اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنگ'

Sep 23 2013

غرامت ناشی از خسارت‌های جنگ ایران و عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سعید محمودی استاد حقوق بین الملل در دانشگاه استکهلم

از دیدگاه حقوق بین الملل جبران خسارات ناشی از درگیری نظامی میان دو کشور منوط به اثبات مسئولیت یکی از طرفین درگیری به عنوان متجاوز است.

در منشور سازمان ملل متحد تعریفی از تجاوز نشده و لااقل تا پایان دهه ۱۹۶۰ کشورهای عضو سازمان برداشت های متفاوتی در مورد مرز میان کاربرد قانونی نیروی نظامی علیه یک کشور و تجاوز داشتند. به همین دلیل مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ طی قطعنامه ۳۳۱۴ تعریفی را برای تجاوز پذیرفت.

بر اساس این تعریف، تجاوز عبارت است از کاربرد نیروی نظامی از سوی یک کشور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور دیگر. کشوری که با نقض مفاد منشور سازمان ملل متحد در کاربرد نیروی نظامی پیشدستی کند مرتکب عمل تجاوز گرانه شده است.

هیچ نوع ملاحظاتی اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و غیره نمی تواند تجاوز را توجیه کند. تجاوز موجب مسئولیت بین المللی است. جبران خسارات ناشی از تجاوز نظامی از تبعات چنین مسئولیتی است.

با توجه به تعریف بالا، برای دریافت غرامت از عراق ابتدا باید ثابت کرد که عراق آغازگر جنگ بوده و این کاربرد نیروی نظامی ناقض مقررات منشور سازمان ملل و مصداق بارز تجاوز طبق تعریف مندرج در قطعنامه ۳۳۱۴ است.

از دیدگاه ایران عراق در شروع جنگ پیش دستی کرده و حملات همه جانبه خود را روز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز کرد است.

نظر عراق، لااقل تا زمان سقوط صدام حسین، این بوده که ایران آغازگر جنگ بوده و در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ بمباران مناطق مختلف کردنشین عراق از جمله شهرهای خانقین و مندلی را شروع کرده است.

اما نظر عمومی بر این است که عراق آغازگر جنگ است. این ادعا بر پایه مستندات زیر قرار دارد.

۱ – خاویر پرز دو کوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۱ دسامبر ۱۹۹۱ در گزارشی به شورای امنیت عراق را آغازگر جنگ معرفی کرد. این گزارش بر اساس قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت تهیه شده بود.

قطعنامه ۵۹۸ که در تاریخ ۲۰ زوئیه ۱۹۸۷ بر اساس فصل هفتم اساسنامه سازمان ملل صادر شد و از نظر حقوقی برای طرفین مخاصمه لازم الاجرا است، ایران و عراق را ملزم به آتش بس فوری کرد.

بر اساس بند ۶ این قطعنامه، شورای امنیت از دبیر کل سازمان ملل خواست که پس از مشورت با ایران و عراق، کمیته ای متشکل از افراد بی طرف را برای تعیین مسئولیت ناشی از جنگ تعیین نماید.

بند ۷ همان قطعنامه مقرر داشت که دبیر کل گروهی از متخصصان را برای مطالعه موضوع بازسازی خسارات جنگ تشکیل دهد. تعیین کمیته مزبور و گروه متخصصان به دلیل عدم توافق طرفین مخاصمه و بخصوص اشکال تراشی های عراق به فوریت صورت نگرفت.

پس از پایان جنگ عراق در کویت، سازمان ملل وادار شد به سرعت میزان خسارت به کویت را بر آورد کند. خاویر پرز دو کوئیار در آوریل ۱۹۹۱ گزارش مربوط به خسارات کویت را به شورای امنیت ارائه کرد.

شورای امنیت با صدور قطعنامه ۶۷۸ عراق را متجاوز شناخت و بر اساس گزارش دبیر کل در مورد خسارات، یک کمیسیون جبران خسارات برای رسیدگی به دعاوی افراد حقوقی و حقیقی و همچنین ادعای خسارت کشورها ایجاد کرد.

این کمیسیون خسارات مزبور را از محل در آمد نفت عراق و سایر منابعی که پیش بینی شده به متقاضیان محق می پردازد.

شرایط سیاسی ایجاد شده بعد از بیرون راندن عراق از کویت موجب تسهیل کار کمیته تعیین مسئولیت جنگ ایران و عراق شد. چند هفته پس از ارائه گزارش دبیرکل به شورای امنیت در مورد خسارات کویت، در ماه مه ۱۹۹۱ هیاتی از سوی دبیرکل برای تعیین خسارات ایران راهی تهران شد.

این هیات خسارات مستقیم ایران را حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زد. گزارش نهائی دبیرکل در مورد جنگ ایران و عراق که در دسامبر ۱۹۹۱ به شورای امنیت ارائه شد موجب اقدامی از سوی شورا نشد و در نتیجه مسئله تعیین غرامت خسارت ایران در شورا مطرح نشد.

۲ – تعیین رسمی متجاوز از سوی شورای امنیت شرط لازم برای حل مسئله غرامت نیست. اگر به طرق دیگری وقوع تجاوز و هویت کشور متجاوز محرز شود، کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته است حق در خواست غرامت خسارات جنگی را دارد.

در مورد جنگ ایران و عراق دلایل حقوقی کافی برای اثبات تجاوز عراق و در نتیجه مسئولیت آن کشور برای جبران خسارت وجود دارد. علاوه بر گزارش روشن و محکم دبیرکل سازمان ملل متحد، دیوان عالی بین المللی لاهه در بند ۲۳ رای مورخ ۶ نوامبر ۲۰۰۳ در قضیه مربوط به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس تاکید دارد که منازعه میان ایران و عراق در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ هنگامی که نیروهای عراقی وارد بخش های غربی ایران شدند آغاز شد.

دیوان لاهه ورود نیرو های عراقی به خاک ایران به عنوان شروع جنگ را یک واقعیت تاریخی می داند. دعوی مطروح در دیوان عالی بین المللی لاهه میان دو کشور ایران و امریکا بود و عراق طرف این دعوی نبود.

ولی اظهار نظر دیوان در مورد آغاز جنگ به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده تاریخی موید این است که چنانچه مسئله تعیین متجاوز و مسئولیت خسارات به دیوان محول شود، به احتمال زیاد دیوان نظر خود را بر اساس این واقعیت تاریخی قرار خواهد داد.

موضوع متجاوز بودن عراق در چند مورد دیگر نیز از سوی مقام های مسئول سازمان ملل متحد مطرح شده است. مثلا کوفی عنان، دبیرکل وقت در پیامی که به کنفرانس بازسازی سازمان ملل متحد در ژوئیه ۲۰۰۵ در تهران ارسال داشت، تجاوز عراق به ایران را نمونه ای از بی قانونی های بین المللی در سال های اخیر و مثال روشنی از کاستی های شورای امنیت در انجام وظایف خود ذکر کرد.

۳ – یک موضوع مهم در رابطه با غرامت خسارات ناشی از جنگ ایران و عراق این است که آیا عراق را باید مسئول همه خسارات جنگ ۸ ساله دانست و یا این که جنگ را باید به دوره قبل و بعد از پیروزی خرمشهر تقسیم کرد و از ۲۴ مه ۱۹۸۲ که ایران خرمشهر را پس گرفت عراق را دیگر نباید متجاوز دانست. نظر ایران این است که عراق از شروع جنگ در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ تا زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در تابستان ۱۹۸۸ باید متجاوز تلقی شود.

دو هفته پس از این که نیروهای ایرانی خرمشهر را پس گرفتند دولت عراق طی نامه ای مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۸۲ آمادگی خود را برای عقب نشینی کامل از خاک ایران به دبیرکل سازمان ملل اعلام داشت. این عقب نشینی فورا شروع شد.

در نامه دیگری مورخ اول ژوئیه ۱۹۸۲ دولت عراق به اطلاع دبیرکل رساند که عقب نشینی به پایان رسیده است. البته این عقب نشینی کامل نبود و تا پایان جنگ پاره ای از نقاط مرزی ایران در اشغال عراق باقی ماند.

تحولاتی که هم زمان با این عقب نشینی و پس از آن اتفاق افتاد از جمله اعلام آمادگی پاره ای از کشورهای عرب برای جبران خسارات ایران به شرط پایان جنگ، رد این پیشنهاد و ادامه فعال جنگ از سوی ایران موجب تقویت نظریه تقسیم جنگ به دو دوره شد.

ولی آنچه از دیدگاه حقوق بین الملل جالب توجه است برخورد سازمان ملل متحد با این موضوع می باشد.

شورای امنیت به طور صریح در مورد شروع و پایان تجاوز عراق و مسئولیت احتمالی ایران برای ادامه جنگ پس از پیروزی خرمشهر اظهار نظر نکرده است. اما از زبان بکار برده شده در قطعنامه های مربوط به جنگ ایران و عراق می توان نظر شورا را در این مورد حدس زد.

قطعنامه هائی که در ۶ سال اول جنگ صادر شده همگی از طولانی شدن نزاع اظهار نگرانی کرده و طرفین را به حل مسالمت آمیز اختلاف دعوت می کنند. در قطعنامه ۵۸۲ مورخ ۲۴ فوریه ۱۹۸۶ شورای امنیت تغییر رویه داده و در بند اول قسمت اصلی قطعنامه از شروع منازعه و ادامه آن اظهار نگرانی می کند.

این تاکید بر شروع و ادامه در قطعنامه ۵۹۸ هم تکرار می شود. تفکیک شروع جنگ از ادامه آن می تواند نشانه آن باشد که شورای امنیت تقسیم جنگ به دو دوره را، لااقل تلویحا، پذیرفته است.

در این صورت ممکن است عراق موظف به پرداخت غرامت مربوط به خسارت دوره اول یعنی از ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ تا ۲۴ مه ۱۹۸۲ بشود.

این امر البته به خودی خود به مفهوم آن نیست که ایران به سبب ادامه جنگ مسئول خسارات دوره دوم است زیرا می توان به هرحال ادامه جنگ را ناشی از نقض اولیه حقوق بین الملل از سوی عراق دانست، به خصوص که پاره ای از مناطق ایران تا زمان برقراری آتش بس هم چنان تحت اشغال عراق باقی ماند.

مذاکرات مربوط به غرامت خسارات جنگ، اگر شورای امنیت نظیر مورد جنگ عراق و کویت برای غرامت ترتیب خاصی را پیش بینی نکرده نباشد، معمولا پس از پایان درگیری های نظامی و شروع روابط عادی دو کشور صورت می گیرد.

روابط ایران و عراق پس از برقراری آتش بس در ۱۹۸۸ را می توان حالت ترک مخاصمه تلقی کرد. ضمن این که پس از سقوط صدام حسین روابط دو کشور بهبود یافته است، ولی مذاکرات همه جانبه ای برای رفع همه اختلاف ها صورت نگرفته است.

علت این امر وضعیت خاص سیاسی عراق پس از حمله امریکا به آن کشور در سال ۲۰۰۳ و نبود یک دولت قوی و مستقل که در همه زمینه ها بتواند با ایران مذاکره کند نماید بوده است.

ادعای غرامت خسارات جنگی، تا زمانی که معاهده صلح پذیرفته و یا روابط صلح آمیز عادی ایجاد نشده، علی الاصول شامل مرور زمان نمی شود. بنابر این ایران در مذاکرات نهائی خود با عراق می تواند این ادعاها را مطرح کند.

در صورتی که این مذاکرات به نتیجه نرسد و طرفین موافقت کنند که موضوع را برای حل اختلاف به دیوان عالی بین المللی لاهه و یا داوری بین المللی محول کنند، برای ایران امکان دریافت خسارت، بر اساس اسناد حقوق بین الملل که در بالا به آن ها اشاره شد، لااقل برای دوره اول جنگ تا پیروزی خرمشهر بسیار زیاد است.

No responses yet

Sep 06 2013

«آماده‌باش حامیان ایران در عراق» در آستانه حمله احتمالی به سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: واشینگتن می‌گوید باخبر شده است که ایران در پیامی به شبه نظامیان وفادار به خود در عراق فرمان داده است که در صورت حمله آمریکا به سوریه، مواضع ایالات متحده در بغداد، از جمله سفارت این کشور، را مورد حمله قرار دهند.

به گزارش ۱۴ شهریورماه روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال، مقام‌های آمریکایی گفته‌اند که این پیام را که به گفته آنها از سوی قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران، برای شبه‌نظامیان عراقی حامی جمهوری اسلامی ارسال شده است، در چند روز اخیر ردیابی کرده‌اند.

به گفته این مقام‌های آمریکایی، قاسم سلیمانی در این پیام گفته است که شبه‌نظامیان شیعه باید برای پاسخ‌گویی به حمله احتمالی آمریکا به سوریه آماده باشند.

این مقام‌ها می‌گویند سفارت آمریکا در بغداد که یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های دیپلماتیک آمریکا در جهان به شمار می‌رود، از جمله این اهداف است.

به گزارش وال‌ استریت جورنال، مقام‌های ایرانی از اظهار نظر در مورد این خبر خودداری کرده‌اند.

پیش از این چندین مقام‌ جمهوری اسلامی بارها در مورد تبعات اقدام نظامی آمریکا در سوریه هشدار داده‌اند.

آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز پنج‌شنبه، ۱۴ شهریورماه، گفت که در صورت حمله به سوریه، این آمریکا است که ضرر خواهد کرد و حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، نیز یک روز پیش از آن گفته بود که هر گونه اقدام علیه سوریه «به ضرر دوستان آمریکاست».

در این بین اما فرمانده سپاه پاسداران ایران هشدار تندتری را مطرح کرده‌ است. محمدعلی جعفری با اظهار این‌ که واکنش‌ها به حمله احتمالی آمریکا به سوریه، «فراتر از مرزهای» سوریه خواهد بود، افزوده است: «حمله به سوریه به معنای نابودی قریب‌الوقوع اسرائیل خواهد بود.»

این در حالی است که دیگر حامیان مداخله نظامی در سوریه معتقدند که بی‌عملی مقابل سوریه، به نفع ایران و حزب‌الله خواهد بود.

جان کری، وزیر خارجه آمریکا، گفته است که اگر آمریکا به سوریه پاسخ ندهد «ایران و حزب‌الله جسارت پیدا خواهند کرد»، فرانسه تأکید دارد که بی‌عملی در برابر سوریه، «پیامی اشتباه به ایران است» و اسرائیل نیز می‌گوید واکنش آمریکا «پیامی قاطع» به ایران و حزب‌الله است.

رئیس‌جمهوری آمریکا گفته است تصمیم دارد علیه دمشق دست به اقدامی نظامی بزند؛ او اما از کنگره آن کشور خواسته است در این مورد موافقت نهایی خود را اعلام کند.

قرار است در هفته پیش رو کنگره آمریکا در مورد طرح رئیس جمهوری برای حمله محدود به سوریه رایزنی نهایی و تصمیم‌گیری بکند.

No responses yet

Sep 01 2013

فرمانده نیروی دریایی ایران: در سواحل سوریه حضوری نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: دریادار حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران، گفته است ناوهای ایرانی در سواحل سوریه و مدیترانه حضوری ندارند. آقای سیاری گفته اعزام ناوهای ایرانی به این منطقه دستوری از مراتب بالاتر نیاز دارد.

آقای سیاری گفته: “حضور در فراتر از مدار ۱۰درجه جنوبی و شمال اقیانوس هند و مناطق دیگر مصوبه و دستور سلسله مراتب بالاتر مورد نیاز است.”

او اضافه کرده “دستور و فرمانی در این زمینه ابلاغ نشده است.”

حضور نظامی آمریکا و بریتانیا در آب‌های نزدیک به سوریه

با ادعای ایالات متحده مبنی بر این که حکومت سوریه از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده، سوریه در آستانه حمله خارجی قرار گرفته است.

دیروز باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد که آماده است پس از موافقت کنگره کلیک دستور حمله به سوریه را صادر کند.

قصد آمریکا برای حمله به سوریه مخالفت‌های زیادی را برانگیخته است. هفته گذشته کلیک پارلمان بریتانیا دولت این کشور را از همراهی با آمریکا در حمله احتمالی به سوریه بازداشت.

بنا به یک نظرسنجی بیش از ۶۰درصد مردم فرانسه هم با مشارکت نیروهایشان در حمله به سوریه مخالفند.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه استفاده نیروهای بشار اسد از تسلیحات شیمیایی را کلیک ادعایی بی‌معنی خوانده و مقام‌های ایران هم تاکید کرده‌اند که حمله به سوریه پیامدهای خطرناکی برای کل منطقه خاورمیانه خواهد داشت.

ایران مهمترین متحد منطقه‌ای سوریه است و مقام‌های جمهوری اسلامی تاکید دارند سوریه کلیک خط قرمز آنها است، با این حال ایران تاکنون در برابر تحرکات نظامی که در منطقه انجام گرفته عکس‌العملی نشان نداده و نگفته در صورت حمله آمریکا و متحدانش به سوریه به چه اقدام مشخصی دست خواهد زد.

No responses yet

Sep 01 2013

مواضع متناقض مقام‌های تهران درباره بحران سوریه: شرایط حساس است، افراد غیرمرتبط سخن نگویند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: در حالی که بحث حمله به سوریه در محافل غربی ادامه دارد٬ فرمانده سپاه پاسداران گفته است که در صورت حمله آمریکا به سوریه٬ جنگ تنها محدود به این کشور نخواهد ماند و در منطقه ادامه خواهد یافت. اما هاشمی رفسنجانی در مقام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حضور رییس جمهور روحانی، از افرادی غیرمرتبط خواسته در این وضعیت حساس از اظهار نظر درباره این مسایل پرهیز کنند و این کار را به افراد مسوول بسپارند. هم‌زمان یک هیات دیپلماتیک از سوی جمهوری‌اسلامی به سوریه سفر کرده‌اند.

سردار جعفری٬ فرمانده سپاه پاسداران٬ گفته است که اگر آمریکا به سوریه حمله کند٬ آن‌گاه “واکنش‌ها فراتر از مرزهای سوریه خواهد بود”. وی اضافه کرده است که این مساله موجب خواهد شد که آمریکا “دچار بحران‌های زودرس در امنیت ملی خود” شود. به گفته‌ی فرمانده سپاه پاسداران “حمله به سوریه به معنای نابودی قریب‌الوقوع اسرائیل خواهد بود”.

هم‌زمان با سخنان جعفری٬ مجلس نهم٬ یک هیات دیپلماتیک به ریاست علاالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، را به لبنان و سوریه اعزام کرده است. علاوه بر بروجردی٬ فتح‌الله حسینی و جواد کریمی قدوسی، دو عضو دیگر این کمیسیون٬ هم در این هیات حضور دارند. آن‌گونه که یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کرده٬ این سه تن حامل “سه پیام مهم” برای مقام‌های لبنان و سوریه هستند: “دولت و ملت ایران با هر نوع دخالت نظامی بیگانه در امور سوریه به شدت مخالف است و تمام تلاشش را به کار خواهد گرفت تا کشور بیگانه چنین امکانی را برای دخالت در سوریه پیدا نکن… حمایت دولت و ملت ایران از جبهه مقاومت و مقابله با تجاوزگری‌های رژیم اشغالگر قدس… و انزجار دولت و ملت ایران از به‌کار گیری سلاح‌های شیمیایی”.

هفته گذشته و پس از استفاده از بمب شیمیایی در درگیری میان نیروهای دولتی سوریه و مخالفان٬ کشورهای غربی اعلام کردند که به همین بهانه قصد دارند حمله‌ای محدود علیه دولت بشار اسد انجام دهند.

آن زمان و و در یکی از نخستین واکنش‌های مقام‌های جمهوری‌اسلامی به این حمله احتمالی٬ محمدجواد ظریف٬ وزیر امورخارجه٬ گفته بود: “دنیا نمی‌تواند تحمل کند که یک یا چند کشور خودشان نقش دادستان، قاضی و مجری احکام را یک‌جا به عهده بگیرند و بر اساس منافع خودشان و نه واقعیات عمل کنند که پایان این مساله برای خودشان نیز خطرناک است”.

آیت‌الله خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری‌اسلامی نیز با فاجعه خواندن امکان حمله نظامی به سوریه٬‌ گفته بود: “منطقه، مثل انبار باروت است و هیچ آینده‌ای را نمی‌توان پیش‌بینی کرد”.

پیش از این حسین شریعتمداری٬ نماینده منصوب ایت‌الله خامنه‌ای در موسسه کیهان٬ پیرامون حمله احتمالی آمریکا به سوریه٬ در سرمقاله این روزنامه نوشته بود: “آمریکا می‌تواند آغازکننده جنگ باشد ولی پایان دادن به آن در اختیار آمریکا و متحدانش نیست… اسرائیل پاشنه آشیل آمریکا و متحدان اروپایی آن است و بدون کمترین تردیدی، با آغاز حمله به سوریه، همه روزه هزاران موشک سراسر این سرزمین اشغالی و تاسیسات حیاتی آن را زیر و رو خواهد کرد… جهان اسلام از فتنه‌انگیزی‌های آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای عربی به تنگ آمده‌اند و برای مقابله مستقیم با صهیونیست‌ها به جای رودررویی با عوامل دست‌نشانده آنها لحظه‌شماری می‌کنند. حمله به سوریه این فرصت طلایی را در اختیار ملت‌های مسلمان که اسرائیل را در محاصره دارند، قرار خواهد داد”.

برای بررسی استفاده از بمب‌های شیمیایی٬ هیاتی از بازرسان سازمان ملل به مناطق آسیب دیده عازم شد و هفته گذشته کار خود را پایان داد. قرار است این هیات نتایج بررسی‌های خود را در اختیار دبیرکل سازمان ملل قرار دهد٬ گرچه گفته می‌شود این گزارش مشخص نخواهد کرد که تسیلحات شیمیایی از سوی کدام طرف مشاجره مورد استفاده قرار گرفته است.

محمدجواد ظریف٬ در گفت‌وگویی با هفته‌نامه آسمان گفته بود که وی به همراه مقام‌های روسی٬ از دولت سوریه درخواست کرده است که به بازرسان سازمان ملل اجازه دهد از مناطق آسیب‌دیده بازرسی کنند. وی همچنین در همین مصاحبه به انتقاد از مقام‌های سوری پرداخته و گفته است: “معتقدیم که اشتباهات بزرگی که توسط حاکمیت در سوریه اتفاق افتاده است متاسفانه زمینه را برای سواستفاده فراهم کرده است”.

این تنها ظریف نیست که مواضع متفاوتی درباره سوریه اتخاذ کرده است. برخی دیگر از مقام‌های جمهوری‌اسلامی نیز مواضعی درباره سوریه اتخاذ کرده‌اند که با موضع رسمی که از سوی اصول‌گرایان و نهادهای نزدیک به رهبر جمهوری‌اسلامی تبلیغ می‌شود٬‌ متفاوت است.

هاشمی با انتقاد از مقام‌های سوری برای استفاده از بمب شیمیایی٬ به افرادی هم اشاره کرده بود که در داخل٬ مواضع تند پیرامون بحران سوریه می‌گیرند و گفته بود: “باید از بیان مواضع غیررسمی و افراطی توسط افراد غیرمرتبط پرهیز شود و مواضع اصولی و هوشیارانه نظام توسط کانال‌های رسمی و مسئول بیان شود”.

حسن روحانی٬ رییس جمهوری‌اسلامی٬ نیز پس از حمله شیمیایی در سوریه٬ گفته بود: “شرایط حاکم بر سوریه و کشته و زخمی شدن بسیاری از مردم بیگناه، بویژه با عوامل شیمیایی، تاسف بار است”.

برای برخی از حامیان دولت روحانی اما٬ حمله احتمالی غرب به سوریه٬ یادآور حمله آمریکا به عراق در زمان ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی است. آن‌ها معتقدند که حضور نظامی غرب در سوریه٬ می‌تواند باعث اخلال در برنامه‌های دولت روحانی شود و به همین دلیل دولت را تشویق می‌کنند که ایران را بدون پرداختن هزینه٬ از این بحران دور کند.

محمدعلی سبحانی٬ در سرمقاله روز گذشته روزنامه بهار نوشت: “هیچ انسانی از این فجایع از طرف هرکسی که باشد نمی‌تواند ناراحت نشود و همان‌طور که رییس‌جمهوری ایران گفت و من این موضع را می‌پسندم که هرکسی چنین کاری انجام داده باشد، جنایتکار است و محکوم است. همه باید در مقابل این اقدام موضع‌گیری کنیم اما مساله دولت ایران و وظایفی که نسبت به ملت خود دارد و تعهداتی که در قول و قرارها با مردم وجود دارد آن است که در این وانفسای جنگ و خون در منطقه خاورمیانه‌ای از مواضع اعتدالی عدول نکنیم و اجازه کشیده‌شدن این مشکلات به کشور عزیزمان ایران را ندهیم. هر دولتی وظیفه دارد در چارچوب ملی وظایف ملی خود را براساس منافع ملی پیگیری کند. در این شرایط حساس، وظیفه ملی ما تقویت انسجام داخلی است که حتی اگر آن تحلیل درست باشد که وزیرخارجه سوریه گفته است که هدف حمله به سوریه تهران است دشمنان ایران با دیدن این وحدت داخلی و عزم ملی در دفاع از منافع ملی به فکر دست‌اندازی به ایران نشوند”.

هم‌زمان صادق زیباکلام نیز در روزنامه اعتماد نوشته است: “فضا بین متحدین سوریه و غرب بعد از حمله آنان به سوریه آنقدر سرد و تیره می‌شود كه عملا هیچ جایی برای تنش زدایی و بهبود رابطه از جانب روحانی نمی‌ماند. ایران هم مجبور می‌شود لحنش را نسبت به غرب تغییر داده و خصمانه كند. حتی اگر به فرض آقای روحانی و دكتر ظریف هم لحن‌شان را تغییر ندهند، مجموعه حاكمیت و نظام آنقدر لحن‌شان رادیكال و خصمانه نسبت به غرب خواهد شد كه جای زیادی برای اعتدال و آشتی‌جویی از سوی دولت تدبیر و امید باقی نمی‌ماند. ضمن آنكه خود روحانی هم نمی‌تواند در آن شرایط خیلی برخلاف جهت آب شنا كند. همه اینها در صورتی است كه دامنه درگیری‌ها صرفا محدود به بمباران مراكز نظامی سوریه آن هم به‌گونه‌یی محدود شود و نه سوری‌ها، نه ایران و نه حزب‌الله واكنشی نشان ندهند. اما اگر دمشق و متحدینش واكنش نشان داده و فی‌المثل اهدافی را در اسراییل یا مناطق دیگر مورد حمله قرار دهند، در آن صورت هیچ چیز قابل پیش بینی نخواهد بود. در چنین وضعیتی‌ای بسا «روحانی معتدل» و صلح‌طلب خود را در كنار جنگ نشسته و در كنار فرماندهان نظامی ببیند. در این صورت سیلی كه به راه می‌افتد نه تنها پرونده بنفش رنگ تنش‌زدایی روحانی با غرب را با خود خواهد برد، بلكه‌ ای‌بسا خود وی را هم از جا كنده و ببرد”.

درگیری در سوریه میان نیروهای مخالف دولت و حکومت٬ بیش از دو سال است که ادامه دارد و براساس آمارهای بین‌المللی بیش از صد هزار نفر در این حمله‌ها جان خود را از دست داده‌اند که اکثر آن‌ها از نیروهای غیرنظامی و شهروندان عادی بودند. همچنین گفته می‌شود نزدیک به دو میلیون نفر نیز مجبور به ترک سوریه و پناه گرفتن در کشورهای دیگر شده‌اند.

No responses yet

Aug 27 2013

پیام ولادیمیر پوتین به بشار اسد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

فرارو: ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در پیامی به بشار اسد همتای سوری خود حمایت همه جانبه این کشور از سوریه را اعلام کرد.

خبرگزاری “دام پرس” سوریه به نقل از منابع آگاه اعلام کرد: نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه با انتقال پیامی به رهبری سوریه اظهار داشته روسیه اجازه سقوط هیچ گونه موشک ویا بمبی را در سرزمین سوریه در صورت تجاوز خارجی به این کشور نخواهد داد و در یک صف واحد با سوریه می‌ایستد.

روسیه درباره عواقب فاجعه بار هرگونه اقدام نظامی برضد سوریه هشدار داد. مسکو همچنین از واشنگتن خواست در مسئله سوریه محتاط باشد و به قوانین بین المللی احترام بگذارد.

No responses yet

May 27 2013

دبیر کل سازمان ملل «عمیقا» نگران نقش حزب‌الله در جنگ سوریه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: بان گی‌مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، روز یکشنبه پنجم خرداد ماه، نگرانی «عمیق» خود را از گسترش نقش حزب‌الله لبنان و طرف‌های خارجی در جنگ داخلی سوریه اعلام و خواست تا جلوی گسترش آن به کشورهای منطقه گرفته شود.

بیانیه‌ای که در آن نگرانی دبیر کل سازمان ملل بازتاب یافته است چند ساعت پس از آن منتشر شد که دو راکت به ناحیه تحت کنترل حزب‌الله لبنان در بیروت برخورد کرد.

پرتاب این راکت‌ها به بیروت خود یک روز پس از آن صورت گرفته است که حسن نصر‌الله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در یک سخنرانی تلویزیونی با دادن وعده «پیروزی در سوریه» گفت است گروه او تا «آخر راه» در آن کشور باقی می‌ماند.

مارتین نسیرکی، سخنگوی آقای بان به خبرنگاران گفته است دبیر کل سازمان ملل عمیقا از این موضوع که حضور حزب‌الله لبنان در جنگ داخلی سوریه به طور مشخصی در حال گسترده شدن است و نیز این خطر که بحران به لبنان کشیده شود، جایی که در هفته‌های گذشته با تنش‌هایی روبه‌رو بوده، نگران است.

دبیر کل سازمان ملل در بیانیه خود همچنین از «نگرانی شدید» خود به ویژه در مورد نبردهایی که در قصیر رخ داده است، گفت.

حزب‌الله لبنان که در کنار نیروهای دولتی سوریه حضور دارد و علیه شورشیان آن کشور وارد جنگ داخلی شده، در روزهای گذشته در نبردهای سنگین شهر قصیر نیز حضور داشته است.

سازمان ملل متحد پیشتر هم نگرانی عمیق خود را از بحران در سوریه اعلام کرده بود.

بان گی‌مون می‌گوید همه باید احساس مسئولیت و تلاش کنند تا از شدت بحران در منطقه کاسته شود. دبیر کل سازمان ملل در مورد ارسال اسلحه به طرف‌های درگیر نیز ابراز نگرانی کرده است.

جنگ داخلی سوریه ۲۶ ماه است که جریان دارد و بیش از ۸۰ هزار نفر در آن کشته و میلیون‌ها نفر نیز به خاطر آن آواره شده‌اند.

اخیرا ایالات متحده آمریکا و روسیه طرحی را آماده کرده‌اند تا از راه سیاسی به بحران خونین سوریه خاتمه دهند. هر چند هنوز معلوم نیست طرف‌های درگیر در نهایت چه راهکاری در برابر آن پیشه کنند.

No responses yet

Apr 04 2013

کره شمالی به ارتش خود مجوز استفاده از سلاح هسته‌ای داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

بی‌بی‌سی: ناوشکن یو اس اس جان مک‌کین، که توانایی رهگیری ناوها را دارد، در شبه‌جزیره کره مستقر شده است.

کره شمالی می گوید به نیروهای نظامی خود این مجوز را داده که در صورت لزوم قوای نظامی آمریکا را هدف قرار دهند و حتی از سلاح هسته ای استفاده کنند.

ستاد ارتش این کشور هم اعلام کرده آماده اقدام “بیرحمانه” در پاسخ به تهدیدات “غیرمسئولانه” واشنگتن است. وزارت دفاع آمریکا این اظهارات را محکوم کرده و آنها را آخرین جمله از یک سلسله بیانیه های تحریک آمیز دانسته است.

پنتاگون اعلام کرد پس از تهدیدهای اخیر کره شمالی، در اقدامی احتیاطی، آمریکا سیستم پیشرفته موشکی خود را به جزیره گوام در اقیانوس آرام منتقل می‌کند.

وزارت دفاع آمریکا گفته است طی چند هفته آینده سیستم دفاعی بلندارتفاع پایانی موشک‌ بالستیک (تاد THAAD) را به این جزیره گسیل خواهد کرد.

کره شمالی، پس از وضع تحریم‌های تازه سازمان ملل متحد و رزمایش نظامی مشترک آمریکا و کره جنوبی لحنی خصمانه و مانند زمان جنگ به کار گرفته است.

سیستم تاد در بردارنده کامیون‌های پرتاب‌کننده موشک، موشک‌های رهگیر و رادارهای ای ان/تی پی وای ۲ و نیز سیستم کنترل آتش است.
‘خطر واقعی و روشن’

پنتاگون با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد “در اقدامی احتیاطی برای تقویت وضعیت دفاعی منطقه در برابر تهدید موشک بالستیک منطقه‌ای کره شمالی” سیستم موشکی خود را به گوام منتقل خواهد کرد.

در این بیانیه آمده است “ایالات متحده در برابر تحریک‌های کره شمالی گوش به زنگ و آماده خواهد بود تا از مرزهای آمریکا، متحدان ما و منافع ملی‌مان دفاع کند”.

در هفته‌های گذشته، کره شمالی، پایگاه‌های نظامی در جزیره گوام در داخل‌ مرزهای آمریکا و نیز ایالت هاوایی را به عنوان اهداف محتمل حمله خود ذکر کرده است.

چاک هیگل، وزیر دفاع ایالات متحده در نخستین سخنرانی رسمی خود – پس از انتخاب به این سمت – در روز چهارشنبه گفت: “برخی اقدامات کره شمالی در هفته‌های اخیر نشان‌دهنده خطری واقعی و روشن است”.

وی افزود پیونگ یانگ منافع کره جنوبی و ژاپن را نیز تهدید کرده است.

ظاهرا کره شمالی از تصویب تحریم‌های تازه در سازمان ملل به دلیل آزمایش هسته‌ای‌اش خشمگین شده است. پیونگ یانگ زبان خصمانه خود را در گرماگرم رزمایش نظامی آمریکا و کره جنوبی تیزتر کرد.

آمریکا طی مدت اخیر شماری جنگنده ضدرادار پیشرفته و بمب‌افکن‌های بی-۵۲ با توانایی هسته‌ای به کره جنوبی فرستاده است.

هم‌چنین، مقامات رسمی تأیید کرده‌اند که ناوشکن یو اس اس جان مک‌کین، که توانایی رهگیری ناوها را دارد، در شبه‌جزیره کره جا گرفته است.

ناوشکن دوم، یو اس اس دیکاتور، نیز به منطقه فرستاده شده است.

روز سه شنبه جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، اقدام‌های اخیر کره‌ شمالی را “خطرناک و غیرمسئولانه” خواند.

چین، تنها متحد قدرتمند کره شمالی، گفته است روز سه شنبه مقامات رسمی را مأمور کرده تا با سفیران کشورهای کره شمالی، کره جنوبی و آمریکا مذاکره کنند.

بیانیه پنتاگون چند ساعت پس از آن صادر شد که کره شمالی گذرگاه مرزی مورد استفاده شهروندان کره جنوبی برای کار در منطقه صنعتی را بست. از سال ۲۰۰۹ تا کنون این نخستین باری است که این مرزها بسته می‌شوند.

مرز منطقه صنعتی کائه سونگ واپسین مرز قابل استفاده برای گذر میان دو کره است و این مجموعه صنعتی نیز واپسین نماد مهم همکاری میان دو کشور به شمار می‌رود.

کائه سونگ، منبع درآمد مهمی برای کره شمالی است و هنوز معلوم نیست مرز تا چه مدتی بسته خواهد ماند.

No responses yet

Mar 03 2013

محمد جعفری : آیا اطلاع دولت موقت از احتمال حمله عراق به ایران، به دولت بعدی و یا شورای انقلاب منتقل شده ویا نشده است، واقعیت چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

انقلاب اسلامی: اخیراً مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس آمده بود. مصاحبه با اطلاعاتی که من قبلاً در باره این موضوع داشتم همخوانی نداشت. بر آن شدم که تا حقیقت مطلب را دریابم که واقعیت مسئله چیست؟ تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع انجام گرفته در دو بخش زمینه قبلی و اصلی، اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران به آن پرداخته خواهد شد:

1- زمینه قبلی چنین اطلاعی

در 14 سپتامبر 2010 برابر 23 شهریور 1389 میلی که همراه با خاطره ای از آقایی بنام حسین زاهدی بود، از یکی از دوستان و یا اعضای نهضت آزادی دریافت کردم که در آن آماده بود:

« پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): “امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.”

حسین زاهدی: « در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان ‏صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری می شد؟ ایشان ‏خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند: “روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم. وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخی هر چند وقت یکبار و گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها، گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند، من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.‏ شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند. رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال می پردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است، در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم، کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود، وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با بروز مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور‏های عربی، محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند و از جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند. آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند، پس از تامل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند، به قسمت اندرونی وارد میشوند. آقایان به شورای ‏انقلاب برمیگردند وآقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏» (1)

بعد از دریافت این ای- میل، نظر به اینکه تاریخ و ترکیب افراد عنوان شده در آن تاریخ با روزنامه کیهان همآهنگی نداشت، توضیح زیر را برای ارسال کننده ای-میل که در آن روز من او را به عنوان یکی از هواداران نهضت آزادی می شناختم ولی بعداً در مصاحبه ای که امسال از او دیدم خود را عضو نهضت آزادی معرفی کرده بود- فرستادم:

مطلبی را که از قول آقای زاهدی آورده اید، نمی تواند درست باشد زیرا آمده است که:

«پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

و آقای زاهدی توجه نداشته است که در آن تاریخ آقای خاتمی سرپرست کیهان نبود و آقای دکتر یزدی سرپرست کیهان بود. توضیح اینکه:

آقای خمینی در تاریخ 8/2/1359 آقای دکتر یزدی را طی حکمی به سرپرستی کیهان منصوب کرد. پس در تاریخ یاد شده آقای دکتر ابراهیم یزدی سرپرست کیهان بوده است و نه خاتمی.

مجدداً آقای خمینی در تاریخ 28/8/1359 آقای سید محمد خاتمی را به جای آقای دکتر یزدی به سرپرستی کیهان منصوب نمود.

پس آقای خاتمی از تاریخ 28/8/1359 در کیهان مشغول بکار شده است و نه قبل از آن.»

بعد از ارسال این توضیح، باز آن فرد مطلب زیر را برایم فرستاد:

«با سلام و تشکر از بابت یادآوری شما،

همانطور که اطلاع داری صحبت بر واقعیت موضوع است نه جزئیات مطلب. آقای دکتر یزدی خودش شاهد این ماجرا بوده.

با سلام و تشکر».

باز من به ایشان پاسخ دادم:

«با سلام

اگر آقای دکتر یزدی خود شاهد ماجرا بوده است، پس چرا پای آقای خاتمی و شمس الواعظین که در آن موقع در کیهان سمتی نداشتند می گذارید؟. مزید اطلاع در دوران سرپرستی آقای دکتر یزدی، آقای شهریار روحانی نقش سر دبیری کیهان را داشت».

بعد از این پاسخ من، ایشان مطلب زیر را برایم ارسال کرد.

«مجددا سلام.

هیچ کسی پای شخصی بمیان نیاورد بخصوص که افراد مورد نظر شما باشد وانگهی آقای سید محمود دعائی باید تأیید یا تکذیب نماید و شما چرا داری تلاش میکنی اصل حقیقت را انکار کنی؟ و اما جهت اطلاع شما، من همین امروز از دکتر خواستم جزئیات مطلب را برایم بفرستد. در صورت دریافت مطلب، حتما در جریان قرار خواهی گرفت».

بعد از مطلب فوق همچنانکه به من وعده داه بود « که همین امروز از دکتر خواستم [یعنی دکتر یزدی .ن. ]جزییات مطلب را برایم بفرستد در صورت دریافت مطلب حتما در جریان قرار خواهی گرفت » دیگر چیزی از ایشان دریافت نکردم. و نظر به اینکه من مطلب را آشفته و درهم برهم دیدم، دیگر آن را پیگیری نکردم و به مانند میلهائی که هر روز در فضای مجازی می رسند، به آن نگاه کردم و آن را به کناری نهادم.

2- اصل موضوع اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران:

مسئله فوق گذشت تا اینکه ماه گذشته مقاله ” مارک گازیوروسکی ” در ایران و خارج از کشور انتشار پیدا کرد و در پی آن آقای عبدالعلی بازرگان در پاسخ به آن مقاله در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس مصاحبه ای انجام داده بود. نظر به اینکه در مصاحبه از آقایان سید محمود دعائی، دکتر بهشتی، مهندس بازرگان سخن به میان آمده بود و باز چون دکتر بهشتی و مهندس بازگان در قید حیات نبودند، بر آن شدم تا کم و کیف مسئله را که از زبان آقای دعائی نقل شده بود، جویا شوم. در این رابطه نامه زیر را همراه با بخشی از مطلب که از زبان ایشان نقل شده بود را برایشان ارسال نمودم:

جناب آقای دعائی با سلام و تحیت،

سایت جرس در تاریخ 30/10/1391 مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان منتشر کرده است که بخشی از آن مربوط به شما و اطلاع دادن از حمله عراق به ایران به آقای خمینی است. آیا مطلبی که از قول شما بیان شده است صحت دارد؟ و اگر آری کم و کیف آن چه بوده است؟

با تشکر و سپاس محمد جعفری

«خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ می کنید و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.

رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم، برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ولی بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من نمی توانم به عراق برگردم و چون پاسخی برای حرف های او ندارم، مجبورم استعفا دهم. گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی ! …»

بعد از ارسال مطلب بیان شده، از قول آقای دعائی و نامه همراه برای ایشان، آقای دعائی جوابیه زیر را برایم ارسال کردند:

جوابیه:

« بنام خدا

جناب آقاي محمد جعفري

با سلام و با تشكر از انعكاس مطلب منتشرشده در سايت جرس به اينجانب و با عرض تبريك اعياد خجسته ميلاد پرافتخار پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهم‌السلام.

محترماً به عرض مي‌رساند مطلب ادعائي در مصاحبه جناب آقاي بازرگان بنحوي كه نقل شده صحت ندارد و منبع آگاهي ايشان كذب محض است. حقير مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را در كتاب گوشه‌اي از خاطراتم ذكر كرده‌ام. اميدوارم مورد توجه جنابعالي و جناب بازرگان قرار گيرد.

با سپاس مجدد كوچكترين برادرتان

سيدمحمود دعائي»

نظر به اینکه آقای دعائی اطلاع بیشتری از مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را به کتاب « گوشه‌اي از خاطرات » خود ارجاع داده بودند، پس از تهیه کتاب مشاهده شد که ایشان ص177-174 کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند. عنوان کتاب عبارت است از: «گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی»، به اهتمام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387.

مطلب آقای دعائی از شروع جنگ عراق با ایران که به صورت سئوال و جواب است، چنین آغاز می شود:

« شما مقارن جنگ تحمیلی سفیر ایران در عراق بودید؟

نه، من مقارن جنگ در عراق نبودم. قبل از سال 59 برگشتم. اگر دقت کرده باشید من به دلیل موضعی که وزارت امور خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال 1358 به ایران فراخوانده شدم. سفیر عراق هم از ایران اخراج شد. جنگ در شهریور 1359 آغاز شد. یعنی من 6 ماه قبل از جنگ به ایران برگشته بودم و قبل از جنگ هم از طرف حضرت امام، مسئول روزنامه اطلاعات شدم(2).

آیا شما در زمینه اختلاف ما با عراقی ها اطلاعاتی داشتید و آن را در اختیار امام گذاشتید؟

در رابطه با پیش بینی جنگ و کلاً در رابطه با عراق من چند ملاقات با حضرت امام داشتم و به ایشان عرض کردم که عراقی ها اهداف و برنامه هایی دارند و در شرایط کنونی، تاکتیکِ اصرار بر مذاکره و نشست را تعقیب می کنند. من در یک ملاقات دو ساعته در قم با ایشان وضعیت مبارزین عراقی را گفتم و از اهمیت مبارزاتشان صحبت کردم. همچنین در باره شیوه هایی که می تواند کاربرد بهتری داشته باشد سخن گفتم و بیان کردم که عراقی ها اصرار دارند یک شخصیت رسمی خارج از دولت موقت و مرتبط با شخص حضرت عالی با آنها مذاکره کند. شخصی که قرار بود با ما مستقیماً مذاکره کند خود صدام بود.

امام فرمودند: من باید فکر کنم و بعد بگویم. روز بعد که به خدمت ایشان رسیدم امام فرمودند: من تصور می کنم که عراقی ها حَسن نیت ندارند و قصد فریب ما را دارند و من مصلحت نمی دانم در این شرایط شخصی را از طرف خودم بفرستم. این مسئله باشد تا انتخابات انجام شود و کشور نظم خود را بیابد. یعنی رئیس جمهور، مجلس و دولت منتخب مجلس داشته باشیم.

در مناسبتی که در یکی از جلسات شورای انقلاب شرکت کردم تأکید کردم که اگر بنا بر حفظ روابط در سطح عالی است در برخوردها و شیوه های ارتباطی تجدید نظر کنید.

در آن روزگار هر یک از روزنامه ها، رسانه ها و بخشهای مختلف رادیو و تلویزیون، سازی جداگانه می زدند. مثلاً رادیو اهواز توسط مخالفین رژیم عراق اداره می شد و آنچه احزاب و سازمانهای مبارز عراقی می خواستند، پخش می شد. بدیهی است که این سخنان در ارتباط ما و عراق و تلقی آنها از انقلاب اسلامی تأثیر می گذاشت.

امام معتقد بودند، مذاکره فایده ای ندارد. زیرا عراق قصد فریب ما را دارد و نمی خواهد با ما و انقلاب اسلامی ما کنار بیاید. عراق از بهترین فرصت ممکن یعنی از زمانی که ما درگیر مسائل داخلی و بحرانهای بعد از انقلاب بودیم، استفاده کرد و سعی نمود تا در درون کشور اختلاف و دودستگی ایجاد کند. بنابراین با استفاده از گروهکهای سیاسی تحت نفوذ خود بعضی از استانهای مرزی ما را به جدائی طلبی و استقلال تحریک کرد تا از طریق ایجاد درگیریهای داخلی و قومی یعنی داشتن داعیه استقلال در استانهای مرزی، ما را وادار به سازش و تسلیم نماید و به نوعی به خواسته های خود برسد…. باید توجه داشت که صدام در حقیقت مقدمات جنگ علیه ایران را از آبان 57( سه ماه قبل از پیروزی انقلاب) آغاز کرد و اولین قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی جنگ را از همان موقع در بصره تأسیس کرد و برادرش برزان تکریتی را مسئول قرارگاه کرد. یعنی با اعلام انحلال ساواک و مراکز قدرت امنیتی و سیاسی رژیم شاه و با فروپاشی نظم سابق و از هم گسستنِ بدنه ارتش که در واقع پس از فرار از پادگانهای ایران آغاز شده بود، صدام به فکر انتقام از ایرانی ها افتاد و در صدد برآمد تا حقارتی را که در درون از زمان امضای قرارداد الجزایر به دست خودش به دلیل تسلیم در برابر شاه احساس می کرد، جبران کند…» (3)

این هم تکذیب نامه و نظر آقای دعائی که در مورد مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي که در سال 1387 منتشر شده است.

آقای امیر انتظام و اطلاع از حمله احتمالی:

آقای امیرانتظام هم در خاطرات خود به صراحت گفته است که آمریکائی ها از احتمال حمله عراق به ایران به من و آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی اطلاع داده اند:

آقای امير انتظام می نويسد: «نخست وزير قبل از اينکه تهران را ترک کنم مرا بعنوان نمايندۀ ويژه خود انتخاب کرد و دستور داد که در ‏استکهلم مسائل مورد نظر ايران و شوروی را با سفير شوروی و مسائل مربوط به ايران و آمريکا را با سفير آمريکا يا نمايندگان دولت ‏های شوروی و آمريکا مورد بحث قرار دهم .»(4)

وی ادامه می دهد: … جان استمپل مسئول سياسی سفارت آمريکا در تهران از واشنگتن تلفن کرد و گفت می خواهد به سوئد بيايد و در باره ‏مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند. مراتب را تلفنی به اطلاع نخست وزير رساندم و ايشان موافقت نمود. به استمپل خبر دادم که آماده مذاکره با ایشان هستم. در شهریور 1358 جان استمپل همراه با جرج کیو، کارمند اسبق سفارت امریکا در تهران در سال 1332، به استکهلم آمدند. موضوع مورد بحث آنها وضعیت ارتش های کشورهای همسایۀ ایران بود. در بین این کشورها بیشتر در مورد وضعست ارتش عراق تکیه شده بود. آنها با تهیه اسلاید از جابجایی ارتش عراق به مرز ایران و عراق ما را با خبر ساختند و استدلال می کردند که ارتش عراق با این جابجایی خیال حمله به ایران را دارد. عراق در آخر شهریور چند دهکدۀ نزدیک ایران در کردستان را بمباران کرد و ایران نسبت به این تجاوز عراق اعتراض کرد. در این حمله 6 نفر از هموطنان کُرد ما کشته شدند، در انتهای جلسه آنها پیشنهاد کردند که به ایران بروند و این مطالب را به اطلاع آقای بازرگان نخست وزیر برسانند. آنها به ایران پرواز کردند و من هم جداگانه به ایران آمدم و مراتب را به اطلاع نخست وزیر رساندم. جان استمپل و جرج کیو به دیدن نخست وزیر رفتند و با پروژکتوری که به همراه آورده بودند اسلایدهای جابجایی ارتش عراق را به آقای بازرگان و وزیر خارجه نشان دادند و چند روز بعد به امریکا مراجعت کردند. و نيز «در مهر ماه 1358مجدداً جان استمپل به من در سوئد تلفن کرد و گفت که برای طرح مسئله مهم ديگری می خواهد باتفاق همکاران خود به استکهلم بيايد. ‏برای کسب دستور به نخست وزير تلفن کردم و آقای بازرگان با آمدن آنها موافقت کرد و موضوع را به آنها اطلاع دادم که می توانند به ‏استکهلم بيايند. اين بار آنها سه نفر بودند. جان استمپل و جرج کيو و يکی ديگر از همکاران آنها که نام او را فراموش کرده ام. موضوع مورد بحث آنها این بود که اتحاد جماهیر شوروی که از صادرکنندگان عمده نفت بود به زودی به دلیل احتیاج به سوخت، وارد کننده نفت خواهد شد و دراین باره گزارش مفصل مدونی را تهیه کرده بودند. در این مسافرت دو موضوع دیگر نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت:

اول – آنها اطلاع دادند که اتحاد جماهیر شوروی از طریق پرواز هوایی برای جدایی طلبان کردستان اسلحه ارسال می کند و تعداد پروازها و مقدار جنگ افزاری را که از یک ماه گذشته یعنی شهریور 1358 برای کردها ارسال شده بود، شرح دادند. دوم- در آخر جلسه در زمانی که جرج کیو خداحافظی می کرد گفت:

“راستی شما همان کسی هستی که نامۀ اعتراضیۀ نهضت مقاومت ملی را در سال 1332 به نیکسون دادی”؟ گفتم بله، من بودم. جرج کیو گفت: “آیا هنوز به مصدق و راه او وفا داری و از سیاست او پیروی می کنی”؟ گفتم بله. صد در صد همین طور است.

دراین جلسه قرار شد آنها به امریکا برگردند و ده روز بعد در تهران باشند و من هم در تاریخ مقرر در تهران بودم و به اتفاق آنها به دیدن نخست وزیر رفتیم. آنها همان مطالب سوئد را به اطلاع نخست وزیر رساندند. و بعد هم به دیدن دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه رفتیم و آنها پس از تکرار مطالب مورد مذاکره با نخست وزیر، گزارش چاپ شدۀ خودشان را در مورد نفت به وزیر خارجه دادند.» (5)

آقای امير انتظام می گويد، آمريکايی ها با من در اين دو ديدار و مذاکره چند مطلب را مورد بحث و مذاکره قرار دادند که از جمله: ‏

‏1- ارتش عراق خيال حمله به ايران را دارد و با اسلايد جابجايی ارتش عراق را در مرزهای ايران نشان دادند.

‏2- شرح ارسال اسلحه و جنگ افزار نظامی شوروی ها برای تجزيه طلبان کردستان. و اين سئوال که آيا شما ( يعنی آقای امير انتظام. ‏نادر) به مصدق و راه وی وفاداری و از سياست وی پيروی می کنی؟ که آقای امير انتظام می گويد بله. صد در صد همينطور است. (6)

و اما، بعد از انتشار مقاله ” مارک گازیوروسکی ” برای اطلاع از صحت و سقم مسئله، با ایشان تماس گرفته شد و از ایشان سئوال شد که:

شما از کجا دانستید چنین اطلاع مهمی به دولت بعدی منتقل نشده است؟ آقای گازیوروسکی پاسخ می دهد: اولا این اطلاع برای اولین بار در دادگاه امیر انتظام توسط بازرگان فاش شد و این بعد از حمله عراق به ایران بود و ثانیاً دکتر یزدی به من گفت که این اطلاع به وزیر خارجه بعدی منتقل نشده است. بنی صدر که وزیر خارجه بعد از یزدی بود، به من گفت که نه یزدی و نه کس دیگری این اطلاع آمریکائی ها را به من منتقل نکرده است و یزدی هم تأیید کرد که اطلاع منتقل نشده است.

بیش از همه من به این علت از یزدی نپرسیدم که چرا او این اطلاع را به احدی نگفته است زیرا نمی خواستم که چنین سئوال سخت و آزار دهنده ای را در برابر او مطرح کنم ( این تعارف بدی بود). اما چنین به نظر می رسید و برایم روشن بود که خطر بزرگی یزدی را تهدید می کرد [ اگردر آن موقع] چنین می کرد. من فکر می کنم که بازرگان قادر بود که در دادگاه انتظام در مورد آن صحبت بکند زیرا او مطمئن بود که دستگیر نخواهد شد زیرا او مستقیم جرج کیو[شخص آمریکائی که با امیر انتظام تماس گرفته و اطلاع را به او منتقل کرده است.ن.] را ملاقات نکرده و بعداً این اطلاع به او منتقل شده بود. اما این برای یزدی ریسک بالائی داشت. (7)

نتیجه:

اسناد ارائه شده و نیز مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان مسلم می کند که آمریکائیها به آقایان: امیر انتظام، مهندس بازرگان و دکتر یزدی از حمله احتمالی عراق به ایران خبر داده بودند. گفته های آقای امیرانتظام هم روشن است که این اطلاع به مهندس بازرگان و دکتر یزدی منتقل شده است. الّا اینکه آقای عبدالعلی بازرگان مدعی است که این اطلاع از طریق دکتر بهشتی و دعائی به شورای انقلاب و آقای خمینی منتقل شده است. از سه نفر نامبرده شده، دو نفر که در قید حیات نیستند. نفر سوم که آقای دعائی است، ایشان به شدت مطلب را تکذیب کرده است و اطلاع خود را از این مسئله در سال1387 یعنی 4 سال قبل از مقاله ” مارک گازیوروسکی ” منتشر کرده است و همچنانکه در بالا آمد او چنین اطلاعی را به آقای خمینی و شورای انقلاب نداده است. حال تحقیق مستدل و روشنی که انجام گرفته از نظر خوانندگان محترم گذشت. قضاوت از کم و کیف این مسئله هم برعهده شما است.

و اما آنچه در این گزارش تحقیقی عنوان شد، بار مسئولیت آقای خمینی را در باره توجه نکردن به نامه ها و گزارش فرماندهان نظامی از تدارک حمله صدام به ایران نمی کاهد ولی انحصارطلبان با اتکآء به آقای خمینی شیرازۀ ارتش را پاره می کردند و به عناوین مختلف فرماندهانش را زندانی، اعدام و یا از کار برکنار می کردند. اسناد فراوانی وجود دارد که آقای خمینی و روحانیون حاکم که در صدد تصاحب انحصاری قدرت بودند، هرچه از جانب بنی صدر و فرماندهان نظامی به او گفته می شد که صدام در صدد حمله به ایران است، می گفت این ارتشی ها اطلاعات غلط می دهند، و می خواهند دست روحانیون را از ارتش کوتاه کنند. وبعد از حذف بنی صدر، مرتب زعمای لشکری و کشوری جهموری اسلامی بنی صدر را مقصر اعلان می کردند که اطلاعات به موقع به آقای خمینی نداده است. درگزارشهای تحریر شده آقای بنی صدر تحت عنوان “روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد” آمده است که فرماندهان نظامی را برای دادن گزارش به حضور امام فرستادم. در نامه مورخ 14 شهریور 1359 آمده است: «در حال حاضر فرمانده را می گیرند و سرش را می تراشند بعد می گویند آزاد هستید، چنین آدمی چطور فرماندهی بکند؟…مقامات غیر مسئول در امور ارتش دخالت نکنند. انجمن اسلامی، اداره ایدئولوژی، مقامات کشور و… برای تبلیغ اسلام است و نه از بین بردن حاکمیت مقامات مسئول. سلسله مراتب عملاً دارد از بین می رود. آقای محلاتی حاضر بودند، وضعیت بسیار حساس است. نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است. فرمانده قابل حاضر نمی شود برود. انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد. »(8). در نامه 28 شهریور 59 به آقای خمینی آمده: « یک ماه پیش همین فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض برسانند. بعد به اینجانب فرمودید باین اطلاعات باور نمی فرمائید. و امروز راست از آب درآمده اند واحتمال یک درگیری گسترده ای از مرز ترکیه تا مرز پاکستان قوی است» و مقصود از گزارش حسب کتاب نامه ها، «همان است که رئیس ستاد و رئیس اطلاعات ارتش در باب تدارک رژیم صدام برای حمله به ایران تهیه کرده بودند.» (9)

ولی حالا، و بعد از اینکه خاطرات سال 1361 آقای هاشمی رفسنجانی چاپ اولش در سال 1385 منتشر شد، معلوم می شود که حق با بنی صدر و ارتشی ها بوده است که مرتب گزارش می کرده اند، که صدام در صدد حمله به ایران است. آقای هاشمی، در خاطرات20 شهریور 61، خود می نویسد: « کتابی را که دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهای مقدماتی قبل از شروع رسمی جنگ تهیه کرده خواندم که حدود سیصد تجاوز را با ذکر نامۀ اعتراضیه ایران به عراق در همان تاریخ آورده است. اسناد خوبی برای متجاوز معرفی شدن عراق دارد و نظرم این است که منتشر شود.» (10) اینها همان گزارشهائی است که نظامی ها به آقای خمینی می دادند و ایشان اصلاً گوشش بدهکار این گزارشها نبوده است و می فرمود که اینها را ارتشی ها می سازند برای اینکه دست روحانیت را از ارتش کوتاه کنند. و هنوز کتاب یاد شده در ایران منتشر نشده است و تا این رژیم حاکم است من گمان نمی کنم که این کتاب منتشر شود.

محمد جعفری 21 بهمن 1391

HYPERLINK “mailto: mbarzavand@yahoo.com” mbarzavand@yahoo.com

یادداشت:

1-

HYPERLINK “http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm”http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm

2- آقای دعائی در تاریخ 20 اردیبهشت 1359 به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد.

3- گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی، به اهتمام: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387 ، ص 177-174.

4- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 40.

5- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46-45.

6- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46- 45

7-

Yazdi told me that the information was not passed on. He said that his successors never asked. I doubt they would have believed him anyway. By the time of Entezam’s trial it was too late, of course, since Iraq had already invaded.

Bani-Sadr (who succeeded Yazdi as foreign minister) told me neither Yazdi nor anyone else told him about the US warning, and Yazdi told me he did not tell his successors about the warning snd that they never asked about anything like that. I didn’t ask Yazdi why he did not tell anyone, mainly because I didn’t want to raise a very awkward question (it would have been bad taaroof). But it seems quite clear to me that there would have been grave danger for him in doing so — what happened to Entezan could have happened to him. I think Bazargan was able to talk about it at Entezam’s trial because he was fairly confident that he would not be arrested for saying so, and also because he did not directly meet with Cave; he was told about the warning afterward. This would have been much more risky for Yazdi..

8- کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران…،ص 147؛ «این نامه یکی از اسناد بر آگاهی از حمله عراق به ایران و هشدار به آقای خمینی است که با اتکاء به او، شیرازۀ ارتش را پاره می کردند.»

9- همان سند، ص 156 و160.

10- HYPERLINK “http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php” \t “_blank”http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php

No responses yet

Feb 20 2013

آیا هاشمی رفسنجانی از عوامل طولانی شدن جنگ با عراق بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: معلوم نیست حمله اخیر به سایت «انقلاب اسلامی» از سوی ارتش سایبری است یا گروه‌های حامی هاشمی رفسنجانی، اما انتشار سخنان ۲۴ سال پیش جانشین فرمانده کل قوا در شرایطی که بحث بر سر کاندیداتوری رئیس مجمع تشخیص مصلحت داغ‌تر شده، چندان به مذاق گروه‌های تبلیغاتچی و «مداحان» هاشمی در رسانه‌های خوش نخواهد آمد. آیا تلاش رئیس مجلس در سال ۶۰ برای برکناری بنی‌صدر با هدف طولانی‌تر کردن جنگ صورت گرفته بود؟

سایت انقلاب اسلامی، چند روز پیش سخنان هاشمی رفسنجانی را پس از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ در سال ۶۷ را منتشر کرد. اما این سایت بر اساس گفته‌ها تحت حمله شدیدی قرار گرفته که معلوم نیست از سوی کدام گروه هدایت می‌شود.

اما بازنشر سخنرانی هاشمی رفسنجانی در این محدوده زمانی نمی‌تواند چندان به نفع او باشد، چه، نسل جوانی که سردار سازندگی را نمی‌شناسد و یا بخش‌هایی از جامعه که از دولت احمدی‌نژاد خسته‌اند و حافظه تاریخی کوتاه مدتی دارند، احتمالا از مواضع قدیمی رفسنجانی بی‌خبرند.

بر اساس مطالب منتشر شده توسط سایت انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ به این نکته معترف است که با وجود تلاش دولت عراق برای پایان جنگ در سال اول آن، نظام خواستار ادامه جنگ بوده است:

دشمن از ۷ سال پیش، شاید هم ۷ سال و نیم پیش، از جنگی که به راه انداخت، پشیمان بود و تقاضای صلح می‌کرد. ۷ سال و نیم پیش التماس می‌کرد با ایران صلح کند. در تمام این مدت التماس می‌کرد با ما صلح کند. حالا که صلح شده است، به این آسانی از صلح دست نمی‌کشد برای این که وارد جنگ بشود.

هاشمی سپس در باره خواست جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ از همان سال اول می‌گوید: «قصد ما سرنگون کردن رﮊیم صدام بود. به این هدف نرسیدیم. تشخیص با رهبری است. اگر رهبر تشخیص بدهد که می توان به حق رسید و مردم هم قبول کنند، می توانیم به جنگ ادامه بدهیم. و اگر رهبری تشخیص بدهند که ولو به هدف نرسیده‌ایم، جنگ را قطع کنیم، باید آن را قطع کنیم.»

به عبارت دیگر، هدف ادامه جنگ علیه عراق، از مقطعی «دفاع مقدس» نبوده است. اشغال نظامی عراق و ساقط کردن رژیم بغداد، هدفی بوده که جنگ‌طلبان جمهوری اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی و همراهی هاشمی رفسنجانی دنبال می‌کرده‌اند. با این توصیف، مسوولیت هاشمی رفسنجانی و نیز مسوولان ستاد تبلیغات جنگ که هزاران هزار داوطلب را به جبهه‌های جنگ می‌کشاندند، بیشتر از بقیه بوده است.

اما جانشین وقت فرمانده کل قوا در جای دیگری می‌گوید: «الان مصلحت نیست توضیح بدهیم به مردم که چرا جنگ را یک سال پیش، یا ۳ سال پیش تمام نکردیم. چرا زودتر با پایان یافتن جنگ موافقت نکردیم.»

سایت انقلاب اسلامی در تحلیل سخنان هاشمی رفسنجانی، به جریانی اشاره می‌کند که قرار بود منتهی به پایان جنگ در خرداد ۱۳۶۰ بشود: «۷ سال پیش از آن، می شود خرداد سال ۶۰، درست همان زمان که ایران و عراق با پیشنهاد صلحی موافقت کرده بودند که بنابرآن، قوای دو طرف، به اندازه تیر رس توپ از مرزهای بین المللی فاصله می‌گرفتند. قرار بود هیأت مأمور از سوی کنفرانس غیر متعهدها پاسخ موافق صدام را به تهران بیاورد. همین هاشمی رفسنجانی باتفاق خامنه‌ای و بهشتی نزد خمینی رفتند و به او گفتند هرگاه بنی‌صدر جنگ را تمام کند، سوار تانک می‌شود و به تهران می‌آید و دیگر شما هم حریف او نمی‌شوید. او را با کودتا و ادامه دادن به جنگ موافق کردند.»

خرداد ۱۳۶۰، همان زمانی است که فعالیت علیه رئیس جمهوری وقت افزایش یافت و چندی بعد، اکثریت نمایندگان مجلس با هدایت هاشمی رفسنجانی، به بنی‌صدر رای عدم کفایت دادند و نخستین رئیس جمهوری ایران را عزل کردند.

گفته می‌شود آیت‌الله لاهوتی، پدر دامادهای هاشمی رفسنجانی، بنی‌صدر را از توطئه رئیس وقت مجلس آگاه کرده بود و همین امر می‌توانسته در دور شدن رئیس جمهوری از دیدها موثر بوده باشد، تا اینکه در تابستان ۱۳۶۰ ایران را با هواپیمای نظامی ربوده شده به مقصد پاریس ترک کرد. لاهوتی که در جلسه عزل بنی‌صدر حاضر نشد، چندی بعد به طرزی مشکوک در زندان اوین مسموم شد و درگذشت. هاشمی رفسنجانی نیز مانع عمده بر سر تحقیق بیشتر فرزندان و دامادهایش در باره این مرگ مشکوک بود.

بیرون آمدن مدارک و مستندات قدیمی در ماه‌های آینده می‌تواند جواب بسیاری از سوال‌های فراموش شده را در خود داشته باشد.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .