اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 07 2013

مدير سايت «بازتاب» پس از انتشار خبر «نوار ۸ ميليونی» بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌های رسيده از ايران حاکی است که علی غزالی، مدير سايت «بازتاب»، به دليل درج خبری مبنی بر انتشار «نوار ۸ ميليونی» محمود احمدی‌نژاد درباره تقلب در انتخابات سال ۱۳۸۸ بازداشت شده است.

اين سايت که گفته می‌شود افراد جدا شده از سايت «تابناک» نزديک به محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، آن را اداره می‌کردند از هفته پيش از دسترس خارج شده است.

دسترسی به اين سايت پس از آن قطع شد که «بازتاب» مطلبی را با عنوان «نوار ۸ ميليونی، بگم بگم احمدی‌نژاد پس از رد صلاحيت مشايی است؟» منتشر کرد و در آن نوشت: «محمود احمدی‌نژاد نواری در اختيار دارد که ثابت می‌کند رای واقعی وی در انتخابات سال ۸۸ حدود ۱۶ ميليون نفر بوده و نظام ۸ ميليون رای به نفع وی تقلب کرده است.»

اشاره اين سايت به رای ۲۴ ميليونی محمود احمدی نژاد است که توسط وزارت کشور اعلام شد. نتيجه انتخابات ۸۸ با اعتراض‌های گسترده ای در ايران روبرو شد که سرکوب شديد نيروهای امنيتی و انتظامی را به دنبال داشت و در جريان آن دهها نفر کشته شدند.

بازتاب پس از چند ساعت خبر «نوار هشت ميليونی» را از روی خروجی خود برداشت ولی يک روز بعد دوباره آن را منتشر کرد.

سايت کلمه، نزديک به مخالفان دولت، خبر داده است که پس از انتشار این خبر، علی غزالی، مدير مسوول بازتاب، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هيچ اطلاعی از وی در دست نيست.

بر اساس اين گزارش، يکی از اعضای تحريريه اين سايت نيز دستگير شده است ولی منابع امنيتی و اطلاعاتی هنوز اين خبر را تاييد نکرده‌اند.

خبر «نوار ۸ ميليونی» با واکنش دفتر رياست جمهوری ايران روبرو شد و اين دفتر پس از دو روز از انتشار خبر اعلام کرد: «در پی انتشار مطلبی غيرواقعی و دروغين با موضوع “نوار ۸ ميليونی رييس‌جمهوری…” توسط يکی از سايت‌های خبری که گرايشات خاص سياسی آن بر همگان آشکار است صراحتا تاکيد می‌شود که اصل موضوع مطرح شده در آن و آنچه به رييس‌ محترم جمهوری نسبت داده شده است کاملا بی اساس و کذب محض است».

دفتر محمود احمدی نژاد و سايت‌های نزديک به دولت خواستار آن شده بودند که «دستگاه‌های مسئول» به اين موضوع رسيدگی کنند.

فواد صادقی، سردبير «بازتاب» در گفت و گو با روزنامه «قانون» گفته است که با انتشار اين خبر «سناريوی دولت» را افشا کرديم.

وی افزوده است: «ما گفتيم که يا نوار وجود خارجی دارد و اين‌کار برای فشار به نهادهای ذيربط صورت می‌گيرد. يا نوار ساختگی است و برای عمليات جنگ روانی مطرح می‌شود يا اينکه اين نوار بخشی از واقعيت است و کل واقعيت نيست».

آقای صادقی تاکيد کرده است: «بر اساس تحليل ما صحت چنين نواری بعيد بود و حال که نهاد رياست جمهوری بعد از ۴۸ ساعت سکوت واکنش نشان داده است نشان می‌دهد که اينها غافلگير شده و سناريو ايشان سوخته است».

سايت بازتاب در يک سال فعاليت خود بارها فيلتر و از دسترس خارج شده بود. اين سايت پس از آن راه اندازی شد که وبسايت «آينده» متعلق به این گروه، فعاليت خود را متوقف کرد.

No responses yet

May 04 2013

روز جهانی آزادی مطبوعات و مطبوعاتی که در ایران آزاد نیستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: جمهوری اسلامی ایران در ردیف بزرگترین دشمنان آزادی مطبوعات قراردارد. با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوی در خرداد ماه، بر خلاف دوره‌های گذشته فشارها بر روزنامه‌نگاران و رسانه‌‏های مستقل هر روز بیشتر می‏‌شود.

سوم ماه مه، ۱۳ اردیبهشت، روز جهانی آزادی مطبوعات در حالی فرا می‏‌رسد که به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، ۵۲ روزنامه‏‌نگار و وب‏‌نگار در ایران زندانی هستند.

این روز مقارن شده با ایام نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری. تنها ۴۰ روز به انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است اما بر عکس تمامی ۳۰ سال گذشته که با نزدیک شدن به انتخابات، فضای سیاسی و مطبوعاتی اندکی باز می‏‌شد، امسال حکومت جمهوری اسلامی رویه‏‌ای کاملا خلاف در پیش گرفته است.

سایت کلمه گزارش داده که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مدیران مطبوعات به وزارت اطلاعات احضار شده‏‌اند و شخصی که خود را معاون وزیر و مسئول مطبوعات این وزارتخانه معرفی کرده به آنان گفته “با هرگونه سیاه نمایی در دوران تبلیغات انتخاباتی برخورد خواهد شد”.

مدیر مذکور همچنین تاکید کرده که انتخابات ریاست جمهوری را در حقیقت سپاه پاسداران برگزار می‏‌کند و هیچ تخطئی در این زمینه پذیرفته نخواهد شد.
ممانعت از دسترسی شهروندان به رسانه‌های آزاد نیز بخش دیگری از سیاست‌های محدود‌کننده جمهوری اسلامی تلقی می‌شود

تعیین تکلیف برای مطبوعات در این مورد که درباره انتخابات چه چیزهایی را بنویسند و چه چیز را ننویسند تنها محدود به تهدیدات مستقیم نیست.

روز نهم اردیبهشت(۲۹ آوریل) معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: «در عرصه رسانه باید مراقب بود تا با انعکاس و برجسته‏‌سازی اخبار منفی و مایوس‏‌کننده اقتصادی، امنیت روانی مردم سلب نشود و زمینه‌های امید و نشاط اجتماعی از آنها گرفته نشود».

روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت، سایت خبری بولتن نیوز نزدیک به سپاه پاسداران خبر از دستگیری یکی از افراد حوزه رسانه داد. به نوشته این سایت، فرد مذکور مسئول تهیه بولتن و بررسی رسانه‏‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
بولتن نیوز این فرد را مرتبط با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا معرفی کرده است.

سایت بازتاب نیز از روز۹ اردیبهشت (۲۹ آوریل) از دسترس کاربران خارج شده است. دسترسی به این سایت بعد از انتشار خبر نواری از صدای احمدی‏‌نژاد بر روی این سایت صورت گرفت.

در این نوار که گفته می‌شود مربوط به انتخابات ۱۳۸۸ بوده، احمدی‏نژاد اصرار می‏‌کند که همان ۱۶ میلیون رای او اعلام شود اما مسئولان دیگر تاکید دارند برای اینکه شائبه تقلب پیش نیاید باید آرای احمدی نژاد ۲۴ میلیون اعلام شود.
سایت بازتاب سپس احتمال داده بود که این نوار همان مدارکی است که احمدی نژاد تهدید به افشای آنها می‏کند.

خسرو و مسعود کردپور دو برادر روزنامه نگاری که از ۱۷ اسفند ماه در بازداشت به سر می‏‌برند بنا به اعلامی که در تنها ملاقاتشان به خانواده خود کرده‏‌اند در اعتراض به بلاتکلیفی و ادامه بازداشتشان دست به اعتصاب غذا زده‌‏اند.
محدودیت بیشتر برای دسترسی به شبکه جهانی اینترنت از دیگر سیاست‌های حکومت ایران در نقض آزادی رسانه‌ها به شمار می‌آید

اهمه این اخبار در حالی می‏‌رسد که بنا به گزارش سالانه سازمان گزارشگران بدون مرز که ژانویه امسال انتشار یافت، ایران در رده بندی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۲ در میان ۱۹۷ کشور در رده ۱۷۴ قرار گرفته است. در تازه‌ترین گزارش موسسه موسوم به خانه آزادی (Freedom House) که اول ماه مه عرضه شد وضع ایران به لحاظ وخامت اوضاع مطبوعات باز هم نامساعدتر اعلام شده است. در این گزارش ایران در میان ۱۹۷ کشور جهان به قعر جدول رفته و در رده ۱۹۱ جا گرفته است.

دولت یکی از منابع فشار بر روزنامه نگاران

حسان مهرابی روزنامه نگاری که به تازگی از ایران خارج شده، در گفت و گویی که هفته گذشته با دویچه وله داشت دو دولت احمدی نژاد را بدترین دوران روزنامه نگاری ایران خواند.

به نظر وی تفاوت عمده‏ای که این دولت با دولت‏‌های قبلی دارد در این است که در کنار نهادهای انتظامی و امنیتی خود دولت در بسیاری موارد مصدر فشار بر روزنامه نگاران است.

تعیین تکلیف برای اینکه روزنامه نگاران در کنار نبایدها چه چیزهایی را نیز باید بنویسند از موارد دیگری است که وضع روزنامه نگاری در ایران را بدتر از قبل کرده است.

نبود انجمن صنفی روزنامه نگاران

شاید ایران در میان کشورهایی که نزدیکی سیاسی و اجتماعی بیشتری با آن دارند، تنها کشوری باشد که روزنامه نگارانش از داشتن یک نهاد صنفی و سندیکایی محرومند.

در روز جهانی آزادی مطبوعات باید این عامل را نیز در کنار سایر عواملی که ایران را در رده دشمنان آزادی مطبوعات قرار می‌دهد در نظر گرفت.

احسان مهرابی انجمن صنفی روزنامه نگاران را که از سال ۱۳۸۸ به دستور دولت احمدی نژاد تعطیل شده، یکی از حامیان صنفی و اقتصادی روزنامه نگاران می‏‌داند که به خصوص در شرایط بد اقتصادی کنونی می‌توانست به آنها کمک کند: «انجمن صنفی می‏‌توانست حمایتی باشد برای روزنامه نگاران نه تنها در مسائل سیاسی و مربوط به بازداشت آنها بلکه در مواردی صنفی چون صدور کارت خبرنگاری یا صدور کارت خبرنگاری بین المللی یا آموزش تعاونی مسکن که همه اینها با تعطیلی این انجمن متوقف شده است».

اطلاع رسانی ادامه دارد

احسان مهرابی تاکید می‌کند که علیرغم تمامی مشکلات موجود هنوز هستند روزنامه نگارانی که معتقدند در همان فضا باید ماند و کار کرد و به اطلاع رسانی ادامه داد.

وجود نشریاتی که بعد از هر توقیف و دستگیری نویسندگانشان‌‌، دوباره پا می گیرند خود شاهدی است بر این مدعا که سیر اطلاع رسانی را شاید بتوان کند کرد اما متوقف نمی‌توان کرد.

No responses yet

May 03 2013

شرقی غمگین سلاخی شد و دم برنیاورد: فریدون و قاتلش اکبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

روز: چهارده سال پیش روزنامه نیویورک تایمزدر گزارشی پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای نوشته بود: “دومین خودکشی بین متهمین به قتلهای زنجیره ای در زندان اوین اتفاق افتاد. شخصی که خودکشی کرده، اکبر خوش کوش یکی از ۲۷ بازداشتی است که بعد از اینکه وزارت اطلاعات قبول کرد که کارمندانش در قتل‌ها دست داشته‌اند، آن‌ها را بازداشت کرد. مقامات رسمی می‌گویند که مغز متفکر این جنایات در زندان خودکشی کرده است”.

اکبر خوش‌کوش‌‌ همان فردی است که در جریان دادگاه معروف به اختلاس ۱۲۳میلیارد تومانی، نامش در دادگاه توسط فاضل خداداد مطرح شد. بعدها روزنامه‌نگاران اطلاعات بیشتری از او منتشر کردند. خوش کوش از جمله اعضای وزارت اطلاعات بود که در قتل مخالفان جمهوری اسلانی در خارج از کشور مشارکت داشت و به همین دلیل او را “فرنگی کر” می‌نامیند.

سایت بازتاب در مطلبی به افشاگری علیه اکبر خوش کوشک رییس گروه ضربت وزارت اطلاعات در دوران علی فلاحیان دست زد. در این افشاگری سایت بازتاب با ذکر لقب خوش کوشک و تخصصش در ترورهای برون مرزی جمهوری اسلامی با نام “اکبر فرنگی کار”، او را عامل قتل فریدون فرخزاد در سلسله قتل های زنجیره ای پیش از دولت خاتمی شروع و در دوران خاتمی به اوجش رسید ذکر کرد.

به نوشته بازتاب “خوش کوشک رئیس گروه ضربت وزارت اطلاعات دوران علی فلاحیان، که بدلیل نقشش در تیم ترورهای خارج از کشور به “اکبر فرنگی کار” معروف است، پس از خود کشی شدن “سعید امامی” معاون سیاسی وزارت اطلاعات و عامل قتل درمانی، برای مدتی بازداشت شد و به همکاری با اسرائیل اعتراف کرد؛ اعترافاتی که هرگز پخش نشد، اما فیلم شکنجه های همسر سعید امامی، در ادامه پروژه اسرائیلی معرفی کردن قتل ها در سطح وسیعی منتشر شد.او پس از آزادی، به فعالیت های اقصادی ادامه داد و بنبانگذار موسسه مالی اعتباری توسعه شد.”اکبر خوش‌کوشک هنگامی که در جوخه‌‌های ترور نظام در اروپا سازماندهی شد با اشاره به سابقه‌اش در کشتی فرنگی، گفت که “فرنگی‌کار” است! می‌گویند وی در ترور “فریدون فرخزاد”، احتمالاً دکتر “کاظم رجوی” و بمب‌گذاری در حرم امام رضا و… شرکت داشته‌‌ است. اشتهار او به دست داشتن در تروریسم بین‌المللی تا آن‌جا بود که در دهه ۹۰ دولت کانادا یکی از دلایلی را که براساس آن به تقاضای پناهندگی منصور آهنی مأمور وزارت اطلاعات در ونکوور کانادا جواب منفی داد داشتن عکس مشترک با اکبر خوش‌کوشک در شهر رم بود. او به پاس بیرحمی‌اش در مقابله با مخالفان نظام علاوه بر مسئولیت در تیم ترورهای خارج از کشور به سمت مشاور عملیاتی وزیر اطلاعات در دوران فلاحیان رسید.در دهه هفتاد و در اوج فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات او و “جواد خجسته باقرزاده” برادر زن خامنه‌ای همراه با برادران “افراشته” بطور غیرقانونی موبایل از دوبی وارد کرده و در بازار آزاد می‌فروختند. خوش‌کوشک سپس زمینی را با حمایت دستگاه اطلاعاتی و به زور در بالای خیابان پاسداران تصاحب کرد و با کلاهبرداری از این و آن به ساخت و ساز در آن مشغول شد و برای آنکه کسی جرأت نکند به او چپ نگاه کند دو طبقه از ساختمان مزبور را به سعید امامی و “مصطفی‌ کاظمی” که از مسئولان اصلی دستگاه امنیتی و سرکوب دوران فلاحیان بودند اجاره داد و در طبقه‌ی دیگرش خودش زندگی می‌کرد. به این ترتیب سه نفر از مهره‌های اصلی قتل‌های زنجیره‌ای همسایه هم بودند و در یک مجتمع زندگی می‌کردند.”

فرخ زاد که در محل سکونتش شهر بن در کشور آلمان با ضربات چاقو به قتل رسید یکی از چهره های برجسته علیه حکومت جمهوری اسلامی بود. او که در زمینه های مختلف هنری تلاش هایی انجام داده بود بیشتر به عنوان شومن مطرح است اما در رزومه ی کاریش می توان به دریافت جایزه شعر در آلمان اشاره کرد و فعالیت های موسیقایی اش. اون در زمینه های شاعر، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر نیز فعالیت داشته است. فریدون فرخزاد در برنامه هایی که برگزار می کرد با خطاب قرار دادن شخص روح الله خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی او را به تمسخر و نقد می کشید و نظام روی کار آمده را صراحتا دیکتاتوری آخوندی خطاب می کرد.

چرا فرخ‌زاد کشته شد؟

بسیاری از منتقدان و مخالفین حکومت دلیل اصلی کشته شدن فرخ زاد را سخنرانی معروفش در کنسرت آلبرت هال لندن می دانند. در این سخنرانی فرخ زاد از نقد حکومت فراتر رفته و در جاهایی به تمسخر دین اسلام پرداخته بود. در بخشی از این سخنرانی فریدون فرخ زاد با زبان برهنه اش می گوید: “يه ملت رو ملتی که حافظ و سعدی خونده يک انگشت به دهنش يک انگشت به ماتحتش راه بره تو خيابونها!؟ اين دينه؟ اين دستور دينیِ؟ اينو آوردن تو ايران گذاشتن بجای فرهنگ سعدی،مولوی و حافظ.(بعضی از جماعت به عنوان اعتراض سوت می زنند) سوت نزنيد گريه بايد بکنيم بر احوال خودمون. شما در لندن در تئاتر آلبرت هال نيازی به انگشتهای منهم نداريد. خودتون ماشاالله بهمه انگشت می رسونيد از طريق روزنامه و اعلاميه و فلان،ولی اونائی که تو ايران هستند اون چهل ميليون، بايد ديگه دين گفت شرع دين، اين مال بالا اون مال پايئن. حالا با اين چکار ميشه کرد!؟ من نمی دونم ولی خوب حتماً برای اون چيزی پيدا ميکنند. اما بماند راجع به اين کتاب من امشب با شما صحبت ميکنم.درضمن اين کتاب هست توی لندن. بخرين، بخونينن تا ببينن که برسر ملت ايران اين نيامده که باغ مونه گرفتن آخه بعضی وقتها می شينن همچی ميگن که آقا تمام اين صندق قباله خونه اس گرفتن،چکار کنم؟! خوب کردن گرفتن! کسی که يک صندق قباله خونه داره، اما هيچ کس نميگه سعدی رو گرفتن،حافظ رو گرفتن،مولوی روگرفتن،فروغ فرخزاد،پروين اعتصامی اينها رو کسی نميگه! ميگه ماشين بنزم رو گرفتن. آقا دوست آخوند نداری پس بگيرم.بماند اينا بعداً اشاره به اين کتاب جالب ميکنم براتون.ميخواهم يک آواز بخونم براتون ما ها با هر طرز تفکر سياسی، يک چيز مشترک داريم، وطن مشترک،آب وخاک مشترک وفرهنگ مشترک،وطن ما ايرانه………من بچه که بودم بابام افسربود. بعد ميوه می آورد خونه ظهرها مردم مياوردند ديگه که زن و بچه شون بخورن بعد ما فوری می دويدم ميوها رو می خورديم بعد مادرم ميزد رو دست ما می گفت: نخور!، بچه که نتونه شکمشُ نگهداره بزرگ بشه اونجاشم نگه نمی داره.همين جوری هم شد، جدی ميگم واقعاً همين جوری شد. ولی خوب فکر می کنم باباهای شما هم همين چيزها رو به شما گفته بودند هم چين چيز خنده داری نيست حالا اين بماند. تو آلمان يک بوريس بکر بود تنيس بازی کرد تمام مردم آلمان ايستادند که بوريس بکر قهرمان،رئيس جمهوررفت خم شد جلوی پسر هفده ساله و فلان. حالا ما که الحمدالله رئيس جمهور نديديم که جلوی ما خم بشه اگه َم ميشُد اتفاقاً بد نبود.ولی خوب نه واقعاً حيف انگشت اونا که الحمدالله يکی شون آبدار بوده، روسای جمهورشون يکی ديوانه بوده، يکی شون نمی دونم خمير گير بوده، يکی شون بنا بوده، رئيس مجلس نانوا بوده تو نجف، اون يکی ها بماند با قصاب و عطار وبقال خوب بشيد اينها ممکنه فردا رئيس جمهور ايران بشن اينقدر بد نباشيد باها شون بماند”

این رویکر تند فروخ زاد را بسیاری سبب این می دانند که بر اساس حکم ارتداد وزارت اطلاعات دست به حذف این چهره زده است. در کنار این موضع گیری منتقدان اما نقل دیگری نیز وجود دارد که فریدون فرخ زاد پیش از کشته شدن به قصد بازگشت به ایران به سفارت مراجعه می کند و یکی از دلایلی که هیچ اثر درگیری ای در منزلش مبنی بر ورود عاملان قتل دیده نمی شود همین آشنایی ضاربین و فرخ زاد از یکدیگر بوده است. نقل است که دلیل این تصمیم خستگی اش از غربت و بیماری فرخ زاد بوده که قصد داشته به خانه و کاشانه اش برگردد و تاوان گفته هایش را هرچه باشد بپردازد اما شاید اگر می دانست تاوان گفته هاش مرگ است، از این موضوع صرفه نظر می کرد.

سوابق فریدون فرخ‌زاد

فریدون فرخ زاد پیش از انقلاب نیز حواشی ای خاص خود داشت که پس از انقلاب نیز ادامه دار بود. یکی از این شایعات هموسکچوآل بودن و همجنسگرا بودن اوست که نه رد کرده بود و نه تایید و جایی به تاکید و با سند بر گرایش جنسی این شومن مخالف نظام جمهوری اسلامی مطرح نشده است.

فریدون فرخ زاد که برادر فروغ فرخ زاد نیز هست را می توان در میان نامه نگاری هایش با خواهر شاعر و مطرحش بیشتر شناخت. در این نامه ها چهره ی عاطفی فریدون فرخ زاد در نگرانی ها، روابط، زندگی و دغدغه هایش که برای خواهر شاعرش می نوشت ملموس به چشم می خورد. فروغ که فریدون را پایگاه عاطفی خود می دید نیز از مشکلات زندگی اش چه در زمان زندگی با پرویز شاپور چه مصائب پس از جدایی اش از شاپور بسیار نوشته. نامه نگاری های این دو چهره ی فرهنگی هنری که بر اساس سبب فامیلی خواهر و برادر نیز بودند بسیار جذاب و جالب است. نکته ی جالب دیگر سرنوشت هر دوست، یکی با ضربات چاقو به مسخ مرگ رفت و دیگری در یک بعد از ظهر دلگیر پس از تصادفی مشکوک ضربه مغزی شد.

فریدون فرخ‌زاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران مدت کوتاهی را در بازداشت به سر برد و سپس به شهر لس آنجلس در امریکا مهاجرت کرد. او کتاب در نهایت جمله آغاز است عشق، را در این شهر منتشر کرد و در ۱۶ مرداد ۱۳۷۱(۶ اوت سال ۱۹۹۲) کشته شد. هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجاره عقب مانده” و خاک سپاری جسد سلاخی شده فرخزاد در “گوری رایگان در شهر بن” نسیب زندگی اش بود. س از قتل فریدون فرخزاد، پیکر وی در بخشی از گورستان شهر بُن در گور مجانی[۳۲]به خاک سپرده شد که متعلق به شهرداری آن شهر بود. با گذشت پانزده سال از زمان قتل شهرداری بن برای تخریب آرامگاه فرخزاد و شماری دیگر از قبرهای نزدیک وارد عمل شد. در مقابل با تلاش جمعی از دوستداران فریدون فرخزاد به سرپرستی علیرضا قلی پور و هماهنگی با شهرداری شهر بن، قبر جدیدی برای نگهداری از بقایای پیکر فریدون فرخزاد خریداری و طی مراسمی فریدون فرخزاد در مکانی تازه و دائمی مجدد به خاک سپرده شد. علیرضا قلی پور – که وکالت رسمی خانواده فرخزادها را در خارج از کشور بر عهده دارد، – می‌گوید قصد دارد در نهایت پیکر فریدون فرخزاد را به ایران بازگرداند که پس از گذشت این همه سال این امر موضوعی بعید به نظر می رد.

از مجموعه اشعار او می توان به “من از مردن خسته‌ام”، “در نهایت جمله آغاز است عشق”، “فصلی دیگر(به آلمانی)” اشاره کرد و پنج برنامه ی تلوزیونی و دوازده آلبوم که او به عنوان خواننده ای ماندگار ترانه هایش را اجرا کرده است.

چگونگی قتل فرخ‌زاد

عباس رحمتی از دوستان فریدون فرخ زاد درباره ی حواشی کشته شدن او در مطلبی تحت عنوان “فریدون فرخزاد چگونه به قتل رسید” نوشته است: “چند سال بود که فریدون تلاش می کرد، مادرش را که بسیار دوستش می داشت به آلمان بیاورد، تا بتواند، درمان بیماری اش را در اروپا پیگیری کند. از آنجائی که رژیم می دانست، فریدون مادرش را خیلی دوست دارد، از این در وارد شد و از آن بعنوان پاشنه آشیل، استفاده کرد و وارد مذاکره با فریدون فرخزاد شد!

در واقع چون رژیم ترور فریدون را در سر می پروراند، وزارت اطلاعات خود را پشت این موضوع گذاشته بود و نفرات امنیتی خود را طوری تربیت کرده بود که با فرخزاد از درهای مختلف وارد شود تا بتواند در یکی از این فرصت ها، وی را ترور کنند، از یک طرف قول ویزا دادن به مادرش را مطرح کرده بودند، و از طرفی گفته بودند این که راحت است، آقای رفسنجانی رفروم کرده و می توان گفت شما روزی در ایران شو اجرا خواهید کرد(مثلا میخک نقره ای) و طوری نشان داده بودند که شادروان فرخزاد باورش شده بود.

از طرفی فرخزاد در کنسرت ها و شوهایی که برگزار می کرد، بیشتر از رساله و احکام خمینی که جمع آوری کرده بود صحبت می کرد و فتوی ها و مزخرفات خمینی و آخوند ها را به مسخره می گرفت، مثلا در کنسرتی که در نوروز ۱۳۶۷ در لندن برگزار شد، خمینی را بخاطر فتوی هایش سکه یک پول کرده بود و وقتی مردم به آن گفته ها می خندیدند، می گفت این بدبختی یک ملت است، ملتی که حافظ و سعدی را داشته حال، آنها را ازش گرفته اند و باید به این مزخرفات عمل کند.

آخرین کنسرتهای فرخزاد در کانادا برگزار می شود، در یکی از کنسرت هایش در شهر تورنتو خمینی و آخوند ها را شدید به باد انتقاد میگیرد و پرده از قتل برادرش(دکتر فرخزاد) بر می دارد، بطوریکه همان شب زمانی که فریدون برای استراحت درخانه یکی از دوستانش بسر می برد، ناگهان تلفن زنگ می زند و بعد صاحب خانه فرخزاد را صدا می کند که “فری با تو کار دارد” بعد از تمام شدن صحبت های تلفنی، دوستش میپرسد« فری چرا اینقدر عرق کرده ای و رنگ و رویت عوض شده است؟» فرخزاد در جوابش می گوید: اینها همیشه مرا تهدید میکردند و من هم جدی نمی گرفتم، ولی این بار تهدیدهایشان جدی تر بود،طرف به من می گفت یا درهمین کانادا ترا می کشیم و یا در اروپا ترا خواهیم کشت! وقتی که در کانادا، موفق به کشتن او نمی شوند، ترور ش را به بعد موکول می کنند.

بعد از مدتی که آبها از آسیاب می افتد و فریدون هم کمی از آن تهدید فاصله می گیرد و یا تقریبا از یاد می برد، ماموران و آدم کشان به فرخزاد زنگ می زنند و به آن می گویند، همانطوریکه آقای رفسنجانی قول داده بود نوارهای ویدئویی میخک نقره ای شما را پیدا کردیم و حالا این نوارها حاضر است و قصد داریم خودمان حضورآُ آنها را تحویل تان دهیم، فریدون که مثبت فکر می کرد و دلش می خواست هر چه زودتر به نوارهایش برسد در جواب به آنها، می گوید: چه بهتر از این!

فراموش نکنیم، در آن زمان سفارت رژیم در بن بود و فرخزاد هم در حومه بن زندگی می کرد، خلاصه یک جایی را برای ملاقات معین می کنند.

بعد از ملاقات اولیه فریدون که سر از پا نمی شناخت برای پذیرایی آنها را به خانه دعوت می کند و شاید هم خود آدم کشان طوری تنظیم کرده بودند که وی را در خانه اش ملاقات کنند ولی چیزی که کاملا مشخص است این بوده که فریدون از توطئه خائنانه آنها بی خبر بود ه است. فریدون خوشحال، بخاطر گرفتن آلبوم های میخک نقره ای اش آنها را به خانه می برد و حتا از سر کوچه برایشان یک هندوانه هم میخرد(طبق تحقیق پلیس) و به خانه بردن قاتلان همان و جدا کردن سر فرخزاد همان! درست همان طوری که سر شاپور بختیار را در فرانسه جدا کردند(هر دو نفر را تقریبا شبیه بهم با چاقو آشپز خانه سر بردند)

در خانه مشخص نیست که قاتلان در ابتدا با او چه رفتاری داشته اند ولی گزارشات پلیس نشان از بریدن سر و دستان وی را دارد، البته همه اینها گفتند و نوشتن اش ساده است، دوستی که این ماجرا را تعریف می کرد، می گفت بنا بود که با فریدون کنسرت و شوی بعدی را تدارک ببینیم، به همین خاطر چند روزی قبل از برگزاری کنسرت با او تماس گرفتیم(اولین کنسرت بعد از کانادا بود که قصد داشتیم در اروپا برگزار کنیم) تلفن خانه اش مرتب زنگ اشغال می زد و هرگز قطع نشد. به خانه اش مراجعه کردیم، زنگ زدیم کسی درب را باز نکرد. سگی که در آپارتمان فریدون بود مرتب پارس می کرد و درب خانه هرگز باز نشد! به همسایه هایش مراجعه کردیم همه ابراز بی اطلاعی می کردند به اداره پلیس مراجعه کردیم و موضوع را با آنها در میان گذاشتیم، به پلیس گفتیم: که این روزها، ما یک کنسرت در دست اجرا داریم ولی نمی دانیم چرا تلفنش مرتب بوق اشغال می زند و این غیر طبیعی است و درب خانه را هم کسی باز نمی کند و سگش هم مرتب پارس می کند و باز این هم غیر طبیعی است. پس از مراجعه پلیس، با اینکه وضعیت را کاملا غی طبیعی می دانست و می دید که، بوی خون می آید و سگ مرتب پارس می کند، باز با کمال خونسردی می گفت چیزی نیست و ما نمی توانیم کاری کنیم شما بروید ما تحقیق می کنیم و نتیجه را به اطلاع تان می رسانیم، ما هم که کاری نمی توانستیم بکنیم با نگرانی و ناراحتی بر گشتیم و باز مرتب زنگ زدیم و زنگ ولی فقط بوق اشغال شنیدیم. و نگران کننده تر اینکه از طرف فریدون هم هیچگونه تماس تلفنی گرفته نشد.

فردای روز بعد باز به خانه فری رفتیم بوی خون همه جا را گرفته بود. مجددا سراغ پلیس رفتیم، پلیس که اوضاع را وخیم می دید، خلاصه درب آپارتمان را باز کردند و وارد خانه شدند، ولی با جنازه تکه تکه شده ی فریدون مواجه شدند. فریدون غرق در خون بود و سر و دستش را از تنش جدا کرده بودند و از آنجائیکه خود می دانستند از طرف چه کسانی این گونه قتل ها، صورت می گیرد زیاد هم تعجب نکردند. در واقع این قتل هم در ادامه قتل های زنجیره ای در داخل و خارج کشور مثل آلمان و فرانسه و اطریش و سوئیس بود که هیچ کدام از قاتلین هم دستگیر نمی شدند و در صورت دستگیر شدن هم تحویل رژیم داده می شد” و شاید این تنها روایت نزدیک به واقعیت در مرگ فرخ زاد باشد.

No responses yet

May 02 2013

«ایران از کشورهای اصلی ناقض حق آزادی مذهب است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارش سال ۲۰۱۳ خود ایران را در کنار کشورهای عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان به عنوان کشوری معرفی کرده است که در آن حق آزادی مذهب به بدترین وجه پایمال می‌شود.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” در گزارشی که روز سه‌شنبه (۳۰ مه / ۱۰ اردیبهشت) در واشنگتن منتشر کرده است در مجموع از ۱۵ کشور نام می‌برد که نقض حق آزادی مذهب در آنها به طور “سیستماتیک، مستمر و شدید” انجام می‌گیرد.

در میان کشورهایی که به شدت ناقض حق آزادی مذهب هستند از ایران، عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان، برمه، چین، اریتره، کره شمالی، عربستان سعودی، ویتنام و سودان نام برده شده است.

به نظر این کمیسیون، آزادی مذهب در ایران محدودتر شده و امکان دارد که بخاطر نزدیکتر شدن دوره انتخابات ریاست جمهوری در این کشور وضعیت بدتر نیز بشود. طبق این گزارش، بازداشت و حبس شهروندان بهایی، حمله به مسیحیان، دراویش و صوفیان در ایران همچون سالهای پیش ادامه دارد. این کمیسیون مسئولان اصلی وخیم‌تر شدن وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران را علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، ذکر می‌کند.

طبق گفته این کمیسیون، برخلاف گذشته، ترکیه دیگر جزو کشورهایی نیست که موجب “نگرانی خاص” می‌شوند. در گزارش “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” آمده است که در ترکیه محدودیت‌های موجود برای اقلیت‌های مذهبی کاهش یافته است. اما دولت ترکیه هنوز هم همه گردهمایی‌های مذهبی در پهنه همگانی را زیر نظر می‌گیرد.

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” که از سوی کاخ سفید و کنگره آمریکا مامور بررسی وضعیت آزادی مذاهب در کشورهای گوناگون جهان است، کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه را جزو گروهی دیگر ذکر می‌کند که در آن حق آزادی مذهب محدود شده است.

بخش بزرگی از گزارش ۳۶۰ صفحه‌ای “کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” به موارد نقض آزادی مذهب در کشورهایی چون ایران، عربستان سعودی، چین و کره شمالی می‌پردازد.

انتقاد به تحدید حق آزادی مذهب در اروپا

“کمیسیون آمریکایی آزادی مذاهب” از وضعیت آزادی مذهب در آلمان و دیگر کشورهای اروپای غربی نیز انتقاد می‌کند. در این گزارش آمده است که در سال‌های اخیر بر شمار محدودیت‌های که نسبت به آداب و رسوم و اشکال بیانی مذهبی اعمال می‌شود، افزوده شده است. در این گزارش از جمله مورد حکم دادگاه کلن در ماه ژوئن ۲۰۱۲ ذکر شده که ختنه پسران را به عنوان آسیب بدنی قابل مجازات شناخته بود.

حکم دادگاه کلن واکنش اعتراض‌آمیز یهودیان و مسلمانان را به دنبال داشت. در پی آن مجلس نمایندگان آلمان در دسامبر سال پیش (۲۰۱۲) قانونی را تصویب کرد که طبق آن ختنه پسران بدلایل مذهبی می‌تواند توسط پزشکان صورت گیرد.

به نظر این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی بویژه در پهنه عمومی به قدر کافی رعایت نمی‌شود. گزارش این کمیسیون می‌گوید که در برخی کشورها “سکولاریسمی پرخاشجو” حاکم است. با این حال به گفته این کمیسیون، حق آزادی مذهب در اروپای غربی در مجموع به خوبی حفظ می‌شود.

این کمیسیون افزون بر مورد حکم دادگاه کلن علیه ختنه پسران، از فرانسه و بلژیک نیز بخاطر ممنوع کردن حجاب کامل زنان انتقاد کرده است. در این گزارش همچنین از رأی یک دادگاه در سوئیس در مورد ممنوعیت ساخت یک مسجد یاد شده است.

طبق گزارش این کمیسیون در مجموع در اروپا “جو رشدیابنده ارعاب علیه اشکال مشخص فعالیت مذهبی” را می‌توان مشاهده کرد.

No responses yet

Apr 29 2013

زندانیان این بند فردا در اعتصاب ملاقات خواهند بود: حضور گارد ویژه در بند ۳۵۰ اوین/ انتقال ۱۰ زندانی سیاسی به سلول انفرادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند/سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی …

ده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بعد از ظهر امروز ۸ اردیبهشت و در پی اعتراضات صبح امروز جمعی از زندانیان این بند با دستور مستقیم دادستان تهران، با اعزام گارد ویژه به بند ۳۵۰ به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، انتقال سعید مدنی، عبدالله مومنی، ابوالفضل عابدینی نصر، سیامک قادری، امیر خسرو دلیر ثانی، محمد حسن یوسف‌پور سیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی پس از آن صورت گرفت که مومنی معاون زندان اوین با مداخله در امور بند ۳۵۰ خواستار عزل سعید مدنی نماینده زندانیان و وکیل بند ۳۵۰ شده بود.

در پی این دستور غیر قانونی، زندانیان در حمایت از وکیل بند منتخب شان اقدام به اعتراض و سر دادن شعار و سرود در صحن عمومی بند کردند و خواستار پیگیری مطالباتشان از جمله برکناری معاون زندان مومنی و عدم دخالت وی امور بند ۳۵۰ شدند، زندانیان همچنین شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند این واکنش زندانیان با اعزام گارد ضد شورش زندان و تهدید به آوردن آن‌ها و برخورد با زندانیان بند ۳۵۰ مواجه شد.

وکیل بند ۳۵۰ سعید مدنی طی هفته‌های گذشته مطالبات و اعتراضات متعدد زندانیان از جمله در خصوص برخورد نامناسب مسئولان زندان و وضعیت فروشگاه زندان و تخلفات مالی مسئولان آن و نیز توهین‌های مکرر مسئولان سالن ملاقات (فردی به نام سیدی) خانواده زندانیان، مطرح کرده بود که این مسئله خشم مسئولان زندان را موجب شده بود.

بر اساس آخرین گزارش ها، این ده زندانی که علاوه بر انفرادی، ممنوع الملاقات شده اند، تهدید کرده‌اند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، طی روزهای آینده دست به اعتصاب غذا خواهند زد. سایر زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ نیز در همین راستا اعلام کرده‌اند که در اولین اقدام اعتراضی خود فردا اعتصاب ملاقات خواهند کرد.

گفتنی است در جریان مذاکرات نمایندگان زندانیان با مقامات زندان نماینده‌های نیز از طرف وزارت اطلاعات و دادستانی تهران نیز حضور داشتند و صراحتا گفته شد که دستور دادستان تهران مبنی بر مجازات زندانیان عامل تظاهرات و اعتراضات به زندان ارسال شده است.

No responses yet

Apr 28 2013

تاييد قانون مجازات اسلامی توسط شورای نگهبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: حسينعلی اميری،‌عضو حقوقدان شورای نگهبان، روز شنبه هفتم ارديبهشت،‌گفته است، لايحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان مورد بررسی نهايی قرار گرفت و تاييد شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، حسينعلی اميری گفته است:‌: در جلسه چهارشنبه هفته گذشته بررسی لايحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان به اتمام رسيد و آنچه باقی ماند ارسال از سوی مجلس به رييس جمهور برای ابلاغ است.

اين عضو حقوقدان شورای نگهبان در مورد روند بررسی لايحه جديد قانون مجازات اسلامی، گفت: لايحه مجازات اسلامی در زمان رياست محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضاييه تهيه و به دولت ارسال شد. پس از ارسال به مجلس اين لايحه در کميسيون قضايی مورد بحث و بررسی‌های مفصل قرار گرفت و در نهايت چهارشنبه هفته گذشته نظرات شورای نگهبان کاملا تامين شد.

در همين زمينه محمد علی اسفنانی، سخنگوی کميسيون حقوقی و قضايی مجلس به خبرگزاری ايرنا گفته است: به احتمال زياد اين قانون از اوايل خرداد ماه اجرايی می شود.

به گزارس خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا،‌. لايحه قانون مجازات اسلامی در پنج باب کليات، حدود، قصاص، ديات و مجازات های تعزيری و بازدارنده تنظيم شده که در باب کليات، اصول کلی قابل اعمال در ابواب ديگر شامل تعاريف و قلمرو اعمال مجازات، مبنای مسئوليت کيفری و شخصی بودن مجازات، تقسيم بندی جرايم و مجازات ها بر اساس مبانی اسلامی، حدود مسووليت کيفری و موانع آن، جهات تخفيف مجازات و شرايط آزادی مشروط، تعويق، تعليق و زوال محکوميت کيفری مورد توجه قرار گرفته است.

اين در حالی است که سازمان ديده بان حقوق بشر در شهريور ماه سال گذشته لايحه پيشنهادی برای قانون مجازات اسلامی ايران، را ناقض حقوق اشخاص متهم و نيز متهمين کيفری دانسته بود.

سازمان ديده‎بان حقوق بشر از مقام های جمهوری اسلامی خواسته بود تا «تصويب اصلاحات پيشنهادی را به تعويق انداخته و قوانين کيفری ظالمانه کشور را مورد تجديد نظر قرار دهند.»

سازمان ديده بان حقوق بشر با مقايسه لايحه پيشنهادی با قانون فعلی مجازات اسلامی تصريح کرده بود: «برخی از اصلاحات، حقوق متهمين جنائی و محکومين را حتی بيش از پيش تضعيف می‎کنند وبه قضات حق اعمال قضاوت شخصی وسيعی می‎دهند تا مجازات‏هائی را صادر نمايند که ناقض حقوق متهمين ‎باشد. قانونگذاران و مقامات رسمی قضائی اين اصلاحات را به عنوان تلاشی جدی برای رعايت تعهدات بين‎المللی ايران نسبت به حقوق بشر ذکر کرده‎اند.»

در همين زمينه، جو استور، معاون بخش خاورميانه سازمان ديده‎بان حقوق بشر گفته بود: «اين اصلاحات، برای مطرح ساختن مقرراتی که به دولت اجازه می دهد منتقدين خود را زندانی، شکنجه، و اعدام نمايد، اقدام چندانی نمی‎کند. اگر ايران مايل است تعهدات خود را نسبت به حقوق بشر رعايت نمايد، بايد صدور احکام اسف انگيز خود مانند اعدام کودکان، قطع دست و پا، و سنگسار را کاملاً و مطلقاً ممنوع سازد.»

سازمان ديده‎بان حقوق بشر گفته بود: جدی ترين مشکلات موجود در اصلاحيه های جديد شامل ابقاء مجازات اعدام برای متخلفين خرد سال و نيز برای جرائمی است که مطابق قانون بين‎الملل، جدی محسوب نمی‎شوند. اين اصلاحيه‎ها همچنين نمی توانند چندين جرم را که مجازات های شديدی، از جمله اعدام، به دنبال دارند به وضوح تعريف و تشريح کنند.

سازمان ديده‎بان حقوق بشر اضافه کرده بود: اين اصلاحيه ها همچنين شامل قوانين مربوط به امنيت ملی هم می‎شوند که دارای عبارات کلی يا مبهم بوده و برخورداری از حقوق بنيادين افراد را جرم تلقی می‎کند. و کماکان به کار بردن مجازات هائی را مجاز می شمارد که به سطح شکنجه، يا رفتار ظالمانه و تحقيرآميز مانند سنگسار، شلاق زدن و قطع دست و پا، می رسند.

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 18 2013

هرانا؛ یورش گارد زندان رجایی شهر به بند زندانیان سیاسی/ اعلام اعتصاب عمومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: عصر امروز ماموران گارد ضد شورش با حمله به سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی شهر اقدام به تفتیش محل و توهین و فحاشی به زندانیان نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این حمله در ساعت سه و نیم عصر پس از ملاقات زندانیان با خانواده‌هایشان صورت گرفت، ماموران با حضور مسئولین زندان اقدام به تخریب لوازم زندانیان کردند که این امر موجب واکنش زندانیان سیاسی شد.

زندانیان سیاسی با شعار‌های پی در پی به حضور ماموران و توهین و فحاشی ایشان اعتراض کردند و ساعاتی پیش با تصمیم عمومی اعلام کردند غذای زندان را تا اطلاع ثانوی تحویل نخواهند گرفت.

در یورش ماموران گارد زندان یک زندانی به نام نامق محمودی مورد ضرب و شتم گارد قرار گرفت و زندانیان نیز با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر به این اقدام ماموران اعتراض کردند.

No responses yet

Apr 17 2013

نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بیچاره حسین درخشان! روزهایی بود که به اسرائیل سفر می‌کرد و به خیال خودش می‌خواست پل رابطی باشد بین این دو ملت! امروز ببین به چه فلاکتی گرفتار شده!
فالس نیوز: حسین درخشان ضد انقلاب مقیم کانادا بود که سال 87 پس از بازگشت به ایران، بازداشت و به جرم‌ همکاری با دولت‌های متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات و راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن به 19 سال زندان محکوم شد.
خبرگزاری فارس: نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حسین درخشان که 5 سال است برای گذراندن دوره محکومیت 19 ساله اش در زندان اوین به سر می برد، در نامه ای خطاب به فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی فارسی مطالبی را مطرح کرده است که شرح کامل این نامه از نظرتان می گذرد :

به نام حق

خانم فرناز قاضی زاده‌، دوست و همکار قدیمی،

سلام بر تو و خانواده‌ی گرامی‌ات. کاش بجای زندان اوین، این نامه را از روی نیمکت‌های مورد علاقه‌ام کنار بی.اف.آی (موسسه فیلم بریتانیا) در کرانه‌ی جنوبی رودخانه‌ی تِیمز می‌نوشتم تا تو و خوانندگانِ دیگر فکر نکنید حبس پنج ساله‌ی من تاثیری در محتوای این نوشته دارد. اتفاقا خوب است نگاهی به یکی از آخرین نوشته‌های وبلاگم، پیش از اینکه در آبان 1387 بازداشت شوم، بیندازی که دقیقا همین مضمون را داشت؛ به بهانه‌ی اخراج رفیقمان مهدی جامی از رادیو زمانه و با تیتر: «نان‌خورهای دولت‌های متخاصم، بیدار شوید». 1

یازده آبان هشتاد و هفت نوشته بودم: «دوستان روزنامه‌نگار رفرمیستی که سرشان را توی برف کرده‌اند و فکر می‌کنند رسانه‌ای که تمام پولش را یک دولت بدهد می‌تواند مستقل باشد، بهتر است بیشتر از این خودشان را گول نزنند. همین تلویزیون بی.بی.سی فارسی هم که قرار است راه بیفتد و آب از لب و لوچه‌ی خیلی از شماها راه انداخته است هم تمام خرجش از دولتی می‌آید که می‌خواهد با تحریم اقتصادی خانواده‌ و مردم و کشور شما را نابود کند. شرف و آبروی خودتان را نفروشید و وقتی کار یادگرفتید به ایران برگردید. فضای رسانه‌ای در ایران هرگز از این بازتر نبوده است و برای همه‌ی شما کار و موقعیت در ایران هست. هرچند کمی سخت‌تر از بی.بی.سی، ولی در عوض عذاب وجدان نخواهید داشت. وقتی در ناباوری محض، صدا و تصویر عبدالمالک ریگی یا رهبران پژاک یا امثال آن را از بی.بی.سی فارسی دیدید، می‌فهمید چه می‌گویم. شما فعلا مست و سرخوش از معاشرت با موبورها و چشم‌آبی‌ها، یادتان رفته است که تاریخِ چیزی به نام استعمار هرگز پایان نیافته است. امیدوارم وقتی این مستی از سرتان می‌پرد،‌ با خودتان روراست باشید.»

حتما یادت هست که پس از سالها همکاری و دوستی در رسانه‌های اصلاح‌طلبان در ایران و رفت و آمد خانوادگی در فرنگ، آخرین بار تو را در آمفی‌تئاتر خلیلی در زیرزمین دانشگاه سواز لندن دیدم. آنجا، وسط آن جمعیت، با سماجت با تو رودرو شدم و پرسیدم که چرا تو و حتی سینا مُطلبی، که این همه رفیق بودیم و برای آزاد شدنش از بازداشت بیست‌روزه‌اش دنیا را به هم ریختم، حالا این‌قدر آشکارا از من فرار می‌کنید و جواب دادی: «ما از تو می‌ترسیم.» منظورت واضح بود. مرا مثل خیلی‌های دیگر مامور جمهوری اسلامی می‌دانستید، چون چهارتا مطلب در نقد اصلاح‌طلبان و در حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی نوشته بودم. حالا سرنوشت‌هایمان را ببین.

خیلی چیزها در این پنج سال عوض شده است. از همه مهم‌تر این‌که پسر دوست‌داشتنی‌ات، مانی، دارد بزرگ می‌شود و کم‌کم می‌فهمد دنیا چه خبر است. کم‌کم در اثر معاشرت با جوان‌های فراوان مهاجر لندن می‌فهمد که استعمار یعنی چه، سرمایه‌داری چیست، مسلمان یعنی چه، قدرت و هژمونی چیست، و صهیونیزم و اسراییل یعنی چه. دور نیست روزی که او را با چفیه‌ای فلسطینی دور گردن در بازگشت از یکی از راهپیمایی‌های بزرگ ضداسراییلی لندن ببینی و تمام بدنت یخ کند. چون فکر نمی‌کردی پسرت در قلب بریتانیا -و نه ایران- به شکل بسیجی‌ها از آب درآید. آیا این بقول انگلیسی‌ها آیرانیک (Ironic) نیست؟

واقعیتی است که بخش مهمی از ساکنان لندن، بخاطر مهاجران انبوه و محیط آکادمیک نسبتا آزاد و سابقه‌ی طولانی سندیکاهای کارگری و گروه‌های بانفوذ ضدسرمایه‌داری‌اش، تمایلات ظلم‌ستیزانه‌ی قابل توجهی دارند. و لابد شنیده و دیده ای که بخاطر همین ویژگی‌ها، بیشترین جمعیت (به نسبت اروپا) در راهپیمایی‌های گوناگون لندن بر ضد حمله به عراق، ضد حمله به لبنان، ضد سرمایه‌داری، ضد بی‌عدالتی، ضد حمله به غزه -و حتی ضد پوشش جانبدارانه‌ی بی.بی.سی از اسراییل- شرکت می‌کند.

خب، اگر پسرت فردا، پس فردا، غمزده و گرفته از دبیرستان برگردد و معلوم شود دوستانش، بخاطر اینکه تو و سینا برای وزارت خارجه بریتانیا کار می‌کنید، او را اذیت و مسخره کرده‌اند، چه می‌کنی؟ اگر بپرسد «مگر ما ایرانی نیستیم، پس چرا شما برای دولتی که با ایران دشمنی می‌کند کار می‌کنید» چطور اقناعش می‌کنی؟ 2

مطمئنم که خوب این واقعیت‌ها را می‌دانی و به هر دلیل این انتخاب فعلی توست. ولی نکته اینجاست که هنوز بسیاری از جوان‌های روزنامه‌نگارِ خسته از فضای سیاسی و پرتلاطم ایران، هر شب در آرزوی بیرون آمدن از ایستگاه متروی هالبورن، و قدم زدن در پیاده‌روهای کینگزوِی به سمت ساختمان بوش هاوس و کارت زدن در آن درهای چرخان و وارد شدن و کار کردن در آن ساختمان قدیمی می‌خوابند. (فقط امیدوارم در خیالاتشان موقع رد شدن از خیابان‌های لندن با ماشین‌هایی که بر عکسِ ایران از سمت راست می‌آیند، تصادف نکنند. و البته بدانند که مدتی است دیگر در بوش هاوس خبری نیست و همه را تخلیه کرده‌اند و کل بی.بی.سی رفته به برودکاستینگ هاوس در پورتلند پلیِس!)

همین بچه‌ها که این‌قدر در ایران استقلال حرفه‌ای برایشان مهم است و مثلا حاضر نیستند حتی یک روز برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا روزنامه‌‌های وابسته به حاکمیت کار کنند (مگر اینکه پولش خوب باشد و کسی هم نفهمد!)، حاضرند بیایند برای سرویس جهانی بی.بی.سی که حتی در وب‌سایت دولت بریتانیا، در کنار سرویس مخفی اطلاعاتی (اس.آی.اس) زیر مجموعه‌ی وزارت خارجه تعریف شده است و همه‌ی خرج دویست و چهل، پنجاه میلیون پوندی سالانه‌اش را هم وزارت خارجه (اف.سی.او) می‌دهد(3) ، کار کنند. (در همان پورتال دولت بریتانیا خواهی دید که بخش داخلی بی.بی.سی زیر نظر وزارت فرهنگ تعریف شده است.)4

من شرمنده‌ام که بخشی از رسانه‌های حکومتی، بجای اینکه با ابزار تاریخ و استدلال منطقی درباره‌ی بی.بی.سی و کارکرد استعماری‌اش روشن‌گری کنند، وارد بازی‌های غیراخلاقی و زشت و تهمت‌های اثبات‌نشدنی شده‌اند. من از آنها و از بحث‌هایشان تبری می‌جویم.

اما سوالم این است که اگر خدای نکرده و به فرض محال (چون فعلا نه جراتش را دارند و نه توانش را) یک روز آمریکا و انگلیس و اسراییل بخواهند به بهانه‌های دروغین به ایران حمله کنند و متوجه شوی بی.بی.سی هم، درست مانند دوران پیش از جنگ عراق (و دوران ملی شدن نفت در دهه‌ی 1330)، دارد به این جوسازی‌ها دامن می‌زند و برای حمله‌ی نظامی به وطن‌مان زمینه می‌سازد، چه خواهی کرد؟ می‌مانی و بر اساس سیاست‌هایی که از وزیر خارجه –طبق روش اروپایی بطور نامحسوس- ابلاغ می‌شود، جلوی دوربین با صورتی آهنین از تعداد کشته‌ها و زخمی‌های هم‌وطنانت و تلاش نیروهای «اتحاد» برای کمک به زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان حرف می‌زنی؟ شک ندارم که جوابت منفی است. تو و تقریبا تمام بچه‌هایی که من می‌شناسم و الان در بی.بی.سی کار می‌کنید، مثل ابوالقاسم طاهری در زمان ملی شدن نفت، آن‌قدر عزت و شرف و انسانیت و وطن‌دوستی دارید که استعفا دهید یا حداقل اعتصاب کنید.

ولی مگر الان جنگ اقتصادی‌ای که علیه موجودیت ایران راه انداخته‌اند، کمتر از حمله‌ی نظامی است؟ خودت که بارها از زبانشان شنیده‌ای که جنگ نظامی را، بخاطر همبستگی‌ای که در داخل ایران تولید می‌کند، مردود می‌دانند. ولی آیا به نظرت اینکه خانواده‌‌‌ی عزیز در ایران، بخاطر دسترسی نداشتن به ساده‌ترین امکانات پزشکی، در اثر جنگ اقتصادی‌ای که بی‌رحم‌ترین شیک‌پوشان عالم با چهار تا امضا و لبخند علیه مردم ما راه انداخته‌اند، سلامتی‌شان را از دست بدهند قابل توجیه است؟ تو که هر روز سرت توی خبرهاست بهتر می‌دانی که در تاریخ سابقه نداشته است که بانک مرکزی کشوری تحریم شده باشد و عملا تمام راه‌های انتقال پول و ارز را به آن ببندند. مگر ایران چه گناهی کرده است، جز اینکه مثل سال 1330 که سعی کرد حق مردمش را از سرمایه‌های خدادادی زیرزمینی‌اش از بریتانیا بازپس گیرد، حالا هم می‌خواهد همان نفت گران‌قیمت را بجای اینکه برای تولید برق مفت بسوزاند، صرف سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و تولید محصولات شیمیایی پرارزش کند و در عوض برقش را از راه ارزان و پاک اتمی بدست بیاورد؟ اگر برق اتمی اشکال دارد، پس چرا فرانسه 77 درصد و آمریکا 19 درصد و بلژیک 50 درصد و سویس 40 درصد و کانادا 15 درصد و آلمان 18 درصد و انگلیس 16 درصد و ارمنستان 33 درصد و اسلونی 41 درصد و مجارستان 43 درصد و تایوان 20 درصد و سوئد 40 درصد برق خود را از رآکتورهای روزبه‌روز پیشرفته‌تر خود می‌گیرند؟ 5

این وحشیانه‌ترین جنگ غیرنظامی‌‌ای است که در تاریخ بشر علیه کشوری راه افتاده و اگر هر کشوری جز ایران بود، تاحالا شکست خورده بود. مردم ایران واقعا صبور و نجیب و مقاوم‌اند و جمهوری اسلامی هم، با وجود همه‌ی ندانم‌کاری‌هایش، با خلاقیت‌های استثنایی و پوست‌کلفتی خیلی خوب مقاومت کرده و اجازه نداده که مردم شرایط جنگی را خیلی حس کنند.

این جنگ خونریزی ندارد. بی‌صدا تضعیف می‌کُند و آرام می‌کُشد. ولی نباید موجب شود اصل جنگ را فراموش کنیم و فکر کنیم چون چهارتا راهنمای تنظیم خبر و قواعد سردبیری داریم، از منافع دولتی که این جنگ اقتصادی را علیه مردم‌مان راه انداخته است، مستقل‌ایم. خودمان را گول نزنیم که کارمان بر اساس معیارهای حرفه‌ای است. بی.بی.سی بریتانیایی همان‌قدر در راستای منافع دولت گرداننده‌اش عمل می‌کند که پرس تی.وی جمهوری اسلامی. فقط اروپایی‌ها بخاطر سابقه‌ی استعماری‌شان بهتر بلدند روند تامین منافعشان را در پوشش‌های موجه مخفی کنند.

سوال باز هم اینجاست: طرف ظالم بایستیم یا مظلوم. برای مسلمان شیعه‌ای که حداقل یک‌بار در زندگی‌اش جمله‌ی «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» را شنیده باشد، همین دو طرف بیشتر نیست. ولی اگر برای کسی هر روز عاشورا و همه‌جا کربلا نیست، می‌تواند انتخاب کند که، اگر توان دفاع از مظلوم را ندارد، حداقل طرف مهاجمِ ظالم نایستد.

و کاش جمهوری اسلامی آن‌قدر درایت داشت که فضای رسانه‌ای سومی برای همین بچه‌های روزنامه‌نگارِ خسته و بریده در بیرون از ایران -چیزی شبیه به تلویزیون «المیادین»- درست کند که اگر کسی به هر دلیلی تاب ایستادن در این طرف را ندارد، مجبور نشود بخاطر یک لقمه‌ نان و یک نفس آسایش، با هزار توجیه و عذاب وجدان، دست با دامن مهاجمان به سرزمین و مردم خود شود.

خانم قاضی زاده‌، تهیه‌کننده و مجری گرامی بی.بی.سی فارسی،

به من که پنج سال از بهترین سالهای جوانی‌ام را تا حالا در مشهورترین زندان جمهوری اسلامی گذرانده‌ام و هنوز هم چهارده سال دیگر از حکم حبسم باقی است، اجازه بده تا به سبک ابوالقاسم طاهری، همکار قدیمی‌ات در بی.بی.سی (که در جریان ملی شدن صنعت نفت در دهه‌ی1330 از ملی‌شدن نفت دفاع کرد و از سیاست‌های بریتانیا تبری جست 6) به تو و دیگر همکارانت بگویم: این مردم، این کشور، و این انقلاب ارزشش را دارد که آدم با وجود همه‌ی سختی‌ها و دلخوری‌ها پای ان بایستد -یا حداقل دست در دست مهاجمان بی‌رحم به آن نگذارد.

حالا شاید اثر این نامه از داخل زندان اوین بیشتر باشد تا از روی آن نیمکت‌های بزرگ چوبی محبوبم در ساوث بنک در کنار بریتیش فیلم اینستیتوت.

با دوستی و آرزوهای خوب،

حسین درخشان

تهران، زندان اوین

26 فروردین 1392

15 آوریل 2013

پی نوشت:

1 http://web.archive.org/web/20081121081835/http://hoderiniran.com/

2 می‌دانم که از سال 2014 وزارت خارجه دیگر به سرویس جهانی و مانیتورینگ پول نمی‌دهد و هزینه‌های آن مثل بخش داخلی بی.بی.سی باید از حق اشتراک مردمی پرداخت شود. ولی این را هم می‌دانم که مدیریت سرویس جهانی و مانیتورینگ کماکان توسط وزارت خارجه و مشارکت تراست بی.بی.سی (هیات مدیریتی کلان بی.بی.سی که به پیشنهاد کابینه توسط ملکه منصوب می‌شوند) اداره خواهد شد. بطوری که ویلیام هیگ، وزیر خارجه‌ی کنونی، در گزارشی به پارلمان تاکید می‌کند: «بی.بی.سی، مانند حالا، همراه با وزیر خارجه، به تعیین اهداف، اولویت‌ها و مقاصد سرویس جهانی بی.بی.سی ادامه خواهد داد و برای ایجاد یا تعطیل کردن هر سرویسی به زبان‌های مختلف باید ک.افقت کتبی وزیر خارجه را اخد کند.» http://www.publications.parliament.uk/pa/cm201012/cmselect/cmfaff/1058/1058.pdf 3

4 https://www.gov.uk/government/news/foreign-office-will-provide-additional-funding-for-the-bbc-world-service

5 https://www.gov.uk/government/organisations

http://www.iaea.org/pris/

6 در مرداد 1330 و اوج درگیری ایران با بریتانیا برای ملی کردن صنعت نفت، ابولفاسم طاهری، از کارمندان واقت بخش فارسی سرویس جهانی در واکنش به رادیو ایران که او و دیگر کارکنان بی.بی.سی را خاین خوانده بودند، نامه‌ای به روزنامه‌ی «باختر امروز » که مهمترین مدافع ملی شدن نفت بود نوشت. در این نامه آورده بود «از طرف دو، سه نفر از همکارانم… به صراحت اعلام می‌کنم که ما از دولت‌مان تبعیت می‌کنیم، هر چه که باشد. مهم نیست که وطنمان چقدر در مقایسه با کشورهای دیگر عقب‌مانده است، ما باز هم عاشق حتی خرابه‌ها و گورستان‌هایش هستیم.»

منبع: http://www.cira-jira.com/Vol%20%2017.1%202%20Shahidi%20April%202001.pdf

انتهای پیام/

No responses yet

Apr 17 2013

اعدام نه نفر در شیراز به اتهام محاربه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: حکم اعدام ۹ شهروند به اتهام محاربه، صبح امروز سه شنبه، بیست و هفتم فروردین ماه، در شیراز به اجرا درآمده است.

به گزارش روابط عمومی دادگستری فارس، احکام اعدام ۶ نفر از این افراد به نام‌های (غ-ن)، (ا-ح-ن)، (م-ز)، (ب-د)، (م. ه. آ) و (ب. الف) در محل ارتکاب جرم آنان و در ملاءعام اجرا گردید و سه نفر دیگر از این متهمان نیز که محل ارتکاب جرم آنان روستا‌ها و جاده‌های اطراف شیراز بود در محل زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شدند.

بر اساس این گزارش، این شهروندان از سوی شعبه‌‌ی دوم دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به اتهام “محاربه از طریق شرکت در سرقت‌های مسلحانه متعدد مقرون به آزار و اذیت و ایجاد رعب و وحشت، قتل و آدم ربایی” به اعدام در ملاءعام محکوم گردیده بودند.

احکام اعدام این نه نفر که بنا بر اعلام دادگستری فارس، در “فرایندی سریع”، صادر شده بود، توسط شعبه‌ی یازدهم دیوان عالی نیز تایید شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .