اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Apr 13 2016

رجایی: هاشمی و رهبری بعد از عید تلفنی گفت‌وگو کردند/ نام مشاور هاشمی را جعل کردند/ صداوسیما هاشمی را حصر تصویری کرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: من نبودم دستم بود. تقصير آستينم بود. آستين مال كتم بود. كتم مال بابام بود!
عصرایران: مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ما در مجمع تشخیص با خنده به هم می‌گفتیم این کدام مشاور است که ما او را نمی‌شناسیم. چگونه می‌شود صداوسیمایی که هاشمی را حصر تصویری کرده است اینقدر به این موضوع توئیت و حواشی آن علاقه مند شده است.
غلامعلی رجایی مشاور هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بعد از عید با هم تلفنی گفت‌وگو کردند گفت: هاشمی و رهبری تقریبا ماهانه دیدار می‌کنند اما نمی‌دانم بعد از عید دیداری داشته اند یا نه.

رجایی در گفت‌وگو با خبرنگار عصرایران ادامه داد: آیت‌الله هاشمی معتقد است که وقت رهبری به دلیل اشتغال‌های زیاد محدود است و به همین دلیل ملاحظه می‌کنند و دیدارها برخلاف زمان ریاست جمهوری که هفتگی بود، ماهانه شده است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا بهتر نیست برای جلوگیری از حاشیه‌های سیاسی، صفحات هاشمی در شبکه‌های اجتماعی بهتر مدیریت شود گفت: بله، این نکته درستی است و الان هم مدیریت می‌شود. سایت آیت‌الله هاشمی سال‌هاست که سرپاست و وجود یک یا دو خطا در آن طبیعی است. باید بگویم با کسی که آن توئیت را زده بود برخورد شد و او هم اشتباه خود را پذیرفته است.
رجایی: هاشمی و رهبری بعد از عید تلفنی گفت‌وگو کردند/ نام مشاور هاشمی را جعل کردند/صداوسیما هاشمی را حصر تصویری کرده است

مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مدیریت سایت اینترنتی با آقای هاشمی نیست و ایشان قصد ندارد نظارت کند. مدیریت سایت نیز برعهده پسرشان یعنی آقا محسن است که انصافا هم خوب اداره می‌شود.

این فعال سیاسی تصریح کرد: در کنار این اتفاقات شایعه‌ای ایجاد شد که مشاور هاشمی گفته است تمام شبکه‌های اجتماعی منتسب به هاشمی بسته شده است که یک بداخلاقی آشکار بود.

وی خاطر نشان کرد: نام مشاور هاشمی را جعل کردند و این جعل در شبکه خبر و دیگر بخش‌های خبری زیرنویس شد. مشاور هاشمی اسم و رسم دارد و این حرکت یک جعل و فریب آشکار بود.

رجایی گفت: برخی‌ها که دستشان خالی است می‌خواهند از نام مشاور سواستفاده کنند و این قدر ناشی هستند که نمی‌دانند مشارو هاشمی باید اسم داشته باشد.

مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ما در مجمع تشخیص با خنده به هم می‌گفتیم این کدام مشاور است که ما او را نمی‌شناسیم. چگونه می‌شود صداوسیمایی که هاشمی را حصر تصویری کرده است اینقدر به این موضوع توئیت و حواشی آن علاقه مند شده است.

وی تصریح کرد: همین صداوسیما حضور هاشمی در مجلس گرامیداشت حجاج جان‌باخته با حضور رهبری را سانسور کرد و دفتر مجمع مجبور شد بیانیه بدهد که هاشمی در این مراسم حضور داشته است. حالا همین صداوسیما می‌گوید مشاور هاشمی چنین گفت در حالی که چنین مشاوری وجود ندارد.

این فعال سیاسی در مورد چرایی این مخالفت‌ها با هاشمی در دوره‌های گوناگون گفت: مخالفت، نقد و دشمنی باید از هم تفکیک شود. زبان نقد و تخریب با هم فرق دارد. به نظر می‌رسد جایگاه والای هاشمی مورد پسند برخی نیست.

رجایی ادامه داد: کسانی که اتهام می‌زنند اتفاقا افرادی هستند که ادعای اصول‌گرایی دارند و معتقد هستند در حمایت از رهبری این تخریب‌ها را انجام می‌دهند.

وی افزود: هاشمی و رهبری بیش از 60 سال است که با هم رابطه دارند والبته در جاهایی هم اختلاف وجود داشته و دارد و نمی‌شود از آن به سادگی گذشت. آقای هاشمی در هفته گذشته هم گفتند که بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری نداریم.

مشاور هاشمی گفت: این تخریب‌ها خواسته یا ناخواسته پروژه‌ای است برای تنها سازی رهبری. رهبرانقلاب باید دلگرم باشد به یاران امام که امروز در کنار ایشان هستند.

این فعال سیاسی افزود: مگر می‌شود به هاشمی نقد وارد نباشد؟ مگر می‌شود کسی که 8 سال رئیس جمهور بوده، نقدی بر عملکردش نباشد؟ همه قابل نقد هستند و هاشمی هم از این قضیه مستنثی نیست اما حساب نقد از طعنه و انتقاد جداست. به طور مثل آقای سید محمد خامنه‌ای در انتقاد از آقای هاشمی گفت:”هاشمی زیر عبای امام با آمریکا هماهنگ بود.” این یک توهین آشکار است نه به هاشمی بلکه به امام و تمام ارکان نظام جمهوری اسلامی. اینگونه انتقادها ریشه در جای دیگری دارد که باید به وقتش به آن پرداخت.

No responses yet

Apr 10 2016

کروبی به روحانی: از حاکمیت مستبد بخواهید برایم دادگاه علنی تشکیل دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز، در نامه‌ای به رئیس جمهوری ایران که روز شنبه منتشر شد با تاکید بر این که رفع حصر را «در اختیار» او نمی‌داند، خواست که حسن روحانی «از حاکمیت مستبد» بخواهد که او را در «دادگاه علنی» محاکمه کند تا مشخص شود که «نانجیب» کیست.

مقصود مهدی کروبی در این نامه از عبارت «نانجیب» اشاره به یک سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی است که اخیرا معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ و مشخصا رهبران جنبش سبز را «نانجیب» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت که با برگزاری دادگاه علنی مشخص خواهد شد که «کدام یک از طرفین دعوا و نزاع» در انتخابات سال ۸۸ «نجیب» و کدام یک «نانجیب» بوده است.

آقای کروبی در این نامه که روز شنبه، ۲۱ فروردین، در وب‌سایت سحام‌نیوز منتشر شد همچنین خطاب به حسن روحانی گفته است که نه از رئیس جمهوری ایران انتظار آزادی از زندان خانگی را دارد و نه این کار را در حوزه اختیارات آقای روحانی می‌داند.

رفع حصر رهبران جنبش سبز یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی که به اتفاق همسرش زهرا رهنورد در منزلش محبوس است از مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود که پس از دو سال و نیم از زمان انتخاب او هنوز برآورده نشده است.

مهدی کروبی در نامه تازه خود همچنین آیت‌الله خامنه‌ای را «حاکمیت مستبد» توصیف کرده و از آقای روحانی تقاضا کرده است که از رهبر جمهوری اسلامی بخواهد تا «دادگاه علنی» او را «ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت» برگزار کند.

آقای کروبی وعده داده است که در صورت برگزاری این دادگاه، به همراه وکلایش، دلایل خود را درباره «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و «مهندسی انتخابات» ریاست جمهوری سال ۸۸ اعلام کند.

وی در این نامه همچنین نوشته است که در این دادگاه، اتفاقاتی را شرح خواهد داد که برای بازداشت‌شدگان اعتراضات سال ۸۸ «در بازداشتگاه‌های قانونی و غیر قانونی» افتاد.

به گفته آقای کروبی، «خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب و ادامه‌دهنده راه انقلاب و نجیب کدام یک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸» هستند.

وی در نامه می‌گوید که حکم صادره از این دادگاه را «با جان و دل» خواهد پذیرفت و «بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر از آن استقبال» خواهد کرد.

به نظر می‌رسد این سخنان آقای کروبی واکنشی به گفته‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، باشد که سال گذشته در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، رفتار کسانی را که در روز هفتم اسفندماه ۹۴ انتخاب نشدند «نجیبانه» و رفتار معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ را «نانجیبانه» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت: «طنز ماجرا آنجاست که آنانی که سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به پای کذابی گذاشتند و نتیجه بصیرت‌شان این روزها بر همه روشن شده بابصیرت و نجیب شدند؛ و آنانی که هشدار دادند و این روزها را پیش‌بینی کردند و در چند سال گذشته برای تلاش اصلاح‌گرایانه‌شان متحمل حبس و حصر غیرقانونی شدند، نانجیب نام گرفتند.»

این رهبر جنبش سبز در نامه خود تاکید کرده است که «باید در مقابل اندیشه‌ای که با انحصار قدرت غیرپاسخگو به دنبال حاکمیت تک‌صدایی است ایستاد».

وی در این نامه نوشته است که «تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم‌زننده هزینه‌های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود».

گفته‌های آقای کروبی می‌تواند اشاره به حمایت صریح آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکان او از محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران، باشد.

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، نیز از حمایت روحانیت از آقای احمدی‌نژاد انتقاد کرده بود.

آقای کروبی در این نامه همچنین از این که مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۹۴ به گفته او «جواب قاطعی به تمامیت‌خواهان دادند و برخی از نورچشمی‌های حاکمیت را از صحنه خارج کردند» ابراز خوشحالی کرده است.

در انتخابات هفتم اسفند ۹۴ محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، نتوانستند از استان تهران به مجلس خبرگان رهبری راه یابند و احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، نیز در این انتخابات شانزدهم شد.

در واکنش به این اتفاق، رهبر جمهوری اسلامی نبودن محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری را یک «خسارت» برای این مجلس توصیف کرد.

آقای کروبی در این نامه همچنین «محروم» شدن مینو خالقی، منتخب سوم اصفهان، از راهیابی به مجلس و «بررسی مجدد صلاحیت» منتخبان مجلس را «بدعتی خطرناک» خوانده که دولت و مجلس نباید به آن «تن دهند».

در جدیدترین اظهار نظر درباره وضعیت آرای خانم خالقی، حسینعلی امیری، قائم‌مقام وزارت کشور ایران، گفته است که «با فرض اصرار» شورای نگهبان برای ابطال آرای این منتخب اصفهان، او دیگر نمی‌تواند وارد مجلس شود.

مهدی کروبی در این نامه همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده برای او پس از اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نوشت: «اگر در رژیم فاسد گذشته از شعبان جعفری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ استفاده گردید، در این حاکمیت هر روز در سرتاسر کشور از این دست اوباش‌ها برای حمله به بیوت مراجع تقلید، رجال منتقد مذهبی و سیاسی، سفارتخانه‌ها، مراکز علمی و هنری به نام ارزش‌ها استفاده می‌گردد.»

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، از بهمن ۸۹ بدون برگزاری دادگاه در حبس خانگی به سر می‌برند.

مهدی کروبی پس از سه سال «حبس» در «خانه امن» وزارت اطلاعات، از بهمن‌ماه سال ۹۲ به منزل خود در جماران منتقل شده ولی همچنان در حصر به سر می‌برد.

No responses yet

Apr 08 2016

پشت پرده تند شدن موضع آیت‌الله خامنه‌ای علیه دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسین باستانی

آیت الله خامنه ای، معمولا به ملایمت یا پرهیز از اظهارات شدیداللحن شهرت نداشته است. با وجود این مجموعه ای از موضع گیری‌های اخیر رهبر جمهوری اسلامی، حتی در مقایسه با عتاب های معمول وی در گذشته، تندتر بوده است.

او روز ۱۱ فروردین، در واکنش به یک جمله توییت شده از حساب توییتر اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد اینکه “دنیای فردا، دنیای گفتمان هاست نه موشک ها”، دارنده چنین عقیده ای را “ناآگاه یا خائن” دانست و روز اول فروردین، ساعاتی بعد از اشاره پیام نوروزی حسن روحانی به “برجام ۲”، معنای چنین حرفی را زمینه سازی برای عقب نشینی جمهوری اسلامی از اصول خود دانست. وی حتی ۹ روز قبل از انتخابات ۷ اسفند، یک سخنرانی جنجالی را انجام داد که منجر به ایجاد موجی علیه فهرست انتخاباتی مورد حمایت حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی شد.

با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته‌ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای ‘خنثی کردن’ توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت‌های انتخاباتی آینده باشد

موضع گیری هایی از این جنس، حتی برای بسیاری از ناظرانی که به موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای عادت کرده اند این پرسش را مطرح کرده که چه عامل یا عواملی باعث شده تا وی با شدتی نامتعارف علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و حامیان حکومتی آن موضع گیری کند؟ به عبارت ساده تر، پشت پرده تندتر شدن موضع آیت الله خامنه ای چیست؟

برای پاسخگویی به این پرسش، احتمالا می توان – فارغ از هرگونه قضاوت سیاسی – یک یا ترکیبی از چهار عامل زیر را در توضیح تغییرات قابل تشخیص در رویه آیت الله خامنه ای موثر دانست: ۱- دغدغه های انتخاباتی، ۲- نگرانی های مرتبط با اجرای برجام، ۳- نگرانی از “نفوذ” در فضای پس از برجام، ۴- وضعیت جسمانی.
۱- دغدغه‌های “انتخاباتی”

در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، نخستین صندوقی که سایت های اصولگرا ترکیب آرای آن را گزارش کردند، صندوق شماره ۱۱۰ بود که محل رأی دادن آیت الله خامنه ای، اعضای دفتر و نزدیکان اوست و در آن، سعید جلیلی ۲۰۰، محمدباقر قالیباف ۱۲۴ و بقیه کاندیداها (از جمله حسن روحانی) کمتر از ۲۰ رای آورده بودند.

از زمان روی رسیدن حسن روحانی به پست ریاست جمهوری، این موضوع راز پوشیده ای نبوده که خط فکری آقای روحانی و مدافعانش، به ویژه اصلاح طلبان، لزوما منطبق با اولویت‌های رهبر جمهوری اسلامی ایران نیست. اما با توجه به اینکه در ربع قرن اخیر همیشه روسای جمهور ایران دو دوره سر کار بوده اند و به ویژه با توجه به اینکه حسن روحانی، بعد از رسیدن به قدرت موفق شده تا با به سرانجام رساندن توافق هسته ای، وعده انتخاباتی اصلی خود را عملی کند، در شرایط عادی کاملا محتمل است که وی یک دوره دیگر هم رئیس جمهور ایران باشد.

این در حالی است که علاوه بر شخص حسن روحانی، جریان حامی دولت یازدهم از مجموعه ای از کاندیداهای بالقوه (از جمله برخی مذاکره کنندگان هسته ای) هم برخوردار است که امکان دارد در صورت ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در ۴ یا حتی ۸ سال بعد، از شانس بالایی برخوردار باشند.

این پدیده در فضای سیاسی ایران بی‌سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است. کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از ‘پیروزی’ شد

با توجه به این دورنما، شاید سخت شدن نسبی موضع آیت الله خامنه ای و منصوبانش در مقابل دولت یازدهم و حامیان آن، ریشه در نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ داشته باشد؛ فرایندی که نشانه های آن، در تبلیغات برخی رسانه های نزدیک به رهبری در مورد “یک دوره ای” بودن دوران مسئولیت آقای روحانی قابل تشخیص است.

اگر چنین فرضی درست باشد، آن گاه شدت حمله آیت الله خامنه ای و منصوبان او به “برجام” نیز ممکن است معنای مشخصی داشته باشد: با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای “خنثی کردن” توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت های انتخاباتی آینده باشد.

تمایل آیت الله خامنه ای به رای نیاوردن نیروهای همسو با دولت یازدهم، در جریان انتخابات هفتم اسفند نیز به وضوح خود را نشان داد؛ انتخاباتی که وی پس از پیروزی قاطع فهرست حامیان دولت در پایتخت، برای اولین بار نتایج آرای مردم را، به خاطر رای نیاوردن کاندیداهایی خاص، “خسارت” دانست.

اغراق آمیز نیست اگر گفته شود رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکنون در هیچ انتخاباتی به این صراحت علیه یک فهرست مشخص موضع نگرفته بود و غیرممکن نیست که پیروزی قاطع همان فهرست، در تندتر شدن لحن آیت الله خامنه ای درفضای بعد از انتخابات نقش داشته باشد.

در عین حال فارغ از موضع گیری های اخیر آیت الله خامنه ای، به طور کلی این پدیده در فضای سیاسی ایران بی سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است.

کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از “پیروزی” شد.
۲- نگرانی های مرتبط با برجام

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که ‘خوش بین نبودن’ او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که “خوش بین نبودن” او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد. به عنوان نمونه او در بهمن ماه گذشته گفت: “بعضی از مسئولین آن دولت [دولت قبلی] و این دولت فکر می‌کنند اگر در موضوع هسته‌ای مذاکره کنند مساله حل می‌شود… من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمی‌رسد ولی مخالفتی هم ندارم.”

رهبر جمهوری اسلامی بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، در نامه ای به شورای عالی امنیت ملی با تاکید بر اینکه “پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم ‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته” اجرای برجام را مورد تایید قرار داد. وی با این حال شرط اجرای برجام را لغو کامل – و نه تعلیق- همه تحریم ها از جمله تحریم های ایالات متحده دانست؛ آن هم درست در زمانی که به صراحت مشخص بود که بر خلاف تحریم های اتحادیه اروپا، اغلب “تحریم های اولیه” آمریکایی ها (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی آمریکایی) برداشته نمی شوند و اغلب تحریم های ثانویه (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی غیرآمریکایی) هم “تعلیق” و نه لغو می‌شوند. اما همه اینها، جلوی تایید توافق هسته ای از سوی رهبر در لحظه ای که امکان انجام این کار را داشت را نگرفت، که تایید کننده نوعی جهت گیری سیاسی در انتقادهای بعدی آیت الله خامنه ای از برجام است.

با وجود این، نسبت دادن همه ابراز نگرانی های رهبر در مورد برجام به اهداف سیاسی و تبلیغاتی نیز، مبتنی بر واقعیت به نظر نمی رسد. درست به همان شیوه که آمریکایی ها ایران را متهم می کنند که بعد از امضای برجام به متن آن عمل کرده ولی با اقداماتی همچون آزمایش های موشکی به روح آن وفادار نبوده، آیت الله خامنه ای هم به گونه ای قابل فهم تاکید دارد که واشنگتن با وجود عدم تخلف از متن برجام، اقدامات کافی را برای تسهیل تجارت جهانی با ایران نشان نداده است.

این در شرایطی است که آقای خامنه ای، در گذشته تجربه مطلوبی از نمونه های بسیار نادر همکاری تهران و واشنگتن نداشته که در راس آنها، همکاری ایران در سال ۱۳۸۰ برای سرنگونی طالبان بوده است: زمانی که چند ماه بعد از این همکاری موثر امنیتی (با نقش آفرینی سپاه پاسداران)، جورج بوش در سخنانی غیرمنتظره ایران را عضوی از “محور شرارت” لقب داد.

آیت الله خامنه ای در سخنرانی ها گوناگون خود، تاکنون بارها از چنین تجربیاتی به تلخی یاد کرده که نشان دهنده تاثیر شدید رفتارهای قبلی آمریکا بر او و ذهنیتش نسبت به عاقبت هر گونه تعامل با واشنگتن است.
۳- نگرانی از “نفوذ” پس از برجام

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها و بارها بر نگرانی خود از ‘نفوذ’ آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است. با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در ‘انباشته شدن’ بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها بر نگرانی خود از “نفوذ” آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است.

با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در “انباشته شدن” بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است.

به عنوان نمونه، حسن روحانی یک ماه بعد از نهایی شدن برجام، تعریف شورای نگهبان از نقش خود در بررسی صلاحیت ها را زیر سوال برد و گفت: “شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری” و افزود: “پیروزی هسته‌ای برای این نبود که ما در عرصه هسته‌ای پیروز شویم و در بقیه عرصه‌ها پیروزی به دست نیاوریم.” اظهاراتی که بیان آن بر روند بررسی صلاحیت ها تاثیر نگذاشت، اما در شرایطی که رهبر ایران پیشتر، نگرانی های خود را از بابت تبدیل شدن پرونده هسته ای به مقدمه ای برای “نفوذ” به داخل حکومت بیان کرده بود، واکنش های شدیدی را در پی داشت.

آقای روحانی همچنین در بهمن ماه گذشته، در کنفرانسی مطبوعاتی در ایتالیا در پاسخ به سوالی در مورد احتمال عادی سازی روابط ایران و آمریکا گفت: “کلید این کار در واشنگتن هست و نه در تهران و اگر این کلید در تهران بود من از آن استفاده می کردم اما متاسفانه در آمریکا هست و آنها باید از آن استفاده کنند باید مخاصمات را کنار بگذارند.”

رئیس جمهور، در آبان ماه گذشته هم در پاسخ به سوال یک روزنامه ایتالیایی راجع به امکان بازگشایی سفارتخانه های ایران و امریکا در خاک یکدیگر گفت: “به هر حال روزی این سفارتخانه ها باز خواهند شد، اما رفتارها مهم هستند و کلید این بازگشایی در دست آمریکایی ها است.” (وی در بهمن ۱۳۹۲، در گفتگو با شبکه دولتی آر تی اس سوئیس گفته بود: “با کمی تلاش از هر دو طرف، امکان تبدیل سه دهه دشمنی ایران و آمریکا به روابط دوستانه وجود دارد.”)

در اظهار نظری مشابه، می توان به اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در تیر ماه گذشته اشاره کرد که در مصاحبه با گاردین گفت که در صورت تغییر رفتار آمریکا، “غیرممکن نیست” که روزی سفارتخانه آمریکا در تهران بتواند بازگشایی شود.

در واکنشی جداگانه، سه روز بعد از انتخابات هفتم اسفند، که به شکست فهرست مورد حمایت آیت الله خامنه ای در تهران منجر شد، در حساب توییتری اکبر هاشمی رفسنجانی پیامی منتشر شد که حکایت داشت: “هیچ‌کسی یارای مقاومت در برابر خواست اکثریت مردم را ندارد؛ هر کسی را مردم نخواهند باید کنار برود.”

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند. به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن ‘قصد توهین’ محکوم به ‘اعدام’ است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد

یک روز بعد از آن، حسن روحانی نیز با به کار بستن جمله بندی آشنایی گفت: “مردم با رای خود نشان دادند که کدام سلیقه به نظر آنها نزدیک‌تر است” و “اگر کسانی هنوز فکر می‌کنند کشور باید در تقابل با دیگران باشد هنوز پیام سال ۹۲ را با دو سال تاخیر دریافت نکرده‌اند”.

با مضمون این اظهارنظرها و دیگر اظهارنظرهای مشابه آنها می توان موافق یا مخالف بود، اما در هر حال، تصور تاثیر آنها بر روی آیت الله خامنه ای دشوار نخواهد بود.
۴- وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند.

به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن “قصد توهین” محکوم به “اعدام” است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد.

آیا ممکن است وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز در تندتر شدن برخی از اظهارنظرهای اخیر وی تاثیر داشته باشد؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می‌دهد شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می کند.

آخرین نمونه از این نوع، اظهارات اواخر اسفند رهبر در جمع اعضای مجلس خبرگان بوده که در آن، از اعضای مجلس خواسته است که “در انتخاب رهبر آینده ملاحظه‌ی خدا را بکنند” و حتی تاکید کرده: “احتمال اینکه این دوره‌ای [از خبرگان] که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست”.

اگر آیت الله خامنه ای واقعا چنین فکر می کند، عجیب نیست که مانند رهبر سابق جمهوری اسلامی، حساسیت ها و وسواس های او در مورد آینده جمهوری اسلامی و عملکرد مسئولان افزایش یافته یا حتی آستانه تحمل او در مورد موضوعاتی که موافق دیدگاه وی نیستند کاهش یافته باشد.
کدام فرضیه درست تر است؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می دهد که شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می‌کند

شاید تند شدن غیرمترقبه مواضع آیت الله خامنه ای در قبال دولت یازدهم و حامیان آن، تحولی موقت باشد و در آینده ادامه پیدا نکند.

در صورت ادامه نیز، شاید در کنار چهار گزینه ای که مورد بحث قرار گرفتند، احتمالات دیگری نیز برای توضیح موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای قابل طرح باشند.

با وجود این، در صورتی که افزایش شدت موضع گیری های آیت الله خامنه ای به یک “روند” تبدیل شود، احتمال اینکه دلیل آن، یک یا مجموعه ای از عوامل ذکر شده باشد، وجود دارد.

برای داشتن قضاوت بهتر در این مورد، باید در ماه های آینده شواهد تقویت یا تضعیف کننده هر یک از چهار فرضیه ذکر شده را، به دقت رصد کرد.

No responses yet

Apr 08 2016

بازگشت به “دوران طلایی “در پسا برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: عباس عراقچی دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی است که در دوران بحران آفرینی و تنش زایی، عضو هیئت مذاکرات هسته ای بوده و در تنش زدایی و تفاهم هسته ای نیز نقش آفرینی کرده است. این شخصیت دوگانه قاعدتا ناشی از نزدیکی عراقچی به رهبر جمهوری اسلامی و اجرای منویات اوست که زمانی به دنبال تنش آفرینی بود و در دوره ای دیگر برای خلاصی از تحریم ها ،تن به تفاهم هسته ای داد. با این نگاه ،سخنان اخیر عراقچی را نیز باید مرتبط به علاقمندی های علی خامنه ای دانست. این عضو ارشد تیم مذاکرات هسته ای ، در یک برنامه تلویزیونی به موضوع تحریم های جدید به خاطر آزمایش موشکی جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است :” تحریم آنها برای تست موشکی نیز نقض برجام حساب نمی شود اما طبق گفته مقام معظم رهبری این نقض برجام است و از دید ما خلاف نظر رهبری خلاف هر چیزی است.”

سخن اخیر عباس عراقچی فقط برای کسانی قابل هضم است که سیاست ورزی از نوع ویژه نظام ولایت فقیه را بشناسند و از ابعاد بی نظیر آن با خبر باشند. این سیاست ورزی ،روزی رسما بنیاد نهاده شد که آیت اله خمینی گفت : “اگر همه ملت بگوید فلان من می گویم بهمان ” . این نگاه خودخواهانه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر بنی صدر به صورت مکتوب در آمد :” به موجب این حکم، رای ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.” کسی که روز پانزدهم بهمن ماه پنجاه و هشت ، اعتبار رای میلیونها ایرانی را به تنفیذ خود مشروط کرد همان کسی بود که دقیقا یک سال قبل از آن و در شرایط نیاز به پشتیبانی ملت ،در حکم انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری چنین نوشت : ” بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است …….جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط و حزبی بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می نمایم “. روز پانزدهم بهمن ماه سال پنجاه و هفت ،آیت اله خمینی حق شرعی ولی فقیه برای انتصاب نخست وزیر را ناشی از ابراز اعتماد ملت به رهبر می دانست اما یک سال بعد از آن ، اعتبار رای ملت بزرگ ایران را به تنفیذ خود منوط کرد.

هر چه از دوره استقرار جمهوری اسلامی گذشت نگاه هیچ انگارانه به ملت ابعاد گسترده تری پیدا کردتا جایی که در آستانه دهه دوم استفرار نظام ،آیت اله خمینی در نامه ای عتاب آلود خطاب به سید
علی خامنه ای ،چنین نوشت : ” حكومت مي تواند قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است در موقعي كه آن قرار داد مخالف مصالح كشور واسلام باشد يك جانبه لغو كند”. این تفسیر از اختیارات حکومت در مواجهه با مردم – که آقای خمینی در سخنرانی های تبلیغاتی ،آنان را ولی نعمت می نامید -قطعا در طول تاریخ و در سراسر دنیا بی سابقه بوده و هست. در واقع این حکم،اعلان علنی “صغیر پنداری ملت ” و دست بالای حکومت ولایت فقیه نسبت به ملت بود.

عده ای از سیاسیون منتقد ،تلاش کرده اند سخن اخیر عباس عراقچی را نوعی “رندی “برای ارجاع مشکلات احتمالی ناشی از تحریم ها به رهبر بدانند. اما نگارنده اعتقاد دیگری دارد. سخن عراقچی در واقع انعکاس “علاقه “خامنه ای به همه کاره بودن است. رهبر جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد و مخالفان او بگویند یا نگویند قریب به اتفاق ایرانیان می دانند که افتضاحات هسته ای و رسوایی های سیاست خارجی که موجب تحمیل تحریم های گسترده به ملت ایران شد تنها و تنها ناشی از بلندپروازی ها و خودخواهی های خامنه ای است. اظهارات اخیر عراقچی نیز چیزی بر رسوایی ها و مسئولیت های رهبر غیرپاسخگو نمی افزاید. اما سید علی خامنه ای که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود بارها توسط آیت اله خمینی و نزدیکان او تحقیر شد بیش از هر چیز به دنبال اثبات این واقعیت است که او نیز مانند سلف خویش از اختیارات نامحدود برخوردار است و می تواند قرار دادهای داخلی و خارجی را لغو یا بی اعتبار نماید. او به خصوص پس از انتخابات هفتم اسفند و تقویت نسبی جایگاه حکومتی روحانی ،از افزایش قدرت رئیس جمهور اسلامی در عرصه بین المللی وحشت دارد و حاضر است به هر قیمت از این “قدرت گیری روحانی”جلوگیری نماید. بر خلاف کسانی که گمان می کنند سخنان اخیر عراقچی مطلوب رهبر نبوده ،با اطمینان می گویم این اظهارات،مطلوب خامنه ای بوده و پیامی مستقیم برای عده ای در داخل و طرف های مذاکره در خارج دارد .پیام شفاف برای داخلی ها این که ” خامنه ای علاقه وافر به بازگشت به دوران طلایی امام و هیچ انگاری ملت دارد “.این پیام به خصوص پس از تحقیر رهبر در انتخابات هفتم اسفند برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده است . از سوی دیگر او مایل است دولت ها و سرمایه گذاران خارجی را متقاعد سازد که برای راه یافتن به بازار سیاست واقتصاد ایران ،به روحانی و موتلفان او در انتخابات اخیر دل نبندند.آنها باید کدخدا را ببینند تا امکان چپاول را پیدا کنند.خامنه ای گمان می کند برخی طرف های خارجی هنوز کدخدا را به خوبی نشناخته اند و عده ای در داخل نیز بازگشت دوران طلایی و اختیار کامل حکومت در هیچ انگاری ملت را باور نکرده اند. رهبر هر گاه مطمئن شود پیام او به خوبی توسط طرف های داخلی و خارجی درک شده ،شخصا برای امتیاز دهی در خارج و رفع خطر از نظام متزلزل خویش ، دست به کار خواهد شد.

دوره پسابرجام برای خامنه ای فرصتی ایجاد کرده که هیچگاه در سال های اخیر برای او وجود نداشته است. پس او به خیال خود مترصد استفاده از این فرصت برای نشان دادن این نکته است که اختیار خود برای بازی با سرنوشت ملت را کمتر از بنیانگزار تئوری “رعیت پنداری ملت و نیاز آنان به قیم ” نمی داند. اصلاح طلبانی که حسرت بازگشت به دوران طلایی امام در دل های آنان است باید بدانند آنچه خامنه ای انجام می دهد در راستای تحقق حسرت آنان است.
ارسال شده توسط سردبیر سابق در ۱۹:۵۲ هیچ نظری موجود نیست:
برچسب‌ها: برجام, تحریم موشکی, خامنه ای, سید مجتبی واحدی, عراقچی, ولایت مطلقه فقیه
ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه
مصیبتی به نام “نجابت”

سید علی خامنه ای که تا کنون سعی می کرد خود را فارغ از هر گونه نگرانی از جانب مخالفان داخلی جلوه دهد بالاخره عنان از کف داد و چهره واقعی خویش همراه با اوج وحشت را به نمایش گذاشت. او شش سال است به صورت یکطرفه ، انواع اتهامات را نثار مخالفان خود می کند اما ظاهرا حقارت ناشی از نتایج انتخابات نیم بند اخیر او را بیش از هر زمان دیگری بی تاب نموده است تا آنجا که بر خلاف همه اصول حقوقی ،اخلاقی و انسانی ،بی دفاع ترین منتقدان خویش یعنی موسوی و کروبی را نانجیب خواند. او آنقدر عصبانی بود که در اظهار نظری عجیب ،از بازندگان انتخابات اخیر تشکر کرد زیرا به گفته او “نجابت به خرج داده اند و مردم را به خیابان ها نکشانده اند”. این اظهار نظر اگر در یک کشور آزاد مطرح می شد بسیاری از رسانه ها آن را نشانه اوج عقب ماندگی سیاسی رهبر تلقی می کردند . هر فرد آشنا با سیاست ایران می داند طرد شدگان در انتخابات اخیر ،علیرغم برخورداری از انواع رانت های سیاسی و تبلیغاتی و بهره گیری از پشتیبانی مستقیم رهبر نتوانستند حداقل رای برای راه یافتن به مجلسین را به دست بیاورند. پس چگونه می توانسته اند مردم را در حمایت خویش به خیابان ها بکشانند!ضمن آنکه خامنه ای بهتر از دیگران می داند وابستگان به جناح اصولگرا و شکست خوردگان انتخابات اخیر هیچگاه اجازه تصمیم گیری مستقل نداشته اند و خانه نشینی یا اوباش گری آنان مستلزم دستور مستقیم رهبر است.

اظهار نظر اخیر خامنه ای و نانجیب خواندن فعالان جنبش اعتراضی سال هشتاد و هشت ، تقریبا اکثر اصلاح طلبان ،هاشمی رفسنجانی وکسانی که عموما در طیف اصلاح طلبان طبقه بندی می شوند را در بر گرفت. این در حالی است که جناح مقابل نیز نزدیک ترین رئیس جمهور به رهبر و حامیان پر نفوذ او در “جناح متهم به اصولگرایی ” را فاسد،بی کفایت ،بی اخلاق و در یک کلام “نا نجیب “به معنای واقعی کلمه می داند. ساده ترین نتیجه گیری از این تعارفات متقابل آنکه به اعتراف سران دو جناح، در تمام سال های اخیر عرصه سیاسی ایران جولانگاه نانجیبان بوده و به جای گردش نخبگان ،مردم شاهد گردش نانجیبان بوده اند. کسی نباید از این سخن من بر آشفته شود زیرا رهبر جمهوری اسلامی ، چهار رئیس قوه – یک نخست وزیر ، یک رئیس مجلس و دو رئیس جمهور – که به مدت بیست و چهار سال بالاترین مناصب اجرایی و تقنینی کشور را به عهده داشته اند نانجیب می داند و منتقدان رهبر هم رئیس جمهور مورد حمایت او و حامیانش را تجسم عینی نانجیبی می پندارند .

اما در این گردش نانجیبان ، تقصیر اصلی به عهده کیست و دلیل آن چیست ؟ به باور من “نجابت مردم ” و ” سوء استفاده نخبه نمایان حکومتی ” دو عامل اصلی در وقوع این پدیده است. بگذارید به زمستان پنجاه و هفت برگردیم .بله .روز دوازدهم بهمن ماه پنجاه و هفت. روزی که میلیونها ایرانی با به جان خریدن انواع خطر ،از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا مستقر شده بودند تا ورود رهبر تبعیدی انقلاب را جشن بگیرند. همان روز ،آیت اله خمینی در داخل هواپیما در پاسخ به این سوال که” از بازگشت به ایران چه احساسی دارید؟” پاسخ داد ” هیچی”. آن روز ،نجابت اکثر ایرانیان مانع واکنش درخور به آن “خودخواهی و هیچ انگاری ملت “شد. دو هفته بعد از آن،با حکم آقای خمینی ،یک بیمار روانی به نام صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع منصوب شد . نتیجه آنکه گناهکار و بی گناه به دست او سپرده شدند و بسیاری از افراد که به فرض مجرمیت ،مستحق مجازات های سبک تر بودند به دستور آن بیمار روانی ،تیرباران شدند. در همان زمان ،احکام مصادره خلخالی و محمدی گیلانی ،ضربه سنگینی به تولید و اقتصاد کشور زد که اعتراضاتی نه چندان پر صدا در حوزه های علمیه کشور را به دنبال داشت. اما باز هم نجابت اکثر مردم و نخبگان ،میدان را برای ترکتازی هر چه بیشتر آن دو حاکم شرع مجنون و حامی اصلی ایشان باز گذاشت. تابستان پنجاه و هشت فرا رسید و نوبت برگزاری انتخابات “مجلس تدوین قانون اساسی “.فضا آنچنان ساخته شد که جز معدودی انگشت شمار ،بقیه تدوین کنندگان قانون اساسی از میان روحانیون نزدیک به رهبر بر گزیده شدند. آیت اله خمینی قبل از پیروزی انقلاب وعده داده بود مسئولیت رسمی نمی پذیرد و نقش روحانیون نیز ارشادی خواهد بود. اما در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان اول،درجمع گروهی از روحانیون رسما از تسلط,این قشر بر مجلس تدوین قانون اساسی حمایت کرد و گفت :”نترسید که بگویند حکومت ،آخوندی شده است “. در آن روز هم “نجابت “ها باعث سکوتی زیانبار شد و هیچکس فریاد نکشید که “تدوین قانون اساسی به انسان هایی با تخصص های گوناگون نیاز دارد”.

بهار دومین سال استقرار جمهوری اسلامی ، با سخنرانی های آتشین آیت اله خمینی علیه صدام و دعوت علنی او از ارتش عراق برای شورش علیه حکومت بعثی آغاز شد. باز هم ملت نجیب و مسئولان نجیب یا بی اراده ،سکوت پیشه ساختند و هیچکس به آیت اله خمینی نگفت که “صدام ، دیوانه ای خونخوار همچون خلخالی و گیلانی است که از حمایت دشمنان ایران در کشورهای عربی هم برخوردار است .” به هر حال چند ماه بعد ،صدام با حمایت شیوخ خلیج فارس و قدرت های بزرگ جهانی ،حمله ای ناجوانمردانه علیه ایران را شروع کرد. این بار آیت اله خمینی به جای اینکه فریاد مظلومیت ملت ایران را به جهان برساند شعار نابخردانه “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم “را مطرح کرد. در آن زمان هم نجابت ملت ،دردسر ساز شد ومظلومیت ایران وایرانیان در لابلای شعارهای توخالی و خودخواهانه مخفی ماند.

جنگ به پایان رسید و از گوشه و کنار خبرهایی از نامه محرمانه آیت اله خمینی در خصوص پایان جنگ به گوش رسید. در آن شرایط به جای پرسشگری در مورد “علت ادامه جنگ”، باز هم نجابت ملت و بی مسئولیتی گروهی از نخبگان باعث شد که عده ای بر مظلومیت آیت اله خمینی بگریند و بر سر و صورت بکوبند که “ای وای !امام جام زهر نوشید “.

پاییز سال شصت وهفت به پایان خود نزدیک می شد که عده ای از نمایندگان مجلس به او نامه نوشتند و تلویحاخواستار”توقف روند دور زدن قانون توسط رهبر “شدند. او روز هفتم آذرماه سال شصت و هفت در پاسخی مودبانه خطاب به آنان ،چنین نوشت :”
. مطلبى که نوشته‏ اید کاملاً درست است. ان‏شاءاللّه‏ تصمیم دارم در تمام زمینه ‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می کرد تا گره‏ هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همۀ شما سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می ‏کنم.” اما دقیقه چهار ماه بعد از این نامه ،آیت اله منتظری را از قائم مقامی رهبری عزل کرد. “نجابت های دردسر ساز “این بار نیز موجب سکوت شد و هیچکس به او نگفت “آیت اله منتظری منتخب مجلس خبرگان است و عزل او نیز نیازمند مصوبه خبر گان است “.البته پیش از آن ،بزرگترین نجابت ابلهانه را شاهد بودیم. آیت اله خمینی در اظهار نظری عجیب برای تفسیر “ولایت مطلقه فقیه ” اعلام کرد ” حکومت اسلامی -بخوانید ولی فقیه -می تواند هر وقت مصلحت اقتضا کند قرار دادهایی که با ملت بسته است را به صورت یک طرفه لغو کند”. پیامدهای نجابت مردم و ذوق زدگی سیاستمداران دو جناح در برابر این اظهار نظر ، ریشه بسیاری از گرفتاری هایی است که امروز همه عرصه های سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی را فرا گرفته است.

البته نجابت های درد سر ساز تنها به دوره ده ساله رهبری آیت اله خمینی محدود نشد؛ اگرچه باید اعتراف کرد که بسیاری از مردم فریبی ها و سوء استفاده از نجابت مردم در دوران او بنیاد گذاشته شد. دهه دوم استقرار جمهوری اسلامی با یک دروغ بزرگ شروع شد که سید احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی جعل کردند و همان دروغ مبنای رسیدن خامنه ای به رهبری شد. آن روز اکثر مردم، وصیت آیت اله خمینی را شنیدند که تاکید می کرد پس از مرگش سخنان منتسب به او را قبول نکنند مگر دست نوشته یا فیلم آن سخنان وجود داشته باشد. دقایقی بعد از قرائت وصیت نامه ، هاشمی رفسنجانی ادعا کرد که آقای خمینی بر صلاحیت خامنه ای برای تصدی رهبری ،گواهی داده است. همه کسانی که دقایقی قبل از آن، وصیت رهبر فقید را شنیده بودند در برابر این سخن دروغ سکوت کردند . حتی اگر رفسنجانی و احمد خمینی راست گفته بودند اقدام منتسب به آیت اله خمینی و تقلید از سلاطین برای معرفی ولیعهد و جانشین ،بر خلاف جمهوری خواهی بود . اما فضای احساسی ناشی از فوت آیت اله خمینی ،موجب نجابت عمومی و سکوت در برابر آن “دروغ” یا این “ولیعهد سازی” شد که هزینه های آن هنوز بر دوش ملت سنگینی می کند.

هر چه از دوره رهبری خامنه ای گذشت سهم نجابت در برخورد مردم با خامنه ای کاسته شد .اما نجابت های قبلی کار خود را برای استحکام نظام ولایت فقیه و تبدیل آن به یک “دیکتاتوری تمام عیار”کرده بود. اما در عین حال در حدود سه دهه رهبری خامنه ای کم و بیش ،سوء استفاده از نجابت مردم در خدمت اهداف ضد مردمی رهبر قرار گرفت. البته نجابت مردم در سال های اخیر ، عمدتا ناشی از اعتماد یا علاقه آنان به گروهی از اصلاح طلبان بوده که خود را منتقد شرایط موجود معرفی می کنند.

متاسفانه نجابت غیر موجه بسیار از ایرانیان در برابر رفتار غیر نجیبانه حاکمیت ،فقط به سوءاستفاده رهبر و اطرافیان او و اتخاذ روش های ضد مردمی و هزینه ساز منجر نشده بلکه” طلب کاری بدون شرمساری “آقای خامنه ای را نیز به دنبال داشته است. او از ماهها قبل از “نیمه انتخابات اخیر ” علاقه خود به گروهی از کاندیداها را به نمایش گذاشت و اتفاقا همین افشای علاقه ،موجب گرایش بسیاری از مردم به “هر “کاندیدایی جز نامزدهای مطلوب رهبر شد. او نتوانست این ر فتار مردم را تحمل کند و در یک سخنرانی عمومی ،مخالفان خود را نانجیب خواند. البته او پیش از این نیز سابقه هرزگویی نسبت به منتقدان خود داشته اما به نظر می رسد مخاطب سخنان اخیر او گروهی از مردم ایران بودند که تلاش کردند از نمایش جدید رهبر ،رفراندومی علیه او بسازند. خامنه ای با نا نجیب خواندن مخالفان و منتقدان خویش ثابت کرد “نجابت” در رفتار سیاسی منتقدان و مخالفان ،موجب جسارت قدرتمندان و تمایل آنها به افزایش نانجیبی ها خواهد شد. اکنون نوبت نخبگان است تا با مردم سخن بگویند و پیامدهای مثبت و منفی اینگونه نجابت را تشریح نمایند. شاید وقت آن باشد که طرفداران “جدایی دین از حکومت” ، برای تفکیک میان” کنش ها و واکنش ها در حوزه های شخصی” با آنچه در حوزه های سیاسی اتفاق می افتد نیز راهکارهایی بیابند. گمان می کنم نتیجه حدود چهار دهه نجابت مردم نسبت به تصمیم ها و اظهارات غیر نجیبانه سران نظام، در برابر چشمان ما قرار دارد و لزوم تجدید نظر یا حداقل اندیشیدن به آن، بر همگان آشکار است.

No responses yet

Apr 05 2016

هاشمی رفسنجانی:صنایع موشکی در زمان جنگ که من فرماندهی آن را داشتم، شروع شد/ كسی بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای نداشته و نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: توضیحات هاشمی درباره سخنان تحریف و تقطیع شده اش در فضای مجازی: دیدم مربوط به تاریخ 14 آبان 1387 است
هاشمی رفسنجانی:صنایع موشکی در زمان جنگ که من فرماندهی آن را داشتم، شروع شد/ كسی بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای نداشته و نداریم/ اولین موشك را جهاد سازندگی به كمك سپاه ساختاکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق ایران گفت: مسؤولان به ویژه نظامی ها به خوبی می دانند که صنایع موشکی در زمان جنگ که من فرماندهی آن را داشتم، از صفر توسط نیروهای جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و ارتش شروع شد.

به گزارش عصرایران به نقل از ایرنا، هاشمی امروز دوشنبه افزود: (این صنعت) بعدها در زمان ریاست جمهوری‌ام تقویت شد و من همیشه بر ضرورت تكمیل و تقویت پروژه‌ موشكی ایران به عنوان قدرت دفاعی و بازدارنده تأكید داشته و دارم.

هاشمی که هم اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را برعهده دارد ادامه داد: در دوره ریاست جمهوری‌ام طرحی برای ساخت ماهواره زهره از سوی وزارت پست و تلگراف داشتیم كه در نهایت برای پرتاب نیاز به موشك‌های بالستیك نیرومند بود و به موازات آن برای چنین موشك‌هایی برنامه‌ریزی كرده بودیم كه می‌بایست هزاران كیلومتر قدرت برد داشته باشد كه البته به دلیل خاصی، آن طرح متوقف شد، ولی پیشرفت و توسعه این صنعت هیچ‌گاه از اولویت نیفتاد.

براساس متن ارسالی روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی رفسنجانی در جواب سؤال یكی از حاضران كه پرسیده بود: «ماجرای سخن شما درباره موشك و گفتمان كه در توییتر منتشر شده بود، چیست كه باعث سوءاستفاده بعضی‌ها برای القاء اختلاف بین شما و مقام معظم رهبری شده است؟»، گفت: نقل این جمله برای من هم تازگی داشت و گفتم كه اصل آن جمله را بیاورند كه آوردند و دیدم كه مربوط به تاریخ 14 آبان 1387 یعنی هفت سال قبل و در مصاحبه‌ مفصل با یك گروه فیلمساز هلندی با موضوع «تاریخچه كاربرد سلاح‌های شیمیایی علیه ایران»، است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با ابراز تأسف از تحریف و تقطیع خودسرانه این جمله و سوء برداشت از آن و تعجیل بعضی از جریان‌ها و گروه‌ها برای سوء استفاده از این جمله، گفت: اولاً به عنوان كسی كه در طول دوران زندان ستمشاهی، قرآن تفسیر می‌كردم، مصداق و تفسیر عملی آیه‌ «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم» را در شرایط موجود كه دشمنان، انقلاب، ایران و اسلام را تهدید می‌كنند، تجهیز قوای نظامی كشور، از جمله تقویت قدرت موشكی كشور را لازم می‌دانم.

ثانیاً اگر عامه‌ مردم هم ندانند، مسؤولان به ویژه نظامی‌ها، به خوبی می‌دانند كه صنایع موشكی در زمان جنگ كه من فرماندهی آن را داشتم، از صفر توسط نیروهای جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و ارتش شروع شد و بعدها در زمان ریاست جمهوری‌ام تقویت شد و من همیشه بر ضرورت تكمیل و تقویت پروژه‌ی موشكی ایران به عنوان قدرت دفاعی و بازدارنده تأكید داشته و دارم.

*كسی بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای نداشته و نداریم

وی در بخش دیگری با تأكید بر جایگاه ولایت فقیه در تفكرات شیعی، گفت: بارها گفته‌ام، هم به عنوان اصل ولایت فقیه باید از رهبری نظام حمایت كرد و هم به عنوان شخص ولی فقیه، كسی بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای نداشته و نداریم.

هاشمی رفسنجانی به آثار جهاد سازندگی در نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دوران دفاع مقدس و دوران سازندگی اشاره كرد و گفت: سنگرسازان بی‌سنگر در خطوط مقدم برای رزمندگان خاك‌ریز می‌زدند و بعدها در دوران سازندگی به روستاهای ایران در مناطق دورافتاده می‌رفتند و گاهی مجتمع‌های صنعتی می‌ساختند تا جوانان در روستا بمانند.

*اولین موشك را جهاد سازندگی به كمك سپاه پاسداران ساخت

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به سابقه‌ فعالیت‌ جهاد سازندگی برای دسترسی ایران به موشك‌های دوربرد اشاره كرد و گفت: اولین موشك را جهاد سازندگی به كمك سپاه پاسداران ساخت كه به نوعی مهندسی معكوس از موشك‌هایی بود كه از برخی كشورها به شكل خیلی محدود می‌گرفت.

وی افزود: اواخر جنگ اولین موشك هفتاد كیلومتری را ساختیم و كم كم موشك را در ایران یك صنعت بومی كردیم.

*موشك قدرت خوبی برای دفاع و پیشگیری است

هاشمی رفسنجانی با بیان تاریخ چگونگی دسترسی ایران به انواع موشك‌ها، گفت: به خاطر اهمیتی كه به این صنعت می‌دادم، فرزندم محسن را كه در كانادا مشغول تحصیل در دوره دكترا بود و رشته‌اش مفید برای این صنعت بود، به ایران فراخواندم كه صنایع موشكی را در سپاه و جهاد سازندگی تقویت كردیم، چون به تجربه دیده بودم كه موشك قدرت خوبی برای دفاع و پیشگیری است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، انقلاب اسلامی را حركتی كاملاً مردمی به رهبری امام راحل دانست و گفت: مبارزه با رژیمی كه خود را در ایران ابدالمدت و در منطقه ژاندارم می‌دانست و همه‌گونه حمایت‌های خارجی و تریبون و قدرت را داشت، خیلی سخت بود، اما اراده‌ مردم با رهبری امام برای تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران آن‌قدر قوی بود كه شاه را مجبور به فرار از كشور كرد و نظام به دست مبارزین افتاد.

هاشمی رفسنجانی با تشریح برنامه‌های رژیم پهلوی از زمان رضاخان تا محمدرضا شاه برای انهدام روحانیت و كم كردن روحیات دینی مردم ایران، گفت: به خاطر فطرت دینی مردم، تمام تبلیغات علیه دین و مذهب جواب معكوس داد و مردم با پیشتازی روحانیت، چنان وارد میدان مبارزه در خیابان‌ها شدند كه ارتش با تانك هم نمی‌توانست جلوی آنان را بگیرد.

وی با بیان این جمله كه «ساواكی‌های خشن و مغرور صریحاً به مبارزین می‌گفتند آنقدر در زندان می‌مانید كه موهای سرتان مثل دندان‌های شما سفید می‌شود»، به اوج گرفتن مبارزات در سال‌های منتهی به پیروزی اشاره كرد و گفت: اگر چه از سال 1354 به خاطر افزایش قیمت نفت، رژیم دم از تمدن بزرگ می‌زد و به قیمت محرومیت اكثر مناطق كشور، قله‌های رفاهی در چند جای كشور درست كرده بود، اما مردم عزم خود را برای تغییر رژیم جزم كرده بودند، كه هیچ چیز نمی‌تواند جلوی اراده مردم را بگیرد.

هاشمی رفسنجانی با یادآوری نخستین ماه‌ها و سال‌ها پس از پیروزی انقلاب و تحلیل توطئه‌ها و دسیسه‌هایی كه علیه انقلاب اسلامی شده بود، به شورش‌ها، ترورها و برنامه‌های تجزیه‌طلبانه اشاره كرد و گفت: در داخل ساختار نظام نیز، دچار اختلافات عمیق شده بودیم و رئیس‌جمهور وقت نمی‌توانست با افكار انقلابی مبارزین هماهنگ شود، اما وجود امام راحل و رهبری داهیانه‌ی ایشان انقلاب را از همه گردنه‌ها گذر داد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به هشت سال جنگ تحمیلی و حمایت‌های شرق، غرب، ارتجاع و ستون پنجم از ارتش بعث، اشاره كرد و گفت: جوانان ایران اسلامی هشت سال تمام در مقابل همه‌ دشمنان از كیان جمهوری اسلامی دفاع كردند و سرانجام پیروزی سیاسی در سازمان ملل، مكمل پیروزی‌های نظامی در جنگ شد.

وی با گرامیداشت یاد شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، گفت: خوب است در بهار طبیعت یادی از گل‌های پرپر شده شهدا، جانبازان و آزادگان كنیم و به پدران و مادران شهدا، سلام و تبریك گفته و درود بفرستیم كه این انقلاب، ثمره‌ی صبر آنان در فراق فرزندان شهیدشان است.

هاشمی رفسنجانی، با تبریك سال نو، اظهار امیدواری كرد كه سال 1395 برای مردم ایران در همه‌ ابعاد زندگی سالی با بركت و توأم با موفقیت‌هایی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشد.

همچنین در آغاز هر یك از این دیدارها، خانم مولاوردی معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده ، دكتر زارع رئیس باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان،حسینی از جامعه تربت جامی‌های مقیم تهران،مخاطب دبیركل جبهه تدبیر و امید و شمائلی مدیر عامل مؤسسه جهاد نصر، متوسلیان مدیر عامل مؤسسه هنری فدك و جلیل فرجاد یكی از هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون، با تبریك سال نو به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، به بیان دیدگاه‌های خود درباره مسایل مختلف پرداختند.

No responses yet

Apr 01 2016

خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و انتساب «خیانت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط علی افشاری

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با جمعی از ذاکران و مداحان در روز یازدهم فروردین واکنش تندی به توئیت منتشر شده در حساب کاربری اکبر هاشمی رفسنجانی نشان داد. در این توئیت ذکر شده بود که«دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست، نه موشک‌ها.»

البته هاشمی رفسنجانی بعدا مدعی شده است که این حساب توسط یکی از دوستداران وی منتشر می‌شود! و محتوای آن ارتباطی با او ندارد! همچنین حساب توئیتری نیز با اصلاح سخن قبلی موشک‌ها را به موشک‌های قاره‌پیما و بمب‌های اتمی تغییر داده است.

رهبری در موضعگیری تند ضمن انتقاد از افرادی که آینده را «دنیای مذاکره می‌دانند و نه موشک»٬ طرح‌کنندگان این نوع سخنان در صورتی که آگاهانه حرف زده باشند را به «خیانت» متهم کرد. وی همچنین اظهار داشت: «روزگار، روزگار همه چیز است وگرنه به راحتی و به صراحت حق ملت را خواهند خورد».

رهبری با تاکید بر اینکه «دشمنان مدام در حال تقویت توان نظامی و موشکی خود هستند»٬ منتقدان فعالیت‌های موشکی ایران را خطاب قرار داده و از آنها پرسید «در این شرایط چطور می‌گوییم روزگار موشک گذشته است؟»

وی در ادامه گفت: «در این اوضاع جنگل‌وار جهانی، اگر جمهوری اسلامی صرفاً به دنبال مذاکره و مبادله اقتصادی و حتی علم و فناوری برود اما توان دفاعی نداشته باشد آیا حتی دولت‌های کوچک نیز به خود اجازه تهدید ملت ایران را نخواهند داد؟»

این اظهارات در وهله نخست در دفاع از برنامه موشکی حکومت و بی‌اعتنایی به حساسیت‌های غرب ایراد شده است. جمله منسوب به هاشمی رفسنجانی از سوی منتقدان درون حکومتی به نوعی همسویی با مواضع مخالف کشورهای غربی تلقی شده و اهمیت گفتمان‌سازی و ارائه برنامه کارآمد برای پیشرفت کشور را مهم‌تر از توسعه قابلیت‌های نظامی القاء می‌کرد.

البته تفاوت بارزی بین گفتمان به عنوان مجموعه فکر و اندیشه هدفمند با مذاکره به عنوان یک روش وجود دارد، اما آنچه باعث موضعگیری شتابزده و خشم‌آلود رهبری شده است زیر سئوال برده شدن تبلیغات حکومتی در خصوص فوائد پیشرفت‌های موشکی و نظامی است.

این سخنان در ادامه افزایش حملات نیروهای حامی ولایت فقیه به دولت در دوره پسابرجام صورت می‌گیرد و تشدید نه‌چندان پردامنه اختلاف نظر بین دو بخش نظام در سامان‌دهی و هدایت کشور را بازتاب می‌دهد. آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کرد که مخالف مذاکره نیست اما با برخورد انتقادی نسبت به برجام و ایجاد تردید در دستاورد‌های عملی آن روشن ساخت که مذاکره به معنایی که بهبود روابط با غرب و سرمایه‌گذاری راهبردی در این حوزه را مد نظر داشته باشد مخالف است و در جایگاه فردی که بیشترین قدرت و اختیارات را در حکومت دارد در برابر این نگرش که به زعم وی مسیر را برای نفوذ غرب و دشمنان و تهی‌سازی نظام از محتوای ارزشی آن مساعد می‌سازد، ایستادگی می‌کند. او مذاکره را به عنوان یک ابزار و تاکتیک در خدمت اهداف موسوم به انقلابی و در واقع ماجراجویانه و مبتنی بر خصومت با نظام لیبرال –دمکراسی و دفاع همه‌جانبه از حکومت دینی می‌خواهد.

برای او و نیروهای همسو افزایش قابلیت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی و استفاده از آن برای گسترش عمق استراتژیک بنیادگرایی شیعه‌محور در منطقه و بسط گفتمان کلاسیک جمهوری اسلامی و جلوگیری از تجدیدنظرطلبی مسئله اصلی است.

اگر چه این سخنان که به نوعی بوی تهدید از آن به مشام می‌رسد با هدف افزایش هزینه مخالفت با توسعه برنامه موشکی در نیروی‌های درون نظام بیان شده است، اما در عین حال ناخشنودی رهبری از عملکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتخابات های مجلس دهم و خبرگان پنجم را نیز نمایان می‌سازد. حرف‌های رهبری از خاستگاه مخالفت با برنامه سیاسی اعتدال و قدرت گرفتن جناح میانه‌رو بر می‌خیزد. در واقع واکنشی به آن دسته از نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی است که محوریت و مرکزیت نظرات وی در هدایت نظام را در عمل قبول ندارند و نسخه‌های دیگری را تجویز می‌نمایند.

البته باید در نظر داشت که دولت اعتدال و به‌خصوص حسن روحانی و محمد جواد ظریف در زمینه مانورهای موشکی و گسترش برنامه‌های نظامی همراهی کامل را حداقل در ظاهر با بخش‌های انتصابی و سپاه داشته‌اند. ظریف در تمامی مصاحبه‌هایش افزایش قابلیت‌های موشکی را حق ایران دانسته و تعارض آن با برجام و قطعنامه شماره ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل را رد کرده است. غرب نیز قبول دارد که مانورهای موشکی ناقض برجام نیست اما دولت‌های آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان اصرار دارند که اقدامات فوق مخالف مفاد قطعنامه است و باید متوقف شود.

منتها روسیه با استفاده از واژه‌های مبهم قطعنامه که بر جنبه الزام‌آور تداوم ۸ ساله تحریم‌های موشکی سایه افکنده است، اجازه صدور تحریم‌های جدید و یا مجازات‌های بازدارنده در سطح بین‌المللی را نمی‌دهد. در این راستا کشورهای غربی فعلا تلاش‌شان را بر فشار به دبیر کل سازمان ملل معطوف ساخته‌اند. دولت آمریکا نیز تحریم‌های یکجانبه را افزایش داده است.اما بعید به نظر می‌رسد این راهکارها توان بازدارندگی در برابر توسعه موشکی جمهوری اسلامی را داشته باشد.

ضرورت تناسب بین ابعاد فعالیت نظامی با کلیت برنامه توسعه کشور واقعیتی در ساماندهی کشور است اما رصد کردن واقعیت‌ها نشان می‌دهد که دنیا فعلا صرفا بر مدار گفتمان و مذاکره نمی‌گنجد و کماکان قدرت نظامی و توان دفاعی در موقعیت جهانی و منطقه‌ای کشورها عامل مهمی است. وضعیت نابسامان خاورمیانه، امنیت کشور و همچنین موازنه قوای نظامی منطقه‌ای، سیاست‌های دوگانه غرب و راهبرد انتفاع از تجارت اسلحه با کشورهای عربی، برای رشد و پیشرفت نظامی کشور با اهداف بازدارندگی و دفاعی وجاهت و مشروعیت به همراه می‌آورد.

اما تقابل این نیاز باستیزه‌جویی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و اقدامات تحریک‌آمیز مانند نوشتن نابودی اسرائیل به زبان عبری بر روی موشک‌ها، وضعیت پیچیده‌ای در سیاست‌های نظامی و دفاعی ایران پدید آورده است. این وضعیت باعث شده تا نگرانی‌هایی نسبت به مقصد اصلی فعالیت‌های راهبردی نظامی سپاه به‌وجود آید. ازاین رو شاید نیاز کشور و برداشت درست از نسبت بین توسعه و امور نظامی در جایی بین سخنان خامنه‌ای و حساب کاربری توئیتر منسوب به هاشمی رفسنجانی قرار داشته باشد.

پیامدهای سخنان خامنه‌ای با توجه با مواضع قبلی معنادار خواهد بود. افزایش تنش بر سر برنامه موشکی ریسک مبادلات اقتصادی و تجاری با ایران را افزایش می‌دهد. رهبری با درک این نکته هم می‌خواهد آسیب‌پذیری گذشته در مصاف با تحریم‌های کمرشکن هسته‌ای را با جلو رفتن اقتصاد مقاومتی ترمیم نماید و هم بیش از پیش به بی‌اعتبارسازی رویکرد تعاملی روحانی در سیاست خارجی و بازسازی نگاه تقابلی با غرب در دوره پساتوافق هسته‌ای بپردازد.

ازاین رو شرایط برای تحقق برنامه‌های دولت روحانی سخت‌تر می گردد و پنچره فرصت برجام و عادی‌سازی مبادلات با اروپا به سمت بسته شدن و یا بهره‌برداری در سطحی کمتر از انتظارات پیش خواهد رفت. در این شرایط روحانی اگر تغییری در راهبرد و برنامه‌هایش ایجاد نکند در وضعیت آچمز قرار گرفته و نیروهای ولایت‌مدار و معترض از دو منظر مخالف دولت اعتدال را در منگنه می‌گذارند.

اما این سخنان حملات بخش افراطی حکومت به هاشمی رفسنجانی را نیز شدت می‌بخشد و استراتژی وی در تقلیل سطح منازعه به جریان احمدی‌نژاد و دلواپس‌ها را بیشتر در تنگنای مضاعف قرار می‌دهد. خطاب رهبری صریح‌تر از گذشته آشکارسازی اختلاف نظر بین دو موتلف قدیمی و از ارکان شکل‌دهنده نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.

هاشمی رفسنجانی فعالیت مجلس دهم را به منزله افزایش قدرت خود در نظام ارزیابی می‌کند اما ماهیت قدرت در نظام و موازنه قوای موجود و تجارب قبلی نشان می‌دهد این ریسمان آنقدر که هاشمی می‌پندارد، محکم نیست و خوشبینی بیش از حد وی را آسیب‌پذیر ساخته است. اصولگرایان و به‌خصوص لایه‌های تندرو و معتقد به گفتمان سوم تیر که در پی حفظ وضع موجود در دوره پسارهبری هستند، مترصد هستند تا چراغ سبز برای آخرین حمله به رفسنجانی و اخراج وی از نظام را دریافت کنند.

هاشمی رفسنجانی تاکنون با برخوردهای نوسانی سعی کرده یگ گام به پیش و یک گام به پس خود را در مجموعه نظام حفظ کرده و لنگرگاه موقتی برای نیروهای معترض به وضع موجود در بلوک قدرت باشد. بدین ترتیب در شرایط مناسب به مرکزیت نظام بازگردد. البته نظام نیز هزینه‌های به حاشیه راندن را کمتر از حذف کامل وی تاکنون ارزیابی کرده است. اما گسترش عدم توازن در جایگاه اجتماعی رو به رشدبا موقعیت حاشیه‌ای وی درقدرت مستقر، حفظ موضع کنونی را بیش از پیش سخت می‌سازد.

اتهام خیانت اگر در آینده با اشارات صریح‌تری تکرار گردد، آنگاه خاموش کردن «فتنه اکبر» بحرانی جدی برای هاشمی رقم خواهد زد . اقدام وی در سلب مسئولیت از حساب توئیتر به نظر می‌رسد بیشتر یک عقب‌نشینی تاکتیکی برای گریز از تبعات احتمالی است. اما تزلزل موجود در این برخوردها چشم‌انداز روشنی برای موفقیت وی در جلو بردن برنامه‌هایش را نشان نمی‌دهد.

………………………………………………………………………………………..

نظر نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Mar 31 2016

ماجرای توییتر هاشمی چیست و در دست کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

اَن‌صاف نیوز: از ساعتی پیش با هجمه ی افراطیون و بی.بی.سی و ادعای تناقض سخنان رهبری و توییتری ناقص منتسب به هاشمی رفسنجانی، ادعاهایی درباره ی این حساب توییتری شده، این پرسش ها مطرح است که: حقیقت ماجرای توییتر هاشمی چیست؟ توییتر هاشمی دست کیست و چرا هاشمی روحش از توییت ها و مطالب سایت بی خبر است؟

طبق اخبار رسیده به خبرنگار انصاف نیوز، علت اصلی اشکال و اختلاف فاحش رفتاری تیم رسانه ای آیت الله هاشمی به این شرح است:

اکانت منتسب به آیت الله هاشمی در اختیار فردی به نام «محمودی» است. او سردبیر سایت هاشمی رفسنجانی (سایت دفتر هاشمی) است که حساب توییتر و تلگرام نیز در اختیار اوست. این فرد با دسترسی به مصاحبه ها و سخنرانی های قدیمی هاشمی و بر اساس شرایط روز، بخشی از سخنان او را گلچین و منتشر می کند که بعضی از آنها در این مدت باعت ناراحتی و حتی عصبانیت شدید آیت الله هاشمی شده؛ مثل ماجرای قهر رهبر انقلاب از آیت الله مصباح در قبل از انقلاب که کاملا بدون هماهنگی هاشمی منتشر و البته با اشکالاتی جدی منتشر شد.

بنا بر این گزارش، او بارها به دلیل انتشار مطالبی بدون هماهنگی با تشر و واکنش تند هاشمی و نزدیکانش مواجه شده و سه بار تا مرز اخراج پیش رفته است.

روابط عمومی مجمع نیز در قبال مطالب تند و غیراصولی این فرد که بر اساس تشخیص خود مطالب را در توییتر و تلگرام منتشر می کند، با کوتاهی تاکنون واکنشی نشان نداده است.

بنا بر پیگیری از نزدیکان هاشمی، او از انتشار چنین مطالبی کاملا بی خبر است و هیچ یک از مطالب سایت و توییتر با او چک نمی شود و به اصطلاح، روح هاشمی از مطالب «سایت هاشمی رفسنجانی» و توییترش بی خبر است.

No responses yet

Mar 31 2016

منابع نزدیک به هاشمی رفسنجانی توییتر منتسب به او را تکذیب کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: منابع نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، جمله جنجال‌برانگیزی را که در توییتر منتسب به وی منتشر شده تکذیب کرده و آن را «ناقص» و «کوتاه‌شده» نامیدند که بدون اطلاع آقای هاشمی منتشر شده است.

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز پنج‌شنبه، ۱۲ فروردین، به نقل از یک «منبع مطلع» نوشت که اساسا محتوای توییتر منتسب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ربطی به او ندارد، بلکه این حساب توییتری را «یکی از دوستداران وی» مدیریت می‌کند.

این منبع خبری سپس تاکید کرد که «حساب کاربری توییتر منتسب به آقای هاشمی هر از چند گاه سخنان قدیمی وی را پس از کوتاه کردن توییت می‌کند» و بر این اساس جمله مورد اشاره نیز بخشی «ناقص» از سخنان وی است.

توییت منتسب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران که در روزهای اخیر حاشیه‌ساز شده است چنین مضمونی دارد: «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست، نه موشک‌ها…»

این توییت روز چهارشنبه هدف انتقاد شدید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، قرار گرفت، تا جایی که وی عنوان کرد اگر این حرف از روی آگاهی گفته شده باشد، به منزله خیانت است.

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی روز چهارشنبه خود همچنین تاکید کرد که «جمهوری اسلامی باید از همه ابزارها استفاده کند و امروز هم روزگار موشک است و هم مذاکره».

ساعاتی پس این انتقادات، توییتر منتسب به آقای هاشمی رفسنجانی اصلاحیه‌ای منتشر کرد که می‌گوید «توییت قبلی تقطیع شده بود» و جمله کامل به این شرح است: «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هایی نظیر انقلاب اسلامی است، نه موشک‌های قاره‌پیما و بمب‌های هسته‌ای…»

​​در همین زمینه وب‌سایت «انصاف‌نیوز» نیز نوشت که حساب کاربری منتسب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در اختیار سردبیر وب‌سایت اوست و وی با دسترسی به مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های قدیمی آقای هاشمی بخشی از سخنان او را گلچین و منتشر می‌کند، کاری که در برخی موارد باعث عصبانیت شدید آقای هاشمی شده است.

به نوشته این وب‌سایت، فرد مورد اشاره «بارها به دلیل انتشار مطالبی بدون هماهنگی با تشر و واکنش تند هاشمی و نزدیکانش مواجه شده و سه بار تا مرز اخراج پیش رفته است.»

No responses yet

Mar 30 2016

انتقاد تند خامنه‌ای از مخالفان «آگاه» آزمایش موشکی در داخل کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ضمن دفاع از برنامه موشکی ایران، منتقدان این برنامه در داخل کشور را به خیانت متهم کرد.

وی روز چهارشنبه، ۱۱ فروردین در دیدار با جمعی از مداحان گفت: «اینکه بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست، این اگر از روی ناآگاهی گفته شود که ناآگاهی است؛ اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است. اگر نظام اسلامی دنبال فناوری و مذاکره باشد، اما قدرت دفاعی نداشته باشد، مقابل هر کشور فزرتی که تهدید کند باید عقب‌نشینی کند.»

اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای در حالی بیان می‌شود که به‌تازگی توییتی منسوب به اکبر هاشمی رفسنجانی موج حملات رسانه‌های اصول‌گرایان به وی را به دنبال داشته است. این توییت که چهارشنبه گذشته، ۴ فروردین منتشر شده است، چنین مضمونی دارد: «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست، نه موشک‌ها…»

​​رسانه‌های اصول‌گرا اما این توییت منسوب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به شدت مورد انتقاد قرار دادند و از جمله کارشناسی سیاسی به نام پرویز امینی در یادداشتی که خبرگزاری فارس آن را بازنشر کرده است، آقای هاشمی را به «تضعیف موضع» حکومت و «پرخاشگری» متهم کرد.

وی در بخشی از یادداشت خود می‌نویسد که هاشمی «برای فضای تبلیغاتی منفی غربی علیه برنامه موشکی ایران، وجاهت می‌سازد».

دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تاکنون اما واکنشی به این انتقادات نشان نداده است. حال یک هفته پس از این توییت این‌بار آیت‌الله خامنه‌ای مضمون آن را هدف قرار داده است.

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه گفت: «جمهوری اسلامی باید از همه‌ ابزارها استفاده کند. بنده با گفت‌وگوی سیاسی مخالف نیستم، البته نه با همه؛ در سطح مسائل جهانی با گفت‌وگوی سیاسی موافقم. امروز هم روزگار موشک است و هم مذاکره.»

آزمایش‌های موشکی اخیر ایران با واکنش شدید ایالات متحده و قدرت‌های اروپایی مواجه شده است. آمریکا در کنار فرانسه، بریتانیا و آلمان، این آزمایش‌ها را بی‌اعتنایی به قطعنامه سازمان ملل متحد خوانده و از شورای امنیت خواسته‌اند که با آن برخورد کند.

به گفته این کشورها، موشک‌های مورد آزمایش‌قرار گرفته ایران قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای دارند و به همین خاطر با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ناسازگار است.

مقامات ایران اما تاکید دارند که موشک‌های بالستیک ایران ماهیت دفاعی داشته و قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای ندارند و از این رو پرتاب آزمایشی آنها نقض قطعنامه یاد شده نیستند.

No responses yet

Mar 30 2016

اقتصاد مقاومتی و مسئولیت رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: چکیده :اگر آیت‌الله خامنه‌ای رویکرد زیرمجموعه‌های اقتصادی خود را «ملی» نکند، و اگر ضریب مشارکت و نشاط اجتماعی و امید را افزایش ندهد و شرایط را برای مصالحه ملی ـ به‌ویژه با آزادی رهبران جنبش سبز ـ فراهم نسازد، از «اقتصاد مقاومتی»اش جز نجوایی در باد، باقی نخواهد ماند….

مرتضی کاظمیان

در سالی که رهبر جمهوری اسلامی آن را در پیام نوروزی‌‌اش، به عنوان «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام‌گذاری کرده، شخص آیت‌الله خامنه‌ای چه سهمی از مسئولیت و «اقدام و عمل» را بعهده می‌گیرد؟

در متن رکود تولید و پیامدهای ناگوار مترتب بر آن، رأس هرم نظام سیاسی با زیرمجموعه‌های عریض و طویل و قدرتمند اقتصادی‌اش ـ که از پرداخت مالیات و حسابرسی و نظارت موثر آزاد هستند ـ چه نقشی ایفا خواهد کرد؟ آیا او متناسب با ادعا و دستورالعمل‌هایی که برای دولت اعتدال‌گرا صادر می‌کند، خود حاضر به بازیگری موثر و متعهدانه برای بهبود اوضاع اقتصادی خواهد بود و شد؟

شواهد شامل پاسخ امیدوارکننده‌ای نیست. یک مثال بارز و جدید، مرتبط است با آستان قدس رضوی.

امپراتوری آستان قدس رضوی

آستان قدس رضوی ازجمله بنگاه‌های معظم اقتصادی است که زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای در حال فعالیت، و از پرداخت مالیات معاف است.

افزون بر ۵۰ شرکت و موسسه و بنگاه اقتصادی در زیرمجموعه آستان قدس فعال‌اند؛ دایره‌ی فعالیت این «غول» اقتصادی از نساجی تا صنایع غذایی، از معدن تا کمباین‌سازی، از خودروسازی تا فرآورده‌های لبنی، از کارخانه قند تا شرکت نفت و گاز، و از موسسه‌های اعتباری و کارگزاری تا دامپروری و ساخت‌وساز مسکن را دربر می‌گیرد.

این مجموعه‌ی عریض و طویل در کنار درآمد موقوفات و نیز درآمدهای ناشی از زائران ایرانی و خارجی که عاید آستان قدس رضوی و زیرمجموعه‌های سیاحتی و توریستی آن می‌شود، ارقامی نجومی می‌آفریند که از حسابرسی و نظارت عمومی و پرداخت مالیات رهاست.

معافیت مالیاتی شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه آستان قدس موجب شده که آنها بدون افزایش بهره‌وری، تولیدات خود را با قیمتی پایین‌تر روانه بازار رقابت کنند؛ و این مستقل از استفاده‌ی اغلب آنها از زمین‌های وقفی یا با ‌اجاره‌بهای پایین و نیز برخورداری از تسهیلات بانکی متفاوت است.

به‌عنوان یک نمونه از پتانسیل آستان قدس می‌توان به شرکت کارگزاری رضوی اشاره کرد. این شرکت که در حوزه‌های پتروشیمی، قیر و فرآورده‌های نفتی، صنعت و معدن، و نیز کشاورزی فعال است، تنها در سال ۱۳۹۳ حدود ۹ هزار میلیارد ریال اوراق بهادار و مشارکت خرید و فروش کرده است.

شاهد دیگر سرمایه‌گزاری افزون بر ۵۰۰۰ میلیارد ریالی آستان قدس رضوی در منطقه منطقه ویژه اقتصادی سرخس است؛ منطقه‌ای که تنها در ۹ ماه نخست سال گذشته افزون بر ۵۰ هزار تن کالا صادر کرده است.

گواه مهم دیگر، سازمان اقتصادی رضوی است که مدیریت حدود ۹۰ شرکت را برعهده دارد و حدود ۱۲ هزار کارمند و کارگر دارد. در نیمی از این شرکت‌ها آستان قدس افزون بر ۵۰ درصد سهم دارد. که در ۴۴ مورد بیشتر از ۵۰ درصد سهام را در اختیار دارد.

اما سهم این شرکت‌ها و آستان قدس رضوی در «اقتصاد مقاومتی» مورد تمنا و تبلیغ رهبر جمهوری اسلامی چیست؟

حکم رییسی؛ رونمایی دوباره از نگاه رهبری

اسفندماه گذشته و در حکمی که آیت‌الله خامنه‌ای برای تولیت جدید آستان قدس رضوی (ابراهیم رییسی) صادر کرد، او به تنها نکته‌ای که در این امپراتوری اقتصادی اشاره نکرد، «اقتصاد مقاومتی» بود.

رهبر جمهوری اسلامی در حکم خود آستان قدس رضوی را «ظرفیت فرهنگی عظیم»، «گنجینه‌ی منحصر به فردی از هنر معماری اسلامی و موزه‌ی عظیم» توصیف کرد؛ آیت‌الله خامنه‌ای اما به «ظرفیت اقتصادی عظیم» آستان قدس رضوی هیچ اشاره‌ای نداشت. تنها تاکید او در این عرصه، چنین مضمونی داشت: «سامان بخشیدن به بنگاه‌های اقتصادی و خدماتی آستان قدس رضوی و انضباط قانونی آنها».

شخص اول نظام هیچ توصیه‌ای به تولیت جدید (رییسی) نکرد و نداشت که از پتانسیل کم‌نظیر آستان قدس برای کمک به قوه مجریه و مدیریت کلان اقتصاد و تحرک تولید و تقویت آنچه خود «اقتصاد مقاومتی» توصیف‌اش می‌کند، بهره جوید.

تاکید آیت‌الله خامنه‌ای ـ افزون بر آنچه که آمد ـ «خدمت به زائران آن بارگاه مقدس بویژه ضعفاء و نیازمندان» و نیز «خدمت به مجاوران و بویژه مستمندان و مستضعفان» بود.

رهبر جمهوری اسلامی آشکارا بر همان طبلی می‌کوبد که در نگاه و رویکرد «امدادی» یکی دیگر از زیرمجموعه‌های معظم‌اش، «کمیته امداد امام» جاری است. خبری از برنامه‌ریزی برای کاستن از فقر و بیکاری در کار نیست؛ همان‌گونه که توصیه‌ای برای تقویت بسترها و امکان‌های اشتغال وجود ندارد.

آیت‌الله خامنه‌ای در حکمی که برای رییسی، تولیت آستان قدس صادر کرده همچنان بر «فقرا» تمرکز کرده، و نه بر «فقر» و «نابرابری» و علل و ریشه‌های آنها، یا فراهم آوردن «فرصت‎‌های برابر» و بازیگری موثر در اقتصاد مولد.

و این همه درحالی صورت می‌گیرد که آستان قدس رضوی یکی از سازمان‌های قدرتمند زیرمجموعه رهبر جمهوری اسلامی است.

زیرمجموعه‌های رهبری نظام چه می‌کنند؟

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی خود، با اشاره به رکود تولید و انتقاد از شرایط اقتصادی حاکم، حتی از این گفت که «حدود شصت درصد از امکانات تولید کشور تعطیل است.»

او پیشنهادهای متعددی را برای «مقابله با تحریم» فهرست کرد؛ مخاطب اصلی وی دولت روحانی بود. رهبر جمهوری اسلامی تصریح کرد که اقدامات دولت، «کارهای مقدماتی» است و «کفایت نمی‌کند» و «باید کارهای اساسی انجام شود».

آیت‌الله خامنه‌ای اما از «مسئولیت» خود، و نقش و میزان مشارکت نهادها و سازمان‌های معظم زیرمجموعه‌ی خویش در تحقق مطالبات اقتصادی، هیچ نگفت.

آستان قدس رضوی ـ که در بالا اشارتی بدان شد، بنیاد ۱۵ خرداد، بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان، بنیاد مسکن، کمیته امداد امام، سازمان اوقاف، سازمان حج و زیارت، و سازمان تبلیغات اسلامی، تنها شماری از این زیرمجموعه‌های توانمند و موثر در اقتصاد ایران محسوب می‌شوند. در سطحی دیگر، باید از بنیاد تعاون نیروی انتظامی و قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران، و شرکت‌های شبه‌خصوصی و موسسات مالی آنها یاد کرد.

رهبر جمهوری اسلامی از نقش منفی واردات می‌گوید و این‌که «چه بلایی سر تولید داخلی می‌آورد»؛ او اما به بنادر غیرقانونی و کریدورهای واردات دراختیار زیرمجموعه‌های نظامی ـ امنیتی خود هیچ اشاره‌ای نمی‌کند؛ چنان‌که از جایگاه آنها در تخریب اقتصاد و رکود تولید چیزی نمی‌گوید.

اقتصاد مقاومتی با خشونت و بی‌ثباتی؟

فراتر از آنچه ذکر شد، و در سطحی دیگر، آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به فراهم آوردن بسترهای سیاسی ـ اجتماعی لازم برای توسعه اقتصادی ـ یا کامیابی «اقتصاد مقاومتی» موردنظر وی ـ هیچ اعتنایی ندارد؛ جایی که پای شورای نگهبان و سازمان اطلاعات سپاه و صداوسیما به میان می‌آید و نگاه‌ها و رفتارهای تنگ‌نظرانه و اقتدارگرایانه.

رهبر جمهوری اسلامی که می‌تواند بستر و فرآیند همگرایی و آشتی ملی و ثبات و آرامش را موجب شود، به مولفه‌های اساسی توسعه ـ یا اقتصاد مقاومتی مورد نظر خود ـ بی‌اعتنا نشان داده و همچنان به موانع اصلی توسعه، یعنی چرخه خشونت و بی‌ثباتی بی‌توجه است.

اگر آیت‌الله خامنه‌ای رویکرد زیرمجموعه‌های اقتصادی خود را «ملی» نکند، و اگر ضریب مشارکت و نشاط اجتماعی و امید را افزایش ندهد و شرایط را برای مصالحه ملی ـ به‌ویژه با آزادی رهبران جنبش سبز ـ فراهم نسازد، از «اقتصاد مقاومتی»اش جز نجوایی در باد، باقی نخواهد ماند.

منبع: رادیو فردا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .