اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Feb 28 2015

سعید قاسمی٬ عضو قرارگاه «عمار»: در ایران فقط یک نفر هست که دستور می‌هد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سعید قاسمی٬ عضو قرارگاه «عمار» گفته در ایران تنها علی خامنه‌ای است که دستور می‌دهد٬ بقیه باید «مطیع» باشند و شهر قم در وقایع سال ۱۳۸۸ نمره «خوبی» نگرفت.

آقای قاسمی افزوده شخصیت «استراتژیست» فقط از آن رهبر است و کسی نمی‌تواند بگوید ما هم دستور دادیم تا «اقتصاد مقاومتی» پیگیری شود.

اظهارات این فرمانده سابق سپاه کنایه‌ای به حسن روحانی است که محافظه‌کاران تندرو از وی به خاطر بی‌اعتنایی در اجرای طرح «اقتصاد مقاومتی» خشمگین هستند.

محافظه‌کاران تندرو می‌گویند دولت روحانی بی‌اعتنا با این طرح تنها به فکر حل و فصل مشکلات اقتصادی نظام از طریق مذاکره با آمریکا است که این سیاست سرنوشت خوشی نخواهد داشت.

این دسته از محافظه‌کاران همچنین مدعی هستند که اعتراض‌های سال ۱۳۸۸ در تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی بسیار موثر بوده و با رهبران این اقدامات باید به جدی برخورد کرد.

سعید قاسمی نیز با انتقاد از عملکرد برخی مسئولان نظام در وقایع ۸۸ گفته شهر قم نیز در این وقایع نمره «خوبی» نگرفت و در آن روز‌ها صدایی از این شهر درنیامد.

No responses yet

Feb 27 2015

مستبدها آشتی نمی‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: رهبر جمهوری اسلامی حاضر نشد به سیدمحمد خاتمی به‌خاطر درگذشت خواهرش، تسلیت بگوید. پیام معنادار آیت‌الله خامنه‌ای هم‌زمان بود با تاکید قوه قضاییه بر پرهیز مطبوعات کشور از درج تصویر و خبر رییس جمهور اصلاحات. دستور و حکمی غیرقانونی که صدور آن بدون هماهنگی با رأس هرم نظام سیاسی قابل تصور نیست.

نفر اول جمهوری اسلامی درحالی آشکارا ـ و بار دیگر ـ به “آشتی” پشت کرد که چند ماه پیش‌تر، و در پی عمل جراحی وی، پیام معنادار مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی خطاب به “رهبر عالی‌قدر” منتشر شد. در آن نامه، “کمال خرسندی از سلامت وجود مبارک” رهبری ابراز، و “عافیت” و “دوام عمر” وی آرزو شده بود. افزون بر این پیام مهم، باید به مشارکت فعال خاتمی و بخش مهمی از اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ اشاره کرد، و نیز فضای سیاسی خوش‌بینانه و غالب در جامعه، متأثر از نشستن روحانی بر صدر قوه مجریه.

آیت‌الله خامنه‌ای اما نشان داد که مستبدها اهل آشتی نیستند. به بیان دیگر، و از زاویه‌ی خودکامگان و کسانی که قدرت سخت‌افزاری و سلاح و سرکوب را در اختیار دارند، دلیلی برای آشتی وجود ندارد. هیچ دیکتاتور و حاکم خودکامه و مستبدی، قدرت را واگذار نکرده، یا یک‌شبه خواستار دموکراسی نشده، و یا دنبال مصالحه و تحقق آشتی نرفته؛ مگر آنکه “نیرویی موثر” را در برابر خویش دیده باشد.

شواهد بر ادعای پیش‌گفته پرشمار است. قذافی افزون بر چهار دهه زمام امور را در لیبی در اختیار گرفت و تا آتش جنگی داخلی را مشتعل نساخت، و هزاران نفر را قربانی نکرد، قدرت را واگذار نکرد.

حسنی مبارک تا صدای اعتراض‌های گسترده و بلند و ریشه‌دار شهروندان معترض مصر را نشنید و سیل جمعیت مخالف را ندید، از صدر نظامی که ۳۰ سال نفر اولش بود، پایین نیامد.

زین‌العابدین بن‌علی که حدود ۲۳ سال و از پی کودتا، نفر نخست رژیم تونس بود تنها پس از مشاهده‌ی اعتراض‌های گسترده‌ی شهروندان ناراضی، از قدرت کناره گرفت.

صدام حسین حدود ربع قرن قدرت اول و دیکتاتور عراق بود، و تا این کشور را به‌خاطر خودکامگی و ماجراجویی‌ و قدرت‌طلبی خود، به ورطه‌ی نابودی و به خاک و خون نکشید، حاضر به واگذاری قدرت نشد.

حتی ژنرال آگوستو پینوشه هم تا موج فزاینده‌ی مخالفت‌ها و افزایش نارضایتی‌ها و انتقادها، و نیز “نه” بلند و ملموس اکثریت جامعه را ندید، راضی به ترک عنوان ریاست جمهوری برآمده از کودتا نشد، و در برابر احزاب مخالف، تن به رفراندوم نداد.

پیش‌تر از اینها و در نمونه‌ای مهم، ژنرال فرانکو، دیکتاتور اسپانیا نیز قدرت را تا جان در بدن داشت، رها نکرد. از پس ۳۶ سال خودکامگی، و با مرگ وی در سال ۱۹۷۵ بود که جمهوری‌خواهان در این کشور دوران جدیدی را آغاز کردند.

این وضع در کشورهای مختلف و نظام‌های سیاسی گوناگونی که درگیر گذار به دموکراسی بوده‌اند قابل ردیابی و مشاهده است. یعنی: بقای دیکتاتوری تا پایان عمر نفر اول نظام، یا ادامه یافتن لجوجانه‌ی رژیم اقتدارگرا متکی به شخص حاکم خودکامه تا برآمدن موجی از اعتراض‌های متبلور و مطالبه‌گری جدی و راسخ ناشی از برآمدن نیروهای موثر، یا اصرار استبداد مطلقه بر تداوم تا سر بر کشیدن تکانه‌های جدی و تحولات داخلی یا خارجی.

با این همه، به نظر می‌رسد رهبر جمهوری اسلامی و همراهان نظامی ـ امنیتی علاقه‌ای به درس‌آموزی از تجربه‌ی تاریخ ندارند یا آنکه به هر علت و دلیل (ازجمله پروژه‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک، یا منافع مترتب بر تداوم قدرت مطلقه)، مصمم به تعقیب رویکرد غیردموکراتیک و ضدملی خود هستند. رویکردی که مبتنی است بر حذف روزافزون منتقدان و مصلحان، و سامان دادن حلقه‌ی بسته و محدودی از خودی‌ها یا همراهان تابع.

چنین است که رهبر جمهوری اسلامی از موضع حاکمی خودکامه و با نگاهی متکبرانه، می‌کوشد در پیام تسلیت خود، یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سیاسی ایران را نادیده بگیرد، و “قهر” خود با وی را به‌صورتی غیرمستقیم، محسوس و مشهود کند. و این، با وجود مداراجویی‌های خاتمی و تلاش وی برای ایستادن در جایگاهی میان جامعه‌ی تغییرخواه و حکومت سرکوبگر، و ایفای نقش به‌مثابه‌ی “پل”ی ارتباطی ـ به‌ویژه پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ـ است.

آیت‌الله خامنه‌ای درحالی رییس جمهور اسبق نظام را به حاشیه می‌راند که ارسال پیام تسلیت برای علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات رژیم را ـ در پی درگذشت فرزندش ـ از یاد نمی‌برد.

رهبر جمهوری اسلامی یک‌بار دیگر نشان می‌دهد که اهل آشتی نیست؛ او سال‌هاست که بر طبل تمرکز و استیلا و قهر می‌کوبد. اگر در مواردی نیز نوعی “مصالحه” از خود بروز داده، کنشی هدفمند و بازی پیچیده و پروژه‌ای زیرکانه‌ و منفعت‌طلبانه را در نظر داشته است. چنان‌که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، با جمع‌بندی حوادث سیاسی ـ اجتماعی پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸، با ارزیابی واقع‌بینانه از انتخابات مجلس نهم/۱۳۹۰، و نیز با مواجهه‌ای عمل‌گرایانه با مطالبات اکثریت جامعه، از “حق الناس” گفت و حتی مخالفان نظام را به حضور پای صندوق‌های رأی به‌خاطر کشور و منافع ملی، تشویق کرد.

حاصل آن انتخابات، روحانی اعتدال‌گرایی بود و شد که نوعی “مصالحه”ی غیررسمی و نانوشته میان اکثریت معترض جامعه و هسته اصلی قدرت را به ذهن متبادر می‌ساخت. اینک، و افزون بر یک‌سال و نیم پس از انتخاب روحانی اما، رأس هرم نظام سیاسی نه تنها راضی به آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز نشده‌، بلکه خاتمی را نیز به حصر رسانه‌ای مبتلا کرده و پیام و واکنش مثبتی به رویکرد چهره‌ی نخست اصلاح‌طلبان نشان نمی‌دهد.

آیت‌الله خامنه‌ای آشکارا قهرجویی پیشه می‌کند. او و دیگر اقتدارگرایان حاکم اهل آشتی نیستند، مگر اینکه با حضور و تبلور نیروی موثر اجتماعی، “وادار به مصالحه” شوند.

No responses yet

Feb 24 2015

سکوت مدعیان ولایتمداری در قبال “فریضه مالیات”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

عصرایران: اگر رهبری سخنی گفته بودند که هزینه ای یا مسوولیتی را متوجه دیگری می کرد آیا همین دستگاه ها بیانیه نمی دادند؟ حال چرا سکوت کرده اند و نمی گویند آمادگی داریم که مالیات بپردازیم؟!
عصر ایران – با گذشت یک هفته از سخنان صریح رهبری درباره «فریضه» بودن پرداخت مالیات و تاکید بر این موضوع به عنوان یکی از جلوه های اقتصاد مقاومتی شاهد انتشار اطلاعیه های معمول از جانب دستگاه هایی که به قاعده باید خود را مخاطب یا مشمول این فرمان می دیدند و می شناختند، نیستیم.سکوت مدعیان ولایتمداری در قبال

این در حالی است که برخی از این دستگاه ها و نهادها بیش از دیگران داعیه ولایتمداری دارند و مدام دیگران را سرزنش می کنند که به قدر کافی تبعیت نمی کنند و التزام ندارند و مثلا اگر مقام معظم رهبری سال آینده را به عنوان «اقتصاد مقاومتی» نام گذاری کنند بلافاصله بنرهای متعددی بر سر در ادارات و دفاتر خود به قصد ترویج این شعار نصب می کنند.

یا اگر سخن دیگری شنیده بودند که مجال تفسیر علیه رقیب سیاسی را به آنها می داد فروگذار نمی کردند. اکنون اما یک هفته پس از تصریح بدون قید استثنا بر فریضه بودن مالیات به قصد کاهش وابستگی به درآمد نفت و به مثابه نمود عینی و علنی اقتصاد مقاومتی از برخی آستان ها و بنیاد ها و قرار گاه ها و جامعه ها که در 36 سال گذشته یا مالیات نپرداخته اند یا اگر پرداخته اند اندک بوده یا به حساب آنها عودت داده شده است صدایی در حمایت و اطاعت نشنیده ایم و هنوز ندیده ایم تا لبیک بگویند و اعلام کنند آمادگی اجرا داریم یا رفع شبهه کنند که پیش از این نیز می پرداخته ایم یا قول دهند در تیرماه آینده اظهار نامه مالیاتی تسلیم می کنند.

از برخی سرمایه داران کلان که به انحای مختلف از پرداخت مالیات می گریزند انتظار نمی رفت و نمی رود که خود را معرفی کنند ولی از داعیه داران ولایت پذیری انتظار می رفت در اسرع وقت، لبیک بگویند و آمادگی خود را برای پرداخت مالیات اعلام کنند.
دقت کنید! رهبری واژه «فریضه» را به کار بردند که بار شرعی دارد و جای عذر و بهانه هم باقی نمی گذارد.

بهانه هایی که برای نپرداختن مالیات در این 36 سال رسما و غیر رسمی آورده شده اینهاست:

یکی این که کار انتفاعی نمی کنند. حال آن که بعضا بانک تاسیس کرده اند و از دریافت و پرداخت سود بانکی از وام گیرنده و به سپرده گذار ابایی ندارند و آن را شبهه ناک نمی دانند. اما نوبت به مالیات که می رسد بحث شبهه شرعی و مسبوق نبودن در فقه شیعی را به میان می آورند. اصناف کشور که مدام با پول سر و کار دارند بانک ندارند.

بهانه دیگر اتکا به نذورات و نه تجارت است حال آن که سرمایه گذاری های آنان در امور تولیدی و تجاری اظهر من الشمس است و اگر به رغم انحصار زیان داده اند یا ناشی از مشکلات مدیریتی است یا می توانند در اظهار نامه ها قید کنند زیان داده اند تا از زیان دیده مالیات نگیرند.

نکته اصلی اما تاکید بر پرداخت مالیات به مثابه یک وظیفه و فریضه نیست. توجه دادن به این واقعیت است که چرا با سخنان رهبری گزینشی برخورد می کنند؟ چرا پای پول که به میان می آید دست و دل خیلی ها می لرزد؟

ماکیاولی می گوید:« آدمیان از خون پدرشان می گذرند چون ممکن است قاتل پدرشان را با گذر زمان مشمول عفو و بخشایش کنند اما از آنچه طلب دارند نمی گذرند و تا دریافت نکنند نمی بخشایند!» در قبال پرداخت مالیات هم این مقاومت وجود دارد چون پای پول در میان است و اگر در کشورهای توسعه یافته مالیات بیشتری پرداخت می شود 5 سبب دارد:

نخست این که نهادهایی غیر پاسخ گو ندارند یا کمتر دارند و دستگاه مالیاتی سراغ همه می رود.

دوم این که نپرداختن مالیات یک نقطه ضعف اساسی در فعالیت های اجتماعی فرد است و رقیب رصد و افشا می کند و در نظام های حزبی بر روی این نقطه ضعف رقیب دست گذاشته می شود.

سوم از این رو که مردم واقعاً احساس می کنند در قبال پرداخت مالیات خدمات می گیرند و می دانند که آنچه گرفته می شود ، خرج خودشان می شود.

چهارم این که پلیس مالیاتی در برخی کشورها مانند ایتالیا به صورت رندوم و تصادفی بررسی می کند و نپرداختن یا فریب دادن دستگاه های مالیاتی جرم سنگینی به حساب می آید و شهروندان به این ریسک تن نمی دهند.

پنجم هم این که غالبا نفت ندارند!

اگر رهبری سخنی گفته بودند که هزینه ای یا مسوولیتی را متوجه دیگری می کرد آیا همین دستگاه ها بیانیه نمی دادند؟ حال چرا سکوت کرده اند و نمی گویند آمادگی داریم و با جان و دل پذیرا هستیم؟ در حالی که مالیات پرداختی آنها جای دوری هم نمی رود و به بودجه مملکت کمک می کند و خودشان مگر از همین بودجه برخوردار نیستند؟

کوتاه سخن این که نوع مواجهه دستگاه ها و نهادهایی که تا کنون مالیات نپرداخته اند با انجام این فریضه محک مناسبی برای ارزیابی تقید به فرمان های رهبری است.

صدور اطلاعیه هم کافی نیست. جا دارد سال آینده بعد از پایان فرصت ارائه اظهارنامه های مالیاتی، وزارت اقتصاد و دارایی فهرستی از نهادهایی که لبیک گفته و این فریضه را به جا می آورند منتشر کند تا مشخص شود پای عمل که به میان می آید رفتارها چگونه است.

No responses yet

Feb 23 2015

علی خامنه ای درگذشت خواهرِ محمد خاتمی را به مادر او تسلیت گفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پیامی درگذشت خواهر محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران را به مادر او تسلیت گفته است.

در پیام رهبر جمهوری اسلامی اشاره ای به نام محمد خاتمی نشده است.

این در حالی است که حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز شنبه دوم اسفند پیام‌هایی را به همین مناسبت، خطاب به خود محمد خاتمی فرستاده بودند.

از سوی دیگر روز یکشنبه سوم اسفند نیز علی شمخانی،‌ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و همچنین محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در پیام‌هایی درگذشت خواهر سیدمحمد خاتمی را به شخص او تسلیت گفتند.

این پیام‌ها در چند خبرگزاری از جمله ایرنا، ‌ایسنا و ایلنا و همچنین چند روزنامه چاپ تهران بازتاب یافت و منتشر شد.

این پیام‌های تسلیت درحالی انتشار یافتند که پیش از این برخی مسئولین عالی‌رتبه قضایی ایران بر ممنوعیت انتشار مطالب و تصاویر محمد خاتمی در رسانه ها تاکید کرده بودند. ‌

به عنوان نمونه ابراهیم رئیسی روز شنبه دوم اسفند در حاشیه یک همایش در پاسخ به سوالی مبنی بر ممنوع‌التصویر شدن آقای خاتمی، گفته بود:«سخنگوی قوه قضائیه موضع دستگاه قضایی را در رابطه با این موضوع اعلام کرده است؛ توضیحی که آقای محسنی‌اژه‌ای در رابطه با این موضوع ارائه کردند، جای هیچ سوالی را باقی نمی‌گذارد.»

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، روز ۲۷ بهمن اعلام کرده بود که رسانه‌ها حق ندارند تصویر یا مطلبی از محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، منعکس کنند و با «رسانه‌های متخلف» برخورد خواهد شد.

​​​​​​

از سوی دیگر مراسم تشییع و تدفین فاطمه خاتمی، خواهر رئیس جمهور سابق ایران و همچنین فرزند آیت‌الله خاتمی، روز یکشنبه در شهر اردکان یزد برگزار شد.

در این مراسم علاوه بر محمدخاتمی و رضا خاتمی، جمع کثیری از مردم استان یزد نیز حضور داشتند. ضمنا خبرگزاری ایسنا بدون اینکه از شخص خاصی نام ببرد، از حضور برخی مسئولان کشوری و استانی هم در این مراسم خبر داد.

خواهر محمد خاتمی، رئیس جمهور ایران بین سال‌های ۷۶ تا ۸۴، روز شنبه دوم اسفندماه بر اثر بیماری در گذشت.

No responses yet

Feb 23 2015

رفسنجانی و رهبری خامنه ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: نشریه رمز عبور در آخرین شماره اش که منجر به توقیف آن شد، مطلبی در خصوص چگونگی انتخاب سید علی خامنه ای به رهبری در مجلس خبرگان منتشر کرده است. هدف مطلب ابطال ادعای اکبر هاشمی رفسنجانی در خصوص نقش آفرینی ویژه در انتخاب خامنه ای به جانشینی آیت الله خمینی است. مدعای مطلب این است که رفسنجانی گرایش به انتخاب خامنه ای نداشته و مجبور به بیان خاطره در خصوص تمایل آیت الله خمینی به رهبری خامنه ای گشته است.

متولیان رمز عبور همسو با اصول گرایان افراطی هاشمی را محکوم کرده اند که علی رغم آگاهی از نظر آیت الله خمینی، بر شورایی بودن رهبری اصرار داشته است. البته این ادعا قابل قبول نیست چون خود خامنه ای نیز در موافقت با شورایی شدن ولی فقیه بعد از آیت الله خمینی و مخالفت با رهبری فردی در مجلس خبرگان صحبت کرد.

اما ادعای دوم قابل بررسی است. چه رفسنجانی این حرف را از سر اختیار و چه از سر اجبار زده باشد، دلیلی بر تایید این ادعا در مشروعیت رهبری خامنه ای نیست. حتی اگر ابهامات و تشکیک ها در این باره هم نادیده گرفته شود اقدام هاشمی در تعارض با وصیت نامه آیت الله خمینی بود. در وصیت نامه او که قبل از رای گیری خوانده شد، به صراحت از هر انتسابی به وی در صورتی که در زمان حیاتش به صورت رسمی از رسانه ملی و یا مکتوب در رسانه ها منتشر نشده باشد، پیشاپیش سلب اعتبار شده است. آیت الله خمینی در فرازی از وصیتنامه اش گفته بود:

“اکنون که من (خمینی) حاضرم، بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من بر حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده و یا می شود، مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط من و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.”

اما یک روز بعد از مرگ او و ساعاتی بعد از قرائت وصیتنامه اش، توصیه صریح وی زیرپا گذاشته شد.

آیت الله محسن مجتهد شبستری که در حال حاضر امام جمعه تبریز و نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی است می گوید: “بعد از ظهر جلسه تشکیل شد. ابتدا راجع به شورایی شــدن رهبری صحبت شد زیرا آن موقع در قانون اساسی، رهبر یا شورای رهبری قید شده بود. در آن جلسه چنین مطرح شد که اگر شــورای رهبری رأی بیاورد، کشور به واسطه شورا اداره شود. من بر اساس این صحبتها فهمیدم که کار به درازا میانجامد. لذا یادداشتی نوشته و به هیأت رئیسه فرستادم و نوشتم این بحث را کوتاه کنید و مطالبی را که امام در مورد آیت الله خامنه ای فرموده بودند، مطرح شود. من یادداشــت را به آقای طاهری خرم آبادی [منشی جلسه] فرستاده بودم و او هم نوشته مرا به آقای رفسنجانی داده بود. آقای رفسنجانی گفته بود فعلا صبر کنید بحث شورا به جایی برسد و اگر شورا رأی نیاورد و افراد مطرح شدند، این موضوع را مطرح میکنیم. من ساکت نشستم تا بحث شورا به اتمام برسد. شورا بالاخره رأی نیاورد. البته عده ای در اقلیت مایل به رهبری شــورا بودند اما من از همان ابتدا با رهبری شــورا موافق نبودم و با مخالفان بحث کردم و عوارض رهبری شورا را برایشان توضیح دادم که با اختلاف نظر بین شورا مملکت فلج می شود؛ پس بهتر است رهبری واحد حاکم باشد. پس از روشــن شدن تکلیف بحث شــورا افراد را مطرح کردند. عده ای آیت الله گلپایگانی را پیشــنهاد کردند و مــن دوباره از جا برخاستم و با صدای بلند به آقای هاشمی اعتراض کردم و گفتم من یادداشتی را به شما داده ام و الان وقت قرائت آن رسیده، پس آن را بخوانید. آقای رفسنجانی نوشته مرا خواندند و گفتند آقای شبستری می خواهد من که حضور داشتم و جز شهود بودم توصیه های امام را در مورد آیت الله خامنه ای نقل کنم.

من شــنیده بودم که وقتی آیت الله خامنه ای به کره رفته و آنجا سخنرانی کرده بودند، تلویزیون پخش میکرد و حاج احمدآقا نیز در خدمت امام بود. حاج احمدآقا گفته بود ماشاء الله آیت الله خامنه ای خوب صحبت میکند و جلســه را خوب قبضه کرده است. پس از این حرف حاج احمدآقا، امام فرموده بود آقای خامنه ای شایستگی رهبــری را دارد. علاوه بر این زمانی که آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد، به امام گفته بودند حال که او را عزل کردید بعداً ما گرفتار خواهیم شد. امام در جواب این حرف فرموده بود: با وجود آقای خامنه ای شما غصه ای نداشته باشید. من این دو مورد را شنیده بودم و میدانستم که آقای رفسنجانی به همراه آقای موسوی اردبیلی جزو شاهدان است. لذا در آن یادداشت از آقای رفسنجانی خواستم. که شهادت بدهید امام چنین مطلبی را بیان کرده بودند. آقای رفســنجانی رو به اعضــای خبرگان کــرد و گفت آقای شبســتری از من میخواهند سخنان امام را به شما بگویم، آیا شما موافق هستید؟ همه اعضا گفتند بله بگویید، اگر الان نگویید، پس کی میخواهید بگویید! “آقای رفسنجانی موضوع را مطرح کردند و شــهادت دادند و گفتند که آن موقع آقای موســوی اردبیلی نیز شاهد بود. البته اگر شهادت آنها هم نبود و اگر توصیه امام هم نبود، خواه ناخواه ما نمیتوانستیم فردی اصلحتر از آیت الله خامنه ای پیدا کنیم، یعنی اگر توصیه امام هم مطرح نمی شد بالاخره آقای خامنه ای رأی میآورد منتها با مطرح کردن این امر، انتخاب ایشان به رهبری با سرعت و با رأی اکثریت قاطع اعضا انجام گرفت”.(۱)

آیت الله علی اصغر معصومی، نماینده استان خراسان در مجلس خبرگان نیز در تأييد این ماجرا خاطراتی را بیان کرده است: “دقايقي قبل از اين ماجرا [کفایت مذاکرات[، يك نفر ]آیت الله مجتهد شبستری[ آمد” و به من گفت: “داستاني هست، نقل قول موثقي از امام وجود دارد، چرا آقاي رفسنجاني آن را نميخواند؟” گفتم: “تو بنويس.” گفت: “نميخوانند.” گفتم: “تو بنويس، من اينجا هستم.” نامه را كه بردند دادند، باز هم آقاي رفســنجاني نخواند! من بلند شدم و گفتم: “مگر ما خبرگان مردم نيستيم؟ از اســتاني كه يك پنجم ايران است نماينده شده ايم. چرا اعتراض نامه مــا را نمي خوانيد؟ چرا نخوانديد؟ براي چــه؟” علنا كردم. در اسناد مجلس خبرگان هست. آقاي هاشمي هم گفتند كه آقاي خامنه ای به خواندن اين نامه راضي نيستند، چون امام در ماجراي اسقاط آيت الله منتظري مي خواستند با او برخورد تندتري بكنند، آگاهان از ماجرا خبر دارند، ايشان حتی نامه ۱/۶ را داده بودند به اخبار ســاعت ۲ بعدازظهر راديو كه اعلام شود. چند ساعت بعد ايشان را منصرف كردند. در گيرودار همين بحثها با امام رؤساي ســه قوه اصرار كردند كه آقا چه كســي را داريم؟ خود امام هم فرموده بود: مگر خامنه ای چه عيبي دارد؟ در ادامه جلسه آن روز گفتيم: ، در نقل اين قول رضايت آقا ملاك نيست، بالاخره اين جمع بايد از جميع جهات مطلع باشند تا بتوانند رأي درستي بدهند، بخوان و خواندند”.

آیت الله سیدعلی اکبر قرشی نیز در تایید این خاطره گفته است:

“بعدازظهر هم گفتوگوها شــروع شد و سخن بر سر شورای رهبری یا تک رهبری دور میزد که نظرخواهی کردند، تک رهبری رأی آورد و قرار شد یک نفر به عنوان رهبر انتخاب شود. در این حال خدا را شــاهد میگیرم که دفعتا و ناگهانی سخن ۶ ، ۵ سال پیش آقای جورکش از خاطرم گذشت که به نقل از حجت الاسلام سراج گفت: “امام فرمودند اگر من از دنیا بروم، آقای خامنه ای برای رهبری از همه بهتر و اصلح اســت.”… بلافاصله یادداشتی خطاب به آقای مشــکینی نوشتم و فرستادم که اگر امام درباره صالحیت رهبری برای نمایندگان آقای خامنه ای سخن گفته اند و شما میدانید، لطفا بگویید. “آقای مشکینی اصلاً به نوشته من جوابی نداد؛ یا اصلا نخواند یا صلاح ندانست که پاسخی بدهد. به هر حال من به آیت الله محسن شبستری، امام جمعه فعلی تبریز و نماینده مقام معظم رهبری در آذربایجان شــرقی که در طرف راست من نشسته بود، گفتم: من شــنیده ام که امام فرمودند اگر من از دنیا رفتم، بهترین کسی که میتواند جانشین من باشد، آقای خامنه ای است. آیا شما درباره آقای خامنهای چیزی شنیده اید؟” گفت: من نیز شنیده ام که امام گفته اگر من از دنیا رفتم، آقای خامنه ای بهترین کسی است که میتواند رهبر نظام باشــد. وقتی آقای شبستری این مطلب را گفت، من بیدرنگ به ایشــان گفتم: پس برخیزیم و با هم فریاد بکشــیم و این مطلب را به همه نمایندگان حاضر بگوییم! آن گاه بنده و آقای شبستری چنان فریاد کشیدیم که همه نمایندگان و رئیس مجلس خبرگان متوجه ما دو نفر شدند. ما گفتیم: آقایان! اگر امام درباره شایستگی رهبری آقای خامنه ای سخنی گفته اند، بگویید تا همه آقایان بدانند، بالاخره سخن امام برای ما خیلی مهم است.« ابتدا آقای طاهری خرم آبادی کمی صحبت کرد و اشاره نمود به نظر و سخن امام که درخصوص صلاحیت آیــت الله خامنه ای گفته بود. در این حال آقای هاشمی حرف را از دهان آقای طاهری خرمآبادی گرفت و گفت: “بله، من و آقای خامنه ای و آقای موســوی اردبیلی و آقای میرحسین موســوی یک روز در محضر امام بودیم و حاج احمدآقا هم حضور داشــت. سخن از رهبری می رفت و ما نگرانی خود را در محضر امام مطرح می کردیم. امام فرمود اگر من از دنیا رفتم، صلاح است آقای خامنه ای رهبر جامعه باشد.قریب به این مضمون بعد آقای هاشمی اضافه کرد روزی من تنها در محضر امام بودم. باز هم از رهبری آینده سؤال کردم، امام فرمود آقای خامنه ای از همه اصلح است”.(۳)

البته قرشی پیشتر در خاطره ای گفته بود: “وقتی قرار شد که رهبر جمهوری اسلامی مرجع نباشد، گفته شد چرا حاج احمد آقا فرزند امام رهبر نشود؟! پس از صحبتهای موافق و مخالف، رأی گرفتند، رأی نیاورد. بعد گفتند شورا باشد. شورایی پیشنهاد شده از ۳ نفر مشکینی و موسوی اردبیلی و خامنه ای. رأی گرفتند، رأی نیاورد. بعد گفتند دو نفر دیگر، رفسنجانی و احمد خمینی هم به آن سه نفر اضافه شود و شورا پنج نفری شود. این پیشنهاد نیز ۴۴ رأی بیشتر نیاورد و رد شد. بالاخره رهبری شخص آقای خامنه ای پیشنهاد شد و ۶۱ رأی آورد”.(۴)

بدینترتیب مدافعان ولایت مطلقه خامنه ای نتیجه می گیرند که نقل خاطره رفسنجانی که در انتهای جلسه خبرگان و قبل از رای گیری در مورد رهبری خامنه ای صورت گرفته بود نقش خاصی نداشته است. در واقع رهبری خامنه ای از قبل محرز شده و او رای لازم را در خبرگان داشته است. نقل قول مشابهی نیز از خود رهبری شایع است که البته در مجاری رسمی منتشر نشده است.

اما رفسنجانی مدعی است که بعد از بن بست ایجاد شده به خاطر رای نیاوردن آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی و همچنین مخالفت اکثریت با تلاش جمعی برای طرح دوباره آیت الله منتظری وی ابتکارعمل را در دست گرفته و با ذکر خاطره یاد شده و گرفتن تایید آیت الله موسوی اردبیلی و سید احمد خمینی زمینه را برای رهبری خامنه ای مساعد ساخته است.

داوری در خصوص اینکه رفسنجانی مجبور به اقدام فوق شده و یا خودش طراح این موضوع بوده است نیاز به اطلاعات بیشتر و انتشار کامل مفاد مذاکرات در جلسه مجلس خبرگان در انتخاب بعد از فوت آیت الله خمینی دارد. اما حتی اگر ادعای اصول گرایان افراطی که با هدف مشروعیت زدایی از رفسنجانی در نظام صورت می گیرد درست باشد باز موید نقش خاص رفسنجانی است. طبق ادعای انها افرادی که آغاز گر طرح رهبری خامنه ای بوده اند، رفسنجانی را مخاطب قرار داده اند. اگر وی با پیشنهاد آنها موافقت نمی کرد و خاطره مزبور را تایید نمی کرد معلوم نبود عبای ولایت فقیه بر دوش خامنه ای قرار می گرفت.

حضور رفسنجانی در هیات رئیسه و اداره جلسه نیز نمی تواند دلیل موقعیت محوری رفسنجانی در طرح خاطره فوق در مجلس خبرگان باشد. طبق ادعای افرادی که محرز بودن رهبری خامنه ای به خاطرات آنها مستند شده است، آیت الله مشکینی رئیس وقت مجلس خبرگان اعتنایی به درخواست آنها نکرده است. بنابراین اگر رفسنجانی موافقت نکرده بود هیات رئیسه اجازه طرح خاطره و خرج کردن از آیت الله خمینی برای تثبیت رهبری خامنه ای را نمی داد.

ممکن است گفته شود او جزو شهود بوده است. اولا او تنها شاهد روایت ادعایی نبوده است. چنان که موسوی اردبیلی و میرحسین موسوی که به ادعای هاشمی شاهد این گفته ها بوده اند تاکنون نظری نداده و تاییدی نیفزوده اند. به هر حال هاشمی می توانست شهادت ندهد. بخصوص که در روایت های ذکر شده نشانه ای دال بر نظر مستقیم و حمایت قطعی آیت الله خمینی بر جانشینی خامنه ای وجود ندارد.

هنوز چگونگی رهبر شدن خامنه ای در پرده ابهام است و اطلاعات محدود منتشر شده نیز غیر طبیعی بودن این اتفاق را تایید می کند. گسترش درگیری ها در درون بلوک قدرت می تواند به روشن شدن زوایای تاریک ماجرا کمک نماید.البته تا زمانی که رهبری خامنه ای ادامه دارد امکان انتشار اطلاعات کامل مربوطه وجود ندارد. تنها خروج کشکش ها از محدوده کنترل شده می تواند باعث افشای داده های جدیدی شود. در این میان واکنش رفسنجانی و فاش ساختن برخی اسرار ناگفته نقش مهمی دارد.

منابع:
۱- سایت رجانیوز، ۱۳۹۳/۹/۲۴، کد خبر: ۲
۲- سایت رجانیوز، ۱۳۹۱/۱۰/۸، کد خبر: ۱۴
۳- خاطرات آیت الله سیدعلی کبر قرشی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۶۱-۱۶۳
۴- روزنامه کیهان، تیر ماه ۱۳۶۸

No responses yet

Feb 22 2015

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی: روحانی را «کاملا» قبول دارم/ تمایلی به شرکت در خبرگان ندارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهر: روحاني را به طور کامل قبول دارم. ما با ايشان از مجلس همكاري داشتيم و از لحاظ تفكر خيلي نزديك هستيم و هيچ شبهه‌اي درصلاحيتشان براي من نيست. كابينه‌اش را هم با توجه به شرايط كشور، نسبتاً خوب انتخاب کرد.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: کمتر سیاستمداری در دنیا را می توان پیدا کرد که گردش و جابجایی موافقان و مخالفانش به اندازه اکبر هاشمی رفسنجانی باشد. رییسِ امروزِ مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس جمهور دوران سازندگی اگر چه خود را متعلق به انقلاب، نهضت امام و پیرو رهبری می داند اما بارها مورد تمجید و یا انتقاد جریانهای سیاسی قرار گرفته است.

منتقدان سرسخت آیت الله که در نیمه دوم دهه ۷۰ لقب هایی چون عالیجناب خاکستری به او دادند و سدی در برابر اصلاحات قلمدادش کردند، اکنون او و جریانش را ناجی خود می دانند و در مقابل، اصولگرایانی که تمام قد در سالهای اول انقلاب تا انتخابات مجلس ششم از او دفاع کردند و با رای آنها به عنوان یکی از آخرین سهمیه های تهرانی ها به مجلس راه یافت و سپس انصراف داد، اکنون شدیدترین انتقادها را به او و مواضعش به ویژه در جریان فتنه ۸۸ دارند.

سیاستمدار ۸۰ ساله اما به نگاه پدرانه و جذب حداکثری تاکید می کند و خود را ورای جریان های سیاسی می داند و می گوید: «شما باید مرا خیلی خوب شناخته باشید! در داخل انقلاب، هیچ وقت از یک جریان در مقابل جریانات دیگر حمایت نمی‌کردم، چون همه را از احزاب داخل نظام می‌دانستم و با همه در مسایل مختلف همکاری داشتم.»

گفتگوی خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز با وی در محل کارش در ساختمان قدس یا همان کاخ مرمر انجام شد. یک ساعت پرسش و پاسخ از مسائل داخلی و بین المللی. از انقلاب و حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن گرفته تا انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری. از رابطه اش با نسخه شبیه به خود یا همان حسن روحانی تا ارتباط کاری و عاطفی با رهبر معظم انقلاب و از مذاکرات هسته ای و «توافق خوب» تا عربستان،عراق، بازار نفت و سیاست خارجی. دست آخر هم یک سوال حاشیه ای و کلیدی که او بین خانواده و انقلاب، کدام را انتخاب می کند.

در بخش اول این گفتگو به مسائل داخلی پرداخته ایم که از نظرتان می گذرد؛

هرساله در آستانه دهه فجر، تحلیل‌هایی از سوی رسانه های بیگانه می‌شود که مردم تحت فشار هستند، گرفتاری دارند، از نظام فاصله گرفتند و امسال مثلاً کمتر می‌آیند. ولی حضور مردم در این ۳۶ سال مستمر و هر سال پرشورتر بوده و نسل‌های جدید هم به راهپیمایی می‌آیند. سوال ما به طور مشخص این است که رمز این استمرار و حضور چیست و پیامش برای طرف‌های فرا مرزی ما چه می‌تواند باشد؟

بسم الله الرحمن الرحیم، به گواهی اخبار خبرنگاران داخلی و خارجی، حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن پرشور و معنادار است و امسال خود من هم لحظاتی که در مسیر خیابان آزادی همراه مردم شدم، دیدم که جمعیت، خیلی انبوه و دیدنی است. مسؤولین صداوسیما گفتند که یک برابر و نیم سال قبل است. این‌گونه احساس می‌کنم که اکثریت قاطع مردم ذاتاً از اینکه در ایران انقلاب اسلامی شده، راضی هستند. چون مردم مسلمان هستند و دلشان با اسلام است، به خصوص شیعیان که جایی نداشتند و الان مرکزی پیدا شده است.

مردم به اصل انقلاب دلبند هستند. نگرانی‌هایی پیش می‌آید که مبادا به خاطر شرایط و وجود بعضی از مشکلات و بعضی مواضع‌ و مشکلات سیاسی و اقتصادی، مردم دلزده شوند و دیگر در راهپیمایی‌ها نیایند. البته می‌دانم کسانی دلزده هستند و نمی‌آیند؛ ما که نمی‌گوییم همه‌ مردم آمدند! به نظر می‌رسد این نشان می‌دهد که مردم به اصل انقلاب با وجود بعضی اشکالاتش، علاقه‌مندند و دلشان می‌خواهد اشکالات برطرف شود و انقلاب بماند. تشخیص هم دادند که یکپارچگی ملی را به رخ خارجی‌ها کشیدن، یک اعتبار بزرگ است.

در دنیایی که به دموکراسی خیلی پای‌بند هستند، جمعیت، رأی و حضور مردم، مهم و یک اصل است. وقتی می‌بینند مردم ایران در هر شرایطی و در سرما، گرما، باران و آفتاب این‌گونه می‌آیند و هر سال هم این حضور تکرار می‌شود، طبعاً اثر مثبت دارد. یعنی احساس پایبندی مردم، آنها را به این نتیجه می‌رساند که نمی‌توان با این انقلاب حالت خصومت‌های تند گرفت.

نیکسون رئیس‌جمهور اسبق آمریکا می‌گفت که یکی از هنرهای کشورهای در حال توسعه این است که به راحتی مردم را به خیابان می‌کشانند. ولی در مورد جمهوری اسلامی این قضیه متفاوت است. بحث کشاندن نیست و مردم خودشان با میل و رغبت می‌آیند…

برای چنین برنامه‌هایی که ملی است، خیلی از مردم خودشان می‌آیند. البته برای چنین حضور انبوهی باید برنامه‌ریزی کرد. در غرب و یا خود آمریکا اگر روزی برای حضور مردم در خیابان‌ها باشد، برنامه‌ریزی نمی‌کنند؟ در ایران هم بخش‌هایی هستند که مردم را به گونه‌ای جمع می‌کنند. به نظرم تردیدی نیست که مردم ایران خودشان می‌آیند و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که مردم مثلاً با انگیزه‌های مادّی می‌آیند.

در آغاز سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی هستیم. از روحانیت به عنوان ستون اصلی انقلاب یاد شده است، شما آینده روحانیت را در بحث انقلاب اسلامی و همچنین حفظ انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟

فکر می‌کنم اگر وضع کشور خوب اداره شود، روحانیت هم کاملاً همراه می‌شود که ذاتاً همراه است. اما وقتی اوضاع کشور با گرانی‌ها، دعواها، مجادلات سیاسی و فسادهایی که شکل گرفته، بد شود، خیلی‌ها از روحانیت زده می‌شوند و بی‌تفاوتی‌هایی در آنها پیدا می‌شود. واقعاً روحانیت یک قدرت جدی و مادر در کشور است. روحانیت در دوران پهلوی سرکوب شده بود اما قلب مردم با روحانیت بود که وقتی دوران پهلوی اول گذشت، کم کم خودش را نشان داد و تبدیل به این قدرت بزرگ شد. حوزه‌ها و حدود هفتاد، هشتاد هزار مسجد و همین مقدار حسینیه و هر روز یک مراسم برای تولد و شهادت ائمه(ع)، محرم و صفر و ماه رمضان و فاطمیه، برنامه‌های دینیِ روحانیت است که به عنوان یک قدرت به هم پیوسته در سراسر کشور جریان دارد. البته هر مقدار که مشکلات در کشور باشد، مردم با روحانیت مشکل پیدا می‌کنند. چون روحانیت را عامل این انقلاب می‌دانند. لذا با حل کردن مشکلات کشور، عزت روحانیت بیشتر می‌شود و آینده بهتری هم می‌تواند پیدا کند.

در انتخابات ۹۲ اتفاقاتي در كشور افتاد و دولت آقاي روحاني روي كارآمد كه هم تحليلگران داخلي و هم خود مردم اعتقاد دارند كه این دولت با مواضع جنابعالی همسو است و بخش عظيمي از افرادي كه الان مسئوليت‌هاي اجرايي دارند، قبلاً در دولت شما بودند. ارزيابي تان از اين دولت چيست؟ نقاط مثبت و منفي دولت تدبير و اميد را چه می دانید؟

—دكتر روحاني را به طور کامل قبول دارم. ما با ايشان از مجلس همكاري داشتيم و در جنگ خيلي همكاري داشتيم و بعد هم در مركز تحقيقات بوده اند. زماني كه من رياست جمهوري بودم، ايشان رئيس شوراي عالي امنيت ملی کشور بود. ما با ايشان از لحاظ تفكر خيلي نزديك هستيم و هيچ شبهه‌اي در صلاحيتشان براي من نيست. كابينه‌اش را هم با توجه به شرايط فعلي كشور، نسبتاً خوب انتخاب کرد، بالاخره مجلس هم در كابينه حق دارد و بايد رأي بدهد و مسئوليت دارد.

با توجه به شرايط، كابينه قابل قبولی است. همكاران ديگري را كه در مراحل پايين‌تر دارند خيلي نمي‌شناسم. از استاندارها، فرماندارها و بخشدارها بعضي‌ها شكايت دارند و مي‌گويند كه همه خوب انتخاب نشده‌اند. البته انصافاً نباید همه نیروها را يكباره بيرون ريخت و اين از كارهايي بود كه هميشه با آن مخالف بوديم. بالاخره همه مردم كه با هم بد نيستند، تفاوت‌هايي دارند که باید همدیگر را تحمل کنند.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

به نظرم آقاي روحاني كارش را خوب شروع كرده. موضوعات مورد توجه هم خوب انتخاب شده است. مهمترين آنها مسائل خارجي است. ما بايد مسائل خارجي‌مان را حل كنيم. رهبری هم مخالفتي با اين مساله ندارند، بلكه تشويق هم مي‌كنند. بالاخره ما مي‌خواهيم با دنيا تعامل كنيم.

ايران كشوري با منابع عظيم است كه ظرفيت تعامل با همه دنيا را دارد. الان هم نيروي انساني ما خيلي زياد و قوي است و هم در منابع طبيعي، به خصوص نفت و گاز غنی هستیم كه اگر در دنيا اول نباشيم، دوميم. جغرافياي ما كم نظير است. ما در نقطه‌اي هستيم كه بهترين راه خطوط هوايي از غرب به شرق و از شمال به جنوب جهان را در اختیار داریم. خطوط لوله گاز و نفت كه الان حرف اول را مي‌زند، بهترين راهشان ايران است. فيبر نوري كه مي‌خواستند از شانگ‌هاي تا برلين بكشند، نقطه مهمش ايران بود كه البته كوتاهي‌هایی شد و در بعضي جاها عوض و چيز ديگري شد. همه اينها قدرت تعامل است. ايران اگر بخواهد با دنيا تعامل داشته باشد، مي‌تواند هم به خيلي جاها كمك كند و هم استفاده‌هاي كلاني ببرد. معنايش اين است كه بايد سياست خارجي ما سياست تهاجمي نباشد و سياست تعاملي باشد که جزو عقايد هميشگي ما بوده است.

شرايط بعد از جنگ را به یاد آورید كه خيلي فرسوده شده بوديم. تعامل با دنيا را تجديد كرديم و همين باعث شد كه همه درها باز شد و به آساني توانستيم طرح‌هاي زيربنايي بسيار عظيم را آن هم با فاينانس خارجي‌ها اجرا كنيم، هزینه ها هم بعد از آن از درآمد خودش ‌پرداخته می شد و در اين میان در كشورمان شغل ايجاد مي‌شد و نيروهاي ما آموزش می دیدند. اين کار مي‌تواند همیشه و در همه جا ادامه داشته باشد. برعكسش هم مي‌شود؛ يعني الان مي‌توانيم اين كار را بكنيم و اگر وضع آن گونه شد، مي‌توانيم طرح‌هاي مهمي را در دنيا فاينانس كنيم و به آنجا برويم و طرح‌هايشان را انجام بدهيم. یعنی می‌توانیم همين كارهايي را كه ديگران مي‌كردند، بكنيم. چون بانك‌هاي دنيا معمولاً پولش را مي‌دهند و فقط اعتبار مي‌خواهند كه کشور و شرکت‌ها باید معتبر باشند.

به نظرم ما از تعامل عقب هستيم. البته همه وقت و کار دولت براي اين نيست. آقاي روحاني يك تيم را در وزارت خارجه گذاشتند و وظيفه طبيعي‌اش همین است و دارد انجام مي‌دهد.

مسئله مهمتر ايشان در داخل، مسئله تورم است كه تورم را پايين بياورند. بالاخره آنچه را كه مردم عادي مي‌فهمند، تورم را در غذا و لباس و چيزهاي مصرفي مي‌بينند. ضمناً توضيح داده نشده كه اگر مي‌گوييم تورم را پايين آورديم، یعنی رشدش را پايين آورديم. اگر قبلاً رشد آن ۴۳ درصد بوده، اينها مي‌گويند الان ۱۴ یا ۱۸ درصد شده است. يعني باز هم قیمت‌ها ۱۴ درصد رشد دارند. بنابراين كارهایي كردند منتها دستشان بسته و روابط خارجي ما بد بوده است. در این شرایط جنس گران وارد کشور مي‌شود و خيلي چيزهايي كه شما مي‌دانيد. اينها(دولت) در حدي كارشان را كرده اند.

از لحاظ فرهنگي ايشان مسائلي را وعده داده بودند كه همه به حق بود و بعضي‌ها را توانستند و اجرا كردند و برای اجرای بعضي‌ها هم مانع پيدا مي‌شود. بايد بپذيريم با توجه به شرايطي كه در كشورمان هست، قوه مجريه همه كاره نيست. براساس قانون اساسی بالاي سر همه ما رهبري و نظر ایشان حجت است که همه مسؤولین بايد آن را درنظر بگيرند. قوه قضائيه ميدان وسيعي دارد كه بايد با آن هم تعامل باشد. خيلي از كارهاي دولت مثل بودجه و كارهاي ديگر را بايد مجلس تأييد كند. آقاي روحاني قوه مجريه را با اين شرایط در اختيار گرفته است و نباید خيال كنيم كه دستش باز است و هر كاري را که بخواهد، می‌تواند انجام دهد.

به نظرم موفقيت‌هاي قابل قبولي دارند، ولي آن مقداري كه ما آرزو داشتيم هنوز محقق نشده است.

ارتباطي كه بين شما و روحانی از قبل، چه در مركز تحقيقات و چه جاهاي ديگر بود، هنوز هست؟

— بله ارتباط هست.

یعنی هنوز با هم مشورت می‌کنید؟

بله، با ایشان در فواصل مختلف جلسات می‌گذاریم و مسایل را بررسی می‌کنیم و اگر نظراتی لازم باشد، با هم تفاهم می‌کنیم. ایشان در حدی که وقت کنند، به مجمع می‌آیند. در مجموع رفاقت و مسایل عاطفی‌ سر جای خودش هست. با کابینه‌ ایشان هم همینطور است. با وزرا در حدّ کارهایی که به مجمع مربوط می‌شود، ارتباط داریم.

به نقاط مثبت اشاره کردید، آیا انتقادی هم دارید؟

اگر انتقاد داشته باشم، در جلسات می‌گویم. البته ایشان هنوز در اوایل کارش است و مشکلاتی که از دولت قبل برای ایشان باقی مانده، انصافاً از مشکلاتی که ما در جنگ تحویل گرفتیم، بدتر است. ما در جنگ خسارات و رکود و اوضاع بد سیاست خارجی را تحویل گرفتیم و الان مشکلات علاوه بر همه اینها فساد هم هست که خیلی دامنگیر شده و ممكن است بسياري از نيروهایي كه مشغول كارند با دولت همدل نباشند.

سال ۷۶ در آخرین جلسه و نشست خبری و مطبوعاتی که داشتید، در پاسخ به سوال یک خبرنگار ـ که فکر می‌کنم از رسانه آمریکایی بود ـ گفتید: هیچ اختلاف نظری با رهبری معظم انقلاب ندارم و حتی حاضرم برگه‌ سفید امضا به ایشان بدهم. الان هم آیا شرایط همین است و بر همان اعتقاد و در واقع عدم اختلاف سلیقه معتقد هستید؟

من هیچ‌وقت نگفتم اختلاف سلیقه نداریم. چون اختلاف سلیقه بین انسان‌ها طبیعی است. با رهبری نیز در کنار روابط خیلی صمیمانه و دوستانه‌ و کارهای فراوانی که داشتیم، طبیعی بود که اختلاف سلیقه داشته باشیم. اما با هم تفاهم و اختلافات را حل می‌کردیم. از آن زمان که ایشان رهبر شدند، وظیفه‌ام بود اطاعت کنم. تا زمانی که ایشان رهبر نبودند، ممکن بود در اختلاف سلیقه به نظر خودم عمل کنم، ولی وقتی ایشان رهبر شدند، حرف ایشان حجت شد. بحث‌هایمان را می‌کنیم و وقتی که نظر ایشان اعلام شود، تابع همان هستیم.

جلسات مستمری که از سابق و دوران ریاست جمهوری و بعدها بوده، به همان شکل ادامه دارد؟

جلسات ما بستگی به کارها دارد. اینکه همین جوری بنشینیم و حرف‌های جلسه‌ای بزنیم، نیست. همیشه با هم کار داشتیم. حتی پیش از انقلاب به خاطر کارهایی که داشتیم، می‌بایست جلسه داشته باشیم و هماهنگ باشیم. پس از پیروزی انقلاب جلسات ما به خاطر مسؤولیت‌ها بود که در دهه‌ اول زیاد بود. هفته‌ای دو، سه بار جلسات سران و جلسات دو نفری داشتیم. موقعی که رئیس‌جمهور شدم، حداقل هفته‌ای یک جلسه داشتیم. در فاصله دو جلسه ده، پانزده موضوع جمع می‌شد که در جلسه بعدی، مطرح و تمام می‌کردیم.

گاهی ایشان به دفتر من می‌آمدند و گاهی من به دفتر ایشان می‌رفتم. بعد از اینکه دیگر رئیس‌جمهور نبودم، آن مقدار کار نبود و من رئیس مجمع تشخیص مصلحت بودم که براساس قانون، مشاور ایشان است. چون در اینجا تصمیم مستقل نداریم.

ما مشاور هستیم و باید مسایلی را که ایشان قبول می‌کند در دستور باشد بررسی کنیم و نظرمان را بدهیم و به آنجا برود و ایشان نظر نهایی را می‌دهند و منتشر می‌شود و اعلان می‌کنند. لذا الان آن مقدار کار با ایشان نداریم. البته جلسات دوستانه به خاطر بُعد عاطفی هنوز باقی است که باعث می‌شود برای کارهای کوچک هم جلسه بگذاریم.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

الان در ماه یک بار همدیگر را می‌بینیم، مگر اینکه این فواصل چیزی پیش بیاید که باید بیشتر ببینیم و کافی هم هست. چون در آنجا همه حرف‌ها را می‌زنیم. البته الان کار ایشان از من بیشتر است و خیلی کار دارند. ایشان باید نیروهای مسلح و نهادهای فراوانی که زیر نظرشان هستند، مثل صداوسیما، بنیاد مستضعفان و خیلی نهادهای دیگر را اداره کند. روحانیت و اقشار مردم علاقه‌مندند ایشان را سالی یک بار ببینند. مثلاً حق ائمه جمعه که ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر می باشند است که سالی یک بار بیایند و ارشاد بگیرند. مسؤولین هم همینطور. دولت، قوه قضائیه، مجلس و دیگران هم علاقه‌مند هستند. من این چیزها را ندارم و می‌دانم کار ایشان سنگین است، به همین خاطر مراعات می‌کنم. اگر هم ملاقاتی بخواهم، فوری انجام می‌شود.

در آینده‌ نه چندان دور دو انتخابات مهم برای مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی داریم. برنامه‌ شما برای این دو مجلس چیست؟ آیا از حزب و لیست خاصی حمایت می‌کنید؟

شما باید مرا خیلی خوب شناخته باشید. در داخل انقلاب، هیچ وقت از یک جریان در مقابل جریانات دیگر حمایت نمی‌کردم، چون همه را از احزاب داخل نظام می‌دانستم و با همه در مسایل مختلف همکاری داشتم. البته نقطه ضعفی که پیش آمد، از انتخابات مجلس پنجم بود که من رئیس‌جمهور بودم. وقتی می‌خواستند نامزدها را تعیین کنند، جامعه روحانیت خیلی پیشتاز بود. جلساتی داشتیم و می‌گفتم که شما در جامعه روحانیت باید حالت پدری داشته باشید. چون این کار برای بقیه‌ جاها سرمشق می‌شود و این برای اتحاد کشور خیلی مهم است و تجزیه قدرت‌های انقلابی و رودرروی هم قرار گرفتن، بد است. لذا پذیرفتند که ۵ نفر از به اصطلاح الان «اصلاح ‌طلبان» را در لیست خود بیاورند. آن موقع هنوز این اسم‌ها نبود و اصطلاحاتی مثل چپ و راست یا محافظه‌کار و رادیکال و خط امامی و امثال اینها بود.

در حضور من پذیرفتند که ۵ نفر را بپذیرند. بعد بین گروه‌های خودشان مطرح کردند که آنها قبول نکردند و نپذیرفتند. من هم با آن حالت پدری که می‌خواستم داشته باشم به همه گفتم که با هم همکاری کنید. آن موقع حزبی نبود و اعضایی از هیأت دولت(کارگزاران) پیغام دادند که اگر این کار در جایی هماهنگی نشود، خودمان لیست می‌دهیم که آن اختلافات پیش آمد و نقطه آغاز یک دوره بود. یعنی کاملاً بر خلاف نظر من بود و خیلی تلاش کردم که نشود و مرحوم دکتر حبیبی هم تلاش کرد. اما آن‌گونه شد.

هنوز هم همان روحیه را دارم. یعنی فکر می‌کنم نیروهای داخل انقلاب و آنهایی که نسبت به انقلاب مخلص هستند، نباید با هم سرجنگ و دعوا داشته باشند. اختلاف سلیقه، در یک حزب هم هست که راه حل خودش را دارد.

لذا خودم تا به حال از حزبی حمایت نکردم. البته اگر برای انتخاب یک فرد باشد، مثل انتخابات اخیر، وقتی نتوانستم بیایم، از آقای روحانی حمایت کردم. همان موقع هم گفتم که آقای دکتر ولایتی هم فرد صالحی است، ولی من فعلاً از آقای دکتر روحانی حمایت می‌کنم. خودم هم سال‌هاست که تمایل ندارم وارد انتخابات شوم. قطعاً بنای من این بود که بعد از ریاست‌ جمهوری کاری این‌گونه انجام ندهم. چون کارهای زیادی در مجمع تشخیص مصلحت هست و به آنها و به کارهای علمی و فکری بپردازم. اما نشد. مثلاً در انتخابات هشت سال قبل خبرگان، نمی‌خواستم بیایم، اما رهبری گفتند که واجب است و باید بیایی. من گفتم که خودم واجب نمی‌دانم و مناسب من نیست در چنین انتخاباتی شرکت کنم و لازم هم نیست. اما ایشان اصلاحاتی در کار کردند و مرا قانع کردند که بیایم و آمدم. الان هم تمایل واقعی من این است که به یادداشت‌های فراوانی که دارم و باید تنظیم و کتاب شوند، بپردازم.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

شاخص شما برای حمایت از افراد چیست؟ چه معیارهایی برای حمایت از افراد دارید؟

گفتم که فعلاً حمایت نمی‌کنم. اگر شخص اصلحی ببینم، حمایت می‌کنم. شاخص‌اش افکار خودم است. آنچه الان خودم عقیده و تجربه دارم، میانه‌روی و اعتدال است که آن را یک اصل اسلامی می‌دانم. همکاری جهانی و تعامل را یک ضرورت برای اداره کشور و پرهیز از تندروی‌ها و سخت‌گیری‌ها و دوری کردن از بد اخلاقی‌ها را لازم می‌دانم. افکار من روشن است و در همه جا می‌توانید ببینید.

کسانی که شما را می‌شناسند چه طرفداران و چه منتقدان اذعان دارند که شما یاور دیرین انقلاب بوده اید و خدمات ارزنده ای در سالهای قبل و بعد از انقلاب داشته اید. اما این روزها بحث‌هایی در فضای جامعه و رسانه ها درباره خانواده تان وجود دارد و این پرسش که اگر آقای هاشمی بخواهد بین انقلاب و خانواده انتخاب کند، چه تصمیمی خواهد گرفت. دیدگاهتان در این باره چیست؟

کسانی این مسایل و این حرف را مطرح می‌کنند یا مغرض و یا نسبت به سابقه خانواده ما جاهل هستند. نمی‌گویم اصیل‌ترین خانواده‌ای که به این انقلاب پایبند باشد، خانواده‌ ماست، ولی بچه‌های من از روزی که چشمشان را باز کردند، پدر خانواده را در مبارزه و زندان و مادرشان را در تلاش برای آزادی پدر دیده‌اند. در جنگ، مهدي و ياسر هر دو مجروح شدند. يكي شيميايي شد و ديگري مجروح. خوشبختانه از لحاظ زندگی هم احتیاجی نداشتند و ندارند که دنبال کارهای مادی بروند. همه‌ انقلابی و در عین حال نسبت به بعضی از کارهایی که می‌بینند، منتقد هستند و همان انتقاداتشان باعث می‌شود که بعضی‌ها این حرف‌ها را بزنند. من فکر می‌کنم خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند و با انقلاب می‌میرد.

ادامه دارد…

No responses yet

Feb 19 2015

محمدعلی موحدی‌کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران: اعضای مجلس خبرگان رهبری هیچ غلطی در مقابل رهبری نمی‌توانند بکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدعلی موحدی‌کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران گفته اعضای مجلس خبرگان رهبری نمی‌توانند «هیچ غلطی» در مقابل علی خامنه‌ای بکنند.

آقای موحدی کرمانی این مطلب را در واکنش به برخی تلاش‌ها برای تغییر ترکیب مجلس خبرگان رهبری بیان کرده و گفته نسبت به انتخابات آینده این مجلس «نگران» است.

وی گفته با وجودی که هیچ یک از اعضای مجلس خبرگان رهبری نمی‌توانند «غلطی» در مقابل رهبر کنونی کنند٬ اما ترکیب این مجلس برای بعد از علی خامنه‌ای مهم است.

این روحانی محافظه‌کاران به همه جریان‌های محافظه‌کار هشدار داده چنانچه برای انتخابات آینده مجالس شورای اسلامی و خبرگان رهبری متحد نشوند٬ اسلام به دست آن‌ها «سیلی» خواهد خورد.

در یک سال اخیر گروهی از روحانیون محافظه‌کار بار‌ها نسبت به «تسخیر» مجلس خبرگان رهبری از سوی حامیان اکبر هاشمی رفسنجانی هشدار داده‌اند.

برخی از این روحانیون نیز به موضوع رهبری پس از علی خامنه‌ای اشاره کرده و ضمن مخالفت با تشکیل شورای رهبری گفته‌اند اجازه نخواهند داد رهبری در اختیار «نا‌اهلان انقلاب» قرار بگیرد.

دوره پنجم انتخابات مجلس خبرگان رهبری هفتم اسفند ماه سال ۱۳۹۴ برگزار خواهد شد.

No responses yet

Feb 18 2015

خامنه‌ای غرب را به قطع صادرات گاز ایران تهدید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای برای مقابله با تاثیر اقتصادی تحریم‌های بین‌المللی خواستار قطع اتکای بودجه به درآمد‌های نفتی و افزایش در‌آمد‌های مالیاتی شد و به غربی‌ها درباره قطع صدور گاز هشدار داد.

آقای خامنه‌ای با انتقاد از سیاست‌ غربی‌ها در مذاکرات هسته‌ای گفته اگر مسئله هسته‌ای همان‌طور که آن‌ها دیکته می‌کند پیش برود باز هم تحریم‌ها برداشته نخواهد شد.

وی برای مقابله با تحریم‌ها خواستار قطع اتکای بودجه به درآمد‌های نفتی شده و افزوده باید تکیه نظام به تولید داخلی یعنی درآمد تولیدی مردم و مالیات باشد.

خامنه‌ای اضافه کرده پرداخت مالیات واجب است و «ما امروز از ضعفا مالیات می‌گیریم اما فلان سرمایه‌دار فرار مالیاتی دارد. این جرم است.»

رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود از مردم ایران خواسته از محصولات خارجی که مشابه آن در داخل ایران نیز تولید می‌شود استفاده نکنند.

خامنه‌ای به غربی‌ها هم هشدار داده اگر بنای بر تحریم باشد این ملت ایران است که در آینده و در وقت مناسب آن‌ها را تحریم خواهد کرد.

وی گفته «بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ملت ایران است و اروپا احتیاج به این گاز دارد.»

No responses yet

Feb 18 2015

هاشمی رفسنجانی از آینده رهبری ایران چه می گوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: ۱۹ اسفند ماه مجلس خبرگان رهبری وارد شور خواهد شد تا برای محمدرضا مهدوی کنی که مهرماه سال جاری درگذشت و صندلی ریاست خبرگان را خالی گذاشت، جانشین تعین کند.

هر چند ریاست خبرگان رهبری به زعم برخی از ناظران سیاسی مقامی تشریفاتی است و با عملکرد کم و بیش مخفی و ناچیز در نظارت بر رهبری جمهوری اسلامی ایران، مقامی ناظر بر عملکرد رهبر به حساب نمی آید، اما شاید بتوان گفت که رئیس خبرگان می تواند در صورت فوت رهبر به این مجلس (همچون کاری که اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ بعد از درگذشت آیت الله خمینی و در غیاب رئیس وقت مجلس خبرگان کرد) خط و جهت دهد و در تعیین جانشین آیت الله خامنه‎ای، نقشی تعیین کننده داشته باشد.

بیشتر بخوانید: افزایش اظهارنظرها در ایران درباره رئیس آینده مجلس خبرگان رهبری

همین حساب احتمالات است که رقابت ۱۹ اسفند ماه را حساس کرده و جناح های حاکم بر خبرگان، از سویی اکبر هاشمی رفسنجانی و حامیانش و محمدتقی مصباح یزدی و هوادارانش، سعی دارند تا ریاست این مجلس از آن خود به خود نزدیک کنند.

شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می‌افتد
اکبر هاشمی رفسنجانی

ریاست محمدرضا مهدوی کنی گویا آتش بسی میان جناح های مختلف سیاسی در خبرگان بود با درگذشت او نیمه کاره مانده است. خبرگان پنج ماه را بدون ریاست گذارنده و محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قبلی قوه قضائیه به عنوان رئیس موقت این مجلس به رتق و فتق امور پرداخته است. در برخی از محافل از آقای هاشمی شاهرودی به عنوان گزینه مناسب جانشینی آیت الله خامنه ای هم اشاره شده و در افکار عمومی هم این موضوع ناشنیده و بکر محسوب نمی شود.

حالا برخی از چهره های سیاسی آقای هاشمی شاهرودی را که زاده نجف است و سال ها ریاست مجلس اعلای اسلامی عراق (بعدها به مجلس اعلای اسلامی تغییر نام داد و عنوانی بود بر شماری از روحانیان و مبارزان تبعیدی عراقی مقیم ایران که علیه صدام حسین فعالیت می کردند) را برعهده داشته گزینه مرضی الطرفین برای ریاست خبرگان می دانند اما بر اساس آنچه که اکبر هاشمی رفسنجانی اخیرا به روزنامه جمهوری اسلامی گفته است او در حال حاضر کسی را برای رهبری احتمالی در آینده مناسب نمی داند.

آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ی مفصل خود با روزنامه جمهوری اسلامی به صراحت می گوید: “اگر فردا آیت الله خامنه ای نباشد چه کسی را دارید که رهبری را بر عهده بگیرد.”
اکبر هاشمی رفسنجانی در به رهبری رسیدن آیت الله علی خامنه ای، نقش تعیین کننده داشت

هاشمی شورایی بودن رهبری را به عنوان راهکار پیشنهاد می دهد و می گوید: “شاید در آینده بدون شورا نتوان کار درست را انجام داد.”

بر اساس قانون اساسی اول جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۵۸، اعضای مجلس خبرگان “هر گاه‏ یک‏ مرجع را دارای‏ برجستگی‏ خاص‏ برای‏ رهبری‏ بیابند او را به‏ عنوان‏ رهبر به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏ نمایند، وگرنه‏ سه‏ یا پنج‏ مرجع واجد شرایط رهبری‏ را به‏ عنوان‏ اعضاءی‏ شورای‏ رهبری‏ تعیین‏ و به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏ کنند” اما در بازنگری قانون اساسی ایران مصوب سال ۱۳۶۸ موضوع شورای رهبری حذف و این اصل به این صورت تغییر کرد: “در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یک صد و هفتم عهده‏ دار آن می‌گردد.”
نقل قول هاشمی رفسنجانی از آیت الله خامنه ای

خودِ آیت الله خامنه ای به من گفتند من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند

آقای هاشمی رفسنجانی اذعان می کند که در جلسه خبرگان ۱۴ خرداد سال ۶۸ که پس از درگذشت آیت الله خمینی تشکیل شد، طرفدار رهبری شورایی بوده و حتی اعضای این شورای سه نفره را هم به مجلس خبرگان معرفی کرده است که عبارت بودند از آیت الله علی خامنه ای، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی مشکینی .

اما نه این طرح شورایی و نه شرط زمانی ۱۰ ساله برای رهبری، هیچکدام رای نیاورد.

آنگونه که آقای هاشمی به روزنامه جمهوری اسلامی گفته است آیت الله خامنه ای که خود از طرفداران رهبری شورایی بوده به شدت با مادام العمر بودن رهبری مخالفت می کرده است: “خودِ آیت الله خامنه ای به من گفتند من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند.”

به روایت اکبر هاشمی رفسنجانی وقتی رهبری فردی رای آورد “نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می‌گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای نبود. الان هم همین است… اگر فردا آیت‌الله خامنه‌ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند.”
“قانون شورا شدن باز است”

اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتما می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است
هاشمی رفسنجانی

آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال روزنامه جمهوری اسلامی که می پرسد”اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می‌خواهد به دست چه کسی سپرده شود” می گوید “من می‌گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می‌افتد، یک نگرانی برحق است. اما اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است.”

علیرغم تغییر قانون اساسی ایران و حذف موضوع شورای رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی می گوید “اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتما می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است.”

آقای هاشمی رفسنجانی می گوید “شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می‌افتد.”

مصاحبه روزنامه جمهوری اسلامی به گونه ای چالشی پیش می رود و مصاحبه کنندگان که نامشان ذکر نشده اصرار دارند که ساختار قانون اساسی مشکلات جدی دارد و هاشمی رفسنجانی مشکلات را نه از ساختار بلکه از عملکردها می داند.

او که برای مدتی ریاست مجلس خبرگان را عهده دار بوده است برای اولین بار به برخی از مشکلات نظارت بر رهبری اشاره می کند: “خبرگان قانونی گذراند که هر یک از سازمان های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. دعوت کردیم که بیایند. مثلا گفتیم رئیس سازمان صدا و سیما بیاید. بعد از مدتی گفت که نمی آییم . به همه گفتیم که بیایند اما نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می شدند اما وقتی موعد می شد، نمی آمدند. رئیس شورای ائمه جمعه هم نیامد. رهبری هم گفته بودند هر کسی که خودش داوطلب باشد، می تواند بیاید. ”

تا حدود سه هفته دیگر رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری تعیین می شود. با ریاست تازه البته نمی توان انتظار داشت که سازمان های زیر نظر رهبری به یکباره حداقل به مجلس خبرگان پاسخگو باشند و این انتظار هم نمی رود تا مجلس خبرگان گزارشی از نظارت بر عملکرد رهبری را منتشر کند اما برای اولین بارها در زمان رهبری آیت الله خامنه ای، موضوع انتخاب جانشین او نه در پشت درهای بسته بلکه از زبان سیاستمدارانی همچون قربانعلی دری نجف آبادی و اکبر هاشمی رفسنجانی دو عضو مجلس خبرگان در سطح افکار عمومی مطرح شده که نشانی است بر اهمیت روز افزون این مجلس و جایگاه احتمالی رئیس آن در تحولات آینده نه چندان دور ایران.

No responses yet

Feb 18 2015

دروغی دیگر از مجموعه دروغ های مقام معظم رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خبرگزاری مسیحیان: خبری با عنوان «تعرض به غیر مسلمانان هیچ سابقه‌ای ندارد! »درروزنامه آرمان امروز،روزنامه صبح ایران به چاپ رسیده است که نکات جالب توجهی از بیانات کاملا کذب رهبر جمهوری اسلامی را عنوان کرده بود.

به گزارش «خبرگزاری صدای مسیحیان ایران» (VOCIR) جمهوری اسلامی ۳۷ سال از عمر خود را میگذارند و همچنان بر دروغ و تزویر پا فشاری میکند آقای خامنه ای در جمع نمایندگان اقلیت های مذهبی در مجلس شورای اسلامی گفته است ،در ایران تعرض به غیر مسلمانان هیچ سابقه‌ای ندارد!

حکم دادگاه برای تعدادی از نوکیشان مسیحی اصفهان

لازم به ذکر است که جمهوری اسلامی در نقض حقوق مسیحیان رتبه هفتم را در سال ۲۰۱۴ در اختیار گرفت و نوکیشان مسیحی را تحت آزار و اذیت قرار داده است و با زندانی کردن آنها به خاطر اعتقادات مذهبی اتهام های همچون اقدام علیه امنیت ملی،تبلیغ علیه نظام وهمچنین دربرخی موارد ارتداد و در همه موارد ارتباط با شبکه های مسیحی خارج از کشور آنها را به حبس های طولانی مدت محکوم کرده است.جمهوری اسلامی با سوزاندن کتاب مقدس مسیحیان نه تنها تعرض به مسیحیان ایرانی کرده است بلکه به مقدسات مسیحیان جهان توهین کرده است و چگونه است رهبر جمهوری اسلامی اعلام میکند که ایران تحت حاکمیت حکومت نامشروع جمهوری اسلامی به غیر مسلمانان توهین و تعرض صورت نگرفته است یاد آوری میکنیم،تنها هشت روز پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران کشیش ارسطو سیاح در شیراز به قتل رسید،جمهوری اسلامی به این اکتفا نکرد وبا ربودن بهرام دهقانی تفتی پسر کشیش حسین دهقانی در حومه تهران وقتل وی با شلیک گلوله ،ترور کشیش هایک هوسپیان،ترور کشیش مهدی دیباج،ترور کشیش طاطاوس میکائیلیان ،اعدام کشیش حسین سودمند و زندانی کردن مسیحیان زیادی همچون کشیش بهنام ایرانی،کشیش سعید عابدینی،کشیش فرشید فتحی ،مریم نقش زرگران (نسیم)،ابراهیم فیروزی و صدها مسیحی دیگر را در کارنامه تعرض به غیر مسلمانان دارد اگر اینها تعرض نیست وای به روزی که تعرض بخواهد صورت گیرد،جمهوری اسلامی با فریب و نیرنگ قصد پاک کردن صورت مسله دارد این بازی جدیدی است که جمهوری اسلامی به راه انداخته است و قصد نشان دادن چهره بیگناه رهبر را در ذهن دارد.

در تیر ماه ۱۳۹۱ خبر مبنی بر مسیحیت در ایران جرم سیاسی-امنیتی توسط پایگاه خبری صدای آمریکا منتشر شده است که به خوبی از تعرض های جمهوری اسلامی اسلامی نسبت به غیر مسلمانان اشاره میکند .

آیا بهاییان در ایران از حقوق شهروندی برخوردار هستند؟ بهاییان هم مانند غیر مسلمانان دیگر در ایران مورد تعرض قرار میگیرند به طوری که اموال آنها توسط حکومت اسلامی حاکم برایران غصب میشود،از تحصیل محروم میشوند،دربرخی موارد شاهد بوده ایم که از دفن اموات آنها جلوگیری شده است.

در ایران مسلمانان سنی هم که مسلمان هستند و یک پیامبر و یک کتاب مشترک با شیعیان اکثریت حاکم بر ایران دارند نیز مورد تعرض حکومت قرار میگیرند و حتی از داشتن مسجد جهت برپایی نماز جمعه خود در تهران پایتخت ایران نیز محروم هستند و نماز خانه آنها نیز توسط عوامل حکومتی پلمب شده است.

رهبر ایران میتواند باز هم بگوید در ایران به غیر مسلمانان تعرضی صورت نمیگیرد؟

دنیا باید متوجه شود،رهبری که با اینهمه سند و مدرک با صحبت های ضد و نقیض خود میتواند فتوای دروغ در مورد حرام بودن سلاح های اتمی بدهد

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .