اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'افشاگری'

Sep 22 2016

اوباما طرح افشای دارایی‌هایی رهبران ایران را وتو می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: شماری از نمایندگان کنگره با تنظیم طرحی خواستار افشای دارایی‌های آیت‌الله خامنه‌ای، حسن روحانی و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج شده‌اند. کاخ سفید اعلام کرده باراک اوباما این طرح پیشنهادی را وتو خواهد کرد.
باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا

کاخ سفید اعلام کرد باراک اوباما طرح تازه کنگره آمریکا در مورد افشای دارایی‌های رهبران ایران از جمله آیت‌الله خامنه‌ای را وتو خواهد کرد. در بیانیه‌ای که کاخ سفید در همین رابطه در روز چهارشنبه (۲۱ سپتامبر/ ۳۱ شهریور) منتشر کرده، آمده است: «ارائه این اطلاعات همچنین منابع و شیوه‌های جمع‌آوری اطلاعاتی را فاش خواهد ساخت.»

کاخ سفید با هشدار اینکه طرح پیشنهادی کنگره معاملات مشکوک را بیش از پیش به تاریکی خواهد راند، نوشته است که مشاوران ارشد اوباما توصیه می‌کنند که وی این طرح را وتو کند.

طرح پیشنهادی کنگره افشای دارایی‌های آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران، حسن روحانی رئیس‌جمهور و شماری از سیاستمداران عالی‌رتبه وابسته به سپاه پاسداران، سپاه قدس (بازوی نظامی سپاه پاسداران در فعالیت‌های برون‌مرزی) و فرماندهان بسیج را هدف قرار داده است.

بروس پلیکین، نماینده مجلس و حامی و تنظیم‌کننده این طرح اعتقاد دارد که تصویب آن کمکی خواهد بود تا به جهان نشان داده شود چگونه ایران “از طریق پولی که از مردم این کشور دزدیده، نقض حقوق بشر را تسهیل می‌کند.”

کاخ سفید استدلال کرده است که طرح “شفاف‌سازی دارایی رهبران ایران” موجب نخواهد شد که تهران از تأمین مالی تروریسم یا پولشویی دست بکشد و بر عکس این طرح حتی مقامات رسمی ایران را تحریک خواهد کرد تا دارایی‌هایشان را بیش از پیش مخفی کنند.

کاخ سفید همچنین گفته است که این طرح می‌تواند “این‌گونه از سوی ایران تعبیر شود” که آمریکا در تلاش برای تضعیف توافق هسته‌ای با تهران است.

جمهوری‌خواهان منتقد اوباما پرداخت ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد به ایران را که ژانویه امسال صورت گرفت، “باج‌دهی” برای آزادی زندانیان آمریکایی تعبیر می‌کنند.

کاخ سفید گفته است که پرداخت این مبلغ به ایران مربوط به قرارداد تسلیحاتی به ارزش یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار می‌شود که در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی با ایران منعقد شده و پس از وقوع انقلاب سال ۵۷ به حالت تعلیق درآمد.

No responses yet

Oct 22 2015

ویکی‌لیکس: برنان پیش از ریاست سی‌آی‌ای از مذاکره با ایران گفته بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: وب‌سایت «ویکی‌لیکس» ایمیلی‌هایی را از جان برنان، رئیس سی‌آی‌ای منتشر کرده که در بخشی از آنها، او سال‌ها پیش از رسیدن به این مقام، از دولت آمریکا خواسته بود وارد نوعی تعامل با ایران شود و مستقیما با ایران مذاکره کند.

سی‌آی‌ای هک کردن ایمیل‌های خانواده برنان را عملی مجرمانه نامیده است.

بخشی از ایمیل‌های هک‌شده جان برنان، به گفته ویکی‌لیکس، در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ میلادی، مربوط به ایران می‌شود.

او در آن زمان رئیس یک سازمان اطلاعاتی خصوصی بود.

بنا به گفته ویکی‌لیکس او پیشنهاد کرده بود که ایالات متحده به طور مستقیم و با فرستادن هیئتی از سوی رئیس‌جمهوری، مستقیما وارد مذاکره با تهران شود.

ایران و آمریکا؛ «حیات مشترک»

در بخشی از نوشته‌های او پس از انتخاب باراک اوباما در مقام ریاست‌جمهوری، برنان نقشه‌ای راهی برای روبه‌رو شدن با مسئله ایران ترسیم می‌کند.

در بخشی از این ایمیل‌ها آمده است «آمریکا چاره‌ای ندارد جز اینکه راهی برای حیات مشترک پیدا کند و با وجود هر دولتی که در تهران قدرت را در دست گیرد، در نهایت این موضوع را بپذیرد.»

او افزوده است که تهران هم باید این موضوع را بپذیرد.

برنان گفته است توانایی تهران برای پیشبرد منافع سیاسی و اقتصادیش در نهایت وابسته به روابط غیرخصمانه با آمریکا و غرب است.

او با اشاره به سیاست «چماق و هویج»، از باراک اوباما، که در آن زمان رئیس‌جمهور منتخب بود، خواسته بود تا هم پیشنهادی معنادار برای تهران داشته باشد، هم اینکه ابزار توسل احتمالی به زور را در دست دیگر نگه دارد.

تهدیدها

او در بخشی دیگر از ایمیل‌هایی که منتشر شده گفته است «در برابر بهبود روابط ایران و آمریکا، موانع بسیاری وجود دارد، اما هیچ‌یک تهدیدآمیزتر از رژیمی مذهبی که نزدیک به ۳۰ سال است مستقیما یا غیرمستقیم در تروریسم فراملی، برای اشاعه اهداف انقلابی خود دست دارد، نیست.»

او از جمله به حملات حزب‌الله لبنان به سفارت آمریکا و تفنگ‌داران آن کشور، حمله به سفارت اسرائیل در آرژانتین یا ترور سفیر اسرائیل در لندن اشاره کرده است.

آقای برنان در عین حال با ارتباط دادن مسائل مختلف مربوط به ایران از برنامه اتمی تا حمایت این کشور «از تروریسم» و خواسته‌های تهران در منطقه، در بخشی از ایمیل‌ها گفته است گستره موضوعات گفت‌وگو نباید محدود باشد. به گفته برنان این مسائل که بیشترین اهمیت را برای ایران دارند، به هم پیوسته‌اند.

برنان انتقادی نیز از نامیدن ایران به عنوان بخشی از «محور شرارت» کرده است.

این عنوانی‌ست که جرج بوش در مورد ایران، عراق و کره شمالی از آن استفاده کرده بود.

جان برنان در سال‌های بعد به مقام مشاور رئیس‌جمهوری باراک اوباما، در امور امنیت ملی و سپس در سال ۲۰۱۳ میلادی به ریاست سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای، رسید.

به گفته روزنامه فاینشال‌تایمز، او سال‌ها در این سازمان مشغول به فعالیت بوده و در زمان ریاست‌جمهوری جرج بوش پسر نیز مدیر «مرکز ملی ضدتروریسم» بود.

واکنش سی‌آی‌ای

خبرگزاری فرانسه می‌گود سی‌آی‌ای در واکنش به انتشار ایمیل‌ها گفته است، هنوز هیچ ایمیل محرمانه‌ای منتشر نشده است.

با این همه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، خانواده برنان را «قربانی» عملی «مجرمانه» نامیده و در بیانیه‌ای گفته است «این حمله (هک) مسئله‌ای‌ست که ممکن است برای هرکسی اتفاق بیافتد، و باید محکوم شود و نه ستایش».

پلیس فدرال و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تحقیقاتی را در این مورد آغاز کرده‌اند.

افشاگری‌های تازه ویکی‌لیکس، چند هفته پس از آن انجام می‌گیرد که یک هکر «نوجوان» گفته بود توانسته‌ است به ایمیل‌های خصوصی برنان در «ای‌او‌ال» دسترسی پیدا کند.

روزنامه «نیویورک‌پست» در گزارشی در این مورد گفته بود این هکر خود را «دانش‌آموز دبیرستان» معرفی کرده است.

انتشار ایمیلی‌ها یا نوشته‌های خصوصی مقام‌های آمریکایی سابقه دارد و در مواردی نیز به موضوعی پرکشمکش تبدیل شده است.

از جمله ژنرال دیوید پترائوس، از فرماندهان عالی‌رتبه و رئیس پیشین «سی‌آی‌ای» که خاطرات شخصی و مدارکی در مورد جنگ افغانستان را در اختیار معشوقه‌اش که مشغول نوشتن کتابی در مورد او بود، گذاشت. آنچه در نهایت به کناره‌گیری او از ریاست «سی‌آی‌ای» انجامید.

استفاده هیلاری کلینتون از سرور شخصی ایمیل در دوره‌ای که وزارت خارجه را مدیریت می‌کرده، از دیگر مواردی‌ست که همچنان در رسانه‌های آمریکایی به آن پرداخته می‌شود. خانم کلینتون از نامزدهای اصلی حزب دمکرات برای انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌رو است.

No responses yet

Nov 24 2014

پاسخ سحام به تهدید یک نماینده مجلس: درزمان غارت کشورچه چیزی را نظاره می‌کردید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سحام: دیروز نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس دوم «هیئت تحقیق و تفحص از نظام بانکی کشور» در گفت‌وگویی با رسانه‌ها، از انتشار اسناد و مدارک محرمانه «هیئت تحقیق و تفحص مجلس از نظام بانکی» ابراز ناراحتی کرده و سحام را تهدید به پیگیری قضایی کرد.
بدین وسیله شورای سردبیری سحام، پاسخ این رسانه را درخصوص اظهارات این نماینده مجلس منتشر می‌کند:

جناب آقای نادرقاضی پور
نماینده محترم مردم ارومیه و عضو هیات تحقیق تفحص مجلس از نظام بانکی کشور
باسلام

مصاحبه روزگذشته جنابعالی به تاریخ اول آذر ۱۳۹۳ با یک سایت اصول‌گرا درمورد لیست‌های منتشره در وب‌سایت سحام، ذکر نکاتی جهت تنویرافکارعمومی را ضروری به نظر می رساند:

یک – درمصاحبه ی اخیرجنابعالی، این‌گونه به مخاطب القاء می‌شود که یکی از اعضای ارشد حزب اعتماد ملی وازنزدیکان حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی اسناد اخیراً منتشره درخصوص«لیست بدهکاران بانکی» را دراختیارسحام قرار داده است. صرف‌نظر از هرگونه تایید یا تکذیب این موضوع، سئوال اصلی‌ این است که انتشار سند درمورد مفسدان اصلی اقتصادی کشور که هزاران میلیارد تومان از سرمایه کشور و مردم را به تاراج برده اند، جرم محسوب می‌شود یا اقدامی است که باید از آن تجلیل نمود؟

دو- چرا پس ازگذشت چند سال از دراختیار داشتن چنین اسناد مهمی، تلاشی برای نشرعمومی آن و فشار به بدهکاران کلان بانکی برای بازپس دادن اموال مردم و بانک‌ها نکرده اید؟ مگر نه آن‌که این اموال متعلق به مردم است؟ پس چرا از انتشارعمومی این اسناد ابا دارید؟ و چرا اکنون که یک رسانه مستقل اقدام به انتشاراین اسناد کرده است، افشاگری وب‌سایت سحام را با برخورد قضایی مورد تهدید قرار می‌دهید؟

سوم- درمصاحبه اخیرتان اظهار فرموده اید که برخی لابی‌ گری‌ها، مانع قرائت گزارش این اسناد درصحن علنی مجلس شده اند، لطفاً صراحتاً به افکارعمومی پاسخ دهید کدامین جریان سیاسی واقتصادی درکشور، مانع انتشار و قرائت گزارش چنین اسناد مهمی در صحن علنی مجلس شده اند؟ آیا این جریان‌ها، قرابتی با جریان‌های کودتاگر مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ دارند؟

چهارم- اگرحقیقتاً در پی خلع ید ازلابی‌های امنیتی برای مقاصد و سوء استفاده‌های کلان شوم اقتصادی – سیاسی هستید، چرا اشاره ای به نام «مدیرحراست بانک سپه» نمی‌کنید که به مدیرعامل بانک سپه تحمیل شده است؟ مگرنه آن‌که این فرد همان بازجوی«حمید پورمحمد گل سفید درپرونده اختلاس۳۰۰۰ میلیارد تومانی» است که جایزه خود را بابت«سفید کردن ومخدوش کردن اسناد پرونده وی» از این فرد گرفت و به مدیرکلی حراست بانک سپه گمارده شد واینک برای تحت فشار قراردادن مدیرعامل بانک«سپه» و جلوگیری ازاقدامات وی درجهت فشار به «بدهکاران بانکی» برای بازپس گیری مطالبات این بانک سنگ اندازی می‌کند؟! به راستی آیا واقعا از خود سوال کرده اید که تکلیف پرونده اختلاس کلان ۳۰۰۰ میلیارد تومانی چه شد؟ مگر آن پرونده فقط یک متهم داشت که تا متهم ردیف اول اعدام شود پرونده مختومه گردد؟ آیا از خود سئوال کرده اید که متهم ردیف دوم و سوم و چهارم این پرونده کیست؟ آیا متهم ردیف دوم پرونده همان «سیدحمید پورمحمدگل سفید» نیست؟ و چرا وی اکنون به جای حضور در دادگاه، اکنون در ریاست جمهوری صاحب پست و مقام است؟ چرا بازجوی این پرونده که قرابت نزدیکی با حیدر مصلحی وزیر اطلاعات دولت قبل دارد، اکنون مدیرکل حراست بانک سپه است و پرونده اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی را متوقف کرده است؟ و یا موارد فراوان دیگری که امنیتی‌ها برای فشار به مدیران ارشد بانکی و ایجاد اخلال درنظام بانکی و پولی کشور به بانک‌ها تزریق شده اند.

پنجم- با توجه به حجم غارت کشور- که در زمان یورش مغولان به ایران نیز این غارت‌گری سابقه نداشته است – جای سوال مهم این‌جاست که نقش نمایندگان مجلس درنظارت به ارکان قدرت، در زمان غارت کشور دقیقا چه بوده است؟ نمایندگان مجلس در زمان غارت کشور به چه می اندیشیدند که کشور چنین مورد یورش قومی بدترازمغولان قرار گرفته است؟ نمایندگان محترم مجلس دقیقا درحال «نظارت» به کجا بوده اند که کشور چنین تاراج شده است؟ به طوری‌که ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی کشور ناپدید شده است. آیا هشدارها و انذارهای«مهدی کروبی» و«میرحسین موسوی» پیش ازکودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ناظر برغارت کشور و منابع ایران نبود؟ مگر آنان چه گفتند که هدف یورش تمامیت خواهان قرار گرفتند؟

ششم- «وب‌ سایت سحام» و شورای سردبیری این رسانه، از تهدید به عمل آمده از سوی جنابعالی، نه تنها نمی‌هراسد بلکه از آن استقبال می‌کند و درمسیر خود ثابت قدم تر خواهد شد. این رسانه بدون هیچ‌گونه ملاحظه خاص سیاسی قدرتمندتراز پیش، به راه خود درانتشار اسناد و اسامی مفسدین بانکی و اقتصادی کشور ادامه خواهد داد تا ان شالله به یاری حق تعالی، فشارهای امنیتی ازمدیران عامل بانک‌ها حذف شده و فضایی شفاف برای مردم ایجاد شود و کشور به ریل ثابت توسعه و پیشرفت بازگردد. در این راه رسانه های مستقل و شجاع نقش ویژه ای را ایفا می‌کنند.

درپایان به جنابعالی توصیه می‌شود حکایت سعدی را آویزه گوش قراردهید، آن‌گاه که این شاعر کشورمان، ازجامعه‌اش چنین می نالد که «این چه… مردمانند که سنگ‌ها را بسته و سگ‌ها را بازگذاشته اند!»

و ما به شما توصیه می‌کنیم به‌جای تهدید یک رسانه مستقل وآزاد به خاطرافشای«لیست محرمانه بدهکاران بانکی» و«اسناد هیئت تحقیق و تفحص مجلس»، به سراغ چپاول‌گران بیت المال بروید که درهشت سال دولت سرتا پا فساد محمود احمدی نژاد، آن‌چنان خورده و چاپیده اند که حوصله مردم از شنیدن ارقام دزدی‌های‌شان به سرآمده است و درآن روزها شما و سایرنمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در حال تعامل! با دولت احمدی نژاد بودید!

شورای سردبیری وب‌سایت سحام نیوز

No responses yet

Aug 17 2014

وزارت علوم: اسناد مربوط به بورسیه‌ها مورد تایید نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: معاون وزیر علوم می‌گوید که این وزارت‌خانه نیازی به افشاگری ندارد و منتشرکنندگان لیست موسوم به استفاده‌کنندگان از بورسیه‌های غیرقانونی، «افرادی هستند که ارتباطاتی با عناصر سیستم قبلی داشته‌اند».

مجتبی صدیقی معاون وزیر علوم و رییس سازمان امور دانشجویان روز یک‌شنبه ۲۶ مرداد گفت که «لیست‌های مجعولی که در فضای مجازی از بورسیه‌ها منتشر می‌شود، مورد تایید وزارت علوم نیست».

به گزارش ایسنا، وی گفت: «اطلاعات منتشرشده قدیمی و غیرمستند هستند و وزارت علوم پی‌گیری‌های قضایی خود را انجام خواهد داد. پی‌گیری‌های امنیتی نیز از سوی مراجع ذیربط در حال انجام است».

صدیقی افزود: «آنچه این روزها شاهد هستیم روشی تخریبی است که عده‌ای آن را شروع کرده‌اند که مسیر طبیعی تصمیم‌گیری قانونی و احقاق حق در مورد تخلفات مربوط به بورسیه‌ها را مخدوش کرده‌ است».

وی همچنین با بیان اینکه ظاهرا اطلاعاتی که منتشر شده در روزهای آخر دوره مسوولیت قبلی از سیستم بیرون رفته است، گفت: «منشاء این بی‌اخلاقی‌ها افرادی هستند که ارتباطاتی با عناصر سیستم قبلی داشته‌اند و این اطلاعات را منتشر کرده‌اند. شاهد این ادعا هم این است که تمام اطلاعات قدیمی و غیرمستند بوده و شامل اقدامات انجام شده در این دوره نیست؛ به همین خاطر هیچ کدام از این اسناد واقعی نیستند».

رییس سازمان دانشجویان وزارت علوم با بیان اینکه تمامی بورسیه‌شده‌ها در حال تحصیل هستند افزود: «افکار عمومی نباید ملاک قضاوت خود را این اطلاعات مخدوش قرار دهد. ما نیازی به هیچ‌گونه افشاگری نمی‌بینیم و وظایف قانونی خود را با رعایت مصالح جامعه و حاکمیت اخلاق دنبال خواهیم کرد».

رویارویی دو جناح حکومت جمهوری اسلامی هم‌اکنون به عرصه آموزش عالی و سوءاستفاده‌ها در وزرات علوم، تحقیقات و فن‌آوری رسیده است. در پی افشای بورسیه‌های غیرقانونی، وزیر علوم در معرض استیضاح نمایندگان مخالف دولت قرار گرفت و سپس نام‌هایی از افراد استفاده‌کننده از بورسیه‌های غیرقانونی منتشر شد.

در اقدامی تلافی‌جویانه، برخی نمایندگان مجلس به پخش نامه‌ای با محتوای سوال از حسن روحانی درباره مدرک دکترایش دست زدند. خبرها حاکی از آن است که رضا فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری صبح یکشنبه در جلسه هیات رییسه فراکسیون رهروان ولایت حضور یافته تا در مورد روند اقدامات خود توضیحاتی را ارائه کند.

به نظر می‌رسد که دو طرف با علم به هزینه‌های سنگین این استیضاح و افشاگری‌ها برای نظام جمهوری اسلامی، در حال رای‌زنی برای لغو استیضاح هستند. کاظم جلالی رییس فراکسیون رهروان گفته است که قبل از استیضاح، شورای مرکزی فراکسیون جلسه خواهد داشت و در مورد پس گرفتن امضاها یا برگزاری جلسه استیضاح تصمیم خواهد گرفت.

No responses yet

Aug 17 2014

افشای چند صد بورسیه غیرقانونی دولت احمدی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

سحام نیوز: بیش از هفتصد بورسیه غیرقانونی اعطا شده در دولت محمود احمدی نژاد افشا شد. علی غزالی این لیست ها را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده است.

به گزارش سحام، وی نوشته است: در خصوص ماجرای استیضاح وزیر محترم علوم و جانفشانی تاریخی ایشان، که حفاظت از شانیت علمی کشور را که در معرض آسیب جدی قرار گرفته، را بر خلاف مشاوره هایی که حتی برخی از اطرافیان ایشان به دلایل سیاسی به ایشان میدهند، را به بقا در طبقه ۱۴ ساختمان شهرک غرب نفروخته اند؛ باید محکم به میدان آمد که اگر مباحث مطرحه در خصوص استیضاح ایشان چه بحث بورسیه ها و چه مبحث اساتید اخراجی به نفع برخی مجلسیان به کرسی بنشیند همین خورده اعتبار مدارک تحصیلی و علمی باقی مانده در کشور نیز به فنا میرود.

لذا حداقل کاری که اکنون از دست همچون من بر می آید افشای نام این چندین هزار نفر بزرگوار است و البته به ذکر توضیحات زیر:

اول: وجود نام افراد در لیست زیر لزوماً دلیلی بر عدم شایستگی این افراد و طی سیکل خلاف از سوی آن افراد محسوب نمیشود و بیشتر نقدی بر کلیت این اقدام بنیان افکن است که بدون هیچ نظر کارشناسی و صرفاً به دلیل از بین بردن پایه های علمی کشور یا با قصد و نیت و یا بدون قصد و نیت اقدام به پذیرش این تعداد بورسیه دکترای بدون کنکور نموده اند.
دوم: برای هر فرد بنا به رشته تحصیلی به دانشگاه محل پذیرش رقمی ما بین ۳۵ تا ۵۰ میلیون پرداخت شده و یا باید میشده است و اگر رقم میانگین ۴۰ میلیون تومان را هم در نظر بگیریم به ارقام عجیب و غریبی میرسیم که افرادی که بر روی ادامه این روند پافشاری میکنند باید توضیح دهند که چنین بودجه ای از کجا باید تهیه شود؟
سوم: متاسفانه بعد از اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی عدد ۳۰۰۰ دارای اهمیت خاصی شده است و بگونه ای معیاری برای سنجش ها و در این مورد هم به اشتباه تعداد بورسیه ها ۳۰۰۰ عنوان میشود و این در صورتیست که لیستی که در اختیار ماست و قطعاً هم شامل افراد پذیرفته شده دقیقه نودی که نامشان در هیچ لیستی نیست و با تلفن وزیر پس از رد شدن پذیرفته شده اند نمیشود رقم بسیار بیشتر از ۳۰۰۰ نفر را در بر میگیرد. به نحوی که فقط در یک لیست که افراد فارغ التتحصیل پذیرفته شده قبل از سال ۸۹ را شامل میشود با رقم ۲۰۲۲ مواجه هستیم، یعنی فقط تعداد افرادی که تا قبل از سال ۸۹ در بورس پذیرفته شده اند و درسشان را نیز به پایان رسانده اند رقم ۲۰۲۲ است و با این احتساب که اوج بورسیه ها از سال ۸۹ به بعد بوده است و لیستهایش را خدمتتان ارائه خواهیم کرد. رقم بیش از ۴۰۰۰ نفر فقط در اختیار ما قرار دارد و تاکید میکنم قطعاً این افراد شامل افراد دقیقه نودی که نامشان در لیست نیست و بعضاً بصورت تجربی با آنها مواجه شده و اکنون نامشان را در لیست پیدا کرده ام نمیشود.
چهارم: این موضوع را در نظر بگیرید که این ۴۰۰۰ نفر و بیشتر طبق قانون باید در دانشگاه های سراسر کشور به عنوان هیات علمی پذیرفته شوند و اگر چنین شود و امروز چه با بودن فرجی دانا و چه پس از آن کوتاه بیاییم تصور کنید که چه وضعیت علمی در انتظار دانشگاه های کشور خواهد بود.
پنجم: این تعداد فقط بورسیه های داخل کشور را در بر میگیرد و شامل افراد اعزام شده به خارج از کشور نمیشود که بعضاً آقازاده ها را با بودجه رسمی کشور در اوج بحران ارز به کانادا و آمریکا و استرالیا و انگیستان و روسیه و… فرستاده اند و آن لیست هم تعداد چشمگیری را شامل میشود.
ششم: برخی در لیست هستند که حتی شرایط اولیه دریافت بورس مانند شرط سنی و شرط معدل شاملشان نمیشود و برای نمونه فردی را بصورت اتفاقی در لیست مشاهده کردم که متولد ۵۴ بوده و در زمان دریافت بورس یعنی سال ۹۱ سنش بیش از حد تعیین شده(۳۳ سال) بوده است و جالب آنکه به محض دریافت بورس در دانشگاه محل تحصیل به یک سمت مهم نیز گمارده شده و یا شخص دیگری که ضمن دریافت بورس به عنوان دبیر هیات جذب اعضای هیات علمی دانشگاه هم گمارده شده بود و شما در نظر بگیرید که جذب اعضای هیات علمی یک دانشگاه که نقش قطب علمی را در علوم انسانی دارد به چنین فردی واگذار شده بود که خودش بدون کنکور در حال تحصیل در دوره دکترا بوده!
در پایان عرایض یادآور میشوم که لیست سال ۹۲ به علت آنکه شروع به تحصیل افراد مصادف با روی کار آمدن دولت جدید شده و از ورود بسیاری از افراد به دانشگاه ممانعت به عمل آمده است و شخصاً اطلاع دقیقی از لیست بورسهای ابطال شده ندارم و ترس آن میرود که در حق شخصی به اشتباه ظلم صورت گیرد از افشای آن فعلاً پرهیز میکنیم و لیستها را از سال ۹۱ آغار میکنیم و بعد ۸۹ و بعد لیست فارغ التحصیلان پذیرفته شده قبل از ۸۹ و انشالله پس از آن به شرط حیات لیست پر ستاره سال ۹۰ که به نظر شخصی بنده بیشترین آقازاده را درون خود جای داده است میپردازیم.

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

boorsiieh-saham-news

این هم متنی که در فیس بوک علی غزالی همراه با لیست منتشر شده:

در خصوص ماجرای استیضاح وزیر محترم علوم و جانفشانی تاریخی ایشان که حفاظت از شانیت علمی کشور را که در معرض آسیب جدی قرار گرفته را بر خلاف مشاوره هایی که حتی برخی از اطرافیان ایشان به دلایل سیاسی به ایشان میدهند را به بقا در طبقه 14 ساختمان شهرک غرب نفروخته اند. باید محکم به میدان آمد که اگر مباحث مطرحه در خصوص استیضاح ایشان چه بحث بورسیه ها و چه مبحث اساتید اخراجی به نفع برخی مجلسیان به کرسی بنشیند همین خورده اعتبار مدارک تحصیلی و علمی باقی مانده در کشور نیز به فنا میرود.
لذا حداقل کاری که اکنون از دست همچون من بر می آید افشای نام این چندین هزار نفر بزرگوار است و البته به ذکر توضیحات زیر:
اول: وجود نام افراد در لیست زیر لزوماً دلیلی بر عدم شایستگی این افراد و طی سیکل خلاف از سوی آن افراد محسوب نمیشود و بیشتر نقدی بر کلیت این اقدام بنیان افکن است که بدون هیچ نظر کارشناسی و صرفاً به دلیل از بین بردن پایه های علمی کشور یا با قصد و نیت و یا بدون قصد و نیت اقدام به پذیرش این تعداد بورسیه دکترای بدون کنکور نموده اند.
دوم: برای هر فرد بنا به رشته تحصیلی به دانشگاه محل پذیرش رقمی ما بین 35 تا 50 میلیون پرداخت شده و یا باید میشده است و اگر رقم میانگین 40 میلیون تومان را هم در نظر بگیریم به ارقام عجیب و غریبی میرسیم که افرادی که بر روی ادامه این روند پافشاری میکنند باید توضیح دهند که چنین بودجه ای از کجا باید تهیه شود؟
سوم: متاسفانه بعد از اختلاس 3000 میلیاردی عدد 3000 دارای اهمیت خاصی شده است و بگونه ای معیاری برای سنجش ها و در این مورد هم به اشتباه تعداد بورسیه ها 3000 عنوان میشود و این در صورتیست که لیستی که در اختیار ماست و قطعاً هم شامل افراد پذیرفته شده دقیقه نودی که نامشان در هیچ لیستی نیست و با تلفن وزیر پس از رد شدن پذیرفته شده اند نمیشود رقم بسیار بیشتر از 3000 نفر را در بر میگیرد. به نحوی که فقط در یک لیست که افراد فارغ التتحصیل پذیرفته شده قبل از سال 89 را شامل میشود با رقم 2022 مواجه هستیم، یعنی فقط تعداد افرادی که تا قبل از سال 89 در بورس پذیرفته شده اند و درسشان را نیز به پایان رسانده اند رقم 2022 است و با این احتساب که اوج بورسیه ها از سال 89 به بعد بوده است و لیستهایش را خدمتتان ارائه خواهیم کرد. رقم بیش از 4000 نفر فقط در اختیار ما قرار دارد و تاکید میکنم قطعاً این افراد شامل افراد دقیقه نودی که نامشان در لیست نیست و بعضاً بصورت تجربی با آنها مواجه شده و اکنون نامشان را در لیست پیدا کرده ام نمیشود.
چهارم: این موضوع را در نظر بگیرید که این 4000 نفر و بیشتر طبق قانون باید در دانشگاه های سراسر کشور به عنوان هیات علمی پذیرفته شوند و اگر چنین شود و امروز چه با بودن فرجی دانا و چه پس از آن کوتاه بیاییم تصور کنید که چه وضعیت علمی در انتظار دانشگاه های کشور خواهد بود.
پنجم: این تعداد فقط بورسیه های داخل کشور را در بر میگیرد و شامل افراد اعزام شده به خارج از کشور نمیشود که بعضاً آقازاده ها را با بودجه رسمی کشور در اوج بحران ارز به کانادا و آمریکا و استرالیا و انگیستان و روسیه و… فرستاده اند و آن لیست هم تعداد چشمگیری را شامل میشود.
ششم: برخی در لیست هستند که حتی شرایط اولیه دریافت بورس مانند شرط سنی و شرط معدل شاملشان نمیشود و برای نمونه فردی را بصورت اتفاقی در لیست مشاهده کردم که متولد 54 بوده و در زمان دریافت بورس یعنی سال 91 سنش بیش از حد تعیین شده(33 سال) بوده است و جالب آنکه به محض دریافت بورس در دانشگاه محل تحصیل به یک سمت مهم نیز گمارده شده و یا شخص دیگری که ضمن دریافت بورس به عنوان دبیر هیات جذب اعضای هیات علمی دانشگاه هم گمارده شده بود و شما در نظر بگیرید که جذب اعضای هیات علمی یک دانشگاه که نقش قطب علمی را در علوم انسانی دارد به چنین فردی واگذار شده بود که خودش بدون کنکور در حال تحصیل در دوره دکترا بوده!
در پایان عرایض یادآور میشوم که لیست سال 92 به علت آنکه شروع به تحصیل افراد مصادف با روی کار آمدن دولت جدید شده و از ورود بسیاری از افراد به دانشگاه ممانعت به عمل آمده است و شخصاً اطلاع دقیقی از لیست بورسهای ابطال شده ندارم و ترس آن میرود که در حق شخصی به اشتباه ظلم صورت گیرد از افشای آن فعلاً پرهیز میکنیم و لیستها را از سال 91 آغار میکنیم و بعد 89 و بعد لیست فارغ التحصیلان پذیرفته شده قبل از 89 و انشالله پس از آن به شرط حیات لیست پر ستاره سال 90 که به نظر شخصی بنده بیشترین آقازاده را درون خود جای داده است میپردازیم.

No responses yet

Dec 22 2013

ماجراجویی شخصی و معمای ناپدید شدن لوینسون

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: لوینسون ماموریت یافته بود نقل و انتقال‌های بزرگ مالی مقام‌ها ایرانی را بررسی کند. اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از کشور اهمیت زیادی در این قبال داشت.
انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ارتباط کاری باب لوینسون با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، ماجرای وی را در نزدیکی هفتمین سال ربوده شدنش وارد مرحله جدیدی کرده است. این مامور سابق اف‌بی‌آی که سر پر شوری برای ماموریت‌های عجیب داشت، در مارس ۲۰۰۷ در کیش مفقود شد.
آسوشتید پرس و واشینگتن پست برای نخستین بار رابطه کاری وی را با سیا فاش ساختند. بعد از آن، نیویورک تایمز با انتشار مقاله‌ای آشکار ساخت که از سال ۲۰۰۷ از طریق وکیل لوینسون اطلاعات وی و همکاری‌هایش با سیا را داشته است اما به خواست دولت آمریکا و خانواده اوینسون آن‌ها را منتشر نکرده بود. اما پس از افشاگری آسوشیتد پرس خانواده لوینسون اعلام کردند هیچ مخالفتی با انتشار مقاله نیویورک تایمز ندارند.
اطلاعات تازه مشخص ساختند لوینسون یک قرارداد مشاوره با سیا داشته است. لوینسون تا سال ۱۹۹۸ در اف‌بی‌آی کار می‌کرده است. او از کارشناسان برجسته این سازمان در بخش جرائم سازمان یافته بوده است. او خود در یک مصاحبه در فیلمی مستند می‌گوید تخصص او باند‌های مافیایی بوده که از ایتالیایی- آمریکایی شروع شده و سپس به سیسیلی و کلمبیا گسترش یافته و نهایتا به مافیای سرخ روسیه رسیده است. لوینسون در دستگیری نوریه‌گا، دیکتاتور پاناما نیز نقش عمده‌ای ایفا کرده است.
وی به شهادت همکارانش نیروی امنیتی و اطلاعاتی خاصی بود و رفتار‌های غیرمتعارفی داشته است. علاقه شدیدی به حضور در پروژه‌های پر خطر از خود نشان می‌داده و دوست داشته در موضوعات مختلفی حضور یابد. او در عین حال در جذب منابع اطلاعاتی و خبرچین‌ها و نفوذ در باند‌های تبهکار مهارت بالایی داشته است. رفتار او در قالب یک پلیس امنیتی بگونه‌ای بوده که از طرف متهمان عمدتا جزو دسته خوب‌ها توصیف می‌شده است.
او در سال ۱۹۸۸ زودتر از موعد مرسوم خود را بازنشسته کرد. حقوق وی کفاف تامین هزینه‌های خانواده ۸ نفره و بخصوص مخارج تحصیلات دانشگاهی فرزندانش را نمی‌داد. ابتدا برای شرکت‌های حقوقی و بازپرسی کار کرد و سپس شرکت خود به عنوان بازرسی خصوصی را راه‌انداخت. او عمدتا در پروژه‌هایی که نیاز به کارآگاه خصوصی داشت حضور می‌یافت و یا به عنوان کارشناس در دادگاه‌های مربوط به موضوعات مافیایی و جرائم سازمان یافته بخصوص مربوط به روسیه شرکت می‌کرد.
اما وی از مقطعی به بعد می‌کوشد تا از طریق دوستان و همکاران سابقش برای سیا کار کند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دوستش «آن جابلونسکی» به او در این راه کمک کرد. این دو در زمینه جرایم سازمان یافته روسیه تخصص داشتند و دوستان نزدیک هم بودند.
جابلونسکی در بخش مبالات مالی قاچاق سیا کار می‌کرد که در زمینه کشف راه‌های پول‌شویی و فساد اقتصادی در دنیا کار می‌نماید. سیا بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر با پیمان‌کاران و شرکت‌های متعددی در بخش خصوصی کار می‌کند. سیا علاقمند بوده بفهمد که حکومت ایران در هنگام مواجهه با تحریم‌های تجاری چه اقداماتی را برای انجام مبادلات مالی در نظر می‌گیرد. اما پروژه شامل مبادلات اقتصاد زیرزمینی در چندین کشور از جمله ونزوئلا بوده است.
بنابراین لوینسون ماموریت می‌یابد در این زمینه و هم‌چنین کشف اطلاعاتی که باعث رسوایی مقامات مسوول ایران می‌شود تحقیق نماید. در این میان سیا علاقمند به بررسی اموال ادعایی هاشمی رفسنجانی در خارج از ایران بوده است.
این موضوع برای شرکت‌های حقوقی در دنیا نیز جالب است چون با توجه به اتهاماتی که در سطح بین‌المللی برای رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام وجود دارد، دستیابی به اموال احتمالی مزایای هنگفتی برای شرکت‌های حقوقی و برخی از افراد حقیقی و حقوقی دارد.
لوینسون با توجه به ویژگی‌های شخصیتی‌اش با علاقه و شور زیاد پیگیر این پرونده می‌شود. او در طول مدت نه ماه از آغاز پروژه گزارش‌های زیادی را می‌فرستد. بعد‌ها مامورین ارشد سیا اعلام کردند گزارش‌های وی ارزش اطلاعاتی نداشته است. اما رابط وی در سیا از وی حمایت می‌کرده و مدعی بوده مسوولین بخشش خیلی نسبت به گزارش‌های وی مشتاق بوده‌اند. بر مبنای برخی از گزارش‌ها، نبود قوانین روشن در سیا و رقابت بین بخش‌های تحلیلی و عملیات مخفی باعث شده تا لوینسون با فراغت خاطر حوزه فعالیت‌هایش را گسترش دهد.
لوینسون تقریبا چیزی در مورد ایران نمی‌دانست از این‌رو از کمک یک دوست روزنامه‌نگار قدیمی استفاده می‌کند. ایرا سیلورمن تهیه کننده سابق برنامه‌های جنایی در شبکه ان‌بی‌سی است. او زمانی که در ان‌بی‌سی کار می‌کرد و برنامه داشت از اطلاعات و مشاوره لوینسون استفاده می‌کرد. او چندین سفر به ایران کرده بود و با داوود صلاح‌الدین (آمریکایی پناهنده به ایران بعد از ترور وابسته مطبوعاتی سابق سفارت ایران در واشنگتن دی‌سی) آشنا شده بود. وی لوینسون و صلاح‌الدین را از طریق تماس تلفنی به هم مرتبط می‌سازد. لوینسون تصمیم می‌گیرد ارتباطش با صلاح‌الدین را از تماس‌های تلفنی ارتقا دهد.
لوینسون با هدف تحقیق در مورد اموال ادعایی رفسنجانی در کانادا درسال ۲۰۰۷ به تورنتو سفر می‌کند. او از طریق یک تاجر متولد لیتوانی به نام بوریس بریشتن [وهم‌چنین معرفی از سوی نهادهایی دیگر] با چند ایرانی ملاقات می‌کند. دو نفر از افراد ایرانی مقیم کانادا که تمایل به افشای نام‌شان ندارند پذیرفتند که با لوینسون دیدار داشته‌اند و او به دنبال رد پای سرمایه‌های احتمالی رفسنجانی در کانادا بوده است. یکی از این دیدارها در محل یک وکیل در تورنتو انجام گرفته است.
بریشتن از دید دستگاه امنیتی آمریکا مرتبط با باند‌های تبه‌کاری سازمان یافته بوده و مجوز ورود به خاک آمریکا را نداشته است. او متهم به میزبانی یک نشست مهم مافیای روس در دهه هشتاد میلادی است. اما وی اتهامات را رد می‌کند. لوینسون به وی پیشنهاد می‌کند در ازای تلاش وی برای حل مشکل سفر به آمریکا، دسترسی به اطلاعات محرمانه در ایران را برای وی میسر گرداند. او ترتیب ملاقات وی با دو ایرانی در استانبول را می‌دهد. آن‌ها خواستار خرید اقلام حساس بودند که ممکن است مورد تحریم واقع شوند و در عوض پیشنهاد فروش نفت با تخفیف را می‌دهند.
لوینسون راضی ملاقات را ترک می‌کند و طی نامه الکترونیکی به دوستش در سیا خبر از یک معامله بزرگ می‌دهد. اما بودجه‌اش تمام شده بود. جابلونسکی ضمن ابراز خوشحالی از کانال ارتباطی که وی با ایران پیدا کرده، می‌گوید موقتا بودجه‌ای در کار نیست و لویسنون باید صبر کند. اما تاکید می‌کند که مسوولین مربوطه در سیا نسبت به کار وی هیجان‌زده هستند.

بخش دوم:

ماموران ایرانی لوینسون را دستگیر کردند، اما…
پرس تی وی همزمان با مفقود شدن لوینسون اعلام کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است.

لوینسون علی رغم وقفه در دریافت منابع مالی ارسال گزارش برای سیا را ادامه می‌دهد. در فوریه ۲۰۰۷ او طی نامه الکترونیکی به جابلونسکی اطلاع می‌دهد که برای چند کار غیر مرتبط و از جمله پیگیری قاچاق سیگار در دوبی است. اما احتمالا دیداری به زودی در جزایر اطراف با فردی در خصوص پول شویی در ایران خواهد داشت. این ایمیل مستند ادعایی است که معتقد است سیا خبر داشته وی به جزیره کیش سفر می‌کند وبا عدم مخالفت تلویحا با این سفر همراهی کرده است. اما جابلونسکی این ادعا را رد می‌نماید و می‌گوید در خصوص سفر به کیش وی اطلاعی نداشته و از ناحیه سیا نیز چنین قراری نبوده است. سیلورمن هماهنگی ملاقات بین وی و صلاح‌الدین را انجام می‌دهد و به لوینسون اطلاع می‌دهد که بر اساس ارزیابی صلاح الدین خطری آنها را تهدید نمی‌کند و قرار می‌شود همدیگر را در لابی هتل مریم کیش ملاقات نمایند. لوینسون با اطمینان خاطر از دوست روزنامه گارش راهی کیش می‌شود.او قبل از سفر در نامه الکترونیکی که به دوستش می‌زند ابراز تعجب می‌کند از تصمیم خودش که بعد از انجام کار های عجیب و غریب در زندگی اش دیگر در آستانه ۵۹ سالگی با ۷ فرزند و یک زن بی همتا دیگر انجام این کار ها منطقی نیست. ولی لوینسون علی رغم تردیدش تصمیم می‌گیرد قماری دیگر انجام دهد. او هتلش در دوبی را تحویل نمی‌دهد و برای یک سفر کوتاه یک روزه برنامه ریزی کرده بود. از آنجاییکه کیش منطقه آزاد است نیازی به ویزا ندارد. بر مبنای گزارش صلاح الدین مامورین پلیس ملاقات آنها را به هم زده و هر دو را دستگیر می‌کنند. سیلورمن وقتی می‌بیند از لوینسون خبری نشده است با صلاح الدین تماس می‌گیرد ابتدا وی می‌گوید مامورین لوینسون را به فرودگاه برده‌اند . سپس بعدا می‌گوید که لوینسون برای تحقیقات به تهران اعزام شده است و توصیه می‌کند تا آرام باشد و مسئله بدینترتیب بزودی حل می‌شود. سیلور من ناراحت است که ارزیابی درستی از داوود صلاح الدین نداشته است و همچنین هرگز باور نمی‌کرده لوینسون بدون موافقت سیا به ایران سفر کند و برنامه‌ای نیز برای نجات وی در صورت دستگیری وجود نداشته است. صلاح الدین در مصاحبه با نشریه فایننشیال تایمز اظهار داشته است: « ماموران امنيتی رژيم اسلامی به اتاق محل ملاقات ما ریخته و من را بازجویی کردند و درباره گذرنامه ایرانی من پرسیدند و مرا با خود بردند.اما وقتی من پس از بازجویی به هتل باز گشتم، اثری از لوینسون نبود….، آقای رابرت لوینسون که پیشتر مامور FBI بوده، پس از بازنشستگی برای یک شرکت توليد سیگار کار می‌کرده و برای تحقیق درباره قاچاق سیگار به ایران سفر کرده بود. یکی از ماموران امنيتی به من گفته که آقای لوینسون ایران را ترک کرده است. در حالی که رابرت لوینسون به دعوت من به ایران آمده بود.اما بهرحال به نظر من لوینسون گم و یا ناپدید نشده است». وی در ادامه با احتياط گفت:«از من نخواهید که انگشت اتهام را به سوی کسی دراز کنم اما در ايران کسانی هستند که می‌دانند که بر سر او چه آمده و در شرايط فعلی دقیقا در کجاست».صلاح‌الدین در مصاحبه با کریستین مانیتور حرف های متفاوتی زد. او گفت : «وی در جریان ملاقاتی با رابرت لوینسون مامور بازنشسته اف.بی.‌آی در هتل مریم کیش به تاریخ نهم مارس سال ۲۰۰۷ به همراه لوینسون توسط شش مامور لباس شخصی دستگیر و از لوینسون جدا شده و پس از یک شب بازداشت، زمانی که از مدیر هندی هتل درباره آمریکایی مفقودشده سوال کرد، پاسخ شنید که او رفته است».داوود صلاح‌الدین ادامه داد: «مدیر هتل چنین گفت و بدون این‌که کلمه‌ای بگوید، به من فهماند که آن مرد به دل‌خواه خودش نرفته و تحت بازداشت است».صلاح‌الدین هم‌چنین گفت که معتقد است قرار و مداری پشت پرده میان ایران و آمریکا برای بازگرداندن لوینسون صورت گرفته و تا زمانی که آمریکا بر جاسوس نبودن لوینسون اصرار می‌کرد، برای ایران سخت بود که اقرار کند او در بازداشت است اما با انتشار اخبار جدید مبنی بر ارتباط آمریکایی مفقود شده با سی.آی.ای، این امر به ایرانیان اجازه می‌دهد تا دروغ‌های خود را در سال‌های اخیر توجیه کنند چرا که آن‌ها یک جاسوس واقعی را بازداشت کرده‌اند.محمد حسین آقاسی وکیل مدافع خانواده لوینسون در این باره اظهار می‌دارد: «من با اين آمريکايی (داوود صلاح‌الدین) ملاقات کردم، او را به جايی در تهران دعوت کردم. چون خود اين فرد در نزديکی تهران زندگی می‌کند. طی اين ملاقات من متوجه شدم که اين شخص مطالبی را بر خلاف واقعيت مطرح می‌کند. بعد، من درباره صحبت‌های ايشان هم در جزيره کيش و هم در تهران تحقيق کردم و به اين نتيجه رسيدم که او دروغ می‌گويد. البته اين شخص من را نيز به طور غيرمستقيم تهديد می ‌کرد.»صلاح الدین در سال ۲۰۱۰ نیز با فاکس نیوز مصاحبه کرد و چنین گفت : «لوینسون از بیماری‌های گوناگون رنج می‌برد و بعید است فردی در وضعیت او که در ۵۹ سالگی ناگهان به زندان می‌افتد زنده بماند»پرس تی وی در درست همزمان با مفقود شدن لوینسون خبری کار کرد که او در اولین ساعات ۹ مارس ۲۰۰۷ در اختیار نیرو های امنیتی ایران بوده است اما این خبر به سرعت برداشته شد. با توجه به رابطه نزدیک پرس تی وی با حکومت، این موضوع سرنخی برای چگونگی بازداشت لوینسون است. مسوولین سیا تصمیم می‌گیرند موضوع را علنی نکنند. اما افراد مربوط به لوینسون به خاطر سوء عملکرد مواخذه می‌شوند و به آنها گفته می‌شود بین دو راه اخراج واستعفا یکی را انتخاب کنند. دو نفر می‌پذیرند استعفا دهند. اما جابلونسکی نمی‌پذیرد و مجبور به ترک کارش می‌شود. وی مدعی است بازجویان سیا وی را به همدستی در ربایش لوینسون متهم کردند. او البته از سیا شکایت کرده است. سیا رسما از خانواده لوینسون معذرت خواهی می‌کند و همچنین می‌گوید حضار است مبلغ دو نیم میلیون دلار به انها غرامت بپردازد. اما سیا توجه زیادی به این پرونده نشان نمی‌دهد و تا کنون حاضر به معامله نشده است. اف بی آی چند سال پیش جایزه یک میلیون دلاری برای پیدا کردن لوینسون گذاشت. وزارت خارجه آمریکا نیز فعال بوده است. خانواده لوینسون رفتار محتاطانه‌ای داشته‌اند. آنها به ایران هم سفر کردند. در این مدت فقط عکس ها و یک فیلم از لوینسون برای آنها ارسال شده است. وی در فیلم که آشکارا با چهره قبل از مفقود شدن وی متفاوت است ، لباسی شبیه اسیران گوانتانامو پوشیده است و نوشته هایی بر روی سینه اش نصب است که خواهان پیگیری دولت آمریکا است . فیلم از پاکستان ارسال شده بود. گفته می‌شود تماس هایی بین مقام‌های امنیتی ایرانی و آمریکایی برقرار شده است. مقامات ایران گفته بودند یک گروه تند رو لوینسون را بازداشت کرده و علی رغم درگیری مامورین انتظامی ایران با آنها، او را به خاک افغانستان برده‌اند. ادعایی که مسئولین سیا نپذیرفتند و حتی اظهار نگرانی کردند که مبادا این حرف مقدمه کشتن لوینسون باشد. مسوولین وزارت خارجه آمریکا مدعی هستند که منابعی در دست دارند که لوینسون در جنوب غربی آسیا است. اما به نظر می‌رسد این حرف درست نیست و بیشتر بهانه‌ای بوده تا گروگان گیرها، لوینسون را بدون مشکل رها کنند.دولت ایران تا کنون نپذیرفته است که اطلاعی از لوینسون دارد. اما در عین حا آمادگی خود ر ابرای حل مساله اعلام کرده است. خانواده لوینسون به ایران سفر کردند. احمدی‌نژاد و روحانی در پاسخ به خبرنگاران آمریکایی از سرنوشت و وضعیت لوینسون ابراز بی اطلاعی کردند. ایرج مصداقی مدعی است مسعود شیخ الاسلام از چهره های انتظامی و امنیتی که در آن دوران رئیس سازمان دخانیات بود ،طرح دستگیری لوینسون در واکنش به گم شدن علیرضا عسگری معاونت اسبق ورازت دفاع را اجرا کرده است. وی نتیجه گیری می‌کند که لوینسون به احتمال زیاد مرده است. اما از آنجاییکه مصداقی منابعش را مطرح نکرده است لذا راست آزمایی ادعای فوق ممکن نیست. خانواده لوینسون امیدوار هستند که رئیس جمهور شدن روحانی و توافق موقت هسته‌ای بین ایران و آمریکا مشکل را حل نماید. اوباما در تماس تلفنی با روحانی ، موضوع آزادی لوینسون را مطرح کرده بود. در عین حال خانواده لوینسون با صدور بیانیه‌ای از بخشی از دولت آمریکا تشکر کرده و بخش دیگری را به دلیل بی توجهی و کم کاری مورد انتقاد قرار داده‌اند. می‌توان نتیجه گرفت موضوع انتقاد آنها نهادهای امنیتی هستند.

بخش سوم

کیش وصلاح‌الدین: تله و طعمه برای لوینسون؟

بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. از سوی دیگر، داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست.

آیا راز سر به مهر لوینسون در آستانه هفت سالگی مفقود شدنش باز می‌شود؟ بر اساس اطلاعات منتشر شده موضوع هنوز پیچیده است. اما ممکن است در پشت پرده اتفاقاتی در جریان است و یا مذاکراتی انجام می‌شود که منجر به نتایج غیر منتظره شود. اما این مساله فقط یک ادعا است.

در ادامه نکاتی که در روشن شدن وضعیت لوینسون مهم هستند تشریح می‌شود.

بلندپروازی، بی‌احتیاطی و انگیزه‌های شخصی لوینسون

همان‌گونه که در قسمت‌های قبلی توضیح داده شد بلندپروازی لوینسون و آمادگی وی برای خطر پذیری کار دستش داد. انگیزه‌های فردی وی، هم انجام کار‌های خارق‌العاده در فعالیت‌های امنیتی و تجسسی بود و هم کسب در آمد و ایجاد فرصت‌های ویژه مالی را نیز تعقیب می‌نمود. لوینسون اگر به سلامت از دیدار با صلاح‌الدین بر می‌گشت آنگاه احتمال اینکه بتواند قرار داد‌های تازه و هنگفتی با سیا و شرکت‌های خصوصی منعقد نماید محتمل بود.

اما لوینسون بی احتیاطی خرج داد و ریسک قمار وی بالا بود. وی آنچنان از بازگشت بی خطر خود مطمئن بود که از سیا تقاضای پشتیبانی و در نظر گرفتن راهکار‌های بازدارنده در صورت گرفتاری نکرد. البته شاید او روی اطمینان سیلورمن به صلاح‌الدین دست به چنین خطری زد. اگر چه با توجه به تجربه وی باور چنین امری راحت نیست. در عین حال ممکن است حضور وی در کیش با ملاقاتی که با دو ایرانی در استانبول انجام داده بود ارتباط داشته باشد. مساله تحقیق پیرامون قاچاق سیگار هدف اصلی وی از سفر به ایران نبوده است.

اما برخی از گزارش‌ها حاکی است برخی از افراد منسوب به رفسنجانی در حوزه قاچاق سیگار در ایران فعال هستند. ایران یکی از بزرگ‌ترین بازار‌های سیگار قاچاق را دارد و در حدود سی درصد سیگار مصرفی از طریق غیر قانونی وارد کشور می‌شود. در سطح اطلاعاتی که فعلا موجود است امکان راست آزمایی در خصوص دست داشتن خواهر زاده‌های رفسنجانی [مرتبط با بنیاد تعاون سپاه در کنار فعالیت‌های محسن رضایی] در بازار سیاه سیگار وجود ندارد و این مساله فعلا در حد یک اتهام است.

ارزش اطلاعاتی پایین لوینسون

رصد شناسی رفتار سیا از هنگام مفقود شدن لوینسون نشان می‌دهد از دید مشهور ترین سازمان اطلاعاتی امریکا،لوینسون ارزش اطلاعاتی خاصی ندارد که برای آزادی وی دست به عملیات‌های خاص بزند. حتی حاضر نیست در این خصوص مبادله اطلاعاتی انجام دهد. لوینسون سابقه کار در سیا ندارد. او در قالب شرکت خصوصی اش با سیا قرار داد داشته است. حتی قرار داد وی آن قدر اهمیت نداشته است تا موقتا بودجه‌ای در اختیار وی داده شود تا کار‌های اطلاعاتی اش دچار وقفه نگردد.

نوع پروژه‌هایی که برای سیا انجام می‌داده است از جنس جمع آوری اخبار و تجزیه و تحلیل اطلاعات بوده است. او قرار نبوده در بخش عملیات‌های مخفی اطلاعاتی کرای انجام دهد. در صورتی که سفرش به کیش از این جنس است. لوینسون به لحاظ فنی نمی‌توانسته است وارد فعالیت‌های محرمانه اطلاعاتنی شود. وی در فیلم مستندی در خصوص مافیای روسیه حضور داشته و این فیلم قبل از سفر وی به کیش به صورت عمومی پخش شده است. در بخشی از فیلم از وی به عنوان مامور سابق اف بی آی یاد می‌شود. همچنین او با دو نفر ایرانی در استانبول پیشتر ملاقات کرده بود. علی القاعده آنها به دنبال شناسایی چهره اصلی وی می‌رفتند. از انجاییکه آنان وعده فروش نفت با تخفیف داده بودند لذا یا مستقیما و یا غیر مستقیم با محافل قدرت در ایران در ارتباط بودند. بر اساس شنیده‌های قابل اعتنا سپاه در فروش قاچاقی و غیر قانونی نفت در ایران دست دارد و در مقطعی نیز در فروش غیر قانونی نفت عراق فعال بود. از این‌رو می‌توان حدس زد که آن دو نفر به نوعی با نیرو‌های سپاه در ارتباط بوده اند. بنابراین با توجه به این مسائل احراز هویت لوینسون راحت بوده و در عین حال طعمه‌ای دلچسب برای سیستم امنیتی ایران به نظر می‌رسیده است. اما ماجرای لوینسون رسوایی در سیا بوجود آورده و پرده از مشکلا ت تصمیم گیری در سطوح میانی و پایینی آن کنار زد.

نقش احتمالی حکومت ایران

حکومت ایران از ابتدا منکر هر گونه اطلاعی از لوینسون بوده است. در عین حال برای کمک ابراز آمادگی کرده است. همچنین مرتب از دولت آمریکا خواسته است تا ماموریت لوینسون را افشا نماید. اما قرائنی وجود دارد که انگشت اتهام را به طرف حکومت ایران دراز می‌نماید. اگر چه هنوز این ادعا قطعیت ندارد.

گروه‌های شبه نظامی و اسلام‌گرای منطقه برای افرادی مانند لوینسون تمایل ندارند تا موضوع گروگانگیری به درازا بکشد. معمولا در کوتاه مدت و یا حداکثر میان مدت موضوع را چه از طریق معامله وبده و بستان و یا قتل سوژه فیصله می‌بخشند.

از سوی دیگر در سفر لوینسون به کیش تشکیکی وجود ندارد. در جزیره کیش غیر از نیرو‌های اطلاعاتی و انتظامی ایران وبخصوص سپاه، هیچ نیروی دیگری نمی‌تواند فعالیت کند. تا الان سابقه نداشته است در آن مناطق گروه‌های خارجی بتوانند دست به گروگان‌گیری بزنند. همچنین نوع ارسال فیلم و عکس‌ها به گونه‌ای بوده است که با استفاده از پیچیده ترین روش‌های رد گیری نیز قابل تعقیب نبوده است. این امر نشان از حرفه‌ای بودن کار گروگانگیر‌ها دارد. اما در صورتی که این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد انگیزه چیست؟

معمولا دولت‌هایی که در رویارویی با آمریکا هستند همیشه از مامورین وابسته به نهادهای اطلاعاتی آمریکا به عنوان طعمه استفاده می‌کنند. درآن مقطع چیزی از گم شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع نمی‌گذشت. بازگرداندن عسگری برای حکومت خیلی مهم بود. بنباراین می‌توان فرض کرد دستگاه امینتی ایران با گروگان گرفتن لوینسون تقاضاهای امنیتی و اطلاعاتی از آمریکا داشته است که تا کنون اجابت نشده و موضوع معطل مانده است. آنها گمان کرده‌اند او مامور عالی رتبه‌ای است و لذا می‌توانند معامله بزرگی را سامان بدهند. جهت‌گیری پلاکاردهایی که بر روی سینه لوینسون نصب شده بود همه متمرکز بر سرزنش بی اعتنایی دولت آمریکا است. در یکی از آنها به دولت آمریکا گفته شده بود آیا شما نمی‌توانید کاری کنید یا نمی‌خواهید کاری بکنید؟ مخاطب خاص پلاکارد‌ها دستگاه اطلاعاتی آمریکا است تا متوجه پیام شود. قرائن محکم تری وجود دارد که نشان می‌دهد لوینسون زنده است اما بعید است او در داخل خاک ایران باشد. نیرو‌های نظامی و اطلاعاتی ایران توانایی مخفی نگاه داشتن افراد در مطنقه و بخصوص در افغانستان و پاکستان را دارند. برخی از گزارش‌ها مدعی هستند وی پیش گروه گلبدین حکمتیار است. اما اگر این ادعا درست باشد وی امانت حکومت در دست او است.

نقش داوود صلاح‌الدین

داوود صلاح‌الدین یکی از متغیر‌های مهم معادله گم شدن لوینسون است. او فرد قابل اعتمادی نیست. حرف‌هایی که تا کنون پیرامون ملاقاتش با لوینسون زده است، ناسازگار است. ممکن است او در جریان دستگیری لوینسون بوده است اما در عین حال بررسی مواضع وی نشان می‌دهد احتمال اینکه وی در جریان پروژه گروگانگیری نبوده باشد، بیشتر است. علی القاعده دستگاه امنیتی ایران وی را تحت مراقبت دارد و تماس‌های تلفنی و رفت و آمد وی تحت کنترل است. قرار گذاشتن با صلاح‌الدین در داخل خاک ایران بدون اطلاع نیرو‌های اطلاعاتی کار پر خطر و ساده لوحانه‌ای بوده است. اما صلاح‌الدین از آغاز تا به امروز می‌گوید لوینسون توسط حکومت ایران بازداشت شده است. این سخنان با مواضع حکومت تعارض دارد. سیا و نیرو‌های اطلاعاتی آمریکا در مقطعی به دنبال دزدیدن وی از ایران بودند. از این‌رو وی با صلاح‌دید حکومت تصمیم گرفت تا نسبت به تردد‌های خارجی‌اش مراقب باشد. ولی از دهه ۹۰ به این طرف وی اهمیتش را برای آمریکایی‌ها از دست داده است. برخی از منابع نیز مدعی هستند وی تماس هایی برای بازگشت به خاک آمریکا داشته است. امکان تایید این ادعا وجود ندارد. سخنان تند صلاح‌الدین در خصوص فساد در مقامات عالی رتبه ایران و به‌خصوص رفسنجانی نیز موضوع مهمی است. حرف‌های وی در مورد رفسنجانی سنخیتی با مواضع بخش تند روی حکومت دارد. بنابراین اگر وی با دستگاه امنیتی ایران که در زمان فوق کاملا با بخش‌های تند رو همسو بود، هماهنگ بود آنها مشکلی بر روی افشاگری نسبت به اموال احتمالی رفسنجانی در کانادا نداشتند. صلاح‌الدین همچنین مدعی است صحبت‌های وی و لوینسون صرفا بر روی موضوع سیگار‌های قاچاق بوده است.

جایزه یک میلیون دلاری

معمولا وقتی نیرو‌های اطلاعاتی و انتظاماتی جایزه‌ای برای کشف موضوعی اختصاص می‌دهند که تا حدودی مطمئن باشند که نزدیک به دستیابی به سوژه مورد نظر هستند. بنابراین اعلام این جایزه و تبلیغ گسترده آن در افغانستان سویه مبهم فعالیت و یا ناکامی احتمالی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا را نشان می‌دهد.

در یکی از تلاش‌های ناموفق، اف‌بی‌آی متوسل به یک تاجر ثروتمند روسی به نام الگ درپیسک می‌شوند. وی با ایران فعالیت اقتصادی دارد. او مدعی می‌شود که با فردی از خانواده خامنه‌ای مذاکره کرده و او در ازاء دریافت مبلغ هنگفتی قول آزادی لوینسون را داده است. اف‌بی‌آی آنقدر مطمئن شده بودند که به همسر لوینسون می‌گویند منتظر تماس تلفنی شوهرش باشد. اما چنین وعده‌ای هرگز رخ نمی‌دهد. این اتفاق می‌تواند با اعلام جایزه فوق در ارتباط باشد.

بدین‌ترتیب سرنوشت لوینسون زمانی معلوم می‌شود که فعل و انفعال‌های اطلاعاتی پشت پرده به جایی برسد. اگر سیا به رویه کنونی خود ادامه دهد، عملا راهی برای گروگان‌گیر‌ها نمی‌ماند. بعید به نظر می‌ررسد وضعیت کشدار کنونی ادامه پیدا کند.

انتشار اخبار همکاری وی با سیا و فعالیت‌های جاسوسی وضعیت وی را تا حدی بغرنج تر می‌سازد. از یک طرف گروگانگیر‌ها بهای بیشتری برای آزادی وی طلب می‌کنند. اگر این کار توسط حکومت ایران انجام شده باشد اعلام جاسوسی وی تا زمانی که سیا رسما مسوولیت کار‌های وی را نپذیرد تغییری در وضعیت ایجاد نمی‌کند. همچنین افشای جاسوسی دلیل نمی‌شود تا حکومت موضعش را تغییر داده و رسما بپذیرد لوینسون را بازداشت کرده است. پذیرش مسئولیت جاسوسی از سوی سیا نیز تبعات منفی برای دولت آمریک دارد. ضمن اینکه سیا مدعی است لوینسون مامور و نیروی رسمی آنها نبوده است.

نا امیدی از امکان انجام معامله اطلاعاتی دیگر فاکتور تعیین کننده است. کاهش تنش بین ایران و آمریکا نیز فضا ر ابرای پیدا شدن لوینسون مساعد کرده است. اما ممکن است بن بست کنونی برای مدت دیگری نیز ادامه پیدا کند. او فرد بیماری است و همچنین باید مرتب انسولین بزند. این فاکتور به ضرر گروگانگیر‌ها عمل می‌کند و ریسک نگهداری وی بیش از مدت طولانی کنونی را پر خطر می‌سازد. اما لوینسون همانطور که ناگهانی گم شد و اسمش در دنیا پخش شد، رهایی‌اش نیز وضعیت مشابهی خواهد داشت.

No responses yet

Jul 12 2013

«افشاگری احمدی‌نژاد هلاک‌کننده خواهد بود»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: معاون سیاسی دفتر رییس جمهور با هشدار به مخالفان احمدی‌نژاد گفت اگر رییس جمهور دست به افشاگری بزند، یک سونامی هلاک‌ کننده‌ای علیه تعداد زیادی از رانت‌خواران سیاسی و اقتصادی به راه خواهد افتاد.

به گزارش «شبکه ایران [2]» محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی دفتر رییس دولت احمدی‌نژاد را بزرگ‌ترین «شهید تهمت» خواند و با حمله به اصول‌گرایان منتقد احمدی‌نژاد، نسبت به افشاگری «هلاک کننده» رییس دولت هشدار داد.

بهداد با بیان اینکه افشاگری احمدی‌نژاد خطراتی دارد گفته است: «اگر خویشتن‌داری متعهدانه و سکوت هدفمند رییس جمهور در قبال ستم‌های صورت گرفته نبود، قطعا تمامیت ارضی و منافع ملی ایران در شرایط مخاطره‌آمیزی قرار می‌گرفت.»

وی نوشته سینه احمدی‌نژاد «به محل انباشت اطلاعاتی تبدیل شده و چنانچه این سینه گشوده شود، یک سونامی هلاک‌ کننده‌ای علیه تعداد زیادی از رانت‌خواران سیاسی و اقتصادی به راه خواهد افتاد.»

آقای بهداد در پایان هم نوشته که اطلاعات احمدی‌نژاد تاکنون به علت برخی ملاحظات، که البته تاریخ مصرف دارد ناگفته‌ باقی مانده است و ممکن است این سکوت شکسته شود.

در واکنش به هشدار معاون احمدی‌نژاد روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «بگم بگم‌ها تمامی ندارد» نوشت [3]: «معاون سیاسی احمدی‌نژاد در مقاله‌ای در روزنامه ایران از سونامی هلاک کننده علیه رانت خواران سیاسی و اقتصادی در صورت گشوده شدن سینه رییس‌جمهور خبر داده است…علیرغم اتمام هشت سال دوره ریاست جمهوری و علیرغم باورهای اعتقادی جامعه مبنی بر حق گویی و دفاع از حقوق مردم به عنوان حق الناس و بیت المال هنوز دلیلی برای مصلحت‌اندیشی رییس‌جمهور در پایمال شدن مردم و شعار معروف بگم بگم او! و سکوت با تاریخ مصرف ایشان مشخص نشده است و معلوم نیست این ناگفته‌ها کی گفته خواهند شد.»

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .