اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Apr 03 2017

صادق لاریجانی: کسانی که واجد شرایط نیستند، اصلا در انتخابات شرکت نکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، روز دوشنبه ۱۴ فروردین،‌ از کسانی که به گفته او،«خود را واجد شرایط» ذکر شده در قانون اساسی نمی دانند، خواست که «اصلاً» در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت سال جاری نامزد نشوند و از شورای نگهبان نیز خواست که درباره تائید صلاحیت نامزدها به « مُرّ قانون» عمل کند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، وابسته به رادیو و تلویزیون دولتی ایران، آیت الله لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی ایران گفت که وظیفه همه نامزدها و هواداران آنها در انتخابات پیش رو «رعایت اصول اخلاقی است».

وی اضافه کرد:«اگر کسانی خودشان را واجد شرایط مذکور در قانون اساسی نمی دانند اصلاً برای نامزدی اقدام نکنند».

رئیس قوه قضائیه همچنین گفت که «توقع ما» از شورای نگهبان این است که در بررسی صلاحیت نامزدها «همچون گذشته براساس مُرّ قانون اساسی عمل کند».

در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران صدها تن نامزد می شوند اما معمولا صلاحیت کمتر از ۱۰ تن تائید می شود.

درانتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نیز به جز صدها تن از چهره های ناشناس، حدود ۴۰ چهره سرشناس سیاسی از جمله تعدادی از نمایندگان مجلس و وزرای سابق، نامزد شدند که در نهایت، صلاحیت هفت تن تائید شد.

پیش از این،‌ به نوشته هفته نامه «مثلث»، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، درباره احتمال رد صلاحیت حسن روحانی، نیز گفته است که صلاحیت رئیس جمهور محدود به چهارسال است و او برای دوره بعدی باید دوباره تائید صلاحیت شود.

عباسعلی کدخدایی روز ۱۵ دی ۹۵ نیز گفته بود که این شورا همواره صلاحیت رؤسای جمهوری «مستقر» را نیز در دوره دوم نامزدی آنان بررسی می‌کند و «هیچ تضمینی» نیست که رئیس‌جمهور «مستقر» دوباره تأیید صلاحیت شود.

۱۰ روز پس از این سخنان نجات‌الله ابراهیمیان، دیگر عضو شورای نگهبان، گفت که از نظر حقوقی فرقی میان رئیس‌جمهور و دیگران نیست، و ممکن است صلاحیت رئیس‌جمهور هم رد شود.

در واکنش، برخی چهره‌های اصلاح‌طلب از جمله فیض‌الله عرب ‌سرخی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، هدف از مطرح شدن این بحث را «تضعیف روحیه اصلاح‌طلبان» دانستند.

سخنگوی شورای نگهبان همچنین در مصاحبه با هفته نامه مثلث گفته بود که دستور رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر نامزد نشدن محمود احمدی نژاد به اطرافیان او «تسری» داده نمی شود و صلاحیت آنها « در چارچوب وضعیت خودشان» بررسی خواهد شد.

حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری، که برای انتخابات اردیبهشت ماه اعلام نامزدی کرده است، در خرداد ۹۴ به اتهام «اختلاس» بازداشت و در دی ماه همان سال آزاد شد.

درهمین حال، برخی از چهره های سیاسی از جمله مصطفی تاج زاده، عضو حزب جبهه مشارکت، پیش بینی کرده اند که آقای بقایی رد صلاحیت خواهد شد.

در مقابل، محمود احمدی‌نژاد در بیانیه‌ای ضمن حمایت از نامزدی حمید بقایی گفته که «مصمم» است «وظایف سیاسی و اجتماعی خود» را به گونه‌ای انجام دهد که برخلاف سال ۹۲ «افراد صالح» از «دایره انتخاب» حذف نشوند.

درهمین حال، خبرگزاری ایلنا روز دوشنبه خبر داد که قرار است آقای احمدی نژاد، مصاحبه مطبوعاتی برگزار کند اما زمان این مصاحبه هنوز مشخص نشده است.

درهفته های گذشته، سخنان و اقدامات محمود احمدی نژاد در کنار اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی، اعتراض برخی از اصولگرایان و همچنین اعضای دولت حسن روحانی را به دنبال داشته است.

درهمین حال، روزنامه جمهوری اسلامی روز دوشنبه در مطلبی از این سه تن به عنوان «ماجراجویان سال جدید» نام برد و نوشت: «سخنان عوام فریبانه رئیس‌جمهور سابق و به استهزا گرفتن شیوه زمامداری در کشور و پیش از آن، نامه هدفمند یار غار او به رهبر جریان اصلاحات و درخواست تلویحی برای اتحاد در برابر اصول گرایان و بعضی سخنان دیگر در فضای مجازی، از فتنه جدیدی خبر می‌دهد که ناکارآمد جلوه دادن عملکرد دولت‌های منتسب به چپ و راست» را نشانه رفته است.

چندی قبل، ‌اسفندیار رحیم مشایی در نامه ای به محمد خاتمی، ‌رئیس جمهوری پیشین ایران، از حملات و انتقادهای چهره های شاخص وابسته به جریان اصلاحات انتقاد کرده بود.

در روزهای گذشته، سخنرانی محمود احمدی نژاد در اهواز نیز اعتراض هایی را به دنبال داشته است.

او روز دوم فروردین در یک سخنرانی گفت: «کسانی که فکر می کنند ملت نمی‌فهمند، نفهم‌ترین افراد روی زمین هستند. این چه سلطنتی است که در وجود بعضی‌ها پیدا شده،… بسیج شدید تا به ملت بگویید یارانه‌ها بد است و انجام ندهید؟ ۹۷ درصد چیزی را می‌خواهند، تو چرا خلاف ملتی؟ ۸۰ میلیون نفر نمی‌فهمند، تو می‌فهمی، همین ملت تو را بالا آورد».

در حالی که برخی از نزدیکان رئیس جمهوری سابق ایران از جمله علی‌اکبر جوانفکر مخاطب این سخنان را حسن روحانی دانسته‌اند، برخی از چهره های اصولگرا از جمله محسن رضایی، مخاطب این سخنان را رهبر جمهوری اسلامی می دانند.

در این میان،‌ آقای احمدی نژاد در مصاحبه‌ با خبرنگار خبرگزاری «افه» اسپانیا از ارائه پاسخ صریح در مورد برداشت‌ها از سخنرانی اخیرش در اهواز خودداری کرد.

No responses yet

Mar 30 2017

احمدی‌نژاد؛ «داغی بر پیشانی» رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: ارکان قدرت در جمهوری اسلامی از سه پایگاه اجتماعی شکل گرفته است: بازاریان، سپاهیان و روحانیان. این سه به ترتیب نماد زر، زور و تزویر هستند. محمود احمدی‌نژاد در حالی به سطح یکی از مقامات عالی جمهوری اسلامی ارتقا داده شد که از اساس فاقد حتی یکی از این سه پایگاه اجتماعی بود. او تنها به لطف تعارض دو جریان اصلی حاکمیت در انتخابات ۸۴ قرعه به نامش افتاد تا با تقلب به ریاست دولت برگزیده شود.

در تمام سال‌های ریاست احمدی‌نژاد به جز دو سال پایانی که او آشکارا از رهبر شنوایی نداشت، مورد حمایت آیت‌الله خامنه‌ای بود. حمایت آشکار خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در پی انتخابات ۸۸ بر همه روشن است.او گفت که نظرش به احمدی‌نژاد نزدیک تر است تا نظرش به رفسنجانی. خامنه‌ای در روز پایانی دولت نهم و دهم (۲۳ تیر ۹۲)، دولت احمدی‌نژاد را به پاس «تحمل کار شبانه روزی»، شایسته «خدا قوت» گفتن دانسته و گفته بود: «آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول «خداقوّتى» است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان داديد، يعنى ديده شد، احساس شد.»

احمدی‌نژاد در چهار سال اول محبوب خامنه‌ای بود. در اواخر چهار سال دوم مغضوب خامنه‌ای شد (از جمله با مخالفت خامنه‌ای برای معاون اولی مشایی و یا ابقا وزیر اطلاعات که احمدی‌نژاد عزل کرده بود) ولی طنز تاریخ است که عزیز دُردانه رهبر که روزگاری خامنه‌ای همه حیثیت خود را پای او خرج کرد اینک مطرود رهبر است.

به دنبال خیز دوباره احمدی‌نژاد برای کرسی ریاست جمهوری، خامنه‌ای یک بار خصوصی و بار دیگر علنی او را از از این اقدام بازداشت. او گفت که این اقدام احمدی‌نژاد موجب دو قطبی شدن انتخابات می شود. اگر تذکر خصوصی خامنه‌ای کارگر افتاده بود او نیازی به علنی کردن آن نداشت. اما، سرپیچی ها (بخوانید دهن کجی های) احمدی‌نژاد از رهبری که دوست پنجاه ساله خود (رفسنجانی) را در برابر عموم مردم وانهاد تا از احمدی‌نژاد حمایت کند، به درجه ای از تمرد رسید که خامنه‌ای ناگزیر شد مخالفت خود با نامزدی دوباره احمدی‌نژاد را علنی کند. مشابه این اقدام هنگامی رخ داد که خامنه‌ای در نامه ای خصوصی مخالفت خود با معاون اولی مشایی را به احمدی‌نژاد کتبا تذکر داد ولی از آنجایی که احمدی‌نژاد بر سرپیچی ( بخوانید دهن کجی) از فرمان رهبر اصرار داشت، نامه خامنه‌ای به احمدی‌نژاد علنی شد و او ناگزیر از معاون اولی مشایی صرف نظر کرد.

از دستبوسی تا دهن‌کجی به رهبر

در دوران نقاهت پس از عمل جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در حالی که بسیاری برای عیادت او به بیمارستان می رفتند، از حضور محمد خاتمی برای عیادت از خامنه‌ای ممانعت به عمل آمد. اما محمد خاتمی (مغضوب خامنه‌ای امروز) با تعمد بر حفظ جایگاه رهبری، با ارسال نامه ای آرزوی سلامتی و بهبودی برای کرد.

طرفه حکایتی است که فردی همچون احمدی‌نژاد که در آغاز با دستبوسی رهبر جایگاه خود را در نظام تثبیت کرد و در پایان «خدا قوت» او شنید، در دهن کجی به رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر چنان اصرار می ورزد که به رغم ممنوعیت خودش، حمید بقایی را نامزد کرده و تمامی فعالیت های تبلیغاتی را، اما، این بار برای بقایی انجام می دهد. او گفته که این بار نخواهد گذاشت همچون سال ۹۲ که مشایی رد صلاحیت شد، تیغ رد صلاحیت بقایی را از حضور در انتخابات باز دارد. (با توجه به پرونده مفاسدی که برای بقایی گشوده است و با توجه به مخالفت خامنه‌ای با طیف احمدی‌نژاد موسوم به «جریان انحرافی» اگر بقایی بخواهد از رد صلاحیت گذر کند، ناگزیر باید انتظار داشت که احمدی‌نژاد از طریق تهدید به افشاگری سران نظام، از رد صلاحیت بقایی جلوگیری به عمل آورد.)

آنچه مهم است اینکه احمدی‌نژاد برای بار دیگر مایل است سرپیچی از فرمان خامنه‌ای مبنی بر عدم ورورد به انتخابات را علنی کند. چه نامزدی احمدی‌نژاد و چه حمایت او از نامزد دیگر از نگاه خامنه‌ای انتخابات را به انتخاباتی دو قطبی (احمدی‌نژاد-غیر احمدی‌نژاد) تبدیل خواهد کرد. گو اینکه چنین وضعیتی مطلوب خامنه‌ای نیست ولی از قضا مطلوب احمدی‌نژاد است. او با این اقدام می خواهد به مخالفانش در درون حاکمیت از صدر تا ذیل بفهماند که همچنان قدرت جریان‌سازی در کشور دارد. اما، واقعیت چیست؟

احمدی‌نژاد تنهاتر از همیشه

گفته شد که احمدی‌نژاد فاقد پایگاه اجتماعی در میان بازاریان، سپاهیان و روحانیان است. افزون بر این او به رغم یدک کشیدن عنوان «دکتر» چنان فاقد بضاعت علمی است که خبری مبنی بر فعالیت‌های علمی- دانشگاهی‌اش به گوش نمی‌رسد. «دانشگاه ایرانیان» که او در صدد راه اندازی آن بود در نطفه خفه شد. بر خلاف او، محمد خاتمی حتی پس از پایان ریاست جمهوری اش مدعو مجامع خارجی است. اندیشه «گفتگوی تمدن‌ها»ی او همچنان دستمایه فعالیت‌های اوست.

چه انتظاری از رییس دولتی که در طول هشت سال ریاستش یک بار به سفر دوجانبه اروپایی دعوت نشد و هیچ رهبر اروپایی نیز به دیدار او در تهران نیامد. او فقط راه کاراکاس را بلد بود و نیویورک را که آنهم برای صندلی‌های خالی سخنرانی می کرد.

اما، در وصف تنهایی احمدی‌نژاد همین بس که اینک از مجموع صدها تن از وزیران و معاونان و همراهان دولت نهم و دهم احمدی‌نژاد اینک کمتر کسی را می توان یافت که هنوز گرد او باشند. برای مثال صادق محصولی یار میلیاردر او (وزیر کشور)، کامران باقری لنکرانی و مرضیه وحید دستجردی (وزیران بهداشت)، محسنی اژه ای و مصلحی (وزیران اطلاعات)، منوچهر متکی و علی اکبر صالحی (وزیران خارجه) و بسیاری دیگر اگر امروز در طیف دشمنان قسم خورده احمدی‌نژاد نباشند یا در کنار او نیستند یا به جبهه پایداری و جمنا (جمعیت مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) پیوسته اند. در این میان، مرتضی آقا تهرانی (معلم اخلاق در کابینه احمدی‌نژاد) نیز به کلی از احمدی‌نژاد فاصله گرفته است.

به بیان ساده تر اگر بخواهیم بدانیم از خیل بسیار مدیران و همراهان احمدی‌نژاد کدامیک باقی مانده اند همین بس که ببینم اینک کدامیک حاضر به حمایت از او هستند. تا اینجا گویا جز مثلث احمدی‌نژاد-مشایی- بقایی چیز بیشتری باقی نمانده است.

بنگرید وضعیت بر طیف احمدی‌نژاد تا کجا تنگ آمده که مشایی (عقل منفصل احمدی‌نژاد) طی نامه ای دست دوستی به سوی خاتمی دراز کرده است. اما، خود احمدی‌نژاد از فردای ریاست جمهوری اش جز یک صندلی در مجمع تشخیص مصلحت چیز دیگری ندارد. این در حالی است که دیگر روسای جمهور (به استثنای بنی صدر و رجایی) یکی همچون خامنه‌ای به رهبری رسید ویکی همچون رفسنجانی و خاتمی همچنان در سپهر سیاسی ایران و حتی تا اندازه ای در فراتر از مرزهای ایران نقش آفرینی داشتند.

احمدی‌نژاد داغی بر پیشانی رهبر

احمدی‌نژاد گفته است که مانع رد صلاحیت بقایی خواهد شد. اما، با پرونده فسادی که بقایی دارد و انتساب او به «جریان انحرافی» چگونه احمدی‌نژاد می تواند مانع رد صلاحیت بقایی شود؟

قابل پیش بینی است که این آرزو در مجاری قانونی جمهوری اسلامی که شخصیت هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی را رد صلاحیت کرده، نامتصور است. این هدف احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت تنها از یک راه ممکن است: به چالش کشیدن شخص رهبر.

از قضا اخیراً احمدی‌نژاد در یک سخنرانی تبلیغاتی به نفع بقایی سخنان را بر زبان آورده که اگر منصفانه بنگریم ممکن است مخاطبی جز خامنه‌ای نداشته باشد. او گفته که: «بذارید حرف دل مردم ایران را بزنم! هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند؛ خودش نفهمه!…این چه استکباریه؟ این چه «سلطنتیه» پیدا شده است؟…اصلاً تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری، رفتی اون بالا نشستی؟!…بابا ملت «انقلاب» کرد که دیگه این آدمها را نبینه! وگرنه اون قبلی [اشاره به شاه] که بود.»

این سخنان اگر حتی حمله به روحانی باشد (که از محتوای سخن این فهمیده نمی شود)، سخنان دو پهلویی است که می تواند مخاطبش خامنه‌ای نیز باشد. احمدی‌نژاد تعمداً از صنعت ادبی ایهام استفاده کرده است. افزون بر اینکه او در صدد برنیامده از ایهام سخن خود که خامنه‌ای را هم شامل می شود، فاصله بگیرد. علاوه بر اینکه چنین رفتاری در حمله او به «برادران قاچاقچی» (اشاره به سپاهیان)، برادران لاریجانی، رفسنجانی، ناطق نوری و… پیشنیه دارد.

مهم این نیست که احمدی‌نژاد بگوید مخاطبش خامنه‌ای نبود مهم این است که او بی پروا جانب «احترام» رهبر را نگه نمی دارد وقتی از او می خواهد مشارکت فعال در انتخابات نداشته باشد ولی او سرپیچی (بخوانید دهن کجی) می کند.

در یک کلام رابطه خامنه‌ای – احمدی‌نژاد را می توان چنین خلاصه کرد که خامنه‌ای در حمایت از او همه سرمایه خود را مصروف کرد ولی احمدی‌نژاد در نقض احترام رهبر جمهوری اسلامی آشکارا تعمد دارد. احمدی‌نژاد هچون داغی بر پیشانی رهبری است که از دستبوسی او آغاز کرد و تا دهن کجی به او پیش رفته است.

No responses yet

Mar 30 2017

وزیر صنعت تلویحاً سپاه پاسداران را عامل اصلی قاچاق در ایران معرفی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت دولت یازدهم در گفتگو با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفته است که اغلب بیکاران کشور جوان و تحصیل کرده هستند. او بانک ها، نظام مالیاتی، تأمین اجتماعی و مهمتر از همه قاچاق کالا را از موانع تولید و اشتغال در ایران دانست و گفت : اگر چه بر اساس گزارش ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، روند قاچاق کالا در کشور رو به کاهش است، اما، مقدار آن همچنان زیاد است. محمدرضا نعمت زاده تصریح کرد که فقط از طریق لنج ها در آبهای جنوبی کشور سالانه بین ٣ تا ٤ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می شود.

وزیر صنعت خواستار مبارزه با قاچاق کالا در مبادی ورودی کشور از جمله در مبادی رسمی شد و افزود : قطعاً مقدار زیادی کالا از طریق مناطق آزاد اقتصادی نیز به کشور قاچاق می شود. وزیر صنعت توضیحی در مورد چگونگی مبارزه با قاچاق کالا در مبادی ورودی و رسمی کشور نداد، هر چند پیشنهاد او تلویحاً سپاه پاسداران را مسئول عمدۀ قاچاق کالا در ایران معرفی می کند. زیرا، کلیه مبادی ورودی کشور اعم از فرودگاه ها و مرزهای آبی و زمینی در کنترل نیروهای مسلح به ویژه سپاه پاسداران ایران است و سپاه پاسداران از جمله صاحبان اصلی ثروتمندترین بنیادها و نهادهای انحصاری از جمله قرارگاه خاتم الانبیا است که همگی زیر نظر شخص رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، عمل می کنند.

بیش از۴۰ درصد اقتصاد ایران در اختیار بنیادها و نهادهایی است که یک ریال مالیات نمی پردازند و با اتکاء به رانت قدرت کلیه طرح های ملی و عمرانی را به طور انحصاری تصاحب می کنند.

No responses yet

Mar 30 2017

«اسکله‌های نامرئی» سپاه، مانع اصلی تحقق «اقتصاد مقاومتی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


آمدنیوز: پنج تن از اصولگرایان طی نامه‌ای، سخنان رهبری مبنی بر منع واردات را، به فتوای «تحریم تنباکوی میرزای شیرازی» تشبیه کردند!

به‌گزارش «آمدنیوز»، در حالی‌که اسکله‌های غیرقانونی و غیرمجاز کشور در دست سپاه پاسداران و بنیادهای تحت نظر رهبری است و از این اسکله‌ها برای کالای قاچاق انبوه به کشور استفاده می‌شود، پنج‌ تن از اصولگرایان تندرو، طی نامه‌ای به حسن روحانی و علی لاریجانی، سخنان رهبری درباره حرمت واردات کالاهایی که در داخل کشور تولید می‌شود را «یک الزام شرعی» نامیدند.

«علیرضا زاکانی»، «پرویز داوودی»، «حسین صمصامی»، «عطاءالله رفیعی» و «یاسر جبرائیلی» در بخشی از نامه‌ی خود خطاب به روسای دو قوه مجریه و مقننه با اشاره به صدور فتوای تحریم تنباکو توسط «میرزای شیرازی» آن را فتوای اقتصادی، حکم شرعی بی‌سابقه‌ای دانستند که برای صیانت از اقتصاد کشور اسلامی صادر شد.

آنها در این نامه مدعی شده‌اند: «همان‌گونه در زمان صدور فتوای آیت‌الله شیرازی، مردم و حتی زنان حرم‌سرا غیرتمندانه به اجرای آن مبادرت ورزیدند، امروز بر همه امت اسلام اجرای این حکم آیت‌الله خامنه‌ای واجب است.»

با وجودی‌که می‌توان این نامه واکنشی به سخنرانی نوروزی آیت‌الله خامنه‌ای در اعتراض به واردات بی‌رویه کالاهای خارجی دانست، نویسندگان در متن نامه خود ننوشته‌اند مقصودشان از فتوای رهبری مشخصا چیست و مهم‌تر از همه اساسا نمی‌توان جز سخنرانی سه‌سال پیش رهبری در آذربایجان هیچ گفتار یا نوشتاری در سایت رهبر جمهوری اسلامی ایران یافت که در آن با ادبیات فتاوای دینی و سیاسی به تحریم یا تحدید مصرف کالاهای خارجی تاکید شده باشد.

از این حیث تنها گفتار موجود با محتوای فتواگونه رهبری را دیدار سه‌سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای با مردم آذربایجان است که در آن رهبر جمهوری‌اسلامی ایران برنامه‌ریزی مناسب برای استفاده حداکثری از ظرفیت‌ها و منابع داخلی را یکی از راه‌های برون رفت از مشکلات اقتصادی برشمرده و تأکید کرده بود: «مردم و همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاه‌های دولتی، باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.»

فارغ از اینکه مشخص نیست چرا این نامه و فتوا خواندن اعتراض رهبری به واردات کالاهای خارجی مصداق متنی تاریخ‌مند ندارد و آخرین سخنان رهبری با ادبیاتی نزدیک به فتاوای شرعی درباره کالاهای خارجی مربوط به سه سال پیش است، این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای نیز در حالی بیان شده که بخش اعظم واردات کشور به صورت قاچاق، از طریق اسکله‌های غیرقانونی تحت اختیار نهادهای تحت امر و زیرنظر رهبری صورت می‌گیرد.

در بررسی تاریخچه پرداختن رسانه‌های رسمی به موضوع واردات کالاهای خارجی، نخستین‌بار خبرگزاری‌ ایسنا، در گزارشی که در سال ۱۳۹۰ با عنوان «اسکله‌های دردسرساز» منتشر کرد، نام ۸۰ اسکله غیرمجاز در استان‌های هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، خوزستان و مازندران فاش شده که استان هرمزگان با داشتن ۴۰ اسکله غیرمجاز، بیشترین سهم این آمار را دارد. سپاه پاسداران از این اسکله‌ها به عنوان مکانی برای «صادرات و واردات غیر مجاز» و تولید «پول‌های کثیف» استفاده می‌کند.

البته نخستین‌بار بحث «اسکله‌های غیرقانونی»، در اواخر دهه ۷۰ در مجلس جمهوری اسلامی و توسط «مهدی کروبی» مطرح شد. رئیس مجلس ششم، با «نامرئی» خواندن این اسکله‌ها، با اشاره به نقش سپاه پاسداران در انتخابات گفته بود: «ما پول از اسکله‌های نامرئی نداشتیم، پول قاچاق نداشتیم، در کار بازرگانی شکر نبودیم، اما طرف‌داران من جان خود را فدا کردند. ما ماه‌ها رنج کشیدیم و در دو یا سه جبهه جنگیدیم تا انتخاباتی شرافتمندانه داشته باشیم.» در همان زمان «محمدعلی مشفق»، مشاور کروبی، انگشت خود را به سوی «شصت اسکله‌ی نامرئی بدون کنترل گمرکی» برد و گفت: «۶۰ درصد محصولات وارداتی کشور از این اسکله‌های نامرئی وارد می‌شوند.»

پس از آن محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی مشهور خود گفت: رقم قاچاق کالا «یه‌قرون، دوزار نیست». آقای احمدی‌نژاد با اشاره به ۲ هزار میلیارد تومان هزینه مصرف سیگار در ایران گفته بود: «این رقم، همه قاچاقچی‌های درجه يک دنيا را به طمع می‌اندازد، چه برسد به برادران قاچاقچی خودمان.» اشاره احمدی‌نژاد از بیان عبارت «برادران قاچاقچی» به سرداران سپاه پاسدhران باز می‌گشت.

چندی قبل نیز حسن روحانی رئیس دولت تدبیر و امید در نخستین جلسه هیئت دولت در سال ۱۳۹۶ با بیان این‌که مبارزه با قاچاق باید از مرز آغاز شود، گفت: هر کالایی توسط بخش دولتی، بخش عمومی، خصوصی و نظامی وارد کشور می‌شود، گمرک ما باید نظارت داشته باشد، ما باید بر همه نظارت داشته باشیم، ما باید با دستگاه‌های مدرن نظارت کنیم و ببینیم که در داخل کانتینرها چه هست و چه کالاهایی وارد کشور می‌شود و چه کالاهایی از کشور خارج می‌شود. نظارت کالاها در مرز کمک می‌کند که کشور ما از خطرات به دور باشد و تولید نیز رونق بیابد.»

به نظر می‌رسد با توجه به اعتراض سه مقام پیشین و کنونی ارشد کشور، این پنج‌ اصولگرا باید به موضوع «اسکله‌های غیرقانونی» و «نامرئی» سپاه پاسداران و نهادهای نظامی بیشتر توجه می‌کردند؛ اسکله‌هایی که در دست نهاد نظامی متبوع آنان است و به محلی برای نابودی تولیدات کارخانجات کشور تبدیل شده است.

علی طیب‌نیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت روحانی، روز ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ با حضور در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت: «در هشت ماه سال ۹۵ میزان کشفیات قاچاق کالا ۱۱۷ درصد رشد داشته است.»

همه این داده‌های اطلاعاتی درباره قاچاق کالا توسط نهادهای تحت‌امر و زیرنظر رهبری و اشاره‌های گاه مستقیم برخی مسئولان به این نهادها، هنوز کسی از آیت‌الله خامنه‌ای نخواسته تا به جای توصیه‌های شعاری، پوپولستی و فرمان‌های بیهوده از بالا، به نهادهای تحت امر خود دستور دهد تا واردات کالاهای قاچاق را – که حجم آن در سال دست‌کم ۲۲ میلیارد دلار است – متوقف کنند تا شاید از این راه نهادهایی که به‌غیر از رهبری به کسی پاسخ‌گو نیستند نیز برای تحقق فرمان اقتصاد مقاومتی رهبری اقدام عملی کنند.

No responses yet

Mar 28 2017

باند لاریجانی چطور رحمت الله حافظی را حذف کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: رحمت الله حافظی را سال ۸۷ در کیش دیدم. با خانواده آمده بود و مهمان مرکز توسعه سلامت کیش هم شده بود. مشاور آن مرکز بودم. ظهر روزی گرم رفتیم پارک دلفین ها. از رقص دلفین ها خوشش أمد ولی موزیک تند، شل حجابی و رقص یواشکی برخی زنان، اخمش را برانگیخت؛ یک اصولگرای معمولی.

او خیلی کم و آرام حرف می زند، منتها زودجوش است و وقتی خشمش با نگاه خاص و لهجه اصفهانی اش ترکیب می شود، آدم تازه ای می شود. کلا هم اهل واکنش و جنگ و دعواست. سر همین جنگ و واکنش ها بود که گفت کسالت دارم و از معاونت وزارت بهداشت دولت دوم احمدی نژاد رفت، سال ۸۸. حافظی در دولت اول احمدی نژاد و وزارت لنکرانی، آدم خیلی پرنفوذی بود ولی وقتی مرضیه وحیددستجردی دست و بالش را بست و باقر لاریجانی همه کاره شد، حافظی ترجیح داد از وزارت بهداشت برود.

مدتی بعد کسالت حافظی خوب شد و رییس سازمان تامین اجتماعی شد. آنجا هم جنگ عظیم بود بین دو طایفه احمدی نژادی، حافظی طبقه هشتم ریاست می کرد، علی ذبیحی، طبقه نهم. آن روزها صادق محصولی پشت حافظی بود و او رییس ماند. دوران ریاست او پر از تنش بود، به ویژه با وزارت بهداشت و مرضیه وحید دستجردی. همزمان تلاش مجلس برای تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی، میدان جنگ جدیدی باز کرد. دعوای او و مجلس بالا گرفت. مجلسی ها که معتقد به وقوع فساد عظیم مالی در سازمان های زیرمجموعه حافظی بودند، گفتند او را به قوه قضاییه معرفی می کنیم. ائتلاف وزارت بهداشت و مجلس در نهایت زورش رسید و پیش از اینکه عمر ریاست حافظی به ۲ سال برسد، او را از تامین اجتماعی برداشتند، به اصرار مرضیه وحید دستجردی، بهمن ۹۰. البته در آن گفته می شد وزیر رفاه او را در یک معامله پنهانی برداشت تا مجلس بی خیال تحقیق و تفحص شود ولی هرچه بود، رفتنش سبب شد خیال طیفی راحت شود.

از بهمن ۹۰ تا اردیبهشت ۹۲ حافظی در حاشیه بود. وقت شوراهای شهر او همراه با جمعی از احمدی نژادی های سابق مثل حسن بیادی وارد گود شد و در لیست آبادگران قرار گرفت، یک لیست کاملا اصولگرایانه که از نزدیکان قالیباف تا مدیران احمدی نژاد در آن جاخوش کرده بودند. او در لیست جبهه پایداری / حامیان سعید جلیلی هم نامش بود ولی احمدی نژادی ها نامش را در لیست نگذاشتند.

حافظی در انتخابات رای آورد و عضو شورای چهارم شد. در نخستین ماه های کاری از عملکرد قالیباف حمایت کرد ولی او گزینه اش برای شهردارشدن نبود. جبهه پایداری دنبال شهردارشدن علی نیکزاد یا رستم قاسمی بودند و حتی تمایل داشتند با کمک آنها اصلاح طلبی مانند بیطرف شهردار شود ولی قالیباف شهردار نشود. اصلاح طلبان به این معامله تن ندادند و بر شهردارشدن محسن هاشمی اصرار کردند، حافظی هم به ناچار با چشم پوشی از مخالفت خود شد و سمت قالیباف ایستاد تا محسن هاشمی شهردار نشود.

با این حال معلوم بود که آب او و قالیباف در یک جوب نمی رود و از اسفند ۹۲ مقابل شهردار تهران ایستاد، نخستین بار سر بودجه شهرداری. او مفاسد بودجه را فاش کرد و علیرضا دبیر که آن وقت سمت قالیباف ایستاده بود، به او کنایه زد: «دوران بگم بگم تمام شده، ۸سال پدر مردم را با بگم بگم درآوردید.» کنایه دبیر اما حافظی را ساکت نکرد و آنقدر بگم بگم کرد تا پدر قالیباف را درآورد.

اردیبهشت ۹۳، حافظی طرح سوال از قالیباف را به نیت استیضاح شهردار تهران کلید زد، با این حال در جلسه اردیبهشت ۹۳ معلوم نشد چرا او با وجود اینکه از پاسخ قالیباف قانع نشد، گفت: «اغماض می کنم تا فرصتی برای اصلاح امور برای شهردار تهران فراهم شود.» این دومین اغماض حافظی در برابر قالیباف بود.

از تابستان ۹۳ جدال حافظی و قالیباف وارد مرحله تازه ای شد. او که دنبال تاسیس دادگاه ویژه تخلفات برای شهرداری بود، خود به رسانه ای برای افشای تخلفات و فساد شد، از فروش زمین ۱۶هزار متری قیطریه به یک آقازاده تا تخلفات پرونده ۵۰۰ میلیارد تومانی بوستان مادر و یا پرونده ۴۰۰ میلیارد تومانی اراضی عباس آباد که در هر دو مورد، پای سپاه در میان بود.

از همین ایام او مقابل مهدی چمران، رییس شورای شهر هم ایستاد. چمران به طور معمول به لاپوشانی و مخفی کاری فساد شهرداری مشغول بود و حافظی معترض او. حافظی در این دوران به نسخه کامل اسناد حسابرسی سال های مختلف شهرداری به ویژه گزارش سال ۹۲ دست یافته بود و در هر مصاحبه و جلسه، یک فساد تازه می گذاشت روی میز جلسات شورا. مرحله تازه زندگی سیاسی حافظی البته دشوارتر بود، افشای هر پرونده فساد پای یک آقازاده یا نهاد را به بازی باز می کرد و حلقه دشمنان او را وسیع تر و بیشتر.

به همین دلیل بود که خبرگزاری فارس وارد میدان شد و پرونده فساد مدیریتی حافظی در فروش سهام پالایشگاه اصفهان در سال ۸۷ را رو کرد و محسن پیرهادی، عضو شورا از حقوق های نجومی در هیات مدیره هلدینگ سیمان در زمان مدیریت حافظی در تامین اجتماعی گفت. دیگر رسانه های نزدیک به سپاه هم می نوشتند همه تب و تاب حافظی برای انتخابات است، چون می داند از اردوگاه اصولگرایان رانده شده، ژست ضدفساد و ضد قالیباف گرفته تا در لیستی جا خوش کند. ماه های پایانی ۹۵ جنگ حافظی و قالیباف به اوج رسید. حافظی گفت ترافیک تهران، مصنوعی و انتخاباتی است، قالیباف تلویحا گفت حافظی انسان نیست و قافیه به تنگ آمده که چنین می گوید، حافظی هم جمله مشهور میرحسین موسوی را خطاب به شهردار تهران گفت: «ادب مرد به ز دولت اوست»، اندکی بعد هم پرونده فساد استخدام نجومی را علنی کرد که پای صدها آقازاده دیگر در میان بود.

در کشاکش این جنگ سخت، وقتی حافظی در شورای شهر تنها و نومید شد، اندک اندک دست به دامن مجلس شد تا از شهرداری تهران تحقیق و تفحص کند. رویایی که در ماجرای املاک نجومی با لابی قالیباف در مجلس و همکاری علی لاریجانی ناکام ماند و نمایندگان نزدیک به قالیباف و لاریجانی تهدیدش کردند که پرونده مفتوح فساد اقتصادی دارد. این سومین بار بود که حافظی از باند لاریجانی شکست می خورد، بار اول در وزارت بهداشت با محوریت باقر لاریجانی، بار دوم در سازمان تامین اجتماعی با محوریت مرضیه وحید دستجردی و بار سوم در مجلس با محوریت علی لاریجانی.

پس از این شکست، آینده سیاسی حافظی مشخص نیست. او این روزها با محمود صادقی می چرخد، علی مطهری شورا خوانده شد و شاید اصلاح طلبان یا دولتی ها با وجود اینکه می دانند جنس سیاسی حافظی با آنها جور نیست، بخواهند او را در تیم شان داشته باشند، حافظی علیه دولت احمدی نژاد موضع سیاسی خاص یا تندی نگرفته ولی از همان زمان که احمدی نژاد بین او و دستجردی، دستجردی را انتخاب کرد، میلی به آنها نشان نداده است. از طیف لاریجانی ها و اصولگرایان میانه رو دلش خون است و ممکن است تیم سعید جلیلی دوست داشته باشند جذبش کنند.

حافظی در شورا خواست مستقل باشد، از همه طرف خورد، از ثبت نام برای انتخابات شوراهای پنجم خودداری کرد، خسته و زخمی رفت خانه، کنار همسر بیمارش نشست. رحمت الله حافظی نمونه خوبی برای مطالعه سرنوشت مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی است، مبارزه ای که علیه فساد نیست، علیه نظام است، این را قطعا رحمت الله حافظی بر زبان نخواهد آورد ولی «چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است».

No responses yet

Mar 28 2017

سورپرایز ۹۶: اعلام نامزدی مهدی خزعلی برای انتخابات ریاست جمهوری / حسین علیزاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نگام: در اقدامی برای بسیاری غیرمترقبه مهدی خزعلی در مصاحبه با یک تلویزیون اینترنتی نامزدی خود را برای ریاست جمهوری سال ۹۶ اعلام کرد. به طور قطع می توان باور داشت که نفس اعلام کاندیداتوری او (صرف نظر از این که به کجا بیانجامد) آرایش انتخابات پیش رو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به بیان دیگر، مهدی خزعلی به دلایل عدیده، این ظرفیت را دارد که یک تنه به “چهره ای جریان ساز” نه صرفاً در انتخابات ۹۶ بلکه در سپهر سیاسی ایران تبدیل شود. به عبارت دیگر، اگر اینک در سپهر سیاسی ایران جریان های اصلی درون نظام به دو دسته اصلاحطلب و اصولگرا تقسیم می شوند، مهدی خزعلی با اشراف بر هر دو این جریان ها از ظرفیتی برخوردار است که “جریان سومی” را رقم بزند.

از رصد کردن کنش های سیاسی مهدی خزعلی در سال های اخیر از جمله حمایت او از روحانی در انتخابات ۹۲، اصرار او بر مشارکت فعال در انتخابات ۹۴، انتقاد صریح از سردار سلیمانی به عنون اصلی ترین چهره ای که در اقدامی مغایر منافع ملی پای ایران را به حضور نظامی در سوریه کشاند، بیانیه اخیرش در فراخوان جهت “حضور نیافتن” در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رویکرد انتقادی از انفعال روحانی در ۴ سال ریاست جمهوری اش به ویژه در پرونده حصر رهبران سبز، افشاگری در مورد به قتل رسیدن هاشمی رفسنجانی و… می توان دریافت که او و جمع همفکرانش برای خود یک برنامه کار سیاسی تعریف شده تا انتخابات ۱۴۰۰ در نظر دارند.

مهدی خزعلی کیست؟

“آقازاده” لقبی است که در ادبیات سیاسی پس از انقلاب باب شد تا به طعنه به فرزندان مقامات ارشد نظام اشاره داشته باشد که از رانت خانوادگی به پول و قدرت و اعتبار دست یافته اند. مهدی خزعلی گرچه فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی (متوفای ۱۳۹۴)عضو خبرگان و شورای نگهبان است، اما، سهمش از سفره انقلاب بارها زندان و ضرب و شتم بوده است. او چشم پزشک، مدیر انتشارات حیّان (ناشر کتاب های پزشکی) و بنیان‌گذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. در سال های اخیر، او “سرای قلم” را به عنوان مرکزی برای تضارب آراء مختلف راه اندازی کرده است.

یکی از مهم ترین بارزه مهدی خزعلی جرأت او برای مصاحبه کردن از درون ایران با رسانه های خارج از کشور است. با توجه به تسلط او به مبانی سیاست داخلی جمهوری اسلامی و همچنین مبانی عقیدتی و فکری شیعه، مصاحبه های او با صدای امریکا و بی بی سی و رادیو فردا با تِم سیاسی فراتر رفته حتی با شبکه تلویزیونی کلمه (صدای اهل سنت که با بحث های چالشی اش علیه مبانی شیعه اعتراض شدید روحانیان را درآورده) وارد مناظره های عقیدتی شده است.

اما، مهم ترین برجستگی که از سال ها پیش موجب شد نام مهدی خزعلی بر سر زبان ها بیافتد اختلاف دیدگاه او با پدرش بود. آیت الله خزعلی را می توان یکی از محافظه کارترین روحانیان دانست که در قوام بخشیدن به شاکله کنونی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیت الله خمینی و خامنه ای نقش بسزایی ایفا کرد. وی از حامیان احمدی نژاد و سپس سعید جلیلی در انتخابات ۸۴ و ۹۲ بود. وی احمدی نژاد را «مورد تأیید و موافقت امام غایب» می دانست. در مقابل مهدی خزعلی از آغاز ریاست احمدی نژاد وی را فردی مبتلا به “اختلالات روانی” توصیف کرده بود.

به رغم تمام احترام و ادبی که مهدی خزعلی همواره برای پدرش قائل بود، مشی و منش سیاسی پدر و پسر از زمین تا آسمان متفاوت بود. برای درک شکافی که بین این پدر و پسر به وجود آمد و در گذر زمان به ویژه پس از انتخابات ۸۸، ژرف تر شد همین بس که پدرش در نامه ای از او اعلام برائت نمود. آیت الله خزعلی در این نامه نوشت:«مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته. هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند… دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم…ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست… خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس جمهور و مسلمین عزیز را از “شر او” مصون و محفوظ بفرماید.»

فاصله گرفتن چنان استوانه ای در جمهوری اسلامی از پسرش آن شد که که مهدی خزعلی چندبار به زندان بیافتد و در اعتصاب غذا تا آستانه مرگ پیش برود. او ساز مخالف خود با پدر را “جهاد” در مسئله “رفع ظلم و استبداد” اعلام کرد.

مهدی خزعلی کنشگری آگاه به زوایای نظام

چنانچه دانسته شد مهدی خزعلی (۱۳۴۴) پرورش یافته در خانواده ای سیاسی- مذهبی است. پدرش از ارکان مهم نظام جمهوری اسلامی بود. دروس حوزه و دنشگاه را تا مدارج بالا فراگرفته است. او در اشاره به سوابق حضورش درسخت ترین جبهه های جنگ ۸ ساله خودش را “بسیجی خیبر” توصیف می کند. از همین رو، ارتباط تنگاتنگی با بدنه سپاهیان و بسیجیان منتقد در درون این دو نهاد مهم دارد که منابع دسترسی او به بسیاری از زوایای پنهان نظام هستند.

همچنین ژرفای شناسایی او از ارکان نظام تا حد همسایگی دیوار به دیوار با منزل احمد جنتی و خاطرات رسوا کننده از آن دوران جنتی می رسد. بسیاری از رجال سیاسی جمهوری اسلامی را با جزئیات زندگی شخصی شان از جمله منابع درآمد آنان می شناسد. سخنور و صریح اللهجه است. از جمله همین صراحت لهجه و فاش گویی او برخی را وا داشته او را سوپاپ اطمینان نظام بدانند که هر از چندگاه انتقادی روانه حاکمیت کند.

از جمله انتقادات صریح او، نامه معروفش به علی خامنه ای است که با طعنه ای تلخ نوشت:«چرا نرمش قهرمانانه را از دوستان انقلاب دریغ می کنید؟»

بازخوانی فرازهایی از نامه خطاب به «مقام محترم رهبری جناب آقای [نه آیت الله] خامنه ای» خالی از لطف نیست. او می نویسد:«سلام نمی گویم، چرا که جواب سلامم را در گذشته نداده اید… بی پرده می گویم:”جناب آقای خامنه ای ،همه دین گریزی و دین ستیزی جوان امروز را به پای شما می گذارند، آبرویی برای اسلام نمانده است… مرجعیت شیعه آزرده است، روحانیت همراه نیست، علما درد دلشان را با ما می گویند، طلبه جوان سرشار از خشم است و همه از ترس داغ و درفش لب فرو بسته اند، می دانند هر که بنویسد یا لب بگشاید، سرش بر دار کنند… از احمدی نژاد نوشتم، از او دفاع کردید، از مرتضوی گفتم، از او حمایت کردید! حال بفرمایید بصیرت کدام یک بیشتر است؟ هشت سال پیش نوشتم که او سرزمین سوخته ای تحویل ما می دهد و چنین شد و امروزهرزه علف های او را درو می کنید… شما که در برابر بیگانگان تن به نرمش قهرمانانه دادید، چرا این نرمش را از دوستان انقلاب دریغ می فرمایید؟»

سورپرایز مهدی خزعلی

در پی آخرین زندان که به بهانه فراخوان برای حضور نیافتن در راهپیمایی ۲۲ بهمن صورت گرفت و به دنبال اعتصاب غذایی که منجر به آزادی او شد، مهدی خزعلی به دوستان نزدیکش گفته بود که “سورپرایزی” در راه خواهد بود. اینک او خود را نامزد انتخابات کرده است. با این اقدام، وی نه تنها در برابر اصولگرایان ایستاده که از آن مهم تر در برابر روحانی ایستاده است.

او دستآورد روحانی را جز در پرونده هسته ای ناچیز می داند. در ارزیابی او، روحانی می خواهد تا برای چهار سال دیگر رأی سبز مردم را در سبد خود بریزد و آخرش چیزی مضحکی به نام “منشور شهروندی” را تحویل مردم دهد. خزعلی معتقد است روحانی در مساله حصر رهبران سبز کاهلی کرده است. او به رغم تمجید از چند چهره خدوم دولت روحانی، کارنامه جنایت امثال پور محمدی (وزیر دادگستری) را مایه ننگ دولت روحانی دانسته است.

پرش چهار گام

از رصد کردن فعالیت های مهدی خزعلی می توان دریافت که او “پرش چهار گام” را در دستور کار سیاسی دارد. این چهار گام عبارتند از:

گام یکم؛ تغییر فاز کشور با دعوت از رفسنجانی در انتخابات ۹۲ که منتهی به سرکار آمدن روحانی شد.

گام دوم؛ تغییر فاز وضعیت مجلس با شعار “مشارکت در انتخابات ۹۴ حتی با تک رأی به علی مطهری”.

گام سوم؛ مشارکت فعال در انتخابات ۹۶ با هدف رأی آوردن خودش یا متعهد کردن روحانی به وعده هایش.

گام چهارم؛ تغییر فاز کلی نظام با انتخابات ۱۴۰۰ به ریاست جمهوری خودش یا یکی از نزدیکانش.

رد صلاحیت

با اعلام نامزدی خزعلی بسیاری از معادلات انتخابات دستخوش تحول می شود. در نظامی که در آن چهره هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی رد صلاحیت شده اند، امکان رد صلاحیت مهدی خزعلی نیز محتمل است. اما، در عین حال در نظامی که ناگزیر است در برابر فشارها خزعلی را از حبس آزاد کند، امکان تأیید صلاحیت او نیز نامحتمل نیست. تردیدی نیست که مهدی خزعلی از عقبه ای بلند در درون بسیج و سپاه و روحانیان خاموش و به ویژه در جنبش سبز برخوردار است. نامزدی خزعلی (حتی در فرض رد صلاحیت) بیش از آنکه چالشی برای اصولگرایان باشد چالشی برای روحانی است. اگر رد صلاحیت شود دستکم با روحانی اتمام حجت کرده و اگر تأیید صلاحیت شود می توان معتقد بود که حمایت شمار زیادی از بدنه جنبش سبز را همراه داشته باشد.

No responses yet

Mar 28 2017

چرخشی مهم در راه است: پشت پرده سکوتِ انتخاباتی آیت‌الله مصباح و شاگردان

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پویش: سکوت سنگین جبهه پایداری بسیار سوال برانگیز شده است. آنها به صورت عجیبی حرف می زنند و کاملا با چراغ های خاموش حرکت می کنند.

سکوت سنگین جبهه پایداری بسیار سوال برانگیز شده است. آنها به صورت عجیبی حرف می زنند و کاملا با چراغ های خاموش حرکت می کنند.

به گزارش نامه نیوز ، این برای گروهی که همیشه به رقم تعداد اندک و پشتوانه رای کم صدای بلندی داشت حتما محل توجه و تحلیل است. نگاهی به انتخابات سال 92 نشان می دهد که آنها چگونه با تبلیغات سنگین ابتدا باقری لنکرانی را نامزد خود معرفی کردند و بعد از آن که مطلع شدند شورای نگهبان رقبتی برای تایید او ندارد سعیدجلیلی را به عنوان فرد مورد نظر خود معرفی کردند . همان زمان حتی آیت الله مصباح یزدی نیز به صراحت وارد مقوله انتخابات شد و یکبار گفت:« من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شده اند جناب آقای دکتر لنکرانی ‏اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد. برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند ولی ‏بینی و بین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم.» و البته طولی نکشید که این سخن به سخنی اینچنین تبدیل شد: « بعد از آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما تشخیص دادند که اصلح آقای جلیلی است.»

آیت الله مصباح یزدی در آن دوره هم همه کار کرد. از تکلیف می گفت و دلخوش بود به رای آوری کسی که شبیه ترین فرد بود به محمود احمدی نژاد. همانی شده بود که آیت الله مصباح می خواست. جلیلی اما شکست خورد . او که مصداق تکلیف گرایی آیت الله بود هم ائتلاف اصولگرایان را بر هم زد و هم موجب رشد آرا حسن روحانی در انتخابات شده بود. چه اینکه برخی حتی تحلیل می کردند درصدی از مردم که قصد رای دادن هم نداشتند برای رییس جمهور نشدن جلیلی پای صندوق ها آمدند.آیت الله مصباح یزدی اما به فاصله چند روز بعد از آن شکست حرف های مهمی زد. نکاتی گفت که از آینده سیاست ورزی اش حکایت داشت . او گفت :« یا اینکه فردی با کمترین امکانات و هزینه‌ها، رأیی نزدیک به کسانی بیاورد که میلیاردها خرج کردند، تأثیر نیست؟ مخصوصا اینکه تنها همین چند روز کار شد و اگر مدت بیشتری با این اخلاص و جدیت کار می‌شد، نتیجه کیفی کار نیز بالاتر بود. پس نمی‌توان گفت این کارها اثری ندارد و تکلیف از ما ساقط است، و اگر از حالا برای 4 سال بعد فکر کنیم تأثیر آن چندین برابر خواهد شد.»

به محمد باقرقالیباف نامزد اول اصولگرایان طعنه زد و از یارانش خواست از همین راهی که آمده اند سیاست ورزی خودشان را دنبال کنند تا 4 سال بعد یعنی همین اردیبهشتی که از راه می رسد گزینه خودشان را به پاستور برسانند .آیت الله مصباح گفته بود :« عده‌ای رأی آوری را از مهمترین ویژگی‌های اصلح عنوان می‌کنند. از طرف دیگر اگر کسی رأی آورد که او را اصلح نمی‌دانیم، وظیفه ما چیست، آیا باید تسلیم وی شویم یا تحمل کنیم یا برخورد کنیم؟ چرا که تکلیف هرچند به خاطر مصالح واقعی است و برای تحقق امور مطلوب است، اما اینکه تا چه میزان این مطلوب، محقق شود، به اراده ما نیست، بلکه به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیار ماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد، تابع اراده ما نیست. لذا همواره باید ببینیم که تکلیفی متوجه ما هست یا خیر؟»

این بار اما دو روایت از آیت الله منتشر شده است . یک روایت می گوید او در دیدار با فرستادگان جمنا از تشکیل چنین ائتلافی حمایت کرده و گفته است که همیشه امیدوار بوده چنین حرکتی شکل بگیرد . یک روایت دیگر البته رسمی و در قالب خبر منتشر شده که موضع آیت الله را در قبال ائتلاف اصولگرایان نمایان کرده است . آنجا که او در دیدار با موتلفه ای ها گفته است :« هر گاه تشخیص بدهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، اگر رسید به جایی که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب، سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرار نیست از اول فاسد را ترویج کنم؛ در صورتی می‌توانم رأی بدهم که بینی و بین الله بدانم بین افراد، فردی اصلح است؛ به قول کسی هم نمی توانم اعتماد کنم و هیچ ائتلافی هم نمی پذیرم، چون این امور شوخی بردار نیست و باید روزی پاسخ آن را در برابر خدا بدهم؛ آری؛ رفت و آمد، بحث و گفتگو با دوستان گرامی را با کمال میل انجام می‌دهم، اما نمی‌توانم به کسی قولی بدهم که از فلانی حمایت می‌کنم؛ چون حجتی پیش خدا ندارم. » او مشخصا گفته ائتلاف را نمی پذیرم .
یاران آیت الله در پایداری هم چیزی بروز نمی دهند . سوال مهم این است آنها چه در سر دارند که بخشی از بدنه خود را در تیم انتخاباتی سید ابراهیم رییسی مشغول به کار کرده اند و بخش دیگرش را به ستاد سعید جلیلی فرستاده اند . شاید این تعبیر چندان بی راه نیست که آنها منتظر چرخش نهایی سیب درخت سیاست هستند . می خواهند چرخش خود را با همین چرخش هماهنگ کنند . پس فعلا حرکت با چراغ خاموش دستور تشکیلاتی است ؛ کدام گزینه می تواند نامزد نهایی آنها باشد ؟

No responses yet

Mar 28 2017

حزب‌الله تبدیل به آدمک‌های داستان جورج اورول شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: سعید زیباکلام٬ فعال سیاسی محافظه‌کارو برادر صادق زیباکلام با انتشار یادداشتی اعلام کرد که نیرو‌‌های انقلابی و حزب‌الله در جمهوری اسلامی به «آدمک‌‌های داستان ۱۹۸۴ جورج اورول» تبدیل شده‌اند.

زیباکلام در این یادداشت موارد بسیار تندی را مطرح کرده که در نوع خود کم‌سابقه است.

متن کامل این یادداشت:

برادران و خواهران عزیز. به خدا سوگند که ما لیاقت منصور نظری را نداریم. ما بچه‌های پای انقلاب، آن‌قدر به اتکاء این و آن فکر کرده‌ایم و موضع‌گیری کرده‌ایم که شعورمان و حتی شور و شرفمان هم پادگانی و دستوری شده است.

اگر این و آن موضع‌گیری کنند ما هم جیک و ویکی خواهیم کرد، و اگر نکنند ما هیچ در بساط نداریم!

عزیزان! ما بچه‌های انقلاب سال‌های سال است که به آدمک‌های داستان ۱۹۸۴ جورج اورول تبدیل شده‌ایم. و چه معامله پُرخسرانی با ما و با نسل ما شد: ما انقلاب کردیم برای اینکه “رشد” کنیم و برای اینکه “قیام به قسط” کنیم. اما مرده شدیم. تعطیل شدیم. پوچ شدیم.

تمام هویت ما شده نگهبانی از هر آنچه نهادهای حکومتی و حاکمان بگویند و بکنند! و این یعنی، آخر بی‌هویتی.

شنیدن این حرف‌ها خیلی دردناک است. اما گفتنش برای نگونبخت خسر الدنیا و الاخره‌ای چون من، آخر عذاب و شکنجه است. آری! چنین است، ای برادر و ای خواهر بیداردل.

No responses yet

Mar 28 2017

شایعه سخنرانی احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین باستانی
بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای.در روزهای گذشته، در رسانه های مجازی خبری در سطح وسیع دست به دست شده که مدعای آن، سخنرانی محمود احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه ای در خوزستان است. این ادعا، مبتنی بر فایلی تصویری از سخنرانی آقای احمدی نژاد در روز ۲ فروردین در مسجدی در اهواز است که در بخشی از آن، به شدت از فردی که خوی “سلطنتی” دارد و فکر می کند “۸۰ میلیون نفر نمی فهمند و او می فهمد” انتقاد شده است.

انتشار این فایل صوتی، گذشته از فضای رسانه ای، در سطح رسمی نیز با واکنش هایی رو به رو شد. از جمله، حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهور در توییتر خود این جمله را به نظرسنجی گذاشت: “سخنرانی دکتر محمود احمدی‌نژاد در اهواز را بیشتر علیه چه کسی می‌دانید؟” وی به عنوان پاسخ های احتمالی این سوال، سه گزینه حسن روحانی، آیت الله خامنه ای و اصولگرایان را پیشنهاد کرد که ۵۴ درصد پاسخ دهندگان، رهبر جمهوری اسلامی را مخاطب سخنان آقای احمدی نژاد دانستند.

حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نیز، دیروز یکشنبه سخنان آقای احمدی‌نژاد در اهواز را “ساختارشکنانه” و ضد “امنیت ملی” دانست و گفت: “اگر سیاستمدار نیستیم، بازی سیاست نمی‌شناسیم، و راه و رسم حضور در قدرت را نمی‌دانیم، حداقل ارزیابی درستی ازنتایج اقدامات خود داشته باشیم.” واکنشی که از ظاهر آن برمی آید که گوینده، محمود احمدی نژاد را متهم به همان “ساختارشکنی” ای می داند که در روزهای اخیر، در سطح افکار عمومی خبرساز شده است.

آیا اشاراتی از جنس ‘این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده’ یا ‘تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟’ شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که ‘لحن’ این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به هر ترتیب، بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای. درواقع، این برداشت که آقای احمدی نژاد در اهواز به رهبر جمهوری اسلامی ایران انتقاد می کند، بیش از هرچیز تحت تاثیر گزارشی غیردقیق است که از سوی یکی از همکاران پیشین محمود احمدی نژاد، یعنی عباس امیری فر رئیس اسبق شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری منتشر شده.

صحبت های محمود احمدی نژاد در اهواز، مشخصا در انتقاد از تصمیم حسن روحانی برای حذف اقشار پردرآمد از مجموعه دریافت کنندگان یارانه نقدی بوده و به ثبت نام حدود ۹۷ درصد از شهرندان برای دریافت یارانه در زمان دولت یازدهم اشاره دارد.

وی در این سخنرانی، که این روزها متن ناقص آن دست به دست می‌شود، گفته است: “هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند نفهم ترین آدم های کره زمینه. هشتاد میلیون نمی فهمه، تو می‌فهمی؟ آخه این این چه استکباریه؟ این چه سلطنتیه تو وجود بعضیا پیدا شده است؟ ۹۷ درصد ملت جمع می شوند یه چیزی را می‌خواهند، او میگه نه خیر، این چیز بدی است، اقتصاد را خراب می کند.” در این قسمت از صحبت های آقای احمدی نژاد، یکی از شنوندگان می گوید “رفتنیه، رفتنیه” که در متن آقای امیری فر، به “خامنه ایه، رفتنیه” تغییر داده شده.

در ادامه صحبت های رئیس جمهور سابق، با اشاره به مخالفت دولت یازدهم با دریافت یارانه از سوی کسانی که “نیاز ندارند” آمده: “می شه بگی… می شه یه دلیل بیاری که تو بهتر از همه ملت می‌فهمی؟ بالاخره همه تون جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه که به ملت بگید آقا این کار بده. انجام نده. ۹۷ درصد ملت رفت [اسم] نوشت گفت نه باید انجام بشود. باز هم می گی نخیر. تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری اون بالا نشستی؟”

در نهایت اینکه: “این عزت رو را کی بهت داده؟ غیر از ملت داده؟ غیر از اینکه ملت داده؟ [می گویند] نخیر آقا ما بهتر می فهمیم. ملت نمی فهمد. ماشاء الله! آقا ملت انقلاب کرد که دیگه از این آدم‌ها رو نبینه [نامفهوم] …. نه خیر… آقا به خدا ذلیل ترین انسانها کسی است که فکر می کنه نسبت به مردم عزت داره. خودش را برتر از مردم می دونه.”

بیشتر بخوانید: آیا احمدی نژاد نیازمند شکست اصولگرایان است؟

آیا مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟ مهمتر اینکه، آیا به راستی تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

اگر محمود احمدی نژاد – فرضا- به خاطر این سخنان مورد بازخواست نهادهای محافظه کار قرار بگیرد، به راحتی می تواند اثبات کند که در حال انتقاد از دولت -و نه رهبری- بوده است. اما بازخوانی متن صحبت های او، در عین حال دو مجموعه سوال مهم را نیز به ذهن می‌آورد.

نخست آنکه آیا اشاراتی از جنس “این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده” یا “تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟” شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که “لحن” این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به عبارت دیگر، آیا ممکن است که بیان این جملات، انتخاب آگاهانه سیاستمداری باشد که اثبات کرده به دنبال جذب آرای اقشار ناراضی از “حکومت” است؟

دوم اینکه، آیا برخی مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟

و در نهایت، آیا این مقامات تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

No responses yet

Mar 25 2017

عباسعلی کدخدایی٬ سخنگوی شورای نگهبان: عارف عامل بازگشت من به شورای‌ نگهبان بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: عباسعلی کدخدایی از محمدرضا عارف٬ رئیس فراکسیون «امید» به عنوان مهمترین عامل بازگشتش به ترکیب شورای نگهبان نام برد.

آقای کدخدایی گفته با رایزنی‌هایی که با اعضای فراکسیون «امید» داشته توانسته است بار دیگر به ترکیب حقوق‌دان‌های شورای نگهبان اضافه شود.

سخنگوی شورای نگهبان افزوده که اصلاح‌طلبان خارج از مجلس موافق بازگشتش به شورای نگهبان نبودند و از عارف خواسته بودند که «فراکسیون امید» به وی رای اعتماد ندهد.

وی گفته «آقای عارف از اول نظرش مثبت بود. چون شخصا مرا میشناسد و من هم شخصا با ایشان ارتباط دارم.»

کدخدایی همچنین در پاسخ به این پرسش که احمد جنتی برای رای اعتماد وی با محمدرضا عارف تماس داشته هم گفته «نمی‌دانم باید از ایشان سوال کرد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .