اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Mar 12 2014

استمداد ریحانه جباری برای رهایی از اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سازمان مدارای جهانی: به گزارش “کمپین حق زندگی”، روز گذشته ریحانه جباری که محکوم به اعدام با طناب دار برای اتهام قتل عمد است متوجه می‌شود که ریاست قوه قضاییه با اجرایحکم قصاص وی موافقت کرده است و با توجه به این‌که این پرونده در حال حاضر در اجرای احکام است امکان دارد که هر لحظه ریحانه جباری اعدام شود.

در سال‌های گذشته موضوع گذشت از اعدام و مدارا نسبت به مجرمین بازتاب بسیار شایسته و مناسبی در جامعه داشته است به گونه‌ای که اگر گذشت و رضایتی اعلام می شد مردم بسیار راضی‌تر از آن بودند که فردی اعدام شود چرا که جامعه به این سوی رفته است که انتقام و عدم رضایت مجرم نه تنها تسکین بخش نیست بلکه زیان‌های جبران ناپذیری هم دارد.

در حال حاضر نوبت به دختری به نام ریحانه جباری رسیده است. تاکنون افراد بسیاری به خانواده مقتول مراجعه نموده و از این خانواده خواسته‌اند که برای رضای خدا رضایت دهند اما هنوز موفق به اخذ رضایت نشده‌اند.

ریحانه جباری از سال ۱۳۸۶ به اتهام قتل مرحوم سربندی در زندان است وی اتهام قتل عمد را در ابتدا پذیرفته است ولی اعلام نموده بود که به دلیل دفاع از خودم مرتکب قتل شده است. اما گویا این پرونده زوایای پیچیده دیگری هم دارد که هنوز مشخص نیست. در سال‌های گذشته در خصوص این پرونده در سایت‌های مختلف مطالبی نوشته شده است که در یکی از این مطالب وکیل پیشین وی دلایل دفاع مشروع و شرایطی که ریجانه در آن قرار داشته است شرح داده می‌شود که در زیر عین متن منتشر شده به نظر گرامی‌تان می‌رسد. همچنین سازمان مدارای جهانی از مسولین قوه قضاییه درخواست می‌نماید تا تدابیری اتحاذ نمایند که این دختر جوان اعدام نشود. در صورتی که افرادی می‌توانند در این پرونده به این دختر جوان یاری نمایند و با خانواده مقتول ارتباط برقرار کنند درخواست می‌شود تا پیام خود را به ایمیل زیر بفرستند.

Info‪@universaltolerance‪.org

***

ریحانه جباری دختری است که چون در مقابل خواسته مردی که پیش‌تر کارمند وزارت اطلاعات بود مبنی بر برقراری ارتباط جنسی تن نداد. در مقابل عدم تمکین خود و دفاع از شرافت و ناموس خود با یک ضربه چاقو از پشت مرد را به قتل می‌رساند. این قتل کاملن ناخواسته بوده و ضربه‌ای که وارد گردید بر قسمت حساس بدن مقتول نبوده است. پس از این‌که شعبه 74 کیفری استان به ریاست قاضی تردست حکم به قصاص ریحانه را صادر کرد با اعتراض به دادنامه صادره شعبه 27 دیوان‌عالی کشور که بسیاری از پرونده‌های کیفری را تایید می‌نماید، ابرام و تایید شد. حال این دختر بی‌گناه در آستانه اعدام قرار دارد. دلایل اثبات دفاع مشروع و بی‌گناهی ریحانه و نیز شرح ماجرا در زیر به نظر گرامی‌تان می‌رسد.

الف – ادله اثبات دفاع مشروع

تمامی تحقیقات انجام شده در پرونده ریحانه با سوء نیت و اینکه مقتول از مامورین وزارت اطلاعات بود که از کار برکنار شده بود از جمله تحقیقات مقدماتی، بازجویی‌ها و… همه و همه، بر افعال ریحانه تمرکز دارد؛ این‌که ریحانه چه کرده، چه انگیزه‌ای داشته، با چه کسانی رابطه داشته و…. در نگاه اول این موضوع برای یک پرونده قتل بدیهی به‌نظر می‌رسد. اما وقتی می‌بینیم چگونه برخی واقعیات غیرقابل انکار کنار گذاشته می‌شوند، در مورد برخی از مسائل ضروری هیچ‌گونه تحقیقی به عمل نمی‌آید و برخی از شواهد به‌دست آمده که می‌توانسته به نفع ریحانه باشد نادیده گرفته می‌شوند، به این نتیجه می‌رسیم که این پرونده یک غایب بزرگ دارد: “مقتول”.

در واقع هر آنچه مربوط به مقتول بوده و منتهی به قتل شده، از جمله اعمال شخص مقتول ارتباطات وی، حتا اطلاعاتی که می‌توانسته از گوشی موبایل دوم مقتول به دست بیاید و در پرونده موثر باشد، همه و همه مسکوت باقی مانده‌اند.

الف: نحوه آشنایی ریحانه با مقتول

بنا به اظهارات ریحانه، پس از این‌که در یکی از روزهای اواخر فروردین 86، وی از مغازه “بستنی ناصر” بیرون می‌آمده، مقتول چندین بار با اتومبیل تویوتای کمری مشکی خود جلو پای وی ترمز می‌زند. تا این‌که ریحانه با اصرار سوار اتومبیل می‌شود. تا پیش از این عمل، هیچ‌گونه آشنایی بین ریحانه و مقتول وجود نداشته است و دلیل معارضی که اظهارات ریحانه در مورد نحوه آشنایی با مقتول را زیر سئوال ببرد نیز وجود ندارد. در واقع این مقتول بوده که برای آشنایی با دختر جوانی که همسن دختر خود بوده پیش‌قدم شده است، شماره تلفن خود را به او داده و از او شماره تلفن گرفته است. اگر به قول بازپرس محترم، در کیفرخواست “متهمه با برقراری دوستی با فرد اجنبی خود را در موقعیت خطر قرار داده است”، همین استدلال در مورد مقتول نیز صادق است زیر وی نیز با برقراری دوستی با دختری که می‌توانسته جای دخترش باشد، علاوه بر این‌که کاملا خلاف شئون شخصی و حرفه‌ای خود عمل کرده، مخاطرات فراوانی را نیز متوجه حیثیت فردی و زندگی خانوادگی خود ساخته است.

اگر ریحانه، دختر جوان و بی‌تجربه و جاه‌طلبی بوده که با دیدن ظواهر زندگی مقتول و وعده او نسبت به فراهم آوردن امکاناتی مانند چاپ‌خانه، اتومبیل گران‌قیمت، آپارتمان مسکونی و نیز ایجاد این ذهنیت که مقتول، فرد ذی‌نفوذی است و با دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ارتباط دارد و در جامعه‌ای که روابط بر ضوابط حکم‌فرماست، می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند، می‌توانسته به سادگی اغفال شود، انگیزه مقتول از پیش‌قدم شدن در ارتباط با دختر جوانی که هیچ یک از ویژگی های مذکور را نداشته چه بوده است؟ این سئوالی است که بازپرس محترم هیچ‌گاه نخواسته‌اند به دنبال پاسخ آن باشند.

ب: شواهدی که قصد مقتول برای تجاوز را آشکار می‌کند

براساس شواهد و اسناد مضبوط در پرونده، کلیه اعمال مقتول در روز وقوع قتل، حاکی از قصد ایشان برای برقراری رابطه جنسی با ریحانه دارد؛ در ادامه این شواهد را مرور می‌کنیم:

1. شهادت آقای شاهرخ ش و سایر کارکنان شرکت تیراژه، و نیز پرینت اس ام اسی که از موبایل مقتول به موبایل ریحانه زده شده که “سلام من کوچه درفش هستم، پلاک 52؟” که نشانی شرکت تیراژه است نشان می‌دهد مقتول شخصن و با اتومبیل خود به دنبال ریحانه رفته و وی را از درب شرکت محل کار خود سوار، و به محل وقوع قتل برده است. این در حالی است که فاصله میان شرکتی که ریحانه در آن‌جا مشغول به کار بوده، واقع در خیابان مفتح و محل وقوع قتل، واقع در خیابان میرعماد بسیار کم بوده است. بنابراین، باز هم این مقتول است که به دنبال ریحانه آمده و او را سوار اتومبیل شخصی خود کرده است؟!..

2. در حالی که همه شواهد حاکی از آن است که از نظر ریحانه، ارتباط وی با مقتول یک رابطه کاملن کاری بوده است، از سوی دیگر، مقتول ریحانه را با خود به آپارتمان مسکونی عمه خود که در زمان وقوع قتل خالی از سکنه بوده است می برد. در این جاست که باید از بازپرس و معاون محترم دادستان پرسید اگر اقامه نماز از سوی مقتول در محل وقوع قتل، پای بندی وی به واجبات را اثبات می‌کند، چگونه شخصی چنین مقید به انجام واجبات، علی‌رغم همه آموزه‌های دینی، خود را در موقعیتی تنها با یک دختر نامحرم قرار می‌دهد؟ این در حالی است که لحن و ادبیات به کار رفته در اس ام اسی که دو ساعت قبل از قتل، از طرف ریحانه برای مقتول فرستاده می‌شود با این مضمون که “منتظر باشم آقای دکتر؟” کاملن نشان می‌دهد که برای ریحانه، این رابطه کاملن رسمی و کاری بوده است و نه حتی دوستانه. هم‌چنین ریحانه در بازسازی صحنه جرم کاملن بر موقعیت اتاق‌های آپارتمان یاد شده و وضعیت آن‌ها اشراف داشته که نشان می‌دهد قصد ریحانه واقعن کاری و در چارچوب تغییر دکوراسیون آن مکان از مسکونی به مطب بوده است. در همین زمینه، یادآوری می‌شود برخلاف اظهارات آقای شاهرخ – که به نظر می‌رسد در وضعیت خاص و برای خلاصی از اتهامات وارده عنوان شده است- بروشور شرکت تیراژه که در آن صریحن طراحی دکوراسیون داخلی، به عنوان یکی از خدمات این شرکت درج شده است، به عنوان مدرک جهت درج در پرونده تقدیم شده است.

3. مقتول در سر راه خود به آپارتمان یاد شده توقف می‌کند و از داروخانه واقع در خیابان مفتح مقداری وسایل می خرد که در دو کیسه نارنجی بوده است. بعدها در بازرسی صحنه جرم مشخص می‌شود که در میان وسایل خریداری شده، یک بسته کاندوم بوده که کاملن مشخص است چه استفاده‌ای داشته است. بازپرس محترم برخلاف همه اصول منطق، اخلاق و حقوق، چون نمی‌توانسته وجود یک بسته کاندوم در صحنه جرم را نادیده بگیرد، به فرضیه بافی و حدس و گمان متوسل می‌شود و می‌نویسد: “شاید خود متهمه کاندوم‌های مکشوفه در محل وقوع جرم را جهت انحراف ذهن مقامات رسیدگی کننده در محل قرار داده باشد.”! در حالی که به سادگی می‌توانست از داروخانه محل نسبت به اجناس خریداری شده توسط مقتول تحقیق به عمل بیاورد. اگر اقدامات ریحانه تا این حد برنامه ریزی شده بود، چرا فی‌المثل به گونه‌ای برنامه ریزی نکرد که آلت قتاله به سادگی توسط ماموران یافت نشود؟ شماره تلفن و پیام‌های خود را از روی موبایل مقتول حذف نکرد؟ و…

4. براساس گزارش پزشکی قانونی، در یکی از دو لیوان آبمیوه‌ای که روی میز محل وقوع قتل کشف شده است، داروی دیفنوکسیلات وجود داشته است. این دارو از ترکیبات مرفین و خواب آور است و بسته به میزان آن، عوارضی چون سرگیجه، بی‌حسی و خواب آلودگی دارد. افراد معتاد از آن برای رفع علائم ترک استفاده می‌کنند. بدیهی است که این دارو توسط مقتول به آبمیوه‌ای که قرار بوده ریحانه بخورد اضافه شده است و فراموش نکنیم که مقتول پزشک بوده و به خوبی عوارض داروها و کاربردهای آن‌ها را می‌شناخته است. بنابراین باید پرسید: قصد مقتول از این‌که ریحانه خواب آلوده، گیج و بی‌حس شود چه بوده است؟

5. بنا به‌اظهارات ریحانه، مقتول پس از ریختن آبمیوه، روی کاناپه‌ای که در آپارتمان بوده، ملافه‌ای پهن می‌کند. این اظهار که کاملن با عکس‌های صحنه قتل، مضبوط در پرونده تطابق دارد نیز نشانه‌ای از قصد قبلی مقتول برای برقراری ارتباط جنسی است. لابد این ملحفه نیز توسط ریحانه جهت به انحراف کشاندن ذهن مرجع قضایی، پهن شده است؟!

ج: شرایطی که ریحانه در آن قرار داشته است

1. شواهد حاکی از آن است که در زمان وقوع قتل، و پیش از آن، مقتول و ریحانه در آن آپارتمان تنها بوده‌اند. وجود تنها دو لیوان شربت این مساله را تایید می‌کند، ضمن اینکه هیچ دلیلی بر حضور یک نفر سوم در زمان وقوع قتل در صحنه جرم به دست نیامده است. در چنین شرایطی، ریحانه که از ابتدا با دیدن مسکونی بودن محل، دچار شک و تردید شده بود، با طرح درخواست برداشتن روسری از سوی مقتول، بیشتر نسبت به انگیزه واقعی وی دچار تردید می‌شود. بنابراین، وقتی که مقتول پس از پایان نماز دو رکعتی‌اش، در آپارتمان را می‌بندد و دست‌های‌اش را به حالت بغل کردن دور بدن ریحانه حلقه می‌کند، با توجه به جثه درشت و قوی هیکل بودن مقتول و گفتن جمله‌ای با این مضمون که هیچ راه فراری نداری و اینکه گویا به یک‌باره صورت و ظاهر مقتول برای ریحانه طور دیگری شده است، ریحانه به واقع احساس می‌کند که راه خلاصی برای‌اش وجود ندارد؛ یا باید به این رابطه ناخواسته تن در دهد و یا این‌که به هر شکلی شده از ناموس خود دفاع کند. در تبیین عدم تمایل ریحانه به برقراری رابطه با مقتول، تنها به یک نکته اشاره می‌کنم که در پرونده تایید شده است و آن این‌که اگر چنین تمایلی وجود داشت، ریحانه به درخواست مقتول مبنی بر درآوردن روسری پاسخ مثبت داده بود و روسری وی در اثر جهیدن خون در زمان وارد کردن ضربه خونی نمی‌شد. در حالی که گزارش پزشکی قانونی وجود لکه‌های خون مقتول را روی روسری ریحانه تایید می‌کند. شاید لازم باشد در این‌جا نسبت به این اصل بدیهی متذکر شویم که حتی اگر زنی با مرد دیگری به طور نامشروع، اما خودخواسته هم ارتباط داشته باشد دلیل نمی‌شود که هر مردی، با سوء استفاده از موقعیت شغلی و طبقاتی و نیز با دادن وعده‌های خلاف واقع و به بهانه انجام کار، او را به مکانی خلوت کشانده و حق برقراری رابطه جنسی را خلاف تمایل او داشته باشد. اعتقاد ریحانه به اطلاعاتی بودن مقتول نیز دلیل دیگری بود که ترس و وحشت در وجود ریحانه را چند برابر می‌کرد. در آن شرایط، ریحانه از چند ثانیه‌ای که مقتول به او پشت می‌کند و به طرف میز می‌رود استفاده کرده و تنها یک ضربه به کتف راست وی وارد می‌آورد به امید اینکه از وضعیت بحرانی که در آن داشته خلاص شود.

2. در خصوص وجود چاقو در کیف ریحانه که بازپرس محترم از آن به عنوان اماره‌ای مبنی بر قصد ارتکاب قتل یاد کرده‌اند، یک نکته در این بخش لازم به ذکر است و آن این‌که صرف‌نظر از اظهارات ریحانه مبنی بر این‌که مقتول و شیخی چندین بار از او خواسته بودند یک وسیله دفاع تهیه کند و حتی در روز وقوع قتل، ریحانه در هنگامی Reyhanehکه با مقتول در اتومبیل بودند، به وی گفته که وسیله دفاعی را که گفته بودید، خریده‌ام، در حال حاضر شرایط جامعه به گونه‌ای است که اگر نگوییم همه، اکثریت زنانی که در بیرون از خانه فعالیت می‌کنند، ناگزیرند برای دفاع از خود در شرایط بحرانی، از پیش تمهیداتی بیاندیشند. گذاشتن چاقو در کیف برای دفاع از خود در شرایط بحرانی، تمهید پیش‌گیرانه‌ای است که نه تنها ریحانه بلکه بسیاری از زنان دیگر نیز به آن دست می‌یازند و تقصیر عواقب ناخوشایند استفاده از آن را نه به پای زنان بلکه باید به پای قوای انتظامی و امنیتی جامعه نوشت که از فراهم آوردن شرایط امن برای حضور اجتماعی زنان عاجز بوده‌اند.

د: تطبیق موضوع با قوانین مربوط به دفاع مشروع

1. ماده 61 قانون مجازات اسلامی، دفاع در برابر “تجاوز فعلی” یا “خطر قریب الوقوع” را در صورت متناسب بودن با تجاوز و خطر، بیش از حد لازم نبودن و عدم امکان توسل به قوای دولتی، مشروع می‌داند. مرور شرایطی که در بالا مفصل ذکر شد نشان می‌دهد که یک، تجاوز، در حال فعلیت بوده است. فراهم آوردن شرایط، از جمله خانه خلوت، کاندوم، ملافه روی کاناپه، درخواست برای درآوردن روسری، بستن در، بغل کردن ریحانه و گفتن این‌که راه خلاصی نداری، همه نشان دهنده این است که در صورت عدم دفاع، تجاوز فعلیت می‌یافته است. از سوی دیگر وارد آوردن تنها یک ضربه، آن هم به کتف راست، نقطه‌ای که علی‌القاعده ( در صورتی که مقتول پس از ورود ضربه تا این حد فعالیت جسمی که باعث خون‌ریزی شدید شده است نمی‌نمود) منجر به قتل نمی‌شد نشان از این می‌دهد که عمل انجام شده بیش از حد لازم نبوده و کاملن با تجاوز و خطر تناسب داشته است. از سوی دیگر، شرایط به گونه‌ای نبوده که موکل بتواند قوای دولتی و انتظامی را فراخواند. همه این وقایع در مدتی بسیار کوتاه، حدود یک ربع اتفاق افتاده است. به شهادت پرینت اس ام اس‌ها، در ساعت 17 و 50 دقیقه، موکل هنوز در شرکت حضور داشته است. حدود ساعت 6، سوار ماشین مقتول می‌شود و با احتساب زمان خرید از داروخانه، حدود ساعت 6 و ربع، موکل و مقتول به آپارتمان می‌رسند. بنا به گزارش بازپرس کشیک، براساس زمان تماس همسایه‌ها با پلیس 110، قتل باید حدود ساعت 6 و 30 دقیقه اتفاق افتاده باشد. بنابراین در چنین زمان کوتاهی توسل به قوای دولتی اساسن ممکن نبوده است و حتی بر فرض محال هم که ریحانه می‌توانست به قوای دولتی متوسل شود، با توجه به ذهنیت وی نسبت به اطلاعاتی و ذی‌نفوذ بودن مقتول، که البته براساس نتیجه استعلام از وزارت اطلاعات، مضبوط در پرونده، چندان هم نادرست نبوده است، ریحانه نمی‌توانست امیدی به نتیجه بخش بودن درخواست کمک از نیروهای انتظامی نیز داشته باشد. با وجود تاکید بازپرس پرونده در بازجویی‌ها و هم‌چنین در کیفرخواست صادره مبنی بر این‌که ریحانه می‌توانسته فرار کند یا همسایگان را خبردار نماید، اولن همانطور که گفته شد جریان وقایع به حدی سریع پیش رفته که ریحانه امکان انجام هیچ یک از این کارها را نداشته است و به‌محض شروع هر یک از آن‌ها مثلن فریاد زدن، یا رفتن به سمت در و باز کردن قفل آن، با ممانعت مقتول مواجه می‌شده که با توجه به قدرت جسمانی زیاد و جثه قوی وی، ممکن بود حتی خطری جانی برای وی فراهم کند. کما اینکه پس از وقوع قتل و خروج مقتول از آپارتمان هم موکله نتوانسته به راحتی درب را باز کند و فرار کند؛ وجود آثار ضربه چاقوی خون آلود در بالای دستگیره درب آپارتمان حاکی از تلاش ریحانه برای بازکردن در است. ثانیا ماده قانونی مذکور هیچ ذکری از این‌که اگر کسی که در خطر وقوع تجاوز قرار گرفته بتواند فرار کند یا به همسایگان متوسل شود، دفاع وی مشروع نخواهد بود به عمل نیاورده و بازپرس محترم، برخلاف اصل تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم، با استدلالی خلاف قانون کیفرخواست خود را تنظیم کرده‌اند.

2. رد اظهارات ریحانه مبنی بر این‌که در مقام دفاع از ناموس خود ضربه را وارد نموده است در حالی صورت می‌گیرد که ریحانه از همان ابتدا و در تمامی جلسات بازجویی و بازپرسی، بر دفاع از ناموس به‌عنوان دلیل وارد آوردن ضربه تاکید کرده است. از سوی دیگر، اقرار ریحانه مبنی بر مباشرت در وارد آوردن ضربه یاد شده از طرف بازپرس محترم به عنوان مهم‌ترین دلیل وقوع جرم شناخته شده است. این در حالی است که از نظر حقوقی، “اقرار” غیر قابل تجزیه است و نمی‌توان بخشی از اقرار را معتبر دانست و بخشی دیگر از آن را رد کرد. ریحانه در تمامی مراحل تحقیقات اولیه گفته است : برای دفاع از خود مرتکب قتل شده‌ام. بنابراین، دفاع، جزیی از اقرار به قتل بوده است که متاسفانه معاون دادستان با تجزیه اقرار موکله، ارتکاب قتل را به عنوان دلیل پذیرفته و بخش مربوط به ماهیت آن را که همان دفاع مشروع بوده، نادیده گرفته است.

دلایل اثبات عمدی نبودن قتل ارتکابی توسط موکله

موضوعی که در کنار ادعای قانونی و به حق موکله مبنی بر دفاع مشروع، محل تامل است نحوه برخورد دادسرا در رابطه با تحقیقات انجام شده و تصمیم نهایی معاون دادستان می‌باشد. ریحانه در تمام مراحل دادرسی، واقعیت را – هر چند به مرور زمان و پراکنده – به افسر و بازپرس پرونده، بیان نموده است و می‌توان به راحتی از لابه لای اوراق پرونده انگیزه وی را هویدا نمود، ریحانه چه انگیزه‌ای می‌تواند در ارتکاب جرم داشته باشد جزء آن‌که از خود دفاع کرده باشد؟ در این پرونده، موضوعی که جای هیچ گونه ابهام و شبهه‌ای وجود ندارد؛ دفاع مشروع است. دفاعی که قانون‌گذار به هر کسی اعطاء نموده تا در مواجه با خطر از این ابزار قانونی استفاده کند. بنابراین در اینکه ریحانه از خود دفاع نموده تا مورد تعرض و تجاوز مقتول قرار نگیرد بنا به آن‌چه که مرقوم گردید جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست و اما چرا بازپرس رسیدگی کننده به پرونده در قرار مجرمیت صادره و در کیفرخواست تنظیمی، به بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی متوسل شده است؟ چه دلیل محکمه پسندی بر این ادعا وجود دارد که ریحانه با قصد و نیت قبلی مرتکب قتل به صورت عمد گردیده است؟ آیا به صرف تهیه چاقو می‌توان به نیت افرادی که مرتکب قتل می‌شوند پی‌برد؟

بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: « مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخصی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعن کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.» قتل در این مورد عمد است. همان‌گونه که مستحضرید ماده مذکور مصادیق قتل عمد را ذکر نموده ولی تعریفی از قتل عمد نکرده است. ولی می‌توان از کلمه قتل عمد این استنباط را نمود که اگر فردی عمدن و بدون مجوز قانونی و شرعی روح دیگری را از بدن خارج سازد مرتکب قتل عمد شده است در بندهای ب وج نیز نوع دیگری از مصادیق قتل عمد ذکر شده است. بند ب ماده 206 مواردی را که قاتل عمدن کاری را انجام دهد که نوعن کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد عمدی تلقی نموده و در بند ج مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعن کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آن‌ها نوعن کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد را از مصادیق قتل عمد می‌داند.

ملاحظه می‌فرمایید که قاتل یا می‌بایست عمد و سوء نیت قبلی بر قتل داشته باشد یا عملی را عمدن انجام دهد که نوعن کشنده باشد حتی قصد قتل نداشته باشد یا نسبت به طرف نوعن کشنده باشد.

در مانحن فیه هیچ کدام از بندهای فوق‌الذکر را نمی‌توان به عمل ریحانه منتسب نمود ولی بازپرس رسیدگی کننده به پرونده برای آن‌که قتل عمد را به هر نحو ممکن به ریحانه منتسبت کند و دفاع مشروع را غیر قابل استماع تلقی نماید چاره را استفاده از بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی می داند؛ و کیفرخواست را به گونه ای تنظیم می‌نماید تا وانمود کند ریحانه قصد قبلی بر قتل عمد دارد چرا؟ چون نمی‌خواهد ادعای دفاع مشروع را از موکله بپذیرد و نمی‌تواند بند ب ماده 206 را مشمول حال ریحانه نماید چون عملی که وی انجام داده است هر چند برای دفاع از خود بوده، و عمدی در کار نداشته نوعن کشنده نیست. مقتول در شرایطی که ضربه چاقو به سمت راست بدنش اصابت کرده، مدت‌های طولانی در جنب و جوش بوده و آن‌چه باعث فوت وی می‌گردد خونریزی ناشی از ضربه چاقوست، نه عملی که نوعن کشنده نیست.

بازپرس شاملو به خوبی می‌دانسته که نمی‌تواند از این مقرر قانونی نیز استفاده کند بنابراین بند الف ماده 206 را انتخاب می‌نماید که در این زمینه در دفاع از حقوق ریحانه مراتب ذیل را به نظر قضات معظم می‌رسانم:

1- لازمه استناد به این بند قانونی، اثبات قصد قتل از سوی ریحانه است و در این صورت نوعن کشنده بودن و نبودن عمل ارتکابی تاثیری در عمدی بودن قتل نخواهد داشت؛ چنانچه ریحانه قصد قتل داشت بدیهی و ضروری بود تا با ضربات متعدد چاقو به مقتول، وی را از پای بیاندازد! در حالیکه ریحانه صرفن یک ضربه چاقو به بدن مقتول وارد آورده است و همه می‌دانیم که در پرونده‌های مربوط به قتل، اگر شخصی قصد قتل دیگری را داشته باشد، نتیجه مجرمانه که سلب حیات دیگری است را نیز خود در نظر خواهد داشت به همین جهت با ضربات مکرر چاقو شخص مورد نظر خود را از پای می‌اندازد؛ چنانکه ریحانه قصد قتل مرحوم را داشت ضربه چاقو را به نقطه حساس بدن مرحوم وارد می‌نمود. ریحانه به هیچ عنوان قصد قتل نداشته و به همین جهت صرفن خواسته بود تا مرحوم را زخمی کند تا ایشان از افکاری که در سر داشت دست بردارد و از تعرض به وی منصرف شود به همین جهت ضربه چاقو را به سمت راست بدن مقتول وارد می‌کند که با قلب فاصله دارد؛ مطمئنن اگر ریحانه قصد قتل داشت به راحتی می‌توانست همان ضربه را به قلب مقتول وارد کرده و بی آن‌که اجازه خروج مرحوم را به بیرون از آپارتمان دهد متواری گردد.

2- ما نمی‌توانیم خرید یک عدد چاقو را دلیل بر قصد قتل دیگری قلمداد کنیم اگر چنین باشد تمام قتل‌هایی که با چاقو انجام می‌پذیرد عمدی بوده و بند الف ماده 206 به آن صدق می‌کند در حالی که اکثر قریب به اتفاق قتل‌هایی که با چاقو و آن‌هم با یک ضربه به وقوع می‌پیوندد اگر در نقطه حساس بدن وارد گردد و متهم منکر عمدی بودن قتل باشد؛ بند ب ماده 206 مورد استناد قرار داده می‌شود. بنابراین ادعای معاون دادستان مبنی بر این‌که چون ریحانه از قبل چاقو تهیه نموده بنابراین قصد قتل را داشته است ادعایی بی‌اساس و غیر قابل توجیه است.

3- ریحانه هیچ‌گونه سابقه کیفری ندارد او جوانی است بی‌تجربه و به دنبال به‌دست آوردن زندگی مرفع با موقعییت شغلی مناسب بوده است تا این‌که دست تقدیر ریحانه را با مرحوم آشنا می‌کند. ریحانه در محل کار خود تنها یک‌صد و پنجاه هزار تومان حقوق دریافت می‌کرده و از صبح تا بعدازظهر مشغول به‌کار بوده است برخورد مقتول به عنوان شخصی موجه، پول‌دار، با تجربه و با شخصیتی جدای از دیگران، برای ریحنه جالب توجه بوده است به همین جهت به‌راحتی توسط متوفی اغفال می‌شود و در نهایت ریحانه را به آپارتمانی که خالی از سکنه بوده کشانده و با قصد تعرض به وی، مقدمات دفاع موکله را فراهم می‌کند حال اگر ریحانه قصد قتل داشت می‌توانست راهی را انتخاب یا نقشه‌ای طراحی کند که خود را به‌راحتی در اختیار قانون نگذارد. او لازم نبود چاقوی خونی و پوشش آن را، با خود به منزل ببرد چرا که می‌توانست به‌راحتی در یکی از جوی‌های خیابان انداخته و آثاری از خود به‌جای نگذارد. هیچ کس ریحانه را در آپارتمان با مرحوم ندیده است بنا براین می‌توانست از همان ابتدای امر منکر قتل عمد شود؟ ریحانه در همان ابتدای امر زمانی‌که با بازپرس شاملو تلفنی صحبت می‌نماید شروع به گریه و زاری می‌کند در حالی که اگر عمدی در عمل ارتکابی خود داشت مقدمات رهایی از مسئولیت کیفری را نیز مهیا می‌کرد.

4- علی‌الاصول کسی که قصد قتل یا عمد در انجام عمل مجرمانه قتل داشته باشد دارای انگیزه‌ای قوی در توجیه عمل ارتکابی خود است انگیزه‌ای همچون سرقت، کینه و دشمنی شدیدی که قابل تحمل نباشد و یا دفاع مشروع را می‌توان توجیه کننده عمل ارتکابی قتل به حساب آورد در این پرونده با آن‌که مرحوم از لحاظ مالی در حد بالایی قرار داشت به گونه‌ای که تنها در کت وی مبلغی بیش از چهار میلیون وجه نقد بوده است و دارای اسناد و مدارک مالکیت یا خودروی گران‌قیمت بوده، هیچ‌کدام به سرقت نرفته و از لحاظ دادسرای امور جنایی، انگیزه ارتکاب جرم در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است در صورتی‌که دفاع مشروع تنها انگیزه ریحانه در وارد آوردن یک ضربه چاقو به قسمت راست بدن مرحوم بوده است ولی چرا و با چه استدلالی این انگیزه مورد قبول واقع نمی‌شود خدا می‌داند و بس!

5- واقعن چرا معاون محترم دادستان اظهارات ریحانه را پیرامون دفاع مشروع غیر قابل استماع تصور می‌نماید و کیفرخواست را به گونه‌ای تنظیم می‌کند تا ریحانه نتواند آن طور که باید و شاید از خود دفاع کند. درست است که دادستان در جایگاه مدعی‌العموم قرار دارد ولی این اختیار نباید صرفن یک طرفه و بدون توجه به واقعات مسلم موجود در پرونده باشد. وقتی بازپرس پرونده پرینت اس ام اس تلفن همراه ریحانه را اخذ می‌کند به یک باره به سراغ اس ام اسی می‌رود که ریحانه به آقای آخوندی ارسال و در آن ذکری از ” امشب می‌کشم‌ا‌ش” به‌میان می‌آورد. و این تصور برای بازپرس ایجاد می‌گردد که منظور قتل مرحوم سربندی بوده است و پس از این‌که تحقیقات را در این خصوص تکمیل می‌کند متوجه بی‌ربط بودن اس ام اس یاد شده، به قتل می‌نماید. ریحانه که مدت‌های طولانی در انفرادی بسر می‌برده، علت فرستادن اس ام اس را درگیری با پدر خود عنوان کرده و منظور پدرش بوده است آقای آخوندی نیز از همین عبارت استفاده می‌کند. درحالی‌‌که هیچ‌گونه تبانی قبلی به دلیل محبوس بودن ریحانه در انفرادی وجود نداشته است. ولی با این وجود باز هم معاون محترم دادستان بر فرضیه خود باقی مانده و کیفرخواست تنظیمی را بدون دلیل محکمه پسندی تنظیم و از قضات دادگاه می‌خواهد که ریحانه را به قصاص نفس محکوم نمایند.

اینجانبان یقین داریم که در این بین دست‌هایی وجود دارد که اجازه پذیرش ادعای ریحانه را مبنی بر دفاع مشروع تا به‌حال نداده است. به چه دلیل ریحانه حدود 56 روز در انفرادی و تحت شکنجه روحی و روانی قرار می‌گیرد. متاسفانه بازپرس پرونده چون ناتوان از دستگیری دوست و یار مقتول بوده، حساسیت خود را بر روی موکله بار نموده است.

ریحانه خالصانه قتل را به گردن گرفت وانگیزه خود را دفاع مشروع اعلام نمود اگر واقعن قصد قتل داشت در مدت حبس در انفرادی، که تحمل این زجر و شکنجه بسیار دشوار و طاقت فرساست لب به سخن می‌گشود و چنان‌چه دوست و یار مرحوم به نام شیخی را می‌شناخت وی را معرفی می‌نمود. کدام انسان عاقلی خود را در منجلاب مرگ می‌اندازد تا شخصی که وی را اغفال کرده و هیچ شناختی از او ندارد را نجات دهد. ریحانه آقایان شیخی، زرقینی و مقتول را صرفن از روی اسم می‌شناخته و هیچ‌گونه آشنایی با آن‌ها و کارهای احتمالی خلاف قانون آن‌ها نداشته است و واقعن نمی‌دانسته که مرحوم در وزارت اطلاعات مشغول به کار بوده و منفک شده است.

حال ریحانه با تصمیم قطعی رییس قوه قضاییه در آستانه اعدام قرار دارد.

کمپین حق زندگی Info‪@universaltolerance‪.org

No responses yet

Mar 11 2014

معاون وزیر کار: در این محله تهران کودکان را می فروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: محمدتقی حسینی، قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی از «خرید و فروش» کودکان در یکی از محله های قدیمی تهران، بعنوان واقعیتی تلخ یاد کرده است. بگفته آقای حسینی، هر چند بیشتر این کودکان خرید و فروش شده شناسنامه ندارند، اما خرید و فروش کودکان دروازه غار حقیقت تلخی است که متاسفانه وجود دارد.

به گزارش ایرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، محمدتقی حسینی روز گذشته (یکشنبه) در هشتمین جلسه شورای هماهنگی مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک، تاکید کرده که “پدیده کودکان خیابانی یکی از معضلات امروز ما است و اگر بخواهیم چشمانمان را بر روی این معضل ببندیم یا رویمان را برگردانیم، باز هم جلوی چشمان ما ظاهر می شود.”

​​

آقای حسینی، تاریخ ظهور پدیده موسوم به «کار خیابانی» و رواج آن در ایران را دهه ۱۳۸۰ شمسی می داند، و کودکان درگیر این پدیده را در بخش های متمایزی دسته بندی می کند، گروه نخست که به محض تولد، به علت اعتیاد والدین، ازدواج نامشروع [آنها] یا ربوده شدن در زایشگاه فروخته می شوند، و از سه سالگی به خیابان می آیند. گروه دوم از حمایت خانواده هایشان برخوردارند اما این کودکان، بگفته قائم مقام وزارت تعاون جمهوری اسلامی:

“به علت فقر خانواده از شش سالگی تا چهارده سالگی در خیابان ظاهر می شوند که نمونه های بارز این گروه، در محله صالح آباد نزدیک بهشت زهرا دیده می شوند که بیشترشان گل فروشی می کنند.
” دسته سوم نوجوانانی هستند که یا در کودکی فروخته یا به دلایلی دیگر وارد خیابان شده اند و حتی به کارهایی مانند سرقت، کیف قاپی و غیره روی می آورند.”

جای رسمی برای خرید و فروش کودکان وجود ندارد، اما…

آقای حسینی درباره خرید و فروش کودکان در ایران یادآوری کرد: “اگر چه خرید و فروش کودکان رسمی نیست و جای رسمی برای خرید و فروش کودکان وجود ندارد، اما این خرید و فروش انجام می گیرد.”

قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی افزود: “این کودکان به دلیل فقر خانواده هایشان، در اختیار دیگران قرار می گیرند و این پدیده از بدو زایمان، به ویژه در معتادانی که به مواد مخدر خطرناک مانند شیشه معتاد هستند، وجود دارد و آنها حتی با مبلغ خیلی کم حاضر می شوند کودکانشان را بفروشند.”

آقای حسینی با این اشاره که بیشتر زنانی که کودکانشان را می فروشند، نمی دانند فرزندشان پس از فروش چه سرنوشتی پیدا می کند، تاکید کرد که “شاید عده انگشت شماری از این کودکان در خانواده ای معمولی بزرگ شوند.”

قائم مقام وزارت تعاون جمهوری اسلامی از واقعیتی بنام «تعرض جنسی» به این دسته از کودکان، بخصوص به دختر بچه ها، نیز ابراز ناخشنود و تاسف کرد:

” شماری از دختران نوجوان حتی بدون داشتن هیچ شناسنامه یا هویتی زندگی می کنند که مورد تعرض قرار می گیرند و به انواع بیماری های خطرناک مانند ایدز و هپاتیت مبتلا می شوند و برخی هم مواد مخدر می فروشند و اطلاعات درستی از این که فرزند چه کسی هستند ندارند، هرچند که شمارمحدودی از این افراد از افاغنه [شهروندان افغانستان] اند.”.

کنترل خرید و فروش کودکان در تهران، پایتخت ایران، بگفته آقای حسینی بسیار دشوار است چون “بافت جمعیتی دروازه غار ۲۵۰۰۰ نفر است که بافت گسترده ای است، و کنترل آن نیز مشکل”.

​​
برای دروازه غار از هارلم الگو بگیریم

قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی با اشاره ای مثبت به تحولی در آمریکا، که مسوولان جمهوری اسلامی معمولاٌ از آن پرهیز می کنند، از حل مشکل ناامنی در محله «هارلم» نیویورک نمونه آورد و گفت:

“منطقه «هارلم» در سال ۱۹۹۰ میلادی از خطرناک ترین منطقه های آمریکا بود و کسی جرات رفتن به آنجا را نداشت، ولی در سال ۲۰۱۰ میلادی، شهردار هارلم با استفاده از حمایت کارخانه های بزرگ و تولیدی ها، برای آنجا سرمایه گذاری و آنجا را ساماندهی کرد، طوری که هارلم امروز با هارلم آن روز بسیار متفاوت است.”

بگزارش «ایرنا»، قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی با ذکر این مثال خواهان ساماندهی این موضوع شد

No responses yet

Mar 10 2014

سبیل آقا رو شدیدا دود دادند!: حمله نمایندگان مجلس و وزارت خارجه به دیدار حقوق بشری اشتون

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: تعدادی از نمايندگان اصولگرای مجلس، يکی از فرماندهان نظامی و وزارت امور خارجه، از ديدار مسئول امور خارجی و سياست دفاعی اتحاديه اروپا با مادر ستار بهشتی و نرگس محمدی، به شدت انتقاد کرده‌اند.

مسعود جزايری، معاون ستادکل نيروهای مسلح به خبرگزاری فارس گفته که «ملاقات اشتون با برخی افراد معلوم‌الحال به منزله نقض قوانين ديپلماسی و مقدمه‌سازی برای دخالت‌های بعدی است که بايد جلوی آن گرفته شود.»

معاون ستادکل نيروهای مسلح خواستار آن شد تا «مسئولين مربوط مراقبت کنند که طرف‌های مذاکره کننده از محدوده‌های تعيين شده عبور نکنند» و افزوده که «بهتر است اشتون در فکر بر طرف کردن مشکلات حقوق زنان در اتحاديه اروپا باشد.»

کاترين اشتون، مسئول امور خارجی و سياست دفاعی اتحاديه اروپا که برای نخستين بار به منظور گفت‌وگو در مورد پرونده هسته‌ای، همکاری‌های ايران و اروپا و ديگر مسائل منطقه و بين‌المللی به تهران سفر کرده بود، روز شنبه ۱۷ اسفند که همزمان با روز جهانی زن بود، به ايران آمد و در سفارت اتريش با تعدادی از فعالان زن ايرانی ديدار کرد.

بر اساس گزارش‌ها اين ديدار در سفارت اتريش و ميان خانم اشتون با هفت نفر از فعالان زن برگزار شد که نرگس محمدی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که هم‌اکنون در مرخصی بيرون از زندان به سر می‌برد و گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نويسی که در زندان کشته شد، دو تن از شرکت کنندگان در آن بودند.

وزارت امور خارجه در واکنش به انتقادات نمايندگان مجلس و معاون ستادکل نيروهای مسلح از برگزاری اين ديدار گفته که به سفارت اتريش در تهران «تذکر رسمی» داده شده و افزوده که «برخی برنامه های غيررسمی و هماهنگ نشده» در جريان سفر کاترين اشتون، مبتنی بر «نگاه متاثر از برخوردهای گزينشی سياسی و دوگانه از مقوله مهم حقوق بشر» است.

به گزارش خبرگزاری‌های ايران، مرضيه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه، دوشنبه ۱۹ اسفند، گفته که «اينگونه اقدامات به افزايش سوءظن مردم کشورمان در قبال غرب منجر خواهد شد و به روابط ايران و اتحاديه اروپا کمکی نمی‌کند.»

خبرگزاری‌های فارس، و خانه ملت، ارگان رسمی مجلس نيز چندين مصاحبه از نمايندگان اصولگرای مجلس منتشر کرده‌اند که در آنها به شدت به مسئول امور خارجی و سياست دفاعی اتحاديه اروپا به علت ديدار با «محکومان فتنه» حمله شده است.

از جمله روح‌الله حسينيان، عضو کميسيون امنيت ملی مجلس که اين‌ ديدار را «مصداقی از دخالت اروپاييان در مسائل داخلی جمهوری اسلامی ايران» عنوان و «بر ضرورت جلوگيری از تکرار اين گونه ديدارها» تاکيد کرده است.

آقای حسينيان با هشدار نسبت به «تلاش غرب برای شبيه‌سازی تحولات اوکراين در ايران»، گفته است:‌ «در اوکراين،‌ غربی‌ها هر زمان که اراده می‌کردند با مخالفان ديدار می‌کردند،‌ در حالی که در شأن جمهوری اسلامی ايران نيست که مقامات غربی به اين راحتی با محکومان و فتنه‌گران ديدار کنند.»

روح‌الله حسينيان، وزارت امور خارجه را «مسئول پاسخ‌گويی به چرايی و چگونگی انجام اين ديدار» دانسته و افزوده است: «مسلماً اروپايی‌ها هنوز اين قدر گستاخ نشده‌اند که بدون هماهنگی‌های لازم دست به چنين اقدامات تحريک‌آميزی بزنند و قطعاً پيش از ديدار،‌ هماهنگی‌هايی انجام شده است.»

ابراهيم آقامحمدی، عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس نيز با بيان اينکه وزارت خارجه «بايد پاسخگوی ديدار اشتون با محکوم فتنه باشد»، از بررسی اين موضوع در اولين جلسه اين کميسيون خبر داده است.

احمد شوهانی، عضو ديگر کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی نيز گفته که «بی‌اطلاعی وزارت خارجه از اين اقدام اشتون عذر بدتر از گناه است» و افزوده که «حضور مسئول سياست خارجی اروپا در ايران بسيار مثبت است و بايد استقبال کرد، زيرا جمهوری اسلامی ايران هم خواهان گسترش روابط با اتحاديه اروپا است، اما اينکه اشتون گفته که من برای پيگيری مسائل حقوق بشر و گفت‌وگو دراين باره به ايران سفر کردم بيشتر برای خوش‌خدمتی به رژيم صهيونيستی و افراطيون است.»

اسماعيل کوثری، نماينده تهران هم گفته که «ديدار انجام شده از دو حالت خارج نيست يا هماهنگ شده بوده يا بدون هماهنگی انجام شده است. اگر هماهنگ شده باشد بايد بدانيم بر چه اساسی اين ديدارهماهنگ شده است و وزارتخانه و سازمان‌های مربوطه بايد پاسخگو باشند.»

چندين نماينده ديگر مجلس نيز سخنان مشابهی بر زبان آورده‌اند.

پيش از اين و در جريان سفر هيات پارلمانی اروپا به ايران در آذرماه گذشته و ديدار اعضای اين هيات با نسرين ستوده و جعفر پناهی، برندگان جايزه آزادی انديشه پارلمان اروپا در سفارت يونان، نمايندگان اصولگرای مجلس و وزارت امور خارجه واکنش تندی نشان داده بودند.

No responses yet

Mar 10 2014

کاترین اشتون با نرگس محمدی و گوهر عشقی دیدار کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: کاترین اشتون اولین سفر خود به تهران را با دیدار با نرگس محمدی از فعالان حقوق زن و گوهر عشقی مادر ستار بهشتی یکی از زندانیان کشته شده در اوین آغاز کرد.
خانم اشتون در تهران به خبرنگار بی بی سی جهانی گفت ما از ابتدا در طرح موضعمان در خصوص حقوق بشر در ایران خیلی صریح بوده ایم.

خانم اشتون که ۵ فعال زن دیگر را نیز در ابتدای سفر خود به تهران ملاقات کرده است به خبرنگار بی بی سی گفت برای من به طور خاص خیلی مهم بود که هم زمان با روز جهانی زن از این زنان بشنوم از نظر آنها چطور می توان شرایط را تغییر داد.

خانم اشتون همچنین در بیانیه ای که در پایان سفر خود به تهران منتشر کرده به دیدار خود با فعالان زن در ایران اشاره کرده و گفته است: “کسی نباید تعجب کند که در سفر من تمرکز زیادی بر موضوع حقوق بشر بود، با فعالان زن درباره شرایط زنان در ایران گفتگو کردم؛ فعالیت‌هایی که از روزنامه‌نگاری تا کمک به پناهندگان افغان، بخش‌های مختلف جامعه مدنی را در بر می‌گیرد.”

ستار بهشتی، کارگر ۲۳ ساله ای بود که به دلیل وبلاگ نویسی بازداشت شد و سپس در جریان بازداشت مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و جان داد.

خانم اشتون پیشتر نیز درباره وضعیت نرگس محمدی موضع گیری کرده بود.

در مهرماه ۱۳۹۰ هنگامی که نرگس محمدی ، نایب‌رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۱ سال زندان محکوم شد کاترین اشتون با صدور بیانیه‌ای ابراز نگرانی کرد و گفت “با توجه به وضعیت سلامتی خانم محمدی او در زندان به امکانات پزشکی لازم دسترسی نخواهد داشت. و حکم زندان علیه نرگس محمدی را نشانه دیگری از تعقیب غیرعادلانه کسانی دانست که شجاعانه و با قاطعیت برای دفاع از حقوق بشر در ایران برخاسته‌اند.”

حکم زندان خانم محمدی بعدها در دادگاه تجدید نظر به شش سال کاهش یافت و سرانجام حدود دو سال پیش به دلیل بیماری جدی با قرار وثیقه اجازه مرخصی و درمان خارج از زندان دریافت کرد.

No responses yet

Mar 10 2014

دادستان زاهدان: حکم اعدام متهمان ترور دادستان زابل صادر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دادستان عمومی و انقلاب زاهدان، از صدور حکم اعدام برای سه متهم ترور دادستان سابق زابل خبر داده است. گروه جيش‌العدل، پيش از اين مسئوليت اين ترور را بر عهده گرفته بود.

محمد مرزيه، دوشنبه ۱۹ اسفند، با بيان اين خبر به ايسنا گفته که «در حال حاضر پرونده مربوط به اين سه نفر به ديوان عالی کشور ارجاع شده است».

بر اساس قوانين ايران، احکام اعدام صادر شده توسط دادگاه‌ها بايد به تأييد ديوان عالی کشور برسند.

نخستين جلسه رسيدگی به اتهام‌های متهمان به ترور موسی نوری قلعه‌نو، دادستان سابق زابل، پنج اسفند ماه برگزار شد و نماينده مدعی‌العموم برای سه نفر که به گفته او «عضو اصلی تيم ترور» بودند، به اتهام «محاربه» تقاضای اعدام کرد.

رئيس کل دادگستری سيستان و بلوچستان، روز چهارشنبه ۱۵ آبان، گفت که دو نفر از داخل يک خودرو، اتوموبيل حامل دادستان شهر زابل را به رگبار بسته و او و راننده‌اش را به قتل رساندند.

جيش‌العدل، گروهی که می‌گويد در حمايت از اهل سنت ايران که توسط حکومت شيعه مذهب جمهوری اسلامی مورد سرکوب قرار می‌گيرند، با انتشار بيانيه‌ای در همان روز، مسئوليت اين ترور را بر عهده گرفت.

اين گروه در آن هنگام اعلام کرد که دادستان انقلاب و عمومی شهرستان زابل به تلافی اعدام ۱۶ زندانی در زاهدان، ترور شد.

پيش از آن و به دنبال کشته شدن ۱۴ مرزبان ايرانی در مرز سراوان در روز سوم آبان، که جيش‌العدل باز هم مسئوليت آن را بر عهده گرفته بود، مقام‌های قضايی زاهدان تنها چند ساعت بعد در اقدامی که مقابله به مثل خوانده شد، ۱۶ زندانی که حکم اعدام آنها صادر شده اما از اجرای حکم آنها خودداری شده بود را اعدام کرده بودند.

جيش‌العدل اعلام کرده با مردم ايران دشمنی ندارد اما به خاطر سرکوب و کشتار اهل سنت ايران به ويژه در منطقه سيستان و بلوچستان، به حکومت مرکزی اعلام جهاد کرده است.

در درگيری‌های ميان اين گروه و نيروهای امنيتی ايران در سال‌های اخير، ده‌ها نفر از دو طرف عمدتاً از ميان نيروهای مسلح جمهوری اسلامی و همچنين مردم عادی کشته شده‌اند.

جيش‌العدل هم‌اکنون پنج سرباز مرزی ايران را نيز در گروگان خود دارد. اين گروه اعلام کرده که به تلافی کشتن يکی از نزديکان اين گروه در زندان، حکم اعدام يکی از اين سربازان را صادر کرده اما هنوز آن را اجرا نکرده است.

اما استاندار سيستان و بلوچستان گفته که فرد مزبور، به علت بيماری درگذشته و اعدام نشده است.

No responses yet

Mar 10 2014

ابوالفضل عابدینی پس از ۴ سال زندان به مرخصی اعزام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی زندان کارون اهواز پس از ۴ سال زندان به مرخصی اعزام شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابوالفضل عابدینی نصر روزنامه نگار خوزستانی طی روز یک‌شنبه ۱۸ اسفند ماه پس از چهار سال زندان برای اولین بار به مرخصی اعزام شد.

ابوالفضل عابدینی نصر آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸، در پی سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه فعالین حقوق بشر، در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر و به انفرادی بند۲ الف زندان اوین منتقل شد.

وی در حالی که در بند ۲ الف تحت بازجویی قرارداشت، شعبه یکم دادگاه انقلاب اهواز وی را به اتهام عضویت در جمعیت غیر قانونی و ارتباط با دول متخاصم به ۱۱ سال حبس محکوم کرد، شعبه ۱۳ دادگاه تجدید نظر استان خوزستان نیز حکم را تائید کرد.

نامبرده هم چنین از سوی دادگاهی در تهران نیز به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و مجموعا می‌بایست ۱۲ سال زندان تعزیری را تحمل کند.

No responses yet

Mar 08 2014

اطلاع‌رسانی از که باید آموخت؟ از وزیر خارجه لهستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: اگر لقمان حکیم امروز زنده می‌بود، به طور قطع در وبلاگش یا در فیس‌بوک، به اقدام صریح و ضدسانسوری وزیر خارجه لهستان اشاره می‌کرد. اقدامی که حتی بعضی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور هم چندان مایل به انتشار خبرش هم نبودند. من هرچه گشتم، در بی‌بی‌سی اثری نیافتم. کار وزیر خارجه لهستان از آن جهت قابل تامل است که در خانه میزبان، بسیاری از معاملات و منفعت‌طلبی‌ها را کنار گذاشت و به نقض آزادی بیان و حقوق بشر اعتراض کرد. کار بزرگ‌تر آنکه بعد از سانسور توسط رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی، وزیر خارجه خود اقدام به انتشار ویدئو با زیر نویس کرد.

اما سوال بزرگ‌تر من این است که مگر خبرنگاران رسانه‌های بین‌المللی در جلسه مطبوعاتی حاضر نبودند؟ چرا من نوعی باید خبر چنین اقدامی را در حساب توئیتر وزیر خارجه پیدا کنم؟ مگر خبرنگاران خارجی برای چه به ایران رفته‌اند؟

چندی پیش، مجید محمدی در باره محافظه‌کار شدن خبرنگاران بنگاه‌های خبری خارجی در تهران مطلبی در خودنویس نوشت [1]. بسیاری از خبرنگاران که کارشان انتقال واقعیت‌ها است، طوری خبرها را تنظیم می‌کنند که مجوز فعالیت‌شان در تهران تمدید شود. بزرگ‌ترین بهره را هم دولت و نظام می‌برند که حتی رسانه‌های مستقل از نیروهای سیاسی در ایران، مجبورند تابع قواعد سانسور و خودسانسوری باشند.

وقتی به سابقه بعضی از خبرنگاران سابقا فعال در ایران نگاه می‌کنید، ممکن است به موارد متعدد «نرمش‌های قهرمانانه» برای بقا برخورده باشید. قابل درک است که یک خبرنگار ایرانی دو ملیتی کارکردی بسیار بیشتر در ایران داشته باشد تا در اروپا و یا آمریکای شمالی. رفتن از ایران به معنی از دست دادن دسترسی به بسیاری از منابع است و در رسانه‌های معتبر هم خبرنگاری تلفنی چندان با معنا نیست. دیگر فایده ندارد خبرنگار حوزه ایران در واشینگتن پشت میزش باشد…

جمهوری اسلامی هم این واقعیت را می‌داند. احتمالا تا چند سال دیگر، خواندن و یا شنیدن و تماشای این رسانه‌ها، بی‌نتیجه است، اگر بخواهیم همه خبرها در باره زندانیان بی‌نام و نشان و یا سرکوب اقلیت‌ها و … بخوانیم و بدانیم

اقدام وزیر خارجه لهستان را حتی نمی‌توان از بسیاری از دیپلمات‌های قدرت‌های ۵+۱ انتظار داشت. وقتی همه به مساله هسته‌ای توجه می‌کنند، و دولت ایران نیز این مساله را به خوبی می‌داند، سخنان و گزارش‌های بخش‌های بررسی نقض حقوق بشر در وزارت‌خانه‌های امور خارجه این دولت‌ها کار چندانی از پیش نخواهند برد، چرا که معاونت‌های دیپلماسی، نمی‌خواهند ذره‌بین روی نقض سیستماتیک حقوق بشر متمرکز شود. برای آنها، نتیجه‌گیری احتمالا مهم‌تر از درست بودن یک اقدام است. جمهوری اسلامی هم از این مساله به خوبی آگاه است و بلد است بازی را به کجا بکشاند.

بیش از ۷ ماه از آغاز کار دولت روحانی می‌گذرد، اما وضعیت حقوق بشر به کجا کشیده است؟ ممکن است ماله‌کشان باز حرف بیهوده «تفکیک قوا» را مطرح کنند، اما آیا تا الان، در طی این ۷ ماه و خرده‌ای که از رفتن حسن روحانی به ساختمان سفید ریاست جمهوری می‌گذرد، سخنی از او در محکومیت اعدام‌های پی در پی شنیده‌اید؟ از او در باب نقض حقوق اقلیت‌های دینی و قومی چند خط خوانده‌اید؟ آیا انتظار دارید کسی که نام خانوادگی‌اش طوری تغییر یافته که با بهایی‌های منطقه «اشتباه» گرفته نشود، حواسش به مصادره ناحق اموال بهایی‌های سمنان و دیگر نقاط باشد؟

فکر می‌کنید روحانی نگران برخورد با دراویش است؟ هر وقت آرشیو دستورات شورای‌عالی امنیت ملی در باره نحوه برخورد با دراویش منتشر شد، می‌توان فهمید که روحانی از چه جنسی است.

از همه مهم‌تر، آیا انتظار دارید خبرنگاران ساکن ایران، از او سوالی جدی بپرسند که خوشش نیاید؟ پس مجوز کار در ایران چه می‌شود؟

من یکی که چشمم آب نمی‌خورد! بعید هم نیست پس‌فردا یکی از خبرنگاران ایرانی دو ملیتی برود و فیلمی در باره اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور هم بسازد و با چند نفر از توابین هم گفتگویی کند…حداقل تا زمان انتخابات ۱۳۹۶ مجوزش سر جایش است…اما اگر آن زمان خطایی مرتکب شد، دیگر کارش با کرام‌الکاتبین است!

No responses yet

Mar 07 2014

هشدار خانواده‌های چندین زندانی سیاسی به رئیس قوه قضائیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: تعدادی از خانواده‌های زندانيان سياسی با نوشتن نامه‌ای به رئيس قوه قضائيه در مورد حفظ سلامتی و جان زندانيان نيازمند به مراقبت‌های پزشکی هشدار دادند.

در اين نامه که روز پنج‌شنبه، ۱۵ اسفند، در وب‌سايت کلمه منتشر شده، تاکيد شده است که بر «محدوديت‌ها و سختگيری‌ها» درباره زندانيان سياسی و خانواده‌های آنها افزوده شده است.

خانواده‌های زندانيان سياسی با ابراز اطمينان از اين که «اخبار وقايع اخير زندان اوين و زندانيان سياسی بند ۳۵۰» به گوش رئيس قوه قضائيه رسيده، از ایجاد «موانع جديد و بی‌سابقه مسئولان زندان اوين و به‌خصوص يکی از معاونان آن زندان بر سر درمان زندانيان سياسی که برخی از آنها در شرايط حاد جسمی قرار دارند» ابراز تاسف شده است.

«بازگرداندن افراد بستری در بيمارستان‌ها قبل از انجام اقدامات ضروری درمانی علي‌رغم نظر پزشک معالج بر ضرورت تداوم درمان و عدم اجازه ترخيص بيماران» از جمله مواردی است که خانواده زندانيان سياسی به آنها اشاره کرده‌اند.

در اين نامه تصريح می‌شود که «برخی از اين افراد در آستانه عمل جراحی بوده‌اند، ولی به زندان بازگردانده شده‌اند» و «وضع بحرانی برخی از اين زندانيان بيمار به نحوی است که اگر معالجه آنها سريعا انجام نشود با خطرات جانی و در مواردی با خطر قطع عضو مواجه هستند».

تعداد دقيق زندانيان سياسی و عقيدتی در ايران مشخص نيست، اما گزارش‌های متعدد گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ايران، نهادهای داخلی و بين‌المللی مدافع حقوق بشر و خانواده‌های آنها، از شکنجه‌های جسمی و روانی و سختگيری عليه زندانيان سياسی و عقيدتی و ممانعت مقام‌های قوه قضائيه و زندان‌ها از مرخصی درمانی آنها حکايت دارند.

اين در حالی است که بر اساس قوانين جمهوری اسلامی، تمام زندانيان حق دارند از درمان لازم در داخل زندان و در ضورت لزوم خارج از زندان برخوردار باشند.

خانواده‌های زندانيان سياسی امضاکننده نامه به رئيس قوه قضائيه تاکيد کرده‌اند که «به دليل همين کوتاهی‌ها در گذشته برخی از زندانيان کليه خود و در مواردی بينايی يک چشم خود را به طور کامل از دست داده‌اند»، اما «مسئولان زندان و معاون دادستان تهران مانع تمامی اعزام‌های درمانی شده و حتی زندانيان بيماری را که پزشکی قاتونی نظر به اعزام آنها به بيمارستان را داشته ديگر به مراکز درمانی اعزام نمی‌کنند».

در برابر تمام گزارش‌های مشابه در سال‌های اخير، مسئولان قوه قضائيه از رعايت کامل حقوق زندانيان در ايران خبر داده‌اند و گفته‌اند که گزارش نهادهای بين‌المللی و سازمان ملل متحد درباره نقض حقوق بشر در ايران ساخته و پرداخته گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی است.

خانواده‌های زندانيان سياسی در پايان نامه خود به آملی لاريجانی نوشته‌اند: «از شما که رئيس قوه قضاييه هستيد و شعارتان و شعار دستگاه متبوع‌تان عدالت علوی و اسلام رحمانی است می‌خواهيم برای چند لحظه کوتاه هم که شده خود را به جای ما خانواده زندانيان سياسی بگذاريد و نزد وجدان خود قضاوت کنيد، اگر اعضای خانواده خودتان در چنين شرايطی بودند چه انتظاری داشتيد و چه می‌کرديد، همان را در مورد اعضای خانواده ما که در زندان‌ها هستند انجام دهيد.»

No responses yet

Mar 06 2014

وزیر خارجه لهستان، ظریف را له کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: وزیر خارجه لهستان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ظریف، به فیلترینگ و سانسور اینترنت، نبود آزادی بیان، افزایش اعدام‌ها و سرکوب در ایران اعتراض کرد؛ رسانه‌های داخلی و رسمی ایران، این سخنان را سانسور کردند.

رادسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان، که روز جمعه، نهم اسفندماه، به ایران سفر کرده بود، یک روز بعد در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با جواد ظریف، در اعتراض به فیلترینگ اینترنت، وضعیت آزادی بیان، اعدام‌ها و حقوق بشر، گفت:

«می‌خواهم این مطلب را اضافه و به وزیر (جواد ظریف) یادآوری کنم که دیروز در اصفهان سعی کردم به وب‌سایت یکی از روزنامه‌های مهم لهستانی دسترسی پیدا کنم که متأسفانه نتوانستم. به من پیغام داده شد که این وب‌سایت به دلیل سانسور مسدود شده است. برای ما که از کشوری می‌آییم كه به خاطر آزادی بیان مبارزه کردیم، این شوکه‌کننده است. من هم‌چنین به وزیر (ظریف) اعلام کردم که ما باید به گفتگو در زمینه حقوق بشر در ایران نیز بپردازیم و جهان متوجه شده است که اخیرا تعداد اعدام‌ها در ایران بسیار افزایش یافته است.»

اما این سخنان با سانسور رسانه‌های داخلی ایران مواجه شد؛ به عنوان مثال، خبرگزاری امنیتی تسنیم در گزارش خود از کنفرانس مطبوعاتی ظریف و سیکورسکی، تنها این سخنان را از قول وزیر خارجه لهستان منتشر ساخت:

«وزیر خارجه لهستان نیز با اشاره به سفر ۱۰ سال گذشته خود به ایران در مقام معاون نخست وزیر لهستان، اظهار داشت: از مهمان‌نوازی کشور ایران متشکرم. وی افزود ایران کشور مهمی در منطقه است و امیداورم روابط ایران و اتحادیه اروپا گسترش یابد. وی افزود در این دیدار در مورد برخی موضوعات توافقات اولیه‌ای بین دو طرف صورت گرفته است. وزیر خارجه لهستان ابراز امیدواری کرد که ایران بتواند جامعه بین‌المللی را در مورد ماهیت صلح‌آمیز هسته‌ای خود متقاعد کند. وی با اشاره به موضوع بحران سوریه تصریح کرد که تمامی طرف‌ها باید در روند صلح این کشور مشارکت کنند.»

اما وزارت خارجه لهستان در وب‌سایت رسمی خود و نیز یوتیوب متن و ویدیوی سخنان سیکورسکی را منتشر ساخت.

لازم به توضیح است که وزیر امور خارجه لهستان، سفر سه روزه‌اش به ایران را به خاطر اتفاقات اخیر در اوکراین ناتمام گذاشت و به کشور خود بازگشت. سیکورسکی به همراه ۲۰ نفر از سرمایه‌گذاران و صاحبان صنایع لهستان به ایران سفر کرده بود. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی ایران، قرار بود سیکورسکی با حسن روحانی نیز ملاقات کند.

No responses yet

Mar 04 2014

اعتصاب غذای دراویش در اعتراض به ممانعت از روند درمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: بنا بر گزارش‌ها پنج فعال حقوق دراویش در زندان اوین و کسری نوری از دراویش زندانی در زندان نظام‌آباد شیراز دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌اند. اعتصاب‌کنندگان به ممانعت از روند درمانی سه درویش زندانی اعتراض دارند.

به گزارش سایت “کلمه”، پنج تن از دراویش زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین در واکنش به بازگرداندن دو درویش به نام‌های حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو از بیمارستان به زندان و ممانعت از اعزام یک درویش بیمار به نام افشین کرم‌پور به بیمارستان دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌اند.

به گزارش سایت “مجذوبان ‌نور”، کسری نوری از دراویش زندانی در زندان نظام‌آباد شیراز نیز در همراهی با دیگر دراویش دست به اعتصاب غذا زده است.

آن‌طور که در این گزارش آمده افشین کرم‌پور از وکلا و فعالان حقوق دراویش زندانی که در ۱۰ روز گذشته با وجود مصرف قرص‌های آرام‌بخش قوی، به‌شدت درد می کشیده، در روزهای اخیر پس از شروع اعتصاب دارو، حال جسمی او وخیم‌تر شده است. حمیدرضا مرادی دیگر وکیل و فعال حقوق دراویش دست به اعتصاب دارو زده است.

بنا بر این گزارش مصطفی دانشجو و حمید مرادی قبل از بازگشت به زندان در بیمارستان مرکز قلب بستری بوده و به ترتیب در نوبت آنژیوگرافی و عمل جراحی عروق قرار داشتند.

قرار بوده حمید مرادی هفته آینده مورد عمل قلب قرار بگیرد که او را مجددا به زندان برگردانده‌‌اند. مصطفی دانشجو دیگر فعال حقوق دراویش که از بیماری شدید تنفسی رنج می‌برد، نیز به زندان برگردانده شده است.

“دخالت‌های غیرقانونی در روند درمانی زندانیان”

در سال‌های گذشته بسیاری از دراویش گنابادی در ایران محکوم و زندانی شده‌اند. وکلای این دراویش نیز پس از دستگیری به زندان منتقل شده‌اند.

در ماه‌های اخیر سایت «مجذوبان‌نور» گزارش داده بود، دخالت‌های غیرقانونی قاضی صلواتی در روند درمانی زندانیان سیاسی و به‌ویژه زندانیان عقیدتی افزایش یافته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .