اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'کودک'

Jul 29 2015

عفو بین‌الملل خواستار لغو حکم اعدام سالار شادی‌زادی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: سازمان عفو بین‌الملل، با انتشار بیانیه‌ای، نسبت به خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام سالار شادی‌زادی هشدار داد و از مقام‌های ایران خواستار لغو فوری حکم اعدام او شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فردا، اتهام آقای شادی‌زادی قتل عنوان شده، اما عفو بین‌الملل می‌گوید او در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۵ سال داشته است و اجرای این حکم، نقض کنوانسیون جهانی حقوق کودک به شمار می‌رود.

در بیانیه عفو بین‌الملل آمده است حکم اعدام سالار شادی‌زادی در دیوان‌عالی کشور تأیید شده و قرار است روز شنبه دهم مردادماه در زندان رشت اجرا شود.

No responses yet

Jun 15 2015

فاجعه ملی در کمین آینده: مغز 800 هزار کودک ایرانی رشد نمی کند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: بعد از ارائه این کارت بانکی، هم به مادر کودک درباره نحوه تغذیه فرزندش آموزش داده می شود و هم مجدداً پایش رشد کودکان در خانه های بهداشت ادامه می یابد تا مشخص شود که واقعاً کارت خرید برای تغذیه فرزند به کار رفته است. نمودارهای رشد، نشان دهنده وضعیت تغذیه کودک و تفاوت آن با دوره قبل از کارت تغذیه است.
عصر ایران – آیا تا 20 سال آینده، یک چهارم جمعیت جوان ایران عقب ماندگی های ذهنی خواهند داشت؟ حتی فکر کردن به این موضوع هم دلهره آور است چه رسد به این که بدانیم این یک خطر واقعی است.

90 درصد رشد مغزی انسان ها، تا 6 سالگی آنها شکل می گیرد. بنابراین اگر رشد مغزی کودکی در این سنین تکامل نیابد، او تا آخر عمر، با ذهنی تکامل نیافته زندگی خواهد کرد.

این عقب ماندگی ذهنی، نه فقط زندگی شخصی او که کل جامعه را متأثر خواهد کرد: از زندگی خانوادگی و زناشویی و تربیت فرزندان گرفته تا آسیب های اقتصادی و بزه های اجتماعی.

علت این عقب ماندگی و رشد ناکامل مغزی نیز بسیار ساده است: “سوء تغذیه”.

یک خبر بد

خبر بد – و واقعاً بد – این است که حدود 800 هزار کودک زیر6 سال ایرانی از سوء تغذیه رنج می برند که حدود یک چهارم کل کودکان ایرانی در این سن هستند.

برآوردها حاکی از آن است که نیمی از این تعداد، بر اثر عواملی مانند بیماری و فقر فرهنگی درگیر سوء تغذیه اند و نیمی دیگر از این کودکان زیر 6 سال، فقط و فقط به این خاطر دچار سوء تغذیه و رشد ناکامل مغزی هستند که در خانواده های تهیدست به دنیا آمده اند.

روزها و ماه ها و سال های این کودکان در شرایطی سپری می شود که نرسیدن مواد غذایی لازم به وجود کودکانه شان، آنها را محکوم می کند که عمری را با مغزهایی تکامل نیافته به سر کنند.

این کودکان چگونه شناسایی می شوند؟

وزارت بهداشت، در تمام مناطق کشور شبکه بهداشتی گسترده ای دارد که همه روستاها را تحت پوشش خود قرار می دهد.
هر کودکی بعد از تولد، تحت پایش سلامتی قرار می گیرد و رشد قد و وزن و نیز واکسن های او در کارت پایش رشد ثبت می شود.

فاجعه ملی در کمین آینده: مغز 800 هزار کودک ایرانی رشد نمی کند!

کارشناسان بهداشت در سراسر کشور به ویژه در مناطق روستایی و محروم متوجه شده اند که تعداد قابل توجهی از کودکان، رشد متناسب با سن شان را ندارند. بررسی ها نشان داد که بسیاری از این کودکان زیر 6 سال در خانواده های مستمندی زندگی می کنند که قادر به رفع نیازهای غذایی کودکانشان نیستند.

این وضعیت باعث شد که سازمان ملل، ایران را در زمره کشورهایی بداند که دارای شیوع بالای سوء تغذیه در میان کودکان زیر 6 سال هستند.

در سال های گذشته، طرحی برای رفع سوء تغذیه کودکان زیر 6 سال در کشور اجرا شده است که طی آن، تنها 85 هزار کودک تحت پوشش قرار گرفتند. با این حال، گزارش بعدی سازمان ملل حاکی از بهبود نسبی در کشور و قرار گرفتن ایران در میان کشورهای با شیوع متوسط سوء تغذیه بود.

در این طرح، کارشناسان و پزشکان وزارت بهداشت کودکان درگیر سوء تغذیه را شناسایی و به کمیته امداد معرفی می کنند. کمیته امداد نیز بعد از بررسی وضعیت مالی خانواده ها، به سرپرستان این کودکان، کارت بانکی ویژه و کد داری می دهد که صرفاً برای خرید در فروشگاه های مواد غذایی محل اقامت تعریف شده اند. شبکه بانکی نیز در این پروژه دخیل است.

تا سال گذشته این رقم، ماهانه 60 هزار تومان بود ولی امسال قرار است به 70 هزار تومان برسد.

بعد از ارائه این کارت بانکی، هم به مادر کودک درباره نحوه تغذیه فرزندش آموزش داده می شود و هم مجدداً پایش رشد کودکان در خانه های بهداشت ادامه می یابد تا مشخص شود که واقعاً کارت خرید برای تغذیه فرزند به کار رفته است. نمودارهای رشد، نشان دهنده وضعیت تغذیه کودک و تفاوت آن با دوره قبل از کارت تغذیه است.

صدها هزار کودک باقی مانده اند!

همان طور که گفته شد، از میان 400 هزار کودک فقیر که دچار سوء تغذیه هستند، تنها 85 هزار نفرشان تحت پوشش اند. منابع مالی موجود نیز اجازه نمی دهد بقیه کودکان تحت پوشش قرار بگیرند و این در حالی است که آنها هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می شوند و تنها فرصت تمام زندگی شان برای تکامل مغزی که تا 6 سالگی است، از دست می رود؛ زمان علیه آنهاست.

به علاوه باید درباره 400 هزار کودکی دیگر که نه به خاطر فقر مالی که عمدتاً به دلیل ناآگاهی خانواده ها ، درگیر سوء تغذیه هستند، فکری شود و آموزش های گسترده ای از طریق سیستم آموزشی، رسانه ها و شبکه بهداشت ارائه شود تا زندگی این کودکان معصوم نجات یابد.

چقدر پول لازم است؟

برای رفع سوء تغذیه هر کودک در طول یک سال ، فقط 840 هزار تومان نیاز است. با ضرب این رقم در عدد 400 هزار، به عدد 336 میلیارد تومان می رسیم. یعنی کافی است روزانه 920 میلیون تومان خرج شود تا 400 هزار کودک زیر 6 سال از سوء تغذیه و عدم رشد مغزی نجات یابند و متعاقب آن، جامعه آینده، از آثار منفی جمعیتی با ذهن های عقب مانده، رها شود.

کودکان فقیر ایران دچار سوء تغذیه اند. آینده ایران در خطر است. کسی متوجه این فاجعه هست؟!

No responses yet

Dec 21 2014

رئیس سازمان بهزیستی خبر داد: شورای‌فقهی در حوزه مهدهای‌کودک تشکیل می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی گفته این سازمان قصد ندارد مهد‌های کودک را گسترش دهد و در حال حاضر طرح تشکیل شورای فقهی در حوزه مهدهای کودک را دنبال می‌کند.

آقای هاشمی افزوده مقام‌های سازمان بهزیستی اعتقاد دارند بهترین نهاد تربیتی برای کودکان «دامان مادران» است و به همین دلیل توسعه کمی مهدهای کودک در دستور کار خود ندارند.

این مقام مسئول درباره عملکرد و وظایف شورای فقهی در حوزه مهد‌های کودک نیز توضیحی ارائه نکرده است.

سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر قرار‌داد‌هایی با حوزه‌های علمیه٬ سپاه پاسداران و برخی هیات‌های مذهبی به منظور واگذاری مهد‌های کودک به این مجموعه‌ها منعقد کرده است.

روحانیون و محافظه‌کاران تندرو از وضعیت کنونی مهد‌های کودک راضی نیستند و معتقدند در این مهدها به کودکان سبک زندگی اسلامی آموزش داده نمی‌شود.

No responses yet

Sep 21 2014

لزوم مقابله با «شخصیت آزار رسان» از کودکی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

خودنویس: ضربه زدن، هول دادن، استفاده از القاب توهین‌آمیز، تهدید و تمسخر دیگران برای گرفتن اجباری پول یا گرفتن وسایل با ارزش آن ها در مدارس و در جمع دوستان و خانواده از جمله موارد خشونتی ست که در میان کودکان رخ می دهد

«بولی» “Bully” در زبان انگلیسی به معنای زورگویی در فارسی است و به فرد زورگو و قلدر هم گفته می شود. این نوعی رفتار پرخاشگرانه است که به قصد آزار و اذیت و آسیب به دیگران از طریق تهدید و یا زورگویی صورت می گیرد. بهره‌جویی شخصی [2] از افراد، اینکه اطرافیان ضعیف تر را مضحکه و دستمایه‌ی خنده و تفریح قرار بدهند، گذاشتن اسم های تحقیر آمیز روی ضعیف ترها، استفاده از نقطه ضعف عاطفی انسان‌ها، نزدیک‌شدن به آنها و بعد در سر بزنگاه از آن‌ها سود‌جویی کردن و فریب دادن، همه به نوعی «بولی» محسوب می‌شوند که شخص آزار رسان بخوبی آن را کشف و بکار می برد.

شخصیت آزاررسان و یا «بولی» در سنین مختلف ممکن دست به چنین کاری بزند. فرد آزاررسان از روش‌های مختلف و غیرمستقیمی برای ادامه و یا آغاز آزاررسانی خود استفاده می‌کند. «بولی» عموما یک بار اتفاق نمی افتد بلکه ممکن است از سوی یک شخص یا یک گروه بر گروهی دیگر یا شخص خاصی بارها اتفاق بیافتند.

به گفته جامعه شناسان این روش رفتاری به سه نوع عمده کلامی، فیزیکی و اجتماعی تقسیم می شود، تنها در بریتانیا در هر ۷ ثانیه و در آمریکا هر ۱۰ ثانیه یک دانش آموز قربانی خشونت و آزار [3]از سوی همکلاسی های بولی خود می شوند که در نتیجه آن ۸۰ درصد آنها به خاطر ترس از این موضوع به غیبت از کلاس درس روی می آورند.

در غرب افراد خشونت گر درهمان آغاز ورود به مهدکودک و مدرسه شناسایی می شوند و راههای کنترل آنها به خانواده و اطرافیان آموزش داده می شود.

شخص آزاررسان اصولا کمتر دچار عذاب وجدان می شود و یا اینکه به گفته ی روانشناسان گاهی اصلا حس ندامت هم ندارد. این گونه افراد حتی ممکن است از ناراحتی و رنج دیگران هیچگونه متاثر نشوند و از کنار هرگونه درد و مشکلات دیگران که خود مسبب آن بوده اند، به راحتی گذر کنند. او هیچگونه احساس همدردی با شخص آسیب دیده ندارند. از دیگر مشخصات این افراد فراری بودن از احساس شرم است، که این خود موجب پذیرش اشتباه می شود.

شخصیت آزار رسان قاعده ای را نمی پذیرد و دچار توهم خود بزرگ بینی ست. در روابط اجتماعی، محیط کار و خانه رفتارهای خود را توجیه می کند و همواره به قلدری، گردن کلفتی و پر سر و صدا بودن ادامه می دهد.

اندیمشندان همواره درباره ابعاد آزار رساندن از شخص تا جامعه و حکومت در نوشته های خود حقایقی را مطرح می کنند. به عنوان مثال ویرجینا ولف، رمان نویس سرشناس انگلیسی، فاشیسم را یکی از انواع حکومت های آزاررسان می داند [4]. از نظر ولف، هیتلر و نازیسم زاییده تفکر او در سال ۱۹۳۴ از «وحشتناک ترین» حکومت های آزار رسان است.

شخصیت آزار رسان در کودکی

ضربه زدن، هول دادن، استفاده از القاب توهین‌آمیز، تهدید و تمسخر دیگران برای گرفتن اجباری پول یا گرفتن وسایل با ارزش آن ها در مدارس و در جمع دوستان و خانواده از جمله موارد خشونتی ست که در میان کودکان رخ می دهد، در حالی که موارد زیادی از خشونت گزارش می شود، اما در بسیاری از این موارد کودکان فشارها را گزارش نمی کنند و تنها از تاثیری که بر رفتار آنها در خواب و یا بیداری، افت تحصیلی، کم کردن وزن و افسردگی و یا در برخی موارذ شب ادراری ایجاد می شود می توان پی برد که ممکن است در داخل منزل توسط خواهر و برادر و یا در بیرون از آن مورد قربانی خشونت شده باشند.

چرا کودکان قلدری می کنند:

روانشناسان کودک بر این باورند از جمله دلایل قلدری بعضی از کودکان این است که آنها از احساس قدرت لذت می برند و فکر می کنند با زورگویی به اهدافشان می رسند. گاهی به دلیل تخلیه روانی ناشی از فشارهای درونی و احساس خود کوچک بینی نسبت به دیگران و بیش از همه والدینشان به دنبال فردی ضعیف تر می گردند تا قربانی اش کنند.

گاهی این روش رفتاری ناشی از این است که خود کودک در جای دیگری مورد آزار قرار می گیرد و یا در گذشته گرفته است. اما گاهی این قلدری به دلیل رفتارهای بزرگ ترهاست که همواره با خشم، عصبانیت و کلمات رکیک با کودکان خود و یا با یکدیگر برخورد می کنند. روانشناسان گاهی فیلم های سینمایی و صحنه های خشونت بار در تلویزیون و بازی های دیجیتالی را عاملی برای ایجاد خشم و ابراز خشونت کودکان در نظر می گیرند.

چرا کودکان مورد آزار قرار می گیرند

پژوهش های جدید نشان می دهد که چاقی عامل مهمی در بولی شدن کودکان در مدارس غرب دارد و این وزن اضافی می تواند کودکان را در مدرسه با مشکل مورد آزار قرار گرفتن یا بولی شدن مواجه کند.

به تازگی مجله‌ی پزشکی اطفال [5] نتیجه‌ی پژوهشی را منتشر کرده که روی ۸۲۱ پسر و دختر در ۱۰ نقطه آمریکا انجام شده است. این مطالعه موردی با بررسی رفتار کودکان در کلاس‌های سوم، پنجم و ششم به این نتیجه رسیده که کودکان مورد آزار قرار گرفته عمدتا سفیدپوست، نیمی از شرکت کنندگان مطالعه پسر و ۱۵ درصد کلاس سومی ها نیز چاق بودند . که البته معلمان کلاس ششم می گویند ۳۴ درصد کودکان این پژوهش مورد زورگویی قرار گرفته بودند. همزمان مادران این کودکان بر این باورند ۴۵ درصد فرزندانشان تحت زورگویی بوده اند و ۲۵ درصد از خود این کودکان مورد زورگویی واقع شده اند. این در حالی‌ست که مطالعه پیشین مدعی بود پسربچه ها، اقلیت ها و کودکان متعلق به خانواده های کم درآمد مورد زورگویی بیشتری قرار می گیرند.

وظیفه‌ی والدین و مدارس

مدارس بجز آموزش های لازم برای کنترل کودکان قلدر، نه تنها آنها را شناسایی می کنند بلکه به کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند و در دیگران را آموزش می دهند تا چگونه رفتار کنند که شخص دیگری آنها را آزار ندهد.

والدین هم نقش مهمی دارند تا سریعا کودک آزار رسان خود را شناسایی کنند و از این روش رفتاری به عنوان یک مزیت که مثلا «فرزند پسر من حقش را می گیرد» یا «کسی جرات نمی کند به او حرفی بزند» یاد نکنند چون کودک قلدر با تشویق بیشتر و با خیال راحت تر به مزاحمت برای دیگران خواهد پرداخت. همچنین والدین باید از اتفاقاتی که در مدرسه برای کودکانشان می افتد باخبر باشند، به همین دلیل صحبت کردن با کودکان پس از مدرسه و کسب خبر از اتفاقات روزمره ی آنها می تواند مفید باشد. همچنین تاکید شده به کودک در منزل توضیح دهند که قلدری و زورگویی کردن هرگز قابل قبول نیست و اگر کودک سابقه زورگویی را دارد، با معلمان مدرسه و روانشناس مشورت شود تا راه حلی مناسب به دست آید.

در پایان

این پدیده در همه ی کشورها وجود دارد اما نحوه ی برخورد با این مساله از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. اخراج کودکان از مدرسه شاید اشتباه ترین و آخرین راه حلی باشد که یک سیستم آموزشی برای شخص آزار رسان در نظر می گیرد. در حقیقت این کودکان باید هر چه سریعتر درمان و کنترل شوند. اما اگر چنین رفتارهایی درمان نشود و بزرگسالی انتقال یابد این افراد در سنین بالاتر هم به آزار رساندن دیگران ادامه می دهند. این همان موضوعیست که دکتر زهرا شهریور، فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان به آن اشاره دارد.

از نظر او [6]شواهد نشان می دهد که اگر رفتار پرخاشگرانه در کودکی مهار نشود، ممکن است در زندگی بزرگسالی هم تداوم داشته باشد و به بروزجرم و جنایت منجر شود.

به نظر کارشناسان همه ی انسان ها در هر سنی از کرامت انسانی برخودارند و باید به آنها احترام گذاشت. مدارس و مراکز آموزشی این توان را دارند که با سیاست گذاری مشخص و برنامه ریزی صحیح موضع آشکاری در برابر این پدیده داشته باشند.

No responses yet

Jul 13 2014

عفو بین‌الملل درباره اعدام قریب الوقوع رسول حلومی هشدار داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: سازمان عفو بین الملل اعلام کرده حکم اعدام رسول حلومی جوان ۲۲ساله‌ای که گفته‌ می‌شود پنج سال پیش در ۱۷سالگی با ضربات کشنده‌ای باعث مرگ جوان دیگری شده است، به شعبه اجرای احکام فرستاده شد.
اعدام

رسول حلومی در هنگام این نزاع دسته‌جمعی ۱۷ داشته است

به گزارش عفو بین‌الملل، اتهام قتل پس از اعترافات اشخاص دیگر حاضر در صحنه مشاجره به حلومی وارد شده و او نهایتاً در زیر فشار این اتهام را پذیرفته است.

محتوای این پرونده تردیدهای جدی‌ای درباره منفصانه بودن این حکم ایجاد کرده است.

بنابر اعلام این سازمان، حکم اعدام رسول حلومی پس از تقاضای قصاص خانواده مقتول به دایره اجرای احکام رفته است.

نزاع ادعایی در شهریور ۱۳۸۸ (سپتامبر ۲۰۰۹) به وقوع پیوسته و شعبه ۱۷دادگاه جنایی استان خوزستان در آبان ۱۳۸۹ (اکتبر ۲۰۱۰) حکم اعدام او را صادر کره است.

رسول حلومی ابتدا قرار بود در ۱۴ اردیبهشت اعدام شود اما خانواده مقتول پذیرفت که در ازای دریافت سند خانه و زمین کشاورزی خانواده حلومی و ۳۵۰میلیون تومان پول نقد، از تقاضای قصاص خود چشم پوشی کنند.

به نوشته سازمان عفو بین‌الملل این تقاضای مالی در مقابل جان جوان از دست داده رفته، از عهده خانواده حلومی خارج بوده و اکنون او زیر خطر فوری اعدام قرار دارد.

این درحالی‌ است که یک هفته پیش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گزارش داده بود که خانواده مقتول تا ۲۶ تیر ماه امسال برای پرداخت دیه مهلت تعیین کرده بود.

No responses yet

Jun 20 2014

دیده‌بان حقوق بشر: ایران اعدام “عروس نوجوان” را متوقف کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: سازمان دیده‌بان حقوق بشر از دستگاه قضایی ایران خواست که اجرای حکم اعدام زنی را که در ۱۷ سالگی همسرش را کشته، متوقف کند. وکیل این زن نیز از رئیس قوه قضائیه خواست که به پرونده این “مجرم کودک” رسیدگی مجدد شود.

در اطلاعیه‌ای که سازمان دیده‌بان حقوق بشر در روز پنج‌شنبه (۲۹ خرداد /۱۹ ژوئن) با عنوان “عروس نوجوان در انتظار اعدام” منتشر کرده، از دستگاه قضایی ایران خواسته شده که حکم اعدام راضیه ابراهیمی، زن ۲۱ ساله‌ای که در ۱۷ سالگی همسرش را به قتل رسانده، متوقف شود.

در این اطلاعیه آمده است که راضیه ابراهیمی در سن ۱۴ سالگی ازدواج کرده و اکنون مادر یک کودک ۶ ساله است. دیده‌بان حقوق بشر می‌نویسد که مسئولین قضایی ایران اعلام کرده‌اند که راضیه ابراهیمی در خطر قریب‌الوقوع اعدام است و این در حالی است که قوانین بین‌المللی اعدام مجرمان کودک را به شدت منع کرده است. در قوانین بین‌المللی افرادی که در زمان ارتکاب جرمی که به آن متهم هستند زیر ۱۸ سال داشته‌اند، “مجرم کودک” محسوب می‌شوند.

راضیه ابراهیمی که در اخبار رسانه‌های ایران گاه به نام “مریم” به او اشاره شده، چهار سال پیش با شلیک گلوله به سر همسرش که در خواب بود او را کشت و جسد‌ش را در حیاط منزل به خاک سپرد. طبق گزارش‌ها این قتل در شهری در خوزستان اتفاق افتاده است.

به گزارش رسانه‌های ایران راضیه بعد از قتل شوهرش توسط مادر و پدرش به پلیس تحویل داده شد. او که هم اکنون در زندانی واقع در جنوب غربی اهواز به سر می‌برد، پس از دستگیری جرم خود را پذیرفت و اظهار پشیمانی کرد.

دیده‌بان حقوق بشر با استناد به گفته راضیه ابراهیمی می‌نویسد که “او پس از سال‌ها تحقیر فیزیکی و کلامی توسط همسرش سرانجام تحمل از کف داد”. به گزارش روزنامه “انتخاب”، راضیه در جلسه محاکمه جزئیات قتل را چنین توضیح داده بود: «با ابراهیم خیلی درگیر می‌شدم. او من را تحقیر می‌کرد، روز حادثه هم بعد از میهمانی با هم بحث کردیم و شوهرم با رفتارش مرا تحقیر کرد. من هم آنقدر عصبانی بودم که شوهرم را به ضرب گلوله به قتل رساندم.»

یک دادگاه کیفری راضیه ابراهیمی را مجرم شناخت و به اعدام محکوم کرد. با وجود آنکه راضیه به هنگام ارتکاب جنایت زیر ۱۸ سال داشت، دستگاه قضایی ایران درخواست او را برای اعاده دادرسی نپذیرفت.

طبق قوانین کیفری ایران، در پرونده‌های قتل، اولیای دم حق قصاص نفس را دارند. آنها همچنین می‌توانند به جای قصاص دیه را بپذیرند و قاتل را ببخشند. خانواده همسر مقتول راضیه درخواست وی برای بخشش را نپذیرفتند و خواستار قصاص شدند.

یک منبع مطلع به دیده‌بان حقوق بشر گفته است که مسئولین زندان پیشتر یک بار برای اجرای حکم اعدام راضیه ابراهیمی اقدام کرده‌ بودند، اما هنگامی که آگاهی یافتند که او در زمان ارتکاب جرم ۱۷ ساله بوده، او را دوباره به سلولش بازگرداندند.

این منبع مطلع همچنین گفته است که درخواست حسن آقاخانی، وکیل راضیه ابراهیمی، از دیوان عالی کشور برای اعاده دادرسی پذیرفته نشده است.

به گفته جو استورک، معاون بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر، اگر یک قاضی ایرانی برای یک مجرم کودک همچون راضیه ابراهیمی حکم اعدام صادر کند، آشکارا وظیفه و مسئولیت حقوقی خود برای برقراری عدالت را نقض کرده است. او از مقامات قضایی ایران خواست که “حکم اعدام این عروس کودک را که مدعی است متحمل کتک و تحقیر بوده، لغو کنند”.
[سازمان‌های حقوق بشر سالهاست به اعدام مجرمان کودک در ایران اعتراض می‌کنند؛ تصویر دلارا دارابی که در ۱۷سالگی قتلی را به گردن گرفت و در ۲۳ سالگی با وجود اعتراض‌های داخلی و بین‌المللی اعدام شد]

سازمان‌های حقوق بشر سالهاست به اعدام “مجرمان کودک” در ایران اعتراض می‌کنند؛ تصویر دلارا دارابی که در ۱۷سالگی قتلی را به گردن گرفت و در ۲۳ سالگی با وجود اعتراض‌های داخلی و بین‌المللی اعدام شد

نامه وکیل راضیه به رئیس قوه قضائيه

حسن آقاخانی، وکیل مدافع راضیه، روز سه‌شنبه (۲۷ خرداد / ۱۷ ژوئن) در نامه‌ای سرگشاده از رئیس قوه قضائیه برای رسیدگی به پرونده موکلش بر اساس ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی که بر رشد عقلی مجرمان زیر ۱۸ سال تاکید کرده است، کمک خواست.

ماده ۹۱ قانون جدید مجازات اسلامی می‌گوید اگر قاضی تشخیص دهد که یک پسر دارای ۱۵ سال یا بیشتر، یا دختر دارای ۹ سال یا بیشتر در زمان ارتکاب جرم از ماهیت و پیامدهای جرم خود آگاه بوده، می‌تواند برای این مجرم کودک حکم اعدام صادر کند. طبق این قانون دادگاه می‌تواند برای تشخیص بلوغ عقلی متهم، به نظر پزشک قانونی “یا دیگر وسایلی که مناسب می‌داند” هم اتکا کند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز در اطلاعیه خود به اصلاحات جدید قانون مجازات جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که اعدام کودکان متهم به قتل و جرائم دیگری چون زنا و لواط را منع نکرده است.

حسن آقاخانی در نامه خود خطاب به رئیس قوه قضائيه نخست ماجرای ازدواج راضیه در کودکی را شرح می‌دهد و از جمله می‌نویسد: «راضیه ابراهیمی هنوز ۱۴ سالگی خود را به اتمام نرسانده ‌بود که از سوی پسر همسایه خواستگاری ‌شد و این دخترک نوجوان به خانه بخت رفت. هنوز عروسک‌هایش بازیچه تنهایی‌اش بودند که چرخه روزگار او را پای سفره ‌عقد نشاند و او را به خانه بخت فرستاد. هنوز مدت زیادی از ازدواج راضیه نگذشته‌ بود که متوجه شد زندگی زناشویی برای او و همسر جوانش زرد آغاز شده است.»

آقاخانی در ادامه نامه خود می‌نویسد که راضیه و همسرش به امید گرم شدن رابطه‌شان دارای فرزندی می‌شوند، اما پس از مدتی اختلافات آنان شدت می‌گیرد و همسر وی با جدایی موافقت نمی‌کند. به گفته آقاخانی، ” در نهایت انزجار و نفرت در راضیه به درجه‌ای رسید که بر اثر جهالت و نادانی اقدام به قتل همسر خود کرد. راضیه بدون اینکه به عواقب شوم کار خود بیندیشد اقدام به قتل ابراهیم ‌کرد”.

وکیل راضیه ابراهیمی به رد درخواست اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور اشاره می‌کند و با درخواست رسیدگی مجدد به پرونده از رئیس قوه قضائيه می‌پرسد: «اگر قضات در رسیدگی مجدد متوجه شوند که راضیه در زمان ارتکاب قتل از رشد و کمال عقلانی برخوردار نبوده آیا با قصاص او حرمت خون یک انسان رعایت می‌شود؟»
[ازدواج با کودکان در بسیاری مناطق خاورمیانه رواج دارد؛ عکس دو زوج را در یمن نشان می‌دهد]

ازدواج با کودکان در بسیاری مناطق خاورمیانه رواج دارد؛ عکس دو زوج را در یمن نشان می‌دهد

اعدام کودکان مجرم در ایران

طبق آمار سازمان دیده‌بان حقوق بشر، ایران از سال ۲۰۰۹ تا کنون دست کم ۱۰ کودک مجرم را اعدام کرده و بدین ترتیب از آن زمان بیشترین شمار اعدام مجرمان کودک را به خود اختصاص داده است.

به گزارش این سازمان مدافع حقوق بشر، با وجود فشارهای داخلی و بین‌المللی بر ایران برای متوقف کردن اعدام مجرمان کودک، خبرهایی مبنی بر اعدام دست‌کم ۳ مجرم کودک از آغاز سال ۲۰۱۴ تا کنون به دست این سازمان رسیده است.

دیده‌بان حقوق بشر می‌نویسد که ایران یکی از ۴ کشور در طول ۵ سال اخیر است که در آن مجرمان کودک را اعدام کرده‌اند. سه کشور دیگر عربستان سعودی، ‌یمن و سودان هستند. این در حالی است که ایران کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک را امضا کرده که در آن اعدام مجرمان کودک منع شده است.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در اطلاعیه خود اشاره می‌کند به اینکه در سال ۲۰۱۲ از دولت ایران خواسته است که قانون مجازات برای مجرمان کودک را اصلاح کند.

«ازدواج کودکان ناقض حقوق آنان است»

دیده‌بان حقوق بشر در بخش دیگری از اطلاعیه خود به موضوع ازدواج کودکان پرداخته و از جمله نوشته است که قوانین مدنی ایران ازدواج دختران از ۱۳ سالگی و پسران از ۱۵ سالگی را جایز می‌دانند و حتی ازدواج دختر و پسر در سنین پایین‌تر را در صورت رضایت ولی خود مجاز دانسته‌اند.
[تظاهرات علیه ازدواج کودکان در نیجریه]

تظاهرات علیه ازدواج کودکان در نیجریه

این سازمان تاکید می‌کند که استانداردهای حقوق بشر بین‌الملل اما سن ۱۸ سال را برای ازدواج توصیه می‌کنند، زیرا “ازدواج کودکان بسیاری از حقوق بشر آنها را از جمله حق آموزش و پرورش٬ رهایی از خشونت٬ حقوق مربوط به تولید مثل٬ دسترسی به مراقبت‌های لازم از دستگاه تولید مثل و سلامت جنسی٬ حق اشتغال٬ آزادی جابجایی و نیز حق ازدواج به دور از اجبار و مبتنی بر توافق را از آنها سلب می‌کند”.

در ادامه این اطلاعیه درباره مضرات ازدواج کودکان آمده است: «اظهارات زنان و کودکانی با تجربه ازدواج زودرس که سازمان دیده‌بان حقوق بشر در چندین کشور با آنها مصاحبه کرده است تاثیر عمیقا ویرانگر جسمی و روانی چنین ازدواج‌هایی را بر سلامت و بهزیستی آنان و توانایی‌شان برای زندگی عاری از خشونت نشان می‌دهد.»

در پایان اطلاعیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر جو استورک، معاون بخش خاورمیانه این سازمان، در تأکید بر لزوم حمایت از حقوق کودکان می‌گوید: «دستگاه قضائی ایران باید تعهد خود را به محافظت کودکان که آسیب پذیرترین اعضای جمعیت ایران هستند با توقف و پایان دادن به مجازات اعدام برای مجرمین کودک به اثبات رساند.»

No responses yet

Mar 16 2014

فرزند من حراج؛ نگاهی به پدیده خرید و فروش کودکان در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: به خاطر بشقاب غذای گرم، به خاطر سقفی برای یک شب. به خاطر یک کف دست نان، به خاطر اجاره خانه این ماه، به خاطر چند اسکناس مچاله و بی‌قدر شده که از ته تاریکی‌های جیب یک غریبه بیرون می‌آید. شاید هم به خاطر هیچکدام از اینها نباشد. شاید به خاطر یک بار رها شدن از خماری. به خاطر مواد مخدری که ساعتی جان خرابی را آباد می‌کند شاید.

با یک دست فرزندتان را می‌دهید و با دست دیگر یکی از اینها را می‌گیرید. کاری که می‌کنید آنقدر تکان دهنده است که هیچ کس فرصت نمی‌کند ببیند و بپرسد چرا، به خاطر چه؟ شما شهروند فراموش شده ته دروازه غار تهران حالا ناگهان موضوع خبرهای جهان می‌شوید. موضوع سرزنش و جنجال خبری. مسبب بی‌سامانی وضعیت تمام کودکان کار شهر بزرگ حتی. شما شهروند فراموش شده ته دروازه غار.
اما چه شد؟ از کجا آمدید و به کجا رسیدید که فرزند خودتان را با دست خودتان فروختید؟ قاسم از بچه‌های لب خط است. لب خط را همه دروازه غاری‌ها می‌شناسند. لب خط پر است از حیاط ‌های بزرگ وخانه‌های قدیمی فرسوده و پرجمعیت. خانواده‌ها گروه گروه و کنار هم زندگی می‌‌کنند. کوچه وحیاط‌ ها بیش از هر چیز پر از بچه است وهر بچه می‌تواند سرمایه و درآمدی باشد برای خانه شلوغ بی‌سفره و بی‌نان. قاسم در همین فضا زندگی و از کودکی کار کرده و بزرگ شده.

از او می‌پرسم آیا در جایی که زندگی می‌کند تا به حال شاهد فروش و یا اجاره دادن کودکان بوده است؟

«بله. دیدم. دروازه غار دیم. زنه پول نداشته بره پول بیمارستان بچه‌اش را بده. یا پول خرجی بچه‌اش را نداشته بچه‌اش را فروخته. برای پول بیمارستان،‌ برای خرجی خودش. پول نداشته بچه‌اش را فروخته. نمی‌دانم کار درست است،‌ کار درست نیست؟ بچه کسی دیگر را بخرند و از مادرش جدا کنند.»

قاسم،‌ به نظرت اصلا‌ً می‌شود یک آدم بچه خودش را بفروشد؟

«می‌شود. بله. پول خانه زندگی ندارند و می‌شود بچه‌اش را بفروشد آدم.»

یعنی تو خودت ممکن است بچه داشته باشی چنین کاری بکنی؟

«آره. چرا نمی‌کنم؟ خرجی… پول ندارم. می‌رود پیش یک پدرمادر خوب و به جایی می‌رسد. بعضی بچه‌ها را می‌برند خارج. بعضی‌ بچه‌ها را می‌برند خانه پیش خودشان نگاه می‌دارند. یک بچه خواهر من با یک نفر دیگر… داشتند می‌بردند خارج رفتند دم مرز گرفتند. بچه را. می‌برندش. خب خوشبخت می‌شود.»

خب به نظر تو این بچه با این کار خوشحال است و راضی است؟

«نه. بچه خودش راضی است؟ بچه مجبوری می‌رود.»

پدر و مادر با این پول چه کار می‌کنند؟

«می‌کشند یا می‌روند پول غذا و این چیزها… همین چیزها دیگر… یا مواد می‌کشند یا…»

تو جایی را می‌شناسی الان که کسی برود بچه اجاره کند؟

«اجاره تو فامیل‌ها آره. فامیل‌ها می‌شود اجاره کرد. از ساعت ۱۲ می‌برند شاید یک شب. شام بهشان می‌دهند. چهل تومان هم بهشان می‌دهند. همین. دستمال می‌فروشند، اسفند دود می‌کنند. مال می‌فروشند. تجریش،‌ ولیعصر، بالا شهر دیگر.»

چه کسانی این بچه‌ها را می‌برند؟ اصلا‌ً چرا می‌خرندشان؟

«بچه دار نیستند. می‌خرند. من کسی دیدم کارتن خواب بوده. توی خیابان می‌خوابیده. بچه‌اش را فروخته.»

***

مصطفی حالا مرد جوانی است. او هم کودکی‌اش را در دروازه غار گذرانده. او هم کودک کار بوده. از سن خیلی کم کار کرده در شهر بزرگ و بی‌رحم.

«هشت سالگی من با فال فروشی و چایی فروشی و شربت فروشی و این جور چیزها شروع کردم. هزینه درس و مشق و این جور چیزها را بالاخره هم خودم و هم برادرم کمک کردیم. چون پدرم هشت نه سالی هست که دیابت دارند و نمی‌توانند کار کنند. بالاخره خودم مجبور بود… یا خودم یا برادرم از یک راهی… از راه حلال به هزینه درس و مشق و خانه را فراهیم کنیم.»

از او می‌پرسم آیا می‌داند با بچه‌هایی که فروخته می‌شوند چه می‌کنند؟

«ازشان می‌خواهند کاری چیزی… سر کاری چیزی بفرستندشان یا این که سوء استفاده جنسی یا خلافی چیزی… اینها را تربیت کنند که مثلا‌ً برایشان کارهای خلاف انجام دهند یا خیلی‌ راه‌های دیگر. بچه‌های شیرخوار را مثلا‌ً اجاره می‌گیرند باهاشون می‌روند توی متروها و این ور و آن ور. می‌روند می‌گویند بچه‌ام است شام نداریم. بالاخره از طریق آن یک هزینه‌ای می‌خواهند کار کنند و به دست بیاورند. از طریق این بچه‌ها. شنیده‌ام که از هر بچه‌ای ۳۰ تومان ۲۵ تومان اجاره می‌گیرند که از اینها کار بکشند و به عنوان پسر خودشان معرفی کنند به مردم. که مردم یک چیزی بهشان کمک کنند.»

از وقتی که گزارش روزنامه اعتماد و پس از آن خبر خبرگزاری ایرنا به نقل از قائم مقام وزیر کار منتشر شد که بله تلخ است اما حقیقت دارد، ناگهان همه نگاه‌ها بر یک نقطه متمرکز شد. دروازه غار تهران. جایی که در خبرها و گزارش‌ها محل خرید و فروش کودکان کار و کودکان بد سرپرست معرفی شده بود.

یک مددکار اجتماعی به روزنامه اعتماد گفت خانه‌ای در دروازه غار تهران سال گذشته کشف شده که ۴۰ تا ۵۰ کودک در آن نگهداری می‌شدند. کودکان را هر روز صبح می‌بردند و آخر شب باز می‌گرداندند. همین گزارش می‌گوید کودکان اینجا در وسط تهران در روز روشن کمی پایین تر از ایستگاه متروی شوش از ۱۰۰ هزار تومان تا ۵ میلیون تومان خرید و فروش می‌شوند.

میهمان این هفته مجله جامعه رادیو فردا کسی است که سال‌های طولانی فعالیتش برای کودکان کار و خیابان را به شهادت می‌گیرد و می‌گوید فروش کودکان در محله‌ها و حاشیه‌های فقیر و فراموش شده تهران نه اتفاقی است چندان گسترده و نه البته خبری است تازه. حمید فراهانی، فعال حقوق کودکان در تهران:

«سیاست‌هایی که نهادهای رسمی از جمله وزارت کار تعیین می‌کند از عواملی بود که به کار کودک دامن می‌زد و مستقیما‌ً خود همین سازمان‌ها مثلا‌ً وزارت کار مسئولیتش را باید به عهده می‌گرفتند. و عملا‌ً وقتی می‌بینیم به این شکل می‌آیند و می‌گویند کودکان کار در این وضعیت دارند به سر می‌برند،‌ من فکر می‌کنم که یک جوری دارند سلب مسئولیت می‌کنند که ما خواهان این نیستیم که کودکان کار کنند منتها یک سری باندهایی هستند و یک سری افراد سودجویی هستند که این کار را دارند می‌کنند. خب این خبر به شدت احساسات من را هم جریحه دار کرد و من قبلا‌ً هم در مواردی شاهد این بودم که کودکانی متاسفانه مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند و توی این مسئله شکی نیست که باید حتما‌ً‌ پیگیری شود. منتها زمانی که ما تنها یک بخش قضیه را می‌بینیم که از طرف نهادهای رسمی رویش تمرکز می‌شود و بخش‌های دیگر را می‌بینیم که به فکرش نیستند و کتمان می‌کنند، نتیجه‌ای که می‌توانیم بگیریم این است که این مسئله هم تبدیل شده به یک ابزار تبلیغاتی برای تبرئه کردن خودشان از سیاست‌هایی که منجر به افزایش فقر در جامعه شده. وگرنه آیا این مسئله اجاره کودکان چهار سال پیش نبوده؟ پنج سال پیش نبوده؟ ده سال پیش نبوده؟ چهار ماه پیش نبوده؟ و فقط توی این دو سه ماه اخیر به وجود آمده؟»

آقای فراهانی می‌گوید کودکان درمحله‌‌فقیر و حاشیه نشین پایتخت در معرض انواع خطرها و تجربه‌های ناگوار هستند:

«خصوصا‌ً‌ محلات حاشیه‌ای به دلیل این که از نظر کالبدی شهر دارای امنیتی نیست که محلات مرکز یا بالای شهر دارند، این کودکان در معرض انواع خطرات مختلف هستند. من از نزدیک می‌دیدم که افرادی بودند که در ازای تامین مواد مخدر پدران یا مادران بچه‌ها این را مطالبه می‌کردند که آن پدر مادر بچه‌اش را به این ها برای چند ساعت اجاره بدهد تا این بچه مواد مخدر جا به جا کند. یا مثلا‌ً دیدم که برای تکدی گری یا برای دستفروشی کردن افرادی کودکان را اجاره می‌کنند. منتها مبالغ خیلی اندک و شاید به صورت کیس‌های خیلی منفردی بود اصلا‌ً. یعنی ما هرگز مشاهده نکردیم که یک اقدام سازمان یافته‌ای باشد که تعداد خیلی زیادی از کودکان اجاره داده شوند یا خرید و فروش.»

اما بچه شما چند؟ فرزندشان را این شهروندان به چه بهایی حاضرند بفروشند یا اجاره دهند؟ صحبت حتی از چند صد هم نیست:

«یکی دو مورد مربوط به این بود که پدر یا مادر مواد مخدر دریافت می‌کردند و دو سه مورد هم بود که بچه‌ها می‌آمدند و برای چند ساعت در کنار یک فرد بزرگ‌ تر توی خیابان راه می‌رفتند و گدایی می‌کردند و آخر شب یک هزینه‌ای به والدین آن بچه‌ها پرداخت می‌شد که حول وحوش بیست هزار تومان یا بیست و پنج هزار تومان بود.»

آقای فراهانی از راه‌حل‌ها می‌گوید و از ریشه‌ها:

«نیاز به این هست که یک سری حمایت‌های حداقلی برای فرودستان وفقرا فراهم شود. وقتی که فقر و فشار زندگی از یک حدی می‌گذرد و وقتی که معضل اعتیاد از یک حدی می‌گذرد افراد ممکن است که برای ادامه حیات فردی خودشان حتی حاضر شوند که کودکان شان را هم اجاره بدهند. فکر می‌کنم که باید یک مقداری از نظر ساختاری مسئله حل شود تا این که صرفا‌ً برخورد پلیسی یا امنیتی شود. مثلا‌ً این امکان وجود دارد که فردا روزی توی یک محله تهران چه اتفاقی می‌افتاد و نیروهای پلیس یا نظامی هجوم ببرند و یک سری افراد را دستگیر کنند. تجربه این هم بوده. خاک سفید جایی بوده که ویران شده یک بخشی‌اش. محله اتابک جایی بود که ویران شده. اما آیا این برخورد پلیسی و بگیر و ببند مسئله را حل کرده؟ اگر به همان محله‌ها مراجعه کنید می‌بینیم که توی همان محله‌ها دوباره آسیب‌های اجتماعی شکل گرفته اند.»

از ایستگاه مترو شوش که پیاده شدید فقط کمی پیاده بروید. همه جا کودکان دستفروش و بلور فروش و کارگر را می‌بینید که بازیچه‌شان سرنگ‌های مصرف شده آلوده گوشه وکنار خیابان‌ها و کوچه‌ها است. کودکانی که می‌فروشند و گاه هم فروخته می‌شوند.

گزارش صوتی

No responses yet

Mar 11 2014

معاون وزیر کار: در این محله تهران کودکان را می فروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: محمدتقی حسینی، قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی از «خرید و فروش» کودکان در یکی از محله های قدیمی تهران، بعنوان واقعیتی تلخ یاد کرده است. بگفته آقای حسینی، هر چند بیشتر این کودکان خرید و فروش شده شناسنامه ندارند، اما خرید و فروش کودکان دروازه غار حقیقت تلخی است که متاسفانه وجود دارد.

به گزارش ایرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، محمدتقی حسینی روز گذشته (یکشنبه) در هشتمین جلسه شورای هماهنگی مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک، تاکید کرده که “پدیده کودکان خیابانی یکی از معضلات امروز ما است و اگر بخواهیم چشمانمان را بر روی این معضل ببندیم یا رویمان را برگردانیم، باز هم جلوی چشمان ما ظاهر می شود.”

​​

آقای حسینی، تاریخ ظهور پدیده موسوم به «کار خیابانی» و رواج آن در ایران را دهه ۱۳۸۰ شمسی می داند، و کودکان درگیر این پدیده را در بخش های متمایزی دسته بندی می کند، گروه نخست که به محض تولد، به علت اعتیاد والدین، ازدواج نامشروع [آنها] یا ربوده شدن در زایشگاه فروخته می شوند، و از سه سالگی به خیابان می آیند. گروه دوم از حمایت خانواده هایشان برخوردارند اما این کودکان، بگفته قائم مقام وزارت تعاون جمهوری اسلامی:

“به علت فقر خانواده از شش سالگی تا چهارده سالگی در خیابان ظاهر می شوند که نمونه های بارز این گروه، در محله صالح آباد نزدیک بهشت زهرا دیده می شوند که بیشترشان گل فروشی می کنند.
” دسته سوم نوجوانانی هستند که یا در کودکی فروخته یا به دلایلی دیگر وارد خیابان شده اند و حتی به کارهایی مانند سرقت، کیف قاپی و غیره روی می آورند.”

جای رسمی برای خرید و فروش کودکان وجود ندارد، اما…

آقای حسینی درباره خرید و فروش کودکان در ایران یادآوری کرد: “اگر چه خرید و فروش کودکان رسمی نیست و جای رسمی برای خرید و فروش کودکان وجود ندارد، اما این خرید و فروش انجام می گیرد.”

قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی افزود: “این کودکان به دلیل فقر خانواده هایشان، در اختیار دیگران قرار می گیرند و این پدیده از بدو زایمان، به ویژه در معتادانی که به مواد مخدر خطرناک مانند شیشه معتاد هستند، وجود دارد و آنها حتی با مبلغ خیلی کم حاضر می شوند کودکانشان را بفروشند.”

آقای حسینی با این اشاره که بیشتر زنانی که کودکانشان را می فروشند، نمی دانند فرزندشان پس از فروش چه سرنوشتی پیدا می کند، تاکید کرد که “شاید عده انگشت شماری از این کودکان در خانواده ای معمولی بزرگ شوند.”

قائم مقام وزارت تعاون جمهوری اسلامی از واقعیتی بنام «تعرض جنسی» به این دسته از کودکان، بخصوص به دختر بچه ها، نیز ابراز ناخشنود و تاسف کرد:

” شماری از دختران نوجوان حتی بدون داشتن هیچ شناسنامه یا هویتی زندگی می کنند که مورد تعرض قرار می گیرند و به انواع بیماری های خطرناک مانند ایدز و هپاتیت مبتلا می شوند و برخی هم مواد مخدر می فروشند و اطلاعات درستی از این که فرزند چه کسی هستند ندارند، هرچند که شمارمحدودی از این افراد از افاغنه [شهروندان افغانستان] اند.”.

کنترل خرید و فروش کودکان در تهران، پایتخت ایران، بگفته آقای حسینی بسیار دشوار است چون “بافت جمعیتی دروازه غار ۲۵۰۰۰ نفر است که بافت گسترده ای است، و کنترل آن نیز مشکل”.

​​
برای دروازه غار از هارلم الگو بگیریم

قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی با اشاره ای مثبت به تحولی در آمریکا، که مسوولان جمهوری اسلامی معمولاٌ از آن پرهیز می کنند، از حل مشکل ناامنی در محله «هارلم» نیویورک نمونه آورد و گفت:

“منطقه «هارلم» در سال ۱۹۹۰ میلادی از خطرناک ترین منطقه های آمریکا بود و کسی جرات رفتن به آنجا را نداشت، ولی در سال ۲۰۱۰ میلادی، شهردار هارلم با استفاده از حمایت کارخانه های بزرگ و تولیدی ها، برای آنجا سرمایه گذاری و آنجا را ساماندهی کرد، طوری که هارلم امروز با هارلم آن روز بسیار متفاوت است.”

بگزارش «ایرنا»، قائم مقام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور بین الملل جمهوری اسلامی با ذکر این مثال خواهان ساماندهی این موضوع شد

No responses yet

Feb 24 2014

هفت میلیون کودک کار در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: آمارهای غیر رسمی حکایت از وجود هفت میلیون کودک کار در ایران دارند. نیمی از این کودکان، اتباع کشورهای همسایه هستند. بیشترین تعداد کودکان کار در فاصله سنی ۱۰ تا ۱۵ سال هستند.

هرچند آمارهای رسمی تعداد کودکان کار در ایران را حدود دو میلیون نفر اعلام کرده اما یک فعال حقوق کودک اظهار داشته که آمار واقعی این کودکان حدود هفت میلیون نفر است که نیمی از آنها اتباع کشورهای همسایه هستند.

به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، “محیا واحدی”، فعال حقوق کودک و دبیر سمینار تخصصی کودکان کار، میانگین سنی کودکان کار را بین ۱۰ تا ۱۵ سال اعلام کرد اما تاکید کرد که کودک کمتر از ۵ سال و حتی نوزادی که در آغوش مادر و به اجبار وارد چرخه کار می‌شود نیز وجود دارد.

سمینار تخصصی کودکان کار به همت “جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی” در روزهای سوم و چهارم اسفند (۲۲ و ۲۳ فوریه) در دانشگاه تهران برگزار شد.

آقای واحدی در تعریف کودک کار گفت: «طبق تعریف‌های رسمی، کار کودک هرگونه فعالیت اقتصادی است که به واسطه آن کودک مورد آسیب جسمی، روحی و روانی قرار گیرد و از آموزش باز بماند».

به گفته این فعال حقوق کودک، والدین بیشتر کودکان کار بیکار یا کم درآمد هستند و این کودکان تامین معاش اعضای خانواده و گاهی هزینه مواد مخدر والدین را برعهده دارند.

محیا واحدی همچنین تصریح کرد که بر خلاف تصویری که از کودکان کار در صدا و سیما ارائه می‌شود، بیشتر این کودکان دارای خانواده و پدر و مادر هستند و در کنار آنها زندگی می‌کنند و فعالیت آنها به صورت باندی و گروهی نیست.

فرشاد ۱۵ سال بیشتر ندارد و روزی ۱۲ ساعت به شکل خرگوش درمی‌آید تا نظر مردم را به یک فروشگاه اسباب‌بازی و لوازم کودک جلب کند. او برای این که بتواند به خرج خانواده ۵ نفره‌شان کمک کند، مجبور است از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب کار کند و در ماه ۳۰۰ هزارتومان مزد می‌گیرد.

دبیر سمینار تخصصی کودکان کار درباره خاستگاه این کودکان گفت: «در منطقه شوش و دروازه غار تهران اعتیاد، فحشا و سایر معضلات به وضوح دیده می‌شود. کولی‌ها موسوم به غربتی‌ها در این منطقه بسیار زیاد هستند که کودکان آن‌ها فاقد شناسنامه بوده و خانواده‌هایشان آن‌ها را مجبور به کار می‌کنند. در منطقه فرحزاد در غرب تهران کودکان کار اکثرا افغانی هستند. در این منطقه کودکان علاوه بر کار اجباری، به مواد مخدر اعتیاد داشته و در فروش مواد مخدر فعال هستند».

۱۷ هزار کودک خیابانی

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی در حاشیه همایش ملی کودکان خیابانی به روزنامه ایران گفته در حال حاضر ۱۷ هزار کودک خیابانی در کل کشور وجود دارد که ۳۰ درصد از آنها اتباع کشورهای دیگر هستند.

محمد نفریه اظهار داشت قانونی برای برخورد با والدینی که کودکانشان را در خیابان‌‌رها می‌کنند، وجود ندارد. با این وجود وی تأکید کرد که ۱۱ دستگاه مسئول رسیدگی به مشکلات این کودکان هستند، اما تنها دو تا سه سازمان در این زمینه فعال‌اند.

در همایش ملی کودکان خیابانی که روز یک‌شنبه چهارم اسفند (۲۳ فوریه) در تهران برگزار شد همچنین اعلام شد که از ابتدای سال جاری تا کنون بیش از دو هزار و ۶۰۰ کودک خیابانی از طرف بهزیستی ساماندهی شده‌اند.

رئیس سازمان بهزیستی در این همایش اظهار داشت که در حال حاضر ۳۴ هزار کودک بی‌سرپرست و بدسرپرست در مراکز تحت پوشش بهزیستی نگهداری می‌شوند.

برای مشاهده عکس ها به متن اصلی مراجعه کنید

No responses yet

Jan 08 2014

کودکان کار و زنگ خطر ایدز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رییس مرکز تحقیقات ایدز در ایران، آمار کودکان کار مبتلا به هپاتیت و ایدز را “وحشتناک” دانسته است. مینو محرز می‌گوید، آن چه وزارت بهداشت از ابتلا به ایدز در سطح کشور اعلام می‌کند با آنچه ما می‌بینیم تفاوت دارد.

دکتر مینو محرز، رییس مرکز تحقیقات ایدز ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، به آمار ابتلا به ایدز نزد کودکان کار و خیابان و پنهان‌کاری وزارت بهداشت در مورد واقعیت این بیماری پرداخته است.

به گفته دکتر محرز، وضعیت کودکان کار و ابتلای آنها به بیماری‌های عفونی شدید مانند ایدز و هپاتیت “بسیار تکان‌ دهنده” است. او تحقیقی را مثال زده که روی هزار کودک کار و برای شناسایی میزان ابتلا به “اچ آی وی” انجام شده است.

بررسی بر روی کودکان ۱۰ تا ۱۸ ساله نشان داده که ۵ درصد آنها به ایدز مبتلا بوده و اغلب‌شان نیز بیماری هپاتیت داشته‌اند. مینو محرز این آمار را “وحشتناک” خوانده است.

دکتر محرز تاکید کرده که آزمایش انجام شده مربوط به ۵ سال پیش است و دوباره باید تحقیق جدیدی انجام گیرد: «مسلما آمار ابتلای این کودکان بسیار فراتر رفته است.»

مبتلا بودن کودکان کار به بیماری‌های عفونی و ایدز، خبر جدیدی نیست. دکتر علی‌اکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت ایران پیش از این و به مناسبت روز جهانی ایدز گفته بود: «کودکان کار و خیابان، معتادان تزریقی و روابط جنسی ناسالم، سه زنگ خطر مهم برای انفجار مین اچ آی وی در ایران هستند.»

سیاری از رشد سه برابری انتقال جنسی ایدز از سال ۸۰ تاکنون خبر داده و گفته بود شیوع ایدز نزد کودکان کار و خیابان ۴۵ برابر جمعیت عادی است.

مینو محرز در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه سلامت خبرگزاری فارس، تصریح کرده که برخی از کودکان مورد مطالعه در تحقیق یاد شده، اعتیاد هم داشته‌اند.

دکتر محرز ادامه داده که پاک کردن صورت مسئله ایدز در سال‌های گذشته، موجب شرایط کنونی شده است: «ما می‌توانستیم به راحتی پیشگیری را انجام دهیم و این آمار رو به افزایش را شاهد نباشیم.»

رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران تاکید کرده که آمار اعلام شده مبتلایان ایدز در سراسر کشور واقعی نیست و آن چیزی که وزارت بهداشت می‌گوید “با آن چه ما می‌بینیم بسیار متفاوت است.”

تابوی ایدز و کودکان کار

آمار دقیقی از میزان بچه‌های کار و خیابان در ایران در دست نیست و برخی منابع از وجود ۲ میلیون وپانصد هزار کودک کار یاد کرده‌اند.

ساماندهی این کودکان از نظر قانونی به سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، دادگستری، شهرداری، وزارت کار، وزارت بهداشت، کمیته امداد، سازمان بیمه، تامین اجتماعی، صدا و سیما، هلال احمر و آموزش و پرورش محول شده است.

طبق پژوهش‌های انجام شده از سوی فعالان حقوق کودک در ایران، ۳۲ درصد کودکان کار مورد آزار جسمی، روحی و جنسی قرار می‌گیرند.

مطالعه‌ای در سال ۱۳۸۹ روی کودکان خیابانی در جنوب تهران، نشان می‌داد که ۶۶ درصد آنها به بیماری‌های عفونت انگلی روده، ۱۰ درصد به عفونت‌های ادراری، ۹۶ درصد به پوسیدگی دندان‌‌ها و بیماری‌های لثه و ۲۴ درصد به عفونت پوستی مبتلا بودند.

بیش از دو سوم این کودکان از افسردگی پنهان و آشکار رنج می‌بردند و در معرض سوءاستفاده جنسی قرار گرفته بودند. بیشتر آنها نیز سابقه مصرف سیگار و مواد مخدر را داشتند.

اعلام پر سر و صدای نتیجه تحقیقی که پنج سال پیش روی هزار کودک کار و خیابان انجام شده، می‌تواند زمینه‌سازی برای شکستن تابوی ایدز در جمهوری ‌اسلامی نیز تلقی شود.

معاون وزیر بهداشت ایران به مناسبت روز جهانی ایدز از جمله گفت: «آمار ابتلا به ایدز در هیچ کجای دنیا از سال ۲۰۰۰ تاکنون دو برابر نشده در حالی‌که این میزان در ایران ظرف این مدت ۹ برابر شده است.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .