Jul 27 2019

دیده‌بان حقوق‌بشر سوریه: شش ایرانی در جریان حمله اخیر اسرائیل به سوریه کشته شدند

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

صدای آمریکا: خبرگزاری آسوشیتدپرس از تلاش سخت کوشانه روزانه مردم در ایران برای دور زدن سانسور حکومتی اینترنت و همچنین دور زدن موانع ایجاد شده توسط تحریم های آمریکا برای دسترسی به سایت های اینترنتی نوشته است.

این خبرگزاری از سانسور اینترنت بدست حکومت تحت رهبری روحانیون و اقدامات کاربران اینترنت برای دور زدن فیلترینگ به عنوان «بازی موش و گربه» یاد کرده است.

آسوشیتدپرس می گوید روحانیون حاکم دسترسی ایرانیان به شبکه های محبوب اجتماعی را مسدود کرده اند و تحریم های آمریکا نیز خود موانع دیگری ایجاد کرده است.

یک کاربر ۳۰ ساله ایرانی به نام اکبری که خودش مهندس نرم افزار است می گوید که هر روز به مدت ۴۰ دقیقه تلاش سختی می کند تا بتواند سانسور اینترنت را دور بزند و از طریق تلفن هوشمند خود به شبکه هایی نظیر توئیتر و یوتیوب دسترسی پیدا کند، و حتی پس از آنکه موفق به انجام این کار می شود، سرعت اینترنت آنقدر پایین است که برای دیدن یک ویدیوی کوتاه وقت زیادی هدر می رود.

مقاماتی که از سال ۱۳۵۷ حکومت را در دست گرفته اند در پی اعتراضات گسترده خیابانی به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ شبکه های محبوب نظیر فیسبوک، توئیتر، و یوتیوب را فیلتر کردند. اما این اقدامات مانع ابتکار عمل ایرانیان برای دسترسی به این شبکه ها نشده است. حتی برخی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی خود در این سایت ها فعالند و خط مشی حکومت را تبلیغ می کنند.

خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی حساب توئیتری دارد. همچنین، حسن روحانی که نسبتا یک سیاستمدار میانه رو در نظام روحانیت-محور ایران به شمار می رود، وعده داده بود که آزادی اینترنت را پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری گسترش دهد اما به خاطر آنکه تندروها در قوه قضاییه و نهادهای امنیتی نفوذ اصلی را دارند، در اجرای این وعده شکست خود بطوریکه حتی شبکه تلگرام با ده ها میلیون کاربر ایرانی، مسدود شد.

به گفته اکبری، یوتیوب که تندروها آن را در ایران مسدود کرده اند همانند یک دانشگاه آنلاین است.

هفته پیش، آیت الله محمد علی موحدی کرمانی، از روحانیون مسن تندرو و امام جمعه تهران، گفت فضای سایبری را «خارجی ها» کنترل می کنند و گفت خارجی ها می خواهند مردم را نسبت به حکومت بدبین کنند.

آسوشیتدپرس از تلاش حکومت برای یک سیستم بسته اطلاع رسانی تحت عنوان «شبکه ملی اطلاعات» نوشته که دسترسی مردم ایران به بسیاری از سایت های خارجی را مسدود می کند و دسترسی به برخی دیگر از سایت های خارجی را بسیار کند می کند. حتی برخی از واژگان «اینترنت حلال» برای توصیف این سیستم بسته آنلاین یاد کرده اند.

به نوشته آسوشیتدپرس،دولت روحانی چندی پیش مدعی شد که همه شهرها و ۷۸ درصد روستاها به اینترنت پرسرعت دسترسی پیدا کرده اند، اما ایرانی هایی که می خواهند از اینترنت استفاده می کنند می گویند تجربه آنها از استفاده از اینترنت در ایران «ناامید کننده» است.

کارشناسان می گویند اینترنت در ایران کند و گران است و با اقدامات حکومت، دسترسی به محتوای آن خنثی نیست و جهت دار شده است.

تحریم های آمریکا نیز موانع بیشتری تولید کرده است به طوریکه بسیاری از شرکت های این عرصه از ارائه خدمات اینترنتی به ایران منع شده اند. بسیاری از کاربران در ایران که برنامه های شرکت های خارجی را دانلود می کنند با این پیام مواجه می شوند که ارائه خدمات در ایران ممنوع است و برخی از شرکت های آمریکایی نیز حساب کاربران ایرانی را به حال تعلیق در آورده اند.

با این حال، به نوشته آسوشیتدپرس، ایرانی ها با روش های گوناگون نظیر استفاده از وی پی ان سعی می کنند محدودیت ها را دور بزنند.

No responses yet

Jul 21 2019

چرا ملاقات احتمالی محمد جواد ظریف با سناتور رند پال مهم است؟

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

بی‌بی‌سی: در یک هفته اخیر، همزمان با روزهایی که ساعت به ساعت، تنشی فزاینده در خلیج فارس، ایران و جهان را گرفتار کرد، محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در نیویورک درگیر ملاقات‌هایی بود که در نگاه برخی، دریچه‌ای برای حل دیپلماتیک “مساله ایران” توصیف شد و برخی دیگر نیز کماکان با بدبینی، این تلاش‌ها را بی‌ثمر خواندند.

آقای ظریف برای شرکت در نشست‌های سازمان ملل به آمریکا سفر کرده بود تا درباره توسعه پایدار، در کنفرانسی شرکت کند؛ اما تحولاتی که با سرعتی خارق‌العاده منطقه را درگیر خود کرده موجب شد تا رسانه‌ها بارها اخباری درباره او منتشر کنند و تقریبا هیچ کس به این موضوع اشاره نکند که او چرا در آمریکاست.

اما نقطه طلایی این سفر، گزارش‌های پراکنده درباره دیداری بود که هنوز روشن نیست رخ داده یا نه: ملاقات با رند پال، سناتور جمهوریخواه که ظاهرا برای این دیدار با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا نیز هماهنگی‌هایی انجام داده بود.

مساله دیدار آقای ظریف با یک سناتور آمریکایی، به تنهایی موضوعی فوق‌العاده یا تعیین‌کننده نیست. وزیر خارجه ایران، چه پیش از ترامپ و چه حتی بعد از دوران پرتنش تهران-واشنگتن بعد از ریاست جمهوری ترامپ، هرازگاهی در سفرهایش به واشنگتن با برچهره‌های بانفوذ سیاست آمریکا از جمله نمایندگان کنگره لابی کرده است.

ظریف تحصیلکرده آمریکاست و با سازوکار واشنگتن به خوبی آشناست. ضمن اینکه همیشه روابط بسیار خوبی با آیت‌الله خامنه‌ای داشته و توانسته اعتماد رهبر جمهوری اسلامی را به خود جلب کند. رابطه این دو به شکلی است که در اوج حملات تندروها به ظریف، آقای خامنه‌ای او و تیم زیردستش را “بچه‌های خودمان و فرزند انقلاب” توصیف کرد.

وزیر خارجه ایران از هر دوی این ویژگی‌ها بهره برده تا بتواند بر سیاست‌های آمریکا اثر بگذارد.

این تلاش‌ها هرازگاهی صدای دولت ترامپ را هم در آورده. به ویژه وقتی که پای جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا به ماجرا باز شد و ترامپ ادعا کرد که او با مقام‌های ایرانی دیدار کرده و باید محاکمه شود. اندکی بعد مایک پومپئو مدعی شد که آقای کری با محمد جواد ظریف دیدار کرده. دفتر آقای کری این ادعاها را تکذیب کرد.

همه این خبرها نشان می‌داد که تشکیلات دیپلماسی ایران برای ارتباط با آمریکا خود را به وزارت خارجه این کشور و دیدارها با مقام‌هایی مانند برایان هوک محدود نکرده. (اخیرا ظریف گفت که دیدارها در این سطح تا زمان خروج آمریکا از برجام ادامه داشته.)

آنچه به دیدار احتمالی میان ظریف و رند پال رنگ و رویی از یک ملاقات ویژه و مهم بخشیده، دو اظهارنظر جداگانه و مستقل از هم از سوی مقام‌های تهران و واشنگتن است. اول اینکه دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، پیش از هرگونه دیداری گفت از احتمال چنین ملاقاتی خبر دارد؛ آن هم به این دلیل که یک خبرنگار از این ماجرا خبر داشت و از رئیس‌جمهور آمریکا درباره آن پرسید.

در تصویری که دونالد ترامپ در پاسخ به آن خبرنگار ارائه کرد، اینطور پیدا بود که رند پال برای ملاقات با ظریف با ترامپ تماس گرفته. و ترامپ هم گفته، چرا که نه. او نگفت که آیا رند پال حامل پیامی ویژه برای ایران است یا نه، اما مقام‌های دولت آمریکا در مصاحبه‌ها با رسانه‌های کشورشان تاکید کردند که رند پال در نهایت به عنوان “فرستاده رسمی” آمریکا با ظریف ملاقات نمی‌کند.

اندکی بعد محمد جواد ظریف اظهارنظر دوم را بیان کرد: اینکه اگر آمریکا تحریم‌ها را لغو کند، ایران “همین فردا” به پروتکل الحاقی می‌پیوندد. به بیان دیگر وضعیت بازرسی‌های بین‌المللی از برنامه هسته‌ای ایران که بر اساس برجام به شکل مدت‌دار در حال انجام است، دائمی می‌شود؛ نشانه‌ای از پذیرفتن یکی از “ایرادهایی” که کاخ سفید ترامپ به برجام وارد می‌کرد.

پیشنهاد محمدجواد ظریف برای عبور از بحران هسته‌ایدر چنین وضعیتی، این دیدار، دریچه‌ای – هر قدر کوچک و دور – برای گشوده شدن بن‌بست “مساله ایران” به نظر می‌آید؛ بن‌بستی که از زمان خروج آمریکا از برجام آغاز شد و در هفته‌های اخیر به دلیل تنش‌ در خلیج فارس، ویژگی نظامی-امنیتی پیدا کرده است و دست و دل مخالفان جنگ را لرزانده.

واقعیت این است که رند پال، سناتوری که زیر سایه امید به حل مشکل از راه دیپلماتیک، از سوی یکی از رسانه‌های آمریکایی “جان کری جدید” توصیف شده، یکی از مخالفان سرسخت جنگ با ایران است. علت این موضوع هم عقاید سیاسی ویژه آقای پال است.

رند پال یک جمهورخواه هوادار جنبش پوپولیستی “تی‌ پارتی” است که از کوچک شدن دولت حمایت می‌کند. او خود را یک “لیبرترین محافظه‌کار” توصیف می‌کند؛ طرفدار سرسخت آزادی‌های فردی، مخالف هرگونه مداخله حکومت در زندگی شهروندان و صد البته منتقد همیشگی هرگونه افزایش مالیات‌هایی که از جیب مردم عادی می‌رود.

آنچه که یک لیبرتین (اختیارگرا) آمریکایی را حسابی به خشم می‌آورد این است که حکومت از ملت مالیات بگیرد، یا از کشورهای دیگر پول قرض کند و بعد با این پول به جنگ کشوری برود که هزاران کیلومتر با آمریکا فاصله دارد. رند پال – همانند پدرش – با تمامی “مداخلات” پرهزینه آمریکا در بیرون مرزهایش مخالف بوده و پای ثابت هرگونه طرحی است که در آن، بودجه دولت کم شود یا راهی پیدا شود که مردم کمتر مالیات بدهند.

به همین دلیل، اینکه او از ارتباط دوستانه‌اش با ترامپ استفاده کرده تا با ظریف ملاقات کند و به شکلی بین دولت کشورش و ایران نقش میانجی را بازی کند، در عقاید سیاسی او برای جلوگیری از جنگ ریشه دارد. او اساسا یک انزواگرای دست راستی است که به دلیل همین عقاید سیاسی تاکنون بارها با کسانی مانند جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ یا مایک پومپئو، وزیر خارجه کشورش، رودرو شده.

آقای پال به دلیل همین عقاید از جمله کسانی است که به رغم نزدیکی با دونالد ترامپ اصرار دارد اگر آمریکا بخواهد با ایران جنگی را آغاز کند، باید حتما از کنگره مجوز بگیرد. او امیدوار است که چنین طرحی اصولا جلوی جنگ را بگیرد.

حالا گویا آقای پال به این نتیجه رسیده که تنها حرف زدن و طرح‌هایی از این دست در کنگره کافی نیست و در روزهایی که تنش فزاینده در خلیج فارس، به سرعت می‌تواند به وضعیتی غیرقابل کنترل برای طرفین تبدیل شود، آستین‌ها را بالازده تا با دور زدن چهره‌های جنگ‌طلبی مانند جان بولتون، بین ترامپ و ایران پل بزند.

درباره اینکه اصولا چنین ملاقاتی صورت گرفته یا نه هنوز خبر تایید شده‌ای منتشر نشده است. آقای ظریف گفته که با برخی اعضای کنگره ملاقات‌هایی کرده و هر کدامشان بخواهند، نامشان را فاش می‌کنند. وب‌سایت “المانتیور” به نقل از مقام‌هایی که نامشان فاش نشده گزارش داده که این ملاقات صورت گرفته است.

اگرچه محتوای این ملاقات احتمالی یا جزییات هرگونه پیشنهادی از سوی ترامپ یا تهران برای پایان دادن به بن‌بست اخیر روشن نیست، اما با توجه به تحولات منطقه – آتش‌سوزی و انفجار در نفتکش‌ها، مساله پهپادها و همچنین بحران اخیر توقیف نفتکش‌ها – این امکان وجود دارد که فرصت برای نتیجه‌دادن چنین ابتکاراتی، به چشم‌برهم‌زدنی بر باد برود.

دونالد ترامپ در مدتی که بر سر کار بوده، یکبار با افزایش قابل‌ملاحظه تنش با کره شمالی ناگهان به نتیجه‌ای که دلش میخواست رسید و توانست با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی ملاقات کند و محافل دیپلماتیک را شوکه کند. برخی این گمانه را مطرح می‌کنند که او به دنبال بازتولید همین مدل در برابر آیت‌الله خامنه‌ای و تهران است.

اما ناظرانی که با جمهوری اسلامی و شخصیت خامنه‌ای آشنا هستند، این شبیه‌سازی را غیرواقع‌بینانه و خوش‌خیالی توصیف می‌کنند. در عین حال چه رفتارهای پیشین حکومت ایران در قبال بحران‌هایی که موجودیتش را با خطر روبه‌رو کند، و چه اظهارنظرهای پراکنده همانند وعده پیوستن به پروتکل الحاقی در ازای برداشته شدن تحریم‌ها، همه می‌توانند نشانه‌هایی باشند از اینکه در نهایت، توافق دیپلماتیک تهران با کاخ سفید ترامپ غیرممکن نیست. هر قدر که دست دادن ترامپ و خامنه‌ای، غیرممکن باشد.

No responses yet

Jul 06 2019

ماجرای توقف نفتکش بریتانیایی در خلیج‌فارس

نوشته: در بخش: امنیتی,جنگ,سیاسی

آفتاب نیوز: توقف این نفتکش بریتانیایی به این دلیل توجه خبرنگاران و ناظران را جلب کرده است که چند روز پس از توقیف یک نفتکش ایرانی در جبل‌الطارق توسط نیروی دریایی بریتانیا رخ می‌دهد.
آفتاب‌‌نیوز :

اطلاعات ردیابی کشتی‌ها حاکی از آن است که یک نفتکش تحت پرچم بریتانیا به نام “پاسیفیک وویجر” از چند ساعت پیش در آب‌های خلیج فارس متوقف شده است.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ بی بی سی با انتشار این خبر نوشته است: این نفتکش وضعیت خود را “خارج از کنترل” اعلام کرده که اصطلاح دریانوردی برای وضعیتی است که کشتی قادر به حرکت و دور شدن از مسیر شناورهای دیگر نیست.

دلیل توقف این نفتکش اعلام نشده است.

پاسیفیک وویجر پیش از توقف به سوی بندری در عربستان سعودی می‌رفته است.

توقف این نفتکش بریتانیایی به این دلیل توجه خبرنگاران و ناظران را جلب کرده است که چند روز پس از توقیف یک نفتکش ایرانی در جبل‌الطارق توسط نیروی دریایی بریتانیا رخ می‌دهد.

سرلشگر محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه، پیش از این گفت ایران می‌تواند مقابله به مثل کند.

تکذیب خبر توقف کشتی نفتکش در خلیج فارس

خبرگزاری صداوسیما نیز نوشته است که برخی رسانه‌های داخلی به نقل از منابع مجعول، اقدام به انتشار خبری در خصوص توقف نفتکش انگلیسی در خلیج فارس کردند که خبر فوق از سوی منابع مطلع در منطقه تکذیب شد.

پایگاه خبری «دیلی استار» نیز گزارش داد، مقام‌های انگلیسی اعلام کردند که نفتکش پاسیفیک ویاجر این کشور در ایمنی کامل به سر می‌برد و امروز در مسیر حرکت به سمت عربستان سعودی برای تطبیق دادن مجوز الکترونیکی تردد خود توقف کرده بود.

No responses yet

Jun 25 2019

«دیشب نخوابیدیم» − مردم و هراس از جنگ

نوشته: در بخش: آمریکا,اجتماعی,امنیتی,جنگ,سیاسی

رادیوزمانه: بعد از انهدام پهپاد جاسوسی آمریکا توسط موشک‌های سپاه پاسداران و اعلام خبر انصراف دونالد ترامپ از عملیات حمله هوایی به ایران در دقایق پایانی منتهی به آغاز این حمله، موجی از ترس و وحشت مردم عادی در ایران را فرا گرفته است. برخی تلاش می‌کنند با شوخی و خنده از شدت این شوک بکاهند و عده‌ای دیگر تلاش می‌کنند اینطور وانمود کنند که این مسائل ربطی به آنان ندارد. اما آیا اثرات روانی بالا رفتن سطح تنش میان ایران و آمریکا قابل انکار است؟

مشقت هر روزه برای بقا. و اینک خطر جنگ، خطر ترکیب فلاکت با بمب

ترسی که اکنون در جامعه ایران از جنگ شکل گرفته آنچنان عمیق و درونی است که شاید فقط بتوان آنرا با حس درونی زنان ایران بعد از اسیدپاشی‌های سریالی مقایسه کرد. هنگامی که موج اسیدپاشی‌ها در ایران آغاز شد و پلیس ایران عملاً با ناتوانی در بازداشت اسیدپاشان این شایعه را قوت بخشید که اسیدپاشان اعضای بسیج و عواملی مذهبی هستند که تلاش دارند در دل زنانی که معتقد به رعایت حجاب اجباری به شکل مورد نظر حکومت نیستند هراس ایجاد کنند. وحشت عمومی در دل زنان ایران در آن زمان بسیار شبیه به وحشت عمومی از خطر جنگ در بین عموم مردم است، با این تفاوت که در هراس از جنگ مردان ایران نیز در برابر این خظر مصونیت ندارند.

به عنوان مشاهده‌گری که فعالیت اصلی او رصد مداوم جامعه ایران است می‌توانم با قاطعیت بگویم هنگامی که در دولت محمود احمدی‌نژاد اسرائیل را مدام تهدید به حمله هوایی به مراکز هسته‌ای ایران می‌کرد هرگز خطر جنگ به شکلی که اکنون برای مردم ایران جدی است، وجود نداشته است.

در تمام ایام پس از خروج آمریکا از برجام نیز ترس از جنگ به این شکل همه‌گیر نشده بود اما در زمانی بسیار کوتاه تقریباً همه مردم ایران از مواضع و توئیت‌های دونالد ترامپ باخبر شده‌اند و حالا خطر جنگ برای آنها جدی شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید نظرات تعدادی از مردم کوچه و بازار است. تلاش شده که صحبت‌ها عینا منتقل شوند. انتخابی که شده برای پوشاندن طیف نظرات شنیده شده است. همه نظر شبیه فکر کردن با صدای بند است. آنها لبریز از تردید هستند. معلوم نیست آنچه افراد مختلف به زبان می‌آورند ناشی از اندیشه و تصمیم آنهاست یا تلاشی برای کاهش فشارهای درونی خود.
پای صحبت مردم

■ یک خانم کارمند می‌گوید از خبر حمله سپاه به پهپاد آمریکایی را از طریق اینترنت و در راه بازگشت به خانه مطلع شده است: «من عادت دارم بین راه موزیک گوش می‌دهم تا سر و صدای خیابان و ترافیک اذیتم نکند. وقتی خبر را خواندم اولش نمی‌دانستم پهپاد یعنی چی. کنجکاو شدم بیشتر در تلگرام و اینترنت سرچ کردم. وای هر دفعه که صفحه را بالا و پائین می‌کردم یک خبر جدید می‌آمد. معلوم بود یک خبر معمولی مثل بقیه خبرها نیست.»

چیزی که این خانم در ادامه می‌گوید دارای نکات جالبی است. او از پدر و مادر مسن خود صحبت می‌کند که پیگیرتر از او اخبار داخلی و خارجی را از طریق گوشی‌های هوشمند خود دنبال می‌کنند.

او ادامه می‌دهد: «وقتی من رسیدم خانه آنها بیشتر از من خبر داشتند چه پیش آمده. ساعت ۱۲:۳۰می‌خواستم بخوابم ولی پدرم نگذاشت. مادرم می‌گفت امشب حمله می‌کنند. من به آنها می‌خندیدم که این حرفها مسخره است. پدرم هر چی کنسرو، لوازم پانسمان و غذای خشک بود را جمع کرده بود توی یک ساک. گفت لباس کامل بپوش که اگر آژیر زدند لخت نباشی. کلی توی دلم به آنها خندیدم ولی صبح که بلند شدم فهمیدم واقعاً داشته جنگ می‌شده و پدر و مادرم فهمیده بودند.»

■ یک مهندس شاغل در بخش دولتی می‌گوید «دیشب نخوابیدیم» و می‌گوید: «اگر حکومتی یک درصد به فکر مردم باشد به خاطر یک هواپیمای بدون سرنشین جنگ به راه نمی‌اندازد. در فیلمی که منتشر شد افراد سپاه با خوشحالی الله اکبر می‌گویند. من نمی‌فهمم این چرا باید خوشحالی داشته باشد. آن آقای سپاهی که با هیجان دارد فریاد می‌زند اگر شب بمباران می‌شد باز الله اکبر می‌گفت؟ یک لحظه با خودشان فکر نمی‌کنند اگر کشته شوند چه بر سر خانواده و نزدیکان آنها می‌آید.»

■ یک مامور سد معبر شهرداری که سعی کرده است با پیراهن آستین بلند خالکوبی‌های خود را بپوشاند اما روی صورتش چند جای بریدگی است می‌گوید: «آقا من دیگه مطمئن شدم امسال جنگ میشه. هیچ کاریش هم نمیشه کرد. الکیه. آخه کدوم خری میاد هواپیمای آمریکا را بزنه؟ من نمی‌دونم این آخوندها چه مرگشونه؛ چی فکر می‌کنند پیش خودشون؟ اگر جمهوری اسلامی از راس کار بره، روی این کره زمین به این بزرگی یک سوراخ موش برای فرار پیدا نمی‌کنند. آدم باشید بتمرگید سر جاتون آخه.»

■ یک میوه‌فروش می‌گوید افرادی را می‌شناسد که اقدام به خرید اسلحه کرده‌اند و آماده هستند وقتی جنگ شروع شد انتقامشان را از حکومتی‌ها بگیرند.

او به حال کسانی که نمی‌دانند در کشور چه خبر است غبطه می‌خورد: «خوش به حال اونها. به خدا خوش به حال اونها. کسی که بدونه توی مملکت چه خبره و چی قراره بشه به اباالفضل شب نمی‌تونه بخوابه. میره روی هوا. سنگ روی سنگ بند نیست. جوری شده که الان لاستیک ماشین بترکه همه مردم می‌ریزند بیرون. بمب که لاستیک نیست. آمریکا یکی بزنه قیامت میشه.»

■ یک کارگر بخش ضایعات که درک سیاسی او در نثار درود و رحمت به «آن خدابیامرز» خلاصه می‌شود در صحبتهایی که هیچ رنگ و بویی از شوخی ندارد می‌گوید: «بزنه. دمش گرم اگر وجود داشته باشه و بزنه. هیچ راهی برای نجات ایران از دست آخوندها نیست جز اینکه آمریکا حمله کنه. صبح تا شب مهمان دعوت می‌کنند در ماهواره حرفهای مفت می‌زنند. از وقتی یادم هست سیاسی‌ها دارند فقط حرف می‌زنند ولی کو؟ چی شده تا حالا؟»

■ یک کارگر دیگر اما می‌گوید که «ما جنگ نمی‌خواهیم.» او جوشکار ساده است. می‌گوید «تنها کاری که توانستم گیر بیاورم حقوقش یک میلیون و هفتصد هزار تومان بدون بیمه است که نهصد هزار تومان آن می‌رود برای اجاره خانه».

طبق شرح حالی که از خود می‌دهد زندگی بسیار دشواری دارد. او از کلمه «استیصال» برای توصیف شرایط زندگی خود استفاده می‌کند با این حال نظرات سیاسی او با آنچه که انتظار می‌رود متناسب با استصیال باشد تفاوت دارد: « مردم حق دارند که خسته باشند؛ من هم خسته‌ام. کشور ما مثل یک خانه است که هیچ چیزش درست نیست. یک روز شیر آب خراب است و یک روز برق قطع است. پشت بامش آب می‌دهد، چاه پر شده، دیوار ترک خورده و … اما کلنگ برداریم خانه را خراب کنیم که چه فایده‌ای ببریم؟ می‌گویند آمریکا حمله کند که آخوندها بروند. این کار یک روز و یک ماه نیست. چند سال مجبور می‌شویم مثل عراق و یمن زندگی کنیم. جنگ فقط خراب می‌کند. راه درستش این است که مثل دی]ماه ۱۳۹۶[ تظاهرات کنیم. من خودم بودم. مردم اگر سفت گرفته بودند می‌توانستیم کاری بکنیم. تهران ضعیف بود ولی.»

■ یک خانم آموزگار برداشتی از وضعیت ایران ارائه می‌دهد که به گفته خودش بر مبنای احساسی است که از زندگی در این اوضاع دارد. او می‌گوید: «جنگ می‌شود. این را می‌دانم جنگ می‌شود. کاش می‌توانستیم کاری کنیم که جلوی آنرا بگیریم ولی مسئولان کشور کارهایی می‌کنند که شرایط مردم بدتر شود.»

■ خانمی که مسئول صندوق یک فروشگاه زنجیره‌ای است می‌گوید: «من نمی‌دانم چقدر جدی است. همه درباره این صحبت می‌کنند که قرار بوده حمله کنند ولی نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که کنسل شده.» او مقداری درباره نظرات خودش صحبت می‌کند و سپس با دست به یک نقطه از فروشگاه اشاره می‌کند. او به قفسه‌ای اشاره می‌کند که مربوط به کنسرو ماهی است. من در آن چیز غیر طبیعی نمی‌بینم اما او می‌بیند. «از وقتی تن ماهی گران شد فروش آن پائین آمده است. از روی اجناسی که برای ما می‌آید مشخص است. مثلاً روغن مایع تغییر نکرده. یک دوره مردم هجوم آوردند و فروشگاه را خالی کردند اما چند ماهی است وضعیت روغن معمولی است. از پارسال که دلار گران شد فروش بعضی چیزها مثل تن ماه، دستمال توالت، لوازم بهداشتی، لبنیات و… از نصف کمتر شده. بعضی چیزها مصرفش بالا رفته مثل کنسرو بادنجان، تخم‌مرغ و…

دیروز و امروز فروش کنسرو ماهی تُن بالا رفته. همینطوری به همکارم گفتم انگار وضع مردم خوب شده دوباره ماهی تُن می‌خرند. گفت برای بمباران می‌خرند.»

از او می‌پرسم آیا از خریداران در این رابطه سوال کرده است؟ پاسخ می‌دهد: «من نپرسیدم ولی حتماً یه چیزی هست که اینطوری شده. نمی‌دانم برای بمباران است یا چیز دیگر؛ روزهای دیگر اینطوری نبود. خودم امروز می‌خواهم چند تا ببرم خانه. بد نیست توی خانه باشد. والا از این حکومت هیچی بعید نیست. شانس که نداریم؛ می‌بینی فردا دوباره چندتا کشتی را منفجر کردند و جنگ شد.»

■ خانمی مسن و خانه‌دار می‌گوید: «لعنت به پدر و مادر سپاه و آخوندها. هیچ کس از اینها خوشش نمی‌آید جز حقوق‌بگیرهای خودشان ولی جنگ راهش نیست. زمان جنگ ایران و عراق مگر ندید چه وضعیتی داشتیم. چقدر جوانها می‌میرند، چقدر مردم خانه‌ خراب می‌شوند. برگردیم به جنگ فقط گردن آخوندها را کلفت‌تر می‌کنیم. خود مردم باید یک کاری بکنند که از این وضعیت نجات پیدا کنیم.»

■ یک عکاس معتقد است «پرسش از مردم درباره جنگ کاری احمقانه است.» او چنین استدلال می‌کند که نظر مردم درباره جنگ اهمیت ندارد و تنها کسی که می‌تواند جنگ راه بیاندازد یا جلوی جنگ را بگیرد «خود خامنه‌ای است.»

■ یک خانم دانشجو تمایل دارد از تریبونی که به دست آورده برای صحبت با «آقای خامنه‌ای» استفاده کند. به او نمی‌گویم کارش نتیجه‌ای خواهد داشت یا خیر. گوش دادن به صحبتهایش را ترجیح می‌دهم: «آقای خامنه‌ای این درست نیست که ما مردم ایران به خاطر سخنرانی‌های شما عذاب بکشیم. مردم دیگر تحمل ندارند. هیچ کس در این کشور حال و حوصله ندارد. خانواده‌ها کمتر با هم حرف می‌زنند. مردم افسرده‌اند.

آقای خامنه‌ای من دانشجوی دانشگاه تهران هستم که به اندازه خودش معتبر است و افرادی که در آن قبول می‌شوند جزء افراد باهوش کشور هستند. یکی از همکلاسی‌های ما که معدل همه ترمهای او بالای ۱۷ بوده خانواده‌اش گفتند باید برگردد چون با اینکه در خوابگاه زندگی می‌کند هزینه ماهیانه او را ندارند که برایش بفرستند. آقای خامنه‌ای این دانشجو الان دارد با کارهایی که نمی‌خواهم بگویم خرج تحصیل خودش را در می‌آورد. اگر دختر خود شما بود راضی بودید؟ فرق این دختر با دختر شما چی هست که ایشون در کشور انگلیس با آقای حداد عادل خرید می‌کند ولی همکلاسی من شبها یک ساعت در حمام خودش را می‌شوید چون از خودش متنفر شده و بعید نیست کارش به خود کشی بکشد.

آقای خامنه‌ای اگر جنگ بشه مسئولش شما هستید چون اگر مذاکره کنید هیچ اتفاقی نمی‌افته. به خاطر چند تا موشک دارید با زندگی مردم بازی می‌کنید. حالا چی میشه مذاکره کنید؟ اگر مذاکره کنید شاید به توافق نرسید ولی حداقلش این است که می‌توانید جلوی جنگ را بگیرید.»

■ یک مادر ایرانی که به تنهایی سرپرستی کودکان خود را بر عهده دارد می‌گوید «از جنگ می‌ترسم چون وقتی برای طلاق گرفتن از شوهر معتادم می‌جنگیدم فهمیدم اگر در این کشور پول و پشتیبان نداشته باشی خیلی راحت می‌توانند حقّت را بخورند. وقتی از قاضی دادگاه خانواده تا یک کارمند ساده دادگستری به ما زن‌ها در ایران رحم نمی‌کنند و برای وظایف قانونی که باید انجام بدهند بیشرمانه‌ترین حرفها را به ما زنها می‌زنند چطور توقع داشته باشیم یک سرباز خارجی به حقوق ما احترام بگذارد.»

او می‌گوید اگر جنگ بشود جایی را ندارد که به آنجا پناه ببرد و نمی‌داند چطور باید در شرایط جنگ از کودکان خود مراقبت کند. او از دولت آمریکا «خواهش» می‌کند به ایران حمله نکند اما اگر حمله کرد به جای مردم ایران «اینها» را بکشد. «حداقل جوری نشود که اینها عفور بشوند.»

■ یک تراشکار حاشیه نشین با سه فرزند که یکی از دلایل مهم رضایت او به بمباران ایران توسط هواپیماهای آمریکایی نابودی خانه‌های مالکانی است که «خون مستاجران را می‌خورند» در مورد احتمال وقوع جنگ بین ایران و آمریکا می‌گوید: «راستش را بخوام بگم واسه من فرقی نداره. کار آدمیزاد نباید به اینجا بکشه که مال ما کشیده. حالا چند وقت؟ اگر می‌گفتند شش ماه صبر کنید _یعنی آخرش معلوم بود،_ ما حرفی نداشتیم ولی آخرش کجاست؟ آخر نداره. از زمان احمدی‌نژاد شروع شده همینجوری بدتر و بدتر تا رسیده به اینجا که همه چی از دست رفته. خوب آمریکا بزنه. بزنه تمامش کنه همه‌مون تکلیف خودمون را بدونیم راحت بشیم.

این از من. از نظر من بزنه بهتره تا اینطوری بره جلو. ولی ما نگران زن و بچه‌مون هستیم. پریشب خوابیدیم صبح گفتند هواپیماها روی هوا بوده که ترامپ گفته برگردید. خدا به همه‌مون رحم کرد. اگر زده بود یعنی الان توی جنگ بودیم. ترس ما جنگ نیست ما از این حکومت بیشتر می‌ترسیم. این حکومت به مردم رحم ندارد؛ از اجنبی بدتر است. آمریکا موشک‌ها را می‌زنه روی ساختمون دولت ولی اگر شلوغ شود اینها اسلحه را می‌گیرند روی مردم. رحم نمی‌کنند به کسی. این را از من داشته باش چند سال دیگر بگو یه آدمی بود، هیچ‌کاره بود ولی عقلش می‌رسید و اینجا را می‌دید. این حکومت به مردم رحم نمی‌کنه اگر مطمئن بشه کارش تمومه هرچی از مردم دستش برسه به آتش می‌بننده. مردم ایران بی‌غریت نیستند؛ از همین می‌ترسند که کاری نمی‌کنند.»

No responses yet

Jun 25 2019

خطر سیگنال‌های متناقض ترامپ به تهران

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,جنگ,سیاسی

بی‌بی‌سی: دونالد ترامپ امروز -و در بحبوحه ابراز نگرانی‌ متحدان آمریکا در خلیج فارس- از کشورهای دیگر جهان خواست خود از نفتکش‌های‌شان در تنگه هرمز حفاظت کنند، و سپس رهبر جمهوری اسلامی را “تحریم” کرد

به دنبال ساقط شدن پهپاد گلوبال هاوک آمریکایی به وسیله یک موشک زمین به هوای ایرانی در پنجشنبه گذشته، رئیس‌جمهور آمریکا به بیان پی در پی مواضعی پرداخته که شگفتی بسیاری از مخالفان و حامیانش را به دنبال داشته است.

او روز پنجشنبه (۳۰ خرداد) و پس از ساقط شدن پهپاد آمریکایی توییت کرد “ایران اشتباه بسیار بزرگی انجام داد” و سپس در پاسخ به این سئوال که آیا آمریکا برای تلافی سقوط پهپاد به ایران حمله خواهد کرد گفت: “به زودی خواهید دید.” رئیس‌جمهور آمریکا سپس تاکید کرد: “برای من سخت است که باور کنم این اتفاق عمدا رخ داده” و افزود: “احساس می‌کنم این اشتباه توسط فردی رخ داده که نباید این اشتباه را انجام می‌داد.” (آن هم در شرایطی که مقام های ایرانی تصریح کرده بودند اشتباهی در کار نبوده). او به علاوه، با تاکید بر اینکه کسی در ماجرای پهپاد کشته نشده گفت اینکه ماجرا تلفات جانی نداشته “بسیار مهم است”.

دونالد ترامپ روز جمعه، با انتشار یک رشته توییت نوشت که قرار بوده سه مکان در ایران مورد حمله قرار بگیرد، اما پس از آنکه متوجه شده چنین عملیاتی به مرگ ۱۵۰ نفر منجر خواهد شد، تصمیم گرفته آن را متوقف کند. او یک روز بعد در مصاحبه ای ادعای تجدیدنظر در حمله تلافی جویانه به خاطر تلفات آن را تکرار کرد (هرچند دیروز یکشنبه گفت درواقع حمله را “لغو” نکرده و “متوقف” کرده). رئیس دولت ایالات متحده، همچنین با تاکید بر علاقه‌مند‌ نبودن به جنگ، از آمادگی خود برای مذاکره بدون پیش شرط با تهران سخن گفت، هرچند این را هم افزود که اگر جنگ شود، جمهوری اسلامی ایران “ویران خواهد شد”.

روز شنبه، دونالد ترامپ با ذکر اینکه یک هواپیما با ۳۸ سرنشین نیز “در تیررس” ایران بوده ولی به آن شلیک نکرده گفت: “ما بابت این تصمیم از آنها سپاسگزاریم.” واکنشی که با موضع رسمی دولت ایالات متحده در این مورد که قلمرو هوایی ایران نقض نشده بوده تناقض داشت (اگر هواپیمایی وارد قلمرو ایران نشده بود، لابد ساقط نکردن آن جای تشکر نداشت).

نهایتا امروز دوشنبه ۳ تیر، آقای ترامپ با دو غافلگیری جدید، ابتدا در بحبوحه ابراز نگرانی‌ متحدان آمریکا در خلیج فارس، از کشورهای دیگر جهان خواست خود از نفتکش‌های‌شان در تنگه هرمز حفاظت کنند. در مرحله بعد نیز، مجموعه تحریم‌های جدیدی را علیه تهران اعلام کرد که نقطه اوج آن، تحریم رهبر جمهوری اسلامی بود -تحریمی که گذشته از مفهوم “نمادین” آن، قاعدتا در حد انتظارات “عملیاتی” ایجاد شده در واشنگتن و تهران نبود.

مجموعه موضع گیری های فوق، از سوی رئیس جمهوری صورت گرفته که اگرچه از همان ابتدای روی کار آمدن تاکید داشته موافق “جنگ”‌هایی (زمینی) از جنس لشکرکشی به عراق و افغانستان نیست، اما وعده برخورد سختگیرانه تر با جمهوری اسلامی ایران و متحدانش را داده است. به عنوان نمونه، وی بارها گفته که از وقتی او رئیس جمهور شده، نیروهای ایرانی در خلیج فارس دیگر (مانند زمان باراک اوباما) رفتار تهدیدآمیز ندارند.

قاعدتا وقتی رئیس جمهور آمریکا پس از هشدارهای مکرر به برخورد “جدی” تر با نیروهای ایرانی در خلیج فارس، بر ادعاهایی از این نوع پافشاری می کند که ساقط شدن هواپیمای جاسوسی آمریکا “اشتباهی” بوده یا به دلیل نگرانی از کشته شدن ۱۵۰ نیروی ایرانی حمله‌ای لغو شده، معانی بسیار مشخصی از آن برداشت می‌شود.

مثلا در میان مدافعان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران، بعید است افراد زیادی این روایت را جدی بگیرند که نه تنها آقای ترامپ، که اساسا هیچ رئیس جمهور دیگری در تاریخ آمریکا، عملیاتی نظامی را به ملاحظه جانِ۱۵۰ نیروی “دشمن” معلق کرده باشد. به ویژه آنکه حمله آمریکا، لابد قرار بوده به مناطقی همچون سایت های موشکی سپاه صورت بگیرد؛ یعنی همان نهادی که واشنگتن آن را در فهرست “گروه های تروریستی” خود قرار داده. همین موضوع، باور اینکه ملاحظه جان اعضای سپاه پاسداران باعث لغو یک عملیات آمریکا شود را، به طور مضاعف دشوار کرده است.

رئیس جمهور آمریکا، دو روز پیش از ساقط شدن پهپاد آمریکایی هم، حمله خبرساز به دو نفتکش در دریای عمان را کار ایران دانسته و در عین حال این مساله را “بسیار جزئی” خوانده بود (حدود یک ماه پس از آنکه به دنبال خرابکاری در چهار کشتی در نزدیکی سواحل امارات، بدون متهم کردن مستقیم جمهوری اسلامی ایران هشدار داده بود اگر تهران خطا کند “متحمل رنج زیادی خواهد شد”.) البته تهران هرگونه دست داشتن خود در حمله به دو نفتکش را رد می کرد، ولی اهمیت موضع‌گیری آقای ترامپ در جای دیگری بود: او “با فرض” حمله به نفتکش ها از سوی سپاه موضوع را “بسیار جزئی” عنوان کرده بود.

مجددا، آنچه در ارتباط با چنین موضع گیری هایی جلب توجه می کرد، نه نفس اظهارات دونالد ترامپ، که شدت مغایرت آن با مواضع هشدارآمیزی بود که در گذشته بیان کرده بود. تا جایی که مثلا در پایان اردیبهشت گذشته، ساعتی پس از اصابت چند راکت به نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد، اعلام کرده بود: “اگر ایران جنگ می‌خواهد، این رسما پایان کارش خواهد بود، دیگر هرگز ایالات متحده را تهدید نکنید”. وی مرداد گذشته، حتی در واکنش به هشدار مشابه حسن روحانی توییت کرده بود اگر جمهوری اسلامی مجددا ایالات متحده را تهدید کند، “بلایی به سر آن خواهد آمد که کمتر کسی در تاریخ متحمل شده‌”، چون آمریکا “دیگر” تحمل چنین “حرف‌هایی” را ندارد.


در توییت دونالد ترامپ نه تنها زمان روز ساقط شدن پهپاد آمریکایی به اشتباه دوشنبه (به جای پنجشنبه) ذکر شده، که املای کلمه سایت هم اشتباه است (به جای site، کلمه sight آمده)

‘حرکت سینوسی’ سردرگم کننده

مشخص است که راهبرد اصلی رئیس جمهور ایالات متحده در مورد جمهوری اسلامی ایران، اعمال تحریم های حداکثری -که بر وضعیت اقتصادی ایران تاثیرات جدی بر جای گذاشته- و همزمان، دعوت به مذاکره است.

ولی با وجود وضوح کامل رویه دونالد ترامپ در عرصه اقتصادی، وی در عرصه های دیگرِ رویارویی با تهران، کمابیش سردرگم به نظر رسیده. به عنوان نمونه، دفعات تکرار پیشنهاد مذاکره با وی مقام های جمهوری اسلامی، و عجله ای که ظاهرا در این ارتباط به خرج می‌دهد، باعث شگفتی مخالفان و موافقان حکومت ایران شده است.

اظهارات رئیس جمهور آمریکا پس از ساقط شدن گلوبال هاوک نیز، حاکی از نوعی شتاب‌زدگی مشابه دارد. تا جایی که مثلا در توییت خبرساز جمعه او درمورد تصمیم به توقف حمله به سه مکان یا سایت در ایران، نه تنها زمان روز ساقط شدن پهپاد آمریکایی به اشتباه دوشنبه (به جای پنجشنبه) ذکر شده، که املای کلمه سایت هم اشتباه است (به جای site، کلمه sight آمده).

این شتابزدگی، البته ممکن است زودگذر باشد و دولت ایالات متحده، در میان‌مدت دست به اقدامات مشخص تری علیه جمهوری اسلامی ایران بزند. ولی حداقل از مجموعه واکنش های واشنگتن تا این لحظه، بی‌تردید سطوح موثری از حکومت ایران نتایج فوری خواهند گرفت. مثلا اینکه -برخلاف تهدیدات موثر دولت ترامپ در عرصه اقتصادی- تهدید نظامی واشنگتن را اساسا جدی نگیرند.

تقویت چنین نگاهی در جمهوری اسلامی ایران، به سادگی می‌تواند به ریسک‌پذیری بالاتر طیفی از تصمیم گیران نظامی و سیاسی -و نگرانی کمتر نیروهای عملیاتی از حرکت در “لب مرز درگیری”- تبدیل شود. در این صورت، پیام‌های متناقض دونالد ترامپ به تهران نه -چنانکه او انتظار دارد- زمینه ساز “مذاکره”، که نوعی اطلاعات گمراه کننده در مورد ریسک رویارویی سخت خواهد بود.

در بیان جزِئی تر، اگر دولت آمریکا در مناطقی چون خلیج فارس که پتانسیل درگیری بالایی دارند یک رویه مشخص -اعم از مسالمت جویانه یا سرسختانه- را در پیش بگیرد، احتمال بیشتری وجود دارد که نظامیان دو طرف درک واقعی تری از خطوط قرمز همدیگر داشته باشد و حرکت خود در اطراف این خطوط را، با واقع بینی بیشتری تنظیم کنند.

ولی حرکت سینوسی واشنگتن میان دو قطب “تهدیدشدید و نرمش شدید”، ممکن است با سردرگم کردن نیروهای مسلح دو طرف یا متحدان آنها در مناطق خطر، امکان اشتباه محاسبه یکی از بازیگران و جرقه خوردن درگیری نظامی را افزایش دهد.

No responses yet

Jun 23 2019

پومپئو: نقاشی دستی ظریف واقعیت را عوض نمی‌کند

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سیاسی


بی‌بی‌سی: مایک پومپئو، وزیرخارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای تحت عنوان “اصلاح غیرواقعیات” گفته دولت آمریکا تا زمانی که ایران آماده مذاکره شود بر فشار خود خواهد افزود. وزیرخارجه آمریکا تاکید کرده که دونالد ترامپ هیچ پیغامی برای تهران از طریق عمان نفرستاده و این که انتشار نقشه دستی از محل ساقط شدن پهپاد آمریکایی توسط محمدجواد ظریف “واقعیت را عوض نخواهد کرد”.

در این بیانیه که عصر روز شنبه (اول تیر – ۲۲ ژوئن) منتشر شده آقای پومپئو نوشته: “رهبران ایران خوب می‌دانند که حقیقت چیز خطرناکی است. مهم است که روایت‌ها را تصحیح کنیم.”

وزیرخارجه آمریکا سپس در سه بند به موضوعات محل مناقشه میان تهران و واشنگتن طی چند روز اخیر پرداخته و نوشته: “اولا، رئیس جمهور ترامپ هیچ پیغامی از طریق عمان برای ایران نفرستاد که در آن پیشنهاد مذاکره شده باشد. ما موضع خود را آشکارا بیان کرده‌ایم. ما هر وقت که زمانش فرا برسد آماده و خواستار رو در رو شدن هستیم. این که ایران تلاش دیپلماتیک تاریخی شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن را رد می‌کند و نفتکش ژاپن را در دریای عمان هدف قرار می‌دهد و پهپاد ما را در آبهای بین‌المللی سرنگون می کند خود گویا است.”

اشاره وزیر خارجه آمریکا به دیدار دو هفته پیش شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن با آیت‌الله علی خامنه‌ای است که طی آن رهبر ایران رد و بدل کردن پیغام با دونالد ترامپ را رد کرد.
پومپئو حق نشر عکس Reuters
Image caption وزیر خارجه آمریکا به داشتن موضع سرسختانه علیه ایران مشهور بوده است

همزمان با آن دیدار و در حالی که آقای آبه هنوز تهران را به مقصد توکیو ترک نکرده بود دو نفتکش در دریای عمان با انفجارهایی روبرو شدند که تلفات جانی نداشت. آمریکا، بریتانیا و عربستان ایران را به دست داشتن در این انفجارها مقصر شناختند. اما ایران با رد این اتهام‌ها گفت که این حملات و انفجارهایی که ماه گذشته در بندر فجیره امارات رخ داد “مشکوک” است و این که از نظر تهران “کسانی به دنبال تیره کردن روابط ایران با جامعه جهانی” هستند.

با وجود متهم کردن ایران از سوی آمریکا و بریتانیا، کشورهایی چون آلمان ویدئوی منتشر شده از سوی ارتش آمریکا در این رابطه را ناکافی دانستند و سازمان ملل متحد هم خواستار تحقیقات مستقل در این باره شد.

درباره ادعای رد و بدل شدن پیغام میان واشنگتن و تهران از طریق مسقط هم روز جمعه ابتدا خبرگزاری رویترز به نقل از مقام‌های ایرانی نوشت که آقای ترامپ تنها دقایقی قبل از ان که معلوم شود رئیس جمهوری آمریکا فرمان لغو حمله هوایی به سه نقطه نظامی ایران را صادر کرده، او برای مذاکره با تهران از طریق عمان پیغام فرستاده است.

اما این ادعا کمی بعد از سوی ایران تکذیب شد و کیوان خسروی، سخنگوی شورای امنیت ملی ایران هم روز جمعه به شبکه خبر ایران گفته بود: “این موضوع تحت هیچ عنوان صحت ندارد.”

آقای پومپئو در بند دوم بیانیه روز شنبه خود به نقشه‌های دستی که محمدجواد ظریف، وزیرخارجه ایران طی چند روز گذشته از مسیر پروازی پهپاد آمریکایی و نقطه هدف قرار گرفتن آن منتشر کرده انتقاد کرده و نوشته: “ایالات متحده فراتر از هرگونه تردیدی به وضوح نشان داد که چه طور یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در آبهای بین‌المللی هدف قرار گرفته است. این که وزیرخارجه (آقای) ظریف با یک نقشه دستی بخواهد این واقعیت را رد کند، اعتباری ندارد. این حمله دومین باری است که طی چند هفته اخیر ایران هواپیماهای بدون سرنشین ما را هدف قرار می‌دهد.”

اشاره وزیرخارجه آمریکا به نقشه‌ای است محمدجواد ظریف در صبح روز ساقط شدن پهپاد آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز در توییتر منتشر کرد. آقای ظریف امروز (شنبه) هم چند نقشه گرافیکی دیگر در توییتر منتشر کرده و مدعی شده که نقطه هدف قرار گرفتن پهپاد آمریکایی “غیرقابل انکار” است.

واشنگتن و تهران در همان ساعات اولیه علنی شدن خبر هدف قرار گرفتن پهپاد ارتش آمریکا نقشه هایی را منتشر کردند که در انها ادعا شده بود مسیر پروازی و حدود مرزهای آبی و هوایی ایران در آنها مشخص شده است. هر کدام از طرفین با استناد به نقشه خود مدعی بود که نقطه اصابت موشک زمین به هوا که موجب منهدم شدم پهپاد شد منطبق بر روایت اوست.

با این حال، روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز روز جمعه در گزارشی نوشت: “مقام‌های آمریکایی تلاش کردند با انتشار تصاویری در مقابل ادعای ایران، نشان دهند که پهپاد هیچ‌گاه وارد حریم هوایی ایران نشده است. هرچند این تصاویر توضیحات مختصری ارایه می‌داد و در نسخه اولیه هم مشخصات مسیر پرواز پهپاد را غلط ارایه کرده بود.”

در بخش سوم بیانیه وزیر خارجه آمریکا تاکید کرده که: “آمریکا در حال تخلیه نیروهای خود از پایگاه شکاری بلد در عراق نیست. بلکه در دوره ریاست جمهوری آقای ترامپ آمریکا بیش از هر زمان دیگری به پشتیبانی و حمایت از متحدان خود در منطقه پایبند است.”

خبر مربوط به آماده شدن بخش هایی از نیروهای طرف قرارداد ارتش آمریکا از پایگاه شکاری بلد عراق را روز گذشته خبرگزاری رویترز منتشر کرد و نوشت چهار منبع نظامی به این خبرگزاری گفته‌اند صدها نفر از پرسنل لاکهید مارتین و شرکت نظامی خصوصی سالی‌پورت گلوبال آماده ترک این پایگاه نظامی شده‌اند.

خبری که اکنون وزیرخارجه آمریکا آن را تکذیب کرده است و خبرگزاری رویترز هم با به روز کردن گزارش خود به نقل از یک منبع امنیتی نوشته برنامه ترک این دو شرکت خصوصی نظامی به رغم مقدمات روز جمعه اکنون تعلیق شده است.

رویترز نوشته اکنون هم مقامات عراقی و هم وزارت خارجه آمریکا هرگونه تخلیه مستشاران آمریکایی را رد کرده‌اند.

پایگاه هوایی بلد در استان صلاح الدین عراق یکی از بزرگترین پایگاه‌های هوایی این کشور است که هفته پیش گزارش شد سه خمپاره به محوطه‌ای در آن اصابت کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »