اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'چپاول'

Mar 03 2018

احمد علم الهدی؛ هفت آقازاده یک کمیته‌چی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «احمد علم الهدی»، امام جمعه مشهد که اظهارات تند و شدیدالحنش، به ویژه در امور اجتماعی و فرهنگی اغلبِ جمعه ها یکی از تیترهای اصلی رسانه ها است، فرزند آیت الله «علی علم الهدی»، از مجتهدین دهه 20 تا 50 شهر مشهد است.
او خودش را سی و سومین نسل امام صادق، سی و هشتمین نسل از رسول الله و هم‌چنین هشتاد و ششمین نسل از «آدم ابوالبشر» می داند.

علم الهدی خود را از مبارزان دوره شاه معرفی می کند و می گوید با سخن‌رانی هایش به تبلیغ نهضت اسلامی با رهبری روح الله خمینی کمک کرده است.
او چندبار تحت تعقیب یا دستگیری شهربانی مشهد قرار گرفته و مجبور شده است محل زندگی خود را تغییر دهد اما دست کم روایت های موجود از آن حکایت دارند که سابقه بازداشت آن چنانی و چهره ای مبارز و شاخص نداشته است.

این تاریخچه اما باعث نشده احمد علم الهدی پس از پیروزی انقلاب بهره ای از مقام ها و موقعیت های ویژه روحانیان نبرد. او از همان ابتدا به عضویت «کمیته انقلاب اسلامی»، یکی از دو نیروی شبه نظامی پس از انقلاب در آمد و از سال 1359 تا مرداد 1361 مسوول کمیته منطقه 10 بود. بعد از مدتی هم به عضویت شورای مرکزی «جامعه روحانیت مبارز» تهران درآمد.

سایت رسمی احمد علم الهدی تاکید می کند که او یکی از مخالفین سرسخت تفکرات «علی شریعتی» بوده و بارها با مقالات و سخن‎رانی های خود، انتقادات شدیدی علیه بیانات و اندیشه شریعتی کرده است

احمد علم الهدی سال 61 با «محمدرضا مهدوی کنی» از کمیته انقلاب به «جامعه الصادق» و بعدها به دانشگاه «امام صادق» رفت و معاونت آموزشی این مرکز را برعهده گرفت. او تا سال 1384 که با حکم علی خامنه ای، امام جمعه مشهد شد، در همین سمت باقی ماند. مواضع و اظهارات علم‎الهدی نشان می دهند که او هنوز همان «کمیته چی» سال های نخست پس از انقلاب است.

در دوره اصلاحات نیز از مخالفان آن و دولت «محمد خاتمی» بود و فعالیت هایش را علاوه بر دانشگاه امام صادق، در مسجد «المهدی» خیابان «ستارخان» متمرکز کرده بود. او نقش موثری در فشار بر وزارت علوم و نهادهای آموزشی، دانشگاه ها و دانشجویان، به ویژه بعد از اعتراضات 18 تیر سال ۱۳۷۸ داشت. در جریان مخالفت ها علیه اصلاحات، علم الهدی به یکی از سخن‏رانان اصلی محافل عقیدتی-سیاسی مورد حمایت سپاه در تهران تبدیل و فروردین 1384 با حکم علی خامنه ای، به عنوان امام جمعه مشهد منصوب شد.

احمد علم الهدی در سال های آخر دولت اصلاحات، از حامیان ائتلاف «آبادگران» بود و در انتخابات سال های 84 و 88 از محمود احمدی نژاد حمایت می کرد.

او در سال 1386 به عنوان نماینده دوم استان خراسان رضوی، بعد از «عباس واعظ طبسی» وارد مجلس خبرگان رهبری شد و در جریان اعتراضات سال 88، سخن‏ران راهپیمایی حکومتی 9 دی در تهران بود. در همین سخن‏رانی بود که معترضان را «بزغاله» نامید و «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» و نیز معترضان را «محارب» خطاب کرد. بعد از مرگ عباس واعظ طبسی، با حکم علی خامنه ای به عنوان نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی منصوب شد. در همان زمان، دامادش، «ابراهیم رییسی» هم با حکم دیگری از علی خامنه ای، جانشینی واعظ طبسی در تولییت آستان قدس رضوی را برعهده گرفت.

حاصل ازدواج احمد علم الهدی با «سکینه ریخته گرزاده»، هفت فرزند است؛ «حامد»، «جمیله»، «جلیله سادات»، «محمدحسن»، «علی»، «زهرا سادات» و «ماجد».

به جز حامد که روحانی است و عنوان «حجت الاسلام» دارد، سایر فرزندان احمد علم الهدی تحصیلات دانشگاهی دارند. درحالی که اعلام شده است 75 درصد از فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران بی‎کار هستند،هیچ یک از فرزندان علم الهدی نه تنها بی‏کار نیستند که برخی چون جمیله، چندین شغل و سمت دارند. این که تحصلات دانشگاهی آن ها با رانت یا استفاده از سهمیه های خاص انجام شده است، معلوم نیست اما سمت هایی که برعهده دارند، دست کم درباره سه تن از فرزندان امام جمعه مشهد، بی‎گمان ناشی از سمت های پدر و دامادشان بوده است.

حامد علم الهدی؛ فرزند اول علم الهدی، سیدحامد، معاون امور ایران «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» است. این مجمع در سال ۱۳۶۹ به عنوان مرکزی برای آشتی دادن مذاهب مختلف اسلامی و ایجاد تقریب بین دیدگاه‌های آن ها، با حکم و دستور علی خامنه ای تشکیل شد. دبیرکل فعلی مجمع، «محسن اراکی» است.

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی سالانه تعدادی همایش های ملی و بین‌المللی برگزار می کند و بیش تر یک مرکز تبلیغاتی است. در سال 96 بودجه این مجمع 32 میلیارد تومان و برای سال 97 نیز بودجه آن 37 میلیارد و 300 میلیون تومان پیش بینی شده است. این مجمع، دانشگاهی نیز با نام «دانشگاه مذاهب» دارد که از بودجه مستقلی برخوردار است.

حامد علم‎الهدی از سال‎ها پیش، از معاونان مجمع تقریب مذاهب اسلامی بوده و نمایندگی این مجمع در شوراها و ستادهای مختلف، هم‏چون ستاد برگزاری «دهه فجر» را نیز بر عهده داشته است.

درحالی که احمد علم الهدی از روحانیان تندرویی به شمار می رود که حتی با برگزاری کنسرت در مشهد مخالف است و هفته ای نیست که اظهارات او در ارایه تصوری خشن و سرشار از محدودیت از اسلام، مورد توجه رسانه ها قرار نگیرد، حامد علم الهدی گفته است: «معرفی چهره‌ای خشن از پیامبر اسلام، جنایت علیه بشریت و ادیان الهی است.»
او حتی تاکید کرده است:«داعش نقشه دنیای غرب برای گسترش اسلام هراسی در دنیا بود تا مانع تمایل جوانان اروپایی، آسیایی و غیره به ‌سوی اسلام رحمانی شود.»

حامد علم الهدی گفته است: «امروز جایگاه جمهوری اسلامی از ابعاد امنیتی و غیره در جایگاه ویژه‌ای قرار گرفته و امروز مأموریت، تشکیل امت واحده است.»
معاون امورِ ایرانِ مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی اضافه کرده است: «این مسوولیت نه ‌فقط بر عهده یک ارگان و نهاد بلکه بر عهده تمام نهادها، آحاد ملت، علما، دلسوزان و اندیشمندان است.»

او تاکید کرده است: «دانش آموزان به عنوان بلندگوی نظام، باید با تمام توان در برابر توطئه های دشمن در فضای مجازی و حقیقی حضور یابند.»

حامد علم الهدی معتقد است: «رهبری نظام نه تنها رهبر جمهوری اسلامی ایران بلکه رهبر تمامی مظلومان و مستضعفان جهان است.»
او گفته است:«باید خط قرمز جمهوری اسلامی حفظ شود و مقام معظم رهبری به عنوان فصل مشترک همه گروه ها و احزاب هستند و همه حول محور ایشان حرکت می‌کنیم.»

معاون امور ایران مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی نظراتی درباب امنیت منطقه ای و جهانی نیز دارد. او با تاکید براین که امنیت امروز کشور به خاطر پشتوانه نیروهای نظامی و امنیتی است، گفته است: «امروز اقتدار موشک های نظامی و نیروهای نظامی ما در منطقه نه تنها جایگاه مهمی را برای جمهوری اسلامی پیدا کرده بلکه در مبارزه با داعش و امریکا، توانسته ایم ملت مظلوم عراق و سوریه را نیز حمایت کنیم.»

حامد علم الهدی از حقوق زنان نیز دفاع می کند اما برای حضور در مساجد: «برخی اعتقاد به عدم حضور بانوان در مساجد دارند و در بسیاری از مساجد اهل سنت اصلا جایی برای بانوان در نظر گرفته نمی‌شود که ما این را یک دیدگاه افراطی می‌دانیم و در سال‌های اخیر فعالیت‌های مثبتی در این زمینه صورت گرفته است.»
او گفته است:«در زمان پیامبر نیز زنان در مساجد حضور داشتند و هیچ دلیل عقلی و شرعی برای منع و محرومیت نیمی از جامعه از حق حضور در مسجد نداریم.»

جمیله سادات؛ دومین فرزند علم الهدی، متولد 1341 (در برخی منابع 1344) در مشهد است. از سن ١٠ سالگی با عزیمت خانواده اش، به تهران آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در پایتخت به اتمام رساند. او در سایت خود مدعی شده است: «به دلیل اجبار در کشف حجاب دختران دبیرستانی که به شدت توسط نظام آموزشی آن روز پی گیری می شد، از ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان تا پیروزی انقلاب خودداری کردم.»

جمیله علم الهدی بعد از انقلاب فرهنگی و بازگشایی دانشگاه ها، به طور ناگهانی از دوره راهنمایی تا کنکور جهش کرده و سال ١٣٦٢ در رشته مامایی وارد دانشگاه علوم پزشکی شد. در سایت رسمی او نوشته شده است: «او که از استعداد ذاتی خوبی برخوردار بود، با گذراندن مقاطع دبیرستان به صورت جهشی، عقب ماندگی خود از ادامه تحصیل را به سرعت جبران کرد… و در سال ١٣٦٢ با شرکت در کنکور دانشگاه، در رشته مامایی  دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شد و یک سال به تحصیل در این رشته پرداخت. اما به دلیل علاقه به علوم انسانی، سال بعد با شرکت در کنکور سراسری و قبولی در رشته فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه “تربیت مدرس”، به ادامه تحصیل پرداخت.»

هم‏زمان، در سال 62 با ابراهیم رییسی که دادستان انقلاب وقت کرج و همدان بود، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دو دختر است؛ «ریحانه سادات» و «حانیه سادات».
ریحانه سادات رییسی متاهل و دارای دو فرزند است و دو مدرک کارشناسی ارشد در رشته های علوم اجتماعی از دانشگاه «الزهرا» و علوم قرآن و حدیث از «دانشگاه قرآن و حدیث» شهرری دارد. حانیه سادات رییسی هم متاهل است و دانشجوی کارشناسی در رشته فیزیک دانشگاه «شریف».

جمیله سال1380 مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی از دانشگاه تربیت مدرس گرفت و عضو هیات علمی دانشکده علوم تربیتی و روان‎شناسیِ «دانشگاه بهشتی» شد. او سابقه تدریس در دانشگاه های «علامه طباطبایی»، بهشتی، امام صادق و تربیت معلم را هم دارد.
جمیله در فاصله سال 80 تا 88 عناوینی نیز کسب کرده است.
وقتی رساله دکترای خود را درباره «تبیین ماهیت تعلیم و تربیت اسلامی و دلالت های آن در برنامه درسی» نوشت، به عنوان «مولف پایان نامه برتر سال» انتخاب شد. بعد هم عنوان «مدیر پژوهشی برگزیده در سال 1387» را به دست آورد و در سال 88، «مدیر موسسه پژوهشی برتر» در «جشنواره فارابی» شد.
علاوه بر این، در همین سال عنوان «مجری اصلی طرح پژوهشی برتر استان تهران» را به خاطر طرح «فلسفه تعلیم و تربیت رسمی از دیدگاه اسلامی» کسب کرد. او در سال 88 به خاطر چاپ کتاب «نظریه اسلامی تعلیم و تربیت»، به عنوان «نویسنده کتاب برگزیده سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» نیز انتخاب شد.

علاوه بر همه این ها، جمیله سادات علم الهدی رییس پژوهشکده خانواده دانشگاه بهشتی و مدیرمسوول فصل‎نامه «خانواده پژوهی» و هم‎چنین رییس «کمیسیون تعلیم و تربیت»  در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» است.

جمیله علم الهدی معتقد است: «مقوله  حجاب در تربیت اسلامی اختیاری است و براساس تربیت دینی، ارزش‌ها به صورت فطری در افراد وجود دارند و افراد براساس انتخاب و اراده شخصی خود به آن‎ها معتقد و پایبند می مانند که در این امر، وظیفه خانواده و جامعه تنها صیانت از آن‎ها است.»

با این حال، او معتقد به ضرورت سانسورهای محیطی برای تربیت «عفیفانه» فرزندان است و تاکید می کند: «باید در زمینه ارزش‌های اخلاقی همانند عفاف و حجاب نیز محیط‌های ایمن فراهم شود. در این جا خانواده و اجتماع نقش تذهیبی دارند.»
جمیله از جمله اقدامات خانواده برای سانسورهای محیطی را حذف ماهواره از محیط منزل و کنترل رفت‌وآمدهای خانوادگی عنوان کرده است.

او علاوه بر همه این سمت ها، عضو «شورای راهبردی شبکه یک» تلویزیون هم هست.

جلیله سادات علم الهدی؛ سومین فرزند احمد علم الهدی، دانشیار مدرسه عالی «شهید مطهری» در رشته فلسفه اسلامی است. او از پایان نامه خود با عنوان «انسان کلی در فلسفه صدرالمتألهین و ریشه یابی آن در عرفان ابن عربی» با «مصطفی محقق داماد» به عنوان «استاد راهنما» و «علی شیخ الاسلام» به عنوان «استاد مشاور» در سال 1376 دفاع کرد.

محمدحسن علم الهدی؛ فرزند چهارم احمد علم الهدی و سکینه ریخته گرزاده، دست کم به صورت علنی در سیاست یا ساختار و سازمان های حکومتی فعالیتی ندارد. محمدحسن علم الهدی  سردفتر اسناد رسمی ۹۰۱ تهران است.

علی علم الهدی؛ فرزند پنجم احمد علم الهدی در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه «پیام نور» و رییس «دانشکده الهیات» و معاون فرهنگی این دانشگاه است.

علی علم الهدی درحالی که پدرش معاون آموزشی دانشگاه امام صادق بود، در سال 1380 به عنوان «مدیر اداره برنامه ریزی دانشگاه امام صادق» منصوب شد و تا سال 83 در همین سمت بود. از سال 83 به عنوان رییس انتشارات دانشگاه امام صادق منصوب شد که تا سال 1388 در همین سمت باقی ماند.

در سال 1388 به عنوان «مدیرکل تحقیقات و خدمات پژوهشی دانشگاه پیام نور» رسید و در سال 90 ریاست بخش الهیات و علوم انسانی دانشگاه پیام نور را برعهده گرفت. او هم‏زمان از سال 90 تا 94 نیز دبیری «هم‏اندیشی اعضای علمی دانشگاه پیام نور» را بر عهده داشت.

فرزند پنجم احمد علم الهدی در سال 94 با حکم «محمدعلی سرلک»، سرپرست دانشگاه پیام نور به عنوان معاون فرهنگی اجتماعی این دانشگاه منصوب شد.

مدرک تحصیلی علی علم الهدی، «دکتری فلسفه و کلام اسلامی» اعلام شده است.

زهرا سادات علم الهدی؛ فرزند ششم احمد علم الهدی، کارشناس ارشد ادبیات دانشگاه بهشتی است و عنوان پایان نامه او، «بررسی تطبیقی سیرالعباد الی المعاد و کمدی الهی». زهرا سال 1386 از دانشگاه فارغ التحصیل شده است.

ماجد علم الهدی؛ هفتمین و آخرین فرزند احمد علم الهدی، متولد سال 1362 در تهران است. او کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی را با پایان نامه «گونه شناسی فرهنگی کاربران ایرانی جامعه مجازی» در سال 94 با «فاطمه عزیزآبادی فراهانی» به عنوان «استاد راهنما» گروه مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران کسب کرده است. ماجد خود را یک مدیر فرهنگی معرفی می کند.

وقتی سکینه ریخته‎گرزاده، همسر احمد علم الهدی در 21 خرداد96، تنها چند هفته پس از شکست ابراهیم رییسی در انتخابات ریاست جمهوری و بعد از مدتی مبارزه با بیماری درگذشت، پیکرش طی مراسمی در حرم امام رضا به خاک سپرده شد.

این خاک‏سپاری حاشیه هایی داشت که به سمت همسرش، نمایندگی ولی فقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد و البته موقعیت دامادش، ابراهیم رییسی به عنوان تولیت آستان قدس رضوی مرتبط بود؛ خبرهایی درباره قیمت های بسیار بالای قبر در حرم امام رضا.

شاید یکی از دلایل اصلی انتشار این خبرها، شعارها و ادعاهای ابراهیم رییسی، دامادش در جریان انتخابات ریاست جمهوری و اظهاراتش در مناظره های انتخاباتی در مخالفت با فامیل بازی و رانت بود. با این همه، این فرزند کوچک احمد علم الهدی، یعنی ماجد بود که وظیفه پاسخ‏گویی را بر عهده گرفت و گفت: «آیت الله علم‌الهدی از حق دفن رایگان در صحن‌ آزادی حرم مطهر برخوردار بودند و حق خود را به همسر مکرمه و مرحوم‎شان اختصاص دادند. مدفن همسران بسیاری از علما ، فضلا وخدام در این مکان مقدس قرار دارد.

ماجد علم الهدی پدرش را دارای «سلوک ساده و مردمی» و دامادش، ابراهیم رییس را «قانون‏مدار» خواند و گفت: « این امری آشکار و زبان‎زد همگان است و با تحرک کور رسانه‌ای مخدوش نخواهد شد.»

No responses yet

Feb 28 2018

ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ وقتی اژدهای هفت‌سر فساد در منزل مسئولان کشور خانه دارد + سند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

مشرق: اگر مسئولان کشور از عاقبت غمناک کارخانه رشت الکتریک که با رانت به همسر برخی چهره‌های سیاسی واگذار شده بود درس می‌گرفتند این فاجعه تکرار نمی‌شد، اما… #خودمونی_سازی

طی روزهای اخیر بازهم ماجرای واگذاری مشکوک و پرابهام یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید محصولات الکتریکی در کشور سر زبان‌ها افتاد و داغ دل کارگران بیکار مانده آن را تازه کرد. کارخانه‌ای که روزی علاوه بر اینکه نیازهای کشور را تامین می‌کرد و نامی‌آشنا برای خود دست‌وپا کرده بود، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم اسباب تامین رزق و روزی هزاران نفر از مردم استان‌های شمالی کشور نیز شده بود. تا اینکه گروهی هوس کارخانه‌بازی به سرشان زد.

**ماجرای رشت الکتریک چیست؟

مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.

مالکان جدید کارخانه رشت الکتریک

براساس این سند، مالکان جدید شرکت رشت الکتریک کسانی نبودند جز خانم‌ها خیرالنساء عسگریان همسر غلامحسین کرباسچی، فاطمه صدیقیان همسر عبدالله نوری، گیتا شاه‌نواز همسر غلامرضا قبه و سوده جبلی دختر باجناق کرباسچی.

در واقع این ۴ خانم بر حسب ظاهر بدون اینکه هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته باشند، توانستند براساس ارتباطات خاص، یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌ها را با قدمت ۵۰ ساله با قیمت پایین و اقساط زیاد به چنگ آورند و شانس خود را در کارخانه داری بسنجند. طبق اسناد موجود از قرارداد، این کارخانه با ۱۲ هکتار زمین و تجهیزات و نیروی انسانی به قیمت ناچیز ۱ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی در اختیار خریداران قرار گرفت. در واقع همان روز  اگر تجهیزات کارخانه محاسبه میشد به همین میزان ارزشگذاری می شد.

تا اینجای کار هیچ تغییری در وضعیت کارخانه اتفاق نیفتاد اما از روزی که شرکت در اختیار این افراد قرار گرفت، نه کارخانه روی خوش به‌خود دید و نه کارگران.

**مخروبه‌ای که باقی‌ ماند

مدت زیادی نگذشته بود که خریداران علی‌رغم اینکه طبق ماده ۸ قرارداد فروش، به هیچ عنوان اجازه تعطیلی شرکت را نداشتند و مکلف بودند شرکت را به بهترین نحو ممکن در جهت افزایش تولید و بهره‌وری اداره کنند اما در عمل با فروش تجهیزات و ماشین‌آلات، علاوه بر اینکه بیکاری کارگران را آغاز کردند بلکه کارخانه را نیز به تعطیلی کشاندند. در واقع سرنوشت این کارخانه پس از واگذاری این بود که به جای توسعه تولید تمامی تجهیزات کارخانه فروخته و به تعطیلی کشیده شد.

ماده ۸ قرارداد اجازه تعطیلی کارخانه را نمیدهد

تعطیلی که از همان روزهای اول موجب شد کارگران بسیاری در اعتراض به عملکرد ضعیف این ۴ خانم رانت‌دار اعتراض کنند و پارچه نوشته‌هایی را در نشان دادن اعتراضشان بر در و دیوار کارخانه بزنند. “کارخانه ای که روزی محل تامین روزی آنان و خانواده‌هایشان بود و حالا نه تنها به ویرانه‌ای تبدیل شده بلکه حتی حق و حقوق باقی‌مانده کارگران را نیز تسویه نمی‌کند. و در این میان کارگرانی نیز بودند که مرگ زودتر به سراغشان آمد و در چشم‌انتظاری رسیدن به حق‌شان دنیا را ترک کردند.”

وضعیت فعلی کارخانه

حال اما پس از گذشت ۱۴ سال از زمان واگذاری کارخانه دوباره زمزمه‌هایی بر سر زبان‌ها افتاده که نشان از این دارد ۴ خانم مالک کارخانه که به خوبی موفق شدند آن را به تعطیلی بکشانند، در پی این هستند تا با واسطه‌گری و استفاده از رانت، زمین کارخانه را که به ویرانه‌ای تبدیل شده، با تعدادی خانه لوکس در شمال تهران تعویض نمایند و در واقع دوباره کارخانه را به دولت برگردانند. مسئله ای که نیاز است هرچه سریعتر نهادهای ناظر و بازرس و همچنین مسئولان وزارت‌خانه‌های ذیربط در خصوص آن اعلام نظر نمایند.

**عاقبت مکانیزم رانتی

رانت در هر جایی که باشد فسادزا ست و نتیجه ای جز تخریب و از بین رفتن دارایی و سرمایه کشور در پی ندارد. تجربه نشان داده است در زمنیه‌ خصوصی ‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، هرجا رانت و شائبه آن وجود داشته، نتیجه ای جز ضرر و زیان برای کشور به همراه نیاورده است.

در واقع اگر مسئولان به درستی از ماجرای واگذاری غیراصولی و رانتی شرکت رشت الکتریک درس می‌گرفتند و مایه عبرتشان می‌شد هیچگاه شاهد تکرار این فاجعه در واگذاری‌هایی همچون آلومینیوم المهدی و هرمزال و یا در همین اواخر واگذاری پالایشگاه کرمانشاه نبودیم.

تداوم این رویه غلط در تصمیم‌گیری مسئولان کشور نشان از این واقعیت دارد که عده ای یا براساس منافع شخصی و وحزبی و یا براثر جهل و نادانی خواسته یا ناخواسته در حال از بین بردن چرخ تولید در کشور هستند و رویای وابستگی ایران را در سر می‌پرورانند.
شاید در این میان مصوبه جدید مجلس شورای اسلامی در بررسی اموال مسئولان از ابتدای انقلاب تا کنون اگر بدرستی اجرا شود، علت واگذاری‌های برخی از شرکت ها به افراد خاص و نزدیکانشان و همچنین دارایی هزاران میلیارد تومانی برخی وزرا و مدیران فعلی و سابق کشور مشخص شود.

No responses yet

Feb 28 2018

امام جمعه یک شهر محروم ایران درباره خودرو چندصد میلیون تومانی خود توضیح داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفرانسه: امام جمعه ایلام در حال پیاده شدن از خودرو پرادو

انتشار جنجال‌برانگیز عکسی از امام جمعه ایلام در حال پیاده شدن از خودرو گران‌قیمت پرادو، موجب شد تا او با نوشتن نامه‌ای در این باره توضیح دهد.

محمدنقی لطفی، امام جمعه ایلام که نمایندگی آیت الله خامنه‌ای در استان ایلام را بر عهده دارد، در این نامه با ابراز تأسف از انتشار چنین عکسی، نوشت: “خودرو پرادو هم که تصویر آن در فضای مجازی منتشر شده است سالیان پیش توسط آخرین استاندار دولت اصلاحات برای دفتر امامت جمعه ایلام واگذار شده است.”

او مدعی شده که این خودرو گران قیمت، “صرفا در شرایط اضطراری و ضروری برای جابجایی برخی مهمانان و یا استثنائا در برخی سفرهای شهرستانی مورد استفاده قرار می گیرد.”

پیشتر روزنامه جوان نوشته بود که لطفی، در خطبه‌هاي نماز جمعه جملات تندي عليه معترضان به ماشين او گفت: «از بچه‌بازي‌هايتان دست برداريد»، «اهانت به جايگاه نماز جمعه، اهانت به رهبري و قابل پيگيري است» و «توصيه مي‌کنم به اين جايگاه که مين‌گذاري است، نزديک نشويد و چنانچه نزديک شويد، با مين به هلاکت خواهيد رسيد!»

پیشتر هادی لطفی، فرزند امام جمعه ایلام در دفاع از پدرش در صفحه اینستاگرام خود عکس‌هایی از خامنه‌ای و چند مقام دیگر جمهوری اسلامی همراه با خودروهای گران قیمتشان منتشر کرد و نوشت که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با “لندکروزِ” تردد میکند که “به مراتب قیمتش گرانتر از پرادوهای دفتر و سپاه نماینده ولی فقیه در استان ایلام” است.

در حالی که قیمت أنواع خودرو پرادو در ایران بین ۲۲۰ تا نزدیک به ۴۰۰ میلیون تومان اعلام شده، یگانه، رئیس دفتر امام جمعه ایلام نیز در مورد قیمت این خودرو گفت: «فکر می‌کنم ارزش این ماشین ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان باشد.»

استان ایلام در مجاورت مرز عراق، یکی از محروم‌ترین استان‌های ایران به شمار می‌رود که تجمعات چند ماه پیش در این استان در اعتراض به وضع بد اقتصادی، به خشونت کشیده شد.

No responses yet

Feb 26 2018

وزیر دفاع و سفره ۱۵میلیارد دلاری پتروشیمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: متولی طرح نگین مکران، «شرکت توسعه پتروشیمی نگین مکران» است که سال ۹۱ منطقه چابهار به ثبت رسیده است

۳۰دی ماه امسال وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در گفتگو با روزنامه ایران از پیگیری واگذاری بنگاه‌های اقتصادی در ارتش و سپاه خبر داد. خبری که بازتاب بسیار گسترده ای داشت، به خصوص اینکه امیر حاتمی گفته بود این دستور از سوی ستادکل نیروهای مسلح پیگیری می شود و تا پایان سال هم اجرایی می شود. او به فعالیت های وزارت دفاع هم اشاره کرد و گفت: «آن چیزی که حداقل در حوزه وزارت دفاع است و باید واگذار شود، عمدتاً مربوط به بازار سرمایه است که ما باید از مدیریت آنها خارج شویم.» نکته مهم حرف هایش اما این بود که سپاه و ارتش و وزارت دفاع از کارهای اقتصادی غیرمرتبط خارج می شوند.

درباره کارهای اقتصادی غیرمرتبط گمانه زنی بسیار شد ولی وزیر دفاع امروز به این گمانه زنی ها پاسخ شفاف تری داد و مشخص شد منظورش از کارهای مرتبط با وزارت دفاع و نیروهای مسلح چیست؛ سرمایه گذاری در پتروشیمی.

امیر حاتمی که به همایش سرمایه‌گذاری و توسعه پایدار سواحل مکران رفته بود، گفت: « این سواحل در دولت یازده و دوازده به اوج خود رسید و امروز کارهای قابل توجهی هم از سوی دولت و هم نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی در حال احداث است» و در این زمینه به «طرح نگین مکران» به عنوان که یکی از «مهمترین طرح‌های در دست اجرا» اشاره کرد.

متولی طرح نگین مکران، «شرکت توسعه پتروشیمی نگین مکران» است که سال ۹۱ منطقه چابهار به ثبت رسیده است. «این شرکت بعنوان متولی توسعه و ایجاد سومین قطب صنعت پتروشیمی کشور» محسوب می شود،‌ پروژه ای به ارزش ۱۵ میلیارد دلار. بخش مهم سهام این شرکت متعلق سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) است.

شرکت نگین مکران از ابتدای تاسیس حاشیه دار بود. حدفاصل آبان ۹۲ تا فروردین۹۳ محمدرضا نعمت زاده، وزیر وقت صنایع و معادن عضو هیات مدیره این شرکت بود و بعد از افشاگری های رسانه ای از این شرکت کنار رفت. در همین حال، مهرماه ۹۴ هم حسین دهقان، وزیر دفاع به همراه سه وزیر دیگر (اقتصاد، کار و صنعت) نامه ای به حسن روحانی نوشتند که یک درخواست مهم آنها قيمت خوراك گاز واحدهاي پتروشيمي بود، درخواستی که به شرکت توسعه نگین مکران هم ربط داشت. آنها طرح های متعددی در سواحل مکران داشتند و پایین بودن قمیت خوراک گاز کمک می کرد بتوانند در مرحله توسعه سود بیشتری داشته باشند؛ دلالی وزرا برای ساتا و شستان.

محمدرضا نعمت زاده هم کماکان دور و بر پروژه مکران می چرخد. او که اکنون مشاور صنعتی وزیر نفت شده و می گویند پدر پتروشیمی ایران است، آبان امسال همراه با ابراهیم محمودزاده، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح از شهرک پتروشیمی مکران که ۱۲۰۰ هکتار وسعت دارد، بازدید کرد و به رتق و فتق امور مشغول است.

شرکت نگین مکران طبق معمول از معافیت های مهمی هم برخوردار است. بر اساس گزارش روزنامه جهان صنعت، «معافیت ۲۰ تا ۲۵ درصدی نرخ خوراک به دلیل قرارگیری در منطقه آزاد و منطقه محروم»، «معافیت ۲۰ ساله مالیاتی به دلیل قرارگیری در منطقه آزاد» و «معافیت ۳۰درصدی نرخ خوراک مجتمع‌های دارای GTPP» از جمله امتیازهایی اعلام شده ای است که این شرکت دارد.

اما برگردیم به سرمایه گذار اصلی یعنی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح. طبق اساسنامه سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح که مجوز آیت الله خامنه ای را هم همراه دارد، این موسسه از ادغام سازمان بیمه و بازنشستگی ارتش، سپاه و نیروی انتظامی و سازمان خدمات درمانی نیروهای مسلح ایجاد شده است. در شورای عالی این سازمان وزیر دفاع به عنوان رئیس شورا فعال است و رییس ستاد کل نیروهای مسلح یا معاون وی، فرمانده کل ارتش یا معاون وی، فرمانده کل سپاه یا معاون وی، فرمانده نیروی انتظامی یا جانشین وی، وزیر رفاه و تأمین اجتماعی، وزیر بهداشت، وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز حضور دارند، یک ساختار کاملا دولتی و نظامی. احکام اعضای هیات مدیره هم توسط وزیر دفاع صادر می شود. این سازمان سرمایه گذاری ها را توسط شرکت سرمایه‌گذاری شستان انجام می دهد. حضور آنها در سال ۹۱ با مصوبه هیات وزیران دولت احمدی نژاد آغاز شد ولی در دولت روحانی هم ادامه یافت. مدیران این شرکت ها به طور طبیعی با نظر مقام های ارشد نظامی تعیین و منصوب می شوند ولی اسم شان را گذاشته اند بخش خصوصی.

سه عضو اصلی هیات مدیره شرکت شستان طبق آگهی مورخ ۱۲ مهرماه۹۵، عبارتند از نمایندگان صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح، شرکت توسعه نگین مکران و صندوق بیمه نیروهای مسلح. نکته جالب اینکه نماینده صندوق بیمه نیروهای مسلح کسی نیست جز غلامرضا کردزنگنه، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی. شبکه جذابی است، مقام های سابق دولتی به عنوان عضو هیات مدیره و مشاور به شرکت های وابسته به نهادهای نظامی و دولتی می روند و اسم خودشان را می گذارند بخش خصوصی و مقام های دولتی هم از حضور آنها در مهم ترین بخش های اقتصادی دفاع می کنند. در هیات مدیره شستان نام دو شرکت دیگر هم به چشم می خورد: «شرکت سرمایه گذاری مهرگان تامین پارس» و «شرکت سمت و سوی توسعه ایرانیان». اسامی این شرکت ها در نگاه اول فریبنده است ولی این شرکت ها هم متعلق به ساتا هستند و یک شبکه دومرحله ای سهامداری ایجاد شده تا همه بر سر یک سفره جمع شوند؛ سفره انقلاب.

No responses yet

Feb 15 2018

«جهان صنعت»عملکرد نهادی نوظهور را در بازار فیلم و سریال کشور بررسی می‌کند؛ سلطه موسسه اوج

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

جهان صنعت: صفحه پایان نامه: گروه فرهنگ- کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی در همه جای دنیا نبض سینما را در دست دارند. کمپانی‌های اسم و رسم‌داری که توانسته‌اند هنرهفتم را به معنای واقعی کلمه تبدیل به صنعت کنند و سود کلانی به جیب بزنند. نام‌های آشنایی که سال‌هاست در عرصه فیلمسازی فعالند و دیگر جایی برای نهادهای دولتی باقی نگذاشته‌اند. برادران وارنر، والت دیزنی، پارامونت پیکچرز و… تنها چند نمونه از کمپانی‌های فعال در بازار بزرگ و پرسود سینما هستند. در چند سال گذشته در کنار این نام‌ها شرکت‌های ساخت سریال نیز سربرآوردند و بازار دیگری به راه انداختند؛ بازاری مبتنی بر تلویزیون‌ها و کانال‌های خصوصی.
ممکن است این کمپانی‌ها حوزه فعالیت جداگانه‌ای داشته باشند اما در نکته‌ای مشترکند؛ سرمایه ابتدایی و مراودات مالی آنها تماما متکی به بخش خصوصی است.
سینمای ایران ذاتا سینمایی متکی به دولت است. دست مدیران دولتی در سالیان گذشته حتی در جهت‌گیری نوع فیلمنامه‌ها نیز آشکار است و تاثیر‌گذاری غیر قابل چشم‌پوشی دارد.
در این سیستم دولتی و وابسته گاهی چند شرکت فیلمسازی و کمپانی نه‌چندان بزرگ برای ورود به سینما و به طور کلی تولیدات تصویری آستین‌ها را بالا زده اما سر آخر آنطور که باید و شاید موفق نبوده است. اما استثنایی هم وجود دارد.
سازمان هنری رسانه‌ای اوج یک سازمان غیر‌دولتی است که در سال 1390 فعالیتش را آغاز کرد؛ سازمانی که توانست بعد از شش سال نبض تولیدات سینمایی ایران را در دست بگیرد و با تاسیس ده‌ها خانه و موسسه و سازمان کسب و کار عریض و طویلی راه اندازد.
راه‌اندازی هشتاد زیر مجموعه در شش سال
سازمان هنری رسانه‌ای اوج به عنوان یک سازمان غیردولتی در سال ۱۳۹۰ فعالیت هنری و رسانه‌ای خود را آغاز کرد. بنا به گفته احسان محمد حسنی مدیرعامل موسسه فرهنگی اوج با اینکه منبع تامین بودجه آن به درستی از سوی او عنوان نشده است، اما این سازمان یک تشکل مردم نهاد است و هزینه و اعتبارات تولیدات آن با حمایت همه دستگاه‌های دولتی و غیردولتی تامین می‌شود و مسوولیتی برای پشتیبانی شدن از هیچ نهادی ندارد و یک سازمان غیردولتی است .
از زمان شکل‌گیری این سازمان اهدافی توسط هیات موسس برای آن تبیین شد که بنا‌بر این اهداف قرار شد این سازمان، بستری برای شناسایی، آموزش و جهت‌دهی نیروهای مستعد انقلابی در عرصه‌های مختلف هنری و رسانه‌ای و نیز فراهم کردن زمینه تولید و توزیع محصولات هم‌سو با انقلاب اسلامی را ایجاد کند.
فعالیت‌های سازمان در قالب هفت زیرمجموعه با عنوان «خانه» معرفی و سامان‌دهی می‌شود. این خانه‌ها با عنوان‌هایی چون خانه طراحان مستند انقلاب اسلامی، خانه طراحان پویانمایی انقلاب اسلامی، خانه طراحان فیلم داستانی انقلاب اسلامی، خانه طراحان فیلم‌نامه‌نویسی انقلاب اسلامی، خانه طراحان طرح و گرافیک انقلاب اسلامی، خانه طراحان تبلیغات انقلاب اسلامی و همچنین شبکه افق در بسیاری از فعالیت‌های خود، وابسته به سازمان هنری رسانه‌ای اوج است و این سازمان بسیاری از محتوای این شبکه را تامین می‌کند.
به گفته احسان محمدحسنی طی شش سالی که از فعالیت سازمان هنری رسانه‌ای اوج می‌گذرد ۸۰ موسسه به عنوان زیرمجموعه‌های سازمان هنری رسانه‌ای اوج در داخل و خارج از کشور فعالیت می‌کنند. بیش از ۲۶۰۰ هنرمند در این مدت اثر تولید کرده‌اند و ۷۰۰ مستند در طول هر سال توسط خانه طراحان مستند ساخته می‌شود.
مرام‌نامه‌ای به دور از تشریفات
راهکار اول برای شناخت از مجموعه‌های مختلف رجوع به اساس‌نامه یا مرام‌نامه آن است. برای بهتر شناختن سازمان هنری‌رسانی اوج هم باید سری بزنیم به مرام‌نامه‌اش که در صفحه اول سایت موسسه منتشر شده است:
«فارغ از اینکه سازمان اوج در چه تاریخی تاسیس شده و موسسان آن‌چه اشخاصی بوده‌اند و صرفا مشخصات شناسنامه‌ای آن را بدانیم، شاید بهتر و مهم‌تر این باشد که ابتدا ماهیت و هویت این مجموعه معرفی و مرور شود.
اگر صحن و سرای نقلی و ساده این مجموعه هنری و تخصصی را یک خیمه بی‌تکلف و پر خروجی برای اهالی محله فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی در نظر بگیریم، چهارستونی که این خیمه بر آن استوار شده، در حقیقت بازوهای اصلیِ بقا و برپا ماندن آن هستند و یک ستون اصلی هم که در وسط این خیمه قرار گرفته. حالا می‌شود فهمید تولیدات و آثاری که از مدار سانتریفیوژهای این تشکل به عنوان محصول نهایی منتشر می‌شود، از دل این پنج رکن جوشیده است»
پنج رکنی که اوج به آن اشاره دارد عبارت است از خلوص، تجربه، برنامه‌ریزی، جوانگرایی و ولایت فقیه. در ادامه این مرامنامه وظایف موسسه اینطور توضیح داده شده است:
1- سیاستگذاری راهبردی در حوزه تولیدات هنری گفتمان انقلاب اسلامی
2-شناسایی و توانمندسازی موسسات یا استعدادهای جوان و خودجوش
3-سازماندهی و نهایتا سفارش 4- تولید محصولات حرفه‌ای
4- توزیع
5- نظارت و ارزیابی بر فعالیت‌های فوق
عدم شفافیت در دخل و خرج
همانطور که در مرامنامه موسسه آمده نه موسسان آن مشخص هستند و نه بودجه‌ای که به موسسه تزریق می‌شود. مسوولان سازمان رسانه‌ای اوج و در راس آن مدیر جوانش، یعنی محمدحسنی توضیحی در مورد چگونگی تامین هزینه‌های هنگفت مجموعه نداده است. در هیچ کجای سایت مجموعه نیز بیلان کاری دیده نمی‌شود. با توجه به محصولات پر خرج این موسسه تازه‌وارد باید میزان هزینه و نحوه ورود آن به بازار سینمایی مشخص باشد. اگر موسسه فرهنگی رسانه‌ای اوج، مردم‌نهاد است خوب است لیست کسانی که هزینه فعالیت‌های ریز و درشت مجموعه را تامین می‌کنند مشخص باشد تا شائبه‌ای رخ ندهد.
تتلو، بچرخ تا بچرخیم، صداقت آمریکایی و چند داستان دیگر
تولیدات سازمان هنری رسانه‌ای اوج پر سر و صدا شروع شد. تا روزی که تصویر امیر تتلو خواننده زیر‌زمینی و جنجالی این روزهای سیاست و موسیقی ایران روی ناو جنگی در خلیج‌فارس در فضای مجازی دست به دست نشده بود کسی باور نمی‌کرد او روزی پرچم‌دار فرهنگی جناح اصولگرا شود. اما اوج توانست او را سوار بر ناو جنگی در خلیج‌فارس جلوی دوربین ببرد و در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای ترانه‌ای در این مورد تولید کند.
اما فعالیت‌های فرهنگی این موسسه با طعم سیاسی به اینجا ختم نشد. در روزهایی که ظریف و یارانش در سوییس مشغول مذاکره و امتیازگیری از طرف‌های برجام بودند بیلبوردهای تبلیغاتی شهر تهران به یک باره رنگ عوض کردند. بیلبوردهایی با نام «صداقت آمریکایی» که برجام و مذاکره را هدف گرفته بود. این بیلبوردها محصول سازمان اوج بود. در آن زمان انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم» نیز با همین مضمون از صداوسیما پخش شد و سر و صدای زیادی به پا کرد.
حضور پر‌رنگ در جشنواره فجر
برخی اوج را عابر‌بانک سینمای ایران می‌دانند. تولیدات این موسسه نشان می‌دهد آنقدر سازندگان فیلم برای موسسه اهمیت ندارند و عده‌ای زیادی از سینماگران با دغده‌های فکری گوناگون با این موسسه همکاری کرده‌اند. اوج حضور اوج در بازار سینما در جشنواره سی‌و‌چهارم رخ داد. سال1394 این موسسه با فیلم‌های «فهرست مقدس»، «بادیگارد» و «ایستاده در غبار» در جشنواره سی‌و‌چهارم حضور داشت. جشنواره سال گذشته در بین فیلم‌هایش «ماجرای نیم روز» را از تولیدات اوج در زمان اکرانش داشت و امسال نیز سه فیلم از این موسسه توانست به رقابت سودای سیمرغ راه پیدا کند.
«به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و «سوءتفاهم» به کارگردانی محمدرضا معتمدی. دو فیلم اول به عنوان فیلم‌های دفاع مقدسی به جشنواره رسید و فیلم سوم تمی فلسفی داشت. در سینمای ایران رسم نیست هزینه ساخت فیلم‌ها اعلام شود اما با افزایش روز‌افزون هزینه تولید و پیش‌تولید فیلم‌ها با یک حساب سر‌انگشتی چیزی حدود 20 میلیارد تومان هزینه سه فیلمی است که اوج امسال در جشنواره داشت.
جشنواره عمار، جشنواره‌ای متبوع
جشنواره عمار به عنوان مرجعی جهت معرفی آثار ارزشی شناخته می‌شود. جشنواره‌ای که یکی از مهم‌ترین متفکرینش نادر طالب‌زاده است. کافی است به سایت موسسه اوج سری بزنید تا متوجه شوید گردانندگان این موسسه رابطه‌ای صمیمی با او دارند و به نوعی طالب‌زاده مرادشان است.
پس از جنجال‌های ایجاد شده بر سر داوری فیلم‌ها در جشنواره فجر سال گذشته و حواشی فیلم ماجرای نیمروز اهمیت جایزه عمار برای این طیف بیشتر شد. به همین دلیل بسیاری از آثار رسیده به این جشنواره ساخته و پرداخته اوج است.
ساخت 700 مستند در سال
احسان محمدحسنی، مسوول سازمان هنری رسانه‌ای اوج با اشاره به ساخت 700 مستند در سال توسط این موسسه توضیح داده است: «وی با اشاره به اینکه سازمان اوج در حوزه مستند نزدیک به ۷۰۰ اثر در سال تولید می‌کند، عنوان کرد: در حوزه مستند، بچه‌های انقلابی ما حرف اول را می‌زنند. در حوزه تحول در گرافیک، مجموعه خانه طراحان و مجموعه‌های مشابه به چرخه تولید رسیده‌اند. در حوزه موشن‌گرافیک دستاورد بزرگی برای هنر اسلامی محقق شده و آثار تولیدی از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود، در بخش تبلیغات محیطی علاوه بر تهران، جاده نجف به کربلا و بغداد به کربلا را پوشش می‌دهیم، جوانان خلاق در انیمیشن به چرخه تولید رسیده‌اند، در بخش مسابقه مستند هم اتفاقات خوبی افتاده است. بخش مسابقات در تلویزیون، مهجور واقع شده بود ولی توانستیم مسابقاتی مانند فرمانده و ضد‌گلوله را تولید کنیم. در بخش بین‌الملل هم اوج، تولید مشترک با فیلمسازان خارجی و حضور بین‌المللی داشته است و در حال حاضر ۴۰ شبکه برون‌مرزی از تولیدات ما استفاده می‌کنند، در حوزه کودک و نوجوان تمرکز بر تولید آثار موثر بوده ولی باید بگویم ما رقیب کانون یا صدا‌و‌سیما نیستیم بلکه رفیق و یار آنها هستیم.»
پایتخت، اطلس مال، اوج
اوج پس از حضور موثر در سینما به فکر ساخت سریال افتاد. یکی از شکارهای این موسسه ثروتمند سریال موفق «پایتخت» بود. قسمت سوم پایتخت که عید امسال از تلویزیون پخش می‌شود ساخته اوج است. همچنین سریال «آشوب» که در شبکه خانگی عرضه می‌شود با بودجه این سازمان ساخته شده است. «آسمان من» ساخته حمیدرضا آهنج نیز ساخته و پرداخته اوج بود. حالا خبر رسیده سیروس مقدم کارگردان پرکار تلویزیون بعد از ساخت پایتخت به سراغ سریال دیگری با نام «هنگام بیداری» می‌رود که باز هم سرمایه‌گذارش اوج است. «گیله‌وا»، «در میان خاکستر»، «سردلبران» از دیگر تولیدات این سازمان است. سریال‌هایی که عمدتا به موضوعات تاریخی می‌پردازند و به عنوان سریال‌های «الف ویژه» شناخته می‌شوند.
کلیپ، انیمیشن، فیلم کوتاه
فعالیت موسسه اوج همانطور که در مرامنامه‌اش توضیح داده شده ذیل هفت خانه تعریف می‌شود. در این بین مرکز ماوا با ساخت کلیپ‌های تصویری فعالیت بالاتری دارد. جالب است در بین خوانندگانی که با این موسسه کار کردند نام‌هایی مانند حامد زمانی تا رضا صادقی و احسان خواجه‌امیری و محسن چاووشی دیده می‌شود. حتی پرویز پرستویی هم چند دکلمه برای «خانه ماوا» تهیه کرده و در بین ترانه‌سرایان نام‌هایی مانند روزبه بمانی و یغما گلرویی دیده می‌شود.
خانه انیمیشن وابسته به موسسه اوج نیز فعالیت گسترده‌ای دارد و توانسته تا امروز تولیداتی را وارد بازار کند که مهم‌ترینش «فهرست مقدس» است.
مدیر سه شغله
تمام فعالیت‌های این موسسه عظیم فرهنگی زیر نظر احسان محمد‌حسنی است. جوانی سی و چند ساله که به غیر از مدیریت اوج، مدیر‌عامل بنیاد روایت فتح و همچنین بسیج هنرمندان نیز هست. البته او سه شغله بودن را قبول ندارد و معتقد است این امر برای جلوگیری از موازی‌کاری است. محمد‌حسینی در نشستی خبری در مورد فعالیت‌هایش اینطور توضیح داده است:
«مدیرعامل بنیاد روایت فتح تاکید کرد: برخی می‌گویند من مدیر سه شغله هستم اما این طور نیست. دلیل هم‌افزایی اوج، بنیاد روایت و بسیج هنرمندان این است که بتوانیم از امکانات‌مان استفاده کنیم و موازی‌کاری نکنیم. از همین رو بسیج هنرمندان هم تمرکز خود را بر جذب و شبکه‌سازی اصحاب هنر می‌گذارد. اوج نیز به خانواده هنرمندان انقلاب نزدیک می‌شود.»
حضور در فعالیت‌های هنری نه‌تنها جرم نیست بلکه کار پسندیده و درستی است در روزهایی که نبود سرمایه سینما و سریال و به طور کلی هنر ما را تضعیف کرده است ظهور موسسه‌ای قوی و دارای پشت وانه خبر خوبی است اما به شرط آنکه مبدا و تامین‌کننده هزینه‌ها روشن باشد.

No responses yet

Feb 11 2018

ساخت سونا و جکوزی در یکی از امامزاده‌های تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک نماینده مجلس ایران اعلام کرد که با بودجه شهرداری تهران و با هزینه ۲۵ میلیارد تومان، در «امامزاده قاضی صابر» در منطقه ده ونک تهران، سونا و جکوزی ساخته شده‌است.

قاسم میرزایی روز جمعه، ۲۰ بهمن، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت: «بنابر اسنادی که در گزارش شهردار فعلی تهران نیز آمده‌است، مبلغ ۲۵ میلیارد تومان از بودجه ۳۰ میلیاردی این پروژه، تخصیص یافته و مبلغ ۵ میلیارد تومان دیگر نیز برای تکمیل آن نیاز است».

آقای میرزایی پیش از این نیز بدون ذکر نام از ساخت سونا و جکوزی در یکی از امامزاده‌های تهران خبر داده بود.

پس از آن مسعود مهدوی‌پویا، مدیریت «امامزاده قاضی صابر» در مصاحبه با شماره روز پنج‌شنبه، ۱۹ بهمن، روزنامه ایران گفته بود: «این سونا و استخر در مجموعه فرهنگی جنب امامزاده ساخته شده‌است و تاکنون نزدیک به ۱۴ میلیارد تومان برای ساخت این پروژه هزینه کرده‌ایم که با توجه به ابعاد پروژه رقم قابل توجهی نیست».

وی در عین حال در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفته بود که برای ساخت استخر و سونا «۱۲۰ میلیون تومان» هزینه شده و برای ساخت تأسیسات دیگر از جمله پایگاه بسیج و آشپزخانه در مجموع حدود ۱۴ میلیارد تومان هزینه شده‌است.

پیش از این نیز کمک مالی شهرداری تهران به هیئت‌ها و نهادهای مذهبی خبرساز شده و براساس گزارش‌ها برخی از این کمک‌ها ادامه دارد.

در همین حال یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار، در دی‌ماه خبر داده بود که شهرداری تهران در دوره محمد علی نجفی یک و نیم میلیارد تومان به هیئت یک مداح مشهور کمک مالی کرده‌است.

وی گفته بود که شهرداری تهران در دوره محمد باقر قالیباف، سالانه ده‌ها میلیارد تومان کمک مالی به حسینیه‌ها و مساجد پرداخت کرده‌است.

پس از انتشار این سخنان، وب‌سایت انتخاب خبر داد که محمد علی نجفی، شهردار تهران، به معاونان مالی و شهرسازی خود دستور داده که در این باره گزارشی تهیه کنند.

عبدالحسین مختاباد، عضو شورای چهارم تهران نیز پیش از این گفته بود که شهرداری تهران تنها در قالب بن سالانه هشت میلیارد تومان به هیئت‌های مذهبی کمک می‌کند.

در ماه‌های گذشته نیز موضوع بودجه نهادهای مذهبی در بودجه سال ۹۷ خبرساز شده و اعتراض‌هایی را به دنبال داشت.

No responses yet

Feb 04 2018

سوال درباره “ارزهای سپاه” در دادگاه تجدید نظر بقایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: موضوع اصلی نخستین جلسه دادگاه تجدید نظر رسیدگی به پرونده بقایی به اتهام اختلاس میلیون‌ها یورو از سپاه اختصاص داشت. به گفته بقایی سپاه ادعا می‌کند این پول‌ها برای کمک به سران کشورهای آفریقایی به او داده شده است.

نخستین جلسه رسیدگی به اتهام‌های معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم در شعبه ۶۸ دادگاه تجدید نظر کیفری تهران عصر شنبه (۱۴ بهمن/ ۳ ژانویه) برگزار شد.

این دادگاه به صورت علنی برگزار شد اما به دلیل محدودیت مکانی خبرنگاران امکان حضور در آن را نیافتند. حمید بقایی پس از پایان این جلسه گفت درخواست کرده جلسه بعدی که روز سه‌شنبه برگزاری می‌شود در سالن بزرگتری تشکیل شود تا امکان شرکت خبرنگاران و علاقمندان در آن فراهم آید.

بقایی در جمع خبرنگاران گفت در جلسه نخست فقط درباره کلیات صحبت شده و افزود: «کلیات جلسه مربوط به اتهاماتی بود که قبلا هم می‌گفتند مثل اینکه سپاه پاسداران به تو ارز داده و تو آنها را “هاپولی” کردی.»

به گزارش خبرگزاری ایلنا، مهران عبدالله‌پور وکیل بقایی گفته است: «موضوع اتهامی که بررسی شد، اختلاس ارزهای منتسب به یکی از نهادهای انقلابی است که مدعی هستند این وجوه برای انجام کاری به آقای بقایی داده شده است.»

عبدالله‌پور ادعای مطرح شده‌ی این نهاد را “واهی” خوانده و می‌گوید برای اثبات این ادعا هیچ سند و مدرکی وجود ندارد و صرفا با شکایت شاکی مطرح شده است.

وکیل حمید بقایی می‌گوید موکلش به خاطر همین اتهام در دادگاه بدوی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. او ۲۷ دی ماه به خبرگزاری تسنیم گفته بود: «در این پرونده، هر آنچه در شکایت مطرح شده بود، در کیفرخواست دادستانی اعلام جرم شد و در دادگاه نیز عیناً با اشد مجازات، مورد حکم قرار گرفته است.»

معاون اجرایی سابق احمدی‌نژاد و وکیل او درباره جزئیات اتهام توضیح بیشتری نداده‌اند اما می‌گویند به نظر می‌رسد دفاعیات آنها دادگاه را متقاعد کرده است.

بیشتر بخوانید: بقایی به اژه‌ای: مرد باش و کل پرونده مرا منتشر کن!

حمید بقایی در یک گزارش ویدئویی که روزهای ابتدایی آذرماه در سایت دولت بهار، رسانه‌ی حامیان احمدی‌نژاد منتشر شد شرح مفصل‌تری درباره شکایت سپاه ارائه کرده است.

در این ویدئو حبیب‌الله جزء خراسانی، ذی‌حساب نهاد ریاست جمهوری در دولت دهم نیز حضور دارد. او، بقایی و علی اکبر جوانفکر ۲۴ آبان ماه برای اعتراض به “فشارها و رفتارهای ظالمانه دستگاه قضائی” به حرم عبدالعظیم حسنی پناه بردند.

“چندین میلیون یورو” برای سران آفریقایی؟

معاون سابق احمدی‌نژاد در ویدئوی یادشده می‌گوید در بند دوم کیفرخواست دادستانی علیه او و خراسانی، به اختلاس “چندین میلیون یورو و دلار از یکی از نهادهای انقلابی کشور” اشاره شده است.

بقایی افزود مطابق این کیفرخواست این نهاد انقلابی در ۱۴ مرداد سال ۹۲ و پایان دولت دهم “مبالغ زیادی” ارز برای کمک به سران کشورهای آفریقایی به او تحویل داده و ادعا می‌کند که او مرتکب اختلاس شده است.

معاون اجرایی رئیس دولت دهم در ادامه خاطر نشان می‌کند که اصولا پس از پایان دوره این دولت سپردن این ماموریت به او مبنایی ندارد و هیچ مدرک و سندی درباره این پرداخت ارائه نشده است.

خراسانی نیز در این ویدئو تاکید می‌کند که از طرفی تبادل پول بین نهادها و دستگاه‌های دولتی باید بر اساس یک درخواست و توافق‌نامه انجام شود و سند رد و بدل شدن پول موجود باشد. او همچنین تاکید می‌کند که بقایی در مرداد ماه ۹۲ هیچ سمت اجرایی نداشته و اگر سپاه پولی هم در اختیار او گذاشته باشد دچار تخلف شده است.

بیشتر بخوانید: دردسر اعتراف‌های رهبر حزب‌الله برای جمهوری اسلامی

بقایی همچنین گفته است که دستگاه قضائی به بهانه همین اتهام حکم به برگزاری غیرعلنی دادگاه داده است. این مسئله می‌تواند ابعاد تازه‌ای از اتهام‌هایی را که مبنی بر حمایت مالی از گروه‌های متهم به فعالیت تروریستی به جمهوری اسلامی وارد می‌شود آشکار کند.

دبیرکل حزب‌الله لبنان، حسن نصرالله تیرماه سال پیش که بحث تحریم بانک‌های لبنان به خاطر همکاری با این تشکل به وسیله آمریکا مطرح شد، تصریح کرد که حزب‌الله نیازی به ارتباط‌های بانکی ندارد زیرا پول مورد نیاز خود را از همان راه‌هایی از ایران دریافت می‌کند که تجهیزات نظامی مورد نیازش را.

No responses yet

Feb 04 2018

«مثلث فساد زلزله»؛ ماجرای سردار عبدالهی با استاندار کرمانشاه چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی


آمدنیوز: استاندار کرمانشاه که پیشتر با اتهام‌زنی به برخی از مردم زلزله‌زده این استان؛ عنوان کرده بود برخی زلزله‌زدگان کانکس می‌گیرند و در چادر تصاویر خود را منتشر می‌کنند! این روزها با همراهی و به تعبیری هم‌دستی با برخی از چهره‌های بدنام قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه از حق مردم زلزله‌زده مشغول درآمدزایی‌ست!

«هوشنگ بازوند» استاندار فعلی کرمانشاه، زمانی که استاندار لرستان بود، «غلامرضا عبداللهی» برادرِ فرمانده فعلی قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه را به عنوان مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری لرستان منصوب کرد و حالا نیز اخباری مبنی بر انتصاب «عبداللهی» مبنی بر تکرار همین انتصاب در استانداری کرمانشاه به «آمدنیوز» مخابره شده است.

هوشنگ بازوند شنبه گذشته (۷بهمن‌ماه) در نشست پیگیری مصوبات سفر «محمدباقر نوبخت» سخنگوی دولت دوازدهم به مناطق زلزله زده استان کرمانشاه گفته بود: «در جریان اسکان موقت، سه هزار و ۷۰۰ خانوار به جای کانکس وجه اجاره بها را دریافت کردند.» بازروند درحالی مدعی پرداخت کرایه به زلزله‌زدگان استان کرمانشاه شده است که اساسا بخش عمده‌ای از مردم کرمانشاه هنوز همان مبالغ ادعا شده را دریافت نکرده‌اند.

این در حالی‌ست که بر اساس اخبار رسیده از منابع موثق؛ با وجود دپوی تعداد قابل‌توجهی از کانکس‌های آماده بهره‌برداری در سرپل ذهاب، زلزله‌زدگان بسیاری در نوبت دریافت این کانکس‌ها که فقط برای شرایط اضطراری ساخته‌شده‌اند و کاربرد دیگری ندارند.

این منبع مطبع دلیل عدم تحویل این کانکس‌ها به زلزله‌‌زدگان را، منعقد شدن قراردادی فی‌مابین بنیاد مسکن و قرارگاه خاتم‌‌الانبیاء به فرماندهی سردار «عبادالله عبداللهی» با لابی‌گری استاندار کرمانشاه یعنی «هوشنگ بازوند» می‌داند که طی آن مقرر شده تا کانکس‌ها از یکسو به بهانه لیست بلندبالای متقاضیان پرداخت اجاره‌بها، و از سوی دیگر با مستمسک قرار دادن کمبود بودجه مصوب برای پرداخت اجاره‌بهای زلزله‌زدگان و درنهایت نیاز مبرم به تأمین این هزینه‌ها، به‌صورت آزاد و به قیمتی بسیار در بازار به فروش برسد.

البته پیش‌تر «احمد صفری» نماینده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از روند امداد رسانی به آسیب‌دیدگان ناشی از زلزله آذرماه در غرب کشور، گفته بود: «بنیاد مسکن به دنبال درآمدزایی از زلزله زدگان کرمانشاه است.»

بسیاری از روزنامه‌نگاران و البته مردم مناطق زلزله‌زده، معتقدند، مقصود نماینده کرمانشاه از «درآمدزایی» در اصل اشاره‌ای به تبانی مثلث فساد زلزله‌ کرمانشاه (سردار عبادالله عبدالهی، برادرش غلامرضا عبداللهی و هوشنگ بازوند) با یکدیگر برای درآمدزایی از حقوق مردم مظلوم کرمانشاه است.

No responses yet

Jan 25 2018

۱۵ هزار میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران گم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوزمانه: گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۵ بیانگر سرنوشت نامعلوم نزدیک به ۱۵ هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی ایران است.

حسن روحانی لایحه بودجه را به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی تحویل می‌دهد.

عادل آذر رئیس دیوان محاسبات جمهوری اسلامی چهارشنبه ۴ بهمن گفت شرکت‌های ملی نفت و گاز ایران حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان از منابع ناشی از فروش فرآورده‌های نفتی را به خزانه واریز نکرده‌اند.

برپایه گزارش دیوان محاسبات شرکت ملی گاز ۱۱ هزار و ۴۷۹ میلیارد تومان از درآمدهای حاصل از فروش گاز طبیعی داخلی با گذشت ده ماه از پایان سال هنوز به خزانه واریز نکرده است.

علاوه بر این شرکت ملی نفت نیز از واریز ۴ هزار و ۴۷۹ میلیارد تومان منابع حاصل از فروش خوراک به پتروشیمی‌ها خودداری کرده است.

در بخش دیگری از گزارش دیوان محاسبات مشخص شده که ۱ میلیارد و ۱۷۷ میلیون دلار از منابع تعهد شده به صندوق توسعه ملی سرنوشت نامشخصی دارد.

دولت جمهوری اسلامی در قانون بودجه سال ۱۳۹۵ پیش‌بینی کرده بود که هشت میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار از درآمدهای نفتی به صندوق توسعه ملی اختصاص یابد. گزارش دیوان محاسبات اما مبلغ واریزی به صندوق توسعه ملی در دو سال پیش را ۷ میلیارد و ۳۱۲ میلیون دلار اعلام کرده است.

این گزارش میزان مصرف از منابع صندوق ملی توسعه در سال ۱۳۹۵ را ۱۴ میلیارد و ۵۶۴ میلیون دلار گزارش کرد که دو برابر مبلغ واریز شده به این صندوق است.
کسری بودجه هدفمندی یارانه‌ها

دیوان محاسبات در بخش دیگری از این گزارش از تخلف دولت در هزینه و درآمد هدفمندی یارانه‌ها خبر داده است. برپایه این گزارش دولت برای تامین اعتبار یارانه‌های نقدی ۱۳ هزار و ۱۷۲ میلیارد تومان از منابع بودجه عمومی را هزینه کرده است.

درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی در قانون بودجه سال پیش ۴۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده بود که ۴۴ هزار و ۶۳۰ میلیارد تومان آن تحقق یافت.

این گزارش همچنین مشخص می‌کند که بر خلاف اظهارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سخنگوی دولت مبنی بر قطع یارانه نقدی بیش از سه میلیون نفر، تنها ۳۰۰ هزار و ۳۶ تن از فهرست یارانه نقدی حذف شده‌اند.

عدم تحقق کامل درآمدهای پیش‌بینی شده از محل افزایش قیمت حامل‌های انرژی مانع تامین اعتبار و پرداخت سهم بخش سلامت و تولید از درآمدهای حاصل از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها شده است. براساس قانون هدفمندی یارانه‌ها دولت موظف است که بخشی از درآمدهای حاصل از اجرای این قانون را به بخش سلامت و تولید اختصاص دهد.
شکست خصوصی‌سازی

دیوان محاسبات درآمد دولت از محل واگذاری شرکت‌های دولتی را ۷ هزار و ۸۶۲ میلیارد تومان اعلام کرد که کمتر از نصف درآمد پیش‌بینی شده در قانون بودجه سال ۱۳۹۵ است. درآمد حاصل از واگذاری شرکت‌های دولتی در بودجه سال قبل ۱۶ هزار و ۵۰ میلیارد تومان برآورد شده بود.

درآمد دولت از محل عرضه اوراق مشارکت و اسناد خزانه اسلامی نیز کمتر از میزان برآورد شده تحقق یافته است. از مبلغ ۴۰ هزار میلیارد تومان درآمد پیش‌بینی شده از این محل، ۲۴.۵ هزار میلیارد تومان محقق شده است.
۱۵۰۰ میلیارد تومان زیان شرکت‌های دولتی

بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان از منابع بودجه سال ۱۳۹۵ برای کمک به شرکت‌های دولتی زیان ده هزینه شده است.

دولت در قانون بودجه دو سال پیش ۶۵۲ هزار میلیارد تومان اعتبار به شرکت‌های دولتی اختصاص داد. بر اساس گزارش دیوان محاسبات ۷۵ درصد از این مبلغ در امور جاری این شرکت‌ها هزینه شده است.

برپایه این گزارش دولت جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۵، ۶۳ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشت و همین مسئله موجب عدم تخصیص کامل بودجه عمرانی شد. به گونه‌ای که تنها ۶۰ درصد از بودجه عمرانی پیش‌بینی شده پرداخت شد.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ایران گفته است که مجلس تخلف‌های بودجه را پیگیری خواهد کرد.

No responses yet

Jan 25 2018

گزارش تفریغ بودجه ۹۵ نشان داد وزارت نفت ۱۶ هزار میلیارد تومان از درآمدهای سال ۹۵ را به خزانه واریز نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خبرگزاری فارس: وزارت نفت ۱۶ هزار میلیارد تومان از درآمدهای سال ۹۵ را به خزانه واریز نکرد
خلاصه گزارش تفریغ بودجه ۹۵ نشان می‌دهد، وزارت نفت در مجموع ۱۶هزار میلیارد تومان از درآمدهای ناشی از فروش گاز و همچنین تحویل خوراک به شرکت‌های پتروشیمی در سال ۹۵ را به خزانه واریز نکرده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس بر اساس گزارش تفریغ بودجه سال 95 که صبح امروز در صحن علنی مجلس خلاصه آن قرائت شد، شرکت ملی گاز مبلغ 11 هزار و 479 میلیارد تومان از منابع حاصل از فروش داخلی گاز طبیعی در سال 95 را به حساب خزانه واریز نکرده است.

بر این اساس همچنین شرکت ملی نفت ایران مبلغ 4 هزار و 479 میلیارد تومان از وجوه واریزی توسط شرکت‌های پتروشیمی بابت ارزش خوراک دریافتی را به حساب خزانه‌داری کل کشور واریز نکرده است.

* بدهی 7 هزار 500 میلیارد تومانی پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها به شرکت ملی نفت

بر اساس این گزارش شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران از مجموع ارزش نقدی خوراک دریافتی از شرکت ملی ایران 7 هزار و 202 میلیارد تومان بدهکار است.

بر این اساس همچنین شرکت‌های پتروشیمی از مجموع ارزش نقدی خوراک دریافتی از شرکت ملی نفت، با احتساب وصولی‌های سال 1396 بابت مانده تسویه‌نشده ارزش خوراک دریافتی سال 95، 266 میلیارد تومان بدهکار هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .