Dec 20 2019

نمایندگان پارلمان اروپا خواهان محاکمه عاملان خشونت در اعتراضات اخیر ایران شدند

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: معاون دبیر کل فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران در نشستی برای بررسی فشارها و تهدیدهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی علیه روزنامه نگاران ایرانی خارج از ایران، از افزایش تلاش های این سازمان برای مقابله با این فشارها خبر داد.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IFJ) روز سه‌شنبه ۲۶ آذر میزبان یک نشست ویژه با تعدادی از روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول به کار در رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران، با هدف تهیه برنامه‌ای برای مقابله با تهدیدات و آزار و اذیت حکومت ایران علیه آن‌ها بود.

جرمی دیر، معاون دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با اشاره به رفتار حکومت ایران با روزنامه نگاران در این نشست گفت: «این رفتار نشان دهنده نقض حقوق بشر و مجازات جمعی صدها روزنامه‌نگار و خانواده‌های آن‌ها است.»

او با تاکید بر لزوم اعتراض روزنامه نگاران به اقدامات تهدیدآمیز جمهوری اسلامی در حرکتی جمعی اضافه کرد: «جامعه جهانی نمی‌تواند در مقابل چنین سوءاستفاده‌هایی از قدرت ساکت باشد. روزنامه نگاران باید از اعتراض و حرکت جمعی خود برای پایان دادن به این فشارها استفاده کنند.»

آقای دیر اضافه کرد: «ما با ایستادن در کنار همکاران، صدای خود را بلند می‌کنیم و کارزار خود در این زمینه را بیشتر می‌کنیم.»

در این نشست تعدادی از روزنامه‌نگاران رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران که تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار گرفته‌ بودند به بیان تجربه خود پرداختند.

نیروهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران به تازگی تهدید و ارعاب روزنامه‌نگاران ایرانی را که در خارج ایران برای رسانه‌های فارسی زبان بین‌المللی کار می‌کنند، از سر گرفته است.

علاوه بر توقیف اموال و ممنوع‌المعامله شدن برخی از این روزنامه‌نگاران و بستگان نسبی، برخی دیگر تهدید شده بودند که ربوده شده و به زور به ایران باز گردانده می‌شوند.

برخی دیگر گزارش دادند که بستگان بیمار آن‌ها از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی به دلیل ممنوع المعامله بودن ناتوان هستند و از لحاظ مالی تحت فشار قرار گرفته‌اند.

شرکت‌کنندگان در این نشست، تهدیدات و آزار و اذیت اعضای خانواده خود را که در ایران زندگی می‌کنند یکی از متداول‌ترین اقدامات حکومت ایران برای مجبور کردن آن‌ها به متوقف کردن حرفه روزنامه نگاری و فعالیت در رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران معرفی کردند.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران در این نشست خود را پایبند به حمایت از روزنامه‌نگاران ایرانی و همکاری با نهادهای مرتبط و رسانه‌های همکار برای محافظت از حقوق حرفه ای روزنامه‌نگاران و آزادی گردش اخبار و اطلاعات اعلام کرد.

در هفته‌های گذشته، در پی افزایش تهدیدها علیه روزنامه نگاران خارج از ایران و آزار خانواده های آنها، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران اعلام کرد که آمریکا هدف گرفتن خبرنگاران و خانواده هایشان را از سوی رژیم ایران محکوم می کند.

صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا در توئیتر به نقل از برایان هوک نوشت: «رژیم ایران خبرنگاران بخش فارسی صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی را هدف حمله قرار داده است.»

آقای هوک در ادامه افزود که «آمریکا هدف گرفتن خبرنگاران و خانواده هایشان را محکوم می کند و به برداشتن گام‌های قاطع برای حمایت از آزادی بیان و مطبوعات ادامه می دهد.»

پیش از این نیز تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، نسبت به اقدامات جمهوری اسلامی علیه روزنامه نگاران رسانه‌های فارسی خارج از ایران واکنش نشان داد و در توئیتر خود نوشت که «رژیم ایران برای ارعاب و ساکت کردن روزنامه‌نگاران رسانه های فارسی زبان تلاش می‌کند چرا که می‌داند حقیقت، بزرگترین تهدید تداوم حکومت آنها است.»

در هفته های گذشته اعلام شده بود که دولت و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیه خبرنگاران مشغول به کار در برخی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران بار دیگر محدودیت‌هایی، از جمله ممنوع المعامله کردن، اعمال کرد.

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز اعلام کرد که در ۱۱ ماه گذشته ۲۵ مورد آزار خانواده‌های روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور گزارش شده است.

این گزارش با واکنش آماندا بنت، رئیس صدای آمریکا همراه شد و خانم بنت برخورد نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی با خبرنگاران رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، از جمله صدای آمریکا، و تهدید و ارعاب خانواده های آنها را به شدت محکوم کرد.

وزیر خارجه آمریکا نیز تهدید روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول به کار در رسانه‌های خارج از ایران توسط رژیم ایران را محکوم کرد و آن را نمونه‌ای از رفتار شریرانه ایران دانست که پیش از آن پرزیدنت ترامپ درباره آن هشدار داده بود.

No responses yet

Dec 19 2019

مستند ماهشهر در فضای سرکوب و سانسور رسانه‌ها چه‌گونه ساخته شد؟

نوشته: در بخش: آزادی بیان,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: اگرچه سانه‌های خبری در داخل کشور از همان ساعات اولیه گرانی بنزین در آبان ۱۳۹۸، تهدید و مجبور به سکوت و عدم انتشار مطالب انتقادی و پوشش اعتراضات مردمی شدند. اما حالا و چند هفته پس از این اعتراضات، کشته شدن و بازداشت بسیاری از شهروندان، فیلم مستندی روز چهارشنبه ۲۷ آذر ماه از تلویزیون اینترنتی «آوانت» پخش شد که حاوی حرف‌های تند ساکنان «شهرک کوره ماهشهر» از برخورد حکومت با مردم است.

«حامد هادیان»، روزنامه‌نگار و سازنده این مستند شش دقیقه‌ای به نام «حقیقت ماهشهر» است که در برنامه «شهرآرا» از تلویزیون آوانت در غروب ۲۷ آذر ماه پخش شد و واکنش‌هایی را به دنبال داشت؛ از جمله این که هادیان کیست و پخش این فیلم در این شرایط با چه هدفی انجام شده است؟

در اوضاعی که هر خبرنگاری برای اظهارنظر ساده‌اش درباره اعتراضات بازداشت و تهدید می‌شود، هیچ رسانه مستقلی قادر به تهیه گزارش از این جریان نبوده است و هم‌چنان آمار کشته شدگان و افراد بازداشت شده از تریبون‌های رسمی اعلام نمی‌شود، یک مستندساز با تیم‌ خود به شهرک کوره ماهشهر، جایی که براساس گزارش‌ها، بیشترین تلفات را در اعتراضات آبان داده است، رفته‌اند و حرف‌های معترضان را ضبط کرده‌اند؛ فیلمی که پس از پخش آن، بسیاری از کاربران «ارزشی» در توییتر به تحسین آن پرداخته‌اند.

با این حال، این فیلم در ابتدای روایتش از اعتراضات، عامل خرابی‌های شهر را بخشی از مردم معترضی عنوان می‌کند که «مسلح» بوده‌اند.

روایت‌گر روی تصاویری از شهر و خرابی‌های ایجاد شده می‌گوید: «با شروع اعتراضات در آبان ماه، ماهشهر هم به ریخت. به روایت رسمی مسوولان، عده‌ای از معترضان مسلح سه روز جاده اصلی و ترانزیتی منطقه را بستند که نیروهای امنیتی و انتظامی مجبور شدند راه را به زور بازکنند.»

منبع روایت‌گر در این داده اطلاعاتی، «روایت رسمی مسوولان» عنوان شده است.

در ادامه، روایت‌گر می‌گوید: «اما این همه ماجرا نبود و مردم حرف‌های دیگر هم دارند. مردم و بزرگان شهر از تبعیض و فقر می‌گویند. از بی‌تدبیری مسوولان شهر در نحوه واکنش‌شان به اعتراضات بدجوری شاکی هستند. دل‌های زیادی شکسته است.»

در این مستند با هیچ مسوولی از شهر که به گفته روایت‌گر، با بی‌تدبیری باعث گسترده‌تر شدن اعتراضات شده‌اند، مصاحبه‌ای نشده است. هم‌چنین به طور مشخص گفته نمی‌شود که دقیقا منظور از «بی‌تدبیری مسوولان شهر» چیست.

در ادامه این فیلم، چندین شهروند مرد جلوی دوربین حامد هادیان ظاهر می‌شوند و حرف‌هایی می‌زنند که با مانفیفست اولیه مستند چندان هماهنگ نیست.

در واقع، از این‌جا به بعد این فیلم به بلندگوی مردمان خسته دل کوره تبدیل می‌شود؛ صداهایی که حق شنیدن‌شان از هیچ رسانه‌‌ای تاکنون وجود نداشته است.

از این نقطه به بعد، فیلم به دو تکه تبدیل می‌شود؛ فیلمی که مستندسازش تلاش دارد بگوید خرابی‌های شهرک کوره، حاصل اقدام مردم معترض دارای اسلحه بوده است اما مصاحبه‌کنندگانش آن را نقض می‌کنند.

یکی از این شهروندان با نقد حرف‌های مسوولان درباره معترضان می‌گوید: ««آشوب‌گر کجا بوده؟ کجا آشوب‌گر شهر بود؟ کجای شهر را خراب کردند؟ کجای اموال دولت را خراب کردند؟ اگر جایی باشد، شیشه‌ای شکسته باشد، من مسوولیتش را گردن می‌گیرم.»

یکی دیگر می‌گوید: «مگه ما چی هستیم که برایمان تانک بیاورند؟ ما اگه پول داشتیم که اسلحه بخریم، خب می‌رفتیم نان می‌خریدیم.»

دیگری می‌گوید: «مردم فقط منتظر یک جرقه بودند؛ مشکل‌شان بنزین نبود، خسته شده بودند. به این‌جاشون رسیدند.»

شهروند دیگری توضیح می‌دهد: «یک آدم‌هایی آمدند این‌جا، محیط شهر را نمی‌شناسند. وارد کوره‌ها شدند. تن به تن شدند!»

دیگری به اعتراض می‌گوید: «موقع انتخابات که می‌شود، می‌آیند این‌جا فیلم می‌گیرند. خودت بیا این‌جا فیلم بگیر. مردم شهرک می‌شوند شهیدپرور. مردم شهرک می‌شوند آدم‌های خوب. معتمد. همه چی خوب. انتخابات که تمام شد، همه به درد نمی‌خورند. خب چرا؟»

یک شهروند دیگر می‌گوید: «بابا آشوب‌گر چیه؟ داعشی چیه؟ بابا این‌ها نون شب ندارند.»

اما سوال این است که حامد هادیان، سازنده این فیلم که به راحتی توانسته در این روزهای ملتهب با دوربین و تیمی حرفه‌ای به دل مردم برود و با آن‌ها مصاحبه کند، چه کسی است؟

هادیان در توییترش خود را «خبرنگار بدون مرز» و «یکی از مریدان خاص حضرت عباس» معرفی کرده است. عکس اصلی توییتر او نیز در قابی همراه با چند نظامی اسلحه به دست دیده می‌شود. او یکی از نویسندگان اصلی سایت رسمی آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر ایران است؛ خبرنگاری که با حمایت رسمی نهاد قدرت، امکان ساخت مستندی در بحبوحه سانسور رسانه‌‌ها را داشته است تا درحالی که فرصت حرف زدن به مردم را می‌دهد، در نهایت بگوید خرابی اعتراضات و مقصران اصلی آن، بخشی از همین مردمی بودند که تصادفا اسلحه حمل می‌کردند.

این در حالی است که در همین شرایط سانسور و خفقان خبری، خبرنگارانی حتی قادر به هم‌رسانی صدا و نظر خودشان هم نیستند. «محمد مساعد»، روزنامه‌نگار مطرح حوزه اقتصادی فقط به خاطر توییتی در روزهای قطعی اینترنت، مدتی بازداشت شد و «مهدی محمودیان»، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی را فقط به خاطر امضا بیانیه معروف به ۷۷ نفر، زندانی کردند. در این بیانیه، ۷۷ نفر به رفتار خشن حکومت با مردم در اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ اعتراض کرده بودند.

پس از پخش مستند ماهشهر، شهروندی با نام کاربری «میرزا بنویس» در توییتر خود نوشت: «تنها تفاوت اون مستند درباره ماهشهر با سایر روایت‌های حکومتی اینه که سناریو این یکی رو امثال حسینی بای و علی رضوانی ننوشتند. حامد هادیان عریضه نویس سایت خامنه‌ای نوشته که کمی باهوش‌تر است. حداقل انتظارم برآورده شد!»

شهروند دیگری در توییترش نوشته است: «هیچی دیگه، مستند #حامد_هادیان رو دیدم، اومدم بگم اگه چهار روز دیگه خود روحانی و خامنه‌ای هم اومدن قاتلین مردم رو نقد کردند، تعجب نکنید. از هرگونه سیاستی دارند استفاده می‌کنند و انقدر همه چیو چند قطبی کردند که همه گیج بشند، ندونند کی به کیه، چی به چیه !!!»

تلویزیون اینترنتی آوانت با نام کامل «آوا و نمایی‌ تازه» که پخش‌کننده این مستند است، از زمستان ۱۳۹۶ فعالیت خود را شروع و خود را «آوانگارد و پیش‌رو» معرفی ‌کرده است که محتوای چندرسانه‌ای در قالب‌های گزارش، گفت‌وگو و مستند در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد. مستندهای این رسانه از سوی برنامه «آپارات» هم پخش می‌شوند.

No responses yet

Dec 17 2019

کیهان: اکثر امضاکنندگان بیانیه ۷۷ نفر احضار، بازجویی یا بازداشت شده‌اند

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: کیهان تیتر اول خود را به بیانیه ۷۷ فعال اصلاح‌طلبی اختصاص داد که خواستار برخورد با عاملان شلیک به معترضان آبان‌ماه شده بودند. به گفته این روزنامه حکومتی اکثر امضاکنندگان این بیانیه احضار، بازجویی یا بازداشت شده‌اند.

روزنامه کیهان با اعلام این خبر که اکثر امضاکنندگان بیانیه ۷۷ نفر احضار، بازجویی یا بازداشت شده‌اند، نوشته است که تنها افرادی بازداشت نشده‌اند که ساکن خارج کشور هستند.

این روزنامه حکومتی امروز دوشنبه ۲۵ آذر (۱۶ دسامبر) تیتر یک خود را به بیانیه ۷۷ فعال اصلاح‌طلبی اختصاص داد که پس از سرکوب شدید اعتراضات هفته آخر آبان‌ماه، خواستار برخورد با عاملان تیراندازی به معترضان شده بودند.

کیهان از جمله ضمن “وطن‌فروشانه” خواندن این بیانیه، امضاکنندگان آن را به حمایت از “اراذل و اوباش اجاره‌ای” متهم کرده و نوشته است که “اکثر” آنان «به دادگاه احضار شده و تحت بازجویی قرار گرفته‌اند و تنها برخی از این ۷۷ نفر که از اصلاح‌طلبان فراری و پناهنده به کشورهای خارجی بوده‌اند در شمار احضارشدگان نیستند.»

کیهان که مدیرمسئول آن حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه در این مؤسسه است، در ادامه نوشته است: «گزارشی که به کیهان رسیده حاکی است،  برخلاف آنچه مطرح شده، تهیه‌کننده آن بیانیه تاج‌زاده نبوده است بلکه بیانیه را یک اصلاح‌طلب فراری مقیم اروپا نوشته و از طریق واتساپ برای یکی از آن ۷۷ نفر ارسال کرده بود.»

مصطفی تاج‌زاده پنجشنبه گذشته گفته بود: «نوشتن این بیانیه یک کار جمعی است اما تقریبا از تمام کسانی که احضار کردند دو سؤال کردند اول این‌که چه کسی این بیانیه را نوشته و چه کسی امضا جمع کرده‌است، برای همین هم بنده به‌صراحت عرض می‌کنم با این که نویسنده بیانیه من نیستم مسئولیت این کار را می‌پذیرم.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

پس از سرکوب معترضان در هفته آخر آبان‌ماه گذشته، ۷۷ نفر از فعالان طیف‌های مختلف موسوم به اصلاح‌طلب در واکنش به کشته شدن صدها و بازداشت هزاران معترض توسط نیروهای امنیتی، با انتشار بیانیه‌ای از جمله نوشتند: «شلیک بی‌محابای تفنگی که از محل بیت‌المال برای دفاع از مردم فراهم شده به‌ سوی شهروندان عادی و غیرمسلح که برای ابراز اعتراض یا خشم خود به خیابان آمده‌اند، مطلقاً و فارغ از موضوع اعتراض غیرقابل توجیه و جنایتی است که قانون و دستگاه قضا نباید حتی لحظه‌ای در تعقیب بانیان، آمران و عاملان آن تعلل کند.»

انتشار بیانیه مزبور با واکنش تند جریان موسوم به اصولگرا مواجه شد و احضار و بازداشت شماری از امضاکنندگان آن را در پی داشت. تا پیش از ادعای امروز کیهان گزارش‌ها حاکی از آن بود که از میان امضاکنندگان این بیانیه از جمله مصطفی تاج‌زاده، حسین کروبی، قربان بهزادیان‌نژاد، حسن اسدی زیدآبادی، عیسی سحرخیز و ریحانه طباطبایی به دادسرا احضار شده و مهدی محمودیان نیز پس از احضار به دادسرا در روز ۱۹ آذر بازداشت شده است. دیروز یکشنبه نیز اعلام شد که محمد کیانوش‌راد، یکی دیگر از امضاکنندگان این بیانیه، در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.

اتهام “سرسپردگی به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه”

گرچه آقای تاج‌زاده مسئولیت بیانیه ۷۷ نفر را برعهده گرفته، اما کیهان امضاکنندگان آن را متهم کرده که متن بیانیه‌شان “توسط خود آنان تنظیم نشده و از خارج دیکته شده” است. این روزنامه حکومتی نوشته است: «اگرچه تاج‌زاده اصرار دارد به‌عنوان محور تهیه بیانیه ۷۷ نفر شناخته شود ولی اطلاعات موثقی که مقامات قضایی و اطلاعاتی از احضارشدگان و برخی شواهد پیرامونی به دست آورده‌اند نشان می‌دهد که او در این میان نقش کم‌اهمیتی داشته است و حتی از تهیه‌کننده اصلی بیانیه نیز اطلاعی ندارد. گفته می‌شود مقامات قضایی به همین دلیل برای احضار فوری او اصرار چندانی به خرج نداده‌اند.»

این در حالی است که آقای تاج‌زاده گفته بود: «اگر قوه قضائیه دنبال این است که ببیند چه کسی آن را نوشته به آنها می‌گویم من نوشتم و امضا جمع کردم و هر برخوردی که می‌خواهند داشته باشند با من داشته باشند.»

این فعال اصلاح‌طلب ضمن انتقاد از احضار امضاکنندگان بیانیه مزبور گفته بود: «شاهدیم که فعالان سیاسی و مدنی را به دلیل استفاده از یک حق مسلم و قانونی که اعتراض هست احضار می‌کنند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کیهان در گزارش امروز خود همچنین با اشاره به “رویه‌ای که چهره‌های رادیکال اصلاحات در برخی مسائل اصلی کشور در پیش گرفته‌اند”، آنها را متهم به “سرسپردگی و بازیگری به‌عنوان پیاده‌نظام گروه‌های خارجی و سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه” کرده است.

بر اساس برآورد سازمان عفو بین‌الملل، در اعتراضات اخیر در ایران دست‌کم ۳۰۴ نفر کشته شده‌اند. این سازمان حقوق بشری در عین حال تأکید کرده که آمار واقعی قربانیان می‌تواند بیشتر از این تعداد باشد. سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی نیز به نقل از یک “”منبع آگاه” شمار قربانیان را ۳۶۶ نفر اعلام کرده بود. مقام‌های جمهوری اسلامی این آمار را تکذیب کرده، اما از سوی دیگر خود در مورد شمار کشته‌شدگان اعتراضات اخیر سکوت می‌کنند.

اعتراضاتی که در پی افزایش سه برابری قیمت بنزین در روز ۲۴ آبان‌ماه گذشته در سراسر ایران آغاز شد، به‌سرعت رنگی سیاسی به خود گرفت و مجموعه نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. نیروهای امنیتی و انتظامی ایران اما در سایه قطع اینترنت و غیاب مطبوعات آزاد، با شدت اعتراضات را سرکوب کردند.

مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی هنوز هم به‌رغم گذشت بیش از یک ماه از آغاز اعتراضات اخیر، نه تنها حاضر به ارائه آمار کشته‌ها نشده‌اند، بلکه تعداد بازداشت‌شدگان این حوادث را نیز اعلام نکرده‌اند. این در حالی است که به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، “حدود هفت هزار نفر” در جریان اعتراضات آبان‌ماه بازداشت شده‌اند.

No responses yet

Dec 16 2019

مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: روزنامه شرق چاپ تهران از قول وب سایت های محلی در ایران می گوید “مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد”. بر اساس گزارش ها امروز جسد یی از دانشجویان در کلاس درس پیدا شده است.

شرق می نویسد: مرگ مشکوک دانشجویان چمران اهواز همچنان ادامه دارد

وب‌سایت خبری «عصر جنوب» خبرداده پیکر بی‌جان دو دانشجوی دیگر در «دانشگاه شهیدچمران اهواز» پیدا شده
دیشب یک دانشجوی دختر این دانشگاه جان‌اش را از دست داده و صبح امروز هم جسد بی‌جان دانشجویی دیگر در یکی از کلاس‌های درس پیدا شده است.

No responses yet

Dec 16 2019

بیانیه اعضای جامعه پزشکی: گویا حکمرانان این کشور را هیچ عبرتی نیست

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: جمعی از اعضای جامعه پزشکی ایران در بیانیه‌ای به مناسبت اعتراضات آبان‌ماه، مواجهه خشونت‌بار با اعتراضات مردمی را محکوم کرده و نوشتند که «نیروهای پیدا و پنهان نظامی، انتظامی و امنیتی به روی مردم آتش گشودند و به بهانه خرابکاری و اغتشاش اندکی فرصت‌طلب، دوباره اعتراضات به حق مردم را به بیگانگان نسبت دادند.»

این بیانیه که امضای ۱۵۰ پزشک را پای خود دارد اعتراضات آبان‌ماه را مردمی دانسته و نوشته است که «امروز مهمترین چالش کشور بحران ناکارآمدی است.»

این بیانیه می‌افزاید: «کشور ما با منابع سرشار خدادادی می‌بایست شرایطی بسیار بهتر از وضع موجود داشته باشد. متأسفانه دولتمردان کشور در سالیان گذشته با ماجراجویی‌های پر‌هزینه و کم‌فایده کشور را به کرات تا لبه پرتگاه برده و هر بار پس از مذاکره‌های اجباری با دادن امتیازهای فراوان برای خود فرصت خریده‌اند.»

جمع پزشکان امضاکننده بیانیه در ادامه آورده‌اند: «این باور باطل سال‌هاست که در حال تکرار شدن است و گویا حکمرانان این کشور را هیچ عبرتی نیست. مردم ایران با فرهنگ و تمدن چند هزار ساله به دنبال آرامش و ثبات در داخل مرزهای خود هستند. ماجراجویی‌هایی که موجب تقویت ایران‌هراسی در سطح کشورهای منطقه و دولت‌های دنیا شده‌است، امروز بزرگترین عامل برای بی‌ثباتی در داخل و دشمن تراشی در خارج کشور هستند.»

در بخش دیگری از بیانیه آمده است: «فشارهای متعدد در بخش‌های مختلف جامعه عرصه را برای مردم به شدت تنگ کرده است. بیکاری و فقر و اعتیاد و تبعیض برای تحت فشار قرار گرفتن طبقه آسیب‌پذیر، جلوگیری از آزادی‌های اجتماعی برای به ستوه آوردن طبقه متوسط و سخت‌گیری‌های شدید و فشارهای مختلف فردی و اجتماعی به نخبگان و کارآفرینان، همه و همه جامعه امروز ایران را به سمت خشم و نفرت سوق می‌دهد. این روزها حال سرزمین کهن ما با تاریخ پر افتخار چندین هزار ساله بدتر از همیشه است. اگر امروز برای سلامت تن و روح جامعه ایرانی فکر نکنیم خیلی زود دیر خواهد شد.»

No responses yet

Dec 16 2019

عفو بین‌الملل: دست‌ کم ۳۰۴ کشته، بازداشت کودکان، شکنجه و بی‌خبری

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: عفو بین‌الملل در تازه‌ترین گزارش خود شمار کشته‌شدگان در اعتراضات گسترده آبان‌ماه را ۳۰۴ نفر عنوان کرده، می‌گوید هزاران تن از جمله کودکان ۱۵ ساله بازداشت شده‌اند و در بی‌خبری و فقدان اطلاع‌رسانی، خطر شکنجه بازداشت‌شدگان را تهدید می‌کند.
تازه‌ترین گزارش سازمان عفو بین‌الملل در حالی منتشر شده که مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی همچنان از اعلام آمار کسانی که توسط نیروهای امنیتی آن کشته شده‌اند، سر باز می‌زنند.
ناظران حقوق بشر در «عفو بین‌الملل» می‌گویند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اعتراضات آبان ماه را «بی‌رحمانه سرکوب» کرده‌اند؛ و هزاران تن، از جمله روزنامه‌نگاران، کنشگران حقوق بشر یا دانشجویان را بازداشت کرده‌اند تا کسی از اقدامات «ظالمانه» جاری سخنی نگوید.
این سازمان می‌گوید گزارش تازه خود را بر پایه مصاحبه و گفت‌وگو با ده‌ها شهروند داخل ایران تنظیم کرده‌است. شهروندانی که از دستگیری‌های بی‌سروصدا و مخفیانه، شکنجه و دیگر رفتارهای سوء با بازداشت‌شدگان سخن گفته‌اند.
عفو بین‌الملل در عین حال آمار جان‌باختگان را به دست‌کم ۳۰۴ نفر افزایش داده‌است. در برآورد پیشین همین سازمان شمار کشته‌شدگان نزدیک به صد تن کم‌تر و دست‌کم ۲۰۸ نفر گزارش شده بود.
سایت کلمه شمار افراد کشته‌شده در اعتراضات را دست‌کم ۳۶۶ نفر اعلام کرده است. در گزارشی در روزنامه نیویورک‌تایمز گفته شده بود برخی سازمان‌های ناظر می‌گویند بیش از ۴۰۰ نفر کشته شده‌اند. رئیس‌جمهوری ایالات متحده اخیرا در جریان یکی دو سخنرانی گفته باور دارد بیش از هزار تن در اعتراضات آبان‌ ماه کشته شده‌اند.
جمهوری اسلامی ساعاتی پس از آغاز اعتراضات در هفته آخر آبان ماه، دسترسی تقریبا کل شهروندان به اینترنت را قطع کرد. با این حال فیلم‌ها و گزارش‌های منتشرشده حکایت از آن دارد که ماموران امنیتی از همان روز نخست با شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی، با معترضان رو در رو شده‌اند.
عفو بین‌الملل نیز می‌گوید ویدئوها و اظهاراتی که در دست این سازمان است نشان می‌دهد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به روی معترضان غیرمسلحی که خطری متوجه ماموران نمی‌کردند، آتش گشوده‌اند.
فیلیپ لوتر، مدیر پژوهش‌های غرب آسیا و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل می‌گوید «اظهارات نگران‌کننده شاهدان حاکی‌ست که کم‌وبیش فورا پس از کشتار معترضان به‌دست نیروهای امنیتی، آن‌ها در مقیاس وسیع و هماهنگ دست به سرکوبی زده‌اند تا بر شدت ترس بیافزایند و مانع از آن شوند که کسی سخنی از رخدادها به زبان بیاورد».
این سازمان به گزارش اخیر سازمان ملل اشاره کرده که دست‌کم ۱۲ کودک در میان کشته‌شدگان هستند.
فیلیپ لوتر می‌گوید «جامعه بین‌الملل، از جمله از طریق شورای حقوق بشر ملل متحد، باید فورا دست‌به‌کار شود» تا جمهوری اسلامی اجازه انجام تحقیقات در مورد رخدادها را بدهد.
میشل باچله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۵ آذرماه، در بیانیه‌ای خواستار شفافیت بیشتر از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی و همین طور «تحقیق مستقل و بی‌طرفانه» درباره رخدادها شده بود.
مقام‌های جمهوری اسلامی واکنشی به خواسته سازمان ملل نشان نداده‌اند. اما گستره خشونت‌ها، و شهروندان غیرمسلحی که هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده‌اند، در روزهای گذشته در برخی اظهارات جسته‌ و گریخته مقام‌ها، حتی در اظهارات علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، نیز به‌شکلی آشکار شده‌است.
«موج بازداشت‌های گسترده» و «شکنجه و سوءرفتار»
سازمان عفو بین‌الملل در گزارش تازه خود در عین حال از شکل‌گیری «موجی از بازداشت‌های گسترده» سخن گفته‌است. این سازمان به برخی اظهارات مقام‌های تهران در مورد بازداشت دست‌کم هفت هزار نفر اشاره کرده و یادآوری کرده که مقام‌های مسئول در این مورد نیز آمار رسمی اعلام نکرده‌اند.
شماری از منابع به این نهاد ناظر بر حقوق بشر گفته‌اند که بازداشت‌ها در سراسر کشور همچنان ادامه دارد.
به گفته این سازمان کودکانی به سن ۱۵ سال در میان بازداشت‌شدگانی هستند که در زندان‌هایی مانند فشافویه نگه‌داری می‌شوند.
اوایل آذر ماه قاسم شعله سعدی، حقوقدان و نماینده پیشین مجلس که خود تجربه زندانی بودن در فشافویه را داشته، وضعیت این زندان را «فاجعه‌بار» توصیف کرد. حسن خلیل‌آبادی، رئیس شورای اسلامی شهر ری، نیز از شرایط بسیار سخت معترضان زندانی خبر داده و گفته که «زندان فشافویه امکانات لازم را ندارد».
عفو بین‌الملل در مورد اظهارات مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی، از جلمه رهبر آن، در مورد معترضان و توصیف آن‌ها به «اشرار» و مشابه این‌ها، همچنین اظهارات منتشرشده در صداوسیما، در مورد صدور احتمالی حکم اعدام در مورد بازداشتی‌ها هشدار داده‌است.
رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در روزهای گذشته حتی اظهارات یک «کارشناسان دینی» خود را پخش کرد که خواستار «زجرکش‌کردن» بازداشت‌شدگان اعتراضات شده بود. اظهاراتی که بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی و رسانه‌های داخلی و خارجی پیدا کرد.
عفو بین‌الملل در عین حال در مورد بازداشت روزنامه‌نگاران، دانشجویان، کنشگران مدافع حقوق بشر، کنشگران مدافع حقوق اقلیت‌ها، کارگران و شهروندان ایرانی از قومیت‌های مختلف نیز هشدار داده‌است.
این سازمان در عین حال به نقل از شاهدان، و مدارک و اسناد تصویری، از شکنجه برخی بازداشت‌شدگان خبر داده‌است. یکی از این شاهدان می‌گوید یک عضو خانواده‌اش پس از آزاد شدن به قید وثیقه، با سر و صورتی مجروح از بریدگی و کبودی، و بهت‌زده از آن‌چه تجربه کرده، به خانه بازگشته‌است.
عفو بین‌الملل به‌نقل از منابع دیگری می‌گوید بازداشت‌شدگان، از جمله کودکان، با کامیون، چشمان و دست‌های بسته، به زندان رجایی‌شهر برده شده‌اند و روزانه هدف مشت و لگد و ضرب و جرح با باتون قرار می‌گیرند.
«حمله به بیمارستان‌ها»، «بی‌اطلاعی از بازداشت‌شدگان»
این سازمان همچنین از حمله به بیمارستان‌ها و بازداشت زخمی‌ها سخن گفته‌است.
یک منبع خبری می‌گوید، مقام‌های امنیتی، یک مدیر بیمارستان در خوزستان را مجبور کرده‌اند فهرستی از تمامی کسانی که به تازگی در این مرکز بستری شده‌اند را در اختیارشان بگذارد.
ناظران حقوق بشر در مورد بی‌اطلاعی از برخی بازداشت‌شدگان نیز هشدار داده‌اند و می‌گویند برخی افراد یا هیچ رابطه‌ای با خانواده خود ندارند یا اطلاع بسیار کمی از آن‌ها وجود دارد.
برخی اعضای خانواده‌های بازداشت‌شدگان به عفو بین‌الملل گفته‌اند مقام‌ها از اطلاع‌رسانی خودداری می‌کنند.
فیلیپ لوتر، مدیر پژوهش‌های غرب آسیا و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، گفته است «جهان نباید ساکت بنشیند و نظاره‌گر ادامه نقض گسترده حقوق بشر توسط مقام‌های ایرانی و تلاش‌های بی‌رحمانه آن‌ها برای خرد کردن مخالفت‌ها باشد».

No responses yet

Dec 14 2019

گفت و گو با نماینده سوئد در پارلمان اروپا که پیشنهاد دقیقه‌ای سکوت به احترام جانباختگان اعتراضات ایران را داد

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: در جلسه دیروز اتحادیه اروپا، بسیاری از اعضا خواهان موضع‌گیری کشورهای اروپایی علیه سرکوب اعتراضات اخیر در ایران شدند.

یکی از این نمایندگان چارلی ویمار، نماینده سوئد در پارلمان اروپا بود. او از پارلمان اروپا خواسته که هفته آینده در نشست خود برای احترام به جانباختگان اعتراضات آبان۹۸ ایران یک دقیقه سکوت کنند و این می‌تواند تلاشی برای توجه دادن به نقض حقوق بشر در ایران و ابراز امیدواری کرد که این اقدامات باعث شود که افرادی که در ایران بازداشت شده اند، آزاد شوند.

او در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی گفت: “تصاویری که از ایران طی ماه گذشته بیرون آمده به معنای واقعی شوکه کننده بوده است و بی رحمانه بوده است. کشورهای اروپایی متحد هستند که در جهت حقوق بشر و مخصوصا حقوق کودکان اقدام کنند.”

No responses yet

Dec 12 2019

سعید مدنی: تا اطلاع ثانوی ایران در وضعیت جنبشی قرار دارد

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سعید مدنی می‌گوید:از دی ماه 96 تا امروز جمعیت تهی‌دستان به شدت افزایش پیدا کرده است و جمعیت بیشتر نگران عواقب افزایش قیمت بنزین هستند.
دکتر سعید مدنی، جامعه‌شناس، پژوهشگر علوم اجتماعی و نویسنده کتاب‌های «جنبش‌های اجتماعی و دمکراتیزاسیون» و «ضرورت مبارزه با فقر و نابرابری در ایران»

حدود چهار هفته از اعتراضات خیابانی که هم‌زمان با افزایش نرخ بنزین آغاز شد، می‌گذرد، اعتراضاتی که با سرکوب گسترده و خشونت‌آمیز معترضان از سوی حکومت پایان یافت. با دکتر «سعید مدنی»، جامعه‌شناس، پژوهشگر علوم اجتماعی و نویسنده کتاب‌های «جنبش‌های اجتماعی و دمکراتیزاسیون» و «ضرورت مبارزه با فقر و نابرابری در ایران» درباره اعتراضات اخیر که دلیل شکل‌گیری آن فقر، نابرابری و مشکلات معیشتی بود، گفت‌وگو کرده‌ایم.

حکومت در روزهای اخیر بارها معترضان را به اعمال خشونت در رفتارهای خود متهم کرده و حتی پا را فراتر از این گذاشته و اعلام کرده که شلیک به معترضان کشته‌شده از سوی مردم انجام شده است. به نظر شما آیا درمجموع اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اعتراضاتی خشونت‌آمیز بود؟

خیر. فرهنگ سیاسی کلیت جامعه ما در سال‌های گذشته به سمت حرکات مدنی پیش رفته است. در حافظه جمعی مردم ما هنوز راهپیمایی سکوت ۲۵خرداد۱۳۸۸ جنبش سبز همچنان زنده است. جامعه ما به‌خوبی یاد گرفته که بیان اعتراض به‌صورت مدنی و غیر خشونت‌آمیز فایده بیشتر و هزینه کمتری دارد. حرکاتی مثل خاموش کردن ماشین در خیابان یا نشستن مردم برخی شهرستان‌ها در خیابان، شکلی کاملا مدنی از بیان اعتراض است.
باید توجه کنیم که این حرکات در شرایطی انجام‌شده که تمام ساختارهای قانونی، سیاسی و مدیریتی حاکم بر کشور، در دهه‌های اخیر به‌شدت مردم را به سمت خشونت سوق داده است و اگر هم خشونتی از سوی بخش‌هایی از معترضان رخ‌داده واکنشی بوده و حاصل اعمال سیاست سرکوب البته نمی‌توان منکر این شد که در سال‌های اخیر به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی–اجتماعی، روند خشونت در جامعه ایران روبه افزایش بوده است؛ مثلا میزان خشونت‌های بین فردی و خشونت‌های خانگی به‌شدت افزایش یافته است. خشونت ساختاری، فراگیرترین، شدیدترین و ماندگارترین نوع خشونت است و سطوح دیگر خشونت ازجمله خشونت فردی، خانوادگی و حتی جمعی، تابعی هستند از خشونت‌هایی که ساختارها به جوامع تحمیل می‌کنند.

می‌توانید خشونت ساختاری را به شکل مصداقی توضیح دهید؟

تصویب قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان، اقلیت‌ها و سایر گروه‌های محروم یا مقاومت ساختار‌ها در برابر تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، خشونت را در سراسر جوامع بازتولید می‌کند. سیاست‌های ناعادلانه اقتصادی، ضد توسعه، رانتی و کاهنده رفاه عمومی، نظام مبتنی بر فساد، تبعیض و فزاینده فقر و نابرابری را که مولد خشونت فرادستان علیه فرودستان است، تقویت می‌کند. سیاست‌های خارجی تنش‌زا مولد ناامنی عمومی بوده و احساس عدم امنیت را پراکنده، به مهاجرت اجباری تحصیل‌کردگان و طبقه متوسط منجر می‌شود تا آن‌ها را در معرض انواع خشونت‌ها در آن‌سوی مرزها قرار دهد.
آیا جامعه‌ای که هر شب با نگرانی از وقوع جنگی قریب‌الوقوع به خواب می‌رود در معرض خشونتی نظام‌مند نیست؟ آیا خشونتی فراگیرتر از تورم ساختاری که هرروز فشار و استرس بیشتری بر مزدبگیران طبقات متوسط و فقیر تحمیل می‌کند می‌توان سراغ گرفت؟ آیا خشونت را جز در چهره کودکان خیابانی، زباله جمع‌کن و آن‌ها که به‌جای حضور در کلاس‌های درس ناچارند تمام روز را در کارگاه‌های آجرسازی، شیشه‌گری یا امثال آن بگذرانند می‌توان یافت؟ آیا خشونتی تلخ‌تر از دردی که تمام وجود زن اخراج شده توسط کارفرمای حریص را فراگرفته می‌توان تجسم کرد؟ آیا خشونتی مخرب‌تر از زندگی روزمره کارگران و زحمت‌کشانی که هرروز با اضطراب از دست دادن کار یا پرداخت نشدن حقوق آخر ماه از خواب برمی‌خیزند، می‌توان سراغ گرفت؟ آیا خشونتی بی‌پرواتر و شرم‌آورتر از خون بر برف شتک‌زده کولبران هست؟ یک ملت قربانی رسوخ خشونت ساختاری در همه ابعاد زندگی است.
بااین‌وجود، به نظر من به‌طورکلی اعتراضات اخیر مردم لااقل در روز اول و پیش از مداخله ماموران نظامی و امنیتی مسالمت‌آمیز و مدنی بود. بخش بزرگی از خشونت اعمال‌شده از سوی شماری از معترضان، صرفا واکنش آن‌ها به برخورد خشن نیروهای امنیتی بود. مردم در ابتدا نشان دادند که به اعتراض مدنی گرایش دارند اما برخورد بسیار خشنی با آن‌ها شد. به‌قول‌معروف گنجشک‌ها را با تانک زدند. برخی گزارش‌ها هم از تخریب اموال عمومی توسط برخی افراد سازمان‌دهی شده از سویی نهادهای رسمی حکایت دارد.
شما در میان همین بازداشتی‌هایی که از صداوسیما تصویر اعترافات آن‌ها پخش‌شده هنوز کسی را ندیدید که به تخریب اموال عمومی و آتش زدن آن‌ها یا ضرب و شتم دیگران اعتراف کرده باشد.

در اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ گفته شد که غیر از طبقه فرودست جامعه، طبقه متوسط هم در آن اعتراضات شرکت داشتند. فکر می‌کنید آیا در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ هم طبقه متوسط نقش پررنگی داشت؟

طبعا طبقاتی در یک کنش اعتراضی وارد می‌شوند که انگیزه لازم را برای آن کنش اعتراضی داشته باشند. افزایش قیمت بنزین بر اساس تجربیات قبلی زندگی طبقه فرودست را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مطالعاتی که در ایران انجام شده نشان می‌دهد بعد از هر بار افزایش قیمت انرژی به‌ویژه بنزین، هزینه خانوارهای دهک اول تا ششم جامعه دچار تغییر می‌شود. به‌این‌ترتیب که آن‌ها ناچار می‌شوند از هزینه تفریح، آموزش و مسکن بکاهند و هزینه خوراک و حمل‌ونقل خود را افزایش دهند و درنتیجه از کیفیت زندگی آن‌ها بسیار کاسته می‌شود. به‌این‌ترتیب افزایش قیمت بنزین طبقات کم‌درآمد و به‌ویژه دهک‌های پنجم به پایین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ هم به همین‌گونه بود. با این تفاوت که از دی‌ ۱۳۹۶ تا امروز جمعیت تهی‌دستان به‌شدت افزایش پیدا کرده است و جمعیت بیشتر نگران عواقب افزایش قیمت بنزین هستند.
از سوی دیگر علاوه بر شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین، باید نارضایتی‌ای قبلی را به انگیزه‌های اعتراض اضافه کرد.

با توجه به اخبار منتشرشده به نظر می‌رسد بیشتر شرکت‌کنندگان در این اعتراض‌ها جوانان هستند و حاشیه‌نشینان بیشتر درگیر اعتراضات بوده‌اند.

بالا بودن نرخ تورم، بیکاری و پایین بودن احساس امنیت انسانی بحران‌هایی هستند که برای همه اقشار جامعه وجود دارند امّا بیشترین تهدید این وضعیت متوجه گروه‌های سنی جوان است.
به‌این‌ترتیب، انگیزه اعتراض برای جوانان بسیار بیشتر است. علاوه بر این عده‌ای فرض می‌کنند که فرودستان فقط همان حاشیه‌نشینان شهری هستند. اولا همان‌طور که گفتم با توجه به افزایش فقر و نابرابری در دو سال گذشته، فقرای جامعه (فرودستان) بسیار بیشتر از حاشیه‌نشینان شهری هستند. نکته دیگر این‌که حاشیه‌نشینی شهری، تعریف کاملی برای کسانی که دچار فقر مسکن هستند نیست.
مطابق برخی برآوردها حدود ۸ تا ۱۵ میلیون نفر از جمعیت ایران در سکونت‌گاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند. از دیدگاه برخی اسکان غیررسمی یا به تعبیر نه‌چندان دقیق حاشیه‌نشینی به معنای تمام كسانی است كه در محدوده اقتصادی شهر ساكن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده‌اند. جاذبه شهرنشینی و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش جدا كرده و به‌سوی قطب‌های صنعتی و بازارهای كار كشانده است. ساکنان مناطق غیررسمی، كسانی هستند كه در سکونت‌گاه‌های غیرمتعارف در کنار ساكنین بافت اصلی شهر زندگی می‌كنند. گروه‌های مزبور بیشتر بر اثر نیروی دافعه خاستگاه، چون فقر و بیكاری از زادگاه خود رانده‌شده و به شهرها روی آورده‌اند. ازآنجاکه اكثریت این گروه‌ها بی‌سواد بوده و مهارت لازم را جهت جذب در بازار كار شهرها ندارند، از شهر رانده و به حاشیه كشانده می‌شوند. از سوی دیگر گفته‌شده: «سکونتگاه‌های غیررسمی نظام‌های اجتماعی پیچیده و پویایی هستند که تغییرات پیوسته‌ای را سپری می‌کنند.»
حاشیه‌نشینی به‌نوعی مسكن گفته می‌شود كه افراد بدون اجازه و یا پرداخت اجاره‌بها، مكانی را اشغال كرده و آن را پناهگاه خویش قرار داده‌اند. در مناطق حاشیه‌نشین چهره فقر شدیدا نمایان است البته تمام حاشیه‌نشینان از مهاجران تشكیل نشده‌اند، بلكه بخشی از آنان افرادی هستند كه ساكنان همیشگی شهر بوده‌اند، ولی به علت فقر اقتصادی در واحدهای مسكونی غیراستاندارد زندگی می‌كنند و جزو حاشیه‌نشینان محسوب می‌شوند. در سال‌های اخیر به‌واسطه افزایش نابرابری و تورم و کاهش سطح رفاه، گروه‌های اجتماعی زیادی در دل شهرها دچار فقر شده‌اند یا به‌اجبار در منازلی با کیفیت پایین ساکن شده‌اند؛ بنابراین جمعیت‌های دچار فقر مسکن تنها در مناطق حاشیه‌های شهرها زندگی نمی‌کنند؛ بنابراین در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اگرچه طبقه فرودست جامعه نقش پررنگی در اعتراضات داشتند اما این اعتراضات در متن شهرهایی ازجمله شیراز هم دیده شد.

بارها گفته‌شده که طبقه متوسط شهری حاملان اصلی مطالبه دموکراسی در جامعه هستند. از سوی دیگر با توجه به گفته شما طبقه متوسط جامعه هم دچار فقر شدید شده و دغدغه‌های معیشتی پیدا کرده آیا لزوماً بودن یا نبودن طبقه متوسط شهری در این اعتراضات می‌تواند تغییری در مطالبات دموکراسی‌خواهانه آن ایجاد کند؟

همان‌طور که گفته شد در این اعتراضات علاوه بر طبقات محروم جامعه، جوانان هم نقش پررنگی داشتند. پس درواقع ما از یک‌سو با شورش معیشتی ناشی از شوک افزایش قیمت بنزین سروکار داریم و از سوی دیگر نیز با جنبش جوانان روبه‌رو هستیم که به‌طورکلی از وضع جامعه ناراضی هستند.
جنبش جوانان شهری تلاش‌های ناهماهنگی است که جهتی عام دارند و به آهستگی و همراه با تامل به سمت آن حرکت می‌کنند، درنتیجه جنبش جوانان طولانی‌مدت و متداوم است. این جنبش معمولا رهبری شناخته‌شده‌ای ندارد و تجمع یک اعتراض یا ترسیم کلی نوعی موجودیت آرمان‌شهری است؛ اما فاقد تعریف دقیق، از حیث جمعیت شناختی. منظور از جوانان، افرادی از جامعه است که در فاصله سنی ۱۵ تا ۲۹ سال قرار دارند. در غالب جنبش‌های جوانان و جوانان شهری دانشجویان و دانش‌آموزان محوریت دارند.
در میان جنبش‌های اجتماعی، جنبش‌های جوانان به دلیل ماهیت دموکراسی‌طلبانه‌شان، واجد اهمیت ویژه‌ای در مباحث گذار به دمکراسی هستند. جنبش‌های جوانان در همه کشورها به دنبال گسترش حقوق شهروندی، تثبیت حق تعیین سرنوشت و استقرار نظام‌های سیاسی دموکراتیک هستند. دموکراسی اساس مطالبات جوانان را تشکیل می‌دهد. دموکراسی خواهی هسته مرکزی مطالبات نسل جوان است که گاه ضد استعماری (زمینه‌سازی برای دمکراسی)، گاه ضد استبدادی (استقرار دموکراسی) و گاه به شکل مبارزات سیاسی اجتماعی در درون نظام سیاسی دموکراتیک است. از منظر جامعه‌شناختی، جنبش‌های جوانان متکی به طبقه‌ی خاصی نبوده و دانشجویان و دانش آموزان محور اصلی جنبش را تشکیل می‌دهند. آن‌ها به دلیل در اختیار داشتن وقت کافی، ارتباط و تعامل نزدیک با ایدئولوژی و تفکرات نو و برخورداری از اعتبار و منزلت در میان مردم از ویژگی‌های مناسب‌تری برای ایفای نقش جدی‌تر در میان جوانان و انسجام‌بخشی به یک جنبش اجتماعی در راستای گذار به دموکراسی برخوردارند این جنبش جوانان ترکیبی است از طبقات فرودست و متوسط با دغدغه‌های خاص خود. ولی نباید این موضوع را نادیده گرفت که در همین جنبش جوانان هم به دلیل وضعیت معیشتی حاکم انگیزه‌های اقتصادی برای اعتراض بالا است.
نکته مهم دیگر این است که طبقه متوسط اگرچه در حال حاضر با دغدغه معیشتی جدی روبه‌رو است اما این دغدغه‌ها باعث نمی‌شود این طبقه مطالبات سیاسی و فرهنگی خود را فراموش کند.
پس اگرچه اعتراضات دی‌ ۱۳۹۶ از نوع جنبش نان بود اما اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تنها به اعتراضات معیشتی محدود نبود و مطالبات سیاسی هم در آن دیده می‌شد.
در فیلم‌های مربوط به این اعتراضات بیان مطالبات سیاسی مشخص است. ضمن این‌که اگرچه شروع هر اعتراض موضوع و محرک خاصی است که انگیزه آغازین کنش اعتراضی را شکل می‌دهد ولی هیچ تضمینی نیست که در ادامه اعتراضات دیگر مطالبات هم مطرح نشود. در اعتراضات آبان اگرچه نقطه شروع کنش‌ها بالا رفتن قیمت بنزین بود ولی در ادامه شعارهای سیاسی هم از سوی معترضان شنیده شد.

پرسشی که معمولا بعد از اعتراضات این‌چنینی مطرح می‌شود این است که این اعتراضات شورش بود یا جنبش. هدف از بیان این سوال بیشتر بررسی این موضوع است که ببینیم چقدر این اعتراضات هدفمند، با برنامه و دارای مسیر مشخص بود و چقدر می‌توان به نتیجه رسیدن آن را محتمل دانست؟

بینید هم شورش و هم جنبش هر دو هدفمند هستند و سوگیری مشخص دارند. شورش اعتراضی به یک سیاست خاص است و جنبش علاوه بر اعتراض به سیاست خاصی، چشم‌انداز و آینده بهتر را هم در اهداف خود دارد و در مقایسه با شورش ماهیتی ایجابی دارد.
اما میان این دو کنش جمعی یعنی شورش و جنبش تفاوت‌های مهم دیگری هست. ازجمله این تفاوت‌ها، تداوم در حرکت است. هر جنبشی در ابتدا یک شورش است؛ یعنی به یک موضوع خاص اعتراض دارد ولی عوامل متعدد دیگری ازجمله تداوم اعتراض و شکل‌گیری منظومه‌ای از مطالبات که تصویر آینده بهتر را می‌سازد، می‌تواند یک شورش را به یک جنبش تبدیل کند.
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، ما وجوه سلبی اعتراض را به‌روشنی می‌بینیم اما تبدیل این اعتراض به جنبش نیازمند حضور نیروی اجتماعی است که آن را سازمان‌دهی کند و مطالباتی خاص را در دل این حرکت نشان دهد. فعلا ما شاهد چنین روندی نبودیم و درنتیجه می‌توانیم نتیجه بگیریم که اعتراضات آبان امسال بیشتر یک شورش بود تا جنبش.

شرایط امنیتی به‌ویژه سرکوب اعتراضات پیشین مثل اعتراضات جنبش سبز می‌تواند دلیل عدم مشارکت گسترده مردم تهران در اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ باشد؟

من فکر نمی‌کنم بتوان سرکوب جنبش سبز را عامل اصلی عدم مشارکت مردم تهران در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دانست. اولاً باید توجه داشت اعتراضات، در هر منطقه جغرافیایی به شکل متفاوتی جلوه می‌کند. ضمن آن‌که مناطق مختلف ایران از نظر میزان توسعه‌یافتگی شرایط متفاوتی دارند. شرایط مردم استان یزد از نظر آمار بیکاری با مردم کردستان بسیار متفاوت است. طبعاً انگیزه مردم برخی استان‌ها برای پیوستن به اعتراضات کمتر از بقیه مناطق است. بااین‌حال یک نکته مهم را نباید فراموش کرد. اعتراضات ده روز گذشته، تنها یک هفته به طول انجامید و این‌که تنها با تمرکز بر اعتراض یک‌هفته‌ای ما تحلیل قاطعی در مورد تقسیم‌بندی جغرافیایی آن ارائه کنیم، نادرست است. تردید ندارم اگر این اعتراضات بیشتر تداوم داشت مردم دیگر مناطق هم به آن می‌پیوستند. قبلا هم گفته‌ام تا اطلاع ثانوی ایران در وضعیت جنبشی قرار دارد.

No responses yet

« Prev - Next »