اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'امنیتی'

Dec 30 2013

مصلحی از دخالت «سرویس‌های اطلاعاتی» در دولت احمدی‌نژاد خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حيدر مصلحی، وزير پيشين اطلاعات، روز یک‌شنبه در یک سخنرانی مدعی «دست [داشتن] سرويس‌های اطلاعاتی» در دولت محمود احمدی‌نژاد در دو سال پايانی کار او شد.

به گزارش روز يک‌شنبه هشتم دی‌ماه خبرگزاری فارس، آقای مصلحی که در جمع تعدادی از بسيجيان سخنرانی می‌کرد، با تاکيد بر «لزوم تفکيک دولت نهم از دولت دهم» اشاره کرد که «دولت دهم در دو سال پايانی عمر خود دچار مشکلاتی شد» و «سرویس‌های اطلاعاتی» در ایجاد این مشکلات دست داشتند.

به طور معمول در ادبیات مقامات جمهوری اسلامی مقصود از «سرویس‌های اطلاعاتی» آژانس‌های جاسوسی غربی است.

وزير اطلاعات دولت محمود احمدی‌نژاد در ادامه توضيح داده است: «ما در همانجا دست سرويس‌های اطلاعاتی را خالی نمی‌بينيم. امروز سرويس‌های اطلاعاتی فرد مورد نظر را شناسايی می‌کنند و برای او مشکلی ايجاد می‌کنند و بر اساس آن مشکل از فرد می‌خواهند که با آنها همکاری کند.»

حيدر مصلحی به جزئيات اين مسئله اشاره نکرده، اما در بيان «مثال» گفته است که «به مسئول دفتر يک شخصی می‌گويند اجازه ندهيد افراد قدرتمند در اين حوزه به کار گرفته شوند».

گرچه آقای مصلحی به نام هیچ مقامی اشاره نکرده است، به نظر می‌‌رسد منظور او از «مسئول دفتر» اسفنديار رحيم مشايی، رئيس دفتر محمود احمدی‌نژاد، در دوران رياست جمهوری و از نزديک‌ترين افراد به رئيس جمهور سابق باشد که هم گزارش‌های زياد اما اثبات نشده‌ای در همان زمان از سفرهای خارجی او در رسانه‌های نزديک به جناح اصولگرا منتشر شد و هم گفته شده که نقش اصلی را در برکناری حيدر مصلحی از وزارت اطلاعات توسط محمود احمدی‌نژاد داشته است.

آقای مصلحی در فروردين‌ماه ۱۳۹۰ از سمت خود به عنوان وزير اطلاعات استعفا کرد و اين استعفا بلافاصله با موافقت رئيس جمهور وقت روبه‌رو شد.

با این حال علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با حمايت از آقای مصلحی دستور داد تا او در سمت خود باقی بماند. اين درخواست آقای خامنه‌ای، با مخالفت ۱۱ روزه محمود احمدی‌نژاد و خانه‌نشينی او روبه‌رو شد که باعث بحرانی شدن روابط ميان او و رهبر ايران شد.

در آن هنگام هفته‌نامه اکونوميست يکی از دلايل برکناری حيدر مصلحی را «شنود» مکالمات اسفنديار رحيم مشايی عنوان کرده بود.

روزنامه کيهان نيز نوشت که وزير پيشين اطلاعات به دليل برکناری يکی از اعضای اين وزارتخانه که از نزديکان رئيس دفتر وقت رئيس جمهور بود از سمت خود برکنار شده است.

پس از آن اتفاقات که منجر به ماندن حيدر مصلحی در وزارت اطلاعات شد، تعدادی از نزديکان اسفنديار رحيم مشايی و محمود احمدی‌نژاد دستگير و زندانی شدند که «ارتباط با غرب» يکی از اتهام‌های آنها عنوان شد.

يک ماه پس از تلاش ناموفق محمود احمدی‌نژاد برای برکناری وزير پيشين اطلاعات، دو تن از نمايندگان مجلس هشتم، آقای مشايی را به «تلاش برای برقراری رابطه با آمريکا» متهم کردند.

حسين فدايی، از فرماندهان سابق سپاه و نماينده مجالس هفتم و هشتم، گفت که «جريان انحرافی» به رهبری اسفنديار رحيم مشايی برای نزديکی با «سرويس‌های جاسوسی بيگانه» می‌کوشد و محمد سروری، از ديگر اعضای سابق سپاه که در چند دوره اخير نماينده مجلس بوده، نيز وعده داد که در آينده «ارتباط جريان انحرافی با دشمنان و بيگانگان شفاف‌تر از امروز خواهد شد و مردم نيز به روابط‌ پنهانی پی‌ خواهند برد».

اسماعيل کوثری، از ديگر فرماندهان سابق سپاه و عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی، نيز آقای مشايی را به ارتباط با ام‌آی سیکس، سازمان جاسوسی خارجی بريتانيا، متهم کرده است.

No responses yet

Dec 28 2013

همسر نسرین ستوده دزدی از خانه‌شان را مشکوک خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: همسر نسرین ستوده، وکیل مدافعی که دیدار اخیرا او و جعفر پناهی از فیلمسازان ایران، با اعضای پارلمان اروپا در تهران جنجالی شده، می گوید دزدی از خانه‌شان مشکوک است.

رضا خندان به بی بی سی فارسی گفته است زمانی که در سفر بوده اند کسانی وارد خانه‌شان شده و اموال شان را برده اند.

او گفته این دزدی در فاصله بسیار کوتاهی که نه آنها و نه همسایه هایشان در منزل حضور نداشته اند، صورت گرفته است.
یک دیدار جنجالی

در پی بالاگرفتن بحث در مورد ملاقات هیات اروپایی با خانم ستوده و آقای پناهی، کاظم جلالی، رئیس گروه روابط پارلمانی ایران با پارلمان اروپا، گفت که مجلس با این دیدار مخالف بوده اما محمدجواد لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، با آن موافق بوده است.

در واکنش به این سخنان، آقای لاریجانی اظهاراتی داشت که بر اساس آن ظاهرا او با ملاقات هیات پارلمان اروپا با این دو شخصیت ایرانی موافق بوده ولی مسئولیت انجام این دیدار و اتفاقاتی که در جریان آن به وقوع پیوسته را متوجه نهادهای دیگری می داند.

تاریا کرونبرگ، رئیس هیات پارلمان اروپا، اخیرا گفته که قبل از سفر به ایران، فهرستی از کسانی که قصد دیدار با آنها را داشته را به مسئولان این کشور داده که از جمله شامل میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم می شده اما از میان آنها، فقط ملاقات با خانم ستوده و آقای پناهی ممکن شده است.

آقای خندان، در صفحه فیسبوکش هم نوشته، در پی بازگشت از سفری یک روزه، با در شکسته آپارتمان مواجه شده اند.

همزمان، یک نماینده مجلس گفته از وزیران اطلاعات، خارجه و کشور درخواست شده به مجلس بیایند و درباره دیدار هیات پارلمانی اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی توضیح بدهند.

پیش از این غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل ایران گفته بود “دیدار مخفیانه و بدون هماهنگی هیات پارلمانی اروپا با دو محکوم امنیتی” را محکوم می‌کند و آن را “بسیار زشت، بد و خلاف امور دیپلماتیک” دانست.

هیات پارلمانی اروپا در جریان سفر چند روز پیش خود به تهران، در جلسه‌ای در سفارت یونان با نسرین ستوده و جعفر پناهی، برندگان جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه، دیدار کردند. این جایزه از سوی اتحادیه اروپا به سازمان ها یا شخصیت هایی تقدیم می‌شود که برای ترویج حقوق بشر و آزادی اندیشه اقدامات قابل توجهی انجام داده باشند.

رضا خندان گفت در این دیدار وجه نقدی جایزه به خانم ستوده یا آقای پناهی داده نشده است.

اعطای چنین جایزه ای به این دو نفر که در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ بازداشت، محکوم و زندانی شده بودند، با واکنش‌ گسترده چهره های محافظه کار ایران رو به رو شد.

No responses yet

Dec 22 2013

ماجراجویی شخصی و معمای ناپدید شدن لوینسون

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: لوینسون ماموریت یافته بود نقل و انتقال‌های بزرگ مالی مقام‌ها ایرانی را بررسی کند. اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از کشور اهمیت زیادی در این قبال داشت.
انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ارتباط کاری باب لوینسون با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، ماجرای وی را در نزدیکی هفتمین سال ربوده شدنش وارد مرحله جدیدی کرده است. این مامور سابق اف‌بی‌آی که سر پر شوری برای ماموریت‌های عجیب داشت، در مارس ۲۰۰۷ در کیش مفقود شد.
آسوشتید پرس و واشینگتن پست برای نخستین بار رابطه کاری وی را با سیا فاش ساختند. بعد از آن، نیویورک تایمز با انتشار مقاله‌ای آشکار ساخت که از سال ۲۰۰۷ از طریق وکیل لوینسون اطلاعات وی و همکاری‌هایش با سیا را داشته است اما به خواست دولت آمریکا و خانواده اوینسون آن‌ها را منتشر نکرده بود. اما پس از افشاگری آسوشیتد پرس خانواده لوینسون اعلام کردند هیچ مخالفتی با انتشار مقاله نیویورک تایمز ندارند.
اطلاعات تازه مشخص ساختند لوینسون یک قرارداد مشاوره با سیا داشته است. لوینسون تا سال ۱۹۹۸ در اف‌بی‌آی کار می‌کرده است. او از کارشناسان برجسته این سازمان در بخش جرائم سازمان یافته بوده است. او خود در یک مصاحبه در فیلمی مستند می‌گوید تخصص او باند‌های مافیایی بوده که از ایتالیایی- آمریکایی شروع شده و سپس به سیسیلی و کلمبیا گسترش یافته و نهایتا به مافیای سرخ روسیه رسیده است. لوینسون در دستگیری نوریه‌گا، دیکتاتور پاناما نیز نقش عمده‌ای ایفا کرده است.
وی به شهادت همکارانش نیروی امنیتی و اطلاعاتی خاصی بود و رفتار‌های غیرمتعارفی داشته است. علاقه شدیدی به حضور در پروژه‌های پر خطر از خود نشان می‌داده و دوست داشته در موضوعات مختلفی حضور یابد. او در عین حال در جذب منابع اطلاعاتی و خبرچین‌ها و نفوذ در باند‌های تبهکار مهارت بالایی داشته است. رفتار او در قالب یک پلیس امنیتی بگونه‌ای بوده که از طرف متهمان عمدتا جزو دسته خوب‌ها توصیف می‌شده است.
او در سال ۱۹۸۸ زودتر از موعد مرسوم خود را بازنشسته کرد. حقوق وی کفاف تامین هزینه‌های خانواده ۸ نفره و بخصوص مخارج تحصیلات دانشگاهی فرزندانش را نمی‌داد. ابتدا برای شرکت‌های حقوقی و بازپرسی کار کرد و سپس شرکت خود به عنوان بازرسی خصوصی را راه‌انداخت. او عمدتا در پروژه‌هایی که نیاز به کارآگاه خصوصی داشت حضور می‌یافت و یا به عنوان کارشناس در دادگاه‌های مربوط به موضوعات مافیایی و جرائم سازمان یافته بخصوص مربوط به روسیه شرکت می‌کرد.
اما وی از مقطعی به بعد می‌کوشد تا از طریق دوستان و همکاران سابقش برای سیا کار کند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دوستش «آن جابلونسکی» به او در این راه کمک کرد. این دو در زمینه جرایم سازمان یافته روسیه تخصص داشتند و دوستان نزدیک هم بودند.
جابلونسکی در بخش مبالات مالی قاچاق سیا کار می‌کرد که در زمینه کشف راه‌های پول‌شویی و فساد اقتصادی در دنیا کار می‌نماید. سیا بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر با پیمان‌کاران و شرکت‌های متعددی در بخش خصوصی کار می‌کند. سیا علاقمند بوده بفهمد که حکومت ایران در هنگام مواجهه با تحریم‌های تجاری چه اقداماتی را برای انجام مبادلات مالی در نظر می‌گیرد. اما پروژه شامل مبادلات اقتصاد زیرزمینی در چندین کشور از جمله ونزوئلا بوده است.
بنابراین لوینسون ماموریت می‌یابد در این زمینه و هم‌چنین کشف اطلاعاتی که باعث رسوایی مقامات مسوول ایران می‌شود تحقیق نماید. در این میان سیا علاقمند به بررسی اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از ایران بوده است.
این موضوع برای شرکت‌های حقوقی در دنیا نیز جالب است چون با توجه به اتهاماتی که در سطح بین‌المللی برای رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام وجود دارد، دستیابی به اموال احتمالی مزایای هنگفتی برای شرکت‌های حقوقی و برخی از افراد حقیقی و حقوقی دارد.
لوینسون با توجه به ویژگی‌های شخصیتی‌اش با علاقه و شور زیاد پیگیر این پرونده می‌شود. او در طول مدت نه ماه از آغاز پروژه گزارش‌های زیادی را می‌فرستد. بعد‌ها مامورین ارشد سیا اعلام کردند گزارش‌های وی ارزش اطلاعاتی نداشته است. اما رابط وی در سیا از وی حمایت می‌کرده و مدعی بوده مسوولین بخشش خیلی نسبت به گزارش‌های وی مشتاق بوده‌اند. بر مبنای برخی از گزارش‌ها، نبود قوانین روشن در سیا و رقابت بین بخش‌های تحلیلی و عملیات مخفی باعث شده تا لوینسون با فراغت خاطر حوزه فعالیت‌هایش را گسترش دهد.
لوینسون تقریبا چیزی در مورد ایران نمی‌دانست از این‌رو از کمک یک دوست روزنامه‌نگار قدیمی استفاده می‌کند. ایرا سیلورمن تهیه کننده سابق برنامه‌های جنایی در شبکه ان‌بی‌سی است. او زمانی که در ان‌بی‌سی کار می‌کرد و برنامه داشت از اطلاعات و مشاوره لوینسون استفاده می‌کرد. او چندین سفر به ایران کرده بود و با داوود صلاح‌الدین (آمریکایی پناهنده به ایران بعد از ترور وابسته مطبوعاتی سابق سفارت ایران در واشنگتن دی‌سی) آشنا شده بود. وی لوینسون و صلاح‌الدین را از طریق تماس تلفنی به هم مرتبط می‌سازد. لوینسون تصمیم می‌گیرد ارتباطش با صلاح‌الدین را از تماس‌های تلفنی ارتقا دهد.
لوینسون با هدف تحقیق در مورد اموال ادعایی رفسنجانی در کانادا درسال ۲۰۰۷ به تورنتو سفر می‌کند. او از طریق یک تاجر متولد لیتوانی به نام بوریس بریشتن [وهم‌چنین معرفی از سوی نهادهایی دیگر] با چند ایرانی ملاقات می‌کند. دو نفر از افراد ایرانی مقیم کانادا که تمایل به افشای نام‌شان ندارند پذیرفتند که با لوینسون دیدار داشته‌اند و او به دنبال رد پای سرمایه‌های احتمالی رفسنجانی در کانادا بوده است. یکی از این دیدارها در محل یک وکیل در تورنتو انجام گرفته است.
بریشتن از دید دستگاه امنیتی آمریکا مرتبط با باند‌های تبه‌کاری سازمان یافته بوده و مجوز ورود به خاک آمریکا را نداشته است. او متهم به میزبانی یک نشست مهم مافیای روس در دهه هشتاد میلادی است. اما وی اتهامات را رد می‌کند. لوینسون به وی پیشنهاد می‌کند در ازای تلاش وی برای حل مشکل سفر به آمریکا، دسترسی به اطلاعات محرمانه در ایران را برای وی میسر گرداند. او ترتیب ملاقات وی با دو ایرانی در استانبول را می‌دهد. آن‌ها خواستار خرید اقلام حساس بودند که ممکن است مورد تحریم واقع شوند و در عوض پیشنهاد فروش نفت با تخفیف را می‌دهند.
لوینسون راضی ملاقات را ترک می‌کند و طی نامه الکترونیکی به دوستش در سیا خبر از یک معامله بزرگ می‌دهد. اما بودجه‌اش تمام شده بود. جابلونسکی ضمن ابراز خوشحالی از کانال ارتباطی که وی با ایران پیدا کرده، می‌گوید موقتا بودجه‌ای در کار نیست و لویسنون باید صبر کند. اما تاکید می‌کند که مسوولین مربوطه در سیا نسبت به کار وی هیجان‌زده هستند.

بخش دوم:

ماموران ایرانی لوینسون را دستگیر کردند، اما…
پرس تی وی همزمان با مفقود شدن لوینسون اعلام کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است.

لوینسون علی رغم وقفه در دریافت منابع مالی ارسال گزارش برای سیا را ادامه می‌دهد. در فوریه ۲۰۰۷ او طی نامه الکترونیکی به جابلونسکی اطلاع می‌دهد که برای چند کار غیر مرتبط و از جمله پیگیری قاچاق سیگار در دوبی است. اما احتمالا دیداری به زودی در جزایر اطراف با فردی در خصوص پول شویی در ایران خواهد داشت. این ایمیل مستند ادعایی است که معتقد است سیا خبر داشته وی به جزیره کیش سفر می‌کند وبا عدم مخالفت تلویحا با این سفر همراهی کرده است. اما جابلونسکی این ادعا را رد می‌نماید و می‌گوید در خصوص سفر به کیش وی اطلاعی نداشته و از ناحیه سیا نیز چنین قراری نبوده است. سیلورمن هماهنگی ملاقات بین وی و صلاح‌الدین را انجام می‌دهد و به لوینسون اطلاع می‌دهد که بر اساس ارزیابی صلاح الدین خطری آنها را تهدید نمی‌کند و قرار می‌شود همدیگر را در لابی هتل مریم کیش ملاقات نمایند. لوینسون با اطمینان خاطر از دوست روزنامه گارش راهی کیش می‌شود.او قبل از سفر در نامه الکترونیکی که به دوستش می‌زند ابراز تعجب می‌کند از تصمیم خودش که بعد از انجام کار های عجیب و غریب در زندگی اش دیگر در آستانه ۵۹ سالگی با ۷ فرزند و یک زن بی همتا دیگر انجام این کار ها منطقی نیست. ولی لوینسون علی رغم تردیدش تصمیم می‌گیرد قماری دیگر انجام دهد. او هتلش در دوبی را تحویل نمی‌دهد و برای یک سفر کوتاه یک روزه برنامه ریزی کرده بود. از آنجاییکه کیش منطقه آزاد است نیازی به ویزا ندارد. بر مبنای گزارش صلاح الدین مامورین پلیس ملاقات آنها را به هم زده و هر دو را دستگیر می‌کنند. سیلورمن وقتی می‌بیند از لوینسون خبری نشده است با صلاح الدین تماس می‌گیرد ابتدا وی می‌گوید مامورین لوینسون را به فرودگاه برده‌اند . سپس بعدا می‌گوید که لوینسون برای تحقیقات به تهران اعزام شده است و توصیه می‌کند تا آرام باشد و مسئله بدینترتیب بزودی حل می‌شود. سیلور من ناراحت است که ارزیابی درستی از داوود صلاح الدین نداشته است و همچنین هرگز باور نمی‌کرده لوینسون بدون موافقت سیا به ایران سفر کند و برنامه‌ای نیز برای نجات وی در صورت دستگیری وجود نداشته است. صلاح الدین در مصاحبه با نشریه فایننشیال تایمز اظهار داشته است: « ماموران امنيتی رژيم اسلامی به اتاق محل ملاقات ما ریخته و من را بازجویی کردند و درباره گذرنامه ایرانی من پرسیدند و مرا با خود بردند.اما وقتی من پس از بازجویی به هتل باز گشتم، اثری از لوینسون نبود….، آقای رابرت لوینسون که پیشتر مامور FBI بوده، پس از بازنشستگی برای یک شرکت توليد سیگار کار می‌کرده و برای تحقیق درباره قاچاق سیگار به ایران سفر کرده بود. یکی از ماموران امنيتی به من گفته که آقای لوینسون ایران را ترک کرده است. در حالی که رابرت لوینسون به دعوت من به ایران آمده بود.اما بهرحال به نظر من لوینسون گم و یا ناپدید نشده است». وی در ادامه با احتياط گفت:«از من نخواهید که انگشت اتهام را به سوی کسی دراز کنم اما در ايران کسانی هستند که می‌دانند که بر سر او چه آمده و در شرايط فعلی دقیقا در کجاست».صلاح‌الدین در مصاحبه با کریستین مانیتور حرف های متفاوتی زد. او گفت : «وی در جریان ملاقاتی با رابرت لوینسون مامور بازنشسته اف.بی.‌آی در هتل مریم کیش به تاریخ نهم مارس سال ۲۰۰۷ به همراه لوینسون توسط شش مامور لباس شخصی دستگیر و از لوینسون جدا شده و پس از یک شب بازداشت، زمانی که از مدیر هندی هتل درباره آمریکایی مفقودشده سوال کرد، پاسخ شنید که او رفته است».داوود صلاح‌الدین ادامه داد: «مدیر هتل چنین گفت و بدون این‌که کلمه‌ای بگوید، به من فهماند که آن مرد به دل‌خواه خودش نرفته و تحت بازداشت است».صلاح‌الدین هم‌چنین گفت که معتقد است قرار و مداری پشت پرده میان ایران و آمریکا برای بازگرداندن لوینسون صورت گرفته و تا زمانی که آمریکا بر جاسوس نبودن لوینسون اصرار می‌کرد، برای ایران سخت بود که اقرار کند او در بازداشت است اما با انتشار اخبار جدید مبنی بر ارتباط آمریکایی مفقود شده با سی.آی.ای، این امر به ایرانیان اجازه می‌دهد تا دروغ‌های خود را در سال‌های اخیر توجیه کنند چرا که آن‌ها یک جاسوس واقعی را بازداشت کرده‌اند.محمد حسین آقاسی وکیل مدافع خانواده لوینسون در این باره اظهار می‌دارد: «من با اين آمريکايی (داوود صلاح‌الدین) ملاقات کردم، او را به جايی در تهران دعوت کردم. چون خود اين فرد در نزديکی تهران زندگی می‌کند. طی اين ملاقات من متوجه شدم که اين شخص مطالبی را بر خلاف واقعيت مطرح می‌کند. بعد، من درباره صحبت‌های ايشان هم در جزيره کيش و هم در تهران تحقيق کردم و به اين نتيجه رسيدم که او دروغ می‌گويد. البته اين شخص من را نيز به طور غيرمستقيم تهديد می ‌کرد.»صلاح الدین در سال ۲۰۱۰ نیز با فاکس نیوز مصاحبه کرد و چنین گفت : «لوینسون از بیماری‌های گوناگون رنج می‌برد و بعید است فردی در وضعیت او که در ۵۹ سالگی ناگهان به زندان می‌افتد زنده بماند»پرس تی وی در درست همزمان با مفقود شدن لوینسون خبری کار کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. با توجه به رابطه نزدیک پرس تی وی با حکومت، این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است. مسوولین سیا تصمیم می‌گیرند موضوع را علنی نکنند. اما افراد مربوط به لوینسون به خاطر سوء عملکرد مواخذه می‌شوند و به آنها گفته می‌شود بین دو راه اخراج واستعفا یکی را انتخاب کنند. دو نفر می‌پذیرند استعفا دهند. اما جابلونسکی نمی‌پذیرد و مجبور به ترک کارش می‌شود. وی مدعی است بازجویان سیا وی را به همدستی در ربایش لوینسون متهم کردند. او البته از سیا شکایت کرده است. سیا رسما از خانواده لوینسون معذرت خواهی می‌کند و همچنین می‌گوید حضار است مبلغ دو نیم میلیون دلار به انها غرامت بپردازد. اما سیا توجه زیادی به این پرونده نشان نمی‌دهد و تا کنون حاضر به معامله نشده است. اف بی آی چند سال پیش جایزه یک میلیون دلاری برای پیدا کردن لوینسون گذاشت. وزارت خارجه آمریکا نیز فعال بوده است. خانواده لوینسون رفتار محتاطانه‌ای داشته‌اند. آنها به ایران هم سفر کردند. در این مدت فقط عکس ها و یک فیلم از لوینسون برای آنها ارسال شده است. وی در فیلم که آشکارا با چهره قبل از مفقود شدن وی متفاوت است ، لباسی شبیه اسیران گوانتانامو پوشیده است و نوشته هایی بر روی سینه اش نصب است که خواهان پیگیری دولت آمریکا است . فیلم از پاکستان ارسال شده بود. گفته می‌شود تماس هایی بین مقام‌های امنیتی ایرانی و آمریکایی برقرار شده است. مقامات ایران گفته بودند یک گروه تند رو لوینسون را بازداشت کرده و علی رغم درگیری مامورین انتظامی ایران با آنها، او را به خاک افغانستان برده‌اند. ادعایی که مسئولین سیا نپذیرفتند و حتی اظهار نگرانی کردند که مبادا این حرف مقدمه کشتن لوینسون باشد. مسوولین وزارت خارجه آمریکا مدعی هستند که منابعی در دست دارند که لوینسون در جنوب غربی آسیا است. اما به نظر می‌رسد این حرف درست نیست و بیشتر بهانه‌ای بوده تا گروگان گیرها، لوینسون را بدون مشکل رها کنند.دولت ایران تا کنون نپذیرفته است که اطلاعی از لوینسون دارد. اما در عین حا آمادگی خود ر ابرای حل مساله اعلام کرده است. خانواده لوینسون به ایران سفر کردند. احمدی‌نژاد و روحانی در پاسخ به خبرنگاران آمریکایی از سرنوشت و وضعیت لوینسون ابراز بی اطلاعی کردند. ایرج مصداقی مدعی است مسعود شیخ الاسلام از چهره های انتظامی و امنیتی که در آن دوران رئیس سازمان دخانیات بود ،طرح دستگیری لوینسون در واکنش به گم شدن علیرضا عسگری معاونت اسبق ورازت دفاع را اجرا کرده است. وی نتیجه گیری می‌کند که لوینسون به احتمال زیاد مرده است. اما از آنجاییکه مصداقی منابعش را مطرح نکرده است لذا راست آزمایی ادعای فوق ممکن نیست. خانواده لوینسون امیدوار هستند که رئیس جمهور شدن روحانی و توافق موقت هسته‌ای بین ایران و آمریکا مشکل را حل نماید. اوباما در تماس تلفنی با روحانی ، موضوع آزادی لوینسون را مطرح کرده بود. در عین حال خانواده لوینسون با صدور بیانیه‌ای از بخشی از دولت آمریکا تشکر کرده و بخش دیگری را به دلیل بی توجهی و کم کاری مورد انتقاد قرار داده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت موضوع انتقاد آنها نهادهای امنیتی هستند.

بخش سوم

کیش وصلاح‌الدین: تله و طعمه برای لوینسون؟

بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. از سوی دیگر، داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست.

آیا راز سر به مهر لوینسون در آستانه هفت سالگی مفقود شدنش باز می‌شود؟ بر اساس اطلاعات منتشر شده موضوع هنوز پیچیده است. اما ممکن است در پشت پرده اتفاقاتی در جریان است و یا مذاکراتی انجام می‌شود که منجر به نتایج غیر منتظره شود. اما این مساله فقط یک ادعا است.

در ادامه نکاتی که در روشن شدن وضعیت لوینسون مهم هستند تشریح می‌شود.

بلندپروازی، بی‌احتیاطی و انگیزه‌های شخصی لوینسون

همان‌گونه که در قسمت‌های قبلی توضیح داده شد بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. انگیزه‌های فردی وی، هم انجام کار‌های خارق‌العاده در فعالیت‌های امنیتی و تجسسی بود و هم کسب در آمد و ایجاد فرصت‌های ویژه مالی را نیز تعقیب می‌نمود. لوینسون اگر به سلامت از دیدار با صلاح‌الدین بر می‌گشت آنگاه احتمال اینکه بتواند قرار داد‌های تازه و هنگفتی با سیا و شرکت‌های خصوصی منعقد نماید محتمل بود.

اما لوینسون بی احتیاطی خرج داد و ریسک قمار وی بالا بود. وی آنچنان از بازگشت بی خطر خود مطمئن بود که از سیا تقاضای پشتیبانی و در نظر گرفتن راهکار‌های بازدارنده در صورت گرفتاری نکرد. البته شاید او روی اطمینان سیلورمن به صلاح‌الدین دست به چنین خطری زد. اگر چه با توجه به تجربه وی باور چنین امری راحت نیست. در عین حال ممکن است حضور وی در کیش با ملاقاتی که با دو ایرانی در استانبول انجام داده بود ارتباط داشته باشد. مساله تحقیق پیرامون قاچاق سیگار هدف اصلی وی از سفر به ایران نبوده است.

اما برخی از گزارش‌ها حاکی است برخی از افراد منسوب به رفسنجانی در حوزه قاچاق سیگار در ایران فعال هستند. ایران یکی از بزرگ‌ترین بازار‌های سیگار قاچاق را دارد و در حدود سی درصد سیگار مصرفی از طریق غیر قانونی وارد کشور می‌شود. در سطح اطلاعاتی که فعلا موجود است امکان راست آزمایی در خصوص دست داشتن خواهر زاده‌های رفسنجانی [مرتبط با بنیاد تعاون سپاه در کنار فعالیت‌های محسن رضایی] در بازار سیاه سیگار وجود ندارد و این مساله فعلا در حد یک اتهام است.

ارزش اطلاعاتی پایین لوینسون

رصد شناسی رفتار سیا از هنگام مفقود شدن لوینسون نشان می‌دهد از دید مشهور ترین سازمان اطلاعاتی امریکا،لوینسون ارزش اطلاعاتی خاصی ندارد که برای آزادی وی دست به عملیات‌های خاص بزند. حتی حاضر نیست در این خصوص مبادله اطلاعاتی انجام دهد. لوینسون سابقه کار در سیا ندارد. او در قالب شرکت خصوصی اش با سیا قرار داد داشته است. حتی قرار داد وی آن قدر اهمیت نداشته است تا موقتا بودجه‌ای در اختیار وی داده شود تا کار‌های اطلاعاتی اش دچار وقفه نگردد.

نوع پروژه‌هایی که برای سیا انجام می‌داده است از جنس جمع آوری اخبار و تجزیه و تحلیل اطلاعات بوده است. او قرار نبوده در بخش عملیات‌های مخفی اطلاعاتی کرای انجام دهد. در صورتی که سفرش به کیش از این جنس است. لوینسون به لحاظ فنی نمی‌توانسته است وارد فعالیت‌های محرمانه اطلاعاتنی شود. وی در فیلم مستندی در خصوص مافیای روسیه حضور داشته و این فیلم قبل از سفر وی به کیش به صورت عمومی پخش شده است. در بخشی از فیلم از وی به عنوان مامور سابق اف بی آی یاد می‌شود. همچنین او با دو نفر ایرانی در استانبول پیشتر ملاقات کرده بود. علی القاعده آنها به دنبال شناسایی چهره اصلی وی می‌رفتند. از انجاییکه آنان وعده فروش نفت با تخفیف داده بودند لذا یا مستقیما و یا غیر مستقیم با محافل قدرت در ایران در ارتباط بودند. بر اساس شنیده‌های قابل اعتنا سپاه در فروش قاچاقی و غیر قانونی نفت در ایران دست دارد و در مقطعی نیز در فروش غیر قانونی نفت عراق فعال بود. از این‌رو می‌توان حدس زد که آن دو نفر به نوعی با نیرو‌های سپاه در ارتباط بوده اند. بنابراین با توجه به این مسائل احراز هویت لوینسون راحت بوده و در عین حال طعمه‌ای دلچسب برای سیستم امنیتی ایران به نظر می‌رسیده است. اما ماجرای لوینسون رسوایی در سیا بوجود آورده و پرده از مشکلا ت تصمیم گیری در سطوح میانی و پایینی آن کنار زد.

نقش احتمالی حکومت ایران

حکومت ایران از ابتدا منکر هر گونه اطلاعی از لوینسون بوده است. در عین حال برای کمک ابراز آمادگی کرده است. همچنین مرتب از دولت آمریکا خواسته است تا ماموریت لوینسون را افشا نماید. اما قرائنی وجود دارد که انگشت اتهام را به طرف حکومت ایران دراز می‌نماید. اگر چه هنوز این ادعا قطعیت ندارد.

گروه‌های شبه نظامی و اسلام‌گرای منطقه برای افرادی مانند لوینسون تمایل ندارند تا موضوع گروگانگیری به درازا بکشد. معمولا در کوتاه مدت و یا حداکثر میان مدت موضوع را چه از طریق معامله وبده و بستان و یا قتل سوژه فیصله می‌بخشند.

از سوی دیگر در سفر لوینسون به کیش تشکیکی وجود ندارد. در جزیره کیش غیر از نیرو‌های اطلاعاتی و انتظامی ایران وبخصوص سپاه، هیچ نیروی دیگری نمی‌تواند فعالیت کند. تا الان سابقه نداشته است در آن مناطق گروه‌های خارجی بتوانند دست به گروگان‌گیری بزنند. همچنین نوع ارسال فیلم و عکس‌ها به گونه‌ای بوده است که با استفاده از پیچیده ترین روش‌های رد گیری نیز قابل تعقیب نبوده است. این امر نشان از حرفه‌ای بودن کار گروگانگیر‌ها دارد. اما در صورتی که این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد انگیزه چیست؟

معمولا دولت‌هایی که در رویارویی با آمریکا هستند همیشه از مامورین وابسته به نهادهای اطلاعاتی آمریکا به عنوان طعمه استفاده می‌کنند. درآن مقطع چیزی از گم شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع نمی‌گذشت. بازگرداندن عسگری برای حکومت خیلی مهم بود. بنباراین می‌توان فرض کرد دستگاه امینتی ایران با گروگان گرفتن لوینسون تقاضاهای امنیتی و اطلاعاتی از آمریکا داشته است که تا کنون اجابت نشده و موضوع معطل مانده است. آنها گمان کرده‌اند او مامور عالی رتبه‌ای است و لذا می‌توانند معامله بزرگی را سامان بدهند. جهت‌گیری پلاکاردهایی که بر روی سینه لوینسون نصب شده بود همه متمرکز بر سرزنش بی اعتنایی دولت آمریکا است. در یکی از آنها به دولت آمریکا گفته شده بود آیا شما نمی‌توانید کاری کنید یا نمی‌خواهید کاری بکنید؟ مخاطب خاص پلاکارد‌ها دستگاه اطلاعاتی آمریکا است تا متوجه پیام شود. قرائن محکم تری وجود دارد که نشان می‌دهد لوینسون زنده است اما بعید است او در داخل خاک ایران باشد. نیرو‌های نظامی و اطلاعاتی ایران توانایی مخفی نگاه داشتن افراد در مطنقه و بخصوص در افغانستان و پاکستان را دارند. برخی از گزارش‌ها مدعی هستند وی پیش گروه گلبدین حکمتیار است. اما اگر این ادعا درست باشد وی امانت حکومت در دست او است.

نقش داوود صلاح‌الدین

داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست. حرف‌هایی که تا کنون پیرامون ملاقاتش با لوینسون زده است، ناسازگار است. ممکن است او در جریان دستگیری لوینسون بوده است اما در عین حال بررسی مواضع وی نشان می‌دهد احتمال اینکه وی در جریان پروژه گروگانگیری نبوده باشد، بیشتر است. علی القاعده دستگاه امنیتی ایران وی را تحت مراقبت دارد و تماس‌های تلفنی و رفت و آمد وی تحت کنترل است. قرار گذاشتن با صلاح‌الدین در داخل خاک ایران بدون اطلاع نیرو‌های اطلاعاتی کار پر خطر و ساده لوحانه‌ای بوده است. اما صلاح‌الدین از آغاز تا به امروز می‌گوید لوینسون توسط حکومت ایران بازداشت شده است. این سخنان با مواضع حکومت تعارض دارد. سیا و نیرو‌های اطلاعاتی آمریکا در مقطعی به دنبال دزدیدن وی از ایران بودند. از این‌رو وی با صلاح‌دید حکومت تصمیم گرفت تا نسبت به تردد‌های خارجی‌اش مراقب باشد. ولی از دهه ۹۰ به این طرف وی اهمیتش را برای آمریکایی‌ها از دست داده است. برخی از منابع نیز مدعی هستند وی تماس هایی برای بازگشت به خاک آمریکا داشته است. امکان تایید این ادعا وجود ندارد. سخنان تند صلاح‌الدین در خصوص فساد در مقامات عالی رتبه ایران و به‌خصوص رفسنجانی نیز موضوع مهمی است. حرف‌های وی در مورد رفسنجانی سنخیتی با مواضع بخش تند روی حکومت دارد. بنابراین اگر وی با دستگاه امنیتی ایران که در زمان فوق کاملا با بخش‌های تند رو همسو بود، هماهنگ بود آنها مشکلی بر روی افشاگری نسبت به اموال احتمالی رفسنجانی در کانادا نداشتند. صلاح‌الدین همچنین مدعی است صحبت‌های وی و لوینسون صرفا بر روی موضوع سیگار‌های قاچاق بوده است.

جایزه یک میلیون دلاری

معمولا وقتی نیرو‌های اطلاعاتی و انتظاماتی جایزه‌ای برای کشف موضوعی اختصاص می‌دهند که تا حدودی مطمئن باشند که نزدیک به دستیابی به سوژه مورد نظر هستند. بنابراین اعلام این جایزه و تبلیغ گسترده آن در افغانستان سویه مبهم فعالیت و یا ناکامی احتمالی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا را نشان می‌دهد.

در یکی از تلاش‌های ناموفق، اف‌بی‌آی متوسل به یک تاجر ثروتمند روسی به نام الگ درپیسک می‌شوند. وی با ایران فعالیت اقتصادی دارد. او مدعی می‌شود که با فردی از خانواده خامنه‌ای مذاکره کرده و او در ازاء دریافت مبلغ هنگفتی قول آزادی لوینسون را داده است. اف‌بی‌آی آنقدر مطمئن شده بودند که به همسر لوینسون می‌گویند منتظر تماس تلفنی شوهرش باشد. اما چنین وعده‌ای هرگز رخ نمی‌دهد. این اتفاق می‌تواند با اعلام جایزه فوق در ارتباط باشد.

بدین‌ترتیب سرنوشت لوینسون زمانی معلوم می‌شود که فعل و انفعال‌های اطلاعاتی پشت پرده به جایی برسد. اگر سیا به رویه کنونی خود ادامه دهد، عملا راهی برای گروگان‌گیر‌ها نمی‌ماند. بعید به نظر می‌ررسد وضعیت کشدار کنونی ادامه پیدا کند.

انتشار اخبار همکاری وی با سیا و فعالیت‌های جاسوسی وضعیت وی را تا حدی بغرنج تر می‌سازد. از یک طرف گروگانگیر‌ها بهای بیشتری برای آزادی وی طلب می‌کنند. اگر این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد اعلام جاسوسی وی تا زمانی که سیا رسما مسوولیت کار‌های وی را نپذیرد تغییری در وضعیت ایجاد نمی‌کند. همچنین افشای جاسوسی دلیل نمی‌شود تا حکومت موضعش را تغییر داده و رسما بپذیرد لوینسون را بازداشت کرده است. پذیرش مسئولیت جاسوسی از سوی سیا نیز تبعات منفی برای دولت آمریک دارد. ضمن اینکه سیا مدعی است لوینسون مامور و نیروی رسمی آنها نبوده است.

نا امیدی از امکان انجام معامله اطلاعاتی دیگر فاکتور تعیین کننده است. کاهش تنش بین ایران و آمریکا نیز فضا ر ابرای پیدا شدن لوینسون مساعد کرده است. اما ممکن است بن بست کنونی برای مدت دیگری نیز ادامه پیدا کند. او فرد بیماری است و همچنین باید مرتب انسولین بزند. این فاکتور به ضرر گروگانگیر‌ها عمل می‌کند و ریسک نگهداری وی بیش از مدت طولانی کنونی را پر خطر می‌سازد. اما لوینسون همانطور که ناگهانی گم شد و اسمش در دنیا پخش شد، رهایی‌اش نیز وضعیت مشابهی خواهد داشت.

No responses yet

Dec 20 2013

افشاگری شاهین دادخواه در خصوص عملیات برون مرزی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فیس بوک کمپین صلح: سازمان اطلاعات اسرائیل(موساد)، چگونه برای معاون وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد، دام پهن کرد؟

در مبارزات و رقابتهای سیاسی همواره یک اصل پذیرفته شده است که باید نسبت به کاسه های داغ تر از آش، یعنی سوپر انقلابیون و سوپر چپ ها، مشکوک بود. این قاعده در مورد مسائل سیاسی زمان احمدی نژاد نیز به نوعی صادق است. از جمله در مورد تیمی که وی بعد از تحولات 88 در وزارت بر سر کار آورد و در واقع مار در آستین خود پرورش داد.
رضوی، تدین و خود مصلحی از کسانی بودند که در شرایط امنیتی پس از انتخابات سال 88، توانستند با تندروی، بر ضعف های خود سرپوش بگذارند. اما در همین دوران یکی از فجایع دوران حیات وزارت اطلاعات، آن هم در معاونت ضد جاسوسی که همواره از قوی ترین معاونت ها بود، رخ داد.
فاجعه ای که دست کمی از قتل های زنجیره ای نداشت، اما این بار در پوشش قانون و با احکام ساختگی تدین که آنچنان از نظر حقوقی ضعیف بود که دادگاه جرات نشان دادن احکام به متهمان را نداشت.
فاجعه اینگونه رخ داد که رضوی به خاطر خوش خدمتی در سرکوب و دستگیریهای سال 138، از معاونت داخلی به معاونت ضد جاسوسی منتقل شد. درحالیکه که سابقه کاری او در وزارت کشور، در زمینه مسائل داخلی بود.
موساد برای سرگرم کردن این تیم ضعیف، نقشه بسیار پیچیده ای طراحی کرد که از برخی اخبار منتشر شده در رسانه ها می توان بدان پی برد.
طعمه گذاشتن برای وزارت اطلاعات به قصد مشغول کردن آن به مسائل غیر مهم و جزئی و به قصد ضربه زدن به تاسیسات هسته ای و ترور دانشمندان هسته ای و دادن پوشش کافی به ماموران مخفی خود. در این چارچوب، تعداد کثیری از جوانان درمانده و بیکار ایرانی که به قصد تفریح راهی استانبول میشوند، توسط عوامل موساد شکار و به کنسولگری آن در این شهر هدایت شده، مبلغی به آنها داده میشد و از آنها وعده همکاری گرفته میشد. که بعدها اسامی و نشانه های این افراد توسط موساد به شکل پیچیده و غیر مستقیم به وزارت اطلاعات ایران داده میشود.
رضوی با افتخار تمام این افراد را دستگیر کرده و از کشفی بزرگ برای مقامات عالی رتبه سخن می گوید و درحالیکه وزارت اطلاعات درگیر این دام اطلاعاتی است، دانشمندان هسته ای، پی در پی ترور می شوند. بی آنکه عاملان آنها دستگیر شود.
تنها عامل قتل یعنی قاتل علی محمدی که خود را معرفی می کند، توسط یکی از عوامل نفوذی موساد در وزارت اطلاعات، از تور امنیتی فرار داده شده و در استانبول کشته میشود.
و نصیب رضوی چیزی جز مجید جمالی فشی که هیچگاه نفر اصلی نبوده و تا روز آخر در سلول انفرادی نگه داشته می شود تا با کسی سخن نگفته و قضیه را افشا نکند. او در آخرین روز قبل از اعدام داد میزد: “فریبم دادند، قرار نبود اعدام شوم.”
رضوی که پی برد در دامی سخت گرفتار شده است، برای انتقام گرفتن از موساد، نقشه ای طراحی کرد که حاصل آن قطع پاهای جوانی به نام سعید مدنی در تایلند، زندانی شدن محمد خزایی در این کشور و نیز زندانی شدن بهرام فیضی در باکو به اتهام تلاش برای منفجر کردن سفارت اسرائیل بود.
رضوی، زن و فرزند سعید مدنی را که جز همان افرادی بود که موساد لو داده بود، گروگان گرفت تا او عملیات تایلند را انجام دهد. و این جوان نگون بخت برای رهایی زن و فرزندش، مین را زیر خود گذاشت و منفجر کرد تا شاید بمیرد، اما قسمتش این نبود.
رضوی نه تنها کاری پیش نبرد، بلکه اقدامات خرابکارنه او باعث تنش در روابط ایران با تایلند، گرجستان، آذربایجان و برخی کشورهای دیگر شد و این درحالی است که هنوز هیچیک از قاتلین دانشمندان هسته ای شناسایی نشده اند.
وقتی چند ماه پیش، وزیر اطلاعات جدید آقای علوی اعلام کرد، افرادی که به عنوان خرابکار هسته ای دستگیر شده اند، “دزد میله گرد” بوده اند، اوج هنر رضوی و مصلحی نمایان شد.
اکنون وزارت اطلاعات با دهها پرونده ساختگی مواجه شده است که رضوی و تدین با ناشی گری و چراغ سبز مصلحی ساخته اند. آنها تیم جدید را تهدید کرده اند که سراغ این پرونده ا و خطاهای گذشته نروند. و اظهارات تند مصلحی علیه ظریف معطوف به همین تهدید است.
فاجعه ای که مثلث رضوی – تدین – مصلحی در چهار سال گذشته رقم زده، دست کمی از خالی کردن خزانه دولت از سوی احمدی نژاد ندارد.
موساد از یکطرف و افراطیون داخل از طرف دیگر از حضور این مثلث بی تجربه بیشترین استفاده را کرده و بدترین ضربه ها را به وزارت اطلاعات وارد کردند. تا شاید سازمانهای اطلاعاتی موازی نظیر سازمان اطلاعات سپاه و نظیر اینها تقویت شوند، و دولت منتخب مردم نتواند از توان تخصصی وزارت اطلاعات برای مقابله با خرابکاری ها و مدیریت بحران استفاده کند.
رضوی و تدین بهتر از هر کسی می دانند برای دهها نفر با دستو چه کسی پرونده ساخته اند. آقای اسدی مالک بیمارستان پارسیان در روز وفات پدر خود، از طرف چه کسی ملقب به سردار شد و دستور داد یکی از پیمانکاران شرکت قزاق استخراج معدن طلای کردستان به اتهام جاسوسی دستگیر و به ده سال زندان محکوم شود تا زمینه برای بالا کشیدن سهام شرکت به نفع او و البته (حسین – ط) فراهم شود.
آیا رضوی باز هم می تواند ادعا کند که مستقل عمل کرده است؟
آقای مصلحی بر اساس کدام تخصص از سازمان حج و اوقاف وارد وزارت اطلاعات شد؟
چرا رضوی با آن همه ادعا در دامی گرفتار شد که موساد برایش گسترده بود؟
اگر پرونده سازی برای صدها جوان نگون بخت را کنار بگذاریم، آقای رضوی چه جوابی برای دلسوزان نظام امنیتی کشور دارد؟
نمی گویم آگاهانه بلکه از روی غفلت او در دامی گرفتار شد که پیامد آن فاجعه جبران ناپذیر برای قوی ترین سیستم اطلاعاتی کشور بود.
دکتر شاهین دادخواه
مشاور پیشین حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی

No responses yet

Dec 20 2013

سعید مرتضوی؛ پیش‌مرگی برای خروج از بحران: سعید مرتضوی؛ پیش‌مرگی برای خروج از بحران

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: آيا در همين چند ماه اخير معلوم شده است که مرتضوى چه تخلفات کلانى داشته است؟ چرا تا پيش از برخورد احمدى‌نژاد با لاريجانى در مجلس، چنين اتفاقى رخ نداد؟

ظاهرا اين‌بار قرعه به نام مرتضوى افتاده است تا پيش‌مرگ تندروها براى خروج از بحران باشد. مرتضوى لکه ننگى شده است که تندروهاى داخل نظام مى‌خواهند با چسباندن وى به احمدى‌نژاد و جريان انحرافى، دامن خود را از اقدامات ويران‌گر و مصيبت‌بار وى برهانند.

مرتضوى که پيش از بيعت با آقاى احمدى‌نژاد و مشايى، غلام حلقه به گوش محافل تندرو بود و کثيف‌ترين کارها نظير بستن، توقيف روزنامه‌ها و دستگيرى و زندانى کردن روزنامه‌نگاران و روشن‌فکران را انجام مى‌داد، اکنون از چشم تندروها، افتاده است.

ديگر هيچ‌کس حاضر نيست با او فالوده بخورد. هر کس سعى مى‌کند از او تبرى جويد. مرتضوى وقتى با آقاى احمدى‌نژاد پيمان بست، پيمان خود را با طائب و جريان عماريون شکست و لذا سزاى اين کار او همان است که اکنون بر او مى‌رود.

او هم مثل سعيد امامى بايد قربانى شود، تا اراده معطوف به افشاى تندروهاى امنيتى، اقتصادى، سياسى داخل نظام، حداقل براى مدتى تضعيف شود.

آيا در همين چند ماه اخير معلوم شده است که مرتضوى چه تخلفات کلانى داشته است؟ چرا تا پيش از برخورد احمدى‌نژاد با لاريجانى در مجلس، چنين اتفاقى رخ نداد؟ چرا وقتى مرتضوى تهديد کرد اسامى آمران دستگيرى‌هاى ٨٨ و کهريزک را افشا خواهد کرد، در فاصله ٢۴ ساعت او را از بند ٢۴١ حفاظت قوه قضاييه بيرون کشيدند؟

گريه‌هاى آن شب تاريخى مرتضوى به او فهماند که عمر مفيد او براى تندروها تمام شده است و او دير يا زود به خاطر پشت کردن به روساى سابق خود بهاى سنگينى خواهد پرداخت.

بعد از مرتضوى نوبت باندى است که پيرامون او جمع شده بودند، از جمله مدير کل حقوقى وزارت اطلاعات که به فرمان مرتضوى و طائب براى اشخاص و جريان‌هاى سياسى پرونده‌سازى مى‌کرد.

پرونده‌سازى براى شرکت قزاق معدن طلاى کردستان به قصد تصاحب آن از سوى اسدى یکی از صدها مورد پرونده‌سازى باندهاى تندرو براى سلطه بر منابع اقتصادى و سپس سياسى کشور است و مرتضوى يکى از عاملان اين کار بود و قرار بود تا آخر مرئوس و تحت فرمان باشد. اما وقتى درآمدهاى بى‌زبان تامين اجتماعى را در اختيار گرفت، احساس رياست و بى‌نيازى کرد و اکنون بايد هزينه اين جسارت خود را بپردازد تا به قول معروف فراموش کند چه کسانى او را از يک دادگاه معمولى در يزد، به مقام دادستانى تهران رساندند.

سرنوشت او عاقبت آن‌هايى است که مى‌خواهند از نردبان تندروها بالا بروند و سپس مستقل عمل کنند و يا در صورت به دست آمدن فرصت، بخواهند با افشاى اسرار از روساى سابق خود امتياز بگيرند.

با حذف مرتضوى بخشى از تاريخ عمل‌کرد تندروها در ٢ دهه گذشته حذف خواهد شد و حلقه‌هاى واسطى که عاملان بسيارى از اقدامات خودسرانه بودند، از بين خواهند رفت تا ارزيابى اين اقدامات و شناسايى آمران آن‌ها بيش از پيش مشکل‌تر شود.

دولت‌آبادى، دادستان تهران با عبرت گرفتن از سرنوشت مرتضوى، سکوت نسبى اختيار کرده است. در عوض اژه‌اى که پرونده فساد مالى آقازاده‌اش نقل هر محفلى است، قصد خوش‌خدمتى به تندروها را دارد تا بلکه پرونده پسرش بسته شود؛ تا معلوم نشود او خودسرانه در شرکت حسابرسى در شهرک غرب چه مى‌کرد و چرا در شرکت سيمرغ اين همه پول دريافت کرده بود.

تندروها در هر مقطعى يکى از افراد آلوده اقتصادى- مالى را بر مى‌گزينند تا کارهاى کثيف خود را به او سپرده و بعد از مدت زمانى او را حذف کنند.

چه کسى جز سعيد امامى مى‌توانست آن اقدامات وحشتناک را در بازداشتگاه ٢٠۹ و خانه‌هاى امن انجام دهد؟ چه کسى جز مرتضوى مى‌توانست ننگ بستن ٢۹ روزنامه را در تاريخ ايران به نام خود ثبت کند؟

دکتر شاهين دادخواه

مشاور پيشين حسن روحانى در شوراى عالى امنيت ملى

بند ٣۵٠ اوين

No responses yet

Dec 18 2013

بگو مگوی کیهان و مطهری بر سر برکناری مامور اطلاعاتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: علی مطهری، نماینده مجلس، اخیرا در بیانیه‌ای اعلام کرد دو مدیر ارشد اطلاعاتی به خاطر شنود دفتر او برکنار شده‌اند. روزنامه کیهان مطهری را به “خلاف‌گویی و فرار رو به جلو” متهم کرده و او به این اتهام پاسخ داده است.

علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی، روز شنبه (۲۳ آذر/ ۱۴ دسامبر) با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که کار گذاشتن دستگاه شنود در دفترش کار ماموران وزارت اطلاعات بوده و یکی از معاونان این وزارت‌خانه و مدیرکل مجموعه زیر نظر او به خاطر این کار برکنار شده‌اند.

روزنامه کیهان در ستون “خبر ویژه” روز چهارشنبه (۲۷ آذر/ ۱۸ دسامبر) مطهری را به خلاف‌گویی متهم کرده و ادعا می‌کند: «تغییر معاون مورد اشاره چند ماه پیش در پی شروع به کار وزیر جدید صورت گرفته و هیچ ربطی به ماجرای آقای مطهری ندارد. به همین ترتیب، با تغییر معاون جدید، مدیرکل مجموعه ‌نیز تغییر کرده است.»

دام ماموران اطلاعاتی بیگانه

مطهری در بیانیه خود نوشته بود، به درخواست وزارت اطلاعات دهم آذر ماه در جلسه‌ای با حضور وزیر اطلاعات، محمود علوی، و یکی از معاونانش شرکت کرده و درباره کار گذاشتن دستگاه شنود در دفتر کارش با آنها گفتگو کرده است.

نماینده اصولگرای مجلس نوشت، در این جلسه مطلع شده که کار گذاشتن دستگاه شنود در دفتر او “با هدایت یکی از معاونان مدیریت قبلی وزارت اطلاعات توسط چند تن از افراد زیر مجموعه او با انگیزه سیاسی انجام شده است و آن معاون و مدیر کل او هر دو از کار برکنار شدند”.

روزنامه کیهان که مسئولیت آن را حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی، بر عهده دارد می‌نویسد که موضوع مهمتر “تور پهن کردن یکی از سرویس‌های بیگانه” برای علی مطهری است که از چندی پیش “مقدماتی را تدارک کرده و بدون اطلاع مطهری، به او نزدیک شده بود”.

اتهام جاسوسی به روزنامه‌نگاران

کیهان در ادامه‌ی روایت خود ادعا می‌کند که “نیروهای سخت‌کوش وزارت اطلاعات که این سناریوی خطرناک را کشف کرده بودند، مطهری را در جریان ماجرا قرار می‌دهند”. بر این اساس مطهری حتا از وزارت اطلاعات تشکر هم کرده است.

روزنامه کیهان مطهری را به “ریل عوض کردن و جنجال علیه وزارت اطلاعات” متهم کرده و مدعی است که “برخی همکاران نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نقش عمده‌ای در به بازی گرفتن” او دارند.

اشاره کیهان به نشریه‌های نزدیک به جناح اصلاح‌طلب حکومت جمهوری اسلامی است که همکارانشان در خبر ویژه این روزنامه به انجام “انواع مأموریت‌های جاسوسی نیابتی” برای بریتانیا و آمریکا متهم شده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجلس (خانه ملت)، مطهری در واکنش به این اتهام‌ها گفت: «حرف‌های کیهان نیازی به تکذیب ندارد، اکثریت قابل توجه مردم حرف‌های کیهان را نمی‌پذیرند.»

انتقاد خاتمی از شنود مکالماتش

روزنامه کیهان و مدیر مسئولش به پرونده‌سازی علیه مخالفان و منتقدان و ارتباط داشتن با نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مشهورند و در مناسبت‌های مختلف منتقدان را به همکاری با سرویس‌های مخفی کشورهای خارجی متهم می‌کنند.

علی مطهری ظاهرا با توجه به همین سابقه به پایگاه خبری مجلس گفت: «بالاخره کیهان باید افتضاح همکاران و همفکرانش را به گونه‌ای جمع کند.»

نماینده اصولگرای مجلس در بیانیه‌ی خود نوشته بود که ۲۱ آذر ماه وسایل شنودی را که تیرماه سال جاری (۱۳۹۲) در دفتر کار او کشف و ضبط شده به ماموران وزارت اطلاعات پس داده است.

محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین که بارها توسط کیهان به “خیانت به کشور” و ارتباط با بیگانگان متهم شده، ۲۶ آذر از حاکم بودن فضای امنیتی بر کشور انتقاد کرد و گفت: «جوی را درست کرده‌اند که همه افراد احساس می‌کنند تحت شنود شدید هستند.»

به گزارش سایت خبری جرس، خاتمی در دیدار با استانداران دولت اصلاحات به شنود مکالمات خودش اشاره کرد و گفت: «ای کاش شنود می‌شد و یا آنچه بود همان طور منتقل می‌شد به جاهای دیگر؛ نه اینکه مطالبی سر تا پا دروغ محض به نقل از من در بولتن‌ها بیاید و به بزرگان منتقل شود.»

مطهری در بیانیه ۲۳ آذر خود از قول وزیر اطلاعات و معاون او نوشت: «در دولت یازدهم گفتمان وزارت اطلاعات تغییر کرده و این روش‌ها شرعا و قانونا مردود و مورد نکوهش است.»

No responses yet

Dec 16 2013

جلالی: متوليان پاسخگوی ديدار ستوده و پناهی با پارلمان اروپا باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: کاظم جلالی، رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس، روز يکشنبه ۲۴ آذرماه در خصوص ديدار هیات پارلمان  اروپا با نسرين ستوده و جعفر پناهی گفته است که مجلس مسئوليتی ندارد و بايد وزارت اطلاعات و قوه قضائيه در این زمینه پاسخگو باشند.

هيات پارلمانی اروپا جمعه، ۲۲ آذر در سفارت يونان با نسرين ستوده و جعفر پناهی، برندگان جايزه آزادی انديشه پارلمان اروپا،ديدار کرد. اين ديدار واکنش تعدادی از نمايندگان مجلس را در پی داشته است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، کاظم جلالی در اين زمينه گفته است:«در روز جمعه که گروه روابط پارلمانی اروپا در روز نخست سفر برنامه ای نداشته اند برنامه ملاقات با سفرای اروپايی را در سفارت يونان داشته اند و اين افراد نيز در اين سفارت حاضر می شوند.»

رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس در خصوص واکنش قوه قضائیه به دیدار هیات اپارلمان اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی گفته است: پاسخ دستگاه قضايی نيز اين بوده است که اين افراد الان آزادند و از همين آزادی استفاده شده است و متوليان امر بايد نحوه هماهنگی آنها با اين گروه را پاسخگو باشند اما مجلس شورای اسلامی هيچگونه مسئوليتی نمی پذيرد چون هيچ هماهنگی با ما انجام نشده است.

کاظم جلالی « متوليان امر» را در اين زمينه دستگاه قضا و وزارت اطلاعات دانسته و گفته است: «آنها بايد در اين خصوص پاسخگو باشند.»

وی همچنين گفته است که يک ماه پيش «رئيس گروه سوسياليست های اروپا» در جريان سفر خود به ايران با نسرين ستوده و جعفر پناهی ملاقات  کرده بود.

به گفته رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس، معاون قوه قضائيه اعلام کرده است که از نظر اين قوه « هيچ مشکلی»  برای ديدار  نسرين ستوده و جعفر پناهی با افراد ديگری که می آيند، وجود ندارد.

در حالی کاظم جلالی  گفته است مجلس در خصوص ديدار هيات پارلمانی اتحاديه اروپا با نسرين ستوده و جعفر پناهی پاسخگو نيست که روز گذشته جواد کريمی قدوسی، نماينده مجلس، خواستار پاسخگويی وزرات امور خارجه در اين زمينه شده بود.

با اين حال وزارت امور خارجه ايران می گويد، سفر هيات پارلمانی اروپا به تهران ارتباطی با آن وزارتخانه ندارد و اين مجلس شورای اسلامی است که دراين‌باره تصميم گرفته است.

يش از اين تاريا کرونبرگ، رئيس فنلاندی هيات پارلمانی اروپا، به راديو فردا گفته بود که اين هيات در جريان سفر خود به ايران علاوه بر نمايندگان مجلس شورای اسلامی با نمايندگان جامعه مدنی ايران نيز درباره مسئله حقوق بشر گفت‌وگو خواهد کرد.

هيات پارلمانی اروپا سال گذشته نيز با پيش شرط ديدار با نسرين ستوده و جعفر پناهی قصد سفر به ايران را داشت که مقامات جمهوری اسلامی با آن مخالفت کردند.

No responses yet

Dec 15 2013

لوینسون در باره اموال رفسنجانی هم تحقیق می‌کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

خودنویس: بر اساس گزارش نیویورک تایمز، یکی از موارد تحقیق باب لوینسون بعد از بازنشستگی‌اش از اف‌بی‌آی، دارایی هاشمی رفسنجانی در کانادا بود. یکی از کسانی که لوینسون را در تورنتو ملاقات کرده بود، نوشته نیویورک تایمز را تایید می‌کند.

در ۴۸ ساعت گذشته، حجم خبرهای مربوطه به باب(رابرت) لوینسون وارتباطش به گروهی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، بحث‌های زیادی را در رسانه‌ها و نیز شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است. با این حال، بخشی از اخبار مربوط به لویسنون که کمتر مورد توجه رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته، مربوط به تحقیق لوینسون درباره اموال خانواده هاشمی رفسنجانی در کانادا است.

به نوشته [2] نیویورک تایمز، باب لوینسون با ایران آشنا نبوده است، اما نهایتا در جزیره کیش دستگیر شد. بعد از ملاقاتش با یک فراری آمریکایی به نام داود صلاح‌الدین.

کسی که باب لوینسون را به ایران علاقه‌مند کرد و می‌توان او را رابط اصلی دانست، یک تهیه کننده سابق تلویزیونی به نام آیرا سیلورمن بود.

در سال ۲۰۰۲ زمانی که سیلورمن به ایران رفته بود تا با داود صلاح‌الدین [3]* که در فیلم سفر قندهار مخملباف ظاهر شده بود گفتگو کند، از این «فراری» مسلمان شده درباره فساد مالی سران رژیم از جمله هاشمی رفسنجانی شنید. بر اساس ادعای صلاح‌الدین، هاشمی رفسنجانی بخشی از پول‌های مربوط به فروش نفت را در کانادا سرمایه‌گذاری کرده بود.

سیلورمن توانست از طریق ارتباط تلفنی صلاح‌الدین و لوینسون را با هم آشنا کند.

باب لوینسون برای تحقیق درباره دارایی‌هایی ادعا شده به تورنتو رفت و با یک تاجر لیتوانیایی نیز آشنا شد تا از طریق او به گروهی از ایرانیان نزدیک شود.

یکی از کسانی که با آقای لوینسون در تورنتو ملاقات کرده بود، در گفتگو با خودنویس، این مساله را تایید می‌کند. به گفته این فرد ایرانی-کانادایی(نام محفوظ) آقای لوینسون پیش از سفر آخرش، از او خواسته بود که هم‌راه او به دوبی برود. این فرد مطلع ساکن تورنتو به آقای لوینسون گفته بود که دوبی جای امنی نیست.

باب لوینسون بعدا از دوبی به جزیره کیش سفر کرد و پس از ملاقاتی کوتاه با داود صلاح‌الدین، ناپدید شد.

آن زمان گفته می‌شد آقای لوینسون به عنوان محقق در حال بررسی نحوه قاچاق سیگار به ایران است. این عنوان می‌توانسته پوششی برای کار تحقیقی باب لوینسون در ایران باشد.

روزنامه نیویورک تایمز می‌نویسد که از سال ۲۰۰۷، از ارتباط لوینسون با ماموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا مطلع بوده اما به خاطر امنیت جانی او، از انتشار این مساله خودداری کرده بود.

به نوشته نیویورک تایمز، ناپدید شدن آقای لوینسون، برای سازمان سیا بحران‌ساز بود و سه مسوول این سازمان، شغل‌های خود را از دست دادند، چرا که از آقای لوینسون برای عملیاتی تایید نشده استفاده شده بود. لوینسون، عضو سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نبود.

_________

* داود صلاح‌الدین [3]، یک آمریکایی مسلمان است که در سال ۱۹۸۰، دکتر علی طباطبایی، از منتقدین آیت‌الله خمینی در آمریکا را ترور کرد و به ایران گریخت. پیش از مسلمان شدن، نام او دیویود بلفیلد بود. این آمریکایی ساکن ایران در فیلم سفر قندهار مخملباف بازی کرد.

No responses yet

Dec 13 2013

‘رابرت لوینسون در ایران برای سیا اطلاعات جمع می‌کرد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

بی‌بی‌سی: خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید تحقیقاتش نشان می‌دهد که رابرت لویسنون شهروند آمریکا که در سال ۲۰۰۷ میلادی در جزیره کیش ناپدید شده بود، برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) جاسوسی می‌کرده است.

دولت باراک اوباما از انتشار گزارش آسوشیتدپرس ابراز تاسف کرده است.

بنا بر این گزارش، ماموریت رابرت لوینسون در ایران «تایید نشده» بوده است و یک تیم سیا که در این مورد اختیارات کافی نداشته، به لوینسون برای جمع آوری اطلاعات پول می‌پرداخته است.

آسوشیتدپرس می‌گوید که چهار تحلیلگر سیا به خاطر پرونده لوینسون اخراج و هفت نفر نیز تنبیه انضباطی شده‌اند.

روزنامه واشنگتن پست نیز در مطلب جداگانه‌ای به ارتباط آقای لوینسون با سازمان سیا پرداخته و نوشته است که مقامات سیا در جلسات محرمانه‌ خود به اعضای کنگره گفته بودند که رابرت لوینسون از طرف سیا به ایران نرفته بود.

این روزنامه و نیز خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گویند که سازمان اطلاعات مرکزی سرانجام موافقت کرده است که حدود دو و نیم میلیون دلار به عنوان غرامت به خانواده لوینسون بپردازد.

خانواده لوینسون از تایید یا تکذیب این گزارش خودداری کرده اما طی بیانیه‌ای خواهان تلاش مضاعف دولت آمریکا برای تعیین سرنوشت رابرت لوینسون شده است.

در این بیانیه آمده است: «باب (رابرت) مرد شجاعی است که زندگی‌اش را صرف خدمت به دولت آمریکا کرده و جانش را در این راه به خط انداخته است. اما دولت آمریکا نتوانسته است که نجات این مرد نیک را به یک اولویت تبدیل کند، در حالی که باید این طور باشد. بعضی‌ها در دولت ایالات متحده هستند که وظیفه اشان را برای یافتن باب انجام داده‌اند، اما بعضی‌ها نیز به این وظیفه عمل نکرده‌اند.»

تد ابیز، سخنگوی سیا، در واکنش به این خبر گفته است که درباره ارتباط نسبت داده شده رابرت لوینسون به نهادهای دولتی اظهار نظر نمی‌کند.

خانواده لوینسون دستکم یک بار برای دیدار با مقامات ایرانی به این کشور سفر کرده اند

به گفته این سخنگو: «دولت آمریکا همچنان به بازگرداندن به سلامت او به آمریکا و خانواده‌اش متعهد است.»

ابراز تاسف کاخ سفید

کیتلین هیدن، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا در کاخ سفید نیز گفت که دولت باراک اوباما مصرانه از آسوشیتدپرس خواسته بود که به خاطر نگرانی از جان رابرت لوینسون این گزارش را منتشر نکند.

او گفت: «ما متاسفیم که آسوشیتدپرس گزارشی را منتشر کرده است که به بازگرداندن به سلامت او به خانه کمکی نمی‌کند.»

بنا بر این گزارش، سیا در ضوابط و مقرراتش در مورد کار کردن با عواملی که بخشی از این سازمان نیستند بازبینی کرده است تا از تکرار موارد مشابه در آینده خودداری شود.

دولت آمریکا در چند سال گذشته تاکید داشته است که آقای لوینسون به عنوان یک شهروند عادی به ایران سفر کرده بود و برای نهادهای دولتی کار نمی‌کرد.

آقای لوینسون در گذشته مامور پلیس فدرال (اف بی‌آی) بود که به گفته خانواده‌اش به عنوان کارآگاه خصوصی برای تحقیق در مورد سیگارهای تقلبی به جزیره کیش رفته بود.

در اسفند ۱۳۹۱، اعلام شد که یک فایل ویدیویی و تصاویری از رابرت لوینسون برای خانواده‌اش فرستاده شده که او را با مو و ریشی بلند در لباس نارنجی رنگ شبیه زندانیان گوانتانامو نشان می‌داد.

مقام‌های آمریکایی که از آن‌ها نام برده نشده پیش‌تر سازمان‌های اطلاعاتی ایران را مسوول تهیه و ارسال این تصاویر دانسته بودند.

ایران همواره درباره سرنوشت آقای لوینسون ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

No responses yet

Dec 11 2013

تاکید فرمانده سپاه ایران بر حضور مشاوران نظامی در سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری مهر سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران ایران، ۱۹ آذر ماه در نشستی در «دانشگاه امام صادق» تهران گفت ایران به سوریه «نیروهای سازمان‌دهی‌شده نظامی» می‌فرستد.

آقای جعفری تاکید کرده است که «کار مستشاری» نظامی ایران در سوریه انجام می‌شود و افزوده است «که این کار را با افتخار انجام می دهیم».

به گزارش خبرگزاری مهر، فرمانده سپاه پاسداران ایران این پاسخ را در پرسشی که به «میزان دخالت سپاه در سوریه» می‌پرداخت، داده بود.

محمدعلی جعفری در عین حال حرف گروهی دیگر از مقام‌های ایران را تکرار کرده است که «ما هر کاری بتوانیم می کنیم تا سوریه حفظ شود… سوریه در خط مقدم انقلاب اسلامی است».

از سوی دیگر وب‌سایت تابناک سخنان فرمانده سپاه را اینگونه نقل کرده است که «سوریه در صف مقاومت است و ‪’‬فقط اعزام نیروی سازمان‌دهی شده نظامی به سوریه باقی مانده است‪’‬ چراکه قبلا اعلام کرده‌ایم نیروی متخصص برای انتقال تجربه و آموزش به عنوان مستشار به سوریه فرستاده‌ایم و این اقدام ما نیز علنی است».

این مقام ارشد نظامی ایران می‌گوید این کار با درخواست دولت سوریه و در قالب -به گفته او- کمک به یک نظام رسمی و قانونی انجام می‌شود.

فرمانده کل سپاه پاسداران ایران پیشتر نیز از حضور «مشاوران» سپاه پاسداران ایران در سوریه سخن گفته بود. او قبلا تاکید کرده بود که این به معنی «حضور نظامی» نیست.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، ماه پیش در آفریقای جنوبی در نشستی خبری گفته بود ایران در سوریه تنها حضور سیاسی دارد.

احمد وحیدی، وزیر دفاع ایران در دولت محمود احمدی‌نژاد، که خود از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه است، در خرداد ماه گذشته گفته بود ایران نیروی نظامی به سوریه اعزام نمی‌کند. او طرح چنین اتهام‌هایی علیه تهران را «انحراف افکار عمومی جهان» عنوان کرده بود.

پیشتر ویدئوهایی به‌طور گسترده بر شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده بودند، که نیروهای نظامی ایرانی را در خط مقدم نبردهای داخلی سوریه در کنار نیروهای ارتش و هواداران بشار اسد، رئیس‌جمهوری آن کشور، نشان می‌دادند.

تازه‌ترین واکنش‌های مقام‌های دولتی نیز پس از انتشار این ویدئوها بود که صورت گرفتند.

ایران از جمله کشورهایی‌ست که در کنار روسیه از دولت بشار اسد حمایت می‌کند. علاوه بر این گروه حزب‌الله لبنان، هم‌پیمان تهران در منطقه، رسما حضور نیروهای خود در جنگ داخلی آن کشور را تائید کرده است. از سوی دیگر عمده کشورهای عربی منطقه از شورشیان سوری حمایت کرده و گزارش‌هایی نیز از حضور شهروندان این کشورها در نبردها منتشر شده‌اند.

اخیرا بنا بر نظرسنجی‌ای که موسسه تحقیقاتی زاگبی در ایران انجام داده است، ۵۴ درصد از شهروندان این کشور گفته‌اند دخالت تهران در اوضاع سوریه تبعات منفی در پی دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .