اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شارلاتانیزم'

Dec 25 2013

حجةالاسلام منتظری به آیت الله مکارم شیرازی: با بازداشت غروی اعلام کردیم که در دفاع از امام خود منطقی نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :انگیزه‌ای که بیش از همه چیز مرا به این نوشته واداشت دفاع از مظلومیت امیرالمؤمنین علی(ع) است. مسئولان امنیتی و قضایی نظام جمهوری اسلامی با دستگیری آقای دکتر غروی در واقع چنین پیامی را به دنیا مخابره کردند که ما هیچ منطق و استدلالی برای دفاع از امام معصوم خود نداریم و پاسخ ما فقط بازداشت و دادگاه و بگیروببند است؛ و این خود بدترین شیوه دفاع است؛ و برای مسخ حقیقت، دفاع بد، از حمله مستقیم مؤثرتر است….

حجةالاسلام و المسلمین احمد منتظری در نامه ای درباره ی آزادی بیان به آیت الله مکارم شیرازی نوشته است: اینجانب همانند خیل عظیم شیعیان به ولایت و حکومت بلافصل امیرالمؤمنین علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم(ص) اعتقاد دارم، ولی اگر کسی نظری غیر از این داشت آیا باید بازداشت و محاکمه شود؟ محاکمه به کدامین گناه؟ آیا به گونه‌ای دیگر فهمیدن و آن را مطرح کردن و تقاضای جواب از دیگران نمودن جرم است؟!

به گزارش کلمه، فرزند مرحوم آیت الله العظمی منتظری در نامه ی خود با طرح این پرسش که آیا بهتر نبود جنابعالی به جای فراخوان طومار برای مراجع معظم تقلید، آقای دکتر غروی را دعوت به مناظره می‌کردید و یا از فضلای حوزه می‌خواستید که با استدلال و منطق قوی پاسخ مقاله ایشان را بدهند؟ تصریح کرده است: انگیزه‌ای که بیش از همه چیز مرا به این نوشته واداشت دفاع از مظلومیت امیرالمؤمنین علی(ع) است. مسئولان امنیتی و قضایی نظام جمهوری اسلامی با دستگیری آقای دکتر غروی در واقع چنین پیامی را به دنیا مخابره کردند که ما هیچ منطق و استدلالی برای دفاع از امام معصوم خود نداریم و پاسخ ما فقط بازداشت و دادگاه و بگیروببند است؛ و این خود بدترین شیوه دفاع است؛ و برای مسخ حقیقت، دفاع بد، از حمله مستقیم مؤثرتر است.

دکتر غروی به جهت نگارش مقاله «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» و انتشار آن در روزنامه بهار از مورخ ۱۹/۸/۹۲ در بازداشت بسر می‌برد.

متن کامل این نامه که در پایگاه اطلاع رسانی حجةالاسلام و المسلمین احمد منتظری منتشر شده، به شرح زیر است:

باسمه تعالی

حضور محترم آیت الله العظمی آقای مکارم شیرازی

پس از سلام و تحیت، سخنان شما را در دیدار با امام جمعه نائین و هیئت همراه ایشان در رابطه با مقاله آقای دکتر سید علی اصغر غروی در روزنامه بهار، در رسانه‌ها خواندم و احساس وظیفه کردم مطالبی را به عرض برسانم:

۱- فرموده‌اید که: «روزنامه بهار که به ساحت مقدس حضرت علی(ع) اهانت کرد، به کل شیعه نیز اهانت کرده و شیعیان را انسان‌های جاهل نامید؛ معنای حرف آنها این است که همه فقها، علمای شیعه و اصحاب ائمه(ع) هم در جهالت بودند».

اینجانب با این که مقاله آقای دکتر غروی را خوانده بودم، بعد از سخنان شما یک‌بار دیگر آن را ملاحظه کردم اما چنین برداشتی از کلام ایشان نداشتم. اگر منظور شما این است که تفسیر ایشان از آیه “اکمال دین” برداشت جدیدی است که صحیح نمی باشد، باید با کمال احترام پاسخ داده شود.

اینجانب بیش از دو سال در کلاس درس خارج اصول جنابعالی شرکت داشتم و از بیان شیوای شما استفاده کرده‌ام. کراراً چنین جمله‌ای را پس‌ از بررسی نظرات بزرگان می‌فرمودید: «پس درمی‌یابیم که ظاهراً حرف مرحوم استاد…. درست نیست.» آیا این روش که در همه درس‌های حوزه رایج است نسبت جهل دادن به اساتید گذشته است؟!

۲- اینجانب همانند خیل عظیم شیعیان به ولایت و حکومت بلافصل امیرالمؤمنین علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم(ص) اعتقاد دارم، ولی اگر کسی نظری غیر از این داشت آیا باید بازداشت و محاکمه شود؟ محاکمه به کدامین گناه؟ آیا به گونه‌ای دیگر فهمیدن و آن را مطرح کردن و تقاضای جواب از دیگران نمودن جرم است؟!

آیا با قبول استدلال شما به این نتیجه نمی‌رسیم که تمام معارف اسلام را علمای گذشته به درستی درک کرده‌اند و رسالت حوزه‌های علمیه فقط بازخوانی نظرات گذشتگان است و نیازی به تلاش برای درک صحیح‌تر از دین و نیل به مقام اجتهاد نیست؟!

قرآن کریم که می‌فرماید: «فبشّر عباد الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ اگر این مهم در زمان استقرار نظام جمهوری اسلامی اجرا نشود کی اجرا خواهد شد؟

آیا بهتر نبود جنابعالی به جای فراخوان طومار برای مراجع معظم تقلید، آقای دکتر غروی را دعوت به مناظره می‌کردید و یا شخصیت بزرگوار دیگری را برای مناظره با ایشان معرفی می‌نمودید؟ و یا از فضلای حوزه می‌خواستید که با استدلال و منطق قوی پاسخ مقاله ایشان را بدهند؟

۳- و اما انگیزه‌ای که بیش از همه چیز مرا به این نوشته واداشت دفاع از مظلومیت امیرالمؤمنین علی(ع) است. مسئولان امنیتی و قضایی نظام جمهوری اسلامی با دستگیری آقای دکتر غروی در واقع چنین پیامی را به دنیا مخابره کردند که ما هیچ منطق و استدلالی برای دفاع از امام معصوم خود نداریم و پاسخ ما فقط بازداشت و دادگاه و بگیروببند است؛ و این خود بدترین شیوه دفاع است؛ و برای مسخ حقیقت، دفاع بد، از حمله مستقیم مؤثرتر است.

امام صادق(ع) فرمودند: «ولاتکونوا علما جبّارین فیذهب باطلکم بحقکم»؛ حکم عقل و تجربه نیز مویّد این کلام نورانی امام صادق(ع) است که نمی‌توان مطلب حقی را با زور و زندان اثبات نمود. فراموش نکنیم که اکثریت جمعیت ایران را جوانان تشکیل می‌دهند که با چیزی جز استدلال قانع نمی‌شوند.

امیدوارم در پرتو رهنمودهای حضرتعالی دستگاه قضایی از این راه اشتباه خود برگردد و با آزادی فوری آقای دکتر غروی و دیگر زندانیان عقیدتی و سیاسی، باب مناظره و گفتگو در مطالب علمی و وقایع تاریخی باز گردد؛ تا ان‌شاءالله مشمول بشارت آیه شریفه فوق‌الذکر گردیم.

در خاتمه توفیق بیشتر جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین از خداوند متعال خواهانم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

احمد منتظری

۱۳۹۲/۱۰/۲

No responses yet

Dec 24 2013

بابک زنجانی (سرباز بسیجی جبهه اقتصادی) در حال رقص با دختران تاجیکی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب

No responses yet

Dec 15 2013

کدام حقوق، کدام شهروند، نگاهی به منشور حقوق شهروندی، فريدون وهمن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: فريدون وهمن
دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: “در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند”

ويژه خبرنامه گويا

۱ – کدام حقوق

منشور حقوق شهروندی که چندی است با تبليغات فراوان پيش‌نويس آن را برای نظر خواهی در معرض قضاوت عموم قرار داده‌اند، با همهء رنگ و جلا و جملات دلنشينی که دارد از همان ابتدا صورت ظاهرفريب ولی بی محتوای خود را آشکار می‌سازد. مخصوصاً هم‌ميهنان ما که در زمرهء کافران و گبران و يهوديان هستند [بخوانيد همهء دگرانديشان] خواهند ديد که به قول مولانا درين صندوق نيز بهرهء ايشان جز لعنت چيزی نخواهد بود.

پيش از بحث در مورد اين منشور بايد به چند اصل مهم توجه نماييم که به اين منشور – يا هر منشور ديگری که با خوشبينی نگاشته شود – خط بطلان می‌کشد.

منشوری که دولت تصويب کند بخودی خود قوّت قانونی ندارد و حقوقی برای کسی تأمين نمی‌کند. تنها هنگامی از آن فايدتی برای ملت حاصل می‌آيد که از تصويب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، با همهء سخت‌گيری‌های فقيهانهء آنان، بگذرد و به صورت قانون در آيد. سؤال اينجاست که اين منشور چگونه با قانون اساسی جمهوری اسلامی که حقوق ملت را مشخص ساخته کنار خواهد آمد.

اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی قانون اساسی می‌گويد: «کليه قوانين و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سياسی و غير اينها بايد براساس موازين اسلامی باشد. اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانين و مقررات ديگر حاکم است و تشخيص اين امر برعهده فقهای شورای نگهبان است.»

سوای آن منشور حقوق شهروندی بايد از صافی بند پنجم و بند الف از اصل دوم قانون اساسی نيز بگذرد که قوانين و حقوق مردم ايران بر آن پايه‌ها نيز هست :

«بند پنجم: امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.»

«بند الف: اجتهاد مستمرّ فقهای جامع‌الشرايط بر اساس کتاب و سنّت معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين.»

معنای ديگر اين بندها آنست که رهبر جمهوری اسلامی می‌تواند حتی قوانين تصويب شده را هر زمان موافق طبعش نباشد با دستوری محرمانه ‌( که مثالش در زير می‌آيد) و يا فرمان‌های آشکاری مثل حکم حکومتی از قوّت بيندازد. و ديگر آن که فقهای جامع الشرايط که تعدادشان در کشور کم نيست در هر زمان می‌توانند با فتوايی دينی رايی بدهند که مخالف هر قانون مصوّبی باشد [اجتهاد مستمر.] اين را نيز از ياد نبريم که اختيارات جامع‌الشرايط بودن و جواز بالاتر بودن از قوانين جاری کشور را علماء دست دوم و سوم و امامان نماز جمعه نيز اکنون شامل خود می‌دانند و آن را مجری می‌دارند. مثال بارزش فتوای همين علماء در انتخاب قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای و آن داستان غمبار بود که بارها گفته و نوشته شده. مثال ديگرش عناد و کينهء امامان جمعهء بعضی از شهرها با بهائيان است که مامورين امنيتی را بجان آنان می‌اندازند، مثل سمنان که امان از بهائيان بريده‌اند‌ و نيمی از بهائيان آن شهر را پشت ميله‌های زندان انداخته‌اند و در بندر عباس که در نخستين روزهای رياست جمهوری آقای حسن روحانی به عنوان نشان دادن ضرب شست، به فتوای امام جمعه شهر، عطاءالله رضوانی بازرگان خوشنام بهائی را ربودند و در بيابان‌های اطراف شهر او را با چند گلوله که از پشت در سرش شليک شد به قتل رساندند. و قاتلين البته هرگز پيدا نخواهند شد.

سوای آن در جمهوری اسلامی قوانين محرمانه‌ای وجود دارد که از شورای عالی انقلاب با امضاء و تاييد رهبر و يا مستقيما از دفتر رهبر صادر می‌گردد و امروزه مصداق عمل مامورين امنيتی است. يکی از اين قوانين در مورد بهائيان به طور اشتباه در اختيار نمايندهء حقوق بشر سازمان ملل که به ايران آمده بود گذارده شد و فاش گرديد. امروزه اگر هزاران دانشجوی بهائی از تحصيل محرومند نه به خاطر مقررات قانون اساسی جمهوری اسلامی است بلکه بر اساس بند ۳ بخش ب اين دستور محرمانه است که مقرر می‌دارد دانشجويان بهائی: «در دانشگاه‌ها چه در ورود و چه در طول دوران تحصيل، چنانچه معلوم شود بهائی‌اند از دانشگاه محروم شوند.» اين مصوّبه محرمانه نمی‌گويد اگر بهائيان دانشگاه خصوصی ايجاد کردند که حتی مدرکش به رسميت نيز شناخته نشود بريزند استاد و شاگرد را به زندان بيندازند. اما در کشوری که می‌گويند برو کلاهش را بياور می‌روند سرش را می‌آورند اين وضع اکنون به طور آشکارا و رسمی مورد عمل است و هيچ مقامی برای دادخواهی وجود ندارد. محروم ساختن بهائيان از کار و کسب و يا مشاغل دولتی نيز از بندهای ديگر همين بخشنامه است.

دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: «در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند» (اصل سيزدهم). يعنی قانون جمهوری اسلامی بايد حاکم بر چگونگی اجرای مراسم مذهبی زردشتيان، يهوديان و مسيحيان باشد. شرح ناگوار نمونه‌های سخت‌گيری «قانونی» مامورين امنيتی با اين اقليت‌ها هنگام برگزاری مراسم مذهبيشان در اين مقاله نمی‌گنجد. نمونهء بارز آن برگزاری جشن سدهء زردشتيان است که جز با حمل عکسهای تمام قد رهبران جمهوری اسلامی کنار عکس زردشت و سردادن شعارهايی مثل «جانم فدای رهبر» قابل برگزاری نيست.

۲- کدام شهروند؟

شهروندان ايران با هم مساوی نيستند و وقتی چنين حقوقی نوشته می‌شود بايد معلوم گردد شامل همهء شهروندان است يا فقط شهروندانی که مسلمان شيعهء دوازده امامی و مقلد ولی فقيه هستند. در ايران اسلامی اساس تبعيض است، اساس نابرابری است، بين مُسلم و غير مُسلم فرق است، بين کافر حربی و غير حربی فرق است، بين ذمّی و غير ذمّی فرق است، بين سیّد و غير سیّد فرق است، بين زن و مرد فرق است، بين عالم و جاهل فرق است، و همين‏طور فرق‏های بسيار متعددی هست. اين مشکل از زمان مشروطيت بود و در قانون مشروطيت حل نشد امروزه نيز در قانون جمهوری اسلامی حل ناشده باقی است. حال چگونه منشور حقوق شهروندی می‌خواهد از اين سدّ بزرگ بگذرد؟ بگذريم که دم خروس تبعيض مذهبی از نخستين بند اين منشور هويدا است آنجا که می‌نويسد: «ﮐﻠﯿﻪ اﺗﺒﺎع اﯾﺮان ﺻﺮف ﻧﻈﺮ از ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻗﻮﻣﯿﺖ، ﺛﺮوت، ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻧﮋاد و ﯾﺎ اﻣﺜﺎل آن از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی و ﺗﻀﻤﯿﻨﺎت ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه در ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻣﻘﺮرات، ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ.» همهء طبقات اجتماعی اتباع ايران را نام برده‌اند اما جرأت نداشته‌اند از مذهب مردم که مهم‌ترين طبقه است و شامل اقليت‌های شناخته شده و شناخته نشده و درويشان و عارفان و سنّيان و غيره است نام ببرند… و مشکل کماکان ادامه دارد.

فريدون وهمن
استاد اديان و زبان‌های باستانی ايران

No responses yet

Dec 10 2013

روایت روزنامه کیهان از سخنرانی شریعتمداری در ۱۶ آذر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: یک روز پس از سخنرانی حسین شریعتمداری به مناسبت روز دانشجو، روزنامه کیهان در گزارشی از “استقبال پر شور و هیجان دانشجویان” از سخنرانی وی خبر داده و نوشت: «دانشجویان یکصدا فریاد حاج حسین دوستت داریم سردادند.»

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، روز شنبه ۱۶ آذرماه در دانشگاه صنعتی شریف حاضر شد که سخنرانی وی با شعارهای حمایتی و اعتراضی فراوانی همراه بود. بر اساس گزارش‌ها شدت اعتراضات و شعارها علیه وی و روزنامه کیهان به حدی بود که او چندین بار مجبور به قطع سخنرانی‌اش شد.

شریعتمداری در ابتدای سخنانش در واکنش به شعارهای دانشجویان علیه روزنامه کیهان گفت: «خدا را شکر که می‌بینم کیهان چه آتشی به جان دشمنان انقلاب در داخل و خارج از کشور انداخته است.» روزنامه کیهان روز یکشنبه (۱۷ آذر) در روایت خود از این ماجرا می‌نویسد: «با این سخن بار دیگر سالن مملو از شور و هیجان شد و دانشجویان یکصدا فریاد حاج حسین دوستت داریم سردادند.»

این روزنامه مدعی آن شده است که مخالفان شریعتمداری عده‌ای بوده‌اند که نمی‌خواسته‌اند او در “یک فضای آرام و به دور از هیاهو سخن بگوید.” مدیرمسئول روزنامه کیهان در پاسخ به برخی شعارها گفت: «ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم.»

به نوشته کیهان پس از آنکه گروهی از مخالفان شعار “موسوی و کروبی آزاد باید گردند” را سر دادند، شریعتمداری در پاسخ به آنها گفت: «فتنه‌گران وطن‌فروش بودند و اگر حزب‌الله نبود وطن را فروخته و رسیدش را هم گرفته بودند.»

“تشویق حاضران، هیاهوی مخالفان”

کیهان در حالی مدعی شور و هیجان حاضران از سخنرانی حسین شریعتمداری شده، که گزارش‌خبرگزاری‌های داخلی و نیز گزارش خود همین روزنامه حاکی از آن است که شریعتمداری چندین بار از سوی مخالفانش “هو” شده است. به نوشته کیهان زمانی که شعار رفع حصر از سوی حاضران در سالن مطرح شده، شریعتمداری خطاب به آنان گفته است: «اگر سران فتنه را آزاد کنند همین فتنه‌گران آنها را می‌کشند، همانطور که ندا آقاسلطان را کشتند.»

او اضافه کرد که حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، هم راضی به آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیست. به نوشته کیهان او ادامه داد: « از این روی باید از آقای روحانی تشکر کرد که می‌داند با آزادی آنها دوباره کانون و پایگاهی برای اسرائیل درست می‌شود.»

بخوانید؛ خاتمی: می‌خواهند حسن روحانی را از عقبه‌اش جدا کنند

حسین شریعتمداری که نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان نیز به شمار می‌رود، در سخنرانی ۱۶ آذر افزون بر زدن اتهام “قتل ندا آقا سلطان” به اصلاح‌طلبان، آن‌ها را متهم به “همکاری با اسرائیل، آمریکا، طالبان، صدام حسین و عبدالمالک ریگی” کرد. او همچنین زمانی که عده‌ای به طرفداری از محمد خاتمی شعار “اصلاحات زنده باد خاتمی پاینده باد” دادند، با حمله به رئیس‌جمهور پیشین ایران گفت: «آقای خاتمی اگر می‌خواست پاینده باشد با جرج سوروس مخفیانه ملاقات نمی‌کرد. دست راسموسن دبیرکل ناتو را با گرمی نمی‌فشرد.»

DW.DE
شصتمین سالگرد ۱۶ آذر

• صفحه ویژه

به نوشته کیهان زمانی که عده‌ای شعار دادند “یا حسین، میرحسین” شریعتمداری از آنان پرسید: «منظورتان صدام حسین است دیگر؟! صدام حسین به دنبال براندازی انقلاب بود و فتنه‌گران نیز به دنبال همین بودند.»

این روزنامه در ادامه روایت خود می‌نویسد که حسین شریعتمداری در پایان سخنرانی‌اش خطاب به مخالفین گفت: «شعارهای شما سبب شد تا من این سخنان را که نمی‌توانستم در یک سخنرانی با وقت محدود بیان کنم، به صورت کپسولی و فشرده در اینجا برملا کنم و باعث خجالت حامیان فتنه بشوم.»

کیهان در پایان روایتش اضافه می‌کند که این مراسم “در میان تشویق حاضران و هیاهوی مخالفان به پایان رسید.”

واکنش‌ها به شعار “رفع حصر”

شعار “رفع حصر” که امسال یکی از شعارهای مشترک مراسم روز ۱۶ آذر در دانشگاه‌های مختلف کشور بود، واکنش‌های متفاوتی را در میان سخنرانان برانگیخت. حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، که در دانشگاه شهید بهشتی سخن می‌گفت، پس از سر دادن شعار “موسوی و کروبی آزاد باید گردند” پاسخ داد که “دولت او به همه وعده‌هایی که به مردم داده، پایبند است.”

او اضافه کرد که برای دستیابی به اهداف به “ایجاد اجماع داخلی و همدلی” نیاز است.

بخوانید؛ سخنگوی دولت: “رفع حصر” در دستور کار دولت قرار دارد

محمد حسین صفار هرندی، وزیر پیشین ارشاد، که در دانشگاه تهران حضور پیدا کرده بود، در پاسخ به این شعار گفت: «این عده‌ای که خواستار رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی هستند باید بدانند تکلیف این موضوعات را یک نظام تعیین می‌کند و این موضوعات بچه بازی نیست.»

به گزارش خبرگزاری ایسنا در این مراسم یک دانشجوی معترض کفشی را به سوی وی پرتاب کرد.

علی شکوری راد، نماینده مردم تهران در مجلس ششم و فعال سیاسی نیز که در مراسمی با نام “سپیده امید” که به همت انجمن اسلامی دانشگاه تهران برپا شده‌بود، نسبت به وضعیت نامناسب جسمی سران زندانی جنبش سبز اظهار نگرانی کرده و تأکید کرد که آنها به مراقبت پزشکی، نور آفتاب و درمان نیاز دارند.

او خطاب به حاضران در این مراسم گفت: «این جمعیت دل در گرو کسانی دارند که امروز در زندان هستند و برای آزای آنها لحظه‌شماری می‌کنند. حال کسانی که یوسف ما را در بند و حصر کردند بدانند که اگر یوسف زندان کشید، به عیارش افزوده شد. از یوسف ما طلب توبه نکنید. چگونه می‌خواهید که یوسف ما توبه کند؟ او توبه نخواهد کرد و پیغام داده است که نگران من نباشید. او در حصر باقی ماند تا عیارش بالا رود تا روزی به عزیزی برسد.»

No responses yet

Dec 02 2013

اگر می خواهید بدانید مملکت دست چه کسانی است زندگی نامه منصور حقيقت پور،‌ نايب رئيس کميسيون امنيت ملی و سیاست خارجی مجلس را بخوانید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

سایت ملوکانه: دکتر منصور حقیقت پور در سال یکهزار و سیصد و سی و هشت در خانواده ای مذهبی در جنوب شهر تهران که پدر بزرگوارشان اردبیلی الأصل بوده و متولد روستای اوجور سرعین و مادر گرامی شان نیز متولد روستای چهره برق یورتچی شهرستان نیر می باشند چشم به جهان گشود.

یشان از همان اوایل دوران کودکی و نوجوانی تحت تربیت خانواده ، فعالیت مذهبی خود را از مسجد محل آغاز نمودند.

در طول تحصیلات مقدماتی به همراه تربیت علمی، تربیت دینی نیز یافته و از زمان بلوغ با توجه به شناختی که از روحانیت راستین داشته اند مقلد حضرت امام خمینی (ره) می شوند و با توجه به سن کم خود رساله آن حضرت را به دست آورده و با سایر جوانان مسلمان بصورت مشترک شروع به مطالعه و استفاده از آن می نمایند.

در سال های 1355 تا 1356 فعالیت خود را در قالب حضور در جلسات مذهبی و توزیع کتب و اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) افزایش داده و در راستای جذب و ساماندهی جوانان مسلمان در قالب توسعه کتابخوانی و راه اندازی کتابخانه در مساجد تلاش می کنند.

در سال 1356 و در سن 18 سالگی به دلیل فعالیت در کتابخانه های مساجد توسط دستگاه امنیتی، انتظامی نظام شاهنشاهی احضار و چندین بار مورد بازجویی قرار می گیرند.

با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه با سایر انقلابی ها نقش موثر در تحرکات انقلابی و سازماندهی مردم جهت حضور در اعتراضات داشته و پس از تشکیل ستادهای حمایت مردمی در آن مقطع تاریخی، با ارائه خدمات رفاهی و معیشتی در راستای افزایش آستانه تحمل مردمی برآمده اند.

ایشان در بطن انقلاب با اخذ مدرک دیپلم ریاضی موفق به قبولی در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران شده و با ورود به دانشگاه همراه با سایر دانشجویان در نهضت اسلامی مردم ایران مشارکت فعالی داشته اند به طوری که به عنوان عاملی در تعطیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در 13 آبان ماه نقش موثری را ایفا نموده و با پیوستن به خیل عظیم دانشجویان و دانش آموزان در آن دانشگاه، تولد خیزش جوانان را به وجود می آورند.

در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران مسئولیت قسمتی از انتظامات بهشت زهرا (س) که محل حضور و جلوس حضرت امام خمینی (ره) بود برعهده ایشان و سایر دوستانشان در کمیته استقبال قرار می گیرد.

در طول دوران فعالیت دانشجویی ضمن مشارکت در انقلاب مردم تلاش دیگری را در پالایش جریانات دانشجویی و حفظ فاصله منطقی از جریانات ملی گرا، چپ گرا و التقاطی و منافق برعهده داشته و مبارزه داخلی در دانشگاه جهت جلوگیری از مصادره انقلاب را با موفقیت به انجام می رسانند.

ایشان با حضور حضرت امام خمینی (ره) در خیابان ایران موفق به زیارت آن حضرت شده و در روزهای حساس 21 و 22 بهمن ضمن اجرای فرامین آن بزرگوار، در تسخیر صدا و سیما ، پادگان باغ شاه و پادگان قلعه مرغی نقش فعالی داشته اند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر کمیته ها حضور یافته و پس از ندای امام عزیز(ره) به سازندگی، در قسمت هایی از مناطق محروم استان کرمانشاه انجام وظیفه نمودند و پس از مدتی جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رجوع کرده و در اوایل سال 1359 با توجه به نیاز سپاه پاسداران ، آمادگی خود را با این نهاد مقدس اعلام نموده و ضمن همکاری با ستاد مرکزی سپاه با جریانات ضد انقلاب و برانداز نظام و کودتاچیان مقابله جدی می نمایند.

پس از شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنوب و مناطق دارخوین، سلمانیه و مارد عزیمت نموده و با همرزمان شهید خود همچون شهید محمد آتوت، شهید علی ناطق نوری مسئولیت ادوات مستقر در خط سلمانیه را عهده دار می شوند.

با اصرار فرماندهان عالی سپاه ضمن عزیمت از جبهه های حق علیه باطل ، مسئولیت مبارزه با منافقان را عهده دار شده و همزمان با آن به فرماندهی سپاه پاسداران کرج انتخاب می شوند.

در طول این مدت ضمن برقراری ارتباط با رزمندگان حاضر در جبهه ها ، در ایام خاص مخصوصا در زمان عملیات ها در جمع این عزیزان حضور یافته اند که عملیات والفجر مقدماتی و خیبر از آن جمله بوده است.

در سال 1364 در اوج هواپیما ربایی منافقان ، به عنوان فرماندهی سپاه پاسداران فرودگاه ها و امنیت پرواز کل کشور انتخاب شده و ضمن سازماندهی، آموزش و تجهیز این قسمت از سپاه ، به حول و قوه الهی موفق به خنثی نمودن تمامی توطئه های منافقان در به انجام رساندن اقدامات پلید خود برای ربایش هواپیماهای مسافربری ایران می شوند.

در این مقطع پس از انقلاب فرهنگی به دانشگاه برگشته و موفق به دریافت مدرک کارشناسی جامعه شناسی از دانشگاه تهران شدند.

ایشان به دفعات متعدد به محضر حضرت امام خمینی (ره) رسیده و توفیق دست بوسی آن عزیز سفر کرده را برای خود فراهم می نمایند.

در سال 1366 به بخش برون مرزی سپاه پاسداران منتقل شده و مسئولیت بررسی های سیاسی، فرهنگی در حوزه های آسیای میانه ، آسیای جنوب غرب، قفقاز، ترکیه ، پاکستان و کشور های همجوار را عهده دار می شوند و در مسیر توسعه انقلاب اسلامی در آن مناطق با مسلمانان منطقه همکاری تنگاتنگ داشته و قریب دوسال به عنوان مشاور نظامی در آذربایجان مستقر و در جهت آموزش و تجهیز ارتش آذربایجان خصوصا در مقطع جنگ قره باغ انجام وظیفه می نمایند که در این مقطع بیشترین همکاری دفاعی و آموزشی فی ما بین ایران و جمهوری آذربایجان به وقوع می پیوندد.

تلاش وافر در جهت بررسی وضعیت مسلمانان منطقه در زمینه های اعتقادی، سیاسی و اوضاع شیعیان و نیز بررسی تهدیدات در حوزه های کشورهای اسلامی و نیز موضوع وهابیت از جمله مطالعات و تحقیقات موثر ایشان بوده است که قسمتی از این تحقیقات و موضوعات در سطح محدودی منتشر شده است.

در ادامه پس از دریافت درجه سرتیپ دومی جهت ادامه تحصیلات به دانشگاه دافوس(فرماندهی ستاد) مامور گشته و با رتبه ی ممتاز، موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت دفاعی می شوند.

پس از اوج گیری قیام مردم عراق و نهایتا سقوط آمریکا ، ستاد پشتیبانی از مردم این کشور را تشکیل داده و اقدام به امداد رسانی شیعیان محروم منطقه عراق می پردازند و پس از مدتی با قبول مسئولیت ستاد بازسازی عتبات عالیات کشور به منظور ارائه خدمات عمرانی ، فنی، فرهنگی، اجتماعی به حرمین شریف حضرت سید الشهدا، حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت امیرالمومنین علی (ع)، امامین عسگریین و امامین جوادین اقدامات جدیدی را انجام نموده و در مدت 6 سال خدمت در این مناطق مطهر و نورانی با ایجاد نهادهای مردمی و تأسیس 500 دفتر نمایندگی در سراسر کشور و ده ها دفتر برون مرزی به منظور ایجاد یک حماسه عمرانی در عتبات عالیات قدم مفیدی را برداشته و در این مقطع بالغ بر 800 میلیارد ریال خدمات عمرانی در قالب ده ها پروژه در عتبات عالیات را به مرحله اجرا در آوردند که باعث شکوفایی این مناطق شده و چندین پروژه عظیم دیگر در نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و حرمین طفلان حضرت مسلم (ع) و … را آغاز نمودند که هم اکنون در حال اجرا می باشد. فعالیت این ستاد مورد رضایت تمامی مراجع تقلید عظام خصوصا رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) قرار گرفت و معظم اله چندین بار ضمن اعلام رضایتمندی خود از عملکرد این ستاد بر ادامه فعالیت ها تأکید نمودند.

در این فاصله با ورود به دوره عالی جنگ موفق به گذراندن دوره دکتری در رشته مدیریت استراتژیک شده و در پایان به عنوان دانشجوی ممتاز این رشته مورد تشویق قرار می گیرند.

همزمان با سپری نمودن این دوره، ده ها تحقیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدیرتی انجام دادند که بارزترین آن ها بررسی سیر تکوین پان ترکیسم و پان آذریسم ، بررسی اندیشه های سیاسی وهابیت، مطالعات در خصوص جنگ نرم، استراتژی توسعه انقلاب در حوزه حریف و … بوده است.

در دی ماه سال 1387 با دعوت وزارت کشور و و صلاحدید مقامات از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وزارت کشور مأمور گشته و به عنوان خادم مردم عزیز استان اردبیل در کسوت استاندار مشغول فعالیت شدندکه در این مدت مورد حمایت شدید نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه محبوب اردبیل قرار گرفته و پس از 18 ماه فعالیت و خدمت صادقانه در این استان به مآموریت خود پایان دادند.

در طول سال های اخیر به عنوان مدرس دانشگاه های امام حسین (ع) ، دانشکده فرماندهی ستاد کل، دانشگاه آزاد اسلامی و عضو هیئت علمی در دانشگاه های سراسری با موضوعات مکاتب جغرافیایی، ژئوپلتیک، جغرافیای کشورهای همسایه ، مدیریت استراتژیک و … مشغول فعالیت بوده اند.

No responses yet

Dec 02 2013

اصلاح نام «امامزاده بیژن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایسنا: شاید شنیده باشید که «امامزاده بیژن» واقعا در استان مازندران وجود دارد، اما نام این امامزاده در واقع «امامزاده بی‌جِن» بوده که در طول سال‌ها در نزد عامه به «بیژن» تغییر کرده است. بعد از اطلاع‌رسانی در این‌باره و حساسیتی که سازمان اوقاف و امور خیریه نسبت به این موضوع داشت، تابلوی این امامزاده برداشته و تابلوی جدیدی جایگزین آن شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛ آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد – سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور – شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران به خبرنگار ایسنا گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم – پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی – نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

No responses yet

Nov 28 2013

تفاوت زندانی سیاسی با زندانی سیاسی : بسیجی خیبر با پان ایرانیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

روشنگر نسل سوخته: در رژیم جمهوری اسلامی دو نوع زندانی سیاسی داریم. یکی مانند مهدی خزعلی، بسیجی خیبر، و دیگری مانند ابوالفضل عابدینی، از حزب پان ایرانیست. در زیر تفاوت‌های این دو گونه زندانی سیاسی آورده شده است.

بسیجی خیبر : از ٣ ماه پیش که برای او ٦ سال زندان بریده‌اند یک روز هم زندان نرفته است.
پان ایرانیست : از ٤ سال پیش که برایش ١١ سال زندانی بریده‌اند حتا یک روز هم به مرخصی نیامده است.

بسیجی خیبر : توانایی ٥ ماه اعتصاب غذای تر و ٣ هفته اعتصاب غذای خشک دارد.
پان ایرانیست: در کمتر از ٢ هفته اعتصاب غذای تر به خونریزی معده می‌افتد و حالا جسمی‌اش بسیار بد می‌شود.

بسیجی خیبر: دغدغه‌اش این است که چرا رفسنجانی رییس جمهور نشد.
پان ایرانیست : دغدغه‌اش این است که جمهوری اسلامی ایران را به پرتگاه سقوط برده است.

بسیجی خیبر : خودش پیش از گرد همایی‌ها به عوامل وزارت اطلاعات پیامک می‌زند و محل را گزارش می‌دهد.
پان ایرانیست : عوامل وزارت اطلاعات او را شکنجه می‌دهند تا از او در مورد یارانش اطلاعات بگیرند.

بسیجی خیبر : ناراحتی‌اش این است که چرا در روز عاشورا برایش روضه حسین پخش نکرده اند.
پان ایرانیست : ناراحتی‌اش این است که چرا جمهوری اسلامی آثار فرهنگی و باستانی ایران را از بین می‌برد.

سو تفاهم نشود نگارنده دوست ندارد هیچ کسی بدلیل بیان باورهایش به زندان برود، حتا اگر آن فرد بسیجی خیبر باشد. اما خود داوری کنید آیا زندانی نماهایی مانند مهدی خزعلی سرپوشی تبلیغاتی برای شنیده نشدن صدای زندانیان واقعی و زیر شکنجه نیستند ؟

No responses yet

Nov 26 2013

توافق هسته ای ؛ ترکمانچای دیروز ، اقتدار امروز!؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

مجتبی واحدی – حصول توافق بر سر پرونده هسته ای ، خوشحالی بسیاری از ایرانیان و صلح دوستان در سراسر جهان را به دنبال داشت. خوشحالی هموطنان ، بیش از آنکه ناشی از رسیدن به دستاوردی هم تراز با دهها میلیارد دلارهزینه برای برنامه هسته ای جمهوری اسلامی باشد بازتابی از رفع نگرانی آنها از گسترش پیامدهای منفی این پروژه است. در واقع ، به نظر می رسد ضرب المثل خودمانی « جلوی ضرر را از هر جا بگیری ، منفعت است » در این مقطع آنچنان بر ذهن مردم مستولی است که کسی به فکر محاسبه سود و زیان ناشی از برنامه هسته ای از آغاز تا زمان حصول توافق جدید نیست.بحث در مورد مفاد توافق نامه اخیر و تطابق آن با عزت و غرور ملی نیز در مقطع فعلی ، امکان پذیر نمی باشد. البته تردید ندارم که در آینده ای بسیار نزدیک ابعاد این توافق نامه ،به نقل محافل تبدیل خواهد شد. در آن روز مُشت های زیادی برای مردم باز می شود و نقاب از بسیاری چهره ها برداشته خواهد شد. اما تا آن روز نمی توان چشم بر همه واقعیت ها بست و اجازه داد گروهی پر مدعا ، هم دروغ بگویند وهم خود را قهرمان در همه عرصه ها از جمله راستگویی به خلق اله معرفی کنند. به خصوص بایستی با قاطعیت در برابر کسانی ایستاد که نقاب مردم خواهی و آزاد منشی بر چهره دارند امادر پشت این نقاب ،به دنبال تبانی نوشته یا نا نوشته با رهبر هستند تا نقش او در ماجراجویی پر هزینه هسته ای را کمرنگ جلوه دهند.

برای روشن شدن موضوع باید چند ماه به عقب رفت ؛ به بهار امسال که عده ای خود را برای نقش آفرینی در آنچه انتخابات ریاست جمهوری نامیده می شد آماده می کردند. آنها با تأکید مکرر و گاه کسالت آور بر نابسامانی های هشت ساله ، همه گناهها را متوجه احمدی نژاد می کردند تا نگاهها از عامل مادام العمر فلاکت ایران ـ رهبر به طرف کسی برود که دوره ریاست او رو به پایان بود. انتخابات به پایان رسید اما حمله به احمدی نژاد و انتساب همه نابسامانی ها و فلاکت ها به او ،همچنان تنها عامل وحدت گروهها و افرادی است کهظاهراً هیچ عامل اشتراک دیگری ندارند. همه این افراد در ماجرای توافق نامه اخیر هسته ای نیز همچنان بر همان رویه پافشاری دارند . همه آنها به گونه ای سخن می گویند که گویی احمدی نژاد دارای اختیارات کامل در موضوع هسته ای بوده و مسئولیت همه فلاکت های هسته ای ، متوجه اوست.یقین دارم اغلب این افراد به خوبی می دانند که اولاً از روز نخست هم احمدی نژاد حاکم مطلق در پروژه و پرونده هسته ای نبود .ثانیاً در دوسال پایانی دولت دهم ، پرونده هسته ای به طور کامل از دستان او خارج شده بود.اما به فرض که ادعاهای این گروه به خصوص طیف سبز و بنفش آنها صحیح باشد آنگاه آنان باید توجیه اخلاقی برای رفتار دوگانه خود نسبت به شرایط یکسان ، ارائه نمایند. روز بیست وهفتم اردیبهشت ماه سال هشتاد ونه ، با حضور مقاماتی از برزیل و ترکیه در تهران ، بیانیه سه جانبه ای امضا شد که به موجب آن دولت جمهوری اسلامی متعهد می شد برای رفع نگرانی گروه 1+5 حدود یکهزار و ودویست کیلوگرم اورانیوم غنی شده سه و نیم درصدی را تحویل ترکیه دهد . در مقابل ترکیه تضمین می کرد که معادل یک صد و بیست کیلوگرم اورانیوم با غلظت حدود بیست در صد – بر اساس تفاهم با شش قدرت جهانی در اختیار ایران قرار گیرد. (متن بیانیه تهران ، اینجا) . صدور این بیانیه اعتراض گروهی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز را به دنبال داشت. آنان معتقد بودند ـ و اعتقاد آنان ، درست بود ـ که این نوع بر خورد با یک کشور مستقل،تحقیر آمیز است. شدید ترین اعتراض در این مورد ، روز سوم خرداد سال هشتاد ونه توسط بانوی شجاع جنبش سبز دکتر زهرا رهنورد مطرح شد. او که به همراه همسر قهرمان خود میرحسین موسوی ، پذیرای عده ای از فرماندهان سلحشور جنگ با عراق بود به بیانیه بیست و هفتم اردیبهشت ماه تهران برای تبادل سوخت اشاره کرد و اظهار داشت :” بر تارک تمامیت ارضی ما فتح خرمشهر و آبادان می درخشد وقتی بیشتر درخشش این پیروزی ها درک خواهد شد که آن را با برخی از توافقنامه های امروزی مقایسه کنیم توافقنامه هایی که از قرار دادهای ننگین ترکمنچای و گلستان بدتر است و آخرین نمونه اش همین معاهده هسته ای هفته گذشته است.”
میرحسین موسوی نیز با عباراتی مشابه ، بر نگاه همسر خویش در خصوص بدتر دانستن بیانیه تهران از قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان صحه گذاشت. دقیقاً سه و نیم سال بعد از آن اظهار نظرموسوی و رهنورد ، قرار دادی در ژنو امضا شد که شاید راهی جز امضای آن وجود نداشت اما بی تردید دهها بار خفت بار تر از بیانیه اردیبهشت ماه هشتاد ونه است .توافق جدید در حالی امضا شد که میر عزیز و همسر شجاعش در حبس هستند و نمی توانند به راحتی نظر خود را اعلام کنند . شاید هم اگز نظر خود را بگویند مصلحت اندیشی هایی مانع انتشار آن شود . اما بسیاری از کسانی که آن روز با استناد به دیدگاه موسوی و رهنورد، مقاله نوشتند و از رفتار ترکمانچایی دولت احمدی نژاد گله کردند آزاد هستند و از این آزادی تنها برای هورا کشیدن به خاطر قرارداد تحقیر کننده فعلی ، بهره می گیرند.
البته به نظر می رسد پذیرش همین قرارداد پر تحقیر، بهترین انتخاب ممکن در شرایط فعلی بوده است .اما دادن به یک قرار داد به خاطر دفع خطرات و خسارات بیشتر ، یک بحث است و همزبانی با سردمداران دروغ پرداز حکومت برای “اقتدار نمایی ” ، بحثی دیگر. مردم عادی اگر شادمانی می کنند حق دارند زیرا برای آنها
راهی موقت پیدا شده تا بخشی از فشارها از دوش ایشان برداشته شود. برخی اعضای دولت بنفش هم حق دارند برای تحت الشعاع قراردادن ناکامی های داخلی خود، به بزرگ نمایی و حتی وارونه جلوه دادن ابعاد تفاهم نامه ژنوبپردازند. اما سبزهایی که خود را یار موسوی می دانند چه ؟ ایا آنها در برابر وجدان ، اخلاق و تاریخ می توانند ثابت کنند محتوای توافق اخیر ، آبرومندانه تر از بیانیه ای است که موسوی و رهنورد ، آن را ننگین تر از ترکمانچای دانستند؟
درس نخست موسوی برای یارانش ، اخلاق مداری بود. اگر مدعیان همراهی با موسوی ، مانند همراهان روحانی می اندیشند وتوافق نامه اخیر را یک موفقیت بزرگ می دانند باید دیدگاه خود نسبت به بیانیه تهران که به مراتب عزتمدارانه تر از توافق اخیر بود را بیان نمایند. چگونه می توان تسلیم در برابر فشار های جهانی برای خروج دو سوم اورانیوم غنی شده در داخل و معاوضه آن با سوخت مورد نیاز مراکز پزشکی هسته ای را ترکمانچای نامید و پذیرش دهها درخواست منطقی و غیر منطقی همان قدرت ها را یک پیروزی بزرگ دانست؟ آیا شرط اخلاق مداری که موسوی آن را تبلیغ می کردآنست که هرچه توسط رقیب – حتی رقیب بی کفایت و فاسدی همچون احمدی نژاد – انجام می شود را به باد ناسزا بگیریم و خود ، کاری را صورت دهیم که صدها بار قبیح تر از آنست؟

No responses yet

Nov 20 2013

خامنه‌ای در روز مذاکرات ژنو ۳: یک قدم از حقوق اتمی عقب‌نشینی نشود

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: این حرفها فقط برای مصرف داخلی است تا ساندیس خورها از رژیم دلسرد نشوند.
رادیوفردا: در حالی که تنها ساعاتی تا آغاز مذاکرات هسته‌ای ژنو ۳ باقی مانده است، رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، ۲۹ آبان‌ماه، در جمع گروه بزرگی از نیروهای بسیجی ایران بار دیگر به طرف مقابل مذاکره خاطرنشان کرد که ایران «ذره‌ای» از حقوق اتمی خود عقب‌نشینی نمی‌کند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای که به گزارش خبرگزاری‌های داخل ایران برای «ده‌ها هزار» نیروی بسیجی سخنرانی می‌کرد در سخنانی شدیداللحن دولت ایالات متحده آمریکا را «راس استکبار» دانست.

او با این حال تاکید کرد که جمهوری اسلامی با مردم آمریکا «دشمنی ندارد» و می‌خواهد با همه ملت‌ها رابطه داشته باشد؛ بلکه به گفته او «مشکل» حکومت جمهوری اسلامی با «دولت آمریکا و استکبار» است.

رهبر جمهوری اسلامی در بخشی دیگر از سخنرانی خود به مقامات دولت ایران هشدار داد که «کسی نگوید که فلان کار در زمان فلان رئیس جمهور آمریکا صورت گرفت، همه‌شان یکی هستند، در برابر نظام جمهوری اسلامی یک سیاست دارند».

آقای خامنه‌ای در سخنرانی روز چهارشنبه خود که تنها ساعاتی پیش از مذاکرات اتمی ایران با گروه ۵+۱ در ژنو، سوئیس، ایراد شد تاکید کرد که برای طرف ایرانی «خطوط قرمزی وجود دارد» که مذاکره‌کنندگان ایرانی «موظفند» آنها را رعایت کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای با این حال در سخنرانی خود خاطرنشان کرد که «البته در جزئیات این مذاکرات مداخله نمی‌کنیم».

رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود از یک سو تاکید کرد که از دولت حسن روحانی در مذاکرات اتمی ژنو حمایت می‌کند، اما از طرف دیگر گفت که «اصرار دارم بر تثبیت حقوق ملت ایران از جمله حقوق هسته‌ای».

آیت‌الله خامنه‌ای هفته گذشته نیز در حمایت از دولت آقای روحانی که چند هفته‌ای را سخت سرگرم مذاکره با قدرت‌های جهانی بوده گفته بود که کسی حق ندارد مذاکره‌کنندگان ایرانی را سازشکار بخواند.

آیت‌الله خامنه‌ای در حمله‌ای شدیداللحن به اسرائیل که ایران را به تلاش برای ساخت بمب اتمی متهم می‌کند این کشور را «سگ هار نجس منطقه یعنی رژیم صهیونیستی» خواند و در مقابل اسرائیل را متهم کرد که رژیم «نامشروعی» است که «جز شر چیزی برای دنیا نداشته است».

او در جایی دیگر با اشاره به دولت اسرائیل گفت که «اسم حیوان را هم بر روی آنها نمی‌شود گذاشت».

رهبر جمهوری اسلامی در عین حال در سخنانی تند به کسانی که قصد تعرض و تجاوز به ایران را داشته باشند هشدار داد که به آنان «چنان سیلی‌ای خواهد زد که هرگز فراموش نخواهد کرد».

علی خامنه‌ای که برای «۵۰ هزار» فرمانده بسیج از سراسر کشور در مصلای تهران سخنرانی می‌کرد در گفته‌های خود تاکید کرد که «نظام اسلامی» ایران با استکبار سر خصومت و دشمنی دارد و «دولت آمریکا در راس استکبار است».

این سخنان در حالی است که مذاکره‌کنندگان ایرانی تا ساعاتی دیگر در شهر ژنو با نمایندگان اعضای گروه ۵+۱ بر سر میز مذاکره خواهند نشست، گروهی که یکی از اعضای آن ایالات متحده آمریکاست.

No responses yet

Nov 20 2013

یوتیوب ممنوع؛ اما نه برای وزیر خارجه

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

خودنویس: جواد ظریف پیش از آغاز گفتگوهای ژنو، پیامی را روی یوتیوب منتشر کرده است و در آن، از آزادی اراده ایرانیان سخن گفته است. این در حالی است که ایرانیان آزاد نیستند یوتیوب را ببینند.

یوتیوب، در طول چند سال گذشته، تنها چند روز از سد فیلترینگ گذشته و آزاد بوده است. با این حال، جواد ظریف، از این رسانه ممنوعه برای انتقال پیام خود استفاده کرده است.

جواد ظریف، وزیر خارجه ایران به زبان انگلیسی با مخاطبان سخن گفته و زیرنویس فارسی نیز بر روی فیلم قرار گرفته است.

در این ویدیوی پنج دقیقه و نیمه، وزیر خارجه ایران، درباره «عزت» و «احترام» سخن می‌گوید و می‌گوید که نمی‌توان درباره «عزت» مذاکره کرد و روی آن قیمت گذاشت.

او ضمن دفاع از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، می‌گوید: «برای ما، انرژی هسته‌ای به معنای تامین آینده فرزندان‌مان است، برای ایجاد تنوع در اقتصادمان، و به جهت جلوگیری از اتلاف نفت‌مان، و پیرامون تولید انرژی پاک…»

آقای ظریف در این ویدئو، اشاره‌ای به انرژی‌های پاک غیر هسته‌ای و میزان هزینه جمهوری اسلامی برای غنی‌سازی و ضررهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها به واسطه نحوه جلو بردن برنامه هسته‌ای در ۱۰ سال گذشته نکرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .