اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'قتل‌عام 67'

Aug 14 2016

احمد منتظری: اگر راست می گویید فایل واقعی را منتشر کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

پژواک ایران: فایل صوتی سخنان آیت‌الله «حسینعلی منتظری» با «هیات مرگ» جمهوری اسلامی درباره اعدام‌های سال 67 در حالی که در شبکه‌های مختلف اجتماعی بارها به اشتراک گذاشته شده، از کانال تلگرام و سایت آیت‌الله منتظری حذف شده است.

«احمد منتظری» روز گذشته در کانال تلگرامی آیت‌الله منتظری توضیح داد وزارت اطلاعات قم در تماسی، خواستار برداشته شدن این فایل صوتی شده است. فایل صوتی منتشر شده مربوط به جلسه‌ای است که در آن آیت الله منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی، در جلسه‌ای با «حسینعلی نیری» به عنوان حاکم شرع وقت، «مرتضی اشراقی» دادستان وقت تهران، «مصطفی پورمحمدی» نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین و «ابراهیم رییسی» معاون وقت دادستان کل کشور که بعدها به هیات مرگ معروف شدند، درباره اعدام‌های تابستان سال 67 صحبت می‌کند.

او به صراحت در این جلسه اعدام‌ها را زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «این اعدام‌ها بزرگ ترین جنایتی است که در جمهوری اسلامی از اول انقلاب رخ داده و تاریخ شما را جزو جنایت‎کاران می‌نویسد.»

«ایران‎وایر» از احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری در مورد حذف این فایل پرسیده است:

چه طور شد که فایل صوتی را از روی سایت و کانال تلگرام برداشتید؟

از اداره اطلاعات قم تماس گرفتند و گفتند نظر وزارت اطلاعات این است که فایل برداشته شود. به آن ها گفتم تاثیری ندارد و منطقی‌ نیست زیرا در همه جای دنیا پخش شده است. گفتند به هرحال وزارت اطلاعات تاکید دارد که این کار انجام شود. گفتار دوستانه‌ای بود و من خواستم از قانون تخلف نکنیم، برای همین هم آن را برداشتیم. بالاخره وزارت اطلاعات مسوول امنیت کشور است و تشخیص دادند برداشته شود من هم قبول کردم. در واقع تهدید نبود، توصیه بود که نظر این است.

در کانال تلگرامی شما، مصاحبه‌های آیت الله منتظری درباره اعدام ‌های 67، نظر و نامه‌های ایشان بارها منتشر شده است. به نظر می آید وزارت اطلاعات درمورد آن‌ها تاکنون به شما توصیه ای نکرده اند چون هم‌چنان روی سایت هستند. فکر می‌کنید این فایل چه چیزی فراتر از مصاحبه‌های تصویری آقای منتظری داشته است؟

آیت‌الله منتظری خیلی از این اعدام‌ها برآشفته شده و یک جوری خواسته است جلوی آن را بگیرد. اصلا در یک جاهایی از فایل انگار التماس می‌کند و می‌گوید لااقل در مُحَرَم نکنید، لااقل خانم‌ها را اعدام نکنید. خیلی به حالت التماس افتاده و کلمات تندی به کار می‌برد. این‌ها به این کلمات تند حساس‌ هستند. مثلا در جایی می‌گوید این کار را ادامه ندهید وگرنه در آینده خواهند گفت رهبر انقلاب خون‎ریز هستند. خب، این جملات و کلمات در مصاحبه‌ها و … نبوده، احتمالا به این قسمت ‌ها و جملات این چنینی حساس هستند که چنین تقاضایی را مطرح کرده‌اند.

واکنش‌های مختلفی به انتشار این فایل نشان داده شده است؛ مثلا آقای «محمد علی انصاری»، قائم مقام دفتر نشر آثار آیت الله خمینی گفته است این نوار تحریف شده. این عکس العمل‌ها و واکنش‌ها را دنبال می‌کنید؟

بله؛ واقعا عکس‌العمل‌ها غیرمنطقی هستند. اگر فایل تحریف شده، پیدا است که ایشان اصل‌ آن را دارد که این فایل را تحریف شده می‌داند. خواهش می‌کنم اصل را منتشر کند تا مردم بدانند ما کجای آن را تحریف کرده‌ایم. اگر واقعا راست می‌گوید، بیاید و اصل آن را منتشر کند تا مردم ببینند. ما هم استقبال می‌کنیم.

«علی خمینی»، پسر «احمد خمینی» چند وقت پیش از اعدام‌های سال 67 دفاع کرده بود. پس از انتشار فایل توسط شما، دوباره سخنان او در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده اند.

هر کسی در ابراز عقیده‌اش آزاد است اما واقعا قابل دفاع نیست. دستگاه قضایی خود نظام جمهوری اسلامی افرادی را محاکمه کرده و هر کدام را به چند سال زندان محکوم کرده است. این‌ها در بند بوده‌اند، زندان بوده‌اند، اسیر بوده‌اند و جرم جدیدی مرتکب نشده بودند. اعدام این‌ها اصلا قابل دفاع نیست. صرف این که بگوییم چون به دستور امام خمینی بوده، پس کار درستی بوده، گوینده چنین حرفی زیر سوال می‌رود. امام خمینی معصوم نبوده، او هم یک فرد جایزالخطا بوده است. درست است که رهبر انقلاب یک آدم بزرگی بوده اما انسان جایزالخطا است و با استدلالی که آیت الله منتظری می‌کند، کار خطایی بوده است. حالا اگر انسان از یک شخص جایزالخطا دفاع مطلق بکند و بگوید هرکاری کرد درست است، مسلما خودش زیر سوال می‌رود.

چه طور شد که تصمیم گرفتید سند را بعد از این همه سال منتشر کنید؟

الان سالگرد این اعدام‌ها است و 28 سال از آن تاریخ گذشته است. معمولا اسنادی که محرمانه هستند، بعد از حدود 30 سال دیگر از حالت محرمانه در می آیند و پخش می‌شوند. در همه دنیا چنین رسمی هست که برای درس گرفتن و عبرت گرفتن آیندگان، این اسناد را منتشر می کنند. دلیل دیگر آن هم این است که ما خیلی مورد تهاجم هستیم. تهمت‌ها و دروغ‌هایی که نسبت به آیت‌الله منتظری گفته می‌شود، واقعا زیاد است. طرف مقابل خیلی دستش باز است و از صداوسیما و روزنامه‌ها تا تریبون‌های نمازجمعه را در اختیار دارد. هر چه دل‎شان می خواهد می‌گویند و چهره بدی از ایشان ساخته‌اند. انگار چون از اعدام مجاهدین خلق ابراز ناراحتی کرده بود، لزوما به آن‌ها وابستگی داشته است. آن ها این را جا انداخته‌اند که آیت الله منتظری فرد ساده اندیشی بوده و چون تحت تاثیر مجاهدین خلق بوده، چنین حرفی را زده است. ما برای دفاع از چهره ایشان که الان مظلوم است و نیست که از خودش دفاع کند، این فایل صوتی را منتشر کردیم که در واقع، در آن از خودش دفاع کرده است. از لحن، کلام و جملات کاملا مشهود است که حرف‌های ایشان برای خیر خواهی زده شده است. ما برای این که سم پاشی‌ها و خراب‌کاری‌های طرف مقابل را که به ایشان تهمت زده و دروغ گفته است را جبران کنیم، این فایل صوتی را منتشر کردیم.

تصور می‌کردید انتشار این فایل این همه مورد استقبال قرار بگیرد و این قدر باب بحث و گفت وگو را درباره تابستان 67 باز کند؟

واقعا فکر نمی‌کردم مردم تا این حد نسبت به وقایع تاریخی حساس باشند. فکر می‌کنم بیش تر حالت روحی و روانی آیت‌الله منتظری و لحن و کلام‎شان در فایل صوتی است که تاثیرگذار است. این داستان تاریخی برای خود من خیلی عجیب است که آیت‌الله منتظری می گوید اگر 10 دقیقه به من وقت ملاقات می‌دادند که با امام خمینی صحبت کنم، نظر ایشان را عوض می‌کردم. خیلی برای من باعث تاسف است که قائم مقام رهبری نتوانسته است با رهبر 10 دقیقه صحبت کند.

آیت الله منتظری در مصاحبه و نوشته‌های خود درباره اعدام‌های 67 هیچ وقت از واژه «منافقین» استفاده نکرد و می‌گفت مجاهدین خلق. اما در این فایل صوتی چندبار از کلمه منافقین استفاده می‌کند.

ایشان کلامی را از حضرت علی نقل می‌کردند که یک‌نفر تعبیر منافقین را درباره «خوارج» به کار برد. ایشان هم عکس العمل نشان داد و گفت کسی را متهم به شرک و نفاق نکنید، هم اخواننا بغوا علینا؛ یعنی آن ها برادران دینی ما هستند که علیه ما قیام کرده‌اند. یعنی حتی آن وقتی که این افراد قیام مسلحانه انجام داده بودند، حضرت علی اجازه نمی‌دهد نسبت نفاق به آن ها بدهند. نفاق یعنی کسی که واقعا مسلمان نیست و خودش را مسلمان جلوه می‌دهد. فکر می‌کنم ایشان در حالت عصبانیت دارد به زبان شنونده‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید همین‌هایی را که شما می‌گویید منافق… . در واقع، به زبان خود هیات تصمیم‌گیرنده اعدام‌ها صحبت کرده ‌است.

فکر می‌کنید انتشار این فایل تاثیری هم روی افرادی که در این جلسه حضور داشته اند، بگذارد؟

امیدوارم افرادی که در آن جلسه حضور داشته‌اند، بیایند و از کارشان- اگر قابل دفاع است- دفاع کنند و اگر کار اشتباهی کرده‌اند و احساس می‌کنند درست نبوده است و ای کاش این کار را نمی‌کردند، همین را مطرح کنند. الان 28 سال از آن ماجرا گذشته است. بیایند برای نسلی که دارد این را می‌بیند و برای نسل آینده منصفانه نظر بدهند. این که چون این کار را قبلا انجام داده‌اند و باید روی حرف و کارشان اصرار داشته باشند، کنار بگذارند و خودشان را نقد کنند. آیت‌الله منتظری که استاد همه این‌ها بوده، از خود انتقاد کرد و 14 مورد را برشمرد و گفت که اگر این کارها را نمی‌کردیم، بهتر بود. از آیت‌الله منتظری چیزی کم نشد، کاش چهار نفری که در آن جلسه بودند، همان جلسه را نقد کنند و بگویند ای کاش این کار را می‌کردیم. اگر هم کارشان قابل دفاع است، دلایل خود را بیاورند و به دلایل غیر منطقی متوسل نشوند.

حتما قبل از انتشار فایل، به واکنش نهادهای امنیتی هم فکر کرده بودید؟

تا حدودی قابل پیش بینی بود. البته واقعا من این مطلب را جایی تا حالا نگفته ام اما الان می‌گویم که بلکه به گوش آقایان هم برسد. به نظر من، کلا نظام، وزارت اطلاعات و حاکمیت تکلیف خودش را باید روشن کند که بالاخره می‌خواهد دشمنانه برخورد کند یا دوستانه. الان مثلا اتاقی که در منزل ما برای مراجعه مقلدان آیت‌الله منتظری بود که بیایند و مسایل شرعی‌ خود را بپرسند، نزدیک به پنج سال است که پلمپ شده؛ یعنی ما این قدر تحت فشاریم. چند سال است که من بدون جهت ممنوع‌الخروج شده‌ام. قصد یک سفر عادی داشتم که در فرودگاه و در آخرین لحظه اعلام کردند ممنوع‌الخروج هستم. هر چه پی گیری می‌کنم، اصلا جواب نمی‌دهند که چرا ممنوع الخروج هستم. فقط دادگاه ویژه روحانیت می‌گوید وزارت اطلاعات گفته است. یعنی گاهی بی جهت ما را تحت فشار قرار می‌دهند و در مورد فایل صوتی بدون تهدید و دوستانه می‌گویند این را بردارید. امیدوارم تکلیف ما را روشن کنند؛ یا دشمن باشند یا دوست. وقتی من را به دادگاه ویژه احضار کرده بودند، گفتم فرق آیت‌الله منتظری با مقامات فعلی این است که سال 68 وقتی ایشان دید که او را نمی‌خواهند، گفت: «تمام مملکت مال خودتان.»
اما شما یک اتاق در منزل شخصی خود ایشان را نمی‌گذارید استفاده کنند. این چه عدالت و انصافی است

No responses yet

Aug 13 2016

دفاع علی خمینی از اعدام‌های سال ۶۷ در ادامه واکنش به فایل صوتی منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در ادامه واکنش‌ها به فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷، تعدادی از نزدیکان آیت‌الله خمینی از جمله علی خمینی، نوه او، محسن رضایی و حسین موسوی تبریزی به این اقدام اعتراض کردند.

بر اساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در روز شنبه، ۲۳ مرداد، علی خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، در واکنش به انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری و در دفاع از اعدام‌های سال ۶۷ سخن گفته است.

این در حالی است که در سخنان او اشاره مستقیمی به این فایل صوتی نشده و سخنان منتشر شده به نقل از علی خمینی شبیه به سخنان چندی پیش او در دفاع از اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷ است.

علی خمینی در سخنان خود «ماجرای» سال ۶۷ را «حاصل مدیریت» آیت‌الله خمینی دانسته و گفته است: «چرا معاندان نظام چشم خود را به روی جنایات بی‌شمار منافقین بسته‌اند و صرفا اعدام تعدادی از آنها را جنایت می‌دانند؟»

نوه آیت‌الله خمینی اضافه کرد: «ناجوانمردانه است اگر نظام را متهم بکنیم که چرا تند با منافقین برخورد کرده است.»

وی تاکید کرد: «امروز یک عده دلسوز شدند می‌گویند چرا با اینها برخورد می‌کنید، چرا با منافقین برخورد کردید، چرا با بی‌حجاب برخورد کردید، چرا با کودن‌ها برخورد کردید. چه می‌کرد نظام با اینها؟ باید مبارزه می‌کرد، محکم هم باید برخورد می‌شد. الحمدلله شد و کشور آرامش را دید.»

علی خمینی شامگاه سه‌شنبه، ۱۱ خرداد، نیز در دفاع از اعدام اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق در دهه ۶۰، این گروه را به ترور «بزرگان کشور» متهم کرده و گفته بود که اگر رهبر سابق جمهوری اسلامی «در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد، کشور… رنگ آرامش به خود نمی‌دید».

روز چهارشنبه هفته گذشته نیز محمدعلی انصاری، عضو دفتر آیت‌الله خمینی، در گفت‌وگو با وب‌سایت جماران فایل صوتی سخنان آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ را «مشحون از اغلاط و تحریفات» و «به دور از انصاف» دانسته بود که توسط «اطرافیان موذی» به او «القا شده است».

محمد موسوی بجنوردی، عضو شوراى عالى قضایى در دوران آیت‌الله خمینی و پدر زن حسن خمینی، نیز روز جمعه سخنان منتشر شده آیت‌الله منتظری را ناشی از به گفته وی، «اطلاعات غلطی» دانست که «مغرضانه» به وی منتقل شده است.

در همین حال حسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی رهبری آیت‌الله خمینی، انتشار این فایل صوتی را «به ضرر کشور» دانسته و افزود که انتشار آن باعث «سوء استفاده دشمنان انقلاب و نظام» شده است.

به گزارش وب‌سایت تابناک، وی زندانیان اعدام شده در جریان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ را متهم کرد که قصد داشتند همزمان با عملیات سازمان مجاهدین خلق در آن سال و ورود نیروهای این گروه به ایران، در زندان‌ها «شورش» کنند.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی منتشر شده از او، با اشاره به نقش احمد خمینی و وزارت اطلاعات برای برنامه‌ریزی این اعدام‌ها از سال‌ها قبل می‌گوید، احمد خمینی از چند سال قبل از این اعدام‌ها می‌گفته است که همه اعضای سازمان مجاهدین خلق حتی کسانی که نشریات این سازمان را مطالعه می‌کنند باید اعدام شوند.

اما محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، ضمن دفاع از احمد خمینی در صفحه اینستاگرام خود نوشت که او «بارها تلاش کرد که آیت‌الله منتظری از روبه‌رو شدن با امام کنار رود».

در همین حال احمد علم‌الهدی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان رضوی، انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری را «گستاخانه» توصیف کرده و خواستار برخورد قاطع با احمد منتظری شده است.

در روزهای گذشته نیز برخی از رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان انتشار فایل صوتی سخنان آقای منتظری را به برگزاری همایش سازمان مجاهدین خلق در پاریس و حضور ترکی الفیصل، رئیس سازمان سابق اطلاعات عربستان سعودی، در این همایش ربط داده و آن را نشان‌دهنده «برنامه‌ریزی» برای این اقدام دانسته‌اند.

رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران، روز شنبه در یک سخنرانی بدون اشاره مستقیم به فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری اعلام کرد که «تلاش مشکوک اخیر در تصویرسازی آثار حیات» گروه مجاهدین خلق «محکوم به شکست و رسوایی است».

مقام‌های جمهوری اسلامی پیش از این به ندرت درباره اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند.

اکثر زندانیان اعدام شده در آن سال را اعضای گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب توده ، فدائیان و دیگر گروه‌های چپگرا تشکیل می‌دادند که پیش از آن محاکمه شده و در حال گذراندن دوران زندان خود بودند.

به گفته آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله روح‌الله خمینی شخصا دستور اعدام «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» صادر کرد.

بسیاری از آن اعدام‌شدگان در گورستان خاوران، به شکل گمنام و در قبرهای دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند.

نام و تعداد دقیق اعدام‌شدگان در آن سال هنوز کاملاً مشخص نیست. گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد این زندانيان سياسی اعدام شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است.

اما آيت‌الله منتظری در خاطرات خود اين رقم را بین ۲۸۰۰ يا ۳۸۰۰ نفر اعلام کرده است، با تأکید بر این که رقم دقیق را به خاطر ندارد.

مقامات جمهوری اسلامی گروه مجاهدین خلق را به ترور تعدادی از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و امنیتی متهم کرده‌اند.

از جمله انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال ۶۰ و انفجار در دفتر نخست‌وزیری در هشتم شهریور همان سال به گروه سازمان مجاهدین خلق منتسب شده، اما گزارش‌های متناقضی درباره نقش این گروه در این انفجارها منتشر شده است.

No responses yet

Aug 12 2016

موسوی بجنوردی:سخنان آیت‌الله منتظری ناشی از اطلاعات غلط بود/احمدآقا پاکترین فرد سیاسی دوران خود بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: سخنان آیت الله منتظرى ناشى از اطلاعات غلطى بوده که مغرضانه به ایشان منتقل شده بود، همانگونه که بعدا بسیارى از آنها براى ایشان هم معلوم شد.
عضو شوراى عالى قضایى در دوران امام خمینی سخنان منتشر شده آیت الله منتظری را ناشی از اطلاعات غلطی دانست که مغرضانه به ایشان منتقل شده است.

به گزارش جماران، آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی مطالب منتشر شده از بی بی سی طی روزهای اخیر را غلط و کاملا مغرضانه دانست و تأکید کرد: شوراى عالى قضایی کاملا مستقل و غیر قابل نفوذ بود و در آن، تصمیمات همیشه به رأى گذاشته مى شد و ملاک اکثریت بود.

وی با ابراز این عقیده که نظام شورایى در امر قضا از شکل فعلى که یک فرد در آن تصمیم مى گیرد به مراتب بهتر است، گفت: آیت الله موسوی اردبیلى هیچگاه مخالف عقیده اش عمل نکرد و همیشه شجاعت ابراز عقیده داشت.

آیت الله موسوی بجنوردی در ادامه گفت: سخنان آیت الله منتظرى ناشى از اطلاعات غلطى بوده که مغرضانه به ایشان منتقل شده بود، همانگونه که بعدا بسیارى از آنها براى ایشان هم معلوم شد.

وی با تأکید بر اینکه مسأله که منافقین رذل ترین و خشن ترین گروه بودند که به محاربه با نظام اقدام کرده بودند و احمقانه به آغوش صدام پناه برده بودند، گفت: من نمى دانم که انتشار سخنان آیت الله منتظرى در روزهایى که منافقین جلاد و آدمکش آلت دست حکام سعودى شده اند و عملا در صدد احیاى جریان نفاق هستند از کدام پشتوانه عقلى، ملى و شرعى برخوردار است.

آیت الله موسوی بجنوردی در پایان، سخنان منتشر شده از آیت الله منتظری را آمیخته و مملو از سخنان غلط و پیش داورى دانست و با اشاره به اتهاماتی که در این سخنان به مرحوم یادگار امام وارد شده بود، تأکید کرد: مرحوم حاج احمد آقا پاک ترین و مهربان ترین شخصیت سیاسى در دوره خود بود و آنچه درباره ایشان مطرح شده با هیچ معیارى سازگار نیست.

No responses yet

Aug 12 2016

متن نوشتاری سخنان آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های ۶۷

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

میلیون: غبارزدایی از آینه‌ها
ayatolah montazeri
همه موبدان سرفگنده نگون
پر از هول دل دیدگان پر ز خون
از آن نامداران بسیار هوش
یکی بود بینادل و تیزگوش
خردمند و بیدار و زیرک بنام
کزان موبدان او زدی پیش گام
دلش تنگتر گشت و ناباک شد
گشاده زبان پیش ضحاک شد
بدو گفت پردخته کن سر ز باد
که جز مرگ را کَس ز مادر نزاد
فردوسی
دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷(دوم محرم ۱۴۰۹)؛ آیت‌الله منتظری، رودرروی اعضای هیئت مرگ – حسینعلی نیری(حاکم شرع)، مرتضی اشراقی(دادستان)، ابراهیم رئیسی(معاون دادستان) و مصطفی پورمحمدی(نماینده وقت وزارت اطلاعات)، اعدام زندانیان سیاسی را که با حکم آیت‌الله خمینی، ۵ مرداد[درواقع ۶ مرداد] همان سال آغاز شده بود، شجاعانه زیر سئوال می‌بَرَد بخصوص وقتی از قاضی «شرع» هیئت مرگ می‌شنود «ما تا الان هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم…»
در فایل صوتی منتشر شده، سخنان حسینعلی نیری که در آغاز جلسه، به تعداد اعدام‌شدگان (تا ۲۴ مرداد ۶۷) اشاره نموده، شنیده نمی‌شود(اصلاً نیست). دو جای دیگر نوار هم صحبت‌ها پیوستگی ندارد.
…
فایل صوتیِ منتشر شده‌ را تا آنجا که کلمات برایم مفهوم بوده، بصورت نوشتار درآورده‌ام. مطالب داخل کروشه افزوده من است.
heate_marg_67.jpg
آیت‌الله منتطری:‌ اگه غیر از شما بود من اصلا کار نداشتم، چون نسبت به شما شناخت دارم و شما می‌دونید که من نه پسر خاله‌ام جزو منافقین زندان باشه، نه پسر عموم و نه قوم و خویشم و نه با اینا رفاقتی داشتم.
بیش از همه من از اونا ضربه خوردم، هم تو زندان هم بعد زندان. پسر منو همینا به شهادت رسوندن، بزرگان ما رو همین‌ها به شهادت رسوندن، اینا همه رو من می‌دونم.
ولی معذالک، من اونی که برام مهمه، آبروی اسلام و انقلاب و آینده کشور و آینده شخص آقای خمینی[است] و اونکه تاریخ چه جور قضاوت می‌کنه. و من یک آدم صریح الهجه هستم. همیشه اونکه[اونچه] توی دلمه، نگه نمی‌دارم. بر خلاف آقایون که بعضیا با سیاست رفتار می‌کنن
به نظر من بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا این کاری است که به دست شما که چهره‌های خوبی هستید، یعنی شما چهره‌هایی که در دستگاه قضایی اگر چنانچه به ما می‌گفتند مثلاً معرفی کن مثلا می‌گفتیم آقای نیری، آقای اشراقی نفرات خوب و متدین‌اند.
به نظر من بزرگترین جنایت که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما رو محکوم میکنه به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران توی تاریخ می‌نویسند. این، بی رودربایستی.
حالا شاید از سادگی شما استفاده کرده‌اند و متاسفانه بدبختی ما این است که دستگاه قضایی ما در رأس‌اش شخصی

[عبدالکریم موسوی اردبیلی] قرار گرفته که خودش با این چیزها مخالف است، وی می‌آید آن جور شعار می‌دهد و وقتی هم که می‌خواهد از امام سؤال بکنه، به جای اینکه بروند پیش امام و بگویند آقا به این وسعت مصلحت نیست و ضرر دارد، می‌نویسد حالا توی استان‌ها اعدام کنیم یا توی شهرستان‌ها؛ این سؤال را از امام می‌کنه. این بدبختی ما است که در راس دستگاه قضایی ما، بی‌رودر بایستی، همچین شخصی قرار گرفته‌است.
…
آقای پورمحمدی؛ درست است که الان مسوول است و تو اطلاعات است اما قبل از اینکه مسوول اطلاعات باشه آخونده. جنبه آخوندیش بر اطلاعاتیش می‌افزاید.
به نظر من این یک چیزی است که اطلاعات روش نظرداشت و سرمایه گذاری کرد و شخص احمد آقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل هی می‌گفت مجاهدین از روزنامه خونش و از مجله خونش و از اعلامیه خونش همه باید اعدام شوند. اینا یه همچین فکری می‌کردند. و حالا فرصت را مغتنم شمردند در این جریانی که منافقین اومدند به ما حمله کردند، این رو جا انداختند پیش امام، حالا هر جوری بالاخره چه جور به امام گفتند چطوری جا انداختند، بالاخره این جور کشک و ماست کردند و از امام نوشته گرفتند، دادند دست افراد و دیگه حالا این به کجا منتهی می‌شه و در آینده چی می‌شه؟
…
هفت نفر از اینا را تو باختران به دار زدین ببینید چه الم شنگه‌ایی دنیا راه انداخته، بعد از این، اینهمه خانواده‌ها حالا شما نمی‌دونید که، جالا دو ماه شما ملاقاتها را قطع کردین تلفن‌ها را رو هم قطع کردین. بالاخره آخرش خانواده‌ها برخورد می‌کنند. وانگهی اصلا دستگاه قضایی کشور رو شما زیر سؤال بردین.
چندین سال شخص آقای نیری، این قاضی اون قاضی، تو این شهر تو اون شهر یکی رو محکوم کرده به ۵ سال یکی رو محکوم کرده به ۶ سال یکی رو محکوم کرده به ۱۰ سال یکی رو محکوم کرده به ۱۵ سال.
خب اینکه حالا ما بیآییم بدون اینکه فعالیت تازه باشه، بگیریم اعدامش کنیم این معنیش این می‌شه که ما همه‌مون گُه خوردیم. همه دستگاه قضایی ما غلط بود. معنی‌اش این نیست؟ حالا خودمونیم آخه ما می‌خودمونیم حساب بکنیم.
بعضی از قضات به ما مراجعه کردند و ناراحت بودند.
…
من یه وقتی یه نامه‌ای خدمت امام نوشتم. این نامه امام. من این نامه را[که می‌بینید] خدمت امام نوشتم.
حسینعلی نیری: همون نامه اول دیگه
– بله،
– [نامه] ۹ بندی. بله؟
– هشت بندی. من نوشتم
بعد یک نامه دوم هم به امام نوشتم. اونا شنیدین؟
– هستش…معطلش نشیم.
– اینها را می‌خوام سریع به شما بگم…
نوشتم که
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت‌الله العظمی امام خمینی مدظله العالی
می خوام بگم ماچقدر بدبختیم…[نامفهوم]
پس از سلام و تحیت، پیرو نامه مورخه ‏۹/۵/۶۷ برای رفع مسئولیت شرعی از خود، به عرض می‎رسانم.
[آیت‌الله منتظری رو به حضار می‌کنه و میگه:] من از اون جریان تا حالا باور کنین شبی نیست که دو سه ساعت فکرم ناراحت داره[ناراحت نباشه]، خوابم نمی‌بره. سه چهار ساعت فکرم را می‌بره. شما جواب خانواده‌ها را چی می‌خواین بدین؟ اینقدر گفتین جمهوری اسلامی و اینا، اینهمه گفتین شاه و رضاخان اعدام کرد. چقدر شاه اعدام کرد؟ بیاییم اعدامای خودمونا با اونا حساب بکنیم.
نوشتم: برای رفع مسئولیت شرعی از خود به عرض می‎رسانم سه روز قبل قاضی شرع یکی از استان‌های کشور که مرد مورد اعتمادی می‎باشد. حالا بعد میگم کی بود – با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان اخیر حضرتعالی به قم آمده بود و می‎گفت: مسئول اطلاعات یا دادستان من یادم نبود کدوما را گفت – تردید از من است – از یکی از زندانیان برای تشخیص اینکه سرموضع است یا نه پرسید:
تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ با عراق به جبهه بروی؟ گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ گفت مگر همه مردم حاضرند روی مین بروند! وانگهی از من تازه مسلمان نباید تا این حد انتظار داشت، گفت پس معلوم می‎شود تو هنوز سر موضعی و با او معامله سرموضع انجام داد و اعدامش کرد.
این قاضی شرع می‎گفت من هر چه اصرار کردم پس ملاک اتفاق آراء باشد نه اکثریت، پذیرفته نشد و نقش اساسی را همه جا مسوول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت تاثیر می‎باشند. حضرتعالی ملاحظه فرمایید. این نامه‌ای است که به امام نوشتم. بهشم (به او هم] رسیده. ملاحظه فرمایید چه کسانی با چه دیدی مسوول اجرای فرمان مهم حضرتعالی که به دماء هزاران نفر مربوط است می‎باشند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
…
این شخص آقای…شما حدس هم که زدید. این شخص، آقای احمدی این جریانا به من گفت. من شب تا صبح فکر کردم. دیدم خب بعد از اون نامه[اول] که نوشته بودم اینا به من گفت. آخرش من برداشتم [نامه دیگه‌ای] نوشتم. همه رفقای ما با نامه نوشتن مخالف بودند ولی دیدم من جواب ندارم روز قیامت. من وظیفه ام است…
نشستم نامه را نوشتم بعد از ظهری. اول مشورت کردم گفتند نه فایده ندارد امام است و هیچ فایده ندارد. من نهارم رو خوردم….ناراحت…[و همین] نامه را که دادم خدمتتون[کپی نامه را به نیری و دیگران نشان می‌دهد] نوشتم.
…
[این] نامه را نوشتم فتوکپی کردم. دادم به یه کسی بُرد. بعد به آسید هادی گفتم به دفتر امام تلفن بزن فلانی یه نامه فرستاده، اونجا راش بدند (بدهند)
گفت: اِ، پس بنا نبود شما [نامه را بنویسید]
گفتم خب حالا دیگه بالاخره من نوشتم.
این نامه دومی را هم، همین طور.
این نامه دومی هم… من شب تا صبح [خوابم نبرد و فکر کردم]…گفتم من مسئولیت دارم.[و نوشتم]
این نامه دوم که می‌ره. می‌دند[می دهند] به امام. احمد آقا تلفن می‌زنه به آسید هادی که امام فرمودند که منافقین همین طور که نوشتم اینا بالاخره شرورند و چطور و اینا. اما این که شما نوشتید، مورد تعجبه. این شخص رو بگویید بیاد. این شخص رو بگویید بیاد و مطمئن هم باشد کسی کارش ندارد…
منم چون می‌دونستم که بالاخره نمی‌خواند[نمی خواهند] به امام برسه این جریان. معذلک، گفتم تلفن کردند این آقا را از اهواز آمد. دو روز هم وقت گذاشتند تا پیداش کردند. آمد اینجا بهش گفتم آقا جون تو اینا را به من گفتی درسته؟ بعد گفت [درسته و] قضایای دیگری هم هست.
[از یک زندانی صحبت کرد که] اینا را توی وصیت نامه‌اش نوشته: من رو به عنوان سر موضع گرفتند در حالی که من سر موضع نبودم و به جمهوری اسلامی معتقد بودم و حالا من یه خوده اشتباه رفتم خانواده‌ام را توصیه می‌کنم که شما به انقلاب، به امام وفادار باشید.
بعداً برا من [موضوع دیگه‌ای را] نقل کرد. گفت یک کسی برادرش زندان بود در آخر گفتند که خواهرش هم متهمه. رفتند و خواهرش را آوردند، خودش رو اعدام کردند، خواهرش دو روز بود اصلا آمده بود. ۱۵ سالش بود، به خواهرش گفتند خوب چی می‌گی؟ گفت خوب من به اینا علاقه داشتم، [یکی از اعضای هیئت] گفت چون برادرش اعدام شده این رو هم اعدام کنین و اعدامش کردند. گفتم خوب تو بعداً روز قیامت جواب خدا رو چی می‌دی؟
بهر حال ما اومدیم به این آقا گفتیم آقای احمدی این حرفهایی که نوشتی [و گفتی] درست است گفت آره. گفتم همینا خدمت امام بگو. کاغذا نشونش دادم که احمد آقا…[از قول امام گفته این شخص را بگویید بیاد…]
…
[به آقای احمدی گفتم] من برای آقا نوشتم که این حرفها را زدی و تو به آنجا برو، اگر بهت گفتند مثلاً پیش امام چیزه [نمیشه رفت]، بگو نه، امام مرا احضار کرده[است].
با اینکه من تلفنی پیغام دادم. رفته آنجا. حالا اینجا هی ما تلفن زدیم گفتند احمد آقا نیست. عرض کردیم بابا این قاضی است با عزته، [از اهواز اومده]دو میلیون (نفر)معطل[اونه] حالا امام او را احضار کرده و به احترام امام او را فرستادیم والّا ما داعی نداشتیم.

آقای[محمد علی] انصاری گفته بودند نه. احمد آقا نیست برو یک ربع به هشت بیا. رفته آنجا انصاری بهش گفته با امام هیچی نمی‌شه حرف بزنی، حق نداری با امام حرف بزنی، همین آقای محمد علی انصاری،
فقط دست امام را می‌بوسی. بعد می‌آیی مطالبی که داری بنویس. عصری احمد آقا می‌آید می‌دهی به احمد آقا. من هم رفتم دست امام را بوسیدم و آمدم و منتظر احمد آقا شدم.
[آقای احمدی خیلی اونجا] معطل شده بود. به خونواده‌اش هم گفته بود من [زود]میام. [خلاصه] معطلش کردند که احمد آقا بیاد.
[بعدش هم گفت] من نوشتم دادم احمد آقا. احمد آقا گفت حاجی آقا منتظری؟ گفتم بله. دادم و اومدم.
…
من پیش بینی می‌کردم که نگذارند بروند محضر امام برای اینکه ذهن امام رو بر نگردونند.
حالا مسئله اینه، شما چهره‌های خوب بوده‌اید و از شما سوءاستفاده شد، تا حالا هم، کاراتونو کردین[حدود ۲۰ روز است زندانیان را «تعیین تکلیف» می‌کنید] من می‌دونم اینا رو،
[اما] من روی این اصل، وظیفه[خودم] دونستم به شماها بگم خب حالا همه کاراتونو کردین…
می‌گین ببینیم نظر امام چیه؟ آخه ماه محرمه، ماه خدا و پیغمبره، از امام حسین لااقل شرم بکنید.
ملاقات رو قطع کنیم و همینطور بیایم قصابی کنیم تو اونجا(در زندان)، [زندانیان را از سلولهاشون] بِِکشیم بیرون و… (و همه را از دم بُکشیم؟!)
هیچ جای دنیا همچین کاری هست؟
…
ما آدمایی هستیم که رادیو تلویزیون ما می‌گه، قاتل ایندیریا گاندی دو سال سه سال توی مرتبه دوم است، فرجام خواهی رفته حالا تازه دارن اعدامش می‌کنن.
در صورتیکه اینها[زندانیان] اغلب سر موضع شدنشون واسه برخورد تند امثال لاجوردی و افراد اینها بوده.
یه بچه‌ایی بوده که اطلاعات و اینا سرش نمی‌شده. برخورد تند اینها، [این جور افراد، زندانی را] رو سر موضع کرده من هم بودم سر موضع می‌شدم وقتی می‌دیدم اینجور با من برخورد می‌کنند. من الان فکر کردم به شما چی چی بگم. باز من نشستم نوشتم نظرمو، همینو به شما بگم، من اینجا ده تا چیز یادداشت کردم به شما بگم. من به عنوان اتمام حجت می‌گم شما دیگه خودتون می‌دونین این یه امتحانی است برای شما
۱ – من بیش از همه شما از منافقین ضربه خورده‌ام، چه در زندان و چه در خارج زندان، فرزند مرا آنان به شهادت رساندند، اگر بنا بر انتقام جویی باشد من بیشتر باید دنبال کنم، ولی من مصلحت اسلام و انقلاب و کشور و حیثیت ولایت فقیه و حکومت اسلام را در نظر می‎گیرم، من قضاوت آیندگان و تاریخ را در نظر می‎گیرم.
ده دفعه تا حالا به احمد آقا گفتم والله من بیش از تو دلم برای امام می‌سوزه، من می‌خوام پنجاه سال دیگه برای آقای خمینی قضاوت نکنند بگند(بگویند) آقا یک چهره خونریز سفاک و هتاکی بود. من نمی‌خوام در تاریخ اینجور باشه.
چهره ولایت فقیه رو ما کریه نشان دادیم به حضرت عباس پیش مردم، در ثر تندروی‌ها و بازداشت‌هایی که بوده، با این کارها چی سر اسلام[آوردیم]، این کارها که نبوده…
…
این یک.
۲ – این گونه قتلعام بدون محاکمه، آن هم نسبت به زندانی و اسیر – اسیر شماست دیگه – قطعاً در درازمدت به نفع آنهاست و دنیا ما را محکوم می‎کند و آنان را بیشتر به مبارزه مسلحانه تشویق می‎کند، مبارزه با فکر و ایده از طریق کشتن غلط است.
شخص نیستند اینا، یه فکر و ایده اینها دارند، یه رَوش است، یه منطق ولو منطق غلط، با کشتن حل نمی‌شه و بدتر می‌شه.
۳ – روش پیغمبر را با دشمنان خود در فتح مکه و جنگ هوازن ببینید به چه نحو بوده‌است؛ پیامبر با عفو و گذشت برخورد کرد و از خدا لقب «رحمه للعالمین» گرفت.
روش امیرالمومنین با اهل جَمل را پس از شکست آنان ملاحظه کنید.
درجنگ جمل، طلحه و زبیر و عایشه و اینا اومدند با امیرالمومنین جنگ کردند، بعد هم… جنگ [که] تموم شد عبدالله زبیر، عایشه، اینا یک عده تو بصره توی یه خونه بودند. به امیرالمومینن گفتند آقا یاروها اینجان (اینجا هستند]. گفت ولشون کن.
بعدش موسی ابن طلحه، را گرفته بودند، بردند زندان کردند، پسر طلحه را. امیر‌المومنین گفت موسی پسر طلحه کجاست؟ گفتند در زندان. گفت برین بیاریدش. تا اومدند گفتند که امیرالمومنین موسی را احضار کرده‌است خودش گفت انالله و انا الیه راجعون.
همه می‌گفتند انا لله انا الیه راجعون. یقبن کرد می‌کشنَش[وقتی اومد] امام [به او] گفت خوب موسی پیشیمون نیستی از این کاری که کردی؟ گفت چرا یا علی. گفت سه مرتبه رو به قبله بگو استغفرالله ربی و اتوب الیه. فرمود اموالت هم توی این چادر است بر دار و برو خونه. این برخورد اینجوریه.
پیغمبر وقتی که مکه را فتح کرد اون هم ابوسفیانی که در رأس دشمنان بود خونه‌اش را مأمن قرار داد، بر خورد اینجوری بود. در جنگ هوازن، مالک بن عوف نخری[نصری] رئیس هوازن وقتی که فهمید مکه‌ای‌ها شکست خوردند، گفت مکه‌ای‌ها عُرضه نداشتند. ما به حساب محمد می‌رسیم. سی هزار نفر جمع کرد و با محمد جنگ کرد. [وقتی شکست خورد] فرار کرد و رفت. بعد پیغمبر قوم وخویش‌هایش را اسیر کرد، زن و بچه این هم اسیر شدند، زن و بچه‌اش را فرستاد پیش صفیه عمه‌اش بود گفت اینها را نگه دار و اموالشان را هم نگه دار. به اینها گفت به مالک بگو اگر اظهار ندامت کردی و مسلمون شدی اموالت را بهت می‌دم، زن و بچه‌ات رو بهت می‌دم، صد تا شتر هم اضافه بهت می‌دم، ریاست قومت هم بهت می‌دم.
مالک ابن عوف هم در جا خودش رو به پیغمبر رسوند و پیغمبر اکرم نه این همه خون ریخته شده و این همه چیزها…
فَبِمَا رَحْمَه مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک…[به (برکت) رحمت الهی، در برابر مردم‌ نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند]
و یا
وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِینَ[و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده‌ایم]
اینها درس است برای ما، ما با این برخوردهایی که می‌کنیم غیر از اینکه خانواده‌ها را ناراحت می‌کنیم. همه را ازخودمون دور می‌کنیم[چه نتیجه‌ای دارد؟] همیشه که ما سر قدرت نیستیم و در آینده تاریخ روی ما قضاوت می‌کنه.
بله [در نامه] نوشتم که روش امیر المومنین با اهل جمل را بعد از شکست آنان ملاحظه کنید.
۴ – بسیاری از افراد سرموضع را، رفتار بازجوها و زندانبان‌ها، به سرموضع کشانده و الا قابل انعطاف بودند.
۵ – مجرد اینکه اگر آنان را آزاد کنیم به منافقین ملحق می‎شوند موجب صدق عنوان محارب و باغی بر آنان نمی‌شود، امیرالمومنین نسبت به ابن ملجم هم قصاص قبل از جنایت انجام نداد با اینکه خودش فرمود او قاتل من است. گفتند یاعلی پس قصاص کنیم. نقل کردند که گفت قصاص قبل از جنایت درست نیست.
۶- مجرد اعتقاد، فرد را داخل عنوان محارب و باغی نمی‌کند…
من خودم از آقا[از آیت الله خمینی] پرسیدم، شاید به شما هم گفته‌ام. گفتم آقا اگه یه کسی به شما بگه که من آقای خمینی را قبول ندارم و این جمهوری اسلامی را هم که شما درست کردین قبول ندارم و به مسعود رجوی هم علاقه دارم، به همین عبارت خدا شاهده، ولی می‌دونیم اگه ولش کنیم، می‌گه من چنانچه بروم سلاح نمی‌گرم با شما در بیافتم. می‌رم مشغول کارم می‌شم. این شخص را ما نگهش داریم[در زندان] یا آزادش کنیم؟ آقا گفت برای چی نگهش داریم؟ این تعبیری است که من از خود آقای خمینی شنیدم. گفتم یه مسعود رجوی هم بهش علاقه داره، مجرد اعتقاد [که] فرد را داخل عنوان محاربه و باقی نمی‌کند.
و ارتداد سران صرفاً، سران‌شون میان اینجا می‌گند ما مرتد نیستیم. می‌گند اسلام حقیقی ما داریم. شما اسلام آمریکایی دارین. اسلام رو هم دو قسم کردند دیگه.
[خلاصه] ارتداد سران[هم]، موجب حکم به ارتداد سمپاتها نمی‌شود.
۷ – قضاوت و حکم باید در جو سالم و خالی از احساسات باشد «لایقضی القاضی و هو غضبان» اینهمه روایات ما زیاد داریم. [اما] الان با شعارها و تحریکات جو اجتماعی ما ناسالم است،
این مسئله که آقای موسوی اردبیلی که من می‌دونم خودش از همه لیبرال تره، تو نماز جمعه می‌گه که همه اینها باید اعدام بشن، خودش از همه مخالف تره و بعد تو نماز جمعه میگن منافق زندانی اعدام باید بشه. ما که می‌دونیم اینها جو دارند درست می‌کنند. حتی منم که حرف می‌زنم میگن آی، اینم داره از منافقین حمایت می‌کنه….
بعد نوشتم: الان با شعارها و تحریکات جو اجتماعی ما ناسالم است،
ما از جنایت منافقین در غرب ناراحتیم به جان اسرا و زندانیان سابق افتاده‌ایم، وانگهی اعدام آنان بدون فعالیت جدید، زیر سئوال بردن همه قضات و همه قضاوتهای سابق است، کسی را که به کمتر از اعدام محکوم کرده‌اید به چه ملاک اعدام می‎کنید؟ حالا ملاقات‌ها و تلفن‌ها را قطع کرده‌اید فردا در جواب خانواده‌ها چه خواهید گفت؟
الان یک کم خانواده‌ها که بو برده‌اند چقدر به ما فشار آورده‌اند، به آقای خمینی که دسترسی ندارند، شورای عالی قضایی هم که کسی را راه نمیدند که، همه میان [اینجا] فشار میآرند. این خانواده‌ها که میان، چی جوابشون رو می‌دین؟
۸ – من بیش از همه به فکر حیثیت حضرت امام و چهره ولایت فقیه می‎باشم و نمی‌دانم موضوع را به چه نحوی به ایشان رسانده‌اند، این همه ما در فقه بحث احتیاط در دماء و اموال کردیم همه غلط بود؟ دما و اموال محترم است و باید احتیاط کرد و اینا؟!
۹- من چندین نفر از قضات عاقل و متدین را دیدم که ناراحت بودند و از نحوه اجرا شکایت داشتند و می‎گفتند تندروی می‎شود، و نمونه‌های زیادی را ذکر می‎کردند که بی جهت حکم اعدام اجرا شده‌است.
۱۰ – در خاتمه، مجاهدین خلق اشخاص نیستند. یه وقت یک خان است می‌گن می‌کشیمش خلاص می‌شیم. اما این شخص نیست، این…، یک منطقی است که حنیف نژاد و اینها را القا کردند، منتها اینها از آن، سو استفاده می‌کنند. این منطق رو اینها تو بچه‌ها جا انداختند.
کسی که جونش رو فدا می‌کنه و انتحار می‌کنه یعنی معتقده دیگه باباجون. این فکر را ما باید یک جوری با فکر از بین می‌بردیم حالا نداشتیم کسی رو که با منطق با اینها صحبت کنه حالا بریم اعدام کنیم؟ [با این تصور که] خلاص می‌شیم، قطعا خلاص می‌شیم!
…
به عقیده من این ضربه‌ای است به جمهوری اسلامی و انقلاب. مجاهدین خلق اشخاص نیستند یک سنخ فکر و برداشتند، یک نحو منطق‌اند و منطق غلط را باید با منطق صحیح جواب داد. با کشتن حل نمی‌شود بلکه ترویج می‌شود.
انشالله موفق باشید. این رو من نوشتم دادم خدمت شما.
حالا [من به شما] میگم [ماه] محرم است لااقل محرم این کار را نکنید. در عین حال خودتون می‌دونین.
بله من از باب اینکه شما را چهره‌های خوبی می‌دونستم و میدونم که در آینده…به دست شما اجرا شده…[نامفهوم]
[حکم امام را ]به دست شماها دادند و فردا ضربه‌اش را شما می‌خوردید.
حسینعلی نیری: اجازه بدین…
در رابطه با شیوه کار خودمان. از روز اول که ما این پیام را گرفتیم خدا شاهده که ما با این نیت که روز قیامت باید جواب این را بدیم در خدمت برادرها جلسه تشکیل دادیم و تک تک اینها را آوردیم تو اتاق. مورد داشتیم که چهار بار این را آوردیم باهاش صحبت کردیم. کرارا داشتیم که سه بار باهاش صحبت کردیم. یعنی تا اونجایی که واقعا به مرحله ی صددرصد نرسیدیم که اون عنوانی که امام معین فرموده‌اند درباره‌ی این فرد صدق می‌کند، امضاء نکردیم.
آیت‌الله منتظری: فکر کردین که این چطور سر موضع شده؟
– این شیوه کارمان بوده، مواردی که تا به حال اجرا کردیم تمام مواردی بوده که به اتفاق آراء بوده.
آیت‌الله منتظری: همه جاها که اینطوری نبوده.
– حالا ما خودمونا داریم می‌گیم.
مواردی که تا به حال اجرا کردیم تمام مواردی بوده که به اتفاق آراء بوده. حتی در برخی موارد جناب حاج‌آقای اشراقی احتیاط می‌کردند، باز با بعضی برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند. الان موارد متعددی داریم که دو امضا دارد و ما اصلاً اجرا نکردیم.
و از این بابت است حدود چهل مورد داریم که به اتفاق آراء امضا کردیم. فقط به لحاظ اینکه اینها یا تنها فرزند خانه بودند یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده، یا برادرش اعدام شده، در حدود بیست و چند نفر هم داریم که اینها وقتی آمدند زندان حدود شونزده هفده سالشون بوده و الان بیست و سه چهارسالشونه. حدود چهل‌ و خورده‌ای از اینها که سه تا امضا شده اجرا نکردیم. فقط به این لحاظ که گفتیم تا آخرین روز یک اتمام حجت دیگری با اینها بشه که اگر واقعا راهی برای برگشت نبود آنوقت تصمیم گرفته بشه[حکم اجرا شود].
حالا حدود چهل، چهل و خورده‌ای از اینا داریم که سه امضائیه[نیری و اشراقی و پورمحمدی، هر سه به اتفاق آرآء امضا کرده‌اند] یعنی صد در صد ما بهش معتقدیم، فقط به لحاظ اینکه اینها یا تنها فرزند خانه بودند، یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده یا برادرش اعدام شده. یا از اونایی بوده پونزده شونزده سالش بوده اومده تو زندان، از زمانی که آمده تو زندان پخته شده، اینها را ما باز خدا شاهده که احتیاط کردیم و الان همه برگه‌هاش توی یه پاکت جداگانه است.
آیت‌الله منتظری: در فقه ما می‌دانی که مرتد زن اگه باشه اعدام نمی‌شه. من یکبار این را خدمت امام گفتم که «ابن…» ادعای شهرت می‌کند که در محارب هم زن اگه باشه نباید اعدام کرد. بسیاری از فقها همین را گفتن منتهاش آقای خمینی می‌گن نه…
ولی ادعای شهرت می‌کنند که محارب هم مثل مرتد می‌تواند باشد زن اگر باشد نباید اعدام کرد. یک روز من به آقای خمینی سه چهار سال پیش گفتم آقا اگه می‌شه بگید زنها را اعدام نکن مگر قاتل باشند.
نیری: و در مورد دخترها باز خدا شاهده که تا اونجا که می‌تونستیم چونه زدیم. این برادر شاهده من که اعصابم قوی است، واقعاً اعصابم خیلی قوی است. من پریروز که فقط دخترا را می‌دیدیم دیگه فقط داغون شده بودم. یعنی به التماس افتادیم که این فقط دو خط بنویسه و ما بگیم برگرده زندان.
آیت الله منتظری: نگفتید می‌خوایم اعدامت بکنیم؟
عضو هیئت مرگ: نه نه نه اینها را نگفتیم. این نمیشه.
ما به عنوان یک محاکمه سؤال می‌کردیم و کار خودمونا می‌کردیم ما به این هم اکتفا می‌کردیم که فقط اگر می‌نوشت که چون سازمان محارب منافقین با این نظام دارد مبارزه می‌کند و اینجانب -این را می‌گفتیم بنویسه- اگر چه اعتقاد به این نظام ندارم ولی چون اعتقاد به مبارزه با نظام هم ندارم، لذا اعلام می‌کنم از سازمان جدا شدم. [اگر می‌نوشت] این را ما کنار می‌گذاشتیم. حتی به این هم اکتفا کردیم و در تمام این موارد خوب ما طلبه‌ایم و معتقدیم که قیامتی هست و.. من در مواردی که تا بحال اجرا کردیم، یک سر سوزن خدشه نداشت.
آیت‌الله منتظری: من یکی از افرادی هستم که هیچکس نمی‌تونه منکر بشه که از خیلی از افراد در انقلاب سهم بیشتری دارم. سابقه‌ام در انقلاب زیادتره، زندان رفتم، کتک خوردم، با منافقین هم درگیر بودم، پسرم رو هم کشتند، تو زندان هم با ما درگیری داشتند. دلم برا انقلاب می‌سوزه. به عقیده من عرض کردم از چیزایی که یا ضربه به انقلاب ما می‌زنه اینه.
…
من یک روز خدمت آقای خمینی گفتم اموال زیادی از افراد گرفته شده بیجا، این مصادره‌ها همه‌اش درست نیست، پاسدارها تندروی کردند، ما نُنُر کردیم سپاه پاسدارانمون رو، هی گفتیم سپاه سپاه، [و] سپاه هر جا رو خواست از مردم گرفت.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.[یک حکومت با کفر باقی می‌ماند، ولی با ظلم و ستم هرگز]
آقا[آیت‌الله خمینی] خیال می‌کنند و شما خیال می‌کنید با این کارتون انقلاب را تضمین می‌کنید من عقیده‌ام این است که اگر یک نفر مظلوم توش باشه، انقلاب ما شکست می‌خورد.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
اینقدر که ما داریم می‌کشیم، شاه ده تاشم نکشت. ما مرزهایی[؟] داریم که بگوییم ما عدالت اسلامی زیادی کرده باشیم، ما می‌شد به اینجا نرسونیم.
گردن لاجوردی خرد بشه، حالا می‌گویند کسانی که در عفو شرکت کردند شریک خون یک بسیجی هستند. تندروی‌های اونها، اینها رو سر موضع قرار داد و جاذبه اون نامردا رو زیاد کرد.
…
ما یک زندانی تو زندان هست تا تونستیم بهش فشار آوردیم، آخر کارهم که آمد بیرون نه تو دانشگاه راش دادیم، نه کار بهش دادیم نه برخوردمون باهاش خوب بود، هر روز مزاحمش بودیم، خوب چه خاکی تو سرش بکنه، تو دانشگاه راش نمی‌دیم، کار بهش نمی‌دیم. من نامه داشتم… از این…به من نوشته بود از یکی از استانهای کهگیلویه نوشته [بود یک نفر که] من یک معلم بودم برای یک اعلامیه منو بردند ۱۶ ماه زندان در شیراز، بعد که آزاد شدم دیگه راهم ندادن تو فرهنگ[آموزش و پرورش]. گفتند نباید تو فرهنگ باشی. هر چه گفتم بابا من نیستم با اینها. [فایده نکرد. عاقبت] رفتم ساندویچ فروشی باز کردم و حالا هر چه می‌روم اجازه کسب بگیرم نمی‌دهند و می‌گویند نه، چون ۱۶ ماه زندان بودی.
[به وی] اجازه کسب ساندویچ فروشی هم نمی‌‌دهند خب چه خاکی به سرش بکنه. [در عوض معاندین ما] اونا، درکش می‌کنن می‌گند بیا اینجا برو دانشگاه…
…
ما اینها را سرموضع قراردادیم و اگر یکی توی اینا مظلوم به ناحق کشته بشه یا بیگناه یا کم گناه باشد این به جای اینکه تقویت جمهوری اسلامی باشه، تهدید جمهوری اسلامی می‌شه. و شما الان خودتون فکر کنید بالاخره یک ماه دیگه دو ماه دیگه در زندانها باز می‌شه، بالاخره جواب مردم رو چی میدین؟
مثلا میری تو باختران می‌گویند بچه من حالا هر کوفتی بود (بالاخره) یک عقیده‌ای داشت خوب چرا برای عقیده‌اش اعدامش کردی؟
تو آقای نیری که بچه منو محکوم کردی به ده سال، فعالیتی تازه‌ای کرده بود که اعدامش کردی؟ جواب نداره.
[خلاصه] من اونکه وظیفه شرعی‌ام بود [به شما] گفتم که بتونم یه خرده بخوابم. نه اینکه بخوام بخوابم منظورم این است که من دلم برای انقلاب، خیال نکن من دلم برای انقلاب،…
اینها قوم وخویش من نیستند و به اینا هم هیچ علاقه‌ای ندارم، از مسعود رجوی هم بیشتر بدم میآد. اگه گیرش بیاورم تیکه تیکه‌اش می‌کنم (نوار اینجا قطع میشه)
…
هی تبلیغ کردند یک بچه رو گرفتین. [خب] به خاطر یک اعلامیه بردین زندان، گذاشتین پیش سران اینا و هر چه تونستن روش کار کردن و ما هیچ کاری روی اینا نکردیم…آنوقت…
…
[بهرحال] حالا ماه محرم هست دیگه خودتون می‌دونین.
مرتضی اشراقی: بیشتر از صد تا از این پرونده‌ها دادگاهی هم…[حرف تو حرف میشه و مفهوم نیست]
نیری: اون کسانیکه در رابطه با… بود ابعاد مختلفی داره ولی اون قسمتی که در رابطه با اجرا بود خدا شاهده ما کمال احتیاط را کردیم… الان حدود ۴۰ لیست امضا هم داریم ولی فقط به خاطر احتیاط نگهش داشتیم و اجرا نکردیم.
آیت‌الله منتظری: فردا به شما بگویند آقای نیری این نفری که شما محکومش کردید به ۱۰ سال چرا اعدامش کردی؟ باید بتوانی جوابش را بدهی. باید بگی آقای خمینی گفته، میگی؟
پورمحمدی: باید بگیم آقای خمینی نوشته دیگه، یاید اینکارا بکنیم دیگه.
آیت‌الله منتظری: یا بگی اطلاعات گفته. می‌گی؟
نیری: و شما این را مطمئن باشید اگر گروه دیگری غیر از ما بود. اگر گروه دیگری غیر از ما بود آمار[معدومین] تهران سه برابر بود.
آیت‌الله منتظری: تو شهرهای دیگه همه کاری کردند. تو اهواز میگند خیلی دیگه افتضاح بوده.
نیری: نه، اگر همین مقدار می‌نوشت. فقط بنویسه همین عبارت را که چون سازمان منافقین…(حرف تو حرف میشه و مفهوم نیست)
آیت‌الله منتظری: بالاخره من وظیفه[ای که داشتم گفتم به شما]
مصطفی پورمحمدی: اون مطالبی که اتفاقاً شما در مقدمه گفتید واقعاً حرف در موردش زیاد داریم. …شدن، این یه بحث جدیه…اما…
روز چندم بود من هم حضور نداشتم. قم یه روزی بودم گفتند سریع بیا و من هم کارم چیز دیگه‌ای بود و احساسم همین بود که این دست هر کسی بیافته ممکنه تندروی بشه و امام حکم رو داده، دوباره نامه شما و ما خبر هم نداشتیم. نامه شما رفته. بعد درجواب نامه شما [هم] دیدیم باز به نحوی…[روی اجرای حکم تأکید میشه]
گفتند نه مرجع تقلیده و فقط گفته‌اند نسبت به زنها قرار است یک رعایتی بشه [که انگار شما هم موافق آن حکم بودید]
آیت‌الله منتظری: می‌دونید تو اصفهان یک زن آبستن هم توش بوده، در اصفهان یک زن آبستن ام اعدام کردند.
پورمحمدی: اون روز که مثلا چندم شد ما که عُرضه نداشتیم جلوی حکم رو بگیریم. مهم تلاشمون این بود که جلوی زیاده روی و تندروی رو بگیریم.
آیت‌الله منتظری: آقای مرعشی تلفن می‌کنه اقای منتظری بیاد[با امام حرف بزنه]. من گفتم من نامه نوشتم. اینقدر دیگه شجاعت داشتم که نامه برای شورای عالی قضاییه هم فرستادم. میگن پاشو برو پیش امام. میگم من چرا برم؟ شورای عالی قضاییه هستین[شما، خب] اگه مخالفین شما برین.
مرتضی اشراقی: درسته…متاسفانه…
نه او برخوردا که میشه…، علنی و غیر علنی‌اش خیلی وقتا زیاده رویه، (حرف تو حرف می‌شه…)
آیت‌الله منتظری: من اگه به خاطر شخص امام و انقلاب نبود نامه‌ام را پخش می‌کردم. میدونید چقدر به نفع دشمنان بود.
نیری: آره خیلی تبعاتش…
اما من گفتم به امام اقلاً بنویسم و اگر چنانچه با آقای خمینی می‌شد حرف بزنی، اگر می‌ذاشتند می‌رفتم ده دقیقه با آقای خمینی حرف بزنم عوضشان می‌کردم. من می‌فهمم آخه یک جور دیگه باید با آقا طرح کرد. آقا شرایط اینه. میگم یک احمدی که خودش می‌یاد به من میگه و امام او را احضار کرده نمی‌زارن بره با امام حرف بزنه، می‌گن به امام هیچی نگو.
عضو هیئت مرگ: آخه چه جوری گذاشتند اینجور بشه…
پورمحمدی: من تعجب می‌کنم که آقای نیری، حالا من که از روز اول همه‌اش نبودم ایشون همچنان نظارت شدید داشتند یک دونه حکم رو نمی‌ذاشتند تا خودشون بره ببینه و نظر قطعی بده، نمی‌دونم آقای احمدی این یکی را چرا شُل اومده.
آیت‌الله منتظری: نه شُل نیومده گفت نوشتم که من با این مخالفم ولی گفتن [رأی] اکثریت[است]
یکی از اعضای هیئت: ایشون چند بار تهران…
آیت‌الله منتظری: [احمدی] گفت که چند بار نوشتم….[در مورد تهران هم] که مخالف بودم.
نیری: اما یک مورد [حکم]…همه سه امضایی گرفتیم…
عضو هیئت مرگ: مشکل قضیه را این حل نمی‌کنه. بهر حال ما مجبور بودیم این حکمی را که پشت‌اش هم سفت هستند نذاریم خراب بشه، زیاده روی و تندروی و بی حساب و کتاب نشه و حالا تعداد زیادی بعضاً چیز شدن.[حکم نگرفتند]
آیت‌الله منتظری: حالا اگه اطلاعات می‌دونه تموم شد ولی ماه محرم به احترام امام حسین بسه.
نیری: من چند روز پیش به آقایون عرض کردم که ما در دادگاه ایام محرم رو قطع می‌کردیم من بهشون خواهش کردم که هر چی داریم اینا که ما دیگه نکشونیم به محرم
آیت‌الله منتظری: زود بکشیم [تا محرم نرسیده]…
[خنده بلند قاتلین]
نیری ادامه میده: اصرار من این بود که هر چی داریم تموم بشه. من هیچوقت دیگه اجازه نمی‌دادم که ایام محرم… این دیگه خلاف عرف بود.، …گفتند ما می‌ترسیم که دوباره بخواند همینطور ادامه‌اش بدند، فاصله زمانی را طولانی می‌کنیم، عجله می‌کنیم این چند شب هر چه هست دیگه تموم بشه. این دو سه روزم دیگه نبودم..
مرتضی اشراقی: ما از اول صبح می‌رفتیم حاج آقا تا ساعت ده و ده و نیم[شب] هم آنجا بودیم خدا شاهده.
آیت‌الله منتظری: شما فکر خانواده‌ها را هم کرده‌این که ملاقات می‌یاند؟ چی می‌گین، کی جواب میده به خانواده‌ها؟
برین شورای عالی قضایی معرکه بگیرین. مرده شورشون ببره، به من متوسل می‌شه میگم من نامه نوشتم به امام رضا…
رئیسی: اونها خودشون رو کشیدن کنار
اشراقی: [تکرار می‌کنه] اونها خودشون رو کشیدن کنار
آیت‌الله منتظری: بگین شورای عالی قضایی مگر شما مسئول نیستین؟ خب بیایین جواب بدین.
ابراهیم رئسی: آخه شورایی که همه‌اش میرند دنبال درس و بحث و…
(جرفها تو هم میره و مفهوم نیست)
آیت‌الله منتظری: بدبختی ما اینه. دستگاه قضایی ما، که آقای موسوی اردبیلی هنری که می‌کنه اینه بگه آقا، آیا در مرکز استان اینا رو اعدام کنیم یا همین جا تو همین شهر خودمون؟
عضو هیئت مرگ: حالا اگه شورا که مسئول این کار است بیافته جلو و کنترل کنه… تو همه کارا [این جوریه]
مرتضی اشراقی: حالا قرار شده ظرف چند روز آینده، [اینجور که] جلسه بوده و تصمیم گرفتند، اگه آقای رئیسی جزئیاتش را بگند بهتره..
[قرار شد] تا چند روز دیگه ملاقاتها آزاد بشه، تا اون بخش زیادی که زندانی هستن با ملاقاتی، اون تعداد زیاد از نگرانی در بیاند، جمع زیادی از خانواده‌ها نگرانند. اون تعداد از نگرانی در بیاند. بقیه را هم بنحوی مطرح بشه.
ابراهیم رئیسی: قرار است حاج آقا، پنج شش روز دیگه ملاقاتها کلاً آزاد بشه. یعنی نوبت به نوبت.
آیت‌الله منتظری: مُحرم حالا دو روزش گذشته الآن…احترام محرم…
ابراهیم رئیسی: ملاقاتها.. آقای شوشتری برنامه ریزی کردند که ملاقاتها، همون طور که فرمودید همه خانواده‌ها الان نگرانند. ملاقاتی آزاد بشه. خود این کلی جو شکنی می‌کنه…
یکی از اعضای هیئت: حالا چی جوری بگند با توجه به ارتباطاتی که با خارج بعضی هواداران دارند…[جمله او تموم نمیشه]
عضو دیگر هیئت: آقای موسوی اردبیلی خودشون…خامنه ای…(حرف او قطع میشه و مفهوم نیست]
آیت‌الله منتظری: نه بدتر می‌شه بالاخره ملاقات اونا هم می‌یاد دیگه. نو شهرا میگن بردنشون تهرون، تو تهرون اونوقت جوابشونو چی می‌دین؟
نیری: راجع به این ماه محرم…
آیت‌الله منتظری: من نمی‌دونم این جمهوری اسلامی اینقدر خلاف واقع بگیم چی می‌گیم من نمی‌دونم.
نیری: راجع به این ماه محرم اگه اجازه بدین حاج آقا، ما یک تعدادی از اینها را از اتاقاشون آوردیم برای همین برخورد. یه بار برخورد کردیم و نظر ندادیم، اینها الان در سلولهای
انفرادی هستن، اگر اینها را الان نظر ندیم و برگردند توی بند عمومی، اینا باز مسائلی ایجاد میکنه، اگر اجازه بفرمایید،
آیت‌الله منتظری: من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم
حدود دویست نفر هستن که اینا رو…
آیت‌الله منتظری: من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم
– حدود ۲۰۰ نفر هستند که اینا را…
من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم. من گفتم که با یکی‌اش هم مخالفم. شما خودتون می‌دونین. من نظر خودم را به شما گفتم.
– چشم اطاعت می‌کنیم و بقیه را…
عضو دیگر هیئت مرگ: اگه اجازه بدین. چون اینها[این دویست نفر] وضعیت شون نیمه کارس، نمی‌شه دوباره بخواند برگردند به بندشون، نمی‌شه. چون یکسری بهم خورده اوضاع.
تو سلولها هم نمی‌شه نگهشون داشت…
– حدود ۲۰۰ نفر هستند که اینا را…
آیت‌الله منتظری: خیر، من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم…
– آخه اگه جداشون بگذاریم…
آیت‌الله منتظری: [گفتم که هیچ اجازه‌ای نمی‌دم]…با اینکه می‌دونم آقای خمینی نوشتند و فرمان آقای خمینی[است] حالا نمی‌دونم، آقای خمینی رو منقطع کردن از همه من دیگر نمی‌دانم. [اما] من اونی رو که می‌فهمم نمی‌تونم نگم. به انقلاب هم از شما کمتر اعتقاد ندارم. دلم برای انقلاب می‌سوزه. به احمد آقا گفتم دلم برای شخص آقای خمینی می‌سوزه. در تاریخ می‌نویسند آقای خمینی اینطوری بوده. حالا جرات نمی‌کنند بعد‌ها درآینده می‌گند. من دلم نمی‌خواست اینطور بشه، مردم از ولایت فقیه داره چندششون می‌شه، من دلم نمی‌خواست ولایت فقیه به اینجا برسه.
از: همنشین بهار

No responses yet

Sep 02 2015

پورمحمدی درباره قتل‌عام ۶۷: جدیت نیروهای انقلابی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وزیر دادگستری روحانی و یکی از اعضای هیات مرگ: اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم.

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت روحانی که یکی از اعضای «هیات مرگ» در زمان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود، در پاسخ به سوالی مرتبط، گفت: «ما از ابتدای انقلاب و در طول سال های جنگ تحمیلی با ضدانقلاب و نیروهایی روبرو بودیم که قصد سرنگونی انقلاب با هدف جدایی‌طلبی داشتند و از هیچ جنایتی هم فروگذاری نمی‌کردند. به هر حال اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم».

پورمحمدی اظهار کرد: «حوادث جنگ را باید با توجه به شرایط و موقعیت آن دوران مورد بازخوانی و تحلیل قرار داد. تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال ها به درستی قضاوت کند. حوادث سال ۶۷ هم از بحث جنگ تحمیلی جدا نیست».

وی ادامه داد: «تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم در جنگ اگر بخواهید در کشیدن ماشه علیه دشمن تامل کنید و حرکتی انجام ندهید مسلما کشته خواهید شد».

او با گفتن این که «برای توضیح بیشتر، نیاز به فرصت کافی» دارد، از شرح واقعه سر باز زد.

گفتنی است که در تابستان سال ۱۳۶۷ و پس از پایان جنگ ایران و عراق با قبول قطع‌نامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران، چند هزار زندانی سیاسی که عمدتا اعضای سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ‌گرا بودند، با فرمان روح‌الله خمینی و به دست اعضای گروهی موسوم به هیات مرگ، اعدام شدند.

بیشتر بخوانید:

زندانی قطع‌نخاعی را با برانکارد بردند و اعدام کردند [2]

مصداقی: جنایتکاران دهه ۶۰ امروز در کابینه‌اند [4]


No responses yet

Sep 26 2013

تابستان ۱۳۶۷؛ گسستی بین دو نسل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: قتل‌عام تابستان ۶۷ کودتایی بسیار وحشتناک‌تر از کودتای ۲۸ مرداد ٣٢ بود که از سال ۶۰ آغاز شده بود. این کودتا با قدرت گرفتن نیروهای راست در حاکمیت شکل گرفت البته با یاری عوامل اطلاعاتی غرب، بازماندگان و وابستگان به سلطنت و ساواک، به بهانه عملکرد نیروهای سیاسی تندرو و افراطی، همزمان با تجاوز نیروهای عراقی در تابستان ۵۹.

این نیروها گرچه از سال ۵۷ تا ۶۰ همه تلاش‌ها و راه‌ها را با ترورها و قتل‌های مخفیانه، کشتارها و جنگ‌های منطقه‌ای (۱) و کودتاهای نافرجام(۲) آزمودند، ولی چرخش واقعی اوضاع از سال ٦٠ با غیرقانونی کردن و سرکوب همه نیروهای سیاسی خارج از حکومت آغاز و در تابستان ٦٧ تکمیل شد. از آن به بعد است که همزمان با ترور  باقیمانده مخالفین برجسته در داخل وخارج و اغماض کامل غرب، سکوتِ مرگِ کودتایی بر جامعه حاکم شد؛ شکاف بین دو نسل همانند کودتای ٢٨ مرداد آغاز شد و بعدها اصلاح‌طلبان حکومتی تنها آلترناتیو شدند.

نسل جوان و دانشجویانی که با تمام وجود در انقلاب ۵۷ شرکت کردند خود قربانی نیروهایی مذهبی شدند که انحصارطلبانه حاکم شدند. آن نسل در حالی که به شدت تحت پیگرد و سرکوب حکومت شاه بودند، پس از انقلاب با نیرویی صدها مرتبه وحشیانه‌تر، بی‌رحمانه‌تر و جنایتکارانه‌تر سرکوب شدند؛ به زندان افکنده شدند؛ شکنجه شدند؛ از تحصیل و حقوق اجتماعی محروم شدند؛ به تبعید رفتند؛ و سرانجام فعال‌ترین‌شان در اعدام‌های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۶۷ نابود شدند.

آنها حتی فرصت آن را نیافتند تا به نسل جوان امروز و فرزندان خویش بگویند که بر آنها چه گذشت و چگونه امید و آرزوهای آنان به مسلخ انحصارطلبی و تحکیم حکومتی دیکتاتوری-مذهبی برده شد؛ به طوری که بسیاری از جوانان امروز حتی پدران و مادران خویش را سرزنش می‌کنند که چرا انقلاب کردید که ما اسیر چنین حکومتی شویم. غافل از اینکه اگر جوانان امروز «اسیر»ند، این نتیجه مستقیم «قربانی شدن» پدر و مادرهایشان درهمین حکومت است.

در حکومت شاه، نسل جوان دیروز، همچون امروز، توسط کمیته‌های انظباطی از دانشگاه اخراج یا تا چند ترم از تحصیل محروم می‌شدند؛ در دانشگاه‌ها گارد ضد شورش همواره حضور داشت و به کوی دانشگاه هم حمله می‌شد؛ بسیاری از دانشجویان با حمله نیروهای امنیتی به اوین برده می‌شدند؛ دانشجویان برای اخطار به دفاتر ساواک فراخوانده می‌شدند؛ و دفاتر و واحدهای صنفی-دانشجویی غارت می‌شد.

آنها برعلیه دیکتاتوری فاسد دربار و شاه که دست نشانده کودتاگران ٢٨ مرداد بود انقلاب کردند. ولی خیلی زود، نیروهای راست مذهبی که در زمان شاه نسبتاً آزاد بودند، انتقامی بسیار وحشتناک از نیروهای جوان انقلابی گرفتند همان اعمال را تکرار کردند.

به دلیل پایگاه ناچیز حکومت در دانشگاه‌ها، چماقداران حزب‌اللهی در سال ۵۹ به دانشگاه حمله کردند. عده زیادی کشته و زخمی شدند. به ناچار دانشگاه‌ها برای بیش از دو سال تعطیل شد و شوراهای دانشگاهی متشکل از دانشجویان، استادان و کارمندان منحل شدند.

در این مدت تصفیه عظیمی صورت گرفت. مدتی پس از تعطیل دانشگاه‌ها زمینه‌سازی برای سرکوب همه نیروهای سیاسی آغاز شد. در مخالفت با صلح پس از بیرون راندن نیروهای عراقی در سال ۶۱، میلیون‌ها تن از جوانان به مسلخ جبهه‌های جنگ فرستاده شدند. تا پذیرش اجباری صلح در آستانه قتل‌عام، کشوری ویرانه با بیش از یک میلیون کشته و زخمی و میلیون‌ها آواره به جا ماند.

این شرایط فرصت مناسبی به دست نیروهای راست حاکمیت داد که به بهانه‌های مختلف با سوءاستفاده از خطاها، افراطی‌گری‌ها، انحصارطلبی‌ها و جدایی‌ها، گروه‌های سیاسی را یکی پس از دیگری سرکوب، غیرقانونی و نابود کنند.

زندان‌ها به مسلخ نسل جوانانِ دگراندیش، شکنجه‌گاه‌هایی قرون وسطایی و ماشین تواب‌سازی بدل شدند. زندانیان سیاسی زمان شاه، که برخی شان همچون نلسون ماندلاهای ایران ٣٠ سال سابقه زندان داشتند، هدف انتقام‌گیری وحشتناکی شدند که کمتر کسی از آن جانِ سالم به در برد.(۳)

طی دوسال قبل از پذیرش صلح، برای نابودی گروه‌های سیاسی دگراندیش برنامه‌ریزی می‌شد و فهرست سیاه چهار هزار و ۸۰۰ نفره‌ای برای قتل‌عام تهیه شده بود. در آستانه صلح، بهترین موقعیت برای ضربه آخر و برقراری حکومت مطلقه ولایت فقیه کنونی فراهم شد تا ایران در آینده به چیزی مشابه شیخ‌نشین‌ها البته از نوع شیعی آن تبدیل شود.

جهان هنوز در جنگِ سرد بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری بود. قربانی کردن نیروهای چپِ مارکسیست، چپِ اسلامی و نیروهای ملی در کشوری نفت‌خیز به مثابه چراغِ سبز و پیشکشی بود برای مطمئن کردن غرب از تغییر جبهه حکومت.

قبول صلح جامعه جهانی را به شدت خرسند کرده بود به طوری که حتی سازمان‌های ملل، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر هم صدایشان در نیامد که چنین قتل‌عامی رخ داده یا در جریان است. همه دعوت به سکوت می‌شدند تا از ایران برای پایان طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم استقبال شود.(۴)

در عرصه داخلی هم طبیعی بود که مردمی خسته، از پایان جنگی هشت ساله به شدت استقبال کنند و نفسی به راحتی بکشند. هیچ‌کس را یارایی و توانِ پرداختن به چنین قتل‌عامی نبود. شعر «زمستانِ» اخوان ثالث که پس از کودتای ٢٨ مرداد سروده شده بود زمزمه می‌شد:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها درگریبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین

و شجریان «بر آستان جانان» حافظ را خواند که اشک‌هامان را جاری ساخت:

قد خمیده ما سهلت نماید اما
برچشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
درویش را نباشد برگِ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

قربانیان، خانواده‌هایشان و جان به دربردگان می‌بایست این بار را به تنهایی بردوش می‌کشیدند. حتی تا سال‌ها نه در جامعه جهانی و نه در داخل کشور کسی حاضر نبود به چنین موضوعی بپردازد.(۵)

پس از آن، حکومت اسلامی سرمست از یکه تازی خویش، قانون اساسی را تغییر داد و ولایت فقیه را بسیار مطلقه‌تر از پیش کرد و بازگشت سرمایه‌داران و مالکان و خصوصی‌سازی را تسهیل و تضمین کرد. بازماندگان پراکنده نیروهای مخالف، این بار هدف ترورها و قتل‌های زنجیره‌ای در داخل و خارج از کشور واقع شدند.(۶)

با توجه به استقبال جامعه جهانی از پذیرش صلح، با دست بازتر و تحت پوشش دیپلماتیک، جنایتکاران عازمِ خارج از کشور شدند. در داخل نیز هیچ مانعی در برابرشان نبود. شبکه جنایتکاران در جهان گسترده شد؛ ضمن آنکه با غارت ثروت ملی به مافیایی ثروتمند بدل شده و سرمست از قدرت و بی‌قانونی دیگر مانعی در برابر خود نمی‌دید.

در چنین شرایطی بود که نسل جدید رشد کرد و حتی از پدران خویش بیگانه و بی‌خبر ماند. اصلاح‌طلبان حکومتی برروی دریای خون دیگر نیروهای سیاسی و دگراندیشان شدند ناخدای کشتی نجات. آنها شدند قبله آمال جوانان کشور در سایه بی‌خبری و بی‌اطلاعی؛ در حالی که گروه‌های سیاسی با انحصارطلبی مشغول انشعابات متعدد بودند و هیچیک دیگری را تحمل نمی‌کرد نه در جامعه، نه در زندان و نه حتی تا زیر طنابِ دارِ قتل عام.

درس بزرگی گرفتم زمانی که دیدم زندانیان سیاسی، نه فقط از گروه‌های مختلف بلکه از یک گروه هم، حتی حاضر نبودند با یکدیگر گفتگو کرده و روابط انسانی برقرار کنند، با یک طناب به دار آویخته شدند. متأسفانه این داستان هرچند کمتر ولی همچنان ادامه دارد. ما هنوز داریم می‌آموزیم که حقوق بشر فراگیر است، انسان نیازمند تجربه است، تغییر می‌کند و عقایدش نیز. به همه باید فرصت برابر داد و با همه باید انسانی رفتار کرد.

با کمال تأسف هنوز برای عده‌ای خون برخی از شهدا رنگین‌تر از دیگران است؛ برخی‌ها مراسم یادبود و سالگرد را گروهی و عرصه سوءاستفاده سیاسی می‌کنند نه فعالیت حقوق بشریِ فراگیر؛ برخی لبه تیز حمله‌شان را نه به سوی حکومت و جنایتکارانش بلکه به سوی گروه‌های سیاسی و قربانیانشان می‌گیرند؛ برخی‌ها نمی‌توانند در مراسم، خاطرات  و نوشته‌های خود و یا حتی در فعالیت‌های «حقوق بشری»شان از برخی قربانیان گروه‌های دیگر حتی نام ببرند؛ برخی‌ها در دادگاه ایران تریبونال لاهه فیلم شهادت دادن فردی با گذشته سیاسی متفاوت را هم از وبسایت خود و هم در پخش مستقیم به دلیل «مشکلات فنی» حذف می‌کنند.(۷) برخی اعدام‌های دهه ۶۰ را نسبت به قتل عام ۶۷ پررنگ می‌کنند تا قیام مسلحانه خود را برجسته کنند و گروه‌های سیاسی مخالفِ آن قیام مسلحانه را حذف و بی‌رنگ کنند و برخی هم به عکس.

تعجبی ندارد که جنایتکاران در حاکمیت رشد می‌کنند؛ مسئولین قتل‌عام می‌شوند وزیر «بیدادگستری»؛ سازمان‌دهنگان ترورهای خارج از کشور هم می‌شوند منجی و مصلحت‌گرا. تعجبی ندارد که مسئولین سپاه، امامان جمعه و وزیر اطلاعات به قتل‌عام اخیر در اردوگاه اشرف افتخار می‌کنند؛ و مراسم اعدام‌های خیابانی در شهرهای کشور همچنان گسترده و پررونق است.

اکنون نیروهای مخفی کودتا با نیروهای علنی آن در کارِ ایجاد ارتباط و توافق آشکار هستند البته پس از اطمینان از خنثی و متلاشی شدن هر نوع جنبش مردمی، تشکل‌های ملی-دمکراتیک و سازمان‌های غیردولتی (از جمله سرکوب جنبش اصلاحات و کودتای انتخاباتی ٨٨).

با متحد شدن سرمایه‌داری ایران با بخش جنایتکار، فاسد، مرتجع و مافیایی آن، -که قدرت فائقه را داراست و بزرگترین خدمات را به امریکا و غرب کرده (۸) – راه برای توافق، البته با تضمین امنیت متقابل، باز می‌شود. در این زمینه حاکمیت می‌باید به قانونمندی نظام سرمایه‌داری و به رسمیت شناختن حوزه‌های نفوذ، چه در داخل چه در خارج از کشور، گردن گذارد و به ماجراجویی‌ها پایان دهد.

امید است که با این پیوند آشکار شونده، کشور از جنگ، فروپاشی و فاجعه‌ای ملی و انسانی برهد. ولی همیشه خطر تبدیل شدن به لیبی، عراق و سوریه هم، علیرغم توافق اولیه، برجا می‌ماند. گرچه این اتحاد و قانونمند شدن سرمایه‌داری ایران در عرصه داخلی و خارجی در جهت تکامل آن است اما همواره نطفه غالبی از جنایت، فساد، روابط مافیایی و غارت ثروت ملی را در دل خود دارد و آن را در کشور و منطقه می‌پراکند. دور از انتظار نخواهد بود که طرح مسائل حقوق بشر از سوی امریکا و غرب نیز در پی این توافق متوقف شود. آنگاه عرصه برای فعالین ایرانی و بین‌المللی حقوق بشر دشوارتر خواهد شد.

پی‌نویس‌ها:
۱. در ترکمن صحرا و به خصوص در کردستان حکومت به سرکوب و کشتار وحشیانه و اعدام‌های صحرایی متوسل شد. در مورد کردستان جنگ‌های چریکی پس از سرکوب‌ها تداوم یافت.

۲. حمله نافرجام هوایی امریکا در اثر حادثه طبس که با عملیاتی کودتایی هماهنگ شده بود؛ کودتای نوژه؛ و تدارک کودتای قطب‌زاده-شریعتمداری که در سال ۶۱ فاش و خنثی شد.
۳. تعدادی از نظامیان که پس از کودتای ٢٨ مرداد اعدام نشدند تا پیروزی انقلاب ۵۷ به مدت ۲۵ سال در زندان بودند. آنها پس از دستگیری در سال ۶۱، پس از شش سال زندان اعدام شدند. حکومت اسلامی حساسیت ویژه‌ای نسبت به آنهایی که در زندان شاه بودند داشت که اکثراً پس از دستگیری اعدام شدند. لازم به ذکر است که زندانیانی که تجربه زندان شاه را داشتند، سختی آن را برابر چند روز شرایط زندان جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند و شرایط را قابل مقایسه نمی‌دانستند. بسیاری از ما آرزو می‌کردیم که در اسرائیل یا در کشور نژادپرست آفریقای جنوبی زندان بودیم.
۴. مراجعه کنید به مقاله خانم ورونیک میستیان در تورنتو استار که در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵ منتشر شد.
۵. همان مقاله بنا بود در ساندی تایمز منتشر شود که شب قبل از انتشار از طرف سردبیر مانع شدند. همان نویسنده سال‌ها تلاش کرد که تحقیقاتش را از خانواده‌ها و بازماندگان در روزنامه‌های معتبری نظیر گاردین، ایندیپندنت و مجله اکونومیست منتشر کند که با شکست مواجه شد. اغلب موضوع را کهنه می‌دانستند و یا از موضع به ظاهر چپ نمی‌خواستند بهانه‌هایی برای گسترش جنگ پس از حملات به افغانستان و عراق فراهم کنند.
۶. مشهورترین شخصیت‌های ملی‌گرا که ترور شدند دکتر کاظم سامی، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و عبدالرحمن برومند بودند. به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ترورهای برون‌مرزی، مراجعه کنید.
۷. درجریان شهادت دادنم در برابر دادگاه ایران تریبونال لاهه، پخش مستقیم به «دلیل مشکلات فنی» قطع می‌شود. در حالی که ده‌ها دوربین فیلم‌برداری مشغول ضبط بودند، حتی پس از رفع «اشکالات فنی» این بخش از فیلم ضبط شده نیز در وب‌سایت ایران تریبونال ظاهر نشد.
خوشبختانه بعداً رادیو کردانه این بخش را در یوتیوب منتشر کرد.
۸. به مقاله خدمات بی‌رقیب جمهوری اسلامی به امپریالیسم مراجعه کنید.
————————————————————————–
* درباره نویسنده به روایت خود او: از ۱۷ سالگی با ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های صنفی- دانشجویی و تظاهرات ضد شاه شدم. توسط کمیته انظباطی از دانشگاه اخراج و به سربازی معرفی شدم ولی نرفتم. پس از انقلاب به دانشگاه بازگشته و وارد فعالیت‌های سیاسی شده و در اسفند سال ۶۲ دستگیر و در اوین به شدت شکنجه شدم. در دادگاهی چند دقیقه‌ای به ۱۰ سال زندان محکوم شدم. پس از قتل‌عام با تعلیق باقیمانده حکمم و سپردن وثیقه و ضامن شخصی از زندان آزاد شدم. پس از آزاد شدن وثیقه و ابطال ضمانت شخصی به خارج از کشور مهاجرت کردم.
از سال ١٣٨٢ با نام مستعار پیام آرماندوست در زمینه افشای قتل‌عام مقالاتی نوشته (۱) و (۲) و مصاحبه‌هایی نیز انجام دادم. در سال‌های اخیر با نام اصلی خود به کار دراین زمینه ادامه دادم. متن کامل اظهارنامه‌ام به زبان انگلیسی در مرکز اسناد حقوق بشر ایران موجود است.  در «داستان من و جلیل شهبازی» آنچه در جریان قتل عام بر ما گذشت را شرح داده‌ام.
** نظرات طرح شده در این نوشته، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Sep 20 2013

دلیل اعدام‌های ۶۷، «شورش زندانیان» پس از عملیات مرصاد بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سایت «پرسمان دانشجویی» وابسته به اداره مشاوره نهاد رهبری گزارشی درباره اعدام‌های سال ۶۷ منتشر کرده و دلیل اعدام شمار زیادی از زندانیان سیاسی در زندان اوین را، شورش این زندانیان همزمان با عملیات «مرصاد» اعلام کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، سایت پرسمان دانشجویی، این موضوع را در ارتباط با پرسش یکی از کاربرانش در ارتباط با اعدام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ و عقد دختران باکره پیش از اعدام منتشر کرده است.

در پاسخی که این سایت به پرسش‌های بالا داده است، تاکید شده که «این اعدام‌ها نه برای راحت شدن از شر زندانیان، بلکه در پی شورش آن‌ها در زندان همزمان با عملیات مرصاد بوده است.»

به نوشته این سایت وابسته به اداره مشاوره نهاد رهبری، «افرادی محاکمه می‌شدند که پیش‌تر در عملیات تروریستی شرکت داشتند و فقط کسانی اعدام می‌شدند که بر سر مواضع خویش باقی مانده بودند. ضمن اینکه این عمل پیش از این هم در مورد تروریست‌ها انجام شد و البته بسیاری از آنان نیز به خاطر نداشتن خط مشی پیشین، از اعدام نجات یافتند و بعدها آزاد گشتند.»

با این حال، خبرگزاری ایسنا به نقل از سایت «پرسمان دانشجویی» در بخش پاسخ تفصیلی به این پرسش‌ها، تاکید کرده که «اعدام زندانیان سیاسی، ممنوعیت اعدام دوشیزگان و عقد آن‌ها، همه شایعات ساخته و پرداخته منافقین برای تطهیر جنایات و خیانت‌های خود به کشور و تخریب وجهه نظام اسلامی می‌باشد.»

اما در بخش دیگری از همین گزارش که در سایت خبرگزاری ایسنا بازنشر شده است، تاکید شده که اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، مورد مشابهی در سال ۶۰ هم داشته است.

به نوشته سایت پرسمان دانشجویی، «در سال ۱۳۶۰ نیز همزمان با شورش‌های شهری و ترورهای گسترده منافقین، شورشی در زندان صورت می‌گیرد و ۱۲ نفر در این ارتباط تیرباران می‌شوند.»

اما در ادامه پاسخ به این پرسش‌ها، وضعیت سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ «متفاوت» از یکدیگر توصیف شده و در توضیح این تفاوت آمده است: «در سال ۶۰ سازمان منافقین اگر چه از حمایت‌های سیاسی و تبلیغاتی بیگانه بهره می‌برد اما به هر حال یک گروه ضدانقلاب داخلی به شمار می‌آمد که دست به عملیات تروریستی و انفجاری در داخل می‌زد و البته با عوامل این عملیات نیز برخورد می‌شد، ولی در سال ۶۷ این گروه در قالب یک «ارتش متجاوز» ظاهر شد که از پشتیبانی کامل نیروهای نظامی بیگانه برخوردار بود.»

در بخشی از این پرسش و پاسخ، صیغه کردن دختران باکره و تجاوز به آن‌ها پیش از اعدام «ادعای ضد انقلاب» اعلام شده و آن را شبهه‌ای برگرفته از مکاتبات آیت الله حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان با آیت الله روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، توصیف کرده است.

در پاسخ منتشرشده در سایت پرسمان دانشجویی، به پرسش‌های مربوط به اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ و صیغه کردن دختران اعدامی پیش از اعدام آمده است: «اگر بنا بر ادعاهای ضدانقلاب، … مبنای اعدام کنندگان اسلام می‌بود (که به خاطرش نتوانند دختران باکره را اعدام کنند) بر مبنای همین اسلام نمی‌توانستند یک دختر را به زور صیغه کنند و باکرگی او را بردارند و روی همین حساب باطل بودن این ادعا ثابت می‌شود.»

طی ماه‌های مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷، شمار زیادی از زندانیان سیاسی – عقیدتی در زندان‌های ایران اعدام شدند. این زندانیان که عمدتاً اعضای سازمان مجاهدین خلق یا احزاب و گروه‌های چپ و کمونیست بودند، با حکم آیت الله خمینی به جوخه‌های اعدام سپرده شدند و پس از آن عمدتاً در گورهای ناشناسی در گورستان خاوران در جنوب شرق تهران، به خاک سپرده شدند.

بر سر شمار اعدام شدگان تابستان سال ۶۷، مناقشه جدی وجود دارد و تاکنون رقم مشخصی از قربانیان سال ۶۷، اعلام نشده است.

آیت الله حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی با نوشتن نامه‌ای به آیت‌الله خمینی، به این موضوع اعتراض کرد و همین موضوع باعث شد تا از سمت خود برکنار شود.

مسوولان رسمی جمهوری اسلامی، تاکنون پاسخ روشنی به ابهامات پیرامون این اتفاق نداده و مسوولیت آن را بر عهده نگرفته‌اند. زندانیان سیاسی ایران در دهه شصت از مصطفی پورمحمدی به عنوان یکی از اعضای اصلی کمیته اعدام‌ها در تابستان ۱۳۶۷ نام می‌برند. آقای پورمحمدی هم اکنون وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است.

No responses yet

Sep 12 2013

بر خانواده‌ها اعدام‌شدگان دهه ۶۰ چه گذشت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: زندان، شکنجه و اعدام تنها محدود به زندانی نمی‌شود؛ بلکه به همراه خود تمام میدان ارتباطی زندانی را دربرمی‌گیرد. خانواده زندانیان از لحظه دستگیری عزیزان‌شان، در بند این ساختار غیرقانونی گرفتار می‌شوند و از همان لحظه است که آنها، همانند زندانی‌ها، حقوق شهروندی‌شان را از دست می‌دهند.

دستگیری رضا عصمتی در نیمه شب شهریور ۱۳۶۰، نمونه‌ای از این روند غیرقانونی است:

ساعت دو و نیم بعد از نیمه شب، زنگ در خانه به صدا درمی‌آید. رضا عصمتی در خانه را باز می‌کند. دو دست از بیرون به او می‌چسبند. قصد کشیدن او به خارج از خانه را دارند. من که شاهد این صحنه هستم، فریاد می‌زنم که چه می‌خواهید؟!

آن دو دست، رضا عصمتی را رها می‌کنند. دو مرد وارد ورودی آپارتمان می‌شوند. یکی بلند قد و لاغر است، با موهای فرفری و چهره‌ای تیره؛ دیگری کوتاه قدتر با موهای جو گندمی و یک مسلسل ژ-۳ در دست. در یک چشم به هم زدن، وسط هال هستند. به من می‌گویند که لباس‌هایش را بیاورم. آن شب آنها رضا عصمتی را با خود می‌برند؛ بدون هیچ‌گونه توضیح و یا ارائه هیچ مدرکی قانونی و از همین لحظه است که رابطه یک طرفه ما با «دادستانی انقلاب» و مصائب آن آغاز می‌شود.

«دادستانی انقلاب»، اولین محلی بود که ما می‌توانستیم برای گرفتن خبری به آن مراجعه کنیم. هر روز صبح‌، تعداد زیادی از افراد خانواده‌هایی که در آن روزهای دهشت، اعضای‌شان توسط مأموران رژیم جمهوری اسلامی دستگیر شده بودند، در آن محل جمع می‌شدند. اما ساعت‌ها و ساعت‌ها انتظار، روزها و روزها و ماه ها در پی هم در بی‌خبری کامل از وضعیت زندانی‌ها می‌گذشت.

اولین و تنها خبری در عرض شش ماه از رضا عصمتی به دست آوردیم، در ماه آبان یعنی دو ماه نیم بعد از دستگیری او بود. اولین ملاقات با او شش ماه و نیم بعد، یعنی در بهمن همان سال انجام شد. ملاقاتی که برای تدارک مقدماتش ۱۰ ساعت جلوی «دادستانی انقلاب» در اوین جمع می‌شدیم، تا فقط ۱۰ دقیقه او را از پشت شیشه ببینیم.

در مقابل «دادستانی انقلاب» اوین، در شهریور و مهر و آبان و دی، هر روزه ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر جمع می‌شدند و در میان این عده، افرادی نیز بودند که از اعدام زندانی‌شان ازطریق رسانه‌های دولتی خبردار می‌شدند که در آن دوران، روزانه اسامی اعدام‌شدگان را به اطلاع عموم می‌رساندند. یا از طریق تلفن به آن خبر داده می‌شد.

اگر خانواده‌ای تلفن نداشت، با مراجعه به خانه آن‌ها خبر را می‌رساندند. آنها نیز به این اوین مراجعه می‌کردند تا از محل دفن عزیز اعدامی‌شان اطلاع یابند و وصیت نامه او را دریافت کنند. من بارها و بارها شاهد صحنه‌های بسیار غم‌‌انگیزی بودم. پدرانی را دیدم که زیر بار این غم خم شده بودند. مادرانی که داغ فرزند چنان از خود بی‌خودشان کرده بود که شیون می‌کردند و جوان‌هایی که غرورشان اجازه نمی‌داد در مقابل جلادان اشک بریزند.

هرگونه رویارویی با زندان‌بانان، همراه بود با توهین، تحقیر و فحش و ناسزا و حتی بازداشت اعضای خانواده‌ای که این بی‌داد را بر نمی‌تافتند و دست به اعتراض می‌زدند.

محوطه «دادستانی انقلاب» و بخش ملاقات زندان اوین مملو بود از پسران بسیار جوانی که کمتر از ۱۸ سال از عمرشان می‌گذشت. آنها مجهز به مسلسل و اسلحه بودند. این نوجوانان با تنفر وخشونت بی‌اندازه‌ای با ما رفتار می‌کردند.

واژه «شما» برای آنها واژه‌ای غریبه بود. همه ما برای آنها «تو» بودیم و این «تو»ها یعنی، پدران و مادران و همسران و …. با آن «کثافت‌های نجس» – منظورشان زندانیان بودند- رابطه خونی داشتند؛ پس آنها هم «نجس» بودند. این جوانان تنفرشان را با فحش و بد و بی‌راه و گاه با هل دادن و تحقیر کردن و اهانت‌های دیگر به ما نشان می‌دادند. برای آنها بی‌حرمتی به ما، باز کردن در بهشت به روی خودشان بود.

روزی در مینی‌بوسی نشسته بودیم تا بعد از ملاقات از زندان اوین به محل «دادستانی انقلاب» اوین برگردانده شویم. بعضی از مادران از دیدن چهره‌های زرد و نحیف فرزندان‌شان غمگین بودند و زیر چادرهای‌شان آرام گریه می‌کردند، راننده مینی‌بوس که یکی از چهره‌های سرشناس اوین بود، شروع کرد به بد و بی‌راه دادن به ما که: «کثافت‌ها برای این سگ‌های کثیف گریه می‌کنید»؟!

از آن پس زندگی ما روال عادی خود را از دست داد. «‌کسی که می‌خندید، خبر دهشتناک جنگ را نشنیده بود» (برتولت برشت)، ما در ترس و نگرانی دائمی به سر می‌بردیم: بی‌خوابی‌های بی‌وقفه و خواب‌های همراه با کابوس مرگ؛ چنین می‌گذشت زندگی ما. ما می‌دانستیم آن دسته از زندانیانی که تا بدانجا از کشتارها جان به در برده‌اند و دوران محکومیت را پشت سر می‌گذرانند، هیچ‌گونه حقی نسبت به زندگی خود ندارند.

می‌دانستیم که هیچ قانونی برای دفاع از حق آنها وجود ندارد. و آنچه را که پیش‌بینی می‌کردیم، در تابستان سیاه ۶۷ به وقوع پیوست. در خرداد ۶۷ ملاقات‌ها قطع شد؛ ملاقات‌ها که تنها نقطه امید خانواده‌ها بودند؛ ملاقات‌ها که تنها هر دو هفته یک بار به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه انجام می‌شدند؛ ملاقات‌ها که تنها پل ارتباط بودند میان زندانی و خانواده و نیز میان زندانی و دنیای خارج. با قطع ملاقات‌ها و بسته شدن درهای زندان‌ها درسراسر ایران، بی‌خبری کامل از وضعیت زندانیان برقرار شد.

سکوتی به شدت مرگ‌بار. شایعات پخش شده در شهر خبر از فاجعه‌ای عظیم می‌داد. سایه مرگ از زندان‌های ایران تا خانه‌های ما کشانده شده بود. ما هر روز از نگرانی و از وحشت دریافت آن خبر دهشتناک چندین بار می‌مردیم و زنده می‌شدیم.

در دی ماه سال ۶۷ است که خانواده‌ها در کمیته‌های مختلف و در قرارهای جداگانه، از اعدام زندانی‌شان اطلاع پیدا می‌کنند. وسایل رضا عصمتی نیز در یکی از این قرارها، پیچیده در بقچه‌ای به خانواده‌اش تحویل داده می‌شود. اجرای هرگونه مراسم عزاداری از سوی خانواده‌ها را ممنوع می‌کنند.

امروز ۲۵ سال از این «فاجعه سیاه» می‌گذرد. ایستادگی بخشی از خانواده‌های این زنده‌یادان، به خصوص مادران خاوران باعث شد که سیاست سکوت رژیم در مقابل این جنایت شکست بخورد و گورستان خاوران و دیگر گورستان‌های ایران که تن‌های عزیز این مبارزان را در بر دارند، به میعادگاهی برای جلوگیری از فراموشی و سندی برای دادخواهی تبدیل شود.

«پاکسازی» خاوران رشت** و پاک کردن خاک پاک گلزار خاوران، نشان از قدرت این مبارزان خفته در گورهای دسته‌جمعی دارد. این اقدام، در عین حال، جبونی رژیم جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد و نیز ترس آمران و عاملان این جنایت‌ها از مکافاتی که در انتظارشان است.

———————————————————————————————
* میهن روستا، همسر رضا عصمتی، است. همسرش در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ دستگیر شد و بعد از دستگیری، به زندان اوین منتقل شد. رضا عصمتی حدود دو سال بعد به زندان گوهر انتقال یافت. در آغاز سال ۱۳۶۶ او بار دیگر به زندان اوین منتقل شد و و در تابستان ۱۳۶۷ در همان زندان اعدام شد. پسر رضا عصمتی و میهن روستا، هفت ساله بود که خبر اعدام پدر را شنید.

** گورستان تازه‌آباد که به «خاوران رشت» معروف است، محل دفن شماری از اعدام‌شدگان تابستان ۶۷ در شهر رشت است. در نیمه شهریور ماه امسال برخی منابع خبری مستقل گزارش کردند که محل دفن دسته‌جمعی این اعدام‌شدگان به کلی «پاکسازی» شده و اکنون اثری از آن وجود ندارد. مشابه این اقدام در فاصله ۲۰ تا ۲۷ دی ماه ۸۷، با ویرانی بخشی از گورستان خاوارن با بولدوزر، زیر و رو کردن محل دفن دسته‌جمعی و کاشتن درخت در محل صورت گرفت.
*** نظرات طرح شده در این نوشته، الزاماً دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .