آنها جریان مومن و حزب‌اللهی است»، «نباید جوانان انقلابی و حزب‌اللهی را متهم به تندروی کرد، زیرا این جوانان با اخلاص تمام و با همه وجود در میدان حاضرند و هرگاه که دفاع از مرزها و دفاع از هویت ملی لازم باشد، وسط میدان هستند».

چنین موضع‌گیری‌های صریح و اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیمی نشان می‌دهد خط‌مشی و عملکرد حسن روحانی و دولتش مورد تأیید نیست.

به علاوه در مجلس دهم نیز برخی از چهره‌هایی که از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده و موفق به ورود به پارلمان شده‌اند، سیاست‌ها و عملکرد نظام را به چالش کشیده‌اند. چنین شرایطی در مجلس خبرگان رهبری و حوزه‌های علمیه هم حاکم است.

جریانی که غیرانقلابی خوانده می‌شوند، معتقدند چنین ایده‌ای نیروهای انقلاب را سرکوب می‌کند و پذیرش این گزاره خود به نوعی «ضد انقلاب» است.

حسن روحانی، نیز اسفند ماه سال ۹۴، در سخنانی انتقادی گفته بود انقلاب ایران برای وحدت ملی بوده و نه اینکه چهره‌ها در حرف بر انقلابی بودن خودشان تأکید کنند، «وگرنه بنده بگویم انقلابی‌ام چه فایده‌ای دارد؟»

این موضع‌گیری‌ها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تندتر و صریح‌تر و استفاده از قطب‌بندی انقلابی و غیرانقلابی فراگیرتر شده است.

از یک سو دولت حسن روحانی در حوزه اقتصادی و برجام تحت فشار مخالفانش است و از سوی دیگر جناحی که در دایره انقلابی تعریف شده‌اند به دنبال معرفی کاندیدایی هستند که جای روحانی را در ریاست جمهوری دوره دوازدهم بگیرد.

عبدالرضا داوری، از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد به روزنامه آرمان گفته است: «دولت روحانی جهت‌گیری‌های انقلابی ندارد و این رویکردهای غیرانقلابی در سال ۹۵، فضای کشور را به شدت قطبی خواهد کرد».

دوقطبی که برخی اصولگرایان همانند اعضای جبهه پایداری، یک سر آن را هاشمی رفسنجانی و طرفداران او و ضلع دیگر را گروه‌های نزدیک و همراه ولایت فقیه ارزیابی می‌کنند.

آنچه که عمومی شده است، دوگانه انقلابی و غیرانقلابی است، اما نکته‌ای که جای ابهام دارد، پیدا کردن چهره‌ای است که ضمن داشتن ویژگی‌های مورد نظر گفتمان انقلابی و مورد تأیید بودن، از مقبولیت و پایگاه اجتماعی نیز برخوردار باشد. تلاشی که هنوز به سرانجام نرسیده است.

فرنوش امیرشاهی

—————————————————-
یادداشت‌ها بیانگر آرای نویسندگان خود هستند و نه بازتاب دیدگاهی از رادیو فردا.

No responses yet

Dec 30 2016

آیا ابراهیم رئیسی جانشین علی خامنه ای خواهد شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

ایران وایر: شراگیم زند

چیزی که در مراسم نه دی امسال جلب توجه بعضی اصحاب رسانه‌های ضد انقلاب را نمود چیزی بود که از آن به رونمایی زیرپوستی از رهبر بعدی انقلاب تعبیر شد… ظاهرا در مراسم بزرگداشت حماسه نهم دی امسال در حرکات و گفتار تولیت محترم آستان قدس رضوی مقادیر قابل ملاحظه ای کرشمه های رهبرمآبانه و بادی لنگوییج ولایت فقیهانه تشخیص داده شد و عکسهایی که خبرگزاریهای دلواپس از ایشان منتشر کردند عموما از زوایایی بود که آدم ناخودآگاه یاد آیت الله خامنه ای می‌افتاد… به همین دلیل بعضی ناظران احساس کردند که عده ای دارند بسترسازی و مقدمه چینی می‌کنند که زمینه برای رهبر شدن ایشان بعد از آیت الله خامنه ای فراهم شود… البته ما خودمان زیاد توی نخ ایشان نبودیم و ترجیح دادیم به جای رصد کردن ایشان در خلال مراسم حماسه نه دی، بنشینیم و کلیپ جدید “لیدی گاگا” را نگاه کنیم که هفته پیش بیرون داده است که البته مثل کارهای سابقش هم نبود و چنگی به دلمان نزد.
علی ایحال ندید میگویم که شخصا بسیار بعید می‌دانم که حجت الاسلام رئیسی بشود رهبر بعدی انقلاب اسلامی و البته برای این بعید دانستن دلایل متقنی دارم:
اول اینکه ایشان داماد آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد می‌باشند… یعنی اگر آیت الله علم الهدی با آن شکوه و شوکت، گزینه ای برای رهبری نباشد و بعد داماد حجت الاسلامش را بکنند رهبر انقلاب واقعا برای ایشان ضایعه به معنای واقعی کلمه است و احتمالا باعث می‌شود جناب علم الهدی از درون بشکنند و به شدت جریحه دار شوند… دلیل دوم این است که درست است جمهوری اسلامی کلاه شعبده ای دارد که در مواقع لازم حجت الاسلام را می‌کنند داخل آن و از داخلش آیت الله فوری و آماده بیرون می آورند، ولی یک بار موقع انتخاب حجت الاسلام خامنه ای حکومت از این شگرد و حرکت استفاده کرده است و برای رهبر بعدی هم چنانچه تصمیم گیرندگان نظام بخواهند باز همان حرکت را بزنند دیگر صدای همه آیت الله ها در می‌آید… حق هم دارند… اینهمه توی حوزه دود چراغ خورده اند و درس خوانده اند به امید چنین روزی… بعد یک حجت الاسلام از راه نرسیده بشود آیت الله و ولی فقیه؟ خداوکیلی درست نیست… دلیل سوم که ایشان رهبر بعدی جمهوری اسلامی نخواهند بود این است که اصولا ایشان هنوز یک سال نشده که تولیت آستان قدس رضوی را تحویل گرفته اند… فرمانروایی بر امپراطوری آستان قدس رضوی یعنی حکومت بر تقریبا کل ایران منهای دردسرها و مشکلات و حاشیه ها و چیزهای به دردنخورش…یعنی اون گُلِ کار… یعنی افتادن وسط ظرف عسل… همین الان به آیت الله خامنه ای بگویند ولایت فقیهی را تحویل بده برو به جای رئیسی تولیت آستان قدس رضوی بشو با کله می‌رود… گفته شده است واعظ طبسی از روزی که عزرائیل بعد از کلنجار فراوان و با پس گردنی موفق شد او را از تخت سلطنتش در آستان قدس رضوی جدا کند و با خود ببرد، هنوز که هنوز است هر از گاهی شبها به خواب ابراهیم رئیسی می‌آید و به او می‌گوید: ” من که راضی نیستم… کوفتت بشه الهی!”
دلیل آخر ما برای اینکه سید ابراهیم رئیسی گزینه مورد نظر تصمیم گیرندگان نظام برای رهبری در آینده نیست نام خانوادگی این بزرگوار است…در کشوری که بیش از چهل سال است رهبرانش “خمینی” و “خامنه ای” بوده اند، هیچ رقمه “رئیسی” نام خانوادگی برازنده ای برای یک رهبر نیست و هیچ شعاری را نمی‌شود با آن “ست” کرد که در دهان ولایتمداران ایرانی بعد از حدود چهل سال که شعارهای ولایتمدارانه شان را بر وزن “خمینی” و “خامنه ای” ساخته اند بچرخد.
واقعا تصورش هم سخت است اینکه روزی کسی بخواهد شعار بدهد “الله و اکبر… رئیسی رهبر” یا مثلا ” وای اگر رئیسی حکم جهادم دهد…”
این بزرگوار اگر واقعا برنامه ای برای رهبری می داشتند باید از مدتها پیش با مراجعه به ثبت احوال یک فامیل “خ” دار با وزن مناسب برای خود انتخاب می‌کردند که کم کم برای ولایتمداران نام خانوادگی جدیدشان جا بیفتد تا اگر روزی به مقام رهبری رسیدند ملت موقع شعار دادن گریپاچ نکنند.

No responses yet

Dec 23 2016

وقتی که مقام مزخرف رهبری زرد می‌کند: شلیک ضد‌هوایی‌های مستقر در مرکز تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: گزارش‌ها از شلیک ضد‌هوایی مستقر در اطراف مهمترین مراکز حکومتی جمهوری اسلامی در تهران حکایت دارد.

برخی رسانه‌ها گزارش کرده‌اند صبح روز جمعه (سوم دی) ضد‌هوایی‌های مستقر در اطراف بیت رهبری٬ مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی یک «پرنده مشکوک» در آسمان این منطقه را هدف قرار داده‌اند.

این پرنده سرنگون شده از خیابان کارگر به سمت جنوب تهران در حال فیلم‌برداری از مناطق ممنوعه بوده است.

گفته شده پرنده هوایی متعلق به یک گروه مستندساز بود که به صورت «سهوی و غیر عمد» به سمت منطقه غیرمجاز فیلمبرداری حرکت و مورد اصابت پدافند هوایی قرار گرفته است.

No responses yet

Dec 21 2016

نامه ۵۳ فعال مدنی و سیاسی به خامنه ای: پاسخگو باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ۵۳ تن از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی بویژه آن چند تنی شده اند که در اعتصاب غذا به سر می برند.

در این نامه آمده است که آرش صادقی و مرتضی مرادپورنزدیک به ۵۰ روز است که در اعتصاب غذا به سر می برند و نسبت به سلامتی آنان ابراز نگرانی کرده اند.

امضاکنندگان این نامه، خطاب به آقای خامنه ای او را مسئول و پاسخگو دانسته اند. ناصر اعتمادی، ‌نوشابه امیری، حسین باقرزاده، مهران براتی، احمد رافت، حسن شریعتمداری و مهرانگیز کار از امضا کنندگان این نامه اند.

این فعالان خطاب به رهبر ایران نوشته اند «آقای خامنه‌ای، دلیلی که این نامه را خطاب به شما می‌نویسیم، سیر پرونده‌های سیاسی است که با تایید و حمایت شخص شما صورت می‌گیرد، و شما بیش از هر مقام دیگری، مسئول مظالمی هستید که در دادگاه‌ها و زندان‌های کشور به مردم روا داشته می‌شود.»

فرهنگ قویمی در گفت وگو با مهرانگیز کار، حقوقدان و فعال حقوق بشری در آمریکا ابتدا در باره محور اصلی این نامه پرسیده است.

فایل صوتی گفت وگو

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .